تبليغاتX
فدايي سيد علي

التماس انصاري به حاميان اصولگرايان: به ما رأي بدهيد!

 

مجيد انصاري خطاب به حاميان اصولگرايان گفت: اگر در مرحله اول فكر مي‌كرديد و خوف اين را داشتيد كه اكثريت مجلس را اصلاح طلبان از آن خود مي‌كردند مرحله اين خوف بر طرف شد. سؤالي كه من اكنون دارم اين است كه آيا ترجيح مي‌دهيد مجلس از طرح‌ها و انديشه‌هاي جديد ديگري محروم باشد؟ يا ترجيح مي‌دهيد كه با تضارب آراء حرف‌هاي جديدي هم شنيده شود؟

 

به گزارش  فارس در نشست خبري اصلاح طلبان تهران كه دیروز دوشنبه برگزار شد، خبرنگاري در خصوص اينكه بالاخره 10 كانديداي اصلاح طلب حال حاضر متعلق به ليست اعتماد ملي يا ستاد ائتلاف اصلاح طلبان سؤال كرد كه جلودار زاده در پاسخ گفت: ستادي كه اكنون از اين 10 نفر حمايت مي‌كند، از همه گروه‌هاي اصلاح طلب هستند، حزب اعتماد ملي نيز به شوراي سياست گذاري نپيوسته است بلكه اين حزب به جمع مدافعان اين 10 نفر در دور دوم انتخابات مجلس هشتم پيوسته است.

 

خبرنگاري در خصوص راهكارها و برنامه‌هاي اصلاح طلبان براي افزايش حضور مردم در پاي صندوق‌هاي رأي و در نتيجه بالا بردن شانس پيروزي آنها سؤال كرد كه جهانگيري در پاسخ گفت: پس از انتخابات يك دوره طولاني تعطيلات داشتيم و به همين دليل خود ما نيز كمتر توفيق يافتيم كه دور همديگر جمع شويم. ولي در جلساتي كه برگزار كرديم همين سؤال مطرح شده و اولين اقدام ما نيز تشكيل همين ستاد بود كه دوستان احزاب هم در اين راه به ما كمك كردند.

 

جهانگيري افزود: در مرحله دوم انتخابات فرصت كافي در اختيار ما هست و كارهايي كه رقيب در دور قبل انجام داد با اين استناد كه با آنها برخورد نشده است، ما نيز از آن شيوه‌ها بهره خواهيم گرفت. همچنين هر كانديدا ستاد شخصي خود را راه اندازي خواهد كرد البته هر ستاد شخصي براي كل 10 نفر تبليغ فعاليت خواهد كرد.

 

مجيد انصاري در بخشي از اين نشست خطاب به حاميان اصلاح طلب كه در انتخابات شركت نكردند، گفت: آيا شركت نكردن به نفع خود يا كشورتان بوده است. با هر محاسبه عقلاني نسبت به كشور اصلاحات و غيره مشاركت در انتخابات صحيح ترين گزينه است. كاهش شركت در انتخابات صيانت از آرا را نيز با مشكل مواجه مي‌كند.

 

وي در ادامه خطاب به حاميان اصولگرايان نيز گفت: اگر در مرحله اول فكر مي‌كرديد و خوف اين را داشتيد كه اكثريت مجلس را اصلاح طلبان از آن خود مي‌كردند مرحله اين خوف بر طرف شد. سؤالي كه من اكنون دارم اين است كه آيا ترجيح مي‌دهيد مجلس از طرح‌ها و انديشه‌هاي جديد ديگري محروم باشد؟ يا ترجيح مي‌دهيد كه با تضارب آراء حرف‌هاي جديدي هم شنيده شود؟ آيا خرد جمعي بيشتر به نفع كشور خواهد بود يا دانش يك جمع محدود؟

 

انصاري در ادامه افزود: اصلاح طلبان برنامه‌اي مدون شده و عملياتي براي رفع مشكلات اقتصادي، مديريتي و رفع تهديدات فزاينده خارجي دارند و در صورت ورود به مجلس اين برنامه‌ها را مي‌توانيم ارائه دهيم و چون اين برنامه‌ها كارشناسي شده است ترديد ندارم بسياري از نمايندگان اصولگرا نيز به آنها رأي خواهند داد. لذا درخواست مي‌كنيم كه اصولگرايان نيز به ما رأي دهند، از رسانه‌ها نيز مي‌خواهم كه اين جمله آخرين سخنراني من را نيز منعكس كنند.

//////////////////////////////

خداوکیلی این جماعت خیلی رو دارند! جناب انصاری ما طرح ها و برنامه های کارشناسی شده شما را در زمان مجلس ششم و دولت هفتم و هشتم دیدیم. هنوز ملت با برنامه چهارم توسعه شما دست و پنجه نرم مي كنند. شما تنها در يك مسئله مي توانيد ترديد نداشته باشيد و آن هم اينكه ملت دیگر اشتباه نکرده و به شما امتحان پس داده ها اعتماد نخواهند کرد. بگذارید این ملت نفس بکشند و طعم خدمتگذاری اصولگراها و خادمان ملت را بچشند.

بابا دیگه چطوری بگیم ما شما را قبول نداریم؟؟؟!!

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 9:19 |

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر

 

ولادت با سعادت یازدهمین اختر تابناک آسمان  امامت و ولایت

حضرت امام حسن عسگری را

به ساحت مقدس فرزند برومندشان

منجی عالم بشریت مولانا صاحب الزمان

امام مهدی (عج)

و نایب برحقشان امام خامنه ای و شیعیان جهان تبریک عرض می کنم

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 7:44 |

 

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی حادثه انفجاری در كانون رهپویان وصال شیراز

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حادثه غم انگیز و تأسف‌بار در كانون رهپویان وصال كه به پرواز شهادت‌گونه‌ی جمعی از شیفتگان وصال دوست و زخمی شدن جمعی بیشتر انجامید، این جانب را مصیبت‌زده كرد. تسلای من به عزاداران این حادثه تلخ و نیز به آسیب‌دیدگان وعده پاداش الهی به صابران است كه فرمود: اولئك علیهم صلوات من ربهم و رحمة.

از خداوند متعال صبر و سكینه برای دل‌های مصیبت‌ دیده، رحمت و غفران برای عزیزان درگذشته و شفای عاجل برای مجروحان مسألت می‌كنم و از مسئولان می‌خواهم كه وظایف خود در پیگیری این حادثه را با اتقان و سرعت لازم انجام دهند.

والسلام علی عبادالله الصالحین
سید علی خامنه‌ای
26/
فروردین/1387

 

 

ابراز تأثر رئيس‌جمهور از وقوع حادثه حسينيه سيدالشهداء(ع) شيراز

 

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون

 

وقوع حادثه تأسف بار در حسينيه سيدالشهداء(ع) شيراز، محل اجتماع معنوي و حماسي جوانان متدين و انقلابي فعال در كانون رهپويان وصال كه اينجانب با حضور خاطره انگيز خود در اين محل، مراتب معرفت و اخلاص و صفاي باطن آن عزيزان را از نزديك شاهد بودم، موجب تاثر و تألم اينجانب گرديد.

 

اينجانب به خانواده هاي محترم جان باختگان اين حادثه دلخراش و مردم شريف شيراز تسليت مي گويم و شفاي عاجل و كامل مجروحان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.

 

اميدوارم با كشف علت يا عوامل بروز حادثه كه در دست اقدام است از تكرار چنين وقايع تلخ و خسارت بار جلوگيري شود.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 7:17 |

اقدام عجيب روزنامه صداي عدالت براي حمله به دولت:
تمام انتقادات مخالفان دولت از این جنس است؟

 

 

 

نقد یک روزنامه مخالف دولت به مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور، تعجب محافل سیاسی- رسانه ای را برانگیخته و این پرسش را مطرح کرده است که آیا تمام انتقادات مخالفان دولت از این جنس و با چشمان کاملاً بسته است؟

 

به گزارش رجانیوز، روزنامه صدای عدالت در شماره روز دوشنبه 26/1/87 سخن روز خود را با عنوان "رئیس جمهور، رسانه و 6 سؤال اساسی" به نقد مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور اختصاص داد!

 

بنا بر این گزارش، صدای عدالت با بیان اینکه "محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، دیشب(شنبه) از طريق رسانه ملي با بينندگان و شنوندگان "گفتگو" کرد"، به شیوه گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور با مردم حمله و 6 سؤال درباره عملکرد اقتصادی دولت مطرح کرد.

 

این اتفاق عجیب در حالی در این روزنامه رخ می دهد که رئیس جمهور اساساً یکشنبه شب گفتگوی تلویزیونی با مردم نداشته و این گفتگو احتمالاً در شبهای آینده انجام خواهد شد.

 

با این حال، انتقاد از محورهای یک گفتگوی انجام نشده! توسط روزنامه مخالف دولت، اتهام چشم بستن مخالفین بر عملکرد دولت و ایراد انتقادات کلیشه ای و آماده شده بدون توجه به واقعیتها را تأیید می کند.

 

همچنین احتمال اشتباه در حروفچینی نیز که احتمالاً از سوی این روزنامه به منظور توجیه این اقدام اعلام خواهد شد، پیشاپیش پذیرفتنی نیست چراکه نویسنده سرمقاله این روزنامه در 2 قسمت از مطلع نوشته خود از قید "دیشب" و فعل ماضی "گفتگو کرد"، استفاده کرده است.

 

سایت روزنامه صدای عدالت بدون هیچ توضیحی، پاراگراف اول این نوشته را به صورت زیر تغییر داده است: «محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران، امشب از طريق رسانه ملي با بينندگان و شنوندگان "گفتگو" خواهد‌ کرد.»

 

این در حالیست که برای امشب نیز خبری مبنی بر گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور اعلام و تأیید نشده است.

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 7:10 |

جزئيات جديد از انفجار حسينيه سيدالشهداء(ع) شيراز

 

عضو هیئت مدیره کانون فرهنگی رهپویان وصال و شاهد عینی انفجار در حسینیه سیدالشهداء (ع) جزئیات بیشتری از نحوه انفجار و شهادت جمعی از شرکت کنندگان در مراسم هیئت هفتگی این کانون را بیان کرد.

