بهار آمد بهار ما نیامد..................

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر
بهار آمد بهار ما نیامد..................

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر
سلام بر سردار بی سر.........

سلام بر سردار خیبر..........

یه چندتا خاطره کوچولو از این سردار خستگی ناپذیر سپاه اسلام داشته باشید
فصل پاييز بود وهواي منطقه سرد. شهيد حاج محمد ابراهيم همّت براي مأموريتي بيرون رفته بود. وقتي برگشت، متوجه شد كه بچهها براي رزم شبانه رفتهاند و در اين هواي سرد، هر كدام فقط يك پتو و تجهيزات نظامي با خود بردهاند. يك پتو برداشت و از سنگر بيرون رفت و آن شب را با يك پتو در محوطه باز اردوگاه به سر برد. وقتي علتش را از او پرسيدم، گفت: امشب نيروها توي اين سرما با يك پتو ميخوابند، من چه طوري داخل سنگر گرم بخوابم؟
***
درقلاجه بوديم، سال شصت و دو، هوا خيلي سرد بود. رفتيم تمام اوركتهايي را كه توي دوكوهه داشتيم برداشتيم آورديم داديم به بچه ها.
حاج همّت آمد . داشت مثل بيد ميلرزيد.
گفتم : اوركت داريم آ. بدهم تنت كني؟
گفت: هر وقت ديدم همه تن شان هست من هم تنم ميكنم.
تا آن جا بود نديدم اوركت تنش كند.
مي لرزيد و مي خنديد.
***
ظهر تابستان بود و دماي هوا 45 درجه، يكي از بچهها پنكهاي آورد، حاج همّت با ناراحتي گفت، "براي چه پنكه آورديد؟" گفتم: خب هوا گرم است.
گفت: نه، فرقي نمي كند بسيجي هاي ديگر هم همين وضعيت را دارند.
پنكه را رد كرد و گرفت خوابيد.
***
حاجي مي گفت: وقتي حج رفته بودم ، تو خونه خدا چند تا آرزو كردم. يكي اين كه تو كشوري كه نفس امام نيست نباشم ؛ حتي براي يك لحظه. بعد از خدا تو رو خواستم و دو تا پسر، بعدش خواستم نه اسير شم ، نه جانباز؛ فقط وقتي از اولياء الله شدم در جا شهيد شم.
***
شبانه ميروند تا براي شهيدي زير پاي قبر حاجي قبر بكنند. همين طور كه زمين را ميكندهاند، قبر حاجي سوراخ ميشود. قبركن ميبيند بوي عطر و گلاب بلند شد و روشنايي زيادي در اين قبر هست. فكر ميكند شايد نور از بيرون به داخل قبر تابيده است. بيرون را نگاه ميكند، ميبيند تاريك است؛ ولي داخل قبر نوراني است. نگاه ميكند، ميبيند پاي حاجي پيداست و كمي خاك روي آن ريخته است؛ خاكها را كنار ميزند، ميبيند كه بدن حاجي و لباسهايش پس از چهار سال تازهي تازه است! بعد گچ ميآورد و قبر را دوباره درست ميكند.
***
او انسانی بود كه برای خدا كار میكرد و بالاترین اعمال را داشت. شهید حاج همت سخت ترین كارها را در لشكر و جبهه شخصاً به عهده میگرفت. مردی با ایمان و اخلاص بود، هركاری كه از آن سختتر و دشوارتر نبود، حاج همت مردانه به عهده میگرفت. خدا رحمتاش كند. كارهای او حساب شده و بسیار قابل تمجید و تكریم است.
شهید آيت الله حاج شیخ فضلالله محلاتی
این هم چندتا لینک از آرشیو همین وبلاگ
ابراهيم همت! خاك پاي شما بسيجيهاست
خورشید خونین رخ کربلای خیبر.....
به امید موفقیت روزافزون رزمندگان اسلام و دولت انقلابی نهم و رهروان راه همّت بخصوص حاج محمود احمدی نژاد...
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر......
خوابیم و حقیقت به خدا نیست بجز این
ما غایب و او منتظر آمدن ماست...
همین! فکر کنم شعرِ واضح و روشنی باشه!
انقدر نگویید آقا بیا! آقا بیا! آقا کجا بیاید؟ آقا مگه جایی رفته که بیاید؟! این ماییم که آقا رو فراموش کردیم و اصلاً انگار نه انگار که یه امامی داریم که بیش از هزار ساله که منتظر بیداری و توجه و حضور شیعیانشه. در ثانی آقا از همه ماها مشتاق تر به قیام و گرفتن انتقام جد غریب و مظلومشه و همچنین برپایی عدالت و صلح جهانیه ...... به ماهم می گن شیعه؟!....
بیدار شیم!
