تبليغاتX
فدايي سيد علي

قسمت آخر

 

نتیجه‌ گیری‌


الف‌ - برچسب‌ «كودتا» كه‌ یك‌ حركت‌ نظامی‌ از سوی‌ نیروهای‌ مسلح‌ علیه‌ دولت‌ رسمی‌ كشور است‌ در مورد رویدادهای‌ 24 تا 28 مرداد سال‌ 1332 هدفی‌ جز پنهان‌ ساختن‌ نقش‌ واقعی‌ دولت ‌انگلستان‌ در طراحی‌ و براندازی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ و به‌ دست‌ آوردن‌ كنترل‌ دوبارۀ‌ نفت‌ ملی‌ شده‌ ایران ‌ندارد و هیچ‌ دلیل‌ و مدرك‌ معتبر تاریخی‌ ، وقوع‌ یك‌ كودتای‌ نظامی‌ از سوی‌ ارتش‌ علیه‌ مصدق راپشتیبانی‌ نمی‌كند.
ب‌ - مصدق با داشتن‌ پُست‌ نخست‌ وزیری‌ و وزیر دفاع‌ ملی‌، در اختیار داشتن‌ نیروهای‌ ارتش‌ و شهربانی‌، گرفتن‌ اختیار قانونگذاري‌ و منحل‌ ساختن‌ مجلس‌ به‌ گونه‌ یك‌ فرمانروای‌ مستبد اداره‌ كشور را در دست‌ خود گرفته‌ و از پشتیبانی‌ حزب‌ توده‌ نیز برخوردار بود ولی‌ دولت‌ او به‌ گونه‌ ناباورانه‌ای‌ در ظرف‌ یك‌ روز سقوط‌ كرد. در خلال‌ 50 سال‌ گذشته‌ وابستگان‌ سیاست‌های‌ بیگانه‌ برای‌ توجیه‌ این ‌سقوط‌ پیش‌ بینی‌ نشده‌، تبلیغات‌ گمراه‌ كننده‌ای‌ به‌ راه‌ انداخته‌ رهبران‌ نهضت‌ ، مجلس‌ و مردم‌ را متهم‌ساخته‌ و مدعی‌ شده‌اند مُشتی‌ اراذل‌ و اوباش‌ و روسپیان‌ به‌ خیابان‌ها ریختند و دولت‌ ملی‌ را سرنگون‌كردند! این‌ فریبكاری‌ها برای‌ آن‌ است‌ كه‌ همكاری‌ مصدق با دولت‌ انگلستان‌ برای‌ براندازی‌ نهضت‌ملی‌ ایران‌ آشكار نشود.
پ‌ - توجیهات‌ بی‌پایه‌ و ادعاهایی‌ مانند اینكه‌ ناكامی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ حاصل‌ پیدایش‌ اختلاف ‌سلیقه‌ میان‌ رهبران‌ نهضت‌ بوده‌ و یا اینكه‌ اطرافیان‌ آیت‌الله كاشانی‌ و اطرافیان‌ مصدق موجبات‌ ایجاداختلاف‌ میان‌ آنان‌ و شكست‌ نهضت‌ ملی‌ را فراهم‌ آورده‌اند چیزی‌ جز سرپوش‌ گذاردن‌ بر مداخله‌ بیگانگان‌ و نادیده‌ گرفتن‌ واقعیت‌ ها و اسناد و مدارك‌ روشن‌ تاریخی‌ نیست‌. بی‌گمان‌، دشوارترین ‌و خطرناك‌ترین‌ بخش‌ مبارزات‌ زندگی‌ سیاسی‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ رویارویی‌ با توطئه‌هایی‌ بوده‌ است‌ كه‌ در فاصله‌ زمانی‌ مردادماه‌ سال‌31 تا 28 مرداد 1332 از سوی‌ انگلستان‌ طرح‌ریزی‌ و به‌ مورد اجراگذارده‌ شده‌اند. دراین‌ آزمون‌ سخت‌، نهضت‌ ملی‌ ایران‌ با چالش‌های‌ خُرد كننده‌ای‌ از درون‌ روبرو گردید و آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ ناگزیر شد در برابر قانون‌ شكنی‌های‌ دولتی‌ كه‌ به‌ هر دلیل‌ توانسته‌ بود وجاهت ‌ملی‌ به‌ دست‌ آورد ایستادگی‌ كند و شخصیت‌ سیاسی‌ خود را به‌ خطرانداخته‌ و برای‌ دفاع‌ از كشور آن‌ رافداكند. این‌ ویژگی‌ مهم‌ و عنصر سازنده‌ای‌ در شخصیت‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ است‌ كه‌ وی‌ را از دیگران ‌ممتاز می‌سازد.
ت‌ - بررسی‌ رویدادهای‌ سال‌های‌ 1329 تا 1332 نشان‌ می‌ دهند كه‌ مداخله‌ دولت‌ انگلستان‌ در امور داخلی‌ ایران‌ از طریق‌ یك‌ توطئه‌ چند وجهی‌ و با بكار گرفتن‌ عوامل‌ داخلی‌ خود برای‌ براندازی ‌نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ مورد اجرا گذارده‌ شده ‌است‌. این‌ گروه‌ درهم‌ تنیدۀ‌ وابسته‌ به‌ بیگانه‌، اساس‌ حكومت ‌ملی‌ و مشروطیت‌ را از صحنه‌ سیاسی‌ كشور ما برچیدند و از قوه‌ مجریه‌، مقننه‌ و دادگستری‌ كشور صورت ‌ظاهری‌ بیش‌ باقی‌ نگذاردند.
ث‌ - مداخله‌ انگلستان‌ در امور داخلی‌ كشور ما در این‌ دوره‌ تاریخی‌ از جمله‌ در برگیرنده‌ موارد زیر بوده ‌است‌ :
- به‌ دست‌ گرفتن‌ قدرت‌ اجرایی‌ در كشور از طریق‌ وارد ساختن‌ افراد وابسته‌ به ‌خود در پست‌های‌ كلیدی‌.
- به‌ ورشكستگی‌ كشیدن‌ اقتصاد ملی‌ از طریق‌ ایجاد بُن‌بست‌ درمسئله‌ نفت‌.
- گسترش‌ نارضایی‌ عمومی‌ و به‌ سستی‌ كشیدن‌ نیروی‌ پایداری‌ مردم‌.
- اختلاف‌ افكنی‌ در میان‌ مردم‌ از طریق‌ اشخاصی‌ كه‌ در پست‌های‌ كلیدی‌ و در رسانه‌ها جاسازی‌ كرده‌ بودند.
- ترور شخصیت‌ و بی‌ آبرو كردن‌ آیت‌الله كاشانی‌ و دیگر پیشگامان‌ نهضت‌ ملی‌ از طریق‌ یك‌ رشته‌ تبلیغات‌ مسموم‌ و پرحجم‌ داخلی‌
- آشفته‌ ساختن‌ دستگاه‌ دادگستری‌ و بی‌ اثر ساختن‌ آن‌ و انحلال‌ دیوان‌عالی‌ كشور.
- به‌ سستی‌ كشیدن‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و منحل‌ ساختن‌ آن‌
- به‌ قدرت‌ رسانیدن‌ گروهك‌های‌ بی‌ هویت‌ به‌ ویژه ‌بازگزاردن‌ دست‌ حزب‌ توده‌ در صحنه‌ سیاسی‌ كشور.
ج‌ - دولت‌ مصدق به‌ هیچ‌ یك‌ از برنامه‌های‌ اعلان‌ شده‌ خود در زمینه‌ حل‌ عادلانه‌ موضوع‌ نفت ‌و اصلاح‌ قانون‌ انتخابات‌ و برگزاری‌ انتخابات‌ آزاد عمل‌ نكرد. او با كاشتن‌ بذر اختلاف‌ در میان‌ مردم ‌روحیه‌ اتحاد را كه‌ بزرگترین‌ دستاورد نهضت‌ ملی‌ ایران‌ بود در هم‌ شكست‌ و به‌ هنگام‌ واگذاری‌ قدرت ‌به‌ زاهدی‌، پشت‌ سرخود كویری‌ از ناامیدی‌ و پراكندگی‌ به‌ جای‌ گذارد كه‌ همیشه‌ خواسته‌ اصلی ‌سیاست‌های‌ بیگانه‌ در كشور ما بوده است‌.
چ‌ - درقرن‌ بیستم‌ شاهد دخالت‌های‌ آشكار و خلاف‌ حقوق بین‌الملل‌ از سوی‌ قدرت‌ های‌ بزرگ ‌غربی‌ و شرقی‌ در كشورهای‌ جهان‌ سوم‌ بوده‌ایم‌. این‌ دخالت‌ ها همواره‌ مورد سرزنش‌ افكار عمومی ‌و اندیشمندان‌ در سراسر جهان‌ قرار گرفته‌است‌ ولی‌ در دوران‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ ویژه‌ رویدادهای‌ تیر و مرداد سال‌ 1332 دخالت‌ سازمان‌ یافته‌ای‌ برای‌ در هم‌ كوبیدن‌ تلاش‌ های‌ ملت‌ ایران‌ انجام‌ شده‌ است ‌كه‌ در پس‌ پرده‌ ای‌ از فریب‌ و ریاكاری‌ بوده ‌است‌ . این‌ مداخله‌، به‌ بهای‌ محروم‌ ساختن‌ ملت‌ ایران‌ از حق‌ آزادی‌، حقوق بشر و محروم‌ ماندن‌ از بهره‌ برداری‌ از منابع‌ طبیعی‌ كشور خود به‌ ثمره‌ رسیده ‌است‌.
ح‌ - از دلائل‌ مهم‌ پرده‌پوشی‌ بیگانگان‌ در مورد این‌ رویداد بزرگ‌ تاریخی‌ و تاریخ‌نگاری‌ گمراه‌ كنندۀ‌ وابستگان‌ داخلی‌ و خارجی‌ آنان‌ در زمینه‌ دلائل‌ ناكامی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌، بی‌گمان‌ این ‌است‌ كه ‌این‌ سیاست‌های‌ خارجی‌ همچنان‌ به‌ دنبال‌ تأمین‌ منافع‌ نامشروع‌ خود در میهن‌ ما هستند و كوشش ‌فراوان‌ دارند ملت‌ ایران‌ از شیوه‌های‌ مداخله‌ آنان‌ در نا آگاهی‌ به‌سر برده‌ ونتواند از این‌ تجربه‌ تاریخی‌ كه‌ بهای‌ گرانی‌ برای‌ آن‌ پرداخته‌ است‌ درس‌های‌ لازم‌ را بیآموزد.
خ‌ - یك‌ ضرب‌ المثل‌ فرانسوی‌ می‌گوید: « یك‌ دروغی‌ كه‌ 100 بار تكرار گردد، تبدیل‌ به‌ حقیقت‌ می‌ شود». (43) در خلال‌ پنجاه‌ سال‌ گذشته‌ واژۀ «كودتا» در زمینه‌ رویدادهای‌ مرداد ماه‌ سال‌1332 میلیون‌ها بار در سراسر جهان‌ تكرار شده‌ و بسیاری‌ از مردم‌ به‌ دلیل‌ مرموز بودن‌ شیوه‌ مداخلۀ‌ بیگانگان‌ و پرده‌ پوشی‌ بر واقعیت‌های‌ تاریخی‌ آنرا باور كرده‌اند. ولی‌ این‌ دورغ‌ تاریخی‌ هرگز به‌ حقیقت‌ مبدّل‌ نخواهد شد . حقیقت‌ و راستی‌ را نیرویی‌ است‌ كه‌ هیچ‌ نیرنگی‌ توانایی‌ شكست‌ دادن ‌همیشگی‌ آن‌ را ندارد و این‌ حقیقت‌ و راستی‌ است‌ كه‌ سرانجام‌ پرده‌های‌ نیرنگ‌ و فریب‌ را دریده‌ و پیروز خواهد شد . این‌ وعده‌ تخلف‌ ناپذیر خداوند بزرگ‌ است (44)‌ وتلاش‌ های‌ خستگی‌ ناپذیر پژوهشگران‌ ایرانی‌ تضمین‌ كننده‌ تحقق‌ آن‌ خواهد بود.


