تبليغاتX
فدايي سيد علي

واكنش معاون وزير كشور به جنجال آفريني قاليباف

 

 

نامه ستاد تبصره ۱۳ به شهردارى تهران محرمانه بود و شهردارى نبايد اين مطلب را به رسانه ها مى كشاند؛ من از اين بابت واقعاً متأسفم.

 

به گزارش ايسنا، سيد مهدى هاشمى رئيس ستاد تبصره ،۱۳ در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالى درباره نامه اخير ارسالى به شهردارى تهران كه اعلام شد از سوى تبصره ۱۳ نوشته شده و رونوشت آن به شورا رفته است، افزود: موضوع اين نامه كه من آن را نوشته بودم، به قبل از مسئوليتم در ستاد تبصره ۱۳ - زمانى كه عضو ستاد بودم- برمى گردد، چرا كه تاريخ نامه ۱۷دى ماه است و من مسئوليت ستاد تبصره ۱۳ را در ۲۲ دى ماه تحويل گرفتم. در عين حال، پيش از اين، مكاتبات مفصلى با شهردارى تهران صورت گرفته بود و اين توجه را داده بوديم كه در بخش حمل و نقل شهرى تهران ضعف هايى مشهود است و تأثير منفى در ارائه خدمات به مردم دارد.

 

وى ادامه داد: اين نامه را پس از توضيحات و بازديدهايى كه از بخش هاى مختلف داشتيم، داديم و متوجه شديم كه آن طور كه بايد و شايد مشكل برطرف نشده است.

 

هاشمى گفت: من به عنوان معاون عمرانى وزير كشور و رئيس شوراى عالى ترافيك، زمانى كه عضو ستاد تبصره ۱۳ بودم، نامه محرمانه اى را به دفتر شهردار تهران داده و در آن تذكراتى را همراه با آمار و ارقام ارائه كردم و يادآور شدم كه دولت چه ميزان تسهيلات و كمك را به شهردارى تهران داده است و تا به حال شاهد چه ميزان ارتقاى حمل و نقل عمومى بوده ايم.

 

*انتظار دارم شهردارى پاسخ منطقى دهد

 

وى در پاسخ به اين سؤال خبرنگاران كه مسئولان شهردارى تهران بار ها اعلام كرده اند تا به حال كمك قابل توجهى از سوى دولت به شهردارى در زمينه اتوبوسرانى و مترو نشده است، گفت: ما مطالب را به صورت مكتوب و مستند به شهردارى تهران ارائه كرده ايم و آنها هم بايد جواب را به صورت مكتوب به ما بدهند. ما توضيح را محرمانه ارائه كرديم و به رسانه ها در مورد اين نامه چيزى نگفتيم و آنها هم نبايد اين مطلب را به رسانه ها مى كشاندند.

 

هاشمى تصريح كرد: ما نمى توانيم در رسانه ها بگوييم كه چرا به نامه هاى بخش هاى مختلف از سوى شهردارى تهران پاسخ مناسب داده نمى شود و چرا اين ريخت و پاش ها و اين هزينه هاى غيرمنطقى در شهردارى تهران وجود دارد و از سوى ديگر شاهد باشيم كه در پاسخ به سؤالات ما، اين موضوع ها را به رسانه ها مى كشانند. جواب من به عنوان معاون عمرانى وزير كشور نبايد به رسانه ها كشيده مى شد، چراكه روزانه هزاران نامه محرمانه بين مسئولان رد و بدل مى شود. آيا همه اين نامه ها مطبوعاتى مى شوند؟

 

وى تصريح كرد: من از اين نوع برخورد مديريت شهرى متأسف هستم و انتظار دارم كه آنها پاسخ منطقى بدهند يا حتى در جواب سؤالات ما به صورت مستند مطالب را رد كنند.

 

معاون عمرانى وزير كشور ادامه داد: موضوع اين نوع برخورد شهردارى تهران فقط به حمل و نقل شهرى برنمى گردد و ما در ساير موضوع ها نيز اين مشكل را داريم، اما چون موضوع حمل و نقل از اهميت ويژه اى برخوردار است، در نامه اى جداگانه مسائل را مطرح كرديم.

 

*هيچ قطع بودجه اى در نامه قيد نشده است

 

هاشمى تأكيد كرد: آمار و اسناد به اندازه كافى در نامه ارائه شده، آمده و اگر لازم باشد، اين نامه را منتشر مى كنيم.

 

رئيس ستاد تبصره ۱۳ در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد اين كه آيا موضوع قطع بودجه براى شهردارى تهران مطرح بوده است، گفت: هيچ قطع بودجه اى در نامه قيد نشده و نامه در سه بند در مورد اتوبوسرانى، تاكسيرانى و مترو مطرح شده است. به عنوان مثال در موضوع اتوبوسرانى تأكيد كرده ايم كه چنانچه وضعيت به شكل فعلى ادامه داشته باشد، از تحويل اتوبوس هاى بيشتر معذوريم، چرا كه دو هزار و ۷۰۰ دستگاه اتوبوس تا به حال به شهردارى تهران تحويل داده شده، اما شاهد هيچ افزايشى در جابه جايى مردم در شهر تهران نبوده ايم. اين يعنى چه چندين بار مكاتبه و پيگيرى در موضوع هاى اخير داشته ايم، اما پاسخى نگرفته ايم. همچنين از سال گذشته گفته بوديم كه ضعف در مديريت حمل و نقل شهرى تهران وجود دارد و درخواست كرده بوديم تا گزارش عملكردشان را به ما ارائه كنند.
وى تأكيد كرد: به عنوان مثال در موضوع مترو، پشتيبانى هاى زيادى از سوى دولت صورت گرفته است.

 

*شهردارى بايد به صورت مستند پاسخ دهد

 

هاشمى تأكيد كرد: در نامه اى با اعداد و ارقام و به صورت مستند از شهردارى تهران در مورد عملكرد خود گزارش خواسته ايم و آنها نيز بايد به صورت مستند پاسخ بدهند.

 

وى در پاسخ به اين سؤال كه شما مى گوييد در سه بند براى اتوبوسرانى، تاكسيرانى و مترو مواردى را به عنوان شرط مطرح كرده ايد كه در صورت انجام نشدن بخشى از اقدامات، كمك مالى را قطع خواهيد كرد، آيا براى شهردارى زمان و شرط گذاشته ايد، گفت: در اين نامه تأكيد شده است كه اگر گزارش عملكرد در سه حوزه داده نشود و اصلاحات لازم در اتوبوسرانى صورت نگيرد، از ادامه تحويل اتوبوس معذوريم. آيا اين مسأله به معناى اين است كه دولت كمك هاى خود را به شهردارى قطع كرده است؟

 

وى ادامه داد: در يك موضوع جزئى از بخش حمل و نقل گزارشى خواسته ايم و آنها بايد به آن پاسخ دهند، اما آيا بايد نحوه پاسخ به گزارش ما به اين شكل باشد
خبرنگارى پرسيد كه اگر شما از عملكرد شهردارى تهران رضايت نداريد، مى توانستيد اين موضوع را با شوراى شهر تهران مطرح كنيد، تا آنها در مورد شهردار تصميم ديگرى بگيرند، نه اين كه در مورد ارائه تسهيلات به شهردارى كه در واقع دادن تسهيلات به شهروندان است، تصميم گيرى كنيد. هاشمى در پاسخ گفت: شما از كجا مى دانيد كه ما اين موضوع را با شورا مطرح نكرده ايم، ما بار ها اين موضوع را با شورا در ميان گذاشته ايم در عين حال هيچ كس در مورد قطع بودجه صحبتى نكرده است.

 

*نه تنها هيچ تغييرى در شبكه حمل و نقل عمومى صورت نگرفته، حتى وضع هم بدتر شده است

 

هاشمى در پاسخ به اين سؤال كه آيا قطع كردن تحويل اتوبوس به شهردارى قطع كردن كمك به حمل و نقل عمومى براى مردم نيست، گفت: در سال گذشته دو هزار و ۷۰۰ دستگاه اتوبوس به شهر تهران اختصاص يافته است، اما هيچ تغييرى در شبكه حمل و نقل عمومى صورت نگرفته و حتى وضع بدتر هم شده است. من در گذشته مديريت اتوبوسرانى شهر تهران را بر عهده داشتم و از بسيارى از مسائل مطلع هستم.

 

وى ادامه داد: در آن زمان، با آن حجم اتوبوس، ۳/۵ ميليون نفر جابه جايى در روز داشتيم، اما در حال حاضر با وجودافزايش دو هزار و ۷۰۰ دستگاهى ناوگان، طبق گزارش هاى اعلامى، سه ميليون و ۱۰۰ هزار نفر جابه جايى روزانه مسافر داريم. اين در حاليست كه زمانى كه ما گزارش عملكرد از آنها مى خواهيم گفته مى شود كه به صورت كتبى به آنها ابلاغ شده كه آمار و اطلاعات را در اختيار ما قرار ندهند.

 

هاشمى به خبرنگاران گفت: آيا من به عنوان رئيس شوراى عالى ترافيك، حق دارم كه از شهردارى تهران در مورد عملكرد خود گزارش بخواهم يا نه كه خبرنگاران اين حرف هاشمى را تأييد كردند.

 

* بعضى ها نمى گذارند مذاكره اى بين شهردارى و وزارت كشور صورت بگيرد

 

رئيس ستاد تبصره ۱۳ گفت: اگر اين حق به من داده مى شود، پس ستاد مى تواند اين گزارش را از شهردارى تهران بخواهد و آنها نيز موظف هستند كه پاسخگو باشند. در عين حال يك رونوشت از اين نامه براى رئيس شوراى شهر تهران ارسال شده است و ايشان نيز گفته اند كه در نامه موضوع قطع كمك مالى مطرح نبوده است. بالاخره ما نمى دانيم كه حرف رئيس شوراى شهر تهران را قبول كنيم يا شهردار را ! بهتر است آقايان تكليفشان را با هم روشن كنند.

