تبليغاتX
فدايي سيد علي

تفرقه افكنان از قبيل آخوندهاي جيره‌خوار و ملي‌گرايانِ بي خبر از اسلام و مصالح مسلمين را از خود برانيد كه ضرر اينان بر اسلام از ضرر جهانخواران كمتر نيست.

امام خميني (س)

 باز هم يه مقاله ديگه از خانم رجبي.

خلع لباس

نوشتن مطلب خطاب به مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت اصيل و وارسته تمام حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام، گام اول بود، و گام دوم نوشتن اين مقاله خطاب به دادگاه ويژه‌ي روحانيت است. دادگاهي كه براي رسيدگي به جرائم يا اتهامات دارندگان لباس روحاني تاسيس يافته، و دستور تاسيس اين نهاد مقدس از سوي حضرت امام سلام الله عليه صادر شده است. پيش از پرداختن به اصل مطلب، پرسش بنياديني را مطرح مي‌كنم كه: 

آيا به طور كلي و اساسي، مقصود و هدف متعالي آن مرجع و فقيه و رهبر جهان اسلام از تاسيس دادگاه ويژه، "حفظ و حراست از لباس مقدس روحانيت" نبود؟ اگر اين امر تعيين كننده مد نظر حضرتش نبود، و اگر آن امام بزرگ صرفاً محدود كردن رسيدگي به پرونده‌ي تخلفات و جرائم دارندگان لباس روحاني در "دادگاهي ويژه" در نظر داشت، مي‌توان آن حضرت را در دايره‌ي تنگ "صنف‌گرايي" ارزيابي كرد؟

اما بعد، دادگاه ويژه‌ي روحانيت در عمر خود خدمات بي‌شماري به امام صادق عليه‌السلام داشته و حوزه‌هاي جعفري عليه‌السلام را از لوث وجود بسياري از ناپاكان و ناصالحان پاك گردانيده است. اما اينك پرسش آن است كه چرا "پيرامون عمل حرام خاتمي" كه نخستين بار هم نبوده، اين چنين سكوت پيشه كرده است؟

آيا محاكمه‌ي "عبد... نوري" به جرم "ترويج حرام در اخلاق و رفتار و روزنامه‌ي تحت امر او، در راستاي حراست از "شريعت محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم" نبود؟ اين عمل مقدس و به جا، اگر ديگر دارندگان اين لباس را از تئوري‌پردازي و عمل خلاف شرع از طيف اصلاح‌طلبان به طور كامل باز نداشت، اما برگ زريني، در كارنامه دادگاه ويژه روحانيت به يادگار نهاد.

خلع لباس "يوسفي اشكوري"، كه با حضور ننگين خود در كنفرانس برلين، سبب وهن روحانيت شيعه به لحاظ تئوري و عمل گرديد، اقدام به جا و طلايي ديگري از سوي اين نهاد مقدس بود.

حال جامعه‌ي اسلامي و به خصوص مهد تشيع و سراي امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف – ايران اسلامي –  مانده است و معضل ويرانگر عمل "محمد خاتمي" در دست دادن با زنان در ايتاليا! يعني انجام يك "خلاف شرع بيّن از سوي اين دارنده لباس روحاني".

مطلب ديگر آن كه اين عمل، پس از ده سال ويرانگري تئوريك و برنامه‌سازي خانمان‌برانداز او برمبناي اصلاح‌طلبي دين‌ستيز و شريعت‌سوز، انجام گرفته است. يعني اگر همان دوران كه او فرياد زد: "اگر دين در مقابل آزادي بايستد در هم خواهد شكست" و با اين نعره دين‌ستيز، اراذل و اوباش را در 18 تير 78 براي براندازي به پرجمداري "مريم شانسي" به خيابان‌ها كشيد، دادگاه ويژه روحانيت وارد عمل مي‌شد، امروز اين فاجعه به انجام نمي‌رسيد.

آيا ترويج اخلاق‌ستيزي شريعت‌سوزانه "عبدالله نوري" در روزنامه‌اش، و حركت ننگين "يوسفي اشكوري" در حضور و سخنان بي‌مبنايش، از اعمال "محمد خاتمي" ننگين‌تر بوده است؟ بي‌گمان چنين نبوده و نيست. بالاتر آن كه اين فرد با منابع نامعلوم و البته هنگفت مالي با دوره‌گردي در جهان غرب، دستگاه معركه‌گيريش را با تفسير و تحليل اسلام امريكايي به نام "نظام اسلامي" به كار مي‌اندازد. بنابراين هم به لحاظ تئوريك كه مبنايي‌تر از فضاحت عمل حرام "محمد خاتمي" است و هم به دليل انجام اين "خلاف شرع بيّن" انتظار مي‌رود دادگاه ويژه نسبت به "خلع لباس" او وارد عمل شود. اين انتظار امت اسلام، ملت ايران و همه‌ي مدافعان روحانيت اصيل و وارسته است.

