.jpg)
شبنامه ها کارگر نیافتاد! البته بی تأثیر هم نبود، اما نتوانست مانع رسیدن محصولی به وزارت کشور شود.
سید صادق محصولی با 138 رأی موافق و 112 رأی مخالف و 20 رأی ممتنع به عنوان وزیر کشور از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد گرفت.
امیدوارم پیشنهاد دکتر محمود احمدی نژاد در جلسه رأی اعتماد به نامزد تصدی وزارت کشور، که با استقبال نمایندگان مجلس هم روبرو شد مبنی بر بررسی ثروت تمامی مسئولین مملکتی از ابتدای انقلاب، از فرماندار به بالا، هر چه سریعتر پی گیری و اجرایی شود......

شهيد دکتر مصطفي چمران

به بهانه حذف امامت و ولایت از مرامنامه سازمان منافقین انقلاب (مجاهدین)
قسمتی از وصیت نامه شهید سید اسدالله لاجوردی
"......خدایا! تو شاهدی، چندین بار به عناوین مختلف، خطر "منافقین انقلاب" را همان ها که التقاط بگونه "منافقین خلق" سراسر وجودشان و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همان ها که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان، دستمال ابریشمی بسیار بزرگ – به بزرگی مجمع الاضداد – به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند، هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس...! برقرار می کنند، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان، خود را در صف منافق کشان جا می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقها روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند به مسئولین گوشزد کرده ام، ولی نمی دانم چرا؟ (گرچه نسبت به برخی تا اندازه ای می دانم چرا) ترتیب اثر نداده.
به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر "منافقین خلق" است، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه منافقین، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند. به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها، حفظ و ابقاها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند.
اینها همه پوچ است و بی اهمیت، مهم و بسیار مهم این است که هدف غایی از همه این تلاش ها گسترش فکر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خدائی شان است که جز اندیشه های مادی گرایانه و ماتریالیستی ، چیز دیگری نیست و با بهره گیری از تجربیات مثبت و منفی هم پالگی های چپ و منافقشان توانسته اند، متأسفانه به نسبت بسیار زیادی (زیادتر از توفیق منافقان خلق در سالهای 51-54 ) تعداد کثیری از روحانیان را تحت تأثیر قرار دهند و با لطائف الحیل بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنایتکارانه آنان با دیده اغماض بنگرند و حتی در مواردی نظیر به شهادت رساندن باهنر و رجایی با دست روی دست مالیدن های مسامحه کارانه، به مصلحت اندیشی های پشیمانی آورنده متوسل شوند. باز مهم تر از همه این که با کمال تأسف، توانسته اند، تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب کرده، منحرف نمایند.
هان! ای خانواده عزیزم، به هوش باشید! مبادا که فریب تأیید و تکریم های ریاکارانه این منافقان جدا از دین را بخورید. چه بسا با ظاهری چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند که مسلمان ها و ابوذرها را جرأت لحظه ای هم لباسی و هم شکلی با آنان نباشد."
حمایت این سازمان ضد خدایی از عضو مردتشان هاشم آغاجری را که فراموش نکرده اید؟
تلاش سران جریان مدعی اصلاحات و صد البته از نوع آمریکایی، برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام هاشم آغاجری مرتد که از خاطران بیرون نرفته است؟
این جماعت خائن و یا در حالت خوش بینانه خوش خیال و فریب خورده، در صدد بازگشت به قدرت هستند، به هوش باشید امت حزب الله!

سید حسن نصرالله: ملت آمریکا، بوش و دولتش را محاکمه کرد
سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله امروز به مناسبت روز شهید در حسینیه سیدالشهداء در حومه جنوبی بیروت سخنرانی کرد. وی در بخشی از سخنان خود گفت: «کشورهای عربی و اسلامی باید مانع حضور اسراییل در کنفرانس ادیان شوند».
ادامه مطلب
آيا اين تلقي فراگير كه احمدي نژاد شايسته ترين گزينه براي رياست جمهوري آينده است با برخي از انتقادهاي جدي كه نسبت به دولت نهم و شخص ايشان وجود دارد، در تناقض نيست؟! يادداشت پيش روي درباره اين گزاره «به ظاهر متناقض» است و چرايي شايستگي احمدي نژاد براي رياست جمهوري دهم را با استناد به امتيازهاي برجسته و غيرقابل انكار و بعضاً منحصر به فرد او پي مي گيرد و بر اين واقعيت نيز چشم نمي بندد كه «فقط آنهايي كه ديكته نمي نويسند غلط ندارند» و كساني كه به هنگامه نبرد، كنج عافيت مي گيرند و در خانه مي نشينند، زخم برنمي دارند!
ادامه مطلب
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی :
پیام احمدینژاد به اوباما الگوگرفته از نامه امام(ره) به گورباچف بود

نایب رئیس کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، پیام احمدی نژاد به اوباما را الگوگرفته از نامه تاریخی امام(ره) به گورباچف خواند وافزود: اگر رئیس جمهور منتخب امریكا به نصایح این نامه عمل نكند، همان اتفاقی كه برای گورباچف افتاد، برای آنها هم می افتد.
اسماعیل كوثری در گفتگو با رجانیوز، درخصوص پیام دکتر احمدی نژاد به اوباما و واکنش احمد توكلی که آن را غیرقابل دفاع خوانده بود، افزود: برخی گمان می كنند كه باید نظر خودشان حاكم بر تمام نظرها باشد، این اشكالی است که در درون این افراد وجود دارد.
وی با بیان اینكه پیام احمدی نژاد اتمام حجت با امریكا بود، تصریح كرد: این اتمام حجت هم بر مبنای نصایح و راهنمایی هایی بود كه رییس جمهور ایران به رییس جمهور جدیدی امریكا كرد.
نماینده مردم تهران ادامه داد: پیام احمدی نژاد این مفهوم را به دنیا منتقل کرد كه ایران اهل گفتگو و منطق است.
وی همچنین تأكید كرد: عدم پاسخ امریكا به این نامه نشانگر این است كه آنها می خواهند با روحیه و تفكر قلدرمآبانه خود كار را دنبال كنند و به اهدافشان برسند.
این نماینده مجلس با بیان اینكه محتویات این نامه نشان می دهد دیدگاه های ایران از موضع تهاجمی بوده است، ادامه داد: برخی گفته بودند که این نامه قابل دفاع نیست اما این نظر شخصی آنها است و ارتباطی با تصمیم گیری در سطوح مسئول جمهوری ندارد. با توجه به اینكه كه آقای احمدی نژاد نفر دوم نظام و رییس شورای امنیت ملی است، می تواند در اینگونه مسائل تصمیم بگیرد.
كوچكزاده: پيام احمدينژاد به اوباما به مصلحت نظام بود
نماينده مردم تهران در مجلس گفت: نامهاي كه احمدينژاد در قالب پيام تبريك براي اوباما ارسال كرد در واقع به مصلحت نظام بود.
به گزارش خبرگزاري فارس از اصفهان، مهدي كوچكزاده يكشنبه شب در مناظره با كواكبيان در جمع جامعه اسلامي دانشجويان اصفهان با اشاره به چگونگي انتخاب بنيصدر به عنوان رئيس جمهور كشور در اوايل انقلاب گفت: امام خميني (ره) با راي مردم موافق بود نه انتخاب بنيصدر بنابراين تا روزي كه نمايندگان مجلس عدم كفايت سياسي وي را مطرح كردند صبر كرده و سپس فرماندهي كل قوا را از وي گرفت.
وي با بيان اينكه تيتر سياسي خارجي امام خميني (ره) " نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي" بود اظهار داشت: اين سخن به معناي آن است كه جز خدا به كسي تكيه نميكنيم.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي سخن امام در صحيفه نور جلد 20 صفحه 326 را سياست قاطع خارجي امام خميني مبني بر مبارزه با استكبار دانست و افزود: اين در حالي است كه اصلاحطلبان با استناد به اين سخن امام آن را پيام سازش مينامند.
وي با اشاره به حضور احمدينژاد در سازمان ملل و سخنراني وي پيرامون مسئله هولوكاست بيان داشت: اصلاحطلبان با انتقاد از وي كه چرا در سازمان ملل از هولوكاست سخن ميگويد اعتقاد دارند كه احمدينژاد حرف زدن بلد نيست و بايد به گونهاي سخن گفت كه به اسرائيليها برنخورد.
وي با تاكيد بر اينكه هر رفتاري كه موافق سياستهاي امام خميني (ره) باشد پذيرفتني است گفت: نامهاي كه احمدي نژاد در قالب پيام تبريك براي اوباما ارسال كرد در واقع به مصلحت نظام و با راي ولايت فقيه صورت گرفت.
كوچكزاده خاطر نشان كرد: در صورتي كه بخواهيم در دنيا و آخرت سعادتمند شويم بايد امام راحل را دقيقا بشناسيم.
وي با اشاره به اينكه اصلاحطلبان معتقد هستند سياست خارجي امام راحل مبني بر سازش و گفتگو بوده است بيان داشت: اعلام حكم اعدام سلمان رشدي و نهادن بنيان حزبالله لبنان از سوي امام نشان ميدهد كه سياست ايشان بر پايه سازش و گفتگو نبوده است.
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه كواكبيان در گفتگوي خود طي چند روز اخير با يك رسانه اظهار داشته كه تاكنون به اطلاعات و جمعبندي كاملي از محصولي به عنوان گزينه وزرات كشور دست نيافته است پس چگونه اكنون اظهار ميدارد كه طي تحقيقاتي در چهار سال پيش متوجه شده كه وي در ولنجك تهران خانه 30 ميليارد توماني دارد.
وي با تاكيد بر اينكه اقدامات انجام گرفته را بايد با نظريات امام ارزيابي كرد گفت: تلاش احمدينژاد براي محرومان و سفر او به كوره دهها براي رسيدگي به وضعيت مردم به جاي نشستن در برجها و سازمانها بسيار قابل تقدير است.
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی

تحلیل مولانا از پیام تبریک احمدی نژاد به اوباما
.jpg)
پرفسور حميد مولانا، با استقبال از ارسال پيام تبريك از سوي دكتر محمود احمدينژاد، به باراك اوباما، منتخب مردم آمريكا در انتخابات رياستجمهوري اين كشور گفت: بايد توجه داشت كه آقاي احمدينژاد براي منتخب مردم آمريكا نامه ارسال كرده نه براي رييسجمهور آمريكا و اين يك مساله مهم است و بايد تفاوت اين دو را براي مردم تبيين كرد تا مردم فكر نكنند رييسجمهور ايران براي رييسجمهور آمريكا پيام تبريك فرستاده است.
مشاور رييس جمهور درباره ارسال پيام از سوي احمدينژاد به اوباما در گفتوگو با ايسنا اظهار كرد: انتخاب آقاي اوباما از سوي مردم آمريكا براي سمت رياستجمهوري يك رويداد بسيار مهم بوده؛ به ويژه انتخاب چنين فردي كه داراي مشخصات به خصوصي است و در مبارزات انتخاباتي خود از تغيير و تحولات و برنامهريزي براي آينده خبر داده است.
وي گفت: پيام تبريك آقاي احمدينژاد فرصتي است براي كسي كه هنوز به صورت رسمي مقام رياستجمهوري را احراز نكرده و رييسجمهور نيست؛ بلكه منتخب اكثريت مردم آمريكاست و براي اولين بار است كه در يك ربع قرن اخير اكثريت مردم آمريكا به رييسجمهور منتخب راي دادهاند. (بر اساس سيستم انتخاباتي آمريكا)
وي با بيان اين كه انتخاب اوباما براي مردم آمريكا يك رويداد بسيار مهم است و آنها اميدوارند وي تغييراتي را كه بيان كرده به سود و نفع مردم آمريكا و جهانيان عملياتي كند، افزود: اقدام آقاي احمدينژاد در اين ارتباط ادامه قدمهايي است كه وي در گذشته در ارتباط با مسائل بينالمللي انجام داده است و شما ميدانيد چندي پيش آقاي احمدينژاد نامهاي را نيز به آقاي بوش در ارتباط با مسائل بينالمللي نوشت.
مولانا با بيان اين كه پيام تبريك آقاي احمدينژاد به اوباما مثل تبريك روساي ساير دولتها به وي است و در واقع يك خوشآمدگويي است، در پاسخ به اين پرسش كه آيا اوباما با توجه به وضعيت آمريكا ميتواند تغييراتي را كه از آن خبر داده بود محقق كند، گفت: هيچ كس نميتواند در اين ارتباط نظر بدهد؛ البته همه در داخل آمريكا و دنيا منتظر هستند ببينند آيا آقاي اوباما پس از تشكيل كابينه و دولت خود موفق خواهد شد اين تغييرات، به ويژه تغييرات بنيادي را در بهبود وضعيت داخلي آمريكا و مسائل بينالمللي انجام بدهد يا نه و البته اين بستگي به اوباما، كابينهي وي، همكاران و برنامهريزيهاي آنها دارد.
وي با بيان اين كه تغييري در سياستهاي ايران نسبت به آمريكا ايجاد نشده است، افزود: از جنبهي ايران چيزي فرق نكرده است و فقط تغيير دولتي در آمريكا ايجاد شده و مواضع ايران همان است كه سالها و دهها سال داشته و اين مواضع را ادامه ميدهد.
مشاور رييسجمهور با تاكيد بر اين كه اقدام احمدينژاد را مثبت دانسته و اين يك ابتكار است، گفت: البته نبايد در مورد اين پيام انتظار بيش از آن چه پيام دارد، و تفسير و تعبير بيش از آن داشت.
مولانا درباره اين كه اين اقدام رييسجمهور از طرف اوباما مورد استقبال قرار بگيرد، گفت: اين اقدام جنبه تشريفاتي داشته و هميشه وقتي رييسجمهوري انتخاب ميشود به او تبريك ميگويند و آنها خود ميدانند كه چگونه به آن جواب دهند.
وي همچنين درباره اين كه عدهاي معتقدند آقاي احمدينژاد بايد صبر ميكرد تا آقاي اوباما امور را در دست ميگرفت و بعد از چند ماه كه سياستهايش مشخص ميشد به وي پيام ميفرستاد، گفت: وضعيت در آن موقع فرق ميكرد؛ چون وقتي وي سر كار آيد رييسجمهور محسوب ميشود، اما اكنون رييسجمهور نيست، بلكه منتخب مردم است و منتخب مردم بودن با رييس جمهور بودن فرق ميكند. آقاي رييسجمهور هم به وي از جنبهي اين كه مردم آمريكا وي را انتخاب كردهاند، تبريك گفت و در واقع به عنوان منتخب مردم نه به عنوان رييسجمهور.
وي گفت: شايد مردم در ايران فكر ميكنند كسي كه از طرف مردم انتخاب ميشود فردا رييسجمهور محسوب ميشود؛ در صورتي كه بايد بدانند اوباما هفتاد روز ديگر رييسجمهور ميشود و وضعيت در هفتاد روز ديگر با امروز متفاوت است.
مشاور رييسجمهور بار ديگر با تاكيد بر اين كه اين پيام را بايد در حد خودش تفسير و تعبير كرد، نه كمتر و نه بيشتر ، گفت: شايد خيلي از مردم و حتي نخبگان سياسي اطلاع نداشته باشند كه كسي كه در آمريكا انتخاب شده در حال حاضر منتخب است نه رييسجمهور و قدرتي در دست ندارد؛ از اين رو پيام فرستادن براي كسي كه قدرتي در دست ندارد، فرق ميكند با كسي كه قدرت را در اختيار دارد. مردم نبايد تصور كنند رييسجمهور ايران به رييسجمهور آمريكا پيام تبريك فرستاده است.