 

خبرنگاران از هاشمى جزئيات ريخت و پاش ها و ضعف مديريت شهرى را كه وى در صحبت هايش به آن اشاره كرده بود خواستار شدند و اين كه چرا اختلاف نظرهاى بين شهردارى تهران و وزارت كشور حل نمى شود وى گفت: علت حل نشدن اين اختلافات، اين است كه بايد به صورت منطقى و بر سر ميز جلسات كارشناسى موضوعات را حل كنيم. اما برخى افراد به اين مسائل و اختلاف نظرها دامن مى زنند. وى در پاسخ به خبرنگاران در اين باره كه نكند اين بار هم اين برخى افراد رسانه ها هستند، گفت: نه قطعاً اين طور نيست و رسانه ها متهم نيستند و واقعيت اين است كه بسيارى از رسانه ها در اين حوزه اطلاع رسانى خوبى داشته اند.

 

وى افزود: حرف ما اين است كه دولت اين ميزان پشتيبانى را به صورت تمام و كمال از شهردارى تهران داشته، اما خروجى بسيار ضعيفى را در عملكرد شهردارى شاهد بوده است و بايد در اين باره تعيين تكليف شود. در مورد ريخت و پاش ها هم نكاتى را در نامه توضيح داده و خواستار توضيح شهردارى تهران شده ايم، اما پاسخى در گذشته و حال به ما داده نشده است.

 

هاشمى تأكيد كرد: نامه اخير زمانى براى شهردار تهران به صورت محرمانه ارسال شد كه ديديم پاسخ روشنى پس از مكاتبات بسيار نگرفته ايم.

 

* اگر مدعى در اين ميان وجود داشته باشد، آن مدعى ما هستيم

 

وى بيان كرد: اين كه نامه محرمانه ما به اين شكل در رسانه ها مطرح مى شود و در مورد آن جوسازى صورت مى گيرد به چه معنى است اگر مدعى در اين ميان وجود داشته باشد، آن مدعى ما هستيم نه آن كه به عكس روى خواسته به حق ما، فضاسازى مى كند.

 

معاون عمرانى وزير كشور و رئيس ستاد تبصره ۱۳ در پاسخ به اين سؤال كه شايد مردم از برخى اقدامات شهردارى تهران مثل نصب ايستگاه هاى BRT رضايت داشته باشند، آيا شما اين اقدامات را به عنوان ريخت و پاش به حساب مى آوريد توضيح داد: خير، اگر هزينه اى براى ارتقاى سطح خدمات مردم صورت گيرد، به هيچ وجه ريخت و پاش نيست، بلكه بجا خرج كردن است.

 

وى اضافه كرد: شهردارى تهران در گذشته ۳۵ درصد از هزينه هاى اتوبوس خريدارى شده را مى داد كه ما در سال گذشته اين ميزان را به ۱۷/۵ درصد كاهش داديم. يعنى سهم كمترى را براى شهردارى قايل شديم، تا مشكل كمترى داشته باشند، اما متأسفانه اين سهم ۱۷/۵ درصد اتوبوس ها پرداخت نمى شود و اتوبوس ها در پاركينگ هاى خودروسازان باقى مى ماند و بعد شاهد هستيم كه شهردارى تهران از طرف ديگر اتوبوس هايى را با صد درصد قيمت به صورت غيراستاندارد خريدارى مى كند.

 

هاشمى با بيان اين كه اتوبوس هاى BRT در هيچ جاى كشور تأييد شده نيستند و مجوز ندارند، تصريح كرد: شوراى عالى ترافيك مسئوليت دارد تا در مورد خريد استاندارد در هر بخش از حمل و نقل عمومى مجوز صادر كند. اتوبوس هم چيز كوچك و جزئى نيست.

 

وى خاطر نشان كرد: شهردارى تهران اتوبوس به اين بزرگى را با قيمت كامل خريدارى مى كند، اما سهم ۱۷/۵ درصد اتوبوس هاى استانداردى را كه دولت اختصاص داده است، نمى دهد. در عين حال دولت كمك هاى زيادى به مترو كرده است، اما گزارش عملكرد آن، كه چه چيزى، در كجا صرف شده است، به دولت داده نمى شود. ما اين سؤال را داريم كه چرا در اين مدت كه گزارش خواسته ايم، پاسخى به ما داده نشده است.

 

*طرح اين نامه محرمانه در مطبوعات مسئله اى است كه جاى پيگيرى دارد

 

معاون عمرانى وزير كشور و رئيس ستاد تبصره ،۱۳ در پاسخ به سؤال خبرنگار ايسنا در مورد مهلت قانونى پاسخ به نامه، گفت: زمان مشخصى را در نامه براى پاسخ تعيين نكرده ايم و درخواست كرده ايم كه شهردارى تهران اين موضوع را با قيد فوريت رسيدگى و پاسخگو باشد در عين حال طرح اين نامه محرمانه در مطبوعات مسئله اى است كه جاى پيگيرى دارد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 22:56 |

آقاى شهردار! اجازه هست (يادداشت)

 

ايران: شهردار تهران روز دوشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به اينكه رئيس ستاد تبصره ۱۳ طى نامه اى اعلام كرده به دليل ضعف مديريت شهرى ديگر دولت به شهردارى كمك نمى كند، گفت: همانطور كه گفتم خيلى گوشمان بدهكار اين حرف ها نيست. بنا شده كه شوراى شهر از رئيس ستاد تبصره ۱۳ دعوت كند تا در اين خصوص تعيين تكليف شود و وى گزارشى از ميزان كمك هاى اين ستاد به شهردارى ارائه دهد.

 

محمد باقر قاليباف در پاسخ به اين سوال كه آيا در اين نامه به دلايل كارشكنى و ضعف مديريت شهردارى تهران نيز اشاره شده است، گفت: خير. هيچ دليلى را مطرح نكرده اند. وى همچنين خطاب به رسانه ها گفت كه بهتر است شما دنبال اين موضوعات نرويد و به دنبال كاهش بارى از دوش مردم باشيد.

 

گويا حكايت نامه هاى شهردارى و وزارت كشور قرار است هر روز يكى از خبرها و سوژه هاى ما باشد. گو اينكه دبيرخانه هاى برخى دستگاه ها سقف نداشته اند و با آمدن برف اخير يا تاريخ نامه هايشان پاك شده و يا متن نامه هايشان آب رفته و نمودار و جداول اسنادشان نيز سفيد شده است!

 

معاون عمرانى وزير كشور و رئيس شورايعالى ترافيك ۱۷ دى نامه اى مى نويسد و بعد ازآنكه ۲۲ ديماه به عنوان رئيس ستاد تبصره ۱۳ معارفه مى شود، مى گويند فلانى ۲۴ ساعت بعد از معارفه اش چنين گفت و چنان نوشت. همه تا ديروز از توسعه ناوگان حمل و نقل درون شهرى تهران مى گفتند؛ اما امروز وقتى در نامه اى ۴ صفحه اى با اشاره به اضافه شدن ۲۷۰۰ دستگاه اتوبوس جديد به ناوگان اتوبوسرانى، از شهردار تهران سوال مى شود چرا با وجود اين حجم بى سابقه كمكها، در اوج ناباورى جابه جايى مسافران از 000/500/3 نفر به 000/172/3 نفر كاهش يافته، نه تنها هيچ كس جواب نمى دهد، بلكه مى گويند چرا به ما كمك نمى كنيد. اينكه بگويند ۱۰۰۰ دستگاه ديگر اتوبوس نيز آماده شده و ۱۰ هزار دستگاه مينى بوس هم از مدت ها پيش آماده تحويل است كه براى جذب آنها اقدام نشده را، آيا مى توان سياسى كارى در قبال شهردارى قلمداد كرد؟ چگونه انتظار داريم كسى نبايد از ما بپرسد كه باوجود سياست هاى دولت مبنى بر عدم افزايش قيمت ها و پرداخت بيش از ۱۷۰ ميليارد ريال يارانه در سالهاى ۸۴ و ۸۵ به اتوبوسرانى و همچنين مبلغ قابل توجه در سال ۸۶؛ چرا تمام اتوبوس هاى تأمين شده از محل تبصره ۱۳ صرفاً به بخش خصوصى واگذار شده و قيمت ها هم بدون دليل افزايش يافته است؟ آيا منطقى است طرح اين پرسش كه راه اندازى خط تندرو در مسير دپوى شرق- دپوى آزادى دقيقاً بالاى سر خط ۴ مترو و صرف هزينه هاى بسيار و با وجود ايجاد مشكلات عديده اى چون ايمنى، دورى ايستگاه ها و استفاده از اتوبوس هاى فاقد پلاك و غيراستاندارد، با چه توجيهى بوده است را آن هم از سوى رئيس شورايعالى ترافيك شهرهاى كشور، برنتابيم؟ آيا يادآورى بخشى از كمك هاى دولت به مترو از جمله افزايش ۱۰۰ درصدى بودجه عمرانى طى سالهاى ۸۴ تا ۸۶، رشد ۲۰۰ درصدى بودجه جارى در همين دوره، پرداخت ۱۱۷۰ ميلياردى در متمم بودجه سال ۱۳۸۵، تخصيص ۷۷ ميليون دلار در سال ۸۵، ۱۰۰ ميليون دلار تسهيلات و نيز ۱۳۱۸ ميليون دلار اعتبار؛ و فقط به دليل طرح اين پرسش كه گويا هزينه كرد اعتبارات و انجام مطالعات نامناسب بوده و ابهام دارد، به معناى قطع كمك هاى دولت است؟ آيا مقايسه آمار سالهاى قبل با كمك هاى دولت در سال هاى ۸۴ تا ۸۶ به ميزان ۷۰۰۰ دستگاه تاكسى جديد، ۵۰۰۰ دستگاه ون و ۱۲۰۰۰ دستگاه تاكسى جايگزين شده را بايد مردود دانست؟

 

حال كه گويا طرح اين پرسش ها توسط يك مقام ارشد دولتى از شهردارى تهران مقبول برخى ها نيفتاده و بعضى رسانه هاى خاص نيز با غوغاسالارى، فرار به جلو و مشوش جلوه دادن اوضاع، درصدد اعمال نوعى ديكتاتورى هستند، آيا مى توانيم به خود اجازه دهيم كه از آقاى شهردار بخواهيم اگر به اين نامه جواب نمى دهند، لااقل متن آن را براى اطلاع شهروندانى كه او منصوب منتخبان آنهاست، منتشر كند تا ببينيم آيا واقعاً دولت كمك هاى خود به شهردارى تهران را قطع كرده است؟ آقاى قاليباف! اگر اجازه بود و پاسخ اين درخواست را داديد، قطعاً خدمت صادقانه و بى منت براى مردم معنا خواهد شد و آنها در مى يابند كه به قول شما چه كسى به فكر شكسته نشدن دنده هاى آنان است و باز هم به قول خودتان، ماجراى آن پدر و پسر و حيوانشان چگونه تعبير مى شود!

