تبليغاتX
فدايي سيد علي

چه روزیه این 29 خرداد !

من قبلاً یک پست در وبلاگم قرار داده بودم با عنوان 29 خرداد 1360 که مربوط بود به سخنرانی حضرت آقا در آن سال پیرامون سید ابوالحسن بنی صدر رئیس جمهور خائن...... و چه جالب 28 سال بعد یعنی 29 خرداد 1388 این بار حضرت آقا در مورد حوادث اخیر که با ادعاها و تحریکات بنی صدر ثانی اتفاق افتاده بود سخنرانی فرمودند...... اگه اون روز بنی صدر دلخوش به گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین) بود.  این بار این بنی صدر دلخوش به سازمان نامشروع مجاهدین (منافقین) است.....

بنی صدر به رأیی که مردم به او داده و ایشان را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کرده بودن می نازید، این بنی صدر به چه می نازد به اختلاف 11 میلیون رأی با منتخب ملت؟! به عنوان قلابی دکتر؟! به روشنفکر ترین زن ایران که با مدرک لیسانس در مقطع دکترا تحصیل کرده است؟! یا با اظهار نظر فوق کارشناسانه و تحلیل بی نظیر این فوق روشنفکر، نه تنها در کره زمین، بلکه در سایر کرات! مبنی بر اینکه آقای بنی صدر ثانی داماد لرستان است و لرها دامادشان را رها نمی کنند و به دیگری رأی بدهند! (جامعه شناسان عزیز این تز ایشان گره بسیاری از معادلات کورتان را باز می کند!!!!!!)

یه زمانی بنی صدر و منافقین در رویای همراهی اکثریت ملت به سر می بردند و امروز هم بنی صدر ثانی و هواداران و میلیشیایش در رویای رأی 30 میلیونی ملت!!! و چه آشفته خوابی دیدند و می بینند!!!!

یه توصیه به ایشان دارم و آن این است که دست از این رفتار دیکتاتور مأبانه بردار و به رأی قاطع ملت تمکین کن والا سرنوشتی به غیر از سرنوشت بنی صدر اول در انتظارت نیست....

متن کامل سخنرانی حضرت آقا را در ادامه مطلب بخوانید....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 19:1 |

ماهيت اصلي موسوي و اطرافيانش براي مردم روشن شد

 

عضو كميسيون فرهنگي مجلس گفت: خدا را شكر مي‌كنيم كه با اين بيانيه ها و رفتارها ماهيت اصلي موسوي و اطرافيانش براي مردم روشن شد و همگان به پشت پرده آنها پي بردند.

مهدي كوچك زاده نماينده مردم تهران و عضو كميسيون فرهنگي مجلس در گفت‌و گو با فارس در خصوص بيانيه اخير موسوي كه اوباش خياباني را شهيد و اغتشاش گران دستگير شده را فرزندان انقلاب دانسته است، گفت: خاتمي در ماه‌هاي اوليه رياست جمهوي‌اش در مصاحبه‌‌اي با "CNN " بر خلاف گفته قبلي اش در تير ماه سال 70 كه مردم آمريكا را ماجرا جو، چاقو كش و زور گو خوانده بود؛ در تناقضي آشكار مردم اين كشور را داراي سابقه تمدني شايسته برشمرد و از آبراهام لينكن به عنوان شهيد نام برد. از اين رو مي‌توان دريافت كه موسوي چرا اينگونه سخن مي‌گويد.

وي ادامه داد: طبيعي است كه موسوي از استاد خود (خاتمي) تبعيت كرده و يك عده‌ اوباش خياباني كه به مراكز نظامي حمله كرده‌اند و در صدد خلع سلاح آنجا بوده‌اند را شهيد و فرزندان انقلاب خوانده و مقابله با آنان را سبعانه و وحشيانه بدانند.

كوچك زاده با اشاره به حاميان و اطرافيان افراطي و ساختار شكن موسوي تصريح كرد: بالاخره اطرافيان موسوي كه بارها از امام انقلاب و مردم تو دهني خورده‌اند امروز براي وي بيانيه نوشته و او را هدايت مي‌كنند.

نماينده مردم تهران در خانه ملت در پايان خاطر نشان كرد: خدا را شكر مي‌كنيم كه با اين بيانيه ها و رفتارها ماهيت اصلي موسوي و اطرافيانش براي مردم روشن شد و همگان به پشت پرده آنها پي بردند.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 14:4 |

پيام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مردم در مورد دهمين دوره‌ی انتخابات رياست جمهوری

بسم الله الرحمن الرحيم



ملت عزيز ايران!
مردان و زنان آگاه و شجاع و زمان‌شناس!
سلام خدا بر شما كه شايستگی خود را برای دريافت سلام و رحمت الهی به اثبات رسانديد. جمعه‌ی حماسی شما،‌ حادثه‌ئی خيره‌كننده و بی‌همتا بود كه در آن، رشد سياسی و چهره‌ی مصمّم انقلابی و توان و ظرفيت مدنی ملت ايران، در نمائی زيبا و پرشكوه در برابر چشم جهانيان به نمايش درآمد.
اقتدار و عزتی كه شما با آرامش و متانت و كمالِ خود در تاريخ كشور به ثبت رسانديد، و اراده‌ی خلل‌ناپذيری كه در ميان آتشبار جنگ‌روانی دشمنان، با حضور در اين عرصه‌ی تعيين‌كننده نشان داديد، از چنان اهميتی برخوردار است كه با هيچ بيان معمولی و متعارفی نمی توان آن را توصيف كرد. تنها می توان گفت كه ملت ايران توانسته است همچنان موجبات رحمت الهی را در خود حفظ كند و دست قدرت خداوند را در حمايت از پيشرفت و تعالی اين كشور، بالای سر خود نگاه دارد.
انتخابات 22خرداد، با هنرنمائی ملت ايران، نصاب تازه‌ئی در سلسله‌ی طولانی انتخابهای ملّی پديد آورد. مشاركت بيش‌از هشتاد درصدی مردم در پای صندوقها و رأی بيست‌وچهار ميليونی به رئيس جمهور منتخب، يك جشن واقعی است كه به حول و قوه‌ی الهی، خواهد توانست پيشرفت و اعتلای كشور و امنيت ملی و شور و نشاط پايدار را تضمين كند. ديروز شما توانستيد ثابت كنيد كه ايران به بركت شعارها و ارزشهای انقلاب اسلامی، در برابر تهاجم سياسی و روانی از چنان مصونيت و صلابتی برخوردار است كه با گذشت سی‌سال از آغاز مردمسالاری دينی در اين كشور،‌ از هميشه تازه نفس‌تر و سرزِنده‌تر در صحنه حاضر گشته و دوستان و دشمنان را به ادامه‌ی راه روشن خود مطمئن ميسازد.
اينجانب با فروتنی در برابر عزم و ايمان شما مردم عزيز، اين موفقيت بزرگ را به حضرت وليّ‌الله‌الاعظم روحی‌فداه و به روح امام بزرگوار و به يكايك آحاد ملت تبريك عرض ميكنم و همگان را به قدردانی از اين لطف الهی و شكرگزاری در برابر پروردگار حكيم و عليم توصيه مينمايم. گمان بر اين است كه دشمنان بخواهند با گونه‌هائی از تحريكات بدخواهانه، شيرينی اين رويداد را از كام ملت بزدايند. به همه‌ آحاد مردم و بويژه جوانان عزيز كه سرزنده‌ترين نقش‌آفرينان اين حادثه‌ی شورانگيز بودند، توصيه ميكنم كه كاملاً هشيار باشند. همواره بايد شنبه‌ی پس‌از انتخابات، روز مهربانی و بردباری باشد. چه طرفداران نامزد منتخب و چه هواداران ديگر نامزدهای محترم،‌ از هرگونه رفتار و گفتار تحريك‌آميز و بدگمانانه پرهيز كنند. رئيس جمهور منتخب و محترم، رئيس جمهور همه‌ی ملت ايران است و همه و از جمله رقيبان ديروز بايد يكپارچه از او حمايت و به او كمك كنند. بی شك اين نيز امتحانی الهی است كه موفقيت در آن خواهد توانست رحمت خداوند متعال را جلب كند.
وظيفه‌ی خود ميدانم از همه‌ی كسانی كه در خلق اين حادثه‌ی بزرگ نقش آفريدند صميمانه سپاسگزاری كنم: از نامزدهای محترم كه با مطرح ساختن نقطه‌نظرهای سياسی و اقتصادی و با سخن و رفتار خود، دارندگان سلايق گوناگون اجتماعی و سياسی را به صحنه آوردند، از نخبگان و برگزيدگانی كه مخاطبان خود را به حضور در اين آزمون بزرگ دعوت كردند؛ از مراجع عظام و علمای اعلام و فرزانگان دانشگاهی و شخصيت‌های فرهنگی و سياسی؛ از رسانه‌ی ملی و مديران و طراحان و مجريان و هنرمندان صداوسيما كه نو‌آ‌وری‌های تحسين‌برانگيز آنان نقش تعيين‌كننده‌ئی در اين حادثه‌ی فراموش‌نشدنی داشت؛ از وزارت كشور و شورای محترم نگهبان كه با اخلاص و امانتداری كامل به وظيفه‌ی خطير خود صادقانه و سخت‌كوشانه عمل كردند؛ از نيروی انتظامی و ديگر دستگاههای حافظ امنيت، كه فضای سالم و باز و آرام را برای مردم تأمين نمودند، و سرانجام و بيش‌از همه، از يكايك رأی‌دهندگان كه برای خود و كشورشان آبرو و ثبات و امنيت فراهم آوردند..
بار ديگر با تضرع و ابتهال، خدای عزيز و قدير را از اعماق جان، سپاس گفته هدايت و رحمتش را برای اين ملت و اين بنده‌ی ناتوان مسألت ميكنم و با سلام به حضرت ولی‌ّ الله‌الاعظم‌ روحی‌فداه به دعا و رعايت و حمايت آن صاحب اصلی اين كشور دل می‌بندم و به روح امام راحل و ارواح طيبه‌ی شهيدان عزيز درود ميفرستم.
والسلام عليكم و رحمةالله
سيّدعلی خامنه‌ای
23/خرداد/1388

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 16:50 |

إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ

واجد شرایط رأی دادن :  46199997

شرکت کننده:            39399975

85% مشارکت مردمی در انتخابات، رتبه دوم بعد از مشارکت بیش از 98 درصدی مردم در همه‌پرسی نظام جمهوری اسلامی...

این یعنی توسعه سیاسی....

شعارشو یکی دیگه داد اما یکی دیگه عمل کرد

افزایش خیره کننده رأی دکتر از 17 میلیون به 24 میلیون حرفی برای دشمنان خط امام (س) باقی نگذاشته است....

فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ

خدمتگذار ملت و ملت

 

دکتر محمود احمدی نژاد

62.63 %    24607461

الله اکبر

آفرین بر شما ملت قهرمان و شجاع ایران چشم فتنه را در نطفه! کور کردید...

به هواداران دیکتاتور کوچولو جناب موسوی هم سفارش می کنم دست از بچه بازی بردارید و به شکست مسلم خودتان تن بدهید، نتیجه 4 سال توهین وتهمت و فحاشی و جسارتتان به منتخب ملت افزایش بیش از 7 میلیون رأی به آرای دوره گذشته رجایی زمان بود....

تهمت تقلب در انتخابات مضحک ترین بهانه برای فرار از شکست است ۱۱ میلیون تقلب؟!!!!!!!!!!!!!!!!!

الله اکبر

پروردگارا شیرینی پیروزی گفتمان اسلام ناب محمدی را با ظهور قائم آل محمد کامل کن...

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 16:33 |

إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ

دکتر محمود احمدی نژاد

خادم جمهور، دکتر محمود احمدی نژاد

64.78%   19761433

الله اکبر

شکستی دیگر در کارنامه سازمان نامشروع مجاهدین و گروهک نهضت آزادی و ملی مذهبی ها و فرزندان رفسنجانی و انجمن بهائیان و همه بدخواهان انقلاب اسلامی ایران

ناکام ماندن انقلاب مخملی در ایران

 

إِنَّ اللّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوّان كَفُور.

 

الله اکبر

 

إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ؛

هزاران هزار مورد تهمت و افترا و توهین و نشر اکاذیب توسط نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری و هوادارانشان بی نتیجه ماند......

ومکروا و مکرالله والله خیر الماکرین

رأی اعتماد 64.78% از ملت آزاده ایران به خادم ملت

الحمدالله

إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ

تسلیت عرض می کنم به جناب آقای رفسنجانی و جیره خوارانش!

تسلیت عرض می کنم خدمت جناب موسوی و هوادارانش!

الله اکبر

تبریک عرض می کنم خدمت امام عصر(عج) و نایب بر حقش و شهدا و امام شهدا و خانواده شهدا و ملت شهید پرورمون....

عزیزان با رأی خود اسلام آمریکایی را با همین پرچمها و شالهای سبز ریا کفن کردید و به قبرستان تاریخ فرستادید، هوشیار باشید و باشیم تا نتوانند، این مرده را از گورستان خارج کنند....

ای صاحب عصر و زمان (عج) از لطف و عنایتت ممنونیم.....

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر

سبز پوشان بروید همانجا که قهوه ای پوشان رفتند!

موسوی  32.26%  9841056

محسن رضایی 2.08%  633048

مهدی کروبی 0.89%  270855

کانديداها در زادگاه‌هاي خود چقدر راي آوردند؟

 

مردم زادگاه‌هاي کانديداهاي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري هم با قاطعيت آرا، دکتر محمود احمدي نژاد را به عنوان رئيس جمهور آينده خود برگزيدند.