 

سید اسماعیل سجادی در گفتگو با رجانیوز تصریح کرد: بمبی در قسمت انتهای حسینیه کار گذاشته شده بود که اوایل سینه زنی منفجر شد. شدت انفجار به حدی بود که آتش بسیار شدیدی به اندازه یک آپارتمان پنج طبقه شعله کشید که شعله های آن سقف و دربهای اطراف حسینیه را پر کرد و موج این انفجار به حدی بود که برخی اشیای حسینیه را تا شعاع 200 متری پرتاب کرد.

 

وی در واکنش به گمانه زنی هایی که علت این انفجار را ترکیدن کپسول گاز عنوان می کنند، گفت: ما مطلقاً کپسول گاز داخل حسینیه نداریم و گاز آنجا هم قطع است.

 

سجادی موج انفجار و سوختگی ناشی از آتش را دو عامل اصلی خسارتهای جانی و مالی وارد شده ذکر کرد و افزود: موج انفجار به حدی بود که کودکان و مردان سبک وزن را به سمت سقف پرتاب کرد به شکلی که برخی از آنها بین چارچوبهای کنار سقف گیر کرده بودند. که با بدن خون آلود آنها را از بین چارچوب پایین آوردیم.

 

سجادی ادامه داد: شدت انفجار دست و پای برخی حاضران نزدیک محل انفجار را قطع کرد و تعدادی هم در شعله های آتش سوختند و به شهادت رسیدند و برخی نیز به خاطر پرتاب اشیاء مجروح شدند.

 

وی در ادامه با بیان اینکه در طول ده سال فعالیت کانون رهپویان وصال برخی فرقه های انحرافی با این کانون اختلافات اساسی داشتند، تصریح کرد: یکی از این فرقه ها بهایی های شیراز هستند که با توجه به افشاگری کانون علیه آنها و انعکاس و انتشار دروغگویی و عوامفریبی هایشان، بارها توسط آنها تهدید شده بودیم و حتی برخی از این تهدیدات را نیز عملی کرده بودند.

 

سجادی سپس به نمونه ای از این تهدیدات و اجرای آن اشاره کرد و گفت: یکی از دختران بهایی شیراز که با گرایش به این کانون مسلمان شده بود، توسط خانواده اش بسیار مورد اذیت و آزار قرار گرفت. اما این خانم ضمن پافشاری به اعتقاد خود به خواسته خانواده اش تن نداد و به هشدارهای آنها که رسماً او را به مرگ تهدید کرده بودند اهمیتی نداد و درنهایت به شهادت رسید که وزارت خارجه هم در این باره بیانیه صادر کرد.

 

وی همچنین افزود: بهاییان از حدود 6 سال پیش به صورت مداوم کانون را تهدید به بمبگذاری می کردند. وی فرقه های دروایش و وهابیان را ازدیگر گروه هایی عنوان کرد که با کانون اختلاف داشتند و در این باره توضیح داد کانون برای افشای عقاید باطل این گروه ها بسیار تلاش می کرد و مباحث کلامی و سیاسی آنها را به نقد کشیده و بطلان آنها را اثبات می کرد.

 

سجادی در بخش دیگری از این گفتگو با رد سخنان مطرح شده مبنی بر اینکه این انفجار ناشی از مواد منفجره موجود در یادمان شهدای این حسینیه بوده، اظهار داشت: یادمان شهدا یک محفظه شیشه ای بود که سال 82 احداث شد تا خانواده های شهدا اشیای به جا مانده از شهیدان خود مانند پوتین، کتابچه، سربند، پلاک و امثال اینها را در اینجا نگهداری کنند. به غیر از این اشیا، تعدادی از ابزار به یادگار مانده از جنگ مانند پوکه فشنگ را نیز در این محفظه به عنوان یادگاری به نمایش گذاشته بودند که تمام این ابزار توسط شخص آقای انجوی نژاد (مسئول کانون رهپویان وصال) که خود در زمان جنگ تخریبچی بوده است، بازبینی و چک شده بود.

 

تصاوير يادمان شهدا پيش از انفجار

 

سجادی افزود: اگر این ابزار را باعث انفجار بدانیم لازمه اش این است که این یادمان به طور کامل از بین رفته و تخریب شود اما اینگونه نشده و تنها این یادمان جابجا شده و دلیل دیگر این است که این ابزار در صورت انفجار باید ترکش داشته باشند درحالیکه هیچ گونه ترکشی در بدن مجروحان و شهدا مشاهده نشده است.

 

لازم به ذکر است که مراسم تشییع شهدای این انفجار فردا (سه شنبه) از میدان امام حسین(ع) به سمت شاهچراغ برگزار می شود.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 و ساعت 7:59 |

نادران: انتخابات مجلس هشتم رفراندم شكست خاتمي بود

 

نماينده مردم تهران با اشاره مطرح شدن حذف عنوان ياران خاتمي در دور دوم انتخابات بعنوان تغيير تاكتيك اصلاح طلبان گفت: انتخابات مجلس هشتم رفراندم شكست خاتمي بود.

 

به گزارش رجانيوز، الياس نادران نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با فارس در واكنش به سخنان حسين مرعشي رئيس ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در شهر تهران گفت: حذف عنوان ياران خاتمي تغيير تاكتيك نيست، بلكه اين تغيير نام بخاطر كاهش محبوبيت خاتمي و عدم اقبال عمومي به جريان دوم خرداد است.

 

نادران با اشاره به اينكه انتخابات دور اول مجلس هشتم رفراندم شكست خاتمي بود، افزود: با توجه به اختلافات دروني جناح دوم خرداد كاهش محبوبيت مردمي خاتمي و طرفداران وي سبب شكست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان بود و در واقع بجاي مطرح كردن تغيير تاكتيك بايد شكست در رفراندم مردمي را عنوان كنند.

 

اين نماينده مجلس تاكيد كرد: ضعف جناح دوم خرداد در كاركرد، رويكرد و برگزاري جلسات محرمانه با بيگانگان سبب عدم جلب اعتماد مردم به آنها شد و اقدامات خلاف منافع ملي اين جريان سياسي باعث كاهش مقبوليت اصلاح طلبان در نزد مردم شده است.

 

نماينده مردم تهران در مجلس با بيان اين مطلب كه انتخابات دور اول مجلس هشتم و حضور تنها يك تن از نامزدهاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در بين 30 كانديداي تهران علي رغم ابزارهاي تبليغاتي و ظرفيت بالاي آنها پيام‌هاي بسياري دارد، گفت: افرادي كه با اسم خاتمي نتوانستند اعتماد مردمي را بخاطر سوابق پيشين خود جلب كنند چگونه با حذف اين نام و عنوان تغيير تاكتيك خواهند توانست در انتخابات دور دوم پيروزي كسب كنند.

 

نادران تصريح كرد: اصلاح طلبان براي كسب مجدد اعتماد مردمي گريزي از اينكه در نحوه تفكر، فلسفه اجتماعي و مواضع خود در رابطه با كشورهاي خارجي تجديد نظر كنند، ندارند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 8:39 |

تحقیق دانشگاه هاروارد در مورد وبلاگ های ایرانی

 

 

طبق تحقيقي كه در دانشگاه هاروارد توسط پروفسور جان كلي و بوروس اتلينگ روي وبلاگهاي ايراني انجام شده است وبلاگهاي متعلق به حامیان اصلاح طلبان در ایران بیشترین نزدیکی را با وبلاگ های مروج سکولار در خارج از کشور دارند. در مقابل وبلاگ های اصولگرايان بيشتر به وبلاگهاي مذهبي و مروج فرهنگ اسلامی و سیره ائمه قرابت دارد

 

به گزارش رجانيوز به نقل ازباشگاه خبرنگاران در نموداري كه در اين تحقيق آماده است نقطه هاي سبز نشان دهنده وبلاگهايي متعلق به اصلاح طلبان، زرد متعلق به سكولارها در خارج از کشور است و همچنین وبلاگهايي كه با نقطهاي قرمز متعلق به اصولگرایان، آبي مربوط به وبلاگهاي مذهبي و مروج فرهنگ اسلامی و سیره ائمه است.

 

همانطور كه مشاهده مي كنيد طبق این تحقیق وبلاگ های اصلاح طلبان و سكولارها قرابتي بيشتر به يكديگر داشته اند و وبلاگ های اصولگرایان بیشترین نزدیکی را با بلاگ های مروج فرهنگ اسلامی و سیره ائمه داشته اند.

 

////////////////////////////

من فکر نمی کنم با حضور روشنفکرنمایانی مثل محمد خاتمی و عبدالکریم سروش(کسی که رو دست سلمان رشدی بلند شده!) در رأس اصلاح طلبان آمریکایی یا همون افساد طلبان جای تعجبی در این زمینه وجود داشته باشه.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 8:10 |

وزير اطلاعات درباره پرونده موسويان خبر داد
احراز ارائه اطلاعات به بيگانگان از جمله سفارت انگليس

 

اعلام حكم پرونده متهم امنيتي و محكوميت وي، اين بار هم با نعل وارونه رسانه هاي حامي اين جريان همراه شد به طوري كه كوشيدند با برجسته كردن تبرئه موسويان از اتهام جاسوسي، وجه ديگر اين محكوميت وي مبني بر قصد بر هم زدن امنيت كشور و انتقال اطلاعات به بيگانگان را تحت الشعاع قرار دهند.

 

اما وزير اطلاعات كه پيش از آن، بارها بر مجرم بودن موسويان بنا بر شواهد و اسنادي كه توسط مجموعه تحت مديريتش جمع آوري و در اختيار دستگاه قضايي قرار داده شده بود، تأكيد كرده بود، ادعاي اين رسانه ها مبني بر تبرئه موسويان را رد كرد و گفت: تقليل محكوميت با تبرئه تفاوت دارد.

 

به گزارش رجانيوز به نقل از كيهان، محسني اژه اي كه به همراه رئيس جمهور در سفر استاني خراسان رضوي در مشهد بسر مي برد، در مراسم كلنگ زني فرودگاه شهيد مدرس اين شهر در پاسخ به سؤالي در اين ارتباط تأكيد كرد: مطابق رأي دادگاه، محكوميت موسويان سخنگوي پيشين تيم مذاكره كننده هسته اي تقليل يافته و به هيچ وجه صحبتي از تبرئه نيست.

 

وي تصريح كرد: آن چيزي كه وزارت اطلاعات در همان ابتدا اعلام كرده بود و قاضي هم همين اتهام را تفهيم كرد،«ارائه اطلاعات به بيگانگان از جمله سفارت انگليس» بود.