یکی که بیداره ما رو هم بیدار کنه! خیلی هامون می دونیم و بازهم خوابیم مثل خود من!...
نهم ربیع الاول، عید بقر و آغاز امامت و ولایت منجی عالم بشریت، مولانا
صاحب عصر و زمان، امام مهدی (عج)
برتمامی انسانهای آزاده جهان مبارک باد.
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر
مسألهي فلسطين فوريترين مسألهي جهان اسلام است

راه نجات فقط ايستادگی و مقاومت است

بيانات ولي امر مسلمين جهان در چهارمين کنفرانس حمايت از ملت فلسطين
14/12/1387


گفتگوي صريح حسينيان:
بودجه 88 را براي ساقط كردن دولت تغيير ميدهند
اختلاف نظر کمیسیون تلفیق با دولت درباره چگونگی نحوه پرداخت نقدی یارانهها و هدفمندسازی آنها باعث تشتت آرا در کمیسیون تلفیق و همچنین کمیسیون ویژه رسیدگی کننده به طرح تحول اقتصادی شده است.
در روزهای گذشته از یک سو نمایندگان عضو کمیسیون ویژه تحول اقتصادی از توافق اولیه دولت و مجلس برای اجرایی شدن لایحه هدفمندسازی یارانهها خبر دادند و از دیگر سو گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس درباره ضرورت طولانی کردن بازه زمانی هدفمند کردن یارانهها، نمایندگان را با تردیدهای جدی در این زمینه روبهرو ساخت و در نهایت کمیسیون تلفیق را به این نتیجه رساند که از 34 هزار میلیارد تومان درآمد دولت از محل هدفمندسازی یارانهها تنها 8400 میلیارد تومان را به تصویب برساند اما نامه رئیسجمهور به رئیس مجلس درباره ضرورت پرداخت نقدی یارانهها به دهکهای پایین درآمدی، مجلس را وادار ساخت که در مصوبه خود تجدیدنظر داشته باشد و به نظر و برنامه دولت در این زمینه تن در دهد. اما در این میان برخی از نمایندگان عضو کمیسیون تلفیق، روند رسیدگی به لایحه بودجه و همچنین لایحه هدفمند كردن یارانهها را دارای مشکلاتی میدانند و معتقدند متهم کردن دولت به ارائه بودجهای که پیش از بررسی دارای کسریهای زیادی است، در نهایت روند رسیدگی به لایحه در مجلس را با مشکلات جدی مواجه خواهد ساخت. حجت الاسلام روحالله حسینیان، عضو کمیسیون تلفیق رسیدگی کننده به لایحه بودجه در گفتوگو با «وطنامروز» به بیان نگرانیهای خود از نحوه رسيدگي به لايحه بودجه سال 88 پرداخت.
آقای حسینیان! روند بررسی بودجه در کمیسیون تلفیق را چگونه ارزیابی میکنید؟
من از این روند راضی نیستم و بشدت نگران بودجه سال آینده هستم. این روند را یک روند عادی نمیدانم.
عدم رضایت و نگرانی شما چه علتی دارد؟
روزی که بودجه در کمیسیون تلفیق طرح شد بسیاری از نمایندگان، دولت را متهم کردند که درآمدهای پیشبینی شده غیرواقعی است اما همان نمایندگان درآمدهای پیشبینی شده را افزایش دادند و این موجب کسری بودجه در سال آینده خواهد شد. چون این افزایش قابل وصول نیست و با افزایش موارد مصرف، دولت دو کار میتواند انجام دهد؛ یا اعلام کسری بودجه یا چاپ اسکناس. دومی موجب تورم خواهد شد و اولی موجب بالا رفتن انتظارات و اعتراض خود نمایندگان به عدم تامین بودجه پروژهها. مساله مهمتر، تغییر سیاستهای بودجه است. کمیسیون تلفیق آنچنان برای دولت تضییق و تنگنا نصب کرده است که برای دولت امکان مانور و انعطاف وجود ندارد. من اگر جای دولت بودم اعلام میکردم طبق قانون مصوبات مجلس را اجرا میکنم، ولی هیچگونه مسؤولیتی را نمیپذیرم. بنده رسما اعلام میکنم این بودجه پیامدهای امنیتی و اقتصادی دارد و دولت را بشدت ناکارآمد خواهد کرد. لذا درصورت تصویب مصوبات کمیسیون تلفیق در صحن مجلس، دولت هیچگونه مسؤولیتی ندارد.
علت این تغییر در لایحه دولت در کمیسیون تلفیق چیست؟
علتهای فراوانی دارد که بعضی از عوامل مربوط به دولت و نظام برنامهریزی است و عواملی مربوط به مجلس است که همه قابل بررسی و اصلاح است. البته دولت دو سال است اصلاحاتی در نظام بودجهنویسی به عمل آورده و آن حذف قانونگذاری در نظام بودجه نویسی است، ولی هنوز در ملاکها و معیارها و کاستن عناوین جزئی باید اصلاحاتی را انجام دهد.
