تبليغاتX
فدايي سيد علي

قوس نزولي قيمت مسکن پس از يک سال رکود تورمي

روزنامه سرمایه که ارگان اقتصادی برخی جریان های سیاسی مخالف دولت محسوب می شود، امروز در گزارشی که تیتر اول روزنامه نیز به آن اختصاص داشت از شکستن طلسم بازار مسکن و کاهش قیمت ها در این بازار برخلاف روند 3 سال گذشته خبر داد.

 

به گزارش رجانیوز، این روزنامه در نوشته ای با عنوان دلایل کاهش قیمت مسکن نوشت: روند تاریخی قیمت مسکن نشان دهنده آن است که این بازار همواره دارای یک حرکت پلکانی بوده که پس از مدتی رشد، دوباره در رکود چندساله خود فرو می رود. اکنون علائم قیمتی حاکی از آن است که بازار پس از رسیدن به پیک های قیمتی خود در سراشیبی سقوط فرو رفته و می رود که در چند سال آینده به خواب رکود فرو رود.

 

برنامه های دولت برای اعمال مالیات بر معاملات مسکن و رونق موقتی بورس از جمله دلایلی است که به سراشیبی قیمت ها کمک کرده و قیمت مسکن بین 15 تا 25 درصد کاهش یافته است.

 

روزنامه سرمایه همچنین در گزارش دیگری با عنوان "پس از یک سال رکود تورمی رخ داد: کاهش قیمت مسکن" نوشت: رکود سنگین حاکم بر بازار مسکن طی یک سال گذشته از یک سو و چالش دیپلماتیک ایران با غرب از سوی دیگر به همراه رونق بازار بورس و نیز خروج تدریجی سیمان از سبد حمایتی دولت از جمله مهم ترین عواملی هستند که در بیان علت کاهش قیمت ها در بازار معاملات مسکن توسط برخی کارشناسان و فعالان بازار مسکن ذکر شده است.

 

بازرس اصلی انجمن مهندسان راه و ساختمان نیز ضمن اعلام خبر متوقف شدن روند افزایش بهای مسکن در تهران از کاهش قیمت مسکن در برخی نقاط پایتخت خبر داد و گفت: «رکود حاکم بر بازار مسکن باعث شده برخی از مالکان اقدام به کاهش بهای املاک خود کنند اما با وجود این کاهش قیمت، بهای ملک همچنان بالاست و بازار ظرفیت و کشش افت بیشتر قیمت ها را دارد

 

سعید امدادی با تأکید بر اینکه «طی دو، سه سال اخیر قیمت ملک بر اثر بورس بازی و دلالی به طور کاذب و سرسام آوری افزایش پیدا کرده بود»، اظهار داشت: «در حال حاضر رکود حاکم بر بازار مسکن و برخی اقدامات دولت موجب کاهش جذابیت بازار مسکن برای سرمایه گذاری شده که این امر در نهایت افت بهای ملک و زمین را به دنبال داشته است

 

وی افزود: «حرکت دولت در جلوگیری از ورود سرمایه های کلان برخی از سازمان های دولتی و نیمه دولتی به بازار مسکن، دلالی و بورس بازی را در این بازار به طرز چشمگیری کاهش داده که این امر مانع رشد غیرطبیعی قیمت ها در بازار مسکن شده است

 

وی با اشاره به رکود حاکم بر بازار مسکن تصریح کرد: «شدت این رکود به حدی است که برخی افراد را مجبور به فروش املاک خود زیر قیمت بازار کرده است

 

امدادی افزود: «به علت طولانی شدن دوره خواب سرمایه دلالان، برخی افراد برای رونق بخشیدن به بازار و فروش املاک خود، اقدام به کاهش قیمت زمین و ملک کرده اند. به طور مثال یک واحد آپارتمان 300 متری در الهیه که در ابتدای سال با قیمت 9 میلیون تومان در هر متر برای فروش گذاشته شده بود، هم اکنون حدود هفت میلیون و 500 هزار تومان برای فروش پیشنهاد می شود

 

محمدرضا خراسانی یکی از فعالان بازار مسکن نیز ضمن تأیید خبر کاهش قیمت ها در بازار معاملات املاک مسکونی گفت: «طی یک ماه اخیر قیمت هر متر آپارتمان نوساز در منطقه تهرانپارس با کاهش 400 تا 500 هزار تومانی روبه رو شده است. مثلاً قیمت ملکی که قبلاً حدود 210 میلیون تومان بود هم اکنون به 180 میلیون تومان رسیده است

 

وی افزود: «همچنین در منطقه نارمک قیمت هر متر آپارتمان که تا یک ماه قبل حدود سه میلیون و 300 هزار تا سه میلیون و 400 هزار تومان بود هم اکنون با افتی معادل 600 تا 700 هزارتومان به دو میلیون و 600 هزار تا دومیلیون و 700 هزار تومان رسیده است. متوسط قیمت هر متر آپارتمان در منطقه غرب تهران نیز با 800 هزار تومان کاهش از چهار میلیون و 400 هزار به سه میلیون و 600 هزار رسیده است

 

وی تاکید کرد: «تشدید نظارت و بازرسی دولت و مسوولان مربوطه در این رابطه می تواند ضمن تداوم روند نزولی قیمت مسکن در بخش خرید و فروش، منجر به کاهش قیمت ها در بخش اجاره مسکن نیز شود

 

وی گفت: «اگر اتحادیه مشاوران املاک بر نحوه قیمت گذاری و خرید و فروش ملک نظارت دقیق تر و کامل تری داشته باشد نه تنها جلوی قیمت گذاری های سلیقه ای گرفته می شود بلکه شدت برخورد با متخلفان بازار مسکن را سامان خواهد داد

 

رونق بورس و جنگ روانی عامل کاهش قیمت مسکن

 

مرتضی وطن خواه یک کارشناس اقتصادی نیز گفت: «رونقی که طی یک ماه اخیر در بورس اوراق بهادار به وجود آمده توجه گروهی از سرمایه گذاران را به خود جلب کرده است. این رونق باعث شده برخی افراد به علت رکود حاکم بر بازار مسکن، سرمایه های خود را از این بازار خارج کرده و به بخش بورس منتقل کنند که این امر یکی از دلایل کاهش قیمت زمین و ملک در تهران به شمار می رود

 

وی تصریح کرد: «جنگ روانی آمریکا و اسرائیل علیه کشورمان یکی دیگر از دلایل افت بهای مسکن است چون اولین بازاری که در اثر بحران احتمالی ضربه خورده و با کاهش شدید قیمت ها روبه رو می شود، بازار مسکن است. ترس ناشی از این کاهش قیمت ها برخی افراد را که اتفاقاً سرمایه گذاری های کلانی در بخش مسکن کرده اند را بر آن داشته تا سرمایه های خود را از بازار مسکن خارج کرده و در بخش دیگری به کار بیندازند

 

تبلیغات دولت

 

وطن خواه عملکرد و تبلیغات دولت مبنی بر کاهش قیمت مسکن در نیمه دوم سال را یکی دیگر از پارامترهای مؤثر در کاهش بهای مسکن دانست و تصریح کرد: «تکرار مداوم و مانور دولت و مسئولان مربوطه بر این موضوع، تأثیر روانی در بازار داشته و قیمت ملک را بیش از این کاهش خواهد داد

 

این کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه «دولت توانایی کاهش بیش از پیش بهای مسکن را دارد»، افزود: «دولت اهرم های قوی و مطمئنی برای کاهش بهای ملک دارد که با استفاده از آنها می تواند ضمن تثبیت قیمت مسکن، زمینه کاهش قیمت آن را نیز به وجود بیاورد. به عنوان مثال دولت با پیگیری پارامترهایی چون تمرکززدایی از تهران و برنامه ریزی های کلان در این رابطه می تواند بازار مسکن را متعادل کرده و کنترل کند

 

قیمت زمین در تهران گران ترین در ایران

 

قیمت یک متر مربع زمین مسکونی در تهران فاصله زیادی با دیگر شهرهای بزرگ کشور دارد به طوری که نسبت به شهری چون همدان به بیش از سه برابر می رسد.
به گزارش وزارت مسکن و شهرسازی، قیمت زمین در تهران حدود 16 برابر قیمت زمین مسکونی شهر کرمان (1086 هزار ریال) است که اختلاف بسیار زیادی را بین مراکز استان های کشور نشان می دهد.

 

بنا بر این گزارش پس از تهران و همدان به ترتیب بالاترین قیمت زمین در شهرهای کرج، اصفهان و مشهد است و کمترین قیمت در مراکز استان ها پس از کرمان متعلق به ارومیه، زاهدان و یزد است. نرخ های رشد نیز نشان می دهد قیمت ها در شهر تهران، اغلب بیشتر رشد می کند به طوری که بیشترین رشد قیمت در نیمه اول سال 86 نسبت به نیمه اول سال 85 متعلق به شهرهای همدان، بندرعباس و تهران بوده است که به ترتیب در رده های دوم، اول و نهم گران ترین قیمت قرار داشته اند.

 

این گزارش اضافه می کند کمترین رشد متعلق به شهرهای رشت، کرمان و شیراز بوده است که به ترتیب از نظر ارزانی قیمت زمین در رده های دوازدهم ، اول و نهم قرار داشته اند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 18:12 |

سرپرست حجاج ايراني تأكيد كرد:
پس از سفر هاشمي شرايط زائران ايراني بدتر شده است

 

 

نماينده ولي فقيه در امورحج و زيارت گفت: با وجود تلاش هاي هاشمي رفسنجاني در سفر به عربستان سعودي براي بهبود شرايط زايران ايراني، متأسفانه شرايط به ويژه در مدينه منوره بدتر شده است.

 

به گزارش رجانيوز، حجت الاسلام ري شهري روز گذشته در حالي در نشستي كه با جمعي از روحانيون کاروان ها داشت، از بدتر شدن اوضاع زائران ايراني سخن گفت كه همزمان با سفر اخير هاشمي رفسنجاني به مكه و مدينه، تبليغات گسترده اي از سوي برخي رسانه ها مبني بر اينكه براي نخستين بار زائران زن ايراني اجازه ورود به بقيع را پيدا كردند، منتشر شد و حتي محمد هاشمي برادر وي از صداوسيما به دليل آنچه كه آن را پوشش ضعيف دستاوردهاي اين سفر مي خواند، به شدت انتقاد كرد.

 

با اين حال، حجت الاسلام ري شهري ضمن تأكيد بر اينكه "اهانت هايي که به ويژه در بقيع و مدينه منوره به زايران ايراني مي شود قابل علاج نيست"، افزود: در سفر رئيس مجمع تشخيص مصلحت به عربستان سعودي، به دستور پادشاه اين کشور شرايط کاملاً براي ايشان هموار شد و همه ممانعت هاي مرسوم براي زيارت اماکن مقدس برداشته شد اما بر اساس گزارش هاي مکرر، پس از بازگشت آقاي هاشمي رفسنجاني، اوضاع بدتر شده است.

 

سرپرست حجاج ايراني همچنين تأكيد كرد: از حدود 18 سال پيش که مسئوليت حجاج را برعهده دارم تاکنون همواره به زايران ايراني اهانت مي شود و با توجه به شرايط فکري حاکم بر عربستان سعودي، اين اهانت ها قابل علاج نيست.

 

اين در حاليست كه هاشمي در سفر خود به عربستان در جمع هزاران زائر ايراني و ساير ملل اسلا‌مي كه در مقابل درهاي بسته بقيع تجمع كرده بودند، گفته بود: «طولي نمي‌كشد كه بقيع احيا مي‌شود ... ملك عبدالله دستور قاطع براي تكريم زائران صادر كرده است.

رئيس مجلس خبرگان پس از بازگشت از اين سفر، در همايش مشترك جامعه مدرسين حوزه علميه قم و علماي بلا‌د هم خاطرنشان كرده بود: «زائران خانه خدا و حرم پيامبر(ص) با مشكلا‌ت زيادي از جمله ناسزاگويي از سوي برخي وهابيون تندرو مواجه هستند كه در دو جلسه طولا‌ني اين مسأله را با پادشاه عربستان مطرح كردم و ايشان در همان لحظه  دستور داد كه با اين افراد برخورد قاطع شود. پس از ورود من به مدينه، والي مدينه به من گفت تمام آن دستورات در حال ا‌جراشدن است و هيچ وهابي تندرويي در كنار بقيع، زائران شعيه ايراني را اذيت نخواهند كرد

 

وي همچنين افزوده بود: «به‌خاطر همدلي و هماهنگي بين من و ملك‌عبدالله، در آن زمان كه ولي‌عهد بود، مشكلا‌ت شيعيان تا حدودي حل شد. در اين سفر نيز امروز پادشاه عربستان دوباره با وزير عربستاني همراه من صحبت كرد و از او خواست كه رضايت شيعيان مدينه جلب شود

 

گفتني است علي رغم ادعاي برخي رسانه ها مبني بر اينكه "در سفر اخير هاشمي براي نخستين بار زنان وارد بقيع شدند و وي از فدك بازديد كرد"، در دوره رياست جمهوري هاشمي نيز زنان به همراه او وارد بقيع شده بودند و وي از فدك هم بازديد كرده بود كه همان زمان فيلم آن از سيماي جمهوري اسلا‌مي پخش شد. همچنين در سال 84 نيز وي پس از انتخابات رياست جمهوري به مدينه سفر كرد و بار ديگر بانوان به همراه وي موفق به زيارت بقيع شدند. در هر يك از اين موارد از احياي قريب‌الوقوع بقيع سخن به ميان آمده بود.
با اين حال، به نظر مي رسد علي رغم اين وعده ها و تبليغات، آنچنانكه نماينده ولي فقيه در امور حج و زيارت خاطرنشان كرده است، با توجه به شرايط فكري حاكم بر عربستان، حل مشكلات موجود چندان قابل علاج نباشد

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 18:21 |

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 0:30 |


سید حسن نصرالله: مشيت الهي در همزماني آزادي اسرا و تشکيل دولت با عمليات وعده صادق

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم- بسم الله الرحمن الرحيم و الحمد لله رب العالمين و الصلاة والسلام على سيدنا ابى القاسم محمد بن عبد الله و آله و اصحابه المنتجبين وعلى جميع المرسلين

 

در ابتدا لازم است به رؤساى محترم سه قوه، به رييس جمهور سابق رييس مقاوم اميل لحود و به شخصيتها و مقامات سياسى و به هيأت هاى ديپلماتيك بخصوص هيأت ديپلماتيك جمهورى اسلامى ايرانى خوش آمد بگويم. همچنين از نمايندگان احزاب لبنانى و فلسطينى كه در اين مراسم حاضر هستند، تشكر مى كنيم. در اينجا جاى دارد كه به خانواده شهدا خانواده اسيران در اين مراسم جشن ملى و ميهنى خوش آمد بگويم و به همه شما حاضران نيز سلام مى كنم.