 

از خداوند متعال می خواهیم همه ما را به راه راست هدایت فرماید.

ضمناً عزاداری برای سرور و سالار شهیدان هم در بیت حضرت آقا برپاست! اقامه نماز پشت سر حضرت آقا و عزاداری در کنار ایشان برای جد بزرگوارشان حاله دیگه ای داره.... خدا نصیبتون کنه.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 13:40 |

سيد بحرالعلوم (ره) به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد.

در بين راه راجع به اين مساله، كه گريه بـر امـام حسين عليه السلام گناهان را می آمرزد، فكر می کرد.

همان وقت متوجه شد كه شخص عربى كه سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـيد و سلام كرد.

بعد پرسيد: جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرو رفته‌اى؟ و در چه انديشه‌اى؟ اگر مساله علمى است بفرماييد شايد من هم اهل باشم؟ سـيـد بـحرالعلوم فرمود: در اين باره فكر میكنم كه چطور میشود خداى تعالى اين همه ثواب به زائريـن و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهداء عليه السلام می دهد، مثلا در هر قدمى كه در راه زيارت بـرمـی دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته میشود و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره‌اش آمرزيده مىشود؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براى شما مثالى می آورم تا مشكل حل شود.

سـلـطـانـى بـه همراه درباريان خود به شكار می رفت.

در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سـخـتى فوق العاده‌اى افتاد و بسيار گرسنه شد.

خيمه‌اى را ديد و وارد آن خيمه شد.

در آن سياه چـادر، پيرزنى را با پسرش ديد.

آنان در گوشه خيمه عنيزه‌اى داشتند (بز شيرده) و از راه مصرف شير اين بز، زندگى خود را می گرداندند.

وقـتى سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولى به خاطر پذيرايى از مهمان، آن بز را سر بريده و كباب كردند، زيرا چيز ديگرى براى پذيرايى نداشتند.

سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و به هر طورى كه بود خود را به درباريان رسانيد و جريان را براى اطرافيان نقل كرد.

در نـهـايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش ميهمان نوازى پيرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملى بايد انجام بدهم؟ يكى از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهيد.

ديگرى كه از وزراء بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفى بدهيد.

يكى ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.

سـلطان گفت: هر چه بدهم كم است، زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كرده ام.

چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند.

من هم بايد هرچه را كه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود.

بعد سوار عرب به سيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهداء عليه السلام هر چه از مال و منال و اهـل و عـيـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خـداونـد بـه زائرين و گريه كنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب نمود، چون خدا كه خـدائيش را نمی تواند به سيدالشهداء عليه السلام بدهد، پس هر كارى كه می تواند، انجام می دهد، يعنى با صـرف نظر از مقامات عالى خودش، به زوار و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتى عنايت می كند.

در عين حال اينها را جزاى كامل براى فداكارى آن حضرت نمی داند.

چون شخص عرب اين مطالب را فرمود، از نظر سيد بحرالعلوم غايب شد .

منبع:

كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) می باشد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 20:58 |

افشاي نامه قاليباف به پورمحمدي براي تعطيلات

 

 

پس از آنكه شهردار تهران در نوشته اي ژست مخالفت با تعطيلات به بهانه بارش برف را گرفت، روزنامه ايران در شماره امروز خود به افشاي نامه اي از وي اقدام كرد كه قاليباف در آن از وزير كشور خواسته است به دليل بارش برف سنگين كليه مدارس، دانشگاهها و ادارات دولتي در روز دوشنبه 17/10/86 تعطيل شود:

 

ايران: طى روزهاى گذشته و به دنبال بارش سنگين برف شاهد شديدترين حملات و انتقادات به دولت و شخص رئيس جمهورى بوديم.

 

تمام چهره ها و روزنامه هاى مخالف دولت با تمام توان، نه فقط به بيان مشكلات بلكه به هر نحو ممكن به تخريب دولت پرداختند و بدون اشاره به حتى يك نمونه از اقدامات گسترده و بسيج عمومى تمام امكانات دستگاه هاى دولتى و ارگان ها براى كمك به آسيب ديدگان كه امدادى ملى را در موج برف و سرما در كشور رقم زد؛ ضمن سياه نمايى محض، از هرگونه دروغ و جعل نيز دريغ نكردند.اما يكى از اين انتقادات ماجراى ديگرى داشت. شهردار محترم تهران روز گذشته در يادداشتى كه در روزنامه متعلق به ايشان انتشار يافت، نكاتى را يادآور شدند كه با وجود خيرخواهى و دلسوزى كه در وى سراغ داريم، گويا يك حقيقت را مدنظر قرار نداده و يا لااقل فراموش كرده بودند.

 

جناب آقاى قاليباف در اين يادداشت نوشته اند:

 

«برف كه مى آيد تهران فلج مى شود. بايد چنين شود جاهايى از دنيا هست كه سالى چند ماه برف مداوم و زياد مى بارد. در آن چند ماه زندگى شان را متوقف مى كنند ما عادت داريم واقعيت هاى ساده زندگى را نديده بگيريم و بعد، از بدى روزگار بناليم. طراحى شهرى ما متناسب با هيچ آب و هوايى نيست؛ متناسب با خيال است. به اين نمى رسيم و بعد تا برف مى بارد ناله مان بلند مى شود كه چرا باريد. چرا نبارد مگر آسمان براى باريدن بايد از ما اجازه بگيرد
براى درمان اين درد هم - مثل هزار درد با درمان ديگر - بايد كارهاى اساسى كرد. اما تا زمانى كه اين كارهاى اساسى نشده است، نمى شود دست روى دست بگذاريم و بگوييم همين است كه هست. يا بگوييم ۲۰ سانت برف آمده، همه جا را تعطيل كنيد.»

 

بلافاصله پس از اين يادداشت و در ادامه انتقادات قبلى، سايت هايى كه همگى در مخالفت با دولت با هم اشتراك نظر دارند، اين انتقاد شهردار تهران از تعطيلى پايتخت را دستاويز قرار داده و بر هجمه خود عليه دولت افزودند.

 

گو اين كه همه فراموش كرده اند دولت به خاطر اين كه فرصتى مناسب براى كمك به شهروندان و ايجاد يك موقعيت طلايى براى شهردارى كه بتواند وظيفه خود را در جهت برف روبى و پاكسازى معابر به انجام برساند، شهر را تعطيل كرده بود.

 

اما آنچه بيش از هر چيز فراموش شده است، نامه شماره ۸۶/۱۹۰/۵۶ مورخ ۸۶/۱۰/۱۶ شهردار تهران به وزير كشور است. شايد در كنار هم قرار دادن آن يادداشت و اين نامه خود گوياى خيلى مسائل باشد:

 

«حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا پورمحمدى
وزير محترم كشور و رئيس ستاد حوادث غير مترقبه كشور
با سلام و احترام
با توجه به بارش سنگين برف در تهران و پيش بينى برودت شديد هوا (كه در ۵۰ سال اخير بى سابقه مى باشد)، يخبندان سراسرى در كليه مناطق شهر و انسداد معابر دور از انتظار نخواهد بود.
لذا پيشنهاد مى نمايد به منظور پيشگيرى از بروز آسيب به شهروندان، صرفه جويى در مصرف و جلوگيرى از قطع احتمالى گاز، برق و آب، فردا دوشنبه مورخ ۸۶/۱۰/۱۷ كليه مدارس، دانشگاه ها و دواير دولتى در شهر تهران تعطيل اعلام گردد.
محمدباقر قاليباف
شهردار و رئيس ستاد پيشگيرى و مديريت بحران شهر تهران»

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 14:20 |

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 16:59 |

 
بسم الله الرحمن الرحیم

ارتحال عالم ربانی و معلم اخلاق مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ احمد مجتهدی تهرانی رحمت‌الله‌علیه را به علمای اعلام و روحانیت معظم تهران و به شاگردان و تربیت‌شدگان و ارادتمندان این شخصیت روحانی با ارزش و خدمتگزار و بخصوص به خانواده‌ی محترم و بازماندگان ایشان تسلیت می‌گویم.

عمر با بركت این عالم عامل، منشاء خدمات دینی ارزنده‌یی بود كه برجسته‌ترین آن تأسیس و اداره‌ی شایسته‌ی مدرسه‌یی است كه در طول دهها سال، محل پرورش علماء و فضلای فراوان بوده و هم اكنون تعدادی از تربیت‌شدگان در آن، در شمار فضلاء برجسته و عالمان و مجتهدان بزرگوارند.

علم و تقوا و تلاش متعهدانه در تربیت طلاب علوم دینی سه عنصر شاخص در شخصیت این روحانی عالیقدر بود و بركات فراوانی را برای حوزه‌های علمیه به بار آورد. حق عظیم ایشان بر حوزه‌ی علمیه‌ی تهران فراموش نشدنی است.

رحمه الله رحمت واسعه و حشره مع محمد و آله الطاهرین.

سیدعلی خامنه‌ای
24/10/86

  رئيس‌جمهور: آيت‌الله مجتهدي در تربيت روحانيون بي‌نظير بود

 

رئيس‌جمهور در آغاز جلسه عصر امروز هيأت وزيران ياد و خاطره مرحوم آيت‌الله مجتهدي استاد عالي‌قدر حوزه‌هاي علميه و استاد سيدجعفر شهيدي را گراميداشت.

 

دكتر محمود احمدي‌نژاد با بيان اينكه نقش مرحوم آيت‌الله مجتهدي در تربيت علما و روحانيون و پرفروغ نگه داشتن مدارس علميه بي‌نظير بود،‌تصريح كرد: ايشان از علماي عامل، صميمي و اثرگذار بودند كه تمام عمر ايشان مجاهدت در راه خدا و براي رضاي خداوند و در خط مستقيم امامت و ولايت بود.

 

رئيس‌جمهور علو درجات مرحوم آيت‌الله مجتهدي به عنوان پناهگاه مردم و معرف اسلام ناب را از خداوند بزرگ مسألت كرد و ارتحال اين عالم رباني را به پيشگاه رهبر معظم انقلاب، ملت ايران و حوزه‌هاي علميه تسليت گفت.