اما آنچه مربوط به مجلس میشود علتهای فراوانی دارد. یکی از این عوامل نگاه مجلس به دولت است. بسیاری از نمایندگان برای دولت هیچ اصالتی قائل نیستند و دولت را یک کارگزار مجلس میدانند. به همین خاطر مجلس پیوسته و علیالدوام طرح پیشنهاد میکند و به تصویب میرساند که هیچ دولتی قادر به انجام این همه قانون نیست، حال آنکه قانون اساسی قوای سهگانه را تفکیک کرده است. مجلس نباید خود را درگیر اجرائیات کند و باید موقعیت رئیسجمهور که منتخب مردم است و در مقابل مردم مسؤول است را درک کند.
دومین علت از ناحیه مجلس ساختار کمیسیون تلفیق است. کمیسیون تلفیق از 23 نفر اعضای کمیسیون برنامه و بودجه و 22 نفر از دیگر کمیسیونهای تخصصی است لذا اعضای کمیسیون برنامه و بودجه به دلیل اکثریت میتوانند نظریات خود را به کل کمیسیونها مانند اقتصاد، عمران، انرژی و فرهنگی تحمیل کنند. البته عوامل سیاسی دیگری هم وجود دارد.
ممکن است راجع به عوامل سیاسی هم قدری توضیح دهید؟
البته دوست نداشتم وارد این بحث شوم،ولی به ناچار به آن اشاره میکنم. ببینید! دولت بانی اصلی برنامه و بودجه است و باید عادلانه بتواند از لایحه دفاع کند؛ ولی الان نمایندگان مخالف برنامه در مخالفت خود با لایحه استدلال میکنند. بعد نماینده مرکز پژوهشها در رد لایحه دولت صحبت میکند و سپس نماینده دیوان محاسبات که اصولا یک ارگان نظارتی است، نه ارگانی تخصصی، در مورد اصل برنامه و بودجه. متاسفانه هر دو نهاد با دولت مخالف هستند و تقریبا با اکثر قریب به اتفاق نظریات دولت مخالفت میکنند. یعنی کمیسیون تلفیق درست مانند جلسه محاکمه یکی در نقش دادستان، یکی در نقش وکیل مدافع شاکی و یکی هم عضو زائد دادستانی، نماینده دولت را چنان در تنگنا قرار میدهند که گاهی انسان به حال متهم یعنی دولت احساس ترحم میکند. با تاسف بیشتر اینکه رئیس مرکز پژوهشها هم عضو کمیسیون تلفیق است و چنان موضع ضددولتی دارد که عبارات تحقیرکننده و گاه توهینآمیزی را به کار میبرد، درست مانند کسی که با یک جانی صحبت میکند. این عوامل چنان برنامه و بودجه را تغییر میدهند که دست و پای دولت را میبندند و وسط دریا میاندازند و بعد میگویند شنا کن. جالب این است که همین بودجه تورمزا را فردا همینها به سر دولت خواهند زد که چرا تورم را مهار نمیکنی.
شنیدیم که امروز شما در کمیسیون عصبانی شدید.
بله! من هم نسبت به اداره جلسه کمیسیون و دخالت در امور اجرایی و ناکارآمد کردن دولت اعتراض داشتم و هم نسبت به رئیس مرکز پژوهشها که چرا غیرکارشناسی و یکسره سیاسی برخورد میکنند. من به آنها گفتم این بودجه فقط برای ساقط کردن دولت طراحی میشود.
شنیدهایم که رئیس مرکز پژوهشها هم لایحه دولت و هم طرح کمیسیون ویژه را از کار انداخت.
بله! متاسفانه سعی این دوستان این است که دولت نتواند یارانهها را هدفمند کند و بخشی از آن را مستقیم به مردم بدهد. اینها معتقدند که اگر دولت بتواند یارانه نقدی به بعضی از مردم پرداخت کند موجب محکم شدن دولت احمدینژاد خواهد شد. متاسفانه اینها سرنوشت کشور را به خاطر مسائل سیاسی نادیده میگیرند. اینها همانهایی هستند که طرح تثبیت قیمتها را تصویب کردند و متاسفانه کشور را به اینجا رساندند که دیگر این شیوه اقتصادی قابل دوام نباشد.
آیا اینها از اصلاحطلبان هستند؟
متاسفانه اینها ادعای اصولگرایی دارند ولی تیشه برداشتهاند و اصول را قطع میکنند. جالب این است که اصلاحطلبان منصفانهتر عمل میکنند و با دولت هماهنگترند. بعضی از این دوستان تصریح میکنند لااقل ما باید احتمال این را بدهیم که ممکن است دولت در آینده از ما باشد لذا نباید اینقدر دولت را ناکارآمد کنیم.