 

همچنين به سمير، ماهر، خضر، حسين و محمد كه به تازگى از زندانهاى رژيم صهيونيستى آزاد شدند نيز خوشآمد مى گويم.

 

و در اينجا لازم است به همه شهداى پاك و عظيم الشان لبنانى و فلسطينى و ساير كشورهاى عربى كه پيكر پاكشان به وطن خود بازمى گردد، خوش آمد بگويم.

 

مشيت الهى در همزمانى تحقق وعده صادق

 

در ماه ژولاى سال 2006 تعدادى از رزمندگان مقاومت به منظور بازپس گرفتن اسيران خود و در رأس آنها سمير قنطار، عمليات وعد صادق را اجرا كردند و هم اكنون نيز در ماه ژولاى 2008 و همزمان با آن عمليات، سمير قنطار و مدتى پيش نسيم نسر و ساير رزمندگان در بند رژيم صهيونيستى آزاد شده و به وطن خود بازگشتند و در همين زمان پيكر شهداى مقاومت از جمله دلال مغربى به وطن خود بازگشت. اين همزمانى، يك امر اتفاقى نیست كه اين وعده و اين آرزو در ماه ژولاى و همزمان با عمليات وعده صادق تحقق يابد. اين امر نشاندهنده مشيت الهى است، هر كسى اين مسئله را به يك نوع، تفسير مى كند ولى در حقيقت اين همزمانى عبرت و الهامى براى همه ماست.

 

ما چگونه توانستيم به آزادى اسيران خود برسيم، مسيرى كه در مواقع متعددى كه هيچگاه آنرا افشا نكرديم، واقعاً همه چيز به بن بست رسيده بود. ولى در نهايت به نحوى باور نكردنى ما به اين پیروزی رسيديم. علت این پیروزی بدون شك ايستادگى شما در جنگ ظالمانه سال 2006 و شكست دشمن در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده جنگ و نتايج و عواقب اين شكست بر ارتش اين رژيم و بر روحيه مردم آن بود.

 

اگر ما در اين جنگ شكست مى خورديم، مطمئناً نمى توانستيم شاهد بازگشت اسيران به وطن خود باشيم. در دوران جنگ كه آقاى نبيه برى شريك ما و طرف گفتگوى ما بودند، تحت فشار بسيار زيادى قرار داشتند. در مدت جنگ 33 روزه هيأت هاى ديپلماتيك و شخصيت هاى سياسى به دنبال هم مى آمدند و مى گفتند كه تنها راه براى متوقف كردن پيشروى دشمن اين است كه شما فوراً دو اسير اسرائيلى رابدون هيچ شرط و شروطى آزاد كنيد ولى صبر و پايمردى شما ملت عزيز باعث شد كه ما به اين نتيجه درخشان برسيم.

 

صبر و پايمردى همه كسانى كه در آن جنگ شركت كردند، همه رزمندگان در صحنه نبرد و همه فرماندهان و همه شهدا و در رأس آنها حاج عماد مغنيه را به ياد مى آوريم و همه ملت لبنان با وحدت و حمايت از مقاومت و با استقبال از جنگ زدگانى كه خانه و مغازه خود را از دست داده بودند و برخى از آنها 33 روز در فضاى باز به سر بردند و يك لحظه هم از خود سستى به خرج ندادند، به این پیروزی کمک کردند. همه اين صبر و ايستادگى در نهايت منجر به اين پيروزى شد و باعث شد كه اين اسيران در مقابل دو جنازه به وطن خود بازگردند.

 

البته در اين مذاكرات عوامل مثبت و كمك كننده نيز وجود داشت.

 

اولين مورد مثبت اين بود كه دشمن در جنگ ناكام ماند و نتوانست به اهداف خود در بازپس گيرى دو اسير اسرائيلى برسد. دشمن صهيونيستى كشف كرد كه بدون مذاكره و التماس از ما نمى تواند به دو اسير دست يابد.

 

دوم؛ ناتوانى امنيتى دشمن صهيونستى كه حتى نتوانسته بود به طور يقينى سرنوشت آنها را مشخص كند زيرا اگر دشمن مطمئن مى شد كه دو اسير مرده هستند، مطمئناً مذاكرات مذكور به نتايج ديگرى ختم مى شد.

 

سوم؛ ترس دائمى دشمن از اينكه مذاكرات مربوط به تبادل اسيران شكست بخورد و در نتيجه مقاومت مجبور شود براى بازپس گيرى اسيران خود و در رأس آنها دست به يك اقدام و عمليات ديگرى در اين راه بزند. اين ترس و وحشت صهيونيست ها در همه جلسات مذاكره و حتى در جلسات دولتشان نيز كاملاً واضح بود.

 

در مذاكرات و ميانجى گري هاى سال 2004 به صهيونيستها گفتيم كه از آزاد نكردن سمير قنطار در آن مرحله مذاكرات پشيمان خواهند شد و همين امر نيز روى داد زيرا مقاومت كارى كرد كه آنها شكست بخورند. از طرفی صهيونيست ها از اقدام بعدى مقاومت ترس داشتند و در مقابل عزم و ارده ملت و مقاومت و صبر و ايستادگى آنها به اينكه وعده الهى صادق خواهد بود، باعث اين موفقيت شد.

 

چهارم؛ ايستادگى سمير قنطار در زندان و روحيه بالاى وى و روحيه بالاى همه رزمندگان دربند كه به ما اميد مى داد و پشتوانه ما در گفتگوها بود. اين روحيه بالا در صحنه هاى تلويزيون در دادگاه رژيم صهيونيستى كاملاً واضح بود.

 

از يكى از شما اسيرها در دادگاه پرسيده شد كه اگر فلانى (سيد حسن نصر الله) از شما بخواهد كه دوباره وارد جنگ شويد، آيا به دستورات او گوش مى كنيد؟ اين اسير آزاده در جواب گفته بود كه اگر سيد حسن نصر الله از من بخواهد كه در درياى از خون و آتش وارد شوم، لحظه اى درنگ نخواهم كرد.

 

اين روحيه بالا بود كه به ما اطمينان مى داد و باعث دلگرمى ما مى شد و اشك را در چشمان ما جارى مى ساخت.

 

پنجم؛ ايستادگى و صبر خانواده شهدا و خانواده شما اسيران آزاد شده كه با صبرشان اجازه دادند كه ما اين مذاكرات را به نحوى هدايت و سكاندارى كنيم كه به آزادى شما منتهى شد، بدون اينكه در تمام اين سالها گله و شكايتى داشته باشند.

 

مذاكرات، گفتگو و داد و ستد بسيار دشوارى بود كه نتايج آن در اين موقعيت حساس نشاندهنده دشوارى آن مى باشد. من از همه برادرانى كه با دقت و حكمت اين مذاكرات را به صورت كاملاً محرمانه دنبال مى كردند، تشكر مى كنم. من از ميانجى بين المللى تشكر مى كنم، من از "بان كى مون" دبير كل سازمان ملل و نمايندگان و فرستادگان وى بخصوص ميانجى آلمانى تشكر و قدردانى مى كنم.

 

وحدت و همبستگى بين همه مقاومت ها

 

امروز سمير قنطار و ساير دوستانش به وطن بازگشتند و پيكر شهداى مقاومت از مدتها پيش نيز به وطن بازگشت. برخى از اين شهدا مانند دلال مغربى زمانى به شهادت رسيدند كه هنوز حزب الله تشكيل نشده بود ولى اينكه حزب الله امروز توانست پيكر پاك اين شهيدان را به وطن بازگرداند، معانى و دلالت هاى بسيارى دارد. اين امر نشان مى دهد كه مقاومت در هر رنگ و لباسى بر ضد اشغالگران يك مسير و يك هدف دارد. مقاومت از آن زمان تا كنون يك مقاومت است و جنبش آزادى بخشى از آن موقع تا كنون يك مقاومت است و اين مقاومت تا ابد هم ادامه خواهد داشت. همه اين تلاشها با هر عنوان و به اسم هر حزب و هر مليت و هر مذهبى با هم فرق نمى كند و تمام جنبش هاى مقاومت در منطقه، در لبنان و فلسطين و عراق تكميل كننده يكديگر است و همه تلاش مى كنند تا سرزمين و مقدسات خود را از اشغال متجاوزان آزاد كنند.

 

اى برادران، در اينجا و در برابر پيكر شهدا لازم مى بينم كه از ايثار و از جان گذشتگى مبارزان و مقاومان در طول اين 30 سال در لبنان و فلسطين و كشورهاى عربى يادى بكنم. حتى همه كسانى كه پيش از ما بودند و ما بايد از تجارب آنها استفاده كنيم و بايد ارزش كار انها را قدر بدانيم.

 

همه جنبش هاى مقاومت و همه تلاش ها براى ظلم ستيزى و آزادگى در منطقه در واقع يك هويت دارد و آن هويت مقاومت در برابر ظالمان و تجاوزگران و اشغالگران است.

 

ما مى بينم كه پرچم مقاومت در منطقه در طول اين مدت از گروهى به گروهى ديگر، حزبى به حزب ديگر و از عنوانى به عنوانى ديگر حركت مى كند و همه آنها يكى هستند. همه آنها با ظالمان و طاغوتيان مبارزه می کنند.

 

در اين راه برخى كشته شدند و برخى بريدند و اين مسير را ترك كرند. برخى خسته شدند ولى اين سنت الهى است كه كسى بيايد و اين پرچم را به دست بگیرد.

 

مقاومت ها و احزاب مبارز در زمان خود الگويي براى ملل بودند و ما اكنون نيز الگويي براى مقاومت و آزاديخواهى ارائه مى دهيم. ما به اين امر افتخار مى كنيم كه در امتداد ساير الگوها و تلاشهاى هستيم كه همه ملل در آن تأثير داشتند. به اين راه ادامه مى دهيم حتى اگر كشورهاى كه خود تروريست هستند بخواهند ما را در ليست تروريسم قرار بدهند.

 

تلاش براى آزادى اسراى فلسطينى

 

در اينجا لازم است كه من از اسيران زن و مرد فلسطينى و اردنى و سوريه اى ياد كنم و به آنها اطمينان بدهم كه آنها را در اين مدت فراموش نكرده بوديم و براى آزادى آنها تلاش زيادى كرديم ولى صهيونيستها بهانه هاى زيادى را در اين مورد مطرح مى كردند.

 

ما براى آزادى آنها هيچ شرط وشروطى را قائل نشديم و سعى كرديم هرگونه مانعى را از سر راه اين آزادى برداريم. به طرف اسرائيلى رسانديم كه مهم نيست كه اين اسيران را در كجا آزاد كنيم و مهم نيست كه تحويل چه كسى بدهيد، ما به دنبال فخر فروشى نيستيم و براى ما فقط آزادى آنها مهم است، ما اصرار زيادى كرديم كه اين تبادل اسيران بر اساس توافق مرحله دوم تبادل اسرا بايد شامل آزادى فلسطينيان دربند رژيم صهيونيستى نيز باشد ولى تعداد و نام آنها را مشخص نكرديم. اين اقدام را يك اقدام سمبلك براى همدردى با فلسطينيان قرار داديم و اين امر در نامه نگاريها با سازمان ملل مشخص است.

 

ما اين كار را بر عهده سازمان ملل گذاشتيم و اميد داريم اين اقدام انسانى و خيرخواهانه و سمبليك صورت بگيرد، ولى براداران فلسطينى خود نسبت به دشوارى اين امر و لجاجت دشمن آگاه هستند.

 

ما از آزادى اسيران خود بسيار خوشحاليم ولى در اينجا لازم است درد و رنج 11 هزار اسير فلسطينى و خانواده هاى آنها را در همه زمينه هاى معيشتى، اجتماعى و مادى يادآورى كنم.

 

ما از همه كشور هاى عربى و ملل آن مى خواهيم كه 11 هزار اسير فلسطينى و تعداد زیادی اسير عربى را فراموش نكنند. نگويند كه آزادى آنها بر عهده حکومت خودگردان فلسطينى بوده و اين امر يك مسئله داخلى است و مثلاً به حماس و جهاد اسلامى ربط دارد، بلكه از همه لحاظ اخلاقى، انسانى و دينى و قومى نمى توانند اين اسراى فلسطينى را به فراموشى سپارند. بايد در اين زمينه تلاش رسمى و مردمى و حزبى جدى صورت بگيرد و با تلاش هاى سياسى و ديپلماتيك خود زمينه آزادى آنها را فراموش كنيم. ما كه همواره از گزينه مقاومت حمايت مى كرديم، به كسانى كه همواره سخن از تلاش هاى ديپلماتيك و راه حل هاى ديپلماتيك مى زنند، مى گويم كه مى توانيد وارد ميدان شويد و ادعاى خود را ثابت كنيد. ما بايد تلاش كنيم كه مسئله اسيران فلسطينى در بند رژيم صهيونيستى در رسانه ها و در ديپلماسى ما زنده باشد.