 

دكتر احمدي‌نژاد همچنين درگذشت استاد دكتر سيدجعفر شهيدي را به ملت ايران تسليت گفت و اظهار داشت: دكتر شهيدي تمام عمر با بركت خود را وقف اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام كرد و خدمات ايشان در اين زمينه كم‌نظير است.

 

رئيس‌جمهور افزود: استاد شهيدي به بانوي اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) و امام حسين(ع) ارادت ويژه‌اي داشت كه اميدوارم خداوند با اين بزرگواران محشورش فرمايد.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 14:0 |

اقتصاد فرسوده اي كه تحويل دولت نهم شد

 

 

كيهان- عبدالرضا داوري*- داگلاس نورث، اقتصاددان برجسته آمريكايي: «در سال 1990 من يكي از چهار اقتصادداني بودم كه از سوي آكادمي دانشمندان شوروي دعوت شدم كه به مسكو بروم و در مورد اقتصاد اتحاد جماهير شوروي مشورت بدهم. نخستين اقتصاددان آمريكايي در آن جلسه خطاب به آكادميسين هاي شوروي گفت: تنها چيزي كه بايد انجام دهيد، خصوصي سازي است، بعد همه چيز درست خواهد شد! آمريكايي دوم گفت: تنها چيزي كه شما بايد انجام دهيد حذف دولت است و به دنبال آن همه چيز درست خواهد شد! آمريكايي سوم گفت: تنها چيزي كه شما بايد انجام دهيد، اين است كه قيمت ارز را شناور كنيد و سپس همه چيز درست خواهد شد! من چهارمين آمريكايي بودم و گفتم: توجهي به سه سخنران قبل نكنيد، مشكلات بسيار پيچيده تر از اينهاست، مسايل بومي و ملي خود را بشناسيد و بر مبناي آن راه حل ها را جستجو كنيد. نسخه ديگران به درد شما نمي خورد!»

 

1- پايان جنگ با عراق، عصر جديدي براي ايران بود كه با حاكميت دولت سازندگي آغاز شد. دولت سازندگي براي بازسازي اقتصاد لطمه ديده از تبعات جنگ، «تعديل ساختاري» را به عنوان نسخه برتر انتخاب كرد و با سرعت، نسبت به پياده سازي آن اقدام نمود.

 

اما تعديل ساختاري چه بود؟ تعديل ساختاري پارادايم توسعه اي است كه بانك جهاني و صندوق بين المللي پول از اوائل دهه 1980 براي كشورهاي در حال توسعه، تجويز كرده اند.

 

هدف از سياست هاي تعديل، تجديد ساختار كل اقتصاد اعلام شده است.

 

در اسفند 70 مقامات بانك جهاني با مقامات ارشد دولت سازندگي در تهران ديدار كردند. بانك جهاني نظر خود را در مورد تعديل ساختاري اقتصاد ايران به صورت هفت پيشنهاد عمده زير اعلام كرد و پرداخت وام هاي خود را مشروط به حركت دولت ايران در اين مسير نمود:

 

1- خصو صي سازي حداكثر 2- آزادسازي قيمت ها 3- اصلاح قوانين در جهت حركت آزادسازي سرمايه و نيروي كار 4- تغيير تكنولوژي صنايع 5- افزايش بهره وري عوامل توليد 6- آزادي بازار ارز 7- بهبود مديريت و سيستم مالي شركت ها

 

دولت سازندگي نيز از همان زمان با جديت تمام در مسير پياده سازي نسخه اقتصادي بانك جهاني حركت خود را آغاز كرد.

 

در اينجا به اين نكته نمي پردازيم كه اصولا دوقلوهاي بانك جهاني و صندوق بين المللي پول بازوي اقتصادي گروه كشورهاي صنعتي بوده و تحت تاثير گروه هاي بانفوذ تجاري و مالي اين كشورها، نظريات و ايدئولوژي هاي سرمايه سالار آنان را بازتاب مي دهند و البته با اين اوصاف قابل پيش بيني خواهد بود كه آمريكا در اين نهادهاي اقتصادي داراي حق وتو بوده و روساي آنها صرفا با تاييد ايالات متحده قابل انتصاب هستند!

 

پيش از آن كه به بيان تبعات اجراي نسخه تجويز شده بانك جهاني در ايران بپردازيم نتايج نسخه پيچي دوقلوهاي اقتصادي استكبار- بانك جهاني و صندوق بين المللي پول را در بحران اقتصادي جنوب شرقي اجمالا بررسي مي كنيم:

 

در جريان بحران مالي آسياي جنوب شرقي- اواخر دهه90- بانك جهاني و صندوق بين المللي پول سياست هاي درماني زيادي را براي كشورهاي منطقه تجويز كردند كه نتايج غم انگيزي را برجاي گذاشت و با فروپاشي اقتصادي اندونزي، تايلند و... موجب شورش هاي مردمي در اين كشورها شد.

 

تنها كشوري كه در اين ميان حاضر نشد به سياست ها و نسخه هاي بانك جهاني تن در دهد، مالزي بود و به همين دليل در جريان بحران اقتصادي جنوب شرق آسيا به شدت مورد انتقاد بانك جهاني و صندوق بين المللي پول قرار گرفت. ماهاتيرمحمد برخلاف توصيه هاي بانك جهاني، قيمت ارز را تثبيت كرد، نرخ بهره را پايين آورد و محدوديت هاي فوق العاده زيادي را بر خروج سرمايه از مالزي اعمال كرد. همين سرپيچي مالزي از نسخه هاي بانك جهاني باعث شد تا با كمترين هزينه بحران اقتصادي سال 98 را از سربگذراند و اقتصاد پيشتاز منطقه جنوب شرقي آسيا لقب گيرد. ماهاتيرمحمد بعد از اين بحران اعلام كرد كه اگر سياست هاي صندوق بين المللي پول را مي پذيرفتيم، حيات مالزي به خطر مي افتاد!

 

اما با اين اوصاف از ابتداي دهه 1370، نسخه هاي بانك جهاني بدون بررسي زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي ايران در دستور كار دولت سازندگي قرار گرفت. نسخه اي كه «اجماع واشنگتني» نام داشت و در طول دو دهه سبب فقيرتر شدن 47 كشور جهان شده بود!

 

در اواسط دهه هفتاد و با ظهور دولت اصلاحات، همچنان برنامه تعديل در دستور كار قرار داشت و تا نگارش برنامه چهارم توسعه خود را انعكاس داد. كارگزاران اقتصادي دولت سازندگي نيز سكاندار اقتصاد كشور باقي ماندند كه اين سكانداري تا پايان دولت اصلاحات به انحاء و در سطوح مختلف محفوظ ماند.

 

واقعيت آن است كه با توصيه هاي بانك جهاني، نظام اقتصادي ايران در سال هاي پس از جنگ به سمت شرايطي سوق داده شد كه در آن مناسبات اقتصادي و معيشتي جامعه با شدت بيشتري تحت تسلط منطق سود اقتصادي قرار گرفت. در اين دوران حوزه هايي نظير آموزش (مدارس و دانشگاه ها)، سلامت (بيمارستان ها و درمانگاه ها)، پول و اعتبار (بانك ها و مؤسسات اعتباري، بيمه و تأمين اجتماعي و اوقات فراغت بيش از پيش به «كالا» تبديل شدند.

 

ناكارآمدي كارگزاران اقتصادي دولت هاي سازندگي و اصلاحات كار را به آنجا رساند كه تمامي اثرات منفي سياست هاي بازارگرايانه تعديل اقتصادي كه در ساير نقاط جهان نيز بروز يافته بود، خود را در كشورمان عيان كرد تا آنجا كه بالاترين نرخ تورم در تاريخ ايران در دولت سازندگي ثبت شد. (تورم 54 درصدي سال 73) و از سوي ديگر مجالي براي تأثيرات مطلوب (حداقلي) اين سياست ها ايجاد نشد. در اينجا برخي شاخص هاي كلان اقتصادي كه نشانگر عدم تحقق اهداف سياست هاي تعديل در ايران هستند و در واقع دولت نهم با اين شاخص ها كار خود را آغاز كرد ارائه مي شوند. اين آمارها از مطالعات مؤسسه هريتيج (Heritage) بوسيله دكتر تيم كين(Tim kane) و دكتر كيم هولمز (Kim Holmes) استخراج شده كه مجله وال استريت در ژانويه 2007(1) نسبت به انتشار آنها اقدام نمود. (سال معيار 2005 ميلادي بعنوان سال پايان كار دولت اصلاحات مورد توجه است)

 

الف- كوچك سازي حجم دولت (در سال 2005): مخارج دولت ايران در پايان دولت اصلاحات 31.4 درصد از GDP است كه حدود 11 درصد از متوسط جهاني بيشتر است.

 

ب- نرخ تورم (در پايان سال 2005): تورم در ايران مقارن با پايان كار دولت اصلاحات با نرخي در حدود 14 درصد، معادل 4.51 برابر تورم در كويت، 2.6 برابر تورم در امارات، 1.42 برابر تورم در تركيه و 23.3 برابر تورم در عربستان بوده است!

 

ج- آزادي تجاري (در پايان سال 2005): براساس اين مطالعه شروع يك فعاليت تجاري در سال پاياني دولت اصلاحات در ايران به طور متوسط 47 روز زمان لازم داشت.

 

در حالي كه اين شاخص براي تركيه 9 روز اعلام شده است! كه مهمترين مانع آن ساختار بوروكراسي پيچيده تر شده دولت، طي دوران سازندگي و اصلاحات است.

 

گزارش مؤسسه هريتيج نشان مي دهد كه در سال پاياني دولت اصلاحات ساير شاخص هاي كلان اقتصادي كشورمان نظير سيستم بانكداري، سلامت اقتصادي، آزادي نيروي كار، آزادي سرمايه گذاري خارجي، آزادي مالياتي و آزادي در معاملات نيز در شرايطي نامطلوب نسبت به كشورهاي منطقه دارد و با اعلام اين مؤسسه، در پايان كار دولت اصلاحات (سال 2005) از ميان 157 كشور جهان، ايران به لحاظ آزادي اقتصادي رتبه 156 را به خود اختصاص داد!