شایعه شده است که دولت لایحه هدفمند کردن یارانهها را پس گرفته است، آیا صحت دارد؟
نه! این صحت ندارد. دولت در لایحه بودجه 88 بر مبنای محاسبه و درآمد خودش از کاستن سوبسیدها، تقسیم 60 درصد برای مردم، 15 درصد برای بنگاههای اقتصادی و 25 درصد سهم دولت برای جبران هزینههای دولت را پیشبینی کرده بود. بر مبنای این 25 درصد 85هزار میلیارد ریال درآمد دولت خواهد بود. یعنی در واقع دولت پیشبینی کرده بود که 340 هزار میلیارد ریال از تعدیل قیمت حاملهای انرژی عاید شود که 25 درصد آن همان 85 هزار میلیارد ریال بوده اما مخالفان این لایحه کل عایدی از تعدیل قیمتها را 84 هزار میلیارد ریال پیشبینی کردند که به تصویب کمیسیون تلفیق رسید و این به این معنا بود که هیچ یارانهای به مردم پرداخت نشود. لذا دولت این قسمت یعنی سهم دولت را پس گرفت و به عبارتی خواستار حذف 85 هزار میلیارد ریال از درآمدهای پیشبینی شده شد تا تکلیف لایحه هدفمند کردن یارانهها در مجلس به تصمیم نهایی برسد.
گفته شد شما پیشنهاد 40 هزار میلیارد ریال به جای 85 هزار میلیارد ریال را داشتهاید؟
من نه به عنوان شخص؛ کمیسیون ویژه این پیشنهاد را داد. کمیسیون ویژه بر مبنای طرح خودش و بر مبنای قیمت نفت 25 دلار در سال اول و بر مبنای 50 درصد سهم مردم و 30 درصد سهم صنعت و کشاورزی که در این طرح آسیب میبینند و 20 درصد برای دولت، این مبلغ را پیشنهاد کرد یعنی کمیسیون ویژه پیشبینی کرد که از تعدیل قیمت حاملهای انرژی، 200 هزار میلیارد ریال عاید میشود که 100 هزار میلیارد آن سهم 50 درصد مردم و 60 هزار میلیارد سهم کشاورزی و صنعت و بنگاههای اقتصادی و 40 هزار میلیارد ریال هم سهم دولت است.
در این مدت طولانی غیبتم اتفاقات زیادی افتاده مثل پرتاب ماهواره امید، افتخار مسلمانان جهان توسط دانشمندان مسلمان ایرانی که روح امید در وجودشان توسط رئیس جمهور انقلابی و مکتبی کشورمان دمیده شد. حضور پر شکوه شما امت مسلمان در راهپیمایی 22 بهمن و یأس چندین و چندباره دشمنان داخلی و خارجی از شما.
متأسفانه اتفاقی که در این چند روز گذشته حادث شد و مورد نظر من است، به میدان آمدن دوباهره دشمنان اسلام و مسلمین و پرچمداران افساد طلبی در عرصه تاخت و تاز و هتک حرمت ساحت مقدس اسلام و پیامبر عظیم الشأن اسلام است. دوباره آغاجری ها و شبستری ها و سروش ها از سوراخ هایشان بیرون خزیده اند و سالهای سیاه اسلام ستیزی اشان را در زمان حاکمیت 8 ساله اشان در اذهان مسلمین زنده کرده اند. ای کاش حکم الهی حضرت امام (س) در مورد سلمان رشدی اجرا می شد. ای کاش حکم اعدام آغاجری مرتد اجرا می شد، ای کاش در مقابل حامیان و مانعین اجرای حکم اعدام آغاجری یعنی خاتمی و کروبی و شیطان بزرگ و رژیم غاصب صهیونیستی ... تسلیم نمی شدند. ای کاش در مقابل سروش این ایدئولوگ افساد طلبان اقدام قاطع و انقلابی صورت می گرفت، ای کاش در مقابل دین ستیزی های محمد خاتمی و برادرش و شبستری عکس العملی از جانب مسئولین قضایی صورت می گرفت، ای کاش حداقل دادگاه روحانیت در کنار به بند کشیدن طلبه سیرجانی و سوال کنندگان از هاشمی این روحانی نماهای بی دین را خلع لباس می کرد تا حداقل قشر جوان مملکت گمراه نشوند و حرف این غربزده های مفلس را حرف دین نپندارند. ای کاش همه اینها یا بخشی از آن صورت می گرفت تا این جماعت حقیر و مغضوب ملت و رانده شده از قدرت با این جسارت و گستاخی در سالروز شهادت رسول اکرم (ص) به عرصه دین ستیزی وارد نشوند. ای کاش........