پاورقی ها:
1) در این كنفرانس بین‌المللی پاره‌ای از مؤلفین كه كتاب یا مقالاتی در زمینه رویدادهای نهضت ملی اریان نوشته‌اند حضور داشته‌اند. اسامی دعوت شدگان عبارتند از: مارك گازیورسكی ، ملك برن ( از مركز ملی آرشیو امنیتی آمریكا) ، همایون كاتوزیان ، مازیار بهروز ، خانم آناعنایت ، فخرالدین عظیمی ، یرواند آبراهامیان ، سردنیس رایت ( سفیر پیشین انگلیس در ایران ) ، آندرونیومن ، جان‌والر ( عضو بازنشسته سیا ) سام فال ( عضو بازنشسته اداره خارجی انگلستان ) . گروهی از علاقمندان نیز از اروپا و آ«ریكا در این كنفرانس حضور یافته‌ند و در بحث‌ها مشاركت داشته‌اند.
2) این مقاله در كنفرانس بین‌المللی دانشگاه اكسفورد ارائه شده است. بخشی از یادداشت‌ها كه به دلیل كمبود وقت، فرصت ارائه آن در كنفرانس وجود نداشت به مقاله افزوده شد.
3) باری روبین، جنگ قدرت‌ها در ایران ، ‌فصل سوم ، شكست یك انقلاب ،‌برگ 85، ترجمه محمود مشرقی ، انتشارات آشتیانی ، خراد سال 1363
4) شایسته یادآوری است كه مؤسسه انتشارات دولتی ایالات متحده آمریكا در سال 1989 دو جلد اسناد روابط خارجی آمریكا مربوط به سال‌های 1951 تا 1954 را كه در برگیرنده نامه‌نگاری‌های سفارت در تهران با وزارت خارجه این كشور می‌باشد منتشر ساخته است. اگرچه اسناد پاره‌ای از رویدادها محرمانه مانده ولی این مجموعه راه‌گشای ارزشمندی برای پژوهش‌های تاریخی آن دوران می‌باشد. این اسناد به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
5) این پیام روز پنجشنبه 8 اردیبهشت 1328 در جلسه علنی مجلس دوره پانزدهم از سوی آقای سید ابوالحسن حائری‌زاده خوانده شد و در صورت‌جلسات مذاكرات مجلس به چاپ رسید.
6) دكتر مظفر بقایی كرمانی ، سید ابوالحسن حائری‌زاده ، حسین مكی و عبدالقدیر آزاد از سران این گروه بودند.
7) حسین مكی در یادداشت‌های خود می‌نویسد پس از خواندن این نامه از تریبون مجلس متوجه شده است كه این نامه اصل لایحه الحاقی را تأیید نموده است. به همین دلیل به مصدق تلفن می‌زند و تقاضای نامه دیگری می‌كند. مصدق هم این درخواست را می‌پذیرد و دو روز بعد نامه دیگری علیه لایحه الحاقی به مجلس می‌نویسد. به گفته مكی‌، مصدق در برخورد با لایحه الحاقی گام مهمی بر نداشت و این دو نامه را هم به اصرار من نوشت. البته دلیل فرستادن نامه دوم به احتمال قوی این بوده كه مصدق متوجه شده است نمایندگان اقلیت زیر بار لایحه نمی‌روند.
8) مصدق از گذشته‌های دور روابط پنهانی و نزدیك با انگلیس‌ها داشت و بر همین پایه او ار در دوران جوانی به استانداری فارس رساندند كه زیر كنترل سیاسی و نظامی انگلستان بود. حتی «مستر نورمان» وزیر مختار این كشور در ایران در نامه‌ای به نخست وزیر وقت ایران در آبان 1299 خورشیدی خواستار ادامه استانداری او در فارس گردید.
9) تفصیل بحث‌ها و اسناد گفتن اختیارات قانونگذاری از مجلس هفدهم در مجموعه مقالات من در كتاب «اندیشه‌هایی در حقوق امروز» زیر عنوان: «اصل تفكیك قوا، بحران سیاسی دی ماه سال 1331 در ایران»، برگ‌های 195 تا 266 ، سال 1376 ، نشر حقوقدان به چاپ رسیده است.
10) سناتور « مك كارتی» موج مبارزه با نفوذ كمونیست‌ها را در آمریكا دامن می‌زد و حساسیت شدیدی در مرمد بر علیه مرام كمونیزم به وجود آورده بود.
11) دكتر مظفر بقایی كرمانی ، استاد فلسفه و اخلاق دانشكده ادبیات دانشگاه تهران ، نماینده مجلس دوره پانزدهم از كرمان و در مجلس‌های دوره شانزدهم و هفدهم همزمان نماینده مردم كرمان و تهران بود. او از پایه‌گذاران نهضت ملی و ملی شدن صنعت نفت در ایران و در همه دوران مبارزات آیت‌الله كاشانی پیش و پس از 28 مرداد سال 1332 در كنار آیت‌الله كاشانی و از یاران صدیق ایشان بود.
12) زاهدی دارای سوابق خدمت نظامی روشنی بود به ویژه در سال 1328 در سمت رییس شهربانی كل كشور در برگزاری انتخابات دوره شانزدهم مجلس شرایط انتخابات آزاد را فراهم ساخت و در نتیجه گروهی از هواداران نهضت ملی توانستند به مجلس راه یابند . به همین جهت پس از پیروزی نهضت از سوی مصدق به سمت وزیر كشور انتخاب شد.
13) روزنامه كیهان ، 10 اسفند 1331
14) روزنامه اطلاعات ، دوشنبه 29 تیر 1332
15) فراكسیون‌های هوادار مصدق در مجلس هفدهم و بسیاری از یاران او با انحلال مجلس مخالفت كردند و اشخاصی چون دكتر سنجابی و دكتر صدیقی در دهه اخیر مدعی شده‌اند كه به مصدق هشدار داده‌اند كه در صورت انحلال مجلس، شاه فرمان بركناری او را صادر خواهند كرد. با این حال این اشخاص كاری جز اعتراض ملایم نكرده و هیچگونه ایستادگی در برابر فكر خطرناك رفراندوم و انحلال مجلس انجام نداده و مصدق را در اجرای این اقدامات یاری كردند.
16) روزنامه اطلاعات ، 7 مرداد 1332
17) روزنامه اطلاعات ، پنجشنبه 8 مرداد 32
18) روزنامه اطلاعات ، 8 مرداد 1332
19) روزنامه اطلاعات ، 8 مرداد 1332
20) روزنامه اطلاعات ، 18 مرداد 1332
21) روزنامه اطلاعات ، پنجشنبه 25 تیر 1332
22) روزنامه اطلاعات ، شنبه 10 مرداد 1332
23) رزونامه اطلاعات ، شنبه 10 مرداد 1332
24) روزنامه اطلاعات ، یكشنبه 11 مرداد 1332
25) روزنامه اطلاعات ، یكشنبه 11 مرداد 1332
26) روزنامه فرانسه زبان «لوموند» چاپ پاریس در شماره 4 اوت 1953، روش‌های غیر دموكراتیك در برگزاری این رفراندوم و مؤثر بودن تحریم آیت‌الله كاشانی را به روشنی تشریح كرده است.
27) اعلامیه وزارت كشور در روزنامه اطلاعات شنبه 24 مرداد 1332 چاپ شده است. به نوشته همین روزنامه پنجشنبه 22 مرداد ، ساعت 5/6 صبح امروز ابوالقاسم امینی كفیل وزارت دربار با مصدق دیدار و گفتگو كرد و نتایج گفتگو در نامه‌ای با هواپیما در همان روز برای شاه به كلاردشت فرستاده شد. امینی به مندرجات این نامه اشاره‌ای نكرده است ولی به احتمال قوی موضوع این نامه درخواست تأیید نتایج رفراندوم از شاه و صدور فرمان انحلال مجلس هفدهم بوده است. همین درخواست روز جمعه 23 مرداد در نامه‌ای از سوی مصدق به پیشگاه شاه با امضای «چاكر» صورت گرفته و در آن درخواست صدور فرمان انتخابات دوره هجدهم شده است. روزنامه اطلاعات ، شنبه 24 مراد 1332 .
28) در گزارش‌هایی كه از سوی مأمورین سرویس‌های جاسوسی انگلیس و آمریكا در زمینه این رویدادها منتشر گردید،‌ نقش كلیدی دولت انگلستان و عوامل داخلی آن در طراحی و اجرای توطئه انحلال مجلس و ترور شخصیت سران نهضت ملی ایران به گونه كامل پنهان نگاهداشته شده است. «سی‌.ام.وودهاس» در بخشی از كتاب خود زیر عنوان:«
Something Ventured» انتشارات گرانادا ، سال 1982 و همچنین «كرمیت روزولت» در یادداشت‌های خود زیر عنوان « Countercoup ضد كودتا» كه هواداران مصدق با تحریف عنوان، ‌آن را بنام «كودتا در كودتا» منتشر كرده‌اند نقش كلیدی انحلال مجلس در براندازی نهضت ملی ایران را مسكوت گذارده‌اند. به ویژه یادداشت‌های كرمیت روزولت بیشتر داستان سرایی و آكنده از نكات خلاف واقع و دروغ‌پردازی است. او حتی به بسیاری از واقعیت‌هایی كه در روزنامه‌های ایران ثبت شده و یا اسنادی كه پس از 28 مرداد منتشر شده است توجه نداشته است. این گزارش‌ها اصولا با این انگیزه منتشر شده‌اند كه شخص مصدق را به عنوان قربانی اقدامات انگلیس و امریكا معرفی كرده و مداخله این دو كشور برای براندازی نهضت ملی ایران را پنهان سازند. به همین دلیل است كه با گذشت 50 سال ، این دو دولت اسناد سرویس‌های مخفی خود را در زمینه این رویدادها منتشر نكرده‌اند.
29) در این زمینه مقاله‌ای زیر عنوان «انحلال مجلس هفدهم محور توطئه مرداد ماه 1332» در ماهنامه دنیای سخن شماره 81 سال 1377 منتشر ساخته‌ام.

30) تصویر این رسید به خط مصدق پس از گذشتن 40 سال از این رویداد تاریخی در سال 1373 از سوی مرحوم ابراهیم صفائی در كتاب زندگینامه سپهبد زاهدی برگ 129 به چاپ رسید كه در این جا آورده می‌شود.



31) اعلامیه دولت بدون ذكر نام یك مقام مسئول یعنی شخص نخست وزیر و یا وزیر كشور صادر شده است. روزنامه اطلاعات ، 25 مرداد 1332
32) در تیرماه سال 1331، مصدق به هنگام معرفی كابینه خود به شاه درخواست كرد وزیر جنگ را خود او تعیین كند. پس از چند ساعت گفتگو ، شاه زیر بار نرفت و مصدق بی‌مشورت با آیت‌الله كاشانی و مجلس استعفای خود را اعلام كرد و به خانه خود رفت. ولی با رهبری آیت‌الله كاشانی و نمایندگان اقلیت مجلس، مردم در برابر احمد قوام كه اكثریت مجلس به او رأی تمایل داده و شاه به او فرمان نخست وزیری داده بود قیام كردند. حكومت چند روزه قوام سقوط كرد و مصدق بار دیگر در پرتو پشتیبانی آیـت‌الله كاشانی و مجلس توانست از خانه خود به قدرت باز گردد.
33) روزنامه اطلاعات ، 25 مرداد 1332 برگ 12
34) روزنامه اطلاعات ، 8 اردیبهشت 1333
35) اعلامیه فرمانداری نظامی در زمینه جلوگیری از هرگونه تظاهرات كه به گونه روشن متوجه افراد حزب توده بود صبح روز 27 مرداد صادر شد (روزنامه اطلاعات‌، سه شنبه 27 مرداد 1332) و بعدازظهر همان روز به مورد اجرا گذارده شد. باری روبین، جنگ قدرت‌ها در ایران ، برگ 82
36) روزنامه كیهان 29 مرداد 1332 در گزارش تفصیلی خود در زمینه سركوب هواداران حزب توده در بعدازظهر 27 مرداد یادآور شده است كه:«در این جریان عده كثیری بازداشت شدند». كیانوری از سران حزب توده نیز در خاطرات خود (صفحه 268) تأكید كرده است روز 27 مرداد نزدیك به 600 نفر از افراد ، مسئولین و كادرهای حزب دستگیر شدند و این امر ضربه بسیار بزرگی بر ارتباطان حزب وارد آورد.
37) روزنامه اطلاعات، دوشنبه 26 مرداد 1332
38) پنج روز بحرانی، یادداشت‌های اردشیر زاهدی ،‌اطلاعات ماهانه ، شهریور 1336 شماره 114
39) یادداشت‌های اردشیر زاهدی ، اطلاعات ماهانه ، بهمن 1336 ، شماراه 119
40) روزنامه كیهان ،‌29 مرداد 1332
41) این به معنی آن نیست كه میان مصدق و زاهدی تبانی وجود داشته و این دو در روند واگذاری قدرت با یكدیگر همكاری كرده‌اند. چارچوب طرح براندازی نهضت ملی ایران از سوی انگلیسي‌ها تدوین و در جریان اجرا توافق‌هایی با آمریكا انجام شده است. تشریح جزئیات این طرح و نقش اشخاصی كه در آن تأثیرگذار بوده‌اند نیازمند یك كتاب تفصیلی است كه خوشبختانه اسناد و مدارك آن در اختیار پژوهشگران تاریخ معاصر می‌باشد.
42) دكتر علی امینی ،‌ مذاكرات جلسه پنجاه و یكم مجلس شورای ملی ، یكشنبه 8 مهر 1333
43)
Un mensong repete cent fois devientune verite
44) قرآن كریم آیه 32 از سوی توبه:
«می‌خواهند نور خدا را با دهان‌های خود خاموش سازند ولی خداوند نور خود را می‌گستراند...»

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 7:42 |

قسمت پنجم

10- سركوب‌ مقاومت‌های‌ احتمالی‌

سران‌ حزب‌ توده‌ كه‌ به‌ دلیل‌ تبعیت‌ كوركورانه‌ از سیاست‌های‌ بیگانه‌ و پیروی‌ از اندیشه‌های‌ جزم‌ گرایانه ‌ماركسیستی‌ از شناخت‌ درست‌ واقعیت‌ های‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ كشور ما ناتوان‌ بودند اطلاعاتی‌ در زمینه‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ احتمالی‌ زاهدی‌ در روزهای‌ آینده‌ به ‌دست‌ آورده‌ و آنگونه‌ كه‌ سپس‌ مدعی‌ شدند به‌ مصدق پیشنهاد كمك‌ و اقدام‌ داده‌اند . ولی‌ مصدق پس‌ از آنكه‌ در دوران‌ نخست‌ وزیری‌ خود با استفاده‌ ابزاری‌ از این‌ حزب‌ به‌ رویارویی‌ با هواداران‌ اصیل‌ نهضت‌ ملی‌ پرداخت‌ و امنیت‌ ملی‌ كشور ما را به‌ خطر انداخت‌ به‌ ویژه‌ هنگامی‌ كه‌ عوامل‌ انگلستان‌ در روزهای‌ 25 و 26 مرداد پس‌ از خارج‌ شدن ‌شاه‌ از كشور حداكثر بهره‌برداری‌ را از حزب‌ توده‌ برای‌ بی‌ ثبات‌ كردن‌ جامعه‌ و تحریك‌ احساسات‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ وضع‌ موجود انجام‌ دادند، با در نظر گرفتن‌ این‌ واقعیت‌ كه‌ تاریخ‌ مصرف‌ حزب‌ توده‌ از نظر انگلیس‌ها به‌ پایان‌ رسیده‌ بود مصدق روز 27 مرداد دستور سركوب‌ تظاهرات‌ هوادران‌ حزب‌ توده ‌را صادر كرد و این‌ دستور با شدت‌ اجرا شد (35) تا هرگونه‌ حركت‌ و یا اقدام‌ خود سرانه‌ و احتمالی‌ این‌ حزب‌ نیرومند در راه‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ زاهدی‌ خنثی‌ گردد. (36) از سوی‌ دیگر برای‌ آنكه‌ از سوی‌ دكتر مظفر بقایی‌ كه‌ همیشه‌ نقش‌ فعالی‌ در سمت‌ و سو دادن‌ به‌ رویدادهای‌ نهضت‌ ملی‌ را داشت‌ موانعی‌ در اجرای‌ سناریوی‌ از پیش ‌طراحی‌ شده‌ انگلستان‌ به ‌وجود نیاید مامورین‌ فرمانداری ‌نظامی‌ به‌ دستور مصدق درساعت‌ 14 6 بعد از ظهر روز 25 مرداد نامبرده‌ رادر مجلس‌ بازداشت‌ كرده‌ و به‌ زندان‌ بردند. (37) و به‌ این‌ ترتیب‌ اصل‌ مصونیت‌ پارلمانی‌ نمایندگان‌ مجلس‌ برای‌ نخستین‌ بار در دوران‌ مشروطیت‌ از سوی ‌مصدق در جهت‌ اجرای‌ نقشه‌ بیگانگان‌ زیر پاگزارده‌ شد.