 

اين شاخص ها نشان مي دهد كه دولت نهم مخروبه اي را به نام «نظام اقتصادي» به عنوان محصول سياست هاي تعديل از دولت اصلاحات تحويل گرفت!

 

2- برخلاف آنچه كه منتقدان دولت نهم تبليغ مي كنند، پيروزي محمود احمدي نژاد در سوم تير 84، پديده اي توده وار و پوپوليستي نبود بلكه فوران قدرت محرومان به سمت بالا و از جمله اعتراض به تداوم اجراي 16 ساله سياست هاي اقتصادي بود.

 

طي 16 سال اجراي توصيه هاي بانك جهاني، محرومان (به دليل فقر)، مورد بي اعتنايي و طرد قرار گرفته و از عرصه تصميم گيري كنار گذاشته شدند. سياستهاي تعديل نه تنها بخش عمده اي از مردم را از بهره مندي اقتصادي محروم كرد بلكه بهره مندي آنها را از حرمت و شأن سياسي و اجتماعي نيز زير سؤال برد، چون اين سياستها باعث شدند كه «منزلت» بر اساس «ثروت» توزيع شود!

 

در دولت هاي سازندگي و اصلاحات، نظام اقتصادي از نظام فرهنگي و ارزشي منفك شد كه اين پديده به عنوان «فك شدگي اقتصاد» توصيف مي شود. در اين شرايط، عرصه اقتصادي كمتر تحت الشعاع ارزش هاي صدر انقلاب نظير «عدالت اجتماعي» و ترجيح «كوخ نشينان بر كاخ نشينان» سامان مي يافت. اين عرصه جديد به اقتضاي «منطق سود شخصي» سازماندهي شد كه در آن كنشگران تنها بر اساس انگيزه سود شخصي و منطق «كالا شدن همه چيز» عمل مي كنند.

 

در اين سازماندهي نوين- كه بدون ملاحظات بومي و ملي و به بهانه توصيه هاي بانك جهاني صورت گرفت- بخش هاي بزرگي از مردم (به ويژه در شهرستانهاي كوچك، استانهاي محروم و حاشيه نشينان شهرهاي بزرگ) كه به شبكه هاي سياسي و اقتصادي جديد دسترسي نداشتند، از روند توليد و توزيع ثروت خارج شدند. اين طيف كه منافع شان در فرآيند اجراي سياست هاي تعديل ساختاري در دولت هاي سازندگي و اصلاحات ناديده گرفته شده بود، در نقش بازندگان اصلي پروژه نوليبراليسم اقتصادي، هنگام انتخابات رياست جمهوري نهم به نامزدي روي آوردند كه شعارهاي عدالتخواهانه سر مي داد.

 

محور اصلي در شعارهاي انتخاباتي محمود احمدي نژاد عبارت بود از التزام به سياست هاي اقتصادي عدالت خواهانه. احمدي نژاد وعده داد منافع بازندگاني را تأمين كند كه در جريان سياست هاي تعديل ساليان پس از جنگ به درجات گوناگون متضرر شده بودند. به زبان تئوريك، دولت جديد بنا بود از سرعت فرايند «فك شدگي اقتصاد از جامعه» و پيامدهاي آن از جمله پديده طرد اجتماعي محرومان بكاهد.

 

احمدي نژاد به شعارهاي صدر انقلاب بازگشت. در اوايل انقلاب، ثروت افراد نمي توانست ارزش و منزلتي براي آنان ايجاد كند، به عبارت ديگرانقلاب، «منزلت» را از «ثروت» جدا كرد و در سايه اين حركت، انسان ها حياتي دوباره يافتند و قشرهاي محروم و مستضعف هويتي والا يافته و جبهه ها و صحنه هاي مختلف انقلاب را پركردند، حال آنكه در دولت سازندگي و اصلاحات «مانور تجمل» اصالت يافت و منافع اقليت فرادست بر منافع آحاد جامعه ارجحيت يافت.

 

احمدي نژاد صراحتاً اعلام كرد كه با اصالت ثروت در جامعه، منزلت هاي توليد شده از ثروت و ايجاد منزلت اجتماعي با «پول» مخالف است. وي صراحتاً روند خصوصي سازي ناشي از سياست هاي تعديل را نادرست خواند و آن را «اختصاصي سازي» دانست! اقتصاد كشورمان قريب به 200 ماه تحت ضربات سياست هاي نوليبرالي تعديل ساختاري، فرسوده گشت. الان قريب به 27 ماه است كه دولت نهم بر سركار آمده است. دولت نهم وارث ساختار فرسوده برنامه ريزي مالي، تداركاتي و اجرايي است. دستگاه عريض و طويل سازمان مديريت و برنامه ريزي، نظام بانكي رانتي، بورس غيرشفاف و كارگزاراني تربيت شده در مكتب اجرايي نوليبراليسم! تحول در اين ساختار در اين زمان اندك امكان پذير نيست. اگر آحاد جامعه و كساني كه از سياست هاي تعديل نوليبرالها متضرر شده اند، عصر نويني را در مناسبات اقتصادي كشور- بر مبناي «عدالت»- مطالبه كرده اند بايد به منتخبان خود فرصت دهند تا طرحي نو در اندازند و نگذارند كه مجريان سياست هاي تعديل تريبون به دست گيرند و به حساب كشي از دولتي بپردازند كه بر16 سال روند غلط اقتصادي گذشته خط بطلان كشيد. اين يادداشت را با جملاتي از بنيانگذار جمهوري اسلامي، امام خميني(ره) پايان مي برم آنجا كه فرمودند:

 

«نبايد توهم كنيم كه بايد همه آن كارها زود درست شود. الان ممكن است يك عده بيفتند توي مردم كه خوب يا الله زود تمام كنيد! مطلب يك مطلبي نيست كه به زودي تمام بشود، مطلبي است كه هشت سال كوبيدند، اين بايد اقلاً همان قدري كه آنها كردند ما دنبال كنيم.» 67.6.8

 

«اكثريت اين قشر و رزمندگان عزيز اسلام از طبقات محروم و كم درآمد بودند و مرفهين كمتر دل براي انقلاب سوختند، ولي وظيفه ماست كه در حد توان و مقدورات قدرشناس زحمات آنان باشيم و من ميل ندارم كه اين قدرشناسي فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهري خلاصه شود. بلكه بايد در همه نوع امتيازات اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي به آنان بها داده شود.» 67.7.11

 

1 Index of Economic Freedom Heritage Foundation wall street journal January 2007

 

* عضو هيئت علمي جهاد دانشگاهي

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 19:38 |

به بهانه درگذشت آيت‌الله مجتهدي تهراني:
نفسي كه عاقبت بخيري به همراه داشت

 

حضرت آيت الله مجتهدي تهراني از علماي برجسته و صاحب نام تهران، در سن 85 سالگي در بيمارستان بازرگانان تهران درگذشت. برخاستن بسياري از علماي برجسته از مدرسه علميه حاج ملامحد جعفر تهران كه به حوزه علميه آيت الله مجتهدي معروف بود، براي ارادت قلبي بسياري از علما نسبت به مقام شامخ اين عالم جليل القدر كفايت مي كرد. خاطره شيرين درس اخلاق حضرت آيت الله پس از نمازهاي مغرب، هميشه در خاطر شاگردان وي خواهد ماند. در ادامه به گوشه هايي از زندگاني پر بركت آن عالم بزرگوار به قلم رضا ابروش پرداخته شده است:

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ در نهمين‌ روز از مهر‌ سال‌ 1302 ه ش‌ برابر با دوم‌ رجب‌ 1343 ه ق‌ در تهران‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشودند. پدر ايشان، مرحوم‌ محمد باقر از كسبه‌هاي‌ معروف‌ و متديّن‌ تهران‌ و جدّ ايشان‌ مرحوم‌ ميرزا احمد از تجار مشهور و از متديّنين‌ عصر خود بودند. بعد از اين‌ دو بزرگوار، اجدادآيت‌ الله‌ مجتهدي‌ در كسوت‌ روحانيت‌ و از علماي‌ جليل‌القدر و مبلّغان‌ اسلام‌ و از ائمه‌ جماعات‌ مشهور كاشان‌ بودند. حجج‌ اسلام، حاج‌ ملا محمد علي‌ مجتهد و حاج‌ ملا محمد باقر مجتهد و حاج‌ ملا محمد صادق‌ مجتهد كاشاني‌ از اجداد آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ بودند. ايشان‌ در سال‌ 1362 قمري‌ برابر 1321 هجري‌ شمسي‌ در 19 سالگي‌ به‌ كسوت‌ روحانيت‌ درآمدند و قبل‌ از آن‌ در بازار تهران‌ به‌ شغل‌ ميرزا نويسي‌ (منشي‌گري) اشتغال‌ داشتند. بر اثر علاقهِ‌ فراوان‌ به‌ علم‌ و دانش‌ ، به‌ طلبگي‌ روي‌ آوردند و در لباس‌ روحانيت‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ پرداختند.

 

در سال‌ 1367 هجري‌ قمري‌ برابر 1326 هجري‌ شمسي‌ ازدواج‌ كردند. ايشان‌ در ضمن‌ تحصيل‌ به‌ تدريس‌ كتب‌ حوزوي‌ هم‌ مي‌پرداختند و شب‌ها در مسجد امين‌ الدوله‌ تهران‌ كه‌ مرحوم‌ حاج‌ شيخ‌ محمد حسين‌ زاهد در آن‌ جا مشغول‌ تدريس‌ و اقامهِ‌ نماز بودند، استاد هم، صبح‌ و عصر به‌ امر تدريس‌ اشتغال‌ داشتند.

 

مهم‌ترين‌ اساتيد ايشان‌ عبارتند از حضرات‌ آيات: شيخ‌ علي‌ اكبر برهان، شهيد صدوقي، شيخ‌ محمد جواد خندق‌ آبادي، علامه‌ طباطبايي، سيد شهاب‌الدين‌ مرعشي‌ نجفي، سيد حسين‌ بروجردي، سيد محمد رضا گلپايگاني، سيد احمد خوانساري، سيد حسين‌ فاطمي‌ قمي‌ و...

