تبليغاتX
فدايي سيد علي

بازشناسى عوامل مخالفت با اميرالمؤمنين(عليه السلام)

چرا با وجود فضايل بى نظير حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) و تأكيدات فراوان پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) درباره آن حضرت طى 23 سال، ماجراى سقيفه پيش آمد؟ اين پرسش بسيار مهم و اساسى است كه چرا مسلمانان آن زمان، در حالى كه خدا پرست و اهل نماز و روزه بودند و در جهاد شركت كرده و فداكارى‌هاى فراوانى در راه پيشرفت اسلام كرده بودند، بلافاصله بعد از رحلت پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) از اميرالمؤمنين(عليه السلام) فاصله گرفتند و آن حضرت 25 سال خانه نشين گرديد؟ هم چنين پس از آن و در زمان خلافت آن حضرت، چرا كار به جايى رسيد كه تقريباً تمام دوران پنج ساله خلافت حضرت على(عليه السلام) به جنگ با مخالفان سپرى شد؟

پاسخ اين سؤال متوقف بر مرور و تحليل حوادث تاريخى آن زمان است. در اين تحليل بايد توجه داشت كه در روند حركت‌ها و مسايل اجتماعى معمولا نقش نخبگان و خواص با نقش توده‌هاى مردم متفاوت است. معمولا نخبگان طراحى و برنامه ريزى امور را انجام مى‌دهند و مردم به دنبال آنها حركت مى‌كنند و چشمشان به آنها است. در جريان سقيفه و مخالفت با اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيز نقش نخبگان بسيار بارز است و اين مسأله در درجه اول به نخبگان و بزرگان جامعه آن روز مربوط مى‌شود.

اما چرا نخبگان و خواص مخالفت با اميرالمؤمنين را بنا گذاشتند؟ در پاسخ به اين سؤال به پنج عامل مى‌توان اشاره كرد كه در اين جا به بررسى آنها مى‌پردازيم:

 

علل مخالفت خواص با اميرالمؤمنين(عليه السلام)

1. دنياپرستى و جاه طلبى

يكى از ويژگى‌هاى تمام نخبگانى كه در آن زمان با اميرالمؤمنين(عليه السلام) مخالفت كردند اين بود كه تشنه دنيا و ثروت يا طالب مقام بودند. آنها به اين نتيجه رسيدند كه با پيروى از حضرت على(عليه السلام) به خواسته هايشان نخواهند رسيد؛ به همين دليل بناى مخالفت گذاشتند. كسانى از آنها كه از قبل حضرت على(عليه السلام) را به خوبى مى‌شناختند از همان آغاز بناى مخالفت گذاشتند. برخى هم در ابتدا درست آن حضرت را نمى‌شناختند و فكر مى‌كردند مى‌توانند با حضرت على(عليه السلام) كنار بيايند و به مطامع نا مشروع خود برسند؛ اما در عمل تجربه كردند كه چنين چيزى امكان ندارد. از اين رو در ابتدا همراهى كردند اما سپس بناى جنگ با آن حضرت را گذاشتند.

بنابراين يكى از عوامل مهم مخالفت برخى نخبگان جامعه آن روز با اميرالمؤمنين على(عليه السلام) دنياپرستى و جاه طلبى آنان بود.

 

2. نفاق و ايمان مصلحتى

همه كسانى كه ما آنها را جزو مسلمانان و مؤمنان صدر اسلام به حساب مى آوريم ايمان واقعى نداشتند. بهترين گواه بر اين مطلب قرآن كريم است:

 

وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ؛1 و برخى از مردم مى‌گويند: «ما به خدا و روز بازپسين ايمان آورده ايم»، در حالى كه [حقيقتاً] ايمان ندارند.

اينان همان منافقان هستند. آيات زيادى در قرآن درباره منافقان نازل شده و حتى سوره‌اى خاص به نام آنها در قرآن وجود دارد. منافقان كسانى بودند كه در مسجد نماز مى‌خواندند، روزه مى‌گرفتند، به حج و جهاد مى‌رفتند و انفاق مى‌كردند، ولى نمازها و ساير عبادات و كارهاى آنان فقط ظاهرسازى بود. ايمان آنان يا از روى مصلحت و يا از ترس جانشان بود؛ مانند «طُلَقا» كه بعد از فتح مكه، در واقع از سر ترس ايمان آوردند. عده‌اى نيز اسلامشان به اين اميد بود كه بتوانند در سايه اسلام به خواسته‌هاى خود برسند. آنان قبل از اسلام روابطى با علماى يهودى و مسيحى داشتند و از آنها شنيده بودند پيامبرى در جزيرة العرب ظهور مى‌كند و كارش بالا خواهد گرفت؛ به همين دليل خود را در صف مسلمين داخل كردند تا روزى بتوانند از موقعيت استفاده كنند. براى معرفى اين گونه افراد مى‌توان از تاريخ شواهدى به دست آورد. به هر حال، اين منافقان در صدد بودند تا در اولين فرصت منويات خود را عملى سازند. از اين رو بلافاصله پس از رحلت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) دست به كار شدند و عَلَم مخالفت با اميرالمؤمنين على(عليه السلام) و توطئه بر عليه آن حضرت را بلند كردند.

3. اختلافات عشيره اى

بعضى از كسانى كه ايمان آورده بودند و جزو مسلمان‌ها به حساب مى‌آمدند ـ و هنوز هم شايد اكثريت مسلمان‌ها براى آنها احترام فراوانى قايلند ـ با بنى هاشم اختلاف قومى و طايفه‌اى داشتند. اين اختلاف موجب ايجاد تنش و نوعى عداوت و دشمنى بين اين دو طايفه شده بود و در موارد زيادى خود را نشان مى‌داد. از گفتارها و رفتارهايى كه بعدها در مواقع حساسى از آنها سر زد، معلوم شد كه عمق اين دشمنى تا چه اندازه بوده است. براى نمونه، سران اصحاب جمل را كه با حضرت على(عليه السلام) مخالفت كردند همه مى‌شناسيم و مى‌دانيم كه كسانى جز طلحه و زبير و عايشه نبودند. زبير پسر عمه حضرت على(عليه السلام) و پيغمبر(صلى الله عليه وآله) بود. او هم چنين داماد ابوبكر بود و پسرى به نام عبدالله داشت. اين عبدالله از كسانى بود كه از همان دوران نوجوانى، دشمنى خاصى با بنى هاشم داشت و به طور علنى به بنى هاشم ناسزا مى‌گفت. يكى از عوامل مؤثر در راه اندازى جنگ جمل نيز هم او بود. او پدرش را براى جنگ تحريك كرد و حتى زمينه حركت عايشه را نيز در اصل او فراهم ساخت و وى را روانه بصره نمود. به هر حال، عبدالله بن زبير در جنگ جمل نقش بسيار زيادى داشت. او تا زمان شهادت اميرالمؤمنين(عليه السلام) و نيز تا عهد امام حسن(عليه السلام) و شهادت امام حسين(عليه السلام) زنده ماند؛ تا اين كه پس از مرگ يزيد، در مكه ادعاى خلافت كرد و با مقدماتى كه فراهم كرده بود عده زيادى نيز به او گرويدند. وى تمام حجاز را گرفت و مدتى در آن جا حكومت كرد. اكنون موقعيت را در نظر بگيريد: كسى كه نوه عمه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و نيز نوه خليفه اول است و با عنوان جانشين پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و خليفه مسلمين در مكه و مدينه حكومت مى‌كند.

طبيعتاً چون، به اصطلاح، امام مسلمين بود، نماز جمعه مى‌خواند. در خطبه‌هاى نماز جمعه بايد آداب اسلامى را رعايت كرد؛ از جمله، بايد حمد و سپاس خدا را گفت و صلوات و درود بر پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله) فرستاد و بعد مردم را به تقوا امر كرد. اينها اركان خطبه نماز جمعه و از واجبات آن است. در تاريخ نوشته‌اند كه وى چهل جمعه در مكه نماز جمعه اقامه كرد و در هيچ خطبه‌اى اسم پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را نياورد!! مردم اعتراض كردند كه اين چه رسمى است؟ تو جاى پيغمبر(صلى الله عليه وآله) نشسته‌اى و به عنوان خليفه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) حكومت مى‌كنى، آن گاه چطور اسم پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را نمى‌برى؟ او در پاسخ گفت:

«ما يَمْنَعُونى أنْ أُصَلِّىَ عَلَيْهِ إِلاّ هُناكَ رِجالا يَشْمُخُونَ بِأنفِهِمْ»؛2چيزى مانع من نمى‌شود از اين كه اسم او را ببرم جز اين كه اين جا كسانى هستند كه وقتى من اسم پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را مى‌آورم باد به دماغشان مى‌اندازند!

منظورش بنى هاشم بود. مى‌گفت: وقتى من اسم پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را مى‌آورم اينها به خودشان مى‌بالند كه بله، پيغمبر(صلى الله عليه وآله) از طايفه ما است. همين اندازه كه بنى هاشم، وقتى اسم پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را مى‌شنوند خوشحال مى‌شوند و افتخار مى‌كنند، مانع است از اين كه من اسم پيغمبر(صلى الله عليه وآله) را بياورم! من نبايد سخنى بگويم كه بنى هاشم خوشحال شوند!

تصور كنيد كه دشمنى چقدر بايد عميق باشد كه حتى براى رعايت ظاهر هم كه شده اسمى از پيامبر(صلى الله عليه وآله) نبرد! او از اميرالمؤمنين على(عليه السلام) نيز نه تنها اسم نمى‌برد، بلكه ـ نعوذ بالله ـ لعن هم مى‌كرد. از پيامبر(صلى الله عليه وآله) ـ كه بانى اسلام بود و او به عنوان جانشينى آن حضرت حكومت مى‌كرد ـ براى اين كه مبادا اقوام پيغمبر(صلى الله عليه وآله) خوشحال شوند نامى نمى‌برد و نسبت به اميرالمؤمنين(عليه السلام) به طريق اولى چنين مى‌كرد!

اين مسايل افسانه و شوخى نيست، بلكه واقعيت‌هاى تاريخ است. درست است كه يك نفر چنين عداوتى در دل داشته، ولى همين يك نفر باعث گرديده امتى از سعادت محروم شوند، خون‌هاى پاكى ريخته شود، و مصالح امت اسلامى تا هزاران سال تقويت شود.

ادامه دارد.....

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 21:26 |

خطبه‌های نماز جمعه تهران در روز هجدهم رمضان 1429

    29/6/1387

 خطبه‏ى اول‏

     بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحیم‏

 و الحمد للَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نستغفره و نتوکّل علیه و نصلّى و نسلّم على حبیبه و نجیبه و خیرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته سیّدنا و نبیّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فى‏الأرضین و صلّ على أئمّة المسلمین و هداة المؤمنین و حماة المستضعفین.

 روز جمعه و شب قدر، آن هم در ماه رمضان و حالت روزه‏دارىِ برادران و خواهران عزیز فرصت بسیار مغتنمى است براى اینکه در این دقائق معدودى که میتوان پیش از نماز جمعه سخن گفت، دلهاى خودمان را با منبع رحمت و فضل الهى آشنا کنیم، نزدیک کنیم و ان‏شاءاللَّه زمینه‏ى پرورش نهال تقوا را در دل خودمان فراهم بیاوریم.

 

ادامه مطلب......

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 6:33 |

نامه رحيم‌مشايي به امام خامنه ای

محضر رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي
حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي دام عزه العالي

سلام عليكم
با احترام به استحضار مي‌رساند نظر به بيانات روشنگر حضرتعالي در خطبه‌هاي امروز نماز جمعه تهران كه مانند هميشه فصل‌الخطاب بوده و خواهد بود، اينجانب ضمن اعلام تبعيت كامل خود از ديدگاه آن حضرت در موضوع مردم سرزمين‌هاي اشغالي تأكيد مي‌نمايد كه به عنوان سربازي كوچك در دولت خدمتگزار تمامي مساعي خود را در چارچوب سياست‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه از سوي حضرت ولي امر مسلمين تعيين و تبيين مي‌گردد، به كار خواهم بست.

بديهي است كه موضع اينجانب در موضوع مبارزات ملت مظلوم فلسطين و ر‍ژيم غاصب و جنايتكار اشغالگر چنانكه در سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي فراوان از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي آشكارا بيان كرده‌ام، ادامه مبارزات حق‌طلبانه‌ي مردم فلسطين و بازپس‌گيري سرزمين‌هاي اشغالي است.

اينجانب به نابودي صهيونيسم جهاني يقين دارم و آن را در دسترس مي‌دانم و پيروزي نهايي حق‌طلبان را نزديك دانسته و براي نصرت آنان و ملت شريف و مؤمن و انقلابي ايران در سايه سلامت و بقاي عزتمند حضرت مستطاب عالي در ظل توجهات حضرت ولي عصر(عج) بهترين و خالصانه‌ترين ادعيه را به درگاه خدواند متعال عرضه مي‌نمايم.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 5:58 |

رييس جمهور تصريح كرد: طرح ماجراي هولوكاست و افشاي هولوكاست حقيقي كه در سرزمين اشغالي جريان دارد ،با دلسوزي براي كساني كه به دست اشغالگران و صهيونيست ها در فلسطين ساكن شده اند و سپر بلا قرار گرفته اند ،دو روي يك سكه و يك حقيقت است.

دكتر محمود احمدي نژاد بعداز ظهر پنج شنبه در نشست خبري با خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي كه  2.5 ساعت به طول انجاميد ،به سوالات مختلف آنان در حوزه هاي سياسي داخلي و خارجي ، برنامه هسته اي ، طرح تحول بزرگ اقتصادي و مسايل منطقه اي و بين المللي پاسخ داد.
رييس جمهور با اشاره به ايام ليالي قدر گفت: در اين شب ها كه شب هاي تعيين سرنوشت بشر است، از خداوند متعال متضرعانه مي خواهم بهترين، زيباترين و متعالي ترين سرنوشت را براي بشر رقم بزند که همان محو ستم، استکبار و برتري جويي و استقرار برادري و صلح و عدالت درجهان است.
وي همچنين با تسليت شهادت مولاي متقيان علي (ع) به همه انسان هاي آزاده گفت: اميرمومنان علي (ع) انساني کامل و متعلق به تمام بشريت و معياري کمال براي انسانها است.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به اينكه بشريت و جهان در آستانه تحولي بزرگ است و بشر در پايان يک دوره و در آستانه ورود به دوره جديد است، خاطر نشان كرد: حاکميت ثروت ، نيرنگ و تبليغات دروغين کشورهاي مستکبر تمام شده و حاکميت فرهنگ ، انديشه و ارزشهاي متعالي انساني آغاز شده است.
وي افزود : دوران سلطه گري آمريكا و نيز رژيم صهيونيستي به عنوان منشأ شصت سال فساد و تجاوز و اشغالگري رو به اضمحلال است و ملتها امروزه خواهان مناسباتي از روي برادري و برابري هستند.
رئيس جمهور اضافه كرد: قدرت هاي بزرگ بايد به علت کارهاي زشت خود از ملت ها عذرخواهي کنند و به راه حق و عدل که راه همه انسانهاي متعالي است، بگروند .

ادامه مطلب....

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 و ساعت 7:37 |

چه كساني سكولاريسم را در بدنه كشور نفوذ مي دادند؟!

قاسم روان بخش

پديده سكولاريزه كردن كشور از ديرباز مورد توجه برخي غرب‌زدگان قرار گرفته است؛‌ رژيم شاه سال‌ها با سرمايه‌گذاري سنگين روي اين پروژه تلاش كرد تا اين‌گونه وانمود كند كه سياست از ديانت جدا است، دين حق اظهار نظر در مسائل حكومتي ندارد؛ ولي خواندن نماز و گرفتن روزه و رفتن به مسجد براي كساني كه مايل باشند، بلامانع است! اجراي اين پروژه كه سر انجامي جز حذف دين از جامعه نداشت، با مقاومت حوزه‌هاي علميه و علماي بزرگ به‌ويژه حضرت امام خميني‌(ره) رو‌ به رو شد و سرانجام در 22 بهمن 1357 با پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل حكومت ديني، رسما شكست خورد. امام(ره) بارها بر عينت سياست و ديانت تاكيد مي‌كردند و مي‌فرمودند:

اسلا‌م از سياست جدا نيست، اسلا‌م مثل جاهاي ديگر نيست، مثل مذاهب ديگر نيست كه ذكر و دعا باشد. اسلا‌م سياستش با ساير احكامش با هم هستند. (صحيفه امام، ج 3، ص 517)

پس از انقلاب اسلامي نيز به‌رغم تاكيدات حضرت امام(ره) و بي‌رغبتي مردم به سكولاريسم، روشنفكران وابسته مثل اعضاي جبهه ملي و گروهك نهضت آزادي و برخي ليبرال‌ها سعي مي‌كردند در زير پوست نظام، سكولاريسم را ترويج و اين باور را در جامعه ايجاد كنند كه حكومت ديني شدني نيست! اين حركت در سال‌هاي پس از جنگ به‌ويژه در دوران حكومت مدعيان اصلاحات به‌ تدريج از حالت زير پوستي خارج شد و شكل رسمي به خود گرفت تا جايي كه برخي مسوولان آن روز نيز از ضرورت تحقق سكولاريزم سخن مي‌گفتند! مقام معظم رهبري در ديدار اخيرشان با هيات دولت ضمن ابراز تاسف از وجود چنين پديده شومي در برخي دولت‌هاي پيشين و اظهار خوشحالي از مهار شدن آن توسط دولت نهم فرمودند: «گرايش‌هاي سكولاريستي - كه متاسفانه باز داشت در بدنه‌ مجموعه مديران كشور نفوذ مي‌كرد، جلويش گرفته شد. نظام انقلابي بر مبناي دين و بر مبناي اسلام و بر مبناي قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليوني اين ملت برخوردار شده و جان‌هاي‌شان را كف دست‌شان گرفته‌اند و جوان‌هاي‌شان را به ميدان‌هاي خطر فرستاده‌اند؛ آن وقت مسؤولان يك چنين نظامي دم از مفاهيم سكولاريستي بزنند؟! يكي بر سر شاخ و بن مي‌بريد. يعني خودشان بنشينند و بنا كنند بن اين مبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلي چيز خطرناكي بود. خب الحمدلله اين‌ها جلويش گرفته شد»(1)

مع‌الاسف اين تفكر كه روزي در وزارت ارشاد و دولت كارگزاران مورد حمايت قرار مي‌گرفت، از سال 76 تا 84 زمام قوه مجريه را در كشور به‌دست گرفت. در اين مدت گذشته از اين كه عملكرد آن به گونه‌اي تنظيم شده بود كه جايي براي دين باقي نماند، رسما نيز بر ضرورت كنار گذاشتن دين از سياست تأكيد مي‌شد. هاشم آغاجري عضو موثر حلقه كيان و از اعضاي شوراي مركزي سازمان نامشروع مجاهدين كه به عبارتي يكي از مغز‌هاي متفكر اصلاحات محسوب مي‌شود، دين را افيون دولت‌ها و ملت‌ها دانسته! و محكوم به ارتداد شد. مع‌الاسف اين اظهارات سخيف نه تنها مورد اعتراض مسوولان قوه مجريه و مقننه وقت قرار نگرفت، كه در مقابل حكم قاضي شجاع همدان ايستادند و آن را حكم ننگين خواندند! و سرانجام نيز با پا در مياني آن‌ها حكم اعدام وي لغو شد! محمد مجتهد شبستري كه پس از يك دوره طولاني قلم زدن بر ضد دين و ارزش‌هاي ديني و الهي سرانجام خود را خلع لباس كرد، بارها بر اين نكته تاكيد مي‌كردكه «دين، نظام حكومتي ندارد»(2) و «اسلام هيچ حكمي در باب سياست، نسبت به مسائل عصر ما ندارد.»(3) عبدالكريم سروش كه عضو موثر حلقه كيان و از تئوري پردازان جبهه اصلاح‌طلبي به‌شمار مي‌رود، با تاكيد بر جدايي دين از سياست مي‌نويسد: «حقيقت دين، همان تجربه فردي ديني است كه در مورد پيامبران «تلقي وحي» نام گرفت و دين هيچ ارتباطي به امور اجتماعي و سياسي و حكومتي ندارد.»(4)

نفوذ انديشه الحادي سكولاريسم در كشور آن‌چنان شتاب گرفت كه در دوره دوم رياست جمهوري آقاي خاتمي، عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در نشست جوانان اين جبهه مي‌گويد: «ما هيچ قيدي را بر مردم سالاري نمي‌پذيريم و مردم سالاري را به‌عنوان يك روش و شيوه بازي پذيرفته‌ايم؛ بنابراين ما در مقام اول از مردم سالاري دفاع مي‌كنيم و حاضر نيستيم ديگران براي مردم سالاري قيد بگذارند»(5) حزب مشاركت با حذف پسوند دين از مردم سالاري طي بيانيه‌اي اظهار كرد: «ايران اسلامي هيچ راهي جز استقرار مردم سالاري ندارد و جنبش اصلاحات كه در حقيقت تجلي اراده ملي براي استقرار مردم سالاري است در پي زدودن حشو و زوايدي است كه بر انديشه مردم سالاري كه منبعث از آرمان‌هاي بلند انقلاب اسلامي و بنيان‌گذار آن حضرت امام خميني‌(ره) است روييده است»(6) اكبر گنجي، يكي ديگر از اعضاي حزب مشاركت، با نوشتن كتاب «مانيفست جمهوري خواهي» طرح جايگزيني جمهوري تمام عيار به‌جاي «جمهوري اسلامي» را مطرح كرد و نوشت: «اصولا مردم سالاري با دين در تناقض است.» وي سرانجام پيشنهاد رفراندوم براي تبديل نظام جمهوري اسلامي به نظام جمهوري مدرن و تمام عيار را مطرح مي‌سازد! پيشنهادي كه از سوي ضد انقلابي‌هاي خارج نشين و سران كاخ سفيد به شدت مورد استقبال قرار مي‌گيرد. راديو آمريكا خطاب به مدعيان اصلاحات مي‌گويد: «شورش به نتيجه نمي‌رسد؛ رفراندوم را مطرح كنيد»(7) خبرگزاري آلمان نيز با جهت دهي به حركت سياسي مدعيان اصلاحات رفراندوم را پيشنهاد مي‌كند و مي‌گويد: «اصلاح‌طلبان راه خروج از حاكميت و رفراندوم را طي خواهند كرد»(8)

همراه با اين فضا سازي‌ها آقاي خاتمي واژه «جمهوري اسلامي» را از شعار تاريخي ملت ايران حذف و به‌جاي آن واژه «پيشرفت» قرار داد و آن‌قدر شعار «استقلال، آزادي، پيشرفت» را به مناسبت‌هاي مختلف تكرار كرد تا در افكار عمومي به يك باور تبديل شود. عملكرد آقاي خاتمي مورد اعتراض علما و مردم قرار گرفت،‌ آيت ا... مصباح يزدي به حذف اسلام از شعار ملت ايران در سخنراني قبل از خطبه‌هاي تهران به شدت اعتراض كرد.(9)

اين اقدام‌ها در حالي انجام مي‌شد كه مجلس ششم به‌دنبال بررسي لوايح دوقلويي بود كه آقاي خاتمي براي اهداف فوق فرستاده بود! در لايحه اصلاح قانون انتخابات، «اسلام» و «ايراني بودن» از شرايط نامزدي مجلس حذف شده بود! و در لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري، حذف تدريجي ولايت فقيه و تبديل شدن رئيس جمهور به قدرت مطلقه‌اي كه مي‌تواند به قوه مقننه و قضائيه و حتي رهبري نظام تذكر قانون اساسي بدهد و در صورت بي‌توجهي به آن تبصره ماده 14 درباره آن‌ها كه انفصال از مسووليت و زنداني شدن آن‌ها است اعمال كند(!10) عبدالكريم سروش، تئوريسين جبهه دوم خرداد، نيز پس از دو سال اقامت در آمريكا به ايران بازگشت و موضوع رفراندوم را به‌عنوان سوغات سفر به اصلاح‌طلبان پيشنهاد كرد و گفت: «با توجه به احتمال رد لوايح پيشنهادي دولت اصلاحات تاكيد خاتمي بر استفاده از ظرفيت‌هاي قانون اساسي از جمله رفراندوم را مي‌توان در اين راستا مورد توجه قرار داد»(11) پس از اين پيام بود كه خانم حقيقت‌جو، عبايي خراساني، سيد ناصر قوامي، محسن آرمين، محمدرضا خاتمي [نايب رئيس مجلس و دبير كل حزب مشارك] و... تهديد كردند چنان‌چه شوراي نگهبان با لوايح دوقلو مخالفت كند به آراي عمومي و رفراندوم مراجعه كرده و در صورت عدم موفقيت از حاكميت خارج خواهيم شد.(12) در اين راستا كميته سه جانبه طيف ملي - مشاركت و دفتر تحكيم وحدت براي موضوع رفراندوم و تغيير قانون اساسي فعاليت خود را آغاز مي‌كنند (13) همراه با اين تلاش‌هاي داخلي، دشمنان خارجي نظام هم سعي مي‌كردند كه خطوط كلي ارائه شده را پشتيباني كنند تا هرچه زودتر به اهداف از پيش تعيين شده يعني حذف اسلام و دين و جايگزيني نظام سكولاريستي تحقق يابد. در همين راستا روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» نوشت چنان‌چه اين لايحه با مخالفت شوراي نگهبان رو به‌رو شود، اصلاح‌طلبان بايد اقدام به برگزاري همه‌پرسي كرده و جوانان را به خيابان‌ها بكشانند»(14) جيمز ولسي، رئيس سابق سازمان سيا و مشاور وقت بوش در مصاحبه با مجله آمريكايي «فرانت پيج» نيز بر همين مطلب تاكيد كرد و گفت: «آن‌چه مهم است، اين است كه تغيير در ايران ريشه‌اي و اساسي باشد، چه آرام و چه سريع، ساختار كلي دولت مي‌تواند باقي بماند ولي مراكز اصلي قدرت در شوراي نگهبان و ساير نهادها بايد حذف شوند»(15) مدعيان اصلاحات فكر مي‌كردند با اين تهاجم سنگين به افكار عمومي، پيروز خواهند شد و به هدف شوم سكولاريزه كردن انقلاب دست خواهند يافت ولي طولي نكشيد كه با شكست سنگين در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم فضا تغيير كرد و خاتمي خود رسما مجبور به باز پس گيري لوايح ضد اسلامي دوقلو گرديد ولي مع‌الاسف اين تفكر همچنان در او و يارانش باقي است‌، چنان‌چه فرصتي پيدا كنند در جهت اجرايي كردن آن خواهند كوشيد. شاهد آن اظهارات سخنگوي حزب كارگزاران، آقاي حسين مرعشي، است كه پس از تشكيل دولت نهم صريحا اظهار داشت: ما طرفدار مكتب ليبراليزم هستيم، اسلام فاقد نظام سياسي، اقتصادي است! مع‌الاسف اين اظهارات از سوي پدر معنوي آن حزب - آقاي هاشمي رفسنجاني - مورد اعتراض قرار نگرفت! به فضل الهي و با رهبري‌هاي هوشمندانه مقام معظم رهبري و روي كار آمدن دولت نهم كه رئيس جمهور آن شخصيتي متدين و مكتبي است، اين امر خطرناك كنترل شد و دهه سوم انقلاب به دهه اول انقلاب يعني دوران تلاش براي اسلاميزه كردن نظام گره خورد، شعارهاي امام و انقلاب زنده شد و چرخ‌هاي انقلاب اسلامي مجددا در مسير اصلي خودش قرار گرفت.

در پايان توجه به اين نكته اساسي لازم است كه بايد مراقب بود سكولارها دوباره با جمع‌آوري عده و عده و تخريب گسترده دولت انقلاب، اين قطار را از مسير خودش خارج نكنند و فرهنگ سكولار و بي‌ديني را بر كشور حاكم نسازند.

 

پي‌نوشت‌ها

1. جمهوري اسلامي، 5/6/87، ص12

2. هفته نامه پيام هامون، اسفند 77

3. ماهنامه كيان، فروردين 78

4. صبح امروز، خرداد 78

5. رويدادها، شماره 24، ص4

6. سايت رويداد، 5/8/81

7. پرتو سخن، 18/9/81

8. 13/6/81

9. پرتو سخن، 18/9/81، ص 2

10. بنگريد موارد 14 و 15 لايحه افزايش اختيارات رياست جمهوري

11. اعتماد، 12/6/81

12. مردم سالاري، 9/6/87؛ اعتماد، 13/6/81؛ جوان، 27/8/81؛ همبستگي، 11/7/81

13. رسالت، 10/6/81

14. همان، 17/6/81

15. بصيرت، شماره 49، آبان 81، ص 24

///////////

جوانان مومن ایران اسلامی به هوش باشید و فریب تبلیغات و جار و جنجال این جماعت ضد دین و مدعيان اصلاحات را نخورید که اینان هرگز دلشان به حال ملت مظلوم و رنجدیده ایران نسوخته و نخواهد سوخت......

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 8:38 |

اقامه نماز جمعه اين هفته تهران به امامت ولی امر مسلمین جهان

 

در آستانه ليالی قدر و ايام سوگواری مولی الموحدين حضرت علی (ع)، نماز جمعه تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه می‌شود.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای، نماز جمعه‌ی اين هفته تهران (87/6/29) مصادف با روز هجدهم ماه مبارك رمضان، به امامت ولی‌امر مسلمين جهان حضرت آيت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مدظله‌العالی، در دانشگاه تهران اقامه خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 22:13 |

عضو کميسيون فرهنگي مجلس در گفتگو با رجانيوز:

جلوداران هجمه به روحانيت، مدافع روحانيت شده‌اند

عضو کميسيون فرهنگي مجلس با بيان اينکه عده اي که در گذشته جلودار هجمه به روحانيت بودند الان يقه چاک کرده و مدافع روحانيت شده اند، گفت: اين جريان يا به اشتباهات قبلي خود پي برده و يا نيت هاي ديگري در سر دارد.

حجت الاسلام سيد جلال يحيي زاده در گفتگو با رجانيوز، عدم تغيير در مواضع اين افراد را نشانگر تأييد نظرات قبلي آنها در مورد روحانيت و مرجعيت دانست و افزود: اين سؤال در افکار عمومي مطرح است که چرا نسبت به کساني که در گذشته به صورت آشکار به روحانيت حمله مي کردند و امروز هم مباني و ارزش هايي را که روحانيت را ارزشمند کرده است، زير سؤال مي برند، اعتراض و انتقادي صورت نمي گيرد.

وي ادعاي حمايت از روحانيت توسط اين افراد را سياسي، ابزاري و تبليغاتي براي انتخابات رياست جمهوري دانست و ادامه داد: اين افراد تخريب کانديداي رقيب را از امروز شروع کرده اند.

به گفته يحيي زاده وابسته کردن فرد توهين کننده به دولت در حالي که هيچ ارتباطي با دولت ندارد، نشان دهنده نيت کساني است که اين روزها حامي روحانيت شده اند.

وي در ادامه با اشاره به حمايت هاي رهبر انقلاب از دولت افزود: جاي تأسف است در زماني که رهبر انقلاب کاملاً عالمانه و آگاهانه نسبت به مسائل روز، دفاعي همه جانبه از دولت داشته بعضي ها با مسائل خلاف واقع به دولت هجمه مي کنند.

يحيي زاده با بيان اينکه به طور طبيعي اين امکان وجود دارد که رهبر انقلاب بسياري از حمايت ها را در سال آخر اين دولت بيان نکنند، اظهار داشت: در عين حال رهبري با لحاظ اين موضوع دفاع کم نظيري از دولت کردند.

وي تخريب دولت را از سوي کساني که ادعاي فهم سياسي و ولايتمداري دارند، شايسته ندانست و تأکيد کرد: البته مردم ما از بلوغ سياسي برخوردار هستند و به خوبي با شناخت افراد انگيزه آنها را تشخيص مي دهند.

اين نماينده مجلس با بيان اينکه متأسفانه روحانيت و به ويژه روحانيت انقلابي هر زمان مؤثرتر بوده، بيشتر مورد هجمه دشمنان وعواملشان در داخل کشور قرار گرفته است اظهار داشت: اين روند از زمان امام وجود داشت و تا به حال ادامه دارد و در دوره اصلاحات به اوج خود رسيد تا آنجا که توهين هايي حتي از تريبون هاي رسمي نسبت به روحانيت ابراز شد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 19:2 |

واکنش نماينده اصولگرا به نطق انتخاباتي روحاني:


اگر حسادتي در قلب کاخ‌نشينان نبود، دولت عدالت‌محور را تخريب نمي‌کردند


در حالي که واکنش ها به حمله اخير حسن روحاني به دولت همچنان ادامه دارد، يک نماينده عضو فراکسيون اکثريت مجلس نيز در اين زمينه گفت: سخنان روحاني فقط در راستاي تخريب دولت عدالت محور است.



 


به گزارش رجانيوز، ولي اسماعيلي نماينده گرمي در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با فارس با اشاره به سخنان اخير حسن روحاني در انتقاد از دولت نهم گفت: مقام معظم رهبري در خصوص فرقهاي بنيادين انتقاد و تخريب بيانات ارزشمندي داشتند که اگر مرضي در قلب يا حسادتي در دل و يا خطري براي منافع غربي و مالي کاخ‌نشينان و نياورنشينان نداشته باشد، به راحتي قابل تشخيص است که سخنان اين برادر فقط در راستاي تخريب دولت عدالت محور انجام گرفت و ايشان نطق‌هاي انتخاباتي خود را 9 ماه زودتر بي‌انصافانه و مغرضانه آغاز نموده‌اند.


وي گفت: ايشان مصداق بارز سخنان مقام عظماي ولايت هستند که فرمودند اين اشخاص از پايداري بر اصول اسلام که خواست قلبي ملت است، خسته شده‌اند اما اين خستگي را به مردم نسبت مي‌دهند، سخنان کسي که کانديداي حزب مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي در مجلس هشتم بود، بر سر اختلاف در خصوص چگونگي قرار گرفتن در سر ليست انصراف داد. زير سؤال بردن موفقيت‌ها است که رهبر عزيزمان فرمودند «زير سوال بردن موفقيت‌ها توهين به ملت است.»


عضو کميسيون فرهنگي مجلس با تأکيد بر اينکه ما نمايندگان در مقابل اين توهين‌ها ساکت نخواهيم نشست، با اشاره به اظهارات روحاني مبني بر اينکه‌ دولت نهم فاتحه کار کارشناسي را خوانده است، تصريح کرد: برادر بزرگوار رئيس جمهور در محضر مقام معظم رهبري بيان داشتند در خصوص طرح تحول اقتصادي شخصاً 400 ساعت، معاون اول 800 ساعت و وزراء‌ هزار و 200 ساعت کار کارشناسي انجام داده‌اند. آيا اين اظهار نظرها فرافکني در آستانه انتخابات نمي‌باشد؟ آيا در زمان بزرگان حزب شما کسي جرأت انتقاد معمولي را داشت که الان بي‌مهابا به دولت و ملت مي‌تازيد در حالي که هنوز چند صباحي از تأکيدات مقام معظم رهبري مبني بر عدم تخريب دولت نمي‌گذرد و پر کردن فرم اطلاعات اقتصادي توسط بيش از 60 ميليون نفر گواه حمايت مردمي از اين طرح مي‌باشد که شما و دوستانتان مخربانه به آن مي‌تازيد.


اسماعيلي با اشاره به سخنان روحاني در خصوص سياست خارجي مبني بر اينکه «در اين سه سال چه بهره‌برداري از فرصت ضعف دشمن نصيب ايران شد»، گفت: به اعتراف حتي دشمنان اين نظام سياست خارجي دولت نهم از قوي‌ترين نقاط مثبت اين دولت بوده و پرونده‌اي که به دست دوستان شما در حال اغماء بود، با تلاش شخص رئيس جمهور و تدابير مقام معظم رهبري تبديل به برگ زرين انقلاب گرديد.


وي تأکيد کرد: ذهن تاريخي ملت ايران از ياد نبرده است افرادي که براي دفاع از عزت ملت به خارج اعزام شدند، الان پرونده آنها در کجاست؟ مردم خوب مي‌دانند و اين ما هستيم که سر در برف کرده‌ايم. مردم مي‌دانند اين همفکران شما بودند که از ذلت دم از سازش مي‌زدند ولي الان عزت، اقتدار و عظمت نظام به استکبار جهاني ثابت شده است. بدانيد نسل سوم انقلاب با عزم راسخ و با تاسي به ولي امر خويش همه اتفاقات سياسي را رصد مي‌نمايد و اين فرافکني‌ها کاري جز آب در هاون کوبيدن نمي‌باشد.


عضو فراکسيون اکثريت مجلس با اشاره به بخش ديگري از اظهارات روحاني مبني بر اينکه «آيا فاصله دهک هاي پائين و بالا در اين مدت کاهش يافته يا بيشتر شده است؟»، گفت: اين جمله از کساني که در شکل دهي افکار عمومي در تجمل گرايي و اشرافي گري گوي سبقت از همگان ربوده و خود نيز در آن غوطه ور بودند جزء خنده دار ترين جمله هاست. افرادي که در زمان آنها فاصله طبقاتي شديد ايجاد شد، عدالت ذبح گرديد، اشرافي گري، رانت خواري، رشوه خواري و حيف و ميل بيت المال به اوج رسيد و بنيانهاي فرهنگي و ديني با تئوري تساهل و تسامح سست گرديد و آقازاده ها بروز کردند، الان چگونه دم از دهک هاي پائين جامعه مي‌زنند.


اسماعيلي تصريح کرد: آيا واقعاً مي‌دانيد در دهک هاي پائين جامعه چه خبر است؟! اين دولت نهم بود که در زمان مديريت خويش مفاهيمي چون شهاد طلبي، ايثار، دفاع از باورها و ارزشها ايستادگي در برابر زورگويان و دکترين عاشورايي (هيهات من الذله) را زنده و در جامعه جاري و ساري کرد. اين دولت عدالت محور بود که تابوي شان سلطنت مابانه وزراء و مديران را که شما و هم پيمانان شما به جامعه القاء کرده بوديد را شکست و کار آنقدر ستودني بود که رهبر عزيز فرمودند «انس با مردم و روحيه مردمي و برجسته کردن شعائر و گفتمان امام و انقلاب سه خصوصيت با ارزش دولت نهم مي باشد.»


وي با اشاره به بخش ديگري از سخنان روحاني در استفاده دولت از صندوق ذخيره ارزي مبني بر اينکه «اينان مسئول جارو زدن حساب ذخيره ارزي شده اند»، گفت: الآن بچه هاي دبستاني هم مي‌دانند که دولت بدون تصويب مجلس شوراي اسلامي حتي اجازه برداشت يکي دلار از در آمدهاي نفت را ندارند آيا اينگونه اظهارات توهين به نمايندگان که به فرموده معمار کبير انقلاب عصاره فضائل ملت هستند نمي‌باشد. اين دوستان شما بودند که گفته اند که ما طرفدار مکتب ليبراليسم هستيم، اسلام فاقد نظام سياسي و اقتصادي است، مع‌الاسف اين اظهارات از سوي بزرگان آن حزب مورد اعتراض قرار نگرفت.


نماينده گرمي در مجلس شوراي اسلامي افزود: در زمان حکومت دوستان شما بود که سکولاريزم علناً تبليغ و ترويج مي‌شد تا جايي که وزراء دولت سازندگي و اصلاحات هم بارها به اين اشاره کرده بودند ولي به فضل الهي و با رهبري هوشمندانه مقام معظم رهبري بعد از روي کار آمدن دولت نهم اين امر خطرناک کنترل شد و بايد مراقب بود که سکولارها دوباره با جمع آوري عِده و عُده و تخريب گسترده دولت انقلابي اين قطار را از مسير خودش خارج نکنند.


اسماعيلي با اشاره به فرمايش رهبر معظم انقلاب مبني بر اينکه گرايش هاي سکولاري که متاسفانه داشت در بدنه مديران کشور نفوذ مي‌کرد، جلويش گرفته شد، خيلي موضوع خطرناکي بود الحمد الله اينها جلويش گرفته شد، گفت: اين از افتخارات دولت نهم است که شما و دوستان شما سعي در تخريب بي انصافانه و مظلومانه آن هستيد.


وي در خصوص سؤال از رئيس جمهور که توسط عده‌اي از نمايندگان مجلس پيگيري مي‌شود، گفت: در صورتي که راه هاي اوليه براي برگزاري جلسه با رئيس جمهور فراهم است و قبل از شنيدن نظرات ايشان سوال از رئيس جمهور هيچ ثمره اي ندارد، مبادا در بازي از پيش نوشته شده بازيگران مخرب بيفتيم که حاصلي جزء تضعيف انقلاب و نظام ندارد، گرچه حق قانوني نمايندگان عزيز است و در صورت تحقق هم ايرادي به مجلس وارد نمي‌باشد.

کوچک زاده:هجمه هاي اخير روحاني در راستاي فرمان"اتمام مدارا"

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با انتقاد از هجمه هاي اخير حسن روحاني عليه دولت گفت: آنچه که در يکي دو هفته اخير از ناحيه "روحاني" عليه دولت عنوان شده است را مي توان در راستاي فرمان "اتمام دوران مدارا" با دولت نهم، ارزيابي کرد.

به گزارش رجانيوز ،"مهدي کوچک زاده"در گفت و گو با ايرنا، اظهار داشت: از روزي که گفته شد "سه سال با دولت مدارا کرديم و اين مدت سرآمد"، هجمه اي مجدد و با شدت بيشتر عليه دولت آغاز شد و ما شاهديم که هيچ منطقي هم بر اين هجمه حاکم نيست.

وي افزود: در حالي که رهبر معظم انقلاب مي فرمايند در اين دولت اعاده عزت ملي صورت گرفت، آقاي رييس مرکز تحقيقات استرات‍ژيک مجمع تشخيص مصلحت مي گويد، کدام ايراني در اين شرايط احساس عزت مي کند.

اين نماينده مجلس يادآور شد: وقتي رهبر معظم انقلاب مي فرمايند که در زمينه مبارزه با فساد اين دولت عزم و جديت دارد و يا اينکه دولت، خاکي، مردمي و ساده زيست است؛ رييس مرکز تحقيقات استراتژيک براي تداعي معناي خلاف آنچه رهبر انقلاب فرموده اند، مي گويد که پول نفت در اين سه سال کجا رفت؟

عضو کميسيون فرهنگي مجلس ادامه داد: اگر هيچ کس نداند، حداقل رييس مرکز تحقيقات استراتژيک، عضو مجلس خبرگان و عضو جامعه روحانيت مبارز بايد بداند که اگر قيمت نفت به آسمان هم برود رييس جمهور حق مصرف درآمد اضافه را خارج از آنچه در بودجه تصويب شده است، ندارد.

کوچک زاده اضافه کرد: در حالي که رهبر معظم انقلاب در مورد اين دولت مي فرمايند که خبرگي و کارشناسي را تا دورترين نقاط اين مملکت با سفرهاي استاني گسترش داده است، "روحاني" ادعا مي کند که در اين دولت در مجموعه هاي کارشناسي را بستند.

نماينده تهران گفت: به نظر مي رسد با توجه به مصاديقي که ذکر کردم ديگر بناي مدارا وجود ندارد و به هر قيمتي حتي مخالفت صريح با نظرات رهبر معظم انقلاب مي خواهند دولت نهم را از چشم ها بياندازند تا از اين طريق به خيال خام خود دوباره بر کرسي رياست جمهوري جلوس کنند و بر منابع و مقدرات اين مردم حاکم شوند.

به گفته وي، اين گروه دوباره مي خواهند دست کساني را باز گذارند که به قول رهبر معظم انقلاب به دنبال ترويج غرب زدگي در ميان مديران و اداره کنندگان کشور بوده اند و به کساني ميدان دهند که علي رغم اسلامي بودن نظام، حاکميت و انقلاب، درصدد ترويج سکولاريزم در قشر مديران و اداره کنندگان کشور هستند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 11:58 |

رامين: روحاني درباره پذيرش پروتكل الحاقي توضيح دهد

 

يك عضو رايحه خوش خدمت گفت: حسن روحاني بهتر است بجاي زير سئوال بردن افتخارات هسته اي در دولت نهم در باره پذيرش پروتكل الحاقي در دوره خودش به افكار عمومي توضيح بدهد.