1386/03/29

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 17:41 |

باز هم يه مقاله از خانم فاطمه رجبي. حتماً بخونيد.

من هم بايد بگويم جانا سخن از زبان ما مي گويي...

1386/03/23   ::

 خاتمي، خلع لباس يا تعيين تكليف

مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت وارسته و بالنده‌ي حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام!

انتشار فيلم مربوط به "محمد خاتمي" در كشور "ايتاليا"، ميزان پايبندي اين دارنده‌ي لباس روحاني را به "شريعت اسلامي" نمودار كرد. گرچه بر اساس "فيلم پيشين" موردي تقريباً مشابه از سوي فرد مذكور در "ايران" صورت گرفته، اما مسأله‌ي دست دادن با زنان در ايتاليا را نمي‌توان با هيچ عذر و مصلحت‌گرايي، دورانديشي يا نوانديشي، خردگرايي و سياست‌پيشگي ناديده گرفت و يا توجيه نمود.

از وكيلان مجلس، سران احزاب راست و چپ، جناح‌هاي سياسي، و قلم به دستاني كه تنها بر اساس مصلحت خودبينانه و نفع‌طلبي سياسي وارد عمل نمي‌شوند، انتظاري نيست كه در مقابل اين فاجعه، موضعي دينمدارانه و مسؤوليت‌پذيرانه بگيرند.

علماي رباني و پاسداران حقيقي شريعت محمد صلي‌الله عليه و آله و سلم!

آيا در تاريخ شيعه، هرگز نمونه‌ي بارزي از رفتار خلاف شرع، چون عمل "محمد خاتمي" را به خاطر داريد؟ آيا صاحبان ديدگاه‌هاي غرب‌گرايانه و غربزده، و اصلاح‌طلبان دين‌سوز، هرگز جرأت داشته‌اند در "لباس دين" به دين‌سوزي عملي بپردازند؟ آيا قداست روحانيت و طهارت لباس پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم، هرگز ميدان تركتازي عملي پروتستان‌هاي شريعت‌سوز واقع شده است؟ گرچه پس از "بردار شدن شريعت" در مشروطه‌ي دين‌ستيز، برخي دارندگان لباس روحاني، ستيزه‌گري با مباني اسلام، و احكام شريعت را آشكار نمودند، اما اين افراد ناچار از "خلع لباس" داوطلبانه يا اجباري گرديدند. "كسروي"، "تقي‌زاده" و امثال آن‌ها، شاهد اين مدعا هستند.

در نتيجه، "لباس مقدس روحانيت" از "اباحه‌گران غرب‌پيشه" حداقل در تظاهر به شريعت‌ستيزي، مصون مانده است. بالاتر آنكه، انديشه‌هاي "مفسده‌انگيز" اين افراد همواره از سوي روحانيت حافظ اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم، با پاسخ‌هاي قاطع و كوبنده مواجه شده‌اند.

بنابراين چگونه امروز كه افرادي چون "محمد خاتمي" با انتصاب به نظام امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف، و با داشتن لباس روحاني، به چنين اعمال فاجعه‌باري دست مي‌زنند، مرجعيت عظيم‌الشأن و روحانيت اصيل و وارسته، سكوت پيشه كرده‌اند؟

آيا اين اركان اصلي حفاظت از شريعت، به انتظار "دادگاه ويژه‌ي روحانيت" نشسته‌اند؟ آيا دادگاه ويژه كه "طلاب عزيز امام صادق عليه‌السلام" را به جرم پرسش از رفسنجاني با دستگيري و زندان به نفي بلد و مجازات محكوم مي‌كند، در "مذهب‌ستيزي آشكار و طويل‌المدت اين افراد" چه ميزان مسؤوليتي احساس مي‌نمايد و چه زماني به ميدان مي‌آيد؟

البته انتظار مي‌رود اين نهاد يادگار امام بر اساس مبنا و علت تاسيس خود به زودي وارد عمل شود. اما اين دادگاه اصولاً صلاحيتي عالي‌تر و گسترده‌تر از مرجعيت و جامعه‌ي مدرسين را داراست؟ و نيز آيا وجود دادگاه ويژه‌ي روحانيت از مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت عظيم‌الشأن در پاسداري از شريعت محمدي صلي الله عليه و آله و سلم و حفظ قداست روحانيت سلب مسؤوليت مي‌كند؟

حافظان مرزهاي دين و شريعت !