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ از نگاه‌ ديگران‌

 

در جلسه‌اي‌ كه‌ شوراي‌ مدرّسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم، با حضرت‌ امام‌ خميني(ره) داشتند، امام‌ از وضع‌ آينده‌ اظهار نگراني‌ كردند. آيت‌ الله‌ العظمي‌ صافي‌ گلپايگاني‌ به‌ ايشان‌ عرض‌ كردند كه‌ در تهران‌ مدرسه‌اي‌ هست‌ كه‌ اگر در آينده، مجتهدي‌ بيرون‌ بيايد، از آن‌ جا است، امام‌ (ره) فرمودند: مي‌دانم، مي‌دانم.

 

شخصي‌ از حضرت‌ امام‌ استفتا كرد كه‌ پسرم‌ ديپلم‌ گرفته‌ است‌ و مي‌خواهم‌ او را به‌ حوزه‌ علميه‌ بفرستم؛ كدام‌ حوزه‌ علميه‌ مناسب‌ است؟ امام‌ فرمودند: حوزهِ‌ آقاي‌ مجتهدي.

رهبر انقلاب، حضرت‌ آيت‌ الله‌ خامنه‌اي‌ حفظه‌ الله، فرمودند: اگر مدرسه‌ علميه‌ ايشان‌ نبود، متحير بودم‌ فرزندانم‌ را به‌ كجا بفرستم.

 

روزي‌ شخصي‌ نزد مقام‌ معظم‌ رهبري‌ در مورد حوزهِ‌ علميه‌ آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ انتقاداتي‌ كرده‌ بود كه‌ معظم‌ له‌ در جواب‌ آن‌ شخص‌ فرمودند: اتفاقاً بنده‌ قصد دارم‌ فرزندانم‌ را براي‌ تحصيل‌ به‌ مدرسه‌ ايشان‌ بفرستم.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ جوادي‌ آملي‌ در جواب‌ شخصي‌ كه‌ پرسيدند در تهران‌ به‌ درس‌ اخلاق‌ چه‌ كسي‌ برويم، فرمودند: به‌ درس‌ اخلاق‌ آقاي‌ مجتهدي‌ برويد.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ وحيد خراساني‌ فرمودند: در مدرسه‌ ايشان، انسان تربيت‌ مي‌شود.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ فاضل‌ لنكراني‌ در جواب‌ اين‌ سؤ‌ال‌ كه‌ به‌ كدام‌ حوزه‌ برويم، فرمودند: به‌ حوزهِ‌ آقاي‌ مجتهدي.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ مكارم‌ شيرازي‌ فرمودند: ما براي‌ طلاب‌ ايشان، احترام‌ خاصي‌ قائل‌ هستيم.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ شبيري‌ زنجاني‌ فرمودند: طلابي‌ كه‌ در محضر آقاي‌ مجتهدي‌ هستند، نفس‌ ايشان‌ (و مراقبت‌هاي‌ دائمي‌ از درس‌ و اخلاق‌ طلاب) آن‌ها را عاقبت‌ به‌ خير مي‌كند.

 

فعاليت‌هاي‌ علمي‌

 

عمده‌ فعاليت‌هاي‌ آيت‌ الله‌ مجتهدي، پرورش‌ و تربيت‌ طلاب‌ و فضلاي‌ جوان‌ و تبليغ‌ و بيان‌ مسائل‌ و احكام‌ شرعي‌ و رسيدگي‌ به‌ امور حسبيه‌ مردم، دريافت‌ وجوهات‌ شرعي‌ و تحويل‌ به‌ مراجع‌ معظم‌ تقليد بود. از ايشان‌ سه‌ رساله‌ به‌ نام‌هاي‌ «محرم‌ و نامحرم»، «گناهان‌ كبيره» و «احكام‌ الغيبه» به جاي مانده است.

 

اين‌ سه‌ رساله‌ در يك‌ كتاب‌ در چند نوبت‌ با تيراژ بالا چاپ‌ شده‌ است. از ديگر فعاليت‌هاي‌ ايشان‌ مي‌توان‌ به‌ برگزاري‌ كلاس‌هاي‌ احكام، تفسير قرآن، تفسير نهج‌ البلاغه، تفسير صحيفه‌ سجاديه، سخنراني‌ و بيان‌ روايات‌ و احاديث‌ معصومين(ع) اشاره‌ كرد.

 

انديشه‌ها و نصيحت‌ها

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ به‌ مسأله‌ ولايت‌ و محبت‌ اهل‌ بيت‌ (ع)، توجه‌ زيادي‌ داشتند و براي‌ برقراري‌ و تداوم‌ ارتباط‌ روحي‌ و معنوي‌ طلاب‌ با خاندان‌ عصمت‌ و طهارت‌ (ع)، بعد از كلاس‌ درس‌ به‌ مدت‌ 5 تا 10 دقيقه‌ به‌ ذكر مصائب‌ اهل‌ بيت‌ (ع) مي‌پرداختند.

 

برخلاف‌ روش‌ مرسوم‌ در حوزه‌هاي‌ علميه‌ كه‌ روز شهادت‌ معصومين‌ (ع) درس‌ و بحث‌ تعطيل‌ مي‌شود، در مدرسه‌ ايشان‌ درس‌ و بحث‌ به‌ روش‌ ديگري‌ كه‌ سوگواري‌ و عزاداري‌ مي‌باشد، ادامه‌ مي‌يافت.

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ در اين‌باره‌ مي‌فرمودند: «روز شهادت‌ معصومين‌ (ع)، جلسهِ‌ درس‌ ما تعطيل‌ نمي‌شود، بلكه‌ درس‌ و بحث‌ عوض‌ مي‌شود و طلاب‌ در روز شهادت‌ معصومين(ع)، با ولايت‌ ائمه‌ اطهار پيوند مي‌خورند

 

ايشان‌ تأكيد مي‌كردند كه‌ طلاب‌ در روز شهادت‌ معصومين(ع)، در مراسم‌ سوگواري‌ و عزاداري‌ مدرسه‌ شركت‌ كنند و با انجام‌ مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌زني‌ و گريه‌ بر مصائب‌ اهل‌ بيت‌ رابطه‌اي‌ قلبي‌ و معنوي‌ با ائمه(ع) برقرار كنند. بر همين‌ اساس‌ مي‌فرمودند: «باغبان، نهال‌ها و درخت‌ها را قلمه‌ مي‌زند. ما نيز طلاب‌ مدرسه‌ را با ولايت‌ در روز عزاداري‌ و شهادت‌ قلمه‌ مي‌زنيم.» و نيز تصريح‌ مي‌كردند: «در اوايل،‌ روزهاي‌ شهادت‌ تمام‌ معصومين‌ (ع) مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌ زني‌ داشتيم، جز روز عاشورا. زيرا با خود مي‌گفتم: روز عاشورا در همه‌ جاي‌ ايران‌ مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌ زني‌ براي‌ سالار شهيدان‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ الحسين‌ (ع) برگزار مي‌شود و ديگر نيازي‌ به‌ اقامهِ‌ عزا در روز عاشورا در مدرسه‌ ما نيست؛ تا اين‌ كه‌ شبي‌ در عالم‌ روِ‌يا ديدم‌ كه‌ مرا به‌ زيارت‌ قبور مقدسه‌ ائمه‌ اطهار (ع) برده‌ و قبور آنان‌ را به‌ من‌ معرفي‌ مي‌كنند. هر چه‌ دقت‌ كردم‌ ديدم‌ مرا به‌ نجف، كاظمين، سامراء... برده‌اند و ليكن‌ به‌ كربلا نرفتم‌ و صحن‌ و سراي‌ حرم‌ امام‌ حسين(ع) را به‌ من‌ نشان‌ ندادند. وقتي‌ از خواب‌ بيدار شدم‌ با خود انديشيدم‌ كه‌ به‌ چه‌ دليل‌ به‌ زيارت‌ حرم‌ امام‌ حسين‌ (ع) نايل‌ نشدم، سرانجام‌ دريافتم‌ كه‌ چون‌ براي‌ تمام‌ ائمه‌ غير از امام‌ حسين(ع) مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌ زني‌ در مدرسه‌ اقامه‌ مي‌كنيم‌ مرا به‌ زيارت‌ ائمه‌ معصوم‌ غير از امام‌ حسين‌ (ع) بردند. از آن‌ واقعه‌ به‌ بعد هر سال‌ در مدرسهِ‌ ما مراسم‌ تاسوعا و عاشورا با شور و شوق‌ زيادي‌ برگزار مي‌شود و جمعيت‌ زيادي‌ هم‌ در اين‌ مراسم‌ شركت‌ مي‌كنند

 

ايشان‌ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ حوزهِ‌ علميه‌ را سرپرستي‌ مي‌كردند، به‌ منش‌ و زي‌طلبگي‌ كه‌ در بطن‌ واقعيات‌ در واجبات‌ طلبگي‌ است، اهميت‌ داده‌ و همواره‌ طلاب‌ و فضلاي‌ جوان‌ را به‌ رعايت‌ آن‌ سفارش‌ مي‌كردند و طلاب‌ را روحانياني‌ انديشه‌ور، آگاه، جذاب، مبلّغ و مردم‌دار بار مي‌آوردند.

 

براي‌ مثال، ايشان‌ طلاب‌ را به‌ امر معاش‌ و مراودات‌ اجتماعي‌ و پوشش‌ مناسب‌ و ظاهري‌ آراسته‌ و... رهنمون‌ و از رفاه‌ بيش‌ از حد در زندگي‌ بر حذر مي‌داشتند. به‌ جنبهِ‌ علمي‌ طلاب‌ هم‌ توجه‌ ويژه‌اي‌ داشتند. ايشان‌ در گزينش‌ طلاب، بسيار دقت‌ مي‌كردند. وقتي‌ طلاب‌ پس‌ از گذراندن‌ دورهِ‌ مقدمات، تمايل‌ داشتند به‌ كسوت‌ روحانيت‌ درآيند، بايد توسط‌ اساتيد و دفتر مدرسه، تأييد اخلاقي مي شدند و در نهايت‌ اجازه‌ ملبّس‌ شدن‌ را دريافت‌ مي كردند و سرانجام‌ طي‌ يك‌ مراسم‌ به‌ يادماندني، به‌ دست‌ ايشان‌ به‌ اين‌ لباس‌ شريف، ملبس‌ مي‌شدند.