محمد علي رامين در گفتگو با فارس، در واكنش به اظهارات اخير حسن روحاني عليه دولت نهم گفت: روحاني گفته است دولت نهم ايران را در عرصه بين‌المللي ذليل كرده و عزت ايران را به حراج گذاشته است، اظهار داشت: اميدوارم اين حرف‌ها براي تشويش اذهان عمومي و توهين به ملت انقلابي ايران نباشد، آيا باز پس‌گيري‌ همه امتيازاتي كه در دولت سابق در موضوع هسته‌اي به غربي ها واگذار شده بود مطابق عزت ايران بود؟ آيا پذيرش يك جانبه و غيرقانوني پروتكل الحاقي و اجازه ورود و جاسوسي صهيونيسيم جهاني به مراكز صنعتي-نظامي ايران، نشانه عزت و عظمت ايران بود؟

وي افزود: آيا تعطيلي مراكز هسته‌اي كشور و سرگردان كردن دانشمندان هسته‌اي، نشان از شرافت و عزت مردم ايران داشت؟

وي در ادامه اظهار داشت: اين موضعگيري وارونه است كه تغيير موضع بين‌المللي ايران از جايگاه متهم و پاسخگو به جايگاه پرسشگر و فعال بين‌المللي را يك ذلت و به حراج گذاشتن عزت ايران در عرصه‌هاي بين‌المللي معرفي كنند.

رامين اظهار داشت: امام خامنه‌اي در 19 شهريور سال‌جاري در ديدار مسئولان و مديران نظام فرمودند: «ستمگران جهاني با شبكه رسانه‌اي خود در مورد قصاص اسلامي، اقتصاد اسلامي، قانون اسلامي، و مسائل ديگر جنجال‌آفريني مي‌كنند» و در جايي ديگر نيز ايشان فرمودند: «دشمن هميشه سعي كرده است اينگونه القا كند كه با ايستادگي بر ارزش‌هاي اسلام و اصول انقلاب اسلامي پيشرفت امكان پذير نيست، در حالي كه برخلاف اين القائات پيشرفتهاي عظيم كشور به واسطه ايستادگي بر شعارها و اصول انقلاب اسلامي است».

وي افزود:‌ با توجه به سخنان مقام معظم رهبري حقيقتا درك اهداف و اغراض برخي افراد در موضع‌گيري‌ها عليه دولت نهم بسيار مشكل است زيرا حركت در راستاي اهداف دشمن و شكستن عظمت دولت اسلامي از اين افراد كه بايد مظهر استكبار ستيزي باشد، حيرت‌آور و سوء‌ظن آفرين است.

ادعاي حسن روحاني مبني بر اينكه دولت هر ماه ذخيره ارزي را جارو مي‌كند توهيني آشكار به نمايندگان ملت ايران در مجلس شوراي اسلامي است كه بايد خود آنها به اين توهين پاسخ دهند.

وي با اشاره به اين سخن حسن روحاني كه چرا دولت اقتصاد را خصوصي و مردمي نكرده است؟ گفت: بايد از خود ايشان پرسيد كه در بيست و چند سال گذشته چگونه عمل كردند، چه نوع اقتصاد خصوصي و مردمي را ايجاد كردند.

وي افزود: اگر آنها اقتصاد خصوصي و مردمي را ايجاد كرده‌اند آمار خود را ارائه كنند تا ديگران نيز از آنها الگو بگيرند و اگر ايجاد اقتصاد مردمي كه ايشان مطرح مي‌كنند كار خوبي است ولي در زمان حاكميت خودشان انجام نشده است، نسبت به اين مسئله به افكار عمومي پاسخ دهند.

وي در پايان اظهار داشت: با بيان اينگونه اظهارات اين گمان به وجود مي‌آيد كه با چه انگيزه‌اي چنين بي‌پروا به دلداري فرعونيان زمان در شكست‌هاي پي‌درپي كه در برابر دولت نهم داشته‌اند، پرداخته مي‌شود.

 

استقبال وزارت خارجه اسراییل از سخنان روحانی

 

صحبت های حسن روحانی در انتقاد از دولت با محوریت در از دست دادن فرصت های طلایی در صفحه نخست سایت فارسی وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی قرار گرفت.

به گزارش برنا، سایت رسمی وزارت امور خارجه اسراییل صحبت های حسن روحانی، دبیرسابق شورای عالی امنیت ملی کشور در زمینه هزینه کرد دلارهای نفتی را به عنوان سرتیر این سایت انتخاب کرده است.

دراین متن آمده است"دولت احمدی نژاد به ما بگوید که درآمد نفت بشکه ای 130 دلار رابه چه مصرفی رساند و این پول کجا رفت و چرا برا ی مردم هزینه نشد"

لازم به ذکر است، حسن روحانی چندی پیش در جمع اعضای حزب اعتدال و توسعه با انتقاد ازعملکرد دولت گفت:"در این سه سال فرصت‌هایی برای نظام ایجاد شد که تقریبا بی‌سابقه یا کم‌سابقه بود چنان که در سه سال گذشت قیمت نفت به مرزی رسید که شاید برخی حتی تصور ‌آن را نیز نمی ‌کردند، آیا این فرصت برای ما استثنایی نبود؟ درآمد عظیم نفت برای ایران استثنایی نبود؟ این درآمد به چه مصرفی رسید و به کجا رفت؟"

وی این فرصت های طلایی را افزایش بی سابقه قیمت نفت، ابلاغ سیاست های اصل 44 برای خصوصی سازی و درگیر شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان و عراق و لبنان خوانده است.

گفتنی است این شبهات خصوصا موارد مربوط به افزایش قیمت نفت بارها توسط رییس جمهور پاسخ داده شده است.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 8:50 |

ديدار روساي سه قوه و مسئولان و مديران بخشهاي مختلف نظام


 



 







ادامــــــه مطلــــــــب

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 19:1 |

عامل حمله به بیت آیت الله گلپایگانی مدافع مراجع شده است؟

 

حمید رسايي نماينده تهران صبح روز سه شنبه در نطق پیش از دستور خود به هتاکی روز یکشنبه قدرت علیخانی نماینده قزوین نسبت به دولت به بهانه دفاع از مراجع پاسخ داد. متن کامل این نطق مهم در زیر آمده است:

نمایندگان محترم و ملت عزیز ایران، متأسفانه در روزهاي اخير شاهد بوديم كه فردي در پايگاه اينترنتي خود به بهانه تذكر به مراجع و علماي دين، با بدترين شيوه و سخيف‌ترين ادبيات نسبت به يكي از مراجع انقلابي و زمان‌شناس حوزه‌هاي علميه، قلم فرسايي كرده و در بياني كه شايسته يك عنصر فرهنگي نيست، نسبت به ورود علماي ديني در برخي از موضوعات سياسي و اجتماعي اظهار فضل كرده و از ايشان خواسته كه در امور حكومتي دخالت نكنند! همين شخص كه خود چنين توصيه كرده، در بخش‌هايي از يادداشت خود به نوعي در امور مربوط به مراجع دخالت نموده!

همه مي‌دانند كه تأكيد حضرت امام خميني(ره)، رهبر معظم انقلاب و علماي بزرگي همچون شهيد مطهري همواره و حتي پس از انقلاب اسلامي بر استقلال حوزه‌هاي علميه از دولت‌ها بوده است و حتي اين امر را از امتيازات روحانيت شيعه دانسته‌اند، اقتضاي اين استقلال هم اين است كه نه تنها مراجع متعهد و علماي بزرگ كه حتي روحانيون انقلابي در مواقعي كه احساس وظيفه كنند، نسبت به امور تذكر دهند، البته بديهي است كه در دوره استقرار نظام ولايت فقيه، بسياري از اين تذكرات با مواضع و جهت‌گيري‌هاي مقام معظم رهبري كه خود از جمله مراجع تقليد هستند، تنظيم مي‌شود و قطعاً در اين مورد هدف علما از بيان اين تذكرات، جز خيرخواهي‌ چيز ديگري نيست.

نیک روشن است كه مراجع عظام هم انتظار ندارند كه در تمام امور بلافاصله با بيان تذكري، واكنش سريع و انجام آن را ببينند، آنها نيز مي‌دانند كه اصلاح برخي از امور يا عمل به برخي از نصايح نياز به گذر زمان دارد و حتي در مواردي با ارائه توضيحات نسبت به اجرايي نشدن خواسته‌‌اي قانع مي‌شوند، بنابراين كسي حق جسارت نسبت به ايشان به خاطر ابراز تذكراتشان را ندارد و واكنش توهيني نسبت به تذكرات مراجع، فرد توهين كننده را از جرگه اصولگرايي خارج مي‌كند.

بنده پس از اينكه اظهارنظر يك كارگردان سينما و نويسنده را نسبت به حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي را ديدم، بسيار ناراحت شدم و شخصاً خدمت ايشان رسيدم و كسب تكليف كردم، حتي مطلع شدم كه برخي از دوستان طلبه قصد واكنش عمومي به اين موضوع را دارند، ولي ايشان فرمودند كه راضي نيستند مسأله شكل عمومي پيدا كند، در همان ديدار نيز ايشان تأكيد كردند كه من نيز مي‌دانم اظهار‌ نظر اين فرد ربطي به دولت ندارد ولي برخي آن را بهانه و به دنبال سوء استفاده خواهند هستند، آن پيش‌بيني حكيمانه، چند روز قبل از همين تريبون تحقق يافت.

متأسفانه در روز يكشنبه شاهد بوديم در حالي كه نويسنده اين مطلب موهن، هيچ ارتباطي با دولت نداشته و ندارد و حتي در مواقعي مواضع ضد دولت نيز دارد، براي چندمين بار از سوي شخصي كه ادبيات توهيني او نسبت به رئيس جمهور همواره باعث وهن مجالس هفتم و هشتم بوده، به شكل سخيفانه‌اي دولت و رئيس جمهور مكتبي را مورد حمله قرار داد تا آنجا كه شخصيتي چون حجت الاسلام و المسلمین آشتياني، عضو جامعه مدرسين و نماينده مردم قم در مجلس وقتي مطلع شدند كه بنده قصد تذكر دارم، فرمودند، اعتراض مرا هم به اين سخنان اعلام كنيد.

برخي از نشريات اصلاح‌طلب به استناد سخنان بي‌ادبانه و نسبت‌هاي ناروايي كه از اين تريبون نسبت به نيروهاي اصولگرا و دولت نهم كه مورد حمايت و علاقه‌ مقام معظم رهبري و مراجع عظام تقليد است، روا داشته شد و تيتر آغاز اهانت به مراجع در دولت نهم را برگزيدند، اما چه مي‌شود كرد كه دروغگو كم حافظه است، چرا كه يكي ديگر از نشريات اصلاح‌طلب، دقيقاً دو ماه قبل از اين نطق، يعني در تاريخ 16 تير 87 در مقاله‌اي با استناد به اسناد تاريخي مي‌نويسد: "اگرچه در سالهاي پيش از انقلاب، مأموران رژيم پهلوي دوبار به بيت آيت‌الله گلپايگاني حمله كردند اما از ديگر سو برخي روحانيون هم درباره كتاب شهيد جاويد دو بار به منزل ايشان رفتند و فرياد اعتراض خود را به گوش ايشان رساندند"، اختلاف آنچنان بالا گرفته بود كه ساواك در گزارش خود آورده بود طلاب طرفدار كتاب «شهيد جاويد» قبل از ماه محرم به منزل آيت‌الله گلپايگاني حمله‌ور شدند و قصد كشتن وي را داشته‌اند، به طوريكه مشاراليه در منزل خود در حضور اجتماع طلاب فرياد برآورده است كه مرا راحت بگذاريد و اگر قصد كشتن مرا داريد، من در اختيار شما هستم.

آقايان مراجعه كنند ببينند اين نشريه اصلاح‌طلب نام چه كسي را به عنوان طلبه‌اي كه به بيت آيت‌الله گلپايگاني رفته و فرياد اعتراض سر داده ذكر كرده است، آن وقت قضاوت كنند كه دولت نهم و يا همسر سخنگوي دولت اهانت به مراجع را آغاز كردند يا كساني كه امروز رگهاي گردنشان در حمايت از مراجع بيرون مي‌زند.

راستي آن روز كه عضو سازمان نامشروع به جاي نهج‌البلاغه، از ماركس سخن مي‌گفت، مقلدان را ميمون ناميد؛ چرا به پشت اين تريبون نيامديد و رئيس جمهور وقت را به باد استهزا و ناسزا نگرفتيد؟ چرا وقتي وزير وقت ارشاد كه با ادعاي خودش با سر كشيدن شير درازگوشان، سياست را ترك كرد و همنشين الشرق‌الاوسط و العربيه شد، با سخيف ترين ادبيات خطاب به آيت‌الله مكارم شيرازي سخن مي‌گفت، صداي خود را كلفت نكرديد و دستانتان به رعشه نيفتاد؟

می دانید چرا آن روز ما اعتراض بر زبان و كفن بر تن داشتيم؟ چون مي‌ديدیم كساني كه بايد جلوي اين هتاكي‌ها را بگيرند، حامي هتاكان شده‌اند و حتي دستگاه قضايي را تحت فشار از بالا و چانه‌زني از پايين قرار داده‌اند. آيا امروز فرد اصولگرايي را پيدا مي‌كنيد كه از هتاكي و هتاكان دفاع كند و دستگاه قضايي را براي انجام وظيفه در برخورد با اهانت كنندگان تحت دشنام و فشار قرار دهد؟

آقای محترم شما كه مدافع مراجع هستيد، چرا در مجلس ششم وقتي آيت‌الله مكارم شيرازي نامه‌اي اعتراض‌آميز از عملكرد هم‌ پيمانانتان را تسليم هيأات رئيسه مجلس كرد، حاضر به نطق نشديد؟ و حجت الاسلام موسي قرباني، مظلومانه آن را در نطق خود قرائت كرد.

و سخن دیگر اینکه در روزهاي اخير زمزمه سؤال از رئيس جمهور از سوي چند تن از نمايندگان مجلس شنيده مي‌شود که به عمد، تعداد حاميان خود را بيش از اندازه واقعي اعلام مي‌كنند. طبعاً سئوال از رئيس جمهور و وزرا چنانچه طبق آيين‌نامه داخلي باشد، حق نمايندگان است، اما آيا طراحان اين قصه كه نمي‌خواهند رسماً و علناً خود بار اين موضوع را به عهده بگيرند، اندكي درباره نتايج اين اقدام انديشيده‌اند.

اينجانب در خصوص معاون رئيس جمهور، سخن اميرالمومنين(ع) را به احمدي نژاد يادآور مي‌شوم كه "لا تثق باخيك بكل الثقه" و حتي در انتقاد از مواضع مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي بيش از 8 مصاحبه انجام داده‌ام و همچنان معتقدم كه ايشان بايد نسبت به بكار بردن واژه جعلي مردم اسرائيل عذرخواهي كند، البته توضيحات چند باره وي و متن پنج صفحه‌اي خطاب به رئيس كميسيون فرهنگي مجلس مبني بر نامشروع بودن رژيم صهيونيستي و همچنين تأكيد بر حمايت از حقوق ملت مظلوم فلسطين و نابودي مهاجران يهودي كه به تأييد رژيم نامشروع صهيونيستي مي‌پردازند، روشنگر عدم انحراف در مواضع اصولي دولت نهم است.

به همين دليل نيز رهبري انقلاب با علم و اطلاع به همه مخالفت‌ها و حساسيت‌هاي به حق، در ديدار با اعضاي دولت ضمن تمجيد ويژه از جهت‌گيري دولت نهم و پافشاري آن بر اصول و آرمان‌هاي امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي كه يكي از آنها مواضع دولت در برابر رژيم صهيونيستي و ضربه زدن به آن است، فرمودند "اتقوا من مواضع التهم" و خطاب به اعضاي دولت تأكيد كردند كه براي خودتان و براي دولت مسأله درست نكنيد و بهانه دست جنجال آفرين ها ندهيد.

با توجه به همه اين امور، به نظر مي‌رسد كه برخي اقدامات از جمله زمزمه طرح سؤال از رئيس جمهور كه با استقبال جريانات و افراد مسئله‌دار سياسي بيرون مجلس مواجه شده، صحيح نباشد و از مصاديق جنجال‌آفريني تلقي شود.

مگر اين جمله از رهبري شنيده نشد كه مجلس هشتم بايد بر همكاري با دولت به عنوان يك اصل تكيه كند چراكه دولت انصافاً پركار و خستگي‌ناپذير است و همان كارها و اهدافي را پيگيري مي‌كند كه مجلس در پي آن است.

مگر رهبري به پرهيز از رقابت با دولت و معارضه با آن توصيه نكردند و نفرمودند در اوج اعمال وظايف نظارتي مجلس، بايد كاملاً مراقب و هوشيار بود كه اين امر، به وسيله‌اي براي معارضه قوا تبديل نشود، دو عنصر نظارت و همكاري صميمانه، در تعامل با قواي ديگر، بايد دو بخش تفكيك ناپذير باشند، مسئوليت نظارتي مجلس هرگز نبايد به دست اهمال سپرده شود، اما هرگز هم نبايد نظارت مجلس به معناي رقابت با دولت و نشنيدن نيازها و ضرورت‌ها و تنگناهاي آن شمرده شود.

مگر در بیانات رهبری انقلاب هماهنگي با دولت نهم در حرف و عمل تأكيد نشد كه شما بايد در كنار دولت انقلابي و مومن پيشاهنگ اين حركت شجاعانه و مدبرانه باشيد و دنيا از همه شما سخن واحدي بشنود و تبلور عزم ملي را در حرف و عمل شما ببيند.

مگر ایشان به مراقبت از رخنه و نفوذ دشمن در اختلافات تأكيد نكردند، با اين حساب آيا از رئيس جمهور خواستيم تا در جلسه‌اي دوستانه و نه طرح سوال رسمي به سؤالاتمان پاسخ دهد؟ مگر تعامل با دولت پركار، مكتبي، انقلابي، مردم‌مدار، معتقد به اصول و مباني از سوي رهبري به عنوان يك اصل براي اين مجلس تعيين نشد؟ آيا اين اقدام كه با استقبال مطبوعات زنجيره‌اي و راديوهاي بيگانه مواجه شده، عمل به آن اصل است؟ امشب همه ميهمان رهبر معظم هستيم، آيا مجلس در اجراي توصيه‌ها و فرامين اين دلسوز مردم، حرفي براي گفتن دارد؟ آيا زمزمه طرح سوال از رئيس جمهور اصولگرا در راستاي عمل به اين توصيه‌هاست؟ بي‌شك مجلس هشتم كه مجلس همسو با اوامر ولايت است از اين بازي استقبال نمي‌كند.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 19:0 |

تعليق و توقف؛ افتخار دولت اصلا‌حات!

قاسم روان بخش

مقام معظم رهبري در ديدار اخير دولتمردان با ايشان، يكي از نكات برجسته دولت نهم را «اعاده عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده‌طلبي سياست‌هاي ديگران و ترك شرمندگي در مقابل غرب و غرب‌زدگي» دانستند و فرمودند: «انسان در اين دولت اين را احساس مي‌كند، عزت ملي و استقلا‌ل حقيقي و معنوي از اين‌جا حاصل مي‌شود. استقلا‌ل به اين نيست كه انسان شعار استقلا‌ل بدهد يا حتي مثلا‌ً در زمينه‌هاي اقتصاد هم به يك رشد بالا‌يي دست پيدا كند؛ نه، استقلا‌ل اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براي او اهميت قائل باشد. براي حفظ او تلا‌ش و كار كند و در مقابل معترضين و مستهزئين، شرمنده اظهارات و جايگاه خود نباشد.»

ايشان ضمن گلا‌يه و اظهار تأسف از عملكرد منفي برخي دولت‌هاي گذشته در اين موضوع افزودند: «ما متأسفانه در برخي از اوقات گذشته، مي‌ديديم كه بعضي از كساني كه مرتبط با مسؤولا‌ن بودند يا حتي خودشان مسؤول يك بخشي بودند، كأنّه از گفتمان انقلا‌ب در مقابل ديگران شرمنده‌اند و خجالت مي‌كشند كه حقايق انقلا‌ب را بر زبان جاري كنند يا آن‌ها را پي‌گيري كنند يا به آن‌ها اهميت بدهند!» معظم‌له اين نوع تفكر را بلا‌يي بزرگ براي جامعه خواندند و خطاب به دولت نهم فرمودند: «اين را شما نداريد.» سپس يكي از مظاهر دفاع از عزت ملي را دفاع دولت نهم از مسأله هسته‌اي معرفي كردند و فرمودند: «مسأله انرژي هسته‌اي، براي ما فقط اين نبود كه ما مي‌خواستيم يك فناوري داشته باشيم، ديگران مي‌خواستند ما نداشته باشيم...، قدرت‌هاي گوناگون، پررو، متجاوز، زورگو و دنباله‌ها و اقمار بي‌ارزش‌آن‌ها، مي‌خواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. ملت ايران، دولت شما و شخص رئيس‌جمهور، در مقابل اين زورگويي و اين تحميل و اين افزون‌طلبي ايستاديد خداي متعال هم كمك كرد. پيش رفتيد.»

رهبر معظم انقلا‌ب با تأكيد بر ضرورت داشتن استراتژي تهاجم به دشمن به جاي دفاع فرمودند: «بهترين دفاع در چنين مواقعي -تهاجم زورگويانه- هجوم است.»

خوشبختانه امروز پس از يك مقاومت همه جانبه و تهاجم به دشمن، هم در عرصه‌هاي فناوري هسته‌اي در جايگاه بلندي ايستاده‌ايم -قريب به 5 هزار سانتريفيوژ فعال در حال غني‌سازي اورانيوم و هم‌چنان رو به افزايش است- و هم در سياست خارجي و عزت و اقتدار ملي در نقطه اوجيم و اجازه نداده‌ايم عزت ملت ايران لگدمال شود. شايد برخي افراد به دليل حجم سنگين اخبار و سرعت تحول در مسائل سياسي، بعضي مسائل را از ياد برده باشند و ندانند كدام مسؤول و كدام حزب در دولت‌هاي گذشته در برابر زياده‌خواهي‌هاي دشمن منفعلا‌نه برخورد و عزت و اقتدار ملي را لگدكوب كرده است، اما نيم نگاهي به مواضع رئيس‌جمهور سابق، حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين و... كه آن روزها مجلس و دولت را در اختيار داشتند، تا حدودي مسأله را روشن مي‌كند.. عقب‌نشيني‌هاي پي در پي در موضوع هسته‌اي و پذيرش داوطلبانه پروتكل الحاقي و تعليق كامل، از دستاوردهاي! دولت اصلا‌حات بود كه آن روزها به آن‌ افتخار مي‌شد! «آقاي محمد خاتمي درباره زمان امضاي مقدماتي پروتكل با بيان اين‌كه ما به آژانس اعلا‌م كرده‌ايم هر زمان كه آمادگي دارد، ما آماده امضا هستيم، گفت: اگر ده روز ديگر و يا فردا باشد آن را امضا خواهيم كرد. وي در قبال اظهارات خبرنگاران مبني بر اين‌كه زمان امضا از سوي برخي اعضاي هيأت دولت امروز (پنج‌شنبه) اعلا‌م شده است، افزود: ممكن است امروز باشد. ما داوطلبانه قبول كرديم كه قبل از نهايي شدن پروتكل در مجلس، مواد آن را اجرا كنيم.»(!1)

متأسفانه هنوز هم بدان افتخار مي‌كنند؛ سازمان نامشروع مجاهدين انقلا‌ب در بخشي از بيانيه سراسر منفعلا‌نه خود كه در پايان سال 85 صادر شد، آشكارا به اين نكته اعترا، مي‌كند و مي‌نويسد: «از آن‌جا كه ديدگاه‌هاي اغلب اصلا‌ح‌طلبان و دولت و مجلس اصلا‌حات، كم و بيش با مواضع فوق همسويي داشت، علي‌رغم تمامي فشارها، كارشكني‌ها و فضاسازي‌هاي مخالفان قدرتمند اصلا‌حات، مسأله هسته‌اي در دوره خاتمي به نحو مطلوبي كنترل و از بروز بحران جلوگيري شد. گرچه در چند روز آخر عمر آن دولت تحت فشار مراكز قدرت كه ابتدا هدف‌شان بحران‌سازي براي دولت اصلا‌حات و جلوگيري از توفيق سياست‌هاي آن دولت در عرصه‌هاي داخلي و خارجي بود، شروع مجدد غني‌سازي اعلا‌م شد، ولي به آغاز عملي غني‌سازي مجدد تن داده نشد و اين اقدام تنها پس از استقرار گروه جديد در كاخ رياست‌جمهوري عملي شد.»)!!(

جالب اين‌كه سازمان مذكور كه تقريباً سياست‌هاي كلي و استراتژيك ديگر احزاب مدعي اصلا‌حات را ترسيم مي‌كند و خود را پدرخوانده آن‌ها مي‌داند، با تكرار شعارهاي راديوهاي اسرائيل و سازمان سيا (راديو فردا)، در همان بيانيه پي‌گيري فناوري‌ هسته‌اي را غيرضروري دانسته، دولت و ملت ايران را به‌سبب تلا‌ش براي استيفاي حقوق ملي مورد تهاجم قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: «ملت بزرگوار ايران بايد بداند با داشتن راكتورهاي موجود هسته‌اي در تهران و اصفهان، كشور ما قادر به تأمين كليه نيازهاي هسته‌اي پزشكي، كشاورزي و... هست و تمامي بحث‌هاي مربوط به غني‌سازي و غيره مربوط به تأمين سوخت هسته‌اي براي نيروگاه است. از اين‌رو ما هميشه بر اين باور بوده‌ايم كه حاكمان اجازه ندارند براي دفاع از حقي كه حداكثر ما را به تأمين سوخت يك نيروگاه نيمه تمام هسته‌اي با زمان اتمام نامشخص قادر خواهد ساخت، بدون آگاه‌كردن ملت از ميزان تأثير اين «حق مسلم» در زندگي و سرنوشت‌شان، منافع و امنيت ملي آنان را به خطر اندازند.»!

مغزهاي متفكر مدعيان اصلا‌حات در بيانيه خود، ضمن تمجيد از سياست انفعال دولت اصلا‌حات! دولت نهم را نيز به پيگيري اين‌گونه سياست‌ها توصيه كرده، مي‌نويسند: «ما در اين سال‌ها بارها تأكيد كرده‌ايم گرچه آمريكا به قصد برخورد با نظام جمهوري اسامي، از مسأله هسته‌اي عليه ايران بهره‌برداري مي‌كند، ولي نبايد با سوءتدبير، بهانه‌هاي لا‌زم را براي چنين بهره‌برداري‌هايي به آن دولت بدهيم و توجه كنيم كه سياست خارجي معتدلا‌نه و صحيح مي‌تواند همين آمريكا را به پذيرش شرايطي ناخواسته ناگزير كند؛ همچنان كه اتخاذ سياست‌هاي صحيح دوره خاتمي، وزير خارجه وقت آمريكا را وادار به ابراز تأسف صريح و عذرخواهي تلويحي از ملت ايران بابت كودتاي 28 مرداد و عدم درك صحيح انقلا‌ب اسلا‌مي و رئيس‌جمهور آن كشور را نيز ملزم به نشستن و گوش‌سپردن به سخنراني آقاي خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل متحد و تشويق وي پس از خاتمه سخنراني كرد»!

طبيعي است زماني كه رئيس‌جمهور دولت اصلا‌حات براي خروج نام ايران از محور شرارت حاضر به خلع سلا‌ح حزب ا... باشد و آمادگي خود را براي تعليق كامل هسته‌اي اعلا‌م كند! سازمان نامشروع مجاهدين -از بزرگ‌ترين متفكران اين جبهه- بايد خوشحال باشد كه خانم آلبرايت به‌طور تلويحي از ايران بهسبب كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت وقت عذرخواهي كرده و رئيس جمهور آمريكا در جلسه سخنراني آقاي خاتمي نشسته و برايش كف زده است! ببينيد تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟! به‌راستي آقاي خاتمي و مدعيان اصلا‌حات با همين سياست خارجي مي‌خواهند به قدرت بازگردند؟و اگر برگردند قرار است باز انرژي هسته‌اي به همان سرنوشت دولت اصلا‌حات مبتلا‌ شود؟!

در اين ميان، اظهارات روزنامه جمهوري اسلا‌مي در پاسخ به مقاله دكتر الهام بسيار خواندني است: «در پاسخ حضرت‌عالي بايد گفت: اين‌گونه سخن گفتن در مورد فناوري هسته‌اي و به نحو زيركانه، به نفع دولت نهم مصادره كردن آن، كه از ره‌آوردهاي بيست و چندساله و از افتخارات نظام است، زيبنده دولت عدالت‌محور نيست.»(2) اين در حالي است كه سازمان نامشروع مجاهدين در بيانيه فوق‌الا‌شاره، توقف و تعليق را افتخار دولت اصلا‌حات دانسته و دولت نهم را نيز به دليل آغازكردن مجدد آن محكوم مي‌كند! و روزنامه جمهوري اسلا‌مي در سرمقاله خود، دولت نهم را به‌دليل حالت تهاجمي داشتن در برابر دشمن به ناآگاهي از زبان ديپلماسي متهم مي‌نمايد! بي‌ترديد اگر امروز دولت خدمتگزار در موضوع هسته‌اي شكست‌خورده يا دشمنان به ايران تهاجم نظامي كرده بودند، زبان اين‌گونه افراد عليه دولت نهم چند متر بلند شده بود! شخص رئيس‌جمهور را به‌سبب چنين موضعي، مقصر اصلي معرفي مي‌كردند!

پي‌نوشت‌ها

1. روزنامه توسعه،27/9/82، ص نخست

2. ‌جمهوري اسلا‌مي، 6/6/87، ص3

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 10:55 |

ابراهیم یزدی: ما به خاتمي نزديكيم

 

دبیرکل گروهك غیرقانونی نهضت آزادی درباره کسانی که به دنبال کاندیداتوری عبداله نوری هستند گفت: سیاست، راه رفتن روی زمین است، نباید دنبال نا کجا آباد باشیم.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، ابراهیم یزدی دبيركل گروهك غیرقانونی نهضت آزادي طي سخناني در اصفهان گفت: اصلاح‌طلبان باید در روش‌های گذشته‌ي خود تجدید نظر کنند و ببینند چه عواملی در درون و بیرون مجموعه‌ی اصلاحات بوده که اين جريان به‌رغم در اختیار داشتن دو قوه از سه قوه نتوانستند برنامه های اصلاحی خود را عملی کنند. این درحالی است که برنامه‌ی راهبردی اصولگرایان توانست هدایت انتخابات را به دست گیرد.

وی با انتقاد از کسانی که مانع ایجاد تنش در کشور شدند و انتخابات مجلس هفتم را برگزار کردند گفت: مشكل اصلي اينست نبايد انتخابات مجلس هفتم برگزار مي شد! و شايسته بود مقامات در چنين شرايطي از برگزاري انتخابات مجلس هفتم خودداري مي‌كردند!

ابراهيم يزدي اجماع میان جبهه اصولگرایی را قطعی دانست و گفت: پيش‌بيني من این است که به احتمال زياد در انتخابات آینده اصولگرایان به کاندیدای واحد خواهند رسید.

وی همچنین با اعلام حمایت از کاندیداتوری خاتمی گفت: ما به خاتمي نزديكيم، اگر حتي خاتمی در انتخابات آتي پیروز نشود، نیروی ائتلافی ایجاد شده، در معادلات آینده مؤثر خواهد بود.

یزدی بار دیگر از دخالت بیگانگان در انتخابات ايران حمایت کرد و افزود: به اعتقاد نهضت آزادی ایران هیچ ایرادی ندارد که احزاب اصلاح طلب درخواست نظارت بين‌المللي را در اين برهه مطرح كنند و بايد در اين فرصت باقي مانده اين كار را بكنند.

همچنين ابراهیم یزدی در بخش پرسش و پاسخ این نشست کسانی را که از کاندیداتوری عبدالله نوری اعلام حمایت می کنند مخاطب قرار داد و گفت: من ازشما می پرسم که گزینه ی مورد نظرشما چه کسی است؟ باید دقت داشت که درشرایط موجود چه کاندیدایی بهتراست. ایده سیاست، راه رفتن روی زمین است،باید واقع بین باشید. نباید دنبال نا کجا آباد باشیم.

////////////

و البته جناب محمد خاتمی هم در انتخابات شورای شهر دوم با خوش رقصی تمام اجازه حضور گروهک غیر قانونی نهضت آزادی را در آن انتخابات صادر کرد که این امر مورد انتقاد و اعتراض شدید حضرت آقا روحی فداه قرار گرفت و در مقابل با بی تفاوتی جناب گفتگوی تمدنها! مواجه شد، پس این حمایت چیز عجیب و غریبی نیست! کاملاً طبیعی است!

 متن مصاحبه تلویزیونی نجف زاده با سید حسن نصرالله

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 14:15 |

رویترز: رقيبان احمدي نژاد غرب گرا هستند

 

خبرگزاری انگلیسی رویترز در گزارشی با اشاره به تاریخ آغاز انتخابات ریاست جمهوی ایران رقیبان محمود احمدی نژاد در اردوگاه اصلاح طلبان را طرفدار غرب نامید و نوشت براي روي كار آمدن آنها در ايران بايد تلاش بين المللي صورت گيرد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، رویترز دراین زمینه می نویسد : ایران ، دوازدهم ژوئن سال 2009 را تاریخ برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام داشته و انتظار می رود که محمود احمدی نژاد علی رغم برخی انتقاداتی که به او می شود دوباره رییس جمهور گردد ولي اين نتيجه براي غرب مناسب نخواهد بود چون معلوم مي شود نتيجه فشار اقتصادي به ايران و تحريم ها نتيجه مطلوبي در اين حوزه هم نداشته است.

رویترز با اشاره به توافق شورای نگهبان و وزارت کشور نوشت :نهاد های برگزاری انتخابات ایران بابت تاریخ برگزاری آن به توافق رسیدند .

این رسانه در ادامه با اشاره به مناقشه ایران و غرب در زمینه ای هسته ایی به نقل از تحلیگران وضعیت اقتصادی را از دیگر موارد موجود در فعالیت های انتخاباتی ریاست جمهوری آینده نام برد .در این بین" محمود احمدی نژاد" که در سال 2005 پیروز انتخابات بود می گوید که ایران هرگز در برنامه های هسته ایی خود عقب نشینی نخواهد نمود .او تجدید کننده ای ارزش های انقلابی در ایران است.

رویترز می افزاید: در نقطه مقابل اصلاح طلبان و حامیان آن ها وجود دارند که تمایل به غرب دارند و دائم" احمدی نژاد" را بابت تعامل با غرب و برخی مسائل اقتصادی متهم می نمایند و بايد براي روي كار آمدن يك رييس جمهور غرب گرا در ايران تلاش شود.

این خبرگزاری انگلیسی در پایان تصریح نمود: علی رغم این که احمدی نژاد هنوز تمایل خود را برای شرکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری اعلام نداشته ،مهدی کروبی ،رییس سابق مجلس و از گروه اصلاح طلبان، نامزدی خود را اعلام داشته ولی آنچه که ناظران در ايران باور دارند اينست كه علی رغم برخی از انتقاد های داخلی از احمدی نژاد بابت مشکلات اقتصادی ، رییس جمهور سازش ناپذیر ایران بار دیگر انتخاب خواهد شد .

///////////

حضرات اصلاح طلب و صد البته از نوع آمریکایی، رو نیست که دارن به سنگ پا گفته زکی!

تازه به این موارد افتخار هم می کنند! انتظار هم دارند که مردم ایران برای بار سوم مرتکب خطا شوند و دوباره انقلاب را به دست دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب و امام خمینی(س) بسپارند، همان هایی که امروزه سنگ امام (س) را به سینه می زنند! 22 خرداد سال 1388 فراموش نشود.....

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 14:8 |

رسايي: نطق عليخاني برنامه اي براي حمله به دولت بود

 

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي تصريح کرد که نطق پيش از دستور "قدرت اله عليخاني" نماينده قزوين در جلسه امروز مجلس، در پوشش دفاع از مراجع اما با هدف حمله به دولت و برخي رسانه هاي اصولگرا طراحي شده بود.

به گزارش ايرنا،"حميد رسايي" روز يکشنبه در گفت و گو با خبرنگاران تاکيد کرد:متاسفانه جرياني که در طول هشت سال دوره اصلاحات همواره در برابر نصايح دلسوزانه مراجع عظام نه تنها واکنشي نشان ندادند که بدترين اهانت ها را از تريبون همين مجلس انجام دادند، ‌امروز در ظاهر دلسوز مراجع شده اند!

اين نماينده اصولگراي مجلس اضافه کرد: همه مي دانند که تاکيد رهبر کبير انقلاب، رهبر معظم و علماي بزرگي همچون شهيد مطهري همواره بر استقلال حوزه ها بوده است.

وي افزود: اقتضاي اين استقلال هم اين است که مراجع و علماي بزرگ و حتي روحانيون حوزه در مواقعي که احساس انحراف مي کنند ، ‌نسبت به امور تذکر دهند.

عضو کميسيون فرهنگي مجلس تاکيد کرد: بديهي است که در دوره حاکميت ولايت فقيه، ‌هدف ايشان از بيان اين تذکرات جز خيرخواهي و نصايح دلسوزانه چيز ديگري نيست که اصولگرايان در مجلس و دولت همواره از آن استقبال کرده اند.

رسايي افزود: مراجع عظام هم انتظار ندارند که بلافاصله با بيان تذکري واکنش سريع و انجام آن را ببينند،‌ آنها نيز مي دانند که اصلاح برخي از امور يا عمل به برخي از نصايح نياز به گذر زمان دارد و حتي در مواردي با ارايه توضيحات قانع مي شوند چون تذکرات آنها غرض ورزانه و از روي کينه هاي شخصي نيست بلکه خير خواهانه و اصلاح طلبانه حقيقي است.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي اضافه کرد: کسي حق جسارت نسبت به مراجع به خاطر ابراز تذکراتشان را ندارد و واکنش توهيني نسبت به تذکرات مراجع،‌ فرد توهين کننده را از جرگه اصولگرايي خارج مي کند مگر اينکه فرد توهين کننده عذرخواهي کند.

اين نماينده مجلس ياد آور شد: بنده پس از اينکه اظهار نظر يک کارگردان سينما و نويسنده را در يکي از سايت ها نسبت به حضرت آيت الله مکارم شيرازي ديدم،‌ بسيار ناراحت شدم و شخصا خدمت ايشان رسيدم و کسب تکليف کردم،‌ حتي اطلاع يافتم که برخي از دوستان طلبه قصد نشان دادن واکنش عمومي به اين موضع را دارند،‌ ولي ايشان فرمودند که راضي نيستند مساله شکل عمومي يابد.
رسايي اضافه کرد: در همان ديدار نيز ايشان تاکيد کردند که من نيز مي دانم اظهار نظر اين فرد ربطي به دولت ندارد ولي برخي به دنبال سوء استفاده خواهند بود. آن پيش بيني حکيمانه امروز در قالب حمله به دولت تحقق يافت.

نماينده مردم تهران در مجلس افزود: بعد از اين ملاقات نيز حدود 45 دقيقه تلفني با نويسنده اين مطالب صحبت کردم و حتي در بخشي صحبت تلفني ما به مباحثه تند کشيده شد. نتيجه اين تلفن و انتقادات بنده از لحن و ادبيات توهين آميز ايشان اين بود که تا حدودي متوجه شد و حتي درخواست ملاقات با آيت الله مکارم شيرازي را داشت که بنده طريق آن را نشان دادم اما نمي دانم پيگيري کرد يا نه.

عضو کميسيون فرهنگي مجلس تصريح کرد: طبيعي است که فردي که ادبيات توهين را انتخاب مي کند بايد پاسخکوي آن هم باشد و بنده يقين دارم که هيچ اصولگرايي از آن دفاع نمي کند.

وي با اشاره به تذکرش در جلسه علني امروز مجلس اظهار داشت: حرف من در تذکر امروز اين بود که اين شخص و مواضع آن ربطي به دولت نداشت که آقاي عليخاني بدترين شکل اهانت را نسبت به رييس جمهور داشت و رييس مجلس هم سکوت کرد.

رسايي تصريح کرد:طبعا بايد نسبت به توهين کنندگان به مراجع اقدام قانوني صورت گيرد،‌ ولي اين موضوع چه ربطي به دولت داشت،‌ چرا آقاي لاريجاني سکوت کرد. انتقاد من از نحوه اداره جلسه بود.

عضو کميسيون فرهنگي مجلس افزود:آقاي لاريجاني مي گويد که نطق و ابراز نظر آزاد است،‌ که در اين شکي نيست و البته هر کس توهين کند،‌ حقيقت دروني خودش را نشان مي دهد ولي آيا سکوت رييس مجلس نسبت به موضوعي که هيچ ربطي به دولت نداشت و در صورت عدم تذکر به معناي همراهي با فرد است، نيز آزاد است. آقاي لاريجاني قطعا موافق حمله به دولت و القاي اين که از سوي دولت نسبت به مراجع اهانت شده نبودند،‌ اما چرا سکوت کردند؟

رسايي اظهار داشت: من متاسفم امروز کساني از داخل و خارج مجلس مدافع مراجع عظام و جامعه مدرسين شده اند و به اين بهانه دولت اصولگراي مورد حمايت رهبري،‌ مراجع و جامعه مدرسين را مورد حمله قرار مي دهند که در مجلس ششم و حتي هفتم از همين تريبون يا بدترين اهانت ها را نسبت به آنها داشتند و يا در برابر اهانت ها سکوت کردند.

نماينده مردم تهران تاکيد کرد: من و بسياري از اصولگراين از معترضين اهانت کنندگان به مراجع و علما در دوره اصلاح طلبان بوديم علت آن هم اين بود که آقايان اصلاح طلب نه تنها نسبت به توهين کنندگان واکنشي نشان نمي دادند که از آنها دفاع هم مي کردند.

رسايي تاکيد کرد: اما امروز مي بينيد که پس از انتشار مطالب توهين آميز اين فرد هيچ کس به دنبال دفاع از او نيست،‌ حتي رسانه اي مانند کيهان که در چند سال قبل مقالاتي از اين شخص را به چاپ رسانده و الان مدت زيادي است که به دليل مواضع وي اين ارتباط را قطع کرده،‌ قبل از ديگران نسبت به اين اهانت ها موضع مي گيرد ولي باز شما مي بينيد که برخي نشريات زنجيره اي و مدافع هتاکان مي خواهند اين اهانت کنندگان را به دولت و يک نشريه اصولگرا نسبت دهند.

رسايي تاکيد کرد: امروز برخي از اعضاي محترم جامعه مدرسين در جلسه علني حضور داشتند. آقاي آشتياني،‌ نماينده قم و عضو جامعه مدرسين وقتي فهميدند من قصد تذکردارم،‌ به من گفت که از طرف من هم اعتراض کنيد که اين موضوع چه ربطي به دولت داشت! اما آقاي لاريجاني اجازه نداد تا اين مطالب عنوان شود.