رئيسجمهور در پيامي به مناسبت انتخاب باراك اوباما و كسب اكثريت آرا شركت كنندگان در انتخابات رياست جمهوري آمريكا، خطاب به رئيسجمهور جديد اين كشور تصريح كرده است: توقع عمومي اين است كه پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسي در سياستهاي داخلي و خارجي دولت آمريكا كه خواست همه ملتهاي جهان و ملت آمريكاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آينده شما قرار گيرد.
متن كامل پيام دكتر محمود احمدينژاد به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي باراك اوباما
رئيسجمهور منتخب ايالات متحده آمريكا
از اينكه توانستيد آراء اكثريت شركتكنندگان در انتخابات را به خود جلب كنيد تبريك ميگويم. ميدانيد فرصتهايي كه از ناحيه خداوند به بندگان هديه ميشوند زودگذرند و ميتوانند در مسير كمال انسان و صلاح ملتها و يا خداي ناكرده در مسير سقوط عليه ملتها به كار گرفته شوند. اميدوارم جنابعالي با ترجيح مصالح حقيقي مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهاي سيريناپذير اقليتي خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداكثر استفاده را به عمل آوريد و نام نيكي از خود به جاي بگذاريد.
توقع عمومي اين است كه پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسي در سياستهاي داخلي و خارجي دولت آمريكا كه خواست همه ملتهاي جهان و ملت آمريكاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آينده شما قرار گيرد.
از سويي ملت آمريكا كه داراي گرايشات معنوي است انتظار دارند كه همه توان و همت دولت در مسير خدمت به مردم، اصلاح وضعيت بحراني اقتصادي، بازيابي حيثيت، روحيه و اميد آنان و رفع كامل فقر و تبعيض، احترام كامل به كرامت، امنيت و حقوق انساني و تقويت بنيانهاي خانواده كه از جمله تعليمات انبياء الهي است در سرزمين آمريكا مصروف شود.
از سوي ديگر، ملتهاي جهان انتظار دارند كه سياستهاي مبتني بر جنگطلبي، اشغالگري، زورگويي، فريبكاري، تحقير ملت ها و تحميل روابط تبعيضآميز و غيرعادلانه بر آنان و برمناسبات جهاني كه موجب انزجار همه ملتها و اكثريت دولتها از حاكمان آمريكا و مشوهشدن حيثيت مردم آن كشور شده است به رفتاري مبتني بر عدالت و احترام به حقوق انسانها و ملتها، دوستي و عدم دخالت در امور ديگران تبديل گردد و دايره دخالتهاي دولت آمريكا به مرزهاي جغرافيايي آن كشور محدود شود. به ويژه در منطقه حساس خاورميانه، انتظار آن است كه رفتار ناعادلانه شصت ساله به سوي استيفاي كامل حقوق حقه ملتها به خصوص ملتهاي مظلوم فلسطين، عراق و افغانستان تغيير جهت دهد.
ملت بزرگ و تمدنساز و عدالتجوي ايران از تحولات اساسي، عادلانه و واقعي در سياستها و رفتارها به ويژه در اين منطقه استقبال ميكند.
اگر در مسير الهي و در جهت اجراي تعليمات پيامبران الهي گام برداشته شود اميد ميرود كه خداي بزرگ ياري كند و خسارات سنگين گذشته تا حدودي جبران شود.
از خداوند متعال براي آحاد بشريت و همه ملتها، سعادت، سلامت، سربلندي و رفاه و براي حاكمان ومديران جوامع عبرتآموزي از گذشتگان، اغتنام فرصت خدمت، بسط مهرورزي، رفع ظلم و برپايي عدالت و رعايت دستورات الهي، مسئلت دارم.
محمود احمدي نژاد
رئيس جمهوري اسلامي ايران

وقتى رحمت الهى براى ما پیش خواهد آمد که مواظب و مراقب خودمان باشیم؛ مراقب حرف زدنمان، مراقب اقدام کردنمان، مراقب تبلیغاتمان. این فضاى بى بند و بارى در حرف زدن، در اظهارات علیه دولت، علیه کى به خاطر اغراض، اینها چیزهائى نیست که خداى متعال از اینها بهآسانى بگذرد. آن وقت کسانى خطا میکنند، خداى متعال «و اتّقوا فتنة لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّة»؛(7) بله اینجورى است. بعضى از ظلمها، بعضى از کارها هست که نتیجه و اثر آن دامن همه، نه فقط دامن آن ظالم را میگیرد؛ بر اثر رفتار یک عدهاى که در گفتار خودشان، در عمل خودشان، در قضاوت خودشان ظلم میکنند. باید مراقب این چیزها بود.
كوچك زاده: اصولگرايان چك سفيد امضا نميدهند
نماينده تهران در مجلس گفت: اصلاح طلبان در حالي كه شعار آزادي خواهي و اصلاح طلبي را سر ميدادند، خلاف اين شعارها عمل ميكردند ولي اصولگرايان اصلاح طلبان واقعي هستند و چك سفيد امضا به كسي نميدهند.
مهدي كوچك زاده نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با فارس، با اشاره به استيضاح امروز وزير كشور در مجلس گفت: اتفاقي كه امروز در مجلس رخ داد نشان داد كه اصولگرايي جرياني است كه از درون زنده است و با هرگونه فساد و ناآرامي در درون خود مقابله ميكند
وي افزود: جريان اصلگرايي به معامله، بده بستانهاي رفاقتي و قوم و خويشي وارد نميشود و فردي كه امروز در مجلس استيضاح شد معرفي شده دولتي بود كه همه اصولگرايان به آن اعتماد دارند، ولي وقتي از ايشان موردي غيرقابل توجيه مشاهده شد، وي را بركنار كردند.
نماينده تهران با بيان اينكه نمونه چنين حركتي را در هيچ كدام از جريانهاي حاضر در 2 دولت گذشته مشاهده نميكنيم، گفت: آنها بگونهاي عمل ميكردند كه وقتي به فردي حكمي را ميدادند مراودات سياسي خود را آغاز ميكردند و در حالي كه شعار آزادي خواهي و اصلاح طلبي را بر خود گذاشته بودند و سر ميدادند، خلاف اين شعارها عمل ميكردند در حالي كه اصولگرايان هستند كه اصلاح طلبان واقعي هستند و بدون تعارف با كسي به وظيفه خود عمل ميكنند و چك سفيد امضا مانند اصلاح طلبان به كسي نميدهند.
كوچكزاده در ادامه اظهار داشت: استيضاح كنندگان اصلي در مسئله كردان افرادي بودند كه مورد حمايت جريان طرفدار دولت بودند و نمايندگاني بودند كه در انتخابات مجلس هشتم نامزد طيف رايحه خوش خدمت بودند و اين امر نشان داد جريان اصولگرايي زنده، حق طلب و مورد حمايت مردم است.
وي با اشاره به اعتماد مردم به جريان اصولگرايي گفت: مردم به جرياني اعتماد ميكنند كه فساد را از درون خودش بيرون ميكند، اما آيا ميتوان به جريانات قبلي چنين اعتماد را كرد؟
نماينده تهران در مجلس با بيان اينكه آنها در دولتهاي خود وزيراني داشتند كه داراي مدارك تقلبي و داراي فساد بودند، گفت: از اين برخي افراد در 2 دولت گذشته پروندههايي وجود دارد كه هزاران هزار سكه را در ميان افراد مورد عنايت خود توزيع كردند و در زماني كه بنده در كميسيون اصل 90 حضور داشتم با بسياري از آنها مواجه ميشدم كه در اين كميسيون داراي پرونده بودند و حتي از سوي دستگاه قضايي نيز حكم محكوميت گرفته بودند و موظف شده بودند كه پولهايي كه از بيت المال براي منافع خودشان از بين برده بودند را پس دهند اما نه دولت و نه مجلس خودشان براي زدودن اين مفاسد از بدنه دولت هيچ كاري نكردند.
كوچك زاده در پايان اظهار داشت: ويژگي اصولگرايي اين است كه با كسي عقد اخوت نبسته است اما بايد مراقب بود كه از جاده انصاف خارج نشويم.
«هان اي مسلمانان جهان، ازهياهوي قدرتمندان نهراسيد كه اين قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبه مستضعفان بر مستكبران و حق بر باطل است ما يقين داريم اگر دقيقاً به وظيفهمان كه مبارزه با امريكاي جنايتکار است ادامه دهيم، فرزندانمان شهد پيروزي را خواهند چشيد».
امام خمینی (س) 15/6/60
فرمایشات امام خمینی(ره) پیرامون فتح لانه جاسوسی