11- تسلیم‌ نیروهای‌ نظامی‌ وشهربانی‌ به‌ زاهدی‌

زاهدی‌ روز پس‌ از دریافت‌ فرمان‌ نخست‌ وزیری‌ ، ساعت‌ 11 صبح‌ روز 24 مرداد، سرتیپ‌ محمد دفتری‌ را كه‌ از بستگان‌ نزدیك‌ و نظامیان‌ مورد اعتماد مصدق بود به‌ ریاست‌ شهربانی‌ منصوب‌ كرد. (38) او در این‌ هنگام‌ درسمت‌ فرمانده‌ گارد مسلح‌ گمرك‌ قرار داشت‌. زاهدی‌ همچنین‌ سرلشگر باتمانقلیچ‌ را به‌ سمت‌ رئیس‌ ستاد ارتش‌ منصوب‌ كرد. ولی‌ واقعیت‌ این‌ بود كه‌ خود او به‌ صورت‌ مخفی‌ به‌ سر می‌برد و هیچ‌ نیروی‌ نظامی‌ و یا سیاسی‌ در اختیار نداشت‌ كه‌ بتواند تصمیمات‌ خود را با عنوان‌ نخست‌ وزیر به‌ مورد اجرا گذارد. حتی‌ روز 27 مرداد به‌ دلیل‌ تسلط‌ كامل‌ مصدق بر اوضاع‌، زاهدی‌ از اینكه‌ بتواند توفیقی‌ در به‌ دست‌ گرفتن‌ قدرت‌ دولتی‌ داشته‌ باشد كاملاً ناامید بوده‌ و قصد داشته‌ است‌ به‌ اصفهان‌ یا كرمانشاه‌ برای‌ تشكیل‌ یك‌ حكومت‌ خارج‌ از مركز برود. (39) ولی‌ روز 28 مرداد همه‌ اوضاع‌ و احوال‌ دگرگون‌ شد. صبح‌ این‌ روز مصدق از ریاحی‌ رئیس‌ ستاد ارتش‌ می‌خواهد كه‌ حكم‌ ریاست‌ شهربانی‌ را برای‌ سرتیپ‌ دفتری‌ صادر كند و مسئولیت‌ فرمانداری‌ نظامی‌ را هم‌ به‌ عهده‌ او بگذارد. ریاحی‌ به‌ مصدق هشدار می‌ دهد كه‌ سرتیپ‌ دفتری‌ از افراد كمپ‌ زاهدی‌ است‌ ولی‌ مصدق با اصرار از او می‌خواهد چنین‌ حكمی‌ را صادر كند و او نیز تبعیت‌ می‌كند.
مصدق به ‌این‌ هم‌ بسنده‌ نكرده‌ در همان‌ صبح‌ روز 28 مرداد از دكتر صدیقی‌ وزیر كشور خود نیز می‌خواهد حكم ‌دیگری‌ برای‌ ریاست‌ شهربانی‌ سرتیپ‌ دفتری‌ صادركند و او نیز چنین‌ حكمی ‌را صادر می‌كند.
در همین‌ راستا چون‌ احتمال‌ دستگیری‌ سرتیپ‌ دفتری‌ كه‌ وابستگی‌ او به ‌زاهدی‌ آشكار شده‌ و تحت‌ پیگرد بود از سوی‌ فرماندار نظامی‌ وجود داشت‌، سرتیپ‌ ریاحی‌ دستور بازداشت‌ سرهنگ‌ اشرفی ‌فرماندار  نظامی‌ را نیز بدون‌ هیچگونه‌ دلیل‌ موجهی‌ صادر كرد تا سرتیپ‌ دفتری‌ بتواند بدون‌ هرگونه‌ مقاومتی‌ وارد ساختمان‌ شهربانی‌ و مقر فرمانداری‌ نظامی‌ شود. بدین‌ ترتیب‌ سرتیپ‌ دفتری‌ دارای‌ سه ‌حكم‌ ریاست‌ شهربانی‌ و فرمانداری‌ نظامی‌ ، نخست‌ از زاهدی‌، و سپس‌ از ریاحی‌ رئیس‌ ستاد مصدق و دیگری‌ از صدیقی‌ وزیر كشور مصدق بوده‌است‌. او با داشتن‌ این‌ احكام‌ درساعت‌ 2 بعدازظهر روز28 مرداد با چند دستگاه‌ جیپ‌ از گارد مسلح‌ گمرك‌ به‌ شهربانی‌ آمد (40) و بی‌ هیچ‌ مانعی‌ نیروهای ‌نظامی‌ و انتظامی‌ را در اختیار گرفت‌ و از زاهدی‌ دعوت‌ كرد به‌ شهربانی‌ كل‌ كشور وارد شود.
با فراهم‌ شدن ‌این ‌مقدمات‌، زاهدی ‌كه ‌تا ساعت‌ 3 بعدازظهر به‌ گونه‌ پنهانی‌ به‌ سر می‌برد از مخفیگاه‌ خود بیرون ‌آمد. وی ‌نخست‌ وارد فرستنده‌ رادیو شد و فرمان‌ نخست‌وزیری‌ خود و عزل‌ مصدق را به ‌آگاهی ‌عموم‌ رساند و از آنجا بی‌درنگ‌ به‌ شهربانی‌ رفته‌ و عملاً قدرت‌ نظامی‌ و سیاسی‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ .
مدارك‌ فراوانی‌ در دست‌ است‌ كه‌ نشان‌ می‌ دهند هیچ‌ یك‌ از واحدهای‌ نظامی‌ مستقر در پایتخت ‌یا نقاط‌ دیگر كشور حاضر نشده‌اند به‌ طرفداری‌ از زاهدی‌ وارد عمل‌ شوند و برعكس‌ همه‌ تیپ‌های‌ نظامی‌ پایتخت‌ تا پایان‌ روز 28 مرداد به‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ وفادار بوده‌اند. بنابراین‌ می‌توان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌ مصدق با واگذاری‌ آگاهانه‌ مسئولیت‌ شهربانی‌ و فرمانداری‌ نظامی‌ به‌ سرتیپ‌ دفتری‌ كه‌ پیش‌ ازآن‌ حكم‌ ریاست‌ شهربانی‌ او از سوی‌ زاهدی‌ صادر شده‌ بود و دیگر زمینه‌ چینی‌ هایی‌ كه‌ روز 28مرداد انجام‌ داد ، همه‌ نیروهای‌ مسلح‌ مستقر در پایتخت‌ را كه‌ از بركت‌ فداكاری‌ مردم‌ و قیام‌ پیروزمندانه‌ 30 تیر1331 به‌ رسم‌ امانت‌ در اختیار او گذارده‌ شده‌ بود ، یكجا به‌ زاهدی‌ واگذار كرد. در حقیقت‌ اگر فرمان‌ شاه‌، زاهدی‌ را به‌ نخست‌ وزیری‌ رساند این‌ اقدامات‌ موثر مصدق بود كه‌ راه‌ را برای ‌به ‌قدرت‌ رساندن‌ زاهدی‌ هموار كرد. (41)
سركوب‌ رهبران‌ و هواداران‌ اصیل‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ و از سوی‌ دیگر حضور گسترده‌ افراد حزب‌توده‌ در صحنه‌ سیاسی‌ و پیدایش‌ نابسامانی‌ در اوضاع‌ اجتماعی‌ كشور نگرانی‌ جدی‌ مردم‌ و نیروهای ‌مذهبی‌ را به‌ دنبال‌ داشت‌ . حل‌ و فصل‌ نشدن‌ موضوع‌ نفت‌ و قطع‌ صدور آن‌، اقتصاد كشور را در تنگنای ‌شدید قرار داد. فقر عمومی‌، نارضایی‌ از نهضت‌ ملی‌ ایران‌ را در پی‌ داشت‌ و همین‌ نارضایی‌ كه‌ با برنامه‌ریزی‌ و كارگردانی‌ انگلستان‌ گسترش‌ یافته‌ بود مورد بهره‌برداری‌ این‌ دولت‌ قرار گرفت‌ و از عوامل‌زمینه‌ ساز سقوط‌ نهضت‌ شد. ردّ پیشنهادهای‌ قابل‌ پذیرش‌ در زمینه‌ موضوع‌ نفت‌ در شرایطی‌ صورت‌گرفت‌ كه‌ بنا به‌ گزارش‌ وزیر دارایی‌ ایران‌، دولت‌ مصدق با مصرف‌ كردن‌ همه‌ ذخائر ارزی‌ و ریالی‌ كشور درسال‌ 1330 و با گرفتن‌ وام‌های‌ متعدد از بانك‌ ملی‌ و فروش‌ اوراق قرضه‌ درسال‌ 1331، چند میلیارد بدهی‌ به‌ بار آورده‌ و نزدیك‌ به‌ 400 میلیون‌ تومان‌ اسكناس‌ غیر قانونی‌ چاپ‌ كرده‌بود. سرانجام‌ در مرداد ماه‌ 1332 كفگیر به‌ ته‌ دیگ‌ خورده‌ و هیچگونه‌ امكانات‌ مالی‌ برای‌ پرداخت‌ حقوق كاركنان‌ و انجام‌ تعهدات‌ دولت‌ باقی‌ نمانده‌ بود. (42) مجموعه‌ عواملی‌ كه‌ بیان‌ گردید موجبات‌ دلسردی‌ مردم‌ از نهضت‌ ملی‌ ایران‌ را فراهم‌ ساخت‌ و گروه‌ بزرگی‌ از مردم‌ در این‌ اوضاع‌ و احوال‌ از بركنار شدن‌ دولت‌ مصدق كه‌ هیچ‌ دستاورد مثبتی‌ برای‌ كشور نداشت‌ خشنود گردیدند.
و این‌ بود سرانجام‌ سناریویی‌ كه‌ شبكه‌های‌ جاسوسی‌ انگلستان‌ برای‌ براندازی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران ‌طرح‌ریزی‌ كرده‌ و گام‌ به‌ گام‌ با موفقیت‌ به‌ مورد اجرا گذاردند. امنیت‌ ملی‌ كشور ما بر اثر این‌ ماجراجویی‌های‌ خطرناك‌ و عملكردهای‌ ویرانگر  به‌ شدت‌ تهدید شد و بهترین‌ فرصت‌ را در دسترس ‌انگلستان‌ قرارداد. این‌ دولت‌ سیاست‌های‌ خود را دنبال‌ كرد و با فراهم‌ آوردن‌ مقدمات‌ لازم‌ و در شرایطی‌ كه‌ دولتی‌ ضعیف‌ روی‌ كار بود و ملت‌ ایران‌ دچار پراكندگی‌ و اقتصاد كشور در وضعیتی ‌شكننده‌ قرار داشت‌ توانست‌ با كمك‌ دولت‌ آمریكا قرارداد كنسرسیوم‌ نفت‌ را در یك‌ مجلس‌ ضعیف ‌كه‌ جایگزین‌ مجلس‌ منحل‌ شده‌ هفدهم‌ ساخته‌ بودند در مهرماه‌ سال‌ 1333 به‌ ملت‌ ایران‌ تحمیل‌ كند. مبارزۀ‌ شدید و سرمشق‌آسای‌ آیت‌الله كاشانی‌ و یاران‌ او نیز برای‌ جلوگیری‌ از تصویب‌ این‌ قرارداد به ‌دلایلی‌ كه‌ پیش‌ از این‌ گفتیم‌ بی‌ نتیجه‌ ماند اگر چه‌ اسناد به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ سپس‌ در دیوان‌ داوری ‌دعاوی‌ ایران‌ و آمریكا در لاهه‌ - هلند در دعاوی‌ مطرح‌ شده‌ از سوی‌ اعضای‌ كنسرسیوم‌ نفت‌، مورداستناد دولت‌ ایران‌ قرار گرفت‌.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 14:20 |

قسمت چهارم

 

8- صدور فرمان‌های‌ عزل‌ و نصب‌


انحلال‌ مجلس‌ هفدهم‌ به‌ تنهایی‌ می‌توانست‌ موجبات‌ بركناری‌ نخست‌ وزیر از سوی‌ شاه‌ و انتقال ‌قدرت‌ دولتی‌ را فراهم‌ كند . طرحی‌ كه‌ بی‌ گمان‌ از سوی‌ انگلستان‌ تهیه‌ شده‌ و شخص‌ مصدق با كمك‌ هواداران‌ خود در مجلس‌ و بهره‌ گرفتن‌ از حزب‌ توده‌ آن‌ را گام‌ به‌ گام‌ عملی‌ ساخت‌. در آن‌ هنگام ‌رهبران‌ نهضت‌ ملی‌ وبسیاری‌ از مردم‌ كه‌ در برابر اقدامات‌ ویرانگر مصدق ایستادگی‌ می‌ كردند پیش‌بینی‌ روشنی‌ از انگیزه‌ او در منحل‌ ساختن‌ مجلس‌ نداشتند ولی‌ پس‌ از صدور اعلامیه‌ وزارت‌كشور و اعلان‌ نتایج‌ نهایی‌ رفراندوم‌ برای‌ انحلال‌ مجلس‌ دوره‌ هفدهم‌ روز پنجشنبه‌ 22 مرداد و پخش‌ خبر آن‌ در ساعت‌ 9 بعدازظهر همان‌ روز از رادیو ایران‌، (27) فرمان‌ نخست‌ وزیری‌ زاهدی‌ و فرمان‌ بركناری‌ مصدق روز 23 مرداد از سوی‌ شاه‌ صادر شد. همزمانی‌ اعلام‌ انحلال‌ مجلس‌ و صدور فرمان‌های‌ عزل‌ و نصب‌ نه‌ تنها یك‌ قرینه‌ بلكه‌ دلیل‌ قوی‌ برآن‌ است‌ كه‌ این‌ رویدادها برنامه‌ریزی‌ شده‌ بوده‌ و امروز با قاطعیت‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ اقدامات‌ مصدق از یك‌ سال‌ پیش‌ از آن‌ یعنی‌ متوقف‌ ساختن ‌انتخابات‌ دوره‌ هفدهم‌ با یك‌ تصویب‌ نامه‌ غیر قانونی‌ در بسیاری‌ از حوزه‌های‌ انتخابیه‌ و گرفتن‌ اختیار قانونگذاری‌ از مجلس‌ به‌ مدت‌ یكسال‌ و نیم‌ با هدف‌ به‌ سستی‌ كشیدن‌ مجلس‌ و حملات‌ پی‌درپی‌ به ‌اجتماعات‌ مسالمت‌آمیز مردم‌ در خانه‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ و سپس‌ منحل‌ ساختن‌ مجلس‌ از حلقه‌های‌ زنجیر یك‌ توطئه‌ بوده‌ و دارای‌ هدفی‌ به‌ جز فراهم‌ ساختن‌ زمینه‌ قانونی‌ واگذاری‌ قدرت‌ دولتی‌ از سوی‌مصدق به‌ نخست‌ وزیر برگزیده‌ شاه‌ نبوده‌است‌. (28) بی‌ جهت‌ نبود كه‌ آیت‌الله كاشانی‌ در اعلامیه‌ تاریخی‌ و فتوای‌ مذهبی‌ قاطع‌ خود در زمینه‌ تحریم‌ شركت‌ در رفراندوم‌ كه‌ دو روز پیش‌ از برگزاری ‌آن‌ انتشار یافت‌، رفراندوم‌ را «خانه‌برانداز كه‌ بانقشه‌ اجانب‌ طرح‌ ریزی‌ شده‌است‌» توصیف‌ كرد و «شركت‌ در آن‌ را حرام‌ و مُنافی‌ مصلحت‌ ملت‌ و مملكت‌» دانست‌. و دكتر بقایی‌ در نامه‌ای‌ به‌ وزیر كشور(دكتر صدیقی‌) در 21 مرداد، انحلال‌ مجلس‌ را خیانت‌ تاریخی‌ مصدق خواند. (29)