 

وي گفت: ارائه اين اطلاعات "برخلاف مصالح و امنيت كشور" بود و اتفاقاً "احراز" شد و به همين جرم موسويان در دادگاه محكوم شد.

 

اژه اي گفت: قاضي دادگاه، موسويان را به 2 سال حبس تعليقي و 5 سال انفصال از خدمت محكوم كرده است و رأي صادره، تأييدكننده نظريه وزارت اطلاعات است.

 

اظهارات وزير اطلاعات مبني بر انتقال اطلاعات از سوي موسويان به بيگانگان در حالي ايراد مي شود كه وكيل وي سه شنبه گذشته ادعا كرده بود دادگاه با استناد به ذيل ماده 505 قانون مجازات اسلامي موسويان را محكوم كرده است يعني وي با هدف برهم زدن امنيت كشور قصد ارائه اطلاعات به بيگانگان را داشته اما در اين زمينه موفق نبوده است. اين در حاليست كه محسني اژه اي تأكيد مي كند ارائه اطلاعات به بيگانگان از جمله سفارت انگليس توسط موسويان احراز شد.

 

در اين صورت، حكم 2 سال حبس براي اين متهم آن هم به صورت تعليقي، كمترين مجازاتي است كه دادگاه مي توانسته براي وي منظور كند. برخي رسانه ها به صورت غير رسمي انتساب وي به خانواده شهيد و خدمات قبلي وي را دليل اين كاهش قابل ملاحظه در مجازات عنوان كرده اند. اين در حاليست كه چنانچه اين منطق در انشاء رأي اصل قرار گرفته بنا بر نمونه هايي كه چنين ملاحظاتي در آن پرونده ها نيز موجود بوده اما خيانت سنگين مانع برخورد قاطع نشده است، به شدت سؤال برانگيز است چراكه خيانت به ملت و انتقال اطلاعات به بيگانگان در حساس ترين شرايط كشور و درحوزه يكي از مهم ترين موضوعات راهبردي كشور يعني موضوع هسته اي انجام شده است.

 

پيش از اين برخي محافل از احتمال تأثيرگذاري برخي افراد ذي نفوذ بر روند رسيدگي به اين پرونده ابراز نگراني كرده بودند به نحوي كه وزير اطلاعات نيز به اين حمايت ها از موسويان اشاره كرده بود.

 

موسويان سخنگو و عضو ارشد تيم سابق هسته اي به مديريت حسن روحاني بود كه پس از بركناري روحاني از اين جايگاه، موسويان نيز همراه او به مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت رفت و معاون پژوهش هاي بين الملل اين مركز شد. شايد به دليل همين مناصب مهم در حوزه سياست خارجي هم بود كه او به اسناد طبقه بندي شده و اطلاعات محرمانه دسترسي داشت و نيازي به حصول مخفيانه اسناد نداشت تا عنوان جاسوس از لحاظ حقوقي بر او بار شود.

 

حسن روحاني طي قريب به يكسال گذشته بارها از موسويان دفاع كرد و حتي در گفتگويي كه با ويژه نامه نوروزي يك هفته نامه انجام داد با ژست حق به جانب به نمايندگي از افكار عمومي و وجدان عمومي! موسويان را تبرئه كرد و اين موضوع را تمام شده خواند: «اینكه ریشه داستان چه بود، الان زمان بیانش نیست كه آن را باز كنیم. شاید یك زمانی فرا برسد كه بتوانیم آن را باز كنیم و روشن‌تر بگوییم كه ماجرا چه بود. اما هر چه كه بود آن قاضی‌ای كه دستور بازداشت ایشان را صادر كرده بود و هفت‌‌ماه او را بازجویی كرد، در نهایت قراری را صادر كرد مبنی بر این اتهامات بی‌اساس است و بالاتر از این سخنگوی قوه قضائیه آمد و رسما آن را اعلام كرد. به اعتقاد من، این پرونده از نظر افكار عمومی و وجدان عمومی تمام شده است

 

بنابر اين گزارش، دادخواستي كه دادستان تهران پس از احراز مجرميت موسويان تقديم دادگاه كرده بود، تأكيد بر اقدام عليه امنيت ملي كشور از طريق در اختيار گذاشتن اطلاعات سري درباره سياست خارجي و نگهداري اسناد و مدارك داراي طبقه بندي داشت كه بر اساس ماده 505 مجازات اسلامي هركس با هدف برهم زدن امنيت كشور به هر وسيله اطلاعات طبقه بندي شده را با پوشش مسئولان نظام يا مأموران دولت يا به نحو ديگري جمع آوري كند، چنانچه بخواهد آن را در اختيار ديگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم مي شود.

 

بنابراين، حكم صادره نشان مي دهد دادگاه نيز پذيرفته كه موسويان با هدف برهم زدن امنيت كشور اسناد طبقه بندي شده را در اختيار ديگران قرار داده است چرا كه اگر اين قصد احراز نمي شد، قاضي مي توانست با استناد به ماده 506 به جاي ماده 505 قانون مجازات اسلامي وي را به حبس سبك يك تا شش ماه محكوم كند.

 

اين در حاليست كه هنوز مشخص نيست نحوه رسيدگي احتمالي به اعتراض ملت درخصوص حكم سبك صادره براي اين متهم به چه نحوي بايد باشد و همچنين حاميان اين متهم كه طي يك سال گذشته بارها با جوسازي ها و اظهارنظرهاي مختلف او را بي گناه خوانده بودند، چگونه بايد پاسخگوي اظهارات كذب و بي پايه خود باشند؟

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 7:27 |

پایان اسطوره‌سازی از یک متهم/ موسویان محکوم شد

 

 

پس از گذشت قریب به یک سال از بازداشت حسین موسویان، سخنگوی تیم سابق هسته ای و تلاش برخی رسانه های نزدیک به وی برای تبرئه و بی گناه نشان دادن او، امروز خبرگزاری ها به نقل از منابع آگاه و سپس به نقل از وکیل این متهم، از محکومیت وی به دو سال حبس تعلیقی و 5 سال محروميت از مشاغل ديپلماتيك در وزارت خارجه و هر نوع شغل مرتبط با امور بين‌المللي در تمام نهادها و ارگانهاي كشور خبر دادند.

 

به گزارش رجانیوز، محکومیت موسویان بر اساس دادخواستی بود که دادستان تهران جرم آن را به عنوان «اقدام عليه امنيت ملي كشور از طريق در اختيار گذاشتن اطلاعات سري پيرامون سياست خارجي و نگهداري اسناد و مدارك داراي طبقه‌بندي» احراز کرده بود.

 

این اتهام مستند به ماده 505 قانون مجازات اسلامی است که اشعار می دارد: «هر كس باهدف بر هم زدن امنيت كشور به هر وسيله اطلاعات طبقه بندى شده را با پوشش مسئوولين نظام يا مأمورين دولت يا به نحو ديگر جمع آورى كند چنانچه بخواهد آن را در اختيار ديگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم مى شود

 

این محکومیت بدان معناست که دادگاه رسماً پذیرفته است که موسویان با هدف برهم زدن امنیت کشور اسناد طبقه بندی شده را در اختیار دیگران قرار داده و یا قصد انجام این کار را داشته است.

 

به هرحال آنچه در این میان مهم است انگیزه موسویان از ارتباط غیرقانونی با بیگانگان است که پیش از این رجانیوز از آن به عنوان مرثیه ای برای ایران یاد کرده بود.

 

در این میان توجه به ماده 506 قانون مجازات اسلامی که در آن جرم تخلیه اطلاعاتی بدون انگیزه اقدام علیه امنیت ملی قابل توجه است که دادگاه تشخیص داده است که حتماً موسویان قصد برهم زدن امنیت ملی را داشته و اگر این قصد احراز نمی شد، قاضی می توانست با استناد به ماده 506 قانون مجازات اسلامی، وی را به حبس سبک 1 تا 6 ماه محکوم کند.

 

این در حالیست که چندی پیش یکی از دیپلماتهای ارشد کشور ادعا کرده بود موسویان جاسوس نبود اما در برخورد با بیگانگان باز عمل می کرد. عدم استناد دادگاه به ماده 506 این ادعا را منتفی می سازد.

 

اما این که چرا دادگاه موسویان را بر اساس ماده 501 قاون مجازات اسلامی به جرم جاسوسی محکوم نکرده است، به نظر می رسد با توجه به این که یکی از عناصر مادی جرم جاسوسی عدم صلاحیت دسترسی جاسوس به اسناد طبقه شده و حصول مخفیانه آن اسناد است، دادگاه دریافته است که موسویان صلاحیت دسترسی به اسناد را داشته و یا به صورت غیرمخفیانه این اسناد را دریافت کرده است و به همین علت موسویان را جاسوس ندانسته است.

 

این مساله را پیش از این نیز یکی از مقامات قضایی بیان کرده بود.

 

خبرگزاری فارس در خبری که امروز منتشر کرد به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد حسين موسويان به دو سال حبس تعليقي و 5 سال محروميت از مشاغل ديپلماتيك و دولتي در وزارت خارجه و هر نوع شغل مرتبط با امور بين‌المللي در تمام نهادها و ارگانهاي كشور محكوم شد.

 

اين منبع آگاه افزود: اتهام سيد حسين موسويان پس از طي مراحل بازپرسي و تكميل تحقيقات به استناد ماده 505 قانون مجازات اسلامي مبني بر اقدام عليه امنيت ملي كشور از طريق در اختيار گذاشتن اطلاعات سري پيرامون سياست خارجي و نگهداري اسناد و مدارك داراي طبقه‌بندي توسط دادستان عمومي و انقلاب احراز شد.

 

وي يادآور شد: پس از احراز اتهامات، اين پرونده با صدور كيفر خواست از سوي دادستان تهران به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران ارجاع و رئيس دادگاه براي تاريخ 10/1/87 وقت رسيدگي تعيين كرد.

 

وي اضافه كرد: در اين تاريخ متهم همراه وكلاي خود در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران حاضر و تحت محاكمه قرار گرفت و به استناد ماده 505 قانون مجازات اسلامي به جرائم مذكور محكوم شد.

 

وي تاكيد كرد: از آنجايي كه سيد حسين موسويان براي اولين بار مرتكب جرم مي‌شد، رئيس دادگاه با توجه به اينكه نامبرده جزء خانواده محترم شهدا بود و در دستگاههاي اجرايي سوابق خدمت داشت، زندان وي را از تعزير به تعليق تبديل كرد.