«مؤلف كتاب آيات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن تنظيم، چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواي آن، محكوم به اعدام ميباشند. از مسلمانان غيورميخواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسي جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود شهيد است.» امام خمینی (س)
راستی یه سوال!
فرق سلمان رشدی با امثال سروش و آغاجری و خاتمی و شبستری و .... چیه؟!
پروردگارا!
أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ رشدی و آغاجری و سروش و شبستری و .......
در گردش در دنیای مجازی به مقاله جناب حجت الاسلام روانبخش سردبیر پرتو سخن در راستای چرایی این هتک حرمت دوباره اصلاح طلبان آمریکایی برخوردم که ترجیح دادم این مقاله را جهت مطالعه شما در وبلاگم قرار دهم.
آرای خاموش تنها امیدبربادرفته اصلاح طلبان!
کمتر کسی است که نداند حمایت دولت های خارجی به ویژه کاخ سفید ورژیم صهیونیستی از هر کاندیدایی موجب رویگردانی مردم از آن خواهد شد؛ این مطلب بارها نیز به تجربه ثابت شده است. اخیرا آقای صانعی نیز به این مطلب هشدار داده بود که حمایت غرب وآمریکا از افراد وگروه ها به آن ها لطمه وارد می کند. ولی سؤال این است که با وجود این نکته روشن، چرا بازآن ها افراد واحزاب مدعی اصلاح طلبی را مورد حمایت جدی قرار می دهند؟!
چرا در چنین شرایطی برخی شخصیت های مساله دار آنان مثل گنجی و آغاجری باز دین وارزش ها را مورد تهاجم سنگین قرار داده اند؟!
وچرا این بار موضوع دست دادن آقای خاتمی به زنان ایتالیایی توسط خود مدعیان اصلاحات واکاویده شده است ؟!
پاسخ این پرسش ها در تحلیلی که توسط آقایان کواکبیان وصادق زیباکلام ارایه شده به روشنی وجود دارد؛ آقای کواکبیان در میزبانی حزب مردم سالاری برای اصلاح طلبان به این نکته مهم اشاره کرد که بعدا به تیتر اول روزنامه اش تبدیل شد، "اتحاد اصلا ح طلبان برای کسب آرای خاموش" اقای زیبا کلام نیز در مصاحبه با اعتماد بر این نکته تاکید ورزید وگفت: " معتقدم نتيجه انتخابات سال آينده که يکي از مهم ترين انتخابات ايران اسلامي خواهد بود به حضور آراي خاموش در انتخابات بستگي دارد. يعني آن درصدي که با صندوق هاي راي قهر کرده و در تيرماه 84 در انتخابات شرکت نکردند. ما مي دانيم که 10 ميليون به آقاي هاشمي راي دادند و 17 ميليون به آقاي احمدي نژاد که جمعش 27 ميليون مي شود. در صورتي که واجدان شرايط راي دادن در آن سال چيزي حدود 44 ميليون بودند. به عبارت ديگر قريب به 17 ميليون نفر در انتخابات رياست جمهوري نهم شرکت نکردند. اين بخش از آراي خاموش جامعه در انتخابات شوراها و مجلس هشتم نيز راي ندادند و اين به يکي از دلايل عدم موفقيت اصلاح طلبان تبديل شد. بنابراين نکته مهمي که بايد محل تامل و دغدغه اصلاح طلبان باشدبه اين است که تکليف اين بخش خاموش، مشخص شود.اگر اين تعداد در انتخابات شرکت کنند شانس پيروزي اصلاح طلبان نيز افزايش خواهد يافت چرا که غالباً آن ها به جريان اصلاح طلب راي خواهند داد.
حتي اگر تصور کنيم آقاي احمدي نژاد دوباره همان 17 ميليون آرا را کسب کند، در صورت حضور آراي خاموش که به آن 10 ميليون آراي آقاي هاشمي علاوه خواهد شد اصلاح طلبان قطعاً احمدي نژاد را شکست خواهند داد. در اين حال تفاوتي نمي کند که اين کار توسط خاتمي يا ميرحسين موسوي يا شيخ مهدي کروبي صورت گيرد. آنچه داراي اهميت است به صحنه آوردن آراي ساکت است.
در اين حال يکي از پيام هاي مهمي که اصلاح طلبان بايد تلاش کنند به مردم برسانند بحث بر سر اين نيست که آقايان خاتمي، کروبي يا ميرحسين موسوي چقدر مي توانستند موفق باشند بلکه اين است که جلوي ضرر و زيان بيشتر بايد گرفته شود.