به گزارش ايرنا در روستاي لالي از توابع خوزستان، زادگاه محسن رضايي از مجموع 900 راي دکتر احمدي نژاد 830 راي و ساير کانديداها 70 راي را کسب کردند.

در شبستر(آذربايجان شرقي) زادگاه ميرحسين موسوي از مجموع 7 هزار راي ماخوذه، دکتر احمدي نژاد حدود 5 هزار راي و موسوي حدود 2 هزار راي کسب کردند.

در اليگودرز(لرستان) زادگاه مهدي کروبي ديگر کانديداي انتخابات رياست جمهوري احمدي نژاد 39690 راي، کروبي 14512 راي و موسوي 9330 راي را کسب کردند.

در ارادان سمنان زادگاه رئيس جمهوري منتخب از مجموع 10 هزار راي ماخوذه دکتر محمود احمدي نژاد حدود 9 هزار راي و ساير نامزدها حدود هزار راي کسب کردند.

و اما بخوانيد آماري جالب از بهرمان و نور به عنوان زادگاه دو حامي مطرح موسوي؛ مردم بهرمان و کشکوئيه(استان کرمان) زادگاه اکبر هاشمي رفسنجاني 2886 راي به احمدي نژاد و 1950 راي به ساير کانديداها دادند.

مردم نور(استان مازندران) زادگاه ناطق نوري از مجموع 77452 راي 51798 راي به احمدي نژاد و حدود 24 هزار راي به موسوي دادند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 8:54 |

حضور حضرت آقا در پای صندوق رأی و تکذیب شایعه پیرامون نامه رفسنجانی

 

ــ بسم الله الرحمن الرحيم. خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی از جانب جمع حاضر ـ بويژه جامعه‌ی رسانه‌ای كشور ـ سلام عرض ميكنم؛ صبح حضرتعالی به خير.


سلام عليكم و رحمت الله.


ــ دهمين انتخابات رياست جمهوری در واقع اولين انتخابات دهه‌ی چهارم انقلاب اسلامی است كه حضرتعالی آن را دهه‌ی پيشرفت و عدالت نامگذاری فرموده‌ايد. مردم ايران مشتاقانه منتظر شنيدن فرمايشات حضرتعالی در رابطه با انتخابات امروز هستند. متشكرم.


بسم الله الرحمن الرحيم. خداوند متعال را سپاسگزاريم كه به ملت ايران اين توفيق را عنايت كرد كه يك نوبت ديگر، در يك آزمون بزرگ ملی شركت كنند. انتخابات مظهر حضور فعال و پرشور و زنده‌ی مردم در عرصه‌ی سياسی كشور است. آنطوری كه من مشاهده ميكنم و ميشنوم، بحمدالله در اين انتخابات شور و شوق و تحرك مردم بسيار بالاست؛ اين را ما از حضور نامزدهای مختلف و از آگاهی و بيداری مردم ناشی ميدانيم و خدا را سپاسگزاری ميكنيم. و انتظار داريم خدای متعال توفيق بدهد مردم بتوانند با حضور متراكم خود در پای صندوقهای رأی، يك امتحان بزرگ ديگر را بخوبی پس بدهند. و ان‌شاءالله از سوی پروردگار عالم مقدر باشد كه بهترين و شايسته‌ترين فرد، برای مدت چهار سال به رياست قوه‌ی اجرائيه منصوب بشود. مطمئناً وقتی مردم با ايمان و شور و شوق در صحنه هستند، خدای متعال هم تفضل خواهد كرد.
من ـ طبق معمول ـ درخواستم از مردم اين است كه از همين آغاز وقت و از اول صبح، پای صندوقهای رأی بروند. همه بروند، همه رأی بدهند، طبق تشخيص خودشان عمل كنند و سهم خودشان را در اداره‌ی كشور و در تعيين مديريت عالی اجرائی كشور، به عهده بگيرند. اين يك حق و در عين حال يك تكليف است. حق آحاد مردم ماست كه نظر بدهند؛ تكليف آنها هم همين است. به اعتقاد من، اين هم تكليف شرعی و هم تكليف عقلی ـ يعنی عقلائی ـ است كه اين كار را انجام بدهند.
نكته‌ی ديگری كه ميخواهم به مردم عزيزمان عرض كنم، اين است. اولاً بايد از اين حضور پر شوری كه در روزهای اخير و حتی شبها ـ آنطور كه مطلع شدم ـ مردم در خيابانها داشتند، تشكر كنم. هر گروهی طبق ميل خودشان و به نظر خودشان شعار ميدادند، اما رشد و آگاهی مردم نگذاشت كه يك حادثه‌ی تلخی به وجود بيايد؛ در صحنه هستند، شعارهاشان را هم ميدهند، شور و شوق خودشان را هم ابراز ميكنند، لكن در عين حال رشد و كمال و بلوغ عقلانی خودشان را هم نشان ميدهند. امنيت انتخابات خيلی مهم است. ما سی سال است انتخابات داريم و بحمدالله هميشه در انتخاباتها، امنيت برقرار بوده است. اين خيلی نعمت بزرگی است؛ اين ناشی از تفضل الهی و ناشی از شعور و درك مردم ماست. امروز هم من اميدوارم و از مردم خواهش ميكنم كه توجه كنند، همين امنيت، همين آرامش و همين متانت و سكينه‌ی روحی لازم، در آنها وجود داشته باشد. ممكن است بدخواهانی بخواهند در مراكز رأی تشنج ايجاد كنند؛ هرگونه تشنجی به ضرر صندوقهای رأی تمام خواهد شد؛ يعنی به ضرر آراء مردم و به ضرر مردم است؛ اگر كسانی خواستند چنين تشنجی ايجاد كنند، خود مردم نگذارند و با متانت، با صبر و با حلم و وقار خودشان، مانع بشوند از اينكه خواسته‌ی بدخواهان اين ملت عملی بشود.
به شايعات هم خيلی گوش نكنند. من ديدم ديروز و ديشب ـ در اين پيامكهای فراوانی كه دست مردم هست ـ شايعاتی را از قول من نقل ميكردند كه دروغ محض بود و واقعيت نداشت. آدمهای خوش‌نيت و سالم اين كارها را نميكنند؛ آدمهای ناسالم از اين كارها ميكنند؛ توی همه‌ی بخشها و همه‌ی گروهها هم كم و بيش ممكن است آدم ناسالم ـ كه سوءنيت داشته باشند و حسن‌نيت نداشته باشند ـ پيدا بشود. به اين شايعات هم توجه نكنند. امروز هم ممكن است باز شايعاتی ـ نسبت به بخشهای مختلف انتخابات ـ بين مردم وجود داشته باشد؛ ما اعتمادمان در درجه‌ی اول ـ در اول و آخر ـ به لطف خدا و به كمك الهی است و از خدای متعال استعانت ميكنيم و كمك ميخواهيم، و در درجه‌ی بعد به آگاهی و رشد و هوشياری مردم است.
من بار ديگر از همين‌جا به همه‌ی آحاد ملت عزيزمان سلام عرض ميكنم و اميدوارم كه ان‌شاءالله خدای متعال امروز را برای ملت ما روز مباركی قرار بدهد. از شما خبرنگار محترم و خبرنگاران محترمی كه در اينجا حضور دارند و از يكايك مسئولين دست‌اندركار انتخابات ـ دوستانی كه در اينجا حضور دارند ـ و كسانی كه در پشت صحنه و در داخل وزارت كشور مشغول كار هستند، صميمانه تشكر ميكنم. زنده باشيد.
خداحافظ

 

فیلم کامل حضور رهبر انقلاب در دهمین دوره‌ی انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و دوم خرداد 1388 و ساعت 11:47 |

آخرين پرده سناريوى افراطيون آشوب پس از شکست

 

كيهان: اطمینان تندروهای اداره کننده جریان حامی میرحسین موسوی که اطراف کروبی را هم گرفته اند به شکست در انتخابات 22 خرداد 88 ، موجب شده است که پروژه «آشوب» و «مخدوش جلوه دادن انتخابات» که از مدت ها قبل مقدمات سخت افزاری و نرم افزاری آن -با تکیه بر الگوهای خارجی- فراهم شده روی میز اتاق عملیات روانی جریان اصلاح طلب قرار گیرد. ازحدود یک هفته پیش، یعنی از زمانی که پیروزی های قاطع احمدی نژاد در مناظره های انتخاباتی آغاز شد، موجی از اقبال مردمی نسبت به کاندیدای اصولگرا ایجاد شد که به نظر می رسد اکنون در اوج قرار دارد. اوج گیری رای احمدی نژاد و قطعی شدن پیروزی او در دور اول انتخابات اکنون در تمام نظرسنجی های انجام شده توسط مراکز معتبر ظاهر شده است و بالا گرفتن استقبال های مردمی از احمدی نژاد در تهران و شهرستان ها نیز شاهد دیگری است که نشان می دهد جریان تندرو دیگر نمی تواند امیدی به نتیجه گرفتن از انتخابات 22 خرداد داشته باشد.

بخشی از جریان اصلاح طلب مانند برخی چهره های کلیدی مجمع روحانیون البته از مدت ها قبل از ایده پیروزی در انتخابات عبور کرده و آن را ناممکن ارزیابی می کردند اما اکنون این طرز فکر در حال فراگیر شدن در جبهه اصلاحات است و تقریبا همه اعضای این جبهه به استثنای تعداد معدودی که در ستاد اصلی موسوی حضور دارند به این باور رسیده اند که نه برای «پیروزی» بلکه برای «پس از شکست» باید فکری کرد و به همین دلیل اکنون برنامه ای جدی در حال اجراست که اولا شکست راتوجیه کرده و ثانیا آن را به بحرانی برای نظام و دولت آینده تبدیل نماید. کیهان پیش از این برخی از اجزای این پروژه را افشا کرده اما در این گزارش به نحو دقیق تر و با اطلاعات به روز شده تری به آن خواهیم پرداخت.


پرده اول، تقلب
از مدت ها قبل، شاید بیش از 6 ماه قبل از انتخابات، بخشی از جریان اصلاح طلب شروع به گشودن باب بحث هایی در این باره کرد که روندبرگزاری انتخابات در ایران مخدوش است و حتی فخر السادات محتشمی پور همسر مصطفی تاج زاده در یک سخنرانی انتخاباتی تاکید کرد «تاکنون هیچ انتخاباتی در ایران سالم نبوده است»! در حالی که اولا اصلاح طلبان خود مجری برخی از مهم ترین انتخابات های برگزارشده در ایران بوده اند و ثانیا خود آنها در برخی از این انتخابات ها برنده شده اند. این اظهار نظر و مواردی شبیه آن که دراین مدت مکررا گفته شده هیچ معنایی جز چسباندن نوعی انگ پیشاپیش به انتخابات با هدف مخدوش ساختن آن نمی تواند داشته باشد. با توجه به اینکه اساسا در انتخابات ایران به لحاظ ساختار سیستم های نظارتی و اجرایی دست اندرکار انتخابات جابجایی موثر آرا اساسا امکانپذیر نیست (خود اصلاح طلبان هم زمانی که در انتخابات مجلس ششم تصمیم به دستکاری در آرا گرفتند نهایتا نتوانستند اقدام موثری انجام دهند؛ حتی در مورد انتخابات ریاست جمهوری نهم هم که اصلاح طلبان یکسره آن را مخدوش می خوانند می توان به اظهار نظر عبدالواحد موسوی لاری مراجعه کرد که گفته بود آن انتخابات در نهایت صحت و سلامت برگزار شده است ) این سوال بوجود آمد که به راستی اگر اصلاح طلبان کوچکترین امیدی به برد در انتخابات داشتند آیا هرگز به این گستردگی و شدت اصل انتخابات را زیر سوال می بردند؟ جریان اصلاح طلب در گسترده کردن بحث تقلب البته از حمایت و پشتیبانی وسیع طرف خارجی هم بهره مند بود. در این مدت حجم انبوهی از مقالات و اظهارنظرها از جانب منابع غربی می توان یافت که مستقیما گفتمان تقلب را تایید و تکمیل می کند. اگر بحث به همین مقدار خاتمه می یافت و صرفا احتمال تقلب مطرح می شد، این امکان وجود داشت که ماجرا بی اهمیت دانسته شود ولی این پروژه به سرعت ابعاد دیگری یافت که صورت مسئله را کاملا دگرگون کرد.