9- پذیرش‌ فرمان‌ شاه‌

فرمان‌ نخست‌ وزیری‌ زاهدی‌ ساعت‌ 23 روز 23 مرداد به‌ وی‌ ابلاغ‌ می‌گردد. شاه‌ به‌ زاهدی‌ همچنین ‌پیام‌ می‌دهد هرچه‌ زودتر بر اوضاع‌ نابسامان‌ كشور مسلط‌ شود و به‌ ویژه‌ مراقبت‌ كند به‌ جان‌ مصدق آسیبی‌ نرسد. زاهدی‌ صبح‌ روز بعد در جلسه‌ای‌ تصمیم‌ می‌گیرد فرمان‌ بركناری‌ مصدق ساعت‌ 23 شب‌24 مرداد به‌ وسیله‌ سرهنگ‌ نصیری‌ به‌ مصدق ابلاغ‌ گردد تا هیئت‌ دولت‌ او نیز كه‌ در تابستان‌ تا دیر وقت‌ در خانه‌ مصدق جلسه‌ دارند در جریان‌ امر قرار گیرند. نصیری‌ دقایقی‌ پس‌ از ساعت‌ 23 به‌ خانه‌ مصدق می‌رسد و از رئیس‌ انتظامات‌ وی‌ می‌ خواهد اجازه‌ دیدار او با مصدق را بدهد و هنگامی‌ كه‌ از دیدار مستقیم‌ او جلوگیری‌ می‌ كنند فرمان‌ سربه‌ مُهر را برای‌ ابلاغ‌ به‌ مصدق به‌ رئیس‌ انتظامات‌ خانه ‌او تحویل‌ می‌دهد. مصدق مدتی‌ او را بلاتكلیف‌ نگاه‌ می‌ دارد كه‌ شاید می‌ خواسته‌ است‌ هیئت‌ وزیران‌ خانه‌ او را ترك ‌كنند و یا از جهت‌ شیوه‌ برخورد با این‌ فرمان‌ با ستاد پنهانی‌ خود مشورت‌ كند ولی‌ سرانجام‌ روی‌ پاكت‌ آن‌ رسید می‌دهد. متن ‌این‌ رسید كه‌ تصویر آن‌ سال‌ها بعد انتشار یافت‌ چنین‌ است‌:
« ساعت‌ یك‌ بعداز نصف‌ شب‌ 25 مرداد 1332 دستخط‌ مبارك‌ به‌ اینجانب‌ رسید. دكتر محمد مصدق ». (30)
او از یك‌ سو این‌ فرمان‌ را « دستخط‌ مبارك‌» نامید و عنوان‌ «نخست‌ وزیر» را هم‌ از دنبالۀ‌ اسم‌ خود حذف‌ كرد كه‌ به ‌معنی‌ پذیرش‌ فرمان‌ شاه‌ و پایان‌ یافتن‌ نخست‌ وزیری‌ وی‌ بوده‌ است‌ از همین‌ رو از این ‌تاریخ‌ دیگر هیچ‌ سخنی‌ با مردم‌ نگفت‌ و پیامی‌ برای‌ ملت‌ نفرستاد. بنابراین‌ مصدق پس‌ از دریافت‌ فرمان ‌بركناری‌ خود دیگر سمتی‌ نداشت‌ كه‌ در نیمه‌ شب‌ 25 و یا روز 28 مرداد كودتایی‌ برای‌ براندازی‌ دولت‌ او انجام‌ شده‌ باشد. و از سوی‌ دیگر با پنهان‌ كردن‌ این‌ فرمان‌ و دستگیری‌ حامل‌ آن‌، صبح‌ روز 25 مرداد اعلامیه‌ای‌ از سوی‌ دولت‌ او (31)منتشر شد كه‌ اقدام‌ نصیری‌ در ابلاغ‌ فرمان‌ بركناری‌ را بی‌هیچ‌ دلیلی‌، كودتا توصیف‌ كرد. پنهان‌ كاری‌ شدید مصدق در مورد فرمان‌ بركناری‌ خود این‌ گمان‌ راتقویت‌ می‌كند كه‌ دستگیری‌ نصیری‌ كه‌ رسید ابلاغ‌ این‌ فرمان‌ را در دست‌ داشته‌ برای‌ جلوگیری‌ ازآشكار شدن‌ خبر صدور و ابلاغ‌ این‌ فرمان‌ بوده‌ است‌ . اگر این‌ رسید به‌ دست‌ زاهدی‌ می‌افتاد و وی ‌به‌ دلیل‌ نا آگاهی‌ از اسباب‌ چینی‌ های‌ مصدق در روزهای‌ آینده‌ آنرا در روزنامه‌ ها منتشر می‌ ساخت ‌ادامه‌ اجرای‌ طرح‌ انگلستان‌ و زمینه‌ سازی‌ ها برای‌ واگذاری‌ قدرت‌ دولتی‌ از سوی‌ مصدق به‌ زاهدی‌ به ‌خطر می‌افتاد. اگر مصدق فرمان‌ بركناری‌ خود را كه‌ در برابر آن‌ رسید داده‌ بود پنهان‌ نمی‌كرد و به‌ آگاهی‌ وزیران‌ خود می‌ رساند و در روزنامه‌ها هم‌ منتشر می‌شد چگونه‌ می‌ توانست‌ در حالی‌ كه‌ دیگر هیچ‌ سمـت‌ دولتـی‌ نداشت‌ دستور دستگیری‌ نصیری‌ را صادر كند و سپس‌ مدعی‌ گردد كه‌ وی‌ با ابلاغ ‌این‌ فـرمان‌ كـودتا كـرده‌ است‌؟ آیـا در اینصـورت‌ ملـت‌ ایـران‌، نمـایندگان‌ مجـلس‌ و مطبـوعات‌ چنین‌ ادعای‌ بی‌پایه‌ای‌ را كه‌ به‌ جوك‌ سیاسی‌ شباهت‌ داشت‌ از او می‌ پذیرفتند؟ اعلامیه‌ دولت‌ مصدق در صبح‌ روز 25 مرداد كاملاً خلاف‌ واقع‌ بوده‌ است‌. نه‌ زاهدی‌ دستور دستگیری‌ مصدق را داده‌ و نه ‌اشغال‌ خانه‌ مصدق كه‌ به‌ یك‌ دژ تسخیر ناپذیر تبدیل‌ شده‌ بود و یا دستگیری‌ او برای‌ زاهدی‌ و یا سرهنگ‌نصیری‌ امكان‌ پذیر بوده‌ است‌ .
با وجود طرح‌ عنوان‌ كودتا، مصدق در عمل‌ هم‌ فرمان‌ شاه‌ را پذیرفت‌ و كوچكترین‌ اقدامی‌ برای ‌خنثی‌ كردن‌ آن‌ انجام‌ نداد. اگر او حقیقتاً بر این‌ باور بود كه‌ شاه‌ حق‌ صدور فرمان‌ بركناری‌ او را ندارد و یا اقدام‌ سرهنگ‌ نصیری‌ را كودتا می‌دانست‌ حداقل‌ می‌ بایست‌ یك‌ یا دو اقدام‌ زیر را انجام‌ دهد:
نخست‌ آنكه‌- چون‌ به‌ دلیل‌ تهدید شاه‌ از سوی‌ نمایندگان‌ اقلیت‌ مخالف‌ رفراندم‌، شاه‌ حاضر نشده ‌بود پیرو نامه‌ 23 مرداد مصدق ، فرمان‌ انحلال‌ مجلس‌ را صادر كند، بنابراین‌ مجلس‌ كماكان‌ به‌ اعتبار خود باقی‌ بود و با بودن‌ مجلس‌ ، شاه‌ حق‌ صدور فرمان‌ بركناری‌ نخست‌ وزیر موجود را نداشت‌. در اینصورت‌ مصدق می‌توانست‌ با وجود اعتبار و رسمیت‌ مجلس‌، فرمان‌ نخست‌ وزیری‌ زاهدی‌ و بركناری‌ خود را بی‌اعتبار اعلام‌ كند بی‌ آنكه‌ نیازی‌ به‌ هرگونه‌ برخورد عملی‌ و سیاسی‌ دیگری‌ وجود داشته‌ باشد. زیرا با وجود مجلس‌ ، همه‌ موافقان‌ و مخالفان‌ بر این‌ باور بودند كه‌ شاه‌ حق‌ بركنار ساختن‌ نخست‌ وزیر را ندارد. شگفتی‌ برانگیز این‌ است‌ كه‌ در صبح‌ همین‌ روز 25 مرداد و در حالی‌ كه‌ مصدق فرمان‌ بركناری‌ خود را دردست‌ داشت‌ ، در مقام‌ استوار ساختن‌ آن‌ بر آمد و اعلامیه‌ انحلال‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ را كه‌ شاه‌ از صدور آن‌ خودداری‌ كرده‌ بود منتشر كرد تا آنكه‌ مخالفان‌ انحلال‌ مجلس‌ نتوانند نسبت‌ به‌ تصمیم‌ شاه‌ در مورد بركناری‌ مصدق در صورت‌ افشای‌ خبر آن‌ اعتراض‌ كنند و حوادثی‌ مانندقیام‌ 30 تیر تكرار نگردد. (32)
دوم‌ آنكه‌ - فرمان‌ بركناری‌ خود و نخست‌ وزیری‌ زاهدی‌ را مردود اعلام‌ كند و در رسانه‌ها از هواداران‌ میلیونی‌ خود كه‌ برحسب‌ ادعای‌ او رأی‌ به‌ انحلال‌ مجلس‌ دادند بخواهد او را در ادامه‌ مسئولیت‌ نخست‌ وزیری‌ یاری‌ داده‌ و پشتیبانی‌ كنند . در اینصورت‌ حداقل‌ این‌ بود كه‌ حزب‌ توده‌ از او حمایت‌ می‌كرد و ادامه‌ كار او تضمین‌ می‌شد. ولی‌ مصدق نه ‌تنها فرمان‌ بركناری‌ خود را از مردم‌ پنهان‌ كرد بلكه‌ در جلسه‌ صبح‌ روز 25 مرداد هنگامی‌ كه‌ هیئت‌ وزیران‌ در خانه‌ او گرد آمدند در حالی‌ كه‌ از نظر قانونی‌ تكلیف‌ داشت‌ فرمان‌ بركناری‌ را به‌ وزیران‌ خود اطلاع‌ دهد هیچ‌ اطلاعی‌ از فرمان‌ مزبور به‌ آنان‌ نداد و به‌ دیگر سخن‌، كابینه‌ خود را نیز نامَحرم‌ دانست‌. به‌ نوشته «شون‌» خبرنگار آمریكایی‌ آسوشیتدپرس‌ ، مقامات‌ دولتی‌، در مورد شایعه‌ صدور فرمان‌ نخست‌ وزیری‌ زاهدی‌ كه‌ روز 25 مرداد مطرح‌ شده‌ بود اظهار بی‌اطلاعی‌ كردند. (33) صدیقی‌ وزیر كشور دراین‌ زمینه‌ می‌گوید:
«در خانه‌ جناب‌ آقای‌ نخست‌ وزیر، افواهاً موضوع‌ دستخط‌ را كه‌ بهانه‌ ورود به‌خانه‌ بوده‌ است‌ شنیدم‌ و از آقای‌ دكتر مصدق پرسیدم‌ موضوع‌ دستخط‌ چه‌ بوده‌ ؟ فرمودند : چیزی‌ نبود»! (34)

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 14:12 |

قسمت سوم

 

5- ترور شخصیت‌ سران‌ نهضت‌


ترور شخصیت ‌آیت‌الله كاشانی‌ در ماههای‌ اسفند 31 تا مرداد 1332 در یك‌ برنامه‌ ریزی‌ دقیق‌ و به ‌كار گرفتن‌ انبوهی‌ از روزنامه‌هایی‌ كه‌ هزینه‌های‌ خود را از دستگاه‌ دولتی‌ می‌گرفتند و یا وابسته‌ به‌ حزب ‌توده‌ بودند و فعالیت‌ گسترده ‌افرادی‌ كه‌ به‌ گونه‌ ستون‌ پنجم‌ بیگانگان‌ به‌ شایعات‌ و تهمت‌های‌ ناروا دامن ‌می‌ زدند از برنامه‌های‌ ویرانگر مصدق دراین‌ دوران‌ است‌. متهم‌ ساختن‌ دكتر بقایی‌ كه‌ از نمایندگان ‌درستكار و پیشگام‌ نهضت‌ ملی‌ و از پشتوانه‌های‌ اصلی‌ آن‌ بود (11) به‌ شركت‌ در قتل‌ افشار طوس ‌و تقدیم‌ لایحه‌ سلب‌ مصونیت‌ پارلمانی‌ از وی‌ درهمین‌ راستا انجام‌ شد. اگر چه‌ مصدق با وجود اكثریتی ‌از نمایندگان‌ كه‌ در مجلس‌ داشت‌ نتوانست‌ موفق‌ به‌ سلب‌ مصونیت‌ از وی‌ شود ولی‌ این‌ تبلیغات‌ مسموم ‌برای‌ گمراه‌ كردن‌ مردم‌ و به‌ سستی‌ كشیدن‌ نیروی‌ پرتوان‌ نهضت‌ موثر بود.

6- آزاد سازی‌ ارتباطات‌ زاهدی‌

سر لشگر بازنشسته‌ فضل‌الله زاهدی‌ كه‌ در كابینه‌ اول‌ مصدق سمت‌ وزارت‌ كشور را به‌ عهده‌ داشت ‌برای‌ به‌ دست‌ گرفتن‌ سمت‌ نخست‌ وزیری‌ اعلام‌ آمادگی‌ كرده‌ بود ولی‌ از پشتیبانی‌ چندانی‌ در مجلس ‌برخوردار نبود. (12) آیت‌الله كاشانی‌ در تاریخ‌ 10 اسفند 1331 دریك‌ گفتگوی‌ مطبوعاتی‌ به‌ گونه‌ روشن‌ اعلام‌ كرد كه‌ از نخست‌ وزیری‌ زاهدی‌ حمایت‌ نمی‌كند. (13) ولی‌ مصدق برای‌ مطرح‌ ساختن‌ زاهدی‌ یكبار در اسفند 1331 او را دستگیر و زندانی‌ كرد و پس‌ از آزادی‌ گاه‌ و بی‌گاه‌ او را مورد تهدید قرار می‌داد و مأمورین‌ حكومت‌ نظامی‌ را چند بار به‌ خانه‌ او فرستاد تا توجه‌ اذهان‌ عمومی‌ را نسبت‌ به‌ او جلب‌ كند. زاهدی‌ به‌ دلیل‌ نگرانی‌ از دستگیری‌، در تاریخ‌ 14 اردیبهشت‌ 32 در مجلس‌ متحصن‌ شد و تا دهم‌ تیرماه‌ كه ‌آیت‌الله كاشانی‌ ریاست‌ مجلس‌ را به‌عهده‌ داشت‌ به‌ تحصن‌ خود ادامه ‌داده‌ و در همین‌ حال‌ زیر نظر و كنترل‌ بود و نمی‌توانست‌ به ‌گونه‌ فعّال‌ ارتباطات‌ خود را با بیرون‌ ازمجلس‌ برقرار كند. ولی‌ پس‌ از آنكه‌ دكتر معظمی‌ با برنامه‌ریزی‌ و اصرار مصدق به‌ ریاست‌ مجلس‌ رسید روز 29 تیرماه‌، فرستادگان‌ مصدق ، سرتیپ‌ ریاحی‌ رئیس‌ ستاد ارتش‌ و دكتر ملك‌ اسمعیلی‌ معاون‌نخست‌ وزیر با معظمی‌ دیدار و گفتگو كردند. پیرو این‌ گفتگو، معظمی‌ با زاهدی‌ وارد گفتگو شد و توافق‌هایی‌ حاصل‌ گردید تا زمینه‌ ترك‌ تحصن‌ زاهدی‌ از مجلس‌ فراهم‌ شود و در واقع‌ به‌ او تامین‌ داده‌ شد و در همان‌ روز 29 تیر، زاهدی‌ به‌ تحصن‌ خود پایان‌ داده‌ و با اتومبیل‌ رئیس‌ مجلس‌ به‌ بیرون‌ برده‌شد. (14) باین‌ ترتیب‌ دست‌ زاهدی‌ در فعالیت‌های‌ سیاسی‌ باز گردید تا فرصت‌های‌ لازم‌ را برای‌ برقراركردن‌ ارتباطات‌ خود به‌دست‌ آورد. بی‌گمان‌ این‌ اقدامات‌ كه‌ از سوی‌ مقامات‌ بلند پایه‌ و یاران‌ مصدق انجام‌ شده‌ به‌ دستور و با رهنمود شخص‌ وی‌ و در راستای‌ فراهم‌ آوردن‌ مقدمات‌ تسلیم‌ قدرت‌ دولتی ‌به‌ زاهدی‌ بوده ‌است‌.