 

وضعيت داخلى لبنان و ضرورت وحدت و همكارى

 

در مورد وضعيت داخلى لبنان بايد به اين نكته اشاره كنم كه با پايان گرفتن جنگ لبنان ما دو هدف را در نظر گرفتيم. هدف اول آزادى اسرا از طريق مذاكرات غيرمستقيم بود كه امروز نيز تحقق يافت و هدف دوم ما تشكيل حكومت وحدت ملى بود كه همه گروه ها در حكومت دارى مشاركت داشته باشند و جالب است كه همين هدف نيز همين روزها تحقق يافته است.

 

امروز حكومت وحدت ملى با هم عكس رسمى گرفتند و كميته مربوط به تدوين قانون انتخابات پارلمانى هم تعيين شد و مقدر بود كه اين حكومت وحدت ملى، اولين مأموريتش استقبال از اسيران آزاد شده در فرودگاه باشد. اين مسائل اتفاقى نيست و اين همزمانى نشاندهنده مشيت الهى است.

 

اهميت مقاومت و ضرورت توافق بر سر استراتژى دفاعى

 

من در اينجا بايد ياد آورى كنم كه سخنان ميشل سليمان در مراسم استقبال از اسيران را كلمه به كلمه تأييد مى كنم و حتى نمى خواهم چيزى به آن اضافه يا كم كنم.

 

اكنون مرحله همكارى و هميارى در حكومت است تا بتوانيم همه مشكلات اساسى كشور را حل كرده و كشور را به نحوى شايسته اين ملت واين شهدا و اين اسرا بازسازى كنيم. بايد همه ما در اين كابينه دشمنى ها و عداوتها را كنار بگذاريم و با يكديگر همكارى و هميارى بنماييم.

 

من در اينجا بايد تأكيد كنم كه ما هنوز در دايره خطر صهيونيست ها و دشمنان خود قرار داريم و بايد براى آزادى بقيه سرزمين خود تلاش كنيم. با اين وجود ما آماده هر بحثى براى تعيين استراتژى دفاعى هستيم تا بر اساس اين استراتژى دفاعى بتوانيم از سرزمين خود و ازعزت و كرامت خود دفاع كنيم.

 

ما براى هر بحثى در مورد استراتژى دفاعى آماده هستيم ولى با روحيه گشاده اى از همه مى خواهيم كه در استراتژى دفاع از ملت و ميهن تلاش كنند. ما در زمينه دفاع از دولت مى خواهيم كه مسئوليت خود را در اين مورد برعهده بگيرد.

 

برخى ما را متهم مى كردند كه در مقاومت انحصار طلبى مى كنيم، غافل از اينكه همه آنها از جنگ فرارى هستند و ما هزاران جوان را در اين راه از دست داده ايم. جنگ كار ساده اى نيست كه آنها ادعا مى كنند ولى با اين وجود ما در اين مراسم از همه كسانى كه مى خواهند در استراتژى دفاعى تلاش كنند، دعوت مى كنيم و مطمئناً هركسى كه در آن مشاركت نكند، خائن است.

 

ما آماده هستيم همه مسائل و پرونده هاى اختلافى را بحث كنيم و در راه وحدت ملى و حمايت از تماميت ارضى و آبرو و عزتمان تلاش كنيم.

 

طی چند روز آینده سرنوشت بسیاری از مفقودان مشخص خواهد شد و در مورد گزارش اسراییل پیرامون سرنوشت دیپلمات های مفقود شده ایرانی صحبت خواهیم کرد.

 

اصرار بر روشن شدن سرنوشت امام موسى صدر

 

ما نبايد امام وطن و مقاومت خود يعنى امام موسى صدر را فراموش كنيم. اگر سمير قنطار قديمى ترين اسير اسرائيلى در حدود 30 سال در زندان بوده است، بايد بگويم كه امام موسى صدر نيز 30 سال است كه سرنوشتش در هاله اى از ابهام قرار دارد. ما اين موضع را قبلاً گفته ايم و امروز نيز آن را تكرار مى كنيم.

 

ما نمی خواهیم با برخی از کشورهای عربی مشکل درست کنیم. ما هيچ چيزى نمى خواهيم جز اينكه اگر امام موسى صدر زنده است، او را به سادگى به ما تحويل دهند و اگر شهيد شده است، فقط ما را از اين امر مطلع كنند و پيكرش را تحويل ما دهند. ما به حساسيت موضوع در جهان عرب آشنا هستيم ولى با اين حال، بر اين موضع گيرى خود اصرار داريم.

 

من از ميشل سليمان كه تلاش زيادى كردند كه مراسم استقبال از اسيران به مراسمى ملى و ميهنى تبديل شود و همچون امیل لحود به استقبال اسرا آمدند تشکر می کنم.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 0:10 |

قنطار: از فرمانده و سرورم نصرالله تشکر مي‌کنم

سمیر قنطار اسیر لبنانی که پس از ۳۰ سال زندان از زندان های اسراییلی آزاد شده بود در ورزشگاه الرایه بعد از دیدار با سید حسن نصرالله که برای تبریک به او به میان جمعیت آمده برای مردم حاضر در ورزشگاه سخنرانی کرد.

 

به گزارش پرس تی وی بیروت، متن کامل سخنان سمیر قنطار به این شرح است:

 

حمد و سپاس خدا را كه به من نيرو داد و مرا در اين راه ثابت قدم نمود. به من قدرت ايستادگى داد و به من اين توانائى را داد كه بتوانم در برابر زندانبانان خود با روحيه بالا باشم. خدا را شكر مى كنم كه در زمانى رسيدم كه زمان پيروزيهاست و نه شكست.

 

امروز ما به فضل خداوند به آزادى رسيديم. به فضل شهدایى كه در راه مبارزه با دشمنان به شهادت رسيدند و به فضل شما توده هاى مردم. مردم "وعده صادق " كه تحمل كرديد و در راه خدا مال و جان و فرزندان خود را داديد و حاضر به سازش نشديد.

 

امروز ما بايد از همه شهداى امت اسلام كه در اين راه جان دادند ياد كنيم. ولى بگذاريد ابتدا از شهيد سيد عباس موسوى را كه وصيتش اين بود كه مقاومت (حزب الله) را حفظ كنيم، یاد کنم. مقاومت امروز به نيروى عظيمى تبديل شده است كه به هيچ وجه شكست در آن راه ندارد. همچنين بايد از شيخ شهيدان مقاومت شيخ راغب حرب ياد كنيم و به او مى گويم كه كلامش را به ياد مى آوريم كه گفته بود"سلاح ما شعار ماست" و ما مى گوييم اكنون اين شعار در لبنان و در منطقه به يك فرهنگ تبديل شده است.همچنين جا دارد كه ما از فرمانده افسانه اى و قهرمان خود شهيد عماد مغنيه ياد كنيم.

 

و اكنون با كمال تواضع از فرمانده ام و سرورم و از سيدم سيد حسن نصر الله تشكر مى كنم.

 

روزى يك زندانبان اسرائيلى به من گفت كه هيج مردى به دنيا نيامده كه بتواند تو را از اين زندان خارج كند. من به او مى گويم من جوانانى را مى شناسم كه اگر وعده بدهند حتماً عمل مى كنند و در راس اين جوانان سيد حسن نصر الله است.

 

من امروز از اسارت آزاد شدم و از سرزمين فلسطين به اينجا آمدم ولى بايد اعتراف كنم كه سرزمين فلسطين گرانترين سرزمين براى من است و من به جاىي بر نخواهم گشت مگر به خاك فلسطين.

 

من و برادارن رزمنده ام حامل پيام مردم فلسطين و زندانيان فلسطينى در بند رژيم صهيونيستى هستيم.

 

من حامل سلام 11هزار اسير فلسطين و 10 هزار اسير از كشور هاى عربى هستم و به شما مى گويم كه هيچ راهى براى حل مشكل فلسطين نيست مگر وحدت شما در فلسطين و لبنان.

 

من در پايان از ميشل سليمان رييس جمهور لبنان تشكر مى كنم.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 23:55 |

 نماز بی ولایت بی نمازیست

                                        تعبد نیست و نوعی حقه بازیست

ولادت با سعادت امیرالمومنین امام علی علیه السلام بر پیروان حقیقی اسلام مبارک 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 و ساعت 6:42 |

مهم‌ترين مباحث سياست داخلي، خارجي و اقتصادي در مصاحبه تلويزيوني تشريح شد؛
رئيس‌جمهور: در بهترين شرايط 30 ساله گذشته قرار داريم

 

رئيس‌جمهور در مصاحبه زنده تلويزيوني نظرات و ديدگاه‌هاي خود را در خصوص روند برنامه صلح‌آميز هسته‌اي، مباحث مهم در حوزه سياست داخلي و منطقه‌اي، شرايط مذاكره با آمريكا و همچنين طرح تحول بزرگ اقتصادي مطرح كرد و اظهار داشت: جمهوري اسلامي ايران امروز‌ در يكي از بهترين شرايط سياسي و بين‌المللي در سي سال اخير قرار دارد.
دكتر محمود احمدي‌نژاد در اين مصاحبه تلويزيوني كه دوشنبه شب پس از خبر 21 شبكه اول انجام شد در پاسخ به سوالي درباره موضوع هسته‌اي ايران با اشاره به صف آرايي استكبار جهاني در مقابل ملت ايران گفت: در سي سال اخير، مهم ترين هدف برخي قدرت‌هاي استكباري، متوقف كردن ملت ايران بوده است. در واقع آنها مخالف جنگ، سلاح و كينه ورزي نيستند زيرا خودشان پرچمدار ناراستي‌ها در عالم هستند، بلكه آنان نمي‌خواهند كشوري با تمدن بالا و با ظرفيت‌هاي فرهنگي عظيم، به مراتبي از پيشرفت دست يابد كه در نتيجه بتواند الگوي ساير كشورها شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 6:57 |

ای کسانی که گرفتار مشکلات اقتصادی هستید، نسخه درمان مشکلات اینجاست......

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

  اعراف، 96

اگر اهل آبادى‏هاى روى زمين ايمان مى‏آوردند و تقوا پيشه مى‏كردند هر آيينه ما بركات آسمان و زمين را به روى آنها مى‏گشوديم؛ ولى آنها تقوا پيشه نكردند، بلكه كفر ورزيدند و نسبت به نعمت‏هاى خداوند ناسپاسى كردند و در نتيجه دچار مشكلات و انواع بلاها شدند.

 

فکر نکنم این کلام صریح و روشن خدا احتیاج به کوچکترین توضیحی داشته باشه...

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و دوم تیر 1387 و ساعت 11:36 |

تکلیف‌گرایی وشجاعت احمدی‌نژاد در اصلاحات اقتصادی محرز است

 

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با تقدیر از شجاعت رئیس جمهور در اجرای طرح تحول اقتصادی خاطرنشان کرد: این دقیقاً نشاندهنده تکلیف گرایی احمدی نژاد است که وقتی به چنین تصمیمی رسیده است، انجام آن را موکول به آینده و دور دوم ریاست جمهوری خود نکرده است.

 

حسن ونایی در گفتگو با رجانیوز، با اشاره به اینکه در حال حاضر دولت تنها در بخش انرژی بیش از 90 هزار میلیارد تومان یارانه پرداخت می کند، افزود: این رقم حدود یک سوم بودجه عمومی کشور است و ادامه این روند خلاف عقل، قانون و منطق است.

 

وی هدفمند کردن یارانه ها را در ارتقاء معیشت اقشار مستضعف بسیار مؤثر دانست و ضمن انتقاد از گداپروری با برخی مراکز حمایتی افزود: در بسیاری از مناطق محروم و روستاها مردم با درآمد ماهیانه حدود 60 هزار تومان زندگی می کنند.

 

این کارشناس مسائل مالی در ادامه افزود: 30 درصد جامعه که اتفاقاً اقشار ثروتمند و متوسط به بالا هستند، 70 درصد یارانه ها را می بلعند و اقشار محروم کمترین میزان بهره وری را دارند.

 

وی با رد شبهه یکی از کارشناسان اقتصادی مبنی بر اینکه "حجم یارانه های بخش انرژی حدود 20 هزار میلیارد تومان است نه 90 هزار میلیارد تومان"، افزود: افرادی که این شبهه را مطرح می کنند، نفت خامی را که به طور رایگان دراختیار پالایشگاه قرار می گیرد، درنظر نمی گیرند. در حالیکه ما روزانه از مجموع 4 میلیون بشکه تولید نفت خام، حدود 2 میلیون بشکه آن را در داخل استفاده می کنیم و چنانچه هزینه استحصال و حمل و نقل آن را با ارزش افزوده ناشی از صادرات محاسبه و حامل های دیگر مانند گازوئیل و برق را هم درنظر بگیریم، یارانه انرژی همان عدد 90 هزار میلیارد تومان است.

 

مدیر سابق بازرسی های ویژه دیوان محاسبات، نفت را جزء انفال و سرمایه بین نسلی خواند که نباید به روش فعلی به آن چوب حراج زد.

 

وی مقصر اصلی در روند موجود را دولت سابق دانست که ساخت پالایشگاهها را با توجیه نادرست عدم سودآوری در سال 77 متوقف ساخت.