پرده دوم، صیانت از آرا
با نزدیک شدن به زمان انتخابات به تدریج اخباری منتشر شد که اصلاح طلبان برای نخستین بار در کنار مکانیسم های رسمی نظارت بر انتخابات از جمله حضور ناظران سر صندوق های رای که قانون انتخابات آن را به رسمیت می شناسد، در حال بوجود آوردن ساختارهایی هستند که قرار است روز انتخابات به عنوان یک ناظر غیر رسمی عمل و اظهارنظر کند. اطلاعات موجود نشان می دهد پس پرده این ماجرا به طور کامل دست طرف بازنده انتخابات سوم تیر و افراد نزدیک به این جریان درون سازمان مجاهدین است که هنوز تصور می کنند در سوم تیر تقلب شد که آنها نتوانستند رای بیاورند. کمیته های صیانت از آرا ابتدا سعی کردند نوعی هویت حقوقی برای خود به وجود بیاورند اما بعد که نهادهای قانونی تاکید کردند هرگز آنها را به رسمیت نخواهند شناخت، این کمیته ها به عنوان بخشی از ستادهای کاندیداها اما در واقع مستقل از آنها شکل گرفت. بنا بر اخبار موثق طراحان این پروژه نرم افزاری کامپیوتری هم تهیه کرده اند که قرار است روز انتخابات ناظران کاندیداها سر صندوق ها که در واقع مرتبط با کمیته صیانت از آرا هستند از طریق تلفن همراه خود با آن ارتباط گرفته و با وارد کردن کدهایی خاص تخلفات ادعایی خود را به بانک اطلاعاتی آن منتقل نمایند. جزوه های مربوط به چگونگی کار با این نرم افزار به شکل کامل تدوین و توزیع شده است. مطابق برخی اخبار کمیته صیانت از آرا در روز انتخابات موظف به 3 کار خواهد بود: 1-انتشار ساعت به ساعت تخلفات ادعایی 2- تنظیم شکایت های حقوقی بر مبنای این اطلاعات ساختگی 3- اعزام نیرو به حوزه های انتخابیه ای که در آن روند رای مردم به نفع جریان مورد بحث نیست که اگر توانستند رای را در آن صندوق ها بشکنند و اگر نتوانستند همانطور که آموزش دیده اند مقدمات لازم برای باطل شدن رای آن صندوق را فراهم آورند. در واقع اگر فرض کنیم ادعای تقلب تدارک پیشاپیش اصلاح طلبان برای توجیه هواداران خود به هنگام آشکار شدن شکست است، کمیته های غیر قانونی صیانت از آرا منابعی هستند که باید شبه مستنداتی برای این ادعا فراهم آورند.

پرده سوم، آشوب
مجموعه اطلاعات موجود نشان می دهد این نگاه که اصلاح طلبان انتخابات را باخته اند و درتدارک توجیه آنند، نگاهی ناقص به پروژه فعلی رادیکالیسم غربگرا در ایران است. دو علامت که ظرف حدود دو ماه گذشته ظاهر شده هشداری است بر اینکه ابعاد این پروژه در واقع بسیار فراتر از صرف طرح بحث تقلب است. اول اینکه ستادهای میرحسین موسوی برای اولین بار در طول تاریخ رقابت های انتخاباتی و صد در صد تحت تاثیر الگوی انقلاب های رنگین در کشورهای آسیای میانه «رنگ سبز» را به عنوان نماد کاندیداهای خود برگزیدند و از آنها خواستند خود را برای راه اندازی یک موج سبز در کشور آماده کنند. کیهان در نخستین روز اعلام این خبر آن را اقدامی مخملی خواند و اعضای ستاد موسوی در پاسخ گفتند که اقدامی مذهبی انجام داده اند نه مخملی بی آنکه بگویند اگر رنگ سبز مربوط به سادات است چرا باید همه مردم سبزپوش شوند از جمله تعدادی از افراد حامی موسوی که اساسا اعتقادی به این قبیل امور ندارند!؟ دوم و مهم تر اینکه در دو هفته گذشته اصلاح طلبان هواداران خود را دعوت به حضور گسترده در خیابان ها کرده اند که این حضور در موارد متعددی به سرداده شدن شعارهای تند، اغتشاش و آشوب، تعرض به مردم و خسارت زدن به اموال خصوصی و عمومی منجر شده است. اگرچه افراد حاضر در اینگونه تجمعات نسبت به انبوه مردم ایران بسیار اندکند -وحتی همه هواداران موسوی را هم در بر نمی گیرد- اما این موضوع که تحرکات آنها مانند حمله به هواداران احمدی نژاد، سر دادن شعار علیه ارکان نظام و ایجاد زنجیره های انسانی در خیابان های تهران و برخی مراکز استان ها، از جانب مراکزی خاص هدایت می شود، کاملا مستند و دقیق است. اطلاعاتی وجود دارد که نشان می دهد کانون های پشت پرده اخیرا تصمیم گرفته اند میزان خشونت و گستردگی این تجمعات را افزایش دهند.

آنان به بهانه جشن پیروزی- که خود می دانند ماتم شکست است- پیشاپیش از وزارت کشور درخواست تجمع در روز بعد از انتخابات (23 خرداد) کرده اند. بنابراطلاعات موجود خبرنگاران خارجی جزء ارکان اصلی این تجمع بوده و جریان اصلاح طلب سعی دارد در این پوشش دست به آشوب و اغتشاش زده و در مقابل دوربین بیگانگان علیه نظام موضع بگیرد. و این دقیقاً همان نسخه ای است که از انقلاب های رنگی کپی برداری شده است.

از کنار هم گذاشتن این دو علامت و ضمیمه کردن آن به بحث تقلب و صیانت از آرا می توان نتیجه ای بسیار مهم گرفت و به ابعاد گسترده آخرین پروژه امریکا در ایران پی برد.

مقدمات انقلاب مخملی
توهم بزرگ
علائم بسیار آشکار در حال حاضر نشان می دهد که الگوی شناخته شده انقلاب های رنگی در ایران در پوشش مبارزه انتخاباتی از جانب یک گروه خاص مرتبط با کانون های بیرونی در حال اجراست و اگرچه توفیق این پروژه درایران چیزی جز یک توهم بزرگ نیست اما برخی از نیروهای سیاسی از جمله میرحسین موسوی برخی احزاب و چهره های اصلاح طلب را به کام خود خواهد کشید. خلاصه داستان این است: جریان اصلاحات اکنون قصد دارد شکست خود را که کاملا قطعی شده به شکستی برای تمام نظام تبدیل کند. برخی تحلیلگران عقیده دارند این جریان اساسا از ابتدا اعتقادی به پیروزی در انتخابات نداشته و به دنبال هدفی دیگر بوده است. روش این است که انتخابات زیر سوال برود، کاندیدای اصولگرا که بی گمان با رای وسیع مردم انتخابات را خواهد برد محصول نوعی اراده حکومتی و رای سازماندهی شده معرفی شود، مشروعیت دولت آینده زیر سوال برود و نهایتا با دخالت کشورهای خارجی نظام از حیث ماهیت دموکراتیک آن به چالش کشیده شود و نوعی آشوب و اعتراض مزمن در کشور نهادینه گردد. اطلاعات کیهان نشان می دهد برخی از این گروه ها خود را برای بست نشینی در روز انتخابات مقابل وزارت کشور و استانداری ها و فرمانداری ها آماده کرده و چند روز است که در تهران این کار را تمرین می کنند. همچنین تدارکات وسیعی برای آشوب و ناامنی دیده شده و برخی از کانون های بیرونی هم در حال نقش آفرینی در این صحنه هستند. ستاد موازی که اصلاح طلبان به نام حامیان موسوی تشکیل داده بودند اکنون فعالیت های خود برای پیروزی او را متوقف کرده و همه انرژی خود را بر آشوب آفرینی متمر کز نموده است. رسانه های اصلاح طلب دیروز از قول خانم زهرا رهنورد خبر دادند که گفته است «اگر احمدی نژاد پیروز شد بدانید تقلب شده است» و همه اینها نشان می دهد که برنامه ریزی وسیعی برای تدارک آشوب و ناامنی برای گریز از نتیجه محتوم انتخابات آغاز شده است. تنها روش مقابله با این پدیده حفظ هوشیاری، حضور گسترده در مجامع دفاع از رهبری و تفکر اصولگرایی، شرکت بسیار وسیع در انتخابات و بوجود آوردن یک 23 تیر دیگر است. دشمن همچون همیشه این بار هم شکست خواهد خورد منتها به این شرط که کسی در ادای تکلیف خود کاهلی نکند.

///////////////////////

در بخشی از نامه رفسنجانی به حضرت آقا آمده است: "با اين‌همه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاهها مشاهده مي‌كنيم."

به هوش باشید و باشیم که بوی فتنه می آید.......

ان شاءالله این بار نیز 23 تیر دیگری خلق خواهیم کرد و این شالها و پرچمهای سبز ریا را کفن اسلام آمریکایی می کنیم... یک یا حسین تا نابودی اصلاح طلبان آمریکایی.

 

يه سري هم به اين لينك بزنيد در مورد وحشي گريهاي حاميان موسوي است....

اسیدپاشی به صورت 3 دختر جوان، حمله به اتومبیل رضازاده و...

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیستم خرداد 1388 و ساعت 23:22 |

پرونده ها رو میزه ...........  هی می گه چیزه چیزه

 

بعد بیست سال اومده ........ هی داره چیز چیز می کنه!

اگر نتوانستید دیروز به مصلای امام خمینی (س) بیایید واقعاً جایتان خالی بود! البته از اون لحاظ! چون به حدی ازدحام جمعیت شدید بود که اگر سوزن می انداختید به روی زمین نمی رسید، من اگر قد بلندی نداشتم حتماً لای اون جمعیت جان به جان آفرین تسلیم کرده بودم! خدا به خیر گذروند! با این همه شور و هیجان می شه پرچم اسلام را در تمام جهان به اهتزاز در آورد.

بانک مرکزی گفته .............. موسوی دروغ گفته

یه پیغام هم بدهیم، ای قدس شریف این ملت شجاع و استکبار ستیز منتظر یه اشاره سید علی روحی فداست تا تو را از چنگال رژیم وحشی صهیونیستی آزاد کند، به امید آن روز.......

این شعر پایین را حاج محمود کریمی تو همایش دیروز خواند، جالب بود من هم خدمتتان تقدیم می کنم.....

در زمانی که نه چندان دور بود
بار غم بر مردم رنجور بود
نور چشم فاطمه تنهاترین
نورچشمی‌ها همه بالاترین
بر زبان مردمانی بی‌خیال
رفت آل مصطفی زیر سؤال
عده‌ای بی‌عار کردند، آن زمان
قصد استیضاح از صاحب زمان
ما مریدان امام امتیم
ما همه دلدادگان خدمتیم
آن نگاه آشنا یادش بخیر
ذکر آن روح خدا یادش بخیر
عزت اسلام در کل جهان
سرفرازی همه ایرانیان
تا که آن حق مسلم داشتند
در جهان بذر محبت کاشتند
محو اسرائیل از روی زمین
احترام مردم و مستضعفین
علم، آرامش، رفاه و توسعه
رفع تبعیض و حقارت، توطئه
ملتی با شور و عشق و شادمان
ضد ظلم و امتیاز این و آن
عدل و انصاف و شکوفایی و شور
قطع از اموال مردم دست زور
در حمایت از امام و رهبری
حیدریم، حیدریم، حیدری
الغرض با غیرت احمدی‌نژاد
پرده از روی منافق اوفتاد

عشقه، عشقه، عشقه   .......  احمدی نژاد رو عشقه

مولا و امیر و مقتدا خامنه‌ای است، فرماندهی کل قوا خامنهای است، دیروز عزیز مصر اگر یوسف بود، امروز عزیز دل ما خامنه‌ای است

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 16:4 |

کروبی و 300 میلیون تومان شهرام جزایری مفسد اقتصادی!!

 

...بهترين، آن كسى است كه درد كشور را بفهمد، درد مردم را بداند، با مردم يگانه و صميمى باشد، از فساد دور باشد، ....

از بيانات ولی امر مسلمین جهان در جمع مردم استان كردستان‏ در ميدان آزادى سنندج 22/2/1388   

 

آمده بود پيش دكتر احمدی نژاد. بنده ى خدا مى گفت بيست سال است مى آيد و مى رود. اما هنوز مشكلش با شهردارى حل نشده.
بيست سال بيش 10 ميليون جريمه اش كرده و به او پايان كار نداده بودند. و در اين مدت سرمايه اش راكد مانده و اصلا"زندگيش فلج شده. جريمه را چون رقم غير منصفانه اى بوده،پرداخت نكرده بود.
هر سال به اين مبلغ اضافه شده بود تا دوره ى شهردارى دكتر كه ارزش ملك به 16 ميليارد تومان رسيده بود،رقم جريمه هم 250 ميليون شده بود.
دكتر از او پرسيد چقدر مى تواند پرداخت كند؟
مرد گفت 50 ميليون!
دكتر همانجا زير نامه اش را امضاء كرد.
مرد اصلا"باورش نمى شد.يك دفعه شروع كرد به گريه كردن. بعد به دكتر گفت مى خواهد 2ميليارد از اين 16 ميليارد را به يك مؤسسه ى فرهنگى كمك كند. وخواست 2 ميليارد به دكتر بدهد.
دكتر با لحن خاصى به او گفت:مديران اول براى امور فرهنگى كمك مى گيرند.بعد براى امور ديگرو...اينطوريست كه از راه درست منحرف مى شوند.
اين مبلغ را خودت در هر راه خيرى كه مى شناسى،هزينه كن.

***

با دستمال کثیف نمی توان شیشه را پاک کرد، چطور مردمی که انتظار دارند مسئولین نظام با مفسدین اقتصادی مانند شهرام جزایری برخورد کنند؛ در عین حال به شخصی مثل کروبی که از امثال این مفسدین مبالغ هنگفتی دریافت کرده است رأی بدهند؟!

توجیه خنده دار جناب کروبی در مقابل گرفتن این مبلغ از یک مفسد اقتصادی مبنی بر این که از من در مقابل پرداخت پول درخواستی نداشت؛ انسان را شگفت زده می کند! یعنی ایشان نمی دانند که یکی از شگردهای مفسدین این است که مسئولین را به خود بدهکار می کنند تا در مواقع حساس و به قول معروف در روز مبادا به کار آیند، مانند دانشگاه آزاد رفسنجانی و جاسبی که از وزیر و نماینده مجلس تا بعضی از دادستانهای قوه قضاییه با مدارک اهدایی جاسبی نمک گیر این عالی جنابان شده اند، که جناب جاسبی به مدیریت مادام العمر بر دانشگاه آزاد دست پیدا کرده و حتی نظارت قانونی مجلس شورای اسلامی را هم بر نمی تابد!!!