اين نماينده اصولگراي مجلس هشتم تصريح کرد: متاسفانه اصلاح طلباني که امروز هم از مردم جدا شده اند و هم از حوزه هاي علميه،‌ در آستانه انتخابات رياست جمهوري به دنبال کسب آبرو و خالي کردن عقده هاي بدر و خيبر هستند،‌ اما مردم ما و علماي قم هنوز اهانت ها وهتاکي هاي آنها را که در طول سال هاي قبل نسبت به دين،‌ مراجع ،‌ مقدسات اسلام وانقلاب ابراز شده را از ياد نبرده اند و نمي توانند قسم حضرت عباس برخي را باور کنند وقتي دم خروس از جيبشان بيرون زده.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 14:9 |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف و شجاع ایران! بار دیگر شاه با دستور حكومت نظامی در تهران و سایر شهرستان های بزرگ ایران‚ ثابت كرد كه پایگاهی در میان ملت ندارد. اعلام حكومت نظامی در محیطی آرام به اقرار رادیو و مطبوعات ایران كه راهپیمایی با كمال آرامش در آن انجام می گرفت‚ نه تنها قانونی نیست بلكه جرم است و دستور دهنده آن مجرم. شاه برای به رگبار بستن مردم بی دفاع و مظلوم هیچ بهانه ای را بهتر از حكومت نظامی ندید. روزهای اخیر‚ تهران و سایر شهرستان های مهم ایران برای اظهار مظلومیت و مخالفت با مجرمی كه 35 سال بر مقدرات آنان سلطه دارد و جنایات و خیانت های او در كشور و مخالفت های او با قانون اساسی واضح است‚ شاهد راهپیمائی های آرام بود. اظهار مخالفت با مجرمی كه تمام هستی ملت را به باد داده است‚ از طرف كسانی بود كه در حد عالی شعور سیاسی و دینی بودند‚ به طوری كه حاضر شدند ارتش را گلباران كنند ولی دولت آشتی ملی آنان را به عنوان شعار برخلاف قانون اساسی‚ محكوم نمود و حال آنكه شعار آنان بر ضد قانون اساسی شكن یعنی شاه بود. شعار بر ضد رژیم تحمیلی غیر قانونی بود‚ اظهار مظلومیت بود ولی واقعیت این است كه شاه می خواهد انتقام خود را از ملت بی دفاع بگیرد و با صحنه سازی های مبتذل‚ ملت بی دفاع را به مسلسل ببندد و نفس ها را به خیال باطل خودش در سینه خفه گرداند‚ ولی دیگر دیر شده است و ملت مظلوم و بیدار ایران آگاه گردیده اند. من هنوز اطلاع دقیقی از كشتگان و مجروحان در سراسر ایران ندارم ولی خبر گزاری ها تعداد كشتگان را به صدها نفر گزارش داده اند و خبرهائی از ایران‚ این تعداد را بیش از هزار نفر می گویند. اكنون بر ملت شجاع ایران است كه به هر ترتیبی كه ممكن است به مجروحین بی شمار خود‚ خون‚ دوا و غذا برساند و از هر گونه كمك مالی دریغ ننماید.
چهره ایران امروز گلگون است و دلاوری و نشاط در تمام اماكن به چشم می خورد‚ آری اینچنین است راه امیرمومنان علی (ع) و سرور شهیدان امام حسین (ع)‚ ای كاش خمینی در میان شما بود و در كنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی كشته می شد.
ملت ایران! مطمئن باشید كه دیر و یا زود پیروزی از آن شماست شاه با حكومت آشتی ملی می خواهد روحانیت شریف ایران و سیاسیون محترم را در كشتار خود سهیم گرداند ولی فریب او خیلی زود برملا گردید.(ان كید الشیطان كان ضعیفا).

جهان باید بداند كه این است فضای باز سیاسی ایران و این است رژیم دموكراسی شاه و این است عمل به دین مبین اسلام در منطق شاه و دولت او.
اكنون به بهانه های پوچ دست به حبس و تبعید تازه زده اند و می زنند‚ باید علما و روشنفكران ملت در زیر چكمه دژخمیان خرد شوند تا كسی خیال آزادی به خود راه ندهد. شما ای ملت محترم ایران كه تصمیم گرفته اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید و در رفراندمی كه در سه و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید‚ به دنیا نشان دادید كه رژیم شاه جائی برای خود در ایران ندارد‚ چنانچه در روزنامه های خارجی هم منعكس گردید. مطمئن باشید كه هیچ قدرتی نمی تواند با شما كه بیدارید و به پا خاسته اید روبرو شود.
ارتش وطنخواه ایران! شما دیدید كه ملت با شما دوست و شما را گلباران می كند و میدانید كه این چپاولگران برای ادامه ستمگری شما را آلت قتل برادران خود قرار داده اند‚ به دیگر برادران ارتشی خود كه شاه را رها كرده اند و در پشتیبانی مردم‚ به دشمن حمله نموده اند بپیوندید و به پاخیزد و نگذارید ملت شما نابود و برادران و خواهران شما به خاك و خون كشیده شوند‚ نام خود را در تاریخ كه به سود ملت ایران به راه خود ادامه می دهد‚ هر چه زودتر ثبت كنید و ریشه خیانت و ظلم را بكنید. شما ای علمای بزرگ اسلام و سیاسیون بزرگ كه از فشار شاه هراسی به دل راه نمیدهید‚ نشانه اعتماد و قوت روحیه ملت هستید و در این موقع حساس نه تنها باید استقامت كنید‚ بلكه روحیه عالی مقاومت جامعه را هر چه بیشتر باید تقویت كنید و هر چه بیشتر صفوف خود را برای مقابله با دشمن مردم ایران متشكل تر كنید. از خداوند متعال نصرت اسلام و مسلمین را خواهانم.
والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته
روح الله الموسوی الخمینی

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 10:4 |

متن زیر سخنرانی هدایت‌الله بهبودی؛ رییس دفتر ادبیات انقلاب اسلامی راجع به حادثه ۱۷ شهریور است که در نشست تخصصی " ۱۷ شهریور ، کالبد شکافی یک واقعه " در سال ۱۳۸۳ بیان شده است .

بسم‌الله الرحمن‌الرحیم. آنچه که از من می‌شنوید تا حدی به زمینه‌های تاریخی واقعة هفده شهریور مربوط است. این مطالب شاید بتواند برخی از علل حادث شدن این رویداد خونین را روشن کند. البته شاید یکی دو ضلع بیشتر از منشور حادثه در این فرصت ترسیم نشود. دو مقدمة کوتاه.

از منبع موثقی شنیدم که مجموعة آمار شهدای انقلاب اسلامی از قیام 1342 تا پیروزی انقلاب اسلامی حدود پنج هزار نفر برآورد شده است. اسناد و مدارک هم تقریباً این تعداد را تأیید می‌کنند. البته رقم کمتر از این است. اما با تسامح می‌گوییم پنج هزار نفر. این نشان می‌دهد که پیروزی انقلاب اسلامی با تمام ابعاد وسیعی که دارد، در مقایسه با انقلابهای دیگر هزینه‌های جانی بسیار کمی در پی داشته. توجه می‌دهم که هزینه‌های جانی، نه هزینه‌های دیگر. زندانها، تبعیدها، شکنجه‌ها، محرومیتها و ستم‌دیدگیها مسائل دیگری است. از طرف دیگر برای نگهداری این انقلاب، بیش از دویست و بیست هزار شهید دادیم. این موضوع همیشه من را به فکر وا می‌دارد. در واقع اضلاع جدیدی از این حادثه و انقلاب را در ذهن آدم ترسیم می‌کند.

مقدمة دوم اینکه حکومت نظامی در قانون مشروطه، در 1290 شمسی تصویب شد. اما برای اولین بار در ایران، یک روز بعد از به توپ بسته شدن مجلس، در تهران حکومت نظامی اعلام شد. دو بار قبل از کودتای سیاه 1299، شاهد حکومت نظامی بودیم. هنگام کودتا هم، در تعدادی از شهرها حکومت نظامی اعلام شد. هنگام اشغال ایران، باز با حکومت نظامی مواجه بودیم. مقطع مهم دیگر، بعد از کودتای 28 مرداد بود که با حکومت نظامی مواجه هستیم. بعد از قیام 15 خرداد 1342 باز حکومت نظامی داشتیم. اما از آن زمان تا 1357شمسی، ظاهراً دیگر حکومت نظامی در کشور برقرار نشد. با اینکه این نوع برخورد، در 1357 اول بار در اصفهان رخ داد، اما بین برقراری حکومت نظامی در اصفهان با تهران شباهتها و تفاوتهایی است. آن روز هم در اصفهان جمعه بود، هفده شهریور هم در تهران روز جمعه بود. در شورای تأمین استان اصفهان رئیس شهربانی گفت شهر کاملاً از دست من خارج است؛ من دیگر نمی‌توانم کاری بکنم. در تهران هم همین وضعیت در شانزدهم شهریور بود. رضا ناجی که فرمانده حکومت نظامی اصفهان بود، از رادیو رسماً اعلام حکومت نظامی کرد. کمتر از یک ساعت بعد هم آمد و از تلویزیون اعلامیه خواند. همان روز اعلامیه حکومت نظامی اصفهان قرائت شد و مردم کاملاً در جریان قرار گرفتند. اما هفده شهریور تهران متفاوت بود.

فضای حوادث انقلاب اسلامی به نحوی است که نمی‌توانیم یک تکیه‌گاه کامل، یک ویژگی تمام قد برای هفده شهریور در نظر بگیریم و ببینیم چرا واقعة هفده شهریور رخ داد. اما می‌توانیم ماه مبارک رمضان سال 1357 را نقطه‌ای برای سلسله حوادث بعد از آن در نظر بگیریم و ببینیم چرا این حادثة خونین در میدان ژاله به وقوع پیوست. به خاطر ماهیت نهضت مردم که کاملاً جنبة مذهبی داشت، استعداد فراوانی برای بهره‌برداری از ظرف زمانهایی که به نحوی مذهبی بودند، پیدا می‌شد.

از نمونة اینها هم ماه مبارک رمضان بود. اسناد نشان می‌‌دهد که سخنرانی‌ها در این ماه اوج گرفت. شدت دستگیریها بسیار بالا رفت، به طوری که قبلاً سابقه آن را نداشتیم. تعدادی از تبعیدیها را جا به جا کردند. ممکن بود اینها از همین بلندگوهای ماه رمضان مردم را تحریک کنند. مجموعة سخنرانیها و حرفهایی که توسط روحانیت در ماه رمضان ایراد می‌شد، رژیم را دچار نگرانی کرد.

پانزده مرداد مصادف با اول ماه رمضان بود. در این ماه اتفاق بزرگ دیگری داریم که تغییر عمده‌ای در حکومت به وجود آورد و آن آتش‌سوزی سینما رکس آبادان بود. سیصد و هفتاد و هفت نفر در این حادثه سوختند. البته ده نفر موفق به فرار شدند. چهار نفر هم زخمی شدند. در نخستین ساعت بعد از این حادثه، تعدادی جلوی شهربانی آبادان جمع شدند (با عرض معذرت) شعار مرگ بر امام دادند. این یکی از نشانه‌هایی است که معلوم می‌کند برنامه‌ریزی‌ پشت این ماجرا برای بدنام کردن نهضت اسلامی بود. اما نخستین واکنشها از فردای آن روز انگشت اتهام را به سوی رئیس شهربانی آبادان، افسر بدنامی که سرتیپ رزمی نام داشت و در 19 دی 1356 هم در قم آن کشتار را انجام داده بود، برد. وی به حدی دچار اضطراب شده بود که فوراً شورای تأمین استان را تشکیل می‌دهد و از مسئولین استان می‌خواهد که حکومت نظامی در آبادان برقرار کنند. مسئول ساواک آبادان می‌فهمید که این به خاطر ترسی است که برای رئیس شهربانی حادث شده و مایل است به خاطر حفظ جانش در آبادان حکومت نظامی اعلام شود. با شاه مشورت می‌کند و در نهایت نمی‌پذیرند. این حادثه تأثیر فراوانی بر سخنرانیهای بعدی ماه مبارک داشت، به نحوی که دولت را وادار کرد عکس‌العمل سریعی از خود نشان دهد. همیشه در بحرانهاست که حکومتها دچار تغییر و تحول شدید می‌شوند. مجلة خواندنیها روز اول شهریور که منتشر شد، نوشت دولت آموزگار استعفا می‌دهد. حدود سه چهار روز طول می‌کشد تا این مجله چاپ شود. بنابراین خبر، شاید فردای حادثه سینما رکس درز کرده بود. 28 مرداد سینما رکس آتش گرفت، دو روز بعد خواندنیها اعلام کرد دولت آموزگار در حال تغییر است. اول یا دوم شهریور بعضی از منابع خارجی اعلام کردند که جایگزین او جعفر شریف امامی است. فردای آن روز مصادف با ضربت خوردن حضرت علی(ع) و شهادت امام اول بود؛ خبر تغییر دولت را اعلام نکردند. فردای شهادت حضرت امیر(ع)، یعنی روز پنجم شهریور، تغییر دولت اعلام شد و جعفر شریف امامی کابینه‌اش را به شاه معرفی کرد. جمشید آموزگار هم که ماهیتی دوگانه داشت، هم ایرانی محسوب می‌شود و هم آمریکایی، بار و بندیلش را بست و به آن کشور رفت. شعار جعفر شریف‌امامی مشهور است. همه‌تان می‌دانید که دولت خودش را دولت آشتی‌ ملی نام نهاد. اقداماتی هم کرد که اگر پشتوانه‌های مبارزاتی امام نبود، چه بسا برای آرامش جامعه کافی بود. چنانچه اسناد نشان می‌دهد، در گروههایی از مردم و روحانیون اقدامات شریف امامی مؤثر واقع شد، یعنی آنها را تحت تأثیر قرار داد. شریف امامی قمارخانه‌های کوچک و بزرگ را بست. تاریخ شاهنشاهی را دوباره به تاریخ هجری تبدیل کرد. دستور پیگرد و دستگیری کسانی را که مشهور به فساد بودند، داد. بعضیها را دستگیر کرد. یک نوع آزادی در مطبوعات ایجاد شد که قبل از آن سابقه نداشت. مطبوعات اجازه پیدا کردند حوادثی را که در کشور رخ می‌دهد منعکس کنند.

یکی از موارد، چاپ عکس امام خمینی در هفتم شهریورماه، در صفحه اول روزنامه اطلاعات بود. البته خبری که چاپ کرده بودند چندان معتبر نبود، اما خود این کار در روزنامه خیلی عجیب به نظر می‌رسید. اما امام و روحانیونی که پیرو ایشان بودند، از این اقدامات قانع نشدند. این را عوام‌فریبی نامیدند و شریف امامی را به گربه‌ای تشبیه کردند که آن روز زاهد شده است. آن طور که از اسناد بر می‌آید، زمزمه‌های راهپیمایی عید فطر و برگزاری نماز، در نهم شهریور توسط دکتر مفتح و بعد از سخنرانی دکتر باهنر در مسجد قبا به وجود آمد. دکتر مفتح اعلام کرد روز سیزدهم شهریور در تپه‌های قیطریه نماز عیدفطر برگزار خواهیم کرد. سال قبل هم این نماز در تپه‌های قیطریه برگزار شده بود. اینهایی که من می‌گویم از اسناد است، یعنی ساواک دارد تمام حوادث را ضبط می‌کند. طبیعتاً در مقابل، عکس‌العمل هم نشان می‌دهد. روز یازدهم، دو روز بعد، باز آقای مفتح علناً از مردم خواست که در تپه‌های قیطریه حاضر شده و نماز عید فطر را بخوانند. دستگاه امنیتی که دید موضوع جدی است و احتمال راهپیمایی بعد از نماز وجود دارد، برای اینکه تا حدی بتواند جلوی گردهمایی و احیاناً راهپیمایی را بگیرد اقدام به شایعه‌پراکنی کرد. دستوری که پرویز ثابتی برای پراکندن این شایعه می‌دهد این است : «دولت به مأمورین دستور داده چنانچه در روز عید فطر دسته‌جاتی به تظاهرات پرداختند، آنها را به گلوله ببندد.» از این طریق می‌خواست در دل مردم وحشت بیاندازد. این که شایعه در جامعه رواج پیدا کرد یا نه، من اطلاعی ندارم. یک روز بعد، دوازدهم شهریور، باز دکتر مفتح در مسجد قبا اعلام کرد غیر از نماز عید فطر، روز پنجشنبه شانزده شهریور هم تعطیل عمومی داریم. در تهران و برخی از شهرها تعدادی از مردم در درگیری با حکومت شهید شده بودند. برای احترام به این شهدا اعلام کردند که روز پنجشنبه شانزدهم شهریور در تهران تعطیل عمومی خواهیم داشت. این پیشنهاد به سرعت در شهرهای دیگر هم مطرح شد. این خبر را روحانیون اعلام کردند، اما مراجع قم عکس‌العملی در برابر آن نشان ندادند. به تماسهایی که با آنها گرفته می‌شد و می‌خواستند از آنها بپرسند آیا پنجشنبه را تعطیل کنیم یا خیر، پاسخی نمی‌دادند. آنچه که در عید فطر اتفاق افتاد، از این جهت مهم بود که تا آن تاریخ، نظام شاهنشاهی مستقیم این قدر مردم را در خیابان علیه خود لمس نکرده بود. در همان روز، منابع خارجی، روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها اعلام کردند که این بزرگترین حرکت علیه حکومت شاه تا امروز محسوب می‌شود. این حرفها را که من می‌‌زنم، شاید هم برای من و هم تصورش برای شما، بعد از گذشت بیست و پنج، شش سال خیلی ساده باشد. اما واقعیت این است که اگر آدم بتواند خود را از این دوره بِکَنَد و به آن زمان نزدیک کند، وجود این همه جمعیت در خیابانها، انزجار از حکومت، شعار دادن مستقیم علیه شاه، گلباران کردن مأموران شهربانی یا نظامیانی که گوشه و کنار ایستاده‌اند، انداختن حلقه‌های گل به گردن مأموران شاهنشاهی، روی سرشان نُقل پاشیدن و تشویق آنها به اینکه به مردم بپیوندند، نکاتی نیست که حکومت بتواند به راحتی از کنار آنها بگذرد و یا اهمیتی به آنها ندهد. شاید خود مردم هم در آن موقع با تعجب به این موضوع نگاه می‌کردند. حداقل رقمی که گفته شده نزدیک به حدود ششصد هزار نفر در جادة قدیم، دکتر شریعتی فعلی، در سیزده شهریور راهپیمایی کردند. طبق اسناد، جامعه روحانیت هنوز تشکل رسمی پیدا نکرده بود اما دور هم جمع می‌شدند و مشورت می‌کردند. تا حدی هم در حرکتها و سازماندهی حرکتها مشارکت داشتند. روز چهارشنبه پانزده شهریور، روحانیون تهران دور هم جمع می‌شوند تا دربارة پیشنهادی که آقای مفتح برای تعطیلی و راهپیمایی کرده بود، تصمیم جدی بگیرند. شهید محلاتی در خاطراتش در مورد آن جلسه می‌گوید :
«روز چهارشنبه جلسه داشتیم و صبح تا عصر رفقا بحث می‌کردند. بعضیها می‌گفتند خونریزی می‌شود، بعضیها می‌‌گفتند باید اعلامیه داد. یادم هست من مسئول ستاد برگزاری راهپیمایی شده بودم. با یکی از رفقا اعلامیه هم نوشتیم. مع‌ذلک خیلی از رفقا ترسیدند و رفتند. ولی ما رفتیم که این راهپیمایی را اداره کنیم»

نمی‌خواهم بگویم صد در صد همین جور است، ولی به هر حال این نقلی است که گفته شده است. شاید یکی دو جا قرینه هم داشته باشد. به هر حال این دودلی در روحانیت تهران دیده می‌شد. اما حکومت متوجه شده بود که راهپیمایی روز شانزدهم شهریور قطعی است. به همین دلیل هم یک روز قبل، پانزدهم شهریور، اعلامیه‌ای که شدید‌اللحن هم بود نوشت و از تریبونهای عمومی و نشریات به اطلاع مردم رساند. حکومت رسماً گفت که با هرگونه اجتماع و گردهمایی برخورد خواهم کرد. کسانی که می‌خواهند راهپیمایی کنند باید از شهربانی اجازه بگیرند. روز شانزدهم، نود و پنج درصد مغازه‌های سطح تهران بسته بود. بازار شمیران، بازار بزرگ تهران، بازار شهر ری کاملاً بسته بودند. حرکت مردم از مناطق مختلف، گسترده‌تر از عید فطر شروع شد. از میدان ونک، از جاده قدیم و از سرآسیاب و پیروزی فعلی، از شهباز یا هفده شهریور فعلی و از مبادی مختلف مردم شروع به حرکت کردند. بدنة جمعیت به سمت خیابان شاه‌رضای قدیم و انقلاب فعلی بود. در اسناد ساواک آمده که در خیابان آیزنهاور یعنی آزادی فعلی، مرتباً اعلام می‌شد که جمعیت فردا صبح 17/6/57 در خیابان شهدا، نامی که تظاهرکنندگان به خیابان ژاله دادند، اجتماع کنند. عین جمله همین است. شاید ده شهریور بود که بعد از جلسه‌ آقای یحیی نوری نزدیک میدان شهدا، وقتی مردم متفرق می‌شدند، بینِ نظامیها یا نیروهای شهربانی با مردم، درگیری پیش آمد و یک یا دو نفر به شهادت رسیدند. از این روز به بعد، خیابان ژاله به خیابان شهدا معروف شد. سند اینجوری ادامه می‌دهد : «تعدادی موتورسیکلت سوار نیز با صدای بلند اظهار کرده‌اند کمیته دستور داده در میدان ژاله جمع شوید.» من هر چی فکر کردم متوجه نشدم که منظور از کمیته چیست. اگر کمیتة برگزاری راهپیمایی است که روحانیت تصمیم قاطعی برای راهپیمایی شانزده شهریور نگرفته بود.

اگر منظور همان روحانیتی است که نمایندگانِ راهپیمایی بودند، اینها هم که به احتمال زیاد دودل بودند و تصمیم جدی نداشتند. حتی بعد از اینکه دولت در پانزده شهریور آن اعلامیه شدیداللحن را داد، روحانیت تهران، اعلامیه‌ای نوشتند که شهید محلاتی هم زیرش را امضا کرده است. همة آقایان هستند، دکتر بهشتی، آقای کروبی و ... . مردم را از تظاهرات منع کردند و گفتند که چون روز شانزدهم شهریور احتمال خونریزی است، به خیابانها نیایند. اعلامیه هم موجود است. با این حال مردم که به نظر من عدة زیادشان و نه همه، گوششان خیلی به حرف روحانیت نبود، توصیه‌های روز شانزده شهریور را چندان گوش نکردند و به راهپیمایی 17 شهریور آمدند. اما این احتمال که روحانیون محترم بعد از دیدن این راهپیمایی، آمده و راهپیمایی را هدایت کرده باشند وجود دارد. چون در میدان شهیاد، آزادی فعلی، قطعنامه‌ هم خوانده شد. مفاد قطعنامه هم در اسناد منعکس شده است. نمی‌شد این قطعنامه را آدمهای معمولی بنویسند، چون لحنش معلوم است که قلم یک روحانی است و گروهی از روحانیون این قطعنامه را سبک و سنگین کرده‌اند. می‌شود گفت این قطعنامه بعد از راهپیمایی خوانده شد، یعنی مردم تا حدی متفرق شده بودند. قطعاً روحانیت برای تجمع هفده شهریور تأییدیه‌ای نداد، چه رسماً و چه لفظاً. این تجمع خودجوش بود. مثل شانزده شهریور. حتی مثل سیزده شهریور. هم دکتر باهنر و هم دکتر مفتح، بعد از نماز و خطبه، رسماً اعلام کردند که مردم، متفرق شوید. ما دیگر برنامه‌ای نداریم. تمام شد. اما آنجا هم مردم گوش نکردند و راه افتادند. تظاهرات شانزده شهریور یازده ساعت طول کشید، از هشت صبح تا هفت بعد از ظهر. به نظر من این دو راهپیمایی و تظاهرات، تأثیر شگرفی در بدنة حکومت شاه گذاشت و به شدت آن را وحشت زده کرد. این وحشت در کتاب «تصمیم شوم» که صورت جلسة شورای امنیت است، کاملاً مشخص است. این وحشت از لابه‌لای صحبتهایی که مسئولین می‌کنند کاملاً روشن است. می‌خواهم بگویم که حکومت چاره‌ای جز برقراری حکومت نظامی نداشت. همه چیز داشت از دست می‌رفت. اگر قرار بود شبیه سیزده شهریور و شانزده شهریور، در هفده شهریور هم تکرار شود، شیرازة امور از هم می‌پاشید. ما اکنون از موضع انقلابیون می‌گوییم: عجب کار بدی کرد. ولی انصافاً اگر بخواهیم از موضع حکومت برخورد کنیم، باید به نظامی که همه‌چیزش دارد از بین می‌رود، حق بدهیم. او می‌خواهد جلوی سقوطش را بگیرد. تنها راهی که به نظر می‌رسید پیش رو داشت، همین اعلام حکومت نظامی بود. طبق نوشته‌ها و اسنادی که منتشر شده، اول بار ناصر مقدم، جانشین نعمت‌الله نصیری این پیشنهاد را به شاه می‌دهد. شاه می‌گوید که باید در شورای امنیت مطرح شود. بلافاصله شورای امنیت را حدود ساعت شش بعد از ظهر تشکیل می‌دهند. چون مطرح می‌شود که باید از تصویب هیئت دولت هم بگذرد، اعضای هیئت دولت را هم با خبر می‌کنند و اعضاء هیئت دولت در بین جلسه به اینها ملحق می‌شوند. منوچهر آزمون متن حکومت نظامی را می‌نویسد. بعد مشورت می‌کنند. بالا، پائین می‌کنند. روی شهرهایی که باید در آنها حکومت نظامی برقرار شود، بحث می‌‌کنند. جاهایی مثل کازرون و جهرم که در مقایسه با شهرهای دیگر حرکتهای آنچنانی نداشت، اما برای ترس از عشایری که در آن مناطق بودند، آنجاها را هم حکومت نظامی اعلام می‌کنند. در نهایت متن حکومت نظامی را شریف امامی، شاید دور و بَرِ ده شب، تلفنی به شاه اطلاع می‌دهد. متن را برای شاه می‌‌خواند. او هم یکی دو جایش را از پشت تلفن دستکاری می‌کند. مثلاً می‌گوید اینجایش را بنویسید عناصر خارجی. یکی دو تا اضافه می‌کند و در نهایت تصویب می‌شود. منتها در صورتجلسه‌ای که منتشر شده، اصلاً معلوم نمی‌شود که این متن کِی باید خوانده شود. همه می‌گویند فردا. فردا بدهید روزنامه‌ها چاپ کنند. فردا بدهید رادیو تلویزیون این متن را بخواند. ظاهراً اول بار شش صبح و احتمالاً از رادیو خوانده می‌شود. خیلی‌ها نمی‌دانستند حکومت نظامی اعلام شده است. چه می‌دانستند و چه نمی‌دانستند، باز هم مردم می‌آمدند. یعنی آن شوری که با دو راهپیمایی سیزده و شانزده شهریور در غالب مردم ایجاد شده بود، اطلاع کامل از حکومت نظامی، باز آنان را در صحنه حاضر می‌کرد. به هر حال حادثة بسیار غم‌انگیزی اتفاق افتاد. شکافی که بین حکومت و مردم در سال
۱۳۵۷ به وجود آمده بود، بسیارعمیق بود. البته ممکن بود این فاصله را با یک پل پر کرد. اما کاری که هفده شهریور کرد، این بود که این فاصله را با خون پر کرد. به نظر می‌رسید دیگر هیچ پلی نمی‌شود روی خون زد. عمق این فاصله به حدی شد که سلسله حوادث بعد از آن، چاره‌ای جز منتهی شدن به سقوط نظام شاهنشاهی نداشت.

منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 8:15 |

احمدي‌نژاد از اصول عبور نكرده كه اصولگرايان از او عبور كنند

 

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي معتقد است كه اصولگرايان اختلافي براي رسيدن به نامزد واحد در انتخابات آتي رياست جمهوري ندارند و بحث عبور از احمدي نژاد توسط اصلاح طلبان مطرح شده است ولي اصولگرايان از وي گذر نخواهند كرد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر مرتضي آقا تهراني در گفت و گو با ايرنا، افزود: اصولگرايان براي پيروزي در انتخابات بايد اصولگرا باقي بمانند چرا كه حرف و عمل اصولگرايان يكي است .

وي تاكيد كرد: اصولگراها بايد اصولگرا باقي بمانند و ديگر هيچ. يعني به عنوان افراد اصولگرا دقيقا همان را كه مي‌گوييم انجام دهيم.

آقا تهراني با اشاره به موفقيت جبهه اصولگرايان در چند انتخابات مهم سه سال اخير ، اضافه كرد: اصولگرايان بايد به شعارهايشان پايبند باشند چرا كه مردم اين شعارها و ادعاها را ديده و پسنديده‌اند و به آن راي هم داده اند.

عضو اصولگراي مجلس هشتم اظهار داشت: اگر فرد يا جناحي مدعي اصولگرايي است بايد به اين اصل معتقد و پايبند باشد چرا كه صداقت ، اصل بنيادي اصولگرايي است.

وي ياد آورشد: اصولگرايان متعهدانه پاي آنچه كه مي‌گويند ، مي‌ايستند و اصولگرايان واقعي هم تا كنون در عرصه عمل اين موضوع را ثابت كرده اند.


*
اصلاح طلبان مي‌خواهند حرف در دهان ديگران بگذارند
وي درباره موضع جبهه اصولگرايان در قبال طرح عبور از احمدي نژاد كه به وسيله جناح اصلاح طلبان مطرح مي‌شود ،تصريح كرد: من نمي‌فهمم كه عبور از احمدي نژاد چيست. آنها ( اصلاح طلبان ) اين حرف‌ها را مي‌زنند تا حرف در دهان ديگران بگذارند.

آقا تهراني درباره اجماع اصولگرايان براي برگزيدن كانديدايي واحد در انتخابات رياست جمهوري سال آينده ، گفت:اختلافي بين اصولگرايان وجود ندارد و دليلي هم براي ايجاد بروز اختلاف وجود ندارد.


**
اصولگرايان از احمدي نژاد عبور نمي‌كنند
نماينده مردم تهران گفت: اگر جناح‌ها با رويكرد اصولگرايي در انتخابات حاضر شوند، هيچ اختلافي بين آنها وجود نخواهد داشت.

نماينده اصولگراي مردم تهران تصريح كرد: از ديد اصولگرايان دكتر احمدي نژاد از اصول تخطي نكرده كه ايشان را بگذارند و از كنارش گذركنند .

وي تصريح كرد: ما بايد به دنبال حق باشيم و در پي اشخاص نباشيم. با اين ضرورت بايد به افرادي فكر كنيم و آنها را انتخاب كنيم كه براي اجراي حق و پذيرش مسئوليت سنگين رياست جمهوري ، بهترين و صالح‌ترين فرد باشند.


*
دكتر احمدي نژاد طرفدار حق است
به نظر آقا تهراني دكتر احمدي نژاد در اين چهار سال به خوبي نشان داده است كه طرفدار حق است و خلاف آن عمل نمي‌كند.

نماينده تهران براي انتخاب فرد شايسته رياست جمهوري گفت : اگر خودمان نمي توانيم مسائل ، افراد و عملكرد آنها را تحليل كنيم، اهل سياست نيستيم يا ممكن است اشتباه كنيم بايد به نظرات مقام معظم رهبري كه در صدر نظام و مقام ولايت فقيه هستند رجوع كنيم.


**
نظر مقام رهبري درباره دولت مرجع است
عضوجبهه اصولگرايان متحد تاكيد كرد: همه به عدالت مقام معظم رهبري معتقد هستيم ومي دانيم كه ايشان بهتر و بيشتر از هر كسي در امور سياسي حاضر بوده‌اند و در اين‌باره اطلاعات دارند. بايد ببينيم كه ايشان درباره دولت چه نظري داده‌اند و چطور عملكرد دولت نهم را تحليل مي‌كنند. در اين صورت به روشني مي‌توانيم راه آينده را پيدا كنيم.

وي درباره برخي بد اخلاقي‌هاي سياسي يا اشتباهاتي كه برخي افراد در احزاب گوناگون مرتكب مي‌شوند ، گفت: انسان جايز الخطا است و ممكن است برخي از احزاب اشتباه بكنند. بالاخره هر كس ايده و انديشه‌اي دارد كه ممكن است مخالفت يا موافقت كند.


**
پذيراي مخالفان هستيم
نماينده مردم تهران تاكيد كرد: اين اظهار نظرها مهم نيست اين موضوع اهميت دارد كه با ديد بسته برخورد نكنيم وبتوانيم نظرات مخالفان را هم بشنويم .

وي درباره انتخابات آينده و نحوه حضور مردم در اين انتخابات گفت:فكر مي كنم جامعه به سوي اصول گرايش دارد و به طور قطع اصولگرايان راي خوبي در اين انتخابات به دست مي‌آورند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 17:55 |

الهام: لايحه دولت، مانع ازدواج مجدد بي‌ضابطه مي‌شود

 

سخنگوي دولت و وزير دادگستري تاكيد كرد: اصلاحات دولت در لايحه حمايت از خانواده، جلوي ازدواجهاي بي‌ضابطه مجدد مردان را مي‌گيرد.

به گزارش ايرنا، غلامحسين الهام پنجشنبه شب در گفتگوي ويژه خبري ساعت 30/22 شبكه دوم سيما كه به مدت بيش از يكساعت با حضور زهره طبيب زاده نوري رييس مركز امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري و زهرا آيت اللهي عضو شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان برگزار شد، افزود: اصلاحات دولت در لايحه پيشنهادي قوه قضاييه، در جهت حمايت از كيان خانواده و حقوق بانوان است.

لايحه حمايت از خانواده سال ۱۳۸۵در قالب ۵۱ماده از سوي قوه قضاييه به هيات دولت تقديم شد و دولت نيز پس از يكسال بررسي كارشناسي و الحاق دو ماده ديگر به آن، سال گذشته لايحه مزبور را براي تصويب در اختيار مجلس شوراي اسلامي گذاشت. رسيدگي به اين لايحه اينك در دستور كار مجلس قرار دارد اما اصلاحات دولت در آن، با مخالفت شماري از نمايندگان مجلس و قوه قضاييه روبرو شده است.

الهام كه همزمان با سخنگويي دولت، مسئوليت وزارت دادگستري را بر عهده دارد، در ميزگرد شبكه دوم سيما توضيح داد: ماده ۲۳لايحه، محل اصلي اختلاف بر سر آن ميان دولت و قوه قضاييه است كه به موجب آن، ازدواج دائمي مجدد مردان منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد وي براي اجراي عدالت بين همسران خويش است.

بر اساس تبصره اين ماده، در صورت تعدد ازدواج، چنانچه مهريه، حال باشد و همسر اول، آن را مطالبه كند، اجازه ثبت ازدواج مجدد منوط به پرداخت مهريه زن اول است.

وي گفت: از آنجا كه در لايحه پيشنهادي قوه قضاييه هيچ محدوديتي براي ازدواج مجدد پيش بيني نشده بود، دولت با هدف كمك به بقاي كيان خانواده و جلوگيري از ازدواجهاي مكرر توجيه ناشده‌اي كه مردان مي‌توانند انجام دهند ، ماده ۲۳را در لايحه گنجانده است.

الهام خاطرنشان كرد: با تصويب لايحه حمايت از خانواده، قوانين مدني كنوني در زمينه ازدواج مجدد مردان نسخ مي‌شود و در صورت عدم وجود ماده ۲۳ديگر هيچ كنترل و محدوديتي براي ازدواج مجدد مردان وجود نخواهد داشت.

سخنگوي دولت گفت:خوف اين بود كه اگر لايحه يادشده به همان صورتي كه قوه قضاييه آن را پيشنهاد داده است، تصويب شود، براي عده‌اي اين فرصت را ايجاد كند كه با ازدواجهاي دائمي مكرر خود، نهاد خانواده را متزلزل كنند.

به همين دليل، دولت بر اساس ماده ۲۳شرط گذاشت كه مرد براي ازدواج مجدد بايد عدالت اسلامي را اجرا كند و تشخيص اين امر را نيز بر عهده دادگاه نهاده است.

وي افزود: بر اساس اين لايحه، دادگاه در شرايطي مي‌تواند اجازه اختيار همسري ديگر را به مرد بدهد كه او حقوق و نفقه همسر اول خود را بخوبي پرداخت كند، از چنان امكانات و تمكن مالي برخوردار باشد كه بتواند امكان زندگي زن ديگري را فراهم سازد بدون آنكه در تامين آسايش و امكانات زن اول خللي وارد شود و در همه زمينه‌هاي مادي و معنوي شرايط رفاه و آسايش دو زندگي را بتواند تامين كند.

وزير دادگستري تصريح كرد: اگر ماده ۲۳حذف شود، ازدواج مجدد كاملا آزاد و بي ضابطه خواهد شد و به عقيده دولت، چنين كاري به زيان حقوق زنان و كيان خانواده است.

الهام يادآور شد كه ماده ۲۳براي اجرا، نيازمند يك آيين نامه ويژه است كه در آن بايد مساله توانمندي مرد براي تهيه خانه و تامين نيازهاي جاري زندگي همسر اعم از مسكن، لباس، هزينه‌هاي درماني و حتي نياز به خدمتكار در خانه لحاظ شود.

وي گفت:اگر مردي از پرداخت نفقه زندگي با همسر نخست خود عاجز باشد و چه بخاطر بدرفتاري و چه به دليل عدم تمكن مالي، از انجام صحيح وظايف و تكاليف خود در زندگي سرباز زند، نشانه آن است كه او در اداره زندگي عادي خويش ناتوان است و به همين دليل، صلاحيت اختيار همسر ديگري را بطور همزمان ندارد.

الهام درباره اصلاحات دولت در زمينه لايحه پيشنهادي قوه قضاييه در زمينه ازدواج موقت اظهارداشت: قوه قضاييه در اين زمينه پيش بيني‌هايي كرده اما دولت تاكيد ورزيده است كه ازدواجها در هر شكلي كه باشد بايد ثبت شود و نمي توان آن را بدون مدرك و سند انجام داد.

وزير دادگستري درباره ماده ۲۵لايحه مبني بر تعيين ماليات بر مهريه كه از سوي دولت گنجانده شده است، گفت: هدف از اين ماده آن است كه از تعيين مهريه‌هاي واهي ، سنگين و بي‌پايه كه خارج از توانمندي مرد است، جلوگيري شده و به جاي وعده‌هاي دل خوشكنك، مهريه واقعي به زن پرداخت شود.

وي افزود: با اين ماده، چيزي از مهريه زن كم نشده و مرد بايد آن را به هر ميزان كه تعيين شده باشد، كاملا بپردازد.

سخنگوي دولت در اين زمينه، از آنچه كه وي آن را تبليغات غلط و فشار به دولت در زمينه اصلاحات انجام شده در لايحه حمايت از خانواده دانست، بشدت انتقاد كرد و از مردم و بويژه، بانوان خواست ديدگاه خود را در اين زمينه با شماره ۶۰۰۰۶۱۰۰بصورت پيامك ارسال كنند.

وي گفت:ما در دولت تلاش كرديم با ضوابط شرعي و قانوني از حقوق خانمها دفاع و از ازدواجهاي مجدد بي‌ضابطه جلوگيري كنيم. اكنون تكليف لايحه در دست خود خانمها است.

الهام يادآوري كرد كه يكي از سياستهاي جدي دولت نهم، دفاع از حقوق زنان است و در اين زمينه، بطور نمونه، شركتهاي بيمه را موظف كرده است ديه زنان را برابر با مردان پرداخت كنند.

طبيب زاده نوري، مشاور رييس جمهوري و رييس مركز امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري نيز از ماده ۲۵لايحه دفاع كرد و آن را در جهت اجراي سياست دولت در زمينه تشويق ازدواج آسان دانست.

وي، وجود مشاور و قاضي زن در دادگاه خانواده، تسريع در نحوه ابلاغ حكم، اولويت دادن به زن در رسيدگي به شكايتها، جلوگيري از اتلاف زمان از سوي مرد در پرداخت نفقه و اجرت المثل و جلوگيري از ازدواج مجدد بي‌ضابطه مردان را از ديگر نقاط قوت و امتيازات لايحه حمايت از خانواده بيان كرد.

طبيب زاده نوري گفت:اگر دولت محدوديتي در زمينه ازدواج مجدد گذاشته، براي جلوگيري از افسارگسيختگي در اين زمينه است اما اگر به عقيده نمايندگان مجلس، اين شروط كافي نيست، آنان مي‌توانند هنگام رسيدگي به لايحه، شرطهاي لازم را اضافه كنند.

آيت اللهي عضو شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان نيز با دفاع از اصلاحات دولت در لايحه حمايت از خانواده، اجازه دادن به مادران براي درخواست نفقه فرزندان خردسال خويش از دادگاه در صورت طلاق، تعيين جرايم نقدي سنگين و مجازات زندان براي پدري كه در ديدار مادر با فرزندان خويش در صورت جدايي مانع ايجاد كند، اجازه ديدار با بستگان براي فرزندان طلاق و نيز، تسهيل طلاق و آشتي زوجين را از طريق مشاوران قضايي از جمله امتيازات لايحه مذكور برشمرد.

وي گفت:در شرايط كنوني، قاضي با نيت خير تلاش مي‌كند صدور حكم طلاق زوجين چندين سال به تعويق افتد و در نتيجه، آنان مجبورند در شرايطي كه هيچ سازگاري با هم ندارند، با همديگر زندگي كنند اما بر اساس لايحه كنوني، مشاوران مي‌توانند در صورت عدم امكان سازش ميان زوجين، دادگاه را به تسريع در صدور حكم طلاق وادارند.

آيت اللهي افزود: در صورتي كه امكان سازش ميان زوجين وجود داشته باشد نيز مشاوران كه از اطلاعات روانشناسي، جامعه شناسي و قضايي برخوردارند، سبب تسهيل در آشتي آنان و تحكيم بنياد خانواده مي‌شوند.

عضو شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان تصريح كرد: لايحه حمايت از خانواده حاوي نكات مثبت بسيار زيادي است و اختلاف نظرها درباره يك يا دو ماده آن را مي توان در مجلس به آساني مرتفع كرد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 14:6 |

حقيقت بعد از هياهو

دكتر غلامحسين الهام


دولت دو ماده به لايحه پيشنهادي «حمايت خانواده» قوه قضائيه افزوده كه اين نقطه هجوم و فشار گسترده به دولت شده است. متأسفانه حقيقت امر در هياهوها گم شده و تبليغات غلط و كتمان حقايق خانواده‌ها را نگران كرده و تصوراتي براي بانوان محترم كه ركن خانواده هستند فراهم آورده است. اما در اين ميان كسي صورت مسأله را شفاف بيان نكرده است. مناسب مي‌بينم جهت اطلاع بانوان محترم و خانواده‌هاي گرم و صميمي كشور عزيزمان، رويكرد دولت و كاركرد ماده پيشنهادي يعني «ماده 23» و نقطه افتراق نظر دولت با قوه قضائيه را روشن كنم.

براي روشن شدن موضوع بهتر است بانوان محترم كشورمان يك بار اين لايحه را بدون ماده 23 تصور كنند، يعني لايحه را همان گونه كه قوه محترم قضائيه پيشنهاد كرده و سخنگوي محترم آن قوه از اين نظر مكرر دفاع كرده و اقدام دولت را تخطئه نموده است و سپس در اين مورد اتخاذ تصميم كنند؛

1- ازدواج مجدد يا چند همسري موضوعي است كه در قوانين ما از جمله قانون مدني از قبل از انقلاب اسلامي به رسميت شناخته شده است. بنابراين موضوع از نظر ماهوي در منابع حقوقي، وجود دارد و با لايحه مورد نظر ايجاد نشده است و دولت هم با افزودن ماده 23 چنين تاسيسي ايجاد نكرده و اين نقطه اختلاف با لايحه قوه قضائيه نيست.

2- از سال 1353 به موجب قانون حمايت خانواده ، ازدواج مجدد منوط به رأي دادگاه و در موارد خاص پيش‌بيني شده در ماده16 آن قانون گرديد كه به موجب لايحه پيشنهادي قوه قضائيه تمامي اين قانون صريحاً نسخ گرديده است.

3- در سال 1363، فقهاي محترم شوراي نگهبان ضمانت اجراي ماده فوق يعني ماده 16 قانون حمايت خانواده را كه در ماده 17 به صورت مجازات مقرر شده بود، خلاف شرع تشخيص دادند كه نتيجتاً اين ماده را ابطال مي‌كرد.

