تبليغاتX
فدايي سيد علي

كوچك زاده:القا كنندگان شبهه به دنبال ديكتاتوري هستند

نماينده مردم تهران در مجلس با اشاره به سخنان هاشمي در نماز جمعه گفت: آقاياني كه در نماز جمعه القاي شبهه‌ناك بودن انتخابات را مي‌كنند به دنبال حاكم كردن ديكتاتوري احزاب در كشور هستند و هرگز جمهوريت را برنمي‌تابند و از طرفي هم به دنبال صدمه زدن به اسلاميت نظام هستند.

مهدي كوچك‌زاده نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس، با اشاره به بخشي از سخنان هاشمي در خطبه‌هاي نماز جمعه امروز تهران مبني بر اينكه آسيب‌هايي به جمهوريت نظام وارد شده است، گفت: من هم به شدت معتقدم كه افرادي در صدد آسيب رساندن به جمهوريت و اسلاميت نظام هستند.

وي افزود: كساني كه در مقابل انتخابات 40 ميليوني مردم و راي بيش از 24,5 ميليوني به رئيس‌جمهور، القاي شبهه تقلب ميكنند و معتقدند كه بي‌اعتمادي بين مردم حاكم شده است، همين افراد در تلاش براي متزلزل كردن پايگاه جمهوريت نظام هستند.

كوچك زاده با اشاره به اينكه جمهوريت مگر غير از اين است كه مردم آزادانه در يك انتخابات شركت كرده و هر كس كه حائز راي اكثريت شد، به عنوان رياست جمهوري خود برگزينند، خاطرنشان كرد: آقاياني كه القاي شبهه‌ناك بودن انتخابات را مي‌كنند و در نماز جمعه نيز در لفافه همين مطلب را تلقين مي‌كنند، به دنبال حاكم كردن ديكتاتوري احزاب در كشور هستند و هرگز جمهوريت را برنمي‌تابند و از طرفي هم به دنبال صدمه زدن به اسلاميت نظام هستند.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي محور و سخنگوي اسلاميت نظام را رهبر معظم انقلاب اسلامي دانست و اضافه كرد: در مقدمه قانون اساسي ذكر شده است كه اين قانون براي فراهم كردن زمينه حاكميت ولي فقيه عادل نوشته شده است؛ كساني كه برخلاف نظر رهبري و حتي خودشان ادعا مي‌كنند كه براي بازگرداندن جلب اعتماد به جامعه بايد رو به قانون آورد و پس از آن مي‌گويند زندانيان بازداشت شده در اغتشاشات اخير بايد آزاد شود در تناقض با سخنان اوليه‌‌شان است.

وي خطاب به هاشمي كه در نماز جمعه امروز تهران خواستار آزادي افراد اغتشاش‌گر شده بود، گفت: آقاي هاشمي آيا انتظار دارد كساني كه در خيابان به اموال عمومي آسيب زده و اموال مردم را به آتش كشيده‌اند و حتي به جان آنان نيز تعرض كرده و مراكز نظامي را نيز از حمله خود بي‌نصيب نگذاشته‌اند و توسط نيروهاي خدوم انتظامي و امنيتي دستگير شده‌اند براي جلب اعتماد آزاد شوند؟

عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي همچنين گفت كه هيچ بحراني در كشور وجود ندارد و بديهي است 13 ميليوني كه به احمدي‌نژاد راي نداده‌اند روش‌هاي وي را نمي‌پسندند كه اين لازمه و طبيعت دموكراسي است و اگر اين افراد راست مي‌گويند و به جمهوريت نظام اعتماد دارند، رويه دموكراسي همين است و اگر 51 درصد به فردي و 49 درصد به فردي ديگر راي دادند بايد در اداره كشور سلائق فردي كه بيشتر راي آورده است، مورد توجه قرار گيرد.

وي در ادامه به سخنان خطبه‌هاي اول هاشمي اشاره و گفت: درست است كه هاشمي رفسنجاني در خطبه‌هاي اول به مسئله بعثت پرداخت اما پرداختن به اين مسئله از يك زاويه خاص بود.

استاد دانشگاه تربيت مدرس تهران خاطرنشان كرد: درست است كه پيغمبر مكرم اسلام تمام عمرشان را به دنبال متحد كردن مسلمين در شهري به نام مدينه به قول هاشمي رفسنجاني مشغول بوده‌اند، و در آخر عمرشان نگران وحدت آنها بوده‌اند اما بايد ديد پس از آنكه امير المومنين علي (ع) براي خلافت در واقعه غدير برگزيده شدند آشوب‌ها، قدرت‌طلبي‌ها و دنبال هواي نفس‌ رفتن‌ها چگونه پا گرفت و ايشان چه برخوردهايي كه با منافقين و خوارج نداشته‌اند سوال اينجاست چرا آقاي هاشمي اين گونه مسائل را مطرح و بازگو نمي‌كنند.

كوچك‌زاده ادامه داد: مگر در محبت حاكميت اسلامي به مردم خدشه‌اي وارد شده است؛ حاكميت هنوز خود را خدمتگذار و نوكر مردم مي‌داند و در چارچوب قوانين و مقررات اسلامي قصد خدمت به ملت را دارد؛ اگر آقايان بگذارند.
وي در خاتمه گفت: آقاي هاشمي يك شخصيت حقيقي دارند كه آزاد است هر گونه باشد اما وقتي كه به عنوان امام جمعه سخن مي‌گويد بايد نعل به نعل نظرات رهبر جامعه اسلامي را مطرح كنند و نبايد نظرات خودش را ارائه كند.

موسوی و حامیان نمازگزارش!!!!!!!

 

قبول باشه؟!!! آبجی! اخوی!!!

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و هفتم تیر 1388 و ساعت 11:22 |

شیر در زنجیر

 

جاویدالاثر سردار رشید اسلام حاج احمد متوسلیان فرمانده نیروهای اعزامی سپاه محمد رسول الله (ص) به لبنان

 

اَللّهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت 10:15 |

مالیخولیا و 3 رئیس‌جمهور غيرقانوني ايران

حجت‌الاسلام دکتر علی جعفری*

1- ماليخولياي رئيس‌جمهور بودن از بيماري‌هاي جالب و خطرناكي است كه برخي از افراد را در نظام‌هاي دموكراتيك دچار خود مي كند. تاريخ كوتاه اما پر فراز و نشيب جمهوري اسلامي ايران موارد متعددي از اين بيماري را ثبت كرده است. تقريباً هر 4 سال يك‌بار، در صف ثبت نام كانديداتوري رياست جمهوري در ساختمان وزارت كشور موارد متنوعي از اين بيماري قابل مشاهده است. خبرنگاران رسانه‌ها و كارمندان وزارتي بيش از ديگران با افرادي مواجه شده اند كه بدون دارا بودن حداقلي از استانداردهاي عقلاني، علمي و حتي روحي- رواني با جسارت و جديتي وصف ناپذير خويشتن را در معرض كسب صلاحيت جهت حضور در ميدان رقابت انتخاباتي قرار مي دهند. امسال به همت تلويزيون، مردم نيز توانستند تصاوير عجيبي را از چنين افراد متوهمي ملاحظه كنند و حيران و انگشت به دهان پاي گيرنده هاي خود ميخكوب شوند. اين حيراني به دنبال خود تأسفي همگاني را دامن زد و اين سئوال كه: "لااقل چرا بايد هزينه "توهم" چنين افرادي از گنجينه فرهنگي مردم ايران و حيثيت سياسي نظام جمهوري اسلامي پرداخت شود؟ آيا موقع آن نرسيده است كه با اصلاح قانون انتخابات، نظام و مردم از دردسر توهم و خوش خيالي زيادي برخي زودتر خلاص شوند؟"