آره جناب کروبی هیچ لزومی ندارد مفسد اقتصادی در قبال پرداخت مبالغ کلان در همان لحظه لیستی از درخواستهای خود از شما را، ارائه کند!!

همین ماجرای کروبی و 300 میلیون جزایری برای عدم صلاحیت کروبی برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری کافی است، حضور امثال کرباسچی شهردار متخلف سابق تهران و مورد حمایت رفسنجانی در ستاد کروبی هم گویای خیلی از مسائل است!

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 14:21 |

کمیته جنگ روانی ستاد میرحسین مصوب کرد

 

تمرین آشوب‌های خیابانی برای شورش پس از شکست قطعی موسوی

 

ستاد میرحسین موسوی با سازماندهی آشوب‌های خیابانی در طول 6 روز مانده به انتخابات، عملاً تدارک زودهنگام برای شکست و تمرین دادن حامیان برای شورش‌های خیابانی را آغاز کرد.

به گزارش رجانیوز، بر اساس این طرح، هواداران موسوی باید به حامیان سایر کاندیداها به ویژه احمدی‌نژاد حمله کرده و با ضرب و جرح این حامیان و ایجاد آشوب خیابانی زمینه درگیری با نیروی انتظامی را فراهم کنند.

فحاشی، سنگ‌پرانی و تخریب اموال عمومی از جمله سایر اقدامات هواداران موسوی برای به مقابله کشاندن نیروی انتظامی است تا در اثر این تقابل و ایجاد درگیری احتمالی، فاز مظلوم‌نمایی کلید زده شود.

در این راستا، از عصر روز جمعه، خبر کذبی از سوی حامیان موسوی مبنی بر کشته شدن یکی از هواداران موسوی توسط حامیان احمدی‌نژاد در مشهد مقدس منتشر شده است.


همچنین جمعه شب در میدان نبوت، اصلی‌ترین میدان شرق تهران، موتور یکی از حامیان دکتر احمدی‌نژاد که تصاویر وی بر روی آن نصب شده بود، به آتش کشیده شد.

حامیان موسوی همچنین با هجوم به سمت کلانتری واقع در میدان نبوت اقدام به سنگ‌پرانی و فحاشی علیه ناجا کردند که با هوشیاری نیروهای انتظامی، پروژه درگیری و مظلوم‌نمایی آنان ناکام ماند.

تعدای از اوباش اجاره ‌ای در منطقه 17 تهران نیز به دفتر ستاد حامیان دکتر احمدی‌نژاد در این منطقه حمله و به اتومبیل مسئول ستاد خسارت وارد کردند.

پیش‌بینی می‌شود در ادامه الگوگیری از انقلاب‌های رنگین، ستاد موسوی سازماندهی برای تنش و درگیری در سطح شهر و تقابل میان مردم را شدت بخشد.

گفته می‌شود کمیته جنگ روانی ستاد موسوی، عده‌ای را در میادین اصلی شهر برای توهین به مردم و استفاده از تعبیر تند و زننده به نام حامیان احمدی‌نژاد سازماندهی کرده است.

همچنین چوب، چماق و سلاح سرد در انبارهای این ستاد برای درگیری‌های خیابانی نگهداری می‌شود.

رهبر انقلاب در سالروز ارتحال امام(ره) با هشدار نسبت به ایجاد تنش و درگیری از سوی حامیان برخی کاندیداها به شدت از این روند پرهیز داده بودند.

 

//////////////

لطفاً به اطلاع سایر دوستان هم برسانید...

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 و ساعت 14:32 |

فوق لیسانس معماری، استاد راهنمای رساله‌های کارشناسي ارشد و دکترای علوم‌سیاسی

انتشار خبر روز گذشته در رجانیوز مبنی بر اینکه میرحسین موسوی که در فیلم تبلیغاتی خود تأکید کرد "من دکتر نیستم" و در سوابق علمی وی چنین چیزی وجود ندارد، اما بر در اتاق وی چنین عنوانی نصب شده است، از سوی سایت‌ها و رسانه‌های پرشمار وی با سکوت کامل مواجه شده است و عنوان "دکتر میرحسین موسوی" نیز از در اتاق وی در دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس جمع‌آوری شده است.

بنا بر این گزارش، در پایگاه رسمی شورای عالی انقلاب فرهنگی، در بخش معرفی اعضای این شورا، پیرامون سوابق علمی مهندس موسوی 68 ساله اینگونه آمده است: میرحسین موسوی خامنه فرزند مير اسماعيل، آخرین مدرک تحصیلی، فوق ليسانس معماري وشهرسازي از دانشگاه ملی(شهید بهشتی) 1348. میر حسین موسوی که با تحصیلات فنی هنری خود در رشته معماری پیش از انقلاب در دانشگاه ملی نیز در همین رشته تدریس داشته است، اگرچه در دهه نخست انقلاب مهندس موسوی به جهت بر عهده داشتن مشاغلی همچون عضویت در شوراي انقلاب، وزارت امور خارجه و نخست وزيری، نتوا نست به فعالیتهای دانشگاهی بپردازد، اما در سالیان پایانی 8 سال نخست وزیریاش و همزمان با فشار اقتصادی ناشی از جنگ تحمیلی بر مردم ایران، بنا بر آنچه که در سردر ورودی دانشگاه تربیت مدرس نقش بسته است، به بهانه تحقق انقلاب فرهنگی و با نظر مساعد حضرت امام(ره) بنای تاسیس دانشگاهی را گذاشت که در آینده نه چندان دور خود نیز یکی از اعضای هیت علمی آن در آمد.

اما مهندس میرحسین موسوی با مدرک کارشناسی ارشد معماری وشهرسازی نه تنها به عضویت هیئت علمی دانشکده هنر و یا دانشکده فنی و مهندسی این دانشگاه در نیامد بلکه در یک اتفاق شگفت انگیز، با عنوان "دکتر میرحسین موسوی" به عضویت گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی این دانشگاه در آمد تا در گروه درسی معتبرترین دانشگاه تحصیلات تکمیلی که یار دیرینش "سید علیرضا بهشتی" ریاست آن را بر عهده دارد، با مدرک غیرمرتبط، بنا بر اطلاعات موجود در پایگاه دانشگاه تربیت مدرس، به دانشجویان کارشناسی ارشد، مسائل ایران و ریشههای انقلاب اسلامی تدریس کند. جالب آنجاست که دفتر" دکتر میرحسین موسوی"! به عنوان عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی این دانشگاه، با دفتر سید علیرضا بهشتی در یک اتاق در طبقه دوم این دانشکده قرار گرفته است.

لينک صفحه مربوط به دکتر ميرحسين موسوي در دانشگاه تربيت مدرس

اما فعالیت علمی " دکتر میرحسین موسوی"! در کسوت استاد علوم سیاسی تنها به تدریس برخی دروس علوم سیاسی ختم نشده و "دکتر موسوی" به شهادت پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه تربیت مدرس، استاد راهنما و استاد مشاور تعدادی از پایان نامههای دانشجویان این دانشکده را نیز بر عهده گرفته است. عناوین برخی از پایاننامههایی که دکتر میرحسین موسوی استادی راهنما و مشاوره آنها را برعهده داشته، جالب توجه است:

1- "مقايسة آراي سيدقطب و دكتر شريعتي"، تحت راهنمايي

2- " مقايسة آراي امام خميني(ره) و آيت‌ا... نائيني "، تحت راهنمايي

3- "چالش‌هاي مردم‌سالاري در ايران "، تحت راهنمايي

4- "نفت و سياست خارجي در دوران پهلوي2 "، تحت راهنمايي

5- "توسعة مركز شهر اردبيل"، تحت راهنمايي

6- "طرح دانشگاه هنر اسلامي تبريز"، تحت راهنمايي

7- "دولت رانتير و جامعه مدني در ايران (1376-1357)"، تحت راهنمايي

8- "الگوي مديريت تكنوكراتيك و تأثير آن بر موقعيت طبقة متوسط جديد ايران"، تحت مشاوره

9- "بستـرهاي همكـاري و رقابـت روسـيه و ايالات متحده در آسياي مركزي"، تحت راهنمايي

اما میرحسین موسوی که همزمان با حکم محمود احمدینژاد، ریاست فرهنگستان هنر را نیز بر عهده داشته و مشغول فعالیتهای هنری از جمله راهاندازی نمایشگاه و گالری نقاشی بوده است، در کنار این فعالیتهای هنری، به راهنمایی و مشاوره پایان نامههای کارشناسی ارشد بسنده نکرده است و با مدرک جعلی خود، مشاوره و راهنمایی رسالههای دکتری در زمینه رشته علوم سیاسی در دانشگاه تربیت مدرس را نیز بر عهده دارد. برخی از این پایان نامهها و موضوعات که در سایت دانشگاه تربیت مدرس موجود است، شامل عنواین زیر است:

1- "استراتژي امنيت ملي"، تحت مشاوره

2- "كاريزما در مديريت "، تحت مشاوره

3- "نفت و سياست خارجي در دهه اول انقلاب "، تحت راهنمايي

4- "چرايي به قدرت رسيدن دولت مطلقه نوگرا در ايران"، تحت راهنمايي

5- "امنيت ايران در عصر جهاني شدن،چالش‌ها و سياست‌ها"، تحت مشاوره

6- "تأثير ايدئولوژي سياسي بر رفتار سياست خارجي ج.ا.ا و آفريقاي جنوبي"، تحت مشاوره

 

"دکترمیرحسین موسوی"! در حالی به عنوان هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس مشغول فعالیت است که در پایگاه اطلاع رسانی دانشگاه تربیت مدرس، در رابطه با مقالات علمی وی، ذیل نام "دکتر میرحسین موسوی" آمده است: سرمقاله‌هاي روزنامه جمهوري اسلامي در سال‌هاي 1360-1358و دهها اثر نقاشي و برگزاري چندين نمايشگاه نقاشي بصورت انفرادي و جمعي!

اما با نگاهی گذرا به اسامی اعضای هیئت علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، ابعاد تازهتری از مافیای علمی این دانشگاه که به بهانه انقلاب فرهنگی و با محوریت نیروهای چپ تأسیس شد روشن میشود. برخی اعضای هیئت علمی این دانشکده اسامی آشنایی چون دکتر سید عطاءاله مهاجرانی، دکتر سید هاشم آقاجری، دکتر حاتم قادری،دکتر سیدعلیرضا حسینی بهشتی هستند.

پیش از این برخی اساتید انقلابی به دلیل فشار مافیای موجود در این دانشکده که با حضور محسن کدیور و سعید حجاریان بسیار کاملتر از زمان حاضر بوده است، مجبور به انصراف و خداحافظی با تدریس در این دانشکده شد.

به نظر میرسد با بررسی پرونده علمی بسیاری از سران اصلاح طلب از جمله محسن آرمین، خسرو تهرانی، سید محمد خاتمی، مرتضی حاجی، حسین کمالی و... ابعاد جدیدی از این قبیل موارد آشکار شود.

خبر مرتبط:

بوي صداقت آمد!/8- موسوی: من دکتر نیستم/ تصویر و فیلم اتاق دکتر موسوی

بوی صداقت آمد!/7- کم‌سوادی در علم لغت یا دروغ‌گویی برای جلب رأی؟

بوی صداقت آمد!6- سردبیر ماهنامههای سوره و راه- سه بار برای مصاحبه با موسوی تلاش کردیم، گفت با تشکر معذورم

بوی صداقت آمد!/5- روز گرم تابستان 81 یادتان هست؟ مهندس اصلاً مصاحبه نمی‌کند

بوی صداقت آمد!/4- تکذیب ادعای موسوی درباره صنایع اراکماشین‌سازی اراک بهترین شرایط 41 سال اخیر خود را دارد

بوي صداقت آمد!/3- تهیه کننده سيما: موسوي خودش مصاحبه نمي‌داد

بوی صداقت آمد!/2- نامه چاي‌كاران به موسوي در سال 66: زندگی بیش از 500 هزار چای‌کار در آستانه سقوط است

بوی صداقت آمد!/1آقای موسوی تنها مدافع ضرورت انقلاب فرهنگی توسط توده‌ها بودی

منبع: رجانیوز

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 و ساعت 16:13 |

تحویل حساب‌های خالی به دولت نهم

 

معاون سابق برنامه‌ریزی اقتصادی وزیر جهاد کشاورزی تاکید کرد: "با اعداد و ارقام ثابت می‌کنم که دولت نهم نسبت به دولت‌های گذشته از منظر شاخص‌های کلان اقتصادی بهتر کار کرده است."

"دولت نهم آنقدر بی‌‌سر‌و صداست که وظیفه خود دانستم تا به عنوان یک معلم اقتصاد از هجمه‌ها علیه او دفاع کنم."

این گفته‌ها سخنان دکتر صادق خلیلیان استاد دانشگاه تربیت مدرس و معاون سابق برنامه‌ریزی اقتصادی وزیر جهاد کشاورزی است. او می‌گوید: هجمه‌های انتقادی علیه دولت را به این صورت در هیچ زمانی مشاهده نکرده‌ام. او مدتی است فعالیت‌های دولتی را کنار گذاشته و تنها به مطالعه و تحقیق می‌پردازد.
خلیلیان می‌گوید: با اعداد و ارقام ثابت می‌کنم که دولت نهم نسبت به دولت‌های گذشته از منظر شاخص‌های کلان اقتصادی بهتر کار کرده است....