 

ونایی نوعی توطئه برای وابسته ماندن کشور در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی را علت اصلی این توقف خواند و ضمن تقدیر از تصمیم دولت نهم درخصوص طراحی و ساخت پالایشگاهها ادامه داد: افرادی که موجب توقف ساخت پالایشگاه در دولت قبل شدند، اغلب خانواده هایشان در کشورهای اروپایی ساکن هستند و گرین کارتشان نیز همیشه آماده است.

 

این کارشناس مسائل مالی درخصوص پیش بینی خود از تورم زا بودن طرح تحول اقتصادی دولت، خاطرنشان کرد: اگر این طرح در چند مرحله انجام شود، تبعات آن کمتر می شود وبه هر حال، این اقدام به مثابه عبور از گردنه ای است که پس از آن دشت صاف و همواری پیش روست.

 

به گفته عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس تبلیغات جریان سیاسی مخالف دولت مبنی بر تبلیغاتی بودن این طرح کاملاً بی اساس است چراکه احمدی نژاد با این طرح درحقیقت دست به نوعی ایثار شجاعانه زده است که حتی ممکن است به قیمت تخریب آینده سیاسی او تمام شود.

 

وی همچنین افزود: در تمام کشورهایی که این طرح اجرا شده است، حدود 3 تا 4 سال درگیر تبعات آن بوده اند و این دقیقاً نشاندهنده تکلیف گرایی احمدی نژاد است که وقتی به چنین تصمیمی رسیده است، انجام آن را موکول به آینده و دور دوم ریاست جمهوری خود نکرده است.

 

نماینده ملاير در مجلس شوراي اسلامي اضافه کرد: هدفمند کردن یارانه ها در تمام برنامه های قبلی بود و دولت نهم می توانست مانند دولت های قبل از کنار اجرای آن و پذیرش تبعاتش بی سروصدا عبور کند.

 

ونایی با بیان اینکه تاکنون کلیات طرح تحول اقتصادی دولت بیان شده است و از جزئیات آن اطلاعی در دست نیست، خاطرنشان کرد: در این طرح دقیقاً 7 حوزه ای که پاشنه آشیل اقتصاد ایران است، مورد توجه قرار گرفته و تمام این حلقه ها باید با هم جلو بروند.

 

وی اصلاح نظام مالیاتی را بخش مهم دیگر این طرح خواند و تأکید کرد: تولیدکنندگان و حقوق بگیران مظلوم ترین قشر در نظام مالیاتی ما هستند و به موقع مالیات خود را می پردازند اما در مقابل واسطه گران، دلالان و قاچاقچیان در حاشیه امن قرار دارند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 20:7 |

خاتمي نبايد در آراء امام خدشه وارد کند

 

محمد خاتمی در اظهاراتی که روز سه شنبه سایت بنیاد باران آن را منتشر کرد، خطاب به دانشجویان پرسش هایی را مطرح کرده و می گوید: بارها گفته ام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟

مهدی کوچک زاده در گفتگو با رجانیوز در پاسخ به پرسش خاتمی گفت: اگر منظور آقای خاتمی از این سؤال القای جواب باشد یعنی کسی نگفته ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خود را به جهان داریم، وی به عنوان فردی که خود را فرزند فاضل و باتقوای امام می داند، به بیانات امام(ره) ارجاع داده و تقاضا می کنم در جلسه بعدی که با دانشجویان دارند، سؤال خود را با این جمله امام(ره) بیان کنند و قضاوت را برعهده دانشجویان بگذارند: "مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ـ أرواحنا له الفداء ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد ـ مسائل اقتصادی ومادی اگر لحظه‏ای مسئولین را از وظیفه‏ای که برعهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمیگن را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند."

 

"مردم عزیز ایران که حقاً چهره منور تاریخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، باید سعی کنند که سختی ها و فشارها را برای خدا پذیرا گردند تا مسوولان بالای کشور به وظیفه اساسی شان که نشر اسلام در جهان است برسند."(صحیفه امام جلد 21 صفحه 328)

 

کوچک زاده در تحلیل اظهارات خاتمی اظهار داشت: پرواضح است که کسی نگفته ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خود را به جهان داریم اما بدون تردید ما به دنبال نشر اسلام در جهان بوده و هستیم و خواهیم بود. ما به دنبال راه انداختن انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت ارواحنا فداه هستیم و این بر حسب وظیفه دینی و اسلامی و فرمایش امام(ره) است.

 

وی در ادامه افزود: امام بارها می فرمودند انقلاب اسلامی ما نظیر انقلاب انبیا است و نه تنها محدود به ایران و مسلمانان نمی شود، بلکه همه مستضعفین عالم را در بر می گیرد که ما به واسطه انقلاب آنها را تحت تاثیر قرار داده و با خود همراه کنیم.

 

این نماینده مجلس با بیان اینکه اگر آقای خاتمی از طرح این سؤالات دو پهلو منظورش محدود کردن انقلاب در چارچوب تنگ مرزهای جغرافیایی ایران است، این دیدگاه برخلاف فرمایشات امام(ره) است، تأکید کرد: در این صورت از ایشان که ادعای نزدیک بودن به امام را دارند، انتظار نمی رود که این گونه سطحی و مبهم به مسائل بزرگ بپردازد و موجب خدشه در آراء امام شود.

 

وی با اشاره به این کلام امام که: "امروز همه می دانند جرم واقعي ما از ديد جهانخواران و متجاوزان، دفاع از اسلام و رسميت دادن به حكومت جمهوري اسلامي به جاي نظام طاغوت ستمشاهي است. جرم و گناه ما احياي سنت پيامبر (ص) و عمل به دستورات قرآن كريم و اعلان وحدت مسلمانان اعم از شيعه و سني، براي مقابله با توطئه كفر جهاني و پشتيباني از ملت محروم فلسطين و افغانستان و لبنان و و بستن سفارت اسرائيل در ايران و اعلان جنگ با اين غده سرطانی و صهيونيزم جهانیو مبارزه با نژادپرستی و دفاع از مردم محروم آفريقا و لغو قراردادهاي بردگي رژيم كثيف پهلوي با آمريكاي جهانخوار بوده است و و نزد جهانخواران و نوكران بي اراده آنان چه گناهي بالاتر از اينكه كسي از اسلام و حاكميت آن سخن بگويد و مسلمانان را به عزت و استقلال و ايستادگي در مقابل ستم متجاوزان دعوت کند." (صحیفه امام جلد 20 صفحه 323)، گفت: اگر منظور آقای خاتمی از سؤال غیرشفافی که در حضور جمعی از دانشجویان صمیمی و صادق ما مطرح کردند، زیر سؤال بردن آرمان های امام(ره) است، بسیار برای وی متأسفم.

 

کوچک زاده در ادامه از خاتمی خواست به جای بیان اظهارات دو پهلو، پس از سال ها پرچمداری اصلاحات بالاخره مفهوم آن را شفاف کرده و علاوه بر سؤالاتی که در مجامع عمومی و در جمع افرادی که کمتر از دیدگاه های امام(ره) مطلعند، مطرح می کند، از شفافیت بیشتری برخوردار باشد تا دوباره ایشان متحمل خساراتی که درگذشته شد، نشود.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیستم تیر 1387 و ساعت 15:45 |

حضرات اراذل و اوباش سیاسی که در هشت سال حاکمیت "افسادات" در صدد پیاده کردن تعالیم لیبرالیستی با نام اسلام بودند، دندان تیز کرده تا دوباره به قدرتی که ملت از دستشان گرفته اند بازگردند. حضرات گمان برده توطئه ها و خیانتهایشان را در آن سالهای اسلام ستیزی فراموش کرده ایم. گاهی لازم است به گذشته نگاهی بیاندازیم و نتیجه حضور  لیبرالیستهای اسلامی را در حاکمیت مرور کنیم.

غائله 18 تیر ماه 1378  که نقطه اوج همراهی اصلاح طلبان آمریکایی با اربابان آمریکایی اشان بود، از آن نمونه هایی است که بد نیست حداقل به مناسبت سالگرد وقوع آن یادی از آن کرده و خطر حضور اصلاح طلبان آمریکایی و نتیجه این حضورشان در رأس قدرت را حداقل برای خودمان یادآور شویم.

برای مرور این غائله ننگین می توانید به وبلاگ 18 تیر مراجعه کنید.

در اینجا من فایل صوتی سخنرانی امام خامنه ای (س) را که بعد از این واقعه شوم انجام شد (۲۱/۴/۱۳۷۸) در قالب دو فایل که به صورت rar  در آمده برای شما آپلود کردم برای شنیدن سخنرانی آقا، کافی است هر دو فایل را دانلود نمایید و در یک پوشه این دو فایل را از حالت فشرده خارج کنید و بعد از شنیدن آن به یاد دل شکسته امام خامنه ای روحی فداه در آن سال از دست دشمنان داخلی و خارجی بیافتید.........

متن کامل بیانات امام خامنه ای روحی فداه

بیانات امام خامنه ای روحی فداه قسمت اول 2.39 mb

بیانات امام خامنه ای روحی فداه قسمت دوم  2.17 mb

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 16:44 |

پيام تسليت درگذشت آيت الله اشتهاردی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با تاسف و تاثر خبر درگذشت عالم پارسا و پرهیزگار مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ علی پناه اشتهاردی را دریافت کردم. ایشان از بندگان صالح خداوند و عالمی مهذب و پاک و برخوردار از سجایای اخلاقی و صلاح و سداد علمی بودند و نه تنها درس اخلاق ایشان در حوزه علمیه ، که شیوه زندگی و رفتار ایشان نیز آموزنده تقوا و پارسایی محسوب می گشت.

 

اینجانب فقدان آن عالم ربانی را به علمای اعلام و مراجع عظام و به عموم فضلا و طلاب و ارادتمندان و شاگردان آن مرحوم تسلیت می گویم و رحمت و غفران و فضل الهی را برای وی از خداوند متعال مسئلت می کنم.

 

سید علی خامنه ای 19/تیرماه/ 87

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت 15:35 |

كودتای نوژه حقارتی دیگر برای آمریكا

مقدمه
هر چند كه شكست آمریكا در صحرای طبس موجب شد تا مقامات این كشور به طور موقت اندیشه عملیات نظامی بر چند كشورمان را از سر بیرون كنند ، اما این حادثه باعث نشد تا آمریكا بیان طرحهای خرابكارانه خود را متوقف كنند بلكه حمایت مستقیم از ضد انقلابیون و تحریك آنان و همچنین پشتیبانی از رژیم بعث عراق ، در مرحله پس از شكست كودتا در دستور كار آنان قرار گرفت . برخی كارشناسان كشورمان معتقدند كه پس از شكست آمریكا در حمله نظامی به طبس ، دو راهكار برای جبران این مسأله از سوی مقامات كاخ سفید در نظر گرفته شد كه عبارت بودند از :
الف ) انجام یك كودتای نظامی با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با همكاری فرماندهان سابق ارتش رژیم شاهنشاهی ، نیروهای ساواك ، گروه های ضد انقلاب ، متحدین آمریكا در منطقه و از طریق دریافت كمكهای مالی ، نظامی و فنی آمریكا .
ب ) تحریك یك كشور ثالث به طرح ریزی حمله نظامی و تجاوز گسترده به خاك جمهوری اسلامی ایران . (1)

مؤیداتی برای اثبات این نظریه وجود دارد . از یك سو برخی مقامات آمریكایی در خاطرات یا اظهارات خود با ظرافت به این مسأله اشاره كرده اند . از جمله برژینسكی – مشاور امنیت ملی كارتر – به بحثهای خود با كارتر رئیس جمهور وقت آمریكا و دیگر اعضای كابینه وی درباره لزوم انجام دادن یك عملیات تلافی جویانه در صورت شكست توطئه طبس اشاره كرده است و می گوید :
" براون ( وزیر دفاع آمریكا ) و ترنر ( رئیس سازمان سیا ) با عملیات تلافی جویانه در صورت شكست مأموریت نجات موافق بودند ... در هر حال ، در پایان این گفت و گوها به ما اجازه داده شد طرح هایی را برای عملیات تلافی جویانه در نظر بگیریم ، ولی تصمیم اجرای این نقشه ها به بعد موكول شد " (2)
همچنین اعترافات برخی سران دستگیر شده كودتای نوژه نیز به نشان دهنده آن است كه بحث تقدم و تأخر این دو توطئه در میان طراحان و استراتژیستهای آمریكایی مطرح بود و سرانجام قرار شد طرح كودتا كه كم هزینه تر ، مؤثرتر و سریعتر می باشد ، اجرا شود و در صورت شكست آن ، راه حل طولانی تر و پرهزینه تر تحمیل جنگ مورد استفاده قرار گیرد . بعنوان مثال ، در اعترافات یكی از این افراد می خوانیم :
" پس از سفر بنی عامری [یكی از سران كودتا] به پاریس ، طرح حمله عراق به ایران در تقدم دوم قرار گرفت و انجام كودتای نظامی بعنوان اولویت اول ، در صدر برنامه های آمریكا ، قرار داده شد . " (3) البته آمریكاییان با انجام دادن توطئه های ضد دولتهای مستقل و آزاده جهان – در قالب كودتا – بیگانه نبودند .