4- قوه محترم قضائيه با ارائه لايحه جديد، تمامي قانون حمايت خانواده، از جمله مواد 16 و 17 آن را صريحاً نسخ كرده است. لذا در صورت تصويب لايحه جديد مورد نظر قوه قضائيه هيچ يك از مواد قانون قبلي از جمله شرط رضايت همسر اول براي ازدواج مجدد مرد-صرفنظر از نظر مخالف فقهاي محترم شوراي نگهبان با يا شرط - باقي نمي‌ماند.

5-نتيجه منطقي و حقوقي اين امر دو نكته است:

الف: مبناي ازدواج مجدد قانون مدني است و چون به موجب قانون حمايت خانواده ايجاد نشده بود، با نسخ قانون حمايت خانواده مصوب سال 1353-كه قوه قضاييه در لايحه آورده است- ضابطه‌مندي ازدواج مجدد كه در يك مورد با رضايت همسر اول بود، از بين مي‌رود (حتي بفرض اينكه برخي دادگاهها ابطال آنرا بوسيله شوراي نگهبان قبول نداشته باشند).

ب: اكنون اصل ازدواج مجدد مجاز است ولي هيچ ضابطه شكلي جديدي براي آن پيش‌بيني نشده است و تنها ضابطه كنترل و نظامند شدن آن در لايحه ، ماده 23 پيشنهادي دولت است.

6-در صورت حذف ماده 23، شرايط بدون قيد و شرط براي ازدواج مجدد مهيا مي شود لذا نه تنها ازدواج مجدد بدون كنترل انجام خواهد شد بلكه مرد موظف است آن را ثبت كند، و براي ثبت ازدواج دوم هيچ محدوديتي در قانون وجود ندارد.

نظر دولت درباره كنترل ازدواج مجدد و كاركرد ماده 23؛

1- لايحه جديد حمايت خانواده با افزودن ماده 23 ازدواج مجدد را يعني انتخاب همسر دوم را با وجود همسر قبلي منوط به رأي دادگاه مي‌كند. يعني بدون رأي دادگاه هيچ كس نمي‌تواند همسر دوم اختيار كند.آنهم بعد از احراز شرايط زير:

الف- انتخاب و ازدواج با بيش از يك زن، منوط به اجراي عدالت بين همسران است، در صورت عدم توانايي اجراي عدالت يا خوف عدم اجراي آن، كسي حق ندارد ازدواج مجدد نمايد.
ب- اجراي عدالت را با توجه به شرايط و مقتضيات امروز، و سابقه ستمي كه توسط برخي مردان با بي توجهي به احكام شرع در اين عرصه به زنان شده است ، نمي‌توان بر عهده خود شخص واگذار كرد. حكومت لازم مي‌داند كه براي امكان اجراي عدالت و تعهد به اجراي آن، نظارت قضائي كند.

ج- يكي از شاخص‌هاي اجراي عدالت، انجام تكاليف قانوني است كه مرد براي تامين آسايش و رفاه همسرش و پرداخت نفقه مناسب با شأن او دارد. اين تكاليف براي كسي كه مي‌خواهد مسئوليت اداره دو خانواده را بر عهده بگيرد بايد به طور مساوي و متناسب با شأن هر دو همسر انجام شود. بالطبع مستلزم برخورداري از توانمندي مالي در اين حدود است. واضح است كه وضعيت زندگي همسر اول نسبت به تأمين اين حقوق مهمترين قرينه و نشانه امكان تحقق آن است. اين مهم با تحقيق از همسر اول، وضعيت زندگي او و رضايتمندي از رفتار همسر و ارزيابي مرد متقاضي از حيث توجه به همه امور راجع به عدالت در رفتار مادي و معنوي با همسر خود دست‌يافتني است و بقيه آن با تعهداتي كه پس از احراز اين قابليت‌ها بايد مرد به صورتي كه دادگاه تشخيص مي‌دهد، ارائه كند، تضمين و كنترل مي‌شود. چگونگي و تفصيل آن را مي‌توان با آئين‌نامه نحوه رسيدگي و احراز اين دو مهم تعيين كرد. يا با پيشنهاداتي تكميلي كامل كرد.

2- برخي آگاهان از موضوع،حقايق را تحريف و افكار عمومي، خصوصاً جامعه زنان را دچار نگراني مي نمايند. آنان حقيقت امر را با هياهو كتمان مي‌كنند. اينجانب وظيفه خود مي‌دانم كه اين واقعيت را ابراز دارم تا جامعه محترم زنان كه اولاً به حفظ و تحكيم خانواده پايبندند، ثانياً مي خواهند مقررات شرع مقدس را از دست اندازي و دست‌آويزي عده‌اي بوالهوس حفظ كنند با لحاظ اين موارد خود اتخاذ تصميم كنند؛ لذا به عنوان وزير دادگستري وظيفه تاريخي خود مي‌دانم به صراحت اعلام كنم:

- ازدواج مجدد با لايحه حمايت خانواده و ماده 23 پيشنهادي دولت ايجاد نشده است، بلكه علاوه بر آنكه در حال حاضر قانوني است كاملاً آزاد و بي ضابطه نيز هست .
-
بدون ماده 23، ‌ازدواج مجدد بدون هيچ قاعده و ضابطه‌اي اجرا و استمرار مي‌يابد، ثبت مي‌گردد و هيچ مشكلي ندارد و معيارهاي شرع مقدس اسلام در رعايت عدالت بين همسران، در عمل نقض خواهد شد.

3- ماده 23 پيشنهادي دولت در جهت حفاظت از كيان خانواده و تحقق عدالت بين همسران است كه تكليف شرع مقدس است، لذا ازدواج مجدد را تنها از طريق رسيدگي دادگاه ممكن و ميسر دانسته و در حقيقت تعدد زوجات را تحت نظارت قضايي قرار مي‌دهد. همان طور كه طلاق اكنون با نظارت و رأي دادگاه صورت مي گيرد و هيچ زوجي مستقيماً و حتي با توافق با زوجه حق طلاق ندارد.

4- صرفنظر از مسئوليت دولت، به عنوان وزيري كه زير اين لايحه را امضا كرده است اين توجه و هشدار را به محضر خانواده هاي محترم ارائه مي‌دهم و خود را مكلف به دفاع از آن مي دانم و در اين برهه حساس نمي خواهم و نمي‌توانم از وقوع و ادامه يك ظلم كه با ازدواج هاي مكرري كه با نقض احكام شريعت مقدس و صرفاً براي هوي و هوس مردان صورت مي‌گيرد و بي‌عدالتي آشكاري را به زنان و خانواده‌ها تحميل كرده و آنها را در معرض آسيب قرار دهد، بي‌تفاوت بمانم.

5- روا نبود دولتي كه اين خلاء و غفلت تاريخي را در قانونگذاري شناسايي و كنترل كرده است با انگيزه‌هاي مختلف مورد تهاجم قرار گرفته و به خاطر اين خدمت شرعي و اخلاقي به كيان خانواده و حقوق زنان هدف حملات واقع شود. ولي اگر با التفات به توضيحات بالا، بانوان عفيف، پاكدامن و خانواده محور ما، نمي‌خواهند چنين نظارتي اعمال شود، دولت اعلام كرده آمادگي كامل دارد، لايحه را مسترد و عين لايحه پيشنهادي قوه محترم قضائيه را بي هيچ كلمه‌اي كم يا زياد به مجلس محترم ارائه دهد كه خيلي زود عوارض خطرناك آن براي خانواده‌ها روشن خواهد شد.

يقين دارم فقيه عادل و فرهيخته حضرت آيت الله شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه كه در ابتدا با اين ماده موافق بوده‌اند و با اين رويكرد مخالفت محتوايي ندارند، در جهت تثبيت و حمايت از آن اقدام خواهند فرمود. با اين وصف استدعاي بنده از ايشان آن است كه با اين نظارت قضايي براي حسن اعمال احكام شرع مقدس در اجراي عدالت در خانواده‌ها موافقت و همراهي فرمايند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 7:55 |

بالاتر از همه

 

 

 

دأب و فكر من اين است و مى‌خواهم در جامعه‌ى ما كارى بشود كه براى قرّاء قرآن منبر بگذاريم و هم‌چنان كه الان وعاظ منبر مى‌روند، قاريان قرآن هم منبر بروند و مثلاً نيم‌ساعت قرآن بخوانند و مردم آن زلال كلام الهى را مستقيم از او بشنوند و دل‌هايشان بلرزد و اشك بريزند و موعظه بشوند و بلند شوند و بروند. ولى ما حالا قرآن كريم را فقط مقدمه‌ى سخنرانى قرار داده‌ايم.

من در سال‌هاى 51 و 52 و 53 در مشهد سخنرانى مى‌كردم؛ مى‌ايستادم سخنرانى مى‌كردم. بعد هم كه حرف من تمام مى‌شد، روى زمين مى‌نشستم. سپس صندلى مى‌گذاشتيم تا قارى قرآن تلاوت كند. همين آقاى فاطمى و بعضى از برادران ديگر روى صندلى مى‌نشستند و قرآن مى‌خواندند. من مى‌گفتم كه حرف من مقدمه‌ى تلاوت قرآن است. من ايستاده صحبت مى‌كردم، اما صندلى بلند و قشنگى- مثل منبر- گذاشته بوديم و اين‌ها روى آن مى‌نشستند و بعد از صحبت من قرآن مى‌خواندند؛ همان آياتى كه من قبلاً تفسير كرده بودم. فكر من اين است.

من مى‌گويم كه در جامعه، قرآن اصل است. امت حزب‌الله بايد يواش‌يواش با قرآن آشنا بشوند؛ آن‌طورى كه بتوانند مستقيم قرآن را از شماها گوش كنند و بفهمند.

ديدار با قاريان قرآن؛ شعبان عبدالعزيز صياد و محمود صديق منشاوى

 

برای دريافت فايل صوتی اينجا را كليك كنيد . 

منبع: پایگاه حفظ و نشر آثار امام خامنه ای  روحی فداه

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 7:31 |

شهید آيت الله حاج شيخ علي قدوسي

 

شهيد آيت الله علي قدوسي، در سال 1306، در يک خانواده روحاني در شهر نهاوند متولد شد. پدرش يکي از روحانيون برجسته نهاوند بود و نزد آيت الله العظمي بروجردي از احترام خاصي برخوردار بود. شهيد قدوسي تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش به پايان رسانيد و در سال 1323 هجري شمسي، وارد حوزه علميه قم شد و دوره کامل فقه و اصول را در محضر آيت الله العظمي بروجردي و امام خميني(ره) به پايان رسانيد و به مقام والاي اجتهاد نايل آمد.
شهيد از آغاز طلبگي، علاقه خاصي به اخلاق و عرفان داشت و در پي اين علاقه بود که از همان ابتدا به کسب فضايل اخلاقي نيز پرداخت.
قدوسي در ميدان مبارزه عليه رژيم شاهنشاهي هميشه از پيشگامان بود و سابقه مبارزات وي به سال ها پيش از 15 خرداد 1342، برمي گردد، البته طي سال هاي 42-1341 اين مبارزات در پرتو خروش امام خميني (ره) عليه شاه به اوج خود رسيد و وي به عنوان يک شاگرد عاشق امام، با فداکاري و سخت کوشي به ياري مراد خويش قيام کرد و اين مبارزه را همچنان ادامه داد تا اين که در سال 1345، به دنبال کشف تشکيلات مبارزاتي گروهي از علما و روحانيون که حضرت آيت الله خامنه اي و آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز از اعضاي آن بودند، به همراه مرحوم آيت الله رباني شيرازي دستگير و به زندان قزل قلعه انتقال يافت.
وي براي احياي فرهنگ پربار اسلامي اهميت ويژه اي قائل بود از اين رو اهم فعاليت خود را صرف پايه ريزي يک سيستم آموزشي نو و پرثمر نمود و اعتقاد داشت که به موازات فعاليت سياسي بايد زيربناي فرهنگي و مکتبي را نيز تقويت کرد. و با همکاري و طراحي شهيد مظلوم آيت الله بهشتي، اقدام به تأسيس مدرسه حقاني( منتظريه) و" مکتب توحيد" کرد و با اعمال شيوه اي نو و کارساز، اين دو نهاد آموزشي را الگويي براي سايرين قرار داد.
شهيد، فلسفه را نزد علامه طباطبايي صاحب تفسيرالميزان فراگرفت و در فراگيري رموز فلسفه از خود نبوغ فراواني بروز داد به گونه اي که مورد توجه استاد قرار گرفت و ايشان را به دامادي خود پذيرفت. شهيد از اعضاي هيات مدرسين و مورداعتماد کامل زعماي حوزه علميه قم بود.
نامبرده بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به فرمان امام خميني(ره) به سمت دادستان کل انقلاب برگزيده شد. و پس از 31 ماه خدمت صادقانه در سنگر قضاوت بر اثر انفجار يک بمب آتش زا به وسيله منافقين در دادستاني کل انقلاب به فيض عظيم شهادت نايل آمد
پيام امام خميني(ره)
" اين جانب ساليان طولاني از نزديک با او(شهيد قدوسي)سابقه داشتم و آن بزرگوار را به تقوا و حسن عمل و استقامت و مقاومت و تعهد در راه هدف مي شناختم. شهادت بر او مبارک، و فود الي الله و خروج از ظلمات به سوي نور بر او ارزاني باد.
راهي است که بايد پيمود و سفري است که بايد رفت. چه بهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شريف اسلامي شربت شهادت نوشيد و با سرافرازي به لقاء الله رسيد و اين همان است که اولياي معظم حق تعالي که آرزوي آن را مي کردند و از خداي بزرگ در مناجات خود طلب مي کردند دست يافت.
گوارا باد شربت شهادت بر شهداي انقلاب اسلامي و خصوص شهداي اخير ما که با دست جنايتکار منفورترين عناصر پليد به جوار رحمت حق شتافتند و افتخار براي اسلام و ننگ و نفرت براي دشمنان دژخيم ملت شريف آفريدند.

کانون هابیلیان

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 5:18 |

انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان از "اخراج مدير شبكه العربيه" تقدير كردند

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت خبري دانشجويان مستقل، در نامه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان 10 دانشگاه كشور كه عضو اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل هستند، خطاب به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي آمده است: همانطور كه مستحضريد امام خميني(ره) در تعريف اهداف انقلاب اسلامي ايران، رهبري جريان مبارزه، مواجهه با قدرت‌هاي افزون طلب و تاكتيك‌ها و روش‌هاي حفظ و استمرار دستاوردهاي انقلاب اسلامي، داراي دكترين سياسي ويژه و منحصر به فردي بود. دكترين سياسي امام(ره) بر پايه مباني ثابت، استوار، ايمان خلل‌ناپذير به تعاليم اسلام و وحي، اتكا و توكل راسخ بر قدرت لايزال الهي و تكليف مداري مطلق و .... قرار داشت و در يك جمله، دكترين سياسي كه به اعتراف غربيان، غرب از شناخت آن عاجز مانده است.
اين نامه مي‌افزايد: برهمين اساس نظام سلطه تلاش دارد تا با تخريب اين مرد خدا، راه و روش ايشان را كه همان راه انبياء خدا مي‌باشد مخدوش كرده و با جلوگيري از اشاعه اين راه سعادت، بشريت را به سمت ناكجاآباد سوق دهد. از اين رو معتقديم رسانه به عنوان يكي از اصلي ترين پايه هاي اسارت افكار بشريت، امروز در اختيار سردمداران صهيونيسم بين الملل مي باشد و قطعاً تحريف تفكرات حضرت امام(ره) نيز يكي از روش هاي اين شيطان صفتان در مسير انحراف بشريت از مسير الهي است.
نويسندگان اين نامه در پايان خطاب به صفارهرندي خاطرنشان كرده‌اند:‌ توهين به حضرت امام خميني(ره) از مسير تحريف تفكرات ايشان كه اخيراً در شبكه معلوم الحال تلويزيوني العربيه به وقوع پيوست، در همين راستا قابل تحليل است؛ لذا از آنجايي كه حضرتعالي در مسير حفظ و اعتلاي گفتمان انقلاب اسلامي دستور به اخراج و تعطيلي اين شبكه را خاك پاك ايران اسلامي صادر فرموديد تقدير و تشكر مي نمائيم و اميد آن داريم تا همه مسئولين نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران همچون شما حفظ ارزش هاي والاي انقلاب اسلامي، امام راحل و شهداي گرانقدر را بر مصالح مديريتي و ارتباطيشان ارجحيت بخشند.

اين نامه از سوي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي زير صادر شده است:
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شاهد تهران
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه سيستان و بلوچستان(1358)
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اروميه
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي سبزوار
انجمن اسلامي دانشجويان مركز آموزش عالي فني كرمانشاه
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شاهرود
انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم قضايي تهران

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 و ساعت 5:49 |

با دولت مدارا کرديد يا با ملي‌مذهبي‌ها و اصلاح‌طلب‌ها؟

 

امام جمعه نیشابور به شدت از هاشمی رفسنجانی به دلیل اظهارات چندی قبل او در مشهد مقدس مبنی بر مدارا با دولت در طول 3 سال گذشته انتقاد خاطرنشان کرد: آقاي هاشمي حتي يكبار در خطبه‌هاي نمازجمعه و سخنراني‌هايش درباره عملكرد غلط ملي‌مذهبي‌ها و مشاركتي‌ها و اصلاح‌طلب‌ها چيزي نگفت و با آنها مدارا كرد و اگر خودش با حرف‌ها و كارهاي آنها موافق بود، اين بدتر!

به گزارش رجانیوز، آيت الله عبدالجواد غرويان در خطبه‌‌هاي نمازجمعه اين هفته، ضمن برشمردن خصوصيات دولت شهيد رجايي اظهار داشت: شهيد رجايي در راستاي آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و اجراي عدالت و رسيدگي به حال محرومين و مستضعفين در آن روزها كه استكبار جهاني و مافقين و ملي‌گراها به شدت در پي براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي بودند، شجاعانه در ميدان بود و بارها اعلام كرده بود كه آماده شهادت است.

وي در باب خصوصيات شهيد رجايي و دكتر احمدي‌نژاد اظهار داشت: ايمان قوي، ولايت‌مداري، ساده‌زيستي، عدالت‌محوري، استكبار ستيزي و شجاعت از خصوصيات بارز اين دو مرد فداكار در نظام ما بوده و هست.

آيت‌الله غرويان به فرمايشات مقام معظم رهبري در ديدار با دكتر احمدي‌نژاد و هيأت دولت و همچنين در ديدار خبرگان رهبري اشاره کرد و گفت: فرمايشات و رهنمودهاي ولايت فقيه براي ما حجّت است و ما حمايت از دولت خدمتگزار آقاي احمدي‌نژاد را وظيفه‌ خود مي‌دانيم و كساني كه با اسم انتقاد، اقدام به تخريب دولت مظلوم احمدي‌نژاد مي‌نمايند، بايد در پيشگاه خداوند پاسخ‌گو باشند.

امام جمعه نيشابور با اشاره به سخنان هاشمي رفسنجاني مبنی بر اینکه "با دولت 3 سال مدارا كرده‌ايم و چيزي نگفته‌ايم"، اظهار داشت: بدون رودربايستي مي‌گويم، هركس هم مي‌خواهد اين خطبه را ضبط كند، سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني درباره دولت بسيار تعجب‌برانگيز بود. شما دقت كنيد كه آقاي هاشمي رفسنجاني در زمان رياست‌جمهوري خودشان، با اصلاح‌طلب‌هاي مفسد، با ملي‌مذهبي‌ها، با دوم‌خردادي‌ها و... مدارا مي‌كرد، با دشمنان اسلام كه در پي براندازي نظام بودند، مدارا مي‌كرد، اين برخلاف اصول اوليه انقلاب است، آيا با دشمنان كه ضرباتي را به نظام و انقلاب وارد مي‌كنند، بايستي مدارا كرد؟

وی ادامه داد: هر چه آقاي هاشمي عقب‌نشيني كردند، دشمنان خارجي و داخلي جلوتر آمدند و اين غلط است. آقاي هاشمي حتي يكبار در خطبه‌هاي نمازجمعه و سخنراني‌هايش درباره عملكرد غلط ملي‌مذهبي‌ها و مشاركتي‌ها و اصلاح‌طلب‌ها چيزي نگفت و با آنها مدارا كرد و اگر خودش با حرف‌ها و كارهاي آنها موافق بود، اين بدتر!

امام جمعه نیشابور اضافه کرد: مثلاً‌ در زمان عطاء‌الله مهاجراني كه وزير فرهنگ ارشاد و اسلامي بود، آنقدر برخي اشخاص و روزنامه‌ها به اسلام، به پيغمبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلم، ائمه معصومين، توهين كردند و حتي كتاب‌هاي ناروا نوشتند، چرا ايشان هیچ چیز نگفتند؟ بدتر از اينها كه انسان شرم دارد بگويد، فائزه خانم دختر ايشان از اينجا حركت كرد رفت به خارج كشور و شروع كرد عليه جمهوري اسلامي صحبت كردن و آخر هم رفت كنار قبر شاه ملعون و عذرخواهي كرد. آقاي هاشمي كه پدر ايشان بود يك كلام به ايشان نگفت كه چرا اين كارها را مي‌كني، اين بود كه اگر دقت كرده باشيد در انتخابات رياست جمهوري گذشته، مردم اين جور چيزها را از او ديدند، و بعد تفاوت آراي ايشان و آراي آقاي احمدي‌نژاد حدود 5/7 ميليون رأي بود، مردم زرنگ هستند، مردم مي‌فهمند كه بالاخره به چه كسي رأي بدهند و به چه كسي بايد رأي ندهند. اين مردم چندين سال هست كه آزموده شده‌اند و مطالب را مي‌فهمند.

آيت‌الله غرويان گفت: پس از سخنراني آقاي احمدي‌نژاد، آيت‌الله خزعلي سخناني ايراد كرد و فرمود آقاي احمدي‌نژاد عزت اسلام و مسلمين را به رخ جهانيان و استكبار جهاني و صهيونيستهاي غاصب كشيد و با منطق و بيان شيوا و با صبوري نقشه‌ دشمنان اسلام را نقش بر آب كرد و حداقل 500 ميليون جمعيت جهان كه مستقيم سخنان احمدي‌نژاد را گوش مي‌كردند و تصوير دانشگاه و جلسه را مي‌ديدند، او را تحسين كردند و به بي‌ادبي رئيس دانشگاه كلمبيا پي بردند.

امام جمعه نيشابور ادامه داد: اعتماد به نفس احمدي‌نژاد در سخن و عمل و تلاش و پي‌گيري مستمر ايشان در اجراي مصوبات دولت در كشور و به ويژه در مناطق محروم از مهم‌ترين ويژگي‌هاي رئيس‌جمهور است.

ايشان با تعادل حرف مي‌زند و همان‌طور عمل مي‌كند. سفرهاي استاني از مهم‌ترين اقدامات دولت در پيشرفت متوازن كشور است. طرح‌هاي ساختاري براي پيشرفت مبتني بر عدالت و جلوگيري از حيف و ميل بيت‌المال و مبارزه با فساد در ابعاد مختلف از اقدامات مثبت دولت نهم است. سركشي رئيس‌جمهور از خانه‌هاي محرومين و رسيدگي به حال آنها الگويي است براي همه مديران كشور و اين از اهداف بزرگ حضرت امام و مقام معظم رهبري بوده و هست. مجلس خبرگان رهبري هم كه در جهت حفظ شرايط رهبري نظام انجام وظيفه مي‌كند به تأسي از مقام معظم رهبري از اقدامات دولت در موضوع مهم طرح تحول اقتصادي و استفاده از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي و اقدامات دولت در مقابل دشمنان حمايت كردند. وضعيت اقتصادي كشور براساس آمار و ارقام و تحت تأثير زحمات شبانه‌روزي دولت احمدي‌نژاد با دولت‌هاي ديگر قابل مقايسه نيست، كشور به سرعت در حال پيشرفت است، آمار بي‌كاري كاهش يافته، توليد ناخالص ملي افزايش يافته، حجم سرمايه‌گذاري در صنايع زيرساختي كشور افزايش يافته، و همه‌چيز در راستاي برنامه چشم‌انداز به سرعت در حال پيشرفت است و شكست‌خوردگان انتخابات نهم رياست‌جمهوري نمي‌خواهند اين خدمات دولت را بفهمند.

آيت‌الله غرويان امام جمعه نيشابور در پايان خطبه‌ها با توجه به عملكرد مثبت دولت در پيشرفت كشور و حمايت‌هاي منطقي و مستدل رهبر معظم انقلاب اسلامي از اين دولت، از آقاي هاشمي رفسنجاني و ديگران خواستند اگر از دولت نمي‌توانند حمايت كنند، حداقل سكوت كنند.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 7:47 |

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ

 

نقش هدف در زندگى اجتماعى‏

 

                        در اين جا به نقش هدف در زندگى اجتماعى نيز بايد توجه داشت؛ زيرا بدون در نظر گرفتن هدف در زندگى اجتماعى نمى‏توان سخن از نظم اجتماعى گفت. هدف است كه منطقا رفتارهاى خاص را ايجاب مى‏كند. افراد با انجام رفتارهاى خاص در زندگى اجتماعى مى‏خواهند به آن هدف دست يابند. هدف نيز به نوبه خود، برخاسته از فرهنگ و انديشه افراد جامعه است، به نحوى كه هر جامعه‏اى بر حسب طبع اولى، در راستاى فرهنگ و انديشه خود، نظم اجتماعى خاصى را ايجاب مى‏كند. و لذا قدرت‏هاى استعمارى در راستاى سياست‏هاى استكبارى خود سعى مى‏كنند ملت‏ها را در جهت اهداف استعمارى خود سوق دهند و آنها را از فرهنگ اصلى خود تهى كنند و از طريق تحميل فرهنگ وارداتى نظم و فرهنگ ملت‏ها را در دست داشته باشند.
بنابراين بايد ديد فرهنگ و انديشه حاكم بر جامعه، چه نظمى را ايجاب مى‏كند. بديهى است كه فرهنگ دينى برخاسته از قرآن و جهان بينى توحيدى، نظم و سياستى را ايجاب مى‏كند كه در راستاى تحقق هدف خلقت و تأمين سعادت و رستگارى انسان در دنيا و آخرت باشد و آنچه اصالتا مورد نظر اسلام و قرآن است سعادت و تكامل انسان مى‏باشد.
با كمال تاسف بعضى از روشنفكران و ليبرال‏ها كه از يك طرف مسلمانند و از طرف ديگر در مسائل سياسى و اجتماعى اسلام بصيرت كافى ندارند، و در نتيجه دغدغه و تعصب دينى در آنها بسيار ضعيف است، از اين نكته اساسى غافلند و وقتى سخن از نظم اجتماعى گفته مى‏شود، نظم اجتماعى حاصل از دموكراسى غربى در نظر آنها تداعى مى‏شود. در حالى كه آن نظم اجتماعى غرب برخاسته از انديشه سكولاريستى اوست. اين روشن فكران به خاطر ضعف معلومات دينيشان گمان مى‏كنند تنظيم امور اجتماعى و اداره جامعه بر مبناى نظم، تنها در جدايى از سياست امكان‏پذير است كه اين خود از نتايج استعمار فرهنگى است و از موفقيت‏هاى قدرت‏هاى استكبارى محسوب مى‏شود كه توانسته‏اند با تخدير افكار به اصطلاح روشن فكران كشورهاى جهان سوم، آنها را از انديشه دينى تهى كنند و به عوامل ترويج فرهنگ استعمارى خود تبديل نمايند.
به هر حال در فرهنگ توحيدى و اسلامى هر چيزى از جمله نظم اجتماعى، در راستاى هدف خلقت ارزيابى مى‏شود و بديهى است كه هدف از نظم اجتماعى در فرهنگ دينى و قرآنى تنها تأمين رفاه مادى و منافع دنيوى نيست؛ بلكه علاوه بر تأمين رفاه و منافع دنيوى، تكامل انسان و سعادت اخروى بشر مورد نظر است و روشن است كه در مقام تعارض، سعادت اخروى بر امور دنيوى مقدم شمرده مى‏شود.
حال با توجه به اين مقدمه به بيان حضرت على عليه‏السلام درباره نقش قرآن در تأمين نظم سياسى و اجتماعى جامعه باز مى‏گرديم و بيان حضرت را مورد دقت قرار مى‏دهيم تا با ديدگاه ولايت در مورد نقش و جايگاه قرآن در زندگى اجتماعى بيشتر آشنا شويم.
حضرت على عليه‏السلام با تعبيرى اعجاز گونه نقش قرآن را در تنظيم امور اجتماعى جامعه بيان مى‏كنند و ما را بدان توجه مى‏دهند تا مبادا از آن غفلت كنيم. حضرتش، بعد از آن كه فرمودند قرآن نسخه شفا بخش دردها و مشكلات شماست، مى‏فرمايند: و نظم ما بينكم؛ نظم امور و روابط بين شما در قرآن است؛ يعنى اگر نظم مطلوب و معقول را كه همه افراد جامعه در سايه آن نظم به حقوق مشروع خود برسند، طالب باشيد، مى‏بايد امور خود را بر اساس رهنمودهاى قرآن سامان بخشيد.
بر آگاهان پوشيده نيست كه تعبير))ونظم بينكم((متوجه امور و روابط اجتماعى افراد است. هر چند افراد موظفند امور شخصى و فردى خود را نيز بر اساس رهنمودهاى قرآن تنظيم كنند؛ لكن تعبير))و نظم ما بينكم(( شامل نظم امور شخصى افراد نمى‏شود؛ چنان كه بر اهل زبان پوشيده نيست، حضرت على عليه‏السلام در فرازهاى مورد بحث درصدد بيان نقش جنبه‏هاى اجتماعى قرآن كريم هستند.
حضرت با بيان اين نكته كه نظم اجتماعى شما در قرآن كريم است، به مسلمانان و پيروان خود مى‏فرمايند شما بايد امور سياسى و روابط اجتماعى خود را بر اساس قرآن سامان دهيد.
البته روشن است كه توصيه‏هاى مذكور تا زمانى كه از ناحيه مسوولان نظام اسلامى توصيه‏هاى اخلاقى غير لازم الاجرا تلقى شود و مورد اعتقاد و باور و ايمان قلبى آنها نباشد، اين نسخه شفابخش آسمانى دردى از دردهاى اجتماعى جامعه ما درمان نمى‏كند. حضرت با بيان نكات سياست نظام دينى، واقعياتى را بيان مى‏كنند كه بدون به كار بستن آنها، رسيدن به يك جامعه انسانى مبتنى بر قسط و عدل كه افراد به حقوق خويش و تكامل مطلوب برسند، ممكن نمى‏باشد.
بنابراين اصلى‏ترين و كارسازترين عامل، عامل ايمان و اعتقاد و باور مسوولان و دست اندركاران حكومت، به برنامه و سياست‏هاى كلى قرآن كريم است. تا آنها به قرآن و كارآمد بودن رهنمودهاى آن در حل مشكلات جامعه و تأمين سعادت افراد، ايمان قلبى و اعتقاد راسخ نداشته باشند، نه تنها در عمل، قرآن را الگوى خود قرار نمى‏دهند، بلكه درصدد فهم معارف قرآن نيز برنمى آيند. البته چون در كشور اسلامى و بر مردم مسلمان حكومت مى‏كنند، ممكن است به حسب ظاهر و در مقام شعار، براى حفظ موقعيت خويش در ميان مردم خود و ديگر ملل مسلمان، خود را مسلمان و حكومت خود را حكومت اسلامى بنامند؛ در حالى كه تنها الگوى حكومتى كه براى آنها مطرح نيست حكومت بر اساس قوانين اسلام و الگوى برگرفته از قرآن است. ليكن اين بيگانگى دولت‏هاى به اصطلاح اسلامى از دين و فرهنگ قرآنى، به خصوص در زمينه سياست و اداره جامعه، مطلبى نيست كه براى مسلمانان ناشناخته باشد؛ زيرا ملل مسلمانان همه مى‏دانند نظام‏هاى حكومتى كشورهايشان اسلامى نيست و فرهنگ و ذهنيت حاكم بر مسوولان حكومتى، با ذهنيت و الگويى كه بر اساس فرهنگ قرآنى شكل مى‏گيرد به كلى متفاوت است.
آنچه انسان را به شگفتى و تعجب وا مى‏دارد و در عين حال جاى تاسف و نگرانى دارد، وضعيت فرهنگى حاكم بر كشور اسلامى عزيزمان ايران است. در كشورى كه بر اساس رهنمودهاى قرآن و فرهنگ دينى و به رهبرى ولايت فقيه انقلاب كرده و به پيروزى رسيده است؛ بسى جاى تاسف و نگرانى است كه سخنان و مواضع و عملكرد بعضى مسوولان فرهنگى نشان مى‏دهد آنها نيز شناخت كافى از اين كتاب آسمانى ندارند و كارآمدى الگوى حكومتى برگرفته از آن را بيشتر از هر الگوى شرقى و غربى ديگر نمى‏دانند. اينان پيوسته از اصول انقلاب اسلامى و ارزش‏هاى دينى عقب نشينى مى‏كنند و به دليل نداشتن ايمان كافى و اعتقاد قلبى گاه به كنايه و گاه به تصريح، با كمال بى شرمى، چنين اظهار مى‏كنند كه دوران حاكميت قرآن و كارآيى فرهنگ دينى در عرصه حكومت گذشته است و در اين زمانه، جامعه بشرى به وحى الهى نياز ندارد و خود به تنهايى مى‏تواند راه‏هاى بهترى براى اداره جامعه و تأمين امنيت و برقرارى نظم ارائه كند. بجا بود در اين جا اشاره‏اى به ظالمانه بودن نظام‏هاى حكومتى موجود در جهان و فجايع و جناياتى كه در حق ملت‏ها به نام نظام‏هاى پيش رفته و متمدن مى‏شود داشته باشيم تا بى‏مايگى سخن مذكور و بى‏ايمانى و خود باختگى گويندگان آن بيش از پيش برملا شود؛ لكن به خاطر دور نشدن از اصل موضوع و پرهيز از طولانى شدن سخن، از بيان بى عدالتى‏ها و پاى مال شدن حقوق انسان‏ها و ظلم و جنايت و ناامنى‏هاى موجود در نظام‏هاى بشرى صرف نظر مى‏كنيم و به منابع مربوطه ارجاع مى‏دهيم.
به هر حال بديهى است وقتى كارآيى حكومت بر اساس رهنمودهاى قرآن در تأمين قسط و عدل و نظم در جامعه به منصه ظهور مى‏رسد كه مسوولان و دست اندركاران حكومت بدان باور و يقين داشته باشند و در مقام عمل، قوانين و دستورات قرآن را بنابراين حاكميت قرآن در جامعه در گرو ايمان و باور قلبى كارگزاران حكومت به اين كتاب آسمانى است كه اين مساله نيز به نوبه خود در گرو شناخت آنها نسبت به اين نسخه شفابخش الهى و احساس نياز آنها به دين و حكومت الهى است. اين احساس نيز جز با ايجاد روحيه بندگى و زدودن روح استكبارى و خود بزرگ بينى در مقابل حاكميت خداوند متعال حاصل نمى‏شود. اين روحيه استكبارى همان روحيه مذمومى است كه شيطان را از آستانه تشرف به مقام ملائكه اللهى و قرب به بارگاه خداوندى تنزل داد و شقاوت ابدى او را باعث گشت.
شايسته است در اين مقام خطاب حضرت على عليه‏السلام در خطبه 175 را كه عواقب ناخوشايند دورى از قرآن كريم را بيان مى‏كنند مورد توجه قرار دهيم. اين بيان هشدارى است براى كسانى كه از يك طرف خود را پيرو على عليه‏السلام معرفى مى‏كنند و از طرف ديگر قرآن و الگوى حكومتى برگرفته از آن را براى اداره جامعه بشرى امروز ناكافى مى‏دانند و تراوشات فكرى ناقص بشرى را در ارائه سياست‏هاى حكومتى بر حكومت ولايى قرآن ترجيح مى‏دهند. اميد كه در پرتو چنين رهنمودهايى همه مردم جامعه ما و به ويژه برنامه ريزان و متصديان امور حكومتى، بيش از پيش به لزوم محور بودن قرآن در جامعه اسلامى ايمان پيدا كنند و اين توصيه‏ها در صحنه عمل به كار گرفته شود.

 

ان شاءالله باز هم ادامه خواهد داشت...

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 11:39 |

توصيه‌هاي وزارت بهداشت به روزه‌داران

حلول ماه مبارک رمضان ، ماه میهمانی خدا را به همه مسلمانان تبریک عرض می کنم و از همگی التماس دعا دارم.

بد نیست قبل از ورود به این میهمانی به توصیه های وزارت بهداشت هم توجهی داشته باشیم تا با رعایت این نکات توانایی جسمی خود را برای ادامه راه حفظ کنیم و به قول معروف وسط راه کم نیاریم!

متن این اطلاعیه بدین شرح است:

در آستانه حلول ماه مبارك رمضان و تغيير در عادات غذايي روزه‌داران، پيروي از يك برنامه غذايي صحيح از اهميت ويژه‌اي برخوردار است تا هم بتوان عادات غذايي غلط را اصلاح كرد و هم از بركات معنوي اين ماه بهره برد؛ لذا توصيه مي‌شود:

روزه‌داران از سه وعده غذايي افطار، شام و سحري استفاده كنند. ابتدا با چاي، آب جوش يا شيرگرم و خرما يا كشمش روزه خود را باز كرده و سپس از غذاهايي مانند نان و پنير و گردو، فرني، شير برنج، شامي و انواع كوكو استفاده كنند.

در وعده شام از مصرف غذاهاي سنگين خودداري كرده و با فاصله 2 ساعت بعد از افطار غذاهايي مانند سوپ، آش سبك، خوراك سبزيجات با كمي نان سبوس‌دار همراه لبنيات يا سالاد مصرف كنند.

وعده سحري بهتر است حاوي پروتئين مانند گوشت، مرغ، ماهي، شير و حبوبات با حداقل مقدار روغن و چربي باشد.

به‌ روزه‌داران عزيز توصيه مي‌شود بلافاصله بعد از اتمام سحري از نوشيدن چاي اجتناب كنند.

توصيه مي‌شود كه در وعده‌هاي سحري و افطاري از پرخوري، مصرف غذاهاي چرب و سرخ كردني و غذاهاي حاوي مقادير زياد قندهاي ساده مثل قند، شكر، زولبيا و باميه پرهيز شود.

بنابر توصيه‌هاي اين وزارتخانه ضروري است در صورت استفاده از سبزيجات به صورت خام و ميوه حتماً مراحل سالم‌سازي شامل: شستشوي نهايي رعايت شود.

هرگز مواد غذايي طبخ و آماده شده را در دماي محيط، بيش از دو ساعت نگهداري نكنيد و تهيه مواد غذايي براي سحر در منزل و يا مساجد ترجيحاً در هنگام سحري تهيه و به صورت گرم مصرف شود، در غير اينصورت مواد غذايي پخته شده روي شمعك اجاق نگهداري تا حرارت آن حفظ شود و يا در دماي كمتر از 4 درجه سانتي‌گراد يعني طبقه زيرين جايخي يخچالهاي معمولي نگهداري و قبل از مصرف كاملاً داغ شود.

در اين اطلاعيه به سالمندان توصيه شده است در صورتي كه روزه مي‌گيرند در سه وعده سحري، افطار و شام از مايعات مختلف به ميزان حداقل 10 ليوان استفاده كنند. مصرف ميوه رنده شده، لبنيات خصوصاً شير كم چرب، استفاده از انواع سوپ‌ها و آش‌ها در افطار و سحر و نوشيدن چاي كم رنگ براي آنها مفيد است و مي‌تواند تعادل آب و املاح را برقرار كند.

وزارت بهداشت همچنين به روزه‌داران توصيه كرد از خريد مواد غذايي آماده مصرف از قبيل زولبيا و باميه، حليم، نان و شيريني سنتي، كله پاچه، دل و جگر، بستني، شربت آلبالو و زرشك از دستفروشان و دوره‌گردان خودداري كنند و در هنگام خريد مواد غذايي بسته‌‌بندي شده به مجوز وزارت بهداشت، تاريخ توليد، انقضا و نشاني دقيق كارخانه توليدكننده و سالم بودن بسته توجه كنند.

یا علی ......

بازهم التماس دعا، اول برای فرج آقامون.... دوم سلامتی نائب بر حقش

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 6:25 |

نومحافظه کاران امريکا: آيت الله خامنه اي سياست ما را نابودکرد

 

يک موسسه وابسته به نومحافظه کاران آمريکا اعلام کرد، که مواضع آيت الله خامنه اي رهبر عالي ايران سياست جرج بوش را نابود کرده است.

به گزارش ايرنا،رئول مارک گرکت نويسنده اين گزارش در سايت موسسه آمريکن اينتر پرايز با اشاره به اين جمله مقام معظم رهبري که "اگر در برابر قدرت هاي مستکبر يک گام به عقب برداريم اين مسئله باعث مي شود تا آنها يک قدم جلوتر بيايند."

نوشت: کشورهاي 1+5 در ژنو گردهم آمده بودند که ايران را وادار به تسليم کنند ولي آيت الله خامنه اي اعلام کرد که تسليم نخواهد شد." اين گزارش مي‌افزايد: "موافقت ايران با حضور برنز در نشست ژنو براي نشان دادن تسليم آمريکا در برابر فناوري اتمي ايران بود."

در همين حال اوباما نامزد دموکرات‌هاي آمريکا طي سخناني در جمع مجمع ملي حزب دموکرات، سياست‌هاي بوش را در هشت سال گذشته شکست خورده دانست و اذعان کرد:‌ مقامات واشنگتن نمي‌توانند با اظهارات تند و خصمانه خود ايران را مهار کنند.

بيان شکست‌هاي آمريکا در قبال ايران از زبان راديو سازمان سيا هم نکته جالبي است که بايد به آن اشاره کرد. اين راديو با اشاره به هجدهمين ديدار رايس از فلسطين اشغالي و تلاش هاي وزير جنگ رژيم صهيونيستي مي‌نويسد: "باراک اوباما از رايس ضرورت تحريم شديدتر ايران را خواستار شد و از عدم تحمل ايران هسته اي ايران سخن به ميان آورد. اما اين اظهارات در حالي بيان مي‌شود که بر اساس تازه‌ترين گرايش‌ها، به رغم تصويب سه قطعنامه تحريمي عليه ايران در شوراي امنيت،‌ کشورهاي اتحاديه اروپا مانند آلمان معاملات خود با جمهوري اسلامي افزايش داده‌اند و آمريکا نيز اخيرا به صف اين کشورها پيوسته است.

در اين حال سفير سابق آمريکا در سازمان ملل به عنوان يکي از عناصر متنفذ نومحافظه‌کار همچنان از پيشرفت ديپلماسي ايران و ناتواني غرب در اين زمينه خشمگين است. جان بولتون در گفت وگو با صداي آمريکا با اشاره به سپري شدن دو ماه از ارائه بسته پيشنهادي 1+5 به ايران و ناکامي در توقف غني سازي اورانيوم مي گويد: هدف اصلي ايران، اتلاف وقت است. فکر مي کنم آنها به توانايي تکنولوژيک و علمي که بسيار پيچيده است دست يافته اند. به گمانم آنها مي دانند چگونه پيش بروند و اکنون اين بدان معناست که پيشرفت هاي آتي آنها براي به کارگيري ظرفيت اتمي شان کاملا وابسته به صلاحديدشان خواهد بود. من معتقدم تحريم هاي شوراي امنيت چندان کارا نبوده و تغييري در نحوه برخورد مقامات ايران ايجاد نکرده است.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 9:57 |

واکنش رويانيان به اظهارات قاليباف

 

در پي اظهارات روز اخير شهردار تهران درباره عملكرد ستاد تبصره 13، رييس ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت كشور با تشريح عملكرد ستاد تبصره 13 طي سال‌هاي 85 و 86 ، گفت: بايد براي حل مشكلات پايتخت، كار تيمي انجام شود و اول بايد چاله‌ را بكنيم و بعد مناره را بدزديم.