 

وي در پايان گفت: حكم رسيدگي به اتهامات موسويان در تاريخ 14/01/87به وي ابلاغ شد. اين حكم بدوي است و نامبرده از تاريخ مذكور طي 20 روز مهلت دارد درخواست تجديد نظر نمايد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 18:16 |


همزمان با انتشار خبر قطع رابطه آمريكا با ايران، امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي در پيامي خطاب به ملت ايران به بيان مواضعشان در ارتباط با اين حادثه سياسي پرداختند.


بسم الله الرحمن الرحيم


ملت شريف ايران ، خبر قطع رابطه بين ايران و آمريكا را دريافت كردم و اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است ، همين قطع رابطه است. رابطه بين يك ملت بپاخاسته براي رهايي از چنگال چپاولگران بين‌المللي با يك چپاولگر عالم‌خوار ، هميشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيك مي‌گيريم ؛ چون كه اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد آمريكا از ايران است. ملت رزمنده ايران اين طليعه پيروزي نهايي را كه ابرقدرت سفاكي را وادار به قطع رابطه - يعني خاتمه دادن به چپاولگري‌ها - كرده است ، اگر جشن بگيرد، حق دارد. ما اميدواريم كه نابودي سرسپردگاني مثل سادات و صدام حسين به‌زودي انجام گيرد و ملت‌هاي شريف اسلامي به اين انگل‌هاي خائن ، آن كنند كه ملت ما با محمدرضاي خائن كرد ؛ و به دنبال آن براي آزاد زيستن و به استقلال تمام رسيدن ، قطع روابط با ابرقدرت‌ها خصوصا آمريكا نمايند. من كرارا گوشزد نموده‌ام كه رابطه ما با امثال آمريكا ، رابطه ملت مظلوم با جهان‌خواران است.

شما اي ملت عزيز! كه براي رضاي خداوند متعال ، با بانگ " الله اكبر " بر دشمنان خود چيره شديد و آزادي و استقلال را به دست آورديد ، با اتكال به خداوند تعالي و حفظ وحدت كلمه مهيا باشيد براي رودررويي دشمنان اسلام و دشمنان مستضعفين ؛ شما به خواست خداي تعالي پيروز هستيد و بر مشكلات غلبه خواهيد كرد. صدام حسين كه همچون شاه مخلوع چهره قبيح غيراسلامي و انساني خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف كمر بسته و با مسلمانان مظلوم براي رضاي كارتر ، آن كند كه مغول كرد، و با علماي اسلام خصوصا حضرت آيت الله آقاي سيد محمدباقر صدر ، آن كند كه رضا خان و محمدرضا پهلوي با علما و روحانيون و ساير طبقات كردند، بايد بداند كه با اين اعمال ضد اسلامي ، گور خودش و رژيم تحميلي غيرانساني و غيرقانوني بعث را با دست خود مي‌كند.

ملت شريف عراق! شما اخلاف آنان هستيد كه انگليس را از عراق راندند ؛ بپا خيزيد و قبل از آن كه اين رژيم فاسد همه چيز شما را تباه كند ، دست جنايتكار او را از كشور اسلامي خود قطع كنيد. اي عشاير فرات و دجله! همه با هم و با همه ملت اتحاد كنيد و اين ريشه فساد را قبل از آن كه فرصت از دست برود ، قلع و قمع نماييد ، و براي خدا، دفاع از كشور اسلامي خود و از اسلام مقدس نماييد كه خدا با شماست.

اي ارتش عراق! اطاعت از اين مخالف اسلام و قرآن نكنيد و به ملت بگراييد و دست آمريكا را كه از آستين صدام بيرون آمده است قطع كنيد و بدانيد اطاعت از اين سفاك ، مخالفت با خداي متعال است و جزاي آن عار و نار است. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمين و كشور ايران را خواستارم. و السلام عليكم و رحمه الله.

روح‌الله الموسوي الخميني

منبع: صفحه 233 جلد 12 صحيفه حضرت امام (ره)

......................................................

حالا بعد از گذشت ۲۸ سال از این اتفاق مبارک شاهد ثمرات آن هستیم. ایرانی که در زمان رابطه با شیطان بزرگ قادر به ساختن آفتابه! هم نبود و یا باید از ارباب آمریکایی خود اجازه می گرفت بعد از انقلاب و به یمن این قطع ارتباط در چنین روزی و در سالگرد این قطع ارتباط مبارک پیروزی بزرگ هسته ای خود را جشن می گیرد. سال گذشته کاوشگر به فضا فرستادیم و در سایر رشته های علمی نیز پیروزی های بزرگی برای جهان اسلام به نام ایران ثبت شد.

اگر ملت عراق هم در هنگام شنیدن پیام امام خمینی (س) به پیام ملکوتی ایشان لبیک می گفتند امروز شاهد اشغال کشورشان توسط وحشی ترین حیوانات روی زمین نبودند..........

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 7:7 |

مهمترین رهبر دنیا از نگاه یک مؤسسه آمریکایی

 

 

مؤسسه كارنگی برای صلح با انتشار مقاله بسیار تفصیلی اعلام كرد: شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد كه به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسایل جاری جهان مهم و در عین حال ناشناخته باشد.


به گزارش فارس، رادیو فردا به نقل از موسسه كارنگی اعلام كرد: مؤسسه كارنگی برای صلح به تازگی مقاله بلندی در وبسایت این مؤسسه منتشر كرده است با عنوان "بازخوانی (آیت الله) خامنه‌ای نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر در ایران.

بنابر این گزارش، مقاله بازخوانی (آیت الله) خامنه ای با جمله ای آغاز می شود كه ترجمه اش چنین است شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد كه به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسایل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما هم زمان تا این حد برای جهانیان ناشناخته باشد.

بر اساس مقاله مذكور، هر رویكردی كه در پی ایجاد رابطه با ایران است و می خواهد قرین موفقیت باشد باید قدر مناسبی برای آیت الله خامنه ای و نقش محوری او در تصمیم گیری های ایران در نظر بگیرد.

برخی دیگر از مفاد این مقاله به شرح ذیل است:

مقام های آمریكایی هنگامی كه با این انتقاد مواجه می شوند كه چرا به تماس با ایران نمی پردازند در پاسخ می گویند با چه كسی در ایران باید گفتگو كرد با این كه پاسخ شاید آیت الله خامنه ای باشد واقعیت آن است كه تا زمانی كه آقای خامنه ای رهبر است تغییری بنیادی در سیاست داخلی یا خارجی انقلاب اسلامی ایران در قبال آمریكا غیر محتمل به نظر می رسد. آیت الله خامنه ای به این دلیل به مقام رهبری انتخاب شد كه به آرمان های انقلابی و آموزه های آیت الله خمینی وفادار بود. هر طرحی كه آمریكاییان برای برقراری تماس با ایران طراحی كنند، بدون آیت الله خامنه ای پیشاپیش محكوم به شكست است.

اقدامات ناموفق دولت كلینتون و پرداختن او به خاتمی و اصلاح طلبان در سال 2000 نمونه هایی در همین زمینه به شمار می روند. طرف قرار گرفتن با آیت الله خامنه ای ویژگی هایی نیز دارد كه باید رعایت شوند. آیت الله خامنه‌ای باید متقاعد شوند كه ایالات متحده آماده است مشروعیت جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگذارد. آمریكا باید بگونه ای رفتار كند كه آیت الله خامنه ای متقاعد شوند كاخ سفید در پی تغییر رفتار خود است نه تغییر رژیم ایران.

آیت الله خامنه ای هرگز توافقی را كه متضمن قبول عقب نشینی یا پذیرفتن شكست باشد را نخواهند پذیرفت. ایشان حتی در برابر اعمال فشار هم تن به مصالحه نخواهند داد. آقای خامنه ای عمیقا باور دارد سازش در برابر فشار نتیجه معكوس می دهد و به افزایش اعمال فشار منجر می شود.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 6:46 |

پاسخ به يك فتنه

 

فيلم فتنه منتشر شد و به همراه خود آتشي از نفرت را ايجاد كرد. نفرتي كه به طور يقين بازخورد هاي آن جنگ تمدن ها را شعله ور مي سازد.

 

اين فيلم سراسر توهين و با تحريفات بسيار و جدا كردن يك قسمت از آيه و ربط دادن آن به تصاویری که هیچ ارتباطی با آیه ندارد، در صدد مخدوش كردن چهره قرآن بر آمد و بارفتاري نژاد پرستانه نسبت به 57 مليون مسلمان ساكن در قاره اروپا، عمق نفرت خود را نسبت به همزيستي مسالمت آميز اديان اعلام نمود.

 

1- فيلم وي با آيه اي از سوره انفال شروع مي شود:

 

وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿سوره انفال ایات 60 و 61﴾

 

و سپس با میکس تصاویری از برخورد هواپيما با برج دو قلو مي خواهد به بيننده القا كند كه تخريب برجهاي دو قلوي امريكا به دستور قرآن صورت گرفته است، در حالي كه این تلفیق نامربوط، تنها بی سوادی تهیه کننده و كارگردان آن را به تصویر می کشد. در اين آيه مسلمانان را ترغيب به بالا بردن توان نظامي مي كند نه ترغيب به حمله به تأسيسات دشمن و بيشتر بر قوت بازدارنگي و توازن نظامي تاكيد مي كند. مساله اي كه امروزه در سياست هاي نظامي و عرف بين الملل بسيار بر آن تاكيد مي شود اما تهيه كننده كه گويا غبار نفرت به وي اجازه نداده كه بفهمد اين آيه هيچ ارتباطي با حمله به تأسيسات دشمن ندارد. آيه شريفه درصدد بيان اين نكته است كه حفظ توازن نظامي از تجاوزگري هاي دشمن جلوگيري مي كند و کوچکترین ارتباطی با فیلم های میکس شده ندارد. اگر بخواهيم در كتاب هاي مقدس به دنبال آيه اي باشيم كه پيروانش را ترغيب به نابود كردن دشمن می کند، بايد اين آيه را از پيدا كنيم هنگامي كه يهوه دستور مي دهد:

 

اما از شهرهای این امتهایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می دهد، هیچ ذی نفس را زنده مگذار؛ بلکه ایشان را، چنان که یَهُوَه، خدایت، تو را امر فرموده است، بالکل هلاک ساز.»(سفر تثنیه، 20: 10-17.)