مثلا در كودتای 28 مرداد 1332 ه ش ، توانسته بودند راه را برای دیكتاتوری دوباره محمدرضا شاه آماده كنند . سرنگونی دولت مستقل و ملی سالوادوركنده در شیلی در سال 1967 م نیز از دیگر تجارب موفق آمریكایی ها به حساب می آمد.
علاوه بر این ، دولت آمریكا "در بحبوحه پیروزی انقلاب ، یعنی در روز 22 بهمن نیز تلاش كرده بود تا یك كودتای نظامی را ضد انقلاب در آستانه پیروزی ، سازماندهی كند . برژینسكی ، مشاور امنیت ملی كارتر كه بیش از تمامی همكاران رئیس جمهور آمریكا به استفاده از روشهای تند و خشن علیه انقلاب ایران علاقه مند بود ، در بحبوحه انقلاب و در حالیكه سولیوان – سفیر آمریكا در ایران – در تلاش برای نجات پرسنل نظامی این كشور در تهران از محاصره بود ، با وی تماس گرفته و خواستار اظهارنظر سولیوان در این مورد شد . نظرات تو در این زمینه خواندنی است .
" نهایت خشم و عصبانیت من در این مكالمه موقعی بود كه گفته شد برژینسكی درباره امكان ترتیب دادن یك كودتا برای استقرار یك رژیم نظامی به جای حكومت در حال سقوط بختیار ، از من نظر می خواهد . این فكر و این سؤال در آن شرایط به قدری سخیف و نامعقول بود كه بی اختیار مرا به ادای یك كلمه زشت درباره برژینسكی وادار ساخت . " (4)
سولیوان سرانجام به دنبال اصرار مقامات واشنگتن با رئیس مستشاران نظامی آمریكا در تهران كه در محاصره نیروهای انقلابی بود ، تماس می گیرد و نظر خود را این چنین اعلام می كنند :
" در شرایط فعلی شانس موفقیت یك كودتای نظامی فقط پنج درصد است . " (5)
اما برژینسكی خیال كودتا را كنار نمی گذارد و اندكی پس از پیروزی انقلاب با ژنرال هایزر كه تا چند روز قبل از پیروزی انقلاب ، برای ساماندهی ارتش شاهنشاهی در تهران به سر می برد ، تماس می گیرد و از او سؤال می كند كه آیا مایل است برای انجام دادن یك كودتای نظامی به تهران برگردد كه هایزر نیز چنین پاسخ می دهد :
" وضعیت فعلی ایران را با توجه به اینكه افراد ارشد در زندان هستند ، بسیار وخیم می دانم به این جهت اجرا كردن برنامه كودتا فعلا میسر نیست ، اما برژینسكی علاقه شدیدی به كودتا نشان می داد ... گفتم تحت شرایطی می توانم این را انجام دهم كه به مقدار نامحدودی پول نیاز خواهد بود . باید در حدود 10 تا 12 ژنرال آمریكا را با خودم ببرم و به ده هزار نفر از بهترین سربازان آمریكایی نیاز دارم . حمایت همه جانبه و متحد كشور نیز لازم است. " (6)
این اظهار نظر موجب می شود تا برژینسكی و همفكرانش در آن مقطع فكر كودتا را از سر به در كنند ، اما به دنبال واقعه گروگانگیری و شكست عملیات نجات در طبس و تحقیر شدید وجهه آمریكا در جان ، این فكر بار دیگر در ذهن سرمداران كاخ سفید جوانه زد و تماسهایی با شاهپور بختیار در پاریس برای هدایت كودتای نوژه بعمل آمد . در همین زمینه سفیران آمریكا و انگلیس در فرانسه با بختیار ملاقات و چگونگی اجرای كودتا ، تاریخ وقوع و تقدم آن نسبت به طرحهای دیگر را مشخص می كنند . این مسایل پس از مسافرت سرهنگ 2 بازنشسته ژاندارمری ، بنی عامری ، به پاریس در تاریخ 15 اسفند 1358 مشخص شد .
به این ترتیب ، نطفه جدیترین طرح براندازی علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی بسته شد و پس از شكست آمریكا در طبس ، به طور جدی در دستور كار قرار گرفت . بر همین اساس ، بختیار – آخرین نخست وزیر رژیم شاه – تحت فشار آمریكا .

مقدمات و اجرای كودتا :
انگلیس به سازماندهی اجزای كودتا برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی پرداخته و به شناسایی و جذب گروه ها و دسته ها و چهره هایی مبادرت می كند كه به طور فردی یا جمعی ، در ارتباط با هم ، یا پراكنده علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت می كردند .
به این ترتیب ، بنی عامری در مقام رئیس شاخه عمل و شاخه نظامی كودتا از پاریس به تهران بازگشت و مشغول جذب افراد اطلاعاتی و نظامی از اداره دوم ارتش و مأمورین ساواك منحله شد . (7) ستار هدایت كودتا با شاخه عمل با كمك حامیان خارجی خود ، توانست دست به ایجاد سه كمیته مجزا به شرح زیر بزند كه همگی جلسات زیادی را برای مدیریت كودتا تشكیل می دادند و زیر نظر استاد فرماندهی در پاریس عمل می كردند . این ستاد متشكل از چهره های سیاسی و نظامی رژیم پهلوی بود . (8) اما سه كمیته تشكیل شده برای انجام كودتا عبارت بودند از :
1- كمیته نظامی ولجستیك (پشتیبانی) ، 2- كمیته سیاسی ، 3- كمیته عالی
به هر حال كودتای نوژه كه در تاریخ تیر ماه سال 1359 ، یعنی سه روز قبل از وقوع ، كشف و خنثی گردید ، قرار بود با زمینه سازیهایی كه شده بود به موفقیت برسد .
بنا بر اعترافات عوامل كودتا ، تمامی ابرقدرتها در مورد كودتای نوژه توافق كرده بودند و طرح كودتا تا آن حد دقیق و حساب شده بود كه كودتا گران گمان می كردند در صورت اجرا ، صد درصد موفق خواهند شد اما نحوه اجرای كودتا به این صورت بود كه پس از كسب آمادگی های نظامی ، مالی و سیاسی ، عناصر كودتاچی در میان ایلات و عشایر غیور و وطن پرست نفوذ كردند و همچنین با انفجار در دكلهای برق ، راه آهن ، پلها ، غارت سربازخانه ها و غیره تلاش می كردند تا به اندازه كافی اغتشاش و شورش و خرابكاری ایجاد كنند .

به نظر می رسد برنامه این بوده كه در مرحله اجرای عملیات حدود 70 تن از شخصیتهای برجسته مذهبی و سیاسی ظرف 12 ساعت دستگیر شوند . عملیات كودتا قرار بود همزمان در تهران و سایر شهرهای بزرگ به اجرا درآید و اماكنی مانند مدرسه فیضیه ، اقامتگاه امام ، كمیته مركزی ، نخست وزیری ، میعادگاه های نماز جمعه ، صدا و سیما و غیره با هواپیماهای جنگی بمباران شود . قرار بود كودتاگران در این بمباران ها ، از بمبهای خوشه ای و آتش زا استفاده كنند و از پرسنل مجرب نظامی نیز بهره برند . (9) همچنین در نظر داشتند تا پس از آغاز عملیات هوایی ، به فاصله كوتاهی نیروهای زرهی و پیاده وارد عمل شوند.
ركنی در این مورد می گوید :
اعضای نیروی زمینی و لشكر گارد می گفتند بعد از اینكه نیروی هوایی وارد كار شد و هدفهای انتخاب شده را كوبید ، ما حداكثر تا چهارساعت ، با تانكها و نفرات وارد عمل می شویم . " (10)

نكته جالب آنكه عوامل خرابكار و وابستگان به بیگانه ، مانند دیگر سركردگان گروهكهای ضد انقلاب و اربابان خارجی شان ، امام خمینی (ره) را بزرگترین خطر می دانستند و با آنكه منزل ساده امام ، منطقه نظامی نبود و از هیچ گونه استحكام دفاعی نیز بهره مند نبود ، اما سه فروند هواپیمای فانتوم را برای بمباران اقامتگاه ایشان آماده كرده بودند .
ركنی در این باره می گوید :
عاملی كه خطر واقعی محسوب می شد ، امام بود . به همین جهت ، با وجودی كه منزل امام یك منطقه رزمی نبود و در برنامه كودتا بود كه مناطق رزمی از بین برد ، اما برای خانه امام سه فروند هواپیمای فانتوم منظور شده بود كه این سه فروند هواپیما بمب جنگی داشتند ، یك فروندش موشك داشت ، چون دقت موشك بی نهایت زیاد است و دقت بمب كمتر است ، اینها را با هم مخلوط كرده بودند كه حداكثر نتیجه را بگیرند . در یك فروند دیگر ، بمبهای خوشه ای ضد نفر بود كه هر گاه پرتاب می شد تا نیم ساعت بعد از آن ، هر كس كه به منزل امام و آن محوطه ای كه این بمب پرتاب شده بود نزدیك می شد ، از بین می رفت چون اینها فیوز داشتند فیوزها تنظیم شده بود از صفر تا نیم ساعت ... به همین جهت ، بزرگترین دشمن را امام فرض كرده بودند و بیشترین نیرو را هم برای كوبیدن جماران به كار گرفته بودند . پس با توجه به آتش قدرت هوایی ، این كودتا از لحاظ تاكتیكی یك كودتای پیروز بود ، ولی كودتایی بود كه ایدئولوژی نداشت و این نقطه ضعف بود . " (11)

در صورت پیروزی كودتا نیز قرار بود اعلامیه زیر به اطلاع مردم برسد :
" همكاران عزیز ! ساعت موعود فرا رسید . ارتش وطن پرست ایران حكومت پوسیده آخوندها را برچید . كلیه واحدهای ارتش به ژاندارمری و شهربانی اعلام همبستگی نمودند . هر گونه مقاومت به شدت سركوب خواهد شد . آماده اخذ دستورات باشید . " (12) كودتاگران همچنین سر آن داشتند كه پس از بركناری دولت توسط عناصر كودتا ، آنان یك دولت صد درصد نظامی روی كار آمدند و زمام امور كشور را – به مدت دو سال – در دست بگیرند . همچنین قرار بود تا بختیار به ایران بیاید و به نخست وزیری برسد ، ولی فقط قدرت سیاسی را در دست داشته باشد و به هیچ حزب و گروه سیاسی تا دو سال اجاره فعالیت داده شود . پس از گذشت دو سال ، یك – به اصطلاح – انتخابات برگزار شود و از مردم خواسته شود تا از بین " جمهوری دموكراتیك " یا " رژیم موروثی سلطنتی " یكی را انتخاب كنند . ! (13) اما در عمل ، شورای نظامی كه سرهنگ بنی عامری ریاست آن را بر عهده داشت و قرار بود با برقراری امنیت ، مقدمات و شرایط بازگشت بختیار به كشور رار فراهم آورد ، افكار دیگری را در سر داشت كه می توان از آن بعنوان " كودتا در كودتا " یاد كرد .

در حالیكه سران كودتا در پاریس اصرار داشتند كه بختیار ظرف 48 ساعت پس از كودتا به ایران بیاید و در پست نخست وزیری مشغول به كار شود ، بنی عامری تأكید داشت كه بختیار نباید زودتر از یك هفته به تهران بیاید . اعترافهای كودتاگران نشان می دهد كه بنی عامری قصد داشت پس از تثبیت اوضاع در تهران ، قدرت را به نفع خود در دست بگیرد . اما در مقابل ، آمریكاییان با افكار وی مخالف بودند و اعتقاد داشتند كه پس از سقوط نظام جمهوری اسلامی ، باید چهره ای صاحب نام و حتی الامكان برخوردار از مقبولیت ، زمام امور را به دست گیرد . آمریكا از این امر آگاه بود كه نظام جانشین جمهوری اسلامی باید پیرامون یك شخصیت مشهور و خوشنام و مشروع تشكیل شود تا پس از كودتا ، جامعه درگیر جنگ داخلی و بی ثباتی نشده و در مدت كوتاهی ثبات لازم را
كسب نماید . (14)
جالب آنكه شب قبل از كودتا ، نزدیكان امام ایشان را از این توطئه آگاه می كنند ، اما امام خمینی آرام و با خونسردی تبسم كردند و فرمودند :
" توی این مردم نمی شود كودتا كرد . " حتی نیروهای اطلاعاتی از امام می خواهند كه برای احتیاط اقامتگاه خود را ترك كنند . اما ایشان در پاسخ می فرمایند :
" من از اینجا تكان نمی خورم و همین جا هستم . هر كدام [از افراد] می خواهند بروند . " (15)

شكست كودتا
به هر حال ، كودتا سه روز قبل از وقوع ، به علت تشویش و نگرانی یكی از عناصر شركت كننده در آن و اطْلاع یافتن خانواده وی ، از موضوع ماجرا فاش می شود . خانواده این خلبان كه وفادار به انقلاب و امام بودند و بخصوص مادر وی ، او را ملزم به افشای اطلاعات خود در مورد كودتا كرد و او نیز موفق شد حضرت آیت الله خامنه ای و حجةالاسلام هاشمی رفسنجانی را مطلع كند . به این ترتیب ، صبح روز چهارشنبه 18/4/1359 را طرح كودتا توسط این فرد ، لو می رود . چند ساعت پس از افشای كودتا ، یكی از درجه داران تیپ نوهد نیز به كمیته مستقر در اداره دوم ستاد مشترك مراجعه می كند و یك پاكت در بردارنده بخشی از طرح عملیاتی كودتا را در اختیار كمیته فوق قرار می دهد و عملیات ضد كودتا از همین جا آغاز می شود . علاوه بر افشای این اطلاعات ، قرائن و شواهد گوناگون . دیگری كه از فعالیتهای مخالفین نظام به دست آمده بود ، موجب شد تا مسؤولان نظام جمهوری نسبت به وجود توطئه ی براندازی ، حساس شوند و برای تشكیل ستادی به نام ستاد " خنثی سازی كودتا " اقدام كنند تا این گروه با تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده ، آمادگی لازم برای رویارویی توطئه ی احتمالی و خنثی سازی آن را داشته باشند . (16)

بنا بر گفته های امام (ره) در یكی از سخنرانیهای شان در تاریخ 20/4/1359 ، در جمع روحانیون و ائمه ی جماعات تهران و شهرستانها ، عملیات كشف و خنثی سازی كودتای نوژه با پارس یك سگ به یكی از پاسداران آغاز شد ، كه به تعبیر امام از " جنود خداوند " بود به هر حال ، توطئه ی كودتای نوژه نیز به بهترین نحو سركوب شد و شكستی دیگر در كارنامه آمریكا ثبت گردید ، اما آمریكاییان كه منافع خود را به دنبال پیروزی انقلاب در خطر می دیدند و قصد داشتند به هر وسیله ای به ایران برای آزادی گروگانها فشار وارد كنند ، بخش دوم توطئه خود را اجرا كردند . این بار به طور غیرمستقیم رژیم بعثی عراق را به جنگ ضد ایران تشویق كردند . و به دنبال آن دولت بعثی عراق در تاریخ 31/6/1359 از زمین ، هوا و دریا به ایران حمله ور شد در نتیجه جنگ تحمیلی 8 ساله بر ضد ایران آغاز شد ، جنگی كه در آن ، باز ، بازنده نهایی ، ایالات متحده و سگ دست آموزش صدام بود . (17)

جمع بندی
در اینجا بار دیگر ، شاهد انجام یك عملیات مداخله جویانه نظامی در قالب كودتا ، از سوی ایالات متحده بر ضد جمهوری اسلامی ایران بودیم ، اگرچه اقدام به كودتا از سوی ایالات متحده چیز تازه ای نبود و تاریخ ایران بیش از این هم در 28 مرداد ماه 1332 ، این واقعه را تجربه كرده بود ، واقعه ای كه نقاب خیرخواهانه آمریكا ، كه بعد از جنگ جهانی دوم بر صورت داشت به كناری زده و چهره استعمارگرایانه و مداخله جویانه آن را به نمایش گذاشت . ولیكن ، اگرچه این حادثه به مرحله انجام نرسیده و در نطفه با شكست مواجه شد ، ولی دشمنی و دخالت ایالات متحده در امور داخلی ایران را به اثبات رساند .