به گزارش رجانيوز به نقل از ايسنا، سردار محمد رويانيان بعد از ظهر يكشنبه افزود: بهينه‌سازي عرضه خدمات حمل و نقل در كشور، بهينه‌سازي تقاضاي سفر و حمل و نقل، بهينه‌سازي مصرف انرژي و بهينه‌سازي توليد خودرو، مهم‌ترين راهبردهاي ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت است.

وي با اشاره به اين كه سهم بخش حمل و نقل عمومي شهري بايد تا سال 1391 به 75 درصد در جابجايي مسافر برسد، افزود: بر اساس قانون مجلس سهم حمل و نقل ريلي در كشور تا سال 1391، بايد به 10 درصد، اتوبوس 40 درصد و تاكسي 25 درصد برسد، ‌اين در حاليست كه سهم حمل و نقل ريلي در تهران تا اين سال به 30 درصد، اتوبوس 25 درصد و تاكسي 20 درصد افزايش يابد.

وي با اشاره به اين كه در حال حاضر سرانه مصرف سوخت در كشور 1/1 ليتر به ازاي هر ايراني است، افزود: تا سال 1391 با كاهش 30 درصدي مصرف بنزين اين سهم بايد به 7/0 ليتر كاهش يابد، اين در حاليست كه پيش‌بيني مي‌شود شمار خودروها به 14 ميليون دستگاه افزايش يابد.

وي با اشاره به اين كه هم اكنون تصادفات و تلفات انساني به ازاي هر 100 هزار نفر جمعيت كشور، 40 نفر در سال است، افزود: اين در حاليست كه اين رقم بايد تا سال 1391 به 15 نفر كاهش يابد. از سوي ديگر هم اكنون به ازاي هر 10 هزار وسيله نقليه، 22 نفر كشته مي‌شوند كه اين رقم بايد تا سال 1391 به 10 نفر كاهش يابد.

وي با اشاره به سهم حمل و نقل ريلي برون شهري در كشور، گفت: هم اكنون سهم حمل و نقل ريلي كالا در بخش برون شهري هفت درصد است كه اين رقم بايد تا سال 1391 به 30 درصد افزايش يابد. از سوي ديگر سهم حمل و نقل مسافر در بخش ريلي نيز از چهار درصد فعلي بايد به 18 درصد برسد.

وي با تاكيد بر اين كه بايد 15 ميليون سفر روزانه در تهران با مديريت صحيح كاهش يابد، افزود: بايد تلاش كنيم از انجام سفرهاي غيرضروري جلوگيري شود.

وي با اشاره به اين كه تهران 12 ميليوني جزو 10 شهر بزرگ دنياست، افزود: با ورود سالانه 400 هزار خودرو به تهران، در صورت نبود مديريت صحيح، به زودي تهران ديگر جاي زندگي نخواهد بود.

وي با اشاره به اين كه در سال 1368 بايد 500 كيلومتر در پايتخت احداث مي‌شد، افزود: اين در حاليست كه با گذشت حدود 20 سال، هم اكنون تنها 300 كيلومتر بزرگراه داريم و به دليل توسعه نيافتن شبكه بزرگراهي، كوچه‌هاي ما نيز به محل تردد و پارك خودروها تبديل شده است.

وي با اشاره به اين كه تهران به يك ميليون و 500 هزار پاركينگ نياز دارد، افزود: اين در حاليست كه هم اكنون تنها 250 پاركينگ داريم، ‌از سوي ديگر اكثر ترافيك تهران مربوط به 97 درصد تقاطع‌هاي آن است كه همسطح نبوده و بايد اصلاح شود.

وي با تاكيد بر اين كه بايد غرور، مقام و اسم و رسم خود را كنار بگذاريم و با كاري تيمي تهران را اداره كنيم، افزود: مساله تهران فقط با ورود 10 هزار دستگاه اتوبوس حل نمي‌شود، چرا كه مشخص نيست، اين اتوبوس‌ها قرار است كجا راه بروند و چه كساني سوار آن مي‌شوند.

وي با اشاره به اين كه خط يك BRT در تهران بيش از 80 تقاطع دارد، افزود: از زمان راه‌اندازي اين خط، متاسفانه شمار كشته‌هاي تصادفات با عابر پياده در اين مسير افزايش داشته است كه اين امر نيازمند تدبير جدي مسوولان براي اصلاح محل قرارگيري ايستگاه‌هاي موجود و دسترسي مسافران به آن است.

وي در ادامه به عملكرد ستاد تبصره 13 در پايتخت اشاره كرد و گفت: در بخش حمل و نقل عمومي در حالي كه در سال 83 ، 829 هزار و 687 ميليون ريال در اين بخش از سوي دولت به شهرداري تهران كمك شده بود، اين رقم در سال 84 با حدود 50 درصد افزايش به يك ميليون و 241 هزار و 130 ميليون ريال رسيد و در طول فعاليت تبصره 13 يعني سال‌هاي 85 و 86 با رشد سالانه 5/123 درصدي به چهار ميليون و 302 هزار و 162 ميليون ريال افزايش يافت.

وي ادامه داد: بدين ترتيب بايد گفت جمع كمك‌هاي دولت نهم از سال 84 تا پايان سال 86، 46/3 برابر كمك‌هاي انجام شده سال 81 تا 84 بوده است.

وي با اشاره به اين كه در سال 83 ، 514 ميليون ريال كمك از سوي دولت به بخش مترو انجام شد، افزود: اين در حاليست كه در سال 86 اين رقم با حدود 80 درصد افزايش به 900 ميليون ريال و در سال جاري اين رقم به دو هزار و 900 ميليون ريال افزايش يافت كه بدين ترتيب جمع كمك‌هاي دولت نهم در بخش اعتبارات ريالي مترو 73/3 برابر كل كمك‌هاي پيش از سال 84 بوده است.

وي به كمك‌هاي ستاد حمل و نقل و مديريت مصرف سوخت در بخش اتوبوسراني اشاره كرد و گفت: در حالي كه واگذاري اتوبوس به شهرداري تهران در سال 81 ، صفر دستگاه، سال 82، 320 دستگاه ، سال 83 ، 595 دستگاه و سال 84، 972 دستگاه بوده است، اين رقم با 84 درصد افزايش در زمان اجراي تبصره 13 يعني سال‌هاي 85 و 86 به يك‌هزار و 787 دستگاه افزايش يافته است.

وي با اشاره به اين كه واگذاري ميني بوس به ناوگان ميني‌بوسراني تهران طي سال‌هاي 81 تا 84 صورت نگرفته است، افزود: اين در حاليست كه در زمان اجراي تبصره 13، يك‌هزار و 212 دستگاه ميني‌بوس به ناوگان تهران افزوده شده است،

وي با اشاره به اين كه شش هزار و 35 دستگاه تاكسي از محل تبصره 13 به پايتخت افزوده شده است، افزود: اين در حاليست كه 54 هزار مسافربر شخصي نيز با كمك ستاد تبصره 13 به تاكسي تبديل شده و بدين ترتيب اين ستاد توانسته است، حدود 60 هزار دستگاه تاكسي را به ناوگان حمل و نقل عمومي تهران اضافه كند.

به گفته وي، اين در حاليست كه كل موجودي تاكسي در تهران تنها 42 هزار دستگاه بوده است.

وي با بيان اين كه پيش از اجراي تبصره 13، 35 درصد قيمت اتوبوس‌ها بايد توسط شهرداري تهران پرداخت مي‌شد، افزود: اين در حاليست كه با اجراي اين تبصره تنها شهرداري تهران 5/17 درصد قيمت اتوبوس‌ها را پرداخت كرده است.

وي در ادامه با اشاره به اين كه بايد هر دستگاه اتوبوس به طور ميانگين روزانه يك‌هزار و 200 نفر را جابجا مي‌كند، افزود: اين در حاليست كه به نظر مي‌رسد، تنها 500 نفر روزانه با هر اتوبوس در تهران جابجا مي‌شوند، چرا كه با احتساب جابجايي يك‌هزار مسافر روزانه با هر اتوبوس تهران، تنها حداكثر چهار هزار دستگاه اتوبوس نياز دارد، نه بيشتر.

وي با طرح اين سوال كه مشخص نيست، چرا با افزوده شدن اتوبوس‌ها به تهران سهم جابجايي مسافر با اتوبوس كاهش يافته و از سوي ديگر افزايش حدود 60 هزار تاكسي در تهران موجب نشده تا مردم به راحتي از وسايط نقليه عمومي استفاده كنند، افزود: متاسفانه با اين كه شمار تاكسي‌هاي پايتخت از 42 هزار دستگاه به بيش از يك‌صد هزار دستگاه رسيده است، مردم همچنان دنبال تاكسي مي‌گردند.

وي در پاسخ به سوالي درباره اين كه چرا در سال 85، دو هزار و 700 دستگاه اتوبوس سهم تهران از محل تبصره 13 داده نشده است، گفت: سال 85، فردي مصاحبه كرده و گفته كه دو هزار و 700 دستگاه اتوبوس مي‌دهيم، ولي اين امر تعهد ستاد تبصره 13 نبوده است.

وي درباره اظهارات مدير عامل شركت اتوبوسراني تهران، مبني بر كمبود اتوبوس در پايتخت، گفت: مخلصشان هستيم؛ اول خوب استفاده كنند، بعد به ما ثابت كنند كه كم دارند، مي‌دهيم.

وي درباره وضعيت جايگاه‌هاي سوخت گاز اتوبوسراني، گفت: تاكنون دو جايگاه راه‌اندازي شده و تا مهر نيز تمامي شش جايگاه كامل مي‌شود و از سوي ديگر، دو جايگاه جديد نيز تا مهر ماه راه‌اندازي مي‌شود. از سوي ديگر در اين هفته جلسه‌اي با تاكسيراني برگزار شده، تا مشكل سوخت گاز تاكسي‌هاي تهران نيز حل شود.

وي با تاكيد بر اين كه نبايد فضا مسموم باشد، افزود: تا پايان هفته جاري 250 دستگاه اتوبوس، 150 دستگاه ميني بوس و سه هزار تاكسي به پايتخت افزوده مي‌شود.

وي در پايان تاكيد كرد: اراده دولت، كمك، مساعدت و حمايت از توسعه حمل و نقل عمومي در تمام ابعاد شهر تهران است.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 9:48 |

دولت سابق همزمان با افزايش تهديدها بودجه نيروهاي مسلح را کاهش داد

 

در حالی که کشورهای مختلف، اهتمام ویژه ای به تقویت توان نظامی و تسلیحاتی خود دارند و از این کار اهداف گوناگونی را دنبال می کنند که ساده ترین و روشن ترین آن، حفظ کیان و بالا بردن قدرت دفاعی در برابر تهدیدها است و روند تولید و گسترش انواع تجهیزات نظامی و افزایش نیروهای مسلح در میان آنها حتی بعضاً به شکل مسابقه در آمده است، با این حال دولت اصلاحات در دوران مسئولیت، در پی كوچك سازي و به تبع آن تضعيف نيروهاي مسلح ایران بود.

به گزارش رجانیوز، بر مبناي مطالب مندرج در صفحه 352 كتاب "مباني نظري و مستندات برنامه چهارم توسعه" كه توسط مدیران ارشد سازمان مديريت و برنامه ريزي این دولت منتشر شد، كاهش هزينه هاي نظامي ايران به ميزان 20 درصد، در دستور كار قرار داشته است.

در این کتاب در رابطه با دلایل این کاهش هزینه های نظامی آمده است: «به علت حضور امریکا و به لحاظ تغيير استراتژي و تكنولوژي جنگي، ايران مي تواند با كاهش هزينه هاي نظامي به 20 درصد سطح فعلي، سطح امنيت وجودي خود را ارتقاء دهد

با این حال رمضان زاده سخنگوی دولت سابق در گفتگو با کارگزاران بدون ارائه مستندی به تکذیب کاهش حمایت دولت خاتمی از نیروهای مسلح پرداخته است.

در این زمینه نایب رییس کمسیون امنیت ملی در گفتگو با رجانیوز با بیان اینکه "دولت اصلاحات وانمود می کرد که نظام جمهوری اسلامی یک سیاست خشونت طلبانه را دنبال می کند"، ادامه داد: در آن زمان حتی نیروهای مسلح تقاضایی برای افزایش بودجه نداشتند بلکه حرف آنها این بود که اگر بودجه را افزایش نمی دهید، لااقل از آن کم هم نکنید.

وی تفکر جمعی در دولت سابق را تضعیف نیروهای مسلح عنوان کرد و افزود: این دیدگاه مخالف با دستور صریح اسلام و قرآن مبنی بر تقویت توان نظامی بود و در شرایطی انجام شد که تهدیدها از سوی دشمن افزایش یافته بود و این کاهش بودجه پالس بدی بود که به بیرون ارسال می شد.

این نماینده مجلس بودجه نظامی ایران را نسبت به در آمدهای کلی کشور به مراتب پایین تر از کشورهای منطقه که در معرض تهدید هم نیستند، دانست و افزود: این پایین بودن بودجه نظامی به دلیل سیاست نظام ماست که حافظ کشور را مردم می داند و در زمان لزوم در قالب های مختلف مانند بسیج به دفاع از کشور می پردازد. البته این بدان معنا نیست که ما نیاز به افزایش توان نظامی و تسلیحاتی نداریم.

فرمانده اسبق لشگر 27 محمد رسول الله با بیان اینکه در دوران 8 ساله اصلاحات بودجه نیروهای مسلح کمتر از حد معمول آن بود، ادامه داد: در آن زمان که بنده در سپاه مشغول بودم، شاهد این موضوع بودم که این دولت روی خوشی نسبت به نیروهای مسلح نشان نمی دهد.

وی همچنین اظهار داشت: تهدید علیه کشور ما قطعی است و از قبل بوده و تاکنون نیز ادامه دارد که اگر مردم ما در صحنه نبودند، دشمنان نظام در کوتاهترین فرصت کار را یکسره می کردند.

این نماینده مجلس با بیان اینکه دشمنان ما بعد از 11 سپتامبر به صراحت اعلام کرده بودند به 22 کشور از جمله ایران حمله می کنیم، افزود: آنها درصدد بودند که بعد از افغانستان و عراق به سوریه و لبنان نیز لشگر کشی کرده و در پایان دستی هم به سمت ایران دراز کنند.

به گفته کوثری با توجه به اینکه تهدید علیه کشور ما بالفعل است، نیروهای مسلح بایستی تقویت شده و این کار برای دشمن تراشی نیست.

نایب رییس کمسیون امنیت ملی گفت: اینکه می گویند تقویت نیروهای مسلح باعث افزایش تهدیدات می شود حرفی بدون حساب و نسنجیده است. بدون تردید اگر ما قدرت و امنیت نداشته باشیم، نمی توانیم طرح های خود را در زمینه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... اجرایی کنیم.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 14:52 |

مشاور بوش اسامي همكاران خود در ايران را لو داد

شماري از عناصر وابسته به گروهك هاي ملي- مذهبي به همراه عده اي از عناصر افراطي سازمان مجاهدين (انقلاب)، حزب مشاركت و دفتر تحكيم احياي پروژه شكست خورده جبهه حقوق بشرخواهي و دموكراسي خواهي را پيگيري مي كنند.

به گزارش کیهان،در اين زمينه گروهك موسوم به «شوراي ملي صلح» كه از سوي شيرين عبادي و با حمايت مستقيم استفان هادلي مشاور امنيت ملي بوش راه اندازي شده بود، به معرفي مركزيت خود اقدام كرد كه عبارتند از: هاشم آغاجري(سازمان مجاهدين)، حسين مجاهد و جلال جلالي زاده (مشاركتي)، عباس عبدي، عبدالله مؤمني (ادوار تحكيم)، عيسي سحرخيز، حبيب پيمان، عزت سحابي، هرميداس باوند، كوروش زعيم، عبدالفتاح سلطاني، حسين شاه حسيني، سيدعلي صالحي، كيوان صميمي، تقي رحماني، بايزيد مردوخي، نرگس محمدي، فاطمه معتمد آريا و بابك احدي.

عيسي سحرخيز در گفت وگو با دويچه وله آلمان، جلوگيري از هر گونه برخورد نظامي با ايران، رفع مباني تحريم و جلوگيري از تشديد تحريم ها، و تحكيم مباني صلح و حقوق بشر را از جمله اهداف گروهك مذكور عنوان كرد و اين در حالي است كه گروهك مذكور مانند رويه ساير گروهك ها، كوچك ترين اعتراضي به اقدامات جنگ طلبانه آمريكا نداشته و برعكس، به ايراد اتهام هاي آمريكايي عليه جمهوري اسلامي ايران مبادرت كرده است.

پيش از اين، برخي عناصر گروهكي پيوند خورده با طيف افراطي حزب مشاركت و مجاهدين، اقدام به تأسيس جبهه حقوق بشرخواهي كرده و از نامزدي دكتر معين در انتخابات رياست جمهوري حمايت كرده بودند كه با شكست سنگين مواجه شده و به رخوت افتادند.

اخيراً روزنامه هلندي هندلزبلات طي گزارشي تأكيد كرد استفان هادلي مشاور بوش به صورت مستقيم مأمور ارتباط گرفتن با برخي گروه ها در داخل ايران براي ايجاد تغييرات و براندازي نرم! شده كه از جمله اين گروه ها، شوراي ملي صلح وابسته به شيرين عبادي است.

به نوشته هندلزبلات، عبادي در گردهمايي اعضاي مؤسسان اين شورا از جمهوري اسلامي خواست به خاطر خواست جهاني به فعاليت هاي هسته اي پايان دهد!

گفتني است اعلام اعضاي هيئت مؤسس اين گروهك فشار در حالي انجام مي شود كه تصادفاً نام شيرين عبادي از ميان اسامي مؤسسان حذف شده است. اين امر احتمالاً با لو رفتن پيوند نام «مادرخوانده» با دولت آمريكا بي ارتباط نيست.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 9:57 |

شهدای دولت در آئینه توصیف امام (ره)

این افرادی که شهید شده اند ، همگی در نظر ما عزیز و ارجمندند . آقای رجایی و آقای باهنر ، دو شهیدی هستند که در کنار هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم رزم بودند. مرحوم شهید رجایی به من گفتند که بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودند و خداوند خواست که با هم از این دنیا و به سوی او هجرت کنند .
کسی که مرگ را هجرت به سوی خدا و شهادت را فوزی عظیم می داند و مقام شهدایی که در صدر اسلام و از صدر اسلام تا کنون در راه اسلام شهید شده اند ، عالیتر و بالاتر از افرادی است که در این قرن موجودند ، مثل علی بن ابیطالب (ع) و حسن بن علی (ع) و حسین بن علی (ع) و اصحاب ایشان و سایر ائمه اطهار (ع) که همه عمر خویش را صرف این معنا کردند که اسلام را به دست ما بسپارند و ما موظفیم این میراث گرانبها را پاسداری کنیم .


 


در عین حال که شهادت این دو بزرگوار برای من بسیار مشکل است ، اما می دانم که آنها به رفیق اعلی متصل شده اند و برای آنها آرامش هست و این طور گرفتاری هایی که برای ما هست برای آنها نیست و آنها به مطلوب خودشان رسیدند و از این جهت به آنها و خانواده های آنها و ملت اسلامی تبریک عرض می کنم که چنین شهدایی را تقدیم می کنند .
این مصائب در عین حال که مشکل هستند برای ما ، لکن کشور و ملت ما با قدرت ایستاده تا چنین شهدایی را تقدیم کند و هیچ راه عقب نشینی ندارد و به سستی فکر نمی کند ، آن کوردلانی که گمان کرده اند جمهوری اسلامی ما با نبود چند نفر از بین می رود و سقوط می کند ، از اسلام و ایمان خبر ندارند و افکارشان مادی است و تابع هواهای دنیوی هستند .

 


من می دانم که الان در خارج عناصری هستند که با این جمهوری و با اسلام مخالف هستند و و در بوق های تبلیغاتی خود خواهند گفت این دو نفر که شهید شدند ، ایران به هم می خورد و مردم در عزای اینها بی تفاوت بودند یا خوشحال بودند .
الان ببینید که سراسر کشور ما در خیابان ها و کوچه ها و بازارها در سوگ نشسته اند و آن طوری که به من اطلاع داده اند ، جمعیت بیشتر از وقتی است که 72 تن شهید شدند ، رجایی و دیگران اگر نیستند ، خدا هست .
با رفتن شهدا در عین حالی که متأثر هستیم ، لیکن چون توجهمان به خداست و ملت ما چون برای خدا قیام کرده است ، با رفتن اشخاص هیچ سستی به خودش راه نمی دهد .

 

شهدای دولت در آئینه توصیف مقام معظم رهبری

شهید باهنر از زمان انتشار نشریه مکتب تشیع که به نظر من از نشریه مکتب اسلام هم از جنبه انقلابی بهتر بود ، در صحنه مبارزات وارد شده بود ، آشنایی من با ایشان از سال 37 شروع شد ، ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در مدرسه حجتیه هم حجره بودند و اتاق من هم روبروی اتاق آنها بود ، ایشان بسیار پر کار ، جدی و کار آمد بودند .
در سال 41 ایشان در ماه رمضان در مسجد جامع تهران سخنرانی کرده و به همان دلیل گرفتار شد ، در آن زمان من در زندان قزل قلعه بودم و ایشان را به بند دیگری آوردند و حدود 4 ماهی در زندان بود ، این اولین برخورد شدید رژیم با ایشان بود .
پس از اعدام اعضای هیئت مؤتلفه پس از ترور منصور و دستگیری دیگران ، این سازمان را شهید باهنر سازماندهی و در بعضی از جلسات آن سخنرانی می کرد . من در سال های 44 و 45 و در این مبارزات با ایشان همکاری داشتم .
شهید باهنر عنصری عمیق ، دقیق ، آشنا به امور با تجربه و مبارزه بود و به همین دلیل پیوسته مورد تعرض دستگاه قرار می گرفت و واقعاً خدمات ارزنده ای به انقلاب کرد .
شهید باهنر طلبه فاضلی در قم و استاد اندیشمندی در تهران بود ، او علاوه بر تحصیلات علوم دینی در قم در تهران هم تا دکترای الهیات پیش رفت و فکر می کنم دروس جامعه شناسی و روانشناسی هم خوانده بود .
در همه مجامعی که کار فکری جدی صورت می گرفت ، شهید باهنر به عنوان یک عنصر کارآمد و ارزشمند حضور داشت ، مهمترین خصوصیت ایشان کار زیاد و مفید ، بدون ذره ای تظاهر و هیجان بود ، او مردی عمیق ، صبور ، بردبار ، کم حرف ، متین ، پر کار ، جدی ، صمیمی ، صدیق و با صفا بود .
ایشان در نوشتن نیز خودش ذوق ، ادیب و صاحب نثری آهنگین و زیبا بود ، فقه و فلسفه و ادبیات و بعضی از علوم انسانی و مسائل تاریخی را خوب می دانست و انسان کم نظیر و برجسته ای بود .
شهید باهنر یکی از اعضای مؤسس حزب جمهوری اسلامی بود که در تنظیم اساسنامه و آئین نامه آن نقش بسیار مؤثری داشت ، پس از پیروزی انقلاب و اعلام رسمی فعالیت حزب ، شهید باهنر مسئول امور شهرستان های حزب شد و گسترش حزب در اقصا نقاط کشور به عهده ایشان بود .
پس از شهادت 72 تن که من در بیمارستان بستری بودم ، به اتفاق آرا ، دبیر کل حزب شد و جلسات تبیین ایدئولوژی حزب را که مرحوم شهید بهشتی شروع کرده بودند ، ایشان ادامه داد .
قبل از انقلاب ایشان مسئول تهیه و تدوین کتاب های درسی علوم دینی بود و توانست در شرایط دشوار آن روز با کمک دوستان و همراهانی چون شهید بهشتی و مرحوم برقعی کتاب هایی را تدوین کند که ماهیتاً حاوی مطالب لازم دینی برای دانش آموزان بود ، البته دستگاه در سال 57 نسبت به این کتاب ها حساس شد .
شهید باهنر نقش بسیار حساسی در پیوند دانشجو با روحانی داشت ، زیرا روحانی فاضل و تحصیل کرده ای بود که هم در حوزه و هم در دانشگاه درس خوانده بود و هر دو محیط آموزشی را به خوبی می شناخت و در نتیجه توانست نقش بسزایی را در پیوند بین عناصر این دو محیط ایفا کند .
نشریه مکتب تشیع هم که ایشان نقش بسیار مؤثری در انتشار آن داشت وسیله پیوندی بین دو قشر روحانی و دانشجو بود .
شهید رجائی را اولین بار در دماوند و در منزل شهید باهنر دیدم ، فکر می کنم تابستان سال 46 بود .در آن سال ها چون من در مشهد و ایشان در تهران بود ، ارتباط مان نزدیک نبود ، اما دور را دور می شنیدم که در کارهای مخفی مبارزاتی شرکت دارد و مخصوصاً در مدرسه رفاه با آقایان باهنر ، بهشتی و هاشمی مرتبط است .
در سال 53 در زندان کمیته مشترک در بند 20 بودم و آقای رجائی در بند 1 بود و من دائماً با ایشان تماس می گرفتم ، ارتباط مان هم به این صورت بود که من با علائم مورس با سلول 19 صحبت می کردم و او هم به همین وسیله به آقای رجائی منتقل می کرد و مجدداً ایشان جواب می داد .
در یکی از همین تماس ها بود که آقای رجائی به من فهماند که آقای منتظری را دستگیر کرده و به اتاق او آورده اند ، من سریع خواستم که چند مطلب را از ایشان بپرسند که مبادا فرصت از دست برود و اتفاقاً همین طور هم شد و آقای منتظری را به اوین بردند .
بنی صدر هر چه که در توانش بود کرد که آقای رجائی نخست وزیر نشود ، بعد هم که با فشار مجلس آقای رجائی نخست وزیر شد ، این پیوند ، پیوند بیماری بود . آقای رجائی با آن که با مواضع بنی صدر و لیبرال ها مخالف بود ولی خیلی مؤدبانه برخورد می کرد و در مجلس گفت : " من مقلد امام ، فرزند مجلس و برادر رئیس جمهور هستم ."
او این جور نجیبانه برخورد می کرد و در مقابل بنی صدر از آن آدم هایی بود که صاف توی چشم کسی نگاه می کنند و دشنام می دهند ، او دائماً مصاحبه و به آقای رجائی توهین می کرد .
بالاخره عرصه بر آقای رجائی تنگ شد و در مجلس گفت : " این نمی شود که آقای بنی صدر هر چه به دهانش می آید ، بگوید و ما ساکت بمانیم ، اگر قرار بر حرف زدن است ما هم خیلی حرف ها داریم که بزنیم ." و آن موقع آشکارا مطالبی را بیان کرد .
در شرایط جنگ ، آقای رجائی و دولت مرتب پول ، سلاح ، لودر ، بولدوزر فراهم می کردند و آنچه را که در توان داشتند ، انجام می دادند و این خاری در چشم دشمن و لیبرال ها و ضد انقلاب ها بود .
ایشان قبل از نخست وزیری هم همین طور بود ، چون چه در دولت موقت و چه در زمان شورای انقلاب ، فرد مستقلی بود حزب اللهی و طرفدار مردم متوسط بود ، در حالی که بنی صدر و دار و دسته اش بر عکس بودند .
در موضوع نخست وزیری شهید رجائی واقعیت این است که ابتدا صحبت از نخست وزیری ایشان نبود ، یک روز قرار شد عده ای از نمایندگان مجلس بروند ساختمان مجلس شورای ملی سابق را ارزیابی کنند که آیا می شود مجلس شورای اسلامی را به آنجا منتقل کرد یا نه .
من و شهید رجائی و عده ای دیگر بودیم ، وقتی بازدید کردیم ، خسته شدیم و گوشه ای نشستیم که استراحت کنیم ، من ناگهان به ذهنم رسید که شهید رجائی برای این کار مناسب است ، به ایشان گفتم ، مخالفتی نکرد .
بعد این موضوع را با شهید بهشتی و چند نفر دیگر مطرح کردم و در حزب هم مطلرح شد و با آن که شهید رجائی عضو حزب نبود ، بیش از همه و تقریباً با اکثریت آراء رأی آورد . شهید رجائی به شدت تحت تأثیر شهید بهشتی بود و آرا و افکار ایشان را قبول داشت .
یادم هست که در جلسه تنفیذ حکم ریاست جمهوری از شهید بهشتی به عنوان سرور شهیدان نام برد که حاکی از ارادت شدید ایشان نسبت به آقای بهشتی بود .
گفتگو با روزنامه جمهوری اسلامی ، شهریور 61

 

بد نیست به آرشیو سال گذشته هم سری بزنید..

شهيد دكتر محمد جواد باهنر

پرونده ناتمام يك انفجار

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 8:56 |

زندگی نامه شهید رجایی

 

رجايي از زبان رجايي (دوران كودكي)
من محمد علي رجائي كه در سال 1312 در قزوين در خانواده‌اي مذهبي متولد شدم. پدرم شخصي پيشه‌ور بود و مغازة‌ خرازي در بازار داشت كه از اين طريق امرار معاش مي‌كرديم. در سن 4 سالگي پدرم را از دست دادم و مسئوليت اداره زندگي ما به عهدة مادرم وبرادرم كه در آن موقع 13 سال داشت، مي‌افتاد. مادرم با تلاش و كوشش و حفظ حيثيت شديد خانوادگي در بين همة فاميل، ما را با يك وضع آبرومندانه‌اي اداره مي‌كرد و براي ادارة‌ زندگيمان به كارهاي خانگي كه آن موقع معمول بود، مثل شكستن بادام و گردو و فندق و از اين قبيل كارها مي‌پرداخت. تنها دارائي قابل ملاحظه ما يك منزل كوچك بود كه آن هم از دوران حيات پدرم برايمان باقي مانده بود و آن منزل زيرزميني داشت كه مادرم با تلاشي پيگير در آن زيرزمين اقدام به پاك كردن پنبه و به طوري كه عرض كردم هسته كردن بادام و گردو و .... زندگيمان را به طرز آبرومندي اداره مي‌كرد. اغلب اوقات سرانگشتانش ترك خورده بود. برادرم هم در همان سن و سال كار مي‌كرد و در حد متعارفي كه مي‌توانست كمكي به ادارة زندگي مي‌كرد.

خاطراتی درباره شهید رجایی


مسافرت به مشهد
يادم مي‌ياد در يكي از مسافرتهايي كه در مشهد خدمتشون بوديم اولين بار بود كه براي زيارت حضرت رضا (سلام‌الله عليه) در دورة نخست‌وزيري ايشان مي‌رفتيم، و طبق معمول ما يك برنامة غذايي را مي‌بايست در خدمت حضرت مي‌بوديم، وقتي ما وارد شديم استقبال عجيبي كردند ايشان ايستاد به سخنراني در صحن حضرت رضا (سلام الله عليه) و مردم نيز دورش را گرفته و او را سر دوش گرفتند، همانجا برنامة غذايي هم ما مهمان بوديم و برادر عزيزحجت‌الاسلام طبسي نايب‌التوليه آستان قدس و نماينده امام در آنجا نيز حضور داشتند ما بهمراه نخست‌وزير پس از اتمام سخنراني ايشان آمديم، همة مسئولين استان و شهر مشهد در آنجا بودند.
سفره غذا را نيز از قبل آماده كرده بودند، و فقط چيزهاي معمولي در آن بود، شهيد رجايي ابتدا نشست و نگاهي به سفره كرد و گفت چرا اينطور سفرة غيرمعمولي چيده شده است از ايشان سؤالي كردند منظورتان چيست كجاي اين سفره غيرمعمولي است، پاسخ دادند، چرا دو نوع خورشت است، چرا نوشابه اضافي، چرا ماست، چرا اين همه تشريفات، همه اون كساني كه تشريف داشتند مي‌دانند كه سفرة‌ غذا يك سفرة معمولي حتي درحد خانواده‌هاي متوسط بود و همين را هم رجائي در حد اسراف مي‌ديد، اشاره كرد و گفت: اگر اينها رو جمع نكنيد، من از اين غذا نخواهم خورد، و تقريباً در حال برخاستن و نيم‌خيز شده بود كه برادران ميهماندار كه پذيرايي مي‌كردند، گفتند آقا چيزي نيست يك سفرة‌ معمولي است ولي چون قاطعيت او را ديدند مجبور شدند همة آنچه را كه در سفره زيادي مي‌نمود مثل يك نوع خورشت، ميوه‌ها و نوشابه‌ها برداشتند و سفره شد، شامل يك نوع غذا و خورشت و نفري يك نوشابه و شهيد رجائي در اينجا با اين عمل يكبار ديگر به همة زمامدارها و مسئولين استان كه حضور داشتند درسي داده و آنها را براي ادامة صحيح مسئوليتشان آماده نمود و براستي مگر غير از اين هم مي‌توان از او انتظار داشت؟ پس از صرف غذا تنها به اين عمل خود قناعت نكرد بلكه استاندار را ملاقات كرده و خطاب به او گفت: من تعجب مي‌كنم كه شما هنوز هم تغيير موضع نداده‌ايد، دنيا مي‌داند كه ما واقعاً از انقلابمون چي مي‌خواهيم و چكار بايد بكنيم، اين چه عملي است كه شما داريد مي‌كنيد. آيا من اينجا باشم و اين غذاهاي الوان را بخورم در حاليكه از مردمي كه آنجا هستند (اشاره به سمت حرم امام رضا «ع» ) و من را بعنوان نخست‌وزير روي دست مي‌گيرند و مرا بعنوان حزب الهي مي‌شناسند اطلاعي نداشته باشم، آيا معني حزب‌الهي اين است اينطوري ما بايد نمونه باشيم و بدين طريق او را ضمن راهنمايي مورد ملامت قررا داد.

 


سادگي محل كار

هميشه خودم را يك معلم ‌دانسته‌ام
وقتي آقاي رجائي نخست‌وزير شد هيچ علاقه‌اي نداشت كه به محل نخست‌وزيري برود چون آن را نخست‌وزيري زمان طاغوت مي‌دانست. چون در اين زمان وزير آموزش و پرورش هم بود مي‌گفت من خودم را از اول يك معلم مي‌دانسته‌ام و چون مي‌خواهم وزير آموزش و پرورش بمانم لذا نخست وزيري بايد در محل وزارت آموزش و پرورش ايجاد بشود تا دو سه ماه هم اين فكر را دنبال كرد ولي بعد به دلائل امنيتي ناچار شد به محل نخسشت‌وزيري واقع در خيابان پاستور برود. چون اين محل به هيچ‌وجه از لحاظ امنيتي جوابگو نبود.

مثل همه از غذاي نخست‌وزيري مي‌خورند


در دوران رئيس جمهوري آقاي رجائي هيچ تغييري با زمان نخست‌وزيري ايشان ديده نشد. مثلاً در اوقاتي كه مناسب بود ما با تني چند نفر از كاركنان دفتر غذايمان را مي برديم و نهارمان را در دفتر با ايشان مي‌خورديم. غذاي رياست جمهوري همان غذايي بود كه در نخست‌وزيري تهيه مي‌شد. هر غذايي براي كارمندان تهيه مي‌شد ايشان هم بدون اينكه كمترين چيزي به آن اضافه شود همان را مي‌خوردند گاهي هم كه خيلي كار داشتند نهارشان را به تنهايي مي‌خوردند.
تدريس خصوصي نكرد
آقاي رجائي علاقه‌اي به جمع‌آوري مال دنيا نداشت و با همان حقوق معلمي زندگيش را مي‌گذراند ايشان با اينكه معلم نمونه هم معرفي شده بود مي‌توانست مثل برخي از همكارانش درآمد خوبي از كلاسهاي اختصاصي و تدريس خصوصي داشته باشد اما هرگز تدريس خصوصي نكرد.
آخرين وصيت
بيست روز قبل از شهادت، قبل از ترك خانه براي شركت در جلسه‌اي مهم، همسر رجايي به او گفت: «پيشنهاد مي‌كنم وصيت‌نامه‌ي جديدي بنويسيد. وصيت‌نامه قبلي را سال‌ها پيش نوشته‌ايد. »
رجايي به يادآورد كه در سال 1352 قبل از اين‌كه به زندان برود، وصيت‌نامه‌اي نوشته بود و آن‌ روز، هشت سال از نوشتن آن وصيت‌نامه مي‌گذشت.
كمي فكر كرد. سپس كاغذي خواست تا وصيت‌نامه‌اي جديد بنويسد. او بر روي يك برگ كاغذ دفتر مشق بدون‌ اين‌ كه پاكنويس كند خوش خط و خوانا و بدون خط‌خوردگي و روان‌ و ساده وصيت‌نامه‌اي نوشت و آن را به همسرش داد. نكاتي كه در اين چند خط به آن‌ها اشاره‌ شده، بسيار قابل تأمل است:

بسم الله الرحمن الرحيم

اين بنده كوچك خداوند بزرگ با اعتراف به يك دنيا اشتباه، بي‌توجهي به ظرافت مسئوليت از خداوند رحيم طلب عفو و از همه برادران و خواهران متعهد تقاضاي آمرزش خواهي مي‌كنم.
وصيت حقيقي من مجموعه زندگي من است. به همه چيزهايي كه گفته‌ام و توصيه‌هايي كه داشته‌ام در رابطه با اسلام و امام با انقلاب تأكيد مي‌نمايم.
به كسي تكليف نمي‌كنم ولي گمان مي‌كنم اگر تمام جريان زندگي مرا به صورت كتاب در‌آورند براي دانش‌آموزان مفيد باشد.
هر چه از مال دنيا دارم متعلق به همسر و فرزندانم مي‌باشد. كيفيت عملكرد را طبق قانون شرع به عهده خودشان مي‌گذارم.
برادرم محمدحسين رجايي وصي و همسرم ناظر و قيم باشند.
خداي را به وحدانيت، اسلام را به ديانت، محمد(ص) را به نبوت و علي و يازده فرزندان معصومين عليهم‌السلام را به امامت و پس از مرگ را به قيامت و خداي را براي حسابرسي به عدالت قبول دارم و از درياي كرمش اميد عفو دارم.
اين مختصر را براي رفع تكليف و تعيين خط ‌مشي براي بازماندگان و بر حسب وظيفه شرعي نوشتم وگرنه وصيت‌نامه اين‌ بنده حقير با اين همه تحولات در زندگي در اين مختصر نمي‌گنجد و مكّه، حج بيت‌الله بر من واجب شده بود امكان رفتن پيدا نشد. اينك كه به لقاءالله شتافتم اين واجب را يكي از بندگان صالح خداوند به عهده بگيرد. ثلث اموال به تشخيص بازماندگان به «خيرالعمل» صرف شود و اگر به نتيجه قطعي نرسيدند به بنياد شهيد بدهيد.
محمدعلي رجايي

انفجار و شهادت


در ساعت سه عصر، صداي انفجار مهيبي از ساختمان نخست‌وزيري برخاست. كاركنان به طرف محل انفجار دويدند. جمعيت زيادي از راه رسيد. همه نگران رجايي و باهنر بودند. رجايي از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانواده‌اش را در يكي از واحدهاي مسكوني نهاد رياست‌جمهوري ساكن كرده بود تا ديگر مجبور به رفت‌وآمد به خانه‌اش نباشد. كمال، پسر سيزده ساله رجايي از دور شاهد شعله‌هاي آتش بود. او با حالي آشفته به مادرش تلفن كرد و ماجرا را با او در ميان گذاشت تا همسر شهيدرجايي خودش را برساند. پيكرهاي خونين و سوخته رجايي و باهنر را به بيمارستان منتقل كردند. شدت انفجار به حدي بود كه ابتدا هيچ‌كس نتوانست كشته شدگان را شناسايي كند. جنازه‌ها را به بيمارستان انقلاب منتقل كرده و پيكر شهيدرجايي را در سردخانه قراردادند.
هيچ‌كس نمي‌دانست كه اين پيكر سوخته، بدن شهيدرجايي است. به فكر يكي از اطرافيان او رسيد كه از روي دندان‌ها مي‌توان فهميد كه پيكر سوخته، بدن شهيدرجايي است يا خير؟ اما سوختگي آن‌چنان بود كه دهان رجايي به سادگي باز نمي‌شد. لحظاتي بعد يكي از پزشكان از راه رسيد و پس از شستن لب‌ها با آب اكسيژنه، دهان را باز كرد و دندان‌ها ديده‌ شد، اما باز هم كسي او را نشناخت. همسر شهيد رجايي به بيمارستان آمد و در سردخانه پيكر سوخته شهيد‌رجايي را شناسايي كرد.
با شنيدن خبر شهادت رجايي و باهنر، مردم به خيابان‌ها ريختند و ايران در سوگ رئيس‌جمهور و نخست‌وزير خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز نهم شهريور ماه مردم در مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع كرده و با سردادن شعار«رجايي، رجايي! راهت ادامه دارد! » پيكر او و شهيد باهنر را تا بهشت زهرا مشايعت كردند.

اطلاعيه خانواده شهيد محمدعلي رجايي رييس‌جمهور


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
محمدعلي رجائي مقلد امام و فرزند ملت به عهد و پيماني كه با خداي خويش بسته بود وفا كرد و به كاروان شهداي اسلام و انقلاب اسلامي پيوست. «واوفوا بعهد الله اذا عاهدتم» رجايي اين سرباز اسلام و انقلاب كه طعم فقر و محروميت را چشيده بود و هنوز نقش آثار داغ و شكنجة زندان‌هاي منحوس، پهلوي از پيكر او محو نشده بود، در مبارزه بي‌امان خويش عليه ظلم و جور و استكبار، عليه شرك و كفر و الحاد تا پاي جان ايستاد و با خون خود، نهال انقلاب اسلامي ايران را آبياري كرد و به خدا پيوست. اينك اي امت شهيدپرور و انقلابي ايران، فرزند شما محمدعلي رجائي، كه شما با رأي قاطع خود او را به رياست‌جمهوري اسلامي ايران برگزيده و با انتخاب او به رياست جمهوري به جريانات انحرافي و سازش‌كارانه خط بطلان كشيديد در راه انجام وظيفه‌اي كه به عهده او گذاشته بوديد شهيد شد. او خود را به حق فرزند ملت مي‌دانست و اينك خانوادة‌ وي شهادت او را به امام ملت بزرگ و انقلابي ايران تبريك و تسليت مي‌گويند و تو اي امام بزرگوار، دعا كن كه خدا خون اين شهيد را كه از ميان مردم محروم و مستضعف جامعه برخاست و در راه حفظ و حراست حقوق محرومان و مستضعفان جامعه و استقرار حاكميت اسلام شهيد شد از امت مسلمان و شهيدپرور ايران بپذيرد و اينك ما، همسر و فرزندان و خانواده شهيد رجايي، امروز در اجتماع دانشگاه حاضر مي‌شويم تا يك بار ديگر با امام و امت مسلمان انقلابي ايران در ادامه راه شهيدان تجديد بيعت كنيم. در اهتزاز باد پرچم خونين اسلام، پرطنين باد بانگ آسماني الله‌اكبر، به اميد پيروزي اسلام و مسلمين.
خانواده شهيد محمد علي رجائي

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 8:28 |

ديدار نخبگان جوان دانشگاهى با رهبر انقلاب

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم

خيلى روز شيرين و ساعت خوشى براى بنده است كه در جمع يك مجموعه‏ى نخبه، زبده و اميدبخش براى آينده‏ى كشور، بنشينيم و راجع به يكى از اساسى‏ترين و اصلى‏ترين مسائل كشور - كه مسئله‏ى پيشرفت علم و بر اساس آن پيشرفت فناورى است - بحث كنيم. همه‏ى مطالبى هم كه برادران و خواهران و جوانان عزيز ما آمديد اينجا و بيان كرديد، اين فكر را در انسان تقويت ميكند كه جريان نخبه‏پرورى و توسعه‏ى فكر سازنده در بين جوانان كشور، يك جريان رو به رشدى است؛ داراى پيشرفت است و آينده‏ى خوبى را نويد ميدهد. من حرفهاى دوستان در سال گذشته را هم كم و بيش در ياد دارم - غير از اينكه حالا يادداشت شده و ثبت شده - آنها هم همين جور است. نكاتى كه به ذهن جوانان و نخبگان ما ميرسد كه فكر ميكنند اينجا بايد مطرح و بيان كنند، براى ما شاخص است. انسان مى‏بيند كه هم توجه و انگيزه‏ها براى پيشرفت علم و اعتناء به اهميت علم و فناورى بيشتر شده، هم جهتگيريها با اهداف والاى نظام جمهورى اسلامى هم‏خوان‏تر و منطبق‏تر شده است.

