تبليغاتX
فدايي سيد علي

واكنش معاون وزير كشور به جنجال آفريني قاليباف

 

 

نامه ستاد تبصره ۱۳ به شهردارى تهران محرمانه بود و شهردارى نبايد اين مطلب را به رسانه ها مى كشاند؛ من از اين بابت واقعاً متأسفم.

 

به گزارش ايسنا، سيد مهدى هاشمى رئيس ستاد تبصره ،۱۳ در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالى درباره نامه اخير ارسالى به شهردارى تهران كه اعلام شد از سوى تبصره ۱۳ نوشته شده و رونوشت آن به شورا رفته است، افزود: موضوع اين نامه كه من آن را نوشته بودم، به قبل از مسئوليتم در ستاد تبصره ۱۳ - زمانى كه عضو ستاد بودم- برمى گردد، چرا كه تاريخ نامه ۱۷دى ماه است و من مسئوليت ستاد تبصره ۱۳ را در ۲۲ دى ماه تحويل گرفتم. در عين حال، پيش از اين، مكاتبات مفصلى با شهردارى تهران صورت گرفته بود و اين توجه را داده بوديم كه در بخش حمل و نقل شهرى تهران ضعف هايى مشهود است و تأثير منفى در ارائه خدمات به مردم دارد.

 

وى ادامه داد: اين نامه را پس از توضيحات و بازديدهايى كه از بخش هاى مختلف داشتيم، داديم و متوجه شديم كه آن طور كه بايد و شايد مشكل برطرف نشده است.

 

هاشمى گفت: من به عنوان معاون عمرانى وزير كشور و رئيس شوراى عالى ترافيك، زمانى كه عضو ستاد تبصره ۱۳ بودم، نامه محرمانه اى را به دفتر شهردار تهران داده و در آن تذكراتى را همراه با آمار و ارقام ارائه كردم و يادآور شدم كه دولت چه ميزان تسهيلات و كمك را به شهردارى تهران داده است و تا به حال شاهد چه ميزان ارتقاى حمل و نقل عمومى بوده ايم.

 

*انتظار دارم شهردارى پاسخ منطقى دهد

 

وى در پاسخ به اين سؤال خبرنگاران كه مسئولان شهردارى تهران بار ها اعلام كرده اند تا به حال كمك قابل توجهى از سوى دولت به شهردارى در زمينه اتوبوسرانى و مترو نشده است، گفت: ما مطالب را به صورت مكتوب و مستند به شهردارى تهران ارائه كرده ايم و آنها هم بايد جواب را به صورت مكتوب به ما بدهند. ما توضيح را محرمانه ارائه كرديم و به رسانه ها در مورد اين نامه چيزى نگفتيم و آنها هم نبايد اين مطلب را به رسانه ها مى كشاندند.

 

هاشمى تصريح كرد: ما نمى توانيم در رسانه ها بگوييم كه چرا به نامه هاى بخش هاى مختلف از سوى شهردارى تهران پاسخ مناسب داده نمى شود و چرا اين ريخت و پاش ها و اين هزينه هاى غيرمنطقى در شهردارى تهران وجود دارد و از سوى ديگر شاهد باشيم كه در پاسخ به سؤالات ما، اين موضوع ها را به رسانه ها مى كشانند. جواب من به عنوان معاون عمرانى وزير كشور نبايد به رسانه ها كشيده مى شد، چراكه روزانه هزاران نامه محرمانه بين مسئولان رد و بدل مى شود. آيا همه اين نامه ها مطبوعاتى مى شوند؟

 

وى تصريح كرد: من از اين نوع برخورد مديريت شهرى متأسف هستم و انتظار دارم كه آنها پاسخ منطقى بدهند يا حتى در جواب سؤالات ما به صورت مستند مطالب را رد كنند.

 

معاون عمرانى وزير كشور ادامه داد: موضوع اين نوع برخورد شهردارى تهران فقط به حمل و نقل شهرى برنمى گردد و ما در ساير موضوع ها نيز اين مشكل را داريم، اما چون موضوع حمل و نقل از اهميت ويژه اى برخوردار است، در نامه اى جداگانه مسائل را مطرح كرديم.

 

*هيچ قطع بودجه اى در نامه قيد نشده است

 

هاشمى تأكيد كرد: آمار و اسناد به اندازه كافى در نامه ارائه شده، آمده و اگر لازم باشد، اين نامه را منتشر مى كنيم.

 

رئيس ستاد تبصره ۱۳ در پاسخ به سؤال خبرنگاران در مورد اين كه آيا موضوع قطع بودجه براى شهردارى تهران مطرح بوده است، گفت: هيچ قطع بودجه اى در نامه قيد نشده و نامه در سه بند در مورد اتوبوسرانى، تاكسيرانى و مترو مطرح شده است. به عنوان مثال در موضوع اتوبوسرانى تأكيد كرده ايم كه چنانچه وضعيت به شكل فعلى ادامه داشته باشد، از تحويل اتوبوس هاى بيشتر معذوريم، چرا كه دو هزار و ۷۰۰ دستگاه اتوبوس تا به حال به شهردارى تهران تحويل داده شده، اما شاهد هيچ افزايشى در جابه جايى مردم در شهر تهران نبوده ايم. اين يعنى چه چندين بار مكاتبه و پيگيرى در موضوع هاى اخير داشته ايم، اما پاسخى نگرفته ايم. همچنين از سال گذشته گفته بوديم كه ضعف در مديريت حمل و نقل شهرى تهران وجود دارد و درخواست كرده بوديم تا گزارش عملكردشان را به ما ارائه كنند.
وى تأكيد كرد: به عنوان مثال در موضوع مترو، پشتيبانى هاى زيادى از سوى دولت صورت گرفته است.

 

*شهردارى بايد به صورت مستند پاسخ دهد

 

هاشمى تأكيد كرد: در نامه اى با اعداد و ارقام و به صورت مستند از شهردارى تهران در مورد عملكرد خود گزارش خواسته ايم و آنها نيز بايد به صورت مستند پاسخ بدهند.

 

وى در پاسخ به اين سؤال كه شما مى گوييد در سه بند براى اتوبوسرانى، تاكسيرانى و مترو مواردى را به عنوان شرط مطرح كرده ايد كه در صورت انجام نشدن بخشى از اقدامات، كمك مالى را قطع خواهيد كرد، آيا براى شهردارى زمان و شرط گذاشته ايد، گفت: در اين نامه تأكيد شده است كه اگر گزارش عملكرد در سه حوزه داده نشود و اصلاحات لازم در اتوبوسرانى صورت نگيرد، از ادامه تحويل اتوبوس معذوريم. آيا اين مسأله به معناى اين است كه دولت كمك هاى خود را به شهردارى قطع كرده است؟

 

وى ادامه داد: در يك موضوع جزئى از بخش حمل و نقل گزارشى خواسته ايم و آنها بايد به آن پاسخ دهند، اما آيا بايد نحوه پاسخ به گزارش ما به اين شكل باشد
خبرنگارى پرسيد كه اگر شما از عملكرد شهردارى تهران رضايت نداريد، مى توانستيد اين موضوع را با شوراى شهر تهران مطرح كنيد، تا آنها در مورد شهردار تصميم ديگرى بگيرند، نه اين كه در مورد ارائه تسهيلات به شهردارى كه در واقع دادن تسهيلات به شهروندان است، تصميم گيرى كنيد. هاشمى در پاسخ گفت: شما از كجا مى دانيد كه ما اين موضوع را با شورا مطرح نكرده ايم، ما بار ها اين موضوع را با شورا در ميان گذاشته ايم در عين حال هيچ كس در مورد قطع بودجه صحبتى نكرده است.

 

*نه تنها هيچ تغييرى در شبكه حمل و نقل عمومى صورت نگرفته، حتى وضع هم بدتر شده است

 

هاشمى در پاسخ به اين سؤال كه آيا قطع كردن تحويل اتوبوس به شهردارى قطع كردن كمك به حمل و نقل عمومى براى مردم نيست، گفت: در سال گذشته دو هزار و ۷۰۰ دستگاه اتوبوس به شهر تهران اختصاص يافته است، اما هيچ تغييرى در شبكه حمل و نقل عمومى صورت نگرفته و حتى وضع بدتر هم شده است. من در گذشته مديريت اتوبوسرانى شهر تهران را بر عهده داشتم و از بسيارى از مسائل مطلع هستم.

 

وى ادامه داد: در آن زمان، با آن حجم اتوبوس، ۳/۵ ميليون نفر جابه جايى در روز داشتيم، اما در حال حاضر با وجودافزايش دو هزار و ۷۰۰ دستگاهى ناوگان، طبق گزارش هاى اعلامى، سه ميليون و ۱۰۰ هزار نفر جابه جايى روزانه مسافر داريم. اين در حاليست كه زمانى كه ما گزارش عملكرد از آنها مى خواهيم گفته مى شود كه به صورت كتبى به آنها ابلاغ شده كه آمار و اطلاعات را در اختيار ما قرار ندهند.

 

هاشمى به خبرنگاران گفت: آيا من به عنوان رئيس شوراى عالى ترافيك، حق دارم كه از شهردارى تهران در مورد عملكرد خود گزارش بخواهم يا نه كه خبرنگاران اين حرف هاشمى را تأييد كردند.

 

* بعضى ها نمى گذارند مذاكره اى بين شهردارى و وزارت كشور صورت بگيرد

 

رئيس ستاد تبصره ۱۳ گفت: اگر اين حق به من داده مى شود، پس ستاد مى تواند اين گزارش را از شهردارى تهران بخواهد و آنها نيز موظف هستند كه پاسخگو باشند. در عين حال يك رونوشت از اين نامه براى رئيس شوراى شهر تهران ارسال شده است و ايشان نيز گفته اند كه در نامه موضوع قطع كمك مالى مطرح نبوده است. بالاخره ما نمى دانيم كه حرف رئيس شوراى شهر تهران را قبول كنيم يا شهردار را ! بهتر است آقايان تكليفشان را با هم روشن كنند.

 

خبرنگاران از هاشمى جزئيات ريخت و پاش ها و ضعف مديريت شهرى را كه وى در صحبت هايش به آن اشاره كرده بود خواستار شدند و اين كه چرا اختلاف نظرهاى بين شهردارى تهران و وزارت كشور حل نمى شود وى گفت: علت حل نشدن اين اختلافات، اين است كه بايد به صورت منطقى و بر سر ميز جلسات كارشناسى موضوعات را حل كنيم. اما برخى افراد به اين مسائل و اختلاف نظرها دامن مى زنند. وى در پاسخ به خبرنگاران در اين باره كه نكند اين بار هم اين برخى افراد رسانه ها هستند، گفت: نه قطعاً اين طور نيست و رسانه ها متهم نيستند و واقعيت اين است كه بسيارى از رسانه ها در اين حوزه اطلاع رسانى خوبى داشته اند.

 

وى افزود: حرف ما اين است كه دولت اين ميزان پشتيبانى را به صورت تمام و كمال از شهردارى تهران داشته، اما خروجى بسيار ضعيفى را در عملكرد شهردارى شاهد بوده است و بايد در اين باره تعيين تكليف شود. در مورد ريخت و پاش ها هم نكاتى را در نامه توضيح داده و خواستار توضيح شهردارى تهران شده ايم، اما پاسخى در گذشته و حال به ما داده نشده است.

 

هاشمى تأكيد كرد: نامه اخير زمانى براى شهردار تهران به صورت محرمانه ارسال شد كه ديديم پاسخ روشنى پس از مكاتبات بسيار نگرفته ايم.

 

* اگر مدعى در اين ميان وجود داشته باشد، آن مدعى ما هستيم

 

وى بيان كرد: اين كه نامه محرمانه ما به اين شكل در رسانه ها مطرح مى شود و در مورد آن جوسازى صورت مى گيرد به چه معنى است اگر مدعى در اين ميان وجود داشته باشد، آن مدعى ما هستيم نه آن كه به عكس روى خواسته به حق ما، فضاسازى مى كند.

 

معاون عمرانى وزير كشور و رئيس ستاد تبصره ۱۳ در پاسخ به اين سؤال كه شايد مردم از برخى اقدامات شهردارى تهران مثل نصب ايستگاه هاى BRT رضايت داشته باشند، آيا شما اين اقدامات را به عنوان ريخت و پاش به حساب مى آوريد توضيح داد: خير، اگر هزينه اى براى ارتقاى سطح خدمات مردم صورت گيرد، به هيچ وجه ريخت و پاش نيست، بلكه بجا خرج كردن است.

 

وى اضافه كرد: شهردارى تهران در گذشته ۳۵ درصد از هزينه هاى اتوبوس خريدارى شده را مى داد كه ما در سال گذشته اين ميزان را به ۱۷/۵ درصد كاهش داديم. يعنى سهم كمترى را براى شهردارى قايل شديم، تا مشكل كمترى داشته باشند، اما متأسفانه اين سهم ۱۷/۵ درصد اتوبوس ها پرداخت نمى شود و اتوبوس ها در پاركينگ هاى خودروسازان باقى مى ماند و بعد شاهد هستيم كه شهردارى تهران از طرف ديگر اتوبوس هايى را با صد درصد قيمت به صورت غيراستاندارد خريدارى مى كند.

 

هاشمى با بيان اين كه اتوبوس هاى BRT در هيچ جاى كشور تأييد شده نيستند و مجوز ندارند، تصريح كرد: شوراى عالى ترافيك مسئوليت دارد تا در مورد خريد استاندارد در هر بخش از حمل و نقل عمومى مجوز صادر كند. اتوبوس هم چيز كوچك و جزئى نيست.

 

وى خاطر نشان كرد: شهردارى تهران اتوبوس به اين بزرگى را با قيمت كامل خريدارى مى كند، اما سهم ۱۷/۵ درصد اتوبوس هاى استانداردى را كه دولت اختصاص داده است، نمى دهد. در عين حال دولت كمك هاى زيادى به مترو كرده است، اما گزارش عملكرد آن، كه چه چيزى، در كجا صرف شده است، به دولت داده نمى شود. ما اين سؤال را داريم كه چرا در اين مدت كه گزارش خواسته ايم، پاسخى به ما داده نشده است.

 

*طرح اين نامه محرمانه در مطبوعات مسئله اى است كه جاى پيگيرى دارد

 

معاون عمرانى وزير كشور و رئيس ستاد تبصره ،۱۳ در پاسخ به سؤال خبرنگار ايسنا در مورد مهلت قانونى پاسخ به نامه، گفت: زمان مشخصى را در نامه براى پاسخ تعيين نكرده ايم و درخواست كرده ايم كه شهردارى تهران اين موضوع را با قيد فوريت رسيدگى و پاسخگو باشد در عين حال طرح اين نامه محرمانه در مطبوعات مسئله اى است كه جاى پيگيرى دارد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 22:56 |

آقاى شهردار! اجازه هست (يادداشت)

 

ايران: شهردار تهران روز دوشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به اينكه رئيس ستاد تبصره ۱۳ طى نامه اى اعلام كرده به دليل ضعف مديريت شهرى ديگر دولت به شهردارى كمك نمى كند، گفت: همانطور كه گفتم خيلى گوشمان بدهكار اين حرف ها نيست. بنا شده كه شوراى شهر از رئيس ستاد تبصره ۱۳ دعوت كند تا در اين خصوص تعيين تكليف شود و وى گزارشى از ميزان كمك هاى اين ستاد به شهردارى ارائه دهد.

 

محمد باقر قاليباف در پاسخ به اين سوال كه آيا در اين نامه به دلايل كارشكنى و ضعف مديريت شهردارى تهران نيز اشاره شده است، گفت: خير. هيچ دليلى را مطرح نكرده اند. وى همچنين خطاب به رسانه ها گفت كه بهتر است شما دنبال اين موضوعات نرويد و به دنبال كاهش بارى از دوش مردم باشيد.

 

گويا حكايت نامه هاى شهردارى و وزارت كشور قرار است هر روز يكى از خبرها و سوژه هاى ما باشد. گو اينكه دبيرخانه هاى برخى دستگاه ها سقف نداشته اند و با آمدن برف اخير يا تاريخ نامه هايشان پاك شده و يا متن نامه هايشان آب رفته و نمودار و جداول اسنادشان نيز سفيد شده است!

 

معاون عمرانى وزير كشور و رئيس شورايعالى ترافيك ۱۷ دى نامه اى مى نويسد و بعد ازآنكه ۲۲ ديماه به عنوان رئيس ستاد تبصره ۱۳ معارفه مى شود، مى گويند فلانى ۲۴ ساعت بعد از معارفه اش چنين گفت و چنان نوشت. همه تا ديروز از توسعه ناوگان حمل و نقل درون شهرى تهران مى گفتند؛ اما امروز وقتى در نامه اى ۴ صفحه اى با اشاره به اضافه شدن ۲۷۰۰ دستگاه اتوبوس جديد به ناوگان اتوبوسرانى، از شهردار تهران سوال مى شود چرا با وجود اين حجم بى سابقه كمكها، در اوج ناباورى جابه جايى مسافران از 000/500/3 نفر به 000/172/3 نفر كاهش يافته، نه تنها هيچ كس جواب نمى دهد، بلكه مى گويند چرا به ما كمك نمى كنيد. اينكه بگويند ۱۰۰۰ دستگاه ديگر اتوبوس نيز آماده شده و ۱۰ هزار دستگاه مينى بوس هم از مدت ها پيش آماده تحويل است كه براى جذب آنها اقدام نشده را، آيا مى توان سياسى كارى در قبال شهردارى قلمداد كرد؟ چگونه انتظار داريم كسى نبايد از ما بپرسد كه باوجود سياست هاى دولت مبنى بر عدم افزايش قيمت ها و پرداخت بيش از ۱۷۰ ميليارد ريال يارانه در سالهاى ۸۴ و ۸۵ به اتوبوسرانى و همچنين مبلغ قابل توجه در سال ۸۶؛ چرا تمام اتوبوس هاى تأمين شده از محل تبصره ۱۳ صرفاً به بخش خصوصى واگذار شده و قيمت ها هم بدون دليل افزايش يافته است؟ آيا منطقى است طرح اين پرسش كه راه اندازى خط تندرو در مسير دپوى شرق- دپوى آزادى دقيقاً بالاى سر خط ۴ مترو و صرف هزينه هاى بسيار و با وجود ايجاد مشكلات عديده اى چون ايمنى، دورى ايستگاه ها و استفاده از اتوبوس هاى فاقد پلاك و غيراستاندارد، با چه توجيهى بوده است را آن هم از سوى رئيس شورايعالى ترافيك شهرهاى كشور، برنتابيم؟ آيا يادآورى بخشى از كمك هاى دولت به مترو از جمله افزايش ۱۰۰ درصدى بودجه عمرانى طى سالهاى ۸۴ تا ۸۶، رشد ۲۰۰ درصدى بودجه جارى در همين دوره، پرداخت ۱۱۷۰ ميلياردى در متمم بودجه سال ۱۳۸۵، تخصيص ۷۷ ميليون دلار در سال ۸۵، ۱۰۰ ميليون دلار تسهيلات و نيز ۱۳۱۸ ميليون دلار اعتبار؛ و فقط به دليل طرح اين پرسش كه گويا هزينه كرد اعتبارات و انجام مطالعات نامناسب بوده و ابهام دارد، به معناى قطع كمك هاى دولت است؟ آيا مقايسه آمار سالهاى قبل با كمك هاى دولت در سال هاى ۸۴ تا ۸۶ به ميزان ۷۰۰۰ دستگاه تاكسى جديد، ۵۰۰۰ دستگاه ون و ۱۲۰۰۰ دستگاه تاكسى جايگزين شده را بايد مردود دانست؟

 

حال كه گويا طرح اين پرسش ها توسط يك مقام ارشد دولتى از شهردارى تهران مقبول برخى ها نيفتاده و بعضى رسانه هاى خاص نيز با غوغاسالارى، فرار به جلو و مشوش جلوه دادن اوضاع، درصدد اعمال نوعى ديكتاتورى هستند، آيا مى توانيم به خود اجازه دهيم كه از آقاى شهردار بخواهيم اگر به اين نامه جواب نمى دهند، لااقل متن آن را براى اطلاع شهروندانى كه او منصوب منتخبان آنهاست، منتشر كند تا ببينيم آيا واقعاً دولت كمك هاى خود به شهردارى تهران را قطع كرده است؟ آقاى قاليباف! اگر اجازه بود و پاسخ اين درخواست را داديد، قطعاً خدمت صادقانه و بى منت براى مردم معنا خواهد شد و آنها در مى يابند كه به قول شما چه كسى به فكر شكسته نشدن دنده هاى آنان است و باز هم به قول خودتان، ماجراى آن پدر و پسر و حيوانشان چگونه تعبير مى شود!

 

از خداوند متعال می خواهیم همه ما را به راه راست هدایت فرماید.

ضمناً عزاداری برای سرور و سالار شهیدان هم در بیت حضرت آقا برپاست! اقامه نماز پشت سر حضرت آقا و عزاداری در کنار ایشان برای جد بزرگوارشان حاله دیگه ای داره.... خدا نصیبتون کنه.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 و ساعت 13:40 |

سيد بحرالعلوم (ره) به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد.

در بين راه راجع به اين مساله، كه گريه بـر امـام حسين عليه السلام گناهان را می آمرزد، فكر می کرد.

همان وقت متوجه شد كه شخص عربى كه سـوار بـر اسـب اسـت بـه او رسـيد و سلام كرد.

بعد پرسيد: جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرو رفته‌اى؟ و در چه انديشه‌اى؟ اگر مساله علمى است بفرماييد شايد من هم اهل باشم؟ سـيـد بـحرالعلوم فرمود: در اين باره فكر میكنم كه چطور میشود خداى تعالى اين همه ثواب به زائريـن و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهداء عليه السلام می دهد، مثلا در هر قدمى كه در راه زيارت بـرمـی دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته میشود و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره‌اش آمرزيده مىشود؟ آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براى شما مثالى می آورم تا مشكل حل شود.

سـلـطـانـى بـه همراه درباريان خود به شكار می رفت.

در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سـخـتى فوق العاده‌اى افتاد و بسيار گرسنه شد.

خيمه‌اى را ديد و وارد آن خيمه شد.

در آن سياه چـادر، پيرزنى را با پسرش ديد.

آنان در گوشه خيمه عنيزه‌اى داشتند (بز شيرده) و از راه مصرف شير اين بز، زندگى خود را می گرداندند.

وقـتى سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولى به خاطر پذيرايى از مهمان، آن بز را سر بريده و كباب كردند، زيرا چيز ديگرى براى پذيرايى نداشتند.

سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و به هر طورى كه بود خود را به درباريان رسانيد و جريان را براى اطرافيان نقل كرد.

در نـهـايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش ميهمان نوازى پيرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملى بايد انجام بدهم؟ يكى از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهيد.

ديگرى كه از وزراء بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفى بدهيد.

يكى ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.

سـلطان گفت: هر چه بدهم كم است، زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كرده ام.

چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند.

من هم بايد هرچه را كه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود.

بعد سوار عرب به سيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهداء عليه السلام هر چه از مال و منال و اهـل و عـيـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خـداونـد بـه زائرين و گريه كنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب نمود، چون خدا كه خـدائيش را نمی تواند به سيدالشهداء عليه السلام بدهد، پس هر كارى كه می تواند، انجام می دهد، يعنى با صـرف نظر از مقامات عالى خودش، به زوار و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتى عنايت می كند.

در عين حال اينها را جزاى كامل براى فداكارى آن حضرت نمی داند.

چون شخص عرب اين مطالب را فرمود، از نظر سيد بحرالعلوم غايب شد .

منبع:

كتاب العبقرى الحسان که داراى پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الـيـاقوت الاحمر) می باشد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 20:58 |

افشاي نامه قاليباف به پورمحمدي براي تعطيلات

 

 

پس از آنكه شهردار تهران در نوشته اي ژست مخالفت با تعطيلات به بهانه بارش برف را گرفت، روزنامه ايران در شماره امروز خود به افشاي نامه اي از وي اقدام كرد كه قاليباف در آن از وزير كشور خواسته است به دليل بارش برف سنگين كليه مدارس، دانشگاهها و ادارات دولتي در روز دوشنبه 17/10/86 تعطيل شود:

 

ايران: طى روزهاى گذشته و به دنبال بارش سنگين برف شاهد شديدترين حملات و انتقادات به دولت و شخص رئيس جمهورى بوديم.

 

تمام چهره ها و روزنامه هاى مخالف دولت با تمام توان، نه فقط به بيان مشكلات بلكه به هر نحو ممكن به تخريب دولت پرداختند و بدون اشاره به حتى يك نمونه از اقدامات گسترده و بسيج عمومى تمام امكانات دستگاه هاى دولتى و ارگان ها براى كمك به آسيب ديدگان كه امدادى ملى را در موج برف و سرما در كشور رقم زد؛ ضمن سياه نمايى محض، از هرگونه دروغ و جعل نيز دريغ نكردند.اما يكى از اين انتقادات ماجراى ديگرى داشت. شهردار محترم تهران روز گذشته در يادداشتى كه در روزنامه متعلق به ايشان انتشار يافت، نكاتى را يادآور شدند كه با وجود خيرخواهى و دلسوزى كه در وى سراغ داريم، گويا يك حقيقت را مدنظر قرار نداده و يا لااقل فراموش كرده بودند.

 

جناب آقاى قاليباف در اين يادداشت نوشته اند:

 

«برف كه مى آيد تهران فلج مى شود. بايد چنين شود جاهايى از دنيا هست كه سالى چند ماه برف مداوم و زياد مى بارد. در آن چند ماه زندگى شان را متوقف مى كنند ما عادت داريم واقعيت هاى ساده زندگى را نديده بگيريم و بعد، از بدى روزگار بناليم. طراحى شهرى ما متناسب با هيچ آب و هوايى نيست؛ متناسب با خيال است. به اين نمى رسيم و بعد تا برف مى بارد ناله مان بلند مى شود كه چرا باريد. چرا نبارد مگر آسمان براى باريدن بايد از ما اجازه بگيرد
براى درمان اين درد هم - مثل هزار درد با درمان ديگر - بايد كارهاى اساسى كرد. اما تا زمانى كه اين كارهاى اساسى نشده است، نمى شود دست روى دست بگذاريم و بگوييم همين است كه هست. يا بگوييم ۲۰ سانت برف آمده، همه جا را تعطيل كنيد.»

 

بلافاصله پس از اين يادداشت و در ادامه انتقادات قبلى، سايت هايى كه همگى در مخالفت با دولت با هم اشتراك نظر دارند، اين انتقاد شهردار تهران از تعطيلى پايتخت را دستاويز قرار داده و بر هجمه خود عليه دولت افزودند.

 

گو اين كه همه فراموش كرده اند دولت به خاطر اين كه فرصتى مناسب براى كمك به شهروندان و ايجاد يك موقعيت طلايى براى شهردارى كه بتواند وظيفه خود را در جهت برف روبى و پاكسازى معابر به انجام برساند، شهر را تعطيل كرده بود.

 

اما آنچه بيش از هر چيز فراموش شده است، نامه شماره ۸۶/۱۹۰/۵۶ مورخ ۸۶/۱۰/۱۶ شهردار تهران به وزير كشور است. شايد در كنار هم قرار دادن آن يادداشت و اين نامه خود گوياى خيلى مسائل باشد:

 

«حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا پورمحمدى
وزير محترم كشور و رئيس ستاد حوادث غير مترقبه كشور
با سلام و احترام
با توجه به بارش سنگين برف در تهران و پيش بينى برودت شديد هوا (كه در ۵۰ سال اخير بى سابقه مى باشد)، يخبندان سراسرى در كليه مناطق شهر و انسداد معابر دور از انتظار نخواهد بود.
لذا پيشنهاد مى نمايد به منظور پيشگيرى از بروز آسيب به شهروندان، صرفه جويى در مصرف و جلوگيرى از قطع احتمالى گاز، برق و آب، فردا دوشنبه مورخ ۸۶/۱۰/۱۷ كليه مدارس، دانشگاه ها و دواير دولتى در شهر تهران تعطيل اعلام گردد.
محمدباقر قاليباف
شهردار و رئيس ستاد پيشگيرى و مديريت بحران شهر تهران»

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت 14:20 |

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 16:59 |

 
بسم الله الرحمن الرحیم

ارتحال عالم ربانی و معلم اخلاق مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ احمد مجتهدی تهرانی رحمت‌الله‌علیه را به علمای اعلام و روحانیت معظم تهران و به شاگردان و تربیت‌شدگان و ارادتمندان این شخصیت روحانی با ارزش و خدمتگزار و بخصوص به خانواده‌ی محترم و بازماندگان ایشان تسلیت می‌گویم.

عمر با بركت این عالم عامل، منشاء خدمات دینی ارزنده‌یی بود كه برجسته‌ترین آن تأسیس و اداره‌ی شایسته‌ی مدرسه‌یی است كه در طول دهها سال، محل پرورش علماء و فضلای فراوان بوده و هم اكنون تعدادی از تربیت‌شدگان در آن، در شمار فضلاء برجسته و عالمان و مجتهدان بزرگوارند.

علم و تقوا و تلاش متعهدانه در تربیت طلاب علوم دینی سه عنصر شاخص در شخصیت این روحانی عالیقدر بود و بركات فراوانی را برای حوزه‌های علمیه به بار آورد. حق عظیم ایشان بر حوزه‌ی علمیه‌ی تهران فراموش نشدنی است.

رحمه الله رحمت واسعه و حشره مع محمد و آله الطاهرین.

سیدعلی خامنه‌ای
24/10/86

  رئيس‌جمهور: آيت‌الله مجتهدي در تربيت روحانيون بي‌نظير بود

 

رئيس‌جمهور در آغاز جلسه عصر امروز هيأت وزيران ياد و خاطره مرحوم آيت‌الله مجتهدي استاد عالي‌قدر حوزه‌هاي علميه و استاد سيدجعفر شهيدي را گراميداشت.

 

دكتر محمود احمدي‌نژاد با بيان اينكه نقش مرحوم آيت‌الله مجتهدي در تربيت علما و روحانيون و پرفروغ نگه داشتن مدارس علميه بي‌نظير بود،‌تصريح كرد: ايشان از علماي عامل، صميمي و اثرگذار بودند كه تمام عمر ايشان مجاهدت در راه خدا و براي رضاي خداوند و در خط مستقيم امامت و ولايت بود.

 

رئيس‌جمهور علو درجات مرحوم آيت‌الله مجتهدي به عنوان پناهگاه مردم و معرف اسلام ناب را از خداوند بزرگ مسألت كرد و ارتحال اين عالم رباني را به پيشگاه رهبر معظم انقلاب، ملت ايران و حوزه‌هاي علميه تسليت گفت.

 

دكتر احمدي‌نژاد همچنين درگذشت استاد دكتر سيدجعفر شهيدي را به ملت ايران تسليت گفت و اظهار داشت: دكتر شهيدي تمام عمر با بركت خود را وقف اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام كرد و خدمات ايشان در اين زمينه كم‌نظير است.

 

رئيس‌جمهور افزود: استاد شهيدي به بانوي اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) و امام حسين(ع) ارادت ويژه‌اي داشت كه اميدوارم خداوند با اين بزرگواران محشورش فرمايد.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 14:0 |

اقتصاد فرسوده اي كه تحويل دولت نهم شد

 

 

كيهان- عبدالرضا داوري*- داگلاس نورث، اقتصاددان برجسته آمريكايي: «در سال 1990 من يكي از چهار اقتصادداني بودم كه از سوي آكادمي دانشمندان شوروي دعوت شدم كه به مسكو بروم و در مورد اقتصاد اتحاد جماهير شوروي مشورت بدهم. نخستين اقتصاددان آمريكايي در آن جلسه خطاب به آكادميسين هاي شوروي گفت: تنها چيزي كه بايد انجام دهيد، خصوصي سازي است، بعد همه چيز درست خواهد شد! آمريكايي دوم گفت: تنها چيزي كه شما بايد انجام دهيد حذف دولت است و به دنبال آن همه چيز درست خواهد شد! آمريكايي سوم گفت: تنها چيزي كه شما بايد انجام دهيد، اين است كه قيمت ارز را شناور كنيد و سپس همه چيز درست خواهد شد! من چهارمين آمريكايي بودم و گفتم: توجهي به سه سخنران قبل نكنيد، مشكلات بسيار پيچيده تر از اينهاست، مسايل بومي و ملي خود را بشناسيد و بر مبناي آن راه حل ها را جستجو كنيد. نسخه ديگران به درد شما نمي خورد!»

 

1- پايان جنگ با عراق، عصر جديدي براي ايران بود كه با حاكميت دولت سازندگي آغاز شد. دولت سازندگي براي بازسازي اقتصاد لطمه ديده از تبعات جنگ، «تعديل ساختاري» را به عنوان نسخه برتر انتخاب كرد و با سرعت، نسبت به پياده سازي آن اقدام نمود.

 

اما تعديل ساختاري چه بود؟ تعديل ساختاري پارادايم توسعه اي است كه بانك جهاني و صندوق بين المللي پول از اوائل دهه 1980 براي كشورهاي در حال توسعه، تجويز كرده اند.

 

هدف از سياست هاي تعديل، تجديد ساختار كل اقتصاد اعلام شده است.