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ طلاب‌ را به‌ داشتن‌ رگ‌ عوامي‌ ترغيب‌ مي‌كرده و مي‌فرمودند: «يك‌ طلبه‌ و يك‌ اهل‌ علم، علاوه‌ بر تحصيلات‌ علوم، بايد يك‌ رگ‌ عوامي‌ هم‌ داشته‌ باشد. يعني‌ مثل‌ عوام‌ الناس‌ باشد. مبادا اين‌ علم‌ و تحصيلات‌ براي‌ ما حجاب‌ شود و ما را متكبر كند و خود را بالاتر از همه‌ بدانيم. علامه‌ طباطبايي‌ در حرم‌ امام‌ رضا(ع) در نماز آيت‌ الله‌ ميلاني‌ شركت‌ مي‌كردند و در صف‌هاي‌ آخر نماز در كنار مردم‌ عادي‌ به‌ نماز مي‌ايستاد.

 

ايشان، طلاب‌ را به‌ احترام‌ و تعظيم‌ استاد سفارش‌ كرده، مي‌فرمودند: «اگر مي‌خواهي علمت‌ بركت‌ داشته‌ باشد، استاد را تعظيم‌ كن‌ و به‌ او احترام‌ بگزار. اگر استاد را احترام‌ و اكرام‌ نكني، ديگر به‌ درد طلبگي‌ نمي‌خوري‌ و علمت، بركت‌ نخواهد داشت. تجربهِ‌ نيم‌ قرن‌ به‌ من‌ ثابت‌ كرده‌ است‌ كه‌ اگر اساتيد از تو راضي‌ نباشند، به‌ جايي‌ نخواهي‌ رسيد؛ اگر چه‌ در اين‌ راه‌ استقامت‌ داشته‌ باشي، و تعظيم‌ استاد و فقط‌ تعظيم‌ و احترام‌ ظاهري‌ نيست، بلكه‌ بايد در باطن‌ نيز استاد را تعظيم‌ نمايي. طلاب‌ بايد كتاب‌ منيه`‌المريد شهيد ثاني‌ را تهيه‌ كرده‌ و بخوانند و عمل‌ نمايند

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ دربارهِ‌ پرهيز از دوست‌ و رفيق‌ بد، طلاب‌ را راهنمايي‌ كرده و مي‌فرمودند: «استاد ما آيت‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ علي‌ اكبر برهان‌ (رحمه`‌الله‌ عليه) نقل‌ مي‌كردند: دو كيلو قند و يك‌ كيلو زعفران‌ را شب‌ بگذار كنار پيت‌ نفت. صبح‌ كه‌ شد ديگر نمي‌شود از آن‌ها استفاده‌ كرد، رفيق‌ بد هم‌ همين‌طور است

 

در پايان‌ بايد اشاره‌ كرد كه‌ ايشان‌ به‌ مناعت‌ طبع، علو همت، قيافه‌اي‌ در خور و شأن‌ طلبه، فرار از مريد بازي، احسان‌ به‌ ديگران، داشتن‌ وقارو‌ بردباري، دوري‌ از وسواس‌ و رذائل‌ اخلاقي‌ بسيار اهميت‌ و طلاب‌ را مورد سفارش‌ قرار مي‌دادند.

 

دوستداران‌ و علاقه‌مندان‌ جهت‌ آشنايي‌ با بيانات‌ و سخنان‌ ايشان، مي‌توانند به‌ كتاب‌ آداب‌ الطلاب‌ مراجعه‌ كنند.

 

رجانیوز

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 16:6 |



  آيت‌الله مجتهدي تهراني درگذشت


آيت‌الله احمد مجتهدي تهراني، استاد حوزه علميه و مدرس اخلاق، ساعت 11:30 امروز در سن 85 سالگي در بيمارستان بازرگانان تهران درگذشت.


 


رسول كاتوزيان داماد آيت‌الله مجتهدي تهراني، در گفت‌وگو با فارس، با تأييد خبر فوت آيت‌الله مجتهدي تهراني اظهار داشت: مراسم تشييع جنازه اين عالم ديني فردا صبح از مقابل مدرسه عالي شهيد مطهري برگزار مي‌شود.


 


وي افزود: آيت‌الله مجتهدي در حوزه علميه‌ خودشان به خاك سپرده خواهد شد.


 


آيت‌الله احمد مجتهدي تهراني كه مدتي در بخش آي‌سي‌يو بستري بود، از بيماري عفونت ريه نيز رنج مي‌برد.


 


آيت‌الله مجتهدي تهراني از اساتيد اخلاق و علماي برجسته تهران بود كه رياست علمي و مديريت مدرسه علميه حاج ملا محمدجعفر تهران را كه هم اكنون به نام حوزه علميه آيت‌الله مجتهدي معروف است بر عهده داشت.


 


در اين مدرسه علميه نزديك به يك هزار طلبه مشغول فراگيري علوم اسلامي هستند.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 15:59 |

لزوم رمزگشايي از مواضع گروههاي سياسي با بيانات رهبري

 

بيانات رهبر انقلاب به ويژه در جمع دانشجويان دانشگاههاي يزد و در ديدار با جمعي از مردم قم، حاوي كدها و كليدهايي است كه بايد با استفاده از آنها از متشابهات تاريخ انقلاب و مواضع گروههاي سياسي رمزگشايي كرد.

 

به گزارش رجانيوز، رهبر انقلاب در حالي به بيان كدهاي دقيق از تحركات گروههاي سياسي پرداخته اند كه ايشان در آستانه انتخاباتهاي گذشته نيز بنا بر وظيفه رهبري خود، سنگ محك هايي در اختيار مردم و جريانهاي سياسي معتقد به انقلاب قرار مي دادند.

 

بنا بر اين گزارش، ايجاد شفافيت و جلوگيري از سوءاستفاده برخي افراد و گروههاي بدسابقه و وابسته از فضاي غبارآلودي كه به صورت طبيعي در آستانه هر انتخابات پديد مي آيد، رهبري را برآن مي دارد كه با صراحت بيشتري به تبيين مسائل روز بپردازند. چراكه عناصر مؤثر در انتخابات عامه مردم هستند نه طبقه خاصي از نخبگان. بنابراين، صراحت و بيان مطالب مهم و تأثيرگذار به لسان همه فهم، اقتضاي روشنگري و اتمام حجت از جايگاه رهبري است.

 

با اين حال، به نظر مي رسد رسانه هاي معتقد به جريان انقلاب به عنوان بخش هايي از عناصر آگاهي بخش، بايد مراجع اين ضميرها را تبيين كنند.

 

به عنوان نمونه، در جريان بيانيه گروهك نهضت آزادي و درخواست بي شرمانه دعوت از ناظر بين المللي براي نظارت بر صحت انتخابات، تنها رجانيوز اقدام به نقد آن كرد و ساير رسانه هاي جريان اصولگرا تمايلي به واكنش نشان دادن به اين بيانيه كه از سوي رهبر انقلاب "بي شرمي" و "بزرگ ترين جسارت به ملت ايران" خوانده شد، نشان ندادند. (البته ارگان اينترنتي حزب مشاركت نيز با ذوق زدگي متن كامل بيانيه را منتشر كرده بود!)

 

از سوي ديگر، در جريان حمايت بوش از اصلاح طلبان نيز كه لكه ننگي بر پيشاني اين طيف نشانده است، جريان مزبور در اثر شوك بيانات قاطع و روشنگري رهبر انقلاب در بهت فرو رفته است و مي كوشد خود را از اين ننگ مبرا سازد.

 

تعدادي از افراد منتسب به اين طيف كه ديروز براي ثبت نام در ستاد انتخابات حضور يافته بودند، در مقابل پرسشهاي متنوع خبرنگاران درباره اظهار حمايت بوش از آنان، تحصن مجلس ششم و دعوت از ناظر بين المللي، ناگزير به فرافكني پرداختند. اين افراد بالاتفاق كوشيدند عليرغم صراحت بوش در حمايت از اصلاح طلبان خود را جزء حمايت شوندگان و در نتيجه مخاطبان هشدار رهبر انقلاب ندانند.

 

در ادامه ضمن انعكاس بخشهايي از اظهارات افراد مزبور، خاطرنشان مي سازد رجانيوز به زودي در پرونده هاي جداگانه اي به بازخواني عملكرد اين طيف در حوزه هاي متنوعي كه مورد اشاره رهبري قرار گرفته است، (از عقب نشيني در پرونده هسته اي تا تحصن مجلس ششم و تلاش براي تعطيلي انتخابات مجلس هفتم و ارسال سيگنالهايي همنوايي با امريكا) خواهد پرداخت.

 

بنا بر اين گزارش، ابوالفضل شكوري عضو شوراي مرکزي اعتماد ملي با تبري جستن از تحصن سال 82 گفت: بنده در تحصن شركت نداشتم و با تحصن نمايندگان مجلس ششم نيز موافق نبوده‌ام.


 
شكوري در خصوص اينكه نظرتان در مورد حمايت آمريكا از بعضي افراد و گروه‌هاي داخلي چيست؟ گفت:‌ بنده منظور معظم‌له را در اين رابطه نفهميدم!

 

بهزاد نبوي هم که با انگيزه جوسازي عليه شوراي نگهبان کانديدا شده، گفت: با انگيزه خاصي در انتخابات شركت نكردم و نگران رد صلاحيت نيستم!

 

رجبعلي مزروعي نيز که با عنوان كانديداي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با خبرنگاران مصاحبه مي کرد، گفت:‌ اگر آمريكا از گروهي داخلي حمايت كرد بايد رفت و يقه آمريكا را گرفت!

 

وي افزود: فكر نمي‌كنم منظور رهبري از گروه‌هاي داخلي كه آمريكا از آنها حمايت كرده، اصلاح طلبان باشند.

 

محمد اشرفي اصفهاني ديگر كانديداي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نيز گفت: هيچ كس نمي‌تواند بگويد كه مخاطب سخنان رهبري اصلاح طلبان هستند.

 

وي افزود: آنهايي كه مخاطب فرمايشات رهبري را اصلاح‌طلب‌ها مي‌دانند به طور كلي در راستاي متهم كردن اصلاح طلبان اين تفسيرها را صورت مي‌دهند.


 
فاطمه کروبي، عضو ائتلاف مردمي اصلاحات، همچون شوهرش بار ديگر ازسلامتي انتخابات اظهار نگراني کرد!