2- اما خوشبختانه علي‌رغم همه آسيب‌ها و هزينه‌هاي پيش گفته، ماليخولياي مشاهده شده در ثبت‌نام از نوع پيشرفته و حاد آن نبوده است و متقاضيان كه ذاتاً فاقد شايستگي بودند، بلافاصله پس از رد صلاحيت از سوي دستگاه‌هاي ذي‌ربط، واقعيت را پذيرفته، به‌سوي زندگي و كسب و كار خويش بازگشتند. به عبارت ديگر، هشداري در حد رد صلاحيت رسمي و قانوني براي بيدار شدن آن‌ها از خواب شيرين و توهم‌آفرين رياست جمهوري كفايت كرد و الحمدالله كار به تجمعات خياباني و آشوب‌هاي آنچناني نكشيد.

3- با این حال، "ماليخولياي رياست جمهوري" همواره اين‌قدر ساده و راحت دفع و درمان نمي‌شود بلكه نوع بدخيم ديگري،‌ مي تواند هزينه‌ها، آسيب‌ها و خطرات بسيار بيشتري را به نظام تحميل كند و درمان آن به اين سادگي‌ها ميسر نباشد.

"مسعود رجوي" بعد از گذشت حدود 30 سال از اولين انتخابات رياست جمهوري، تكيه زدن بر اين كرسي را همچنان حق غصب شده خود مي‌داند و مبارزه خود را جهادي مقدس و مشروع با هدف احقاق حق و اقامه عدل اعلام مي‌دارد. رجوي ضمن معرفي كردن امام به عنوان عامل اصلي تضييع حق او و حق ملت ايران مدعي است كه اگر به‌واسطه دستور مستبدانه! امام مبني بر اينكه هركس به قانون اساسي رأي نداده، نبايد كانديداي رياست جمهوي باشد، عرصه را خالي نمي‌كرد، هيچ‌گاه ازدستيابي به حق خويش اينچنين مظلومانه باز نمي‌ماند. وی همچنان تصور مي‌كند انتخاب ميليوني‌اش از سوي ملت ايران صد در صد قطعي بوده است.

"ابوالحسن بني‌صدر" نيز در توهمي مشابه رجوي ولي با درجه غلظتي بالاتر به سر مي‌برد. هر چه باشد او توانسته بود از صافي ثبت‌نام و تأیید صلاحيت عبور كرده، درصد بالايي از رأي قانوني مردم ايران را به‌دست آورد و رسماً رداي رياست جمهوري به تن كند. البته او اندكي بعد ثابت كرد كه ظرفيت تحمل بار امانت مردم را ندارد و رداي خدمتگذاري ملت ايران برايش بسيار بزرگ است. بني‌صدر در عين حال كه لياقت و توانايي واقعي يك رئيس‌جمهور را نشان نمي‌داد مدتي بر كرسي آن تكيه زد اما ديري نگذشت كه رأي قريب به اتفاق نمايندگان مجلس اول به عدم كفايت سياسي وي، دستان خيانتكارش را از تسلط بر منابع قدرت ملي قطع كرد و با افتضاحي تمام از كشور گريخت. جالب اينكه آن جلسه سهمگين مجلس و آن فرار زنانه و حتي تمام اتفاقات بسيار بزرگ‌تر پس از فرار تاكنون هنوز نتوانسته وي را از "توهم رياست جمهوري ايران اسلامي" بيرون بياورد و او از نظر خود همچنان رئيس‌جمهور قانوني ايران است.

4- به نظرم غلظت توهم ميرحسين موسوي حتي از رجوي و بني‌صدر هم بيشتر است و علي رغم اينكه اين 3 نفر در "ماليخولياي رئيس‌جمهور بودن ايران" مشتركند اما ريشه‌هاي بيماري در موسوي عميق‌تر و نيرومندتر است. بالاخره رجوي موفق نشد خود را در معرض رأي مردم قرار دهد و از اين جهت بهانه‌اي بزرگ دست و پا كرد كه اگر در صحنه مي‌ماندم چنين مي‌شد و چنان. در مقابل بني‌صدر توانست مجوز ورود به ميدان را بگيرد، اتفاقاً پيروز هم خارج شود و اين پيروزي قانوني را مستمسك شانتاژ غيرقانوني و فريبنده عليه عزل قانوني مجلس قرار دهد و دچار توهم گردد.

اما موسوي چه؟ او نه مانند رجوي مانعي بر سر حضور در رقابت يافت و نه مثل بني‌صدر، موفق به پيروزي نشد. بنابراين "توهم رئيس‌جمهور بودن" از هركس هم كه پذيرفته باشد -كه هرگز پذيرفته نيست- از موسوي قطعاً پذيرفته نخواهد بود. دقيقاً به همين دليل است كه معتقدم جرياني كه وي را دچار خيالبافي و ماليخوليا كرده، بايد بسيار بيشتر از جريان نفاق دهه 60 مكار و توانمند باشد. به‌طور قطع نفاق برخي اطرافيان موسوي چندين برابر نفاق اطرافيان بني‌صدر و رجوي است و بدون شك ما با گونه‌هاي حقيقتاً پيشرفته‌تر و پيچيده‌تر "رياكاري مدرن" مواجه هستيم.

5- "ماليخوليايي كردن نيروهاي انقلاب" يكي از شگردهاي اصلي دشمن جهت نفوذ در صفوف جبهه حق است:‌ اينكه هراز چندگاهي يكي از افراد و اعضاي انقلاب ناگهاني احساس رسالتي الهي و آسماني كند و پرچم نجات ملك و ملت را برافرازند و همه را غير از خود و چند حلقه اطرافش نامشروع و غيرقانوني بداند و هر رفتار و گفتاري از خويشتن را چنان وحي منزل و درست تشخيص دهد و به منطق و خيرخواهي هر كس ديگر بي اعتنايي كند و همه نظامات معقول و مشروع و رسمي كشور و نظام را زير پا نهد، به توهم اينكه "رئيس‌جمهور" شده است؟! دراين هنگام تمام نشانه‌هاي بيماري پيش گفته بروز كرده است. مسعود رجوي، ابوالحسن بني‌صدر و ميرحسين موسوي هر 3 نفر، نشانه هاي كاملي از اين بيماري را عيان كرده و خويشتن را رئيس‌جمهور قانوني ايراني مي‌دانند.