 

در اسفند 70 مقامات بانك جهاني با مقامات ارشد دولت سازندگي در تهران ديدار كردند. بانك جهاني نظر خود را در مورد تعديل ساختاري اقتصاد ايران به صورت هفت پيشنهاد عمده زير اعلام كرد و پرداخت وام هاي خود را مشروط به حركت دولت ايران در اين مسير نمود:

 

1- خصو صي سازي حداكثر 2- آزادسازي قيمت ها 3- اصلاح قوانين در جهت حركت آزادسازي سرمايه و نيروي كار 4- تغيير تكنولوژي صنايع 5- افزايش بهره وري عوامل توليد 6- آزادي بازار ارز 7- بهبود مديريت و سيستم مالي شركت ها

 

دولت سازندگي نيز از همان زمان با جديت تمام در مسير پياده سازي نسخه اقتصادي بانك جهاني حركت خود را آغاز كرد.

 

در اينجا به اين نكته نمي پردازيم كه اصولا دوقلوهاي بانك جهاني و صندوق بين المللي پول بازوي اقتصادي گروه كشورهاي صنعتي بوده و تحت تاثير گروه هاي بانفوذ تجاري و مالي اين كشورها، نظريات و ايدئولوژي هاي سرمايه سالار آنان را بازتاب مي دهند و البته با اين اوصاف قابل پيش بيني خواهد بود كه آمريكا در اين نهادهاي اقتصادي داراي حق وتو بوده و روساي آنها صرفا با تاييد ايالات متحده قابل انتصاب هستند!

 

پيش از آن كه به بيان تبعات اجراي نسخه تجويز شده بانك جهاني در ايران بپردازيم نتايج نسخه پيچي دوقلوهاي اقتصادي استكبار- بانك جهاني و صندوق بين المللي پول را در بحران اقتصادي جنوب شرقي اجمالا بررسي مي كنيم:

 

در جريان بحران مالي آسياي جنوب شرقي- اواخر دهه90- بانك جهاني و صندوق بين المللي پول سياست هاي درماني زيادي را براي كشورهاي منطقه تجويز كردند كه نتايج غم انگيزي را برجاي گذاشت و با فروپاشي اقتصادي اندونزي، تايلند و... موجب شورش هاي مردمي در اين كشورها شد.

 

تنها كشوري كه در اين ميان حاضر نشد به سياست ها و نسخه هاي بانك جهاني تن در دهد، مالزي بود و به همين دليل در جريان بحران اقتصادي جنوب شرق آسيا به شدت مورد انتقاد بانك جهاني و صندوق بين المللي پول قرار گرفت. ماهاتيرمحمد برخلاف توصيه هاي بانك جهاني، قيمت ارز را تثبيت كرد، نرخ بهره را پايين آورد و محدوديت هاي فوق العاده زيادي را بر خروج سرمايه از مالزي اعمال كرد. همين سرپيچي مالزي از نسخه هاي بانك جهاني باعث شد تا با كمترين هزينه بحران اقتصادي سال 98 را از سربگذراند و اقتصاد پيشتاز منطقه جنوب شرقي آسيا لقب گيرد. ماهاتيرمحمد بعد از اين بحران اعلام كرد كه اگر سياست هاي صندوق بين المللي پول را مي پذيرفتيم، حيات مالزي به خطر مي افتاد!

 

اما با اين اوصاف از ابتداي دهه 1370، نسخه هاي بانك جهاني بدون بررسي زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي ايران در دستور كار دولت سازندگي قرار گرفت. نسخه اي كه «اجماع واشنگتني» نام داشت و در طول دو دهه سبب فقيرتر شدن 47 كشور جهان شده بود!

 

در اواسط دهه هفتاد و با ظهور دولت اصلاحات، همچنان برنامه تعديل در دستور كار قرار داشت و تا نگارش برنامه چهارم توسعه خود را انعكاس داد. كارگزاران اقتصادي دولت سازندگي نيز سكاندار اقتصاد كشور باقي ماندند كه اين سكانداري تا پايان دولت اصلاحات به انحاء و در سطوح مختلف محفوظ ماند.

 

واقعيت آن است كه با توصيه هاي بانك جهاني، نظام اقتصادي ايران در سال هاي پس از جنگ به سمت شرايطي سوق داده شد كه در آن مناسبات اقتصادي و معيشتي جامعه با شدت بيشتري تحت تسلط منطق سود اقتصادي قرار گرفت. در اين دوران حوزه هايي نظير آموزش (مدارس و دانشگاه ها)، سلامت (بيمارستان ها و درمانگاه ها)، پول و اعتبار (بانك ها و مؤسسات اعتباري، بيمه و تأمين اجتماعي و اوقات فراغت بيش از پيش به «كالا» تبديل شدند.

 

ناكارآمدي كارگزاران اقتصادي دولت هاي سازندگي و اصلاحات كار را به آنجا رساند كه تمامي اثرات منفي سياست هاي بازارگرايانه تعديل اقتصادي كه در ساير نقاط جهان نيز بروز يافته بود، خود را در كشورمان عيان كرد تا آنجا كه بالاترين نرخ تورم در تاريخ ايران در دولت سازندگي ثبت شد. (تورم 54 درصدي سال 73) و از سوي ديگر مجالي براي تأثيرات مطلوب (حداقلي) اين سياست ها ايجاد نشد. در اينجا برخي شاخص هاي كلان اقتصادي كه نشانگر عدم تحقق اهداف سياست هاي تعديل در ايران هستند و در واقع دولت نهم با اين شاخص ها كار خود را آغاز كرد ارائه مي شوند. اين آمارها از مطالعات مؤسسه هريتيج (Heritage) بوسيله دكتر تيم كين(Tim kane) و دكتر كيم هولمز (Kim Holmes) استخراج شده كه مجله وال استريت در ژانويه 2007(1) نسبت به انتشار آنها اقدام نمود. (سال معيار 2005 ميلادي بعنوان سال پايان كار دولت اصلاحات مورد توجه است)

 

الف- كوچك سازي حجم دولت (در سال 2005): مخارج دولت ايران در پايان دولت اصلاحات 31.4 درصد از GDP است كه حدود 11 درصد از متوسط جهاني بيشتر است.

 

ب- نرخ تورم (در پايان سال 2005): تورم در ايران مقارن با پايان كار دولت اصلاحات با نرخي در حدود 14 درصد، معادل 4.51 برابر تورم در كويت، 2.6 برابر تورم در امارات، 1.42 برابر تورم در تركيه و 23.3 برابر تورم در عربستان بوده است!

 

ج- آزادي تجاري (در پايان سال 2005): براساس اين مطالعه شروع يك فعاليت تجاري در سال پاياني دولت اصلاحات در ايران به طور متوسط 47 روز زمان لازم داشت.

 

در حالي كه اين شاخص براي تركيه 9 روز اعلام شده است! كه مهمترين مانع آن ساختار بوروكراسي پيچيده تر شده دولت، طي دوران سازندگي و اصلاحات است.

 

گزارش مؤسسه هريتيج نشان مي دهد كه در سال پاياني دولت اصلاحات ساير شاخص هاي كلان اقتصادي كشورمان نظير سيستم بانكداري، سلامت اقتصادي، آزادي نيروي كار، آزادي سرمايه گذاري خارجي، آزادي مالياتي و آزادي در معاملات نيز در شرايطي نامطلوب نسبت به كشورهاي منطقه دارد و با اعلام اين مؤسسه، در پايان كار دولت اصلاحات (سال 2005) از ميان 157 كشور جهان، ايران به لحاظ آزادي اقتصادي رتبه 156 را به خود اختصاص داد!

 

اين شاخص ها نشان مي دهد كه دولت نهم مخروبه اي را به نام «نظام اقتصادي» به عنوان محصول سياست هاي تعديل از دولت اصلاحات تحويل گرفت!

 

2- برخلاف آنچه كه منتقدان دولت نهم تبليغ مي كنند، پيروزي محمود احمدي نژاد در سوم تير 84، پديده اي توده وار و پوپوليستي نبود بلكه فوران قدرت محرومان به سمت بالا و از جمله اعتراض به تداوم اجراي 16 ساله سياست هاي اقتصادي بود.

 

طي 16 سال اجراي توصيه هاي بانك جهاني، محرومان (به دليل فقر)، مورد بي اعتنايي و طرد قرار گرفته و از عرصه تصميم گيري كنار گذاشته شدند. سياستهاي تعديل نه تنها بخش عمده اي از مردم را از بهره مندي اقتصادي محروم كرد بلكه بهره مندي آنها را از حرمت و شأن سياسي و اجتماعي نيز زير سؤال برد، چون اين سياستها باعث شدند كه «منزلت» بر اساس «ثروت» توزيع شود!

 

در دولت هاي سازندگي و اصلاحات، نظام اقتصادي از نظام فرهنگي و ارزشي منفك شد كه اين پديده به عنوان «فك شدگي اقتصاد» توصيف مي شود. در اين شرايط، عرصه اقتصادي كمتر تحت الشعاع ارزش هاي صدر انقلاب نظير «عدالت اجتماعي» و ترجيح «كوخ نشينان بر كاخ نشينان» سامان مي يافت. اين عرصه جديد به اقتضاي «منطق سود شخصي» سازماندهي شد كه در آن كنشگران تنها بر اساس انگيزه سود شخصي و منطق «كالا شدن همه چيز» عمل مي كنند.

 

در اين سازماندهي نوين- كه بدون ملاحظات بومي و ملي و به بهانه توصيه هاي بانك جهاني صورت گرفت- بخش هاي بزرگي از مردم (به ويژه در شهرستانهاي كوچك، استانهاي محروم و حاشيه نشينان شهرهاي بزرگ) كه به شبكه هاي سياسي و اقتصادي جديد دسترسي نداشتند، از روند توليد و توزيع ثروت خارج شدند. اين طيف كه منافع شان در فرآيند اجراي سياست هاي تعديل ساختاري در دولت هاي سازندگي و اصلاحات ناديده گرفته شده بود، در نقش بازندگان اصلي پروژه نوليبراليسم اقتصادي، هنگام انتخابات رياست جمهوري نهم به نامزدي روي آوردند كه شعارهاي عدالتخواهانه سر مي داد.

 

محور اصلي در شعارهاي انتخاباتي محمود احمدي نژاد عبارت بود از التزام به سياست هاي اقتصادي عدالت خواهانه. احمدي نژاد وعده داد منافع بازندگاني را تأمين كند كه در جريان سياست هاي تعديل ساليان پس از جنگ به درجات گوناگون متضرر شده بودند. به زبان تئوريك، دولت جديد بنا بود از سرعت فرايند «فك شدگي اقتصاد از جامعه» و پيامدهاي آن از جمله پديده طرد اجتماعي محرومان بكاهد.

 

احمدي نژاد به شعارهاي صدر انقلاب بازگشت. در اوايل انقلاب، ثروت افراد نمي توانست ارزش و منزلتي براي آنان ايجاد كند، به عبارت ديگرانقلاب، «منزلت» را از «ثروت» جدا كرد و در سايه اين حركت، انسان ها حياتي دوباره يافتند و قشرهاي محروم و مستضعف هويتي والا يافته و جبهه ها و صحنه هاي مختلف انقلاب را پركردند، حال آنكه در دولت سازندگي و اصلاحات «مانور تجمل» اصالت يافت و منافع اقليت فرادست بر منافع آحاد جامعه ارجحيت يافت.

 

احمدي نژاد صراحتاً اعلام كرد كه با اصالت ثروت در جامعه، منزلت هاي توليد شده از ثروت و ايجاد منزلت اجتماعي با «پول» مخالف است. وي صراحتاً روند خصوصي سازي ناشي از سياست هاي تعديل را نادرست خواند و آن را «اختصاصي سازي» دانست! اقتصاد كشورمان قريب به 200 ماه تحت ضربات سياست هاي نوليبرالي تعديل ساختاري، فرسوده گشت. الان قريب به 27 ماه است كه دولت نهم بر سركار آمده است. دولت نهم وارث ساختار فرسوده برنامه ريزي مالي، تداركاتي و اجرايي است. دستگاه عريض و طويل سازمان مديريت و برنامه ريزي، نظام بانكي رانتي، بورس غيرشفاف و كارگزاراني تربيت شده در مكتب اجرايي نوليبراليسم! تحول در اين ساختار در اين زمان اندك امكان پذير نيست. اگر آحاد جامعه و كساني كه از سياست هاي تعديل نوليبرالها متضرر شده اند، عصر نويني را در مناسبات اقتصادي كشور- بر مبناي «عدالت»- مطالبه كرده اند بايد به منتخبان خود فرصت دهند تا طرحي نو در اندازند و نگذارند كه مجريان سياست هاي تعديل تريبون به دست گيرند و به حساب كشي از دولتي بپردازند كه بر16 سال روند غلط اقتصادي گذشته خط بطلان كشيد. اين يادداشت را با جملاتي از بنيانگذار جمهوري اسلامي، امام خميني(ره) پايان مي برم آنجا كه فرمودند:

 

«نبايد توهم كنيم كه بايد همه آن كارها زود درست شود. الان ممكن است يك عده بيفتند توي مردم كه خوب يا الله زود تمام كنيد! مطلب يك مطلبي نيست كه به زودي تمام بشود، مطلبي است كه هشت سال كوبيدند، اين بايد اقلاً همان قدري كه آنها كردند ما دنبال كنيم.» 67.6.8

 

«اكثريت اين قشر و رزمندگان عزيز اسلام از طبقات محروم و كم درآمد بودند و مرفهين كمتر دل براي انقلاب سوختند، ولي وظيفه ماست كه در حد توان و مقدورات قدرشناس زحمات آنان باشيم و من ميل ندارم كه اين قدرشناسي فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهري خلاصه شود. بلكه بايد در همه نوع امتيازات اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي به آنان بها داده شود.» 67.7.11

 

1 Index of Economic Freedom Heritage Foundation wall street journal January 2007

 

* عضو هيئت علمي جهاد دانشگاهي

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 19:38 |

به بهانه درگذشت آيت‌الله مجتهدي تهراني:
نفسي كه عاقبت بخيري به همراه داشت

 

حضرت آيت الله مجتهدي تهراني از علماي برجسته و صاحب نام تهران، در سن 85 سالگي در بيمارستان بازرگانان تهران درگذشت. برخاستن بسياري از علماي برجسته از مدرسه علميه حاج ملامحد جعفر تهران كه به حوزه علميه آيت الله مجتهدي معروف بود، براي ارادت قلبي بسياري از علما نسبت به مقام شامخ اين عالم جليل القدر كفايت مي كرد. خاطره شيرين درس اخلاق حضرت آيت الله پس از نمازهاي مغرب، هميشه در خاطر شاگردان وي خواهد ماند. در ادامه به گوشه هايي از زندگاني پر بركت آن عالم بزرگوار به قلم رضا ابروش پرداخته شده است:

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ در نهمين‌ روز از مهر‌ سال‌ 1302 ه ش‌ برابر با دوم‌ رجب‌ 1343 ه ق‌ در تهران‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشودند. پدر ايشان، مرحوم‌ محمد باقر از كسبه‌هاي‌ معروف‌ و متديّن‌ تهران‌ و جدّ ايشان‌ مرحوم‌ ميرزا احمد از تجار مشهور و از متديّنين‌ عصر خود بودند. بعد از اين‌ دو بزرگوار، اجدادآيت‌ الله‌ مجتهدي‌ در كسوت‌ روحانيت‌ و از علماي‌ جليل‌القدر و مبلّغان‌ اسلام‌ و از ائمه‌ جماعات‌ مشهور كاشان‌ بودند. حجج‌ اسلام، حاج‌ ملا محمد علي‌ مجتهد و حاج‌ ملا محمد باقر مجتهد و حاج‌ ملا محمد صادق‌ مجتهد كاشاني‌ از اجداد آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ بودند. ايشان‌ در سال‌ 1362 قمري‌ برابر 1321 هجري‌ شمسي‌ در 19 سالگي‌ به‌ كسوت‌ روحانيت‌ درآمدند و قبل‌ از آن‌ در بازار تهران‌ به‌ شغل‌ ميرزا نويسي‌ (منشي‌گري) اشتغال‌ داشتند. بر اثر علاقهِ‌ فراوان‌ به‌ علم‌ و دانش‌ ، به‌ طلبگي‌ روي‌ آوردند و در لباس‌ روحانيت‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ پرداختند.

 

در سال‌ 1367 هجري‌ قمري‌ برابر 1326 هجري‌ شمسي‌ ازدواج‌ كردند. ايشان‌ در ضمن‌ تحصيل‌ به‌ تدريس‌ كتب‌ حوزوي‌ هم‌ مي‌پرداختند و شب‌ها در مسجد امين‌ الدوله‌ تهران‌ كه‌ مرحوم‌ حاج‌ شيخ‌ محمد حسين‌ زاهد در آن‌ جا مشغول‌ تدريس‌ و اقامهِ‌ نماز بودند، استاد هم، صبح‌ و عصر به‌ امر تدريس‌ اشتغال‌ داشتند.

 

مهم‌ترين‌ اساتيد ايشان‌ عبارتند از حضرات‌ آيات: شيخ‌ علي‌ اكبر برهان، شهيد صدوقي، شيخ‌ محمد جواد خندق‌ آبادي، علامه‌ طباطبايي، سيد شهاب‌الدين‌ مرعشي‌ نجفي، سيد حسين‌ بروجردي، سيد محمد رضا گلپايگاني، سيد احمد خوانساري، سيد حسين‌ فاطمي‌ قمي‌ و...

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ از نگاه‌ ديگران‌

 

در جلسه‌اي‌ كه‌ شوراي‌ مدرّسين‌ حوزه‌ علميه‌ قم، با حضرت‌ امام‌ خميني(ره) داشتند، امام‌ از وضع‌ آينده‌ اظهار نگراني‌ كردند. آيت‌ الله‌ العظمي‌ صافي‌ گلپايگاني‌ به‌ ايشان‌ عرض‌ كردند كه‌ در تهران‌ مدرسه‌اي‌ هست‌ كه‌ اگر در آينده، مجتهدي‌ بيرون‌ بيايد، از آن‌ جا است، امام‌ (ره) فرمودند: مي‌دانم، مي‌دانم.

 

شخصي‌ از حضرت‌ امام‌ استفتا كرد كه‌ پسرم‌ ديپلم‌ گرفته‌ است‌ و مي‌خواهم‌ او را به‌ حوزه‌ علميه‌ بفرستم؛ كدام‌ حوزه‌ علميه‌ مناسب‌ است؟ امام‌ فرمودند: حوزهِ‌ آقاي‌ مجتهدي.

رهبر انقلاب، حضرت‌ آيت‌ الله‌ خامنه‌اي‌ حفظه‌ الله، فرمودند: اگر مدرسه‌ علميه‌ ايشان‌ نبود، متحير بودم‌ فرزندانم‌ را به‌ كجا بفرستم.

 

روزي‌ شخصي‌ نزد مقام‌ معظم‌ رهبري‌ در مورد حوزهِ‌ علميه‌ آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ انتقاداتي‌ كرده‌ بود كه‌ معظم‌ له‌ در جواب‌ آن‌ شخص‌ فرمودند: اتفاقاً بنده‌ قصد دارم‌ فرزندانم‌ را براي‌ تحصيل‌ به‌ مدرسه‌ ايشان‌ بفرستم.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ جوادي‌ آملي‌ در جواب‌ شخصي‌ كه‌ پرسيدند در تهران‌ به‌ درس‌ اخلاق‌ چه‌ كسي‌ برويم، فرمودند: به‌ درس‌ اخلاق‌ آقاي‌ مجتهدي‌ برويد.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ وحيد خراساني‌ فرمودند: در مدرسه‌ ايشان، انسان تربيت‌ مي‌شود.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ فاضل‌ لنكراني‌ در جواب‌ اين‌ سؤ‌ال‌ كه‌ به‌ كدام‌ حوزه‌ برويم، فرمودند: به‌ حوزهِ‌ آقاي‌ مجتهدي.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ مكارم‌ شيرازي‌ فرمودند: ما براي‌ طلاب‌ ايشان، احترام‌ خاصي‌ قائل‌ هستيم.

 

حضرت‌ آيت‌ الله‌ شبيري‌ زنجاني‌ فرمودند: طلابي‌ كه‌ در محضر آقاي‌ مجتهدي‌ هستند، نفس‌ ايشان‌ (و مراقبت‌هاي‌ دائمي‌ از درس‌ و اخلاق‌ طلاب) آن‌ها را عاقبت‌ به‌ خير مي‌كند.

 

فعاليت‌هاي‌ علمي‌

 

عمده‌ فعاليت‌هاي‌ آيت‌ الله‌ مجتهدي، پرورش‌ و تربيت‌ طلاب‌ و فضلاي‌ جوان‌ و تبليغ‌ و بيان‌ مسائل‌ و احكام‌ شرعي‌ و رسيدگي‌ به‌ امور حسبيه‌ مردم، دريافت‌ وجوهات‌ شرعي‌ و تحويل‌ به‌ مراجع‌ معظم‌ تقليد بود. از ايشان‌ سه‌ رساله‌ به‌ نام‌هاي‌ «محرم‌ و نامحرم»، «گناهان‌ كبيره» و «احكام‌ الغيبه» به جاي مانده است.

 

اين‌ سه‌ رساله‌ در يك‌ كتاب‌ در چند نوبت‌ با تيراژ بالا چاپ‌ شده‌ است. از ديگر فعاليت‌هاي‌ ايشان‌ مي‌توان‌ به‌ برگزاري‌ كلاس‌هاي‌ احكام، تفسير قرآن، تفسير نهج‌ البلاغه، تفسير صحيفه‌ سجاديه، سخنراني‌ و بيان‌ روايات‌ و احاديث‌ معصومين(ع) اشاره‌ كرد.

 

انديشه‌ها و نصيحت‌ها

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ به‌ مسأله‌ ولايت‌ و محبت‌ اهل‌ بيت‌ (ع)، توجه‌ زيادي‌ داشتند و براي‌ برقراري‌ و تداوم‌ ارتباط‌ روحي‌ و معنوي‌ طلاب‌ با خاندان‌ عصمت‌ و طهارت‌ (ع)، بعد از كلاس‌ درس‌ به‌ مدت‌ 5 تا 10 دقيقه‌ به‌ ذكر مصائب‌ اهل‌ بيت‌ (ع) مي‌پرداختند.

 

برخلاف‌ روش‌ مرسوم‌ در حوزه‌هاي‌ علميه‌ كه‌ روز شهادت‌ معصومين‌ (ع) درس‌ و بحث‌ تعطيل‌ مي‌شود، در مدرسه‌ ايشان‌ درس‌ و بحث‌ به‌ روش‌ ديگري‌ كه‌ سوگواري‌ و عزاداري‌ مي‌باشد، ادامه‌ مي‌يافت.

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ در اين‌باره‌ مي‌فرمودند: «روز شهادت‌ معصومين‌ (ع)، جلسهِ‌ درس‌ ما تعطيل‌ نمي‌شود، بلكه‌ درس‌ و بحث‌ عوض‌ مي‌شود و طلاب‌ در روز شهادت‌ معصومين(ع)، با ولايت‌ ائمه‌ اطهار پيوند مي‌خورند

 

ايشان‌ تأكيد مي‌كردند كه‌ طلاب‌ در روز شهادت‌ معصومين(ع)، در مراسم‌ سوگواري‌ و عزاداري‌ مدرسه‌ شركت‌ كنند و با انجام‌ مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌زني‌ و گريه‌ بر مصائب‌ اهل‌ بيت‌ رابطه‌اي‌ قلبي‌ و معنوي‌ با ائمه(ع) برقرار كنند. بر همين‌ اساس‌ مي‌فرمودند: «باغبان، نهال‌ها و درخت‌ها را قلمه‌ مي‌زند. ما نيز طلاب‌ مدرسه‌ را با ولايت‌ در روز عزاداري‌ و شهادت‌ قلمه‌ مي‌زنيم.» و نيز تصريح‌ مي‌كردند: «در اوايل،‌ روزهاي‌ شهادت‌ تمام‌ معصومين‌ (ع) مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌ زني‌ داشتيم، جز روز عاشورا. زيرا با خود مي‌گفتم: روز عاشورا در همه‌ جاي‌ ايران‌ مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌ زني‌ براي‌ سالار شهيدان‌ حضرت‌ اباعبدالله‌ الحسين‌ (ع) برگزار مي‌شود و ديگر نيازي‌ به‌ اقامهِ‌ عزا در روز عاشورا در مدرسه‌ ما نيست؛ تا اين‌ كه‌ شبي‌ در عالم‌ روِ‌يا ديدم‌ كه‌ مرا به‌ زيارت‌ قبور مقدسه‌ ائمه‌ اطهار (ع) برده‌ و قبور آنان‌ را به‌ من‌ معرفي‌ مي‌كنند. هر چه‌ دقت‌ كردم‌ ديدم‌ مرا به‌ نجف، كاظمين، سامراء... برده‌اند و ليكن‌ به‌ كربلا نرفتم‌ و صحن‌ و سراي‌ حرم‌ امام‌ حسين(ع) را به‌ من‌ نشان‌ ندادند. وقتي‌ از خواب‌ بيدار شدم‌ با خود انديشيدم‌ كه‌ به‌ چه‌ دليل‌ به‌ زيارت‌ حرم‌ امام‌ حسين‌ (ع) نايل‌ نشدم، سرانجام‌ دريافتم‌ كه‌ چون‌ براي‌ تمام‌ ائمه‌ غير از امام‌ حسين(ع) مراسم‌ عزاداري‌ و سينه‌ زني‌ در مدرسه‌ اقامه‌ مي‌كنيم‌ مرا به‌ زيارت‌ ائمه‌ معصوم‌ غير از امام‌ حسين‌ (ع) بردند. از آن‌ واقعه‌ به‌ بعد هر سال‌ در مدرسهِ‌ ما مراسم‌ تاسوعا و عاشورا با شور و شوق‌ زيادي‌ برگزار مي‌شود و جمعيت‌ زيادي‌ هم‌ در اين‌ مراسم‌ شركت‌ مي‌كنند

 

ايشان‌ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ حوزهِ‌ علميه‌ را سرپرستي‌ مي‌كردند، به‌ منش‌ و زي‌طلبگي‌ كه‌ در بطن‌ واقعيات‌ در واجبات‌ طلبگي‌ است، اهميت‌ داده‌ و همواره‌ طلاب‌ و فضلاي‌ جوان‌ را به‌ رعايت‌ آن‌ سفارش‌ مي‌كردند و طلاب‌ را روحانياني‌ انديشه‌ور، آگاه، جذاب، مبلّغ و مردم‌دار بار مي‌آوردند.

 

براي‌ مثال، ايشان‌ طلاب‌ را به‌ امر معاش‌ و مراودات‌ اجتماعي‌ و پوشش‌ مناسب‌ و ظاهري‌ آراسته‌ و... رهنمون‌ و از رفاه‌ بيش‌ از حد در زندگي‌ بر حذر مي‌داشتند. به‌ جنبهِ‌ علمي‌ طلاب‌ هم‌ توجه‌ ويژه‌اي‌ داشتند. ايشان‌ در گزينش‌ طلاب، بسيار دقت‌ مي‌كردند. وقتي‌ طلاب‌ پس‌ از گذراندن‌ دورهِ‌ مقدمات، تمايل‌ داشتند به‌ كسوت‌ روحانيت‌ درآيند، بايد توسط‌ اساتيد و دفتر مدرسه، تأييد اخلاقي مي شدند و در نهايت‌ اجازه‌ ملبّس‌ شدن‌ را دريافت‌ مي كردند و سرانجام‌ طي‌ يك‌ مراسم‌ به‌ يادماندني، به‌ دست‌ ايشان‌ به‌ اين‌ لباس‌ شريف، ملبس‌ مي‌شدند.

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ طلاب‌ را به‌ داشتن‌ رگ‌ عوامي‌ ترغيب‌ مي‌كرده و مي‌فرمودند: «يك‌ طلبه‌ و يك‌ اهل‌ علم، علاوه‌ بر تحصيلات‌ علوم، بايد يك‌ رگ‌ عوامي‌ هم‌ داشته‌ باشد. يعني‌ مثل‌ عوام‌ الناس‌ باشد. مبادا اين‌ علم‌ و تحصيلات‌ براي‌ ما حجاب‌ شود و ما را متكبر كند و خود را بالاتر از همه‌ بدانيم. علامه‌ طباطبايي‌ در حرم‌ امام‌ رضا(ع) در نماز آيت‌ الله‌ ميلاني‌ شركت‌ مي‌كردند و در صف‌هاي‌ آخر نماز در كنار مردم‌ عادي‌ به‌ نماز مي‌ايستاد.

 

ايشان، طلاب‌ را به‌ احترام‌ و تعظيم‌ استاد سفارش‌ كرده، مي‌فرمودند: «اگر مي‌خواهي علمت‌ بركت‌ داشته‌ باشد، استاد را تعظيم‌ كن‌ و به‌ او احترام‌ بگزار. اگر استاد را احترام‌ و اكرام‌ نكني، ديگر به‌ درد طلبگي‌ نمي‌خوري‌ و علمت، بركت‌ نخواهد داشت. تجربهِ‌ نيم‌ قرن‌ به‌ من‌ ثابت‌ كرده‌ است‌ كه‌ اگر اساتيد از تو راضي‌ نباشند، به‌ جايي‌ نخواهي‌ رسيد؛ اگر چه‌ در اين‌ راه‌ استقامت‌ داشته‌ باشي، و تعظيم‌ استاد و فقط‌ تعظيم‌ و احترام‌ ظاهري‌ نيست، بلكه‌ بايد در باطن‌ نيز استاد را تعظيم‌ نمايي. طلاب‌ بايد كتاب‌ منيه`‌المريد شهيد ثاني‌ را تهيه‌ كرده‌ و بخوانند و عمل‌ نمايند

 

آيت‌ الله‌ مجتهدي‌ دربارهِ‌ پرهيز از دوست‌ و رفيق‌ بد، طلاب‌ را راهنمايي‌ كرده و مي‌فرمودند: «استاد ما آيت‌ الله‌ حاج‌ شيخ‌ علي‌ اكبر برهان‌ (رحمه`‌الله‌ عليه) نقل‌ مي‌كردند: دو كيلو قند و يك‌ كيلو زعفران‌ را شب‌ بگذار كنار پيت‌ نفت. صبح‌ كه‌ شد ديگر نمي‌شود از آن‌ها استفاده‌ كرد، رفيق‌ بد هم‌ همين‌طور است

 

در پايان‌ بايد اشاره‌ كرد كه‌ ايشان‌ به‌ مناعت‌ طبع، علو همت، قيافه‌اي‌ در خور و شأن‌ طلبه، فرار از مريد بازي، احسان‌ به‌ ديگران، داشتن‌ وقارو‌ بردباري، دوري‌ از وسواس‌ و رذائل‌ اخلاقي‌ بسيار اهميت‌ و طلاب‌ را مورد سفارش‌ قرار مي‌دادند.

 

دوستداران‌ و علاقه‌مندان‌ جهت‌ آشنايي‌ با بيانات‌ و سخنان‌ ايشان، مي‌توانند به‌ كتاب‌ آداب‌ الطلاب‌ مراجعه‌ كنند.

 

رجانیوز

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 16:6 |



  آيت‌الله مجتهدي تهراني درگذشت


آيت‌الله احمد مجتهدي تهراني، استاد حوزه علميه و مدرس اخلاق، ساعت 11:30 امروز در سن 85 سالگي در بيمارستان بازرگانان تهران درگذشت.


 


رسول كاتوزيان داماد آيت‌الله مجتهدي تهراني، در گفت‌وگو با فارس، با تأييد خبر فوت آيت‌الله مجتهدي تهراني اظهار داشت: مراسم تشييع جنازه اين عالم ديني فردا صبح از مقابل مدرسه عالي شهيد مطهري برگزار مي‌شود.


 


وي افزود: آيت‌الله مجتهدي در حوزه علميه‌ خودشان به خاك سپرده خواهد شد.


 


آيت‌الله احمد مجتهدي تهراني كه مدتي در بخش آي‌سي‌يو بستري بود، از بيماري عفونت ريه نيز رنج مي‌برد.


 


آيت‌الله مجتهدي تهراني از اساتيد اخلاق و علماي برجسته تهران بود كه رياست علمي و مديريت مدرسه علميه حاج ملا محمدجعفر تهران را كه هم اكنون به نام حوزه علميه آيت‌الله مجتهدي معروف است بر عهده داشت.


 


در اين مدرسه علميه نزديك به يك هزار طلبه مشغول فراگيري علوم اسلامي هستند.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 15:59 |

لزوم رمزگشايي از مواضع گروههاي سياسي با بيانات رهبري

 

بيانات رهبر انقلاب به ويژه در جمع دانشجويان دانشگاههاي يزد و در ديدار با جمعي از مردم قم، حاوي كدها و كليدهايي است كه بايد با استفاده از آنها از متشابهات تاريخ انقلاب و مواضع گروههاي سياسي رمزگشايي كرد.

 

به گزارش رجانيوز، رهبر انقلاب در حالي به بيان كدهاي دقيق از تحركات گروههاي سياسي پرداخته اند كه ايشان در آستانه انتخاباتهاي گذشته نيز بنا بر وظيفه رهبري خود، سنگ محك هايي در اختيار مردم و جريانهاي سياسي معتقد به انقلاب قرار مي دادند.