آقای دکتر مدتی است که برخی از منتقدان دولت علاوه بر انتقادات گذشته مسائلی از قبیل درآمدهای نفتی دولت و هزینه کرد آن را مطرح می‌کنند و مدعی می‌شوند که دولت با درآمدهای نفتی 270 و 300 میلیارد دلاری عملکرد مناسبی در زمینه شاخص‌هایی از قبیل بیکاری، سرمایه‌گذاری، تورم و ... ارائه نکرده است. تحلیل شما از این سیاه‌نمایی‌ها به عنوان مدافع اقتصادی دولت نهم چیست؟

بنده نیز این اعداد و ارقام را از جانب منتقدان دولت شنیده‌ام. البته این اعداد در طول این مدت همواره در نوسان بوده و اعدادی همچون 270 و 300 میلیارد ذکر می‌شود جالب است بدانید درمناظره‌ای که هفته گذشته در دانشگاه اصفهان با یکی از همین منتقدان دولت داشته‌ام ایشان رقم 250 میلیارد دلار را ذکر کرده‌اند که در هر صورت جای تعجب است که دوستان به جای استناد به گزارش‌های رسمی به ارائه گزارش‌های غیررسمی در این زمینه می‌پردازند.
ببینید حساب ذخیره ارزی از سال 1379 طبق قانون برنامه سوم توسعه شکل گرفت و تأسیس این حساب نیز زمانی اتفاق افتاد که قیمت‌های نفت در حال افزایش بود و از همان زمان نیز درآمدهای مازاد نفتی به حساب ذخیره ارزی واریز شد.
همان‌گونه که مطلع هستید کارکرد حساب ذخیره ارزی به دو شکل جبران کسری بودجه و اختصاص 50 درصد از این حساب به بخش خصوصی است.
طبق آمار مستند و رسمی از سال 1379 تا 1383، 130 میلیارد دلار درآمدهای نفتی در کشور گزارش شده است که دولت گذشته 30 میلیارد دلار از این پول را به حساب ذخیره ارزی واریز و مابقی آن را نیز هزینه و خرج کرده است.

در اصل چه مقدار از این 130 میلیارد دلار بایستی به حساب منتقل می‌شد؟

طبق جدول اولیه قانون برنامه سوم توسعه دولت گذشته بایستی از این 130 میلیارد دلار، 56 میلیارد دلار را برداشت کرده و مابقی را به حساب ذخیره ارزی واریز می‌کرده است که تقریباً در آن زمان باید معادل 80 میلیارد دلار وارد حساب ذخیره ارزی می‌کرد.
پس می‌توان نتیجه گرفت که دولت اصلاحات بیش از برنامه از حساب ذخیره ارزی برداشت و مصرف کرده است و حتی به دلیل برداشت‌های بیش از حد مجاز، یک بار نیز جداول برنامه را در سال 1381 اصلاح و سقف برداشت را به 77 میلیارد دلار رساند. اما در واقع می‌بینیم که دولت اصلاحات 100 میلیارد دلار را مستقیماً از حساب برداشت کرده و از مابقی درآمدهای نفتی یعنی 30 میلیارد دلار واقع در حساب ذخیره ارزی باردیگر حدود 68 درصد از پول واریزی را برداشت کرده که تنها 17درصد از آن پول به بخش خصوصی پرداخت شد.

در پایان دولت اصلاحات چه میزان از موجودی حساب ذخیره ارزی به دولت فعلی رسید؟

5/9 میلیارد دلار؛ اما باید این نکته را نیز یادآور شوم در این میان تعهدات ایجاد شده توسط دولت اصلاحات بسیار بیش از این ارقام است. در واقع این مقدار اندک پول نفتی نیز باید در ازای تعهدات خارجی منظور شود.

بنابراین دولت اصلاحات حساب ذخیره ارزی را با موجودی صفر تحویل دولت نهم داد. نکته بعد در مورد حساب ذخیره ارزی این که در سال 1383دولت اصلاحات حدود 6 میلیارد دلار وام کوتاه‌مدت از خارجی‌ها گرفت و برای دولت بعدی تعهد ایجاد کرد تا علاوه بر نبود موجودی در حساب ذخیره ارزی، تعهدی که در گذشته ایجاد کرده را بپردازد. بنابراین دولت آقای احمدی‌نژاد حساب ذخیره ارزی را با منفی 6 میلیارد دلار از دولت آقای خاتمی تحویل گرفت.

درآمدهای نفتی دولت نهم چگونه؛ در این میان اعداد و ارقام نادرستی از محافل گوناگون نقل می‌شود؟

کل درآمدهای نفتی از سال 1384 تا 1386 ، 197 میلیارد دلار است که البته بخشی از این مقدار درآمد نفتی متعلق به دولت گذشته است. آن چه که دولت موظف بوده بنابرقانون بودجه مصرف کند، هزینه کرده و حدود 73 میلیارد دلار را به حساب ذخیره ارزی واریز و مجدداً بنابر مجوزهایی که از مجلس شورای اسلامی اخذ کرده، 76 درصد از این مقدار را برداشت و 20درصد از این 76 درصد را به بخش خصوصی پرداخت کرده است.

این در حالی است که مجموع ذخایر ارزی کشور که در دولت‌های گذشته در مجموع به 50 میلیارد دلار می‌رسید امروز این مقدار به 100 میلیارد دلار رسیده است.
پس می توان نتیجه گرفت که بخشی از این حساب ذخیره ارزی را ذخایر ارزی کشور و تعهدات قابل وصول بخش خصوصی تشکیل می‌دهند که نشان می‌دهد وضعیت حساب ذخیره ارزی در حال حاضر مطلوب است.
پس مطمئن باشید جای هیچ‌گونه نگرانی نیست و هیچ ریالی بدون مجوز مجلس و بدون برداشت قانونی از حساب ذخیره ارزی خارج نشده و همه آنها به صورت شفاف در اختیار بودجه و تولید و آبادانی کشور قرار گرفته است. بنابراین هیچ دولتی نمی‌تواند حتی یک ریال هم بدون مجوز مجلس از حساب ذخیره ارزی برداشت کند.

آقای دکتر تحلیل شما از مصرف دلارهای نفتی در دولت‌های گذشته چیست؟ دولت‌های آقای هاشمی و خاتمی نیز در مقطعی از درآمدهای خوب نفتی برخوردار بودند؛ آیا آنها توانستند از دلارهای نفتی بهینه‌تر استفاده کنند؟

به عنوان مثال در سال آخر ریاست جمهوری آقای هاشمی یعنی سال 1375، طبق برنامه دوم توسعه دولت بایستی 41 هزار میلیارد ریال بودجه عمرانی و جاری را مصوب و هزینه می‌کرده است. اما باید در پاسخ گفت آن چه که در عمل اتفاق افتاده است حدود 56 هزار میلیارد ریال است.

یعنی دولت آقای هاشمی بنابر گزارش‌های رسمی، 37 درصد بیش از جدول برنامه مصرف کرده است. بنابراین درست در آن زمان حدود 37 درصد یا از طریق استقراض خارجی، درآمدهای نفتی و یا از طریق بدهی به بانک مرکزی منابعش را تأمین و برای دولت بعدی تعهد ایجاد کرد؛ بدین‌گونه که این روال مقروض بودن در دولت بعدی یعنی دولت آقای خاتمی نیز ادامه پیدا کرد و به دولت آقای احمدی‌نژاد رسید.
بنابراین دولت آقای احمدی‌نژاد موظف شد تا بسیاری از این بدهی‌ها را که در مجموع بدهی دولت‌های گذشته بوده است بپردازد و یا در سال 1383 که سال آخر دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی بود، طبق برنامه دولت مکلف بود 223 هزار میلیارد ریال از درآمدهای نفتی را برداشت کند اما در مقابل دولتمردان اصلاحات 304 هزار میلیارد ریال از خزانه برداشت کردند که این عدد 36 درصد بیش از حد متعارف جداول برنامه سوم توسعه بود.

خواهش می‌کنم توجه داشته باشید که دولت‌های گذشته با چنین ساختاری بدنه اقتصاد ایران را تحویل دولت نهم دادند. بنابراین، این دولت در چارچوب برنامه و بر پایه‌هایی که دولت‌های گذشته به جا گذاشته‌اند هزینه کرده و نسبت به دولت‌های گذشته کمترین تخلف را براساس گزارشات مستند ثبت کرده است.
سؤال اینجاست که در سال 1383 که دولت 36 درصد بیش از برنامه مصرف کرد چه چیزی را تحویل دولت بعدی (دولت نهم) داد؟!

همان طور که مطلع هستید قرار بود براساس برنامه سوم توسعه در سال 83 نرخ رشد اقتصادی ایران 8/6 درصد باشد اما آنچه در سال 1383 عاید اقتصاد ایران شد رشد اقتصادی معادل 8/4 درصد بود؛ آن هم به برکت برداشت‌های مکرر از حساب ذخیره ارزی و خالی کردن آن.
لذا دولت نهم با این پایه تضعیف شده اقتصاد ایران را از دولت گذشته تحویل گرفت. جداول برنامه چهارم توسعه برای رشد اقتصادی کشور برپایه اینکه اقتصاد ایران در سال 1383 نرخ رشد 8/6 درصدی خواهد داشت تهیه و تنظیم و تصویب شد.

اگر برنامه‌نویسان و برنامه‌ریزان برنامه چهارم توسعه می‌دانستند که در سال آخر برنامه رشد اقتصادی ایران معادل 8/4 درصد خواهد بود هیچ وقت چنین برنامه‌ای نمی‌نوشتند.
لذا با این ساختار تضعیف شده توسط دولت‌های گذشته؛ حتی اگر دولت نهم 100 درصد به اهداف اقتصادی خود برسد همچنان نمی‌تواند ادعا کند که به تمام اهداف برنامه رسیده است.

آقای دکتر با توجه به اینکه وارد مباحث عملکردی در اقتصاد شدیم؛ اگر امکان دارد بفرمایید عملکرد شاخص‌های کلان اقتصادی در دولت‌های گذشته در مقایسه با دولت نهم چگونه ارزیابی می‌شود؟

در زمان آقای هاشمی رفسنجانی متوسط دوره رشد اقتصادی معادل 6 درصد بوده است. البته علت این ارقام نیز این است که در سال‌های 1369 و 1370 و پس از پایان جنگ تحمیلی بسیاری از کارخانجات و اراضی کشور که به دلیل وضعیت جنگ و شرایط نامناسب اقتصادی در آن دوره به طور کامل بازدهی نداشتند، به بهره‌برداری کامل رسیده و بارور شدند لذا ذکر این نکته نیز ضروری است که با توجه به بازدهی کامل فعالیت اقتصادی کشور پس از پایان جنگ تحمیلی و باز شدن بسیاری از دریچه‌های اقتصادی می‌توان انتظار داشت که هر دولتی در آن زمان می‌توانست چنین رشد بالای اقتصادی را به ارمغان بیاورد. اما بعد از آن سال‌ها، متأسفانه متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور به پائین چهار درصد سقوط می‌کند و حتی اگر بخواهیم یک میانگین درباره نرخ رشد اقتصادی کشور بین سال‌های 1370 تا 1380 ارائه دهیم، این عدد معادل 9/3 درصد است که رقم مناسبی برای اقتصاد ایران محسوب نمی‌شود.
در دولت آقای خاتمی نیز نرخ رشد اقتصادی کشور روند نزولی طی کرد و متوسط نرخ رشد اقتصادی در این هشت سال به 5/4 درصد رسید.
اما در دولت آقای احمدی‌نژاد متوسط نرخ رشد اقتصادی به 1/7 درصد رسید که برای نخستین بار این آمار و ارقام به نرخ رشد‌های آرمانی که مورد هدف برنامه‌های توسعه‌ای کشور است نزدیک می‌شود.
بنابراین اگر روند رشد اقتصادی کشور را در نظر بگیریم متوجه می‌شویم که در سال 1383 نرخ رشد اقتصادی کشور به عدد 1/5 درصد رسید که این عدد در سال‌های آتی نیز ادامه پیدا کرد به گونه‌ای که نرخ رشد اقتصادی ایران در سال 1386 معادل 6/7 درصد می‌رسد که خوشبختانه با این اعداد ما به نرخ رشد هشت درصدی که آرمان برنامه چهارم توسعه است می‌رسیم که نشان از موفقیت دولت نهم در رسیدن به توسعه اقتصادی کشور است.

لذا اگر بخواهیم به آمارهای نرخ رشد اقتصادی گذشته نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد نرخ رشد اقتصادی در کشور همواره روند مطلوبی نداشته است؛ اما با روی کار آمدن دولت نهم این روند؛ مسیر مثبتی را طی کرده و به آرمان‌های مطلوب برنامه دسترسی پیدا کرده است.


از نظر تحقق اهداف برنامه‌ها چگونه؟

تحقق برنامه از منظر شاخص رشد اقتصادی در دولت آقای هاشمی رفسنجانی 82 درصد، در دولت آقای خاتمی 77 درصد و در دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد 85 درصد گزارش شده است.
براساس گزارش‌های مستند و رسمی بالاترین تحقق برنامه‌ای در دولت نهم اتفاق افتاده است. جالب اینکه بدانید در دولت آقای مهندس موسوی کشور اصلاً برنامه‌ای نداشت تا بدان عمل کند و اقتصاد ایران در آن برهه به صورت بودجه‌های سالیانه اداره می‌شد و متوسط نرخ رشد اقتصادی کشور در آن زمان به نیم درصد می‌رسید؛ یعنی حالت رکود تورمی.