6- فرد ماليخوليايي دچار يك توهم عميق و واقعي است كه سخت به‌آن معتقد و مؤمن است. اين بيماري اگر به مراحل حاد و پيشرفته برسد، تقريباً لاعلاج خواهد بود. براين اساس، فرد متوهم به رياست جمهوري اسلامي ايران، هرگز نخواهد پذيرفت كه رئيس‌جمهور واقعي نيست، چنانچه رجوي و بني‌صدر نپذيرفتند و چنانچه 2 هفته تلاش همه‌جانبه و پيگيرانه قاطبه زبدگان و حكما و انقلاب و نظام اسلامي در درمان و به هوش آوردن موسوي و اطرافيانش هرگز توفيقي حاصل نكرد و ره به جايي نبرد. به نظر مي‌رسد موسوي هم تا سال‌هاي سال، از عنوان "رياست جمهور" دست نخواهد كشيد پس بهتر است كه بيش از اين او را تحريك و ناراحت نكنيم و زودتر وی را به‌عنوان "سومين رئيس‌جمهور غيرقانوني ايران" به رسميت بشناسيم.

* عضو هيئت علمي دانشگاه امام صادق عليه‌السلام

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه یازدهم تیر 1388 و ساعت 18:4 |

شهيدبهشتي،قرباني انصاف ومردانگي خودشد

غلامعلي رجايي

 

سیدالشهدای انقلاب اسلامی شهید مظلوم آیت الله دکتر محمد حسینی بهشتی

 

معاون امنيتي دولت شهيد رجايي در بخشي از خاطرات خود از واقعه ترور شهيد بهشتي، با اشاره به ملاقات مسعود رجوي، سركرده گروه تروريستي مجاهدين خلق با آيت‌الله بهشتي، چند هفته قبل از شهادت وي، گفت: در آن زمان كه دامنه عمليات تروريستي سازمان مجاهدين خلق بالا گرفته بود و هر روز خبر ترور چند نفر منتشر مي‌شد، به دليل حساسيت اوضاع، تصميم بر اين شد كه مسعود رجوي، رهبر اين سازمان، دستگير شود. در اين گيرودار بود كه به ما ‌اطلاع داده شد، وي از شهيد بهشتي، كه در آن دوران رياست ديوان عالي كشور را بر عهده داشت و عالي‌ترين مقام قضائي كشور بود، تقاضاي وقت ملاقات كرده و زمان ملاقات وي هم مشخص شده بود.
وي افزود: ما با شتاب خدمت آقاي بهشتي رفتيم و گفتيم، مدتهاست كه دنبال ردپايي از رجوي هستيم و اين بهترين فرصت است كه پس از ملاقات با شما، بلافاصله او را دستگير كنيم.
آقاي بهشتي پس از شنيدن سخنان ما با لحن قاطع و مطمئن خود فرمودند: نه آقا، اين انصاف نيست، او از من تقاضاي ملاقات كرده و نبايد از اطميناني كه به من كرده است، سوءاستفاده شود و با اين عبارات، راه را بر پيگيري ما بست.
رجوي به ملاقات شهيد بهشتي آمد و پس از ملاقات با وي، دوباره به توطئه شرارت و اختفاي خود ادامه داد. با فاصله كوتاهي پس از اين ملاقات، دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي، كه در آن شهيد مظلوم دكتر بهشتي و 72 تن از ياران امام و فرزندان ملت در آن به لقاي حق نايل شدند، توسط گروه منافقين منفجر شد و شهيد بهشتي، جان بر سر پيمان و تعهدي كه از اسلام عزيز فرا گرفته بود، نهاد. روانش شاد باد!

منبع: هابیلیان

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 10:47 |

گفتگو با خانواده شهیدان فیض و غنیان

به خون‌خواهي فرزندانمان از موسوي شکايت کرده‌ايم

 

امروز جمعه است. یک هفته از انتخابات می‌گذرد و او همراه با زن و فرزند 2 سالهاش از کرج راهی دانشگاه تهران شده است تا به رهبرش لبیک بگوید. شهر آرام است، آن‌هم بعد از 6 روز درگیری و آشوب. امروز قدر آرامش و امنیت را بهتر می‌فهمد.

به خانه پدر می‌رود. پدر نوه 2 سالهاش را در آغوش می‌کشد. هرچند مادر از او میخواهد که شب را در منزل پدری بگذراند، اما او باز میگردد، سرخوش از لبیک به رهبر.

 

امروز شنبه است. اتومبیلی را که همین هفته قبل تحویل گرفته‌ است، برای سفر به تهران آماده می‌کند. مدتی هست که در فکر خرید رایانه است، خیابان‌ها شلوغ است. ماشین را قدری دورتر پارک می‌کند و پیاده حرکت میکند. فکرش را هم نمی‌کند که به سمت مرگ گام بر میدارد. تندتر قدم میزند. شلوغی و سرو صداهای اطراف، اضطرابش را بیشتر می‌کند. می‌خواهد بر گردد، ولی ممکن نیست. او باید کشته شود، چون فردی شکست خورده در انتخابات، می‌خواهد با تهدید و ارعاب رئیس‌جمهور شود...

پدر و مادر در خیابان جانبازان زندگی می‌کنند. تلفنی با مصطفی فیض برادر شهید محمد حسین فیض که تازه پا به سن 26 سالگی گذاشته بود، صحبت می‌کنم.

صدای لرزان و گرفته او احساس خوبی را منتقل نمیکند، آدرس را می‌گیرم.

پرده‌های سیاه و همراه با تسلیت اقوام و همکاران روی درو دیوار حکایت از وجود خانواده‌ای داغدیده دارد.

پله‌ها را آرام بالا می‌رویم. روی درب آپارتمان عکس محمد حسین را با روبان مشکی چسبانده‌اند. لحظه‌ای خودم را جای خانواده شهید می‌گذارم. مادر، ما را به خانه دعوت می‌کند.

"هنوز باورم نمی‌شود، همین دیروز به خاک سپردیمش"، مادر این را می‌گوید و بلورهایی از اشک را که روی گونه‌هایش غلط می‌خورد، با گوشه چادر مشکی خود پاک می‌کند.

پدر اما آرام‌تر است، او که فرزندش را شهید در راه حق و نظام می‌داند، می‌گوید: ما فرزندمان را برای انقلاب دادیم، برای آقا دادیم، برای این دادیم که آن 13 میلیون نفر بفهمند به چه کسی رأی دادند.