 

و در ادامه داستان میخوانیم که چگونه به شهر های بی دفاع حمله می کنند و مردان و زنان و کودکان اسیر را سر می برند و به آتش می اندازند (سفر تثنیه، 2: 32-37.- سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35. - سفر تثنیه، 3: 3-7.و...)

 

2- در قسمت دوم فيلم، آيه اي از اوصاف جهنم را مي خواند و با ميكس تصاويري از جنايات وهابيون مي خواهد به بيننده القا كند كه خداوند در همين دنيا اين عذاب را توسط مؤمنين بر سر كفار نازل مي كند:

 

فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِيلاً ﴿سوره نسا ایات 55 تا 57﴾

 

حال آنكه اساساً اين آيه در باره اوصاف جهنم است و خود مسيحيان هم در كتب مقدسشان آيات شديدي درباره جهنم دارند.

 

ويلدرز با استفاده از بي اطلاعي غربي ها از آيات قرآن دست به چنين تحريف بزرگي زده و آيات جهنم را به اين دنيا و آنهم عذابي كه توسط مسلمانان بايد بر سر غربي ها نازل شود، تأويل كرده اما كسي كه اندك اطلاعاتي در باره قرآن داشته باشد، دست تحريف گر وي را به وضوح خواهد ديد. حال آنکه این کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان است که دستور سوزاندن دشمنان را صادر می کند:

 

در این کتاب به فرمان خداوند، كودكان و زنان و حتي گاو و گوسفند و شهرهاي بي دفاع به آتش كشيده مي شوند. در صحيفه يوشع مي خوانيم:

 

و هرآنچه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاك كردند و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند؛ لیكن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را به خزانه خانه خداوند گذاردند.»(یوشع، 6: 20و21و24.)

 

3- در ادامه فيلم فتنه، مصاحبه با يك كرد، پخش مي شود كه او مي گويد اگر كسي مرتد شود، بايد اعدام شود. اين در حاليست كه حكم مرتد ريشه در كتاب مقدس دارد. به اين آيه از كتاب مقدس دقت كنيد:

 

اگر بشنويد مرد يا زني، بت خورشيد يا ستارگان را كه من پرستش آنها را اكيداً غدقن كردم، پرستش كند، مرد يا زن را به بيرون شهر ببرند و سنگسار كنند (تثنيه 14:2-7)

 

اين حكم مربوط به ارتداد يك شخص خاص بود ولي آيات ديگري نيز در كتاب مقدس مسيحيان وجود دارد كه اگر اهل يك شهر مرتد شدند، تمام اهل شهر از زن و مرد و حتي كودكان و گاو و گوسفندانش را بالكل هلاك كن و سپس تمامي جنازه ها را با غنائم شهر در وسط شهر بريز و به آتش بسوزان (تثنيه فصل 13: 12- 17)

 

وقتي خداي مسيحيان چنين دستورات شديدي مي دهد چگونه به يك حكم اختلافي در اسلام آنهم با شرايط خاص خود اعتراض مي كنند؟

 

4- در ادامه فيلم، بخش هايش از سخنان آيت الله مشكيني و دكتر احمدي نژاد، آورده شده است كه روزگار طلايي بشريت را در عصر ظهور موعود ادیان را ترسيم مي كنند.

 

باز هم دست تحريف گر كارگردان "فتنه"، قبل و بعد اين سخنراني را كه اشاره به ظهور منجي دارد، حذف مي كند و مي خواهد به بينندگان غربي القا كند كه رئيس جمهور ايران خود در فكر تصرف جهان می باشد. در حاليكه تمامي اين سخنراني مربوط به عصر طلايي ظهور است و اتفاقی است که به دست موعود ادیان رخ خواهد داد و خود مسيحيان هم آيات متعددي در باره ظهور منجي جهاني دارند و بر خلاف مسلمانان كه معتقد به هدايت اديان ديگر توسط منجي موعود هستند، ايشان معتقد به نابودي تمامي اديان و اقوام توسط منجي هستند و ميگويند دو سوم جمعيت جهان بايد توسط منجي ايشان نابود شوند، تا معدود افراد باقي مانده هزاره خوشبختي را طي كنند.

 

سزاوار بود به جاي بريدن تكه سخنراني يك خطيب مسلمان به سخنراني جري فارول كشيش اوانجليسيت مسيحي اشاره مي شد كه مستانه نابودي دو سوم جمعيت جهان را در زمان ظهور مجدد مسیح آرزو مي نمايد.

 

5- در ادامه فيلم به احكام زنا و همجنس گرايي در اسلام اشاره شده است. از آنجا كه ويلدرز، سياستمدار هلندي و كارگردان اين فيلم، خود در يك خانواده كاتوليك پرورش يافته، ارجاع وي به 2 آيه از كتب مقدس آنها، براي اينكه تشخيص دهند این حکم ریشه در کتاب خودشان نيز دارد، راهگشاست:

 

اگر مردي با زني و با مادر آن زن نزديكي كند، هر سه بايد سوزانده شوند. (لاويان 20: 14)

 

كسي كه همجنس گرايي كند، بايد كشته شود. (لاويان 20: 16)

 

6- كارگردان، سپس تصاويري از زنان در ميان وهابيون را به تصوير مي كشد. گرچه تصاوير انتخابي او به هيچ وجه تصوير يك زن در اسلام نيست اما بهتر است به چند آيه از كتاب مقدس ايشان اشاره كنم:

 

زن یکبار فریب خورد، پس دیگر ساکت باشد و تعلیم ندهد:

 

«و زن را اجازت نمی دهم كه تعلیم دهد... بلكه در سكوت بماند زیرا كه آدم اول ساخته شد و بعد حو‌ّا و آدم فریب نخورد بلكه زن فریب خورد.» اول تیموتاوس 2: 11 – 12

 

نتیجه اینکه به دو دلیل زن حق تعلیم ندارد: 1- دوم ساخته شد، 2- او بود که فریب خورد.

 

زنان برای مردان آفریده شدند.

 

«و نیز مرد بجهت زن آفریده نشد بلکه زن برای مرد» (قرنتیان 11: 9)

 

فروختن دختر به عنوان کنیز!

 

یكی از احكام كه در عهد عتیق ذكر شده احكام فروختن دختر به عنوان كنیز است و برای آن قوانینی وضع نموده اند و مسیحیان این احكام را از جانب خداوند می دانند:

 

«اگر شخصی دختر خود را به کنیزی بفروشد باید در سال هفتم آزاد كند...» (سفر خروج ۲۱)

 

برتری بی چون و چرای مرد بر زن

 

«اما می خواهم شما بدانید که سر هر مرد مسیح است وسر زن مرد» (رساله ی پولس رسول به قرنتیان 11: 3)

 

7- وي در قسمتي از فيلم مصاحبه ساختگي با دختر كوچكي را پخش مي كند كه وي مي گويد يهوديان ميمون و خوك هستند و اين مطلب را به قرآن مستند مي كند.

 

گرچه جناب ویلدرز نتوانستند چنين آيه اي را در قران بيابد اما بهتر است بداند بنا به نقل انجيل، غير بني اسرائيل سگ محسوب مي شوند و عيسي ابا مي كرد كه به سگان -غير بني اسرائيل-، نان بدهد. در داستانی از انجیل متی می خوانیم:

 

زنی یونانی و از اهالی فینیقیه سوریه بود، از عیسی خواهش کرد که دیو را از دخترش بیرون کند.عیسی باو فرمود: «بگذار اول فرزندان سیر شوند، درست نیست نان فرزندان را گرفته و پیش سگها بیندازیم.» زن جواب داد: «ای آقا درست است اما سگهای خانه نیز از خورده ریزهای خوراک فرزندان می خورند.» (متی 15: 21 ــ 28)

 

در تعبيري ديگر حضرت عيسي مسيح، مردم را به دو دسته گوسفندان و بزها تقسيم مي كند. گوسفندان همان مؤمنان مسيحي هستند و بزها غير مسيحيان به شمار مي آيند. از جناب ويلدرز بايد پرسيد جايگاه او در اين ميان كجاست؟ وقتی انجیل داستان بازگشت مجدد مسیح را نقل می کند، می گوید:

 

وقتی پسر انسان با جلال خود همراه با همه فرشتگان می آید، بر تخت پادشاهی خود خواهد نشست و تمام ملل روی زمین در حضور او جمع می شوند. آنگاه او مانند شبانی که گوسفندان را از بزها جدا می کند، آدمیان را به دو گروه تقسیم خواهد کرد. گوسفندان را در دست راست و بزها را در دست چپ خود قرار خواهد داد. (متی 25: 31 -33)

 

8- رشد گسترش اسلام

 

طبق آمار ادعایی فیلم در هلند سال 1909 تنها 54 مسلمان وجود داشته و در 1990 458 هزار مسلمان و در سال 2004، اين عدد به 944 هزار نفر رسيده است. در ادامه پيش بيني شده با اين روند گسترش اسلام، اروپا يك جامعه اسلامي شود.

 

اين واقعيتي است كه جامعه اروپا كه از فرهنگ مسيحي زده شده و تهي بودن بي خدايي را لمس كردند، به دنبال يك جايگزين جديد مي گردند و وقتی از تاریکی راه های رفته خسته شدند، نور خداوند را در دین اسلام مشاهده نمودند و طبق آمار روند گسترش اسلام با همین سرعت اروپا طی 50 سال آینده، یک قاره مسلمان نشین خواهد بود. رشد حمله مسيحيان به اسلام نشان از ترس آنها از گسترش اسلام در ميان جوانان غربي دارد؛ چنانكه اين ترس در اين فيلم به وضوح ملموس است.

 

9- نژاد پرستي در فيلم فتنه

 

در اين فيلم احساس نژاد پرستي ترويج مي شود. تهیه کننده و كارگردان فيلم، يك دست راستي نژادپرست اروپايي است كه تمام وجودش را نفرت از ديگر نژاد ها پر كرده است.

 

در یک پلان از فیلم رشد آماری مسلمانان (و نه اسلام) در هلند را نشان می دهد که به بهترین شکل گویای انسان ستیزی کارگردان است. در این پلان بلا فاصله پس از نشان دادن جنایات وهابیون، نموداری را نشان می دهد که بیانگر رشد عددی مسلمانان است و به مخاطب تلقین می کند که هر کس که جزو این آمار است، متعلق به همان جنایتکاران است.