به عنوان نمونه در سال‌های 1368 ـ 1367 متوسط نرخ تورم در کشور 27 درصد و درآمد سرانه نیز در آن زمان با 50 درصد کاهش نسبت به گذشته روبه رو شد که کشور در آن زمان با وضعیت اقتصادی مناسبی روبه رو نبود که البته شرایط ویژه کشور و عملکرد ضعیف دولت وقت که تحت نظارت نخست‌وزیر اداره می‌شد از عوامل نابسامانی اقتصادی در آن روزگار است.

از منظر صادرات غیرنفتی نیز موفق‌ترین برنامه، برنامه چهارم توسعه کشور است. در برنامه اول توسعه تحقق اهداف صادرات غیرنفتی 66 درصد، برنامه دوم 58 درصد، برنامه سوم توسعه 92 درصد و برنامه چهارم توسعه 148 درصد از اهداف صادرات غیرنفتی کشور را محقق کرد و یا از منظر درآمد سرانه حقیقی می‌بینیم که براساس گزارش‌های رسمی و سند نرخ رشد، این شاخص در دولت آقای احمدی‌نژاد به 9/4 درصد می‌رسد. در حالی نرخ رشد درآمد سرانه سالیانه در دولت آقای خاتمی 7/3 درصد و زمان دولت آقای هاشمی 1/4 درصد و در زمان دولت آقای موسوی نرخ رشد سالیانه درآمد سرانه منفی بوده است.

شاخص بعدی که نشانگر سنجش توزیع درآمد در جامعه است، شاخص ضریب جینی است که بین صفر و یک تعریف می‌شود و کاهش آن نشانگر کاهش تفاوت درآمد بین ثروتمندان و فقرای جامعه و توزیع بهتر درآمدها بین افراد مختلف جامعه خواهد بود.

بنابراین تغییر ضریب جینی بسیار سخت و در نتیجه این تغییرات بسیار کوچکی است و به عنوان مثال هدف برنامه پنجم رساندن ضریب جینی از 36/0 به 35/0 است.

لذا این ضریب از 399/0 در سال 1370 به 416/0 در سال 1376 رسیده است که نشانگر بهبود نیافتن شاخص‌های توزیع درآمد در کشور است.
حتی جالب است بدانید این رقم در سال 1383 به 413/0 رسید اما این رقم در سال 1386 بنابر اقداماتی که دولت در این زمینه انجام داد به 396/0 رسید که نشانگر بهبود شاخص توزیع درآمد آن سالها است. در حالی که هدف برنامه چهارم رسیدن به 38/0 در سال پایان برنامه و هدف برنامه پنجم نیز رسیدن به رقم 35/0 است.

اما شاخص دیگری که می‌تواند ترازوی مناسبی برای توزیع درآمد جامعه باشد نسبت به درآمد 10 درصد فقیرترین‌های جامعه به 10 درصد ثروتمندان جامعه است که از 6/11 در سال 1376 به 3/19 در سال 1383 افزایش یافت که این مسئله نشان‌دهنده افزایش فاصله درآمد دهک‌های بالا و پائین جامعه است.

این درحالی است که با اقدامات مناسب دولت این شاخص در سال 1386 به 3/14 برابر رسید که نشان از موفقیت دولت در پروسه توزیع درآمد و برابری و عدالت را نمایان می‌کند.
همچنین باید این نکته را نیز یادآور شوم که هدف برنامه چهارم توسعه در این شاخص رسیدن به عدد 14 برابر است.

عده‌ای از منتقدان اقتصادی دولت آمارهای ارائه شده از سوی دولت را منبع مناسبی برای پرداختن به مطالعات کارشناسی عنوان نمی‌کنند و معتقدند تشکیک در ارائه آمارهای نقل شده ازدستگاه‌های دولتی بسیار زیاد است؟

این آمار و اطلاعات و گزارش‌ها رسمی است؛ به عنوان مثال استفاده از آمار و ارقام از چند منبع مانند مرکز آمار ایران و گزارش‌های سالانه بانک مرکزی که یکی از آنها نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی است، اخذ می‌شود.
لذا در گذشته نیز چنین روال کاری معمول بوده است و دولت‌های گذشته نیز برای دسترسی به آمار و اطلاعات از چنین منابعی استفاده می‌کردند.


آقای دکتر یکی از مسائل مهم و اساسی دیگری که منتقدان دولت درباره آن نقد جدی دارند، تغییرات پی‌درپی مدیریتی در تیم اقتصادی دولت نهم است. حضرتعالی به عنوان مدافع اقتصادی دولت نهم این تغییرات و جابه‌جایی‌ها را در چه جهاتی ارزیابی می‌کنید؟

به نظر بنده نتیجه و برآیند عملکرد اقتصادی دولت می‌تواند پاسخ مناسبی برای آنانی باشد که چنین مسائلی را مطرح می‌کنند. تغییرات مدیریتی را باید در شاخص‌های کلان اقتصادی مشاهده کرد چرا که مهم رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی کلان اقتصادی است و نه ماندن در قدرت شخص، فرد و گروه.
مطمئناً اگر در تیم اقتصادی دولت ناهماهنگی مشاهده شود، برنامه‌ریزی کلان اقتصادی کشور نیز با مشکل مواجه خواهد شد و در برخورد با شاخص‌های اقتصادی مانند رشد اقتصادی، بیکاری و تورم با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهیم بود. لذا تفکر آقای دکتر احمدی‌نژاد بیشتر بر منافع ملی است نه منافع گروهی و فردی.
لذا بسیاری از این تغییرات برای پیشبرد اهداف کاری ضروری است که باید پذیرفت. متأسفانه در دولت‌های گذشته اصل بر استقرار اشخاص بوده تا حفظ منافع جمعی و گروهی و منفعت شخصی فدای منفعت همگانی می‌شده است اما در دولت نهم به طور کلی این مباحث کنار گذاشته شده و اصل بر منافع گروهی و ملی است.

منبع : شبكه ايران

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه دهم خرداد 1388 و ساعت 10:53 |

یورش به خانه وحی

 

ما در اين مورد (یورش به خانه وحی) نصوصى را از كتب اهل سنت نقل مى نماييم، تا روشن شود كه مسأله هتك حرمت خانه زهرا(عليها السلام) و رويدادهاى بعدى، يك امر تاريخى مسلّم است نه يك افسانه!! و با اينكه در عصر خلفا سانسور فوق العاده اى نسبت به نگارش فضايل و مناقب در كار بود ولى به حكم اينكه (حقيقت شىء نگهبان آن است) اين حقيقت تاريخى به طور زنده در كتابهاى تاريخى و حديثى محفوظ مانده است و ما در نقل مدارك، ترتيب زمانى را از قرنهاى نخستين در نظر مى گيريم، تا برسد به نويسندگان عصر حاضر.

 

1. ابن ابى شيبه و كتاب «المصنَّف»

ابوبكر ابن ابى شيبه (159-235) مؤلف كتاب المصنَّف به سندى صحيح چنين نقل مى كند:

انّه حين بويع لأبي بكر بعد رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) كان علي و الزبير يدخلان على فاطمة بنت رسول اللّه، فيشاورونها و يرتجعون في أمرهم.

فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة، فقال: يا بنت رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) و اللّه ما أحد أحبَّ إلينا من أبيك و ما من أحد أحب إلينا بعد أبيك منك، و أيم اللّه ما ذاك بمانعي إن اجتمع هؤلاء النفر عندك أن امرتهم أن يحرق عليهم البيت.

قال: فلما خرج عمر جاؤوها، فقالت: تعلمون انّ عمر قد

جاءَني، و قد حلف باللّه لئن عدتم ليُحرقنّ عليكم البيت، و أيم اللّه لَيمضين لما حلف عليه.

هنگامى كه مردم با ابى بكر بيعت كردند، على و زبير در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند، و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه آمد، و گفت: اى دختر رسول خدا، محبوبترين فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو; ولى سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.

اين جمله را گفت و بيرون رفت، وقتى على(عليه السلام)و زبير به خانه بازگشتند، دخت گرامى پيامبر(عليها السلام) به على(عليه السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شماها بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد!(7)

يادآور شديم كه اين رويداد در كتاب «المصنف» با سند صحيح نقل شده است.

 

2. بلاذرى و كتاب «انساب الاشراف»

احمد بن يحيى جابر بغدادى بلاذرى (متوفاى 270) نويسنده معروف و صاحب تاريخ بزرگ، اين رويداد تاريخى را در كتاب «انساب الاشراف» به نحو ياد شده در زير نقل مى كند.

انّ أبابكر أرسل إلى علىّ يريد البيعة فلم يبايع، فجاء عمر و معه فتيلة! فتلقته فاطمة على الباب.

فقالت فاطمة: يابن الخطاب، أتراك محرقاً علىّ بابي؟ قال: نعم، و ذلك أقوى فيما جاء به أبوك...(8).

ابوبكر به دنبال على(عليه السلام) فرستاد تا بيعت كند، ولى على(عليه السلام) از بيعت امتناع ورزيد. سپس عمر همراه با فتيله (آتشزا) حركت كرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: اى فرزند خطاب، مى بينم در صدد سوزاندن خانه من هستى؟! عمر گفت: بلى، اين كار كمك به چيزى است كه پدرت براى آن مبعوث شده است!!

 

3. ابن قتيبه و كتاب «الإمامة و السياسة»

مورّخ شهير عبداللّه بن مسلم بن قتيبه دينوري (212-276) از پيشوايان ادب و از نويسندگان پركار حوزه تاريخ اسلامى است، مؤلّف كتاب «تأويل مختلف الحديث»، و «ادب الكاتب» و... (9). وى در كتاب «الإمامة و السياسة» چنين مى نويسد:

انّ أبابكر رضي اللّه عنه تفقد قوماً تخلّقوا عن بيعته عند علي كرم اللّه وجهه فبعث إليهم عمر فجاء فناداهم و هم في دار علي، فأبوا أن يخرجوا فدعا بالحطب و قال: والّذي نفس عمر بيده لتخرجن أو لاحرقنها على من فيها، فقيل له: يا أبا حفص انّ فيها فاطمة فقال، و إن!!(10)

ابوبكر از كسانى كه از بيعت با او سربرتافتند و در خانه على گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد، او به در خانه على(عليه السلام)آمد و همگان را صدا زد كه بيرون بيايند و آنان از خروج از خانه امتناع ورزيدند در اين موقع عمر هيزم طلبيد و گفت: به خدايى كه جان عمر در دست اوست بيرون بياييد يا خانه را بر سرتان آتش مى زنم. مردى به عمر گفت: اى اباحفص (كنيه عمر) در اين خانه، فاطمه، دختر پيامبر است، گفت: باشد!!

ابن قتيبه دنباله اين داستان را سوزناكتر و دردناكتر نوشته است، او مى گويد:

ثمّ قام عمر فمشى معه جماعة حتى أتوا فاطمة فدقّوا الباب فلمّا سمعت أصواتهم نادت بأعلى صوتها يا أبتاه رسول اللّه ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب، و ابن أبي قحافة فلما سمع القوم صوتها و بكائها انصرفوا. و بقي عمر و معه قوم فأخرجوا علياً فمضوا به إلى أبي بكر فقالوا له بايع، فقال: إن أنا لم أفعل فمه؟ فقالوا: إذاً و اللّه الّذى لا إله إلاّ هو نضرب عنقك...!(11)

عمر همراه گروهى به در خانه فاطمه آمدند، در خانه را زدند، هنگامى كه فاطمه صداى آنان را شنيد، با صداى بلند گفت: اى رسول خدا پس از تو چه مصيبت هايى به ما از فرزند خطاب و ابى قحافه رسيد، وقتى مردم كه همراه عمر بودند صداى زهرا و گريه او را شنيدند برگشتند، ولى عمر با گروهى باقى ماند و على را از خانه بيرون آوردند، نزد ابى بكر بردند و به او گفتند، بيعت كن، على(عليه السلام)گفت: اگر بيعت نكنم چه مى شود؟ گفتند: به خدايى كه جز او خدايى نيست، گردن تو را مى زنيم...

مسلّماً اين بخش از تاريخ براى علاقمندان به شيخين بسيار سنگين و ناگوار مى باشد و لذا برخى بر آن صدد آمدند كه در نسبت كتاب به ابن قتيبه ترديد كنند، در حالى كه ابن ابى الحديد استاد فن تاريخ اين كتاب را از آثار او مى داند و پيوسته از آن مطالبى نقل مى كند، متأسفانه اين كتاب به سرنوشت تحريف دچار شده و بخشى از مطالب آن به هنگام چاپ از آن حذف شده است در حالى كه همان مطالب در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد آمده است.

«زركلى» در اعلام اين كتاب را از آثار ابن قتيبه مى داند سپس مى افزايد: كه برخى از علما در اين نسبت نظرى دارند. يعنى شك و ترديد را به ديگران نسبت مى دهد نه به خويش، همچنان كه الياس سركيس(12) اين كتاب را از آثار ابن قتيبه مى داند.