خب، حالا اين مطلب را من عرض بكنم - شايد پاسخى هم باشد به سؤالى كه اين برادر عزيزمان در پايان جلسه مطرح كردند - كه علم براى يك جامعه‏ى انسانى، يك موهبت الهى است: هم علوم ارزشى و علوم معرفتى، و هم علومى كه به انسان كمك ميكند تا در اين طبيعت عظيم و در اين خلقت شگفت‏آور خداى بزرگ، از گنجينه‏هائى كه خدا براى انسان در اين طبيعت قرار داده، بيشتر و بهتر استفاده كند. از اول پيدايش انسان، حركت انسان به سمت پيدا كردن رموز طبيعت و كشف كردن كوچه پس‏كوچه‏هاى تو در توى اين ساخت عظيم و بافت بزرگ به كار گرفته شده و اسلام و همه‏ى اديان اين را تأييد ميكنند. شما نميتوانيد در هيچ دينى - بخصوص دين اسلام - يك تعبير و جمله‏اى پيدا كنيد كه نشان‏دهنده‏ى اين باشد كه اين علوم دنيوى فايده‏اى ندارد يا مضر است يا نبايد دنبالش رفت؛ بعكس، همه‏ى اين دانشهائى كه تا امروز بشر به آنها دست پيدا كرده - كه وسيله‏اى است براى اينكه انسان بتواند از اين حقيقتى كه وجود دارد و اين طبيعتى كه خدا براى ما آفريده، بهتر استفاده كند - و همچنين دانشهائى كه تا امروز بشر به آنها دست پيدا نكرده - شايد دانشهاى بيشترى در آينده پيدا خواهد شد كه حجم و كميت آنها از همه‏ى دانشهاى بشرى از اول تا حالا بيشتر است و بشر در آينده به آنها دست پيدا خواهد كرد - همه‏ى اين دانشها از نظر اسلام باارزش است.

خودِ علم ارزش است. اين ارزش را كسانى ميتوانند به ضد ارزش تبديل كنند كه از او عليه منافع بشريت استفاده كنند؛ اما خودِ دانش يك ارزش است. به بركت دانش، معرفت خدا هم آسان ميشود. كسانى كه داراى علم‏اند، بيشتر ميتوانند حقانيت پيام پيغمبران و حقانيت پيام راستين اسلام را بفهمند. علم را با شهوات، با غرضها و با چيزهائى كه در عالم مادى و گرايشهاى مادى وجود دارد، مخلوط نبايد كرد. آنى كه آنجا بد است، او ضد ارزش حركت كردنِ آنها و شهوانى و نفسانى بهره‏گيرى كردن از علم است، نه خود علم. بنابراين علم يك ارزش است؛ در اين شك نكنيد. هم علوم معرفتى، علوم ارزشى، علوم حقيقى يا اعتبارى‏اى مثل فلسفه يا فقه يا امثال اينها خيلى با ارزش است و هم علومى كه وسيله‏ى كشف دنياى موجودِ در اختيار بشر و كشف رازهاى آن و توانا شدن بر استفاده‏ى بهتر از اين گنجينه‏ى عظيم است.

اين دنيائى كه در اختيار ماست، اين زمينى كه در اختيار ماست، اين موادى كه در اختيار ماست، اى بسا ميليونها برابر بهره‏اى كه امروز بشر از آنها استفاده ميكند، قابل بهره‏بردارى باشد. از همين آب، از همين خاك، از همين مواد، از همين هوا، از همين موادى كه در زير زمين هست و از همين چيزهائى كه در اختيار ماست و ما ارزش اينها را نميدانيم، اى بسا بشر در آينده بهره‏هاى خيلى فراوانى ببرد. ما امروز نفت را ميسوزانيم؛ ممكن است در آينده، بهره‏مندى‏هائى از نفت براى بشر به دست بيايد و به قدرى ارزشمند بشود كه هيچ عاقلى حاضر نباشد يك قطره‏ى نفت را بسوزاند؛ به جاى آن از انرژيهاى ديگر استفاده كنند. شما ببينيد، امروز از زباله‏ى شما بازيافتِ مواد باارزش ميكنند. خب، زباله زباله است؛ اين يك مثال خيلى كوچك است. خيلى از چيزها هست كه ممكن است از آنها استفاده بشود؛ به چه وسيله ميشود آنها را فهميد؟ به چه وسيله ميشود به راههاى دَه توى طبيعت پى برد و راه برد و از آنها استفاده كرد؟ به وسيله‏ى علم. اينى كه پيغمبر ميفرمايد: «اطلبوا العلم و لو بالصّين»، نميخواهد بگويد برويد فلسفه يا فقه را از چين ياد بگيريد؛ برويد دانش را - هر دانشى؛ علم و آنچه كه بر علم مترتب ميشود يعنى فناورى و توانائيهاى فراوان سرپنجه‏ى بشرى - ياد بگيريد؛ اينها چيزهاى لازمى است. خب، اين يك مقدارى پرداختن به مسائل بديهى بود؛ يعنى بنده تصور هم نميكردم كه در بين شما جوانان نخبه كسى باشد كه در اين زمينه شك و ترديدى داشته باشد و تصور كند كه حالا اسلام چه ميگويد.

سند چشم‏انداز هم مطلقاً يك قطعه‏اى از نگاههاى غربى نيست. ما جهت را عوض كرده‏ايم. ببينيد، يك نكته‏اى كه شما جوانها خوب است به آن توجه كنيد، اين است كه خيلى از چيزها هست كه قالب آن ايرادى ندارد، اما جهتش اشكال دارد؛ ما در اسلام هم از اين قبيل چيزها داشتيم. همين حج و عمره‏اى كه شماها ميرويد و اينقدر دختر جوان ما و پسر جوان ما - با آن دلهاى پاكشان - تحت تأثير آن قرار ميگيرند، اين حج يك رسم جاهلى است و در جاهليت بوده. همين طوافى كه شما ميكنيد، اين طواف را در دوران جاهليت ميكردند. در موسم حج، كه موسم حج هم همين ماه‏هاى حرام بود، از اطراف عربستان - حالا در بيرون عربستان كسى اعتقاد نداشت - راه مى‏افتادند و به مكه مى‏آمدند، براى اينكه اطراف كعبه طواف كنند. قالب كار، همين قالب كارى است كه شما انجام ميدهيد؛ اما محتوا و جهت كار، صد و هشتاد درجه تفاوت دارد. امروز شما اطراف كعبه كه حركت ميكنيد، توحيد را داريد تجسم ميكنيد؛ حركت عظيم عالم بر محور وجود خالق متعال؛ كه اينجا يك حركت سمبليك و يك حركت نمادين به وجود آمد و كعبه شد مظهر توحيد در اسلام، و حج شد بهترين عامل براى توحيد كلمه در يك مجمع عظيم جهان اسلام؛ اين جهتِ امروز آن است. جهت جاهليت صد و هشتاد درجه تفاوت داشت و نقطه‏ى مقابل اين بود؛ بتهاى گوناگونى بيرون كعبه و درون كعبه آويخته بودند؛ كسانى كه مى‏آمدند و دور كعبه حركت ميكردند، در واقع دلباخته و دلبسته‏ى آن بت بودند و از خداى واحدِ احد چيزى نميفهميدند. خودِ اين حركت كردن هم نه فقط آنها را به هم نزديك نميكرد، آنها را از هم دور ميكرد؛ چون دلبستگى‏هايشان با هم فرق داشت؛ يكى به خاطر فلان بت دور كعبه ميگشت و ديگرى به خاطر فلان بت ديگر كه همه‏ى اينها توى كعبه جمع بودند. پيغمبر حج و طواف و سعى را مطلقاً تغيير نداد - اين قالب حفظ شد - جهت آن را صد و هشتاد درجه عوض كرد؛ حجى كه مظهر شرك و بت‏پرستى و خرافه‏پرستى و عصبيت و جهالت محض بود، تبديل شد به مظهر توحيد، مظهر صفا، مظهر اخلاص و دلباختگى در مقابل ذات اقدس الهى.

قالبها اشكالى ندارند. تكنولوژى هسته‏اى هيچ گناهى نكرده، گناه مال آن كسى است كه جهت او را جهت تخريب انسانها قرار ميدهد. يا مثلاً فناوريهاى پيشرفته‏ى نانو، يا صنايع الكترونيك بسيار پيشرفته و آيروديناميك و امثال اينها گناهى ندارند؛ اينها خيلى خوبند و ابزارهائى هستند براى اينكه انسان بتواند در دنيا از منابع و فرصتهائى كه خدا در اين طبيعت قرار داده، به بهترين وجهى استفاده كند. گناه مال آن كسانى است كه از اين نعمت خدادادى و از اين گنجينه‏ى الهى، براى زورگوئى به بشر، تسلط به ديگران و پامال كردن حقوق ديگران استفاده ميكنند. شما كه مبناى خوبى داريد، شما كه به خدا معتقديد، شما كه به كرامت انسان معتقديد، شما كه با ظلم و غصب و تعدى  و تجاوز مخالفيد، شما كه استكبار و جامعه‏ها يا حكومتهاى برآمده‏ى از شهوات شخصى و جمعى را تقبيح ميكنيد، شما اين علوم را ياد بگيريد تا ارزشهاى خودتان را در دنيا ترويج كنيد و معارف خودتان را در دنيا حاكم كنيد. اين چيز بدى است؟! يك نفر سوار هواپيما ميشود و براى عياشى و هرزگى، به فلان شهرِ فلان كشور ميرود؛ يك نفر هم سوار همين هواپيما ميشود، ميرود براى زيارت خانه‏ى خدا؛ اين هواپيما كه گناهى ندارد؛ جهتها فرق ميكند. شما دانش و فناورى را فرا بگيريد و از هوش ويژه‏اى كه در شما هست - كه من حالا اشاره خواهم كرد و بعضى از دوستان هم گفتند - استفاده كنيد، براى اينكه در اين جهت، قله را فتح كنيد. آن‏وقت از اين موقعيت و از اين فرصت، براى نشر ارزشهاى حقيقى - به جاى ارزشهاى دروغين، به جاى نفسانيات، به جاى هرزگى، به جاى سلطه‏ى زر و زور بر سرنوشت بشر - استفاده كنيد.

امروز بيش از دو ميليارد انسان در دنيا گرسنه‏اند! اين شوخى است؟ امروز ملتهائى بر روى طلا راه ميروند، ولى شكمشان گرسنه است. نظام جهانى نظام سلطه است؛ نظام استكبار است؛ نظام ظلم است. به چه وسيله آمريكا به اينجا رسيد؟ چه طور توانست اينجور به دنيا زورگوئى كند؟ چون دانش داشت و از دانش استفاده كرد. غربيها در اين مسابقه‏ى جهانى‏اى كه در طول تاريخ وجود داشته، سوء استفاده كردند.

 ببينيد در طول تاريخ، علم در بين ملتهاى دنيا دست به دست گشته؛ شما هيچ ملتى را پيدا نميكنيد كه از اول تا آخر، دانش در اختيار آنها بوده؛ نه، اين يكى از سنتهاى خداست. در اين مسابقه‏ى در بين جوامع بشرى - ملتها مسابقه دارند و از هم جلو ميزنند - از لحاظ دانش يك وقتى شرق جلو بود، يك وقتى كشورهاى اسلامى جلو بودند و يك وقتى بخصوص كشور ايران جلو بود؛ همين حالتى كه امروز شما در بعضى از كشورهاى غربى مشاهده ميكنيد كه از لحاظ علم در رتبه‏ى بالائى هستند و ديگران بايد سرشان را بالا كنند تا آنها را ببينند، يك روز كشور شما همين حالت را داشت و كشورهاى اروپائى و كشورهاى شرقى و غربى بايد به بالا نگاه ميكردند تا ميتوانستند دانشمند ايرانى را ببينند؛ دانشمندان عظيمى كه نه فقط در علم، حتّى در فناورى - فناوريهاى متناسب با آن روز - از همه‏ى دنيا جلو بودند. يك روزى اينجورى بوده؛ يك روز هم غربيها جلو افتادند.

اما يك نكته‏ى مهمى است كه از زمانى كه غربيها جلو افتادند، از اين  برترىِ علمى، براى مقاصد سياسى و اقتصادىِ سلطه‏گرانه استفاده كردند؛ استعمار به وجود آمد. استعمار قبلاً وجود نداشت. معناى استعمار اين است كه يك كشورى با هزارها كيلومتر فاصله، دست‏اندازى كند به يك كشورى كه منبع ثروت است - مثلاً شبه قاره‏ى هند - و آنجا را به قدرت شمشير و به قدرت سلاح پيشرفته، در اختيار خودش بگيرد. خب ميدانيد، انگليس هم محاط به درياست. انگليسيها چون در كار كشتيرانى و دريانوردى يك مهارتى پيدا كرده بودند؛ اين دريانوردى را توسعه دادند، خطرپذيرى كردند، ريسك‏پذيرى كردند، آمدند هندوستان را پيدا كردند و بر آن تسلط پيدا كردند؛ اينجا از برترى علمىِ خودشان استفاده‏ى سياسى كردند! كارى كه تا آن زمان هيچ كدام از كشورهاى گوناگونى كه داراى برترى علمى بودند، نكرده بودند. هم انگليسيها، هم بلژيكيها، هم هلنديها، اينهائى كه طرف منطقه‏ى شرق و منطقه‏ى شبه قاره‏ى هند رفتند و اول‏بار استعمار را راه انداختند، و هم آن كسانى كه بعد رفتند آفريقا را گرفتند - گروهى از كشورهاى اروپائى مثل پرتغال -  اينها از قدرت پيشرفتِ علمى و توانائى علميشان، استفاده‏ى سياسى كردند؛ يعنى استعمار را به وجود آوردند. وقتى استعمار به وجود آمد، سرنوشت آن ملت استعمارزده در دست آن ملت استعمارگر قرار گرفت؛ از اين استفاده كردند براى اينكه آنها را در جهالت نگه دارند و تا آنجائى كه البته ميتوانستند، مسابقه‏ى علمى را متوقف كردند!

 اين اتفاقى است كه افتاده و كارى است كه شده. خب، اين سوء استفاده‏ى از علم بود. دنيا تحولات دارد؛ انسانها در يك حدى محدود نميمانند و انسان را نميشود زندانى كرد. بالاخره جوشش استعداد انسانى - چه در زمينه‏ى علمى، چه در زمينه‏ى سياسى - كار خودش را ميكند، و كرد. حركتهاى فراوانى از طرف مردم در جاهاى مختلف دنيا به وجود آمد. وضع امروز دنيا اين است كه قدرتهائى كه داراى پيشرفت علمى هستند، سعى ميكنند اين پيشرفت را به صورت انحصارى نگه دارند. شماها خوب ميدانيد، بخشهائى از دانش در كشورهاى پيشرفته‏ى غربى هست كه مطلقاً اجازه‏ى دسترسى به آنها به كسانى خارج از محدوده‏ى خودشان داده نمى‏شود؛ يعنى اختصاصى است. مثل اين سندهائى كه وقتى كهنه شد، منتشرش ميكنند؛ دانشى هم كه در اختيار آنهاست، وقتى از آن مرحله‏ى اهميت و درجه‏ى اوّلى افتاد، آن وقت اجازه ميدهند ديگرى دست پيدا كند؛ آن وقتى كه خودشان به يك مرحله‏ى بالاترى رسيده باشند. اين‏جورى‏اند و در زمينه‏ى علم، انحصارطلبند.

خب، در اين دنيا براى به هم زدن اين سلطه، بايد يك حركت علمى كرد. نظام جمهورى اسلامى كه از لحاظ ارزش‏گذارى و نظام ارزشى، نقطه‏ى مقابل آن چيزى است كه امروز سلطه‏گران غربى دنبالش هستند - و خب، موفق هم شده؛ از لحاظ سياسى موفق شده؛ خودش را تثبيت كرده؛ عليه توطئه‏ها سى سال ايستادگى كرده و در ابعاد مختلف خودش را پيش برده - براى اينكه بتواند هدفهاى خودش را تأمين بكند - كه آن هدفها، هدفهاى والاى انسانى است كه هر انسانى آنها را قبول دارد - بايد دنبال علم برود؛ اين است كه من گفته‏ام امروز يكى از پايه‏اى‏ترين گفتمانهاى كنونى كشور ما بايد گفتمان پيشرفت علم و فناورى باشد؛ اين برو برگرد ندارد. بدون اينكه ما به دنبال پيشرفت علمى و رشد علمى و افزايش توان علمى باشيم، و بدون اينكه اين امكان علمى را در سطح زندگى خودمان بياوريم و زندگى مادى را اعتلاء بدهيم، امكان مقابله‏ى با آن قدرتها وجود ندارد. اين پرچمى كه در دست جمهورى اسلامى است، در اين صورت  در اهتزاز و سرپا خواهد ماند و پيروز خواهد شد. خب، در اين زمينه من شايد يك مقدارى بيش از اندازه‏ى لازم صحبت كردم؛ به خاطر اينكه تصور نمى‏كردم اين فكر و ذهنيت در جوانهاى نخبه باشد كه علم و فناورى چه فايده‏اى دارد؛ لذا يك مقدارى در اين زمينه بيشتر توضيح دادم.

ببينيد، علم مايه‏ى قدرت و ثروت است. اگر كشور شما و نظام جمهورى اسلامى بايد به اين قدرت و اقتدار دست پيدا كند تا بتواند از ملت خود، از كشور خود، از ارزشهاى خود و از نظام خود پشتيبانى كند و مصونيت ببخشد - كه قدرت فايده‏اش اين است؛ اقتدار براى زورگوئى به ديگران نيست، براى جلوگيرى از زورگوئى ديگران است - و اگر در كنار اين به ثروت احتياج دارد تا بتواند مشكلات گوناگونى را كه ميراث سالها حكومت استبدادى در اين كشور است برطرف كند، بايد علم را به دست بياورد. براى يك ملت، علم وسيله‏اى است براى رسيدن به اقتدار ملى و ثروت ملى.

خوشبختانه ما در اين زمينه امكانات زيادى داريم. اگر درست محاسبه بشود، شايد بتوان گفت واقعاً حدود صد و پنجاه سال ملت ايران را متوقف نگه داشتند. اين استعداد جوشانى را كه شما امروز مى‏بينيد، اين مال امروز نيست؛ هميشه نسلهاى ايرانى اين استعداد را داشته‏اند. اينها به دلايل مختلف متوقف مانده؛ عمده‏اش هم به خاطر حاكميت حكومتهاى مستبد و جائر در همه‏ى زمانها - و بخصوص در اين برهه‏ى آخر، به اضافه شدنِ وابستگى و فساد - بوده. اين عقب‏ماندگى وجود دارد. ليكن استعداد ملت ايران، يك استعدادِ از متوسط بالاتر است؛ اين را ما بارها گفته‏ايم. بعضيها خيال كردند كه ما اين را ادعا ميكنيم؛ حالا بتدريج در سطح جهان هم دارد اين معنا منعكس ميشود. گواهيها و تصديقهاى جهانى نسبت به هوش بسيار زياد ايرانى، مكرر در جاهاى گوناگونى دارد تكرار ميشود. توى مجلات آمريكائى مينويسند و بخصوص از بعضى از دانشگاههاى ما اسم مى‏آورند. البته اين اسم‏آوردنها مغرضانه است؛ آن دانشگاهى كه آنها اسم مى‏آورند - چه در تهران، چه در اصفهان - اينها دانشگاههاى برترند، شكى نيست؛ اما نام آوردن آنها مغرضانه است؛ چون دانشگاه بر پايه‏ى نيروى انسانى است: دانشجو و استاد و البته مديريت. هم دانشجو و هم استاد، از همين نسلهاى ايرانى هستند؛ بنابراين، اين عموميت دارد و مخصوص دانشگاه خاصى نيست. در هر جائى كه تلاشى صورت بگيرد، همين برجستگى نمايان خواهد شد كه آنها در مواردى به آن اعتراف ميكنند. بنابراين ما از اين امكان بسيار بالاى انسانى برخورداريم؛ يعنى هوش و استعدادِ از متوسط بالاترِ انسانى در ايران.

 اين ميتواند عقب‏ماندگى را جبران كند. اين سالهائى كه شما راه افتاديد و اين كاروان علم در كشور حركت كرده، دستاوردهاى بسيار زيادى داشته. همين تقريباً ده دوازده سال اخير كه اين تفكر علم‏گرائى و دنبال علم رفتن و نهضت توليد علم و نهضت نرم‏افزارى و مسئله‏ى نخبه‏پرورى در كشور شروع شده، تا امروز ما خيلى پيشرفت كرده‏ايم. اين پيشرفتها مغتنم است.

 من البته قانع نيستم. نه اينكه تصور كنيد بنده حالا خيال ميكنم ما به مقصود رسيده‏ايم؛ نه، خيلى كار دارد تا اين عقب‏ماندگى تاريخى و طولانى جبران بشود. بخصوص كه ما تنها هستيم؛ ما تنها هستيم! كسى از نظام اسلامى و انديشه‏ى اسلامى حمايت نميكند. اين چينيها - كه الان شما مشاهده كرديد و در جريان المپيك در پكن، يك گوشه‏اى از توانائيهاى فنى چينيها نشان داده شد و در واقع رو شد - خيلى پيشرفتهاى خوبى دارند از لحاظ علمى؛ اما توجه داشته باشيد، اينها در سال 1948 - كه چين جديد و چين كمونيست در آن سال تشكيل شده - هيچ چيز نداشتند! وليكن شوروى - يك حكومت باسابقه‏تر از لحاظ ايدئولوژى، و با سابقه‏ى بسيار بيشتر از لحاظ پيشرفتهاى علمى و فنى - هر چه داشت در اختيار چين قرار داد؛ زمان استالين هم بود. وجود يك كشور عظيم مثل چين - البته آن وقت جمعيتش مثل حالا نبود؛ اما بالاخره كشور بزرگ، پهناور و پرجمعيتى بود - در كنار كشور بزرگ شوروى و در قلب آسيا، براى شوروى كمونيستىِ آن روز خيلى باارزش بود. هر چه داشتند، در اختيار چينيها گذاشتند؛ حتّى انرژى هسته‏اى را. انرژى هسته‏اى را جوانهاى ما خودشان به دست آوردند. چينيها انرژى هسته‏اى را مثل يك هديه‏اى از روسها گرفتند؛ كمااين‏كه به كره‏ى شمالى هم دادند؛ هم چينيها دادند، هم روسها دادند. ببينيد پيشرفتهاى كشورهائى مثل چين، به بركت حمايتهاى فوق‏العاده و استثنائى كشورهاى ديگر بود. هند هم همين‏جور است؛ البته از جهات ديگرى. آن وقتى كه بين روسيه و چين اختلاف به وجود آمد - ميدانيد ديگر، تا چند ده سال متمادى بعد از دوره‏ى استالين، بين اين دو كشور بزرگ كمونيستى اختلاف شديد و عميقى بود؛ مثل اختلاف شرق و غرب و شايد هم يك خرده تندتر - اين اختلاف موجب شد كه روسها آمدند به كمك هنديها كه همسايه‏ى چين بود؛ چينيها هم رفتند به كمك پاكستان كه رقيب هند بود! يعنى عوامل سياسى در يارگيريها تأثير گذاشت. آن وقت چينيها انرژى هسته‏اى را دادند به پاكستان؛ روسها هم انرژى هسته‏اى و بسيارى از پيشرفتها را دادند به هند. يعنى هم هند، هم پاكستان، دستاوردهايشان را از ديگران گرفتند.

من هر چه نگاه ميكنم، مى‏بينم هيچ كشورى از اين كشورهائى كه در زمينه‏هاى مختلف چنين پيشرفتهائى پيدا كرده‏اند، مثل كشور ما نيست! ما مظلومانه، تنها و در بين اين همه دشمنيها - در حالى كه هم شرقِ كمونيستى و هم غربِ سرمايه‏دارى با ما به جد دشمن بودند؛ اروپا هم كه مايل بود يك نقش مثلاً ميانه‏اى ايفا كند، هيچگونه كمكى به ما نكرد، بلكه ضربه هم زد - اين جوانهاى باهوش و زيرك و احياناً بسيار زبل از ميان ملت ما، توانستند اين نهالها را رشد بدهند و به ثمر برسانند. كارهاى بزرگى شده؛ اين خيلى اميدبخش است. در آينده هم ميتوانيد اين كارها را انجام بدهيد. لذا من نگاهم به آينده، نگاه خيلى خوبى است؛ اگرچه وضع كنونى را قابل تحسين ميدانم، اما به هيچ وجه قناعت به اين وضع را مجاز نميشمارم، براى هيچ كس: نه براى دولتيها، نه براى خود شما جوانها، نه براى اساتيدتان. ما هنوز خيلى بايد راه برويم؛ خيلى بايد حركت كنيم. فاصله‏ى ما هنوز با آن قله‏ها - حتّى، برخى پائين‏تر از قله‏ها - زياد است. بايد اين فاصله‏ها را طى كنيم.

البته اينها ثروت و پول لازم دارد؛ پول را هم از همين راه بايد به دست بياوريم. دوستان اشاره كردند - اغلب اين نكاتى كه دوستان گفتند، نكات درستى است؛ در محاسبات ما و در يادداشتهائى كه به ما دادند، همه‏ى اين نكات وجود دارد - ثروت را از همين راه بايد به دست بياوريم. آن روزى كه ما بتوانيم درآمد كشور را از راه دانشمان به دست بياوريم و درِ چاههاى نفت را پلمب كنيم، آن روز براى ما روز خوبى است. امروز ما داريم از ذخائرمان ميخوريم. بيشتر بودجه‏ى كشور از نفت است. نفت ذخيره‏ى ماست. گنجينه‏مان را داريم تخليه ميكنيم؛ از روى ناچارى. بايد روزى برسد كه بتوانيم از دانش خود نان بخوريم و اين ملت بتواند از دانش خود ثروت توليد كند. آن وقت خودِ آن ثروت به پيشرفت دانش كمك خواهد كرد. يك هم‏افزائى پى در پى دارند: علم به ثروت كمك ميكند، ثروت به علم كمك ميكند؛ دائماً هم‏افزائى به وجود مى‏آيد. ما بايد دنبال اين روز باشيم.

 البته جهتگيريها، بايد جهتگيريهاى درست و معنوى و الهى باشد؛ همچنان كه در اظهارات خيلى از اين جوانهاى عزيز هم همين را ديديم؛ اين گرايشهاى عزيز در بين اين جوانها، حقيقتاً دل انسان را روشن ميكند و خرسند ميكند. نكات خوبى گفته شد؛ در ذهن بنده هم بود، من هم ميخواهم همينها را تأكيد بكنم. خب، خوشبختانه بنياد نخبگان و آقاى دكتر واعظزاده، الحمدللَّه خيلى خوب فعالند؛ من خيلى خوشحالم از اين كه حركت را شروع كرده‏اند، كار را آغاز كرده‏اند؛ ليكن بايد به ضعفهائى كه وجود دارد توجه كنند و پى در پى ضعفها را بر طرف كنند.

يكى از ضعفها ناهماهنگيهاست؛ در بخشهاى مرتبط با دانش و علم و فناورى، بايستى هماهنگى كامل بوجود بيايد. ما مسئله‏ى ارتباط صنعت و دانشگاه را مطرح كرديم - كه خب، الحمدللَّه در اين زمينه دارد كار ميشود و بيشتر هم كار خواهد شد؛ حالا مسئولين مطالبى هم درباره‏ى ارتباط نخبگان با مراكز تحقيقاتى يا با صنايع و امثال اينها، با ما در ميان گذاشتند كه مژده‏بخش است و ان‏شاءاللَّه در وقت خودش به شما گفته خواهد شد و اطلاع خواهند داد - ليكن هماهنگى بين خود مراكز علمى خيلى لازم است؛ يعنى دو وزارت علوم و بهداشت با همين معاونت علمى و فناورى رئيس‏جمهور و بنياد نخبگان و سازمان پژوهشهاى علمى و صنعتى و هر بخشى از بخشها كه در اين زمينه‏ها همكارى ميكنند، يك ارتباط و همكارى و هم‏افزائىِ دائم لازم است كه مبادا اينها كار هم را خنثى بكنند يا حلقه‏هاى مفقوده و خلأهائى در اين زمينه - از قبيل همين كه يك خانمى راجع به مشكل جوانهاى خوارزمى بيان كردند - بوجود بيايد.

يك چيز ديگرى كه من اينجا لازم است مطرح بكنم - اگر چه مخاطبش در واقع كس ديگرى است - مسئله‏ى بزرگداشت نخبگان و تكريم نخبگان است. در اين زمينه، در واقع رسانه‏هاى ما و بخصوص رسانه‏ى ملى و صدا و سيما، مخاطبند. خب، شما ملاحظه كنيد در تبليغاتى كه انجام ميگيرد: هنرپيشه‏ها و هنرپيشه‏هاى خارجى و اسمهاى گوناگون تبليغ و ترويج ميشوند. مثلاً مسابقه ميگذارند توى تلويزيون و سؤال ميكنند: اسم قهرمانِ اولِ فلان فيلم چى بود؟ اگر گفتى و بلد بودى برنده ميشوى! حالا ندانند اين را؛ مگر چه كسرى و چه نقصى وارد ميشود؟ فرض كنيد ميليونها نفر اين فيلم را نديده‏اند و اين هنرمند يا اين بازيگر را نميشناسند؛ اين شد يك نقيصه؟ كه شناخت او بشود يك امتياز؟! يا مثلاً ورزش. خب البته ميدانيد و بارها گفته‏ام، من از طرفداران ورزش قهرمانى‏ام؛ يعنى من بر خلاف يك حرفى كه گفته ميشد آقا! ورزش قهرمانى چيست؛ بنده گفتم كه نه، ورزش قهرمانى لازم است. ورزش قهرمانى در واقع نخبه‏پرورىِ در باب ورزش است؛ اين ميشود يك قله؛ تا قله نباشد، دامنه نيست. وقتى يك قله درست شد، آن وقت دامنه - يعنى ورزش عمومى - شكل خواهد گرفت. بنابراين بنده به ورزش قهرمانى معتقدم؛ به اين قهرمانهائى هم كه ميروند و پرچم كشورمان و سرود ملى كشورمان را اينجا و آنجا به چشم و گوش مردم دنيا ميرسانند، علاقه‏مندم؛ از آنها هم تشكر ميكنم؛ خيلى هم دوستشان ميدارم؛ گاهى هم پيش من مى‏آيند. اما حرف من اين است كه چرا ما بايد يك نخبه‏ى علمى را كمتر از يك نخبه‏ى ورزشى بها بدهيم؟ ما چقدر نخبه‏هاى علمى داريم كه در قله‏اند؛ چقدر نخبه‏ى علمى داريم كه اگر چنانچه دست كشورهاى ديگر به اينها برسد، آنها را فوراً ميقاپند و ميبرند؛ اينها را بايد تجليل كنيم.

 حالا من از باب مثال مرحوم كاظمى آشتيانى را مثال ميزنم - حالا چون بارها اسم ايشان را برده‏ايم و از دنيا هم رفته، خدا ايشان را رحمت كند - يا همين جوان عزيزى كه آقاى دكتر واعظزاده اسمش را آوردند - كه پارسال اينجا در جمع ما بوده و امسال فوت كرده - خب، اينها تجليل بشوند، شناخته بشوند. ما نخبگان علمىِ تاريخى‏مان را هم ترويج نميكنيم؛ خيلى از مردم كشور ما علماى بزرگ و دانشمندان بزرگِ رشته‏هاى مختلف را نميشناسند؛ نه فقط در رشته‏ى فقه و فلسفه و علوم دينى، بلكه دانشمندانى كه در رشته‏هاى رائجِ امروز دنيا - در فيزيك، در رياضى، در شيمى، در مكانيك - در تاريخ خود ما برجسته بودند و كارهاى بزرگى آن روز انجام دادند و بعضى از اختراعات آنها حتّى امروز مورد استفاده است. نه جوانهاى ما اسمهايشان را ميدانند، نه ترويجى از آنها ميشود، نه يادى از آنها ميشود! خيلى نقيصه‏ى بزرگى است. اين هم بايستى حتماً اصلاح بشود.

خب، نكات گوناگون ديگرى هم وجود دارد كه بعضى‏اش را هم دوستان گفتند. اين مسئله‏ى راه يافتن پروژه‏هاى علمى به بازار مصرف؛ كه از جمله‏ى چيزهاى بسيار مهمى است كه خب دولت بايد حتماً در اين زمينه كمك كند و بنا هم دارند كمك كنند؛ من اطلاع دارم. ان‏شاءاللَّه در اين زمينه اقداماتى صورت بگيرد كه محصول كارها تجارى بشود.

 و آخرين مطلب - كه ديگر حالا ظهر است و ظاهراً وقت اذان است - اينكه افتخار خدمت به كشور از راه علم را شماها خيلى قدر بدانيد. خدمت به كشور از راههاى مختلفى ممكن است؛ يكى از بهترين راههايش خدمت به كشور از راه علم است. خب، سياستمدارها هم خدمت به كشور ميكنند؛ مجاهدان راه خدا و رزم‏آوران ميدانهاى جنگ هم خدمت به كشور ميكنند، تجار و بازرگانان و بقيه هم خدمت به كشور ميكنند، صنعتگران هم خدمت به كشور ميكنند؛ اما يكى از راههاى برجسته‏ى خدمت به كشور، از راه علم است؛ به همين دلائلى كه قبلاً عرض شد كه علم مايه‏ى اقتدار ملى، مايه‏ى قدرت كشور، مايه‏ى ثروت كشور و مايه‏ى سربلندى هر كشورى است. شما در درس خواندن و در حائز شدن رتبه‏هاى بالاى علمى، اگر اين نيت را بكنيد، كارتان ميشود عبادت. يعنى كار انسان - يك كار واحد - با دو نيت مغاير، دو حالت گوناگون پيدا ميكند: گاهى همان كار ميشود عبادت، گاهى همان كار ميشود معصيت. نمازى كه انسان ميخواند، اگر به قصد تقرب به خدا بخواند، توجهش به خدا باشد، با اخلاص نماز بخواند، اين بالاترين عبادتهاست؛ اگر همين نماز را براى ريا بخواند، اين نماز ميشود معصيت و خود آن نماز، ميشود گناه. ريا، گناه كبيره است؛ مصداقش هم ميشود همان نمازى كه از روى ريا خوانده شد؛ نيت اينقدر مؤثر است. شما اگر چنانچه اين تحصيل را، اين تلاش علمى را، اين سعى براى به دست آوردن رتبه‏هاى نخبگى را، براى خدمت به مردم و براى خدمت به كشور و براى سربلندى نظام اسلامى انجام بدهيد، بلاشك يكى از حسنات شما خواهد بود.

 اميدواريم ان‏شاءاللَّه خداوند متعال همه‏ى شماها را توفيق بدهد و به شما كمك كند و ان‏شاءاللَّه روز به روز بيشتر شاهد گسترش علم و تحقيق در كشور باشيم و ببينيم كه جوانان مؤمن و جوانان صالح ما، توانسته‏اند در اين مسابقه‏ى عظيم، پيشاپيش حركت كنند. ان‏شاءاللَّه خداوند همه‏ى شماها را محفوظ بدارد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 و ساعت 12:52 |

مجله فارين پاليسي:


احمدي نژاد در ميان چهار شخصيت قدرتمند جهان سياست معرفي شد 

خبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا)- مجله "فارين پاليسي" چاپ واشنگتن روزچهارشنبه گزارشي را درباره چهار شخصيت قدرتمند جهان سياست منتشر کرد.

در مقدمه اين گزارش آمده است: همزمان با معرفي سناتور "جوزف بايدن" به عنوان معاون "باراک اوباما" کانديداي حزب دمکرات در انتخابات رياست جمهوري آمريکا، مجله "فارين پاليسي" به بررسي سوابق و نقش چهار تن از پرقدرت ترين معاونان يا مقامهاي دوم سياسي درکشورهاي جهان مي پردازد.

در اين گزارش از "ولاديمير پوتين" نخست وزير روسيه ، "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري ايران، "ون ژيا بائو" رييس شوراي دولتي چين ، "ديک چني" معاون رييس جمهوري آمريکا به عنوان چهار شخصيت قدرتمند جهان ياد شده است.

فارين پاليسي درباره رييس جمهوري ايران مي نويسد:"کارشناسان سياست ايران همواره و به درستي تاکيد مي کنند که در ساختار حکومت ايران بسياري از حوزه هاي کليدي تصميم گيري از جمله سياست خارجي و مسائل امنيتي نه در اختيار رييس جمهور که در اختيار رهبر نظام آيت الله خامنه اي است."

اين مجله مي افزايد: "با اين وجود "محمود احمدي نژاد" طي سه سالي که از رياست جمهوري وي مي گذرد توانسته است در حوزه مسائل استراتژيک با آزمايش پياپي موشک هاي دوربرد و در پيش گرفتن موضعي مقاوم در مذاکرات هسته اي عملا نقش مهمي در سياست خارجي ايران ايفا کند."

براساس اين گزارش:" دکتر احمدي نژاد با اظهارنظر عليه آمريکا و تهديد موجوديت اسرائيل انتقادات غرب را به سوي ايران سرازير کرد ولي به نظر مي رسد که هيچيک از اين مسائل باعث نگراني آيت الله خامنه اي نشده است."

به نوشته اين مجله آمريکايي:" رهبر ايران در تازه ترين نطق خود با وجود انتقادهاي شديد داخلي از عملکرد اقتصادي و سياسي دولت فعلي، از احمدي نژاد براي انتخابات رياست جمهوري سال 2009 حمايت کرد."

در همين رابطه "گري سيک" از کارشناسان ارشد دانشگاه "کلمبيا" مي گويد: "کساني که فکر مي کنند دکتر احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري بعدي شانسي نخواهد داشت سخت در اشتباه هستند. وي سياستمداري بلندپرواز و سرسخت است."

گفتني است مجله فارين پاليسي توسط بنياد صلح کارنگي که يک مرکز پژوهش هاي استراتژيک در واشنگتن است، منتشر مي شود.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 و ساعت 10:34 |

مروت و مدارا

غلامحسين الهام


سخن اخير آقاى هاشمى رفسنجانى ، اين بيت حافظ را تداعى مى كند: آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است/ با دوستان مروّت با دشمنان مدارا. بر اين پايه به نظر مى رسد آقاى هاشمى، اعترافى جالب نموده اند و آن اين كه نگاهشان به دولت آقاى احمدى نژاد، نگاه به دشمن بوده است و به خاطر آسايش خود، «مدارا» پيشه كرده اند و اينك به سمت توبه از اين مدارا، تمايل يافته اند!رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، رئيس مجلس خبرگان رهبرى و امام جمعه موقت تهران، اخيراً در يكى از سخنرانى هاى خود از پايان فصلِ مدارا با دولت آقاى احمدى نژاد سخن گفته اند. در اين بيان ايشان نكاتى وجود دارد كه تأمل در آن ضرورى است.

۱/ دشمنى با دولت آقاى احمدى نژاد بر چه پايه اعتقادى و سياسى مبتنى است و بر محور كدام مصلحت نظام استوار است طبيعى است كه امام جمعه موقت و رئيس مجلس مجتهدان (خبرگان) براى رفتار خود بايد حجت شرعى داشته باشند.

۲/ آيا اين نگاه با جهت گيرى مقام معظم رهبرى يكى است گوينده پايان دهنده به روش مدارا، رئيس مجلس خبرگان رهبرى است و توجه به همگونى مبانى او با مبانى رهبرى، موضوع بسيار مهمى است كه نمى توان از كنار آن گذشت! اگر مبانى يكى است، اين همه تفاوت از چه روست اگر تا اين حد متفاوت است، خبرگان را چه خواهد شد

۳/ اگر اين سخنان نه از سوى رئيس مجمع تشخيص و رئيس مجلس خبرگان و امام جمعه موقت كه از سوى يك رقيب انتخاباتى است، تفكيك اين جايگاه ها از يكديگر و تفكيك شخصيت واحد و قبول اعتبارات مختلف براى يك فرد را بايد قائل شويم. در آن صورت آيا چنين تفكيك شخصيتى با عدالت كه لازمه دو حوزه خبرويت اجتهادى مجلس برگزيننده رهبرى و خطيب جمعه است، مغاير نخواهد بود

5/ اما چرا مدارا آيا مدارا با كاركردهاى زير:
-
ايستادگى در برابر زورگويى هاى استكبارى و تبديل كشور به يك قدرت برخوردار از فناورى هسته اى، تبديل تعهدات غيرقانونى و تركمانچاى گونه به عزت و اقتدار
-
افشاى پديده دروغين هلوكاست و جهانى شدن ترديد در مبانى غرب ساخته براى توجيه ايجاد رژيم اشغالگر قدس
-
دستاوردهاى عظيم علمى در عرصه هاى فضايى، دارويى، همچون توليد داروى مقابله با ايدز، توليد داروى زخم بستر، ترميم ضايعات نخاعى و/// و ساير بخش هاى صنعتى.//
-
رشد ۲۰۱ درصدى صادرات غيرنفتى نسبت به برنامه
-
تبديل ذخاير آبى قابل تنظيم در پشت سدها از ۲۵ ميليارد و ۶۵۹ ميليون متر مكعب سال ۸۴ به ۲۸ ميليارد و ۲۸۵۳۲ متر مكعب در سال ۸۶
-
افزايش سدهاى در دست ساخت از ۸۵ سد در سال ۸۴ به ۹۳ سد در سال ۸۶
-
افزايش ساخت شبكه هاى آبيارى و زه كشى قابل بهره بردارى از يك ميليون و ۵۰۸ هزار و ۹۵۱ هكتار در سال ۸۴ به يك ميليون و ۶۲۶ هزار و ۶۷۹ هكتار در سال ۸۶
-
افزايش روزانه ۹۷/۸ ميليون متر مكعب گاز طبيعى غنى در سال ۸۶ كه نسبت به اهداف برنامه موجود در سند بخشى به ترتيب در سال هاى ،۸۴ ۸۵ و ،۸۶ ،۱۱۱/۲ ۱۱۶ و ۱۱۲/۴ درصد محقق گرديده است.
-
تحقق توليد فرآورده هاى اصلى نفتى به ترتيب ،۹۸/۴۸ ،۹۷/۸ ۱۰۱/۳ درصدى نسبت به سند بخشى در سال هاى ،۸۴ ۸۵ و ۸۶
-
مديريت سرماى بى سابقه در يك سده اخير در زمستان سال ۸۶ و رفع نواقص ناشى از توزيع نادرست شبكه توزيع و فشارشكن گاز در دوره اصلاحات، با فداكارى كاركنان خدوم و صديق شركت گاز همانند سال هاى دفاع مقدس
-
توجه ويژه به امور جوانان
-
ارتقاى بى سابقه كمك به نهادهاى قرآنى، دينى و مساجد
-
توسعه شبكه فرهنگى و ارتباطى مساجد و تقويت ويژه و توسعه كمى و كيفى كانون هاى فرهنگى و هنرى مساجد با افزايش بيش از صد درصدى
-
تعميم تربيت بدنى فراگير جهت ارتقاى سلامت عمومى و ساخت بى سابقه ورزشگاه در كشور در اين راستا
-
تك رقمى شدن نرخ بيكارى و رسيدن آن به ۹/۶ درصد در سه ماهه
اول سال ۸۷
-
توزيع منابع بانكى كشور و خارج ساختن آن، از انحصار گروه هاى خاص و تعميم آن به همه كشور و قشرهايى كه توانمندى سرمايه گذارى در عرصه هاى مختلف توليدى را دارند.
-
ارتقاى رشد صنعت كشور در سال ۸۶ به ۱۰/۸ درصد
-
رشد ساختمان سازى در كشور از رقم منفى ۴/۱ درصد سال ۸۳ به ۱۹/۶ درصد در سال ۸۶
-
رشد اقتصادى كشور - بدون نفت - در سال ۸۶ به ۷/۶ درصد
-
جرأت و شهامت اجراى طرح اصلاح نظام اقتصادى و هدفمندكردن يارانه ها كه در برنامه چهارم همانند ساير برنامه ها تكليف شده بود.
-
ارتقاى زيرساخت هاى ارتباطى كشور همانند ارتقاى ۴۲ هزار كيلومتر شبكه فيبرنورى در سال ۸۴ به ۷۷ هزار كيلومتر در سال ۸۶
-
رشد يازده برابرى خصوصى سازى از سال ۸۴ تا ۸۶ نسبت به سال هاى
۷۰ تا ۸۲
-
دسترسى ۸۹ درصد جمعيت روستايى كشور به آب آشاميدنى سالم
-
ارتقاى تخت هاى بيمارستانى از ۲۵ هزار در سال ۸۳ به ۹۸ هزار تخت در سال ۸۶
-
تبديل حلقه بسته مديريتى كشور به گستره باز فراحزبى و فراباندى
-
حضور دولت در گستره كل ميهن عزيز اسلامى و بازديد مستقيم رئيس جمهور از كليه شهرستان هاى كشور علاوه بر استان ها
در يك كلمه به نظر مى رسد مدارا با ايشان، مدارا با عدالت باشد كه اساس نظام اسلامى و بقاى ملك و ميهن است.
آيا به جاى مدارا با عدالت، بهتر نيست «مروّت» پيشه كنيم.