سفارتخانه ها حق ندارند كه جاسوسی كنند، توطئه بكنند و اینها جاسوسی میكردند. ملتی كه برای خدا قیام كرده و شهادت طلب میكند از هیچ نمیترسد.
ما مدعی هستیم كه اینجا سفارتخانه نیست، اصلش قضیه سفارت در كار نبوده و ما مدعی هستیم كه این آدم هایی كه در اینجا بودند، اینها اجزاء سفارتخانه نبودند، به اسم سفارتخانه شما یك چیزی درست كردید كه لانه جاسوسی است و بیایند ببینند كه آیا این چیزهایی كه در این سفارتخانه هست، اینها اسباب دست جاسوس هاستیا وسایلی است كه سفارتخانه لازم دارد؟
ما كه مركز جاسوسی را گرفتیم نه سفارتخانه را، اینها اگر هم یك وقتبی عقلی كنند و فرض كنید بریزند به ایران، این جوانهای ما آنها را با چنگ و دندان از بین میبرند، نمیگذارند اینها یكیشان هم بروند. اگر هم این كاری كه كرده بود رسیده بود به آنجایی كه بیایند در تهران و بیایند در این لانه جاسوسی آن وقت میفهمیدند كه با چه اشخاصی طرف هستند. در هر صورت من از شماها تشكر میكنم كه خودتان بدون اینكه غیر از خدا یك كسی وادارتان بكند (این چیزی است كه از مبدأ الهی جوشش پیدا كرده) خودتان وارد این میدان شدید.
دانشجویان مسلمان و مبارزی كه لانه جاسوسی را اشغال كردهاند با عمل انقلابی خودشان ضربهای بزرگ بر پیكر امریكای جهانخوار وارد نمودند و ملت را سرافراز كردند.
مرکز فساد آمریكا
شما میبینید كه الان مركز فساد امریكا را جوانها رفتهاند گرفتهاند و امریكاییهایی هم كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریكا هم هیچ غلطی نمیتواند بكند و جوانها مطمئن باشند كه آمریكا هیچ غلطی نمیتواند بكند، بیخود صحبت اینكه اگر دخالت نظامی، مگر امریكا میتواند دخالت نظامی در این مملكتبكند؟ امكان برایش ندارد، تمام دنیا توجهشان الان به اینجاست. مگر امریكا میتواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامی بكند؟ غلط میكند دخالت نظامی بكند. نترسید، نترسانید. همین تعبیری كه جوانهای ما از روی باز احساسات جوانی كردند كه اگر چنانچه امریكا بخواهد دخالت نظامی بكند ما چه خواهیم كرد. اصلا این اگرش را هم نباید بگویند. امریكا عاجز از این است كه دخالت نظامی در اینجا بكند، اینها یك مسائلی در پیششان است، یك مطالبی در پیششان است كه روی آن مطالب گرفتاریهایی دارند، نمیتوانند این كارها را بكنند. اگر آنها میتوانستند دخالت نظامی بكنند، شاه را نگه میداشتند. با تمام قدرتشان، قدرتهای تبلیغی چیز كردند كه نگش دارند و ملت ما اعتنا نكرد به آن و نه تنها او، همه قدرتها پشتسر هم ایستاده بودند كه نگه دارند شاه را و نتوانستند نگه دارند برای اینكه ملت ما یك چیزی را كه خواست نمیشود مقابل ملتبایستد كسی و چه بكند. هیچ ابدا. این مطلب را اصلا جوانهای ما پیش نیاورند این مطلب را كه دخالت نظامی، آنها همیشه دخالتهایشان دخالتهای شیطنتی است، توطئه است. آنها اگر بخواهند یك كاری هم بكنند، وادار میكنند جوانهای ما را كه آنها تظاهر بكنند و در تظاهر اعمال آنها بیایند درگیری بكنند یا اینها و یك غائله راه بیندازند كه ما نتوانیم یك محیط آزاد پیدا بكنیم، یك محیط آرام پیدا كنیم و مسائلی را كه میخواهیم طرح بكنیم و میخواهیم ایجاد بكنیم، بتوانیم. آنها از این راه شیطنتها پیش میآیند. آنها شیطانهایشان را پیش همین جوانهای صافدل عزیز میفرستند تبلیغات میكنند. مینویسند به دیوار چه میكنند، عده. عده. یك وقت میبینید كه یك عده جوان را راه انداختند توی خیابانها به یك تظاهراتی. تظاهرات بحق لكن آنها از همین تظاهرات بحق میخواهند استفاده ناحق بكنند.
... آدمی كه ملی است، با امریكا خوب دشمن است همانطوری كه همه ملت ما دشمن شماره اول خودش را امروز امریكا میداند. برای اینكه دشمن شماره اول ما را برده است امریكا نگه داشته است. آن وقت هم كه آن بود، دشمن شماره یك ما آنها بودند اینها اذناب آنها بودند، اینها كسانی بودند كه ماموریت داشتند برای وطنشان، یعنی ماموریت داشتند كه این وطن را نگذارند كه یك قدم جلو برود. مایی كه و شمایی كه و ملت ما كه دشمن شماره یكش را امریكا میداند و حالا هم كه جوانها رفتند آنها را گرفتند دیدند كه مركز توطئه بوده آنجا.
(تاریخ سخنرانی 16 آبان 1358)
مصاحبه خبرنگار روزنامه فرانسوی لوموند (اریك رولو) با امام خمینی (س)
سئوال: شما موضع دانشجویان ایرانی را تایید كردید، آیا نگهداری گروگانها با قوانین اسلامی مطابقت دارد، حتی در موقع جنگ؟
جواب: آنجا من به شما گفتم مثل اینكه اشتباه به شما رسید و شاید باز این اشتباه را دستگاههای تبلیغات صهیونیستی كرده باشند. آنچه من گفتم این بود كه ما نمیتوانیم ملتی را كه اینقدر از امریكا ضربه دیده، اگر چنانچه امریكا شاه را نگه دارد و این امر طولانی شود یا بخواهد مملكت ما را بمباران كند، ما نمیتوانیم جوانان را كنترل كنیم. مردم ما پنجاه سال است كه از امریكا ضربه خوردهاند. ممكن است كه جوانهای ما اینجاها را خودشان به هم بزنند. من اینطور گفتم، نه اینكه ما ابتدائاً این كار را میكنیم. الان هم آنها در كمال خوشی و آسایش هستند و تبلیغات آقای كارتر بر خلاف این است لكن واقع این است. من فرستادم تحقیق كردم، به گروگانها هیچ صدمهای نرسیده است و اسلام با همه مردم دنیا میخواهد با خوبی رفتار كند. بله، اسلام با كسانی كه توطئه گر هستند و بخواهند برخلاف مصالح مسلمین و مصالح بشر عملی بكنند با آنها هم سخت گیری میكند.
( تاریخ مصاحبه: 9 آذر 1358)
مصاحبه با خبر نگاران در 27 آبان ماه 1358
سئوال: آیا حضرتعالی هنوز میفرمایید كه اگر شاه به ایران بازنگردد گروگانهای امریكایی آزاد نخواهند شد؟
بسم الله الرحمن الرحیم
این مسئله مربوط به ملت است. سی و پنج میلیون ملت ما خواستشان این است و باید ما بررسی كنیم راجع به اینكه چرا ملت ما میخواهد كه شاه بیاید و تا نیاید دست از این گروگانها برداشته نخواهد شد و چرا كارتر اینقدر اصرار دارد، قضیه این نیست كه شاه بیاید ایران، ملت ما شاه را كه دشمن خودش میداند میخواهد چه بكند. یك تحفهای نیست برای ملت ما كه بخواهد او را در موزه نگه دارد، بلكه مطلب این است كه دو جهت هست كه ملت ما میخواهند شاه بیاید و ما اصرار داریم، كه این دو جهت یكیش اهمیتش بیشتر از دیگری است. یك جهت راجع به اینكه ما ملتی هستیم كه الان اقتصادمان خیلی قوی نیست و داراییهای ایران، بسیار در دست شاه مخلوع و بستگان اوست و این در بانكهای امریكا و سایر كشورها متمركز است. و اینها همه مال ملت است و اینكه ما اصرار داریم شاه را بیاوریم برای این است كه معلوم بشود كه این اموال فقرا كه در دست اینها و عمال اینها هست در كجاها هست و باید برگردد به ملت و مطلبی كه اهمیتش بیشتر از این است. این است كه ما میخواهیم او بیاید و ما ریشه این جنایاتی كه این شخص در طول سیو هفت سال تقریبا به ایران كرده است و این خیانتهایی كه به ایران كرده است و این آدمكشیهای دستجمعی كه كرده است ما به دست بیاوریم كه این با امر كی بوده. یك انسان، یك آدم كه میخواهد در یك مملكتی حكومت كند بیجهت اینقدر جنایت نمیكند. این عامل اشخاصی بوده است. خود ایشان هم میگوید من مامور بودم برای وطنم. ما میخواهیم آن امر را پیدا بكنیم كه آنكه امر كرده است كه ایشان در وطنش اینهمه جنایت بكند كیست و چه اشخاصی هستند؟ از این جهت ملت ما اصرار دارد به اینكه این آدم بیاید و این دو مطلب ثابت بشود در محاكمه. محكمه هر جور حكم كرد عمل بشود. و اما اینكه كارتر اصرار دارد به اینكه ایشان نیاید، باید ما ببینیم كه این از باب این است كه آقای كارتر بشر دوست است و حس انساندوستی این آقا، این آقای كارتر او را وادار كرده است كه اینقدر اصرار بكند و در مقابل ملتهای اسلامی بایستد و ارعاب بكند و آنهمه مطالب پیش بیاید و منطقه را به خطر بیندازد، این برای این است كه یك آدمی است انساندوست و برای انساندوستی - كه - این نحو میكند؟ ما در آقای كارتر این انساندوستی را سراغ نداریم برای اینكه از اعمال ایشان معلوم است كه ایشان این حس را ندارند. كسی كه یك جانی را در حفظ خودش و حمایت خودش به عنوان انساندوستی نگه میدارد نباید در ممالك بسیار، اینقدر جنایتها را و اینقدر آدمكشیها را علت باشد. این آدم انساندوست نیست و حس انساندوستی این چیز را نكرده است. اگر در ایشان حس انساندوستی بود. سی و پنج میلیون انسانهایی كه در ایران بودند كه یكیشان هم محمدرضا بود و همه از یك ملت و از یك كشور هستند، چه شد كه در ظرف سیو هفت سال آنهمه جنایات بر ما شد و اخیرا با دست این شخص آنهمه كشتار میشد و در حكومت آقای كارتر بود و ایشان ابدا حس انساندوستیشان اسباب این نشد كه یك تقاضایی لااقل از این شخص بكند كه نكن این كار را، بلكه آنطور كه ما میدانیم ایشان علاوه بر اینكه تقاضا نكردهاند تهییج هم كردهاند. ، و اما اینكه اصرار دارند و از جهت انساندوستی معلوم شد نیست، معلوم میشود برای این است كه اسرار او فاش نشود، اسرار روسای امریكا فاش نشود. ما با بودن شاه در اینجا اسرار شخص كارتر و اسرار اسلاف او را فاش خواهیم كرد و به ملت امریكا ارائه خواهیم كرد و ملت امریكا میفهمد كه گرفتار چه روسای جمهوری هستند كه ملتشان را به تباهی كشیده است و آبروی ملتشان را در بین مسلمین از بین برده است. ما برای این میخواهیم كه بیاید و ایشان برای این جهت میخواهد كه نیاید. این اصرار او به نیامدن برای اینكه خوف این را دارد كه اسرار فاش بشود و ایشان دیگر نتوانند در مملكتخودشان یك زندگی صحیح داشته باشند و دیگر ریاست جمهوری ایشان هم فاتحهاش خوانده بشود و مملكت امریكا هم اگر مطلع بشود از مسائل و مطلع بشود از مصایب ما و مطلع بشود و رسانههای گروهی به آنها بفهمانند كه در این مملكت چه گذشته است و اینها از دست روسای جمهور امریكا و دیگر روسای ابرقدرت، بر ما گذشته است اگر یك همچو احساسی را بكنند این طرفداری از كارتر را نمیكنند و من هم احتمال این را میدهم كه طرفداری از كارتر یك قشر از اشخاصی است كه تحت نظر خود آنها هستند نظیر آن طرفداریهایی كه در اینجا از شاه میشد. از شاه مخلوع میشد كه وقتی كه مثلا رئیس جمهور امریكا میآمد به ایران عده كثیری را میبردند به استقبال به اسم ملت. در صورتی كه ملت هرگز از این امور اطلاع صحیح نداشت و هرگز حاضر نبود كه استقبال بكند از شاه یا از مهمانهای شاه لكن آنها عده زیادی داشتند كه این كارها را انجام میدادند. من احتمال میدهم كه آقای كارتر هم عده زیادی از قبیل سازمان امنیت و اشخاصی كه مربوط به خودش است داشته باشد و آنها به دانشجوهای ما در خارج این اهانتها را میكنند و این سختیها را میگیرند و خود آقای كارتر هم كه آقای انساندوستی است دانشجوهای ما كه برای تحصیل علم آنجا رفتند، در آنجا آنطور با آنها رفتار میكند و وادار میكند كه آنها را اذیت كنند، وادار میكند كه سگ به جان آنها بیندازند و آنطور جنایات را بكنند. این آقای انساندوست وضعش این است و ما كه یك ملت مظلومی هستیم ما میخواهیم كه آن كسی كه به ما خیانت كرده استخودش و اساس كارهایش معلوم بشود.
سئوال: ولی این جواب این نیست كه آیا به اصطلاح اسرا آزاد خواهند شد یا نه؟ و ایشان آن جواب را میخواهند.
جواب: جواب شد. برای اینكه - اسرا یعنی - ملت نمیگذارد. ملت ما میخواهد و نمیشود غیر از این، ما بر خلاف ملت نمیتوانیم عمل بكنیم.
سئوال: آیا این اسرا بنابراین همین جا خواهند ماند برای همیشه ؟
جواب: خواهند بود تا شاه بیاید. اختیار این اسرا در دست كارتر است. این اسرا را میتواند كارتر اینجا آزاد كند مادامی كه بفرستد مجرم ما را به ما تحویل بدهد و ما هم اسرا را.
سئوال: و تنها در آن صورت است كه شاه برگردانده بشود. در غیر این صورت و لاغیر؟
جواب: نه خیر اینقدر بخواهد سئوال كند بیشتر از یك سئوال را جواب نمیدهم. نه خیر بگویید من وقت ندارم. ما باید، بیشتر از این وقت ندارم سئوال كنید جوابتان را بدهم.
مصاحبه خبرنگار سی. بی. اس (S .B .C) امریكا با امام خمینی (س)
سئوال: حضرت آیتالله، آقای كارتر دولت ایران را متهم به عملیات تروریستی میكند و مصرًا میگوید كه اگر خدای ناخواسته چنانچه صدمهای در ایران به اسرا وارد بشود رژیم شما مسئول این مسئله خواهد بود.
جواب: ملتسیو پنج میلیونی تروریست هستند؟ ! از آقای كارتر باید پرسید كه تشخیص شما در مسائل سیاسی هم همین طور است كه یك ملتسیو پنج میلیونی كه همه پشتیبانی از اینها كردند باز شما میگویید تروریست هستند! من دیدم كلامی كه از ایشان صادر شده است، معالاسف كلام عاقلانهای نبود كه: اینها دانشجو نیستند اینها لات هستند. اینها تروریستاند.
- دانشجوها، با لات در منطق شما یكی هستند؟ ! لاتها و اراذل با دانشجوها را شما در منطقتان یكی میدانید؟! توهین به دانشجوها در سراسر كشورهای عالم نیست این مطلب؟ ملت ما را شما تروریست میدانید؟ تشخیص شما در مسائل سیاسی هم همین طور است كه ملت ما را تروریستبدانید؟ ! شما مطمئن باشید كه ملت ما مسلم است و مسلم تروریست نیست و با اینها با كمال رافت عمل میكند. بهتر است از معامله شما با دانشجوهای ما در خارج كشور كه آنطور شما دارید عمل میكنید آیا عمل شما تروریستی است كه دانشجوهای ما را آنطور اذیت میكنند و سگها را به جان آنها میریزند. یا نگهداری اینها در یك محفظهای كه محل خودشان بوده است و همه جور آسایش برایشان فراهم است و آمدند دیدند و ما اجازه دادیم كه هر روز بروند آنها را ببینند؟ این عمل تروریستی است یا این عمل انسانی است؟ و اعمالی كه امثال شماها انجام میدهید یك اعمالی است كه شبیه به اعمال تروریستی است.
سئوال: حضرت امام اجازه میفرمایید كه ایشان بروند به سفارت سابق امریكا و با گروگانها صحبتبكنند و از سلامتیشان به اصطلاح و رفتار خوبی كه با آنها میشود به دنیا بگویند.
جواب: مانعی ندارد خوب بروند آنجا جوانها آنجا هستند و آنها هم مانعی پیششان نیست كه كسی برود ببیند - آنها - ببینند آنها سالماند و حالشان خوب است و در رفاه هستند. ابدا چیزی كه موجب گرفتاری آنها باشد نیست. فقط در یك محلی هستند كه حفاظت میشوند و ابدا آسیبی به آنها نخواهد وارد شد، اصلا، اصلش با این امور با اسیر اسلام بسیار رفتار انسانی میكند و او را از همه جهات حفظ میكند و ما هم تابع اسلام هستیم و جوانهای ما هم دانشجوهای اسلامی هستند و با آنها حتما بدانید كه رفتار خوب میكنند - حتی من پسرم را گفتم كه باید آن جهت را شما گوشزد كنید و خودتان مشاهده كنید و ایشان گفتند كه نه آنها حالشان خوب است و من امیدوارم كه تا آخر هم حال اینها خوب باشد و ابدا آسیبی به آنها وارد نشود و آنها از امریكا بخواند و از كارتر بخواهند كه وسایل آزادی آنها را او فراهم كند. ملت ما یك امر مشروعی دارد. یك حرف مشروعی دارد این حرف را قبول كنند. اینها هم آزاد خواهند شد.
سئوال: اجازه میفرمایید بگویم فقط خودشان بروند. میفرمایید كه خودشان تنها بروند.
سئوال: حضرت آیت الله، در ازاء آزادی اسرای زن و سیاهانی كه دستور فرمودید، شما چه انتظاری از دولت امریكا دارید؟
جواب: ما آزادی زنها را و آزادی سیاهها را برای این قایل شدیم كه زنها در اسلام یك احترام ویژه دارند و سیاهپوستان هم تحت فشار امریكا بودند و ظلم بر آنها شده است و آنها را ما آنطور مقصر نمیدانیم بلكه آنها شاید تحت فشار بودند كه اینجا آمدند و لهذا ما برای امتثال امر اسلام و خدا این عمل را كردیم و انتظاری از آقای كارتر نداریم و پاداشی نمیخواهیم. تمام مطلب ما این است كه كارتر، این خیانتكار را به ما پس بدهد و شخص مجرمی كه در یك مملكتی به یك ملتی جرم كرده است، در تمام قوانین دنیا این است كه باید پس داده بشود به خود آن مملكت و ایشان - بر تمام - بر خلاف تمام موازین عقلی و عقلایی عمل میكند.
خبرنگار: حضرت آیت الله، به نظر ما یك مرد بسیار بسیار مهربان میآیید. یك مرد مقدسی، چهره مقدسی دارید. خیلی قیافه حضرت آیت الله مردمی هست و من هم به عنوان یك انسان فقط آرزو میكنم، دعا میكنم كه خدای ناخواسته هیچگونه آسیبی به اصطلاح وارد نشود به روابط بین دو تا مملكت، چیز خارقالعادهای پیش نیاید.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
ویژه نامه 13 آبان 1358 سالروز تسخیر لانه جاسوسی
اطلاعیه ی شماره 1 دانشجویان پیرو خط امام پس از تسخیر سفارت آمریکا