 
همچنين آذر منصوري، معاون سياسي دبيركل حزب مشاركت نقطه ضعف مجلس ششم را اصرار به مواردي خواند كه اقتضاي شرايط آن روز جامعه نبود.

 

وي همچنين تحصن نمايندگان مجلس ششم را تاييد کرد و گفت: قطعا نمايندگان مجلس ششم به مرحله‌اي رسيده بودند كه با بررسي شرايط موجود از طريق تحصن مطالبات خود را پيگيري مي‌كردند.

 

اما مصطفي تاج زاده هم عليرغم داشتن پرونده سوسابقه تقلب در انتخابات کانديدا شده، انتخابات مجلس هشتم را آزموني بزرگ براي اصولگرايان و راستي آزمايي واقعي احمدي‌نژاد  دانست.

 

وي همچنين با تاييد تلويحي دعوت از ناظران بين المللي گفت: انتخابات در ايران چنان باشد كه كسي به فكر دعوت از مراجع بين‌المللي نيفتد.

 

اما جالب ترين دفاع از مجلس ششم را شکوری راد عضو شورای مرکزی حزب مشارکت انجام داد و گفت: خدا از تحصن مجلس ششم راضي بود!

 

وي همچنين گفت: قطعا اگر آمریکا از گروهی در ایران حمایت کند این موضوع باعث بی آبرویی است. چون آمریکا دشمن درجه یک اسلام و مردم است و خیرخواه ملت ایران نیست. اما بنده اطلاعی ندارم که آمریکا از کدام گروه حمایت کرده است.

 

این فعال سیاسی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه تحصن ها در مجلس ششم را که مورد استقبال بیگانه قرار گرفت چگونه ارزیابی می کنید ، گفت: من هم معتقدم تحصن امری طبیعی نبود اما تحصن در مجلس ششم از جانب کسانی انجام شد که به آنان ظلم شده بود و فکر می کنم خداوند از تحصن راضی بود.

 

خبرنگاری در خصوص جایگاه خبر رسانی در امور در دوره اصلاحات و این دوره پرسید که وی پاسخ داد: از این موضوع که همه باید شفاف باشند گریزی نیست اما در دوره اصلاحات خبر رسانی امری اعتقادی بود اما در این دوره از باب اظهار بود، هرچند گاهی این مسئله به ضرر مجلس بود اما مجلس ششم حاضر بود این ضرر را بپردازد و خبرنگاران که چشم مردم هستند را در بین خود راه دهد.

 

عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در پاسخ به سئوالی در خصوص این که آمریکا اخیرا از اصلاح طلبان و چند گروه دیگر در ایران حمایت کرده است ، گفت: قطعا اگر آمریکا از گروهی در ایران حمایت کند این موضوع باعث بی آبرویی است. چون آمریکا دشمن درجه یک اسلام و مردم است و خیرخواه ملت ایران نیست. اما بنده اطلاعی ندارم که آمریکا از کدام گروه حمایت کرده است.

 

وی اظهار داشت: اما در میان انبوه صبحت هایی که بوش می کند شاید حقیقت هایی هم وجود داشته باشد همانگونه که احمدی نژاد به گزارش شورای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر اینکه ایران به دنبال ساخت و سلاح هسته ای نیست اشاره کرد و آن را یک پیروزی دانست.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 14:31 |

روسياهي ذغال در بهار بيانات رهبري

 

ياسر انصاري

 

اگرچه ايران، زمستان امسال را سردتر از هميشه تجربه مي كند اما فضاي سياسي آن به سردي نگراييده و بهار بيانات رهبري بيش از همه بر اين گرما افزوده است.

 

رهبر انقلاب طي سفر استاني سال جاري خود به استان يزد، نكات مهمي را متذكر شدند كه في الجمله فصل الخطاب بود و برخي از آنها نيز تاكنون به اين صراحت بيان نشده بود.

 

شايد نقطه اوج اين روشنگريها را بتوان در سخنراني تفصيلي رهبري در جمع دانشجويان دانشگاههاي يزد جستجو كرد. تحليل سير پرونده هسته اي، حمايت از دولت، گلايه از منتقدان بي انصاف، رابطه با امريكا، تأكيد بر اعتماد به نفس ملي و پرهيز از ايجاد يأس، محورهاي اساسي بيانات ايشان را شكل مي داد.

 

رهبر انقلاب براي نخستين بار از لفظ "عقب نشيني" براي سياستهاي تيم سابق هسته اي استفاده و تأكيد كردند كه به اين طيف هشدار داده بودند در صورتيكه اين روند ادامه پيدا كند، خود وارد ميدان خواهند شد و روند عقب نشيني را به پيشرفت تبديل مي كنند و چنين هم شد. عقب نشيني 2 ساله، البته داراي 2 فايده نيز بوده است. اول اينكه افكار عمومي دنيا را مجاب مي سازد كه در قبال اين 2 سال تعليق و تعطيلي كامل فعاليتهاي هسته اي نه تنها امتيازي به ايران داده نشد بلكه خواستار تعطيلي كامل فعاليتهاي هسته اي شدند و دوم اينكه مخالف خوانان هميشگي ديپلماسي استقامت، بهانه اي نخواهند داشت. هر چند كه اين طيف از سرمايه اي به نام "گستاخي" آنقدر بهره مند هستند كه به روي خود هم نياورده و همسو با غرب، باز هم خواستار تعليق كامل فعاليتهاي هسته اي شوند. (نگاه كنيد به نامه اخير 333 نفره)

 

رهبري در اين سفر تأكيد ويژه اي بر اعتماد به نفس ملي داشتند. "ما مي توانيم" شعار محوري دولت نهم برگرفته از آرمانهاي انقلاب بود كه طي سالهاي پس از جنگ به تدريج به محاق خودكم بيني رفته بود.

 

رهبر انقلاب 3 مانع اصلي اين اعتماد به نفس را "القاء يأس"، "اشكال تراشي غيرمنطقي" و "هوچي گري مطبوعاتي" برشمردند.

 

ايشان در تبيين هريك از اين موارد به نكاتي اشاره كردند كه العاقل يكفيه الاشارة و ضمير اين جملات به راحتي مي تواند مخاطب يا مخاطبانش را بيابد.

 

درخصوص القاء يأس به نامه جمعي از فيزيكدانان اشاره كردند. اين نامه كه در حقيقت توسط احمد شيرزاد عضو شوراي مركزي حزب مشاركت نوشته شده بود، ادعا مي كرد ايران توان ساخت نيروگاه ندارد، منابع اورانيوم به اندازه كافي وجود ندارد و اساساً با وجود ذخاير نفتي نيازي به نيروگاه هسته اي نيست.

 

رهبري در اين ديدار براي نخستين بار از پشت پرده مذاكرات هسته اي دولت سابق نيز مطالبي بيان كردند:

 «هى فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه‏ى يو.سى.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلى است. بنده آن وقت به مسئولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توى اين كشور هست، كلاً يك‏جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نميخواهيد بمب اتم بسازيد! ... اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازى‏اى در سطح دنيا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‏ها و محافل سياسى - واى، داد، داد، ايران ميخواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلاً حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كرده‏ايم؛ ديگر، تجربه‏ى جديدى نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافى نيست؛ اصلاً بايد بكلى بساط اتمى را جمع كنيد. همين اروپائى‏ها كه ميگفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتى اين كار را كرديم، گفتند بايستى جمع كنيد! اين فرايند عقب‏نشينى، اين فايده را براى ما داشت؛ هم براى خود ما تجربه شد، هم براى افكار عمومى دنيا تجربه شد. ليكن عقب‏نشينى بود ديگر؛ عقب‏نشينى كردند.

من همان وقت هم در جلسه‏ى مسئولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به اين روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان ميشوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستى اين روند عقب‏نشينى متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروى، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتى انجام بگيرد كه اين عقب‏نشينى در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همين كار هم شد. در زمان دولت قبل، اولين قدم به سمت پيشرفت برداشته شد.»

 

رهبر انقلاب در بخش ديگري از بيانات خود اظهارات قبلي رئيس جمهور را كه با واكنش حسن روحاني مسئول تيم سابق هسته اي روبرو شده بود، بيان كردند:

«ببينيد فاصله‏ى اينها خيلى زياد است. يك روزى بود كه اينها حاضر نبودند پنج عدد سانتريفيوژ را تحمل كنند. مسئولين گفتگو و مذاكره‏ى با اروپا حاضر شده بودند بيست تا سانتريفيوژ را نگه دارند، آنها گفته بودند نميشود؛ گفته بودند پس لااقل پنج تا، گفته بودند نميشود. اگر ميگفتند يكى، باز هم ميگفتند نميشود! امروز سه هزار تا سانتريفيوژ دارد كار ميكند، مبالغ زيادى هم آماده‏ى كار گذاشتن است. ميگويند در همين حد متوقف شويد. اين هم يكى از ناكامى‏هاى آمريكاست.»

 

حسن روحاني هنگاميكه رئيس جمهور چندي پيش اين جملات را گفته بود، ادعا كرد چنين مسئله اي واقعيت ندارد.

 

رهبر انقلاب درباره رابطه با امريكا هم نكات مهمي بيان فرمودند و به اين مسئله از دريچه هزينه- فايده پرداخته و ضمن تأكيد بر اينكه اين رابطه در حال حاضر براي ملت ايران مضر است، خاطرنشان كردند هرگاه اين رابطه مفيد باشد خود نخستين كسي خواهند بود كه براي آن پيشقدم مي شوند.

 

بنابراين، مسئله رابطه با امريكا داراي حسن و قبح ذاتي نيست و چنانچه فايده آن بر هزينه اش، مقدم و اضافه شود، منطق عقلايي اجتناب از آن را جايز نمي داند.

 

رهبري به برخي ادعاها درباره اينكه بعضي از اظهارات رئيس جمهور مايه افزايش دشمني امريكاست نيز پاسخ دادند:

«ميگويند: چرا جلب دشمنى آمريكا را ميكنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندى ميكند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمنى آمريكائى‏ها را جلب ميكند. نه آقا! دشمنى آمريكائى‏ها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است. اين دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده»

 

استفاده از تعابيري نظير ماجراجويي و سخنان آتشين براي ديپلماسي دولت، نه تنها از سوي جريان ضداصولگرا بلكه از سوي برخي شخصيتها و