4. طبرى و تاريخ او

محمّد بن جرير طبرى (متوفاى 310) در تاريخ خود رويداد قصد هتك حرمت خانه وحى را چنين بيان مى كند:

أتى عمر بن الخطاب منزل علي و فيه طلحة و الزبير و رجال من المهاجرين، فقال و اللّه لاحرقن عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة، فخرج عليه الزّبير مصلتاً بالسيف فعثر فسقط السيف من يده، فوثبوا عليه فأخذوه.(13)

عمر بن خطاب به خانه على آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وى رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد در حالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران بر او هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.

اين بخش از تاريخ حاكى از آن است كه اخذ بيعت براى خليفه با تهديد و ارعاب صورت مى پذيرفت حالا اين نوع بيعت چه ارزشى دارد؟ خواننده بايد خود داورى نمايد.

 

5. ابن عبد ربه و كتاب «العقد الفريد»

شهاب الدين احمد معروف به «ابن عبد ربه اندلسى» مؤلف كتاب «العقد الفريد» متوفاى (463 هـ ) در كتاب خود بحثى مشروح درباره تاريخ سقيفه آورده و تحت عنوان كسانى كه از

بيعت ابى بكر تخلف جستند چنين مى نويسد:

فأمّا علي و العباس و الزبير فقعدوا في بيت فاطمة حتى بعثت إليهم أبوبكر، عمر بن الخطاب ليُخرجهم من بيت فاطمة و قال له: إن أبوا فقاتِلهم، فاقبل بقبس من نار أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمة فقال: يا ابن الخطاب أجئت لتحرق دارنا؟! قال: نعم، أو تدخلوا فيما دخلت فيه الأُمّة!:(14)

على و عباس و زبير در خانه فاطمه نشسته بودند كه ابوبكر عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بيرون كند و به او گفت: اگر بيرون نيامدند، با آنان نبرد كن! و در اين موقع عمر بن خطاب با مقدارى آتش به سوى خانه فاطمه رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، در اين موقع با فاطمه روبرو شد. دختر پيامبر گفت: اى فرزند خطاب آمده اى خانه ما را بسوزانى، او در پاسخ گفت: بلى مگر اين كه در آنچه امّت وارد شدند، شما نيز وارد شويد!

تا اينجا بخشى كه در آن به تصميم به هتك حرمت تصريح شده است پايان پذيرفت، اكنون به دنبال بخش دوم كه حاكى از جامه عمل پوشاندن به اين نيّت شوم است، مى پردازيم!

مبادا اين تصوير پيش آيد كه آنها مقصودشان ارعاب و تهديد بود تا على(عليه السلام) و يارانش را مجبور به بيعت كنند، و قصد عملى ساختن چنين تهديدى نداشتند.

دنباله اين گفتار نشان مى دهد كه آنها دست به اين جنايت بزرگ زدند!

 

يورش انجام يافت!

 

در اين جا سخنان آن گروه كه فقط به سوء نيت خليفه و ياران او اشاره كردند به پايان رسيد، گروهى كه نخواستند و يا نتوانستند دنباله فاجعه را به طور روشن منعكس كنند، در حالى كه برخى، به اصل فاجعه يعنى يورش به خانه و... اشاره نموده و تا حدّى نقاب از چهره حقيقت برافكندند، اينك در اينجا به مدارك يورش و هتك حرمت اشاره مى نماييم: (در اين بخش نيز در نقل مصادر غالباً ترتيب زمانى را در نظر مى گيريم).

 

6. ابو عبيد و كتاب «الاموال»

ابو عبيد قاسم بن سلام (متوفاى 224) در كتاب خود به نام «الأموال» كه مورد اعتماد فقيهان اسلام است نقل مى كند:

عبدالرّحمن بن عوف مى گويد: كه من در بيمارى ابوبكر براى عيادت او وارد خانه او شدم پس از گفتگوى زياد به من گفت: آرزو مى كنم اى كاش سه چيز را كه انجام داده ام، انجام نمى دادم، همچنان كه آرزو مى كنم اى كاش سه چيز را كه انجام نداده ام، انجام مى دادم. همچنين آرزو مى كنم سه چيز را از پيامبر سؤال مى كردم.

امّا آن سه چيزى كه انجام داده ام و آرزو مى كنم كه اى كاش انجام نمى دادم عبارتند از:

1. «وددت انّي لم أكشف بيت فاطمة و تركته و ان اغلق على الحرب».(15)

اى كاش پرده حرمت خانه فاطمه را نمى گشودم و آن را به حال خود وامى گذاشتم هرچند براى جنگ بسته شده بود.

ابو عبيد هنگامى كه به اينجا مى رسد به جاى جمله: «لم أكشف بيت فاطمة و تركته...» مى گويد: كذا و كذا. و اضافه مى كند كه من مايل به ذكر آن نيستم!.

ولى هرگاه «ابو عبيد» روى تعصّب مذهبى يا علّت ديگر از نقل حقيقت سربرتافته است; محقّقان كتاب «الاموال» در پاورقى مى گويند: جمله هاى حذف شده در كتاب «ميزان الاعتدال» (به نحوى كه بيان گرديد) وارد شده است، افزون بر آن، «طبرانى» در «معجم» خود و «ابن عبدربه» در «عقد الفريد» و افراد ديگر جمله هاى حذف شده را آورده اند.(دقت كنيد!)

 

7. طبرانى و معجم كبير

ابوالقاسم سليمان بن احمد طبرانى (260-360) كه ذهبى در «ميزان الاعتدال» در حقّ او مى گويد: فرد معتبرى است(16). در كتاب «المعجم الكبير» كه كراراً چاپ شده است، آنجا كه درباره

ابوبكر و خطبه ها و وفات او سخن مى گويد، يادآور مى شود:

ابوبكر به هنگام مرگ، امورى را تمنا كرد.

اى كاش سه چيز را انجام نمى دادم.

اى كاش سه چيز را انجام مى دادم.

اى كاش سه چيز را از رسول خدا سؤال مى كردم.

درباره آن سه چيزى كه انجام داده و آروز كرد كه اى كاش انجام نمى داد، چنين مى گويد:

أمّا الثلاث اللائي وددت أني لم أفعلهنّ، فوددت انّي لم أكن أكشف بيت فاطمة و تركته.(17)

آن سه چيزى كه آرزو مى كنم كه اى كاش انجام نمى دادم، آرزو مى كنم كه هتك حرمت خانه فاطمه نمى كردم و آن را به حال خود واگذار مى كردم!

اين تعبيرات به خوبى نشان مى دهد كه تهديدهاى عمر تحقّق يافت.

 

8. ابن عبد ربه و «عقد الفريد»

ابن عبد ربه اندلسى مؤلّف كتاب «العقد الفريد» (متوفاى 463 هـ ) در كتاب خود از عبدالرحمن بن عوف نقل مى كند:

من در بيمارى ابى بكر بر او وارد شدم تا از او عيادت كنم، او گفت: آرزو مى كنم كه اى كاش سه چيز را انجام نمى دادم و يكى از آن سه چيز اين است:

وودت انّي لم أكشف بيت فاطمة عن شي و إن كانوا اغلقوه على الحرب.(18)

اى كاش خانه فاطمه را نمى گشودم هرچند آنان براى نبرد درِ خانه را بسته بودند.

و نيز اسامى و عبارات و شخصيت هايى كه اين بخش از گفتار خليفه را نقل كرده اند خواهد آمد.

 

9. سخن نَظّام در كتاب «الوافي بالوفيات»

ابراهيم بن سيار نظام معتزلى (160-231) كه به خاطر زيبايى كلامش در نظم و نثر به نظّام معروف شده است در كتابهاى متعددى، واقعه بعد از حضور در خانه فاطمه(عليها السلام) را نقل مى كند. او مى گويد:

انّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها.(19)

عمر در روز اخذ بيعت براى ابى بكر بر شكم فاطمه زد، او فرزندى كه در رحم داشت و نام او را محسن نهاده بودند، سقط كرد!!(دقت كنيد).

 

10. مبرد در كتاب «كامل»

محمّد بن يزيد بن عبدالأكبر بغدادى (210-285) اديب، و نويسنده معروف و صاحب آثار گران سنگ، در كتاب «الكامل» خود، از عبدالرّحمن بن عوف داستان آرزوهاى خليفه را مى نويسد، و چنين يادآور مى شود:

وددت انّي لم أكن كشفت عن بيت فاطمة و تركته ولو أغلق على الحرب.(20)

آرزو مى كردم اى كاش بيت فاطمه را نمى گشودم و آن را رها مى نمودم هرچند براى جنگ بسته باشد.

 

11. مسعودى و «مروج الذهب»

مسعودى «متوفاى 325) در مروج الذهب مى نويسد:

آنگاه كه ابوبكر درحال احتضار چنين گفت: سه چيز انجام دادم و تمنا مى كردم كه اى كاش انجام نمى دادم يكى از آن سه چيز:

فوددت انّي لم أكن فتشت بيت فاطمة و ذكر في ذلك كلاماً كثيراً!(21)

آرزو مى كردم كه اى كاش هتك حرمت خانه زهرا را نمى كردم و در اين مورد سخن زيادى گفت!!

مسعودى با اينكه نسبت به اهل بيت گرايش هاى نسبتاً خوبى دارد; ولى باز اينجا از بازگويى سخن خليفه خوددارى كرده و با كنايه رد شده است، البتّه خدا مى داند و بندگان خدا هم اجمالاً مى دانند!

 

12. ابن أبى دارم در كتاب «ميزان الاعتدال»

«احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدث كوفى (متوفاى سال 357)، كسى كه محمّد بن أحمد بن حماد كوفى درباره او مى گويد: «كان مستقيم الأمر، عامة دهره»: او در سراسر عمر خود پوينده راه راست بود.

با توجه به اين موقعيت نقل مى كند كه در محضر او اين خبر خوانده شد:

انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن.

عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى كه در رحم به نام محسن داشت سقط كرد! (22) (دقت كنيد)

13. عبدالفتاح عبدالمقصود و كتاب «الإمام علي»

وى هجوم به خانه وحى را در دو مورد از كتاب خود آورده است و ما به نقل يكى بسنده مى كنيم:

«و الّذي نفس عمر بيده، ليَخرجنَّ أو لأحرقنّها على من فيها...»!

قالت له طائفة خافت اللّه، و رعت الرسول في عقبه:

«يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة...»!

فصاح لايبالي: «و إن...»!

و اقترب و قرع الباب، ثمّ ضربه و اقتحمه...

و بداله علىّ...

و رنّ حينذاك صوت الزهراء عند مدخل الدار... فان هى الا طنين استغاثة...(23)

قسم به كسى كه جان عمر در دست اوست يا بايد بيرون بياييد يا خانه را بر ساكنانش آتش مى زنم.

عده اى كه از خدا مى ترسيدند و رعايت منزلت پيامبر(صلى الله عليه وآله) را پس از او مى كردند، گفتند:

«اباحفص، فاطمه در اين خانه است».

بى پروا فرياد زد: «باشد!!».

نزديك شد، در زد، سپس با مشت و لگد به در كوبيد تا به زور وارد شود.

على(عليه السلام) پيدا شد...

طنين صداى زهرا در نزديكى مدخل خانه بلند شد... اين ناله استغاثه او بود...!».

* * *

اين بحث را با حديث ديگرى از «مقاتل ابن عطيّة» در كتاب الامامة و السياسة پايان مى دهيم (هرچند هنوز ناگفته ها بسيار است!)

او در اين كتاب چنين مى نويسد:

ان ابابكر بعد ما اخذ البيعة لنفسه من الناس بالارهاب و السيف و القوّة ارسل عمر، و قنفذاً و جماعة الى دار علىّ و فاطمه(عليه السلام) و جمع عمر الحطب على دار فاطمه و احرق باب الدار!...(24)

«هنگامى كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه(عليها السلام) فرستاد، و عمر هيزم جمع كرد و درِ خانه را آتش زد...

و در ذيل اين روايت تعبيرات ديگرى است كه قلم از بيان آن عاجز است.

* * *

نتيجه: آيا با اين همه مدارك روشن كه عموماً از منابع خودشان نقل شده است باز هم مى گويند «افسانه شهادت...!»

 

7. مصنف ابن ابى شيبه: 8/572، كتاب المغازى.

8. انساب الأشراف: 1/586 طبع دار معارف، قاهره.

9. الاعلام زركلى: 4/137.

10. الامامة و السياسة: 12، چاپ مكتبة تجارية كبرى، مصر.

11. الامامة و السياسية، ص 13.

12. معجم المطبوعات العربية: 1/212.

13. تاريخ طبرى: 2/443، چاپ بيروت.

14. عقد الفريد: 4/93، چاپ مكتبة هلال.

15. الأموال: پاورقى 4، چاپ نشر كليات ازهرية، الأموال، 144، بيروت و نيز ابن عبد ربه در عقد الفريد: 4/93 نقل كرده است چنان كه خواهد آمد.

16. ميزان الاعتدال: 2/195.

17. معجم كبير طبرانى: 1/62، شماره حديث 34، تحقيق حمدي عبدالمجيد سلفي.

18. عقد الفريد: 4/93، چاپ مكتبة الهلال.

19. الوافي بالوفيات: 6/17، شماره 2444; ملل و نحل شهرستانى: 1/57، چاپ دار المعرفة، بيروت. و در ترجمه نظام به كتاب «بحوث في الملل و النحل»: 3/248-255 مراجعه شود.

20. شرح نهج البلاغه: 2/46 و 47، چاپ مصر.