پی نوشت ها:

1- حسن واعظی ، پیشین ، ص 106.
2- سایروس ونس ، همان ، ص 195 .
3- مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، كودتای نوژه انقلاب اسلامی و توطئه های دهه نخستین ، تهران : 1368
4- ویلیام سولیوان ، مأموریت در ایران ، ترجمه محمود مشرقی ، تهران : انتشارات هفته ، 1361 ، ص 177.
5- همان ، ص 178.
6- رابرت هایزر ، مأموریت مخفی در تهران ، ترجمه محمدحسین عادلی ، تهران : انتشارات رسا ، 1366
7-سید مجتبی تهامی ، گل محمد بهمنی ، فتح الله رسولی ، سیاست آمریكا در قبال ایران طی دوره جنگ تحمیلی ، تهران : مركز چاپ وزارت امور خارجه تهران ، 1380 ، ص 168 .
8- كودتای نوژه ، پیشین ، ص 245.
9- سید علی موسوی ، كودتا و ضد كودتا ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ، پاییز 1360 ، ص 189 .
10- همان ، ص 195 .
11- احمد رضا شاه علی ، پیشین ، ص 291 .
12- كودتای نوژه ، پیشین ، ص 31 .
13- سید علی موسوی ، همان ، ص 192 .
14- سید مجتبی تهامی ، همان ، ص 170 .
15- سید علی موسوی ، همان ، ص 194 .
16- كودتای نوژه ، پیشین ، ص 125-199 .
17- ویژه نامه روزنامه همشهری به مناسبت بیست و پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ، 20/11/82 ، ص 44 .

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه هجدهم تیر 1387 و ساعت 9:9 |

قرآن،تنها كتاب آسمانى در اختيار انسان‏

امام علی عليه‏السلام در خطبه 133 نهج البلاغه مى‏فرمايد:

و كتاب الله بين اظهر كم ناطق لا يعيى لسانه


قرآن در دسترس و جلوى روى شماست. بر خلاف كتب آسمانى اديان ديگر از قبيل كتاب حضرت موسى و حضرت عيسى عليه‏السلام، قرآن در اختيار شماست. گفتنى است كه امم گذشته و به خصوص در بين يهود بنى اسرائيل كتاب مقدس در اختيار عموم مردم نبوده است؛ بلكه تنها نسخه‏هاى محدودى از تورات در نزد علماى يهود موجود بوده و براى عموم امكان مراجعه به تورات وجود نداشته است.
درباره كتاب آسمانى حضرت عيسى عليه‏السلام وضع از اين هم نگران كننده‏تر بوده و هست؛ زيرا آنچه امروز به نام انجيل در ميان مسيحيان شناخته مى‏شود كتابى نيست كه بر حضرت عيسى مسيح عليه‏السلام نازل شده؛ بلكه مطالبى است كه به دست افرادى گردآورى و به نام اناجيل اربعه معروف شده است. بنابراين امم پيشين از دسترسى به كتب آسمانى محروم ماندند. اما وضعيت در مورد قرآن متفاوت است. كيفيت نزول قرآن و قرائت و تعليم آن از جانب پيامبر صلى الله عليه و آله به گونه‏اى بود كه مردم مى‏توانستند آن را فرا بگيرند و آياتش را حفظ كنند و قرآن به طور كامل در دسترسشان باشد. از ديگر ويژگى‏هاى مهم اين كتاب آسمانى آن است كه خداوند متعال بر امت اسلام منت نهاده و خود، حفظ قرآن كريم را از هر گونه تهديدى به عهده گرفته است. به علاوه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به قدرى به فراگيرى مسلمانان و حفظ آيات الهى اهتمام داشتند كه در همان زمان رسول الله، عده زيادى از مسلمانان حافظ قرآن بودند و نسخه‏هايى از آياتى كه جديدا نازل مى‏شد در اختيار داشتند و به تدريج آنها را حفظ مى‏كردند و به هر حال از طريق تكثير اين نسخه‏ها يا نقل سينه به سينه از حافظى به حافظ ديگر، قرآن در اختيار همگان قرار مى‏گرفت.
حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد: كتاب الله بين اظهركم؛ كتاب خدا در ميان شماست، در دسترس شماست. ناطق لا يعيى لسانه. بجاست روى اين جمله تاكيد و تكيه شود. حضرت مى‏فرمايد: اين كتاب گوياست و زبانش به كندى نمى‏گرايد، از سخن گفتن خسته نمى‏شود و هرگز لكنت پيدا نمى‏كند، بنايى است كه پايه هايش فرو نمى‏ريزد و پيروزمندى است كه يارانش شكست نمى‏خورند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 15:19 |

اصلاح طلبان فراموشكار

سخنان پيام فضلي نژاد در نقد سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق در مدرسه علميه معصوميه (س) كه بازتابها و انتقاداتي را در پي داشت، باعث شد وي در جوابيه‌اي به اين انتقادات پاسخ دهد

 

به گزارش فارس، متن كامل اين پاسخ كه نسخه اي از آن به فارس ارسال شده است بدين شرح است:

 

سخنراني من پيرامون بازخواني انتقادي كارنامه سياسي عبدالكريم سروش كه طي دو جلسه در مدرسه علميه معصوميه(س) قم برگزار شد، بازتاب هاي متفاوتي را برانگيخت.

 

از يك سو، نويسندگان و روزنامه نگاران اصول گرا با نوشته ها و تماس هاي خود، ضمن ابراز لطف و عنايت به اين حقير، سخنراني مرا در رسانه هايشان پوشش دادند و در دفاع از آراء نگارنده، مقالاتي را تحرير كردند. از سوي ديگر سه جبهه رسانه اي ترور شخصيت و جنگ رواني گسترده اي را عليه من به راه انداختند. معاونان رئيس جمهور سابق، مانند آقاي محمد علي ابطحي و خانم معصومه ابتكار، بدون رعايت امانت و اخلاق رسانه اي، با تحريف سخنان من و چينش دلخواه خود، مرا به انواع ناسزاها و اصناف تهمت ها متهم ساختند و مدعيان جريان نوانديشي ديني چون سايت انتخاب با مديريت آقاي محمد مهدي فقيهي، فحش هايي دادند كه حتي نقل آن ها، براي اين قلم شرم آور است. پاره اي از رسانه هاي اينترنتي چون تابناك كوشيدند تا پروژه ترور شخصيت نگارنده را پيش گيرند و ذهن مخاطب را مخدوش و از اصل بحث منحرف كنند و برخي از روزنامه ها، چون كارگزاران و سرمايه نيز همان خط مشي را پي گرفتند. سايت هاي اپوزيسيون و سلطنت طلب مانند بالاترين، در همراهي با اين فحاشي ها، دايره المعارفي از فحش هاي ناموسي و ناسزاهاي ركيك را نثارم كردند. تلويزيون هاي ماهواره اي اپوزيسيون نظير كانال يك، صداي آمريكا و... نيز به سركردگي عليرضا نوري زاده به پايگاهي براي نشر وسيع تر اين فحاشي ها بدل شد.

 

دير زماني است كه به انواع دلايل مورد هجوم و فحاشي اصلاح طلبان و اپوزيسيون خارج از كشور هستم. تاكنون دم برنياورده ام و حتي يك خط، پاسخ به اين ناسزاها و تهمت ها نداده ام. اين بار، از آنجا كه شكوه قدسي توبه را مخدوش كردند، حرمت ناموس و خانواده ام را سخت شكستند، به خيال خود حيثيت روزنامه كيهان را به بازي گرفتند و متعرض مدرسه اي علميه در قم شدند، براي ثبت در تاريخ، ابتدا چكيده اي از سخنراني ام و سپس گزيده اي از فحاشي هاي مدعيان آزادي، دموكراسي خواهي و حقوق بشر را نقل مي كنم. در پايان نيز، خاطراتي اندك، اما مستند را از ديدارهايم با رئيس جمهور سابق، مقامات ارشد دولت اصلاحات و رهبران خود خوانده جريان نوانديشي ديني مي آورم. مشروح اين خاطرات كه به سال هاي 1376 تا 1383 تعلق دارد، در قالب كتابي 450 صفحه اي، با نام ملاقات با جاسوس تحرير گشته و همراه با اسناد و عكس هاي بسيار، براي چاپ در هنگامه اي كه مطلوب باشد، نزد مركز پژوهش هاي مؤسسه كيهان است. راز حيرت آور در اين نوشته، همگرايي مقامات ارشد دولت اصلاحات با اپوزيسيون سياسي خارج از كشور در فحاشي به منتقدان خود است كه از لابه لاي بازخواني آتي، به دست مي آيد.

 

پرسش هاي من از رهبران جريان مدعي اصلاح طلبي

 

محتواي سخنان و چكيده پرسش هاي من چه بود كه طي ده روز، با بمباران فحش و تهمت، حرمت يك منتقد و خانواده او را شكستند؟! در جلسه نخست سخنراني ام كه روز 15 ارديبهشت 1387 در جمع صدها نفر از طلاب و روحانيون بسيجي قم در مدرسه علميه معصوميه(س) برگزار شد، درباره مباني نظري و پروژه اسلام ستيزي عبدالكريم سروش سخن گفتم و به تعامل او با زرادخانه معرفتي فراماسونري در غرب پرداختم. نشان دادم كه سروش از سال هاي دهه شصت در نقشه راه پروژه هاي ايالات متحده حركت مي كرده است. از سويي، تعامل نزديك سروش با آقاي سيد محمد خاتمي چه در ماجراي ماهنامه كيهان فرهنگي و بعدها نيز در حلقه سياسي كيان سبب شد كه در اثناء بازخواني انتقادي كارنامه سياسي وي، نگاهي نيز به برخي از ريشه هاي همسان فكري و فعاليت هاي مشترك سروش و خاتمي با يكديگر تا پيش از دوم خرداد 1376 بياندازم.

 

در جلسه دوم سخنراني كه روز 7 خرداد ماه 1387 برگزار شد، كوشيدم تا نشان دهم كه پروژه دوم خرداد به مثابه يك پروژه امنيتي محصول اتحاد سه حلقه فكري و امنيتي، شامل حلقه كيان، مركز بررسي هاي استراتژيك رياست جمهوري سابق و برخي وابستگان دانشگاهي نظام سلطه بوده است. اين فقط شكل داخلي پروژه بود و البته ريشه ها و پيوند بيروني آن، بحثي ديگر مي طلبد. پس از استقرار دولت اصلاحات نيز اين حلقه امنيتي هم مناصب دولتي را به تصرف خود درآورد و هم كوشيد تا يك جامعه مدني دولتي بسازد. اثبات اين مدعا، مستلزم ورود تفضيلي به بحث برخي از ريشه هاي مشترك سياسي آقاي عبدالكريم سروش و آقاي سيد محمد خاتمي بود. گفتم كه سروش تئوري رفرم سياسي و پروتستانتيسم اسلامي را دربازه زماني پايان دهه شصت تا نيمه دهه هفتاد بنا كرد. اين تئوري كه يك برش آشكار از زرادخانه معرفتي فراماسونري در غرب بود، در دوره اصلاحات به عرصه عمل آمد و دولت اصلاحات، در حقيقت مجري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نبود، بلكه در خدمت استقرار نظريه مجعول حكومت دموكراتيك ديني آقاي سروش بود. براي اين رأي، استدلال هايي را اقامه كردم و سپس، آراء آقاي خاتمي از سال 1370 تا 1387 را بازخواني كردم.