 

بنا بر اين گزارش، ايجاد شفافيت و جلوگيري از سوءاستفاده برخي افراد و گروههاي بدسابقه و وابسته از فضاي غبارآلودي كه به صورت طبيعي در آستانه هر انتخابات پديد مي آيد، رهبري را برآن مي دارد كه با صراحت بيشتري به تبيين مسائل روز بپردازند. چراكه عناصر مؤثر در انتخابات عامه مردم هستند نه طبقه خاصي از نخبگان. بنابراين، صراحت و بيان مطالب مهم و تأثيرگذار به لسان همه فهم، اقتضاي روشنگري و اتمام حجت از جايگاه رهبري است.

 

با اين حال، به نظر مي رسد رسانه هاي معتقد به جريان انقلاب به عنوان بخش هايي از عناصر آگاهي بخش، بايد مراجع اين ضميرها را تبيين كنند.

 

به عنوان نمونه، در جريان بيانيه گروهك نهضت آزادي و درخواست بي شرمانه دعوت از ناظر بين المللي براي نظارت بر صحت انتخابات، تنها رجانيوز اقدام به نقد آن كرد و ساير رسانه هاي جريان اصولگرا تمايلي به واكنش نشان دادن به اين بيانيه كه از سوي رهبر انقلاب "بي شرمي" و "بزرگ ترين جسارت به ملت ايران" خوانده شد، نشان ندادند. (البته ارگان اينترنتي حزب مشاركت نيز با ذوق زدگي متن كامل بيانيه را منتشر كرده بود!)

 

از سوي ديگر، در جريان حمايت بوش از اصلاح طلبان نيز كه لكه ننگي بر پيشاني اين طيف نشانده است، جريان مزبور در اثر شوك بيانات قاطع و روشنگري رهبر انقلاب در بهت فرو رفته است و مي كوشد خود را از اين ننگ مبرا سازد.

 

تعدادي از افراد منتسب به اين طيف كه ديروز براي ثبت نام در ستاد انتخابات حضور يافته بودند، در مقابل پرسشهاي متنوع خبرنگاران درباره اظهار حمايت بوش از آنان، تحصن مجلس ششم و دعوت از ناظر بين المللي، ناگزير به فرافكني پرداختند. اين افراد بالاتفاق كوشيدند عليرغم صراحت بوش در حمايت از اصلاح طلبان خود را جزء حمايت شوندگان و در نتيجه مخاطبان هشدار رهبر انقلاب ندانند.

 

در ادامه ضمن انعكاس بخشهايي از اظهارات افراد مزبور، خاطرنشان مي سازد رجانيوز به زودي در پرونده هاي جداگانه اي به بازخواني عملكرد اين طيف در حوزه هاي متنوعي كه مورد اشاره رهبري قرار گرفته است، (از عقب نشيني در پرونده هسته اي تا تحصن مجلس ششم و تلاش براي تعطيلي انتخابات مجلس هفتم و ارسال سيگنالهايي همنوايي با امريكا) خواهد پرداخت.

 

بنا بر اين گزارش، ابوالفضل شكوري عضو شوراي مرکزي اعتماد ملي با تبري جستن از تحصن سال 82 گفت: بنده در تحصن شركت نداشتم و با تحصن نمايندگان مجلس ششم نيز موافق نبوده‌ام.


 
شكوري در خصوص اينكه نظرتان در مورد حمايت آمريكا از بعضي افراد و گروه‌هاي داخلي چيست؟ گفت:‌ بنده منظور معظم‌له را در اين رابطه نفهميدم!

 

بهزاد نبوي هم که با انگيزه جوسازي عليه شوراي نگهبان کانديدا شده، گفت: با انگيزه خاصي در انتخابات شركت نكردم و نگران رد صلاحيت نيستم!

 

رجبعلي مزروعي نيز که با عنوان كانديداي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با خبرنگاران مصاحبه مي کرد، گفت:‌ اگر آمريكا از گروهي داخلي حمايت كرد بايد رفت و يقه آمريكا را گرفت!

 

وي افزود: فكر نمي‌كنم منظور رهبري از گروه‌هاي داخلي كه آمريكا از آنها حمايت كرده، اصلاح طلبان باشند.

 

محمد اشرفي اصفهاني ديگر كانديداي اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نيز گفت: هيچ كس نمي‌تواند بگويد كه مخاطب سخنان رهبري اصلاح طلبان هستند.

 

وي افزود: آنهايي كه مخاطب فرمايشات رهبري را اصلاح‌طلب‌ها مي‌دانند به طور كلي در راستاي متهم كردن اصلاح طلبان اين تفسيرها را صورت مي‌دهند.


 
فاطمه کروبي، عضو ائتلاف مردمي اصلاحات، همچون شوهرش بار ديگر ازسلامتي انتخابات اظهار نگراني کرد!


 
همچنين آذر منصوري، معاون سياسي دبيركل حزب مشاركت نقطه ضعف مجلس ششم را اصرار به مواردي خواند كه اقتضاي شرايط آن روز جامعه نبود.

 

وي همچنين تحصن نمايندگان مجلس ششم را تاييد کرد و گفت: قطعا نمايندگان مجلس ششم به مرحله‌اي رسيده بودند كه با بررسي شرايط موجود از طريق تحصن مطالبات خود را پيگيري مي‌كردند.

 

اما مصطفي تاج زاده هم عليرغم داشتن پرونده سوسابقه تقلب در انتخابات کانديدا شده، انتخابات مجلس هشتم را آزموني بزرگ براي اصولگرايان و راستي آزمايي واقعي احمدي‌نژاد  دانست.

 

وي همچنين با تاييد تلويحي دعوت از ناظران بين المللي گفت: انتخابات در ايران چنان باشد كه كسي به فكر دعوت از مراجع بين‌المللي نيفتد.

 

اما جالب ترين دفاع از مجلس ششم را شکوری راد عضو شورای مرکزی حزب مشارکت انجام داد و گفت: خدا از تحصن مجلس ششم راضي بود!

 

وي همچنين گفت: قطعا اگر آمریکا از گروهی در ایران حمایت کند این موضوع باعث بی آبرویی است. چون آمریکا دشمن درجه یک اسلام و مردم است و خیرخواه ملت ایران نیست. اما بنده اطلاعی ندارم که آمریکا از کدام گروه حمایت کرده است.

 

این فعال سیاسی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه تحصن ها در مجلس ششم را که مورد استقبال بیگانه قرار گرفت چگونه ارزیابی می کنید ، گفت: من هم معتقدم تحصن امری طبیعی نبود اما تحصن در مجلس ششم از جانب کسانی انجام شد که به آنان ظلم شده بود و فکر می کنم خداوند از تحصن راضی بود.

 

خبرنگاری در خصوص جایگاه خبر رسانی در امور در دوره اصلاحات و این دوره پرسید که وی پاسخ داد: از این موضوع که همه باید شفاف باشند گریزی نیست اما در دوره اصلاحات خبر رسانی امری اعتقادی بود اما در این دوره از باب اظهار بود، هرچند گاهی این مسئله به ضرر مجلس بود اما مجلس ششم حاضر بود این ضرر را بپردازد و خبرنگاران که چشم مردم هستند را در بین خود راه دهد.

 

عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در پاسخ به سئوالی در خصوص این که آمریکا اخیرا از اصلاح طلبان و چند گروه دیگر در ایران حمایت کرده است ، گفت: قطعا اگر آمریکا از گروهی در ایران حمایت کند این موضوع باعث بی آبرویی است. چون آمریکا دشمن درجه یک اسلام و مردم است و خیرخواه ملت ایران نیست. اما بنده اطلاعی ندارم که آمریکا از کدام گروه حمایت کرده است.

 

وی اظهار داشت: اما در میان انبوه صبحت هایی که بوش می کند شاید حقیقت هایی هم وجود داشته باشد همانگونه که احمدی نژاد به گزارش شورای اطلاعاتی آمریکا مبنی بر اینکه ایران به دنبال ساخت و سلاح هسته ای نیست اشاره کرد و آن را یک پیروزی دانست.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 14:31 |

روسياهي ذغال در بهار بيانات رهبري

 

ياسر انصاري

 

اگرچه ايران، زمستان امسال را سردتر از هميشه تجربه مي كند اما فضاي سياسي آن به سردي نگراييده و بهار بيانات رهبري بيش از همه بر اين گرما افزوده است.

 

رهبر انقلاب طي سفر استاني سال جاري خود به استان يزد، نكات مهمي را متذكر شدند كه في الجمله فصل الخطاب بود و برخي از آنها نيز تاكنون به اين صراحت بيان نشده بود.

 

شايد نقطه اوج اين روشنگريها را بتوان در سخنراني تفصيلي رهبري در جمع دانشجويان دانشگاههاي يزد جستجو كرد. تحليل سير پرونده هسته اي، حمايت از دولت، گلايه از منتقدان بي انصاف، رابطه با امريكا، تأكيد بر اعتماد به نفس ملي و پرهيز از ايجاد يأس، محورهاي اساسي بيانات ايشان را شكل مي داد.

 

رهبر انقلاب براي نخستين بار از لفظ "عقب نشيني" براي سياستهاي تيم سابق هسته اي استفاده و تأكيد كردند كه به اين طيف هشدار داده بودند در صورتيكه اين روند ادامه پيدا كند، خود وارد ميدان خواهند شد و روند عقب نشيني را به پيشرفت تبديل مي كنند و چنين هم شد. عقب نشيني 2 ساله، البته داراي 2 فايده نيز بوده است. اول اينكه افكار عمومي دنيا را مجاب مي سازد كه در قبال اين 2 سال تعليق و تعطيلي كامل فعاليتهاي هسته اي نه تنها امتيازي به ايران داده نشد بلكه خواستار تعطيلي كامل فعاليتهاي هسته اي شدند و دوم اينكه مخالف خوانان هميشگي ديپلماسي استقامت، بهانه اي نخواهند داشت. هر چند كه اين طيف از سرمايه اي به نام "گستاخي" آنقدر بهره مند هستند كه به روي خود هم نياورده و همسو با غرب، باز هم خواستار تعليق كامل فعاليتهاي هسته اي شوند. (نگاه كنيد به نامه اخير 333 نفره)

 

رهبري در اين سفر تأكيد ويژه اي بر اعتماد به نفس ملي داشتند. "ما مي توانيم" شعار محوري دولت نهم برگرفته از آرمانهاي انقلاب بود كه طي سالهاي پس از جنگ به تدريج به محاق خودكم بيني رفته بود.

 

رهبر انقلاب 3 مانع اصلي اين اعتماد به نفس را "القاء يأس"، "اشكال تراشي غيرمنطقي" و "هوچي گري مطبوعاتي" برشمردند.

 

ايشان در تبيين هريك از اين موارد به نكاتي اشاره كردند كه العاقل يكفيه الاشارة و ضمير اين جملات به راحتي مي تواند مخاطب يا مخاطبانش را بيابد.

 

درخصوص القاء يأس به نامه جمعي از فيزيكدانان اشاره كردند. اين نامه كه در حقيقت توسط احمد شيرزاد عضو شوراي مركزي حزب مشاركت نوشته شده بود، ادعا مي كرد ايران توان ساخت نيروگاه ندارد، منابع اورانيوم به اندازه كافي وجود ندارد و اساساً با وجود ذخاير نفتي نيازي به نيروگاه هسته اي نيست.

 

رهبري در اين ديدار براي نخستين بار از پشت پرده مذاكرات هسته اي دولت سابق نيز مطالبي بيان كردند:

 «هى فشار آوردند كه بايد اين را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد، بايد آن را تعطيل كنيد. رسيدند به كارخانه‏ى يو.سى.اف اصفهان، گفتند: اين را هم بايد تعطيل كنيد. آن مقدمات اوّلى است. بنده آن وقت به مسئولين گفتم كه اگر اين حرف را گوش كرديد، فردا خواهند گفت بايد معادن اورانيوم را هم كه توى اين كشور هست، كلاً يك‏جا جمع كنيد بدهيد به ما، تا خاطرجمع شويم كه شما نميخواهيد بمب اتم بسازيد! ... اول گفتند موقت تعليق كنيد، گفتند تعليق داوطلبانه بكنيد؛ ما هم به خيال موقت و به خيال داوطلبانه، تعليق كرديم. بعد هر وقت اسم از برداشتن تعليق آمد، يك قرشمال بازى‏اى در سطح دنيا درست كردند - در سطح مطبوعات و رسانه‏ها و محافل سياسى - واى، داد، داد، ايران ميخواهد تعليق را بشكند! تعليق شد يك امر مقدس كه ايران اصلاً حق ندارد نزديكش برود! ما اين را تجربه كرده‏ايم؛ ديگر، تجربه‏ى جديدى نيست. آخرش هم گفتند: اين تعليق موقت كافى نيست؛ اصلاً بايد بكلى بساط اتمى را جمع كنيد. همين اروپائى‏ها كه ميگفتند شش ماه تعليق كنيد، وقتى اين كار را كرديم، گفتند بايستى جمع كنيد! اين فرايند عقب‏نشينى، اين فايده را براى ما داشت؛ هم براى خود ما تجربه شد، هم براى افكار عمومى دنيا تجربه شد. ليكن عقب‏نشينى بود ديگر؛ عقب‏نشينى كردند.

من همان وقت هم در جلسه‏ى مسئولين - كه از تلويزيون پخش شد - گفتم اگر چنانچه بخواهند به اين روند مطالبه‏ى پى‏درپى ادامه بدهند، بنده خودم وارد ميدان ميشوم؛ همين كار را هم كردم. بنده گفتم كه بايستى اين روند عقب‏نشينى متوقف شود و تبديل بشود به روند پيشروى، و اولين قدمش هم بايد در همان دولتى انجام بگيرد كه اين عقب‏نشينى در آن دولت انجام گرفته بود؛ و همين كار هم شد. در زمان دولت قبل، اولين قدم به سمت پيشرفت برداشته شد.»

 

رهبر انقلاب در بخش ديگري از بيانات خود اظهارات قبلي رئيس جمهور را كه با واكنش حسن روحاني مسئول تيم سابق هسته اي روبرو شده بود، بيان كردند:

«ببينيد فاصله‏ى اينها خيلى زياد است. يك روزى بود كه اينها حاضر نبودند پنج عدد سانتريفيوژ را تحمل كنند. مسئولين گفتگو و مذاكره‏ى با اروپا حاضر شده بودند بيست تا سانتريفيوژ را نگه دارند، آنها گفته بودند نميشود؛ گفته بودند پس لااقل پنج تا، گفته بودند نميشود. اگر ميگفتند يكى، باز هم ميگفتند نميشود! امروز سه هزار تا سانتريفيوژ دارد كار ميكند، مبالغ زيادى هم آماده‏ى كار گذاشتن است. ميگويند در همين حد متوقف شويد. اين هم يكى از ناكامى‏هاى آمريكاست.»

 

حسن روحاني هنگاميكه رئيس جمهور چندي پيش اين جملات را گفته بود، ادعا كرد چنين مسئله اي واقعيت ندارد.

 

رهبر انقلاب درباره رابطه با امريكا هم نكات مهمي بيان فرمودند و به اين مسئله از دريچه هزينه- فايده پرداخته و ضمن تأكيد بر اينكه اين رابطه در حال حاضر براي ملت ايران مضر است، خاطرنشان كردند هرگاه اين رابطه مفيد باشد خود نخستين كسي خواهند بود كه براي آن پيشقدم مي شوند.

 

بنابراين، مسئله رابطه با امريكا داراي حسن و قبح ذاتي نيست و چنانچه فايده آن بر هزينه اش، مقدم و اضافه شود، منطق عقلايي اجتناب از آن را جايز نمي داند.

 

رهبري به برخي ادعاها درباره اينكه بعضي از اظهارات رئيس جمهور مايه افزايش دشمني امريكاست نيز پاسخ دادند:

«ميگويند: چرا جلب دشمنى آمريكا را ميكنيد؟ مثلاً فرض كنيد حالا رئيس جمهور تعبير تندى ميكند، ناگهان آقايانِ به اصطلاح عقلا ميگويند اين تعبير تند بود؛ اين دشمنى آمريكائى‏ها را جلب ميكند. نه آقا! دشمنى آمريكائى‏ها تابع اين الفاظ و تعبيرات نيست. دشمنى، دشمنىِ اصولى است. اين دشمنى در زمانهاى مختلف بوده. از اول انقلاب تا حالا دشمنى بوده»

 

استفاده از تعابيري نظير ماجراجويي و سخنان آتشين براي ديپلماسي دولت، نه تنها از سوي جريان ضداصولگرا بلكه از سوي برخي شخصيتها و رسانه هاي منتسب به اصولگرايان نيز گاه نسبت داده مي شود. سال گذشته روزنامه هاي همشهري و جمهوري اسلامي در مواجهه با سخنان رئيس جمهور در يكي از سفرهاي استاني از اين ادبيات استفاده كرده بودند.

 

همچنين با وجودي كه پس از انتشار گزارش اطلاعاتي امريكا طيف موسوم به اصلاح طلب ترجيح داده است موقتاً از حربه پر رنگ كردن خطر نظامي و معرفي كردن خود به عنوان ناجي خودداري كند اما رهبر انقلاب در بخش ديگري از بيانات خود به اين ادعا و نظاير آن درباره ويژه بودن شرايط كشور نيز پاسخ گفتند:

«حداقل در طول هجده سال اخير، يعنى از بعد از پايان جنگ تحميلىِ هشت ساله تا امروز، هميشه اين خطر وجود داشته؛ يعنى هميشه ملت ايران تهديد ميشده، كه ممكن است اينها حمله‏ى نظامى بكنند؛ مال امروز نيست. آن چيزى كه ميتواند خطر دشمن را ضعيف كند، نمايش قدرت شماست، نه نمايش ضعف شما. نمايش ضعف شما دشمن را تشجيع ميكند. آن چيزى كه ممكن است جلوى خودسرى و خودكامگى دشمن را بگيرد، اين است كه احساس كند شما قدرتمنديد. اگر احساس كند ضعيفيد، بدون مانع، هر كارى كه بخواهد بكند، ميكند

 

ايشان در تشريح دومين مانع اعتماد به نفس به اشكال تراشي غيرمنطقي اشاره كرده و فرمودند:

«متأسفانه راجع به اغلب تصميمات دستگاه اداره‏ى كشور از سوى يك عده مخالف‏خوان اشكال‏تراشى ميشود؛ اشكال‏تراشى‏هاى غير منطقى. اگر تصميم اقتصادى است، اگر تصميم سياسى است، اگر تصميم در حوزه‏ى مسائل هنرى و فرهنگى است، اگر تصميم در حوزه‏ى مسائل بين‏المللى است، به خصوص نسبت به دولت - حالا نسبت به رهبرى يك مقدار رودربايستى‏اى هست و يك چيزهائى را ملاحظه ميكنند - آزاد، راحت و با اهانت مطالبى ميگويند. اين كارها زشت است. ... دولت تصميم اقتصادى ميگيرد، اعتراض پشت سر اعتراض، آن هم با لحنهاى اهانت‏آميز؛ تصميم سياسى ميگيرد، همين طور؛ تصميم بين‏المللى ميگيرد، همين طور؛ به فلان سفر ميرود، همين‏طور؛ به فلان سفر نميرود، همين طور. وقتى ما سوار اين اتوبوس شديم و به اين راننده اطمينان كرديم، ديگر سر هر پيچى كه نبايد گفت آقا مواظب باش، آقا دستم فلان شد، دلم لرزيد. خب دارد رانندگى ميكند، ميرود ديگر. اين در حالى است كه اين دولت انصافاً دولت پركار و در بعضى از خصوصيات نمونه است. اينكه به همه‏ى شهرها ميروند، اين خيلى براى من مهم است؛ خيلى براى من جالب است.»

 

رهبري براي چندمين بار به تقدير از سفرهاي استاني دولت پرداختند:

«رئيس جمهور، وزير و مديران ارشد اجرائى كشور به شهرهاى مختلف ميروند. اين رفتن به شهرها خيلى تأثير دارد. بعضى ميگويند آقا ما گزارشها را كه ميخوانيم؛ نه، گزارش خواندن فرق ميكند با رفتن. شايد بيش از اغلب مديرها براى من گزارش مى‏آيد. وقتى انسان ميرود به يك شهرى، ميرود به يك استانى، مى‏نشيند با يك مردمى، مى‏نشيند با يك مجموعه‏ى جوانى، مى‏بيند گزارشها با آنچه كه واقعيت است، تفاوتهائى دارد. انسان آنچه كه مى‏بيند و ميشنود، از گزارش خيلى باارزش‏تر است. اين كار را امروز دولت دارد ميكند. به همه جاى كشور سفر ميكنند. يك گوشه‏اى از اين را ميگيرند، تبديلش ميكنند به نقطه‏ى ضعف و ايراد گرفتن. چرا در اين سفر صد تا مصوبه داشتيد؛ در حالى كه پنجاه تايش بيشتر قابل عمل نيست؟ خيلى خوب، حالا پنجاه تايش عمل بشود؛ اين بهتر از هيچى نيست؟ اينها ايجاد يأس است. ايرادتراشى‏هاى بيخود: چرا به فلان سفر رفتيد؟ چرا به فلان سفر نرفتيد؟ اينها اشكال‏تراشى‏هائى است كه يأس‏آفرين است. عرض كردم؛ اغلب كسانى هم كه اين كار ميكنند، توجه ندارند به دنباله‏ى كارشان. بالاخره هر دولتى ضعفى دارد. نه اينكه اين دولت ضعف ندارد؛ چرا، ضعف و خطا دارند؛ مثل بقيه‏ى دولتها. بنده‏اى كه ميخواهم خطا بگيرم، مگر خودم خطا ندارم؟ خطاهاى ما الى ماشاءاللَّه؛ يكى دو تا كه نيست. انسان جايزالخطاست؛ بايد تلاش كند خطا نكند يا كمتر بكند. كسانى هم كه خطاى طرف مقابل را مى‏بينند، بايد دلسوزى كنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچيگرى كردن، مردم را دلسرد كردن، اعتماد به نفس مردم را شكستن، آنها را نااميد كردن نسبت به آينده، هيچ روا نيست.»

 

ايشان خطاب خود را به همه از جمله "مطبوعات، رسانه‏ها، مسئولين، كسانى كه منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى ديگر، در دانشگاه‏ها" دانستند.

 

مرجع ضمير بيانات فوق در ميان طيف وسيعي كه كمر به زمين زدن دولت بسته اند، روشن است اما به نظر مي رسد تبيين چند نكته ضروري باشد:

 

1- در اوج سرماي زمستان، بهار بيانات رهبري روسياهي را به ذغالهايي كه در خيالات خود افول حمايتهاي رهبري از دولت را آرزو مي كردند، نشاند. اين طيف كه همواره از كنار حاكميت دوگانه نان خورده اند، نمي توانند رابطه ولايي ولي فقيه با رئيس جمهور را هضم كنند و سوداي گسستن اين ارتباط وثيق همچون خوره به جانشان افتاده است.

 

2-براي چندمين بار، حجت بر اصولگراياني كه ادعاي نصب العين قرار دادن بيانات رهبري را دارند، تمام شده است. اشكال تراشي غيرمنطقي، يأس آور و تنها در راستاي خواست دشمن است. نماينده مجلسي كه با تابلوي اصولگرايي و ادعاي كهنه كاري در عرصه سياست به مجلس رفته اما هنوز از تشخيص اولويتها و نحوه بيان انتقادات و شبهات خود عاجز است، يك روز نامه مي نويسد و رئيس جمهور را براي سفر به اجلاس شوراي همكاري خليج فارس به باد انتقاد گرفته و فردا عذرخواهي مي كند، به تعبير رهبر انقلاب، ناخواسته آب به آسياب دشمن مي ريزد.

 

3- فرآيند عقب نشيني دولت سابق در مسئله هسته اي به فرآيند پيشرفت تبديل شده است. اين فرآيند همانطور كه رئيس جمهور نيز به بياني ديگر گفته بود، ترمز و دنده عقب ندارد و البته فرمان آن در دست انسان صالح و حكيمي همچون رهبر انقلاب است. بنابراين، در حاليكه غرب هم به اين نتيجه رسيده كه توقف هسته اي ايران ممكن نيست، برخي بلندگوهاي داخلي آن نبايد همچنان اميدوار باشند.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 14:27 |

سلامت كامل انتخاباتهاي گذشته/ دعوت از ناظر بين­المللي بزرگ­ترين جسارت به ملت

 

حضرت آيت الله خامنه اي با اظهار تأسف از برخي سخنان درخصوص مراقبت از تخلف در انتخابات تأكيد كردند: در 28 سال گذشته همواره انتخابات در اين كشور در سلامت كامل برگزار شده است. چرا برخي افراد با اين سخنان كه اميدواريم از روي غرض ورزي نباشد به حيثيت انتخابات خدشه وارد مي كنند.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامي امروز در ديدار جمع زيادي از مردم و روحانيان قم با تأكيد بر اينكه امام حسين (ع) پرچمدار و مظهر بصيرت و استقامت هستند، به استقامت ملت ايران در 28 سال گذشته و لزوم بصيرت در انتخابات آينده اشاره و تصريح كردند: انتخابات همواره نيازمند بصيرت است و ملت ايران بايد با بصيرت كامل وارد عرصه انتخابات مجلس هشتم شود و تصميم صحيح خود را بگيرد و اين بار نيز با لطف و عنايت خداوند متعال پيروزي نهايي متعلق به مردم و نظام جمهوري اسلامي ايران خواهد بود.

 

رهبر انقلاب اسلامي در اين ديدار كه به مناسبت سالروز قيام تاريخي مردم قم در نوزدهم دي سال 1356 برگزار شد، اين حركت هوشمندانه مردم قم را يكي از حركت هاي بسيار تأثيرگذار در شكل گيري قيام انقلابي مردم بر ضد رژيم طاغوت توصيف كردند و افزودند: نوزدهم دي ماه از مقاطع مهم در تاريخ انقلاب و از مناسبت هايي است كه بايد هميشه زنده نگه داشته شود و در اين روز مردم قم هوشياري و همچنين وفاداري خود را به رهبر عظيم الشأن انقلاب حضرت امام خميني (ره) نشان دادند.

 

حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: در طول سال هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي برخي افراد بيعت خود را با امام (ره) و انقلاب شكستند كه به ضرر آنان تمام شد اما اكثريت ملت ايران با حفظ وفاداري، استقامت كردند كه خداوند متعال نيز پاداش اين استقامت را داد و پيروزي در دفاع مقدس و موفقيت هاي روزافزون در عرصه هاي رشد و پيشرفت ملي، از جمله اين پاداش الهي است.

 

ايشان همچنين با اشاره به هفدهم دي، سالروز واقعه فاجعه آميز كشف حجاب از جانب رضاخان افزودند: دشمنان ايران و اسلام براساس يك طراحي و با كمك روشنفكران مرتبط با دربار پهلوي قصد داشتند زن ايراني را از چارچوب عفاف و حجاب خارج، و نيروي عظيم ايماني را كه به بركت عفاف زنان همواره در جوامع مسلمان وجود داشته است،‌نابود كنند.

 

رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه برداشتن حجاب، مقدمه اي براي زدودن عفت و حيا در جامعه و نابودي خانواده است، خاطرنشان كردند: ملت ايران به ويژه زنان مسلمان با ايمان قوي خود در مقابل اين فشار ايستادگي كردند و نگذاشتند اين توطئه به سرانجام برسد.

 

حضرت آيت الله خامنه اي قيام امام حسين (ع) و حادثه عاشورا را از جمله مقاطع بسيار مهم در تاريخ بشر و متحول كننده آن خواندند و افزودند: با وجود مخالفت­هاي فراوان، اين واقعه در طول زمان زنده مانده است و عاشورا در واقع گنجينه اي پرقيمت است كه همه افراد بشر مي توانند از آن استفاده كنند.

 

رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اينكه عزاداري امام حسين (ع) به معناي زنده نگه داشتن و حفظ ارزش­هاي معنوي الهي است، خاطرنشان كردند: همه عزاداران از جمله گويندگان، وعاظ و مداحان بايد مراقب باشند كه شأن و جايگاه اين حقيقت عزيز را حفظ كنند و مبادا برخي خرافه ها يا كارهاي غيرمعقول موجب ضايع شدن عزاداري امام حسين (ع) شود.

 

حضرت آيت الله خامنه اي مجلس و منبر امام حسين (ع) را محل بيان حقايق ديني و حقايق حسيني دانستند و تأكيد كردند: مجالس امام حسين (ع) بايد مجالس ضد ظلم، ضد سلطه، و ضد يزيدها، شمرها و ابن زيادهاي زمان حاضر باشد.

 

ايشان با اشاره به تأكيد هميشگي مسئولان و بزرگان نظام اسلامي از جمله امام خميني (ره) و همچنين آحاد مردم بر برگزاري عزاداري­هاي مردمي افزودند: جهت گيري در عزاداري­هاي امام حسين بايد به سوي تحكيم ايمان و روح تدين در مردم، آگاهي بخشي، گسترش روح شجاعت و غيرت ديني و جلوگيري از بي تفاوتي مردم باشد و اين معناي واقعي بزرگداشت قيام امام حسين (ع) است.

 

رهبر انقلاب اسلامي،‌جنبه عاطفي عزاداري امام حسين را تأثيرگذار بر عواطف و احساسات مردم ، جنبه عمقي و معنوي آن را موجب آگاهي بخشي به صاحبان فكر و بصيرت دانستند و خاطرنشان كردند: امام حسين (ع) مظهر بصيرت و استقامت بودند و پيروان ايشان نيز بايد اين­گونه باشند.

 

حضرت آيت الله خامنه اي حركت عظيم ملت ايران در انقلاب اسلامي و بالا بردن پرچم ارزش­هاي انساني و ديني در دنياي ضد ارزش­هاي انساني را نشان دهنده بصيرت ملت ايران و رهبري شايسته امام خميني (ره) توصيف و تصريح كردند: انقلاب اسلامي معجزه زمان حاضر است زيرا با وجود همه توطئه هاي گوناگون، ملت ايران پيروز ميدان بوده و اين انقلاب مستحكم تر از گذشته سرپا ايستاده و دشمن را به عقب رانده است.

 

ايشان، انتخابات را بسيار مهم و يكي از عرصه هاي بروز عظمت ملت ايران و نظام اسلامي دانستند و افزودند: انتخابات كه تجلي مردم سالاري است، در 28 سال گذشته به طور متوسط هر سال در ايران برگزار شده و اين يكي از شاخصه هاي مهم پيروزي ملت ايران است زيرا نشان دهنده حضور مردم، تصميم گيري مردم و شجاعت نظام اسلامي براي تكيه بر آرا و نظر مردم است.

 

رهبر انقلاب اسلامي علت انكار اين واقعيت آشكار و واضح را از جانب دشمنان عنود و لجوج مردم ايران ، عظمت اين مسئله دانستند و افزودند: نظام اسلامي همواره بر برگزاري انتخابات اصرار دارد و حتي در چهار سال قبل كه عده اي با راه انداختن يك نمايش و بازي قصد تعطيلي انتخابات را داشتند، با لطف خداوند و ايستادگي مردم نتوانستند انتخابات را تعطيل كنند.

 

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به وظيفه مردم و همچنين مسئولان و نخبگان در قبال انتخابات خاطرنشان كردند: بايد جايگاه، ارزش و عظمت انتخابات حفظ شود و مردم با اميد و اعتماد به پاي صندوق­هاي رأي بروند.

 

ايشان با اظهار تأسف از برخي سخنان درخصوص مراقبت از تخلف در انتخابات تأكيد كردند: در 28 سال گذشته همواره انتخابات در اين كشور در سلامت كامل برگزار شده است. چرا برخي افراد با اين سخنان كه اميدواريم از روي غرض ورزي نباشد به حيثيت انتخابات خدشه وارد مي كنند.

 

رهبر انقلاب اسلامي اظهارات برخي ديگر از افراد را مبني بر دعوت از ناظران بين المللي و دشمنان ايران براي نظارت بر انتخابات، بي شرمي و بزرگ­ترين جسارت به ملت ايران خواندند و خاطرنشان كردند: مسئولان اجرايي و نظارتي انتخابات همواره به وظيفه خود در حفظ امانت آراي مردم به خوبي عمل كرده­اند و در انتخابات مجلس هشتم نيز به همين صورت خواهد بود.

 

حضرت آيت الله خامنه اي با تأكيد مجدد بر رعايت اخلاق انتخاباتي از جانب جناحها و گروه­هاي سياسي و پرهيز از بداخلاقي، اهانت و تهمت، به لزوم هوشياري در مقابل تحركات دشمن از جمله سخنان چند روز پيش رئيس جمهور امريكا مبني بر حمايت از فلان دسته در ايران اشاره و تصريح كردند:‌ حمايت امريكا از هركسي در ايران يك ننگ است.

 

ايشان افزودند: هم مردم و هم آن دسته اي كه رئيس جمهور امريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا امريكا مي خواهد از آن دسته حمايت كند و آن دسته چه نقصي داشته كه امريكا را به فكر حمايت از آن انداخته است.

 

رهبر انقلاب اسلامي، انتخابات را متعلق به مردم،‌نظام جمهوري اسلامي و اسلام دانستند و تأكيد كردند: بايد مراقب بود كه انتخابات ملعبه دست بيگانگان نشود و گروه­ها و افراد سياسي بايد مرزهاي خود را با دشمن مشخص كنند زيرا اگر اين مرزها كم رنگ و يا پاك شود، احتمال عبور دشمن از اين مرزها و يا افتادن همراه با غفلت برخي افراد خودي در دامن دشمن وجود دارد.