اکنون مهم ترين مشکلي که پيش روي اصلاح طلبان قرار دارد اين است که آنها هنوز نتوانسته اند آراي ساکت يعني همان 20 ميليون نفر را مجاب کنند که پاي صندوق ها حاضر شوند و راي بدهند. اگر اصلاح طلبان در اين چند ماه باقيمانده نتوانند درصدي از اين آراي خاموش را با خود همراه سازند به هيچ وجه پيروز نخواهند شد." (اعتماد 1/12/87)
در حاشیه این امید به آرای خاموش و اظهارات فوق نکاتی چند را باید مورد بحث وگفتگو قرار داد:
1) با این تحلیل، پاسخ هر 3 سؤال فوق روشن می شود. زنده کردن ماجرای دست دادن خاتمی به زنان ودامن زدن به آن و اهانت های صریح وآشکار به مقدسات وحمایت صریح وبی پرده آمریکا از آن ها درست در همین راستا توجیه می شود؛ آن ها به زعم خودشان می خواهند به آرای خاموش جامعه این گونه وانمود کنند که ما همه آن چه را که شما مایلید هستیم ؛ هم به ارزش های اسلام و انقلاب پایبندی نداریم، هم با آمریکا و اروپا سر و کار داریم و هم از روحانیت و مرجعیت و دین، حرمت شکنی می کنیم! البته در آینده نه چندان دور ممکن است از این سنخ گاف ها به مراتب زشت تر بدهند و چه بسا برخی جشنواره ها از قبیل "ایران زمین "نیز راه بیندازند تا به طرفدارانشان نشان دهند ما در انتخابات آینده نسبت به راهی که برگزیده ایم راسخ وپایداریم .
چرا تنها به آرای خاموش چشم دوخته اند؟!
2) درست است که مدعیان اصلاحات برای روحیه گرفتن و روحیه دادن به هوادارانشان دایما با نظرسازی، آرای کاندیداهای احتمالی اشان را بالاتر از دکتر احمدی نژاد منتشر می کنند ولی نظر سنجی های واقعی را در اختیار دارند و می دانند که با این وضعیت، شانس موفقیت ندارند؛ از این رو تنها به آرای خاموش چشم دوخته اند! شاهد بر مدعی، اعترافات سایت اصلاحات است که می نویسد" برخی از آن ها حتی بعید نیست که مشغول چیدن تیم (بخوانید تقسیم غنایم) هم باشند. این گفته ها و خود را از پیش برنده دانستن، اگر به منظور روحیه دادن به هواداران و برای جلوگیری از غلبه یاس و ناامیدی باشد، هیچ اشکالی ندارد. اما اگر دست اندرکاران، حامیان عالی رتبه و سازمان دهندگان ستاد خاتمی هم بخواهند با این طرز تلقی پیش بروند و برای چهار ماه باقی مانده تا انتخابات برنامه ریزی کنند، مرتکب اشتباه جبران ناپذیری شده اند که نتیجه اش به انتخابات شوراهای سوم و مجلس هشتم شبیه خواهد بود."
این سایت با اشاره به رای قاطع احمدی نژاد برای پیروزی در انتخابات گذشته به کتمان رای وی در شهرهای بزرگ پرداخت و نوشت: "واقعیت این است که پایگاه اصلی رای احمدی نژاد، مردم کمتر بهره مند (علاقه ای به واژگان «فقرا» یا «طبقات محروم» ندارم) و نیز اهالی روستاها و شهرهای کوچک بوده و هست. تا وقتی که حامیان خاتمی(و دیگر نامزدهای احتمالی) این پایگاه را نشناسند و دلایل رای آنان را متوجه نشوند و بخواهند براساس تحلیل های نادرست پیش بروند، شکستشان حتمی است. طیف اصلی رای دهندگان احمدی نژاد کمتر در نظرسنجی ها دیده می شوند و متاسفانه سیاستمداران اصلاح طلب از میدان انقلاب پایین تر نمی روند. از همین رو فکر و ذکر حامیان دکتر معین در انتخابات پیشین، جلب آرای تحریمی ها بود." این سایت در پایان نتیجه گیری کرد: "فعالیت با این استراتژی در انتخابات آینده و تمرکز بر روی تحریمی ها، بی نتیجه و شلاق زدن بر اسب مرده است."(کیهان 1/12/87)
گذشته از نظر سنجی ها،استقبال بی نظیر یا کم نظیر مردم در استان ها نشان می دهد که آرای زنده، روشن و سفید متعلق به دکتر احمدی نژاد است؛ استقبال با شکوه مردم یزد از رییس جمهور که جز با استقبال سال گذشته از مقام معظم رهبری با هیچ یک از استقبال ها حتی استقبال از آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری اش نمی توان مقایسه کرد تاییدی بر تحلیل آقای زیبا کلام است که اصلاح طلبان از آرای بیدار و سفید جامعه بهره ای ندارند. وجالب این که آقای احمدی نژاد زمانی به یزد سفر کرد که آقای خاتمی 20 روز پیش از آن رسما نامزدی خود را برای انتخابات آینده اعلام کرده بود. بسیار روشن است وقتی استان یزد یعنی شهر آقای خاتمی که همواره اصلاح طلبان از آن به جزیره امن و ثبات خود یاد می کنند،وضعیت این گونه باشد تکلیف سایر استان ها وشهرها روشن تر است.بنابر این واضح است ک آن ها باید تنها به آرای خاموش چشم بدوزند وبا تمام امکانات مالی و رسانه ای داخل وخارج در زنده کردن آن ها بکوشند.