21. مروج الذهب: 2/301، چاپ دار اندلس، بيروت.

22. ميزان الاعتدال: 3/459.

23. عبدالفتاح عبدالمقصود، علي بن ابى طالب: 4/276-277.

24. كتاب الامامة و الخلافة، ص 160 و 161، تأليف مقاتل بن عطيّة كه با مقدّمه اى از دكتر حامد داود استاد دانشگاه عين الشمس قاهره به چاپ رسيده، چاپ بيروت، مؤسّسة البلاغ.

 

اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى‏ ذلِكَ.... 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 9:44 |

وزیر جهاد کشاورزی افشا کرد

500 هکتار زمین‌خواری در دولت قبل/ 90 هکتار زمین‌خواری وزیر خاتمی

 

وزیر جهاد کشاورزی در شورای معاونین وزارت جهاد کشاورزی، ناگفته‌هایی ازبخش کشاورزی را در پاسخ به منتقدان دولت بیان کرد.

اسکندری خطاب به همه کسانی که دستاوردهای دولت در بخش کشاورزی را به باد انتقاد گرفته‌اند، گفت: اگر قصد بررسی عملکرد را دارید از اعداد و ارقام بگویید و استدلال‌های علمی و منطقی بیاورید چرا که با کلی‌گویی نمی‌شود شفاف‌سازی کرد. از منتقدین دعوت می‌کنم که با حضور خبرنگاران جلسه‌ای علمی برپا کنند و نقدها مطرح شود.

منتقدین دولت نهم دروازه‌های واردات را باز کردند

محمدرضا اسکندری در این نشست گفت: منتقدینی که دم از وفور واردات محصولات کشاورزی در دولت نهم می‌زنند، همان کسانی هستند که آزادسازی واردات را به بهانه الحاق به WTO در برنامه چهارم تصویب کردند.

به گفته وی، بخش کشاورزی در دولت فعلی بیشترین رشد صادرات را داشته است.

وزیر جهادکشاورزی تصریح کرد: براساس قانون برنامه چهارم بخش کشاورزی باید در پایان سال 88 به صادرات2،2 میلیارد دلار می‌رسید در حالی که دولت از همان سال اول برنامه به این رقم رسید که این نشان دهنده تولید و بازاریابی مناسب است.

وی تحقق اهداف صادراتی بخش کشاورزی در سال‌های 84، 85 و 86 را به ترتیب 165 درصد، 177 درصد و 196 درصد اعلام کرد و گفت: این در حالی است که در سال 87 نیز تنها در 6 ماهه اول توانستیم 73 درصد اهداف صادراتی را محقق کنیم و در پایان سال از مرز 3 میلیارد دلار بگذریم.

اسکندری واردات سیب و مرکبات در 4 ساله دولت نهم را 551 هزار تن اعلام کرد و گفت: این در حالی است که در این مدت بیش از یک میلیون و 171 هزار تن سیب و مرکبات از کشور صادر شده است.

میزان واردات سیب‌زمینی در این مدت 219 هزار تن و صادرات آن 840 هزار تن و میزان واردات انگور و کشمش 11 هزار و 900 تن و صادرات آن 2 میلیون و 168 هزار تن اعلام شد.

در سال 84 حتی یک کیلو شکر و گوشت در انبارها نبود

وی همچنین درخصوص انتقادهای منتقدین درخصوص شکر گفت: دولت قبلی با هدف ایجاد بحران برای دولت نهم حتی یک کیلو گوشت قرمز و شکر در انبارها به جا نگذاشته بود، این در حالی است که بعضی محصولات باید علاوه بر رفع نیاز داخلی، در انبارها نیز باشد.

اسکندری گفت: کمبود شکر در ماه مبارک رمضان در سال 84 به حدی بود که من شخصاً به مدیران کارخانه‌ها برای گرفتن شکر تلفن می‌زدم و این درد دلی است که قبلاً نگفته بودم.

قیمت هر کیلو شکر در سال 84 از یک هزار تومان نیز گذشته بود

وی با اشاره به اینکه در سال 85 بالاترین میزان شکر بالغ بر یک میلیون و 350 هزار تن تولید شد، افزود: در سال 86 متأسفانه کارخانجات، شکر را با کیلویی 560 تومان به دولت و 400 تومان به واسطه‌ها می‌فروختند. در حالی که باید خودشان آن را توزیع می‌کردند.

افشاگری زمین خواری 500 هکتاری در دولت قبل

اسکندری افزود: در حالی که در دولت‌های قبل 30 هزار هکتار زمین به صورت غیرقانونی به افراد خاص واگذار شده بود، در دولت نهم از این امر به طور کلی جلوگیری به عمل آمد و حتی با ارایه لایحه به مجمع تشخیص مصلحت نظام و تصویب آن نسبت به واگذاری‌های غیرقانونی در قبل که سند صادر نشده بود، تعقیب قضایی صورت گرفت و پرونده برخی از آقایان دولت‌های قبلی در مراحل رسیدگی در دادگاه قرار دارد و حتی برخی نیز منجر به بازگشت زمین به بیت‌المال شده است.

اسکندری افزود: به عنوان مثال یکی از وزرای کشور دولت‌های قبل در منطقه لارستان 90 هکتار زمین به صورت غیرقانونی برای برادر 13 ساله‌اش که در آن موقع مدیر کل حراست آن وزارتخانه! بوده اختصاص داد که بعد از آن اتوبان پارس جنوبی از کنار زمین گذشته و ارزش آن چندین برابر شد و این پرونده هم‌اکنون در مراحل نهایی بازپس‌گیری توسط دادگاه قرار دارد. مورد دیگر 50 هکتار زمین به معاون سیاسی امنیتی همان وزیر اختصاص یافته است.

وی گفت: یکب از وزرای کار دولتهای قبلی زمین مرغوبی در دماوند استان تهران گرفته است. 2 هکتار زمین دیگر در لواسان به یک معاون اجرایی روسای جمهور سابق واگذار شده است. مثل این که برخی انگار ارث پدری خود را تقسیم می‌کرده‌اند! اما در دولت نهم جلوی واگذاری غیر قانونی گرفته شد و به جای آن زمین به فارغ التحصیل گرفتار بیکار داده شد.

وزیر جهاد کشاورزی تاکید کرد: در حالی که در دولت قبل حتی یک سالن 200 متر مربعی در مجموعه انرژی هسته‌ای نطنز با چند سانتری فیوژ پلمب شده بود می‌توان مفهوم ذلت را در آن دید، اما در دولت نهم با تاکید دکتر احمدی نژاد نه تنها پلمب آن باز شد، بلکه با همت دانشمندان داخلی مجموعه‌های دیگری نیز احداث شد و موفقیت‌های هسته‌ای حاصل عزت ملت در مقاومت در برابر زیاده‌خواهی کشورهای سلطه‌جو شد.

وی افزود: متاسفانه برخی از دولتمردان قبل مفهوم «ما می‌توانیم» را زندانی کرده بودند و نمی‌دانم چگونه می‌خواهند در برابر وجدان عمومی به تاریخ پاسخ دهند.

وزیر جهاد کشاورزی افزود: حتی برخی هم‌اکنون موشک سجیل را که حاصل کار دولت نهم است به تلاش‌های دهه 70 نسبت می‌دهند.

سازمان مدیریت هیچ وقت به انتظارات عمل نکرد

وزیر جهاد کشاورزی همچنین در بخش دیگری از این نشست به تشریح تفکرات برنامه‌ریزان برنامه چهارم پرداخت و گفت: سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی منحله هیچ موقع به انتظاراتی که از آن می‌رفت عمل نکرد و بیشتر به‌عنوان یک دستگاه مانع و باج‌گیر مطرح بود که تفکرات امریکایی را ترویج می‌نمود و می‌توانیم در برنامه چهارم آن را ببینیم.

وی در ادامه به کتاب مبانی قانون برنامه چهارم منتشره از سوی این سازمان اشاره کرد و گفت: این کتاب مبانی نظری برنامه‌نویسان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را نشان می‌دهد که در حال حاضر می‌توان آنها را در ستادهای انتخاباتی و برنامه‌نویسان انتخاباتی برخی کاندیداهای ریاست جمهوری دید.

اسکندری گفت: اگر سازمانهای جاسوسی نیز می‌خواستند کتابی علیه جمهوری اسلامی بنویسند، به این خوبی از عهده‌اش بر‌نمی‌آمدند.

وی مباحث مطرح شده در این کتاب از جمله اومانیسم، سکولاریسم، پذیرش سلطه و نظریه وابستگی توسعه را از جمله دلایل کافی برای پوشالی خواندن ساختار سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی منحله خواند و نسبت به احیای مجدد آن هشدار داد.

وزیر جهاد کشاورزی همچنین به کم‌کاری‌های دولت‌های قبلی در بحث توسعه آبیاری تحت فشار و انحلال سازمان چای اشاره کرد و گفت: اگر به مقایسه عملکرد دولت‌ها در بحث توسعه آبیاری تحت فشار بپردازیم، می‌بینیم که کدام دولت‌ها در حق کشاورزی اجحاف کرده‌اند.

وی گفت: منتقدین چای کشور همان 4 مافیایی هستند که در دولت قبلی سازمان چای را منحل و سال‌ها 200 هزار تن چای را در انبارها نگه‌داشتند و این‌همه مشکلات برای چایکاران درست کردند حال آمده‌اند و از چای سنواتی انبارها سخن می‌گویند.

وزیر جهاد کشاورزیاجرای طرح طوبی با انتخاب غلط نهال و برنج را از نمونه‌های کم‌کاری دولت‌های قبلی خواند و گفت: دولت نهم در بخش کشاورزی خرابکاری‌های دولت‌های قبلی را رفو کرده، حال منتقدین می‌گویند دولت باید جواب خرابکاری‌های قبلی را هم بدهد.

وی همچنین به بیلان منفی آب در بسیاری از دشت‌های کشور اشاره کرد و گفت: برای رسیدن به علت این اتفاق باید به بررسی اتفاقاتی که در سال‌های قبل رخ داده بپردازیم.

اسکندری با اشاره به اینکه آبیاری تحت فشار از سال 68 در دستور کار دولت وقت قرار گرفته گفت: متأسفانه در آن سال‌ها برخی افراد دولتی با ایجاد شرکت‌هایی اقدام به واردات وسایل بی‌کیفیت برای آبیاری تحت فشار کردند و آن را به دولت و کشاورزان فروختند که همین امر باعث بی‌اعتمادی کشاورزان شد و به همین دلیل هنوز که هنوز است باید برای آن فرهنگ‌سازی کنیم.

وی گفت: با این سودجویی افراد غیرمتعهد حرکتی که باید به مرور به ترویج روش بهینه مصرف آب تبدیل می‌شد به ضدخودش تبدیل شده و کسانی که باید به این دلیل محاکمه شوند، در این خصوص مدعی شده‌اند.

وی همچنین به ظرفیت‌های جدید اشتغال‌زایی در دولت نهم اشاره کرد و گفت : آمارها نشان می‌دهد دولت نهم بالاترین نرخ رشد بخش کشاورزی را داشته است.

به گفته وی در حالی که در برنامه چهارم نرخ رشد ارزش افزوده بخش کشاورزی 5/6 درصد پیش‌بینی شده بود بخش کشاورزی به استناد آمار بانک مرکزی توانسته به نرخ 7/6 درصد برسد.

وی افزود: حتی مسئله پرتقال اسرائیلی نیز ساخته برخی افراد بود، زیرا اولا خود شرکت‌های صهیونیستی آن را به شدت رد کردند و پرتقال رقم کاراکارا از چین وارد شده بود که متاسفانه به طور ناشیانه در مسیر در بخشی از پرتقال‌ها برچسب جعلی یک شرکت صهیونیستی نصب شده بود به گونه‌ای که هم رنگ آن با برچسب اصلی تفاوت داشت و هم نوشته‌های آن مانند pq اشتباها po خورده بود که همه این آثار نشان می ‌دهد توطئه‌ای در کار بوده است.

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه پنجم خرداد 1388 و ساعت 21:15 |

این تصویر را حتماً در خیابان های شهر دیده اید. تصویر زیبایی است و با کلی معنا.... من هم تصمیم گرفتم یه عکس از اون تهیه کنم و در وبلاگم به نمایش بگذارم. اگه کیفیت عکس پائین است عذر می خواهم من خودم از اینترنت dial up  استفاده می کنم و مجبور شدم از کیفیت عکس که 2 مگابایت بود، کم کنم تا بتوانم راحت آپلود کنم و دوستان هم راحت ببینند .......

خرمشهر آمدیم

مسجد جامع خرمشهر بعد از آزادی

قدس می آئیم..........

مسجد الاقصی قبل از آزادی

به دشمن زبون صهیونیستی اعلام می کنیم، همانطور که خونین شهر را که به خیال باطل شما، توسط کارشناسان نظامی دنیا به دژی تسخیر ناپذیر تبدیل شده بود، با رشادتهای بی نظیر دلاورمردان سپاه محمد رسول الله (ص) از چنگال رژیم وحشی و خونخوار بعثی در آوردیم و در مسجد جامع این شهر نماز فتح و پیروزی خواندیم، قدس شریف را هم از وجود شما خونخواران حقیر پاک خواهیم کرد و نماز فتح و ظفر را به امامت امام خامنه ای در مسجد الاقصی اقامه خواهیم کرد. ان شاءالله...

ای دشمن حق فراموش نکن:

فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ

والسلام...

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه دوم خرداد 1388 و ساعت 18:42 |