بر دانش آموزان، دانشگاهیان، محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده تا آمریکا را وادار به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند. (از پیام امام نسبت به 13 آبان)
انقلاب اسلامی ایران با عملکردهای نوین در پهنه مبارزات بین خلق ها و ابرقدرت های غارتگر امیدی پرشور در دل ملتهای دردمند زنده نمود و اسطوره ای از اعتماد به نفس و اتکای به مکتب و فرهنگ ملتی را در جدال با امپریالیسم بخشید که حقیقتاً فتحی بود بر طلسم کور بازی ابرقدرتها که حتی روشنفکران جهان مظلوم نیز رهایی خود را نمی دیدند مگر در سایه ی ابرقدرتی دیگر.
انقلاب ایران موقعیت آمریکا را در ابعاد سیاسی اقتصادی و استراتژیکی در منطقه بر هم زده است. آمریکای خون خواری که ده ها سال شیره جان ملت ما و ملتها را مکیده و بر آن زندگی کرده ناگزیر است برای بدست آوردن و فقط منافع خود دست به تلاشهای مذبوحانه جدیدی بزند که از جمله نقش ژاندارمی دادن به مصر و بازی مهره های نظامی در کره جنوبی و یا سعد حدادهای جنایتکار در جنوب لبنان و حرکات و یورشهای سنگین اسرائیل و ... و توطئه های مختلف بر علیه انقلاب ایران در داخل و خارج از کشور را می توان نام برد. ما دانشجویان مسلمان پیرو امام خمینی از موضع قاطعانه امام در مقابل آمریکای جهان خوار به منظور اعتراض به دسیسه های امپریالیستی و صهیونیستی سفارت جاسوسی آمریکا در تهران را به تصرف در آورده ایم تا اعتراض خویش را به گوش جهانیان برسانیم.
- اعتراض به آمریکا جهت پناه دادن و استفاده از شاه جنایتکاری که قاتل دهها هزار زن و مرد بخون خفته در این مملکت است.
- اعتراض به آمریکا به علت ایجاد فشار تبلیغاتی مسموم و انحصاری و کمک و حمایت از افراد ضد انقلابی فراری بر علیه انقلاب اسلامی ایران.
- اعتراض به آمریکا بخاطر توطئه ها و دسیسه های ناجوانمردانه اش در مناطق مختلف کشور و نفوذ در ارگانهای اجرایی مملکت
- اعتراض به آمریکا بدلیل نقش مخرب و خانمان برانداز خود در برابر رهایی خلقهای منطقه از دام امپریالیسم که هزاران هزار انسان مومن و انقلابی را به خاک و خون می کشید.
دانشجویان مسلمان پیرو خط امام
منبع :روزنامه جمهوری اسلامی 13/8/58
درماندگي اصلاح طلبان در انتخابات دهم!
در حالي كه 8 ماه تا دهمين انتخابات رياست جمهوري باقي مانده است، سردرگمي عجيبي در جبهه اصلاح طلبان به چشم مي خورد. آنها براي تصاحب اين جايگاه و بازگشت به قدرت مدتهاست اتاق فكر تشكيل داده استراتژي و تاكتيكهاي متنوعي به كار بسته و خواهند بست. از اين رو ذكر نكاتي لازم به نظر ميرسد:
1. يكي از مهم ترين استراتژيهاي اصلاح طلبان، تلاش براي معرفي نامزد واحد و ايجاد اختلاف در جبهه مخالف است ؛ چه اين كه آنها كثرت كانديداها و تفرق احزاب اصلاح طلب را يكي از مهم ترين عوامل شكست خود در چند انتخابات گذشته مي پندارند و براي نمونه تصريح مي كنند رقابت آقايان كروبي،هاشمي، معين و مهرعليزاده در انتخابات نهم اشتباه بوده است. آنها معتقدند با توجه به وجود اين تكثر در جبهه مقابل، چنانچه اصلاح طلبان توانسته بودند درباره يكي از نامزدهاي خود به توافق برسند، احتمال موفقيتشان افزايش مي يافت. از اين رو اكنون تمام تلاش خود را براي تحقق هدف مذكور به كار بسته اند.
2. ممكن است سؤال شود اگر استراتژي فوق در دستور كار آنها قرار دارد، چرا باز هم تكثر كانديداها در اين جبهه به چشم مي خورد؛ براي مثال حزب اعتماد ملي، دبير كل خودش آقاي كروبي را نامزد كرده و برخي احزاب تندروي اين جبهه مانند حزب مشاركت، كارگزاران، سازمان مجاهدين و.... از نامزدي عبدا... نوري يا محمد خاتمي سخن به ميان مي آورند، عده اي از جمله اعلمي، حسن روحاني و... نيز به صورت انفرادي تصميم به حضور در اين عرصه گرفته اند.
در پاسخ بايد گفت: همان طور كه اشاره شد، استراتژي يكي و تاكتيكها متفاوت است. يكي از تاكتيكهاي مدعيان اصلاح طلبي، تكثر كانديداها براي رد صلاحيت آنهاست تا از اين راه مظلوم نمايي كنند! به نظر مي رسد مطرح كردن كساني مثل عبدا... نوري و محمد خاتمي در اين راستا صورت گرفته باشد. تاكتيك ديگر اين است كه آنها با آگاهي از پرونده سنگين خود و احتمال رد صلاحيت شدن، با تكثر كانديداها مي خواهند در نهايت بي نامزد باقي نمانند و تاكتيك سوم اين است كه پس از رسمي شدن تبليغات انتخاباتي با كنار رفتن به نفع يكديگر بتوانند در برابر نامزد اصولگرايان به فضا سازي بپردازند و آرا را به سمت كانديداي واحد مورد نظر خود، هدايت كنند. خبرهاي رسيده از اتاقهاي فكري ائتلاف اصلاح طلبان نيز همين تحليل را تأييد مي كند.
3. حمايت برخي اعضاي جناح اصلاح طلب از برخي چهرههاي شاخص جناح راست هم در راستاي همان استراتژي توجيه مي شود. آنها در صددند با حمايت از اين گونه افراد كه در جناح راست عنوان اصول گرايي را براي خود مصادره كرده اند و چندان از رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد خشنود نيستند، به چندين هدف دست يابند: هم به تكثر نامزدها در جبهه مقابل دامن بزنند و هم از اين گونه افراد براي تخريب دولت نهم استفاده كنند.
4. همان گونه كه از ماهها قبل، پيش بيني كرده ايم، نامزد اصلي اصلاح طلبان، محمد خاتمي است و بقيه نامزدهاي اين جبهه و بازي خوردههاي جبهه اصول گرايي، فريب خورده و يا بر اساس تاكتيكهاي مورد اشاره، تشويق به اعلان حضور شده اند! از سويي، خاتمي هم از رد صلاحيت مي ترسد و هم از بي اعتنايي مردم به وي؛ از اين رو سعي مي كند حضور خود را به شرط و شروط مقيد نمايد تا به هر صورت راه گريزي وجود داشته باشد. از سوي ديگر، فشارهاي خارجي بر اصلاح طلبان، نشان مي دهد كه آنها نيز به همين گزينه اميد بسته اند دليل آن برگزاري مراسم تجليل از خاتمي بود كه به همايش “دين در دنياي معاصر” تغيير نام يافت. حضور بيش از 22 تن از چهرههاي سياسي دنياي غرب در مراسم تهران و يزد و تجليل از وي، در راستاي روحيه دادن به اصلاح طلبان و علاقه آنها به تقويت نامزدي آقاي خاتمي توجيه پذير است. البته با برگزاري سرد اين مراسم در تهران، سفر كوفي عنان نيمه تمام ماند و وي بدون شركت در مراسم استان يزد، به سرعت بازگشت! برگزاري مراسم تجليل از آقاي خاتمي در زادگاه خودش، يزد، نيز به رغم تبليغات گسترده خياباني در يك سالن 300 نفري برگزار شد و مورد اقبال مردم استان قرار نگرفت؛ بلكه به عكس هزينههاي سنگين همايش به ويژه مبالغ اعطايي به مهمانان خارجي براي شركت در مراسم، نقل مجالس شده بود! درست ايامي كه با آن همه تبليغات و هزنيه، جمعيتي كم تر از 300 نفر را با كارت دعوت بر صندليهاي همايش نشانده بودند، در خراسان شمالي وگيلان صدها هزار نفر زن و مرد، سواره و پياده، از اقصي نقاط استان براي ديدن رئيس جمهورشان به خيابانها آمده بودند و وي در استان گيلان به دليل ازدحام جمعيت با بيش از 4 ساعت تأخير به محل سخنراني (ورزشگاه) رسيد!
5. اظهارات آقاي خاتمي در مراسم سالگرد شهيد اشرفي اصفهاني مبني بر اين كه عملكرد جريان اصولگرا موجب خلق منافقين جديد مي شود! نا اميدي جريان اصلاح طلبي از موفقيت در انتخابات را نشان مي دهد؛ زيرا سازمان منافقين زماني دست به ترور زد كه جريان مكتبي با كنار زدن بني صدر خائن، جريان ملي گرايي وابسته به غرب را خانه نشين كرد و مي رفت كه انقلاب اسلامي توسط طرفداران اسلام ناب محمدي(ص) شتاب بيش تري بگيرند. اكنون اين سخن آقاي خاتمي را مي توان نوعي تهديد تلقي كرد كه مسؤولان امنيتي كشور بايد آن را جدي بگيرند و هم دليلي بر شكست قطعي جريان اصلاح طلبي است كه سياسيون كشور بايد آن را مورد تأمل قرار دهند و بي جهت بازيچه اين گونه افراد و جريانها قرار نگيرند.
6. به نظر مي رسد عصبانيت آقاي خاتمي در اصفهان و تغيير ادبيات تسامح و تساهل! به خشونت، عامل ديگري هم داشته باشد: اين كه مدعيان اصلاح طلبي احساس مي كنند عقبه آنها از هم پاشيده شده است! آنها با از دست دادن پشتوانه مردم در چند انتخابات گذشته، در اين انتخابات، بيش تر به حمايتهاي كاخ سفيد چشم دوخته بودند؛ ولي شكست سنگين ليبراليزم و بحران اقتصادي در آمريكا، اصلاح طلبان را دچار وحشت و اضطراب كرده است. توصيه نگارنده به مدعيان اصلاح طلبي اين است كه به جاي وحشت و نگراني، به آغوش رهبري و ملت باز گردند و از گذشته خود ابراز پشيماني كنند.
7. بي ترديد نامزد اصول گرايان واقعي كه به مرام اصول گرايي و ملاكها و معيارهاي 8 گانه اصول گرايي پايبندند، دكتر احمدي نژاد است و حمايتهاي خاص و بي دريغ مقام معظم رهبري و مردم قدرشناس ايران نيز بزرگ ترين سرمايه ايشان به شمار مي آيد؛ بنابراين شايسته است كساني كه با نام اصول گرايي به روي ديگران لبخند مي زنند و دستان آنها را به گرمي مي فشارند و در مصاحبهها و سخنرانيهاي خود، دولت و رئيس جمهور را مورد شديدترين تخريبها قرار مي دهند، اندكي در معيارهاي 8 گانه اعلامي از سوي مقام معظم رهبري تأمل و ملاحظه كنند كه آيا حق دارند از اين عنوان بهره گيرند و با كمي دور انديشي روز 23 خرداد 88 را مشاهده كنند كه در آن روز به طور رسمي در كدام جبهه قرار گرفته اند؟!
حجت الاسلام قاسم روانبخش

قبر حضرت زهرا (س) کجاست؟
نامش سید محمود (1) بود از عالمان و عارفان معروف نجف. سؤالی داشت که به هر دری میزد به جواب نمیرسید: قبر حضرت زهرا – سلام الله علیها – کجا است؟
"اصلاً میروم از خود حضرت علی علیه السلام میپرسم"
و بعد رفت دم در حرم ایستاد: السلام علیک یا امیرالمؤمنین...
تصمیم گرفت چهل شب در حرم بماند تا امام پاسخ سؤالش را بدهند.
شب بود، همه جا تاریک و ساکت.
"سلام سید محمود، چه میخواهی؟"
خواب نبود، بیدار هم نبود، زبانش بند آمده بود، امام روبروی او ایستاده بودند...
مادرم...... قبر مادرم....
"من نمیتوانم بر خلاف وصیت آن حضرت قبرشان را مشخص کنم."
پس... پس من چه کنم؟ خیلی دلم میخواهد زیارتشان کنم...
"من قبری به تو نشان میدهم که هر گاه خواستی فاطمه زهرا را زیارت کنی به زیارت او برو، خداوند جلال و جبروت و عظمت فاطمه را به او داده است...."
سید محمود به سرعت در ذهنش مرور میکند ... حضرت خدیجه؟ حضرت زینب؟ حضرت رقیه؟ حضرت ام البنین؟ حضرت سکینه؟ حضرت...
"سید محمود! هرگاه خواستی به زیارت فاطمه زهرا بروی ... به زیارت فاطمه معصومه برو ..."
پی نوشت:
1 – آیت الله سید محمود مرعشی نجفی، راوی این اتفاق؛ فرزندش، مرجع عالیقدر، آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی (ره) است. این مرجع عظیم الشأن خود میگفتند: شصت سال است که من هر روز اولین زائر حضرت معصومه (س) هستم!
تفريح طلبگی
ما متٱسفانه سرگرمیهای خيلی كمی داشتيم؛ اين طور سرگرمیها آن وقت نبود، البته پارك بود، ولی كم و خيلی محدود، مثلاً در مشهد فقط يك پارك در داخل شهر بود و محيطهايش، محيطهای خيلی بدی بود. ما هم خانوادههايی بوديم كه پدر و مادرها مقيّد بودند، اصلا نمیتوانستيم برويم. برای مثال ما در دورهی جوانی، امكان اينكه بتوانيم از اين مركز عمومی تفريحی استفاده كنيم، وجود نداشت؛ بخاطر اين كه اين مراكز، مراكز خوبی نبود، غالباً مراكز آلودهای بود.
دستگاههای آن وقت هم مقداری سعی داشتند كه مراكز عمومی را آلودهی به شهوات و فساد بكنند؛ اين كار تعمّداً و با برنامهريزی انجام میشد. آن وقتها اين را حدس میزديم، بعدها كه قراين و اطلاعات بيشتری پيدا كرديم، معلوم شد كه واقعاً همينطور بوده است؛ يعنی با برنامهريزی، محيطهای عمومی را فاسد میكردند! لذا ما نمیتوانستيم برويم. بنابراين تفريحهای آن وقتِ ما از اين قبيل نبود.
تفريح من در محيط طلبگی خودم در دوران جوانی، حضور در جمع طلبهها بود. به مدرسهی خودمان – مدرسهای داشتيم، مدرسهی نوّاب – میرفتيم؛ جوّ طلبهها برای ما جوّ شيرينی بود. طلبهها دور هم جمع میشدند، صحبت و گفتگو و تبادل اطلاعات میكردند و حرف میزدند. محيط مدرسه برای خود طلبهها مثل يك باشگاه محسوب میشد؛ در وقت بیكاری آن جا دور هم جمع میشدند. علاوه بر اين، در مشهد، مسجد گوهرشاد هم مجمع خيلی خوبی بود. آنجا هم افراد متديّن، طلّاب، روحانيون و علما میآمدند، مینشستند و با هم بحث علمی میكردند؛ بعضی هم صحبتهای دوستانه میكردند. تفريحهای ما اينها بود.
البته من از آن وقت، ورزش میكردم؛ الان هم ورزش میكنم. متٱسفانه میبينم جوانهای ما در ورزش، سستی میكنند؛ كه اين خيلی خطاست. آن وقت ما كوه میرفتيم، پيادهرویهای طولانی میكرديم. من با دوستان خودم، چندبار از كوههای اطراف مشهد، همينطور كوه به كوه، روستا به روستا، چند شبانه روز حركت كرديم و راه رفتيم.
از اين گونه ورزشها داشتيم. البته اينها تفريحهای سرگرم كنندهای بود كه خارج از محيط شهر محسوب میشد.
حالا كه در تهران، اين دامنهی زيبای البرز و ارتفاعات به اين قشنگی و خوب هست؛ من خودم هفتهای چندبار به اين ارتفاعات میروم. متٱسفانه میبينم نسبت به جمعيت تهران، كسانی كه به اينجا میآيند و از اين محيط بسيار خوب و پاك استفاده میكنند، خيلی كم است! تٱسف میخورم كه چرا اين جوانهای ما از اين محيط طبيعی و زيبا استفاده نمیكنند! اگر آن وقت در مشهد ما يك چنين كوههای نزديكی وجود داشت- چون آن وقت در مشهد، كوههای به اين خوبی و به اين نزديكی وجود نداشتيم – ماها بيشتر هم استفاده میكرديم.