 

این فیلم، نه فیلمی ضد مذهبی که فیلمی ضد انسان است. این فیلم هر فردی را که به غلط یا درست مسلمان نامیده می شود، در معرض خطر تهاجمات نژاد پرستی قرار می دهد و با اتکا به همان قوانین هلند می توان علیه کارگردان اعلام جرم کرد.

 

10- ويلدرز حركت هاي افراطي وهابيون را به عنوان نماد اسلام به تصوير مي كشد در حاليكه اين جريان كه وظيفه اي جز ريختن خون ديگر انسان ها و عمدتاً مسلمانان ندارد، هيچ ربطي به اسلام ندارد و اگر اعمال هر جنایتکاری به دين شخص مربوط مي شود، ما خون آشام تر از هيتلر مسيحي نداشتيم. کشیشان مسیحی پر قدرت در دستگاه حکومت نازی فعالیت داشتند و يا تاريخ هيچگاه جنايات پاپ ها و مبشرین مسیحی در سوزاندن و توبه دادن دانشمندان و بردگی کشاندن قاره آفریقا را فراموش نمي كند.

 

زدن همه‌ی مسلمان با یک چوب واقعاً در ماهیت چه فرقی با روش تکفیرکنندگان متعصب مذهبی دارد؟ این هم مصداق از آن سوی بام افتادن است. بین جامعه‌ی مسلمانان -با همه‌ی کمی و کاستی‌هايش- با مشتی فناتیک مذهبی فرق و فاصله هست.

 

11- خط‌کشیدن بین جامعه‌ی غربی "متمدن" و جامعه‌ی اسلامی "بربر"، نشانی است از بی‌دانشی در حوزه‌ی تاریخ. تا انسان بوده، انسان‌ها از هم تأثیر گرفته‌اند و از هم آموخته‌اند. آيا هلند در چند قرن قبل، ساكناني جز قبايلي بيابانگرد و وحشي داشته و همچنانكه مردم چين از مغول ها هراس داشتند، مردم متمدن رم و تركيه، شب و روز از ترس حملات اين اقوام بربر در هراس بودند. چنانچه گوستابلوون می گوید غرب فراموش کرده اگر مسلمانان و تمدن عظیم اسلامی نبود، تا 500 سال دیگر هم در توحش خود به سر می برد.

 

12- نتیجه ای که ویلدرز از فیلم می گیرد این است که كه قرآن كتابي فاشيستي است.

 

ما تمام اديان را دين محبت مي دانيم ولي اگر بنا باشد در ميان كتب مقدس، كتابي را فاشيستي بدانيم، با توجه به آياتي كه ويلدرز از قرآن انتخاب كرده و آياتي كه ما از كتاب مقدس بيان كرديم، كدام كتاب را بايد فاشيستي خواند؟
بهتر است به جناب ويلدرز و پاپ كه در سخنراني سال قبل اسلام را دين خشونت معرفي كرد، ياد آوري شود، كسي كه خانه اش از شيشه است، نبايد به خانه ديگران سنگ اندازي كند.

رجانیوز

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 6:22 |

استراژي ما در برابر فيلم فتنه

 

محمد کاشاني*

 

رشد اسلام گرايي در اروپا مسيحيان تندرو را بر آن داشته تا دست به حملات توهين آميز و ناجوانمردانه نسبت به اسلام بزنند. سلسله حملات منسجمي از سخنراني توهين آميز پاپ تا كاريكاتورهاي دانماركي و امروز هم فيلم موهن "فتنه" و فيلم بعدي كه در راه است. (كارتون هجو آميزي در باره يكي از زنان پيامبر اسلام) همه و همه نشان از ترس مسيحيان تندرو از گسترش اسلام در اروپا است.

 

در موارد قبل، جوشش و عشق مسلمانان به پيامبر مهرباني ها، آنان را بر آن داشت تا به خيابان ها بريزند و اعتراض خود را به اين اقدامات توهين آميز نشان دهند ولي چنان كه افتد و داني اين واكنش ها اثر چنداني نداشت و فقط حساسيت و عشق مسلمانان را نسبت به پيامبرشان نشان مي داد و در طرف مقابل هر كسي كه دچار شهوت شهرت بود، قلمي به دست گرفت و طعني به اسلام زد، شايد در قبال اين توهين به نان و نوايي برسد.

 

اين بار گريت وايلدرز نماينده پارلمان هلند با ساختن فيلم كوتاه فتنه و تلفيق قرآن با اعمال تروريستي وهابيان -كه وظيفه اي جز ريختن خون ديگر مسلمانان ندارند-، خواست نشان دهد اسلام با تروريست برابر است و خواستند به بهانه دفاع از آزادي بيان، سنگي به قامت رعناي اسلام بزنند غافل از آنكه چراغي را كه ايزد بر فروزد، هر آن كس پف كند ريشش بسوزد.

 

مهمترين سوالي كه اكنون با آن روبرو هستيم اين است كه واكنش مسلمانان نسبت به فيلم فتنه بايد چگونه باشد؟

 

آيا باز هم لازم است كه به خيابنها بريزند و پرچم هلند را به آتش بكشند و خشم خود را از اين كار غيراخلاقي و غيرانساني هلندي ها نشان دهند؟ و یا بايد به انتظار محكوميت مجامع حقوق بشر بشينند و دست بر روي دست بگذارند؟ و يا راه سومي هم وجود دارد تا هم مسيحيان افراطي نتوانند لذت توهين به بيش از يك مليارد و نيم مسلمان را احساس كنند و هم از تكرار چنين توهين هايي كه نتيجه اي جز جنگ تمدن ها به بار نخواهد آورد جلو گيري شود؟

 

آن راه سوم چيست؟

 

تاريخ تكرارپذير است. اگر خود را در موقعيت اول انقلاب و حمله عراق به ايران قرار دهيم، دشمن متجاوز، ناجوانمردانه، حمله اي سنگين به ايران را آغاز كرد و در مقابل اين حمله 3 نوع پاسخ داده شد.

 

پيشنهاد اول از طرف بني صدر ارائه شد و خائنانه دست بر روي دست گذاشت. "زمين" را به "زماني" كه هيچگاه به دست نياورد، فروخت و به التماس محكوميت مجامع جهاني وقت گذراند.

 

راه حل دوم افرادي بودند كه به خيابانها ريختند و پرچم عراق را به آتش مي كشيدند.

 

اين دو راه حل مشكلي را حل نكرد و تنها راه حل سوم پاسخ داد و آن هم شيرمرداني كه برخاستند و پاسخ هر گلوله اي را با گلوله اي و هر موشكي را با موشكي دادند تا دشمن را عاجزانه بر سر جاي خود نشانيدند.

 

امروز ما درست در همان موقعيت قرار داريم دشمني مجهز با تمام تجهيزات حمله اي سنگين به مقدسات ما را آغازيده است. ما در برابر اين دشمن چه باید كنيم؟ آيا به روش بني صدر به انتظارمحكوميت مجامع حقوق بشر بنشينيم و زمين را به زمان بفروشيم و يا به مانند كاريكاتور هاي دانمارك به خيابان ها بريزيم و پرچم هلند را به آتش بكشيم؟ و يا راه حل سوم را پيش بگيريم و هر حمله اي را به حمله اي متقابل پاسخ دهيم و هر توهيني را پاسخي دندان شكن دهيم.

 

البته اين مسلم است كه آيين ما، اجازه توهين به مقدسات ديگران را نمي دهد و نمي توانيم و نبايد به مقدسات مسيحيان تندرو توهين كنيم ولي آيا نمي توان واقعيت هاي كتاب مقدس موجود مسيحيان را هم به تصوير كشيد؟

 

اگر به خاطر يك آيه جهاد كه در شرايطي كاملاً انساني وضع شده به ما تهمت تروريست بودن مي زنند، خوب است بدانيم در كتاب مقدس موجود مسيحيان، خشونت هاي چندش آوري وجود دارد كه قلب هر انساني از شنيدن آن به درد مي آيد. هنگامي كه به فرمان "يهوه" به شهرها حمله مي كنند و كودكان و زنان را به آتش مي كشند و كودكان شيرخواره مقابل چشم مادران سر بریده می شوند و ميليونها انسان، به خاطر تصاحب زمينشان، بدين طريق نابود مي شوند.

 

آيا به تصوير كشيدن اين خشونت ها كه از واقعيت هاي كتاب مقدس مسيحيان است، پاسخ مناسبي به توهين کنندگان مسيحی- صهیونیسم نيست؟

 

اگر ما به خاطر وجود آيه جهاد كه فقط در شرايط ميدان جنگ وضع شده، تروريست هستیم، پس بايد نام اين نسل كشي هاي مليوني كتب مقدس را چه بنهيم؟

 

مناسب است به چند نمونه از اين موارد در كتاب مقدس اشاره شود:

 

در جنگ هیچ جنبده‌ای را زنده مگذار

 

در كتاب مقدس وقتي حضرت موسي  مأموريت مي‌يابد که بني‌اسرائيل را از مصر به كنعان آورد، در بين راه با قبايلي برخورد مي‌كنند كه بنا است بني‌اسراييل در سرزمين ايشان زندگي كنند و بايد اين قبايل از بين بروند؛ لذا در كتاب مقدس نوشته شده است که خدا به حضرت موسي  دستور مي‌دهد با اين قبايل بجنگ و همۀ ايشان از زن و مرد و كوچك و شيرخوار را از دم شمشير بگذران:

 

«چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی... از شهرهای این امت‌هایی که یَهُوه، خدایت، تو را به ملکیت می‌دهد، هیچ ذی‌نفس را زنده مگذار؛ بلکه ایشان را،...، بالکل هلاک ساز.» (سفر تثنیه، 20: 10-17)

 

گناه كودكان شيرخواره‌اي كه در اين شهرها زندگي مي‌كردند چه بود؟ چرا بايد قتل‌عام مي‌شدند؟ گناهشان جز اينكه ساكن شهري هستند كه بني‌اسرائيل به زمين آن چشم دارند، چه بود؟

 

حضرت موسی زنان و اطفال را مي‌كشد

 

حال ببينيم حضرت موسي  با اين دستور چه مي‌كند؟

 

بنا بر این روایت تحریف‌شده کتاب مقدس، وقتي ايشان به شهر سيحون حمله مي‌كنند، همۀ زنان و كودكان را نيز از دم شمشير مي‌گذرانند تا بتوانند زمين ايشان را تصرف كنند:

 

«آنگاه سیحون با تمامی قوم خود به مقابلۀ ما برای جنگ كردن در یاهَص بیرون آمدند. و یَهُوَه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده، او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم و تمامی شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاك كردیم كه یكی را باقی نگذاشتیم. لیكن بهایم را با غنیمت شهرهایی كه گرفته بودیم،.» (سفر تثنیه، 2: 32-37.)