 

10پرسش از آقاي خاتمي مطرح كردم. اين سؤالات پيرامون سخنراني ايشان از ارديبهشت 1370 در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران آغاز مي شد و به مصاحبه آقاي خاتمي در روز 30 ارديبهشت 1375 با روزنامه سلام مي رسيد كه تضاد مباني فكري ايشان با آموزه ها و نظام معرفتي امام خميني(ره) را نشان مي داد. براي اين رأي استدلال هاي زيادي اقامه كردم كه تاكنون مدعيان اصلاح طلبي، حتي يك دليل عليه آن نياورده اند. از سفر آقاي محمد خاتمي در پايان سال 1385 به عنوان رئيس مؤسسه بين المللي گفت و گوي تمدن ها به هند ياد كردم. مروري بر سخنان ايشان داشتم كه مهاتما گاندي را به جاي امام خميني(ره) مي نشاند و پرسيدم كه شما از كدام نقطه عزيمت فكري يا سياسي به گاندي نگاه مي كنيد؟! سؤالات ديگرم را با ارجاع به سخنراني دو سال پيش آقاي خاتمي در كالج علمي برلين تحت عنوان سكولاريزم از چشم انداز ايراني و اسلامي و نيز مصاحبه آقاي خاتمي با روزنامه ال پائيس (چاپ اسپانيا) در 25 دي 1386 مطرح كردم. معتقد هستم كه سخنان آقاي خاتمي در آن سخنراني و مصاحبه ادامه همان پروژه عصري كردن دين و پروتستانتيسم اسلامي است كه توسط دكتر سروش دنبال مي شود. آقاي خاتمي، از مؤسسان سند همكاري كنفرانس ائتلاف تمدن ها و از اعضاء 18 گانه گروهي است كه كوفي عنان آن را معين كرده بود. در سخنراني ام به سرنوشت سياه اين سند كه آقاي خاتمي آن را از دستاوردهاي اصلاحات مي داند، اشاره كردم.

 

پس از اين بازخواني انتقادي و فكري، سوال آخرم را از آقاي خاتمي پرسيدم و براي آن مقدمه اي گفتم. اشاره كردم كه «من يك منتقدم و نه مخالف، بنابراين فقط از اينكه آقاي خاتمي حقوق مرا به عنوان يك منتقد استيفا كنند و پاسخ نقد و پرسشم را بدهند، قانع هستم... استيفاي حقوق من، پاسخ به پرسش من است.»

 

پيش از طرح سوال تاريخچه اي از اجلاس بيلدربرگ گفتم. با ارجاع به منابع و رسانه هاي اروپايي و آمريكايي، نشان دادم كه بيلدربرگ اجلاسي فوق سري است. كوشيدم تصويري شفاف از اين اجلاس در ذهن مستمعان نقش بندد. سپس از سندي 38 صفحه اي سخن گفتم كه به تائيد سايت رسمي بيلدربرگ رسيده است و خبر از حضور رئيس جمهوري اسلامي ايران و معاونش در سال 1999 در اين اجلاس مي دهد. دو سال پيش از اين، در روز 21 ارديبهشت 1385، برخي از رسانه هاي داخلي خبر حضور آقاي سيدمحمد خاتمي به همراه خانم معصومه ابتكار را در اجلاس محرمانه بيلدربرگ منتشر كردند و نوشتند كه در سال 1999، آقاي خاتمي پروژه گفت وگوي تمدن ها را در اجلاس طرح كرده است. برخي رسانه هاي خارجي نيز اين خبر را پوشش دادند.

 

طي اين دو سال، آقاي خاتمي و خانم ابتكار به انتشار خبر حضورشان در بيلدربرگ پاسخي نداده بودند كه شبهاتي جدي را پديد آورده بود. طبيعي است هر محققي كه جريان اصلاح طلبي را دنبال مي كند، به اين بحث حساس باشد. از آقاي خاتمي سوال كردم كه آيا در اجلاس محرمانه بيلدربرگ كه اعضاي آن را ماسون ها و صهيونيست هاي برجسته جهان تشكيل مي دهند، شركت كرده اند يا نه؟ اگر نكرده اند كه هيچ، بيايند و شبهه زدايي كنند تا ما سوالات بعدي خودمان را در باب پشت پرده آشفته پروژه گفت وگوي تمدن ها طرح كنيم. اگر هم در آن اجلاس صهيونيستي شركت كرده اند، چرا گزارش آن جلسه را به مردم ندادند؟!

 

از ميان 10 سوال من، كه در سخنراني دوم اينجانب مضبوط و قابل دسترسي است، برخي از رسانه ها، تنها سوال آخر و پرسش پاياني ام را منتشر كردند. بدون آنكه گفته شود مبناي سخن من بازخواني انتقادي كارنامه سياسي آقاي عبدالكريم سروش بود. در آن سخنراني نشان دادم كه چگونه پروژه اسلام ستيزي و قرآن ستيزي در ايران، از آراء آقاي سروش در دو دهه اخير سربرآورده است و هشدار دادم كه نكند تغذيه از زرادخانه معرفتي غرب، چنانكه سروش را به اين راه كشاند، ديگر رهبران مدعي اصلاحات را نيز از آرمان هاي امام و انقلاب دور كند.

 

جوانكي مجهول الهويه كه دچار بيماري شب ادراري است!

 

پس از انتشار چكيده سخنراني ام در سايت رسمي مدرسه علميه معصوميه(س) قم كه به سرعت در رسانه هاي فارسي زبان بازنشر شد، آقاي محمدعلي ابطحي و خانم معصومه ابتكار (معاونان رئيس جمهور سابق) با عجله و سراسيمه به انتقادات من پيرامون منش و روش آقاي سيدمحمد خاتمي واكنش نشان دادند.

 

1-آقاي محمدعلي ابطحي در روز 21 خرداد 1387، با انتشار يادداشتي تحت عنوان «آقاي خاتمي و هماهنگي با صهيونيست ها و فراماسونرها» در وب سايت وب نوشت مدعي شد:

 

«آقاي پيام فضلي نژاد جوانكي است كه به ادعاي كيهان قبلاً جزو گروههاي وابسته به دشمنان [بخوانيد اصلاح طلبان] بود و چند سالي است كه توبه كرده و در خدمت روزنامه كيهان قرار گرفته و ييهو [يك باره] پژوهشگر برجسته اي شده است... براي يك فرد تواب البته فرقي نمي كند به چه كسي و از چه جناحي دروغ ببندد، زيرا هر طرف كه خراب شود سود دشمنان كشور تضمين مي شود، ولي آيا دادستان و مقامات قضائي مي دانند اگر در مورد نسبت دادن چنين اتهامات دروغي به كسي كه رئيس جمهور كشور بوده بي توجه باشند، چه آينده اي براي همه رقم خواهد خورد... يك تواب در مدرسه معصوميه راجع به رئيس جمهور 8 ساله اش چنين دروغهاي وقيحانه اي را ادعا نمايد

 

2-خانم معصومه ابتكار در روز 22 خرداد 1387 با انتشار يادداشتي ذيل عنوان «نابغه هاي توهم و تخريب» در سايت رسمي اش با نام ابتكار سبز مي نويسد:

 

«يكي از پژوهشگران تازه به دوران رسيده روزنامه كيهان كه معلوم نيست تا حالا كجا بوده، در يك مدرسه علميه در قم كه مي گويند منتسب به طيف آقاي مصباح است، آسمان و ريسمان را به هم تابانده... فكر كنم اين آقا از قدرت تخيلي بسيار قوي برخوردار است... يك آدم مجهول الهويه... اين جور پديده ها بايد قوياً اين احتمال را در نظر داشته باشند كه در محاكم قضايي مي توان نسبت به اتهام زنندگان، تظلم خواهي كرد. اين پديده نابغه-آقاي فضلي نژاد را مي گويم...»

 

وقتي معاون رئيس جمهور سابق چنين ادبياتي را در رويارويي با سخنراني تحليلي يك منتقد برمي گزيند كه واويلاست. من در قامت نويسنده اي دردمند كه بر مبناي سيره اساتيد مصلحم، هشدار انحراف از مباني نظري جمهوري اسلامي را داده ام، چه گفتم كه ايشان مرا پديده مجهول الهويه و تازه به دوران رسيده اي كه معلوم نيست تاكنون كجا بوده و الان آسمان و ريسمان به هم مي بافد، لقب مي دهد؟!

 

دو معاون رئيس جمهور سابق، دو نوشتار را نگاشتند كه هر يك با ديگري، سراپا حاوي تناقض ها و افتراق هاي تحليلي است كه تنها در فحاشي و ايراد تهمت و نفرت به منتقد، با يكديگر اشتراك لفظ و معنا دارند و هر دو پيگيرد قضايي منتقد خود را مي خواهند!

 

3-سايت انتخاب را آقاي محمدمهدي فقيهي اداره مي كند. ايشان كه پيشتر از مديران سابق دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، مديرمسئول فصلنامه نقد و نظر، سردبير روزنامه انتخاب و البته ملبس به لباس روحانيت بوده، اكنون خود و رسانه اش را محور و مركز «جريان نوانديشي ديني» مي داند. آقاي فقيهي كه سال هاست به سبب فحاشي هايش به ذخاير انقلاب اسلامي، چون حضرت آيت الله مصباح يزدي، القاب و نشان هاي خود را از اپوزيسيون سلطنت طلب مي گيرد، از سوي هفته نامه ضدانقلابي شهروند در كانادا، «آيت الله دكتر فقيهي» خطاب مي شود و البته مويد به تائيد هنرمندان بهايي و ساواكي چون شهره آغداشلو و بهروز وثوقي هم هست. او نه تنها در رسانه اش اخبار برگزاري كنسرت هاي خوانندگان لس آنجلسي مانند گوگوش را پوشش مي دهد، بلكه با شاگردان جاسوسان مخملي اي چون رامين جهانبگلو همكاري دارد.

 

با اين اوصاف، سايت انتخاب كه مي كوشد تا رسانه هاي وابسته به بودجه هاي براندازي آمريكايي-هلندي، آقاي فقيهي را به عنوان «مشاور نزديك آيت الله خامنه اي» معرفي كنند، در واكنش به سخنراني من، ذيل عنوان «كشف تازه جوان گروهكي از نشست خاتمي با صهيونيست ها» در تاريخ 21 خرداد 1387، پيرامون اين قلم مي نويسد:

 

«پدر پيام فضلي نژاد عضو فراري گروهك تروريستي و از نزديكان بني صدر و همچنين مادرش از اعضاي دفتر قطب زاده بود. او اخيراً اظهارات مضحكي را در مورد خاتمي به زبان آورده... در گفت وگوهايش به روابط غيراخلاقي با سينماگران و راه اندازي بساط (...) اعتراف و بدان افتخار مي كرده... يك شبه از نقد نويس سينمايي به پژوهشگر!! يك موسسه خوش نام تبديل شده، به تازگي ادعاهايي را جهت «كسب شهرت» (آنچه بدان عشق مي ورزد و برايش مي دود) به زبان آورده... اين فرد كه سابقه سرقت دارد... به بيماري بي اختياري ادرار و شب ادراري، دچار شده بود.»

 

همگرايي كنوني آقاي محمدمهدي فقيهي كه روزگاري از مخالفان دولت اصلاحات بود با معاونان سابق رئيس همان دولت، البته رازهاي نگفته اي را در خود دارد. همان روزها، تحليل نگارنده اين بود كه امثال فقيهي با ماموريت ايجاد انشقاق در جبهه اصول گرايان، خود را به چهره هايي چون آقاي دكتر علي لاريجاني نزديك كرده اند، اما چرا آقاي فقيهي، نگارنده را به عنوان همكار و مشاور پيشين خود، به باد ركيك ترين فحش ها مي گيرد؟!

 

مگر من جز بازخواني تاريخ تحول انديشه روشنفكري در ايران، چه مي كنم كه تيتر مي زنند پيام فضلي نژاد يك «جوان گروهكي» است و همراه با ايراد اتهاماتي چون سابقه «سرقت» و فحاشي هايي مانند ابتلاء به «بيماري بي اختياري ادرار و شب ادراري» و داستان سرايي هايي چون افتخار كردن من به «روابط غيراخلاقي با سينماگران و راه اندازي بساط»، خانواده ام را نيز «منافق» مي خواند؟!

 

چرا سايت انتخاب، پدرم را كه سال هاي پيش از انقلاب اسلامي درانجمن اسلامي دانشجويان آلمان و مركز اسلامي هامبورگ و اتفاقا در كنار آقاي سيدمحمد خاتمي عليه رژيم شاه فعاليت مي كرد، همراه با آقايان صادق طباطبايي، محمد كيارشي و همنشين با رهبران امروز حزب مشاركت ايران، چون حسين كاشفي بود و پس از انقلاب هم در كميته انقلاب اسلامي قم مسئوليتي عالي داشت و تا سال 1377 در جلسات و گعده هاي رفقاي ديرينش حضور مي يافت، چرا پدري را كه اكنون ده سال است از دار اين دنيا رفته، ناگهان بدل به منافقي حي و حاضر مي كند؟!

 

آقاي فقيهي، پدر من را «عضو فراري گروهكي تروريستي» لقب مي دهد، با اين هدف كه نتيجه اي باطل بگيرد و به ناصواب و كينه توزانه، القاء كند كه روزنامه كيهان، «فرزند ضد انقلاب» اين «خانواده منافق» را به خدمت گرفته است!

 

مگر سخنراني من چه حادثه شومي را رقم زده است كه پس از اين همه هرزه نگاري، آقاي محمدمهدي فقيهي در همراهي با دو معاون رئيس جمهور سابق، مرا تهديد و محاكمه قضايي و رفتن به زندان مي كنند و از اين رو مي نويسد:

 

«پرونده هاي قبلي اين فرد عليه امنيت ملي و همچنين تشويش اذهان عمومي و ارتباط با مخالفان جمهوري اسلامي، به بايگاني نرفته و با اظهارات اخيرش، مجددا به روي ميز بازگشته است.»