(گفت و شنود رهبر معظم انقلاب اسلامی با گروهی از نوجوانان و جوانان، 14 بهمن 1376)
انگيزه مدعيان اصلاحات براي بازگشت به قدرت چيست؟
در حالي كه هنوز قريب به 8 ماه تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري باقي مانده است، موضوع اصلي روزنامهها و سايتهاي خبري و تحليلي را انتخابات تشكيل ميدهد. در اين ميان، بسياري از رسانهها به گمانهزني درباره آمدن يا نيامدن برخي شخصيتهاي سياسي و يافتن رقيبي جدي براي رئيس جمهور كنوني- دكتر احمدينژاد- ميپردازند استراتژي اصلاحطلبان بر ايجاد تفرقه ميان اصولگرايان تخريب دولت نهم و ارائه نامزد واحد اصلاحطلب، متمركز شده است و آنها تلاش ميكنند با فشار بر حزب اعتماد ملي و يا دادن امتياز، كروبي را به نفع خاتمي منصرف كنند تا حزب مشاركت و سازمان مجاهدين بتوانند بار ديگر زمام قدرت را در كشور به دست گيرند. از سوي ديگر با وعده و وعيدهايي به برخي شخصيتها در جناح راست ميكوشند آنها را براي مقابله با دولت نهم و يا تخريب ناخواسته تحريك كنند تا هم در اردوگاه اصولگرايان اختلاف افتد و هم شاخصترين نامزد اصولگرايي - دكتر احمدينژاد - توسط خود جريان اصولگرايان تخريب شود. از منظر سوم، دولت نهم را در معرض بمباران تبليغاتي قرار دادهاند تا آن را از چشم مردم بيندازند و از اين راه، طريق براي خود كلاهي ببافند.
با بررسي شيوههاي تبليغاتي و تخريبي اصلاحطلبان بهجوبي روشن ميشود تنها ابزار مؤثري كه ميتواند تا حدودي تبليغات آنها را عليه دولت نهم كارساز كند، موضوع تورم و مشكلات اقتصادي است؛ وگرنه همان مردمي كه نسبت به تورم و گراني معترضاند، بر ويژگيهاي مثبت دولت ار جمله سادهزيستي، پاك دستي، مردمداري، احياي شعارهاي انقلاب و انديشههاي امام(ره)، شجاعت، اقتدار بخشي و عزت دهي به نظام و ملت ايران تأكيد ميورزند و ميگويند اگر اين دولت ميتوانست گراني و تورم را هم مهار كند، ديگر ضعفي نداشت. اتفاقاً مدعيان اصلاحات نيز كه اين روزها در انديشه بازگشت به قدرت بهسر ميبرند، بزرگنمايي تورم و گراني را در دستور كار قرار دادهاند تا بدينوسيله، مردم را از شركت در انتخابات مأيوس و يا آراي آنها را به نفع جريان اصلاحات مصادره كنند. اگر در سال 1376 به سر ميبرديم و مردم تجربهاي از حكومت اصلاحطلبان دراختيار نداشتند، نشان دادن درب باغ سبز ممكن بود آنها را اغفال كند؛ ولي ملت ايران دوران 8 ساله مدعيان اصلاحات را با تمام وجود، تجربه و فراز و فرودهاي آن را با گوشت و پوست و خون خود لمس كردهاند؛ بحران سياسي در كشور، انفعال در سياست خارجي، تعليق و توقف فناوري هستهاي، تسامح و تساهل و ولنگاريهاي فرهنگي، خداحافظي با شعارهاي انقلاب و امام و... از يك سو و بحران اقتصادي از سوي ديگر هنوز از ذهنها پاك نشده است! البته چنانچه دولت اصلاحات در عرصههاي مذكور ناموفق عمل ميكرد ولي دست كم در عرصه اقتصادي، يد بيضايي از خود نشان ميداد باز اميدي براي نگاه مثبت مردم به آنها بود؛ حال آنكه نيم نگاهي به عملكرد اقتصادي مدعيان اصلاحطلبي نشان ميدهد آنها در اين عرصه حتي ضعيفتر از ديگر عرصهها عمل كردهاند. در حالي كه با در اختيار داشتن همه ابزارهاي قانوني و هماهنگي كامل مجلس و دولت ميتوانستند در حل معضلات اقتصادي مردم تلاش مضاعف كنند. و اكنون روايت آن چنين است.
در سال 1376 آقاي خاتمي به رياست جمهوري رسيد و كابينه وي از مجلس پنجم - كه مربوط به جريان راست بود- به طور كامل را‡ي اعتماد گرفت و نسبت به لوايح پيشنهادي دولت نيز هماهنگي كامل داشت. در سال 1379 حزب مشاركت و سازمان مجاهدين اكثريت كرسيهاي مجلس ششم را به دست گرفتند و دو قوه مقننه و مجريه به طور هماهنگ در اختيار جبهه دوم خرداد قرار گرفت و تا سال 83 اين فرصت در اختيار آنان بود، گذشته از آنكه با انجام انتخابات شوراها، امكانات شهرداريها در سراسر كشور نيز به خدمت آنها در آمد و به عبارت ديگر همه فرصتهاي خدمت براي مدعيان اصلاحات فراهم شد. براي به ترسيم كشيدن شرايط اقتصادي آن روزها كافي است به دو سه نمونه از مسائلي كه در كشور اتفاق ميافتاد اشاره كنيم:
1- «دانشآموز سال پنجم ابتدايي يكي از روستاهاي كرمانشاه كه قصد داشت به همراه همكلاسيهايش به اردو برود، از پدر و مادر خود مبلغ 500 تومان درخواست كرده بود كه والدين او به دليل فقر مالي، نتوانسته بودند اين مبلغ را به دانشآموز پرداخت نمايند. وي كه عقده اين جريان را به دل داشت، شب هنگام وقتي همه خواب بودند، منزل و تمام اعضاي خانواده را به آتش كشيد»(1)
2- آقاي شيخ، نماينده انديمشك كه رئيس مجلس سني مجلس ششم بود، در نطق آغازين خود در مجلس جرياني را ذكر كرد كه هم خودش اشك ريخت و هم اشك خيليها را در آورد. او نامه يك كودك روستايي از روستاهاي منطقه خودش را براي نمايندگان خواند. آن كودك در نامهاش نوشته بود: پدرم بيمار است و هزينه زندگي ما از طريق يك بز شيرده و رختشويي مادرم در خانههاي مردم تأمين ميشد كه مدتي پيش آن بز شيرده مرد و مادرم نيز در حال بيماري است؛ شما بگوييد ما هزينه زندگيمان را چگونه تأمين كنيم؟!
3- بر اساس گزارش تكان دهنده وزارت صنايع و معادن در تاريخ 15/11/79، حدود 2500 واحد توليدي، تعطيل و يا با بحران مواجه شده است. از اين 2500 واحد، تعداد 1484 واحد تعطيل؛ 261 واحد داراي مشكل فروش، 398 واحد داراي مشكل نقدينگي، 63 واحد مشكلات حقوقي، 103 واحد داراي مشكل مديريتي و 161 واحد داراي مشكل فرسودگي ماشين آلات بوده است.(2)
4- تعداد بيكاران سال 75، 456/1 ميليون نفر بودهاند كه در سال 76 به 957/1 ميليون نفر، در سال 77 به 552/1 ميليون نفر در سال 78 به 935/2 و در سال 79 به 41/3 ميليون نفر رسيد. (طبق آمار رسمي سازمان مديريت و برنامهريزي)؛ يعني نرخ بيكاري از 1/9 درصد در سال 75 به 48/12، 10/45، 13/13، 28/14 درصد در سالهاي 76 تا 79 افزايش يافته است. در اين ميان، 38/4 درصد بيكاران در سال 76، افراد تحصيل كرده بودهاند كه در سالهاي بعد به 45/6 درصد و 90/7 درصد رسيده است. (3)
در چنين شرايطي بود كه مقام معظم رهبري اولويت اول مجلس ششم را ايجاد اشتغال و حل معضل تورم و گراني دانستند و فرمودند: مسأله اشتغال، مسأله ارزش پول ملي، مسأله امنيت، مسأله گراني و... از مسائلي است كه براي پرداختن به آنها از همه فرصتها بايد بهره جست.(4)
با هماهنگي به عملكرد دوران طلايي 79 تا 83 كه همه امكانات در دست اصلاحطلبان بود، روشن ميشود كه به اين مسأله اصلي مردم چندان توجه نشد و اكثريت وقت مجلس و دولت صرف درگيريهاي سياسي و دعواهاي حزبي و گروهي شد! و اين در حالي بود كه افراد شاخص اصلاحات، خود به اين واقعيت معترف بودند كه مهمترين دغدغه و مشكل مردم اقتصادي است: آقاي خاتمي رئيس جمهور سابق در سال 1380 خطاب به اصلاحطلبان گفت: بر اساس نظر سنجيها 80 درصد مشكلات مردم اقتصادي است.(5) دبيركل حزب مشاركت نيز با اعتراف به اين نكته، اظهار داشت «بيشترين انتقادات در زمينه مسائل اقتصادي است.(6)
رئيس مجلس ششم جناب آقاي كروبي هم تورم و گراني را وحشت انگيز دانست.(7)
با وجود اين اعترافها، نه دولت آقاي خاتمي و نه مجلس ششم هيچ كدام برنامهاي براي حل مشكلات مردم ارائه نكردند و فرصتهاي مجلس و دولت صرف مسائل انحرافي شد. بهطوري كه مقدميزاد، عضو فراكسيون جبهه دوم خرداد، به اين نكته توجه داد كه مشكلات مردم چيز ديگري است و ما در حال دعوا بر سر افزايش اختيارات رئيس جمهور يا قانون انتخاباتيم! (8) و محمد هاشمي، عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران، مسؤوليت بيكاري، گراني و عدم امنيت اجتماعي را متوجه دولت و مجلس دانست و گفت: بر اساس نظر سنجي (داخلي حزب مشاركت) فقط 6/2 درصد از مردم، مشكلات و خواستههايشان مربوط به مسائل سياسي بود، در مقابل 94 درصد از پاسخگويان مطالبات و مشكلاتشان را مسائل بيكاري، تورم و گراني و عدم امنيت اجتماعي ذكر كردهاند كه مسؤول و متولي اغلب يا همه موارد فوق مستقيماً متوجه دولت و مجلس است.(9)» آقاي محمد رضايي، عضو فراكسيون جبهه دوم خرداد، نيز عامل اصلي گراني و مشكلات را زد و بندهاي سياسي دولت و مجلس اصلاحات دانسته، گفت: وزراي كابينه به دليل پارهاي از ملاحظات سياسي و زد و بندهاي اقتصادي برخي نمايندگان كه در قبال پشتوانههاي مالي و حزبي وارد مجلس شدهاند، از استيضاح مصون ماندهاند و متأسفانه مجلس از دولت درباره گراني توضيح نميخواهد... بايد وزيران اقتصادي و تيم اقتصادي كابينه خاتمي به مجلس فراخوانده شده و از گردونه خارج شوند و اگر مجلس اين كار را نكند، مردم سزاي سكوت مجلس مقابل ضعف كابينه دولت را خواهند داد..(10)
آقاي كروبي هم با هشدار به اصلاحطلبان اظهار داشت: مردم از عملكرد ما بسيار ناراضي هستند. آنان با مشكلات اقتصادي و معيشتي، فرهنگي و سياسي متعددي مواجهاند.(11) آقاي آرمين، عضو سازمان مجاهدين و فراكسيون جبهه مشاركت، مهمترين عامل ضعف عملكرد اقتصادي را بي برنامگي دانست و گفت: «دولت و مجلس، مديريت اجرايي قوي ندارند. ميان توقعات مردم و توان نيروهاي اصلاحگرا در زمينه پاسخگويي فاصله زيادي وجود دارد(12) و ميردامادي، عضو فراكسيون جبهه مشاركت، اظهار داشت: اصلاحطلبان هيچ برنامهاي نداشتند.»(13)
به هر حال، اصلاحطلبان كه به ناتواني و ناكار آمدي خود در اداره كشور به ويژه در مسائل اقتصادي معترفند، اكنون با كدام انگيزه براي بازگشت به قدرت تلاش ميكنند. اگر آن روزها دو قوه مهم كشور را در اختيار داشتند، امروز با به دست گرفتن قوه مجريه بدون قوه مقننه به كدام هنرنمايي خواهند پرداخت؟! اين در حالي است كه مدعيان اصلاحات در 8 سال حاكميتشان هيچگاه حاضر به ارائه چند سطر برنامه اقتصادي نشدند و تاكنون نيز برنامهاي براي اداره كشور و ايجاد تحول اقتصادي ارائه نكردهاند. طبيعي است چنانچه آنها بخواهند مانند گذشته وارد عرصه شوند و ضعفها و ناتوانيهاييشان را با شعار هر 9 روز يك بحران! به گردن ديگران بيندازند، مردم به آنان اعتماد نخواهند كرد. ولي چنانچه برنامه جامعي در همه زمينهها اعم از فرهنگي، اقتصادي، سياسي، اجتماعي، ديني، سياست خارجي- ارائه كنند و برنامهشان كپي از روي دست ديگران نباشد، احتمال اقبال عمومي هر چند به صورت ضعيف وجود دارد.
پينوشتها
1. روزنامه جمهوري اسلامي، 28/2/79، ص 2
2. كتاب مجلس ششم از نگاه اصلاحطلبان، ص 12
3. همان، ص 12
4. همان، 8/3/79، ص 14
5. همبستگي، 3/4/80
6. كيهان، 19/2/80، ص 2
7. همان، 10/5/79، ص 1
8. همان، 23/7/81، ص 2
9. همان، 15/2/81، ص 14
10. رسالت، 20/3/82، ص4
11. سياست روز، 28/11/81، ص 2
12. رسالت، 30/7/79، ص3
13. همان، 2/9/79، ص 3 ص4
11. سياست روز، 28/11/81، ص 2 12. رسالت، 30/7/79، ص3
13. همان، 2/9/79، ص
بيانيه اعتراضآميزبه طرح يكسان سازي گلزار شهدا
برخي تشكلهاي دانشجويي دانشگاههاي تهران، با صدور بيانيهاي به موضوع طرح يكسان سازي گلزار شهداي بهشت زهرا(س) به شدت اعتراض كردند.