عکس‌های 2 شهید با لباس خاکی و چفیه‌های مشکی رنگ روی طاقچه خانه دیده می‌شود که بنابر گفته غلامرضا فیض پدر خانواده عمو‌های شهید محمد‌حسین هستند.

مصطفی برادر دیگر محمد‌حسین، عکس او را میان عکس‌های عموهایش‌ پشت سر پدر قرار می‌دهد.

خانه رنگ و بوی غم دارد، البته شاید به قول "مادر" خیلی‌ها از جمله موسوی این رنگ‌ ‌و بو را نشناسند.

"پسران دیگری هم دارم که حاضرم به خاطر نظام و رهبری فدا کنم البته اگر آقا قابل بدانند" پدر این را می‌گوید و همراه با فروخوردن بغضی که راه گلویش را می‌بندد، اضافه می‌کند: هرچند ما مطمئن هستیم که اجر فرزندمان پیش خداوند محفوظ است ولی به‌خاطر اینکه موسوی و حامیانش یعنی انگلیس و اسرائیل و آمریکا دیگر اجازه بی‌حرمتی به فرمایشات آقا را پیدا نکنند، از او شکایت کرده‌ایم و همان‌طور که اطلاع دارم، دیگر خانواده‌های شهدا و جانبازان نیز چنین‌کاری کرده‌اند.

 

"معصومه"، خواهر شهید محمد‌حسین فیض که گریه امانش را بریده، کنار پدر می‌آید و از او می‌خواهد که بگوید مسببان اصلی این جنایت‌ها میرحسین موسوی است و پدر می‌گوید که این را گفته است.

فرزند 2 ساله محمد حسین را در جمع نمی‌بینم، شاید خوابیده باشد شاید هم... نمی‌دانم وقتی بزرگ شد چه تصویری از پدرش برای خود می‌سازد اما قطعاً به گفته پدربزرگش برای برداشتن نقاب وطندوستی از چهره‌ میرحسین‌ها راه پدر را ادامه می‌دهد.

هاجر فیض دختر دیگر خانواده هم که حالا حلوا و خرمای برادر 26 ساله‌اش را به مهمان‌ها تعارف می‌کند، جلو می‌آید و می‌گوید: الحمدالله که ما چهره‌ زشت و پنهان موسوی را شناخته بودیم و به دکتر احمدی‌نژاد رأی دادیم اما به آن تعداد اندکی که به این فرد رای دادند، می‌گویم که شما هم مسئول هستید و باید از این آقا اعلام برائت کنید.

دختر کوچک خانواده از رهبری می‌خواهد که نگذارد خون برادرش پایمال شود و از قوه‌قضائیه بخواهند که هر چه زودتر عوامل و مسببان این جنایت‌ها و سردسته‌ی آن‌ها یعنی موسوی را به دست قانون بسپارند.

محسن برادر بزرگ محمدحسین هم که به خون‌خواهی از برادرش حرف می‌زند، می‌گوید: ما به آقا می‌گوییم که تا آخرین قطره‌ی خون خود می‌جنگیم و آن روز نیاید که شما را رنجور و ناراحت از دست دشمنان و منافقان ببینیم.

ضبط را خاموش می‌کنم. سکوت خانه را احاطه کرده و زن‌ها و مردهای سیاه‌پوش دورتا دور اتاق نشسته‌اند. پدر مطلبی یادش می‌آید و می‌خواهد که دستگاه ضبط را روشن کنم تا بگوید: شورای نگهبان در صلاحیت افراد اهتمام بیشتری نشان ‌دهد و در انتخابات‌های بعد اجازه ندهد امثال موسویها وارد صحنه شوند.

مادر ما را بدرقه می‌کند. جلوی درب آپارتمان‌ کنار عکس پسرش می‌ایستد و می‌گوید: فرزند من قابل رهبری را ندارد، دکتر احمدی‌نژاد هم بداند که ما نه تنها از حمایت او دست نخواهیم کشید بلکه محکم‌تر در راه پیروزی ایشان می‌ایستیم و اگر لازم باشد، تمام فرزندان و حتی خودم را فدای این راه می‌کنم.

دست های لرزان مادر را از یاد نمی برم.

مادر هم شنبه، 30 خرداد ماه 1388 را فراموش نمی کند.

داغ فرزند باعث شده تا پدر شهید غنیان یکی دیگر از شهدای حوادث روز شنبه، تمایل چندانی برای مصاحبه نداشته باشد. او به چند جمله بسنده میکند: "موسوی مسئول خون فرزند من است". او که اصالتاً مشهدی است اضافه می کند: مسئول خون فرزند من میر حسین موسوی است و تا زمانی که این حق استیفا نشود، این موضوع و مجازات قانونی موسوی را مصرانه پیگیری می‌کنم.

پدر از دیگر خانواده های شهدا میخواهد که آن ها هم به خون خواهی فرزندانشان از موسوی شکایت کنند.

رجانیوز

موسوی، موسوی، ننگ به نیرنگ تو، خون جوانان ما، می چکد از چنگ تو....

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 22:10 |

انتشار صورتجلسات بازشماری صندوق‌ها با حضور نمایندگان رضایی

وزارت کشور اسناد خلاف واقع‌گویی نماینده رضایی را منتشر کرد

وزارت کشور در واکنش به ادعاهای نماینده محسن رضایی برای پیگیری شکایات انتخاباتی، اسنادی را منتشر کرد که نشان می‌دهد ادعاهای این فرد خلاف واقعیت است.

به گزارش رجانیوز، روز چهارشنبه پس از آنکه نامه انصراف محسن رضایی از پیگیری شکایاتش به شورای نگهبان منتشر شد، دکتر کدخدایی سخنگو و معاون این شورا درخصوص این نامه تصریح کرد: به نظر ما حرکت خوبی بود و آقای رضایی وضعیت را درک کردند که از این جهت قابل قدردانی است اما نتایجی که از بازشماری‌های صورت گرفته به‌دست آمد، نشان از افزایش میزان آرای آقای رضایی ندارد و در یکی دو مورد کاهش هم داشته است.

در واکنش به این اظهارات، علی‌احمدی نماینده محسن رضایی برای پیگیری شکایات انتخاباتی ادعا کرد بازشماری آرا به دلیل همکاری نکردن شورای نگهبان و وزارت کشور، در هیچ یک از استان‌ها و حوزه‌های مورد توافق صورت نگرفته است. در استان کرمانشاه نیز که بازشماری آغاز شده بود، به دلیل عدم دسترسی نمایندگان ما به همه کنترل‌های لازم و فرم‌های کلیدی 22،23،28و 29 این بازشماری در همان آغاز متوقف شده است؛ بنابراین، سخنان آقای کدخدایی و اطلاعیه ستاد انتخابات کشور، خلاف واقع بوده و تکذیب می‌شود.