 

حضرت آيت الله خامنه اي خاطرنشان كردند: گروه­ها و افراد سياسي علاوه بر متمايز كردن مرز خود با دشمن،‌بايد مرز خود از با مزدوران، نوكران و افرادي كه در خدمت دشمن هستند نيز مشخص كنند.

 

ايشان حضور در انتخابات را نيازمند بصيرت دانستند و تأكيد كردند: مردم ايران بايد به طور كامل مراقب دشمن و مواضع او باشند تا بتوانند تصميم صحيح خود را بگيرند و مطمئناً اين بار نيز با لطف، عنايت و هدايت خداوند، ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي از اين آزمون سربلند بيرون خواهند آمد.

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 14:24 |

اءَللّهُمَّ إِنّى اءَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلاءِ.

 

ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای مى فرمايند:
....وقتى ((لهوف (( آمد، تقريبا همه مقاتل ، تحت الشعاع قرار گرفت . اين مقتل بسيار خوبى است ؛ چون عبارات ، بسيار خوب و دقيق و خلاصه انتخاب شده است .
شهيد محراب آيت الله قاضى تبريزى رحمة الله مى فرمايند:
كتاب لهوف سيد ابن طاوس - رحمة الله عليه - نقلياتش بسيار مورد اعتماد است و در ميان كتب مقاتل ، كتاب مقتلى به اندازه اعتبار و اعتماد، به آن نمى رسد...

 

این قسمت کوتاه مربوط به ورود حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه السلام به کربلاست...


متن عربى :
قالَ الرّاوى : وَ سارَ الْحُسَيْنُ عليه السّلام حَتّى صارَ عَلى مَرْحَلَتَيْنِ مِنَ الْكُوفَةِ، فَإِذا بِالْحُرِّ بْنِ يَزيدَ فِى اءَلْفِ فارِسٍ.
فَقالَ لَهُ الْحُسَيْنُ عليه السّلام : ((اءَلَنا اءَمْ عَلَيْنا؟)).
فَقالَ: بَلْ عَلَيْكَ يا اءَبا عَبْدِ اللّهِ.
فَقالَ: ((لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِيِّ الْعَظيمِ)).
ثُمَّ تَرَدَّدَ الْكَلامُ بَيْنَهُما، حَتّى قالَ لَهُ الْحُسَيْنُ عليه السّلام : ((فَإِذا كُنْتُمْ عَلى خِلافِ ما اءَتَتْنى بِهِ كُتُبُكُمْ وَقَدِمَتْ بِهِ عَلَيَّ رُسُلُكُمْ، فَإِنّي اءَرْجِعُ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذى اءَتَيْتُ مِنْهُ)).
فَمَنَعَهُ الْحُرُّ وَاءَصْحابُهُ مِنْ ذلِكَ، وَقالَ: لا، بل خُذْ يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ طَريقا لايُدْخِلَكَ الْكُوفَةَ وَلا يُوصِلُكَ إِلَى الْمَدينَةِ لاَِعْتَذَرَ اءَنَا إِلى ابْنِ زِيادٍ بِاءَنَّكَ خالَفْتَنى فِى الطَّريقِ.
فَتَياسَرَ الْحُسَيْنُ عليه السّلام ، حَتّى وَصَلَ إِلى عُذَيْبِ الْهَجاناتِ.
ترجمه :
راوى چنين گويد: حضرت امام عليه السّلام از آن منزل كوچ فرموده روانه راه گرديد تا آنكه به دو منزلى شهر كوفه رسيد. در آن مكان حُرّ بن يزيد رياحى را با هزار سوار ملاقات كرد؛ چون حُرّ به خدمتش رسيد امام حسين عليه السّلام فرمود: آيا به يارى ما آمده اى يا براى دشمنى با ما؟ حرّ عرضه داشت كه بر ضرر و عداوت شما ماءمورم . آن حضرت فرمود: ((لا حَوْلَ...))! بين آن جناب و حرّ سخنان بسيارى ردّ و بدل گرديد تا آنكه خطاب به حرّ نموده و فرمود: اكنون كه شما بر آنيد كه خلاف آنچه نامه ها و عرايض شما مُشْعر و متضمّن آن است و فرستادگان و رسولان شما به تواتر به نزد من آمده اند، من نيز از آن مكان كه آمده ام عنان عزيمت به مقام خويش منعطف نموده مراجعت را اختيار خواهم نمود. حرّ و اصحابش بر اين مدّعى راضى نگرديده حضرتش را از مراجعت منع نمودند و عرضه داشتند: اى فرزند رسول صلّى اللّه عليه و آله ! و نور ديده بتول ! صلاح چنان است كه راهى را پيش گيرى كه نه وارد كوفه و نه واصل به سوى مدينه باشد تا به اين جهت توانم به نزد ابن زياد اين عذر را بخواهم كه آن جناب را در راه ملاقات ننمودم ، شايد به اين اعتذار از سَخَط آن كافر غدّار در امان مانم و از خدمتش ‍ تخلّف ورزم . حضرت امام به اين خاطر، سمت چپ را مسير قرار داد و از آن طريق مسافت را طىّ فرمود تا آنكه بر سرابى رسيد كه موسوم بود به ((عُذَيْب الْهِجانات )) يعنى آبى مشرعه مَرْكبها و اشتران بود.
متن عربى :
قالَ: فَوَرَدَ كِتابُ عُبَيْدِ اللّهِ بْنِ زِيادٍ إِلَى الْحُرِّ يَلُومُهُ فى اءَمْرِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام ، وَيَاءْمُرُهُ بِالتَّضْييقِ عَلَيْهِ.
فَعَرَضَ لَهُ الْحُرُّ وَاءَصْحابُهُ وَمَنَعُوهُ مِنَ الْمَسيرِ.
فَقالَ لَهُ الْحُسَيْنُ عليه السّلام : ((اءَلَمْ تَاءْمُرْنا بِالْعُدُولِ عَنِ الطَّريقِ؟)).
فَقالَ الْحُرُّ: بَلى ، وَلكِنْ كِتابُ الاَْميرِ عُبَيْدِ اللّهِ بْنِ زِيادٍ قَدْ وَصَلَ يَاءْمُرُنى فيهِ بِالتَّضْييقِ عَلَيْكَ، وَقَدْ جَعَلَ عَلَيَّ عَيْنا يُطالِبُني بِذلِكَ.
قالَ الرّاوى : فَقامَ الْحُسَيْنُ عليه السّلام خَطيبا فى اءَصْحابِهِ، فَحَمَدَ اللّهُ وَاءَثْنى عَلَيْهِ وَذَكَرَ جَدَّهُ فَصَلّى عَلَيْهِ، ثُمَّ قالَ:
((إِنَّهُ قَدْ نَزَلَ بِنا مِنَ الاَْمْرِ ما قَدْ تَرَوْنَ، وَإِنَّ الدُّنْيا قَدْ تَنَكَّرَتْ وَتَغَيَّرَتْ وَاءَدْبَرَ مَعْرُوفُها وَاسْتَمَرَّتْ حِذاءً، وَلَمْ تَبْقَ مِنْها إِلاّ صَبابَةٌ كَصَبابَةِ الاِْناءِ، وَخَسْيسِ عَيْشٍ كَالْمَرعْى الْوَبيلِ.
اءَلا تَرَوْنَ إِلَى الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ، وَإِلَى الْباطِلِ لا يُتَناهى عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فى لِقاءِ رَبِّهِ مُحِقّا، فَإِنّى
ترجمه :
راوى گويد: در آن هنگام نامه ابن زياد بد فرجام به حرّ بن يزيد رياحى رسيد و اين نامه مشتمل بود بر ملامت و سرزنش حرّ كه در امر فرزند امام عليه السّلام ، مسامحه نموده و در آن نامه ، لعنت ضميمه ، امر اكيد نموده كه كار را بر فرزند سيّد ابرار سخت و مجال را بر او دشوار گيرد. پس حُرّ با اصحاب خود دوباره سر راه بر نور ديده حيدر كرّار گرفتند و او را از رفتن مانع گرديدند. امام عليه السّلام فرمود: مگر نه اين است كه ما را امر كردى از راه مرسوم عدول نماييم ؟! حُرّ عرضه داشت : بلى ! و لكن اينك نامه عبيداللّه به من رسيده و ماءمورم نموده كه امر را بر حضرت سخت گيرم و جاسوس بر من گماشته تا از فرمانش تخلّف نورزم .
سخنرانى امام عليه السّلام بعد از گفتگو با حُرّ  
راوى چنين گفته كه پس از مكالمه امام عليه السّلام با حُرّ بن يزيد، آن جناب برخاست در ميان اصحاب سعادت انتساب خطبه اى ادا نمود و شرايط حمد و ثناء الهى را به جاى آورد و جدّ بزرگوار خويش را بستود و درود نامحدود بر روان پاك حضرتش نثار نمود سپس فرمود: اى گروه مردم ! به تحقيق مشاهده مى نماييد آنچه را كه بر ما نازل گرديده و به راستى كه روزگار تغيير پذيرفته و بدى خود را آشكار نموده و نيكى و معرفت آن باز پس رفته و در مقابل ، شيوه تلخ ‌كامى و نامرادى شتابان و بر استمرار است و از كاءس ‍ روزگار باقى نمانده مگر دُردى از آن درته پيمانه حيات و از گلستان عيش ‍ بجز خار و زمين شوره زار بى آب و گياه ؛ آيا نمى بينيد كه حق را كسى معمول نمى دارد و اَحَدى از باطل نهى نمى نمايد؟!
متن عربى :
لا اءَرى الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَالْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَما)).
فَقامَ زُهَيْرُ بْنُ الْقَيْنِ، فَقالَ:
لَقَدْ سَمِعْنا - هَداكَ اللّهُ- يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ مَقالَتَكَ، وَلَوْ كانَتِ الدُّنْيا باقِيَةً وَكُنّا فيها مُخَلَّدينَ لاََّثَرْنَا النُّهُوضَ مَعَكَ عَلَى الاِْقامَةِ فيها.
قالَ الرّاوى : وَقامَ هِلالُ بْنُ نافِعِ الْبَجَلّى ، فَقالَ:
وَاللّهِ ما كَرِهْنا لِقاءَ رَبِّنا، وَإِنّا عَلى نِيّاتِنا وَبَصائِرِنا، نُوالى مَنْ والاكَ وَنُعادى مَنْ عاداكَ.
قالَ: وَقامَ بُرَيْرُ بْنُ خُضَيْرٍ، فَقالَ:
وَاللّهِ يَابْنَ رَسُولِ اللّهِ لَقَدْ مَنَّ اللّهُ بِكَ عَلَيْنا اءَنْ نُقاتِلَ بَيْنَ يَدَيْكَ فَتَقَطَّعَ فيكَ اءَعْضاؤُنا، ثُمَّ يَكُونُ جَدُّكَ شَفيعُنا يَوْمَ الْقِيامَةِ.
قالَ: ثُمَّ إِنَّ الْحُسَيْنَ عليه السّلام قامَ وَرَكِبَ وَسارَ.
كُلَّما اءَرادَ الْمَسيرَ يَمْنَعُونَهُ تارَةً وَيُسايِرُونَهُ اءُخْرى ، حَتّى بَلَغَ كَرْبَلاءَ.
وَ كانَ ذلِكَ فِى الْيَوْمِ الثّانى مِنَ الْمُحَرَّمِ.
ترجمه :
نتيجه اين وضعيّت ، اين است كه مؤ من راغب گردد به ملاقات پروردگارشبه طريق حق و به درستى كه من مرگ را نمى بينم مگر سعادت و نيكبختى و زندگانى را با ستمكاران إ لاّ دلتنگى و سستى .
سخنرانى زُهير و جمعى از اصحاب امام عليه السّلام  
در اين هنگام زُهير بن قين از جاى برخاست و عرضه داشت : اى فرزند رسول ! ما همه فرمايشات شما را شنيديم و گوش دل به آن سپرديم . خدا تو را بر جاده هدايت مستقيم دارد. اگر كه دنيا از براى ما پاينده بودى و ما در آن جاويدان ، البته كشته شدن را با تو بر زندگانى هميشگى دنيا، ترجيح مى داديم ، چه جاى آنكه دنيا را بقايى نيست . همچنين راوى گفته كه هلال بن نافع بجلّى هم برخاست و عرض نمود: به خدا سوگند كه ما ملاقات پروردگار خود را ناخوشايند نمى دانيم و بر نيّت هاى صادق و بصيرت مخلصانه خويش ثابت و پاينده ايم ؛ دوستيم با دوستانت و دشمنيم با دشمنانت . آنگاه برير بن خُضَيْر از جاى برخاست و گفت : يَابْنَ رَسُولِ...! به تحقيق كه خداى متعال بر ما منّت گذارده است كه در مقابل تو كشته گرديم و اعضاى ما پاره پاره شود و در عوض جدّ بزرگوار تو در روز قيامت شفيع ما بوده باشد. راوى گفت : آن جناب پس از استماع اين كلمات از ياران و جانثاران ، برپاخاست و قامت زيبا بياراست و بر مَرْكَب خويش سوار گرديد و از هر طرفى كه خواست مركب براند، حُرّ و اصحابش ، آن جناب را ممانعت مى كردند و گاهى ديگر ملازم ركابت مى بودند و به همين منوال بود تا آنكه به زمين كربلا رسيدند و آن ، روز دوم محرّم
متن عربى :
فَلَمّا وَصَلَها قالَ: ((مَا اسْمُ هذِهِ الاَْرْضِ؟)).
فَقيلَ: كَرْبَلاءَ.
فَقالَ عليه السّلام : اءَللّهُمَّ إِنّى اءَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلاءِ.
ثُمَّ قالَ: هذا مَوْضِعُ كَرْبِ وَبَلاءٍ اءَنْزِلُوا، هاهُنا مَحَطُّ رِحالِنا وَمَسْفَكُ دِمائِنا، وَهاهُنا وَاللّهِ مَحَلُّ قُبُورِنا، وَهاهُنا وَاللّهِ، بِهذا حَدَّثَنى جَدّى رَسُولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ.
فَنَزَلُوا جَميعا، وَنَزَلَ الْحُرُّ وَاءَصْح ابُهُ ناحِيَةً، وَجَلَسَ الْحُسَيْنُ عليه السّلام يَصْلِحُ سَيْفَهُ وَيَقُولُ:

يا دَهْرُ اءُفٍّ لَكَ مِنْ خَليلِ

 

كَمْ لَكَ بِالاِْشْراقِ وَالاَْصيلِ

 

مِنْ طالِبٍ وَصاحِبٍ قَتيلِ

 

وَالدَّهْرُ لا يَقْنَعُ بِالْبَديلِ

 

وَكُلُّ حَيٍّ سالِكُ سَبيلِ

 

ما اءَقْرَبَ الْوَعْدَ إِلَى الرَّحيلِ

وَإِنَّمَا الاَْمْرُ إِلَى الْجَليلِ
ترجمه :
بود و چون به كربلا رسيد، فرمود: نام اين زمين چيست ؟
عرضه داشتند كه اين زمين كربلا است .
فرمود: خداوندا! به تو پناه مى برم از ((كَرْب )) و ((بلاء)).
پس از آن فرمود: اين كرب و بلا است .
((انْزِلُوا، هاهُنا مَحَطُّ رِحالِنا وَمَسْفَكُ دِمائِنا))؛ پياده شويد كه اينجاست محل افتادن بارهاى ما و مكان ريخته شدن خونهاى ما؛ اينجاست آرامگاه ما.
جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا از اين واقعه آگاه ساخته ...
ياران امام حسين عليه السّلام پس از شنيدن اين سخنان همگى از مَرْكَبهاى خود فرود آمدند و حُرّ با اصحابش نيز در كنارى منزل گرفتند و جناب سيّد مظلومان - عَلَيْهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ - بر روى زمين بنشست كه شمشير خود را اصلاح و آماده نمايد و اين اشعار را زمزمه فرمود:
((يا دَهْرُ اءُفٍّ لَكَ مِن خَليلِ...))؛ اى روزگار! اُفّ باد مر تو را، چه بد دوستى هستى چه بسيار كه تو در صبحگاهان و شامگاهان كه طالبان و مصاحبان خويش را به قتل رسانيدى و روزگار در بلاهايى كه بر شخص نازل مى شود به بدلى قانع و راضى نيست و هر زنده سبيل مرگ را رهسپار است چه بسيار وعده كوچ نمودن از اين دار فنا نزديك شده و بجز اين نيست كه نهايت امر هر كسى به سوى خداوند جليل است .

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 19:49 |

محرم آمده ای باده نوشان،محرم آمده ای پرخروشان

دوباره پرچم و بزم محبت، دوباره نوحه و عرض ارادت

دوباره روضه و شور و هیاهو، دوباره دم زدن از غربت او

دوباره نغمه های فاطمیون، دوباره گریه های زینبیون

دوباره پرشده عطر گل یاس، دوباره یک علم با عکس عباس

دوباره لعن بر آل امیه، غذای نذری بی بی رقیه

دوباره زنده داری های هر شب دوباره گریه بر غمهای زینب

دوباره در عزایت سر شکستن دوباره با اباالفضل عهد و بستن

دوباره روز تاسوعا و عاشورا، دوباره چهره نیلی پر از نور

بیا در پیش پایش خاک گردیم، بیا با اشک روضه پاک گردیم

بیا مشکی بپوشیم از غم یار، بسوزیم از غم غمهای دلدار

به دور شمع او پروانه باشیم، بیا این ماه را دیوانه باشیم

غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای عشق را بی بال و پر کرد

نمی آید زدست من صبوری بیا از مجلس ما کن عبوری

بیا از فاطمه قولی بگیریم به پای یوسف حیدر بمیریم

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 و ساعت 20:8 |

بيانات ولی امر مسلمین جهان در ديدار نخبگان استان يزد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 20:20 |

  در حاشيه انتشار نامه اخير دكتر ستاري‌فر
تأملي بر نامه‌هاي بي‌پايان

 

گروه اقتصادي- عطاء بهرامي: در تمام بحث هایی که تا کنون از سوی منتقدین سیاستهای دولت موجود مطرح شده هیچ جمله ای بیشتر از "بر خلاف موازین علمی اقتصادی و یا اتفاق نظر کارشناسان"، دیده نمی شود. کسانی که با ادبیات اقتصادی آشنا هستند به خوبی واقفند که در عرصه علم اقتصاد مانند دیگر علوم انسانی وحدت نظر بین علمای این علم وجود ندارد، آنهم در حوزه تئوریک؛ حال اگر بحث سیاست گذاری مطرح شود، آن هنگام، این اختلاف نظر به شدت افزایش خواهد یافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 20:3 |

قدرداني هيأت وزيران از حمايت‌هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي

 

هيأت دولت با انتشار اطلاعيه‌اي، حمايت‌هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي را موجب تجديد روحيه خدمتگزاران در دولت نهم دانست و تصريح كرد: خادمان ملت در دولت با تمام توان، خود را در خدمت مردم بزرگ ايران اسلامي مي‌دانند و اميدوارند همچون گذشته دعاي خير معظم‌له را بدرقه راه خود داشته باشند.
متن اطلاعيه هيأت وزيران به شرح زير است:
حمايت رهبري بزرگوار از فرزندان انقلابي و خستگي‌ناپذير خود در دولت و همچنين اقدامات و تلاش‌هايي كه در جهت پيشرفت و ارتقاء نظام اسلامي انجام مي‌پذيرد، تفكيك فصل خدمت از خودخواهي‌ها و قدرت طلبي‌ها، افزايش اميد و وحدت ملي و خودباوري، موجب تجديد روحيه خدمتگزاراني بود كه عدالت محوري، مهرورزي و خدمت به بندگان خدا و تعالي مادي و معنوي كشور را فرا راه خود قرار داده‌اند.
خداي بزرگ را سپاس گذاريم كه توفيق عطا نمود تا در اين برهة حساس از انقلاب اسلامي، خدمتگزار مردمي مؤمن و سرافراز بوده و تحت رهبري‌هاي آن رهبر فرزانه رسالت انقلابي خويش را به انجام رسانيم.
مسلم است كه استقامت و پايداري بر آرمان اسلام و شهدا و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي، سعادت ملت ما را رقم خواهد زد. اين همان خواست مردم آگاه و الهي ايران عزيز است و دولت خود را موظف مي‌داند تا به اين خواست الهي و انقلابي ارج نهاده و اين راه مقدس را با تمام توان ادامه دهد.
خادمان ملت در دولت ضمن تجديد پيوند و ميثاق با آرمان‌هاي بزرگ امام(ره)، ارزش‌هاي انقلاب اسلامي و خط روشن ولايت اعلام مي‌دارد كه با تمام توان در خدمت ملت بزرگ بوده و مراتب تقدير و تشكر خود را از رهبر معظم انقلاب اسلامي ابراز مي‌دارند و اميد دارند همچون گذشته دعاي خير معظم له را بدرقه راه خود داشته باشند

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه هجدهم دی 1386 و ساعت 14:40 |

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 22:6 |

  بازتاب بيانات مهم رهبر انقلاب در رسانه‌هاي دنيا

 

 

بيانات مهم  رهبر انقلاب در جمع دانشجويان دانشگاههاي يزد، بازتاب گسترده اي در سطح رسانه هاي دنيا داشت.

 

به گزارش رجانيوز، اين رسانه ها، بخش هايي از بيانات ايشان را كه مرتبط با برنامه هسته اي جمهوري اسلامي و رابطه با امريكا بود، مورد توجه بيشتري قرار دادند.

 

خبرگزاري رويترز در گزارشي از تهران نوشت: رهبر معظم ايران روز پنجشنبه اعلام کرد در حال حاضر احياي روابط اين کشور با امريکا به ضرر اين دولت اسلامي است اما او احتمال اين امر را در اينده رد نکرد.

 

آيت الله خامنه اي که ارشد ترين مقام ايران است همچنين تصريح کرد که تهران برنامه هسته اي خود را که غرب احتمال مي دهد هدف از ان دست يافتن به سلاحهاي هسته اي است، به حال تعليق درنخواهد آورد. ايران مي گويد هدف برنامه هسته ايش توليد برق است.

 

امريکا اندکي بعد از انقلاب اسلامي سال 1979 ايران روابط خود را با تهران قطع کرد. اين دو کشور بر سر بلندپروازيهاي هسته اي ايران و همچنين مناقشه بر سر اينکه چه کسي مسئول خشونتهاي عراق است، باهم اختلاف نظر دارند.

 

(آيت الله) خامنه اي که همچون ساير رهبران ايران اغلب به غرب حمله مي کند، اشاره کرد که مثال عراق نشان مي دهد که حتي اگر دو کشور ايران و امريکا با هم رابطه داشته باشند، امريکا همچنان يک خطر است.

 

مقامات ايران و امريکا از ماه مه با برقراري 3 دور گفتگو در بغداد يخهاي روابط دو کشور را که قدمتي سه دهه اي دارد، کم کرده اند اما اين مذکرات محدود به مسائل عراق بوده است.

 

کاندوليزا رايس وزير خارجه امريکا ماه گذشته اعلام کرد اگر ايران برنامه هسته اي خود را متوقف کند، -درخواستي که ايران مکرراً آن را رد کرده است-، واشنگتن آماده داشتن روابط بهتر با ايران است.

 

رهبر ايران، اين پيشنهاد واشنگتن و مسکو را مبني بر اين که ايران بعد از آنکه روسيه در ماه دسامبر شروع به تحويل سوخت هسته اي به اولين نيروگاه هسته اي ايران در بوشهر کرد بايد برنامه غني سازي اورانيوم خود را متوقف کند، رد کرد. او گفت " اين مثل آن است که به يک کشور داراي ذخاير عظيم نفت گفته شود بايد نيازهاي نفتي خود را از خارج تامين کند."‌

 

امريکا با وجودي که گزارش اطلاعاتي ماه گذشته اين کشور اعلام مي کرد که تهران برنامه سلاحهاي هسته اي خود را در سال 2003 متوقف کرده است، براي اعمال سومين دور تحريمها عليه ايران تلاش مي کند.

 

مقامات ايراني مي گويند اين کشور براي ساير نيروگاههاي هسته اي که مي خواهد بسازد تا بتواند نفت و گاز بيشتري صادر کند به توليد سوخت هسته اي در داخل نياز دارد.

 

همچنين خبرگزاري آلمان هم در گزارشي از تهران نوشت: آيت الله علي خامنه اي رهبر معظم ايران با گفتن اينکه قطع روابط ايران و امريکا قرار نيست ابدي باشد، علائم مثبتي به دولت بعدي امريکا ارسال کرد.

 

اظهارات آيت الله خامنه اي در حالي عنوان مي شود که مرحله مقدماتي انتخابات رياست جمهوري امريکا قرار است بزودي در ايالت "ايووا" شروع شود. ناظران مي گويند تمايل ايران به سمت نامزد دموکرات باراک اوباما است که آمادگي خود را براي مذاکره با ايران در صورتي که به عنوان رياست جمهوري انتخاب شود، اعلام کرده است.

 

آيت الله خامنه اي که بر اساس قانون اساسي ايران نفر اول عرصه سياسي اين کشور است، حرف آخر را در تمام تصميم گيريهاي سياسي مي زند و حتي مي تواند تصميمات رئيس جمهور و مجلس را هم وتو کند.


 
2 کشور ايران و امريکا از سال 1979 هيچگونه رابطه ديپلماتيکي با يکديگر نداشته اند و در قبال طرف ديگر لحن و سياست هاي خصمانه اتخاذ نموده اند. طي سالهاي اخير چندين تلاش براي شکستن يخ روابط بين تهران و واشنگتن با شکست مواجه شده است.

 

در حالي که جرج دبليو بوش رئيس جمهور امريکا ايران را به اتهام حمايت از تروريسم بخشي از محور شرارت توصيف کرده است، تهران نيز امريکا را به عنوان "شيطان بزرگ" و دشمن اسلام و مسلمانان در تمام جهان مي شناسد.

 

آيت الله خامنه اي يکبار ديگر دولت بوش را "شيطان مجسم" که ايران را جدي ترين مانع براي تحقق منافعش در خاورميانه مي داند توصيف کرد. او با اشاره به مناقشه بر سر برنامه هسته اي ايران گفت ملت ايران در نهايت امريکا را مجبور کرد دستاوردهاي هسته اي ايران را تأييد کند.

 

واشنگتن پيوسته ايران را به دنبال کردن يک برنامه سري هسته اي براي مقاصد نظامي متهم کرده است اما يک گزارش اطلاعاتي امريکا که ماه گذشته منتشر شد، اعلام کرد ايران برنامه سلاحهاي هسته اي خود را در سال 2003 متوقف کرد و به نظر مي رسد اکنون از آن حدي که دولت بوش فکر مي کند، عزم کمتري براي ساخت سلاحهاي هسته اي داشته باشد.

 

همچنين خبرگزاري شين هوا نيز از تهران گزارش داد آيت الله سيد علي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران گفت: شرايط موجود براي از سر گيري روابط ديپلماتيک بين ايران و آمريکا زمان مناسبي نيست زيرا اين رابطه، سودي براي مردم ايران نخواهد داشت. وي افزود اگر اين روابط منفعتي براي ملت ا يران داشته باشد، من اولين کسي خواهم بود که از اين روابط حمايت خواهم کرد.

 

شبکه تلويزيوني العربيه نيز گزارش داد (آيت الله) علي خامنه اي رهبر معظم ايران تاکيد کرد از سرگيري رابطه با آمريکا در شرايط کنوني به ضرر ايران خواهد بود.

 

العربيه افزود: رهبر ايران با اين حال گفت که ممکن است در آينده امکان از سرگيري روابط با آمريکا وجود داشته باشد.

 

روزنامه سعودي عکاظ نيز در گزارشي از تهران به قلم احمد سالم نوشت: (آيت الله) علي خامنه اي رهبر معظم ايران نوشت در شرايط کنوني از سر گيري روابط با امريکا به مصلحت ايران نيست.

 

عکاظ افزود: (آيت الله) خامنه اي طي سخناني در شهر يزد گفت شروطي که دولت امريکا تعيين کرده است سبب مي شود از سرگيري روابط براي ما در حال حاضر زيانبار باشد. وي افزود قطع رابطه با امريکا يکي از پايه هاي سياست ايران است ولي ما هيچ وقت نگفتيم اين روابط بايد تا ابد قطع باشد.

 

آسوشيتد پرس نيز از تهران گزارش داد: آيت الله علي خامنه اي رهبر معظم ايران گفت اگر روابط بين کشورش و دشمن ديرينه آن امريکا به نفع جمهوري اسلامي باشد، وي نخستين کسي خواهد بود که با روابط با واشنگتن موافقت مي کند.

 

راديو دولتي به نقل از (آيت الله) خامنه اي در جمع گروهي از دانشجويان شهر يزد گفت: "من نخستين کسي خواهم بود که از اين روابط حمايت مي کنم."

 

(آيت الله) خامنه اي که در همه امور مملکتي حرف آخر را مي زند گفت اگر روابط با امريکا را سودمند بداند، اين کار را انجام خواهد داد.

 

روابط ايران و امريکا بعد از انقلاب اسلامي سال 1979 و تصرف سفارت امريکا در تهران بدست دانشجويان مبارز قطع شد.

 

همچنين خبرگزاري فرانسه در گزارشي به قلم "پي ير سله ريه" درباره سخنان رهبر انقلاب اعلام کرد: رهبر معظم ايران برقراري روابط بين امريکا و ايران را در شرايط کنوني منتفي دانسته است زيرا شرايط امريکا به ويژه در زمينه مسئله هسته اي براي ايران غير قابل قبول است.

 

بر اساس اين گزارش، رهبر ايران بدون انکه برقراري روابط کشورش با امريکا را در نهايت منتفي بداند، ارزيابي کرد که مزاياي برقراري چنين روابطي، بدون تضمين امنيت در برابر هر گونه حمله امريکا قابل چشم پوشي است.

 

عالي ترين مقام کشور ايران در سخنراني امروز خود در شهر يزد در مرکز ايران که از تلويزيون دولتي پخش مي شد، تصريح کرد شرايط دولت امريکا به گونه ايست که براي ما برقراري روابط دو کشور ضرر خواهد داشت.

 

امريکا تعليق برنامه غني سازي اورانيوم را شرط برقراري گفتگوي مستقيم با ايران قرار داده است. شرطي که ايران آن را رد مي کند.

 

رهبر معظم ايران در سخنراني امروز خود تصريح کرد غني سازي اورانيوم که غربي ها نگرانند مبادا از ان براي مقاصد نظامي استفاده شود موجب خودکفايي ايران در زمينه تامين سوخت نيروگاههاي هسته ايش در اينده خواهد شد.

 

ايشان به خطري که کشور به علت فشارهاي خارجي در اين زمينه مواجه است نيز اشاره کرد و در همين رابطه اين سئوال را مطرح کرد که اگر تحويل سوخت به ايران روزي قطع شود يا تحويل آن به شرايطي منوط شود، آيا ملت بايد تسليم شود؟

 

ايران در حال حاضر تنها يک نيروگاه در دست ساخت در بوشهر دارد که در صورت ساخت ظرفيت توليد هزار مگاوات برق را خواهد داشت و سوخت اين نيروگاه را نيز که قرار است در اواخر امسال به بهره برداري برسد روسيه تأمين مي کند.

 

رهبر معظم ايران نيز مانند محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري ايران از کساني که خواستار امتيازدهي ايران در خصوص پرونده هسته اي هستند به شدت انتقاد و مخالفت خود را با هر گونه امتياز دهي در خصوص غني سازي اورانيوم اعلام کرد.

 

سياستمداران اصلاح طلب و محافظه کار مصلحت گرا، اخيراً درباره خطرهايي که ايران به علت سازش ناپذيري اش در مسئله هسته اي با آن مواجه است، هشدار داده بودند.

 

امريکا تاکنون استفاده از زور را براي متقاعد کردن ايران به توقف برنامه هسته اي اش منتفي ندانسته است اما برقراري روابط ديپلماتيک بين دو کشور ايران و امريکا که از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 بدين سو قطع شده است، منوط به حل و فصل شدن چند مسئله ديگر نيز هست.

 

اگر واشنگتن تهران را به حمايت از تروريسم و تهديد براي ثبات خاورميانه متهم مي کند ايران نيز به نوبه خود امريکا را به تلاش براي سرنگوني نظامش محکوم مي کند.

 

رهبر عالي ايران افزود خصومت امريکا عليه اصول ملت ايران اعمال مي شود و اين خصومت ها از اول انقلاب اسلامي تاکنون ادامه دارد.

 

بسياري از کارشناسان مسائل سياسي معتقدند که تضمين امنيتي امريکا براي ايران شرط اوليه اين کشور براي برقراري رابطه با امريکا است.

 

فرانس پرس همچنين در گزارش ديگري از تهران به "قلم استوارت ويليامز" نوشت: آيت الله علي خامنه اي رهبر معظم ايران امروز پنجشنبه گفت ايران در ازسر گيري روابط با امريکا درحال حاضر هيچ نفعي نمي بيند اما درعين حال ازسر گيري روابط با اين کشور را در آينده منتفي ندانست.

 

آيت الله خامنه اي در يکي از مهمترين سخنان خود درباره سياست خارجي کشور ظرف چند ماه گذشته همچنين قول داد ايران فعاليت هسته اي حساس خود را انگونه که غرب خواستار آن است، متوقف نکند.