 

چرا كودكان اجازه نداشتند زنده بمانند؟ چرا باید همۀ ساكنان اين مملكت از بين بروند تا ساكنان جديد در اين سرزمين ساكن شوند؟

 

فقط دختران باكره زنده بمانند

 

لشگريان حضرت موسي  به قبيله مديان حمله مي‌كنند و همۀ مردانشان را قتل‌عام مي‌كنند و زنان و كودكان را اسير مي‌كنند و غنائم شهر را جمع مي‌كنند و بقيۀ شهر را در آتش مي‌سوزانند. چون اسرا و غنائم را نزد حضرت موسي مي‌برند؛ وي بر قوم خود غضبناك مي‌شود و مي‌فرمايد آيا همۀ زنان و كودكان را زنده نگاه داشتيد؟ پس الآن هر ذكوري از اطفال را و هر زني كه مرد شناخته و با او همبستر شده را بكشيد!

 

به متن كتاب مقدس دقت كنيد:

 

«و بنی‌اسرائیل زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند، و جمیع بهایم و جمیع مواشی ایشان و همه‌ی املاك ایشان را غارت كردند و تمامی شهرها و مساكن و قلعه‌های ایشان را به آتش سوزانیدند و تمامی غنیمت و جمیع غارت از انسان و بهایم گرفتند..... موسی به ایشان گفت: آیا همۀ زنان را زنده نگاه داشتید؟.... پس الآن هر ذكوری از اطفال را بكشید و هر زنی را كه مرد را شناخته، با او همبستر شده باشد بكشید و از زنان هر دختری را كه مرد را نشناخته و با او همبستر نشده، برای خود زنده نگاه دارید... و غنیمت سوای آن غنیمتی كه مردان جنگی گرفته بودند، از گوسفند، 675 هزار رأس بود و از گاو، 72 هزار رأس و از الاغ، 61 هزار رأس و از انسان از زنانی كه مرد را نشناخته بودند، 32 هزار نفر بودند.» (سفر اعداد، 31: 9-20 و 32-35)

 

چنانكه ديديم؛ تعداد دختران باكره‌اي كه زنده ماندند، 32 هزار نفر بود و از اينجا مي‌توان حدس زد كه تعداد كشته شدگان چقدر بوده است.

 

سؤال اساسي اينجاست كه كودكان كه در دست حضرت موسي  اسیر بودند، چرا بايد قتل‌عام شوند و نیز زنان اسيري كه در دست حضرت موسي  بودند نیز بايد در جلوي چشم فرزندانشان كشته شوند؟

 

در هر جنگي كه چنين فاجعه‌اي رخ دهد، تمام جوامع انساني اين عمل را محكوم مي‌كنند و خدايي كه پيامبري را فرستاده تا آدميان را به قلّۀ رفيع انسانيت برساند، آيا سزاوار است اين گونه کشتار كودكان اسير را روا بدارد؟ به راستی چگونه می‌توان پذیرفت که خداوندِ محبّت چنین فرامینی صادر کند؟

 

کشتار و سوزاندن زنان و کودکان توسط یوشع

 

در ادامۀ اين جنگ‌ها و نسل‌كشي‌ها، نوبت به يوشع مي‌رسد. ايشان ديگر نه تنها مردم و زنان و كودكان بي‌پناه شهرها را سرمي‌بريد، بلكه گاو و گوسفندها را هم سربريده، همه را از دم هلاك كرده، سپس شهر را در آتش سوزانيد:

 

«آنگاه قوم صدا زدند و كَرِنّاها را نواختند. و چون قوم آواز كَرِنّا را شنیدند و قوم به آواز بلند صدا زدند، حصار شهر به زمین افتاد. و قوم یعنی هركس پیش روی خود به شهر برآمد و شهر را گرفتند و هرآنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشیر هلاك كردند و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند؛ لیكن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را به خزانۀ خانۀ خداوند گذاردند.» (یوشع، 6: 20و21و24)

 

البته هر لشگر پيروزي مي‌تواند به زن و كودكان شهر مغلوب و حتي به گاو و گوسفندهاي شهر رحم نكند و همه را از دم قتل‌عام كند ولي كشتن بي‌هدف بهایم چه منفعتي براي لشگر پيروز دارد؟

 

کشتار ایرانیان

 

در کتاب استر می‌خوانیم: خشایار شاه پادشاه پارس در آخرین روز جشن 180 روزه دستور داد ملكه وشتی زیبایی‌اش را به مقامات و مهمانانش نشان دهد. ملكه امتناع ورزید و پادشاه بسیار خشمناك شد و در همان مجلس ملکه وشتی را طلاق داد و از میان تمام دخترانی که به حرمسرا آمده بودند، استر دختر یتیم یهودی انتخاب شد و وی به جای وشتی ملکه ایران می‌شود.

 

پس از این جریان، هامان وزیر خشایار شاه، توطئه‌ای برای قتل یهودیان می‌چیند اما این توطئه به ضرر وی تمام می‌شود و خشایار شاه دستور قتل هامان و تمام پسرانش را صادر می‌کند و همچنین اجازه مي‌دهد مخالفين‌شان را از ميان بردارند و "مردخای" پسر عموی استر فرمانی بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد. فرمانی كه به یهودیان اجازه می‌داد مخالفین خود را از هر قومی كه باشند، بكشند و دارایی‌شان را به غنیمت بگیرند. تورات می‌گوید در سراسر مملكت همه از یهودیان می‌ترسیدند تمام حاكمان و استانداران، مقامات مملكتی و درباریان از ترس مردخای، به یهودیان كمك می‌كردند و به این ترتیب یهودیان به ایرانیان حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده، كشتند. (استر 6:9)

 

در كتاب مقدس مي‌خوانيم در آن روز تنها در پایتخت 500 نفر را كه 10 پسر هامان نیز جزو آنها بودند، كشته‌اند. روز بعد، باز یهودیان پایتخت جمع شدند و 300 نفر دیگر را كشتند. بقیه یهودیان در سایر استان‌ها، 75 هزار نفر از دشمنان خود را كشتند و در هیچ کجا نقل نشده که این همه کشتار در ازای ریخته شدن حتی یک قطره خون از یک یهودی باشد و سپس تورات یادبود این جشن، ایرانی‌کشی را بر یهودیان فرض و لازم گردانید. (استر 32:10) پوریم یكی از بزرگترین جشن‌های یهودیان است. آنان هر ساله واقعه كشتار 75هزار و 800 نفر ايراني را هر ساله جشن مي‌گيرند و به همین مناسبت، سیزدهم ماه ادار را روزه می‌گیرند. چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به رقص و پایكوبی می‌پردازند و این پاداش ایرانیانی بود که به نقل کتاب مقدس و توسط کورش یهودیان را از اسارت 70 ساله بابلی رهانیدند و به آنها حیاتی دوباره بخشیدند.

 

حکم مرتد

 

یکی از اعتراضاتی که مبشران مسیحی به اسلام وارد می‌کنند، بحث ارتداد است. البته این بحث را با نگاهی غیرواقع‌بینانه و به نحوی مغرضانه بیان می‌کنند، در حالیکه در کتاب مقدس هم احکام شدیدی برای مرتد وضع شده که به یک نمونه آن اشاره می‌کنیم كه اگر اهل یک شهر مرتد شوند، دستور متفاوت می‌شود و باید همه اهالی شهر از کوچک بزرگ و حتی گاو و گوسفند از دم کشته شوند و اجسادشان نیز با اتش سوزانده شود.

 

اگر درباره یكی از شهرهایی كه یَهُوَه خدایت به تو به جهت سكونت می‌دهد كه بعضی پسران بلّیعال از میان تو بیرون رفته، ساكنان شهر خود را منحرف ساخته، گفته‌اند برویم و خدایان غیر را كه نشناخته‌اید، عبادت نماییم  آنگاه تفحص و تجسس نموده نیكو استفسار نما و اینك اگر این امر صحیح و یقین باشد كه این رجاست در میان تو معمول شده است. البته ساكنان آن شهر را به دم شمشیر بكُش و آن‌را با هرچه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاك نما. و همه‌ی غنیمت آن‌را در میان كوچه‌اش جمع كن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یَهُوَه خدایت به آتش بالكّل بسوزان و آن تا به ابد تلّی خواهد بود و بار دیگر بنا نخواهد شد. (تثنیه فصل 12:13 -17)

 

قطع كردن دست

 

و همچنين مسيحيان هميشه به احكام اسلام طعن مي‌زنند و به خاطر نمونه يكي از احكام كتاب مقدس ذكر مي‌شود:


 
«
و اگر دو شخص با یكدیگر منازعه نمایند و زن یكی پیش آید تا شوهر خود را از دست زننده‌اش رها كند و دست خود را دراز كرده عورت او را بگیرد، پس دست او را قطع كن و چشم تو بر او ترحم نكند.» (تثنیه 25:‌11ـ12)

 

اين آياتي است كه همه مسيحيان بايد به آن ايمان داشته باشند گرچه ديگر به آن عمل نمي‌كنند و در صورت انكار يكي از اين آيات، كليسا ترديدي در كفر ايشان نمي‌كند و با وجود اين همه آيان خشن در كتاب مقدس مسيحيان همواره به مسلمانان تهمت تروريست بودن مي‌زنند.

 

و اگر بنا باشد يكي از دو كتاب قرآن و كتاب مقدس تحريف شده را خشن بناميم، كداميك سزاوار است؟

 

و اكنون دنياي اسلام، هنرمند غيوري مي‌طلبد تا با به تصوير كشيدن اين واقعيت‌هاي موجود در كتاب مقدس به امثال جناب پاپ و وايلدرز بفهماند كسي كه خانه اش از شيشه است، نبايد به خانه همسايه سنگ اندازي كند.

 

*كارشناس اديان ابراهيمي

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 6:50 |

هفت سين اعتماد ملي!