وی حتی تهدید کرد که اگر آقایان اظهارات خلاف واقع را تکذیب نکرده و به چنین سخنانی ادامه دهند، آنگاه مجبور خواهیم شد، مکاتبات با شورای نگهبان و دلایل و مستنداتی که منجر به انصراف و پیگیری نکردن آقای رضایی از بازشماری آرا شده است، منتشر کنیم تا ملت شریف ایران در جریان حقایق این اقدام و رخدادهای پشت صحنه آن قرار گیرند.

اما وزارت کشور امروز در واکنش به ادعای نماینده محسن رضایی اخیرا مبنی بر اینکه بازشماری آرا در حوزه‌های مورد توافق صورت نگرفته است، تصویر صورتجلسه 5 حوزه دیگر را نیز منتشر کرد.

کمیته اطلاع رسانی ستاد انتخابات کشور اعلام کرد: همانطور که در صورت‌جلسات مشاهده می‌شود، نمایندگان دکتر محسن رضایی در بازشماری آرا حضور داشته‌اند و صورتجلسات را امضا کرده اند. بدیهی است که اگر صندوق‌های بازشماری شده مورد توافق دکتر محسن رضایی نبود، قاعدتاً نمایندگان ایشان نیز نباید در بازشماری آرا حضور می‌یافتند.

ستاد انتخابات در پایان اطلاعیه خود به تهدید نماینده رضایی نیز واکنش نشان داده و خاطر نشان کرده است: به هر حال علاوه بر این صورتجلسات، در صورت نیاز، در آینده صورتجلسات دیگر نیز که به امضای نمایندگان دکتر محسن رضایی رسیده است برای استحضار ملت شریف ایران منتشر خواهد شد.

اما نکته قابل توجه این است که در حال حاضر خبر مربوط به ادعای نماینده محسن رضایی از روی صفحه اول سایت تابناک ارگان اینترنتی وابسته به رضایی حذف شده است.

تصاویر 5 صورتجلسه منتشر شده از سوی ستاد انتخابات کشور در زیر آمده است:

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه ششم تیر 1388 و ساعت 10:1 |

متن نامه محسن رضایی به شورای نگهبان

حضرت آيت الله جنتي

دبير محترم شوراي نگهبان

سلام عليکم؛

احتراماً به استحضار ميرساند؛ طبق روال قانوني، دغدغه‏ها و شکايات مربوط به انتخابات 22 خرداد را که حماسه‏اي بي نظير و نمود بارز مردمسالاري ديني در نظام مقدس جمهوري اسلامي بود، در روزهاي گذشته به آن نهاد محترم که مرجع رسيدگي قانوني به شکايات است، منعکس نموده و در اين پيگيري نيز جدي بودم. اما با توجه به محدوديت زماني، اکنون که وضعيت سياسي - امنيتي و اجتماعي کشور وارد شرايط حساس و تعيين کننده‏اي شده که از نتايج انتخابات مهم‏تر مي‏باشد، لذا وظيفه مي‏دانم خود و ديگران را به کنترل وضعيت فعلي ترغيب نمايم و از آنجا که عهدي با خداي خود بسته‏ام تا همواره سربازي فداکار براي انقلاب اسلامي، رهبري و مردم باشم، بدينوسيله انصراف خود را از پيگيري شکايت‏هاي مطرح شده اعلام مي‏دارم.

 

این سرباز فداکار! درست زمانی که موسوی با ادعاهای واهی خود تهران را به آشوب کشیده بود و خون 18 نفر به زمین ریخته شد، در همراهی کامل با نامزدهای شکست خورده اصلاحات آمریکایی یعنی موسوی و کروبی مدعی تقلب در انتخابات شد، اینک که فضای تهران آرام شده و از آن آشوب ها خبری نیست و رهبری عزیز و هوشیار انقلاب با قدرت و اقتدار اعلام فرمودند تحت این فشارها زیر بار زورگویی ها نمی روند و شکست خوردگان پروژه " نه احمدی نژاد" را از رسیدن به خواسته های نامشروعشان دلسرد کرده اند. و در زمانی که بعد از بازشماری  تعداد زیادی از صندوق های در خواستی رضایی هیچ تغییری در میزان آرای رضایی صورت نگرفته و یا در بعضی از صندوقها تفاوت تنها یک یا دو رأی بوده!!! و به عبارتی ادعای تقلب از جانب رضایی  بی اساس است، با یک ژست ضایع! اعلام می کند که از درخواست خود منصرف می شود!!!!!!! کأنه ایشان به وزارت کشور و شورای نگهبان و ملت انقلابی ایران لطفی عظیم فرموده اند و در مقابل انتظار تشکر و قدردانی از جانب ملت هم دارد؟!

بهتر بود ایشان با صداقت و شهامت اعلام می کرد ادعای ایشان اساسی ندارد و ادعاهای موسوی و همچنین آن نامزدی که با استقبال بی نظیر مردم مواجه شد و از بین چهار نفر پنجم شد! تفاوتی با ادعاهای ایشان ندارد...

آقای رضایی بهتر است بداند که ملت ایشان را می شناسند و حنای ایشان برای ما رنگی ندارد. تلاش های ایشان در انتخابات مجلس هشتم برای به شکست کشاندن جریان اصیل اصولگرایی و خدمت بی منت به مدعیان اصلاحات با مطرح کردن لیست انحرافی ائتلاف بزرگ اصولگرایان در مقابل "جبهه متحد اصولگرایان" از یادها پاک نخواهد شد. به لطف پروردگار تبارک و تعالی و هوشیاری مردم بالخصوص در تهران در آن انتخابات در پایتخت تنها یک نفر از اصلاح طلبان و آن هم به خاطر دبیر کلی حزب کارگر به عنوان نفر سی ام در دور دوم وارد مجلس شد. و جبهه متحد اصولگرایان مورد اقبال قرار گرفت و 29 نفر بقیه از این لیست به مجلس راه یافتند...

انتظار این می رود که چند ماه بعد که آبها از آسیاب افتاد این پیراهن عثمان را بر روی نیزه ها کنند و با ادعای دوباره تقلب در انتخابات تهاجمات به دولت خدمتگذار و اصولگرا را سازماندهی کنند. از شورای محترم نگهبان و دبیر انقلابی و شجاع آن یعنی حضرت آیت الله جنتی که حقیقتاً چون خاری در چشمان اصلاحات آمریکایی فرو رفته است، در خواست می کنیم تمامی صندوقهای مورد ادعای محسن رضایی بازشماری شود و سپس نتایج آن به ملت اعلام شود تا بهانه ای از دست بهانه جویان خارج شود.......

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر

بعدالتحریر! این اظهار نظر جناب رسایی را امروز دیدم کاملاْ به همین موضوع مربوط بود..... خدمتتان تقدیم می دارم!