منبع: هفته نامه همت

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 22:34 |

شهرداري تهران براي عرضه مايحتاج مردم همکاري نمي‌کند

معاون وزير بازرگاني در واکنش به اظهارات شهردار تهران مبنی بر اینکه "كدام عقل سليم اجازه مي‌دهد، وزارت بازرگاني در سر چهارراه‌ها مرغ و تخم مرغ عرضه كند"، با بیان اینکه گزارش اشتباهی به قالیباف داده اند، گفت: وزارت بازرگانی به هیچ عنوان قصد ندارد که بر سر چهارراهها کامیون بگذارد و مرغ و تخم مرغ عرضه کند.

محمد صادق مفتح در گفتگو با رجانیوز، با تأکید بر اینکه نمایشگاههای مورد نظر وزارت بازرگانی چندین سال است که در حال برگزاری در نقاط مختلف شهر است، افزود: اولویت اول ما سازمان میادین میوه و تره بار و فروشگاههای شهروند بود که در همین خصوص مکاتباتی هم صورت دادیم که متأسفانه آن فضایی را که مورد نیاز ما بود، سازمان میادین و فروشگاه شهروند در اختیار نداشت، این موضوع را نیز در جلسه ای که در شورای شهر برگزار شد، اعلام کردند.

وی با بیان اینکه بالاخره کسانی که الآن در میادین میوه و تره بار غرفه دارند و در آنجا مشغول کارند، نمی توانند آنجا را تخلیه کنند، گفت: احتمالاً گزارش این موضوع را به آقای قالیباف نداده و ایشان مطلع از آن نبودند.

معاون وزیر بازرگانی با اشاره به ممانعت شهرداری از برگزاری نمایشگاه در 3 نقطه تهران تصریح کرد: متأسفانه یکی از واحدهای شهرداری تهران با مکاتبه ای که با شهردارهای مناطق مختلف کرد، از برگزاری نمایشگاه ممانعت کرد.

مفتح با بیان اینکه وزارت بازرگانی به این مسئله اعتراض داشت، افزود: ما معتقد بودیم که این موضوع فراتر از حد مسئولیت شهرداری است و شهرداری مسئولیتی در قبال برگزاری این نمایشگاهها ندارد.

وی در ادامه اظهار داشت: حتی بعضاً متعرض مکان هایی مثل پارک ارم شدند و مدیر آنجا را تهدید کردند که از برگزاری نمایشگاه در آن مکان جلوگیری کند، این تهدید در حالی صورت گرفت که پارک ارم خارج از محدوده شهرداری است.

مفتح تصریح کرد: با تلاش های فراوان آقای رسول خادم عضو شورای شهر تهران مشکل برگزاری نمایشگاه حل شد وگرنه این 3 نمایشگاه هم بنا بود که برگزار نشود.

وی برگزاری نمایشگاههای اینچنینی را از کارهای ابتکاری دولت نهم برشمرد و افزود: طبق روال گذشته این نمایشگاه برگزار می شود و بحمدالله استقبال بسیار خوبی هم از آن شده است.

مفتح با اشاره به نمایشگاههایی که وزارت بازرگانی دایر کرده است، گفت: بالاترین آماری که وزارت بازرگانی قبل از دولت نهم داشت، 15 نمایشگاه در سراسر کشور بوده است در حالی که از ابتدای دولت نهم و در فروردین سال 85 که این نمایشگاهها به اصناف واگذار شد، روز به روز شاهد توسعه این نمایشگاهها بوده ایم.

به گفته وی امسال 285 نمایشگاه خواهیم داشت با بیش از 20 هزار غرفه و در بیشتر 275 شهر کشور که تمام شهرهای بزرگ و متوسط کشور را در بر می گیرد.

معاون وزیر بازرگانی استقبال بسیارخوب و چشمگیر مردم از این نمایشگاهها را نشان دهنده عرضه کالاهایی با کیفیت و قیمت بسیار مطلوب دانست و ادامه داد: بارها از ما خواسته اند که زمان این نمایشگاهها بیشتر شود تا آنجا که ما تحت فشار قرار گرفته ایم که این نمایشگاهها را به صورت فصلی و 4 بار در سال برگزار کنیم که البته برنامه ریزی برای انجام آن را در دستور کار داریم.

مفتح از جمله محاسن این نمایشگاه ها را عرضه کالا بدون واسطه به مردم دانست و افزود: این همان رفاهی است که مسئولین نظام به دنبال آن هستند.

وی با اشاره به یکی انتقاداتی که از این نمایشگاهها می شود، اظهار داشت: قضاوت درباره این ادعا را که مردم برای رفتن به این نمایشگاهها به زحمت می افتند یا خیر، باید به مردم سپرد.

مفتح با بیان اینکه اجباری به این نیست که مردم حتماً از این نمایشگاهها خرید کنند، گفت: وقتی مردم احساس کردند که با قیمت بهتر و کیفیت بهتر می توانند جنسی را بخرند طبعاً هزینه آن را هم که همان طی مسافت است، می پردازند.

مفتح استقبال گسترده را نشانه رضایت مردم دانست و ادامه داد: اگراین نمایشگاهها مورد رضایت مردم نبود، باید از رونق آن کاسته می شد.

وی با اشاره به کالایی که در این نمایشگاهها عرضه می شود، تصریح کرد: با هماهنگی که با وزارت کشاورزی به عمل آمده است و ذخیره خوب مواد پروتئینی، چه از نظر گوشت گوسفند و گوساله و چه از حیث مرغ ما غرفه هایی را در همین نمایشگاهها در اختیار آنها قرار دادیم که این مواد را عرضه کنند.

مفتح در ادامه افزود: با مسئولین سازمان میادین گفتگو کردیم که در صورتی که غرفه مناسب در اختیار ما قرار دهند، فقط مواد پروتئینی را عرضه می کنیم.

وی با بیان اینکه پارک ارم، حکیمیه و شهید باستانی و احتمالاً یکی هم باغ لارک از جمله مکان هایی هستند که نمایشگاهها در آن دایر می شود، اظهار داشت:علاوه بر این 3 نقطه سازمان میادین هم به میزانی که غرفه در اختیار ما قرار دهد، آنجا هم نمایشگاه برگزار می کنیم.

وی فضای درنظر گرفته شده برای نمایشگاه ها را در مقایسه با استقبال مردم کافی ندانست و گفت: در نمایشگاه بین المللی که مکان متعلق به وزارت بازرگانی است و هیچ هزینه ای برگزاری نمایشگاه ندارد، با توجه به توافقی که با شورای شهر شده این نوع نمایشگاهها آنجا برگزار نمی شود، بنابراین ما از استفاده از مکانی که متعلق به خود وزارت بازرگانی است، محرومیم.

مفتح تصریح کرد: دستور خوبی سال گذشته آقای علی آبادی برای استفاده از مکان های ورزشی صادر کردند که متاسفانه در تهران نتوانستیم جای مناسبی برای برگزاری این کار بیابیم.

معاون وزیر بازرگانی تأکید کرد: از همین جا اعلام می کنیم اگر دوستان شهرداری مکان های مناسب مانند زمین های بایری که در سطح شهر است در اختیار ما قرار دهند، با طیب خاطر نمایشگاههایمان را در آن برگزار می کنیم.

وی با بیان اینکه شهر تهران آمادگی داشتن بیش از 20 نمایشگاه را دارد، گفت: اصناف ما آمادگی کامل را دارند که اگر شهرداری کمک کرده و جای مناسب را واگذار نماید، اقدام به توزیع مایحتاج مردم با کیفیت و قیمت مناسب نمایند.

مفتح در ادامه اظهار داشت: ما حداقل برای 300 غرفه به علاوه جای پارک ماشین در هر نمایشگاه فضا نیاز داریم که این فضا در هر نقطه ای در اختیار ما قرار گیرد، حتماً در آنجا نمایشگاه برگزار می کنیم.

به گفته وی این نمایشگاهها بنا بود از دهم شهریور برگزار شود که ممانعت شهرداری کار را 3 روز به عقب انداخت و از 13 شهریور این نمایشگاهها برگزار می شود.

مفتح قیمت های کالای عرضه شده در این نمایشگاهها را 15 تا 40 درصد زیر قیمت بازار ذکر کرد و گفت: گوشت و مرغ حداقل 20 درصد زیر قیمت بازار در این نمایشگاهها عرضه می شود.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 22:26 |

گزارش عملكرد دولت نهم به رهبر معظم انقلاب

 

 

رئيس جمهور و اعضاي هيات وزيران صبح روز شنبه همزمان با آغاز هفته دولت به ديدار مقام معظم رهبري شتافتند و دكتر احمدي نژاد در اين ديدار ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيدان رجايي و باهنر و ساير شهداي دولت، گزارش مبسوطي از عملكرد دولت در بخش هاي مختلف بيان كرد.
دكتر محمود احمدي نژاد با اشاره به روند صعودي رشد اقتصادي كشور بدون احتساب نفت و رسيدن آن به عدد 7/7 درصد در سال 86 گفت: با اصلاحاتي كه در ساختار بودجه انجام شده،‌سهم درآمدهاي نفتي به بودجه عمومي از 63 درصد در سال 83 به 4/53 درصد در سال 86 رسيده است.

وي انجام اصلاحات ساختاري و همچنين اصلاحات رفتاري را از اولويت هاي اساسي و جدي دولت نهم برشمرد و با اشاره به پيگيري اجراي سياست هاي اصل 44 افزود: واگذاري هاي انجام شده در چارچوب سياستهاي اصل 44 در سه سال گذشته ده برابر كل سالهاي قبل است.
رئيس جمهور به رشد بازار سرمايه از لحاظ حجمي و از نظر بازدهي و انجام روزانه 69 ميليارد تومان معامله در بورس اشاره كرد و خاطر نشان كرد: شاخص بورس نيز در سه سال اخير هشتاد درصد رشد داشته اشت.
دكتر احمدي نژاد در خصوص سفرهاي استاني دولت نهم گفت: اجراي بيش از نود درصد از شش هزار و صد و يازده مصوبه و توافقنامه دور اول سفرهاي استاني به اتمام رسيده و يا در حال اجرا است ضمن آنكه 36 درصد از 1813 مصوبه و توافقنامه يازده سفر در دور دوم سفرهاي استاني نيز عملياتي شده است.
رئيس جمهور افزود: از صد و چهل و سه هزار طرح عمراني كه از سال 79 تاكنون دركشور آغاز شده، صد هزار طرح عمراني مربوط به دولت نهم است كه 52 هزار طرح عمراني به پايان رسيده است.
وي همچنين در بيان عملكرد دولت در بخش بهداشت و درمان، به افزايش پايگاه هاي اورژانس شهري و جاده اي، افزايش تخت هاي بيمارستاني، مراكز تحقيقاتي پزشكي و همچنين اجراي طرح پزشك خانواده اشاره و تأكيد كرد: دولت نهم به روستاها از جمله روستاهاي محروم توجه ويژه اي داشته است به گونه اي كه اعتبار تخصيص يافته به روستاهاي محروم از هشتاد و پنج صدم درصد كل اعتبارات عمراني به 17/1 صدم درصد اعتبارات عمراني رسيده است.
رئيس جمهور در تشريح عملکرد دولت نهم در بخش نفت، گاز و پتروشيمي به رشد اکتشاف و توليد در اين بخش ها، افزايش تعداد صنايعي که گاز رساني شده و افزايش روستاهائي که از گاز بهره مند شده اند اشاره كرد و افزود: سهميه بندي بنزين و استفاده از کارت هوشمند، برنامه ريزي احداث 7 پالايشگاه بنزين، کارهاي بزرگي است که در اين دولت انجام شده است.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به رشد 172 درصدي سرمايه گذاري در بخش صنعت، و صادرات صنعتي سي ميليارد دلاري در سه سال گذشته خاطر نشان کرد: در بخش نيرو نيز در طول سه سال گذشته 12600 مگاوات به ظرفيت توليد برق افزوده شده در حالي که در فاصله سالهاي 68 تا 75 اين عدد هشت هزارو ششصد مگاوات و در فاصله سالهاي 76 تا 83، دوازده هزار و سيصد مگاوات بوده است.
رئيس جمهور عملکرد دولت نهم در بخش مسکن را يادآور شد و تاکيد کرد: تا سال 83، دولتهاي قبلي براي يک ميليون و پنجاه هزار واحد مسکوني زمين تهيه كرده بودند، در حاليکه در سه سال گذشته براي يک ميليون و دويست و پنجاه هزار واحد مسکوني زمين تهيه شده است.
وي افزود: در طول سه سال گذشته، ساخت 560 هزار مسکن روستائي آغاز شده که چهارصد هزار واحد آن به اتمام رسيده است.
رئيس جمهور با اشاره به واگذاري پنج و نيم ميليون خط تلفن ثابت و همراه تا سال 76 و واگذاري 19 ميليون و چهار صد هزار تا سال 83 گفت در سه سال فعاليت دولت نهم خطوط تلفن ثابت و همراه چهل ميليون خط افزايش و قيمت آنها نيز کاهش يافته است.
دكتر احمدي نژاد در خصوص خدمت رساني به قشرهاي مختلف بويژه محرومان و گسترش پوشش بيمه اي افراد گفت: در سه سال گذشته ضمن افزايش حقوق بازنشستگان کشوري و تامين اجتماعي و ساخت دوازده هزار واحد مسکوني براي معلولان، نود درصد جمعيت کشور از خدمات بيمه درماني برخوردار شده اند.
وي در ادامه به رشد 20 تا 30 درصدي محصولات زراعي، باغي و دامي و رشد آبزي پروري اشاره و خاطر نشان کرد: در خصوص اشتغال نيزرقم بيکاري از 9/11درصد در سال 84 به 6/9درصد در ابتداي سال جاري رسيده است.
همچنين راه اندازي 30 سامانه ملي در حوزه بازرگاني، خريد نقدي 26 ميليون تن محصول از كشاورزان رشد دويست درصدي صادرات نسبت به هدف تعيين شده در برنامه چهارم از جمله اقدامات دولت در بخش بازرگاني و تجارت بود که رئيس جمهور به آنها اشاره کرد.
دكتر احمدي نژاد در تبيين عملکرد دولت در بخش فرهنگي، سه برابر شدن بودجه فرهنگي در سه سال گذشته را ياد آور شد و گفت : افزايش 25 برابري كتابخانه ها نسبت به سال 83 ، تكميل بيش از دويست ساختمان كتابخانه و مجتمع فرهنگي، هدفمند شدن يارانه ها در حوزه نشر، توجه ويژه به مساجد بعنوان پايگاه اصلي فرهنگي و تلاش براي مقابله با ناتوي فرهنگي از جمله اقدامات دولت نهم در حوزه فرهنگ است.
رئيس جمهور ضمن بيان عملكرد دولت در بخش هاي گردشگري و ميراث فرهنگي، تربيت بدني، و محيط زيست، در خصوص فعاليتهاي انجام شده در بخش علمي و پژوهشي تأكيد كرد: در سال 86 هفت هزار اختراع ثبت شده است و تاكنون نيز سه هزار نخبه در كشور شناسايي شده اند.
وي افزود: امسال مقالات علمي به بيش از سيزده هزار مقاله مي رسد و پارك هاي فناوري نيز به سه برابر رسيده است ضمن آنكه قرارداد بخش صنعت با دانشگاه از دو ميليارد تومان در سال 83 به پانصد ميليارد تومان در سال جاري رسيده است.
رئيس جمهور با اشاره به فعاليت دولت در بخش آموزش و پرورش گفت: توجه به مراكز تربيت معلم، كوچك سازي سازمان و تشكيلات،‌ توسعه مدارس استعدادهاي درخشان و فني و حرفه اي از جمله سياست هاي دولت در اين بخش بوده است.
دكتر احمدي نژاد در خصوص تورم نيز خاطر نشان كرد: تورم وارداتي، خلق پول و عملكرد بانكها، دو علت اصلي تورم در كشور است و دولت تلاش مي كند ضمن كنترل اين دو علت، سهم دولت را در تورم نيز كنترل كند.
رئيس جمهور در خصوص عملكرد دولت در سياست خارجي نيز تأكيد كرد: امروز كشور در يك وضعيت بسيار خوب و رو به جلو قرار دارد و در سطح جهان تأثيرگذار است.
در پايان اين ديدار نماز ظهر و عصر به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي اقامه شد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 16:28 |

صدایش به آرامی در گوش هایم نشست: «سلام! چطوری پسرم؟ چند وقته اینجایی؟» مانده بودم چه بگویم،مدتها بود اینچنین پدرانه مخاطب قرار نگرفته بودم. قبل از دستگیری و در آن روابط خشك تشكیلاتی، چنین كلمات و جملاتی را ناشی از خصلت های خرده بورژوایی می دانستند و تمایلاتی اینچنین را سخت نكوهش می كردند. همان روابط تشكیلاتی نیز باعث شده بود كه در خانه و میان خانواده نیز رفتار چندان مناسبی نداشته باشم و فضای غیرمحبت آمیزی حاكم باشد.
هنوز به خاطر دارم، یعنی هیچگاه نمی توانم آن را از یاد ببرم، آن نگاه مهربان از پشت عینك كه صدای آرام و گرمی همراهی اش می كرد. یك بعدازظهر زمستانی بود كه آن پنجره كوچك آهنی باز شد و این بار به جای نگهبان همیشگی و جملات و سؤالاتی از قبیل: «آماده شو برای شعبه» یا «می خواهی حمام بروی؟» و یا «چه وسائلی احتیاج داری از فروشگاه بخری؟»، چهره ای غریبه در چارچوب آن پنجره كوچك ظاهر شد كه عینك درشتی بر چشم زده بود ولی گویا از پشت آن عینك، نگاه آشنایی داشت. صدایش به آرامی بر گوش هایم نشست: «سلام! چطوری پسرم؟ چند وقته اینجایی؟» مانده بودم چه بگویم،مدتها بود اینچنین پدرانه مخاطب قرار نگرفته بودم. قبل از دستگیری و در آن روابط خشك تشكیلاتی، چنین كلمات و جملاتی را ناشی از خصلت های خرده بورژوایی می دانستند و تمایلاتی اینچنین را سخت نكوهش می كردند. همان روابط تشكیلاتی نیز باعث شده بود كه در خانه و میان خانواده نیز رفتار چندان مناسبی نداشته باشم و فضای غیرمحبت آمیزی حاكم باشد. (شاید اساسا چنین روحیه متلاطم و بی عاطفه ای باعث می شد كه بچه های سازمان بدان حد قسی القلب و سنگدل شوند كه فجیع ترین جنایات تاریخ بشر را مرتكب گردند.)
به هرحال در مقابل آن صدای گرم و سرشار از محبت، سكوت كردم. او دوباره پرسید: «چیزی احتیاج نداری؟» همچنان سكوت كرده بودم و در واقع نمی دانستم چه بگویم. پس از لحظاتی خداحافظی كرد و پنجره كوچك آهنی سلول انفرادی بسته شد. همچنان تا لحظاتی چشمم بر آن دریچه مانده بود. پس از اینكه حدود دو ماه از دستگیریم می گذشت، این اولین دیدار من با حاج اسدالله لاجوردی بود كه بچه های زندان اوین به اختصار وی را «حاج اسدالله» می خواندند. بیرون از زندان، بسیار در مورد او گفته و تبلیغ كرده بودند و چه تهمت ها و توهین های ناروایی كه به وی نبستند. او را جلاد اوین لقب داده بودند! و سركرده شكنجه گران!! اما وقتی چند ماه بعد در حسینیه زندان، این بار او را دیدم كه دو زانو در كنارمان نشست و به احوالپرسی با بچه ها مشغول شد، همه آن تبلیغات و حرف ها و تهمت ها، به یكباره همچون دیواری شیشه ای شكست و فروریخت. حاج اسدالله با بچه های زندانی (كه تا چندی پیش در بیرون در تیم های مسلح بر علیه نظام و انقلاب اسلامی می جنگیدند و در شرایطی كه ارتش بعث عراق هزاران كیلومتر مربع از خاك میهن را در اشغال خود داشت، از پشت به مملكت و مردم خود خنجر می زدند) آنچنان گرم گرفته بود كه گویی با بچه هایش حرف می زند. بعداً از زبان خودش شنیدم كه وی به همه این بچه ها به چشم قربانی نگاه می كند و نه جنایتكار.
او با اقتدا به امام و رهبرش، خیل جوانان و نوجوانان ساده دل و ناآگاهی كه فریب مجاهدین خلق را خورده و در باتلاق نفاق آنها دست و پا می زدند، قربانیانی می دانست كه نیاز به كمك و یاری دارند. از همین رو بود كه زندان اوین را به واقع، برای رهایی این قربانیان از حصارهای تشكیلاتی و دستیابی به واقعیات و حقایق به آموزشگاهی بدل ساخت. این در شرایطی بود كه مجاهدین خلق، مهیب ترین تروریسم تاریخ معاصر را به راه انداخته بودند و هر روز تعدادی از مردم را به جوخه های تروریستی خود می سپردند. اما حاج اسدالله برای انتقام، آموزشگاه شهید كچویی را در قلب زندان اوین بوجود نیاورده بود. او تنها طریق سربراه كردن گمراهان گروهك های ضد انقلاب را با تأسی به پیامبر اكرم(ص) و ائمه معصوم(ع)، محبت و مهربانی می دانست. از همین رو بود كه در بهترین ساختمان زندان اوین (كه در زمان رژیم شاه، مجتمع اداری و محل اقامت روسای زندان بود) سالن های آموزشگاه را قرار داد. كتابخانه نسبتا بزرگی برای استفاده زندانیان تاسیس كرد، آنها را از تلویزیون و شبكه داخلی زندان و تازه ترین روزنامه ها و اخبار بهره مند ساخت، برای فراگیری كار و حرفه و احتمالا باری از دوش خانواده برداشتن (كه اغلب بچه های گروهك ها، هیچگاه در زمان به اصطلاح مبارزه و خدمت به تروریست ها حتی فكرش را هم نمی كردند) كارگاههای متعددی بوجود آورد و با بودجه محدودی كه در اختیار داشت و ترغیب برخی دوستانش به كمك مالی، دستگاهها و وسائل فنی این كارگاهها مانند چرخ های خیاطی و دوزندگی و كفش دوزی، ماشین های نجاری و چوب بری و مكانیكی و كشاورزی و... را خرید و در اختیار زندانیان علاقمند قرار داد تا هم حرفه ای بیاموزند، هم به كاری مشغول شوند و هم با حقوق و حق الزحمه ای كه دریافت می كنند، احیاناً بتوانند به خانواده هایشان، كمك مالی بكنند. او برای زندانیانی كه تمایل داشتند، كلاس های آموزشی مختلفی بوجود آورد، زمینه های كارهای تحقیقی و هنری و ورزشی و... آنان را فراهم كرد.


برای نخستین بار درون زندان اوین، استخری را برای استفاده همه زندانیان ساخت (نكته جالب اینكه برخی از خاطره نگاران فراری به خارج كشور كه دورانی را در زندان اوین گذرانده و انواع و اقسام افتراها و تهمت ها را به زندانبانان خود نسبت داده اند هم نتوانسته اند این خدمات شهید لاجوردی را نادیده بگیرند و در هر صورت به گوشه ای از آنها اعتراف كرده اند كه همین می تواند گواهی دیگر بر عظمت كاری باشد كه شهید لاجوردی در زندان ها انجام داد).
حاج اسدالله به همین اقدامات داخل محیط زندان بسنده نكرد و برای اینكه زندانیان (كه در دوران به اصطلاح آزادی، به هنگامی كه در دام گروهكهای تروریست و درون حصار تشكیلاتی آنها قرار داشتند، هم از توده های مردم دور افتاده بودند) با فضای مردمی جامعه آشنا شوند، در دوره های مختلف و گروه بندی های گوناگون، آنها را به گردش های سیاحتی و زیارتی، بازدیدهای فرهنگی و علمی و حتی دیدار از جبهه های جنگ برد. شاید در باور خیلی ها ننشیند كه در سخت ترین زمان تهاجم تروریستی مجاهدین خلق به انقلاب و مظاهر آن، دادستان این انقلاب و رئیس زندان اوین، زندانیان را برای گردش و تفریح به اطراف سد لتیان ببرد، برای تماشای نمایشگاه بین المللی و نمازجمعه و برنامه های دیگر اقدام نماید و خودش در تمام این فعالیت ها همراهشان باشد. شاید خیلی از زندانیانی كه در سالهای 61 تا 64 در زندان اوین بوده اند، به خاطر داشته باشند بسیاری از اوقات وقتی از كارگاه به سالن ها بازمی گشتند، یا در مراسم خاص، همه بر سر سفره دسته جمعی غذا می خوردند و یا ملاقات های حضوری با خانواده خود داشتند، حاج اسدالله را همواره در حال كمك می دیدند كه از هیچ نوع كاری ابا نداشت، دیگ ها و ظرف ها را می شست، جارو می كرد، با بچه ها در برنامه های ورزشی شان همراه می شد، با خانواده ها و والدین بچه ها گرم صحبت می گردید و... چنانچه بعداً پدر و مادرها متوجه می شدند كه ساعتها با شهید لاجوردی هم سفره و همراه بوده اند.
این توجهات و دقت های حاج اسدالله، از این بابت بود كه خود سالهایی بسیار سخت را در زندان ها و سیاهچال های رژیم شاه گذرانده بود. او كه 9 سال از 14 سال پس از تبعید حضرت امام(ره) را در همان زندان ها طی كرد، بنا به اسناد ساواك، دید چشم چپ خود را از دست داد، دچار درد شدید كمر و زخم معده گردید و ناراحتی های بسیاری را در اثر شكنجه های قرون وسطایی مزدوران شاه تحمل كرد. نكته قابل ذكر اینكه آخرین محكومیت شهید لاجوردی در سال 1353 كه حكم 18 ساله زندان را برایش داشت، در اصل به دلیل حفظ اسرار یكی از اعضای سازمان مجاهدین خلق بود، اگر چه شهید لاجوردی زودتر از بسیاری از مبارزین به نفاقشان پی برده بود و به شدت در زندان رژیم ستمشاهی با حاكمیت آنان مبارزه می كرد، به نوعی كه شدیدترین بایكوت ها را از سوی همین افراد در زندان تحمل كرد، اما بنا بر مردانگی و فتوتی كه در خونش بود، در مقابل سنگین ترین شكنجه ها مقاومت كرد و نامی از آن عضو مجاهدین خلق نبرد.
پس از سال 64 و انتقال به زندان گوهردشت، دیگر خبری از حاج اسدالله نداشتم، شنیدم كه از دادستانی انقلاب و ریاست زندان اوین كنار رفته است. پس از آزادی در سال 68، در حالی كه سرگشته و سرگردان بعد از سالهای طولانی به جامعه بازگشته بودم و نمی دانستم چه باید بكنم و چه كاری انجام دهم، در شرایطی كه به دلیل سوءسابقه هم در هیچ اداره و مؤسسه ای پذیرفته نمی شدم، شنیدم كه شهید لاجوردی رئیس سازمان زندان ها است و اداره ای در همین سازمان به نام «مراقبت پس از خروج» برای كمك به زندانیان آزاد شده بوجود آورده است .از طریق یكی از دوستان زمان زندان، به دفترش مراجعه كردم، نیازی برای وقت گرفتن و نوبت ایستادن نبود، او همان حاج اسدالله بود، با همان محبت و مهربانی آن روزی كه از آن پنجره كوچك آهنی نگاه كرد، حرف هایم را شنید و نامه ای را برایم نوشت و امضاء كرد كه توانستم بخشی از تحقیقاتم را در یكی از مؤسسات دولتی به چاپ برسانم و همین ماجرا زمینه ای شد تا راه و كار آینده ام را تشخیص دهم.
تصور نمی كردم كه او پس از زندان هم، زندانیان سابقش را از یاد نبرد و برای سر به راه ماندنشان، از هیچ تلاشی فروگذار ننماید.
شنیدم پس از كناره گیری از مسئولیت های دولتی، مثل همه زندگی اش، بریده از تمام تعلقات دنیوی و همچون همیشه ساده و بی تكلف با دوچرخه اش به مغازه ای كه از سالهای پیش از انقلاب واقع در بازار در اختیار داشت، می رفت كه در یكی از همین روزها هدف منافقین تروریستی كه همواره بزرگترین ضربه ها را از ایمان و مقاومت و اتكال به خدا و هوشمندی و در عین حال سادگی و عدم تكلف شهید لاجوردی خورده بودند، قرار گرفت و به آرزویش رسید كه همواره شهادت را برای پایان زندگی اش از خدا می خواست و حقیقتاً كه مردن برای شخصیت بزرگی چون لاجوردی خیلی كوچك بود.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 12:40 |

در آئينه خاطرات منتشر نشده حجت الاسلام و المسلمين علي اكبر ناطق نوري
خاطرات حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوري درباره شهيد لاجوردي از آن روي درخور اهميت است كه وي عامل آغاز همكاري آن شهيد ارجمند با دستگاه قضائي است . خودش گاهي با مطايبه مي گويد : " اگر منافقين لاجوردي را به خاطر كاركرد قضائي اش ترور كرده باشند ، من هم در زمينه سازي آن شريكم ! "

 

اول لازم است تأكيد كنم ضمن اين كه شهادت مظلومانه لاجوردي براي دوستان بسيار غمبار بود ، ولي وقتي من خبر شهادت ايشان را شنيدم ، در كنار اين غم و تأسف و تأثر نكته ديگري هم به ذهنم رسيد و آن اين كه جز شهادت چيز ديگري زيبنده لاجوردي نبود .
واقعاً در بستر مردن در شأن اين بزرگوار نبود ، او هم اين را نمي طلبيد ، تاريخ پر افتخار سياسي و مبارزاتي او هم اين طور اقتضاء نمي كرد . آنچه كه زيبنده او بود و به قامت او رسا ، همين لباس شهادت بود ، با اين شكل مظلومانه اش كه رخ داد .
خوشبختانه مردم قدر شناس ما در تشييع پيكر اين شهيد بزرگوار ، ارادت و قدرداني خود را نسبت به اين چهره خدمتگزار نشان دادند .
من از خيلي وقت پيش از انقلاب در دوران آغاز مبارزات نهضت امام ، با مرحوم شهيد لاجوردي آشنايي داشتم . هر چند خيلي پيش نمي آمد كه از نزديك با هم كار كنيم و آشنايي بيشتري داشته باشيم .
قبل از انقلاب پرونده هايي كه ايشان در ارتباط با آنها گرفتار مي شدند غير از پرونده هايي بود كه گاهي من گرفتار مي شدم ، معمولاً هم پرونده نبوديم . اما به هر حال مقاومت شهيد لاجوردي در دوران مبارزات به خصوص بعد از دستگيري ها و شكنجه ها ، آنچنان بود كه ايشان به عنوان مرد شكست ناپذير معروف شده بود .
به نظر من در زندان ، مأمورين شكنجه ساواك يقين پيدا كرده بودند كه نمي توانند اعترافي از ايشان در بياورند ، بار دوم دستگيري شكنجه سختي به ايشان دادند كه آثارش تا پايان عمر پر بركتش در بدنش بود .
بر كمر ايشان اثر گذاشته بود ، بر سلسله اعصاب ايشان اثر گذاشته بود ، بر مفاصل ايشان اثر گذاشته بود ، آثاري كه روي گردن ايشان بود تا همين اواخر نيز ايشان را وادار به معالجه و استفاده از گردنبندهاي طبي مي كرد ، اينها همه آثار همان شكنجه ها بود .
بار سوم كه ايشان را گرفتند جز دادن زندان هاي طولاني ، كار ديگري از دست مأمورين شاه بر نمي آمد ، آنها مي دانستند كه از او نمي توانند چيزي در بياورند ، او واقعاً به عنوان مرد شكست ناپذير در بين مأمورين و انقلابيون معروف بود .
بعد از انقلاب با درك بسيار بالايي كه داشت و فهم خيلي خوبي كه از دين داشت ، شناختي كه از گروهك ها در زندان پيدا كرده بود ، واقعاً مصداق اين آيه بود كه : " والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا ."
او قبل از بسياري از بزرگان و مبارزين در زندان پي به جريان نفاق برد . هنوز كمتر كسي به اين كه منافقين از نظر ايدئولوژي و از نظر اعتقادات منحرفند ، پی برده بود و بر اين امر آگاه شده بود كه گرچه دارند با شاه مبارز مي كنند ، ولي اعتقادات درستي ندارند .
شهيد متفكرمان مطهري (رحمت الله عليه) پيشتاز اين تفكر بود و اينها را خوب شناخته بود . مرحوم لاجوردي در زندان از پيشتازان اين شناخت بود و خيلي زود به انحراف اينها پي برد و در همان زندان شروع به افشاگري كرد .

ايشان به خاطر افشاگري عليه جريان نفاق ، غير از شكنجه هاي مرسوم ، شكنجه روحي هم مي شد و بارها از طريق منافقين بايكوت شده بود ، اما اين چيزها روي اراده و اعتقاد او تأثير نمي گذاشت .
از خصوصيات مرحوم لاجوردي اين بود كه اهل بحث بود ، اهل منطق بود و با همين جريان هاي انحرافي هم وارد بحث مي شد . وحشت آنها به اين دليل بود كه در مناظره و بحث حريف او نمي شدند ، چون معاني و معارف دين دستش بود ، معاني اسلامي دستش بود ، مكاتب مختلف را خوب مي شناخت و مطالعه كرده بود .
بنابراين به عنوان يك آدم مسلط بر اعتقادات و مسائل ايدئولوژيكي ، مسلط بر مكاتب و مسلك هاي مختلف وارد ميدان بحث مي شد ، خيلي پر حوصله بود . اصلاً بر خلاف آنچه كه بعضي ها با نگاه كردن به چهره ايشان فكر مي كردند ، آدم خشني است (و اين هم يكي از وجوه مظلوميت اوست) ، عصباني نمي شد . ايشان پر حوصله ، مقاوم ، پر صبر و با اخلاق برخورد مي كرد .
وقتي جريان انحرافي فرقان ، پس از انقلاب با ترور شخصيت ها خودش را نشان داد و فرقاني ها دستگير شدند . مسئوليت محاكمه آنها به عهده من افتاد . مرحوم شهيد مظلوم بهشتي از من اين را خواست ، به ايشان گفتم : " اگر قرار است من محاكمه كنم ، پس بايد دادستانش را خودم انتخاب كنم ، چون فقط نمي خواهم افراد فرقاني را محاكمه كنم .
اعتقاد من اين است كه بايد ايدئولوژي فرقان را به محاكمه كشاند ، نه افرادي را كه چه بسا گول خورده و منحرف شده اند ، اگر اين حركت شود مي تواند بازتاب خوبي داشته باشد و جلوي انحراف جوان ها را بگيرند ، بنابراين دادستانش را خودم بايد انتخاب كنم . "
ايشان فرمودند : " خودت انتخاب كن . " من تنها كسي را كه به فكرم رسيد كه مي تواند دادستان اين پرونده باشد ، مرحوم لاجوردي بود . يك روز به بازار رفتم ، در همين مغازه اي كه شهيد شد مشغول كار بود ، يادم هست كه در آن ديدار اين تعبير را كردم و گفتم :
" آقاي لاجوردي ! براي من يك خوابي ديده اند ، من هم خوابي براي شما ديده ام . خوابي كه براي من ديده اند اين است كه گفته اند بيا بشو حاكم شرع اين پرونده ، خوابي كه من براي شما ديده ام اين است كه شما دادستان اين پرونده باشيد و با هم كار كنيم . "
ابتدا قبول نكرد و گفت : " من حافظه ام خيلي اجازه نمي دهد ." واقعاً معتقد بود كه شكنجه هايي كه شده رويش اثر گذاشته است . گفتم : " نه ! اتفاقاً من نمي خواهم چيزي را حفظ كنيد ، من مي خواهم يك آدمي باشيد كه اين گروهك ها را محاكمه ايدئورژيك مي كند ." ايشان بزرگواري كرد و حكم دادستاني ايشان را هم گرفتيم .
اساساً ورود آقاي لاجوردي به حوزه قضائيه از اينجا شروع شد و مسببش بنده بودم ، حالا اگر شهادت لاجوردي خسارتي بود ، يك عاملش من هستم ! خدماتي كه لاجوردي در زمينه برخورد با مجرمين در اين كشور كرد ، كمتر كسي كرد ، انشاءالله كه من هم در اين ثواب شريك و سهيم هستم .
بزرگواري كرد و قبول كرد و وارد ميدان شد ، با حوصله توي بندهاي زندانيان و متهمين مي رفت و از سر شب تا صبح ، با رفاقت و خوشي و شوخي و خنده با اين بچه ها مباحثه مي كرد ، همين هايي كه به عنوان جريان فرقان متهم ما بودند ، در زندان بودند ، ايشان اينگونه برخورد مي كرد .
در يك جمله بگويم كار به جايي رسيد كه از همين فرقاني ها كه به عنوان محارب شناخته شده و به يك معنا مهدور الدم بودند ، عده زيادي برگشتند چون ما مي خواستيم جوان هايي كه منحرف شده و گول اينها را خورده بودند ، نجات پيدا كنند و لذا از همان آغاز جريان محاكمه ايدئولوژي آنها را به محاكمه كشانديم .
زحمات مرحوم لاجوردي و جلسات بحث و مناظره اش با آنها كه گاهي از سر شب تا صبح و گاهي از صبح تا شب توي سلول طول مي كشيد ، سبب شد كه از همين بچه هاي اغفال شده توسط جريان فرقان ، آدم هايي ساخته شوند كه به جبهه رفتند و به شهادت رسيدند .
اينها در همان زندان و به دست لاجوردي متنبه شدند و براي اين كه جبران كارهاي قبلي خود را بكنند ، آمدند ، داوطلب شدند و به جبهه رفتند و جزو شهداي ما شدند . بعضي از اينها جذب سپاه شدند و بعضي هم در دادستاني همكاري شان را با لاجوردي تا آخر ادامه دادند .
 

 

اينها هدايت شدند و آمدند و به خيل امت اسلامي پيوستند . واقعاً شايد كسي قدر اين كارهاي لاجوردي را ندانست ، اغلب نمي دانند چه كارهاي عظيمي براي هدايت جوانان كرد . ايشان در مقام دادستان انقلاب ، شب و روز در زندان بود .
تعبيري از خانم ايشان شنيدم كه تعبير درستي بود ، ايشان مي گفتند : " او هم قبل از انقلاب زنداني بود و هم بعد از انقلاب ، قبل از انقلاب ، شاه زنداني اش كرد ، بعد از انقلاب ، خودش ، خودش را زنداني كرده است ! "
هميشه آنجا بود ، در دوره دادستاني اش گاهي صبح هاي زود مي رفتم اوين كه به پرونده ها رسيدگي كنم و مي ديدم آقاي لاجوردي كه روز قبل يكسره كار كرده ، شب هم با اينها مباحثه كرده و دارد از شدت خستگي از پا در مي آيد ، شش صبح آمده و لباس هايش را شسته و دارد مي برد بيرون كه روي طناب بيندازد تا خشك شوند .
آدمي بود پر كار و برخوردش با همه حتي با منافقين عاطفي بود ، واقعاً دو هزار نفر از اينها توي سالن جمع مي شدند و ايشان تنها و بدون هيچ محافظ و سلاحي ، بي هيچ واهمه اي وارد سالن مي شد و بين اينها مي نشست ، گاهي با آنها شوخي و گاهي هم بحث جدي مي كرد . با اينها اين جوري برخورد مي كرد كه حتي المقدور آنهايي را كه مي شود هدايت كند و نجات بدهد . هيچگاه با خشونت و با عناد با كسي برخورد نكرد ، همواره به فكر هدايت جوان ها بود .
در دوره دادستاني و بعدها كه مسئوليت زندان ها را به عهده گرفت ، در همان روزهاي اول بود كه آمد پهلوي من و وضع زندان ها را بيان كرد ، ايشان در همان دوره دادستاني در اوين كارگاه هايي را راه انداخت و همه زندانيان در آنجا مشغول كار و كسب درآمد شدند . كارگاه نجاري راه انداخت ، كارگاه خياطي راه انداخت ، كارگاه هاي مختلفي راه انداخت . من خودم براي بازديد مي رفتم انصافاً براي نجات و تأمين معاش اينها هم خيلي زحمت كشيد .
دوره اي هم كه مسئوليت اداره زندان ها را به عهده گرفت ، نگران سرنوشت آنها بود ، ابتدا از زندان اطفال شروع كرد كه در زيباشهر بود ، اگر اشتباه نكنم ، از آنجا بازديدي كرد و بعد آمد و گفت : " خيلي وضع رقت باري دارند ، بايد به وضع اينها رسيد ."
موقعيت بالايي داشت و همه به او احترام مي گذاشتند ، از مردم و خيرين خيلي پول مي گرفت تا بتواند به زندان ها سر و ساماني دهد ، كمك كند ، جاهايي را درست كند كه آنهايي كه زندان هاي طولاني دارند ، زن و بچه هايش بيايند و با آنها ديدار كنند . حتي براي حفظ شئون شرعي و اين كه اينها بتوانند ارتباط شان را با شوهرهاي خودشان داشته باشند ، شرايط مناسبي را فراهم كرده بود ، واقعاً يك انسان به معناي واقعي عاطفي ، با درك و فهم بالا و متفكر بود و شناخت ديني بسيار خوبي داشت .
از خصوصيات ديگر مرحوم لاجوردي ساده زيستي بود ، توي ز ندان كه آن طور زندگي مي كرد ، در خانه هم همين طور بود . با بچه هايش هم همين طور برخورد مي كرد . زندگي بسيار ساده اي داشت ، حقيقتاً آدم غبطه مي خورد ، من كه به كرات از خدا مي خواستم اين روحيه مرحوم لاجوردي را به من هم بدهد ، آدم غبطه مي خورد به حالات او .
به مظاهر دنيا ، به معناي واقعي كلمه بي اعتنا بود ، مغازه را رها كرد ، بلند شد و آمد و هر جا كه به او مأموريت دادند پذيرفت و به وظيفه اش عمل كرد . دادستاني و مسئولين زندانش وقفه اي به وجود آورد ، در اين مدت هم باز رفت توي زير زمين خانه اش نشست و مشغول خياطي شد . انگار نه انگار كه آقاي حاج اسدالله لاجوردي دادستان انقلاب بوده است كه اين همه خدمت به نظام كرده . ذره اي توقع از نظام و از مسئولين نداشت ، خدايي مي انديشيد و ملكوتي بود .
مرحوم لاجوردي غير از اين كه خودش ساده زيست بود ، اساساً از همان سال هاي قبل از انقلاب طرفدار فقرا و محرومين بود ، زندگي اش هم به شكل آنها بود و به همين دليل اثر مي گذاشت . مرد عمل بود ، مرد اجرا بود ، طرفدار فقرا بود ، با تكاثر و تراكم ثروت براي افراد و سودجويي و سرمايه هاي كلان از هر طريقي فراهم كردن به شدت مخالف بود .
با كاخ نشين ها سر سازگاري نداشت ، بعضي ها او را متهم به بازاري بودن مي كردند ، بازاري هم كه مي گويند ، متأسفانه خيال مي كنند يعني كسي كه به دنبال تكاثر و ثروت و سرمايه داري و حمايت از پولدارهاست ، او اصلاً داخل اين قضايا نبود .
بعضي از دوستان مي گفتند كه آقاي سيد اسدالله در حمايت از فقرا و محرومين و بي اعتنايي به متكاثرين و كساني كه به دنبال تكاثر ثروت و پول هستند ، خيلي افراطي فكر مي كند . اين از خصوصيات و روحيات مرحوم لاجوردي اعلي الله مقامه بود .
نكته ديگري كه مي خواهم در مورد اين شهيد بزرگوار به آن اشاره كنم ، اطاعت از مقام ولايت است ، او مطيع محض و بي ادعاي امام بود و پس از رحلت امام (رحمة الله عليه) همين تقيد و اطاعت را نسبت به مقام معظم رهبري داشت . توصيه اي هم كه همواره به بچه هايش و به ديگران داشت اين بود كه در برابر دستور ولايت هيچ جاي گفتگو و بحث نيست .
مرحوم لاجوردي بسيار اهل مطالعه و تحقيق بود ، اما در عين حال كه خودش اهل نظر و اهل فكر بود ، آنجايي كه بحث اوامر و دستوران ولايت مي شد ، كاملاً مطيع بود و نظرات خود را كنار مي گذاشت .