7- منحل‌ ساختن‌ مجلس‌ هفدهم‌

وسرانجام‌آنكه‌ مصدق در 6 تیرماه‌ 32 برنامه‌ انحلال‌ مجلس‌ را كلید زد. در حالی‌ كه‌ او از پشتیبانی ‌اكثریت‌ نمایندگان‌ مجلس‌ برخوردار بود و در طول‌ دوران‌ زمامداری‌ خود هیچ‌ اقدام‌ مثبتی‌ انجام‌ نداده ‌و مردم‌ دچار تنگدستی ‌و نارضایی‌ و اوضاع‌ مالی‌ دولت‌ بحرانی‌ بود با این‌ دستاویز كه‌ تعدادی‌ ازنمایندگان‌ در مجلس‌ مخالف‌ دولت‌ هستند و احتمال‌ دارد مجلس‌ هفدهم‌ با رای‌ عدم‌ اعتماد او را ازنخست‌ وزیری‌ بر كنار كند، تهدید به‌ تعطیل‌ مجلس‌ كرد. در 22 تیرماه‌ نیز قصد خود را برای‌ منحل‌ ساختن‌ مجلس‌ آشكار ساخت‌ و برنامه‌ زمانبندی‌ خود را برای‌ به ‌راه‌ انداختن‌ یك‌ رفراندوم‌ فرمایشی‌ و مخالف‌ قانون‌ اساسی‌ در 12 مرداد در تهران‌ و در 19 مرداد در شهرستان‌ها اعلام‌ كرد. این‌ رفراندوم ‌با مخالفت‌ سرسختانه‌ و ایستادگی‌ آیت‌الله كاشانی‌ و نمایندگان‌ اقلیت‌ مجلس‌ و با اعتراض‌ ملایم‌ هواداران‌ مصدق روبرو شد. (15) آیت‌الله كاشانی‌ برای‌ جلوگیری‌ از انحلال‌ مجلس‌، روز هفتم‌ مرداد اعلامیه ‌مفصلی‌ در اعتراض‌ به‌ برگزاری‌ رفراندوم‌ صادر كرد كه‌ در بخشی‌ از آن‌ با بیان‌ اوضاع‌ سیاسی‌ كشور و پیامدهای‌ منحل‌ كردن‌ مجلس‌ و ایجاد حكومت‌ فردی‌ چنین‌ آمده ‌است‌:
« یك‌ ملت‌ ضعیف‌ هرچه‌ بنیان‌ مشروطیت‌ و حكومت‌ ملی‌ و طُرق مشورت‌ و شركتش‌ در حكومت‌ قوی‌تر باشد پایه‌ استقلال‌ و خود مختاری‌ و وحدت‌ ملی‌ و تمامیت‌ كشورش‌ قوی‌تر است‌ و هرچه‌ حكومت‌ فردی‌ بر آن‌ غالب‌ تر باشد بنیان‌ استقلال‌ و وحدتش‌ ضعیف‌تر است‌ زیرا هیچ‌ دولت‌ نیرومند خارجی‌ از ملتی‌ نمی‌تواند چیزهایی‌ به‌ زیان‌ كشورش‌ بگیرد ولی‌ از یك‌ فرد به‌آسانی‌ می‌گیرد». (16)
آیت‌الله كاشانی‌ همچنین‌ در خانه‌ خود جلسات‌ سخنرانی‌ برای‌ بیدار كردن‌ مردم‌ برگزار كرد و در نخستین‌ جلسه‌ یكی‌ از سخنرانان‌ گفت‌:
« چون‌ دولت‌ وسیله‌ تبلیغاتی‌ و رادیو را از دست‌ ما گرفته‌ ناچار شدیم‌ برای‌ اینكه‌ حقایق‌ امر را با مردم‌ در میان‌ بگذاریم‌ از آنان‌ دعوت‌ كنیم‌ دراین‌ محل‌ اجتماع‌ كنند حرف‌ ما فقط‌ و فقط‌ طرفداری‌ از قانون‌ اساسی‌ است‌ و معتقدیم‌ كه‌ باید این‌ قانون‌ كه‌ خون‌بهای‌ پدران‌ ما بوده‌ بهر طریقی‌ كه‌ ممكن‌ است‌ حفظ‌ شود. بنای‌ مقدماتی‌ نهضت‌ ملی‌ مردم‌ ایران‌ در این‌ خانه‌ بر ضد هژیر و رزم‌آرا گذاشته‌ شد. امروز موقعیت‌ مملكت‌ از زمان‌ هژیر و رزم‌آراء حساس‌ تر است‌».
سپس‌ سخنران‌ دیگری‌ رشته‌ سخن‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ ولی‌ در میان‌ سخنرانی‌ او عده‌ای‌ از مزدوران‌بیگانه‌ با شعار هواداری‌ از مصدق این‌ اجتماع‌ مسالمت‌آمیز را مورد حمله‌ قرار دادند. (17)
نمایندگان‌ اقلیت‌ مجلس‌ با صدور اعلامیه‌های‌ پی‌ در پی‌ و گفتگو با روزنامه‌ها به‌ مخالفت‌ شدید باانحلال‌ مجلس‌ پرداختند. نمایندگان‌ آذربایجان‌ نیز كه‌ مجلس‌ و مشروطیت‌ را در خطر دیده‌ و ازنیرومندی‌ و حضور گسترده‌ حزب‌ توده‌ بیمناك‌ بودند اعلامیه‌ مستقلی‌ علیه‌ رفراندوم‌ و اقدامات‌ مصدق خطاب‌ به‌ مردم‌ غیور آذربایجان‌ صادر و اعلام‌ كردند:
« مصدق تصمیم‌ گرفته‌ است‌ كه‌ چراغ‌ آزادی‌ و مشروطیت‌ را كه‌ شما برافروخته‌اید خاموش‌ كند. او می‌خواهد برخلاف‌ قانون‌ اساسی‌ و اصل‌ مشروطیت‌ با رفراندوم‌ دروغی‌، مجلس‌ را منحل‌ سازد و مملكت‌ را به‌ پشت‌ پرده‌ آهنین‌ بكشد... اكنون‌ 28 ماه‌ از حكومت‌ او می‌گذرد و نه‌ تنها یك‌ قدم‌ برای‌ اصلاحات‌ كشور بر نداشته‌ و آنچه‌ تا امروز كرده‌ خرابی‌ و ایجاد هرج‌ ومرج‌ و اختلاف‌ و جنگ‌ وجدال‌ داخلی‌ بوده‌ است‌. فقر و بدبختی‌ و گرانی‌ زندگی‌ كه‌ او برای‌ مردم‌ آورده‌ در سخت‌ترین‌ ایام‌ جنگ‌ نبود و نفوذ اجنبی‌ را كه‌ وعده‌ قطع‌ آن‌ را به‌ مردم‌ داد خودش‌ بیش‌ از همه‌ دراین‌ مملكت‌ بسط‌ داده‌ ...». (18)
همچنین‌ هشت‌ تن‌ از نمایندگان‌ با دلایل‌ استواری‌ علیه‌ هیئت‌ وزیران‌ به‌ دلیل‌ امضای‌ تصویب‌نامه ‌برگذاری‌ رفراندوم‌ برای‌ انحلال‌ مجلس‌ و هزینه‌های‌ غیر قانونی‌ آن‌ به‌ دادستان‌ تهران‌ اعلام‌ جرم‌ كردند. (19) ولی‌ از آنجا كه‌ وزیردادگستری‌ این‌ دولت‌، دستگاه‌ دادگستری‌ را از اثر انداخته‌ بود به‌ این ‌اعلام‌ جرم‌ اساساً رسیدگی‌ نشد. تلگرامی‌ هم‌ از سوی‌ سید ابوالحسن‌ حائری‌ زاده‌ رهبر نمایندگان‌ فراكسیون‌ آزادی‌ به‌ دبیر كل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد فرستاده‌ شد كه‌ در بخشی‌ از آن‌ گفته‌ شده‌ بود:
« مصدق با توسل‌ به‌ زور علیه‌ پارلمان‌ و قانون‌ اساسی‌ و اعلامیه‌ حقوق بشر قیام‌ كرده‌ وهرگونه‌ اقدام‌ او برای‌ ملت‌ ایران‌ الزام‌ آور نخواهد بود». (20)
ولی‌ از آنجا كه‌ سازمان‌ ملل‌ در آن‌ هنگام‌ زیر كنترل‌ انگلستان‌ و آمریكا بود و این‌ دو دولت‌ به‌ دنبال‌ تامین‌ منافع‌ نامشروع‌ خود در كشورما و در پس‌ پرده‌ توطئه‌ انحلال‌ مجلس‌ قرار داشتند اعتراض‌ این‌گروه‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ نیز كه‌ می‌ خواستند صدای‌ ملت‌ ایران‌ را برای‌ جلوگیری‌ از زیر پاگذاردن ‌حقوق مردم‌ در ایران‌ به‌ گوش‌ جهانیان‌ برسانند بازتابی‌ در سازمان‌ ملل‌ و در جهان‌ نداشت‌.
با وجود این‌ اعتراضات‌ عمومی‌ ، مصدق اقدامات‌ خود را برای‌ برگزاری‌ رفراندوم‌ با بهره‌ گرفتن‌ ازكمك‌ عوامل‌ بیگانگان‌ پیش‌ می‌ بردبه‌ ویژه‌ آنكه‌ در روزهای‌ پایانی‌ تیرماه‌ پس‌ از اعلام‌ برنامه‌ زمان‌بندی‌ رفراندوم‌ ، 52 تن‌ از نمایندگان‌ مجلس‌ به‌ دستور مصدق استعفا داده‌ و در عمل‌ مجلس‌ شورای ‌ملی‌ را از كار انداخته‌ بودند. (21) جلسات‌ سخنرانی‌ در خانه‌ آیت‌الله كاشانی‌ در زیر فشار هجوم‌ پی‌ درپی‌ عوامل‌ دولتی‌ همچنان‌ ادامه‌ داشت‌ و ایشان‌ در 10 مرداد با صدور اعلامیه‌ای‌ شركت‌ در رفراندوم ‌را تحریم‌ و اعلام‌ كرد:
هموطنان‌ و برادران‌ عزیزم‌، ضمن‌ اعلامیه‌ قبلی‌ از مفاسد و مضار رفراندوم‌ شرحی‌ متذكر و همه‌ مستحضر گردیده‌ و توجه‌ دارید كه‌ عمل‌ به ‌آن‌ چه‌ ضررهایی‌ برای‌ دیانت‌ و ملت‌ و مشروطیت‌ و مملكت‌ در بر دارد. با این‌ حال‌ دوره‌ خود را دوره‌ انقراض‌ دیانت‌ و استقلال‌ مملكت‌ و ملت‌ قرارندهید و طوق رقیّت‌ و اسارت‌ و بندگی‌ را به‌ گردن‌ خود نگذارید.
شركت‌ در رفراندوم‌ خانه‌ برانداز كه‌ با نقشه‌ اجانب‌ طرح‌ ریزی‌ شده‌، مبغوض‌ حضرت‌ ولی‌ عصر عجّل‌الله تعالی‌ فرجه‌ و حرام‌ است‌ و البته‌ هیچ‌ مسلمان‌ وطنخواهی‌ شركت‌ نخواهد كرد. گرچه‌ ممكن‌ است‌ بعضی‌ اشخاص‌ غافل‌ و بی‌ اطلاع‌ از حقایق‌ و مضّار آن‌ و خائنین‌ وطن‌ فروش‌ برای‌ انجام‌ مقاصد شوم‌ دیگران‌ در رفراندوم‌ شركت‌ كنند یا آنكه‌ دولت‌ صندوق ها را از رأی‌ قلابی‌ پُر كند علی‌اَی‌ّ حال‌ عمل‌ به‌ رفراندوم‌ برخلاف‌ قانون‌ اساسی‌ است‌ ومُنافی‌ مصلحت‌ ملت‌ و مملكت‌ بوده‌ وهیچگونه‌ اثر قانونی‌ ندارد. (22)
از سوی‌ دیگر، دكتر مظفر بقایی‌ وعلی‌ زُهَری‌، از نمایندگان‌ اقلیت‌ مجلس‌ كه‌ با سرسختی‌ در برابر رفراندوم‌ و انحلال‌ مجلس‌ مبارزه‌ می‌ كردند و به‌ دلیل‌ این‌ كه‌ مصدق قصد بازداشت‌ آنان‌ را داشت‌ در مجلس‌ اقامت‌ گزیده‌ بودند با احساس‌ نگرانی‌ از پیامدهای‌ انحلال‌ مجلس‌ در نامه‌ای‌ سرگشاده‌ در 10مرداد به‌ مصدق اعلام‌ كردند:
« به‌ شرط‌ اینكه‌ نخست‌ وزیر از تصمیم‌ خطرناك‌ انحلال‌ مجلس‌ دست‌ بر دارد حاضر هستیم‌ به‌ فوریت‌ از نمایندگی‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ استعفا كرده‌ واز مجلس‌، مستقیماً خود را تسلیم‌ زندان‌ شما نمائیم‌.»(23)
ولی‌ از آنجا كه‌ مصدق تصمیم‌ جدی‌ به‌ منحل‌ كردن‌ مجلس‌ در جهت‌ اجرای‌ طرح‌های‌ بیگانگان ‌داشت‌ به‌ این‌ پیشنهاد شجاعانه‌ كه‌ دستاویز انحلال‌ مجلس‌ را از دست‌ او می‌ گرفت‌ پاسخی‌ نداد. در شب ‌هنگام‌ روز 10 مرداد حملات‌ عوامل‌ دولتی‌ وضرب‌ وجرح‌ مردم‌ كه‌ در خانه‌ آیت‌الله كاشانی‌ گردآمده‌ بودند افزایش‌ یافت‌ و یكی‌ از پیروان‌ ایشان‌ به‌ نام‌ محمد حدّادزاده‌ با ضربات‌ چاقو به‌قتل‌رسید. (24) آیت‌الله كاشانی‌ روز11 مرداد با برگزاری‌ یك‌ گفتگوی‌ مطبوعاتی‌ با خبرنگاران‌ گفت‌:
«... آقایان‌، مقصود ما از مبارزه‌ و قطع‌ نفوذ انگلیس‌، اصلاح‌ امور مملكت‌ بود و از وقتی‌ كه‌ آقای‌ مصدق مصدر كار شدند هیچگونه‌ اصلاحاتی‌ در شوؤن‌ مختلف‌ كشور به‌ عمل‌ نیامده‌ است‌ بلكه‌ روز به‌ روز وضع‌ بدتر شده‌ و حكومت‌ دموكراسی‌ ایران‌ را كه‌بعداز شهریور 20 به‌ وجود آمده‌ بود مبدل‌ به‌ دیكتاتوری‌ شدید كردند. یكی‌ از اعمال‌ آقای‌ مصدق این‌ است‌ كه‌ قانون‌ اساسی‌ را زیر پاگذاشته‌ است‌...
آقای‌ مصدق استفاده‌ از رادیوی‌ دولتی‌ را كه‌ با پول‌ این‌ ملت‌ تهیه‌ شده‌است‌ منحصراً برای‌ تبلیغات‌ از دولت‌ خویش‌ قرارداده‌ و صدها بلندگو در خیابان‌ ها به‌ راه‌ انداخته‌ و مردم‌ را به‌ رفراندوم‌ تشویق‌ می‌ كند و اگر اقلیت‌ بخواهد این‌ عمل‌ را انجام‌ دهد مامورین‌ انتظامی‌ جلوگیری‌ می‌كنند. چند شب‌ است‌ كه‌ بنا به‌ خواهش‌ مردم‌ در منزل‌ من‌ جلسات‌ سخنرانی‌ منعقد می‌ شود و بدستور دولت‌، احزاب‌ تحت‌ حمایت‌ مامورین‌ فرماندار نظامی‌ به‌ منزل‌ من‌ حمله‌ می‌كنند و عده‌ای‌ را مجروح‌ می‌نمایند. چنانچه‌ دیشب‌ از پشت‌ بام‌ به‌ منزل‌ من‌ حمله‌ شد و یك‌ نفر را در پامنار كه‌ عضو مجمع‌ مسلمانان‌ مجاهد بود كشتند.
آیت‌الله كاشانی‌ در آخر مصاحبه‌ اظهار داشتند نظر به‌ تضییقاتی‌ كه‌ برای‌ اشخاص‌ فراهم‌ آمده‌ امشب‌ جلسه‌ سخنرانی‌ در منزل‌ من‌ بر گزار نخواهد شد.(25)
توطئه‌ بیگانگان‌ برای‌ منحل‌ كردن‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ همچنین‌ با برانگیختن‌ عملیات‌ روانی ‌سازمان‌یافته‌ و بكار گرفتن‌ روزنامه‌ها و گروهك‌های‌ مزدور و شبكه‌ عوامل‌ داخلی‌ آنان‌ همراه‌ بود. در این‌ دوران‌ روزنامه‌های‌ هوادار نهضت‌ ملی‌ بسیار محدود و رادیو هم‌ در كنترل‌ دستگاه‌ دولتی‌ بود و از این‌رو انگلیس‌ها توانستند فضای‌ سیاسی‌ جامعه‌ را از طریق‌ انبوهی‌ از روزنامه‌های‌ وابسته‌ به‌ خود مسموم‌ ساخته‌، رهبران‌ نهضت‌ و نمایندگان‌ مدافع‌ مجلس‌ را مورد اتهام‌های‌ ناروای‌ گوناگون‌ قرار دهند. این‌ تبلیغات‌ فریبكارانه‌ موجب‌ شد كه‌ ملت‌ ایران‌ نتواند از نهضت‌ مردمی‌ و ضد استعماری‌ خود كه‌ سال‌ها برای‌ موفقیت‌ آن‌ مبارزه‌ كرده‌ بود به‌ درستی‌ دفاع‌ كند. سرانجام‌ مصدق توانست‌ با این ‌زمینه‌چینی‌ها و برقرار كردن‌ فضای‌ ارعاب‌ در كشور، توسل‌ به‌ خشونت‌ و درهم‌ كوبیدن‌ اجتماعات‌ مسالمت‌ آمیز كه‌ برای‌ نشان‌ دادن‌ مخالفت‌ با انحلال‌ مجلس‌ برگزار می‌ شد روز 12 مرداد رفراندوم ‌فرمایشی‌ خود را با پشتیبانی‌ گسترده‌ حزب‌ توده‌ در تهران‌ برگزار كند. صندوق های‌ اخذ رأی‌ به‌ گونه‌ جداگانه‌ بود و اصل‌ مخفی‌ بودن‌ رأی‌ كه‌ درهمه‌ نظام‌های‌ انتخاباتی‌ الزامی‌ است‌ رعایت‌ نگردید. صندوق رأی‌ برای‌ موافقان‌ انحلال‌ مجلس‌ در میدان‌ سپه‌ و برای‌ مخالفان‌ درمدرسه‌ سپهسالار(بهارستان‌) گذارده‌ شده‌ بود.(26)