چرا باید فقط به آرای خاموش امیدوار باشند؟!
3) بر فرض واقعی بودن این اظهارات، اصلاح طلبان باید کمی به خود آیند که در طول 8سال حاکمیتشان چه کرده اند که اقشار مختلف بیدار و روشن جامعه از آن ها بریده اند؟ وآیا این امید موهوم لکه ننگی بر پیشانی آن ها نیست؟! به نظر می رسد عملکرد منفی آن ها در ابعاد مختلف به ویژه در بعد سیاست خارجی و عقب نشینی در برابر زیاده خواهی های دشمنان در موضوع هسته ای نقش به سزایی در روی گردانی مردم از آن ها داشته است. ولی مهم تر از آن، انفعال در برابر فرهنگ غرب وتهاجم و اهانت به ارزش های دینی و اخلاقی مردمی بود که دین و مقدسات، سراسر فطرت آن ها را در بر گرفته است. بسیار طبیعی است مردمی که اگر مجاز باشند انتقام اهانت به خدا و پیامبر واهل بیت را از اهانت کنندگان می گیرند هرگز به نامزد مورد حمایت این گونه افراد رای نخواهند داد؛ حال آن فرد خاتمی باشد یا میر حسین موسوی ویا حتی شیخ اصلاحات آقای کروبی. چنان که در انتخابات 84نیز مردم به شخص مورد حمایت آن ها یعنی آقای هاشمی رای ندادند.
آیا آرای خاموش در سبد اصلاح طلبان ریخته می شود؟
4) با یک حساب سر انگشتی می توان پاسخ سؤال فوق را دریافت؛ اولا: اگر آن 17 میلیونی که در انتخابات 84به پای صندوق های آرا نیامدند همه از طرفداران اصلاح طلبان باشند پس چرا در مرحله اول انتخابات که سلایق مختلف اصلاح طلبی مثل آقایان کروبی، معین، مهر علیزاده و آقای هاشمی حضور داشتند نتوانستند آرای خاموش 17میلیونی را به خود جذب کنند؟ که در این دور با تکثر نامزدهای اصلاح طلبان یا وحدت آن ها بتوانند به این هدف دست یابند؟
ثانیا: در هر کشوری این گونه آرای خاموش وجود دارد؛ در دموکراتیک ترین کشورهای دنیا مثل فرانسه که مهد دموکراسی نامیده می شوند کمتر از 60در صد در انتخابات شرکت می کنند،دلیل آن بی تفاوتی برخی اقشار جامعه است که خود را در برابر سرنوشت کشور ونظامشان مسؤول نمی دانند . این گونه افراد با تبلیغات این چنینی به صحنه نمی آیند، واگر هم بیایند معلوم نیست آرایشان در سبد اصلاح طلبان بریزند.
ثالثا: آرای خاموش دو دسته اند؛1ـ آرای خاموش کسانی که دل در گرو اسلام و انقلاب و کشورشان دارند ولی به هردلیل از جمله بی تفاوتی برای آمدن به پای صندوق آراء از خود تمایلی نشان نمی دهند 2ـ آرای کسانی که به دلیل مخالفت با نظام و انقلاب وعناد با آن، خاموش است. دسته دوم ممکن است در صورت بیدار شدن در سبد اصلاح طلبان ریخته شود، زیرا این گونه افراد از همان آغاز انقلاب نیز با امام و اسلام و انقلاب سر تعارض داشتند ولی درصد آن ها همان است که به قانون اساسی رای منفی دادند یا وابستگان کسانی که در ادامه انقلاب به دلیل وابستگی های سیاسی به برخی گروه ها یا جاسوسی برای دشمن اعدام شدند. این ها درصد قابل اعتنایی نیستند که بتواند در صورت بیداری برای اصلاح طلبان امید ایجاد کند. دسته اول گرچه خاموش اند ولی معلوم نیست بیداری آن ها به نفع جریان اصلاح طلب تمام شود، بلکه به عکس، در صورت بیداری آرای آن ها در سبد نظام و انقلاب ونماینده گفتمان امام و انقلاب ریخته خواهد شد. این گروه بی تفاوت چنان چه متوجه شوند آمریکا می خواهد برای کشورشان تصمیمی بگیرد چه بسا حماسی تر از دیگران وارد عرصه شوند. از سوی دیگر اگر برای آن ها ثابت شود که نامزدی از سوی کسانی حمایت می شود که دل در گروی دین و ارزش های دینی ندارد و یا دین و مقدساتشان را لگد مال کرده و می کند نه تنها به آن ها رای نمی دهند که با آن ها به مقابله نیز بر خواهند خواست؛بر اساس منابع موثق زمانی که آغاجری در بخش عمومی زندان همدان در کنار اوباش و اراذل قرار داشت یکی از زندانی ها از وی می پرسد شما به چه جرمی زندانی شده اید؟زمانی که وی پاسخ می گوید به اتهام اهانت به دین، پیامبر و ارزش های الهی! زندانیان به او حمله ور می شوند؛ از آن روز او را به بند اختصاصی منتقل می کنند تا در معرض تهدید زندانیان قرار نگیرد. بنابر این حتی اوباش نیز نسبت به اهانت کنندگان به دین و مقدسات بیزارند تا برسد به سایر طبقات آرای خاموش.