به گزارش فارس متن كامل اين بيانيه كه از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران،بسيج دانشجويي دانشگاه امير كبير، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم قضايي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه الزهرا(س)، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه تهران، انجمن اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه صنعتي شريف، كانون عدالتخواهي دانشگاه صنعتي شريف و مجمع دانشجويان حزبالله دانشگاه علوم و صنعت صادر شده است به شرح زير است:
زماني كه فريادهاي دردمندانه اين همه رزمنده سالهاي جنگ، اعتراض نجيبانه پدران و مادران شهدا، خانوادههاي داغديده و حتي جوانان جنگ نديده دلخوش به يادگارهاي بهجا مانده به هيچجا نميرسد و بلدوزرهاي شهرداري با حمايت بنياد شهيد و امور ايثارگران، قطعههاي شهدا بهشتزهرا (س) را هدف ميگيرند. زماني كه يك نفر آدم فهيم يافت نميشود كه بفهمد تنها يادگارهاي بهجا مانده از جنگ مردمي، كوچه پس كوچههاي (هرچند نامنظم) خاطرات اين مردم و سند تاريخي تنوع اقشار دخيل در دفاع را با بلدوزر صاف نميكنند، تا سهم خانوادههاي شهدا و دلباختگان مجاهدين خونين كفن، سنگهايي يكدست باشد و فضايي بيروح، تا پارك شهدا به نشاني جاي قطعه شهدا، تا نسلهاي آينده به گورستان بيروح يادبود جنگي دور بيايند و هيچگاه نبينند نيمكتهاي فلزي خالي پاي قبرهاي باصفا را كه بيتالحزن مادران شهدا بود و قرآن آفتاب خورده پشت شيشه را كه يادگار بود و به ياد نياورند شبهاي جمعه را كه جوانان اين شهر خسته از آنچه ديدهاند و نااميد از آنچه نميبينند به قطعه شهدا پناه ميبردند، و سخن امام كه «همين ترتبت پاك شهيدان است كه تا قيامت زيارتگاه عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان است» كلامي در فضاي تاريخي خاص باشد و... تا نسلهاي آينده فراموش كنند مادري را كه 20 سال بر سر قبر پسرش در بهشت زهرا زندگي كرد و ميهمانان عاليرتبه خارجي جايي براي اضافه شدن تشريفات رايج ديپلماسي بيابند و كسي 100 سال بعد به سنگ قبر شهدا دسترسي نداشته باشد كه بزرگترين مزار شهداي جهان يكي از مهمترين اسناد بررسيهاي تاريخي و باستانشناسي و مردمشناسي به دست خود ما تخريب شود. تا در تاريخ فقط فرعونها با قبرهايشان بماند و سنگ قبرها و حجلههايي كه يكايكشان سندي تاريخي است، به بهانه رعايت «عناصر زيباييشناختي» و «آسان شدن عبور و مرور» و به نام «حفظ شأن شهدا» تخريب شود.
مقام محترم شهرداري تهران!
از نگاه ظاهرگرايانه، فرماليستي و فنسالارانه به فرهنگ، اميد خيري نداريم! ممكن است خواهش كنيم شري رسانيده نشود؟ممكن است خواهش كنيم به همان جشنوارههاي نشاط در پاركها و ساندويچ هزار و 500 متري در امالقراي جهان اسلام و ميلياردها ميليارد هزينه برج متوكل (ميلاد) بپردازيد و دست از سر شهر شهيدان و اهالي آن برداريد؟!
ما اگر نخواهيم «سنگ گور شهدا، سنگ ترازو» شود چه كسي را بايد ببينيم؟ شهردار تهران را؟ مسئولان بيمسئوليت بنياد شهيد را؟ و... را؟ يا مافياي گردن كلفت واردات سنگ از فرانسه و بعضي كشورهاي غربي را!! كه مويشان و سودشان ميارزد به هزار هزار خاطره اين ملت!
سردار!
مگر شما خود خانواده شهيد نيستيد؟ مادر خود شما سنگهاي يك دست به سبك كشتههاي دولتهاي اشغالگر جنگ جهاني را بيشتر براي مزار فرزندش ميپسندد يا وضعيت فعلي مزار شهدا را؟
مهمترين مشكل شهري و اهم مسائل زندگي مردم، تغيير وضعيت بهشت زهرا است؟ اگر آري چه ملاكي پشت اين مسئله هست و اگر نه آيا اين مصداق هزينه كردن بيتالمال در امور بياولويت و دامن زدن به نارضايتي مردم نيست؟
بنياد محترم شهيد و امور ايثارگران كه طرح اين جنايت فرهنگي را دادهاست پيش از اين نيز كوتاهي خود را در خدمت به خانوادههاي شهدا و جانبازان و وظايف اصلياش - عليرغم تبليغات خدمترساني - نشان داده و به خطر براي امنيت ملي - مشاهده نتيجه ايثارگري يعني «به فراموشي سپرده شدن پيشكسوتان جهاد و شهادت در پيچ و خم زندگي روزمره» براي نسلهاي آتي - دامن زده است جاي حرفي نيست، اما جاي تعجب است كه بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس كه جلوي حذف آثار دفاع مقدس را نميگيرد و با عدم اقدام جدي خود، چوب حراج ميزند به ته مانده «آثار و ارزشهاي دفاع مقدس» و نمادهاي جنگ مردمي (و نه دولتي) و فرهنگ جهاد و شهيدپروري و....
جاي تعجيب از وزير ارشاد است كه به ابزار نگراني بسنده كند.
جاي تعجب از مسئولان نظامي و دولتي است كه در مقابل اين كار سكوت كنند.
چگونه است در 2-سه ماه اخير قبرهاي «منافقين» در بهشتزهرا به نام «مجاهد شهيد» تغييرنام مييابد و سنگ قبر شكنجهگران ساواك اعدامي اول انقلاب و در رأس آن تيمسار نصيري قصاب (رئيس ساواك)، مزين به القاب «شادروان و پدري دلسوز و فداكار و مهربان» ميشوند و صدايي از شما برنميآيد. اما از دست رفتن مهمترين سند تاريخ انقلاب - دال بر حضور داوطلبانه اقشار مختلف مردم - و سند مردمشناسي و باستانشناسي و مهمترين موزه فرهنگي جنگ تخريب شود، آن وقت 500 ميليارد تومان براي ساخت موزه مصنوعي دفاع مقدس از آثار شهدا در حرم مطهر امام راحل(ره) خروج شود!
آيا مشورت مشاوراني كه دل در گرو فرهنگ انقلاب ندارند، به تحريف تاريخي نميانجامد؟
وقتي كارهاي خودجوش دفاع مقدس بدون پشتوانه مانده و كتابها و محصولات فرهنگي سرداران جبهه فرهنگي انقلاب و هنرمندان و نويسندگان انقلابي در انبارهاي مغازهها و انتشارات مانده است، اين چه شيوه انتقال فرهنگ و ارزشهاي دفاع مقدس است؟
مگر مقام عظماي ولايت نفرمودند: «هر پيامي، هر دعوتي، هر انقلابي، هر تمدني و هر فرهنگي تا در قالب هنر ريخته نشود، شانس نفوذ و گسترش ندارد و ماندگار نخواهد بود و فرقي هم بين پيامهاي حق و باطل نيست.»
و عجيبتر آن كه پاسخ اين همه اعتراض را با قول به حسن اجراي طرح ميدهند، حال آنكه صحبت از حفظ موجود (نهايت با تعميرات جزيي ضمن جلوگيري از هرگونه خدشه به هويت تاريخي) و عدم تغيير فضاي موجود قطعات شهداست....
جنبش دانشجويي ضمن محكوم كردن شديد اين خيانت تاريخي، اعلام ميدارد:
1- عمليات اجرايي تخريب مزار شهدا بايد سريعاً متوقف گردد.
2- هرگونه چارهاندايشي در اين مورد منوط به توقف كامل و سريع ادامه عمليات اجرايي آن است
3- در صورت عدم توقف سريع اين جنايت فرهنگي براساس بند ميم وصيتنامه تاريخي حضرت امام خميني (ره)، رأسا وارد عمل شده و از اين خيانت تاريخي جلوگيري به عمل خواهند آورد.
4-اعتراض به اين مسئله نبايد موجبات خارج شدن توجهات از ساير مسائل اساسي در جريان در كشور شود.
واکنش دبیرکل حزب الله لبنان به شایعه ترور خود:
اداره رسانههای شایعهساز از اتاق سیاه واحد
دبير کل حزب الله لبنان شايعه برخي رسانه هاي عربي در باره مسموم کردن وي را تکذيب و تأکید کرد: این ماجرا صحت گفته ما را که همواره مي گویيم مطبوعات و رسانه ها و ماهواره هايي که در پخش اين نوع شايعات دست دارند، از يک اتاق سياه اداره مي شوند و براي يک هدف واحد کار مي کنند، تایيد نمود.