يكي از خصوصيات ديگر مرحوم لاجوردي آزادگي و صراحت لهجه اش بود ، به هيچ وجه نسبت به احدي وابستگي نداشت . بنده ساليان سال چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب او را مي شناختم ، به خصوص بعد از انثقلاب كه از نزديك با هم كار مي كرديم و صراحتاً مي گويم كه به هيچ وجه اهل تملق نبود .
اگر هم به اين نتيجه مي رسيد كه در بنده و امثال بنده نكته قابل نقدي وجود دارد صريحاًمي گفت ، بسيار محجوب بود ، اما ذره اي تملق در او راه نداشت . صريح اللهجه بود و سلامت نفس داشت . من اگر بخواهم ايشان را در يك عبارت توصيف كنم ، بايد بگويم كه مرحوم لاجوردي مبارزي ساده زيست ، مخلص و ولايت پذير بود .
دراين مورد هم كه گاهي مي پرسند آيا صحيح است كه ايشان از دولت حقوق نمي گرفت ، بايد در پاسخ بگويم كه اين حرف بايد درست باشد ، من تأييد مي كنم كه حداقل در آن دوره اي كه با هم كار كرديم ، حقوق نمي گرفت . اساساً اين طوري بود كه فقط از درآمد محدود مغازه اي كه با اخوي اش داشت زندگي شان را اداره مي كرد . اگر اهل اين حرف ها بود و يك منبع حقوقي و درآمدي داشت كه بعد از بيرون آمدن از كار نمي رفت توي زير زمين نمي نشست و خياطي نمي كرد .
خداوند روح اين مجري شريعت را با صاحبان آن محشور كند و او را مأجور فرمايد .

کانون هابیلیان

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت 8:4 |

قسمت آخر

 

نتیجه‌ گیری‌


الف‌ - برچسب‌ «كودتا» كه‌ یك‌ حركت‌ نظامی‌ از سوی‌ نیروهای‌ مسلح‌ علیه‌ دولت‌ رسمی‌ كشور است‌ در مورد رویدادهای‌ 24 تا 28 مرداد سال‌ 1332 هدفی‌ جز پنهان‌ ساختن‌ نقش‌ واقعی‌ دولت ‌انگلستان‌ در طراحی‌ و براندازی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ و به‌ دست‌ آوردن‌ كنترل‌ دوبارۀ‌ نفت‌ ملی‌ شده‌ ایران ‌ندارد و هیچ‌ دلیل‌ و مدرك‌ معتبر تاریخی‌ ، وقوع‌ یك‌ كودتای‌ نظامی‌ از سوی‌ ارتش‌ علیه‌ مصدق راپشتیبانی‌ نمی‌كند.
ب‌ - مصدق با داشتن‌ پُست‌ نخست‌ وزیری‌ و وزیر دفاع‌ ملی‌، در اختیار داشتن‌ نیروهای‌ ارتش‌ و شهربانی‌، گرفتن‌ اختیار قانونگذاري‌ و منحل‌ ساختن‌ مجلس‌ به‌ گونه‌ یك‌ فرمانروای‌ مستبد اداره‌ كشور را در دست‌ خود گرفته‌ و از پشتیبانی‌ حزب‌ توده‌ نیز برخوردار بود ولی‌ دولت‌ او به‌ گونه‌ ناباورانه‌ای‌ در ظرف‌ یك‌ روز سقوط‌ كرد. در خلال‌ 50 سال‌ گذشته‌ وابستگان‌ سیاست‌های‌ بیگانه‌ برای‌ توجیه‌ این ‌سقوط‌ پیش‌ بینی‌ نشده‌، تبلیغات‌ گمراه‌ كننده‌ای‌ به‌ راه‌ انداخته‌ رهبران‌ نهضت‌ ، مجلس‌ و مردم‌ را متهم‌ساخته‌ و مدعی‌ شده‌اند مُشتی‌ اراذل‌ و اوباش‌ و روسپیان‌ به‌ خیابان‌ها ریختند و دولت‌ ملی‌ را سرنگون‌كردند! این‌ فریبكاری‌ها برای‌ آن‌ است‌ كه‌ همكاری‌ مصدق با دولت‌ انگلستان‌ برای‌ براندازی‌ نهضت‌ملی‌ ایران‌ آشكار نشود.
پ‌ - توجیهات‌ بی‌پایه‌ و ادعاهایی‌ مانند اینكه‌ ناكامی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ حاصل‌ پیدایش‌ اختلاف ‌سلیقه‌ میان‌ رهبران‌ نهضت‌ بوده‌ و یا اینكه‌ اطرافیان‌ آیت‌الله كاشانی‌ و اطرافیان‌ مصدق موجبات‌ ایجاداختلاف‌ میان‌ آنان‌ و شكست‌ نهضت‌ ملی‌ را فراهم‌ آورده‌اند چیزی‌ جز سرپوش‌ گذاردن‌ بر مداخله‌ بیگانگان‌ و نادیده‌ گرفتن‌ واقعیت‌ ها و اسناد و مدارك‌ روشن‌ تاریخی‌ نیست‌. بی‌گمان‌، دشوارترین ‌و خطرناك‌ترین‌ بخش‌ مبارزات‌ زندگی‌ سیاسی‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ رویارویی‌ با توطئه‌هایی‌ بوده‌ است‌ كه‌ در فاصله‌ زمانی‌ مردادماه‌ سال‌31 تا 28 مرداد 1332 از سوی‌ انگلستان‌ طرح‌ریزی‌ و به‌ مورد اجراگذارده‌ شده‌اند. دراین‌ آزمون‌ سخت‌، نهضت‌ ملی‌ ایران‌ با چالش‌های‌ خُرد كننده‌ای‌ از درون‌ روبرو گردید و آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ ناگزیر شد در برابر قانون‌ شكنی‌های‌ دولتی‌ كه‌ به‌ هر دلیل‌ توانسته‌ بود وجاهت ‌ملی‌ به‌ دست‌ آورد ایستادگی‌ كند و شخصیت‌ سیاسی‌ خود را به‌ خطرانداخته‌ و برای‌ دفاع‌ از كشور آن‌ رافداكند. این‌ ویژگی‌ مهم‌ و عنصر سازنده‌ای‌ در شخصیت‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ است‌ كه‌ وی‌ را از دیگران ‌ممتاز می‌سازد.
ت‌ - بررسی‌ رویدادهای‌ سال‌های‌ 1329 تا 1332 نشان‌ می‌ دهند كه‌ مداخله‌ دولت‌ انگلستان‌ در امور داخلی‌ ایران‌ از طریق‌ یك‌ توطئه‌ چند وجهی‌ و با بكار گرفتن‌ عوامل‌ داخلی‌ خود برای‌ براندازی ‌نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ مورد اجرا گذارده‌ شده ‌است‌. این‌ گروه‌ درهم‌ تنیدۀ‌ وابسته‌ به‌ بیگانه‌، اساس‌ حكومت ‌ملی‌ و مشروطیت‌ را از صحنه‌ سیاسی‌ كشور ما برچیدند و از قوه‌ مجریه‌، مقننه‌ و دادگستری‌ كشور صورت ‌ظاهری‌ بیش‌ باقی‌ نگذاردند.
ث‌ - مداخله‌ انگلستان‌ در امور داخلی‌ كشور ما در این‌ دوره‌ تاریخی‌ از جمله‌ در برگیرنده‌ موارد زیر بوده ‌است‌ :
- به‌ دست‌ گرفتن‌ قدرت‌ اجرایی‌ در كشور از طریق‌ وارد ساختن‌ افراد وابسته‌ به ‌خود در پست‌های‌ كلیدی‌.
- به‌ ورشكستگی‌ كشیدن‌ اقتصاد ملی‌ از طریق‌ ایجاد بُن‌بست‌ درمسئله‌ نفت‌.
- گسترش‌ نارضایی‌ عمومی‌ و به‌ سستی‌ كشیدن‌ نیروی‌ پایداری‌ مردم‌.
- اختلاف‌ افكنی‌ در میان‌ مردم‌ از طریق‌ اشخاصی‌ كه‌ در پست‌های‌ كلیدی‌ و در رسانه‌ها جاسازی‌ كرده‌ بودند.
- ترور شخصیت‌ و بی‌ آبرو كردن‌ آیت‌الله كاشانی‌ و دیگر پیشگامان‌ نهضت‌ ملی‌ از طریق‌ یك‌ رشته‌ تبلیغات‌ مسموم‌ و پرحجم‌ داخلی‌
- آشفته‌ ساختن‌ دستگاه‌ دادگستری‌ و بی‌ اثر ساختن‌ آن‌ و انحلال‌ دیوان‌عالی‌ كشور.
- به‌ سستی‌ كشیدن‌ مجلس‌ شورای‌ ملی‌ و منحل‌ ساختن‌ آن‌
- به‌ قدرت‌ رسانیدن‌ گروهك‌های‌ بی‌ هویت‌ به‌ ویژه ‌بازگزاردن‌ دست‌ حزب‌ توده‌ در صحنه‌ سیاسی‌ كشور.
ج‌ - دولت‌ مصدق به‌ هیچ‌ یك‌ از برنامه‌های‌ اعلان‌ شده‌ خود در زمینه‌ حل‌ عادلانه‌ موضوع‌ نفت ‌و اصلاح‌ قانون‌ انتخابات‌ و برگزاری‌ انتخابات‌ آزاد عمل‌ نكرد. او با كاشتن‌ بذر اختلاف‌ در میان‌ مردم ‌روحیه‌ اتحاد را كه‌ بزرگترین‌ دستاورد نهضت‌ ملی‌ ایران‌ بود در هم‌ شكست‌ و به‌ هنگام‌ واگذاری‌ قدرت ‌به‌ زاهدی‌، پشت‌ سرخود كویری‌ از ناامیدی‌ و پراكندگی‌ به‌ جای‌ گذارد كه‌ همیشه‌ خواسته‌ اصلی ‌سیاست‌های‌ بیگانه‌ در كشور ما بوده است‌.
چ‌ - درقرن‌ بیستم‌ شاهد دخالت‌های‌ آشكار و خلاف‌ حقوق بین‌الملل‌ از سوی‌ قدرت‌ های‌ بزرگ ‌غربی‌ و شرقی‌ در كشورهای‌ جهان‌ سوم‌ بوده‌ایم‌. این‌ دخالت‌ ها همواره‌ مورد سرزنش‌ افكار عمومی ‌و اندیشمندان‌ در سراسر جهان‌ قرار گرفته‌است‌ ولی‌ در دوران‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ ویژه‌ رویدادهای‌ تیر و مرداد سال‌ 1332 دخالت‌ سازمان‌ یافته‌ای‌ برای‌ در هم‌ كوبیدن‌ تلاش‌ های‌ ملت‌ ایران‌ انجام‌ شده‌ است ‌كه‌ در پس‌ پرده‌ ای‌ از فریب‌ و ریاكاری‌ بوده ‌است‌ . این‌ مداخله‌، به‌ بهای‌ محروم‌ ساختن‌ ملت‌ ایران‌ از حق‌ آزادی‌، حقوق بشر و محروم‌ ماندن‌ از بهره‌ برداری‌ از منابع‌ طبیعی‌ كشور خود به‌ ثمره‌ رسیده ‌است‌.
ح‌ - از دلائل‌ مهم‌ پرده‌پوشی‌ بیگانگان‌ در مورد این‌ رویداد بزرگ‌ تاریخی‌ و تاریخ‌نگاری‌ گمراه‌ كنندۀ‌ وابستگان‌ داخلی‌ و خارجی‌ آنان‌ در زمینه‌ دلائل‌ ناكامی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌، بی‌گمان‌ این ‌است‌ كه ‌این‌ سیاست‌های‌ خارجی‌ همچنان‌ به‌ دنبال‌ تأمین‌ منافع‌ نامشروع‌ خود در میهن‌ ما هستند و كوشش ‌فراوان‌ دارند ملت‌ ایران‌ از شیوه‌های‌ مداخله‌ آنان‌ در نا آگاهی‌ به‌سر برده‌ ونتواند از این‌ تجربه‌ تاریخی‌ كه‌ بهای‌ گرانی‌ برای‌ آن‌ پرداخته‌ است‌ درس‌های‌ لازم‌ را بیآموزد.
خ‌ - یك‌ ضرب‌ المثل‌ فرانسوی‌ می‌گوید: « یك‌ دروغی‌ كه‌ 100 بار تكرار گردد، تبدیل‌ به‌ حقیقت‌ می‌ شود». (43) در خلال‌ پنجاه‌ سال‌ گذشته‌ واژۀ «كودتا» در زمینه‌ رویدادهای‌ مرداد ماه‌ سال‌1332 میلیون‌ها بار در سراسر جهان‌ تكرار شده‌ و بسیاری‌ از مردم‌ به‌ دلیل‌ مرموز بودن‌ شیوه‌ مداخلۀ‌ بیگانگان‌ و پرده‌ پوشی‌ بر واقعیت‌های‌ تاریخی‌ آنرا باور كرده‌اند. ولی‌ این‌ دورغ‌ تاریخی‌ هرگز به‌ حقیقت‌ مبدّل‌ نخواهد شد . حقیقت‌ و راستی‌ را نیرویی‌ است‌ كه‌ هیچ‌ نیرنگی‌ توانایی‌ شكست‌ دادن ‌همیشگی‌ آن‌ را ندارد و این‌ حقیقت‌ و راستی‌ است‌ كه‌ سرانجام‌ پرده‌های‌ نیرنگ‌ و فریب‌ را دریده‌ و پیروز خواهد شد . این‌ وعده‌ تخلف‌ ناپذیر خداوند بزرگ‌ است (44)‌ وتلاش‌ های‌ خستگی‌ ناپذیر پژوهشگران‌ ایرانی‌ تضمین‌ كننده‌ تحقق‌ آن‌ خواهد بود.


پاورقی ها:
1) در این كنفرانس بین‌المللی پاره‌ای از مؤلفین كه كتاب یا مقالاتی در زمینه رویدادهای نهضت ملی اریان نوشته‌اند حضور داشته‌اند. اسامی دعوت شدگان عبارتند از: مارك گازیورسكی ، ملك برن ( از مركز ملی آرشیو امنیتی آمریكا) ، همایون كاتوزیان ، مازیار بهروز ، خانم آناعنایت ، فخرالدین عظیمی ، یرواند آبراهامیان ، سردنیس رایت ( سفیر پیشین انگلیس در ایران ) ، آندرونیومن ، جان‌والر ( عضو بازنشسته سیا ) سام فال ( عضو بازنشسته اداره خارجی انگلستان ) . گروهی از علاقمندان نیز از اروپا و آ«ریكا در این كنفرانس حضور یافته‌ند و در بحث‌ها مشاركت داشته‌اند.
2) این مقاله در كنفرانس بین‌المللی دانشگاه اكسفورد ارائه شده است. بخشی از یادداشت‌ها كه به دلیل كمبود وقت، فرصت ارائه آن در كنفرانس وجود نداشت به مقاله افزوده شد.
3) باری روبین، جنگ قدرت‌ها در ایران ، ‌فصل سوم ، شكست یك انقلاب ،‌برگ 85، ترجمه محمود مشرقی ، انتشارات آشتیانی ، خراد سال 1363
4) شایسته یادآوری است كه مؤسسه انتشارات دولتی ایالات متحده آمریكا در سال 1989 دو جلد اسناد روابط خارجی آمریكا مربوط به سال‌های 1951 تا 1954 را كه در برگیرنده نامه‌نگاری‌های سفارت در تهران با وزارت خارجه این كشور می‌باشد منتشر ساخته است. اگرچه اسناد پاره‌ای از رویدادها محرمانه مانده ولی این مجموعه راه‌گشای ارزشمندی برای پژوهش‌های تاریخی آن دوران می‌باشد. این اسناد به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
5) این پیام روز پنجشنبه 8 اردیبهشت 1328 در جلسه علنی مجلس دوره پانزدهم از سوی آقای سید ابوالحسن حائری‌زاده خوانده شد و در صورت‌جلسات مذاكرات مجلس به چاپ رسید.
6) دكتر مظفر بقایی كرمانی ، سید ابوالحسن حائری‌زاده ، حسین مكی و عبدالقدیر آزاد از سران این گروه بودند.
7) حسین مكی در یادداشت‌های خود می‌نویسد پس از خواندن این نامه از تریبون مجلس متوجه شده است كه این نامه اصل لایحه الحاقی را تأیید نموده است. به همین دلیل به مصدق تلفن می‌زند و تقاضای نامه دیگری می‌كند. مصدق هم این درخواست را می‌پذیرد و دو روز بعد نامه دیگری علیه لایحه الحاقی به مجلس می‌نویسد. به گفته مكی‌، مصدق در برخورد با لایحه الحاقی گام مهمی بر نداشت و این دو نامه را هم به اصرار من نوشت. البته دلیل فرستادن نامه دوم به احتمال قوی این بوده كه مصدق متوجه شده است نمایندگان اقلیت زیر بار لایحه نمی‌روند.
8) مصدق از گذشته‌های دور روابط پنهانی و نزدیك با انگلیس‌ها داشت و بر همین پایه او ار در دوران جوانی به استانداری فارس رساندند كه زیر كنترل سیاسی و نظامی انگلستان بود. حتی «مستر نورمان» وزیر مختار این كشور در ایران در نامه‌ای به نخست وزیر وقت ایران در آبان 1299 خورشیدی خواستار ادامه استانداری او در فارس گردید.
9) تفصیل بحث‌ها و اسناد گفتن اختیارات قانونگذاری از مجلس هفدهم در مجموعه مقالات من در كتاب «اندیشه‌هایی در حقوق امروز» زیر عنوان: «اصل تفكیك قوا، بحران سیاسی دی ماه سال 1331 در ایران»، برگ‌های 195 تا 266 ، سال 1376 ، نشر حقوقدان به چاپ رسیده است.
10) سناتور « مك كارتی» موج مبارزه با نفوذ كمونیست‌ها را در آمریكا دامن می‌زد و حساسیت شدیدی در مرمد بر علیه مرام كمونیزم به وجود آورده بود.
11) دكتر مظفر بقایی كرمانی ، استاد فلسفه و اخلاق دانشكده ادبیات دانشگاه تهران ، نماینده مجلس دوره پانزدهم از كرمان و در مجلس‌های دوره شانزدهم و هفدهم همزمان نماینده مردم كرمان و تهران بود. او از پایه‌گذاران نهضت ملی و ملی شدن صنعت نفت در ایران و در همه دوران مبارزات آیت‌الله كاشانی پیش و پس از 28 مرداد سال 1332 در كنار آیت‌الله كاشانی و از یاران صدیق ایشان بود.
12) زاهدی دارای سوابق خدمت نظامی روشنی بود به ویژه در سال 1328 در سمت رییس شهربانی كل كشور در برگزاری انتخابات دوره شانزدهم مجلس شرایط انتخابات آزاد را فراهم ساخت و در نتیجه گروهی از هواداران نهضت ملی توانستند به مجلس راه یابند . به همین جهت پس از پیروزی نهضت از سوی مصدق به سمت وزیر كشور انتخاب شد.
13) روزنامه كیهان ، 10 اسفند 1331
14) روزنامه اطلاعات ، دوشنبه 29 تیر 1332
15) فراكسیون‌های هوادار مصدق در مجلس هفدهم و بسیاری از یاران او با انحلال مجلس مخالفت كردند و اشخاصی چون دكتر سنجابی و دكتر صدیقی در دهه اخیر مدعی شده‌اند كه به مصدق هشدار داده‌اند كه در صورت انحلال مجلس، شاه فرمان بركناری او را صادر خواهند كرد. با این حال این اشخاص كاری جز اعتراض ملایم نكرده و هیچگونه ایستادگی در برابر فكر خطرناك رفراندوم و انحلال مجلس انجام نداده و مصدق را در اجرای این اقدامات یاری كردند.
16) روزنامه اطلاعات ، 7 مرداد 1332
17) روزنامه اطلاعات ، پنجشنبه 8 مرداد 32
18) روزنامه اطلاعات ، 8 مرداد 1332
19) روزنامه اطلاعات ، 8 مرداد 1332
20) روزنامه اطلاعات ، 18 مرداد 1332
21) روزنامه اطلاعات ، پنجشنبه 25 تیر 1332
22) روزنامه اطلاعات ، شنبه 10 مرداد 1332
23) رزونامه اطلاعات ، شنبه 10 مرداد 1332
24) روزنامه اطلاعات ، یكشنبه 11 مرداد 1332
25) روزنامه اطلاعات ، یكشنبه 11 مرداد 1332
26) روزنامه فرانسه زبان «لوموند» چاپ پاریس در شماره 4 اوت 1953، روش‌های غیر دموكراتیك در برگزاری این رفراندوم و مؤثر بودن تحریم آیت‌الله كاشانی را به روشنی تشریح كرده است.
27) اعلامیه وزارت كشور در روزنامه اطلاعات شنبه 24 مرداد 1332 چاپ شده است. به نوشته همین روزنامه پنجشنبه 22 مرداد ، ساعت 5/6 صبح امروز ابوالقاسم امینی كفیل وزارت دربار با مصدق دیدار و گفتگو كرد و نتایج گفتگو در نامه‌ای با هواپیما در همان روز برای شاه به كلاردشت فرستاده شد. امینی به مندرجات این نامه اشاره‌ای نكرده است ولی به احتمال قوی موضوع این نامه درخواست تأیید نتایج رفراندوم از شاه و صدور فرمان انحلال مجلس هفدهم بوده است. همین درخواست روز جمعه 23 مرداد در نامه‌ای از سوی مصدق به پیشگاه شاه با امضای «چاكر» صورت گرفته و در آن درخواست صدور فرمان انتخابات دوره هجدهم شده است. روزنامه اطلاعات ، شنبه 24 مراد 1332 .
28) در گزارش‌هایی كه از سوی مأمورین سرویس‌های جاسوسی انگلیس و آمریكا در زمینه این رویدادها منتشر گردید،‌ نقش كلیدی دولت انگلستان و عوامل داخلی آن در طراحی و اجرای توطئه انحلال مجلس و ترور شخصیت سران نهضت ملی ایران به گونه كامل پنهان نگاهداشته شده است. «سی‌.ام.وودهاس» در بخشی از كتاب خود زیر عنوان:«
Something Ventured» انتشارات گرانادا ، سال 1982 و همچنین «كرمیت روزولت» در یادداشت‌های خود زیر عنوان « Countercoup ضد كودتا» كه هواداران مصدق با تحریف عنوان، ‌آن را بنام «كودتا در كودتا» منتشر كرده‌اند نقش كلیدی انحلال مجلس در براندازی نهضت ملی ایران را مسكوت گذارده‌اند. به ویژه یادداشت‌های كرمیت روزولت بیشتر داستان سرایی و آكنده از نكات خلاف واقع و دروغ‌پردازی است. او حتی به بسیاری از واقعیت‌هایی كه در روزنامه‌های ایران ثبت شده و یا اسنادی كه پس از 28 مرداد منتشر شده است توجه نداشته است. این گزارش‌ها اصولا با این انگیزه منتشر شده‌اند كه شخص مصدق را به عنوان قربانی اقدامات انگلیس و امریكا معرفی كرده و مداخله این دو كشور برای براندازی نهضت ملی ایران را پنهان سازند. به همین دلیل است كه با گذشت 50 سال ، این دو دولت اسناد سرویس‌های مخفی خود را در زمینه این رویدادها منتشر نكرده‌اند.
29) در این زمینه مقاله‌ای زیر عنوان «انحلال مجلس هفدهم محور توطئه مرداد ماه 1332» در ماهنامه دنیای سخن شماره 81 سال 1377 منتشر ساخته‌ام.

30) تصویر این رسید به خط مصدق پس از گذشتن 40 سال از این رویداد تاریخی در سال 1373 از سوی مرحوم ابراهیم صفائی در كتاب زندگینامه سپهبد زاهدی برگ 129 به چاپ رسید كه در این جا آورده می‌شود.



31) اعلامیه دولت بدون ذكر نام یك مقام مسئول یعنی شخص نخست وزیر و یا وزیر كشور صادر شده است. روزنامه اطلاعات ، 25 مرداد 1332
32) در تیرماه سال 1331، مصدق به هنگام معرفی كابینه خود به شاه درخواست كرد وزیر جنگ را خود او تعیین كند. پس از چند ساعت گفتگو ، شاه زیر بار نرفت و مصدق بی‌مشورت با آیت‌الله كاشانی و مجلس استعفای خود را اعلام كرد و به خانه خود رفت. ولی با رهبری آیت‌الله كاشانی و نمایندگان اقلیت مجلس، مردم در برابر احمد قوام كه اكثریت مجلس به او رأی تمایل داده و شاه به او فرمان نخست وزیری داده بود قیام كردند. حكومت چند روزه قوام سقوط كرد و مصدق بار دیگر در پرتو پشتیبانی آیـت‌الله كاشانی و مجلس توانست از خانه خود به قدرت باز گردد.
33) روزنامه اطلاعات ، 25 مرداد 1332 برگ 12
34) روزنامه اطلاعات ، 8 اردیبهشت 1333
35) اعلامیه فرمانداری نظامی در زمینه جلوگیری از هرگونه تظاهرات كه به گونه روشن متوجه افراد حزب توده بود صبح روز 27 مرداد صادر شد (روزنامه اطلاعات‌، سه شنبه 27 مرداد 1332) و بعدازظهر همان روز به مورد اجرا گذارده شد. باری روبین، جنگ قدرت‌ها در ایران ، برگ 82
36) روزنامه كیهان 29 مرداد 1332 در گزارش تفصیلی خود در زمینه سركوب هواداران حزب توده در بعدازظهر 27 مرداد یادآور شده است كه:«در این جریان عده كثیری بازداشت شدند». كیانوری از سران حزب توده نیز در خاطرات خود (صفحه 268) تأكید كرده است روز 27 مرداد نزدیك به 600 نفر از افراد ، مسئولین و كادرهای حزب دستگیر شدند و این امر ضربه بسیار بزرگی بر ارتباطان حزب وارد آورد.
37) روزنامه اطلاعات، دوشنبه 26 مرداد 1332
38) پنج روز بحرانی، یادداشت‌های اردشیر زاهدی ،‌اطلاعات ماهانه ، شهریور 1336 شماره 114
39) یادداشت‌های اردشیر زاهدی ، اطلاعات ماهانه ، بهمن 1336 ، شماراه 119
40) روزنامه كیهان ،‌29 مرداد 1332
41) این به معنی آن نیست كه میان مصدق و زاهدی تبانی وجود داشته و این دو در روند واگذاری قدرت با یكدیگر همكاری كرده‌اند. چارچوب طرح براندازی نهضت ملی ایران از سوی انگلیسي‌ها تدوین و در جریان اجرا توافق‌هایی با آمریكا انجام شده است. تشریح جزئیات این طرح و نقش اشخاصی كه در آن تأثیرگذار بوده‌اند نیازمند یك كتاب تفصیلی است كه خوشبختانه اسناد و مدارك آن در اختیار پژوهشگران تاریخ معاصر می‌باشد.
42) دكتر علی امینی ،‌ مذاكرات جلسه پنجاه و یكم مجلس شورای ملی ، یكشنبه 8 مهر 1333
43)
Un mensong repete cent fois devientune verite
44) قرآن كریم آیه 32 از سوی توبه:
«می‌خواهند نور خدا را با دهان‌های خود خاموش سازند ولی خداوند نور خود را می‌گستراند...»

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 7:42 |

قسمت پنجم

10- سركوب‌ مقاومت‌های‌ احتمالی‌

سران‌ حزب‌ توده‌ كه‌ به‌ دلیل‌ تبعیت‌ كوركورانه‌ از سیاست‌های‌ بیگانه‌ و پیروی‌ از اندیشه‌های‌ جزم‌ گرایانه ‌ماركسیستی‌ از شناخت‌ درست‌ واقعیت‌ های‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ كشور ما ناتوان‌ بودند اطلاعاتی‌ در زمینه‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ احتمالی‌ زاهدی‌ در روزهای‌ آینده‌ به ‌دست‌ آورده‌ و آنگونه‌ كه‌ سپس‌ مدعی‌ شدند به‌ مصدق پیشنهاد كمك‌ و اقدام‌ داده‌اند . ولی‌ مصدق پس‌ از آنكه‌ در دوران‌ نخست‌ وزیری‌ خود با استفاده‌ ابزاری‌ از این‌ حزب‌ به‌ رویارویی‌ با هواداران‌ اصیل‌ نهضت‌ ملی‌ پرداخت‌ و امنیت‌ ملی‌ كشور ما را به‌ خطر انداخت‌ به‌ ویژه‌ هنگامی‌ كه‌ عوامل‌ انگلستان‌ در روزهای‌ 25 و 26 مرداد پس‌ از خارج‌ شدن ‌شاه‌ از كشور حداكثر بهره‌برداری‌ را از حزب‌ توده‌ برای‌ بی‌ ثبات‌ كردن‌ جامعه‌ و تحریك‌ احساسات‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ وضع‌ موجود انجام‌ دادند، با در نظر گرفتن‌ این‌ واقعیت‌ كه‌ تاریخ‌ مصرف‌ حزب‌ توده‌ از نظر انگلیس‌ها به‌ پایان‌ رسیده‌ بود مصدق روز 27 مرداد دستور سركوب‌ تظاهرات‌ هوادران‌ حزب‌ توده ‌را صادر كرد و این‌ دستور با شدت‌ اجرا شد (35) تا هرگونه‌ حركت‌ و یا اقدام‌ خود سرانه‌ و احتمالی‌ این‌ حزب‌ نیرومند در راه‌ به‌ قدرت‌ رسیدن‌ زاهدی‌ خنثی‌ گردد. (36) از سوی‌ دیگر برای‌ آنكه‌ از سوی‌ دكتر مظفر بقایی‌ كه‌ همیشه‌ نقش‌ فعالی‌ در سمت‌ و سو دادن‌ به‌ رویدادهای‌ نهضت‌ ملی‌ را داشت‌ موانعی‌ در اجرای‌ سناریوی‌ از پیش ‌طراحی‌ شده‌ انگلستان‌ به ‌وجود نیاید مامورین‌ فرمانداری ‌نظامی‌ به‌ دستور مصدق درساعت‌ 14 6 بعد از ظهر روز 25 مرداد نامبرده‌ رادر مجلس‌ بازداشت‌ كرده‌ و به‌ زندان‌ بردند. (37) و به‌ این‌ ترتیب‌ اصل‌ مصونیت‌ پارلمانی‌ نمایندگان‌ مجلس‌ برای‌ نخستین‌ بار در دوران‌ مشروطیت‌ از سوی ‌مصدق در جهت‌ اجرای‌ نقشه‌ بیگانگان‌ زیر پاگزارده‌ شد.


11- تسلیم‌ نیروهای‌ نظامی‌ وشهربانی‌ به‌ زاهدی‌

زاهدی‌ روز پس‌ از دریافت‌ فرمان‌ نخست‌ وزیری‌ ، ساعت‌ 11 صبح‌ روز 24 مرداد، سرتیپ‌ محمد دفتری‌ را كه‌ از بستگان‌ نزدیك‌ و نظامیان‌ مورد اعتماد مصدق بود به‌ ریاست‌ شهربانی‌ منصوب‌ كرد. (38) او در این‌ هنگام‌ درسمت‌ فرمانده‌ گارد مسلح‌ گمرك‌ قرار داشت‌. زاهدی‌ همچنین‌ سرلشگر باتمانقلیچ‌ را به‌ سمت‌ رئیس‌ ستاد ارتش‌ منصوب‌ كرد. ولی‌ واقعیت‌ این‌ بود كه‌ خود او به‌ صورت‌ مخفی‌ به‌ سر می‌برد و هیچ‌ نیروی‌ نظامی‌ و یا سیاسی‌ در اختیار نداشت‌ كه‌ بتواند تصمیمات‌ خود را با عنوان‌ نخست‌ وزیر به‌ مورد اجرا گذارد. حتی‌ روز 27 مرداد به‌ دلیل‌ تسلط‌ كامل‌ مصدق بر اوضاع‌، زاهدی‌ از اینكه‌ بتواند توفیقی‌ در به‌ دست‌ گرفتن‌ قدرت‌ دولتی‌ داشته‌ باشد كاملاً ناامید بوده‌ و قصد داشته‌ است‌ به‌ اصفهان‌ یا كرمانشاه‌ برای‌ تشكیل‌ یك‌ حكومت‌ خارج‌ از مركز برود. (39) ولی‌ روز 28 مرداد همه‌ اوضاع‌ و احوال‌ دگرگون‌ شد. صبح‌ این‌ روز مصدق از ریاحی‌ رئیس‌ ستاد ارتش‌ می‌خواهد كه‌ حكم‌ ریاست‌ شهربانی‌ را برای‌ سرتیپ‌ دفتری‌ صادر كند و مسئولیت‌ فرمانداری‌ نظامی‌ را هم‌ به‌ عهده‌ او بگذارد. ریاحی‌ به‌ مصدق هشدار می‌ دهد كه‌ سرتیپ‌ دفتری‌ از افراد كمپ‌ زاهدی‌ است‌ ولی‌ مصدق با اصرار از او می‌خواهد چنین‌ حكمی‌ را صادر كند و او نیز تبعیت‌ می‌كند.
مصدق به ‌این‌ هم‌ بسنده‌ نكرده‌ در همان‌ صبح‌ روز 28 مرداد از دكتر صدیقی‌ وزیر كشور خود نیز می‌خواهد حكم ‌دیگری‌ برای‌ ریاست‌ شهربانی‌ سرتیپ‌ دفتری‌ صادركند و او نیز چنین‌ حكمی ‌را صادر می‌كند.
در همین‌ راستا چون‌ احتمال‌ دستگیری‌ سرتیپ‌ دفتری‌ كه‌ وابستگی‌ او به ‌زاهدی‌ آشكار شده‌ و تحت‌ پیگرد بود از سوی‌ فرماندار نظامی‌ وجود داشت‌، سرتیپ‌ ریاحی‌ دستور بازداشت‌ سرهنگ‌ اشرفی ‌فرماندار  نظامی‌ را نیز بدون‌ هیچگونه‌ دلیل‌ موجهی‌ صادر كرد تا سرتیپ‌ دفتری‌ بتواند بدون‌ هرگونه‌ مقاومتی‌ وارد ساختمان‌ شهربانی‌ و مقر فرمانداری‌ نظامی‌ شود. بدین‌ ترتیب‌ سرتیپ‌ دفتری‌ دارای‌ سه ‌حكم‌ ریاست‌ شهربانی‌ و فرمانداری‌ نظامی‌ ، نخست‌ از زاهدی‌، و سپس‌ از ریاحی‌ رئیس‌ ستاد مصدق و دیگری‌ از صدیقی‌ وزیر كشور مصدق بوده‌است‌. او با داشتن‌ این‌ احكام‌ درساعت‌ 2 بعدازظهر روز28 مرداد با چند دستگاه‌ جیپ‌ از گارد مسلح‌ گمرك‌ به‌ شهربانی‌ آمد (40) و بی‌ هیچ‌ مانعی‌ نیروهای ‌نظامی‌ و انتظامی‌ را در اختیار گرفت‌ و از زاهدی‌ دعوت‌ كرد به‌ شهربانی‌ كل‌ كشور وارد شود.
با فراهم‌ شدن ‌این ‌مقدمات‌، زاهدی ‌كه ‌تا ساعت‌ 3 بعدازظهر به‌ گونه‌ پنهانی‌ به‌ سر می‌برد از مخفیگاه‌ خود بیرون ‌آمد. وی ‌نخست‌ وارد فرستنده‌ رادیو شد و فرمان‌ نخست‌وزیری‌ خود و عزل‌ مصدق را به ‌آگاهی ‌عموم‌ رساند و از آنجا بی‌درنگ‌ به‌ شهربانی‌ رفته‌ و عملاً قدرت‌ نظامی‌ و سیاسی‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ .
مدارك‌ فراوانی‌ در دست‌ است‌ كه‌ نشان‌ می‌ دهند هیچ‌ یك‌ از واحدهای‌ نظامی‌ مستقر در پایتخت ‌یا نقاط‌ دیگر كشور حاضر نشده‌اند به‌ طرفداری‌ از زاهدی‌ وارد عمل‌ شوند و برعكس‌ همه‌ تیپ‌های‌ نظامی‌ پایتخت‌ تا پایان‌ روز 28 مرداد به‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ وفادار بوده‌اند. بنابراین‌ می‌توان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌ مصدق با واگذاری‌ آگاهانه‌ مسئولیت‌ شهربانی‌ و فرمانداری‌ نظامی‌ به‌ سرتیپ‌ دفتری‌ كه‌ پیش‌ ازآن‌ حكم‌ ریاست‌ شهربانی‌ او از سوی‌ زاهدی‌ صادر شده‌ بود و دیگر زمینه‌ چینی‌ هایی‌ كه‌ روز 28مرداد انجام‌ داد ، همه‌ نیروهای‌ مسلح‌ مستقر در پایتخت‌ را كه‌ از بركت‌ فداكاری‌ مردم‌ و قیام‌ پیروزمندانه‌ 30 تیر1331 به‌ رسم‌ امانت‌ در اختیار او گذارده‌ شده‌ بود ، یكجا به‌ زاهدی‌ واگذار كرد. در حقیقت‌ اگر فرمان‌ شاه‌، زاهدی‌ را به‌ نخست‌ وزیری‌ رساند این‌ اقدامات‌ موثر مصدق بود كه‌ راه‌ را برای ‌به ‌قدرت‌ رساندن‌ زاهدی‌ هموار كرد. (41)
سركوب‌ رهبران‌ و هواداران‌ اصیل‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ و از سوی‌ دیگر حضور گسترده‌ افراد حزب‌توده‌ در صحنه‌ سیاسی‌ و پیدایش‌ نابسامانی‌ در اوضاع‌ اجتماعی‌ كشور نگرانی‌ جدی‌ مردم‌ و نیروهای ‌مذهبی‌ را به‌ دنبال‌ داشت‌ . حل‌ و فصل‌ نشدن‌ موضوع‌ نفت‌ و قطع‌ صدور آن‌، اقتصاد كشور را در تنگنای ‌شدید قرار داد. فقر عمومی‌، نارضایی‌ از نهضت‌ ملی‌ ایران‌ را در پی‌ داشت‌ و همین‌ نارضایی‌ كه‌ با برنامه‌ریزی‌ و كارگردانی‌ انگلستان‌ گسترش‌ یافته‌ بود مورد بهره‌برداری‌ این‌ دولت‌ قرار گرفت‌ و از عوامل‌زمینه‌ ساز سقوط‌ نهضت‌ شد. ردّ پیشنهادهای‌ قابل‌ پذیرش‌ در زمینه‌ موضوع‌ نفت‌ در شرایطی‌ صورت‌گرفت‌ كه‌ بنا به‌ گزارش‌ وزیر دارایی‌ ایران‌، دولت‌ مصدق با مصرف‌ كردن‌ همه‌ ذخائر ارزی‌ و ریالی‌ كشور درسال‌ 1330 و با گرفتن‌ وام‌های‌ متعدد از بانك‌ ملی‌ و فروش‌ اوراق قرضه‌ درسال‌ 1331، چند میلیارد بدهی‌ به‌ بار آورده‌ و نزدیك‌ به‌ 400 میلیون‌ تومان‌ اسكناس‌ غیر قانونی‌ چاپ‌ كرده‌بود. سرانجام‌ در مرداد ماه‌ 1332 كفگیر به‌ ته‌ دیگ‌ خورده‌ و هیچگونه‌ امكانات‌ مالی‌ برای‌ پرداخت‌ حقوق كاركنان‌ و انجام‌ تعهدات‌ دولت‌ باقی‌ نمانده‌ بود. (42) مجموعه‌ عواملی‌ كه‌ بیان‌ گردید موجبات‌ دلسردی‌ مردم‌ از نهضت‌ ملی‌ ایران‌ را فراهم‌ ساخت‌ و گروه‌ بزرگی‌ از مردم‌ در این‌ اوضاع‌ و احوال‌ از بركنار شدن‌ دولت‌ مصدق كه‌ هیچ‌ دستاورد مثبتی‌ برای‌ كشور نداشت‌ خشنود گردیدند.
و این‌ بود سرانجام‌ سناریویی‌ كه‌ شبكه‌های‌ جاسوسی‌ انگلستان‌ برای‌ براندازی‌ نهضت‌ ملی‌ ایران ‌طرح‌ریزی‌ كرده‌ و گام‌ به‌ گام‌ با موفقیت‌ به‌ مورد اجرا گذاردند. امنیت‌ ملی‌ كشور ما بر اثر این‌ ماجراجویی‌های‌ خطرناك‌ و عملكردهای‌ ویرانگر  به‌ شدت‌ تهدید شد و بهترین‌ فرصت‌ را در دسترس ‌انگلستان‌ قرارداد. این‌ دولت‌ سیاست‌های‌ خود را دنبال‌ كرد و با فراهم‌ آوردن‌ مقدمات‌ لازم‌ و در شرایطی‌ كه‌ دولتی‌ ضعیف‌ روی‌ كار بود و ملت‌ ایران‌ دچار پراكندگی‌ و اقتصاد كشور در وضعیتی ‌شكننده‌ قرار داشت‌ توانست‌ با كمك‌ دولت‌ آمریكا قرارداد كنسرسیوم‌ نفت‌ را در یك‌ مجلس‌ ضعیف ‌كه‌ جایگزین‌ مجلس‌ منحل‌ شده‌ هفدهم‌ ساخته‌ بودند در مهرماه‌ سال‌ 1333 به‌ ملت‌ ایران‌ تحمیل‌ كند. مبارزۀ‌ شدید و سرمشق‌آسای‌ آیت‌الله كاشانی‌ و یاران‌ او نیز برای‌ جلوگیری‌ از تصویب‌ این‌ قرارداد به ‌دلایلی‌ كه‌ پیش‌ از این‌ گفتیم‌ بی‌ نتیجه‌ ماند اگر چه‌ اسناد به‌ جای‌ مانده‌ از آن‌ سپس‌ در دیوان‌ داوری ‌دعاوی‌ ایران‌ و آمریكا در لاهه‌ - هلند در دعاوی‌ مطرح‌ شده‌ از سوی‌ اعضای‌ كنسرسیوم‌ نفت‌، مورداستناد دولت‌ ایران‌ قرار گرفت‌.

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت 14:20 |