 

اگرچه دو کشور سال گذشته مذاکراتي را درباره امنيت در عراق برگزار کردند اما مشاجرات بين تهران و واشنگتن تند و با بدگماني همراه بوده است. مذاکرات بين ايران و امريکا درباره عراق بالاترين سطح از مذاکرات بين دو طرف ظرف تقريباً 3 دهه گذشته به شمار مي رود.

 

آيت الله خامنه اي گفت افزايش خصومت امريکا درقبال ايران ناشي از اظهارات شديداللحن محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران و ديگر مقامات ايراني عليه دشمن ديرينه اين کشور نبوده است.


 
وي همچنين از ميانه روها در داخل ايران که از روي احتياط مي گويند ايران بايد تعليق غني سازي را با هدف کاهش بحران هسته اي موجود بررسي کند، به شدت انتقاد کرد و گفت برخي افراد نظام و دولت را برسر اين مسئله به چالش مي کشند و (همچون دشمن) در تلاش براي ايجاد يأس و نااميدي هستند. ملت بايد مراقب اينگونه اقدامات باشند.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 21:56 |

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه پانزدهم دی 1386 و ساعت 21:50 |

دیدار صدها نفر از علما، فضلا، روحانیان و طلاب استان یزد

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار صدها نفر از علما، فضلا، روحانیان و طلاب استان یزد با اشاره به بروز مسائل پیچیده اقتصادی، مالی، سیاسی و اجتماعی، نیاز جامعه امروز به دانش دین را بیشتر از گذشته دانستند و بصیرت، وسیع نگری، پارسایی، تقویت بنیه علمی و پاسخگویی به نیازهای همه قشرهای مردم را ضروریات امروز روحانیت برشمردند.

ایشان «رشد و تقویت استخوان بندی و بنیه علمی حوزه ها را امری ضروری برشمردند و با اشاره به رویش مباركی كه در حوزه علمیه مشاهده می شود افزودند: این رویش خجسته، باید گسترش و توسعه یابد به گونه ای كه پس از مدت زمانی مشخص، در همه شهرهای كشور، مجتهدینی با تراز بالا برای گسترش دانش دین حضور داشته باشند كه این كار نیاز به تقویت توان علمی حوزه ها دارد.

حضرت آیت الله خامنه ای،‌وسیع نگری را از دیگر نیازهای روحانیان و حوزه های علمیه دانستند و با اشاره به خدمت بسیار ارزشمند امام راحل عظیم الشأن مبنی بر مطرح كردن مسائل جامعه و جهان در حوزه های علمیه افزودند: اگر روحانی از وسیع نگری برخوردار نباشد مصادیق واقعی احكام و اوامر الهی را نمی شناسد و این آیات سعادت بخش را در ابعادی محدود و كوچك، منحصر می سازد.

حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه، به بحث امر به معروف و نهی از منكر پرداختند و افزودند: مصداق كامل و تمام امر به معروف، ایجاد جامعه و حكومت اسلامی و مصداق كامل نهی از منكر، نهی از یك جامعه طاغوتی است اما در صورت فقدان وسیع نگری، این حكم عظیم خداوند، در مسائل جزیی خلاصه خواهد شد.

ایشان بصیرت را دیگر خصوصیت لازم روحانیت برشمردند و خاطرنشان كردند: روحانيِ مفید، یعنی روحانی بصیر چرا كه اگر بصیرت نباشد، شخص در تشخیص جایگاه خود و موقعیت دشمن، اشتباه می كند و همانگونه كه متأسفانه در مسائل سیاسی، دینی و اجتماعی بارها اتفاق افتاده است، جبهه خودی را مورد حمله قرار می دهد.

ایشان تأكید كردند طلبه نمی تواند و نباید فقط به مطالعه در حجره بسنده كند بلكه بسیار مهم و ضروری است كه از مسائل داخلی و جهانی، جریانهای سیاسی، منفذهای احتمالی نفوذ دشمن و دیگر مسائل مهم،‌ به خوبی آگاه باشد.

ایشان، گسترش و تنوع مخاطبان روحانیت را مورد اشاره قرار دادند و خاطرنشان كردند: نباید فقط با اكتفا به ظاهر افراد، آنها را بی نیاز و بی اعتنا به دین فرض كرد بلكه باید آحاد مردم را مخاطبان روحانیت دانست و برای تبلیغ دین در میان آنان آمادگیهای لازم را كسب كرد.

رهبر انقلاب اسلامی، كشف و درك جوهره ‌دینداری ملت ایران را از بركات و درسهای بزرگ امام خمینی رضوان الله تعالی علیه برشمردند و با اشاره به اعتماد مستمر و عمیق امام راحل به مردم افزودند: مردم امروز نیز به «قرآن و دین و روحانیت» علاقه مندند و روحانیان باید با اتكا نكردن به حرفهای تكراری برای همه قشرها و سطوح مختلف فكری، حرفهای نو و جذاب داشته باشند.

ایشان در همین زمینه، بازخوانی مكرر و تفكر در آثار و افكار استاد شهید مرتضی مطهری را برای مبلغان و طلاب، لازم و واجب دانستند.

حضرت آیت الله خامنه ای،‌پارسایی را در كنار علم و دانش، دیگر خصوصیت لازم روحانیت برشمردند و خاطرنشان كردند: روحانیت باید به گونه ای عمل كند كه مردم حرص نزدن درباره دنیا را در رفتار او كاملاً مشاهده كنند و دستیابی به این خصوصیت نیازمند تهذیب و افزایش معنویت است.

رهبر انقلاب اسلامی، گسترش ارتباط متقابل و صمیمانه روحانیت و دستگاه مدیریت كشور به وی‍ژه مدیریت اجرایی را نیز مورد تأكید قرار دادند.

ایشان در بخش دیگری از سخنانشان استان یزد را دارالعباده و دارالعلم خواندند و با تجلیل از علمای برجسته و شخصیتهای گرانقدر دینی این منطقه افزودند: یزد خاستگاه علمِ دین بوده است و روحانیت و طلاب استان باید سطح علمی آن را به نقطه درخشانی برسانند كه از گذشته تا امروز ما به آن افتخار می كنیم.

ایشان با بزرگداشت یاد شهید آیت الله صدوقی، مرحوم آیت الله خاتمی و مرحوم آیت الله اعرافی افزودند: این سه عالم جلیل القدر، منطقه یزد‌ هریك خصوصیات برجسته ای داشتند و طلاب جوان باید با پشتكار و تلاش مضاعف، راه آنان را ادامه دهند.

در ابتدای این دیدار حجت الاسلام والمسلمین صدوقی امام جمعه یزد و نماینده ولی فقیه در استان با اشاره به تلاش حوزه علمیه یزد در تربیت طلاب فاضل و توانا گزارشی از وضع این حوزه علمیه بیان كرد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 23:8 |

 
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

والحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيةاللَّه فى الأرضين.

خيلى خوشحالم و خداى متعال را سپاسگزارم كه اين توفيق را عنايت فرمود كه در ميان جمع صميمى، باصفا و مؤمن و متدين مردم عزيز يزد، بتوانم حضور پيدا كنم و اين وظيفه‏اى را كه مدتهاست بر دوش احساس ميكردم براى سفر به نزد شما مردم عزيز، انجام بدهم.

شهر شما و استان شما - برادران و خواهران عزيز يزدى! - مركز دانش، مركز هنر، مركز كار و تلاش و ابتكار، مركز ايمان و دين‏باورى است. همواره مردم عزيز شهر يزد و استان يزد را به عنوان مردمى بااستعداد، نجيب، سرشار از ايمان و باور دينى، سرشار از نيروى كار و ابتكار و تحرك و آماده در همه‏ى ميدانهائى كه در طول تاريخ معاصر ما از ملت ايران انتظار ميرفته است، هم قبل از انقلاب به چشم ديديم؛ تجربه كرديم، هم بعد از پيروزى انقلاب، مردم يزد درخشيدند؛ در عرصه‏هاى دفاع مقدس، در عرصه‏ى دفاع از هويت انقلاب اسلامى و پس از پايان دفاع مقدس، تا امروز هم در عرصه‏ى دفاع از ارزشهائى كه مورد تهاجم سياسى و فرهنگى دشمنان قرار گرفته بود. در همه‏ى اين ميدانها، مردم عزيز يزد را پابه‏ركاب، آماده‏به‏كار، كمربسته و داراى عزم و تصميم مشاهده كرديم و آزموديم.

من فراموش نميكنم آن روزهائى كه هنوز ملت ايران شهد پيروزى را نچشيده بود؛ مردم شهرهاى مختلف اين كشور هر كدام به قدر توانائى‏شان، به قدر همتشان براى به سرانجام رساندن اين حركت عظيم كارى ميكردند، من آمدم يزد. وضعيتى كه در شهر يزد من ديدم، براى من شگفت‏آور بود. آن روحيه‏ى پرتپش انقلابى در كنار نظم و انضباط و آرامش و متانت. در اين شهر من مرحوم آيةاللَّه شهيد صدوقى را - در آن دوره نه به عنوان فقط يك روحانى برجسته در يك شهر بلكه به عنوان يك رهبر دينى و سياسى و فرهنگى؛ يك رهبر انقلابى تمام‏عيار در اين شهر يزد و در شهرهاى سرتاسر استان - مشاهده كردم و احساس كردم. چند روزى من در يزد بودم، وضع شهر را ديدم. از تبعيد مى‏آمدم، شهرهاى ديگر را هم ديده بودم و بعد ديدم؛ اما وضع يزد بدون اغراق يك وضع استثنائى بود. درباره‏ى مناقب مردم عزيز يزد لازم است مثل منى آنچه را كه مى‏بيند و ميداند و احساس ميكند، مخلصانه با شما مردم يزد و با ملت ايران - آنچه لازم است - در ميان گذارد.

من همواره در همه‏ى شهرهاى اين كشور با مردم وقتى مواجه شدم، بر روى اين مطلب تكيه كردم كه مردم ما - اين مردمِ داراى ريشه‏هاى عميق تاريخى، علمى و فرهنگى و سياسى - بايد شناسنامه‏ى خودشان را، شهر خودشان را بدرستى و دقت بشناسند؛ قدر خودشان را بدانند. اگر از مناقب شهر يزد و مردم يزد و استان يزد سخن ميگوئيم، براى اين است.

عزيزان من! دهها سال دشمنان اين ملت سعى كرده‏اند شناسنامه‏هاى تاريخى ما را پاره كنند، امحاء كنند، از بين ببرند. ما را با يك ملت بى‏ريشه اشتباه گرفتند؛ ما را با ملتهائى كه نه تاريخ دارند، نه سابقه‏ى تمدن دارند، نه طومار بلندى از نام عالمان و دانشمندان و هنرمندان در طول تاريخ دارند، اشتباه گرفتند؛ با ما بد رفتار كردند. يك عده هم از ميان خود ما متأسفانه فريب خوردند، قضاوت دشمن را درباره‏ى ملت ايران و درباره‏ى مردم ايران پذيرفتند.

شهر يزد همانطورى كه اشاره كردم، شهر علم است. نام آوردن از علماى يزد در رشته‏هاى مختلف علوم، بخصوص علوم دينى، ساعتها وقت ميبرد كه انسان فقط اسم اينها را بياورد و ياد مختصرى از آنها بكند. اين فقط مربوط به گذشته نيست. زمان خود ما، در دوران تحصيلات دينى خود ما، در دوران فعاليتهاى اجتماعى خود ما، در همين استان، علماى برجسته، شخصيتهاى برجسته، چهره‏هاى درخشان بودند. امروز هم وقتى نگاه ميكنيم، مى‏بينيم استان يزد در طول چهارده سال پى‏درپى بيشترين نسبت قبولى در دانشگاهها را نسبت به شركت‏كنندگان در كنكور سراسرى كشور ارائه دادند. اين چيز كمى نيست، اين نشان‏دهنده‏ى اين است كه استعداد علمى، استعداد دانشمند شدن، استعداد نخبه شدن، استعداد تبديل شدن به بازوان توانا و مغزهاى متفكرى كه ميتواند اين ملت را تكان بدهد و به سوى آينده‏اى كه انقلاب اسلامى براى او ترسيم كرده است به پيش ببرد، در اين استان فراوان است. جوان يزدى، مرد و زن يزدى، روحانى يزدى، روشنفكر يزدى، استاد يزدى بايد قدر اين استعداد را بداند. و همه بدانند كه شكر اين نعمت، در شناختن آن، در به كار گرفتن آن، در راه‏اندازى آن است.

تجربه‏ى مردم يزد و استان يزد در دفاع مقدس هم تجربه‏ى موفقى بود. مردم يزد تو خانه‏ها ننشستند تا براى پيروزى رزمندگان فقط دعا كنند؛ وارد ميدان جنگ شدند. من فراموش نميكنم در جبهه‏ى نبرد، تيپ الغدير و پادگان الغدير يزديها يكى از بهترين، قوى‏ترين، پرخطرپذيرترين و منضبطترين مجموعه‏هاى نظامى‏اى بود كه ما در ميدان جنگ ديديم. شهداى برجسته‏ى شما، جانبازان شما، آزادگان سرافراز شما، خانواده‏هاى صبور آنها، همه شواهد صدقى هستند بر اين حضور شجاعانه‏ى مردم يزد در ميدان خطر، آنوقتى كه به آنها نياز هست.

در دانشگاه خوبيد، در ميدان جنگ خوبيد، در ميدان صنعت خوبيد، در ميدان كشاورزى هم با وجود خشكى طبيعى اين منطقه و اين اقليم، خوبيد. يك يزدى چشمه‏ى آبى اگر در گوشه‏اى پيدا ميكند كه ساعتى به قدر يك سطل كوچك از آن آب مى‏آيد، همين آب را قدردانى ميكند، هدايت ميكند؛ با او يك كشتزار را، يك مزرعه را، يك باغ را به وجود مى‏آورد و از بركات آن، خود و ديگران را برخوردار ميكند. اينها خيلى قيمت دارد؛ سختكوشى.

پنجاه سال قبل من در عراق باغستانهائى را ديدم بين كربلا و نجف؛ همه‏ى مردم عراق - آنهائى كه ما ديديم - ميدانستند اينها كار يزديهاست. گفتند يزديها از ايران آمده‏اند اين باغستانهاى بين كربلا و نجف را در آن منطقه‏اى كه كار و تلاش خيلى معنى ندارد، انجام دادند. هرجا در سرتاسر كشور رفتند، اين سختكوشى خودش را نشان داده است؛ سختكوشى همراه با قناعت.

من درباره‏ى اسراف با مردم عزيز كشورمان بارها صحبت كردم؛ در نماز(1) گذشته هم همين مطلب را بيان كردم، از مردم خواستم. يكى از آن‏جاهائى كه ميتواند در مورد اجتناب از اسراف الگو قرار بگيرد، شهر شما و استان شماست. البته اين را در پرانتز عرض بكنيم؛ اين خوىِ طبيعى اين مردم است، به شرط اينكه عارضه‏ى اشرافيگرى، خود را تحميل نكند. اشرافيگرى مثل يك بيمارى است. بر هر كجا كه وارد شد، بسيارى از خويهاى مستحسن و پسنديده را تحت‏الشعاع قرار ميدهد، كم‏كم آنها را ضعيف ميكند و شايد از بين ميبرد. اسير اشرافيگرى نبايد بشويم ما مردم ايران.

خوى طبيعى يزدى قناعت است؛ سختكوشى است. در كنار آن - آن هم با آن استعدادى كه شرح دادم در زمينه‏هاى مختلف - علمش و هنرش است. اين آثار معمارى، همين مجموعه‏ى معمارى بسيار زيبائى كه الان در آنجا هستيم، اين مجموعه‏ى امير چخماق، مسجد جامع و ساير مراكزى كه در اين شهر و در اين استان وجود دارد، نشاندهنده‏ى ذوق هنرى‏اى است كه در طول تاريخ ماندگار است، بومى است؛ ميراثهاى بومى يك شهر و يك استان است.

خوب، من از همه‏ى اينها يك مطلب را ميخواهم استحصال كنم و اين را زمينه‏ى بحث كوتاهى كه ميخواهم با شما بكنم، قرار بدهم و او اعتماد به نفس است. يزديها جزو خصوصياتشان اين است: اعتماد به نفس دارند. اينى كه شما مى‏بينيد در شهر غربت، در كشور غريب، در بيابانهاى بين كربلا و نجف، در هر نقطه‏ى ديگر از اين كشور، يك نفر يزدى وقتى كه آنجا ميتواند جاى پاى خود را محكم كند، شروع ميكند به توليد و سازندگى و توليد ثروت، همراه با همان خصوصيات مثبتى كه گفته شد، اين ناشى از اعتماد به نفس است.

من امروز ميخواهم به شما و همه‏ى ملت ايران عرض بكنم ملت ما يكى از داروهاى بسيار لازم و مؤثرى كه نياز دارد - داروى روحى و فكرى - و بايد اين را در ميان خود توسعه و ترويج كند، داروى اعتماد به نفس است. ملت ايران بايد اعتماد به نفسى را كه به بركت انقلاب و به بركت ايستادگى در ميدان پرخطر انقلاب به دست آورد و بعد در ميدان دفاع مقدس با همه‏ى آن مشكلات با ايستادگى خود، اين اعتماد به نفس در او تقويت شد، اين اعتماد به نفس را بايد حفظ كند. اين اعتماد به نفس، به ملت ايران اين جرئت را، اين همت را، اين توانائى را ميدهد كه اين راه طولانىِ تا آرمانهاى ترسيم‏شده‏ى براى جامعه‏ى اسلامى را طى بكند؛ بدون او نميشود. بدون اعتماد به نفس نميشود اين راه را رفت.

برادران و خواهران عزيز من! انقلاب ما فقط اين نبود كه يك حكومتى برود، يك حكومتى بيايد قدرت را به جاى او در دست بگيرد. مسئله اين نبود. اگر اين بود، ملت با اين فداكارى چرا وارد ميدان بشود؟ خوب، دو گروه با هم رقابت مى‏كنند؛ يكى مى‏آيد عليه آن يكى. مثل اينكه مى‏بينيد در كشورهاى ديگر؛ وارد ميدان ميشوند، ميزنند يا ميبرند يا ميبازند. اينى كه يك ملت با همه‏ى وجود، با همه‏ى تن و جان، با همه‏ى توان، با جوانش، با مالش وارد ميدان ميشود، اين معناش اين است كه اين حركتى كه دارد اتفاق مى‏افتد، فقط دست به دست شدن قدرت بين دو گروه نيست؛ اين يك تحول عظيم، متوجه و معطوف به يك سلسله آرمانهاى مردمى و ملى است؛ معناش اين است.

انقلاب ما يك آرمانهائى را ترسيم كرد. مردم مؤمن ما وقتى به هدايت دين خودشان نگاه كردند، ديدند اين آرمانها همان چيزهائى است كه به آن نياز دارند. لذا در راه او حركت كردند؛ جوانشان را هم دادند، جانشان را هم دادند، مالشان را هم دادند، پاش ايستادند. ما ميخواهيم به اين آرمانها برسيم. اين آرمانها چيست؟ اگر در يك جمله بخواهيم اين آرمانها را بگوئيم، «جامعه‏ى اسلامى» است. ما امروز در راه جامعه‏ى اسلامى داريم حركت مى‏كنيم.

جامعه‏ى اسلامى آن جامعه‏اى است كه در او عدالت به نحو كامل استقرار داشته باشد؛ اخلاق اسلامى به صورت گسترده در ميان مردم وجود داشته باشد؛ مردمان همان ترازى را به دست بياورند كه پيامبران الهى ميخواستند اين تراز ساخته بشود در ميان جامعه‏ى اسلامى؛ قدرتمند، شجاع، عزيز، برخوردار از مواهب زندگى و در عين حال عبد خدا؛ تسليم اراده‏ى پروردگار. آزادى حقيقى براى يك ملت و براى يك انسان اين است كه اراده‏ى خودش را، همت خودش را، نيرو و توان خودش را به كار بيندازد براى بهروزى خود و آن بهروزى را در عبوديت خدا و بندگى خدا ببيند. ما دنبال اين هستيم.

امروز خلأ بزرگ دنياى ليبرال دموكراسى غرب همين است. كارخانه‏ها را زياد كردند، چرخهاى گردنده را زياد كردند، دامنه‏ى علم را گسترش دادند؛ اما عدالت اجتماعى را نتوانستند تأمين كنند. اخلاق انسانى به انحطاط كشيده شده؛ اين حرفى نيست كه من اينجا بگويم. مگر ميشود در يك تريبون و منبر جهانى، كه امروز اين حرفها در دنيا منعكس ميشود، چيزى برخلاف آنچه كه احساس مردم آن كشورهاست، بر زبان آورد؛ حرفى است كه خودشان ميزنند.

امروز بحران اخلاقى گريبانگير ليبرال دموكراسى غرب است. امروز بحران جنسى، بحران اقتصادى، بحران اخلاقى، بحران خانوادگى، گرفتاريهاى همان كشورهائى است كه از لحاظ علمى چشم تاريخ را خيره كردند از پيشرفتهاى خودشان.

بشر سعادتمندى‏اش به اين نيست كه دانش او پيشرفت كند - دانش ابزار سعادت است - سعادت بشر به آسايش فكر است، به آسايش روح است، به زندگى بى‏دغدغه است، به زندگى همراه با امنيت اخلاقى و معنوى و مادى است، به احساس عدالت در جامعه است. اين را غرب ندارد؛ نه اينكه ندارد، روزبه‏روز هم از او دارد دورتر ميشود. ما اين را براى نشان دادن به دنيا به عنوان آرمان خودمان ترسيم كرديم؛ ما نكرديم، خدا كرد. ملت ايران به اقتضاى ايمان خود به اين راه، دنبال اين راه افتاد.

برادران و خواهران عزيز من! مردم عزيز يزد! ملت عزيز ايران! اگر بخواهيم به آن آرمان برسيم، احتياج دارد به اعتماد به نفس. بايد بگوئيم ميتوانيم؛ همچنانيكه تا امروز آن كارهائى را كه اراده‏ى ملى به آن تعلق گرفت، توانستيم انجام بدهيم. مگر شوخى بود در يك كشورى كه زير فشار استكبار و استعمار است، فاسدترين حكومتهاى جهان بر آن حكومت ميكند و شرق و غرب عالم، منافعشان را در حكومت آن خاندان منحوس مى‏بينند، اين خاندان را به زير كشيدن؛ بنياد پوشالى حكومت سلطنتى موروثى را بكلى از بين بردن؛ يك نظام مردمى، متكى به آراء ملت، متكى به عواطف مردم، در يك چنين كشور استبدادزده‏ى در طول قرنهاى متمادى به وجود آوردن؛ اين كار شوخى است؟! اين كار را ملت ايران كرد. امروز در اين منطقه، هيچ كشورى از لحاظ اتكاء به آراء و عواطف مردم، به جمهورى اسلامى نميرسد.

انسان غصه ميخورد كه بعضيها به خاطر ملاحظات سياسى - ملاحظات جناحى بايد بگويم - جورى حرف ميزنند كه گوئى در اين مملكت دموكراسى، مردم‏سالارى نيست. اين بى‏انصافى است. بيست و هشت سال است كه اين ملت هر سال به طور متوسط يك انتخابات دارد؛ انتخابات آزاد، انتخابات از روى عقلانيت، انتخابات با حضور گسترده‏ى مردم، داراى نوسان، با حضور گرايشهاى مختلف. چرا براى دلخوشى دشمنانمان كه سعى ميكنند انكار كنند وجود دموكراسى در سايه‏ى اسلام را و مرتباً منفى‏بافى ميكنند، ما هم همان حرفهاى آنها را تكرار كنيم؟

ملت ايران با اعتماد به نفس خود اين بناى مبارك را گذاشت؛ توانست مردم‏سالارى را به وجود بياورد، آن هم با يك شيوه‏ى تازه و بى‏سابقه؛ مردم‏سالارى دينى. در همه‏ى جاى دنيا دموكراسيها در يك چهارچوب قرار دارند. هيچ جا وجود ندارد كه يك دموكراسى‏اى باشد، اما به وسيله‏ى يك چهارچوب و يك هدفگذارى خاصى هدايت نشود؛ يا به وسيله‏ى احزاب است، يا به وسيله‏ى دستگاههاى قضائى است، يا به وسيله‏ى دستگاههاى خارج از دستگاه قضائى و اجرائى است. همه جاى دنيا اينجور است. ما اين چهارچوب را اسلام قرار داديم؛ چون ملت ايران ملت مسلمانند؛ چون ملت ايران مؤمنند. اين شد مردم‏سالارى دينى، مردم‏سالارى اسلامى.

علت اينكه ملتهاى مسلمان از كشورهاى ديگر، به چشم عظمت به ملت ايران نگاه ميكنند، اين است كه ملت ايران اولاً جرئت كرد وارد ميدان بشود و نظام حكومتى جرئت كرد به مردم ميدان بدهد و بعد هم يك معناى خاصى، يك شكل خاصى، صيغه‏ى خاصى از مردم‏سالارى را كه دنيا او را نميشناخت، در دنيا مطرح كرد؛ مثل پرچمى در دست گرفت.

همه جاى دنيا ملتها و دولتها تحت تأثير هوچى‏بازيهاى تبليغاتى دشمنانشان قرار ميگيرند؛ ملت ايران تحت تأثير هوچى‏بازيها قرار نگرفت. در قضيه‏ى مردم‏سالارى دينى، در بسيارى از قضاياى ديگر، در مسئله‏ى زنان، در مسئله‏ى شيوه‏هاى معمول ما در سياست خارجى، در ارتباطمان با قطبهاى قدرت جهانى، در هيچ كدام از اينها، ملت ايران به خاطر هوچى‏بازيهاى تبليغاتى منفعل نشد؛ راه خودش را عوض نكرد، بعد از اين هم همين خواهد بود. من ميگويم اين اعتماد به نفس را ملت ايران بايد حفظ كند.

يكى از نشانه‏هاى اين اعتماد به نفس، قدم گذاشتن ملت ايران در ميدانهاى كشفيات علمىِ سطح بالاست، يكى‏اش مسئله‏ى انرژى هسته‏اى است كه حالا در دهان همه‏ى مردم ما هست؛ اما فقط اين نيست؛ در بخشهاى بسيار حساس، بسيار دقيق، بسيار نو، جوانان ما، دانشمندان ما، برجستگان ما وارد ميدان شدند، كارهاى بزرگ انجام دادند؛ همين مسئله‏ى سلولهاى بنيادى، كشف داروهاى جديد و بى‏سابقه براى برخى از بيماريهاى صعب‏العلاج - كه اعلان كردند، بعد هم باز ان‏شاءاللَّه اعلام خواهند كرد - در مسائل گوناگون. ايرانى استعداد خودش را به ميدان آورد و اعتماد به نفس نشان داد و پيش رفت و بعد از اين هم پيش خواهيم رفت.

فاصله‏ى ما را با دنيا از لحاظ علمى در طول دهها سال گذشته، كه سالهاى رشد دانش در عالم بود، افزايش دادند؛ اما به فضل الهى ما اين فاصله را كم خواهيم كرد و به علم هم اكتفا نميكنيم؛ معنويت، اخلاق، سازندگى خود؛ اين را ما بايد به عنوان يك وظيفه براى خودمان بدانيم. يك جمله راجع به انتخابات بگويم، يك جمله هم راجع به استان شما و شهر شما عرض بكنم.

مسئله‏ى انتخابات، مسئله‏ى مهم امسالِ ملت ايران است. البته مسائل مهم داشته‏ايم، اين آخر سالى شايد مهمترين مسئله‏ى كشور كه در سال جارى ما اتفاق مى‏افتد، انتخابات مجلس است. البته هنوز تا آن وقت فاصله داريم و زمان براى حرف زدن و گفتن هنوز باقى است، بنده هم عرايضى دارم كه ان‏شاءاللَّه در وقت خود خواهم گفت. آنچه كه امروز ميخواهم به شما بگويم، اين است كه ملت ايران انتخابات را قدر بدانند. انتخابات يك نمايشگاه است براى نشان دادن عزم و رشد ملى ملت ايران، استقامت ملت ايران، دانائى و هوشيارى ملت ايران، پايبندى ملت ايران به نظام مردم‏سالارى دينى.

آنچه كه بنده در همه‏ى انتخاباتها تأكيد كرده‏ام، امروز هم همان را در درجه‏ى اول تأكيد ميكنم، حضور مردمى و قدردانى مردمى است از انتخابات. من به شما عرض بكنم - البته حالا سربسته ميگويم - سعى شد در اين كشور، باب انتخابات بسته شود تا دشمنان بتوانند بگويند نظام جمهورى اسلامى نظام مردمى نيست؛ تلاش شد براى اين كار، خداى متعال نگذاشت؛ اراده‏ى الهى بر اراده‏ى بدخواهان فائق آمد، دلهاى مردم به سمت انتخابات جذب شد در دوره‏هاى متعدد و بخشهاى مختلف؛ على‏رغم دشمن، مردم در انتخابات شركت كردند. اين انتخابات هم همانجور است.

آنچه كه من عرض مى‏كنم، در درجه‏ى اول حضور مردمى است. در درجه‏ى بعد كه البته حائز اهميت بسيارى است اين هم، پيدا كردن نماينده‏ى اصلح است. آن كسانى كه به وسيله‏ى شوراى نگهبان صلاحيت آنها اعلام ميشود، معنايش اين است كه اين از حداقل صلاحيت مورد نياز برخوردار است. در بين اين كسانى كه اعلام ميشوند، افرادى هستند با صلاحيتهاى بالاتر، افرادى هستند در سطح پايين‏تر. هنر ملت ايران و مردم شهرها و حوزه‏هاى انتخابيه اين است كه دقت كنند، نگاه كنند، بشناسند اصلح را، بهترين را انتخاب كنند؛ بهترين از لحاظ ايمان، بهترين از لحاظ اخلاص و امانت، بهترين از لحاظ ديندارى و آمادگى براى حضور در ميدانهاى انقلاب؛ دردشناس‏ترين و دردمندترين نسبت به نيازهاى مردم را انتخاب كنند. اينها فرصتهائى هست، بايستى مردم عزيز ما در همه جاى كشور - اين ديگر مخصوص استان يزد نيست - هوشيارانه، با بصيرتِ تمام تلاش كنند، پيدا كنند و با رأى خود مسجل كنند و مجلس را - آن مجلسى را كه مورد نياز جامعه‏ى كنونى ماست - تشكيل بدهند.

البته مردم توجه بايد داشته باشند كه تبليغات رنگين و متنوع ملاك نيست؛ وعده‏هاى غير عملى ملاك نيست. من با خودِ نماينده‏هاى محترم در دوره‏هاى مختلف وقتى مواجه شدم، به اينها گفتم: آقايان و خانمهاى نماينده! وظيفه‏ى نماينده اين نيست كه وعده‏ى عمرانى و فلان پروژه، فلان كار را در منطقه‏ى انتخابى خود به مردم بدهد؛ اينها كار اجرائى است، كار دولت است. وظيفه‏ى نماينده اين است كه بتواند قانون مورد نياز كشور را پيدا كند، آن قانون را جعل كند. وقتى قانون شد - يعنى قاعده‏اى گذاشته ميشود - دستگاههاى اجرائى و قضائى مجبورند برطبق قانون عمل بكنند و عمل ميكنند. وعده‏هاى غير عملى دادن، وعده‏هاى بزرگ دادن، اينها ملاك نيست؛ بايد مردم توجه كنند؛ گاهى علامت منفى هم هست. از طرف علاقه‏مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقيهاى انتخاباتى، شايسته‏ى ملت ما نيست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونيت‏دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامه‏ها، در مطبوعات، در پايگاههاى اينترنتى و غيره، اينها اصلاً مصلحت نيست. من به طور جد از همه‏ى كسانى كه نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‏مندى‏اى دارند، درخواست ميكنم، اصرار ميكنم كه اين علاقه‏مندى خودتان را از راه تخريب ديگران، اهانت به ديگران، متهم كردن ديگران نشان ندهيد. هرچه ميخواهيد، از نامزد مورد علاقه‏ى خودتان تمجيد كنيد، تعريف كنيد؛ اما ديگران را تخريب نكنيد. اين علامت بدى است. بعضى جاها در دنيا معمول است اسرار خانوادگى يكديگر را برملا ميكنند، عكسهاى پنهانى از هم ميگيرند، افشا ميكنند. خوب، همانهائى هستند كه وقتى هم رفتند مجلس - ديده‏ايد در تلويزيون - سر يك مسئله‏اى مى‏افتد به جان هم، با مشت و لگد با هم رفتار ميكنند! اينكه امتياز براى نماينده نيست.آنچه كه در مورد انتخابات بايد به ياد مردم عزيز ما باشد، آماده شدن براى حضور همه‏جانبه و گسترده در انتخابات و كوشش كردن براى شناسائىِ اصلح و مراعات كردن رفتارهاى انتخاباتى است، كه اين را عرض كرديم.