به گزارش رجانیوز، سيد حسن نصر الله در گفتگو با شبکه تلويزيوني المنار هدف از پخش اين شايعات را جنگ رواني عليه مقاومت خواند و گفت يکي ديگر از اهداف آنهايي که اين شايعه را پخش کرده اند، این است که القا کنند در داخل حزب الله کشمکش و تصفيه حساب وجود دارد.
وي افزود: من اين شايعه را که ساخته و پرداخته برخي از پايگاههاي اينترنتي است کاملاً تکذيب مي کنم.
دبیرکل حزب الله لبنان با بیان اینکه "به حزب الله همواره در ابعاد روحي، رواني، رسانه اي و مردمي حمله مي شود و همواره تلاشهايي در جريان است که وجهه حزب الله با دروغ پراکني و شايعه پراکني تخريب شود"، ادامه داد: برخي روزنامه ها، رسانه ها و شبکه هاي تلويزيوني ماهواره اي که به نقل از اين پايگاههاي اينترنتي شايعه مسموم شدن مرا را پخش کرده بودند، تکذيبيه آن را انعکاس ندادند.
وي افزود: به حزب الله لبنان با شيوه هاي گوناگون حمله مي شود مانند مطرح کردن اين موضوع که در داخل حزب الله لبنان اختلاف، چند دستگي و کشمکش وجود دارد و برخي رسانه هاي عربي نيز اين موضوع را مطرح مي کنند که صحت ندارد، به طوری که حتي از ترور من سخن به ميان آمده است.
نصرالله با بیان اینکه اين موضوع دو جنبه دارد، اظهار داشت: يکي اینکه گفته شده است مرا مسموم کرده اند و من در آستانه مرگ بودم که يک گروه پزشکي ايراني مرا معالجه کرده است که درست نيست. موضوع ديگر اینکه گفته شده اين يک عمليات داخل گروهي است و در داخل حزب الله کشمکش وجود دارد و براي يافتن عاملان آن تحقيقاتی در حال انجام است.
وی در پاسخ به اين سئوال که با وجود گذشت چند روز از انتشار اين شايعه، چرا همان روز اول تکذيب نکرديد، گفت: اولاً پايگاهي که اين اطلاعات را پخش کرد، يک سایت گمنام است که من و ساير برادران آن را نمي شناسيم و حتي کارشناسان نيز اين پايگاه اينترنتي را نمي شناختند. برخي پايگاههاي ديگر هم اين موضوع را مطرح کردند که آنها نيز بي اعتبار بودند و شناخته شده هم نبودند. طرفي که اين خبر را ساخته و بر روي آن کار کرده است، رسانه هاي اسرائيلي هستند به همين سبب ما از اين موضوع چشم پوشي کرديم. اما در ادامه برخي رسانه هايي که ما به آنها احترام مي گذاريم و از آنها قدرداني مي کنيم اين موضوع را پوشش دادند که ديديم طرح اين موضوع در اين رسانه ها نوعي آشفتگي در اذهان مردم ايجاد مي کند و به همين سبب به بيانيه تکذيب بسنده نکرديم.
دبیرکل حزب الله لبنان افزود: از سوی ديگر سایت هایی که اين شايعه را دامن زده بودند، باز اين گونه القا مي کردند که اين بيانيه بود و خود او (سيد حسن) که صحبت نکرد و به بهره برداري از اين موضوع پافشاري مي کردند. البته من از اين موقعیت استفاده و تأکید می کنم که بسياري از این پايگاههاي اينترنتي هيچ اعتباري ندارند. ما صاحبان آنها را نمي شناسيم و آنها در خدمت منافع امريکایي ها و اسرایيلي ها هستند.
وي با اشاره به اینکه "حتی بسياري از رسانه هاي عربي که ما صاحبان آنها را مي شناسيم نيز درچارچوب منافع امريکا و اسرائيل کار مي کنند و شايعات، دروغ ها، ادعاها و افتراهاي زيادي را پخش مي کنند"، اضافه کرد: سياست حزب الله لبنان از همان ابتدا پرهيز از واکنش و توضيح درباره مسائلی است که اين نوع رسانه ها منتشر مي کنند.
نصرالله همچنین خطاب به بينندگان تأکید کرد: اصل در آنچه که اينها مي گويند، دروغ است مگر آنکه عکس آن ثابت شود زيرا اين نه تنها از مصاديق آيه شريفه قران است که "اگر فاسقي براي شما خبري آورد، درباره صحت و سقم آن تحقيق کنيد"، بلکه از بدترين مصاديق دروغ و افترا است.
وی با بیان اینکه "پخش اين شايعه برخي از دوستداران را که براي اطمينان تماس مي گرفتند ناراحت کرده بود و مرا بر آن داشت تا اين خبر را شخصاً تکذيب کنم" افزود: این ماجرا صحت گفته ما را که همواره مي گویيم مطبوعات و رسانه ها و ماهواره هايي که در پخش اين نوع شايعات دست دارند، از يک اتاق سياه اداره مي شوند و براي يک هدف واحد کار مي کنند، تایيد نمود.
يا أبا عبدالله يا جعفر بن محمد أيها الصادق يا ابن رسول الله يا حجة الله على خلقه يا سيدنا و مولانا إنا تـوجهنا و استشفعنا و توسـلنا بك إلى الله و قدمنـاك بين يدي حاجاتنا ، يـا وجيها عند الله اشـفع لنا عند الله
جعفربن محمد(ع)؛امام تمدن ساز
دوران زندگى وامامت امام جعفر صادق (ع) داراى ويژگيهاي خاص ومنحصر به فردى هست .شرايط اجتماعى وفرهنگى عصر آن حضرت در زمان هيچ يک از امامان وجود نداشته است . زيرا آن دوره از نظر سياسى ، دوره ضعف وتزلزل حکومت بنى اميه ووفزونى قدرت بنى عباس بود واين دو گروه مدتى در حال کشمکش ومبارزه با يکديگر بودند .
از زمان هشام بن عبدالملک تبليغات ومبارزات سياسى عباسيان آغاز گرديد ودر سال 129وارد مرحله مبارزه مسلحانه وعمليات نظامي گرديد وسرانجام در سال132 به پيروزى رسيد .(1)
عباسيان قبل از رسيدن به قدرت با سياست طرفدارى از خاندان پيامبر وگرفتن انتقام خون آنان وارد عرصه شدند ، لذا از طرف اين گروه هيچ فشارى بر امام وارد نبود .لذا اين دوران ، دوران آرامش وآزادي نسبى امام صادق وشيعيان وفرصت بسيار خوبي براى فعاليت علمى وفرهنگى آنان به شمار ميرفت . فضاى جامعه بسترى مناسب براى توسعه علومى همچون تفسير ، حديث ، فقه ، کلام ، طب، فلسفه ، نجوم ، رياضيات فراهم آورده بود .در ميان مردم شوروشوق بى سابقه اى براي فهم ويادگيرى علوم پيدا شده بود .
چرا که آزادى وحريت فکر وعقيده در اسلام وتشويق هاي پيامبر اسلام براى کسب علم ودعوت قرآن به علم آموزى وتفکر وتعقل عامل اساسى پيدايش اين نهضت وجنبش علمى به حساب مى آيد .
امام صادق (ع) ازاين فرصت مناسب سياسى که حکومت بنى اميه وبنى عباس با هم در گير بودند وامام تاحدى زير فشار نبود وهمچنين اوضاع فرهنگى جامعه ، استفاده کرد وحوزه وسيع علمى ودانشگاه بزرگى را به وجود آورد وتوانست شاگردان برجسته وبزرگى از جمله جابر بن حيان وابان بن تغلب وزراره را پرورش دهد .
عصر امام صادق (ع) عصر برخورد انديشه ها وپيدايش فرق ومذاهب مختلف نيز بود .در اثر برخورد مسلمين با عقايد وآراى اهل کتاب ونيز دانشمندان يونان ، شبهات گوناگونى پديد آمده بود . در آن زمان فرقه هاى مختلفى از جمله جبريه ،مرجئه ، غلات ،زنادقه پديد آمده بودند که هر کدام عقايد خود را ترويج ميدادند. لذا امام با تمام جريانها فکرى وعقيدتى آن روز مبارزه کرد وموضع اسلام وتشيع را در برابر آنها روشن ساخته وبرتري بينش ومنطق اسلامى را ثابت کرد .
شاگردان دانشگاه امام صادق (ع) منحصر در شيعيان نبودبلکه پيروان سنت وجماعت نيز از مکتب آن حضرت برخوردار مى شدند . پيشوايان مشهور اهل سنت ، بلا واسطه ويا با واسطه شاگرد امام بودند .از جمله آنان (ابو حنيفه ) پيشواى مذهب حنفى از مذاهب اهل سنت را ميتوان نام برد که خود اقرار مى کند که آن دو سالى را که در خدمت امام صادق بوده است پايه علوم و دانش اوست ومى گويد :(لولا السنتان لهلک نعمان ) اگر آن دو سال نبود نعمان هلاک ميشد .(2) (اسم ابو حنيفه ، نعمان بن ثابت بوده است)
امام صادق شاگردان زيادى را تربيت کرد که تعداد آنها بالغ بر 4000 نفر مى رسد .(حسن بن على بن زياد ) که از شاگردان امام رضا (ع) واز محدثان نامى شيعه است مى گويد : در مسجد کوفه نهصد نفر استاد حديث مشاهده کردم که همگى از جعفر بن محمد (ع) حديث نقل ميکردند که اين خود نشان از وسعت جنبش علمى حضرت صادق دارد . (3)
بنا برآنچه از تاريخ بر مى آيد حضرت هر يک از شاگردان خود را در رشته اى که با ذوق وقريحه او سازگار بود تشويق وتعليم مى نمود تا در آن رشته تخصص پيدا کند مانند جابربن حيان که در رشته هاى عقلى وطبيعى وشيمى که آن روز کيمياناميده مى شد پرورش داد . وى بيش از دويست جلد (4) در اين زمينه کتاب به رشته تحرير در آورد وبه عنوان پدر علم شيمى مشهور شد .کتابهاى جابر بن حيان به زبانهاى گوناگون اروپائى در قرون وسطى ترجمه شد ونويسندگان تاريخ علوم همگى از او به عظمت ياد مي کنند .
در فقه زراره ، در کلام مومن طارق ، در لغت وادبيات عرب ابان بن تغلب را پرورش داد ودرمناظره هاى علمى از وجود اين طلاب نمونه استفاده مى کرد وقدرت علمى شيعى را به رخ معاندين مي کشاند .
امام جعفر صادق (ع) در مسير تکاملى حرکت شيعه طرح جايگزين کردن عقايد ودکترين اسلام ناب محمدي (ص)وشيعى را بر اسلام اموى وعباسى پايه ريزى کرد يعنى پس از آنکه مردم بر اثر مجاهدتهاي امامان پيشين به نا صحيح بودن مذهب رسمى وديگر انديشه هاى منبعث از آن ونيز حرکتهاى سياسى مبتني برآن در سالهاى گذشته پى بردند آماده بودند تا طرح جايگزين مکتب اهلبيت را دريافت کنند وامام صادق (ع) همان بزرگواريست که با توجه به يک موقعيت استثنائي تاريخى طرح جايگزين شيعه را به موقع ارائه کرد . وامامان ديگر به شرح وبسط بعضى از ابعاد آن پرداختند وبدين جهت است که مذهب شيعه را مذهب جعفرى مى نامند . تلاشها ومجاهدتهاي امام صادق(ع) در زمينه هاى علمى ، فقهى ،عقلي واخلاقى باعث شد شيعه داراى شناسنامه رسمى گردد ومذهب ما به نام ايشان مزين شود .
حوزه هاى علميه امروز پرچم دار همان نهضت وجنبش علمى است . هر روز شبهات جديدى با اغراض شيطانى در مورد دين ومذهب از طرف افکار مسموم وارد مى شود .دشمنان دين وانسانيت از هر طرق ممکن اعم از شبکه هاى ماهواره اى واينترنت استفاده مي کنند تا اهداف پليد وشوم خود را در جهان ومخصوصا درخاورميانه وکشورهاى اسلامى پياده کنند .
در بيش از يک دهه اخير تبليغات دشمنان اسلام ، مبنى بر خشونت طلب بودن مسلمانان واين دين آسمانى ، بيش از پيش سرعت گرفته است .هر چند اين تبليغات دروغ، بنا بر اهداف سلطه جويانه دشمنان اسلام صورت گرفته است اما آگاهان در در سراسر دنيا ميدانند که اسلام دين صلح وعدالت گسترى است .چرا که قرآن کريم خود دستور مى دهد (ولا تجادلوا اهل الکتاب الا بالتي هى احسن ) (۵) در گفتگو با اهل کتاب بهترين روش بحث وسخن را انتخاب کنيد وگفتگويتان به صورت گفتگوى باز باشد تا شبهات واجمالاتى که در تفکر آنهاست بر طرف شود .
امروزه بسيارى از شبکه هاى تلويزيونى وماهواره اى غرب وهمچنين سايت هاى صهيونيستى به دنبال اين هستند که فرهنگ مهدويت را زير سوال برده و مسلمانان را نسبت به اين موضوع دچار ترديد کنند .وصدها وشايد هزاران شبهه ديگر که با وارد کردن آنها بر اذهان افراد جوامع به دنبال منافع خود هستند . اما چاره کار را پيشوايان دين اسلام ، همانهائى که وسيله الله هستند به ما نشان داده اند تا در چنين زمان سخت که آخرالزمانش نامند ، گمراه وسرگردان نشويم که حضرت مهدى (عج) مي فرمايد :
(واماالحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواه احاديثنا فانهم حجتي عليکم وانا حجه الله عليهم ) يعنى :واما در حوادث ووقايع ومسائل خود در زمان غيبت ، به راويان حديث وعلما ومراجع دين رجوع کنيد ، آنها حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا بر آنها هستم .(۶)
همانطور که حضرت مى فرمايد : براى در امان ماندن از حيله هاى شياطين چاره اى جز پناه بردن به دامان علما ودانشمندان دين که پرورش يافتگان دانشگاه جعفرى هستند ، نداريم چرا که پيامبر بزرگوار اسلام فرمودند : (العلماء ورثه الانبياء) عالمان دين وارثان علم انبياء هستند .
پى نوشتها :
1-سيره پيشوايان / مهدي پيشوايي
2-حيدر ،اسد،الام الصادق والمذهب الاربعه ج1 ص 70
3- نجاشى ، فهرست مصنفى شيعه ، تحقيق سيد موسى شبيرى زنجانى ،ص 39 و40
4-الفهرست /ابن نديم ،ص512-517
۵-عنکبوت /۴۶
۶-وسايل الشيعه / ج ۱۸ / ص۱۱
کانون هابیلیان
مافیای دخانیات فعال است
مدیرعامل دخانیات ایران بعد از آنکه در مردادماه امسال به وجود مافیا در بخش دخانیات ایران اشاره کرد، بار دیگر در گفتوگوی مشروح امروز خود با یک روزنامه دوم خردادی، به فعالیت شبکه پیچیده قاچاق سیگار در کشور که به صورت مافیایی عمل میکند اشاره کرد.
به گزارش رجانیوز به نقل از شبکه ایران، سیدمحمود ابطحی عضو کمیسیون صنایع و معادن در مجلس هفتم که امسال به سمت مدیر عاملی دخانیات ایران منصوب شد، در حالی در گفتوگویی با این روزنامه دوم خردادی، بخشی از فعالیت مافیای سیگار در کشور را تشریح کرد که اواخر فروردین ماه امسال احمدینژاد در یک افشاگری از حضور افراد با نفوذ و شناخته شده در شبکه پیچیده مافیای سیگار به داخل کشور سخن گفت که از طریق اطلاعات و امتیازهای خاصی اقدام به ثروتاندوزی میکنند.
سخنان مدیرعامل دخانیات ایران با این روزنامه را شاید بتوان تاکیدی دوباره دانست بر شدت فعالیت مافیای قاچاق سیگار در کشور،زیرا تجارت دخانیات برعکس استعمالش اتفاقا بسیار پرسود و پرفایده است.این شاید همان دلیلی باشدکه سیگار به همراه 2 تجارت مواد مخدر و اسلحه دارای بزرگترین مافیا در جهان است. ابطحی در این گفتگو تاکید کرده است که "هر اتفاق خاصی که در دخانیات بیفتد مطمئن باشید مسالهایی پشت سر آن وجود دارد.
زیرا افرادی هستند که خودشان را سهیم میدانند. با اینکه دولت نهم تکلیف ما را روشن کرده و گفته چه سیگارهایی را میتوانید وارد کنید و چه تولیدی باید داشته باشید اما عدهیی هجوم آورده و در بیرون فضاسازی میکنند که توسط افرادی دیگر داد بزنند. این عده گروهی هستند که منافع شان را به دخانیات وابسته کردهاند. هر کاری را بخواهیم انجام دهیم مانع تراشی میکنند که مبادا به منافعشان خدشهایی وارد شود."
این سخنان مدیرعامل شرکت دخانیات تاکید دوباره و چندبارهایی است که رئیس جمهوری، 28 فروردین ماه امسال در جمع مردم قم دراین خصوص بیان داشت. احمدینژاد در این روز با اشاره به فعالیت مافیای قاچاچ در کشور ، به بخشی از این مافیا در بخش دخانیات اشاره کرده گفته بود: "در حال حاضر دو شبکه موازی با هم، هماهنگ با هم و هدایت شده از یک مرکز، مسئول وارد کردن سیگار به داخل کشور ما هستند. یعنی همان کسانی که سیگار وارد میکنند دو شبکه درست کرده اند. یک شبکه رسمی و یک شبکه غیر رسمی. یکی از گمرکات وارد می کند و یکی با طراحی و حتی درگیری با نیروی انتظامی بصورت قاچاق سیگار وارد کشور میکنند."
رئیس جمهوری با بیان اینکه این افراد یک شبکه گسترده اند افزود: "دخانیات ما 2 سال است که دارد دستها را یکی یکی قیچی میکند. اگر بخواهید عوارض گمرکی را آنطوری که حق است از اینها بگیرید فشار را به قاچاق میآورند و اگر عوارض را پایین بیاوریم، سیل سیگار است که وارد کشور میشود. "
احمدینژاد در ادامه افشاگری خود تاکید کرد:" کسی هست که اگر من اشاره کنم شما او را میشناسید. دخانیات ما برای اینکه این شبکه را به هم بزند گفته است که آقا من امتیازات واردات سیگار به جای اینکه دست یک نفر باشد، آزاد میگذارم. هرکس میخواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتی و عوارض گمرکی سیگار وارد کند. کس دیگری هم آمده که حالا آدم به ظاهر سالمی است و گفته است من بدون قاچاق و تقلب و رشوه میخواهم سیگار وارد کنم. "
رئیس جمهوری افزود: "آقایی که هنوز هم در یکی از مراکز است و زیاد هم مصاحبه میکند و ادعاهای خیلی گنده میکنه و تحلیلهای عجیب و غریب، این آقا را صدا زده و گفته تو میخواهی سیگار وارد کنی، گفته بله. گفته است پنج میلیارد دلار باید بدهی به فلان آقا. گفته است برای چی باید بدهم؟ گفته مگر نمیخواهی سیگار وارد کنی؟ گفته بله میخواهم وارد کنم و عوارض قانونی را میپردازم و سیگار مورد قبول بهداشت را وارد میکنم. گفته است نخیر نمیشود تا تو این پول را ندهی امکان ندارد بتوانی سیگار وارد کنی. "
احمدینژاد با بیان اینکه "این فرد پول را در نهایت نپرداخت، گفت: "رئیس دخانیات آمد پیش من و گفت فلان آقا مرا صدا کرده و گفته چرا میخواهی به این فرد مجوز وارد کردن سیگار بدهی؟ تو حق نداری به این مجوز ورود سیگار بدهی. والا با تو برخورد میکنیم! " رئیس جمهوری در پایان سخنان خود با اشاره به یک نکته مهم گفته بود: "مشخصات این فرد را گفتم متوجه میشوید. ببینید صدا فردا از کجا درمی آید همان جاست."
با این سخنان افشاگرانه احمدینژاد ، از فردای همان روز بود که رسانههای دوم خردادی از جمله همین روزنامه و بسیاری از مخالفان دولت در کنار همان فردی که رئیس جمهوری در سخنانش، از فعالیتهای مافیایی وی در قاچاق سیگار پرده برداشته بود، شروع به جو سازی رسانهای کرده و چنان بر دولت و رئیس جمهور تاختند که گویی وی با غرضورزی شخصی اقدام به چنین افشاگری کرده و با تریبونهایی که در اختیار داشتند تاکید کردند اصلا مافیایی در بخش دخانیات و از جمله سیگار کشور وجود ندارد! و سخنان احمدینژاد برای فریب مردم بیان شده است!
روزنامه اعتماد ملی در گفت و گوی امروز خود به نقل از ابطحی درباره موفقیت شبکه مافیای سیگار در کشور آورده است: موفقیت این شبکه بدون داشتن عوامل داخلی ممکن نیست. مافیای سیگار ابزار پولی قوی دارد، در خیلی جاها نفوذ دارند و چون خوب پول خرج میکنند کارهایشان را راحت به انجام میرسانند.
به گفته مدیرعامل شرکت دخانیات، اعلام عمومی رئیس جمهوری درباره مافیای سیگار هشداری بود هم برای شرکت دخانیات که باید دقت کرده و ضمن توجه به این مسائل در برخورد با آن سریع عمل کند و هم اینکه مافیا بداند سیستمهای نظارتی و امنیتی روی نقش و تحرک آنها مطالعه میکند و فعال است.
سخنان ابطحی درباره درباره مافیای قاچاق در این روزنامه دوم خردادی، در حالی منتشر شد که داوود دانشجعفری، وزیر امور اقتصادی و دارایی سابق نیز در شب معارفه خود درباره افشای اطلاعاتی در این زمینه از سوی احمدی نژاد اعتراض کرده بود.
او در آخرین ساعات حضور خود در این وزارتخانه، در سخنرانی که متن آن را از پیش تعیین کرده بود و بلافاصله در اختیار رسانهها قرار داد، به شدت از برخی سخنان رئیس جمهوری از جمله وجود مافیای قاچاق سیگار در کشور انتقاد کرده و گفته بود: " در جلسه دولت با جناب آقای احمدینژاد صحبت کردم و گفتم طرح این بحثها به کشور آسیب میرساند"!
دانشجعفری در آن شب با سخنان خود و با اطمینان ، تاکید داشت مافیایی در قاچاق سیگار در کشور وجود خارجی نداشته و مسئولان گمرک و دخانیات نیز از این مافیا بیخبر هستند و طرح این مسائل خدشه وارد کردن به این بخشهاست!
وی در میان سخنان خود در این خصوص تاکید داشت که " چطور ممکن است فردی برای گرفتن مجوز واردات سیگار که هیچ مانعی هم برای آن وجود ندارد، حاضر باشد پنج میلیارد حق حساب بدهد؟! این بحث منطقی به نظر نمیرسد!"
این سخنان که آن روزها با استقبال بسیار زیاد و مشوقانه رسانههای پیشرو دوم خردادی از جمله همین روزنامه مواجه شد، همراهان دیگری در هیات تحقیق و تفحص مجلس هفتم از شرکت دخانیات را نیز به همراه داشت که از آن جمله بود سخنان یک عضو هیات تحقیق و تفحص. این نماینده مجلس هفتم در سخنان خود مدعی شد که در بررسیهای هیات تحقیق و تفحص مجلس هفتم از دخانیات کشور هیچ سندی درباره مافیای دخانیات به دست نیامده است!
اما اکنون با توجه به سخنان ابطحی، نماینده مجلس هفتم و مدیرعامل کنونی شرکت دخانیات در یک روزنامه دوم خردادی که با قاطعیت از وجود مافیا و تلاش آن برای نفوذ در این شرکت خبر میدهد، به نظر می رسد در این جریان، "سخن غیر کارشناسی" را کسانی مطرح کرده اند که به رئیس جمهور اعتراض نمودند.
این درحالیست که عضو هیات تحقیق و تفحص در آن زمان اعلام کرده بود که اگر کسی سند و مدرکی در اینباره دارد، میتواند در اختیار هیات تحقیق و تفحص قرار دهد تا از طریق صحن علنی مجلس به گوش مردم رسانده شود.اکنون شاید لازم باشد این سخن نماینده مجلس هفتم را با سخنان ابطحی مقایسه کنیم.
ابطحی به این روزنامه دوم خردادی نه تنها وجود مافیا در این صنعت را تایید کرده بلکه گفته است بسیاری از مسائل و تولیدات و .. در شرکت دخانیات امنیتی است و نیروهای امنیتی توانستهاند برخی از نفوذ گروههای مافیایی در این شرکت را شناسایی کنند. با این حال همان زمان هم کاتوزیان، عضو سابق کمیسیون صنایع و معادن مجلس بر وجود مافیای گسترده در بخش دخانیات صحه گذاشت و به شدت از انکارکنندگان این واقعیت انتقاد کرد.
وی اظهار داشت که اصولا در کشور ما از گذشته ، واردات سیگار به کشور به شیوه قاچاق انجام میشده و بعدها که واردات به صورت رسمی انجام شد نیز مافیای قبلی به کار خود ادامه داد به طوری که بخشی از این شبکهها هنوز هم در حال فعالیت هستند.
به گفته این نماینده مردم تهران در مجلس هفتم و هشتم، کسانی که میگویند مافیا وجود ندارد باید به این پرسش پاسخ دهند که سیگار "مارلبورو" ساخت آمریکا که هیچ مجوزی برای واردات آن به کشور وجود ندارد چگونه به صورت فلهای و کانتینری وارد کشور شده و در همه مغازهها هم یافت میشود ؟ واقعا چه جریانی پشت این قضیه است که کسی یک کیف چای خارجی وارد کشور می کند به جرم قاچاق مورد بازخواست و بازداشت قرار میگیرد اما عدهای دیگر کانتینر، کانتینر سیگار قاچاق وارد میکنند و کسی هم کاری با آنها ندارد.
و اما نکته مهم دیگری که کاتوزیان به آن اشاره کرده بود این بود که: "مافیای سیگار وجود دارد و اگر کسانی مدعیاند اینگونه نیست باید بگویند چرا در گذشته بحث سوء جریان در دخانیات به دستگیری مدیران ارشد و مشاوران رده بالای شرکت دخانیات کشور منجر شده است؟"
وی که خود از طراحان طرح تحقیق و تفحص از صنعت دخانیات در دوران مجلس هفتم بود به این مساله اشاره دارد که: " با وجود آنکه از طراحان طراح تحقیق و تفحص از صنعت دخانیات بودم اما به دلیل نامعلومی که برای خود من هم مشخص نیست به من اجازه داده نشد در هیات تحقیق حضور داشته باشم!" وقتی برخی اشخاص از دوستان قدیمی مدیران دخانیات بودهاند معلوم است تحقیق و تفحص انجام شده بینتیجه و به درد نخور خواهد بود."
کاتوزیان در خصوص تصویب نهایی گزارش تحقیق و تفحص از صنعت دخانیات هم گفته بود: "نسخهای از این گزارش به دستم رسید و من مطالعه کردم و دیدم که گزارش کاملا سطحی است و به مسایل عمیق نپرداخته است ؛ ضمن اینکه مستنداتی که در سازمان بازرسی کل کشور و مجتمع قضایی امور اقتصادی موجود است درباره سوء استفادههای جریان دخانیات مورد بررسی قرار نگرفته است و به همین دلیل از نظر من گزارش تحقیق و تفحص از صنعت دخانیات فاقد ارزش و اعتبار لازم است."
31 اردیبهشت ماه امسال ، بعد از انتقاداتی که به سخنان رئیس جمهور درباره وجود مافیا در قاچاق سیگار کشور از سوی مخالفان دولت در رسانهها مطرح شد، جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در مقالهای با اشاره اظهارات داوود دانشجعفری مبنی بر این که «پدیده مافیا در کشور ما سازمان یافته نیست که عدهای نشسته باشند و با فعالیتهای خاصی بخواهند به کشور ضربه بزنند» نوشت: این سخنان به روشنی از فاصلهای عمیق میان باورهای ذهنی وزیر سابق اقتصاد با واقعیتهای تلخ و غیرقابل انکاری حکایت میکند که امروز گریبانگیر ملت ایران است.
وی نیز بر این نکته تاکید کرده بود که احمدینژاد شاید از معدود کسانی باشد که بیشترین شناخت را از قدرت مافیا در ایران به دست آورده و با صراحت نیز اذعان کرده است که دولت به لحاظ تبلیغی حریف مافیا نمیشود؛ اما این اعتراف به منزله یاس و عقبنشینی در مبارزه با مافیا نیست ضمن آنکه قدرت و خطر مافیا در ایران سبب دستکشیدن دولت احمدینژاد از مبارزه با آن نخواهد شد و این دولت نمیتواند چشم خود را بر روی هم بگذارد و حقایق را نادیده بگیرد.
به نظر می رسد مبارزه با مافیا در ایران نیازمند افشاگری و حساسکردن شاخکهای حسی جامعه نسبت به عملکرد باندهای مافیایی است؛ باندها و گروههایی که در دو دهه اخیر با رانتخواری، به مجوزها و انحصارات خاص در عرصه بازرگانی خارجی دست یافتهاند و با بهره گرفتن از ابزارهای متنوع و متعددی که در اختیار دارند، به سنگاندازی و مانعتراشی در مسیر تصمیمات و اقدامات دولت که در جهت منافع ملت انجام میشود، سرگرم هستند. رفتار و عملکرد مافیایی آنها مبتنی بر تضییع حقوق و منافع ملی و ایستادگی در برابر اراده و خواست ملت ایران است.
در واقع شبکههای انحصار به حدی قدرتمند هستند که حتی در مراجع تصمیمگیری و قانونگذاری نیز قدرت مانور دارند و قانون و مقررات را به نحوی که مطلوب نظرشان باشد به تصویب میرسانند. فردی که با استفاده از رانت ارتباط و نفوذ در ارکان قدرت، انحصار واردات سیگار را در ید اختیار خود گرفته و دیگران را برای پرداخت باج سبیل چند میلیارد تومانی تحت فشار قرار میدهد و حتی رئیس دخانیات ایران را تهدید به برخورد میکند، اگر رفتار مافیایی ندارد، چه چیزی را نشانه گرفته است و در جست و جوی چیست؟
اما با روندی که بعد از این مسائل در رسانهها ایجاد شد، آیا میتوان بر روی مافیای رسانهای چشم فرو بست و نقش مخرب و سازماندهی شده آنها را برای مختل کردن تصمیمها و اقدامات اصولی و تاثیرگذار دولت نهم نادیده گرفت؟
احمدینژاد تاکنون در چند نوبت، سرنخهایی از فعالیت باندهای مافیایی را فاش ساخته است. این درحالیست که اکنون مافیای رسانهای نیز با استفاده از ترفندهای حرفه ای، مانع از ریشهیابی موضوع ، در فضای افکار عمومی کشور میشود و در این زمینه نه تنها، تحقیق و بررسی پیرامون عملکرد مافیا که بیش از همیشه ضرورت یافته است، به فراموشی سپرده میشود، بلکه افشاگری رئیسجمهور نسبت به اصل وجود مافیا نیز در معرض تخریب رسانه ها قرار میگیرد!
به هر حال چنین سخنان معترضهای که در آن زمان از سوی مخالفان دولت نهم از جمله جریان دوم خرداد به صورتهای مختلف با آب و تاب فراوان در رسانههایشان منتشر شد تا اذهان عمومی را از اصل موضوع غافل کند اما این روزها تاکید شرکت دخانیات بر تلاش مافیا در قاچاق سیگار نشان داد رئیس جمهوری همان طور که بارها اعلام کرده است، تلاش خود را برای مقابله با مافیا و گروههای با نفوذی که برای کسب منافع خود از هیچ اقدامی فرو نمیگذارند، بیشتر کرده است و خود را برای مواجهه با چنین جوسازیهای رسانه ای آماده کرده تا بتواند آنچه را که برای سلامت اقتصاد این کشور لازم است، به درستی به نتیجه برساند.
رجانیوز
پرچم «يا فاطمةالزهراء»