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 12:15 |

قسمت دوم

2- به‌بُن‌ بست‌ كشیدن‌ اقتصاد كشور


هنگامی‌ كه‌ مصدق توانست‌ با جلب‌ موافقت‌ آیت‌الله كاشانی‌ و نمایندگان‌ مجلس‌ شانزدهم‌ در اردیبهشت‌ 1330 به‌ نخست‌ وزیری‌ برسد، نخستین‌ بند برنامه‌ دولت‌ خود را اجرای‌ قانون‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ و به‌ كارگیری‌ در آمدهای‌ حاصله‌ در جهت‌ تقویت‌ بُنیه‌ اقتصادی‌ كشور و ایجاد موجبات ‌رفاه‌ و آسایش‌ عمومی‌ اعلام‌ كرد. این‌ همان‌ خواسته‌ای‌ بود كه‌ آیت‌الله كاشانی‌ در پیام‌ خود در اردیبهشت‌ سال‌ 1328 به‌ مجلس‌ به‌ دنبال‌ آن‌ بود و نمایندگان‌ اقلیت‌ مجلس‌ نیز برای‌ آن‌ مبارزه‌ كرده‌ و آنرا از هدف‌های‌ خود قرار داده‌ بودند. ولی‌ مسئله‌ مهم‌ این‌ است‌ كه‌ در زمینه‌ این‌ برنامه‌ در خلال‌ دوسال‌ و سه‌ماه‌ این‌ حكومت‌ چه‌ اقداماتی‌ انجام‌ شد؟ سیاست‌ انگلستان‌ این‌ بود كه‌ با قطع‌ در آمدهای ‌نفتی‌ ایران‌، كشور ما در تنگنای‌ اقتصادی‌ قرار گیرد و از بهره‌ برداری‌ از صنعت‌ نفت‌ ملی‌ شده‌ محروم‌ گردیده‌ و سرانجام‌ تسلیم‌ افزون‌طلبی‌های‌ این‌ دولت‌ گردد. دولت‌ آمریكا كه‌ علاقمند به‌ ورود شركت‌های‌ نفتی‌ آمریكایی‌ به‌ حوزه‌های‌ نفت‌ خیز كشور ما بود، در آغاز كار نقش‌ میانجی‌ گری‌ میان‌ ایران ‌و انگلیس‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌. آچسُن‌، وزیر امور خارجه‌ آمریكا در اردیبهشت‌ 1330 در پیشنهادهای ‌خود از انگلستان‌ خواست‌ كه‌ اصل‌ ملی‌ شدن‌ نفت‌ را در ایران‌ به‌ پذیرد. در همین‌ راستا نماینده‌ بلند پایه‌خود، آورل‌ هریمن‌ را برای‌ گفتگو با دولت‌ ایران‌ در 23 تیرماه‌ 1330 به‌ تهران‌ فرستاد تا راه‌ حلی‌برای‌ نفت‌ ایران‌ و صدور آن‌ به‌ بازارهای‌ جهانی‌ فراهم‌ كند. دولت‌ انگلستان‌ تصویب‌ قانون‌ ملی‌ شدن‌نفت‌ را در حكم‌ الغای‌ یك‌سویه‌ قرارداد سال‌ 1312 و بی‌ اعتبار می‌دانست‌ ولی‌ ناگزیر شد اصل‌ ملی‌شدن‌ نفت‌ در ایران‌ را كه‌ از حقوق پذیرفته‌ شدة‌ دولت‌ها بود به ‌رسمیت‌ شناسد و درهمین‌ حال‌ با طرح ‌شكایتی‌ در دیوان‌ بین‌المللی‌ دادگستری‌ خواستار توقف‌ صدور نفت‌ ایران‌ و پرداخت‌ غرامت‌ ناشی‌ ازملی‌ شدن‌ نفت‌ در ایران‌ شد.
در خلال‌ این‌ سال‌ها كشورهای‌ اروپایی‌ و ژاپن‌ نیاز فراوان‌ به‌ نفت‌ ایران‌ داشته‌ و پاره‌ای‌ از كشورهای‌ اروپای‌ شرقی‌ چون‌ لهستان‌، چك‌ اسلواكی‌، مجارستان‌ و كشور چین‌ با داشتن‌ امكانات‌حمل‌ نفت‌ در خواست‌های‌ جدی‌ برای‌ خرید نفت‌ ایران‌ داشتند ولی‌ دولت‌ مصدق به ‌آنها ترتیب‌ اثر نداد. در آبان‌ 1330 رابرت‌ گارنر، قائم‌ مقام‌ بانك‌ جهانی‌ با مصدق در آمریكا دیدار كرد و سپس ‌نمایندگان‌ این‌ بانك‌ تا پایان‌ سال‌ مزبور گفتگوهای‌ خود را برای‌ حل‌ و فصل‌ مسئله‌ نفت‌ ایران‌ ادامه ‌دادند. بانك‌ جهانی‌ پیشنهادی‌ را بر پایه‌ میانجی‌ گری‌ میان‌ ایران‌ و انگلیس‌ به‌ دولت‌ ایران‌ ارائه‌ كرد كه ‌می‌توانست‌ مشكل‌ نفت‌ را موقتاً حل‌ كند و كشور ما را از بن‌ بست‌ مالی‌ برهاند ولی‌ دولت‌ مصدق هیچگاه‌ پاسخ‌ روشنی‌ به‌ آن‌ نداد و سرانجام‌ گارنر كوشش‌های‌ خود را متوقف‌ كرد.
در سال‌ 1331پس‌ از صدور حكم‌ دیوان‌ جهانی‌ دادگستری‌ و اعلام‌ عدم‌ صلاحیت‌ این‌ دیوان‌ در رسیدگی‌ به‌ دعوی‌ انگلستان‌، زمینه‌های‌ لازم‌ برای‌ حل‌ و فصل‌ مسئله‌ نفت‌ از هر سو فراهم‌ بود. ولی‌ دولت‌ مصدق با استفاده‌ ابزاری‌ و سیاسی‌ از مسئله‌ نفت‌ همچنان‌ از پیمودن‌ هر راهی‌ برای‌ تعیین‌ یك‌ چارچوب‌ قراردادی‌ برای‌ حل‌ مسئله‌ نفت‌ خود داری‌ می‌كرد. در 16 مرداد 1331 نخستین‌ پیشنهاد مشترك‌ آمریكا و انگلستان‌ به‌ ایران‌ تسلیم‌ شد كه‌ بر پایه‌ آن‌ تعیین‌ غرامت‌ مورد ادعای‌ دولت‌ انگلیس ‌كه‌ در قانون‌ 9 ماده‌ای‌ اجرای‌ قانون‌ ملی‌ شدن‌ نفت‌ هم‌ پیش‌ بینی‌ شده‌ بود به‌ دیوان‌ جهانی‌ دادگستری ‌واگذار شود و سپس‌ نمایندگان‌ ایران‌ و انگلیس‌ ترتیب‌ جریان‌ نفت‌ را به‌ بازارهای‌ جهانی‌ بدهند. این ‌پیشنهاد نیز از سوی‌ دولت‌ مصدق رد شد. پیشنهاد مشترك‌ دوم‌ آمریكا و انگلستان‌ در یكم‌ اسفند1331 به‌ دولت‌ ایران‌ تسلیم‌ شد كه‌ ضمن‌ بر طرف‌ كردن‌ پاره‌ای‌ از ایرادات‌ پیشنهادات‌ نخستین‌ می‌توانست‌ مشكل‌ مالی‌ ایران‌ را در چارچوب‌ قانون‌ ملی‌ شدن‌ نفت‌ بر طرف‌ كرده‌ و نهضت‌ ملی‌ ایران ‌را از بُن‌ بست‌ اقتصادی‌ كه‌ فرا روی‌ آن‌ گذارده‌ شده‌ بود برهاند. با آنكه‌ بسیاری‌ از كارشناسان‌ نفتی ‌و سیاسی‌ پذیرش‌ این‌ پیشنهاد را به‌ سود دولت‌ ایران‌ می‌دانستند ولی‌ باز هم‌ مصدق آنرا رد كرد و كشور را از جهت‌ مالی‌ وسیاسی‌ به‌ سوی‌ بحران‌های‌ خطرناك‌ كشانید. اجرا نشدن‌ قانون‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت ‌كه‌ یكی‌ از دو برنامه‌ مورد تعهد دولت‌ مصدق بود آنهم‌ در شرایطی‌ كه‌ ملت‌ ایران‌ از اتحاد سیاسی‌ و اقتدارملی‌ بر خوردار بود زیان‌های‌ جبران‌ ناپذیری‌ را به‌ ملت‌ ایران‌ وارد ساخت‌.

3- بی‌ اعتبار كردن‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌


از دیگر علل‌ ناكامی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌، سیاست‌ حادثه‌ آفرینی‌ و ایجاد تنش‌ در مسایل‌ سیاسی‌ و اجتماعی ‌در كشور و كاشتن‌ بذر اختلاف‌ و رویارویی‌ با مجلس‌ بود كه‌ مصدق در پیش‌ گرفت‌ . كشوری‌ كه‌ درگیر مبارزه‌ای‌ توانفرسا با دولت‌ انگلستان‌ در مسئله‌ نفت‌ بود به ‌ویژه‌ پس‌ از پیروزی‌ قیام‌ تیرماه‌ سال‌1331 گام‌ به‌ گام‌ با چالش‌ های‌ درونی‌ و فلج‌ كننده‌ای‌ روبرو شد:
- مصدق هیچ‌ اقدامی‌ در زمینه‌ اصلاح‌ قانون‌ انتخابات‌ كه‌ برنامه‌ كار دیگر اعلام‌ شدة‌ دولت‌ او بود انجام‌ نداد و انتخابات‌ دوره‌ هفدهم ‌برپایه‌ همان‌ قانون‌ سابق ‌ و با اعمال ‌نفوذ گسترده‌ دستگاه‌ دولتی‌ انجام‌ شد. - در روند برگزاری‌ انتخابات‌ ، با صدور یك‌ تصویب‌ نامه‌ غیر قانونی‌ در تاریخ‌ 29 اردیبهشت‌ 1331دستور توقف‌ انتخابات‌ را در 33 حوزه‌ انتخاباتی‌ صادر و از برگزیده‌ شدن‌ 56 نماینده‌از 136 نماینده‌ مجلس‌ جلوگیری‌ كرد و همین ‌امر باعث‌ شد كه‌ كشور ما از وجود یك‌ مجلس‌ نیرومند محروم‌ و در بحران‌های‌ سیاسی‌ آینده‌ آسیب‌ پذیرگردد.
- مصدق در 20 مرداد 1331 لایحه‌ای‌ به‌ مجلس‌ تقدیم‌ كرد و با بهره‌گرفتن‌ از وضعیت‌ سیاسی‌ كشور، اختیار قانونگذاري‌ را برای‌ شش‌ ماه‌ از مجلس‌ گرفت‌ و اصول‌ قانون‌ اساسی‌ به‌ ویژه‌ تفكیك ‌قوا را زیر پا گزارد.
- مصدق درآذرماه‌ 1331 با بهره‌ گرفتن‌ از اختیارات‌ قانونگذاري‌، لایحه‌ای‌ را برای‌ اصلاح‌ قانون ‌انتخابات‌ امضاء كرد كه‌ برپایه‌ یكی‌ از بندهای‌ آن‌ تعداد نمایندگان‌ را از 136 تن‌ كه‌ در قانون‌ پیش‌بینی‌شده‌ بود به‌ 172 نماینده‌ افزایش‌ می‌ داد. در صورت‌ اجرای‌ این‌ لایحه‌، مجلس‌ هفدهم‌ كه‌ تنها با 79نماینده‌ به‌ كار خود ادامه‌ می‌ داد به‌ حالت‌ تعطیل‌ در می‌آمد. تعدادی‌ از نمایندگان‌ با احساس‌ خطر از تعطیل‌ شدن‌ مجلس‌ در جلسه‌ 12 دیماه‌ 1331 یك‌ طرح‌ سه‌ فوریتی‌ تقدیم‌ كردند كه‌ این‌ لایحه‌ شامل ‌حال‌ مجلس‌ موجود نشود. صدیقی‌ وزیر كشور، فكر انحلال‌ مجلس‌ را به ‌شدت‌ تكذیب‌ كرد مصدق نیز به‌ سختی‌ در برابر تصویب‌ این‌ طرح‌ ایستادگی‌ كرد ولی‌ برای‌ جلوگیری‌ از تصویب‌ این‌ طرح‌ سه‌فوریتی‌ ، ناگزیر شد لایحة‌ خود را دنبال‌ نكند و طرح‌ مزبور مسكوت‌ گذارده‌ شد.
- در 18 دیماه‌ سال‌ 1331 مصدق لایحه‌ تمدید اختیارات‌ قانونگذاري‌ را برای‌ یك‌ سال‌ دیگر به‌ مجلس‌ تقدیم‌ كرد و با این‌ دستاویز كه‌ برای‌ انجام‌ اصلاحات‌ باید اختیارات‌ داشته‌ باشد و اصلاح‌ قوانین ‌موجود به‌ طریق‌ عادی‌ فرصت‌ بسیار زیادی‌ می‌خواهد و باید قوانین‌ تازه‌ای‌ در اسرع‌ وقت‌ به‌ تصویب ‌برسد و اینكه‌ دولت‌ برای‌ حل‌ موضوع‌ نفت‌ نیازمند اختیارات‌ می‌باشد با فشار و عملیات‌ روانی‌ علیه‌ مجلس‌ در صدد تصویب‌ آن‌ برآمد. آیت‌الله كاشانی‌ با فرستادن‌ نامه‌ مورخ‌ 27 دیماه‌ 1331 به ‌مجلس ‌مخالفت‌ خود را با درخواست‌های‌ غیر قانونی‌ مصدق آشكار كرد و واگذاری‌ اختیار قانونگذاري‌ به‌ قوه‌مجریه‌ را برخلاف‌ اصول‌ گوناگون‌ قانون‌ اساسی‌ و اصل‌ تفكیك‌ قوا دانست‌ و در بخشی‌ از این‌نامه‌ كه‌ روز28 دی‌ ماه‌ در جلسه‌ علنی‌ مجلس‌ خوانده‌ شد چنین‌ گفت‌:
«از راه‌ علاقه‌ و صلاح‌ اندیشی‌ به ‌آقای‌ نخست‌ وزیر هم‌ توصیه‌ می‌كنم‌ راهی‌ را كه‌ برای‌ ریشه‌كن‌ نمودن‌ آثار استعمار و موفقیت‌ در امر حیاتی‌ نفت‌ در پیش‌ داریم‌ و فقط‌ با تمسّك‌ به‌ حبل‌ المتین‌ خداوندی‌ و حفظ‌ سُنَن‌ مشروطیت‌ و قانون‌ و رعایت‌ حقوق عامّه‌ ملت‌ ایران‌ میسّر است‌ و اقدامات‌ لازمه‌ برای‌ انجام‌ و تصفیه‌ موضوع‌ نفت‌ كه‌ مورد پشتیبانی‌ و كمك‌ كامل‌ اینجانب‌ و مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و ملت‌ شرافتمند ایران‌ است‌ به‌هیچ‌ وجه‌ ارتباطی‌ به‌ اختیارات‌ غیر قانونی‌ ندارد و بالعكس‌ تخلّف‌ از قانون‌ اساسی‌ و تجاوز به‌ حقوق مردم‌، به‌ مقاومت‌ ملت‌ ایران‌ منتهی‌ می‌گردد و ما را از راه‌ جهاد بزرگی‌ كه‌ علیه‌ دولت‌های‌ استعماری‌ در پیش‌ داریم‌ باز می‌دارد. بزرگی‌ دولت‌ها و قدرت‌ آنها در احترام‌ به‌ قوانین‌ است‌ و همه‌ باید در برابر عظمت‌ آن‌ زانو زده‌ و فكر قانون‌ شكنی‌ را از خود بدور دارند...».
آیت‌ اللّه‌ كاشانی‌ سپس‌ در نامه‌ 29 دی‌ ماه‌ به‌ شخص‌ مصدق هُشدار داد:
«.. بنابر وظیفه‌ دیانتی‌ و ملّی‌ خود برای‌ حفظ‌ وحدت‌ عموم‌ مردم‌ در نهضت‌ بزرگی‌ كه‌ بر ضد استعمار در پیش‌ داریم‌ از شما تقاضا دارم‌ قطعاً از مطالبات‌ غیر قانونی‌ خود دایر بر گرفتن‌ اختیارات‌ خودداری‌ نمایید تا در صف‌ ملیّون‌ مبارز شكافی‌ ایجاد نشود... روزی‌ كه‌ نماینده‌ مجلس‌ بودید با صدای‌ بلند فریاد می‌زدید كسانی‌ كه‌ می‌خواهند از قدرت‌ غیر قانونی‌ استفاده‌ كنند یا نمایندگانی‌ كه‌ كمك‌ در تسلیم‌ اختیارات‌ قانونگذاري‌ به‌ یك‌ فرد و یا دولتی‌ می‌نمایند به‌ حقوق عامّه‌ خیانت‌ كرده‌اند...».
وی‌ در همین‌ نامه‌ مردم‌ را مخاطب‌ قرار داده‌ و گفت‌:
«من‌ طبقات‌ مختلف‌ مردم‌ از كارگر و كشاورز و تاجر و پیشه‌ ور و دانشجو و استاد و هنرپرور و رجال‌ و زعما و روحانیون‌ را به‌ این‌ حقایق‌ مذكور شاهد و گواه‌ می‌گیرم‌ كه‌ در انجام‌ وظیفه‌ خود دقیقه‌ای‌ مسامحه‌ نكردم‌ و امیدوارم‌ كه‌ همگی‌ برای‌ سعادت‌ ملت‌ ایران‌ به‌ وظیفه‌ وجدانی‌ خود عمل‌ نمایند...».
مصدق با تقدیم‌ چنین‌ لایحه خلاف‌ قانون‌ اساسی‌، به‌ پیام‌ آیت‌ الله‌ كاشانی‌ به‌ مجلس‌ و نامه‌ روشنی ‌كه‌ به‌ خود وی‌ نوشته‌ بود هیچ‌ پاسخی‌ نداد و همین‌ سكوت‌ پرسش‌ برانگیز را در برابر اعتراضات ‌نمایندگان‌ مجلس‌ و مردم‌ در همه‌ این‌ دوران‌ ادامه‌ داد. آیت‌اله‌ كاشانی‌ به‌ فرستادن‌ پیام‌ به‌ مجلس‌ و نامه ‌به‌ مصدق بسنده‌ نكرد و در گفتگو با روزنامه‌ها توجه ‌مردم‌ را به‌ پیامدهای‌ زیانبار زیر پاگذاردن‌ اصول‌ قانون‌ اساسی‌ جلب‌ كرد ولی‌ جامعه‌ ایرانی‌ و حتی‌ بسیاری‌ از دانشگاهیان‌ در آن‌ هنگام‌ به‌ ارزش‌ و اهمیت‌ اصول‌ قانون‌ اساسی‌ توجه‌ نكردند و به‌ دفاع‌ از اصل‌ تفكیك‌ قوا كه‌ روح‌ قانون‌ اساسی‌ و نظام‌مردم‌سالاری‌ است‌ بر نخواستند و همین‌ بی‌ تفاوتی‌ سرآغاز انحراف‌ و گرفتار شدن‌ كشور در گرداب ‌بحران‌های‌ بعدی‌ گردید.
دكتر مظفّر بقایی‌ و سید ابوالحسن‌ حائری‌ زاده‌ نیز كه‌ از پیشگامان‌ و پایه‌ گذاران‌ نهضت‌ ملی‌ ایران ‌بودند با نطق‌ های‌ تفصیلی‌ در مجلس‌ به‌ سختی‌ در برابر این‌ لایحه‌ ایستادگی‌ و از حق‌ قانونگذاري‌ مجلس‌ و اصل‌ تفكیك‌ قوا دفاع‌ كردند ولی‌ مصدق توانست‌ با جوّسازی‌ و بهره‌برداری‌ از حربۀ‌ نفت‌ و اینكه‌ در صورت‌ تصویب‌ این‌ لایحه‌ ظرف‌ 48 ساعت‌ مسئله‌ نفت‌ را حل‌ خواهد كرد و با كمك‌ شبكه‌ حزب‌ توده‌ و به‌ راه ‌انداختن‌ اعتصاب‌ درشهرهای‌ گوناگون‌، این‌ لایحه‌ را از تصویب‌ مجلس‌ بگذراند. بدین‌ ترتیب‌ حكومت‌ دموكراسی‌ و قانون‌ اساسی‌ در كشور ما عملاً برچیده‌ شد و نظام‌ خود كامه‌ و استبدادی‌ برقرار گردید. با این‌ حال‌ برپایه‌ این‌ اختیارات‌، هیچ‌ لایحه‌ مهم‌ و یا غیر عادی‌ تصویب‌ نشد. پاره‌ای‌ از لوایحی‌ كه‌ به‌ امضای‌ شخص‌ نخست‌ وزیر رسید اگر به‌ مجلس‌ دوره‌ هفدهم‌ تقدیم‌ می‌شد، با بحث‌ و بررسی ‌نمایندگان‌ و گذرانیدن‌ روند قانونگذاری‌ تصویب‌ می‌شد و نیازی‌ به‌ واگذاری‌ اختیار قانونگذاری‌ به ‌نخست‌ وزیر نداشت‌. البته‌ پاره‌ دیگری‌ از این‌ لوایح‌ بر خلاف‌ اصول‌ قانون‌ اساسی‌ بود و نمایندگان ‌مجلس‌ زیر بار آنها نمی‌رفتند. مسئله‌ نفت‌ كه‌ دستاویز دیگر گرفتن‌ اختیارات‌ قانونگذاري‌ بود به‌ فراموشی‌ سپرده‌ شد و تا پایان‌ دوره‌ نخست‌ وزیری‌ مصدق هیچ‌ اقدام‌ موثری‌ برای‌ حل‌ و فصل‌ آن‌ صورت‌ نگرفت‌. دراین‌ هنگام‌ سران‌ نهضت‌، پیش‌ بینی‌ روشنی‌ از انگیزه‌ اصلی‌ مصدق در گرفتن ‌اختیارات‌ قانونگذاري‌از مجلس ‌نداشتند اگر چه‌ نسبت ‌به‌ پیامدهای‌ زیانبار آن‌ هُشدار دادند. در مجموع‌، گرفتن‌ اختیار قانونگذاري‌ به‌ سستی‌ كشیدن‌ مجلس‌ و آسیب‌ جدی‌ به‌ وحدت‌ ملی‌ را به‌ دنبال‌ داشت‌. (9)