 

رضایی وقتی عدم تغییر در آرای خود را دید، انصراف داد

 

عضو فراکسیون اکثریت مجلس با تأکید بر اینکه رضایی تقوای سیاسی را رعایت نکرد، گفت: رضایی انصراف خودش را با منت گذاشتن بر سر نظام انجام می‌دهد چراکه وقتی دید تغییری در آرایش آرای وی ایجاد نشد، انصراف داد و درخواست کرد که دیگر صندوق‌ها بازشماری نشود.

حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو بافارس در خصوص اعلام انصراف رضایی از ادامه پیگیری شکایات، اظهار داشت: رضایی متاسفانه با این بیانیه اخیری که داد، همان میزان آبرویی که بعد از انتخابات با رفتارهای معقولش کسب کرده بود را نیز از دست داد چرا که وی تقوای سیاسی را رعایت نکرد.

وی با بیان اینکه رضایی 30 صندوق‌ مورد نظرش را در کرمانشاه و لرستان بازشماری کرد، افزود: طی این بازشماری از 29 صندوق بررسی شده در استان کرمانشاه، آرای وی تغییر نکرد و در صندوق دیگر هم یک رای از آرای موسوی کم و به آرای وی اضافه شد.

عضو فراکسیون اکثریت مجلس تصریح کرد: رضایی وقتی دید تغییری در آرایش آرای وی ایجاد نشد، انصراف داد و درخواست کرد که دیگر صندوق‌ها بازشماری نشود.

نماینده تهران در مجلس یادآور شد: رضایی انصراف خودش را با منت گذاشتن بر سر نظام انجام می‌دهد و در واقع روغن ریخته را نذر امام‌زاده می‌کند و می‌گوید من به خاطر مصالح نظام انصراف می‌دهم، غافل از اینکه آشوب‌ها چند روزی است که تمام شده و ما هیچ مشکلی در نظام نداریم لذا این نشان‌دهنده عدم راستگویی رضایی در این زمینه است.

رسایی با تاکید بر اینکه انصراف رضایی از عدم پی‌گیری شکایت خود نشان‌دهنده این است که اعتراض‌های وی از اول هم صادقانه نبوده بلکه یک سری اعتراضات سیاسی بوده است، گفت: از این جهت ما برای رضایی متاسفیم که این چنین با آبروی نظام و مردم بازی می‌کند.

وی افزود: آبروی نظام که به وسیله تک تک آرای مردم در سیستم بین‌المللی درست شده بود به وسیله یک سری آدم‌های خودخواه سیاسی که فکر می‌کردند مقبولیت دارند، ریخته شد.

عضوکمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه همه از قبل پیش‌بینی و اعلام می‌کردند که رضایی در انتخابات حدود یک میلیون رای می‌آورد، یادآور شد: متاسفانه عدم شناخت درست شخصیت‌های سیاسی از نیازهای مردم همواره باعث به وجود آمدن این اتفاقات می‌شود.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه چهارم تیر 1388 و ساعت 18:21 |

آقای موسوی شما با مردم، خدعه کردید و برای فریب آنها گام برداشتید...

آقای موسوی! چرا عصبانی هستید..... فریاد می زدید: مردم به دروغگو و خدعه‌گر رأی ندهید،.... مردم هم به شما رأی ندادند!!!!!

 

متن و فایل صوتی سخنرانی حجت‌الاسلام حمید رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی........

متاسفانه به دلیل کمبود وقت امکان قرائت همه بخش های این نطق فراهم نشد. با این وجود هم فایل صوتی و هم متن کامل در سایت قرار داده شده است .  برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود بر شهیدان انقلاب اسلامی، بهشتی ها و چمران ها و شهدای مظلوم فتنه های اخیر.

مردم ایران اسلامی، در انتخابات دهم ریاست جمهوری با مشارکت سیاسی 85 درصدی، رییس‌جمهور خود که نماد تفکر ولایتمداری، عدالت طلبی، مبارزه با فساد، استکبار ستیزی، ساده زیستی بود را با بیش از 24 میلیون رأی انتخاب کردند. انتخابات دهم رکورد آخرین حضور مردم در انتخابات را که اصلاح طلبان به اعتراف خودشان با شعارهای پوپولیستی در آن به پیروزی رسیده بودند، شکست.

لازم می دانم این افتخار بزرگ 40 میلیونی را به ملت شریف ایران، رهبر معظم انقلاب و رییس‌جمهور محترم تبریک بگویم و به جناب آقای احمدی‌نژاد یادآور شوم که مردم ایران در انتظار کابینه ای مردمی، انقلابی، پرکار، متعهد با ویژگی‌هایی چون شما هستند به‌ویژه انتظار دارند برخی معایب کابینه قبل که همواره حساسیت ها را برانگیخته بود، در این کابینه مشاهده نکنند.

و اما ملت شریف ایران! علی رغم شیرینی حضور متعهدانه و 40 میلیونی شما، متأسفانه در روزهای اخیر شاهدیم که یکی از کاندیداهای شکست خورده بر خلاف تمام شعارهایی که در ایام تبلیغات و قبل از آن سر می داد، به جای تن دادن به قانون، راه آشوب و بلوا را پی گرفته و تلاش می کند تا 13 میلیون رأی دهنده به خود را در برابر 24 میلیون دیگر قرار دهد. بر اساس همین خودخواهی‌ها کشور را هفته گذشته به التهاب فرو برد و علی رغم دعوت رهبری برای بازگشت ایشان به خیمه انقلاب و حتی هزینه معظم له از آبروی خود برای بازگرداندن آبروی از دست رفته این جماعت و لیکن در مقابل این رأفت اسلامی، پس از 3 روز، همچنان از سویی سکوت غیرقابل باور برخی را شاهدیم و از سوی دیگر بیانیه های مملو از اهانت و تحریک به آشوب برخی دیگر را می بینیم، هر چند همه ما از مدت ها و حتی در صورت پیروزی ایشان، انتظار این آشوب طلبی ها را داشتیم.

آقای موسوی شما که در مصاحبه خود اعلام کردید "از سایت‌های ساختارشکن و بیان حرفهای تند دوری می‌کنم"، آیا با بیانیه ها و رفتار ساختارشکنانه، خود تبدیل به سوژه رادیوهای بیگانه و سایت های تندرو نشدید؟ شما که در بیانیه اولتان نوشتید: "به زودی در شور مبارزات انتخاباتی هرکس نمونه‌ای از دولتی را که برقرار خواهد کرد، در معرض دیدگان بینای مردم قرار می‌دهد" آیا این بود ارمغان آن دولتی که اگر رأی می آوردید، می خواستید به مردم ایران نشان دهید؟!