در مورد يزد؛ چه استان يزد، چه شهر يزد. البته دوستان يزدى ما هميشه به من اعتراض ميكردند در اين چند سال كه آمدن ما به يزد تأخير پيدا كرد. من البته تصديق ميكنم اين را. خوب، حالا بحمداللَّه سفرهاى استانىِ مسئولين دولت هم هست؛ سفر ميكنند، نيازها را ميسنجند. بنده هم هنوز استانهائى هست كه نرفته‏ام؛ استان فارس در همسايگى شماست، هنوز نرفته‏ايم؛ استان كردستان، استان كرمانشاه؛ اينها استانهائى است كه در رديف بازديدهاى ما قرار نگرفته هنوز، ان‏شاءاللَّه اگر عمرى باشد، در آينده از آنها هم بازديد خواهيم كرد. خدا را شكر ميكنيم كه اين توفيق پيدا شد. آنچه مهم است، اين است كه براى آبادى استان، براى پيشرفت استان، هم دولت با همه‏ى دستگاههايش، هم مجموعه‏هاى غيردولتى، آحاد مردم، مؤسسات غير دولتى، مؤسسات اقتصادى و فرهنگى و غيره بايد همكارى كنند.

دولت بايد اين مصوباتى را كه در مورد اين استان انجام داده‏اند در سفرى كه به اين استان كردند، ان‏شاءاللَّه توفيق پيدا كنند به طور كامل انجام بدهند. البته اين حركت دولت - سفر به استانها - بسيار حركت خوب و مباركى است. بنده قدردانى ميكنم از اين حركت مجموعه‏ى دولت كه به شهرها ميروند، به راههاى دور ميروند، مشى مردمى اتخاذ ميكنند؛ اينها باارزش است. با همه‏ى شهرها از دور و نزديك ملاقات ميكنند. بعضى از شهرها هستند كه مردم آنها يك مدير كل را هم هرگز نميتوانسته‏اند ببينند، حالا رئيس جمهور را، وزير را، نزديكِ خودشان مى‏بينند، با آنها حرف ميزنند؛ اينها باارزش است. ما بايد قدردان اين چيزها باشيم. مصوباتى هم كه در استانها تصويب ميشود، اگر فرض كنيم بعضى از اين مصوبات هم اجرا نشود، آنچه كه اجرا ميشود، براى استانها مغتنم است و باارزش است. بايد تلاش كنند.

اشاره كردند به مسئله‏ى آب. من ميدانم مسئله‏ى مهم استان يزد، مسئله‏ى آب است. البته در نظرسنجيهاى مردم، مسئله‏ى اشتغال، مسئله‏ى گرانى، جزء مسائلى است كه مورد اهتمام شماست. همه‏ى مسئولين؛ چه آنهائى كه بايد قانون بگذارند، چه آنهائى كه بايد اجرا كنند، چه آنهائى كه بايد متخلف را تعقيب كنند - يعنى قواى سه‏گانه - وظيفه دارند در اين زمينه‏ها كار كنند. ما هم سفارش كرديم، تأكيد كرديم، باز هم تأكيد ميكنيم؛ اما پيشبردن كارها، مواجه شدن با مشكلات، دست و پنجه نرم كردن با موانع راه - كه مسئولين در سطوح مختلف با آن مواجه هستند - كار آسانى نيست؛ دارند تلاش ميكنند. باارزش است اين تلاشى كه دارند انجام ميدهند. مهم اين است كه اعتماد ملت ما به مسئولينش اعتماد عميقى است و اين اعتماد را بايد همچنان حفظ كنيم.

البته دشمن سعى ميكند ارتباط قلبى و عواطفِ بين مسئولين را و بين مردم را تضعيف كند. هر وقتى به تناسب بخشى از دستگاه جمهورى اسلامى را تضعيف ميكنند، متهم ميكنند؛ يك روز قوه‏ى مجريه را، يك روز قوه‏ى مقننه را، يك روز قوه‏ى قضائيه را، يك روز دستگاههاى گوناگون ديگر نظام را؛ كار دشمن است، براى اينكه مردم را دچار حيرت و سردرگمى كنند. مردم ما خوشبختانه هوشيارند؛ بصيرند، مسائل را محاسبه ميكنند و درست هم محاسبه ميكنند. لذا رابطه‏ى بين مردم، رابطه‏ى بين مسئولين و مردم، رابطه‏ى گرم و مستحكمى است. ان‏شاءاللَّه روزبه‏روز اين رابطه مستحكم‏تر بشود و مردم ببينند و عملاً حس كنند كه مسئولين براى آنها دلسوزى ميكنند؛ و مسئولين آماده‏ى به كارند و كارائى دارند و ميتوانند كارها را پيش ببرند.

من لازم ميدانم از شما مردم عزيز به خاطر محبتتان، صفاتان، اجتماعتان در اين روز سرد، در اين ميدان و در خيابانهائى كه در راه شما را زيارت كرديم، تشكر كنم. از خداى متعال توفيقات شما را مسئلت ميكنم و ان‏شاءاللَّه در اين زمينه‏ها در طول روزهائى كه در اين استان هستم، مطالب ديگرى هست كه بتدريج عرض خواهم كرد.

پروردگارا ! رحمت خود، بركات خود، تفضلات خود را بر اين مردم عزيز نازل بفرما. پروردگارا ! اين مردم را همچنانى كه دل آنها و روح آنها در مقابل تو خاضع و خاشع است، دل و جان آنها را با انوار لطف خود نورانى بگردان. پروردگارا ! شهداى عزيز اين جمع انبوه و اين استان را با شهداى صدر اسلام محشور كن. پروردگارا ! علماى بزرگ، پيشوايان مذهبى برجسته‏اى كه ما در طول اين سالها خودمان ديديم - مرحوم شهيد صدوقى، مرحوم آيةاللَّه خاتمى، مرحوم آيةاللَّه اعرافى از ميبد و علماى بزرگ ديگرى كه ما اينها را از نزديك ديديم، اهميت كار آنها را و حضور آنها را احساس كرديم - درجات آنها را عالى كن. پروردگارا ! جوانان خوب، پدر، مادرهاى خوب و مؤمن در اين استان را مشمول توفيقات و هدايت خود قرار بده؛ روزبه‏روز بر پيشرفت و اعتلاى مادى و معنوى اين مردم بيفزا؛ روح مطهر امام بزرگوار را كه سلسله‏جنبان اين حركت عظيم است و حق به گردن همه‏ى ملت ايران دارد، با ارواح مطهر انبياء و اولياء محشور بفرما.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته


1) خطبه‏هاى نماز عيد فطر؛ 21/7/1386.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 22:54 |

شب اول قبر نامزدها ! (يادداشت روز)

1- با نزديك شدن به زمان انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، بحث هاي انتخاباتي نيز به شكل جدي تر و پررنگ تري از زبان سخنگويان احزاب شنيده مي شود و اخبار مربوط به انتخابات و نحوه آرايش نامزدهاي هر جناح و گروهي به شكل وسيع تري در صفحات روزنامه ها و برنامه هاي راديو و تلويزيوني خودنمايي مي كند. رهبر معظم انقلاب ديروز در اجتماع عظيم مردم يزد حضور همه جانبه و گسترده مردم را در انتخابات مجلس هشتم داراي اهميت بسيار دانستند و خاطرنشان كردند: «مسئله ديگري كه حائز اهميت فراوان است تلاش و دقت لازم براي شناخت نماينده اصلح است.» ايشان در بخش ديگري از سخنان رهگشاي خود، خصوصيات نماينده اصلح را بدين گونه معرفي نمودند: «هنر مردم شهرهاي مختلف كشور اين است كه از ميان نامزدها، بهترين افراد را از لحاظ اخلاص، امانت، دينداري و آمادگي براي حضور در ميدان هاي انقلاب انتخاب كنند و به كساني رأي دهند كه نسبت به نيازهاي مردم دردشناس ترين و دردمندترين افراد باشند.» معظم له انتخاب بهترين نامزدهاي انتخاباتي با رأي مردم را «زمينه ساز تشكيل مجلس مورد نياز كشور» دانستند.
2- مجلس، آن هم مجلس شوراي اسلامي، ميدان خدمت به مردم است. جايگاه تصويب قوانيني است كه منافع ملي و تحقق آرمان هاي انقلابي را تضمين و مدافع حقوق مردم به ويژه توده هاي محروم جامعه باشد. كساني كه توفيق خدمت و افتخار نمايندگي مردم را پيدا و به سنگر مجلس راه پيدا مي كنند، بايد به غير از مردم و كشور و انقلاب، وامدار و بدهكار هيچ ديارالبشري نباشند و سخت مراقب باشند كه از اين مسير خواسته و ناخواسته منحرف نشوند و اين تذكر امام (ره) را همواره در ياد داشته باشند: «شما وكيل مردمي هستيد كه همه اسلام را مي خواهند و همه كشور خودشان را مي خواهند و شما بايد براي اين ملت خدمت كنيد، به آن چيزي كه شما را وكيل كرده است، خدمت بكنيد، اگر انحراف پيدا كنيد برخلاف ملت، خيانت كرده ايد به وكالتي كه داريد».
3- مجلس شوراي اسلامي با آن جايگاه مهم و كاركردهاي تاثيرگذارش، در تيررس تهديدات دشمن و طمع بدخواهان ملك و ملت قرار دارد. اين امري بديهي است كه هر كجا و هر نهاد و تشكيلات و هر فرد حقيقي و حقوقي كه در تداوم استقلال اين سرزمين انقلابي، تامين منافع و رفع نيازهاي مردم و تحقق آرمان هاي انقلاب اسلامي نقش موثرتري داشته باشد، بيشتر در معرض تهديد و توطئه ها و نقشه هاي دشمنان قرار دارد. دشمناني كه براي اثبات تبليغات سوء خود عليه نظام مردمي و ظلم ستيز ايران سعي مي كنند به لطائف الحيل باب انتخابات را كه نمادي غيرقابل انكار از حاكميت مردمسالاري در ايران اسلامي است، مسدود نمايند، وقتي از اين تلاش خود راه به جايي نمي برند و تاكنون هم «در پرتو اراده خداوند متعال اين تلاش دشمنان به جايي نرسيده و مردم با حضور خود در انتخابات مختلف به مردمسالاري ديني جلوه هايي پرشكوه بخشيده اند» سعي مي كنند نقش مجلس را به عنوان يك نهاد تاثيرگذار با كاركردهاي بي بديل، خنثي سازند و اجازه ندهند به وظايف خود تمام و كمال عمل نمايد. از سوي ديگر صاحبان ثروت هاي نامشروع و سرمايه هاي بادآورده نيز براي حفظ منافع و افزودن بر آن، با نگاه خاص خود، حتي مجلس را و انتخابات آن را با چشم سرمايه گذاري مي نگرند! آنان مي دانند كه تكاثر و افزونخواهي بدون نفوذ در حكومت يا پديد نمي آيد يا باقي نمي ماند. از اين رو سعي دارند در اين عرصه كه عرصه خدمتگزاري و امانتداري است به هر شكلي كه شده نفوذ كنند و وارد شوند تا به وسيله مجلس بتوانند سود و منافع خود و باندهاي خود را در وضع قوانين دخالت دهند و اصول و برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي و اجرايي كه مي تواند به سود مردم و گروه هاي محروم عمل كند، خنثي و به جاي آنها برنامه ها و قوانيني كه كفه ترازو را به سود متكاثران و سودجويان عرصه اقتصادي و جريانات ناسالم سياسي و فرهنگي سنگين مي كنند تصويب و موانع را به ضرب چنين قوانيني از سر راه خود بردارند.
يكي از راه هاي رسيدن آنان به اين هدف، به كار انداختن بخشي از سرمايه هاي مالي خويش است براي تقويت موضع گيري ها و تامين تبليغات و مخارج جمعيت ها و احزاب و نامزدها و رسانه هايي كه در اين باره وسواس و تقواي لازم را ندارند و رسيدن به مناصب قدرت و در اينجا تصاحب صندلي هاي مجلس برايشان هدف اصلي است. در همين موضوع گاه ديده شده اين گونه حاميان سودجو، در يك انتخابات از چند كانديدا و حزب با نظرات و ديدگاه هاي مختلف حمايت مي كنند، تا در هر صورت خود برنده اصلي باشند!
4- تامين هزينه هاي انتخاباتي و مخارج تبليغاتي در همه جاي دنيا يكي از دغدغه هاي هميشگي احزاب و گروه هاست. در كشورهايي كه حاكميت با سرمايه داران و متكاثران است و در عين حال خيلي هم داعيه آزادي و دموكراسي و... را دارند، حمايت سرمايه داران از احزاب و نامزدها در انتخابات بر اثر تداوم و تكرار، امري بديهي و پذيرفته شده تلقي مي شود. در كشورهاي اين چنيني كه آمريكا نمونه بارز آن است، مردم پذيرفته اند كه مثلا فرد منتخب يا نمايندگان آنان وابسته به احزابي هستند كه خود آن احزاب مولود و زائيده قدرت هاي اقتصادي و كارتل ها و تراست هاي تجاري هستند كه براي پيشبرد اهداف و تامين منافع مالي خود ناچار از رخنه و نفوذ در نهادهاي سياسي و استيلا يافتن تام و تمام بر آنها هستند. در اين گونه كشورها هركس در انتخابات برنده شود به نفع بخشي از سرمايه داران و صاحبان كارتل ها و... عمل مي كند. اين واقعيتي است كه آگاهان و دانشمندان علوم سياسي در خود غرب به صراحت به آن اعتراف مي كنند: «در جوامع غربي معاصر، پول هنوز قويترين سلاح سياسي به شمار مي آيد. اين بدان معني است كه در مجموع تصميمات اساسي زير نفوذ افراد پولدار گرفته مي شود... به طور كلي ثروت و پول به كار تهيه وسايل مي آيد كه به كمك آنها مي توان قدرت را به چنگ آورد يا محافظت كرد. پول، خريد سلاح ها، وجدان ها، روزنامه ها، برنامه هاي تلويزيوني، مبارزه تبليغاتي و رجال سياسي را ممكن مي سازد، در بيشتر مواقع ثروتمندان خود درصدد اعمال قدرت و تسخير حكومت نيستند، بلكه برآنند كه افراد مورد اعتماد خود را به قدرت بنشانند تا بتوانند بر آنها اعمال نفوذ كنند و خواسته ها و منافع خود را از طريق آنان تامين نمايند.» (موريس دوورژه: اصول علم سياست)
در جمهوري اسلامي كه قدرت، هدف نيست و تنها وسيله اي است براي خدمت به مردم و كسب رضايت خداوند، نبايد اجازه داد چنين آفاتي سلامت انتخابات و تشخيص مردم و هويت مجلس را به خطر بياندازد و چنين روابطي بايد از اساس قيچي شود.
در انتخاباتي كه در كشور ما برگزار مي شود، نبايد هركس سر و صدايش بيشتر، پول و حاميانش قويتر، پوسترش رنگي تر، سفره اش چرب تر و وعده هايش فريبنده تر باشد، رأي بياورد و افرادي كه تقوي و تعهد و كارآيي شان بيشتر باشد، به صرف مستقل بودن و اعتقاد داشتن به اصول و ارزش هاي معنوي و خدايي و... بازنده باشند و كنار بنشينند. بنا به توصيه رهبر فرزانه انقلاب «در شناخت نامزدها، نبايد تبليغات رنگين و متنوع و يا وعده هاي بزرگ و غيرعملي عمران و آباداني را ملاك قرار داد.»
5- شك نيست كه جمهوري اسلامي به عنوان نظامي مردم سالار طرفدار آزادي و مشاركت مردم و انتخابات و... است، اما برخلاف ديدگاه هاي افراطي و تفريطي كه در اين باره وجود دارد، نبايد آفات دموكراسي راهي به كشور ما و رويدادهاي سياسي و انتخاباتي آن داشته باشد. در اين باره هم مسئولان و برنامه ريزان بايد تدابير لازم را بيانديشند و تمهيدات كافي را براي دفع اين آفات و رفع اين تهديدات و برگزاري هرچه سالم تر انتخابات فراهم آورند و راه نفوذ و رخنه دشمن و رابطه صاحبان ثروت هاي نامشروع و متكاثران را با تبليغات و مخارج انتخاباتي قطع كنند و هم مردم بايد در انتخاب افراد دقت لازم را داشته باشند و در هر كجا كه رد پاي هزينه هاي كلان تبليغاتي وجود دارد، درنگ كنند و به دنبال پاسخ اين سؤال باشند كه اين هزينه ها از كجا تامين شده و... هم بالاخره، گروه ها، احزاب و نامزدهاي وفادار به نظام كه اصولا فلسفه وجودي و هدف غايي آنان از حضور در عرصه هاي مختلف سياسي خدمت به اسلام و مردم و كشور است بايد وسواس و هشياري لازم را داشته باشند تا خداي ناكرده حاضر نشوند براي رسيدن به كرسي هاي قدرت و فائق آمدن بر حريفان دست به سوي هر ناكسي دراز كنند و براي تامين هزينه هاي مختلف خود از جمله مخارج انتخاباتي و تبليغاتي به هر وسيله اي ولو نامشروع متوسل شوند، چون در آن صورت حتي اگر پيروز هم بشوند، ديگر نماينده و امانتدار مردم- حتي اگر بخواهند- نمي توانند باشند و بلكه وامدار و بدهكار طمع ورزاني هستند كه با سرمايه هاي نامشروع خود، آنان را در رسيدن به آن سكوها و صندلي هاي مجلس حمايت كرده اند.
6- مولاي متقيان، امام علي بن ابي طالب(ع) مي فرمايد: «انا يعسوب المؤمنين والمال يعسوب الفجار. من پيشواي مؤمنان هستم و پول و مال پيشواي فاجران است.»
مجلس شوراي اسلامي جايگاه خادمان است و كمينگاه فاجران نبايد باشد. اينجا عرصه خدمتگزاران و خادماني است كه الگويي چون علي(ع) دارند. كساني كه ميان دنيا و آخرت ارتباط منطقي و ناگسستني قائلند و آمده اند آخرتشان را با حضور در سنگر نمايندگي و خدمت به مردم تامين كنند. كساني كه مي دانند اگر سياست را و مصلحت مملكت و امانت مردم را وسيله دنياطلبي خود قرار دهند، هرچه باشند، پيرو علي(ع) نيستند و پيام غدير را دريافت نكرده اند. كساني كه اگر همت كرده و داوطلب خدمت شده اند، برخلاف مزاح بعضي فعالان سياسي كه از عناصر خوش سابقه عرصه انقلاب به حساب مي آيند و گفته اند: «ما براي شب اول قبر، رأي جمع نمي كنيم!» اتفاقا چون دغدغه آخرت و پاسخگويي «شب اول قبر» را دارند، به اين وادي گام نهاده و رأي مردم را خواهانند... چنين كساني همانند مولايشان هرگز با دشمنان بي نقاب و باندهاي ثروت و زياده خواهي، پيوند و پيماني ندارند و براي نائل شدن به حقيقت راه باطل نمي پويند و براي رسيدن به سكوهاي مقام هرگز به قله هاي كمال پشت نمي كنند.
سيدمحمدسعيد مدني(روزنامه کیهان)

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 20:48 |

نوازندگی زنان در حضور رفسنجانی، انتقاد عجیب روزنامه جمهوری

 

 

یک روزنامه نزدیک به هاشمی رفسنجانی با اشاره به نوازندگی زنان در مقابل وی در جریان جشن فارغ‌التحصيلان مركز آموزش كانون سردفتران و دفتر ياران، به جای انتقاد از رفسنجانی به دلیل ترک نکردن سالن به دلیل اجرای این برنامه، دفتر تشریفات رئیس مجمع تشخیص مصلحت را به باد انتقاد گرفت.

 

به گزارش رجانیوز، روزنامه جمهوری اسلامی در ستون جهت اطلاع امروز خود نوشت: «همايش فارغ التحصيلي كارشناسان حقوق ثبتي را هم به نوازندگي و خوانندگي گروه كنسرت زنان آلوده كردند. ديروز در همايش نخستين دوره فارغ التحصيلان كارشناسي حقوقي ثبتي كه در مركز همايش هاي بين المللي صدا و سيما برگزار شد و آيت الله هاشمي رفسنجاني سخنران آن بود يك گروه نوازنده زن برنامه اجرا كرد كه نه تنها هيچ تناسبي با اين همايش نداشت بلكه وضعيت زننده نوازندگان و خوانندگان مورد تعجب جمعي از حاضران شد. به نظر مي رسد دست اندركاران تشريفات دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كفايت لازم را براي حفظ شئون كسي كه در اين جايگاه و جايگاه رياست مجلس خبرگان رهبري قرار دارد ندارند و انتظار اينست كه آيت الله هاشمي رفسنجاني به اعتراض بسنده نكنند و در مورد ادامه كار اين افراد تجديدنظر نمايند و كساني را بجاي آنها بگمارند كه دقت لازم را در اين زمينه داشته باشند.»

 

این در حالیست که روزنامه مزبور موارد به مراتب قابل اغماض تر در دولت نهم و برخی بخش ها را مستقیماً به شخص رئیس جمهور منتسب می کند.

 

گفتنی است مسیح مهاجری طی 27 سال گذشته مدیرمسئولی روزنامه جمهوری اسلامی را برعهده داشته و تابستان گذشته از وی به عنوان با سابقه ترین سردبیر تقدیر شد. وی که عضو حزب جمهوری اسلامی بود، پس از میرحسین موسوی که در مقطعی مدیریت روزنامه را برعهده داشت، تا به امروز این جایگاه را حفظ کرده است.

رویکرد مدیرمسئول روزنامه جمهوری در حمایت مطلق از هاشمی رفسنجانی و خط قرمز تلقی کردن وی، انتقادات فراوانی را به دنبال داشته است و بسیاری از روزنامه نگاران اصولگرا که در مقاطعی با این روزنامه همکاری داشته اند، برخوردهای مستقیم و حذفی به دلیل نادیده گرفتن این خط قرمز را تجربه کرده اند.

 

با این حال، مسیح مهاجری مدیرمسئول روزنامه در گفتگویی تفصیلی که چندی پیش با همین روزنامه انجام داد، ادعا کرد منتقد همه دولتها بوده است. وی در دوره  ریاست جمهوری هاشمی از مشاوران رئیس جمهور بود.

 

برخورد دوگانه روزنامه جمهوری با مسائلی نظیر مورد فوق که به جای انتقاد مستقیم از هاشمی، عوامل دفتر وی به باد اعتراض گرفته شده اند، پیش از این نیز سابقه داشته و در جریان اظهارات سال 74 فائزه هاشمی نیز همین رویه موجود بود.

 

در تابستان سال جاری کتابی با عنوان "درخشش زیر تیغ تخریب" که مجموعه 15 سرمقاله مهاجری در دفاع از رفسنجانی بود، توسط روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شد. در مقدمه این کتاب تأکید شده است: «می دانیم ضربه هایی که تلاش می شود بر شخصیت آقای هاشمی رفسنجانی وارد شود، همچون مشتی است که بر سندان کوبیده می شود.»

 

 


+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 23:40 |

  قدرداني رهبر انقلاب از سفرهاي استاني و تلاش بي‌وقفه دولت

 

 

خبرنگار رجانيوز گزارش داد: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با قدرداني از سفرهاي استاني دولت، افزودند: حل مشكلات، كار آساني نيست اما مسئولان براي رفع موانع، بي‌وقفه در تلاشند و اين سعي و تلاش امري باارزش است. حرکت دولت به استانها بسيار خوب و مبارک است و من از اين حرکت مجموعه دولت و سفر به شهرها قدرداني مي کنم. اينکه مشي مردمي اتخاذ مي کند، با ارزش است. برخي شهرها که يک مديرکل را نديده اند، اکنون رئيس جمهور و وزيران را مي بينند که بايد قدردان بود. مصوبات استانها هم اگر برخي اجرا نشود، آنچه اجرا مي شود، مغتنم است ولي بايد براي اجراي حداکثر آنها تلاش و برنامه ريزي کرد.

 

رهبر معظم انقلاب اسلامي در اجتماع عظيم مردم يزد، با تشكر صميمانه از ابراز احساسات گرم و پرشور آنان، اعتماد به نفس ملي را از عوامل اصلي توفيقات ملت ايران در ميدان‌هاي مختلف خواندند و با اشاره به اهميت فراوان انتخابات هشتمين دوره‌ مجلس شوراي اسلامي، حضور گسترده و همه‌جانبه‌ مردم در اين انتخابات، تلاش براي شناسايي و انتخاب نامزدهاي اصلح و مراعات رفتار صحيح انتخاباتي و پرهيز از تخريب نامزدها را ضروري برشمردند.

 

ايشان انتخابات را مهمترين مساله ملت ايران در سال‌جاري و ميدان بزرگي براي نشان دادن عزم و استقامت، رشد ملي و دانايي و بصيرت ملت ايران برشمردند و با اشاره به برخي تلاش‌هاي دشمنان براي مسدود شدن باب انتخابات در نظام جمهوري اسلامي، افزودند: در پرتو اراده خداوند متعال اين تلاش دشمن به جايي نرسيد و مردم با حضور خود در انتخابات مختلف، به مردمسالاري ديني جلوه‌هايي پرشكوه بخشيدند.

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، حضور همه‌جانبه و گسترده‌ مردم را در انتخابات مجلس هشتم داراي كمال اهميت دانستند و خاطر نشان كردند: مساله‌ ديگري كه حائز اهميت فراوان است تلاش و دقت مردم براي شناخت نماينده اصلح است.

 

ايشان با اشاره به صلاحيت‌هاي متفاوت نامزدهايي كه صلاحيت آن‌ها را شوراي نگهبان اعلام مي‌كند، افزودند: هنر مردم شهرهاي مختلف كشور اين است كه از ميان اين نامزدها، بهترين افراد را از لحاظ ايمان، اخلاص، امانت، دينداري و آمادگي براي حضور در ميدان‌هاي انقلاب انتخاب كنند و به كساني راي دهند كه نسبت به نيازهاي مردم دردشناس‌ترين و دردمندترين افراد باشند.

 

رهبر انقلاب اسلامي، انتخاب بهترين نامزدهاي انتخاباتي با راي مردم را زمينه‌ساز تشكيل مجلس مورد نياز كشور خواندند و خاطرنشان كردند: در شناخت نامزدها، نبايد تبليغات رنگين و متنوع و يا وعده‌هاي بزرگ و غير عملي عمران و آباداني را ملاك قرار داد؛ چراكه اين‌گونه كارها وظيفه دولت است و وظيفه نماينده مجلس شناخت و تصويب قوانين مورد نياز و مشخص كردن مسير حركت قواي مجريه و قضاييه است.

 

ايشان، با توصيه‌ موكد به نامزدهاي انتخاباتي و علاقه‌مندان آن‌ها درباره‌ پرهيز از هرگونه بداخلاقي، تخريب و تهمت زدن، افزودند: هتك آبرو و تخريب افراد در شب‌نامه‌ها، مطبوعات، پايگاه‌هاي اينترنتي و ديگر وسايل، به هيچ‌وجه صحيح و مصلحت نيست و اينجانب درخواست و اصرار مي‌كنم كه علاقه‌مندان نامزدها فقط به تبليغ و تعريف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روش‌هاي تخريبي معمول در برخي كشورها به شدت پرهيز كنند.

 

ايشان در بخش ديگري از سخنان‌شان، اعتماد به نفس ملي را دارويي فكري و روحي دانستند و با تشريح نقش اعتماد به نفس ملت ايران در پيروزي انقلاب و ميدان‌هاي مختلف، افزودند: ملت بزرگ ايران در مسير تحقق آرمان اصلي خود يعني ايجاد جامعه‌اي اسلامي قرار دارد و پيمودن اين راه پر افتخار، بدون حفظ و تقويت اعتماد به نفس ملي ممكن نيست.

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، تحقق كامل عدالت اجتماعي، رواج گسترده‌ اخلاق اسلامي، شجاعت، عزت، اقتدار و برخورداري از مواهب زندگي را از شاخصه‌هاي اصلي جامعه‌ اسلامي دانستند و افزودند: همه اين شاخص‌ها در جامعه‌اي معنا و مفهوم واقعي مي يابد كه بهروزي و سعادت را در عبوديت خدا جست و جو كند و ملت مومن ايران، ازعمق جان خود، چنين آرماني را دنبال مي‌كند.

 

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به بحران‌هاي اخلاقي، جنسي ، خانوادگي و اقتصادي ليبرال دمكراسي غرب، خاطرنشان كردند: اين بحران‌ها نشان مي‌دهد كه پيشرفت علمي و مادي، آرزوها وآرما‌ن‌هاي بشري را محقق نمي‌سازد و آرامش و سعادت حقيقي را به دنبال نمي‌آورد.

 

ايشان اراده و آرمان گرايي ملت ايران را زمينه‌ساز ايجاد نظامي متكي بر آرا و عواطف مردم بر شمردند و افزودند: هيچ كشوري درمنطقه از لحاظ اتكا به آرا و خواست‌هاي مردم به پاي ايران نمي‌رسد اما متاسفانه برخي به علت ملاحظات جناحي و سياسي و براي دلخوشي دشمنان، مرتب منفي بافي مي‌كنند و با وجود برگزاري انتخابات متعدد ، آزاد و پرشور در كشور و حضور گرايش‌هاي مختلف در اين انتخابات از نبود دمكراسي در ايران سخن مي‌گويند.

 

ايشان مردم سالاري ديني را شيوه اي بديع و تازه خواندند و با اشاره به چارچوب‌هاي مختلف نظام‌هاي دمكراسي در جهان افزودند: ملت ايران به علت ايمان به پروردگار چارچوب دمكراسي خود را اسلام عزيز قرار داده است و مردم‌سالاري ديني و اسلامي را به جهان عرضه كرده است و ملت‌هاي مسلمان نيز به همين علت به چشم عظمت به ملت ايران نگاه مي‌كنند.

 

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به هوچي گري تبليغاتي دشمنان درباره مسايل مختلفي نظير مردم‌سالاري ديني، موضوع زنان، سياست خارجي، روابط ايران با قطب‌هاي قدرت جهان و مسائل ديگر افزودند: ملت بزرگ ايران فريب اين هوچي‌گري‌ها را نخورده و نخواهد خورد و با تقويت اعتماد به نفس ملي، به سوي آينده درخشان خود حركت مي‌كند.

 

ايشان، پيشرفت‌هاي بسيار چشمگير علمي در بحث انرژي هسته‌يي و علوم نوين از جمله سلول‌هاي بنيادي و درمان برخي بيماري‌هاي صعب‌العلاج را از آثار مبارك اعتماد به نفس ملي خواندند و افزودند: ملت ايران با استعداد درخشان و اعتماد به نفس، هم‌چنان در مسير پيشرفت به پيش خواهد رفت.

 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي با قدرداني از سفرهاي استاني دولت، اين سفرها را خوب و مبارک و خواندند و افزودند: حل مشكلات، كار آساني نيست اما مسئولان براي رفع موانع، بي‌وقفه در تلاشند و اين سعي و تلاش امري باارزش است. حرکت به دولت به استانها بسيار خوب و مبارک است و من از اين حرکت مجموعه دولت و سفر به شهرها قدرداني مي کنم. اينکه مشي مردمي اتخاذ مي کند، با ارزش است. برخي شهرها که يک مديرکل را نديده اند، اکنون رئيس جمهور و وزيران را مي بينند که بايد قدردان بود. مصوبات استانها هم اگر برخي اجرا نشود، آنچه اجرا مي شود، مغتنم است ولي بايد براي اجراي حداکثر آنها تلاش و برنامه ريزي کرد.

 

ايشان اعتماد موجود ميان ملت و مسوولان را اعتمادي عميق برشمردند و خاطرنشان كردند: دشمن سعي مي‌كند با متهم كردن و تضعيف قواي مختلف و دستگاه‌هاي گوناگون، مردم را دچار سردرگمي كند اما ملت ايران هوشيار است و دلسوزي و تلاش مسوولان را درك مي‌كند و به همين علت پيوند مردم و مسوولان گرم‌تر و مستحكم‌تر خواهد شد.

 

رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنانش مردم استان يزد را بسيار صميمي، مومن، باصفا، مبتكر، داراي پشتكار، نجيب، بااستعداد، و سرشار از ايمان و باور ديني دانستند و با اشاره به برخورداري منطقه يزد از علما و شخصيت‌هاي بزرگ و سوابق تاريخي و درخشان «ديني، علمي و هنري اين منطقه»، افتخارات فراوان مردم استان يزد در دوران پيروزي انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و ديگر عرصه‌ها را يادآور شدند و افزودند: اين‌ها بخشي از هويت و ريشه‌هاي تاريخي و شناسنامه مبارك مردم استان يزد است و مردم منطقه به ويژه جوانان بايد اين شناسنامه پرارزش را بشناسند و قدر بدانند.

 

پيش از سخنان رهبر معظم انقلاب حجت‌الاسلام‌والمسلمين صدوقي امام جمعه يزد و نماينده ولي فقيه در استان با اشاره به ويژگي‌هاي مردم مؤمن و انقلابي اين منطقه گفت: در سالي كه رهبر انقلاب اسلامي آن را سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نامگذاري كردند مردم استان يزد در پرتو درك و هوشياري هميشگي خود به وظايف خويش در دفاع از آرمان‌هاي اسلام و انقلاب عمل مي‌كنند و در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي حضوري فعال خواهند داشت.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 23:36 |
 
 
 
 
بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

عيد مبارك غدير را به همه‏ى مؤمنان، به همه‏ى مسلمين در سراسر دنياى اسلام، به همه‏ى آزادگان كه از اعماق دل مشتاق و دلباخته‏ى آن صفات و خصوصياتى هستند كه ما در امير مؤمنان (عليه‏الصّلاةوالسّلام) آنها را سراغ داريم، تبريك عرض ميكنيم. همچنين بالخصوص اين عيد سعيد را به همه‏ى ملت ايران و به شما حضار محترم كه در اين جلسه‏ى صميمى حضور يافتيد و بخصوص به مردم عزيز و مؤمن كاشان، علماى اعلام و حوزه‏ى علميه‏ى اين شهر تبريك عرض ميكنيم.