4- همكاری‌ با حزب‌ توده‌


آزادسازی‌ غیر رسمی‌ فعالیت‌ حزب‌ توده‌ پس‌ از قیام‌ پیروزمند 30 تیر 1331 از سوی‌ مصدق و همكاری‌ پنهانی‌ وی‌ با این‌ گروه‌ قدرتمند روسی‌- انگلیسی‌، ضربه‌ شدیدی‌ بر امنیت‌ ملی ‌ایران‌ بود. تشكیل ‌و فعالیت‌ این‌حزب‌ به‌ موجب‌ مواد 1و2 قانون ‌اقدام‌ كنندگان‌ برعلیه‌ امنیت‌ و استقلال‌ مملكتی‌ مصوب‌ 22خرداد 1310، با دوراندیشی‌ و در نظرگرفتن‌ شرایط‌ سیاسی‌، فرهنگی‌ و همسایگی ‌ایران‌ با كشور شوروی‌ به‌ حق‌، غیرقانونی‌ اعلام‌ شده ‌بود. پس ‌از اشغال‌ كشورما از سوی‌ نیروهای‌ نظامی‌ متفقین‌ در سوم‌ شهریور1320 و بیرون‌ راندن‌ رضاشاه‌ از كشور، حزب‌توده‌ با پشتیبانی‌ دولت‌ شوروی‌ فعالیت‌ خود را آغاز كرد. در 15 بهمن‌ماه‌ سال‌ 1327 به ‌دلیل‌ همكاری‌ سران‌ این‌حزب‌ درتوطئه‌ ترور محمدرضاشاه‌ در دانشگاه ‌تهران‌، بار دیگر ازفعالیت‌ آن‌ جلوگیری‌ شد. با این ‌حال‌ نفوذ تدریجی‌ عوامل‌ انگلستان‌ در سطوح‌ بالایی ‌این‌ حزب‌، آن‌ را به‌ یكی‌ از اهرم‌های‌ فشار در پیشبرد توطئه‌های‌ این‌ دولت‌ برای‌ براندازی‌ نهضت‌ ملی ‌ایران‌ تبدیل‌كرد. مصدق برخلاف‌ قوانین ‌لازم‌الاجرای‌ كشور به ‌این‌ حزب‌ غیرقانونی‌ اجازه ‌فعالیت‌ داد و این ‌حزب‌ توانست‌ بی‌هیچ‌ مانعی‌ در صحنه‌ سیاسی ‌كشور ظاهرشده‌ و فعالیت‌های‌ خود را گسترش‌ دهد و به‌ ویژه‌ گروه‌ بزرگی‌ از افسران‌ و پرسنل‌ نیروهای‌ مسلح‌ را وارد شبكه‌های‌ پنهانی‌ خود سازد. دولت ‌انگلستان‌ از یك‌سو از این ‌حزب‌ نیرومند وابسته‌ به‌ بیگانه‌ به‌ عنوان‌ ابزاری‌ برای‌ رویارویی‌ با نیروهای ‌میهن‌دوست‌ و هواداران‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ بهره‌برداری‌ كرد و از سوی‌ دیگر باتجربه‌ای‌ كه‌ از رویدادهای ‌یونان‌ در سال‌ 1947 داشت‌ یك‌ بار دیگر توانست‌ از تب‌ ضد كمونیستی‌ و جنون‌ «مك‌ كار تیزمی‌» (10) كه‌ در آمریكا وجود داشت‌ بهره‌برداری‌ كند و با مطرح‌ نمودن‌ حزب‌ توده‌ و بزرگنمایی‌ آن‌، دولتمردان ‌آمریكا را به‌ دخالت‌ مستقیم‌ و رویارویی‌ جّدی‌ با نهضت‌ ملی‌ ایران‌ بكشاند.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 8:35 |

امام خمینی (س):

 اینها [این ] كار كردند [كه] یك سگی را نزدیك مجلس عینك به آن زدند و اسمش را " آیت‌الله " گذاشتند . این در زمان آن بود كه اینها فخر می‌كنند به وجود او . او (مصدق) هم مسلم نبود . من در آن روز در منزل یكی از علمای تهران بودم كه این خبر را شنیدم كه یك سگی را عینك زده‌اند و به اسم " آیت‌الله " توی خیابانها می‌گردانند . من به آن آقا عرض كردم كه این دیگر مخالفت با شخص نیست ؛ این سیلی خواهد خورد . و طولی نكشید كه سیلی را خورد . و اگر مانده بود سیلی بر اسلام می‌زد .....

 

آیت الله کاشانی خطاب به مصدق السلطنه لعنت الله علیه:

"آن یاغی طاغی كه در كشور مشروطه ایران به خیال خداوندگاری افتاده است."

 

 

مُداخله‌ انگلستان‌ وآمریكا برای‌ براندازی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌

 

دكتر سید محمود كاشانی‌
استاد دانشكده‌حقوق دانشگاه ‌شهیدبهشتی‌
كنفرانس‌ 8-10 جون‌ 2002 20-18 خرداد 1381
مركز مطالعات‌ خاور میانه‌، كالج‌
سنت‌ آنتوان‌ - دانشگاه‌ آكسفورد (1)


برای‌ من‌ موجب‌ خشنودی‌ است‌ كه‌ دراین‌ مركز دانشگاهی‌ و در جمع‌ شخصیت‌های‌ علمی‌ سخنان ‌خود را ایراد كنم‌. امیدوارم‌ گفتگوهایی‌ كه‌ دراینجا انجام‌ می‌ شود در خور و شایسته‌ چنین‌ مركز بلندپایه‌ علمی‌ بوده‌ و نتایجی‌ كه‌ به‌ دست‌ می‌ آید بر پایه‌ واقعیت‌ های‌ رسمی‌ تاریخی‌ باشد. همچنین ‌صمیمانه‌ از هرگونه‌ پیشنهادی‌ كه‌ به‌ عمیق‌ تر ساختن‌ پژوهش‌ های‌ تاریخی‌ در این‌ بخش‌ مهم‌ از تاریخ‌ایران‌ كمك‌ كند استقبال‌ می‌كنم‌. مقاله‌ اصلی‌ من‌ دراین‌ زمینه‌، در حدود 100 صفحه‌ تنظیم‌ گردیده‌ كه‌كوتاه‌ شده‌ای‌ از آن‌ را دراین‌ سمینار ارائه‌ می‌ دهم‌. آمادگی‌ كامل‌ دارم‌ و با اشتیاق فراوان‌ هرگونه‌پرسشی‌ راكه‌ دراین‌ زمینه‌ مطرح‌ شود پاسخگو خواهم‌ بود. به‌ ویژه‌ آنكه‌ این‌ سخنرانی‌ به‌ هیچ‌ عنوان‌ دربرگیرنده‌ بحث‌ های‌ كهنه‌ و تكراری‌ نبوده‌
بلكه‌ نگاه ‌تازه‌ای‌ به ‌رویدادها و دلائل‌ ناكامی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌است‌. ازآن‌ هنگام‌ تاكنون‌ در میان‌ انبوهی ‌از كتاب‌هایی‌ كه‌ انتشار یافته ‌است‌، مردم‌ میهن‌ ما شاهد برخورد گزینشی‌ با اسناد و مدارك‌ تاریخی‌ بوده‌اند. با در نظر گرفتن‌ این‌ مقدمه‌ بحث‌ خود را آغاز می‌كنم‌.
مبارزه‌ پی‌گیر مردم‌ ایران‌ در برابر نفوذ دیرپای‌ دولت‌ انگلستان‌ در نظام‌ سیاسی‌ و
اداری‌ كشور ما پس‌ از تجاوز نظامی‌ متفقین‌ به‌ خاك‌ ایران‌ در جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ و نقض‌ بیطرفی‌ كشور ما شتاب‌ بیشتری‌ گرفت‌. این‌ مبارزه‌ كه‌ برای‌ بیرون‌ راندن‌ ارتش‌های‌ اشغالگر و سپس‌ قطع‌ نفوذ سیاسی‌ و سلطه‌ انحصاری ‌شركت‌ نفتی‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ انگلستان‌ از منابع‌ نفتی‌ ایران‌ بود به‌ پیدایش‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ منتهی‌ شد و در پی‌ یك‌ دهه‌ تلاش‌ خستگی‌ ناپذیر به‌ پیروزی‌ رسید. قانون‌ ملی‌ كردن‌ صنعت‌ نفت‌ مصوب‌ اسفند 1329 یكی‌ از ثمرات‌ این‌ نهضت‌ بزرگ‌ و مردمی‌ در ایران‌ بود. پشتیبانی‌ عامّه‌ مردم‌، روحانیت ‌و حضور شخصیتی‌ چون‌ آیت‌الله كاشانی‌ كه‌ سال‌های‌ طولانی‌ از عمر خود رادر مبارزه ‌با بیگانگان‌ سپری ‌كرده‌ بود و یك ‌اقلیت ‌نیرومند ازنمایندگان‌ هوادار حقوق مردم‌ در مجلس‌ قانونگذاري‌ در دوره‌های‌ 15،16 و 17، دستیابی‌ این‌ نهضت‌ را به‌ هدف‌های‌ آن‌ امكان‌پذیر می‌كرد. اگر چه‌ پرداخت‌ غرامت‌ عادلانه ‌در قانون‌ 9 ماده‌ای‌ مربوط‌ به‌ اجرای‌ قانون‌ ملی‌ شدن‌ نفت‌ از سوی‌ مجلس‌ پیش‌بینی‌ شده‌ بود، با این‌ حال‌ مقامات‌ دولت‌ انگلیس‌ در برابر خواسته‌ مشروع‌ ملت‌ ایران‌ و دریافت‌ غرامت‌ عادلانه‌ تسلیم‌ نشدند و موجبات‌ یك‌ درگیری‌ جهانی‌ علیه‌ ملت‌ ایران‌ را فراهم‌ ساختند.
دولت‌ آمریكا كه‌ در دوران‌ مبارزه‌ و
پس‌ از ملی‌ شدن‌ نفت‌، همسویی‌ با دولت‌ ایران‌ نشان‌ می‌داد، در مراحل‌ نهایی‌ و پس‌ از توافق‌های‌ پنهانی‌ بر سرسهیم‌ شدن‌ در منابع‌ نفتی‌ كشور ما با انگلستان‌ متحد گردید و با به‌ شكست‌ كشانیدن‌ نهضت‌ ملی، مردم‌ ایران‌ را از حق‌ آزادی‌ و تعیین‌ سرنوشت‌ و بهره‌برداری ‌از منابع‌ طبیعی‌ كشور خود محروم‌ كردند. در همین‌ حال‌ برای‌ پنهان‌ ساختن‌ مداخله‌ خلاف‌ حقوق بین‌الملل‌ خود با راه‌انداختن‌ تبلیغات‌ سنگین‌ و انبوهی‌ از كتاب‌ها ومقالات‌، چنین‌ دخالت‌ سازمان ‌یافته‌ای‌ را به‌ گونه‌ یك‌ كودتای‌ نظامی‌ و درگیری‌ داخلی‌ جلوه‌گر ساختند تا بتوانند چهرة‌ خود را در زیرپوششی‌ از شعارهای‌ انسان‌ دوستانه‌ و طرفداری‌ از حقوق بشر آرایش‌ كرده‌ و برای‌ همیشه‌ پرچمدار فرهنگ‌ و دموكراسی‌ در جهان‌ باقی‌ بمانند.
آقای‌ باری‌ روبین‌، یكی‌ از برجسته‌ ترین‌ كارشناسان‌ مسایل‌ خاورمیانه‌ و
عضو مركز پژوهش‌های ‌استراتژیك‌ و امور بین‌المللی‌ دانشگاه‌ جرج‌ تاون‌ در بخشی‌ از كتاب‌ خود ، « جنگ‌ قدرت‌ ها در ایران‌» به‌ این‌ پنهان‌ كاری‌ها اشاره‌ كرده‌ و می‌ نویسد:
« برخلاف‌ آمریكایی‌ ها كه‌ بیش‌ از اندازه‌ در باره نقش‌ خود در جریان‌ سقوط‌ مصدق و بازگشت‌ شاه‌ بر مسند
قدرت‌ سروصدا به‌ راه‌ انداختند ، انگلیس‌ ها در باره‌ نقش‌ حساسی‌ كه‌ دراین‌ كار داشتند سكوت‌ اختیار كردند و گناه‌ همه‌ مسایل‌ و مشكلات‌ بعدی‌ را به‌ گردن‌ آمریكایی‌ ها انداختند...»(3)
در برابر سكوت‌ مستمر انگلستان‌ و آمریكا در زمینه‌ مكانیزم‌ مداخله‌ خود در ناكام‌ ساختن‌ نهضت‌ ملی
‌ایران‌ كه‌ زیان‌های‌ برگشت‌ ناپذیر مادی‌ و معنوی‌ سنگینی‌ به‌ كشور ما وارد ساخت‌، پژوهشگران‌ ایرانی ‌نمی‌توانند دست‌ روی‌ دست‌ گذارده‌ و چشم‌ به‌ انتشار احتمالی‌ اسناد، گشوده‌ شدن‌ بایگانی‌ وزارت‌ خارجه‌ و سازمان‌های‌ جاسوسی‌ این‌ كشورها بدوزند. (4) نوشته‌های‌ اشخاص‌ وابسته‌ به‌ سیاست‌های‌ مزبور نیز كه‌كوشش‌های‌ فراوان‌ برای‌ سرپوش‌ گزاردن‌ بر این‌ رویداد بزرگ‌ در ایران‌ و جهان‌ انجام‌ می‌دهند، در درازمدت‌ نمی‌ تواند از روشن‌ شدن‌ حقیقت‌ جلوگیری‌ به‌ عمل‌ آورد. انبوهی‌ از اسناد و مدارك‌ در كشور ما به‌صورت‌ متن‌ گفتگوهای‌ نمایندگان‌ در مجلس‌، روزنامه‌ ها، كتاب‌ های‌ خاطرات‌ و نوشته‌های‌ دیگر دردسترس‌ هستند كه‌ انجام‌ یك‌ پژوهش‌ مستند در زمینه‌ شیوة‌ مداخله‌ بیگانگان‌ برای‌ براندازی‌ نهضت‌ملی‌ ایران‌ و بهره‌ گرفتن‌ از این‌ تجربه‌ تاریخی‌ را امكان‌پذیر ساخته‌اند. من‌ دراین‌ مقاله‌ به‌ ساختار كلی‌ این‌دخالت‌ پرداخته‌ ونكات‌ اصلی‌ آن‌ را به‌گونه‌ كوتاه‌ ذكر می‌كنم‌:

1- شناخت‌ فضای‌ سیاسی‌ حاكم‌ بر كشور


دولت‌ انگلستان‌ با تجاوز نظامی‌ به‌ كشور ما در شهریور ماه‌ سال‌ 1320 و
با بهره‌ گرفتن‌ از عوامل‌داخلی‌ خود كه‌ در سطوح‌ گوناگون‌ جاسازی‌ كرده‌ بود در مقام‌ تثبیت‌ سلطه‌ انحصاری‌ خود بر منابع‌ نفت‌جنوب‌ بود ولی‌ در همین‌ حال‌ با چالش‌های‌ دشواری‌ روبرو بود. از یك‌ سو مبارزات‌ ملت‌ ایران‌ برای ‌پایان‌ بخشیدن‌ به‌ اشغالگری‌ و احیای‌ حقوق خود بر منابع‌ نفتی‌ و از سوی‌ دیگر در خواست‌های ‌شركت‌های‌ نفتی‌ آمریكایی‌ و دولت‌ شوروی‌ برای‌ سهیم‌ شدن‌ در بخش‌های‌ دیگری‌ از منابع‌ نفتی‌كشور. اوضاع‌ و احوال‌ جهانی‌ دولت‌ انگلستان‌ را ناگزیر می‌كرد برای‌ دفاع‌ از منافع‌ انحصاری‌ شركت ‌نفت‌ انگلیس‌ در ایران‌ تاحدودی‌ بر در آمدهای‌ نفتی‌ ایران‌ بیفزاید تا با حفظ‌ اساس‌ قرارداد امتیاز نفت‌ جنوب‌، رضایت‌ ملت‌ ایران‌ را جلب‌ كرده‌ و دولت‌ ایران‌ بتواند در برابر درخواست‌های‌ شركت‌های‌ رقیب‌ ایستادگی‌ كند. گفتگوهای‌ دولت‌ ایران‌ و مقامات‌ شركت‌ نفت‌ انگلیس‌ به‌ تنظیم‌ اصلاحیه‌ای‌ برقرارداد نفتی‌ سال‌ 1312 انجامید كه‌ به‌ لایحه‌ الحاقی‌ «گَس‌ - گلشائیان‌» شهرت‌ یافت‌. در زمینه‌ لایحه‌الحاقی‌ دو نگرش‌ وجود داشت‌. آیت‌الله كاشانی‌ كه‌ پیشگامی‌ مبارزات‌ نیرومندی‌ را در سطح‌ كشورداشت‌ در اندیشه‌ بر چیدن‌ بساط‌ استعماری‌ شركت‌ نفت‌ بود. این‌ شركت‌ به‌ شیوه‌ دولتی‌ در درون‌ دولت‌ایران‌ عمل‌ می‌كرد. اهرم‌های‌ واقعی‌ قدرت‌ را در دست‌ داشت‌ و عامل‌ اصلی‌ ركود و بازدارنده‌ هرگونه ‌پیشرفت‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ در كشور بود. ولی‌ مقامات‌ دولت‌ ایران‌ كه‌ گفتگوهای‌ تدوین‌ این‌ لایحه‌ راپیگیری‌ كرده‌ بودند و اكثریت‌ نمایندگان‌ مجلس‌ كه‌ از سیاست‌ انگلستان‌ پیروی‌ می‌كردند و گروهی‌ از وابستگان‌ به‌ انگلیس‌ها از تصویب‌ این‌ لایحه‌ پشتیبانی‌ می‌كردند.
بدین‌ ترتیب‌ عوامل‌ داخلی‌ انگلستان‌ در مقام‌ زمینه‌ سازی‌ تصویب‌ لایحه‌ الحاقی‌ بر آمده‌ و نخست‌ در 15 بهمن‌ 1327 با دستاویز ترور نافرجام‌ شاه‌، آیت‌الله كاشانی‌ را دستگیر و به‌ لبنان‌ تبعید كردند. آیت‌الله كاشانی‌ از لبنان‌ مبارزه‌ خود را با سیاست‌ انگلستان‌ ادامه‌ داد و با فرستادن‌ پیام‌ مفصلی‌ به‌ مجلس ‌در اردیبهشت‌ سال‌ 1328 دلائل‌ تبعید خود را چنین‌ بیان‌ داشت‌:
تبعید این‌ خادم‌ اسلام‌ و ملت‌ با آن‌ وضع‌ فجیع‌، برای‌ تغییر قانون‌ اساسی‌ و انتخابات‌ فرمایشی‌ و سوار كردن‌ خیانتكاران‌ و نورچشمان‌ به‌ گُرده‌ این‌ ملت‌ فلكزده‌ و مسئله‌ نفت‌ و تجدید بانك‌ شاهی‌ است‌...»
و در بخش‌ دیگری‌ با تاكید بر ضرورت‌ بهره‌مند شدن‌ ملت‌ ایران‌ از سرمایه‌های‌ نفتی‌ خود خطاب‌ به ‌نمایندگان‌ مجلس‌ دوره‌ پانزدهم‌ كه‌ در انتظار تقدیم‌ لایحه‌ الحاقی‌ بودند افزود:
«راضی‌ نشوید نفت‌ را كه‌ باید عمده‌ اصلاح‌ بیچارگی‌ این‌ ملت‌ لُخت‌ و گرسنه‌ از آن‌ بشود به‌ رایگانی‌ به‌ نفع‌ اجنبی‌ از كَفَش‌ برود و شركت‌ نفت‌ علاوه‌ بر آنچه‌ از گذشته‌ دادنی‌ است‌ ومی‌ خواهد پایمال‌ كند سعی‌ دارد كلیه‌ اراضی‌ نفت‌ خیز جنوب‌ را كه‌ جزء امتیازش‌ نیست‌ در قرارداد جدید، جزء امتیازش‌ نماید. در این‌ امر خطیر حیاتی‌ لازم‌ بود اشخاص‌ محل‌ اعتماد از طرف‌ دولت‌ تعیین‌ شوند نه ‌این‌ اشخاص‌ كه‌ معین‌ شده‌اند و بالجمله‌ جدیت‌ و فداكاری‌ لازم‌ است‌ كه‌ با آنهمه‌ داد و بیداد و فریاد، حق‌ ملت‌ ضایع‌ نشود». (5)
سرانجام‌ لایحه‌ الحاقی‌ به‌ مجلس‌ تقدیم‌ شد و در واپسین‌ روزهای‌ این‌ مجلس‌ در دستور كار قرارگرفت‌. فضای‌ استبدادی‌ حاكم‌ بر جامعه‌ و شرایط‌ اجتماعی‌، این‌ امید را برای‌ آنان‌ به‌ وجود آورده‌ بود كه‌ لایحه‌ در چنین‌ شرایطی‌ از تصویب‌ مجلس‌ بگذرد و دولت‌ انگلیس‌ بتواند بر چالش‌ هایی‌ كه‌ با آن‌ها روبرو بود پیروز شود. ولی‌ تعداد اندكی‌ از نمایندگان‌ اقلیت‌ این‌ مجلس‌ در برابر تصویب‌ لایحه ‌ایستادگی‌ كردند. (6) دراین‌ نبرد سرنوشت‌ ساز مصدق زندگی‌ آرامی‌ داشت‌ و كمترین‌ نقشی‌ در مقابله‌ با هدف‌های‌ دولت‌ انگلستان‌ ایفاء نمی‌كرد. در همین‌ هنگام‌ یكی‌ از نمایندگان‌ اقلیت‌ مجلس‌ به‌ خانه‌ او مراجعه‌ كرد و با اصرار خواستار برخورد او با لایحه‌ الحاقی‌ شد ولی‌ او همچنان‌ در لاك‌ بی‌ عملی‌ باقی ‌ماند و حاضر به‌ نشان‌ دادن‌ مخالفتی‌ نشد تا آنكه‌ در تاریخ‌ 30 تیرماه‌ 1328 نامه‌ای‌ به‌ مجلس‌ فرستاد و با شگفتی‌ فراوان‌ به‌ گونه‌ ضمنی‌ آن‌ را تائید كرد. در بخشی‌ از این‌ نامه‌ با اشاره‌ به‌ این‌ لایحه‌ چنین‌ آمده‌است‌ كه‌:
«... در صورتی‌ كه‌ باید بگذرد اگر می‌توانید در باره‌ ماده‌ واحده‌ توضیح‌ دهید كه‌ شش‌ شلینگ‌ حق‌ الامتیاز، لیره‌ طلاست‌ كه‌ به‌ نرخ‌ روز، لیره‌ كاغذی‌ پرداخته‌ می‌شود یا كلاه‌ كاغذی‌ است‌...».
بنابراین‌ حداكثر خواسته‌ مصدق این‌ بود كه‌ در صورت‌ تصویب‌ این‌ لایحه‌ الحاقی‌، حق‌ امتیاز دولت‌ایران‌ برپایه‌ لیره‌ «پوند» طلا پرداخت‌ شود كه‌ این‌ هم‌ چیز تازه‌ای‌ نبود. زیرا در قرارداد سال‌ 1312مكانیزمی‌ برای‌ جبران‌ كاهش‌ قیمت‌ لیره‌ اسكناس‌ پیش‌ بینی‌ شده‌ بود. خوشبختانه‌ نمایندگان‌ مخالف ‌لایحه‌ به‌ این‌ اندرز گوش‌ فرا نداده‌ و همچنان‌ به‌ مخالفت‌ با اساس‌ لایحه‌ الحاقی‌ ادامه‌ دادند تا دوره‌ مجلس‌ پانزدهم‌ سپری‌ شد و موقتاً خطر بزرگی‌ از سر ملت‌ ایران‌ گذشت. (7)
با این‌ حال‌ دولت‌ انگلستان‌ و عوامل‌ داخلی‌ آن‌ درمقام‌ بر گزار كردن‌ یك‌ انتخابات‌ فرمایشی‌ برای ‌مجلس‌ دوره‌ شانزدهم‌ بودند تا بتوانند كار نفت‌ را بر پایه‌ خواسته‌های‌ خود سامان‌ دهند. ولی‌ انتخابات ‌مجلس‌ شانزدهم‌ در تهران‌ به‌ ناكامی‌ رسید. در انتخابات‌ مجدد دوره‌ شانزدهم‌ در تهران‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی ‌كه‌ در تبعید لبنان‌ به‌ سر می‌برد به‌ نمایندگی‌ مجلس‌ انتخاب‌ شد و با استقبال‌ تاریخی‌ بی‌مانندی‌ به‌ ایران ‌بازگشت‌ و خانه‌ او كانون‌ اصلی‌ مبارزات‌ ملت‌ ایران‌ گردید. در این‌ انتخابات‌ مصدق نیز با كمك‌ هواداران‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ مجلس‌ شانزدهم‌ راه‌ یافت‌ و با خواندن‌ پیام‌های‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ دراین‌ مجلس‌ هر چه‌ بیشتر خود را به‌ كانون‌ قدرت‌ نزدیك‌ كرد و اعتماد سران‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ را به ‌دست‌آورد. دولت‌ انگلستان‌ كه‌ خود را در برابر امواج‌ خروشان‌ نهضت‌ مردمی‌ در ایران‌ ناتوان‌ یافت‌ استراتژی‌ تازه‌ای‌ در پیش‌ گرفت‌. نخست‌ شخص‌ مصدق كه‌ خود را پیش‌ از این‌ بازنشسته‌ سیاسی‌ معرفی‌ می‌كرد به ‌صحنه‌آورده‌ و او را بر موج‌ نهضت‌ سوار كردند. (8) انگلیس‌ها از این‌ پس‌گروه‌ قابل‌ توجهی‌ از مهره‌های‌ وابسته‌ خود را در دولت‌ و مجلس‌ و دیگر پست‌های‌ كلیدی‌ بسیج‌ كرده‌ و به ‌تدریج‌ برای‌ نخست‌ وزیری ‌مصدق زمینه‌ چینی‌ كردند و او هم‌ توانست‌ نقش‌ خود را به‌سان‌ یك‌ بازیگر ماهر به‌ مورد اجرا گذارد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 7:7 |