 

 

كيهان / عبدالرضا داوري: ويژه نامه نوروزي مطبوعات كه معمولاً با بهره گيري از تمامي بضاعت تحريري و فني يك روزنامه منتشر مي شود فرصت مناسبي براي ارزيابي هويت و خط فكري آنهاست. از ميان روزنامه هايي كه در پايان سال 1386 اقدام به انتشار ويژه نامه نوروزي كرده بودند ويژه نامه روزنامه اعتماد ملي شگفت انگيز بود! چرا كه اين روزنامه خود را سخنگو و ارگان حزب اعتماد ملي- به عنوان جرياني كه با افراطيون مدعي اصلاحات مرزبندي جدي دارد- مي داند ولي ويژه نامه نوروز 87 آن در همراهي با دشمنان بيروني و بي حرمتي به ارزش هاي انقلابي گوي سبقت را از افراطيون ربوده است.

 

در اين يادداشت بنا داريم سفره هفت سين نوروزي روزنامه اعتماد ملي را بگشاييم تا روشن شود كه هشدارهاي پياپي نشريات اصولگرا در خصوص ردپاي دشمن در تحريريه روزنامه هاي دوم خردادي بدون مبنا نبوده و مي توان ويژه نامه نوروز 87 اعتماد ملي را به عنوان يكي از بارزترين اسناد در اثبات اين وابستگي تلقي كرد.

 

سين اول- سازشكاري و سلطه پذيري:

 

در ويژه نامه نوروزي اعتماد ملي مقاله اي تحت عنوان «خاورميانه؛ كانون بحران، توهم سلطه» به قلم فردي به نام «حسن رنجبر» منتشر شده كه در آن جمهوري اسلامي به تلاش براي تسلط بر خاورميانه متهم شده! و آمده است: «برخي از بي تجربه هاي عرصه سياست در ايران برتري قدرت نظامي ايران را به رخ ديگران مي كشند... و خواهان واگذاري خاورميانه به ايران هستند!» اين روزنامه سپس با تئوريزه كردن سازشكاري و سلطه پذيري چنين نوشت: «در اين فضاي پيچيده و بحراني بر سياستگذاران ما فرض است كه با... كنار گذاشتن توهم در قدرت خويش(!) و ضعف حريف منافع ملي كشور را مدنظر قرار داده و براساس آن سياستگزاري نمايند. ايران بايد بداند كه بحران هاي موجود در منطقه... زمان مناسبي است براي تعامل و ورود سازنده به جامعه جهاني و نظام بين الملل(!) و حل منصفانه مشكلات با غرب و قدرت هاي بزرگ(!). بايد توجه داشت پيشرفت عمومي جمهوري اسلامي بدون هماهنگي با قدرت هاي بزرگ امكان پذير نيست(!) ايران براي پيشرفت بايد مشكلات خود را با غرب حل كند(!).»

 

سين دوم- ستايش غرب:

 

در ويژه نامه نوروزي اعتماد ملي مقاله اي تحت عنوان «آن روي ديگر سكه» به قلم فردي به نام «روح الله حسيني» منتشر شده است. اين مقاله در شرايطي كه زنان و دختران مسلمان در فرانسه از حق حجاب محرومند و رئيس جمهور فرانسه نيز مكرراً مواضعي افراطي و همسو با آمريكا عليه ملت ايران اتخاذ مي كند به نحوي بي سابقه شيفتگي خود را نسبت به غرب عيان كرده و زبان به ستايش از دمكراسي پاريسي(!) و رفتارهاي مدني فرانسويان گشوده و ضمن حمايت از شكل گيري يك فرهنگ التقاطي(!) نوشته است: «ساختار فرهنگي و سياسي ]فرانسه[ ظرفيت و بستر شكل گيري فرهنگي التقاطي را فراهم مي نمايد تا در آن مليت ها ورنگ هاي گوناگون فرصت آميختن و آموختن را بيابند(!). اين مهم بي شك محصول قرن ها تمرين و ورزيدگي در تعريف و بسط مباني اخلاق انساني است... اين يادداشت كوتاه اداي ديني به رفتار صواب مدني ]فرانسويان[ است. نگارنده اين سطور براين باور است كه فرانسه همچنان در عرصه دمكراسي جلودار ديگر كشورهاست... رفتار مدني ]پليس فرانسه[ من را مجذوب و مبهوت خود كرد يك لحظه رفتار شخصي و جمعي خودمان را... به ياد آوردم آه از نهادم برآمد و فهميدم تا كجا از خود بيگانه ايم(!)»

 

سين سوم- سران گروهك نهضت آزادي

 

ويژه نامه نوروزي اعتماد ملي فصل مشبعي را در ترويج ديدگاه هاي سران گروهك نهضت آزادي و وابستگان به جريان موسوم به ملي- مذهبي گشوده و صفحاتش را به قلم ابراهيم يزدي، غلامعباس توسلي، تقي رحماني و... سپرده است و سران گروهك نهضت آزادي نيز در يادداشت هاي خود براي حمله به نظام جمهوري اسلامي سنگ تمام گذاشتند! ابراهيم يزدي در يادداشتي تحت عنوان «ارزيابي انقلاب» با مقايسه رفتار مسئولان جمهوري اسلامي با محمدرضا پهلوي(!) چنين نوشت: «آيا اينك ملت ما از اين نوع آزادي ها برخوردار است؟ آيا آن طور كه رئيس جمهور كشورمان ادعا مي كند، ايران آزادترين كشور در دنيا است؟... تاريخ از اين نوع ادعاها فراوان ثبت كرده است. محمدرضا شاه كه خشونت ساواك او شهره آفاق بود همين ادعاها را داشت(!)... اكنون هيچ عقيده غيرموافق با رأي و نظر حاكمان و هيچ قرائتي از دين، جز قرائت رسمي تحمل نمي شود و گويندگان آن با حبس و محروميت و شكنجه(!) روبرو مي شوند. در آستانه سي امين سالگرد انقلاب نه آزادي به معناي رهايي از قانون گريزي تحقق پيدا كرده است و نه آزادي به معناي حق بيان، قلم و...(!).»

 

ابراهيم يزدي كه فراموش كرده در صورت عدم تحقق آزادي بيان چگونه وي مي تواند در يك روزنامه كثيرالانتشار اينچنين به نظام جمهوري اسلامي هجوم آورده و دروغ بافي كند، در ادامه برگزاركنندگان انتخابات را به بي تأثير كردن رأي مردم(!) متهم كرده و مي نويسد: «دگرگوني در عملكرد برخي نهادها به نقطه اي رسيده است كه رأي مردم و انتخابات و در نتيجه ركن جمهوريت از معنا و مفهوم تهي شده است(!).»

 

البته ويژه نامه نوروزي اعتماد ملي در زير سؤال بردن «انتخابات» و جمهوريت نظام تنها به انتشار نظرات دبيركل گروهك نهضت آزادي بسنده نكرد و با انتشار يادداشتي از هادي خانيكي، عضو شوراي مركزي حزب افراطي مشاركت، چنين نوشت: «درسي سالگي انقلاب اسلامي، بزرگترين دغدغه را كم رنگ شدن وجه جمهوريت نظام سياسي در ايران مي دانم(!).»

 

سين چهارم- سياه نمايي

 

سياه نمايي اوضاع كشور آنچنان در ويژه نامه نوروزي روزنامه اعتماد ملي فراگيراست كه هركس نداند تصور مي كند جمهوري اسلامي ايران در حال سقوط آزاد است! اين سياه نمايي رسانه اي آنقدر مشهود است كه تنها به ذكر برخي عبارات اكتفا ميكنيم. به اين عبارت ها دقت كنيد:

 

«آن همه دستاوردهاي گرانبها كه بر صدر آنها «پرچم استقلال ايران» در اهتزاز است، دانسته و نادانسته در معرض خطر قرار گرفته است(!)»

 

«آيا مردمي كه كاسه صبرشان لبريز شده است آگاهانه و قاطعانه به دفاع از كيان اسلام و ايران برمي خيزند؟ مردمي كه در انتخابات نمايندگان خود آزادي ندارند(!)، مردمي كه نمايندگانشان مطرود قدرت و قدرت به دستان حكومتي هستند(!)، آيا اين مردم كه «جمهوريت» را از دست داده اند دغدغه از دست دادن «استقلال» را به دل راه نمي دهند؟»

 

«آرمان هاي بيان شده در ماه هاي پيش از انقلاب و صدر انقلاب فراموش گرديد
«
در جامعه ما روند اضمحلال و مرگ فرهنگ از مدت ها پيش آغاز شده است. با اضمحلال فرهنگ، جامعه به چيزي شبيه جنگل تبديل خواهد شد كه در آن هيچ مجالي براي ظهور ارزش هاي انساني باقي نخواهد ماند

 

«سرعت رشد جهت گيري سكولاريستي در دوران پس از انقلاب به مراتب بيشتر از دوران رضاخان و فرزندش بوده است(!)»

 

«الان در شرايط فعلي به نظرم كسي كه اميدوار باشد يك چيزي اش مي شود(!)» «اگر سال آينده آمريكا به ايران حمله كرد چه؟ حالا شما هي بگوييد برنامه براي سال آينده(!). چه برنامه اي؟ چه كشكي؟(!)»

 

«آينده را در كشور ما هميشه يك گروه خاص ساخته اند. چه طور ممكن است برايش برنامه بريزيم يا به آن اميد داشته باشيم؟»

 

«مردم دارند با بدبختي ها و گاه شادي هاي حقير و ناپايدار خود زندگي مي كنند. يا از صبح زود دنبال لقمه ناني هستند كه سخت تر از هميشه به دست مي آيد
«
ما با پررويي هرچه تمام تر به روي خودمان نمي آوريم كه داريم با جسد بي جان جامعه زندگي مي كنيم و پز زندگي مي دهيم

 

سين پنجم- سبك زندگي كاباره اي

 

ويژه نامه نوروزي اعتماد ملي در اقدام عجيب ديگري به ترويج نمادهاي سبك زندگي كاباره اي مي پردازد. اعتماد ملي در بزرگداشت «ويگن» مبتذل خوان لوس آنجلسي به همراه چاپ تصويري از وي نوشت: «ويگن آوازه خواني كه هر ترانه اش نشانه اي از زيبايي شناسي و هستي شناختي درستش از جامعه پيرامونش داشت(!)... كسي كه