برادران و خواهران عزيز! مسئله‏ى غدير از چند جهت قابل توجه و اهتمام است. نبايد تصور كرد كه عيد غدير يك عيدى مثل بقيه‏ى اعياد است. اگرچه جنبه‏ى نمادين و معنا و مضمون در همه‏ى اعياد اسلامى هست، ولى نه به اندازه‏اى كه در عيد غدير اين معنا وجود دارد.

يك بُعد اين مسئله، مسئله‏ى جهت اسلام و سمتگيرى حركت اسلامى است كه اين جزو اعتقادات ماست؛ اين جنبه‏ى ولايت است، اعتقاد به مسئله‏ى امامت و نصب امام از سوى پيغمبر يعنى در واقع از سوى خداوند متعال. اين يك بُعد قضيه است، كه اگر با چشم تحقيق مسلمين به اين حادثه نگاه كنند، همه اين معنا را تصديق خواهند كرد كه اين حركت عظيم پيغمبر در ميانه‏ى راه حج، برگشت از حج، در وسط بيابان، در سال آخر عمر، با آن مقدمات، با آن مؤخرات، نام بردن از اميرالمؤمنين، معرفى كردن اميرالمؤمنين به اينكه «من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه»، هيچ معنائى جز تعيين خط حكومت و ولايت در اسلام بعد از رحلت پيغمبر اكرم ندارد. معناش فقط همين است. محققين دنياى اسلام در طول تاريخ همين معنا را احساس كرده‏اند و فهميده‏اند از اين حادثه و اين عبارت پيغمبر. معلوم ميشود كه از نظر اسلام، مسئله‏ى حكومت فقط اين نيست كه يك قدرتى بيايد در رأس جامعه‏ى اسلامى قرار بگيرد و كارائى داشته باشد براى اداره‏ى حكومت و زندگى مردم با نظم و انضباط اداره بشود؛ مسئله فقط اين نيست از نظر اسلام، بلكه حكومت در نگاه اسلامى معناى امامت دارد.

امامت يعنى پيشوائى جسم و دل؛ هردو. فقط حاكميت بر اجسام نيست، اداره‏ى زندگى دنيائى و روزمره‏ى متعارف مردم نيست؛ مديريت دلهاست، تكامل بخشيدن به روحها و جانهاست، بالا بردن فكرها و معنويتهاست. اين معناى امامت است. اسلام اين را ميخواهد. اديان ديگر هم همينجور بوده‏اند. حالا از اديان ديگر، سند باقيمانده‏ى متقنى در دست بشر نيست، لكن اسلام سند روشن دارد.

حركت اسلام، پيدايش اسلام براى اداره‏ى زندگى بشر، اين معنا فرق جوهرى و معنوى را با همه‏ى حركتهاى ديگر دارد. دنيا و آخرت را ميخواهد اداره كند، تكامل و تعالىِ حقيقىِ انسان را در كنار اداره‏ى زندگى روزمره‏ى مردم به عهده بگيرد. اين، همان معناى امامت است. خود پيغمبر هم به اين معنا امام بود كه در آن روايت امام باقر (عليه‏الصّلاةوالسّلام) در منى‏، در ميان جمعيت، حضرت صداشان را بلند كردند، فرمودند: «انّ رسول‏اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله كان هو الامام»؛ پيغمبر امام بود.

امام يعنى حاكميت دين و دنيا در زندگى مردم. خوب، اين يك بُعد قضيه است كه اين بُعد اعتقادى است و شيعه با اين مشعل درخشان، با اين منطق روشن، در طول قرنهاى متمادى توانسته است حقانيت خود را براى همه‏ى دلهائى كه جستجوگر بودند و با انصاف بودند، اثبات بكند.

اينكه شيعه توانسته است بماند و رشد كند، در ميان اين همه موانع و اشكالاتى كه وجود داشته است و فشارهائى كه بوده است در طول تاريخ، اين به پشتيبانى و اتكاء به همين منطق قوى و روشن بوده است. اگر اين منطق قوى نبود، شيعه مضمحل ميشد و از بين ميرفت. اين منطق، منطق بسيار مستحكمى است.

يك بُعد ديگر قضيه، توجه به ارزش معنوى آن شخصيتى است كه در اين حادثه، پيغمبر او را معين كرد و منصوب كرد؛ يعنى اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام). براى گزينش نسبت به يك چنين منصبى، اگر همه‏ى عوامل را كه در كمال يك انسان دخالت دارند، بشر معمولى بخواهد محاسبه كند، يقيناً نميتواند به همه‏ى آنها دست پيدا كند. اين يك محاسبه‏ى الهى و فوق بشرى لازم دارد. با يك چنين محاسبه‏اى، نبىّ مكرم اسلام اميرالمؤمنين را متناسب با اين موقعيت و اين مقام دانسته است.

خوب، اسلام تا ابدالدهر حكومت خواهد داشت؛ انواع و اقسام آدمهائى كه صلاحيتهائى در سطوح مختلف دارند، به حكومت خواهند رسيد. اين، قابل پيش‏بينى بوده از اولِ اسلام. آن كسى كه سرچشمه را بايد به او سپرد تا طول تاريخ اسلام از اين سرچشمه سيراب شود، او بايد كسى باشد در تراز اميرالمؤمنين على‏بن‏ابى‏طالب (عليه‏السّلام)؛ او نميتواند يك انسانى معمولى باشد. سرچشمه در اختيار اوست؛ لذاست همه‏ى ائمه‏ى ما (عليهم‏السّلام) كه خودشان هم صاحب همين منصب بودند - اگر چه فرصت حكومت به آنها داده نشد - همه به اميرالمؤمنين با چشم عظمت نگاه ميكردند. ائمه (عليهم‏السّلام) همه، على‏بن‏ابى‏طالب را مثل يك خورشيدى در آسمان امامت ميديدند كه بقيه‏ى ائمه مثل ستارگان آن آسمانند. اميرالمؤمنين افضل از آنها بود، كما اينكه درباره‏ى امام حسن و امام حسين (عليهماالسّلام) با آن مقاماتى كه آن دو بزرگوار دارند، پيغمبر ميفرمايد: «و ابوهما افضل منهما»؛ پدرشان از امام حسن و امام حسين بالاتر است، بافضيلت‏تر است. اين است مقام اميرالمؤمنين.

بنابراين همه‏ى صفات كمالى كه ما براى برگزيدگان خدا قائليم، اين در اميرالمؤمنين (عليه‏السّلام) بايد وجود ميداشت تا پيغمبر به امر پروردگار او را منصوب كند به اين مقام. اين هم بُعد دوم است كه نگاه به فضيلت اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) است.

يك بُعد ديگر هم كه امروز براى ما اين بُعد خيلى اهميت دارد و در غدير وجود دارد، اين است كه همه‏ى ما بدانيم حكومت اسلامى و جامعه‏ى اسلامى بايد شخصيت اميرالمؤمنين و جامعه‏اى را كه اميرالمؤمنين ميخواست درست كند، الگو قرار بدهد. الگوى ما اين است؛ به آن سمت بايد حركت كنيم. معنايش اين نيست كه در طول تاريخ از بزرگان و علما و شخصيتهاى برجسته، ممكن است كسانى پيدا بشوند كه مثل اميرالمؤمنين يا يك درجه پايين‏تر از اميرالمؤمنين باشند؛ نه، اين نيست؛ بزرگان ما، علماى ما، برجستگان ما، شخصيتهاى ما از قنبرِ خادم اميرالمؤمنين هم پايين‏ترند، خاك پاى اميرالمؤمنين هم نميشوند. اينجور نيست كه ما بخواهيم كسى را، يا بتوانيم كسى را با آن شخصيت والا مقايسه كنيم؛ اين نيست، لكن اين هست كه ما بايستى كار را با توجه به آن سرمشق انجام بدهيم.

وقتى كه سرمشق را مينويسند، الگو را ميدهند به دست متعلم كه تمرين بكند؛ معنايش اين نيست كه حتماً اين متعلم خواهد توانست مثل آن خط يا مثل آن نقاشى يا مثل آن الگو را از آب دربياورد آخر كار؛ نه، ميگويد به اين سمت بايد حركت كنى؛ هدفت بايد اين باشد؛ همتت بايد اين باشد. امروز جامعه‏ى اسلامى ما بايد همتش همان چيزى باشد كه آن روز اميرالمؤمنين در صدد انجام دادن او بود و در آن فرصتى كه به دست آورد براى حاكميت، آنها را انجام داد. شما نگاه كنيد ببينيد شاخصه‏هاى اميرالمؤمنين و نظامى كه او درصدد تشكيل آن نظام بود، چيست. ما بايد آن شاخصها را در نظر بگيريم، به سمت آنها حركت بكنيم.

شاخصه‏ى عدالت، شاخصه‏ى اخلاق، توحيد، كار را براى خدا انجام دادن، در نگاه به آحاد جامعه، نگاه مهربان و عطوفت‏بار به همه - همه‏ى افراد جامعه - داشتن. اميرالمؤمنين به عامل خود ميفرمايد كه: مردم يا برادر دينى تو هستند يا همجنس تو در بشريتند. ببينيد اين نگاه چقدر وسيع است. آحاد بشر؛ نگاه عطوفت‏بار انسان - انسانى كه اميرالمؤمنين ميخواهد بسازد - نسبت به همه‏ى آحاد بشر اين است؛ نگاه عطوفت‏بار.

بعد، نگاه جدى و قاطع نسبت به گناه و تخلف و خيانت. اميرالمؤمنين از نزديكترين نزديكان خود هم تخلف را، خيانت را، انحراف از راه خدا را تحمل نميكرد. آن عطوفت به جاى خود، آن نگاه قاطع و ضابطه‏مند به جاى خود. اين نگاه اميرالمؤمنين است. اينها الگوست. ممكن است ما در حركت به سمت اين هدف و اين الگو بتوانيم از ده درجه، دو درجه، سه درجه جلو برويم و بيشتر نتوانيم؛ اما بايد در اين جهت حركت كنيم؛ شاخص ما بايد اين باشد. اين، معناى غدير است. اينى‏كه ما غدير را زنده نگه ميداريم، فقط به خاطر جنبه‏ى اعتقادى آن نيست؛ يا جنبه‏ى مناقبى آن نسبت به وجود مقدس اميرالمؤمنين. اين جنبه هم جنبه‏ى بسيار مهمى است. فراموش نبايد بكنيم كه جامعه‏ى ما يك جامعه‏ى علوى است. آرزوى ما اين است كه در تراز جامعه‏اى كه اميرالمؤمنين ميخواست بسازد، قرار بگيريم. پس بايستى اين معيارها را رعايت كنيم.

يك بُعد ديگر اين است كه توجه داشته باشيم اميرالمؤمنين با اين موقعيت، با اين وضوحِ معناى امامت آن بزرگوار كه منصوب پيغمبر و منصوب الهى است، آن وقتى كه ملاحظه كرد و ديد كه جامعه‏ى اسلامى آسيب‏پذير است و اگر او بخواهد دنباله‏ى اين حق را بگيرد و مطالبه كند، ممكن است اسلام به خطر بيفتد، كنار نشست. اين هم يك مسئله‏ى مهمى است. نه فقط كنار نشست - يعنى ادعا را مطرح نكرد كه اختلاف و شق عصاى مسلمين نشود - بلكه همكارى كرد با كسانى كه به نظر اميرالمؤمنين صاحبان منصب حق نبودند - كه بر جامعه‏ى اسلامى حكومت ميكردند - چون ديد كه امروز اسلام به اين احتياج دارد؛ فداكارى. اين هم يك درس ديگر است براى ما. اين هم درس غدير است، درس علوى است.

ما امروز منطقمان در دنياى اسلام قوى‏ترين منطق است. در اين هيچ شك و شبهه‏اى نبايد داشت. منطق شيعه، منطق امامت و ولايت در همه‏ى دورانهاى تاريخ همينجور بوده، امروز هم همينجور است. قوى‏ترين منطقهاست؛ اما درعين‏حال ما با اينكه كمال اعتماد را به منطق خود، به روش خود، به منش خود داريم - امروز هم پرچم اسلام دست ملت ايران است - درعين‏حال همه‏ى برادران دنياى اسلام را از هر مذهبى كه هستند، به اتحاد و برادرى دعوت ميكنيم، نميخواهيم اختلاف ايجاد شود. اثبات خود را با نفى ديگران نميخواهيم بكنيم. اين، بسيار نكته‏ى مهمى است. اين همان انسجام اسلامى است كه ما اول امسال عرض كرديم. درست همان نقطه‏اى است كه دشمنان ميخواهند از اين نقطه وارد شوند و دنياى اسلام را از آنچه كه هست، باز هم ضعيف‏تر كنند. سالهاى متمادى اينها از ضعف دنياى اسلام، ضعف حكومتهاى اسلامى استفاده كردند و هر كار دلشان خواست در دنياى اسلام، در منطقه‏ى اسلامى انجام دادند. حالا كه ملتهاى اسلام بيدار شدند و در بخشى از امت اسلامى يعنى اين بخش ايران اسلامى يك چنين شكوه و عظمتى به وجود آمده است از اقتدار و حضور مردمى، و ملتهاى ديگر هم روزبه‏روز بيدارتر ميشوند، امروز استكبار - يعنى همان دشمنان هميشگى - باز اين ويروس اختلاف را ميخواهند با كمال خيانت و رذالت در پيكر بخشهاى اسلامى تزريق كنند؛ اختلافات را تشديد كنند. با اين بايد مواجه شد. اين هم درس غدير است، اين هم درس اميرالمؤمنين است.

كسانى در همان وقت آمدند پيش اميرالمؤمنين كه يا على حق با توست؛ ما مى‏آئيم چنين ميكنيم، چنان ميكنيم، از تو حمايت ميكنيم، زير بار اينها نرو. اميرالمؤمنين ردشان كرد. خود او اگر ميخواست از حق خود دفاع كند و قيام كند، احتياج به كسى نداشت؛ اما ديد جامعه‏ى اسلامى تاب تحمل اين اختلاف و درگيرى را ندارد؛ لذا كنار كشيد. اين درس است براى ما.

امروز اختلافات را نبايد زنده كرد؛ نبايد برجسته كرد. نبايد فرق اسلامى مقدسات يكديگر را - كه نقطه‏ى حساسيت‏زاى هر فرقه‏اى همان بخش مقدساتش است - مورد اهانت قرار بدهند. روى نقاط حساس يكديگر انگشت گذاشتن و فشار آوردن، معلوم است تحريك‏كننده است؛ اين به اختلاف دنياى اسلام منتهى ميشود؛ اين اختلاف نبايد باشد. حرف ما اين است.

امسال در حج هم به حجاج محترم همين پيام را داديم؛ گفتيم دلسوزان دنياى اسلام همه‏ى حرفشان اين است كه روى نقاط حساسيت فرقه‏ها نبايد انگشت بگذارند و حساسيت ايجاد كنند؛ دشمنى ايجاد كنند. امروز يك دشمن بزرگى وجود دارد كه نه سنى است، نه شيعه، نه به هيچ يك از فرق اسلامى اندك گرايشى دارد؛ اما به سنى نزديك ميشود يك جور تلقين ميكند، به شيعه نزديك ميشود يك جور تلقين ميكند؛ براى اينكه بين اينها اختلاف و دعوا و جنگ به راه بيندازد. بايد مواظب آن دشمن بود.

خدا را شكر ميكنيم ملت ايران در طول اين بيست و هفت، هشت سالى كه خداى متعال اين توفيق را داد و اينها توانستند پرچم اسلام را در اين سرزمين بلند كنند، جورى عمل كردند كه در هر يك از تدابير استكبار، آنها مقابل ملت ايران شكست خوردند. اگر نوع تحركات و انگيزشها و حركتهاى استكبار را در مقابل جمهورى اسلامى در اين بيست و هفت، هشت سال فهرست كنيم، در همه‏اش بدون استثناء آنكه شكست خورده، آن جبهه‏ى پرمدعا و متكبر و مستكبر بوده است. ما ادعائى هم نداشتيم، اما ما مردم مسلمان به بركت ايمانمان، به بركت توكلمان، به بركت حضورمان در صحنه، به بركت اينكه ميخواستيم مسئوليت خود را انجام دهيم، ما ملت ايران بر همه‏ى اين دستگاه پرهياهوى استكبار در همه‏ى اين قضايا فائق آمديم. اينها به انواع و اقسام خواستند اختلاف ايجاد كنند، نتوانستند. و بايد هوشيار باشيم.

راه ادامه‏ى اين موفقيتها، عزيزان من! اين است كه ما دشمن را فراموش نكنيم. دشمن را فراموش نبايد كرد. در همه‏ى قضايا بايد توجه داشت كه دشمنى وجود دارد كه از غفلت ما ممكن است استفاده كند، ضربه وارد كند. اين، روشى است كه قرآن به ما ياد ميدهد. شما ببينيد سرتاسر قرآن چقدر اسم شيطان تكرار شده. خوب، يك بار ميگفتند يك شيطانى هست، تمام شد ديگر؛ اين براى همين است كه انسان در عرصه‏ى زندگى - كه عرصه‏ى چالشها و مبارزه است؛ زندگى سرتاپا چالش و مبارزه است - فراموش نكند كه دشمن دارد و دشمن ممكن است ضربه بزند. راهش اين است: دشمن را فراموش نكنيم؛ خداى متعال را هم كه پشتيبان ماست، از ياد نبريم؛ احساس مسئوليت حضور در صحنه را هم از ياد نبريم. اين، آن عامل بسيار مؤثر و مهم است.

حالا اندكى بعد، انتخابات را ملت ايران در پيش دارد. من درباره‏ى انتخابات ان‏شاءاللَّه توصيه‏هائى دارم و عرض خواهم كرد به ملت ايران. اين يكى از آن عرصه‏هاى مهم است. اين جا بايستى ملت ايران هوشيارى به‏خرج بدهند، بدانند كه اين يكى از همان امتحانها، يكى از همان عرصه‏هاى كارآمدى، يكى از همان پيچهائى است كه از غفلت ما در آنجا ممكن است دشمن استفاده كند و ضربه به ما بزند. البته خداى متعال پشتيبان شما ملت عزيز و شجاع و فداكار و باوفا بوده است، بعد از اين هم اميدواريم كه خداوند متعال ان‏شاءاللَّه در همه‏ى مراحل، ملت عزيز ايران را پشتيبانى كند.

خداوند ان‏شاءاللَّه اين عيد را بر همه‏ى ملت ايران مبارك قرار بدهد و عيدى ملت ايران را يك قدم نزديك شدن به آرمانهاى بلند اسلامى قرار بدهد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
 
+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 11:8 |

مروري بر سير تورم در دولت‌هاي پيشين و كنوني

 

 

قاسم روانبخش*

 

اين روزها جنگ رواني سنگيني عليه دولت در برخي رسانههاي داخلي به‌ويژه مطبوعات شكل گرفته است. مهم‌ترين حربه در اين جنگ، تورم و افزايش قيمت برخي كالاها است. در اين جنگ به قدري دولت را مورد بمباران قرار مي‌دهند كه گويا منتقدين به‌ويژه مسؤولان دولتهاي باصطلاح سازندگي و اصلاحات در دوران حاكميت خود طرفدار تثبيت قيمتها بوده و تورم تنها در دولت عدالت محور دكتر احمدينژاد به وجود آمده است! اين در حالي است كه هنوز دو سال و اندي از عمر اين دولت نگذشته و نسبت آن به عمر شانزده ساله دو دولت قبلي يك هشتم (يك به هشت) مي‌باشد. آخرين رقم تورم در سال جاري كه توسط بانك مركزي منتشر شده 5/17% مي‌باشد كه در مقايسه با برخي سال هاي دوران دولت سازندگي مثل سال 74 كه 5/49% ثبت شده حدود يك به سه مي‌باشد! بررسي تاريخچه تورم از سال هاي 1351 تا كنون نشان مي‌دهد كه هر ساله نرخ تورم بنا به دلايل خاصي كه اتفاق مي‌افتاده از نوسانات مختلفي برخوردار مي‌شده است. كه جدول مقابل مي‌تواند گوياي اين حقيقت باشد.

 

چنانكه ملاحظه مي‌فرماييد در زمان شاه نيز كه از حمايت هاي ويژه امريكا برخوردار بود سال هاي 53 و 56 تورم بالاي 15% و 26% را تجربه كرده و دوران حاكميت كارگزاران سازندگي نيز تورم هاي بالاي 20%، 22%، 23%، 25%، 49% و 23% را كه ميانگين آنها تورم بالاي 27% نشان مي‌دهد كه به تعبير عباس عبدي تورم دوران دولت هاشمي حتي از جنگ جهاني دوم نيز فراتر رفته است. در دوره حاكميت مدعيان اصلاحات نيز تورم فراتر از 17%، 18%، 20%، 15%، كه دولت احمدي نژاد در سال هاي 84 و 85 به 12% درصد رسانده است و در سال 86 بنا به عللي كه ذكر خواهد شد تورم به 17% افزايش پيدا كرده است كه با برنامه هاي اقتصادي در حال كنترل آن هستند. بنابر اين آمار و ارقام فوق نشان مي‌دهد كه تورم حاصل شده در دولت جديد با تورم حاصله در دولت هاي سازندگي و اصلاحات به مراتب كم‌تر است ولي تبليغات و جنگ رواني عليه دولت نهم بيش‌تر و غير قابل مقايسه.

 

درباره موضوع تورم و جنگ رواني جنگ آوران عرصه سياست و اقتصاد تذكر و نكاتي حائز اهميت است.

 

1. ناديدهگرفتن موفقيتهاي دولت نهم در عرصه سياست خارجي، به نتيجه رساندن موضوع فناوري هسته اي به رغم فشارهاي سنگين جهاني، شتاب بخشيدن به فعاليت هاي عمراني، فعال كردن بخش خصوصي و اجرايي كردن اصل 44، توزيع سهام عدالت، توجه ويژه به افراد تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي و قشر محروم جامعه و ... . پر رنگ كردن موضوع تورم حاكي از يك بيانصافي است كه مع الاسف برخي از سياسيون كشور ما به آن مبتلا هستند و اي كاش به آنچه بود بسنده مي‌كردند و با گذاشتن ذرهبيني بر آن، آنرا بزرگتر جلوه نمي‌دادند!

 

2. جاي بسي تأمل است كساني كه خود طرفدار افزايش قيمتها بوده و سالانه گراني 30 درصد قيمتهاي كالاها و خدمات دولتي را در برنامه گنجاندهاند و مجلس هفتم و دولت نهم را به جرم دفاع از تثبيت قيمت ها مورد تمسخر و استهزاء قرار ميدادهاند، امروز مخالف تورم و گراني شده در دفاع از تثبيت قيمت ها و ارزاني قيه مي‌درند گويا گوشت و مرغ، سوخت و... كه امروزه با قيمت هاي بالا عرضه مي‌شود همگي در سال 84 به اين طرف افزايش پيدا كرده است مثلاً گوشت در سال 84 با قيمت كيلويي 1000 تومان عرضه مي‌شده و يك مرتبه به قيمت كيلويي 7000 هزار تومان رسيده است! و همين طور .... !!! براستي اگر مجلس هفتم و دولت نهم نيز همان سياست افزايش قيمت ها را در دستور كار قرار مي‌دادند و سالانه قيمت بنزين و ساير كالاها 30% افزايش مي‌يافت امروز وضعيت گراني و تورم در چه شرايطي بود؟! و اگر چنان چه تز آقاي هاشمي‌مبني بر دموكراسي اقتصادي در دولت نهم اجرا ميشد احتمالا‌ً ملت ما در حال تجربه تورم بيش از 100% بود.

 

3. جريان مدعيان اصلاحات از يك سو در تلويزيون از قيمت واقعي سوخت دفاع مي‌كند و رئيس فراكسيون اقليت مجلس (تابش) در برنامه ويژه خبري شبكه 2 از دولت مي‌خواهد با افزايش قيمت سوخت، مدل تركيه را پياده كند ولي از طرف ديگر با افزايش 5 درصدي تورم نسبت به سال قبل كه روال دولتهاي پيشين بيش از آن بوده دولت را مورد تهاجم قرار مي‌دهند!

 

4. تهاجم هماهنگ برخي احزاب و شخصيت‌هاي مدعي اصلا‌ح‌طلبي به دولت دكتر احمدينژاد و بسيج كليه نيروهاي انتخاباتي در آستانه انتخابات مجلس هشتم. حكايت از يك سناريوي حساب شده براي فتح مجلس هشتم دارد، و اين نكته را مردم هم به خوبي بر آن واقفند و قطعاً تحتتأثير آنها واقع نخواهند شد چرا كه مردم شرايط بدتر از آن را در دولت هاي آنان آزموده اند.

 

5. تورم موجود تحتتأثير عواملي به‌وجود آمده كه دولتهاي پيشين بايد پاسخ دهند اگر چنانچه آنها رئيسجمهور كشور بودند در برابر آن‌چه اقدامي ‌مي‌كردند. يكي از عوامل تورم، ايستادگي دولت در برابر زياده خواهي هاي دشمن در موضوع هسته اي و صدور قطعنامه هاي پي در پي و تحريم هاي يك جانبه عليه ملت و دولت ايران بوده است. آقايان بايد توضيح دهند كه استراتژي آنها در برابر اين زيادهخواهي چه بوده است. طبيعي است كه چنان چه سياست انفعالي قبلي ادامه مي‌يافت اين گونه فشار ها نيز بر ما وارد نمي‌شد گرچه در زمان سياست هاي انفعالي مدعيان اصلاحات ارقام تورم بالا را تجربه كرديم.

 

6. در پيام مقام معظم رهبري به نمايندگان مجلس ششم خطاب به آن ها آمده بود «خطاي بزرگ آن است كه اين خواسته هاي حقيقي مردم به دست غفلت سپرده شود و خواسته هاي جناحي و حزبي و شخصي به جاي مصالح ملي بنشيند. (1)

 

معظم‌له هنر بزرگ مجلس را شناخت مشكلات عمومي‌تر و محسوستر دانستند و فرمودند «مشكلات عمومي‌تر و محسوستر را بايد جست و به رفع آن ها همت گماشت؛ مسأله اشتغال، مسأله ارزش پول ملي، مسأله امنيت، مسأله گراني و مسايل چند ديگري هست كه براي پرداختن به آن، از همه فرصتها بايد بهره جست» (2) ولي مع الاسف توجه چنداني به حل دغدغه‌هاي اصلي مردم نشد و درنتيجه متاسفانه به دليل عدم توجه كافي دولت مدعي اصلاحات به بخش توليد و كارخانه ها، تعداد قابل ملاحظه اي از كارخانه هاي كشور مجبور به تعطيلي و بيكاري كارگران خود شدند؛ بهگونهاي كه «طبق گزارشي تكان دهنده وزارت صنايع و معادن در تاريخ 15/11/79 حدود 2500 واحد توليدي، تعطيل و يا با بحران مواجه شده است از اين 2500 واحد، تعداد 1484 واحد تعطيل، 261 واحد داراي مشكل فروشي، 398 واحد داراي مشكل نقدينگي، 63 واحد مشكلات حقوقي، 103 واحد داراي مشكل مديريتي و 161 واحد داراي مشكل فرسودگي ماشين آلات بوده است»(3) نقش مجلس و دولت مدعي اصلاحات در مهار بيكاري و ايجاد اشتغال كمرنگ بوده است بهطوري كه آمار سازمان مديريت و برنامهريزي نشان مي‌دهد «تعداد بيكاران سال 75، 1456 ميليون نفر بوده است ولي در سال 76 به 957/1 ميليون نفر، در سال 77 به 552/2 ميليون نفر، در سال 78 به 935/2 ميليون نفر و در سال 79 به 041/3 ميليون نفر افزايش يافته اند يعني متاسفانه نرخ بيكاري از 1/9 درصد در سال 75 به 48/12،10/13، 54/13، 28/14 درصد در سالهاي 76 تا 79 افزايش يافته است. در اين ميان مشاهده مي‌شود كه از اين ميزان بيكاري موجود در كشور 38/4 درصد آنان، افراد تحصيل كرده در سال 76 بودهاند كه در سالهاي بعد به 45/6 درصد و90/7 درصد رسيده است».(4)

 

خوشبختانه در سايه سياستهاي دولت نهم براي ايجاد اشتغال نرخ رشد بيكاري نه تنها مهار شد بلكه سير نزولي طي كرده است به طوري كه در سال 84 به 5/11 و 85 به 11 و سه ماهه اول 86 به 5/10 و سه ماهه دوم سال 86 به7/9 رسيد و تك رقمي ‌شد.(5) اين روند همچنان رو به كاهش است.

 

وضعيت اقتصادي در دولت آقاي خاتمي‌ و مجلس همراه آن به حدي بحراني شد كه خود مدعيان اصلاحات نيز بر ناتواني و ناكارآمدي مجلس و دولت باصطلاح اصلاحات اعتراف كردند برخي مثل كواكبيان، ناكارآمدي دولت را تقصير مجلس دانستند.(6) بعضي هم مرهون بيتفاوتي دولت به سؤالات نمايندگان.(7) رسول منتجبنيا نيز مربوط به عدم توفيق مجلس ششم در وضع قوانين زيربنايي(8) و سيد محمد خاتمي‌آن را معلول بي توجهي به مطالبات مردم دانسته و گفته است مشكل 70، 80 درصد مردم معضلات اقتصادي بوده است (9) ولي به قول آقاي مزروعي عضو فراكسيون جنبه مشاركت: مجلس ششم، با مسايل اقتصادي كاري ندارد.(10) در نتيجه آقاي كروبي رئيس مجلس ششم كه اكثريت آن را اعضاي حزب مشاركت تشكيل مي‌داد رسماً اعتراف كرد: «نيازها با امكانات برابر نيست و مجلس به اين موضوع آگاه است كه تورم و گراني وحشت انگيز است.»(11)

 

از همه جالبتر اينكه يكي از اعضاي فراكسيون همبستگي و مشاركت، تمام حقيقت را بر زبان خود جاري كرده و گفته است (رئيس جمهور - محمد خاتمي‌- در 5 سال گذشته با پشتوانه و اختياراتي كه داشت، كاري براي مردم و كشور انجام نداد. ما نيز در مجلس كاري براي مردم انجام نداديم و ما هم در مجلس اشتباه كرديم و از همان اول سياستزده شديم و كارهاي اساسي را انجام نداديم. مجلس ششم و رئيس جمهوري ابزارهايي را هم كه در دست داشتند از دست دادند. تقصير انجام نشدن كارها را نبايد به گردن جناح رقيب انداخت. ما خودمان براي مردم كاري نكرديم و دولت هم كاري براي مردم نكرده است. ما خودمان را پشت نقاب سياسي پنهان كرده ايم و تا كنون هيچ كار مثبتي براي مردم انجام ندادهايم.»(12)

 

پرسش اساسي ملت از آقاي خاتمي ‌و مدعيان اصلاحات اين است كه براي چه باز مي‌خواهيد برگرديد؟!

 

پي‌نوشت‌ها:

 

1. روزنامه جمهوري اسلامي، 8/3/79، ص14

 

2. همان.

 

3. مجلس ششم از نگاه اصلاحطلبان، ص12

 

4. همان.

 

5. خلاصه عملكرد دو ساله دولت، ص26

 

6. رسالت، 4/3/81، ص2

 

7. كيهان 17/6/81، ص3

 

8. همان، 11/3/81، ص14

 

9. همبستگي، 3/4/80

 

10. كيهان 28/8/79، ص2

 

11. همان، 10/5/79، ص1

 

12. همان، 26/2/81، ص14

 

*سردبير هفته نامه پرتو سخن

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 10:49 |

پيش به‌سوي قدرت، بي‌خيال تاريخ!

 

 

مجيد بذرافكن

 

عده‌اي از تاريخ‌نويسان علاقه دارند كه اگر مي‌خواهند تاريخ علمي بنويسند، وقايع را پس از 40 سال درج كنند. اين كار چندين فايده دارد. اول اين است كه حقايق پديده‌ها و رخدادها بيشتر مشخص شده است و براي نگاشتن دقيق و منصفانه تاريخ، فرصت و امكان بيشتري وجود دارد.

 

از سوي ديگر، اين امكان فراهم مي‌شود تا در بررسي و تدوين تاريخ، آن گونه كه تاریخدان می پسندد، تاريخ را بنويسد چرا كه 40 سال زمان زيادي است كه طي آن، بسياري از ظرايف، چرخشها و حوادث تاريخي از اذهان عامه پاك شده است و چندان هم امكان انتقال شفاهي و سينه به سينه آن وجود ندارد.

 

انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران هنوز 40 ساله نشده است و تاكنون تاريخ مدوني براي آن نگاشته نشده است ولي اذهان و سينه‌هاي مردم، وقايع و پديده‌ها و رفتارهاي سياسي افراد و گروهها را به صورت كلي به ياد دارند.

 

10 سال پيش، عده‌اي در اين كشور عَلم آزادي و دموكراسي برداشتند: ما آزاديخواهيم و نسبت به 8 سال پیش تر از خود كه دوره اختناق و تاريكي و قتل و جنايت بوده است، معترضيم! ما آمده‌ايم طرحي نو در اندازيم تا ديكتاتوري را به دموكراسي، و اختناق را به آزادي تبديل كنيم. عاليجناب سرخپوش و اشباحي كه دور او را گرفته‌اند، فضاي سياسي كشور را براي نيل به منافع خود بسته‌اند و زندان و گلوله را سزاي مخالفين كرده‌اند.