اگر روزي كه هاشمي رفسنجاني با تئوري‌پردازي در خطبه‌هاي جمعه، "حجاب قرآني" را به تعديل كشاند، و دخترش را "مجري" آن نمود، و آنگاه كه در فيلم تبليغاتي‌اش، "جلسه‌ي خلاف شرع" تشكيل داد، و امروز با كهولت سن، "فاجعه‌ي ابتذال دانشگاه آزاد"‌ را "رضايت‌بخش" مي‌خواند، و با حضور پي‌در‌پي در ميان اين ابتذال، بر آن "صحه عملي" مي‌گذارد، بزرگواران روحاني، تحمل بيش از بيش نشان نمي‌دادند، قطعاً امروز جامعه‌ي اسلامي ما شاهد "عملكرد فاجعه‌بار" محمد خاتمي نبود.

هم‌چنين اگر حوزه‌هاي علميه، جامعه‌ي محترم مدرسين كه حضرت امام خميني سلام الله عليه، مسؤوليت بزرگي در حراست از روحانيت شيعه را بر عهده آنان گذارد، تحريفات قرآني و مبنايي "هاشمي رفسنجاني" را با اغماض ننگرند، و بدعتگزاري‌هاي خطرناك و آخرالزماني او را با هدف "قدرت‌طلبي آشكار" خوش‌بينانه نپندارند، امروز سفرهاي زنجيره‌اي "خاتمي" به غرب با انگيزه و هدف و منابع مالي نامعلوم، و اعمالي كه گوشه‌اي از آن در فيلم مذكور آشكار شد، انجام نمي‌گيرد.

به راستي چه كسي و چه زماني بايد تكليف اين تعداد از دارندگان لباس روحاني را كه دين و شريعت را بازيچه قرار داده‌اند، روشن كند؟

مكرر مي‌گويم و عاجزانه اعلام مي‌كنم: ملت خداجوي، چشم اميد به حوزه‌هاي علميه و مرجعيت وارسته دارد. اگر امروز اين فجايع پي در پي، با سكوت مواجه شود، و اگر لباس مقدس روحانيت، آماج حملات تئوريك و عملي اين افراد قرار گيرد، فردا بسيار دير خواهد بود. علاوه بر آن، دنباله‌روان اين افراد هم‌چون "كديور" و "شبستري" و ديگر انديشه‌سوزان بي‌فرهنگي كه ارزش نام‌بردن ندارند، گستاخ‌تر خواهند شد.

نسل‌هاي امروز و فردا از "مهد تشيع فاطمي سلام‌الله عليها"، از حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام، انتظار واكنش دينمدارانه و مسؤولانه دارد.

تعيين تكليف اين افراد، اگر به خلع لباس ختم مي‌شود، و يا راهكار ديگري دارد، امري ضروري و مورد انتظار ملت است. خداوند دين اسلام و مذهب تشيع را از شر ستيزه‌گران سياست‌پيشه و قدرت‌مدارِ در لباس روحانيت، در امان بدارد، و علماء و روحانيت اصيل را مورد عنايت ويژه‌ي حضرت صاحب‌الامر در عمل به مسؤوليت‌ها و وظايفشان قرار دهد. 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 1:38 |
باز هم خاتمی بازهم اظهار تاسف از این آدم خانم رجبی راست گفته بود باید این آدم خلع لباس شود. متاسفم برای خاتمی و بیشتر از اون برای حامیان این آدم. واقعاْ‌ با سکوت در برابر این روحانی نما که آبرو برای روحانیت نگذاشته جواب خون شهدا را چه می‌دهیم.

اصل فیلم این عکسها را هم ببینید. http://youtube.com/watch?v=CjE8RJ8g43o

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 1:54 |

به نقل از سايت خانم فاطمه رجبي

 

بار ديگر افاضات خاتمي

اگر "سرمقاله‌نويسان كيهان" و "سخنگوي جامعه‌ي مدرسين" يا "عضو ارشد جامعه‌ي روحانيت مبارز" از كوره در نروند، بر آنم تا بر "افاضات خاتمي" در "بنياد باران" به مناسبت "دوم خرداد" نقدي بزنم.