 

جالب اين كه پس از همه اين فحش ها و تهمت ها، تنها به جرم طرح سوال از آقاي سيدمحمد خاتمي، سايت رسمي آقاي فقيهي مرا تهديد مي كند كه:

 

«در صورت عدم پايان هتاكي ها و دروغ پردازي هاي اين فرد با نام خود و اسامي جعلي، مداركي بسيار مهم را در اختيار سايت هاي اينترنتي قرار خواهد داد.»

 

4- سايت بالاترين كه ادعاي دموكراسي اينترنتي و اخلاق دموكراتيك را دارد، وابسته به اردوگاه اپوزيسيون سياسي لائيك و سلطنت طلبان فراري است. اين رسانه كه از ابتداي انتشار كتاب شواليه هاي ناتوي فرهنگي و هم صدا با وابستگان امنيتي موساد و سيا، مانند علي رضا نوري زاده و فريبا داوودي مهاجر، فحاشي هاي بسياري را عليه نگارنده منتشر كرده است، پس از انتشار متن سخنراني من، به بازنشر مطالب سايت هاي آقايان محمدعلي ابطحي و محمدمهدي فقيهي پرداخته است.

 

مديران سايت بالاترين درباره تحليل من از منش و روش آقاي خاتمي نوشتند:

 

«فضلي نژاد يك بچه دهاتي اطلاعاتي است كه حرف مفت مي زند

 

شاه بيت نقد و نظر اعضاء سايت بالاترين اين بود:

 

«از افرادي كه اين مرتيكه [...] رو ميشناسن بپرسيد اين معتاد به موادمخدر مشروب خوار و به هر چيزي منفي آلوده هست و به شما بگويم مريض جنسي نيز هست كثيف تر از اوني هست كه شما فكر مي كنيد هر چه مي توانيد اسم اين فرد رو تكرار كنيد تا لجن بودن آن روز به روز معلوم شود.» (نك: سايت بالاترين، 12 خرداد7831)

 

.5 همه اين فحاشي ها و تهمت ها، از يك منطق سياسي پيروي مي كرد كه پيش از همه روزنامه هاي مدعي ليبرال دموكراسي، مانند كارگزاران آن را فاش ساختند. روز 20 خرداد 1387روزنامه كارگزاران در ستون اخبار ويژه خود مدعي شد:

 

 


«روزنامه نگار جوان وابسته به رسانه هاي مخالف اصلاح طلبان... كه از چهره هاي درجه چندم و كم سابقه جناح اصولگرا محسوب مي شوند، در سخنراني هاي خود با طرح ادعاهاي بزرگ و عجيب و ارائه مستنداتي مجعول (كه چهره هاي شاخص اصولگرا از ارائه آن ابا دارند)، به تخريب آقاي خاتمي مي پردازند... اخيراً سخنران تازه كاري در جمع طلاب مدرسه معصوميه قم مدعي وجود سندي 38 صفحه اي پيرامون حضور آقاي خاتمي به همراه خانم ابتكار در اجلاس سال 1999 بيلدربرگ در پرتغال شده... اين سخنران مشخص نكرده كه اين سند مجعول و اين خبر اختصاصي! در اين 9 سال كجا پنهان بوده است؟»

 

به راستي چهره ها و رسانه هاي مدعي اصلاح طلبي و دموكراسي خواهي، از «سخنراني تازه كار» و «چهره اي درجه چندم» كه براي «تخريب خاتمي» به «جعل سند» و «ادعاهاي بزرگ و عجيب» روي آورده است، تا «خاتمي را از كانديداتوري براي حضور در انتخابات آينده رياست جمهوري منصرف كند»، چرا چنين هراسيدند كه ركيك ترين فحش ها و شرم آورترين تهمت ها را نثارش كردند؟!

 

راز فحاشي هاي سياسي و رسانه اي

 

آنچه نوشتم، تنها چند نمونه از فحاشي ها و تهمت هايي بود كه سه جريان مدعي اصلاح طلبي، نوانديشي ديني و اپوزيسيون سياسي خارج از كشور، تنها طي ده روز گذشته به نگارنده منتسب كردند. فحاشي هايي كه دير زماني است آغاز شده و علي رضا نوري زاده، حسن زرهي، بهروز صوراسرافيل، ضياء آتاباي، فريبا داوودي مهاجر، خبرنگاران بي.بي.سي و تلويزيون هاي ماهواره اي اپوزيسيون پيش قدم آن بوده اند. فحاشي ها از آن جا آغاز گشت كه من قدم به قدم از طايفه اصلاح طلبان فاصله گرفتم و با بازخواني انتقادي خود و گذشته ام كوشيدم رويه اي ديگر را كه شباهتي به شعارهاي دموكراسي خواهي و حقوق بشر نداشت، برگزينم.

 

چه شد جواني كه در نيمه دوم دهه هفتاد در حلقه شاگردان دروس حافظ شناسي و مولوي شناسي دكتر عبدالكريم سروش حاضر مي شد و به منزل آقاي حميدرضا جلايي پور در خيابان دولت رفت وآمد داشت، از سال 1376 نيز روزنامه نگاري را آغاز كرد و سپس جذب مطبوعات اصلاح طلب شد، بدل به جوانكي مجهول الهويه گشت كه ناگهان پژوهشگر شده است؟! كسي كه از سال 1378، در هنگامه وزارت آقاي عطاء الله مهاجراني در دولت اصلاحات، براي پروژه نوسازي سياسي و مذهبي در سينماي ايران فعاليت كرد و در آغاز جواني در قامت يك روزنامه نگار، وقتي كه دبيري بخش گفت وگوهاي ويژه هفته نامه سينما را بر عهده داشت، مورد تقدير وزير فرهنگ آقاي خاتمي قرار گرفت.

 

چه شد كه مديران رسانه هاي اصلاح طلب از ياد بردند كه تابستان 1378، يعني 9 سال پيش، جواني به نام پيام فضلي نژاد بود كه به اشاره محسن كديور و همراهي محمدتقي فاضل ميبدي با حضور در نزد فقها و روحانيوني چون آيت الله يوسف صانعي، جواز «حضور زن مسلمان ايراني بي حجاب در سينما» را گرفت و اين ديدارها ادامه يافت تا به اخذ فتواي «رقص جوانان با موسيقي پاپ» انجاميد؟! از ياد بردند كه اين جنس از گفت وگوي تفصيلي او با فقهاي اصلاح طلب نه تنها در هفته نامه سينما (شماره 793، 21 آبان 1378) كه در نشريات فرهنگي متعلق به اصلاح طلبان بازتاب گسترده مي يافت و از سال 1381 كه همين جوانك متوهم، سردبيري بخش ويژه تنها سايت پرمخاطب فارسي زبانان، يعني گويانيوز، را بر عهده گرفت، متن مشروح اين گفت وگوها در آن سايت منتشر مي شد؟!

http:.. newsgooyacom.payamfazlinejadphp

 

مگر همين جوانكي كه به روايت معاون سابق آقاي سيدمحمد خاتمي، امروز تواب است و تضمين كننده منافع دشمنان، در شهريور 1379 كه بيت آقاي حسينعلي منتظري حصر بود، به نمايندگي از جامعه هنري و سينمايي ايران مصاحبه اي را با وي انجام نداد كه متن اين مصاحبه نه تنها در كتاب استفتائات ايشان (جلد1، از ص 992)، بلكه به سهولت در سايت وي قابل دسترسي است؟! مگر همين پديده مجهول الهويه نبود كه روز 24 شهريور 1379 در مقدمه آن مصاحبه، براي نشر انديشه جامعه مدني آقاي خاتمي نوشت:

 

«اينجانب كه همواره دغدغه رفع موانع فقهي هنر و ارائه نظريات مراجع را توسط نشر كتاب و نگارش مقاله و گفتگو داشته ام به دليل حصر بيت آن حضرت توسط مخالفان جامعه باز و كثرت گرا نتوانستم از محضرتان استفاده كنم.»

 

مگر گفت وگوهاي من با آقاي عباس عبدي (عضو شوراي مركزي حزب مشاركت) در باب سانسور مميزي (هفته نامه سينما، شماره 363، 21 اسفند 1377، ص 21)، مرحوم احمد بورقاني (معاون اسبق مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي) پيرامون نوسازي سياسي در سينماي ايران، (هفته نامه سينما، شماره 773، 62 خرداد 1378، صفحه 21) با آقاي حميدرضا جلايي پور (عضو شوراي مركزي حزب مشاركت) در باب انديشه مدرن در سينماي ايران (هفته نامه سينما، شماره 773، 62 خرداد 1378، صفحه 21) و چهره هايي ديگر چون آقايان محسن آرمين، علي حكمت، عزت الله سحابي، ابراهيم يزدي و... نبود كه زمينه ساز طرح مفاهيمي چون «سينماي مدني»، «سينماي كثرت گرا» و «ايدئولوژي زدايي از سينما» به عنوان يك گفتمان فكري در عرصه هنر گشت؟!

 

در آن روزگار، نه تنها روزنامه هاي مدعي بسط و گسترش جامعه مدني، مانند روزنامه نشاط، مقالات مرا در حالي كه هنوز به سن 18 سالگي نرسيده بودم، منتشر مي كردند (شماره 23، 32 فروردين 8713، صفحه 8)، بلكه پيش تر از آن، روزنامه خرداد در ستون صفحه 3 خود كه شخصيت هاي سياسي، آراء خود را پيرامون «منشور خرداد» ابراز مي كردند، نام من به عنوان «روزنامه نگار» در آن روزنامه نقش بست؛ وقتي كه نوشتم: «از حذف و تعطيلي نهراسيد!» (شماره 12، 7 دي 7731، صفحه 3)

 

چگونه بود كه وقتي عبدالله نوري (معاون توسعه سياسي رئيس جمهور سابق) به زندان رفت و من در روزنامه پيام آزادي يادداشت مفصلي را در دفاع از او نوشتم و از نقطه ديد كانتي، وصف «واپس گرايي» را منتسب به قوه قضائيه كردم، (شماره 685، 8 آذر 8713، صفحه 3) معاونان سابق و لاحق آقاي خاتمي برنياشفتند كه اين پديده مجهول الهويه تازه به دوران رسيده، معلوم نيست كه از كجا پيدايش شده كه چنين بي محابا از دولت ما دفاع مي كند؟!

 

چرا آن هنگام كه مرحوم حجت الاسلام محمد عبايي خراساني (نماينده مردم مشهد در مجلس ششم كه انتشارات الست فردا متعلق به او بود) در سالگرد دوم خرداد 1379 كتاب اينجانب را با نام سينما، سياست، آزادي (انتشارات الست فردا، چاپ اول، خرداد 1379، 0003 نسخه) روانه بازار كتاب كرد، كتابي كه بازتابنده آراء رهبران فكري حزب مشاركت ايران و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در عرصه هنر بود، حضرات فحاشان فرياد نكردند كه چرا يكي از شيوخ مجمع روحانيون مبارز، از يك جوانك كتاب منتشر كرده است و مگر روزنامه هاي زنجيره اي سراسر ستايش از اين اثر نبودند!؟

 

چرا آن هنگام كه من در قامت مشاور رسانه اي دو عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز (آقايان محمد عبايي خراساني و صادق خلخالي) فعاليت مي كردم، داد آقايان در نيامد كه «يكي از دشمنان نظام» ميان ما رخنه كرده است و دارد به اشاره آقاي مصطفي تاج زاده (معاون سياسي وقت وزير كشور) پروژه هاي جنگ رواني ما، چون ماجراي خبرسازي دروغ حمله به دفتر نمايندگان مجلس ششم در سالگرد حادثه 18 تير 1379 را پيش مي برد و روزنامه ايران، اخبار آن را نيز پوشش مي دهد؟!

 

در آستانه برگزاري هشتمين دوره انتخابات رياست جمهوري، همين نابغه توهم و تخريب بود كه به پيشنهاد مرحوم احمد بورقاني (نماينده مجلس ششم) كار تدوين «گزارش دستاوردهاي هنري سيد محمد خاتمي در دوره نخست رياست جمهوري» را در ستاد انتخاباتي حزب مشاركت ايران بر عهده گرفت. چكيده 15 صفحه اي اين گزارش، دو روز پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در رسانه هاي فارسي زبان منتشر شد. (براي نمونه، نك: كوشش خاتمي براي دستيابي به توسعه فرهنگي و تنوع هنري، سينما جهان، شماره 7، 18 ارديبهشت 1380، صفحات 13، 14 و 15)

 

آن هنگام، در دوران فعاليت هاي هنري و سينمايي ام كه پاتوق من منزل آقايان حسين موسوي تبريزي و اسدالله بيات بود و اولي فتواي تماشاي فيلم سكسي را از راه گشايش باغ هايي از لذت تصويري توسط اروتيك كردن هنر را مي داد و از خوانندگان زني چون سيما بينا تجليل مي كرد (هفته نامه سينما جهان، شماره 43، 23 آبان 1380، صفحه 41) و دومي از آزادي ماهواره دفاع مي كرد و تك خواني زن مسلمان را بلااشكال مي دانست، (ماهنامه فيلم و هنر، شماره 82، بهمن 1379، صفحه 6) هيچ كس برنياشفت؟!

 

وقتي تابستان سال 1831 و پس از تشكيل دولت حامد كرزاي در افغانستان ، وقتي در كنار بهروز افخمي (نماينده مشاركتي مجلس ششم و فيلمساز) و به دعوت يوسف اعتبار، رئيس دفتر رئيس جمهور افغانستان، به كابل رفتم و پس از10 روز رايزني با وي و مديرعامل راديو و تلويزيون ملي افغانستان طرحي را براي احياء