آقای موسوی شما گفتید: "دولت نهم قانون‌گریز است... زمانی کشور دچار مشکل می‌شود که بنیادها را رعایت نکنیم که مهم‌ترین آن عمل نکردن به قانون است" آیا در حال حاضر شما بنیادها و مهمترین آن یعنی قانون را رعایت می کنید؟

آقایی که امروز اسرائیل غاصب به شما دلخوش کرده در تاریخ 24/1/88 گفتید: "آن‌چه مرا به صحنه کشاند، به هم خوردن قواعد و از جمله مهمترین آن قانون شکنی و قانون‌گریزی است که ممکن است اگر ادامه پیدا کند به کشور آسیب جدی وارد شود. کشوری که در آن، قانون حاکم نباشد، رستگاری نخواهد داشت و این قانون‌گریزی را اگرچه حتی ممکن است ظاهری از خیرخواهی داشته باشد، یک حرکت رو به قهقرا می‌دانم." حال سئوال این است که در حال حاضر شما در حال قانون‌گرایی و رستگار کردن کشور هستید یا قانونگریزی و تخریب آن؟

آقای موسوی که پس از 20 سال گوشه نشینی، برای قدرت طلبی و نجات دوستانت به میدان آمدی و امروز مورد حمایت امریکا و استعمار پیر قرار گرفته ای، چطور وقتی در تاریخ 3/2/88 مورد سئوال یکی از دانشجویان قرار گرفتی که اگر 18 تیر در زمان شما بود، شما هم پشت دانشجویان را خالی می‌کردید؟ پاسخ دادی: "من در این مورد باز هم برمی‌گردم به قانون، باز برمی‌گردم به قانون و باز می‌گردم به قانون" چگونه است امروز که اراذل و اوباش با حمایت دلارهای امریکایی به خیابان‌ها ریخته و 18 تیر دیگری به رهبری شما راه انداخته اند، به قانون بازنمی گردید؟

از یاد برده اید که تاریخ 21/2/79 پس از انتخابات مجلس ششم وقتی شورای نگهبان در حال بررسی قانونی خود بود، در مصاحبه با روزنامه بیان گفتید: "در تمام دنیا سعی می‌کنند از نشاطی که مردم به هنگام شرکت در انتخابات پیدا می‌کنند، ابزاری برای وحدت ملی و حل مشکلات خود بسازند اما متأسفانه در کشور ما بعد از آن حضور گسترده مردم و انتخابات عالی و بی‌مسئله، شیوه عمل به شکلی بوده است که نه تنها آن شور و نشاط را از بین برده بلکه فضای کشور را پر از تنش و بدبینی کرده است. این روش همیشه به ضرر اسلام و روحانیت تمام شده است و این بار نیز چنین است... بنده نمی‌دانم دوستان و برادران در شورای نگهبان متوجه هستند که این دست و آن دست کردن آرای 3 میلیون نفر اهالی پایتخت چه نتایجی دارد.

ظاهراً یک عده هنوز به ضرورت احترام به آرای مردم در جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند و به قضاوت خود و اطرافیان و همفکران خود بیش از عقل جمعی و نظریات عموم اهمیت می‌دهند... باید اصالت را به حفظ اصول و ارکان نظام بدهیم نه حفظ اشخاص و جناح‌ها، نباید تصور کرد که بقای نظام و اصول در گرو آن است که فکر بنده و شما در این مملکت حاکم باشد ما باید خود را کوچکتر از آن بدانیم که فکر کنیم ما نباشیم و یا دوستان ما نباشند یعنی نابودی انقلاب و یا کشور."

جالب این است که همین انتخابات هم با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب تأیید شد.

آقای موسوی شما در ایام تبلیغات انتخاباتی در مورخ 23/1/88 به دیدار مراجع تقلید رفتید و گفتید: هیچ کس نمی‌تواند بی‌نیاز از این باشد که در جامعه‌ای که دینی است و مراجع در آن اهمیت دارند، به صحنه بیاید، بدون این که رابطه خود را به طور روشن با مراجع تبیین کرده باشد." اکنون موضع مراجع عظام تقلید در باره اقدامات غیرقانونی شما و آشوب طلبی‌ها و همچنین لزوم قانون‌گرایی به صراحت اعلام شده اگر شما دروغ نگفتید، رابطه خود را با نظر مراجع تقلید تبیین کنید.

آقای موسوی شما در تاریخ 20/1/88 "بسیجی را حافظ عرض و ناموس مردم دانستید و او را در ادای وظیفه مثل رهبرش پیرو حق دانستید" دقیقاً بسیجی ما به پیروی از رهبرش برای دفاع از ناموس مردم که هوادارنماهای شما چادر از سرشان می کشیدند و به گلوله بستندشان، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و زخمی و شهید شدند، تازه برخی از حامیان نیمه پنهان شما از تریبون مجلس او را متهم می کنند که با مردم مهربان‌تر باشد! البته این همان بسیجی است که قبل از انتخابات در میتینگ های شما و آقای خاتمی علیه او شعار سر می دادید: توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد!

آقای موسوی شما بارها و بارها و از جمله در تاریخ 14/ 1/ 88 نیروهای ستاد خود را معتقدین به امام، رهبری، قانون اساسی و مردم سالاری معرفی کردید، اما متأسفانه پس از انتخابات کسانی را با عنوان ستاد شما دیدیم که شیشه می شکستند و مسجد آتش می زدند و بیانیه‌های شما تحریکشان می کند، کدام را باور کنیم؟ شما در دفعات متعدد به نیروی انتظامی تاختید و در حالی که اختیار نداشتید از تعطیلی گشت ارشاد سخن گفتید، آیا گشت‌های ارشاد را مزاحم رفتارهای غیرقانونی همین اراذل و اوباشی که امروز به دروغ به اسم هوادار دورتان جمع شده اند، بودید؟

آقای موسوی شما وقتی در اولین سفر تبلیغاتی خود به استان ایلام رفتید، درباره علت این کار گفتید: "این کار نشانه نزدیکی فکر من با رهبری انقلاب است چرا که ایشان نیز اولین مسافرت خود را از ایلام آغاز کردند." همان روز ما فهمیدیم که شما دروغ می گویید و ولایت‌پذیر نیستید.

شما در تاریخ 10/12/87 گفتید: "مقام معظم رهبری محور وحدت ملت ماست، ایشان فردی است که پاسدار ارزش‌های اصیل انقلاب ماست و وظایف سنگینی که برای پیشبرد نظام برعهده‌ی ایشان است نمایانگر همین مسئله است. کسی که به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد برای این کشور و نظام و در درون آن کار کند، نمی‌تواند خود را در برخورد با این گونه مسائل (یعنی ظاهرسازی در تبعیت از ولایت فقیه) فریب دهد."