نكته اول

خداي را سپاس مي‌گويم كه با ظهور احمدي‌نژاد، و اظهارات خالصانه‌ي او درباره‌ي "خادمي بيشتر براي مردم"، خاتمي هم امروز بدون هيچ جايگاهي، ناچار شده خود را از فضيلت‌هايش جدا كند! و به خضوع و خدمتگزاري اشاره نمايد. اين دستاورد مهم احمدي‌نژاد در شكستن نخوت و تكبر يكي از دو ريس‌جمهور گذشته را به فال نيك بايد گرفت، اگر چه پس از 10 سال باشد.

نكته دوم

باز هم خداوند را سپاس، كه پس از 10 سال ستيزه‌گري "دوم خرداد" با دين و مذهب و انقلاب و امام و جنگ و ...، امروز "محمد خاتمي" به ياد سوم خرداد و 15خرداد افتاده است. اين پيروزي بزرگ گفتمان اسلام ناب را، به آزادگان و آزادانديشان و مؤمنان به حقانيت انقلاب اسلامي بايد تبريك گفت.

نكته سوم

محمد خاتمي در يك شگرد انحرافي و تحقير ملي و مصاف با جمهوريت واقعي نظام اسلامي، گفته است: «انصاف اين است كه اگر نگوييم انتخابات دوم خرداد تنها انتخابات بود، مي‌توانيم بگوييم تقريباً تنها انتخابات رقابتي جدي بود. رقابتي سخت و نفس‌گير، و آن چه حاصل شد بر خلاف انتظار يا تحليل بود كه خيلي‌ها انتظار داشتند." بي‌مقدمه بايد گفت؛ محمد خاتمي مي‌پندارد ملت شعورشان را به دوم خرداد گره زده‌اند كه با مرگ آن شعور ملي هم مرده باشد و يادشان رفته "پشتوانه و عقبه‌ي پنهان دوم خرداد"، شخص "هاشمي رفسنجاني" بود كه آخرين خطبه‌ي نمازجمعه‌اش را با راهكار سياسي‌كارانه، قرباني آراي خاتمي كرد، و نيز خاتمي ذهن ملت را مانند سرنوشت 8 ساله‌ي كشور و ملت به بازي مي‌گيرد و تصور دارد، ملت فراموش كرده "وزارت كشور هاشمي" مسؤول و مأمور انتخاباتي بود كه "نامزد مورد نظر هاشمي يعني خاتمي" از آن برآمد و ...

نكته چهارم

محمد خاتمي براي "خنداندن" ملت گفته است" «در مسايل سياسي بدون هيچ تعصبي بايد بگويم هيچ‌گاه مانند دوم خرداد صاحب اتحاد نبوديم." البته لطف اين صاحب كرم انقلاب اسلامي را به اشاره شامل شده است. انتظار جز اين نيست كه خاتمي با هشت سال سير و سفر در تساهل و مداراي غرب‌گرايانه، و وامداري انديشه و عمل نسبت به غرب‌زدگي، و 2 سال اخير گردش در غرب به فراموشي ذهن و انحراف بيشتر فكر دچار شده باشد. صاعقه‌ي سهمگين ظهور و پيروزي احمدي‌نژاد و آراي كيفي و شكوهمند ملت به وي، البته خساراتي چنين را در پي داشت. اما منهاي "خنده آمدن خلق از اين گفته خاتمي"، كدام اتحاد و در كجا مورد نظر اوست؟ 8 سال فتنه و فساد تا مرز فروپاشي اجتماعي؟ 8 سال بيدادگري در دانشگاه‌ها و تنش و اوباش‌گري پيرامون گفتمان دوم خرداد؟ 8 سال دين‌سوزي و مذهب‌ستيزي و جنگ با روحانيت و مقدسات و اصول انقلاب؟ و ... اين معني اتحاد ملي است؟ يا ملت مورد نظر خاتمي جداي از ملت ايران، يعني مسلمان و انقلابي است؟!

نكته پنجم

خاتمي باز هم بر طبل توخالي گذشته كوبيده كه "در دوم خرداد يك بينش و يك منش انتخاب شد". چگونه اين فرد پس از طرد و قهر كوبنده ملت در 27 خرداد و سوم تيرماه 84 كه اصلاح‌طلبي و اصلاح‌طلبان را در روش و منش و بينش با هر لباس و رسم و راه و نام از صحنه اخراج كرد، هنوز در خواب و خيال به سر مي‌برد؟