 

مردم معترض و ناراضي به روند ناعدالتي و فشار اقتصادي هم به هواي گشايش در وضع خود زمام امور كشور را به دست اين گروه دادند. "اصلاح‌طلبان" و "دوم خردادي‌ها" مسماي اين گروه شد. اين عده، مبناي شعارشان را نفرت از كانديداي رقيب و جناح مقابل با محوريت رئيس‌جمهور قبلي قرار دارند.

 

با اين حال، بمباران روزنامه، مجله، كتاب و سخنراني‌هاي پي در پي، اين فرصت را ايجاد نكرد كه سوال شود: شما كه منادي تحقق دموکراسی و آزادی سیاسی و فرهنگی هستید، قبلاً چه كاره بوده‌ايد؟ سابقه‌ تاريخي‌تان چيست؟ آنچه كه به عنوان جناح چپ به محوريت "سازمان مجاهدين انقلاب" و "مجمع روحانيون" شكل گرفته است، چه شاخصه اي دارد و سابقه تاريخي متعلقين به اين جريان در انقلاب چيست؟ اين عده كه به دنبال تنش‌زدايي و تجديد نظر در شعارهاي انقلاب در عرصه سیاست داخلی و خارجی هستند، پيش از اين، چه كرده و گفته‌اند؟

 

اين جريان سياسي با همراهي روشنفكري هميشه خفته ايراني، وارد ميدان شد و براي خود مباني و اصول نظري نوشت: دموكراسي‌خواهي، پلورالیزم فرهنگی، لیبرالیسم سیاسی و اقتصادی و جامعه مدني ارزشها و ملاكهاي عمل ما بوده و هستند و انقلاب اسلامي نيز چيزي غير از اين نيست. دیگرانی که دشمنان ما هستند، با تحریف اسلام و انقلاب ما را به خطا برده اند و این ما هستیم که اکنون می خواهیم مردم را از رقیت و بندگی نجات دهیم و حقوق پایمال شده آن ها را برگردانیم؛ حتی حق تنفس!

 

8 سالي كه زمام مديريتي كشور در يد اين گروه بود، شعارها بر همين پايه و منوال دنبال شد. اما اين شعارها و اهداف در عمل به چه چيزي انجاميد و جلوه‌هاي برخوردهاي دموكراتيك و حقيقت‌طلب در جوسازي و غوغازيستي و ترور شخصيت و لفاظي‌ها و قيافه خود منتقدگيري و من هيچ كاره نيستم بازي و خودمظلوم نمايي رخ‌نمون شد.

 

در انتخابات رياست جمهوري بعدي، شعارهاي در تنافر اين انديشه، زمام سياسي كشور را از مردم به امانت گرفت.

 

پيش ازاين دوره نيز، 8 ساله رياست جمهوري آقاي هاشمي فرصت خوبي بود تا از ذهنها زدوده شود كه دوآتيشه ترين مناديان و سينه زنان پرچم مبارزه با استعمار و استكبار، خالص‌سازي دانشگاهها و تفكيك اسلام آمريكايي از اسلام ناب چه كساني بودند و آنهايي كه به اسم ولايت همه را به بي‌ديني متهم مي‌كردند، كساني كه خود حج ابراهيمي و برائت از مشركين را از لوازم انقلاب برمي‌شمردند و مخالفان را به اشد وجه محكوم و منكوب مي‌كردند.

 

اين عده‌ كه شعارشان خط امام و اسلام اصيل بود، بعد از گذشت 8 سال چنان عوض شده بودند كه گويي اين آن نيست و ما ديگري هستيم.

 

با اينهمه اما از 84 تا 86 زمان زيادي نيست كه روزنامه‌ها و سايتها به آرشيوي غيرقابل دسترس تبديل شوند و يا يك فتره تاريخي- فكري تازه ذهنها را از عملكردها و حب و بغض‌هاي اين گروه و جريان غافل كند.

 

در طي دو سالي كه دولت نهم كار خود را پي گرفت، همين جناح آزاديخواه و دموكراسي‌طلب كه مهمترين دشمن خود را جناح راست و خصوصاً هاشمي رفسنجاني شمرده بود، بازي تازه‌اي را شروع كردند: حمايت مطلق از هاشمي رفسنجاني. البته اين حمايت ابتدا از آنجايي شروع شد كه كانديداهاي مورد نظرشان مورد اقبال مردم قرار نگرفتند.

 

دور دوم انتخابات رياست جمهوري نهم: «براي جلوگيري از خشونت و اختناق به هاشمي رأي مي‌دهيم» امضاء ستاد حاميان دكتر معين (زير عكس آقاي هاشمي رفسنجاني)

 

فرار از اختناق به دامان همان شخصي كه 6 سال قبل، مظهر پدرسالاري ديكتاتورمآبانه ضد اصلاحات خوانده مي شد؛ رجوع شود به تبليغات انتخاباتي مجلس ششم. خاتمي، كروبي به علاوه رفسنجاني مثلث خودساخته‌اي براي بقا!

 

جبهه دوم خرداد در يك بازتفسير و آسيب‌شناسي (بخوانيد چرخش استراتژيك) ايده، آرمانها و اهداف خود را، همگي در شخصيت تازه یافته هاشمي بازيافت.

 

اين تغيير رويكرد، نه تنها در روزنامه‌ها كه در عملكردهاي سياسي رهبران و افراد شاخص اين جريان سياسي نيز نمود بارزي يافت. تا جاييكه براي کاندیداتوری انتخابات مجلس هشتم، محمد خاتمي رئيس‌جمهور سابق به سراغ كانديداي رقيب خود ناطق نوري مي‌رود و او را به انتخابات مجلس دعوت مي‌كند. دعوتي همراه با اعلام حمايت همه جانبه از وي!

 

سيدمحمد خاتمي از علي‌اكبر ناطق نوري -سمبل و شاخصي كه همه حملات دوم خرداد را در انتخابات رياست جمهوري هفتم متوجه شد-، دعوت مي‌كند تا در ليست و جبهه دوم خرداد حاضر شود تا مورد حمايت قرار بگيرد و براي رياست مجلس وي نيز زمينه را فراهم كنند.

 

شايد 40 سال ديگر كه تاريخ نوشته شود، تعجبي كه ناشي از خواندن اين خبر در مخيله خوانندگان بروز مي‌كند، چندان نباشد كه امروز هست.

 

دوباره خبر را بخوانيد: جناب آقاي خاتمي رقيب فكري و سياسي خود را به عنوان هم‌پيمان سياسي و نظري به عرصه فعاليت هماهنگ انتخاباتي فرا مي‌خواند.

 

اين تناقض گفتاري و رفتاري، چندان بزرگ و غيرقابل انكار است كه شايد آوردن شواهد و مصاديق و دلايل براي آن توضيح واضحات و تفسير بديهيات باشد.

 

البته سوءهاضمه سياسي در برخورد با اين اتفاق، بايد با دقت نظر در تاريخ بيست و چند ساله انقلاب اسلامي رفع شود كه عده‌اي سوداي قدرت دارند چه با آزادي چه بدون آزادي. مهم رسيدن به صندلي‌هاي قدرت است حتي اگر با دشمن خودخوانده ائتلاف و اتفاق كنند. به قول آقاي خاتمي «بازي سياست قواعد خود را دارد» و آن اين است كه شعارها و پرچم‌ها بازيچه‌اي بيشتر نيستند تا نيل به قدرت را ساده‌تر كنند. امروز كه رقيب مشتركي به نام اصول‌گرايي وجود دارد، مي‌توانيم با دورترين آدمي كه از نظر سياسي با او فاصله داريم پيمان سياسي ببنديم و براي اين ائتلاف چارچوبهاي تئوريك بنويسيم كه «محافظه‌كاري همسايه ديوار به ديوار ليبراليسم» است.

 

از چهل ساله مشروطه، شصت و اندی گذشته است. روشنفكران و قدرت‌طلبان حاضر شدند از مرجعيت و روحانيت استفاده كنند تا قدرت را بدست گيرند.

 

از چهل سالگی روی کارآمدن لیبرال دموکراتها در پس ملی شدن صنعت نفت هم بيش از ده سال گذشته است. روشنفكري و ليبرال دموكراسي با حمايت مذهب خود را از چنگ كودتا نجات داد و تا اشتباه بعدي خود، قدرت را در دست داشت.

 

این زنهار حتي برای كاركشتگان عرصه سیاس ورزي نیز جدي بايد تلقي شود. جماعتی که تا دیروز تمامی تلاششان سیاه کردن يك چهره سیاسی بوده است، امروز نیز از پی نان و نامی اظهار رفاقت و دوستی شان یاد آمده است و باد قدرت از سوی دیگری وزیدن گرفته است.

 

آیت الله سرایی و اعتدال خوانی و پدرخوانده سازی شان بهانه ای بیش نیست تا روزگار لطفی دیگر کند و از منفذی دیگر، راهی به سوی قدرت پیدا شود.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 10:40 |

 

الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي...

 

 

غدیر

در بیان ولی امر مسلمین جهان امام خامنه ای (مدظله العالی)

شهر الولایه

علت ‌اهمیت‌ عید غدیر، مسأله‌ی ‌ولایت ‌است‌. در این ‌ماه‌ ـ ذی‌حجه‌الحرام‌ـ هم‌ عید غدیر را داریم ‌و هم ‌روز مباهله ‌را كه ‌آن‌ هم‌ اشاره‌ی‌ روشنی‌ به ‌مسأله‌ی‌ ولایت‌ است‌. به ‌خاطر این‌ دو خاطره‌ ـ كه ‌هر دو مربوط به ‌ولایت‌ است‌ـ بعضی‌ از بزرگان‌، این ‌ماه ‌را "شهرالولایه‌" و افضل ‌ماهها دانسته‌اند.

سخنرانی‌در دیدار با جمعی‌از علما، مسؤولان‌و مردم‌شهرهای‌لاهیجان‌و رباط کریم‌، جمعی ‌از دانش‌آموزان‌ و فرهنگیان ‌استانهای ‌تهران‌ و كرمان ‌و مازندران‌، رئیس ‌و مسؤولان ‌سازمان ‌ثبت ‌احوال‌، جمعی ‌از مسؤولان ‌و مدیران ‌سازمان ‌مسكن
04/11/1368

عیدی بزرگتر از سایر اعیاد

 عید غدیر، حقیقتا یكی ‌از عظیمترین ‌اعیاد اسلامی‌ است‌ و بنا بر بعضی‌ از روایات‌، بزرگتر از اعیاد دیگر است‌ و در این ‌باب ‌كه ‌فضیلت‌ عید غدیر نسبت ‌به ‌دیگر اعیاد، چه ‌قدر افزونتر است‌، روایات ‌معتبری ‌هم ‌داریم‌.

سخنرانی‌در دیدار با جمعی‌از علما، مسؤولان‌و مردم‌شهرهای‌لاهیجان‌و رباط کریم‌، جمعی‌از دانش‌آموزان‌و فرهنگیان‌استانهای‌تهران‌و كرمان‌و مازندران‌،رئیس‌و  مسؤولان‌سازمان‌ثبت‌احوال‌، جمعی‌از مسؤولان‌و مدیران‌سازمان‌مسكن ‌ 
04/11/1368

غدیر،عید ولایت و سیاست و دخالت مردم در حکومت

امام راحلِ بزرگوارِ ما، بزرگترین حق را از این ناحیه به گردن امّت اسلامى دارد كه آحاد مردم را به مسؤولیت خودشان كه دخالت در امر حكومت است، متنبّه و واقف كرد. از این روست كه در نظام اسلامى، هر كس متدیّن به عقیده و شریعت اسلامى باشد، در امر حكومت داراى مسؤولیت است. هیچ كس نمى‏تواند خود را از موضوع حكومت كنار بكشد. هیچ كس نمى‏تواند بگوید: «كارى انجام مى‏گیرد؛ به من چه!؟» در موضوع حكومت و مسائل سیاسى و مسائل عمومى جامعه در نظام اسلامى، «به من چه» نداریم! مردم بركنار نیستند. بزرگترین مظهر دخالت مردم در امور حكومت، غدیر است. خودِ غدیر این را به ما آموخت و لذاست كه عید غدیر، عید ولایت است، عید سیاست است، عید دخالت مردم در امر حكومت است، عید آحاد ملت و امّت اسلامى است. این عید، مخصوص شیعه هم نیست. جا دارد و حق آن است كه همه امّت اسلامى، این روز را براى خودشان عید بدانند. غدیر، عید امیرالمؤمنین علیه الصّلاة والسّلام هم هست و شیعیان آن حضرت، به طور ویژه از این عید استفاده مى‏كنند.

بیانات مقام معظم رهبرى‏ در دیدار كارگزاران نظام، به مناسبت «عید غدیر»
18/2/1375

ضرورت استفاده از غدیر

ما، بخصوص كسانى كه پایبند به غدیریم، مسأله غدیر را اساس اعتقادات خود مى‏دانیم. اصلاً شیعه، مسأله غدیر را پایه و ریشه عقایدِ شیعى خود مى‏داند. ما باید از این قضیه حداكثرِ تبعیّت و استفاده و پیروى را بكنیم. در دوران طاغوت، كه روز عید غدیر معمول بود، مى‏خواندیم: «الحمدللَّه الذى جعلنا من المتمسّكین بولایة امیرالمؤمنین و الائمّة علیهم السّلام.» این تمسّك به ولایت، آن روز در اعتقادات و عواطف بود؛ امّا در عمل كه ولایتى نبود. در عمل ولایتِ طاغوت بود؛ ولایتِ استكبار بود؛ ولایت دشمنان دین بود. آن روز دوستان ما مى‏خواندند: «الّلهم اجعلنا من‏المتمسّكین بولایة امیرالمؤمنین.» یعنى از خدا مى‏خواستند كه متمسّك به ولایت امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام باشند. امروز این دعا مستجاب شده است. ملت ایران، امروز با نظام اسلامى‏اى كه به تدبیر امام بزرگوار، ازحاقِ‏ّ قرآن و دین استخراج شد و در این كشور به اجرا درآمد، به ولایت امیرالمؤمنین علیه‏الصّلاة والسّلام تمسّك كرده است. این تمسّك را باید هر چه بیشتر كنیم. اساس كارِ تمسّك به ولایت هم، تمسّك به ارزشهاى اسلامى است. هر چه را كه در اسلام ارزش است، باید در صدد باشید در عمل جذب كنید. چه ارزشهاى فردى - مثل آنچه كه به رابطه و علقه هر كس با خداى خود ارتباط پیدا مى‏كند.

بیانات مقام معظم رهبرى‏ در دیدار كارگزاران نظام، در روز «عید غدیر
3
/8/1373

بیست و دوم بهمن در حکم عید غدیر

بیست‌و دوم‌بهمن‌، عید حقیقی‌برای‌ملت‌ماست‌. بیست‌و دوم‌بهمن‌، برای‌ملت‌ما در حكم‌عید فطری‌است‌كه‌ملت‌در آن‌، از یك‌دوران‌روزه‌ی‌سخت‌خارج‌شد; دورانی‌كه‌محرومیت‌از تغذیه‌ی‌معنوی‌و مادی‌را بر ملت‌ما تحمیل‌كرده‌بودند. بیست‌و دوم‌بهمن‌، در حكم‌عید قربان‌است‌; زیرا در آن‌روز و به‌آن‌مناسبت‌بود كه‌ملت‌ما اسماعیلهای‌خودش‌را قربانی‌كرد. بیست‌و دوم‌بهمن‌، در حكم‌عید غدیر است‌; زیرا در آن‌روز بود كه‌نعمت‌ولایت‌، اتمام‌نعمت‌و تكمیل‌نعمت‌الهی‌، برای‌ملت‌ایران‌صورت‌عملی‌و تحقق‌خارجی‌گرفت‌.

سخنرانی‌در دیدار با جمعی‌از علما، مسؤولان‌و مردم‌شهرهای‌لاهیجان‌و رباط کریم‌، جمعی ‌از دانش ‌آموزان ‌و فرهنگیان ‌استانهای ‌تهران ‌و كرمان ‌و مازندران‌، رئیس‌ و مسؤولان ‌سازمان ‌ثبت‌ احوال‌، جمعی‌ از مسؤولان‌ و مدیران ‌سازمان ‌مسكن
04
/11/‌1368

ایستادگی بر معیار های غدیر

 ایستادگى شما، دنیایى را وادار كرد كه در مقابل ظلم وجور و زورگویى استكبار بایستند. دنیا این‏طور نبود! تنها علاج، در مقابل ظلم و تعدّى و تجاوز و نامردمى استكبار، عبارت است از ایستادگى و پایدارى روى همان معیارها و میزانهایى كه غدیر، سمبل و رمز واقعى آن است؛ یعنى عدالت؛ تلاش براى خدا؛ ارزش دادن به تقوا و جهاد فى‏سبیل‏اللَّه. ایستادگى بر روى این معیارهاست كه خواهد توانست این راه را در مقابل ملت ایران، بازهم، بازتر و هموارتر كند.

بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار مسؤولان و كارگزاران نظام، به مناسبت عید غدیر خم
30
/3/1371

امتداد خط همه رسالتهای الهی

نباید فقط به چشم یك خاطره فرقه‏اى نگاه كرد. غدیر در حقیقتِ معناى خود، مخصوص شیعه نیست. اگرچه شیعیان به میمنت نصب مولاى متّقیان به مقام امامت و ولایت، در این روز عید مى‏گیرند و شكرگزارى مى‏كنند؛ اما در حقیقت، روز غدیر امتداد خطّ همه رسالتهاى الهى و اوج این خطّ روشن و نورانى در طول تاریخ است. اگر به مضمون رسالتهاى الهى نگاه كنیم، مى‏بینیم كه در طول تاریخ نبّوتها و رسالتها، این خطّ روشن دست به دست گشته، تا به نبىّ مكرم خاتم رسیده و در پایان حیات آن بزرگوار، تجسّم و تبلور آن به شكل حادثه غدیر خود را نشان داده است.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در سالروز عید سعید غدیر خم
24
/12/1379

عیدالله اکبر، عید ولایت را به ساحت مقدس

ولی الله الاعظم صاحب عصر و زمان امام مهدی(عج)  روحی و اروحنا فداه

و نایب برحقش امام خامنه ای (مدظله العالی) و تمامی انسانهای آزاده جهان تبریک عرض می کنم.

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 21:27 |

علامه امينی

اكنون نوبت آن است كه ببينيم علامه بزرگوار آيت الله امينی ، مؤلف‏ جليل القدر " الغدير " از كدام دسته است و چگونه می‏انديشيده است؟
آيا ايشان وحدت و اتحاد مسلمين را تنها در دايره تشيع قابل قبول‏ می‏دانسته‏اند ، يا دايره اخوت اسلامی را وسيعتر می‏دانسته و معتقد بوده‏اند اسلام كه با اقرار و اذعان به شهادتين محقق می‏شود ، خواه ناخواه حقوقی را به عنوان حق مسلمان بر مسلمان ايجاد می‏كند وصله اخوت و برادری كه در قرآن به آن تصريح شده ميان همه مسلمين محفوظ است. علامه امينی به اين نكته كه لازم است نظر خود را در اين موضوع روشن كنند و اينكه نقش الغدير در وحدت اسلامی چيست ، آيا مثبت است يا منفی؟ خود كاملا توجه داشته‏اند و برای اينكه از طرف معترضان اعم از آنان كه در جبهه مخالف خودنمايی می‏كنند و آنهايی كه در جبهه موافق خود را جا زده‏اند مورد سؤ استفاده واقع نشود ، نظر خود را مكرر توضيح داده و روشن كرده‏اند. علامه امينی طرفدار وحدت اسلامی هستند و با نظری وسيع و روشن بينانه ‏بدان می‏نگرند . معظم له در فرصتهای مختلف در مجلدات الغدير اين مسئله‏ را طرح كرده‏اند و ما قسمتی از آنها را در اينجا نقل می‏كنيم : در مقدمه جلد اول ، اشاره كوتاهی می‏كنند به اينكه الغدير ، چه نقشی در جهان اسلام خواهد داشت . می‏گويند : " و ما اينهمه را خدمت به دين ، و اعلاء كلمه حق ، و احياء امت اسلامی می‏شماريم " . در جلد سوم ، صفحه 77 ، پس از نقل اكاذيب ابن تيميه و آلوسی و قصيمی‏، مبنی بر اينكه شيعه برخی از اهل بيت را ، از قبيل زيد بن علی بن‏ الحسين دشمن می‏دارد ، تحت عنوان " نقد و اصلاح " می‏گويند:" . . . اين دروغها و تهمتها تخم فساد را می‏كارد و دشمنيها را ميان‏ امت اسلام بر می‏انگيزد و جماعت اسلام را تبديل به تفرقه می‏نمايد و جمع‏ امت را متشتت می‏سازد و با مصالح عامه مسلمين تضاد دارد " . نيز در جلد سوم ، صفحه 268 ، تهمت سيد رشيد رضا را به شيعه ، مبنی بر اينكه " شيعه از هر شكستی كه نصيب مسلمين شود خوشحال می‏شود تا آنجا كه‏ پيروزی روس را بر مسلمين در ايران جشن گرفتند " نقل می‏كنند ، و می‏گويند: "  اين دروغها ساخته و پرداخته امثال سيد محمد رشيد رضاست . شيعيان‏ ايران و عراق كه قاعدتا مورد اين تهمت هستند ، و همچنين مستشرقان و سياحان و نمايندگان ممالك اسلامی و غير هم ، كه در ايران و عراق رفت و آمد داشته و دارند خبری از اين جريان ندارند . شيعه بلا استثناء ، برای‏ نفوس و خون و حيثيت و مال عموم مسلمين اعم از شيعه و سنی احترام قائل‏ است . هر وقت مصيبتی برای عالم اسلام در هر كجا و هر منطقه و برای هر فرقه پيش آمده است ، در غم آنها شريك بوده است . شيعه هرگز اخوت‏ اسلامی را كه در قرآن و سنت بدان تصريح شده محدود به جهان تشيع نكرده‏ است . و در اين جهت فرقی ميان شيعه و سنی قائل نشده است " . نيز در پايان جلد سوم ، پس از انتقاد از چند كتاب از كتب قدما ، از قبيل عقد الفريد ابن عبدربه ، الانتصار ابوالحسين خياط معتزلی ، الفرق بين‏ الفرق ابومنصور بغدادی ، الفصل ابن حزم اندلسی ، الملل و النحل محمد بن عبدالكريم شهرستانی ، منهاج السنه ابن تيميه ، والبداية و النهايه ابن كثير و چند كتاب از كتب متأخرين ، از قبيل تاريخ الامم‏ الاسلاميه شيخ محمد خضری ، فجر الاسلام احمد امين ، الجولة فی ربوع الشرق‏ الادنی محمد ثابت مصری ، الصراع بين الاسلام و الوثنيه قصيمی ، و الوشيعه‏ موسی جار الله می‏گويند :
"
هدف ما از نقل و انتقاد اين كتب ، اين است كه به امت اسلام اعلام‏ خطر كنيم و آنان را بيدار نماييم كه اين كتابها بزرگترين خطر را برای‏ جامعه اسلامی به وجود می‏آورد ، زيرا وحدت اسلامی را متزلزل می‏كند ، صفوف‏ مسلمين را می‏پراكند ، هيچ عاملی بيش از اين كتب صفوف مسلمين را از هم‏ نمی‏پاشد و وحدتشان را از بين نمی‏برد و رشته اخوت اسلامی را پاره نمی‏كند " .
علامه امينی در مقدمه جلد پنجم ، تحت عنوان " نظرية كريمة " به‏ مناسبت يكی از تقدير نامه‏هايی كه از مصر ، درباره الغدير رسيده است ، نظر خود را در اين موضوع كاملا روشن می‏كنند و جای هيچ ترديدی باقی‏ نمی‏گذارند ، می‏گويند :
"
عقايد و آراء درباره مذاهب آزاد است و هرگز رشته اخوت اسلامی را كه قرآن كريم با جمله « انما المؤمنون اخوه»بدان تصريح كرده پاره‏ نمی‏كند ، هر چند كار مباحثه علمی و مجادله كلامی و مذهبی به اوج خود برسد ، سيره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است . " ما مؤلفان و نويسندگان در اقطار و اكناف جهان اسلام ، با همه اختلافی‏ كه در اصول و فروع با يكديگر داريم ، يك جامع مشترك داريم و آن ايمان‏ به خدا و پيامبر خداست . در كالبد همه ما يك روح و يك عاطفه حكمفرماست و آن روح اسلام و كلمه اخلاص است " . " ما مؤلفان اسلامی همه در زير پرچم حق زندگی می‏كنيم و در تحت قيادت‏ قرآن و رسالت نبی اكرم انجام وظيفه می‏نماييم. پيام همه ما اين است كه : « ان الذين عند الله الاسلام »و شعار همه ما " لا اله الا الله و محمد رسول‏ الله " است . آری ما حزب خدا و حاميان دين او هستيم ! " علامه امينی در مقدمه جلد هشتم تحت عنوان " الغدير يوحد الصفوف فی‏ الملا الاسلامی " مستقيما وارد بحث نقش الغدير در وحدت اسلامی می‏شوند . معظم له ، در اين بحث ، اتهامات كسانی را كه می‏گويند الغدير موجب‏ تفرقه بيشتر مسلمين می‏شود ، سخت رد می‏كنند ، و ثابت می‏كنند كه بر عكس‏ ، الغدير بسياری از سؤ تفاهمات را از بين می‏برد و موجب نزديكتر شدن‏ مسلمين به يكديگر می‏گردد . آنگاه اعترافات دانشمندان اسلامی غير شيعه را در اين باره شاهد می‏آورند و در پايان ، نامه شيخ محمد سعيد دحدوح را به‏ همين مناسبت نقل می‏كنند .
ما برای پرهيز از اطاله بيشتر ، از نقل و ترجمه تمام گفتار علامه امينی‏ تحت عنوان بالا كه همه در توضيح نقش مثبت الغدير در وحدت اسلامی است‏ صرف نظر می‏كنيم ، زيرا آنچه نقل كرديم برای اثبات مقصود كافی است .
نقش مثبت الغدير ، در وحدت اسلامی از اين نظر است كه اولا منطق مستدل‏ شيعه را روشن می‏كند و ثابت می‏كند كه گرايش در حدود صد ميليون مسلمان به‏ تشيع بر خلاف تبليغات زهر آگين عده‏ای مولود جريانهای سياسی يا نژادی و غيره نبوده است ، بلكه يك منطق قوی متكی به قرآن و سنت موجب اين‏ گرايش شده است ، ثانيا ثابت می‏كند كه پاره‏ای اتهامات به شيعه كه سبب‏ فاصله گرفتن مسلمانان ديگر از شيعه شده است از قبيل اينكه شيعه غير مسلمان را بر مسلمان غير شيعه ترجيح می‏دهد و از شكست مسلمانان غير شيعه از غير مسلمانان شادمان می‏گردد ، و از قبيل اينكه شيعه به جای حج به زيارت ائمه می‏رود ، يا در نماز چنين‏ می‏كند و در ازدواج موقت چنان ، به كلی بی اساس و دروغ است ، ثالثا شخص شخيص اميرالمؤمنين علی عليه السلام را كه مظلومترين و مجهول‏ القدرترين شخصيت بزرگ اسلامی است و می‏تواند مقتدای عموم مسلمين واقع‏ شود ، و همچنين ذريه اطهارش را به جهان اسلام معرفی می‏كند .

برداشت ديگران از الغدير

برداشت بسياری از دانشمندان بيغرض مسلمان غير شيعه از " الغدير " همين است كه ما گفتيم .
محمد عبدالغنی حسن مصری ، در تقريظ خود بر الغدير كه در مقدمه جلد اول‏، چاپ دوم ، چاپ شده است می‏گويد:
"
از خداوند مسئلت می‏كنم كه بركه آب زلال شما را ( غدير در عربی به‏ معنای گودال آب است ) سبب صلح و صفا ميان دو برادر شيعه و سنی قرار دهد كه دست به دست هم داده ، بناء امت اسلامی را بسازند " . عادل غضبان مدير مجله مصری " الكتاب " در مقدمه جلد سوم می‏گويد : " اين كتاب ، منطق شيعه را روشن می‏كند و اهل سنت می‏توانند به وسيله اين‏ كتاب شيعه را به طور صحيح بشناسند . شناسايی صحيح شيعه سبب می‏شود كه‏ آراء شيعه و سنی به يكديگر نزديك شود ، و مجموعا صف واحدی تشكيل دهند " .
دكتر محمد غلاب ، استاد فلسفه در دانشكده اصول دين جامع از هر ، در تقريظی كه بر الغدير نوشته و در مقدمه جلد چهارم چاپ شده است می‏گويد : " كتاب شما در وقت بسيار مناسبی به دستم رسيد ، زيرا اكنون مشغول‏ جمع آوری و تأليف كتابی درباره زندگی مسلمين از جوانب مختلف هستيم ، لهذا خيلی مايلم كه اطلاعات صحيحی درباره شيعه اماميه داشته باشم . كتاب‏ شما به من كمك خواهد كرد و من ديگر مانند ديگران درباره شيعه اشتباه‏
نخواهم كرد " . دكتر عبدالرحمان كيالی حلبی ، در تقريظ خود كه در مقدمه جلد چهارم‏ الغدير چاپ شده ، پس از اشاره به انحطاط مسلمين در عصر حاضر ، و اينكه‏ چه عواملی می‏تواند مسلمين را نجات دهد ، و پس از اشاره به اينكه شناخت‏ صحيح وصی پيغمبر اكرم يكی از آن عوامل است ، می‏گويد : " كتاب الغدير و محتويات غنی آن ، چيزی است كه سزاوار است هر مسلمانی از آن آگاهی يابد ، تا دانسته شود چگونه مورخان كوتاهی كرده‏اند ، و حقيقت كجاست . ما به اين وسيله بايد گذشته را جبران كنيم و با كوشش‏ در راه اتحاد مسلمين به اجر و ثواب نايل گرديم " .  آری آن بود وجهه نظر علامه امينی درباره مسئله مهم اجتماعی عصر ما ، و اين است عكس العمل نيكوی آن در جهان اسلام . - رضوان الله عليه .

شش مقاله ( الغدير و وحدت اسلامی ) استاد مطهري

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت 20:46 |

وحدت اسلامی

مقصود از وحدت اسلامی چيست ؟ آيا مقصود اين است : از ميان مذاهب‏ اسلامی يكی انتخاب شود ، و ساير مذاهب كنار گذاشته شود . يا مقصود اين‏ است كه مشتركات همه مذاهب گرفته شود ، و مفترقات همه آنها كنار گذاشته شود ، و مذهب جديدی بدين نحو اختراع شود ، كه عين هيچ يك از مذاهب موجود نباشد ؟ يا اينكه وحدت اسلامی ، به هيچوجه ربطی به وحدت‏ مذاهب ندارد ، و مقصود از اتحاد مسلمين ، اتحاد پيروان مذاهب مختلف ، در عين اختلافات مذهبی ، در برابر بيگانگان است ؟

مخالفين اتحاد مسلمين ، برای اينكه از وحدت اسلامی ، مفهومی غير منطقی‏ و غير عملی بسازند ، آن را به نام وحدت مذهبی توجيه می‏كنند تا در قدم‏ اول ، با شكست مواجه گردد . بديهی است كه منظور علمای روشنفكر اسلامی از وحدت اسلامی ، حصر مذاهب به يك مذهب ، و يا اخذ مشتركات مذاهب و طرف مفترقات آنها كه نه معقول و منطقی است و نه مطلوب و عملی ، نيست‏ . منظور اين دانشمندان ، متشكل شدن مسلمين است در يك صف در برابر دشمنان مشتركشان .
اين دانشمندان می‏گويند مسلمين مايه وفاقهای بسياری دارند كه می‏تواند مبنای يك اتحاد محكم گردد ، مسلمين همه خدای يگانه را می‏پرستند و همه به‏ نبوت رسول اكرم ايمان و اذعان دارند ، كتاب همه قرآن و قبله همه كعبه‏
است ، با هم و مانند هم حج می‏كنند و مانند هم نماز می‏خوانند و مانند هم‏ روزه می‏گيرند و مانند هم تشكيل خانواده می‏دهند و داد و ستد می‏نمايند و كودكان خود را تربيت می‏كنند و اموات خود را دفن می‏نمايند . و جز در
اموری جزئی ، در اين كارها با هم تفاوتی ندارند . مسلمين همه از يك نوع‏ جهان بينی برخوردارند و يك فرهنگ مشترك دارند و در يك تمدن عظيم و با شكوه و سابقه دار شركت دارند . وحدت در جهان بينی ، در فرهنگ ، در سابقه تمدن ، در بينش و منش ، در معتقدات مذهبی ، در پرستشها و نيايشها ، در آداب و سنن اجتماعی خوب‏
می‏تواند از آنها ملت واحد بسازد و قدرتی عظيم و هايل به وجود آورد كه‏ قدرتهای عظيم جهان ناچار در برابر آنها خضوع نمايند ، خصوصا اينكه در متن‏ اسلام بر اين اصل تأكيد شده است . مسلمانان به نصر صريح قرآن برادر يكديگرند و حقوق و تكاليف خاصی آنها را به يكديگر مربوط می‏كند . با اين‏