آقای موسوی که امروز رادیو امریکا و اسرائیل تشنه نام شما هستند، از یاد نبرده اید که در تاریخ 3/2/88 در دانشگاه مشهد گفتید: «ولایت فقیه بزرگ‌ترین نقش را در پیروزی انقلاب داشته است و دراین30 سال بدون این اصل هرلحظه ممکن بود به فضای قبل از انقلاب برگردیم. ولایت فقیه ما را درمقابل کودتا و خودمختاری‌ها حفظ کرده است و من با قبول این اصل وارد عرصه‌ انتخابات شده‌ ام." شما با خود چه فکر کرده اید که ولایت فقیه نمی تواند جلوی کودتای مخملی شما را بگیرد؟ با خود فکر نکردید که در ایران اسلامی، رهبری انقلاب با یک خطبه نماز جمعه همه نقشه های دشمن را که امروز به برکت خودخواهی و قدرت طلبی شما دل خوش کرده اند نقش بر آب می کند؟

آقای موسوی شما با مردم، خدعه کردید و برای فریب آنها گام برداشتید، نشانه آن سخنان مورخ 20/1/88 شماست که گفتید: "ما در کشور خود یک قانون اساسی داریم که در آن جایگاه نهادهای مختلف به دقت مشخص شده است و ما هم باید از همین جا شروع کنیم؛ اینجا بحث از سلیقه‌ اینجانب و دیگری بیهوده است و اگر کسی به قانون اساسی اعتقاد نداشته باشد و نامزد شود، با مردم خدعه کرده است. بنده هم به ولایت فقیه معتقدم و اگر انتخاب شوم برای حل مشکلات مردم حتماً ارتباطی قوی با مقام معظم رهبری ایجاد خواهم کرد. ممکن است مشکلاتی در قانون داشته باشیم، ولی راه‌حل درست این است که از همان راه قانونی وارد عمل شویم. به علاوه اینکه بسیاری از سیاست‌هایی که در کشور گذاشته می‌شود، در سکوی قانون اساسی امکان پیگیری دارد."

آقای موسوی! چرا عصبانی هستید، مردم به توصیه های مکرر و متعدد شما و اساتیدتان عمل کردند که فریاد می زدید: مردم به دروغگو و خدعه‌گر رأی ندهید، شما این همه دروغ گفتید، مردم هم به شما رأی ندادند.

آقای موسوی متأسفیم که امام تکلیف ما را با مثل شما در وصیت نامه اش معلوم کرد و فرمود: "من در طول نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام‌نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده‌ام که بعد فهمیدم از دغل‌بازی آنان اغفال شده‌ام. آن تمجید‌ها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می‌نمایاند و نباید از آن مسائل سوءاستفاده شود و میزان در هر کس حال فعلی اوست. بنا بر این با توجه به حال فعلی شما ما از این پس شما را نخست وزیر امام و دوره دفاع مقدس نمی دانیم بلکه شما را آشوبگری می دانیم که مورد حمایت آمریکا جنایتکار، استعمار پیر انگلیس، فرانسه و آلمان نژاد پرست و از همه بدتر مورد حمایت رژیم خونخوار اسرائیل و ربع پهلوی معتاد می دانیم. آقای موسوی شما آبرویی برای اصلاحات و اصلاح طلبان در تاریخ ایران باقی نگذاشتید."

و اما سخنی کوتاه با آیت الله هاشمی رفسنجانی! ما شما را پیرو امام و یاور رهبری می دانستیم، اما شما با ارسال نامه ای تهدید آمیز به رهبری معظم، قلب همه را به درد آوردید، با این همه به احترام سخنان رهبری فقط به یادآوری این جمله امام اکتفا می کنم که فرمود: هاشمی زنده است تا نهضت زنده است و نفرمود نهضت زنده است تا هاشمی زنده است. آقای هاشمی امام فرمود: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به نهضت آسیبی نرسد. آیا نامه نامناسبتان و اکنون سکوت شما پشتیبانی از ولایت فقیه و زنده نگه داشتن نهضت است؟ ای کاش شما هم مانند آیت‌الله خزعلی این مرد بزرگ، بین انقلاب و رهبری با فرزندانتان، انقلاب و رهبری را انتخاب کنید.

و در پایان سخنی با جناب آقای دکتر لاریجانی! مواضع اخیر شما به‌ویژه در گفتگوی ویژه خبری چند شب قبل در خصوص دفاع از استقلال کشور و تودهنی به دشمنان دیرینه واقعاً افتخار آمیز بود و تشکر، اما مواضع دو پهلو جانبدارانه از متخلفین که بعضاً بر خلاف مواضع رهبری در روز جمعه و همراه با زیر سئوال بردن اقتدار و سلامت شورای نگهبان بود، جای تاسف دارد. این بخش از مواضع شما آنقدر ناپسند بود که مورد استقبال شبکه‌های خارجی و سایت و روزنامه های نفاق جدید در داخل قرار گرفت و همان ها که روزی شعار می دادند سیمای لاریجانی تعطیل باید گردد. ان شاءالله در فرصتی دیگر در باره مواضع حضرتعالی و به‌ویژه مساعدتهای پیدا و پنهان شما به جریانی که گل سر سبدش شد مثل آقای موسوی، سخن خواهیم گفت.

منبع: http://rasaee.ir/Majles.php?ID=370

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 19:43 |

روابط عمومی مرکز بررسی جرائم سازمان یافته:

اغتشاشگران را معرفی کنید

 

متاسفانه در این ایام دشمن وحدتمان را نشانه رفته است و شاهد تلاش حداکثری و مخرب منافقین ، سلطنت طلبان و گروه های تروریستی و ضد انقلاب در فضای مجازی و رسانه ای کشور هستیم که جز برهم زدن امنیت اجتماعی جامعه هدف دیگری ندارند و برای رسیدن به این هدف شوم خود از هر حربه ای حتی اقدامات تروریستی و ضربه زدن به مال و جان مردم برای ایجاد اغتشاش و نارضایتی استفاده می کنند .


لذا بدینوسیله از تمامی کاربران و خانواده های ایرانی انتظار می رود در صورتی که هر گونه مشخصاتی از عکس های ذیل و همچنین هرگونه اخبار و اطلاعاتی اعم از عکس ، فیلم ، مقاله ، خبر ، ایمیل و آدرس اینترنتی و یا شکایتی که در خصوص جریان های اغتشاش طلب از هر گروه و صنفی که در فضای مجازی اقدام به تحریک فعالیت های مخرب می نمایند دارید از طریق سایت گرداب به اطلاع مرکز بررسی جزائم سازمان یافته برسانند.


شماره 1
شماره 2
شماره 3

شماره 4
شماره 5
شماره 6
شماره 7
شماره 8
شماره 9
شماره 10
شماره 11
شماره 12
شماره 13

شماره 14


شماره 15

شماره 16
شماره 17


 عکس سایر لیدر های اغتشاشگران به مرور زمان در همین صفحه قرار خواهد گرفت

 

از روش های زیر می توانید با ما در تماس باشید:
ایمیل سایت گرداب:
info@gerdab.ir
بخش تماس باما: http://gerdab.ir/fa/pages/contact.php

بخش گزارش تخلفات: http://gerdab.ir/fa/pages/report.php

پیامگیر صوتی مرکز بررسی جرائم سازمان یافته:  33219370 الی 4

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه یکم تیر 1388 و ساعت 12:35 |