نكته ششم

از كرامات خاتمي در اين سخنان آن است كه مي‌گويد: "نسل جواني كه حتي انقلاب را درك نكرده بود در حماسه دوم خرداد شركت كرد." اگر خاتمي كمتر به ديار غرب سفر كند، شايد ذهن و فكرش آرام گرفته، و اين امر بديهي را بداند كه در انتخابات رياست‌جمهوري بعد هم نسل انقلاب‌نديده شركت كرد و بعدها نيز چنين خواهد بود. آيا خاتمي به ايستادگي نسل‌ها اعتقاد دارد؟

نكته هفتم

خاتمي طبق روال گذشته توهمات خود و تئوري‌پردازان حرفه‌اي‌اش را اظهار داشته كه: «دوم خرداد توانست همه تهديدها را كه در آن زمان فراوان بود و هنوز هم هست به فرصت تبديل كند.»

كافي است به چند فرصت به دست آمده توسط خاتمي و دوي خردادش اشاره شود:

الف – محور شرارت لقب گرفتن ايران از سوي جنايتكاران حاكم بر امريكا كه به دليل فرصت‌سوزي‌هاي خاتمي و دولتمردانش بود، و سازش و تسليم و كرنش آن‌ها در برابر امريكا!

ب – تعليق ذلت‌بار و البته داوطلبانه‌ي دولتي در مساله‌ي هسته‌اي يعني سوزانيدن و برباد دادن حق علمي و فني و بهره‌ورري ايران و ايراني به بهاي قبول و پسند امريكا و اروپا.

ج – خيمه‌زدن پر آب و تاب امريكا در دل جهان اسلام با اشغال عراق مسلمان، و ايجاد يك تهديد نظامي بالفعل در مرزهاي ايران، به منظور برپايي "دموكراسي و حقوق بشر" طبق انديشه امريكايي و عمل خاتمي. و ...

نكته هشتم

خاتمي با تواضع و خشوع گفته است: «در صدد بيان دستاوردهاي اقتصادي، امنيتي، آزادي و پيشرفت كشور و دستاوردهاي بين‌المللي حاصل از دوم خرداد نيستم و ... » اي كاش اين رئيس خودساخته‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها و اين انديشه‌گر دموكراسي‌خواه مورد قبول و استقبال امريكا و انگليس، تا اين حد تواضع نداشت و "رساندن تعداد بيكاران به مرز 12 ميليون" و "معتادان ميليوني" و "گروگانگيري و شرارت‌هاي اشكار اشرار در شهرها و مرزها"،‌ و "يادگار عفن قمه‌كشي اوباش در تهران كه امروزه با آن برخورد مي‌شود"، و "اعمال تروريستي منافقان در روز روشن" كه "شهادت صياد شيرازي و لاجوردي"، و "خمپاره‌اندازي به سپاه" و ... را در پي داشت، و "شبه كودتاي 18 تير كه توسط اوباش هوادار او به انجام رسيد و پنج روز تهران را در دست اوباش دوم‌ خردادي قرار داد و ..." و "فساد و فحشاي گسترده برون آمده از سازندگي و ولنگاري رشد يافته در اصلاحات" و "قلع و قمع هر نگاه و كلام دينمدارانه و شريعت‌خواهانه" و "جسارت و گستاخي و بي‌شرمي و هتاكي دين‌سوزانه و شريعت‌ستيزانه"، و ... را به عنوان مشتي از خروار دستاوردهاي آن "دوران سياه" اشاره مي‌كرد.

البته دستاوردهاي بين‌المللي را در مسايلي چون "ماجراي كنفرانس ننگين برلين"،‌ "حمايت بي‌چون و چراي امريكا، انگليس و ... از گفتمان اصلاح‌طلبي"، "اتحاد صهيونيستي تفكر غربي عليه گفتمان اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم" مي‌توان شاهد آورد. شاهد عيني آن، امروزه در سفرهاي پرهزينه و با منابع نامعلوم شخص خاتمي به ديار غرب است.

نكته نهم

خاتمي در يك چرخش دين‌خواهانه گفته است:‌ "اسلام و دين بزرگترين هديه به انسان است و ..." چقدر بايد خاتمي در كشور استراحت كند و از اين همه سفر دوره‌اي به امريكا و انگليس و ايتاليا و ...؟! كمي چشم بپوشد تا يادش بيايد هم "او" فرياد بر آورد، فريادي خشن و مرگبار كه: «اگر دين در برابر آزادي بايستد در هم خواهد شكست." اگر او به فراموشي دچار شده است ملت نه امروز و نه فردا و نه تا پايان تاريخ اين توطئه‌ي شوم را در انديشه‌گري وي فراموش نخواهد كرد. 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 13:53 |