در ميدان فوتبال يا واليبال يا بسكتبال يا ورزشهايى كه جلوى چشم مردم انجام مىگيرد، اين همه تماشاچى ايستادهاند، كف مىزنند، تشويق مىكنند، نگاه مىكنند؛ اما در غربت كوهستان، آن هم در آن نقطهى دور از دسترس، آن هم بين اين درهها و برجهاى يخ و آن هواى نامساعد، زن شجاع و باارادهيى حركت مىكند و قصدش اين است كه اين قدرت و نيروى پنهان در جسم و وجود و روح خودش را استخراج كند و به معرض بروز و ظهور برساند؛ خيلى عظمت دارد؛ خيلى كار بزرگى است. من تجليل از شماها را وظيفهى خودم مىدانم و حقاً و انصافاً بايد عظمت اين كار به مردم نشان داده بشود.

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر
بعد از یه وقفه نسبتاً طولانی دوباره من هم اومدم! دنیای بدون اینترنت اصلاً قشنگ نیست!
هر چند وقت یکبار عده ای در مقابل مطالب وبلاگ که در حمایت از دولت اصولگرای دکتر احمدی نژاد و آرمانهای انقلاب اسلامی بود در قسمت نظرات بیان می کردند که دلیل حمایت ما این است که از راه اندازی این وبلاگها بهره مالی می بریم یا با سرکار بودن این دولت جیبمان به بیت المال، آن چنان که "یاران خاتمی" به بیت المال وصل بودند وصل می شود و از سر شکم سیری دم از اسلام و اصولگرایی می زنیم!
به جان خودم مشکلات برای همه هست. دلیل غیبت یک ماهه من هم قطع بودن تلفن به علت عدم پرداخت قبض آن بود! یعنی تنها نفع مادی که من از این وبلاگ و کلاً فعالیت در اینترنت بردم افزایش "مبلغ قابل پرداخت" در قبض تلفن بوده است، ولا غیر! حرف ما هم اینه که یه چیزهایی تو این دنیا هست که از مسائل مادی بسیار پر اهمیت تره، نمی دونستید بدانید!
تو این چند وقت انگار اوضاع "شیاطین متحده آمریکا" هم بد جوری قمر در عقرب شده و ملت بدبخت آمریکا هم آواره شده اند و تو خیابونها و در چادرها زندگی می کنند! اصل حرف لیبرالیستها در مقوله اقتصاد این بود که دولتها نباید در اقتصاد دخالتی داشته باشند، که در این بحران به وجود آمده خودشان با دست خودشان به قول معروف، ببخشید ها! جیش کردن توش رفت پی کارش! تو بعد سیاست که سالهاست از ملت ایران شکست خورده اند و پنبه دموکراسی پوشالی اشان زده شده.....
بشتابید جماعت غرب زده به سوی خداوندگارتان "شیطان بزرگ" و اگر می توانید از فروپاشی این نظام جلاد و خونخوار جلوگیری کنید!
أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ
مخلص کلام اینکه:
سلام من دوباره اومدم!
از این که در این مدت یکه ماهه به وبلاگ خودتان سر می زدید ممنون هستم و از بابت عدم بروز شدن شرمنده، باشد که جبران کنم.
التماس دعا برای فرج آقا
یا علی......