رابعا:تمام 10 میلیون رای آقای هاشمی نیز در سبد اصلاح طلبان ریخته نخواهد شد، زیرا اکثریت آرای آقای ها شمی از اقشار مذهبی و متدینی بود که او را یار امام وانقلاب دانسته یا به خاطر حمایت برخی شخصیت های بزرگ روحانی به او رای داده بودند. بنابر این از آرای 10 میلیونی هاشمی تنها می توان 5میلیون آرای معین ومهر علیزاده را استثناء کرد. در این صورت، با اضافه شدن این آرا به حد اکثر 5 میلیون آرای خاموش، نهایتااصلاح طلبان 10 میلیون رای را به خود اختصاص خواهند داد. ولی دکتر احمدی نژاد علاوه بر حفظ آرای 17 میلیونی قبلی به دلیل موفقیت های بزرگی که در عرصه های علمی،هسته ای، سیاست خارجی، عمران وسازندگی به دست آورده در این دور،بیش از 20 میلیون رای به خود اختصاص خواهد داد. بنا بر این شانس موفقیت مدعیان اصلاحات بسیار کم است.
در زمین اصلاح طلبان بازی نکنیم
5) براساس تحلیل فوق، اصول گرایان باید مراقب باشند در زمین اصلاح طلبان بازی نکنند و در دامی نیفتند که آنان برایشان می گسترانند، زیر چنان که ذکر شد حمایت غرب به ویژه آمریکا از آنان و تهاجمات جدید به دین و ارزش ها از سوی برخی از آنان برای هدف خاصی مثل زنده کردن و جذب آرای خاموش صورت می گیرد. بنابر این پرداختن به این امور بازی کردن در زمین آن ها ست، چون آن ها می خواهند به این ویژگی ها شناخته شوند، تا به زعم خود، مورد اقبال آرای طبقات خاموش قرار گیرند. از این رو، درست است که باید در برابر شبهات القایی آن ها پاسخی متین و علمی تهیه کرد و از تخریب اندیشه و ایمان نسل جوان جلوگیری کرد، ولی باید مراقب بود طوری برخورد نشود که آن ها به همین اهداف نسبی اشان، یعنی جذب آرای اقلیت مخالف نظام، دست یابند.
نتیجه گیری:
از آن جایی که هدف اصلاح طلبان جذب آرای خاموش است و فکر می کنند تمام آرای خاموش را می توانند جذب کنند وهمه را در سبد خودشان بریزند، همه همت خودشان را روی این پروژه متمرکز کرده وخواهند کرد. از این رو، هم امریکا و اروپا رسما از آن ها حمایت می کنند و هم بار دیگر به تهاجم به دین و ارزش ها روی آورده اند. ولی امید آصلاح طلبان به آرای خاموش انسان را به یاد این لطیفه شیرین می اندازد: شخصی در کنار دریای خزر نشسته بود، یک کاسه ماست را به تدریج در دریا می ریخت و با قاشق آن را به هم می زد! عابری از او پرسید چه می کنید؟ گفت: دوغ درست می کنم! عابر با تعجب گفت: مگر ممکن است؟! او پاسخ داد اکر بشود چی می شود، یک دریا دوغ!!
..................................
خرداد 88 فراموش نشه! آیا شما حاضرید اجازه دهید این دین ستیزان دوباره به قدرت برگردند و این بار علاوه بر تکرار آن همه جنایت و فسادی که در زمان حاکمیت 8 ساله اشان مرتکب شده بودند، انتقام دوری 4 ساله از قدرت را از امت اسلام بگیرند؟!