تبليغاتX
فدايي سيد علي

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية و النصر واجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

 

اي داد............ اي هوار........ ايهاالناس!....... چيه؟ چي شده؟!... هيچي بابا خبري نيست فقط خواستم كمي بازار گرمي كنم تا توجه ها به سمت من جلب بشه تا من حرفمو بزنم!

يه نفر تو وبلاگ من نظر داده بود و منو به وبلاگش دعوت كرده بود تا منو آگاه كنه!. از متن پيغام هم معلوم بود مخالف منه. من هم گفتم شايد از همين دوستان دوم خردادي است و به امر خطير شايعه پراكني و دروغ‌پردازي عليه رئيس جمهور مشغوله و خواسته حرص ما رو هم دربياره! منم گفتم باشه بريم ببينيم دنيا دست كيه!.

ما رفتيم اما چشمتون روز بد نبينه! اولين چيزي كه نظر منو جلب كرد تصوير منحوس دو جنايتكار ملعون بود.

اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ ممد دماغ پسر رضا قلدر به همراه خود رضا قلدر دو نوكر انگليس و آمريكا كه اين كشور را به يغما بردند و قسمتهايي از آن را هم تقديم دشمن كردند. عنوان وبلاگ هم با توجه به اين تصاوير مشخص است ديگر "دوستداران خاندان جنايتكار ستمشاهي" البته جنايتكار ستمشاهي را ننوشته بود از يك اسم جعلي استفاده كرده بود. خبر داريد كه رضا قلدر وقتي بوسيله ارباب انگليسي خود به قدرت رسيد به عوامل خود دستور داد تا نام خانوادگي كه بي مانند باشه را پيدا كنند اونها هم شخصي به نام محمود پهلوي را پيدا كردند و به اون ديكتاتور معرفي كردند. همونطور كه از ديكتاتورها برمي آيد اين شخص بيچاره را مجبور مي كند نام خانوادگي خود را عوض كند و اون شخص هم براي نشان دادن اعتراض خود نام خود را به عنوان نام خانوادگي انتخاب مي كند و مي شود محمود محمود! خلاصه اين خاندان فاسد شهوتران جنايتكار، نام خانوادگي‌اشان هم دزدي است! حالا خودتان حساب بقيه اعمال اين رژيم را بكنيد!

بعد از اين تصوير و عنوان آدرس اين وبلاگ هم باعث تأسف بود. وبلاگ حامي وحشي ترين و خونخوارترين جلاد حاكم بر اين سرزمين در اين سايتي كه وبلاگ من هم فعاليت مي كند عرض اندام مي كند.(اسم سايت را بگذارم سانسور مي شود!!) شما هم حتماً به كرات وبلاگهاي با مطالب غير اخلاقي و ضد دين در اين سايت ديده‌ايد، اين نيز اگر از آنها فاجعه بار تر نباشد كمتر نيست. (جهاد مجازي بيا وسط!)

يه مطلب ديگه تو وبلاگ قرار داده و مثلاً از قشر كم درآمد حمايت كرده! بازهم هنوز يكماه از سالروز برگزاري جشنهاي 2500 سال ستمشاهي در اين سرزمين نگذشته، حتماً در وبلاگ من در مهرماه مطالعه فرموديد چه هزينۀ هنگفتي از جيب ملت صرف خوشگذراني و شهوتراني سران جنايتكار ممالك غربي و عربي شد و به قدري فاجعه بار بود كه بعضي از سران ممالك غربي و حاميان اصلي رژيم منحوس طاغوتي حاضر به شركت در اين مراسم نشدند! و نهايتاً با فرستادن يك سفير اعلام حضور كردند! در زمان برگزاري اين جشن كذايي سيستان و بلوچستان در خشكسالي به سر مي برد و مردم مظلوم اين منطقه غذا براي خوردن و آبي براي نوشيدن نداشتند و از گرسنگي تلف مي شدند. در همين شهر تهران، در حاشيه شهر مردم با حلبي سرپناه براي خود ساخته بودند و زندگي مي كردند.... اون زماني كه نفت اين سرزمين به فروش مي رسيد تا با آن اسلحه خريداري شود، تا قلب مردم اين سرزمين هدف گلوله دژخيمان قرار گيرد، شما و امثال شما، كجا بوديد؟... من مي گم، اون موقع اگه شما مشغول شكنجۀ مردم مسلمان و يا تيرباران آنها نبوديد، مشغول فسق و فجور در كاباره ها و فاحشه خانه‌هاي رژيم طاغوت بوديد... و اگر سنتان به آن سالها نمي خورد كه در توهم به سر مي بريد و از خيالات و اوهام خود حمايت مي كنيد.

كيست كه نداند اموال مردم توسط ديكتاتور جنايتكار و همسر فاسدش فرح ديبا از مملكت خارج شد و امروز در چنگال خانوادۀ جنايتكار اين مفسد في الارض است؟

چرا اينجا صدايتان در نمي آيد؟

از خصوصي سازي دولت مي گويد، اما نمي گويد اين سرزمين ملك پدري پدرسوخته‌گان سابق طلقي مي شد!!

از منتقدان اين دولت مي نويسد، اما نمي نويسد چه بر سر منتقدان آن رژيم سفاك مي آمد.

مطالب از اين دست در اين وبلاگ فراوان است و نياز به توضيح بيشتر نيست.

چه قدر آدم بايد گستاخ باشد تا با آن پيشينه ننگين، بي شرمانه دم از حقوق مردم بزند و براي قشر ضعيف جامعه دل بسوزاند؟

ايشان خواسته بودند مرا آگاه كنند. من از همينجا از ايشان تشكر مي كنم كه ايشان باعث شدند من مروري به تاريخ ننگين اين رژيم فاسد داشته باشم. ما در اين سرزمين هر بار كه گذرمان به بهشت زهرا و گلزار شهدا مي افتد دموكراسي آمريكايي و حاصل آن را از نزديك مشاهده مي كنيم!.

خدا را شاكر هستيم كه دشمنان اسلام و اين نظام مقدس را از احمقان قرار داده است.(اگه احمق نبودند كه با خدا و دينش دشمني نمي كردند) جاي بسي خشنودي بود كه صاحب اين وبلاگ نيت خود و افكار خود را پنهان نساخته و به صورت واضح و آشكار از رژيم جنايتكار ستمشاهي حمايت مي كرد كه اگر اين كار را نكرده بود با وبلاگ اصلاح طلبان آمريكايي اشتباه گرفته مي شد!. بهتره دوستان اصلاح طلب آمريكايي هم از اين دوستمون ياد بگيرند و هرچه در چنته دارند رو كنند و مثل دوستان تند روي خود به دشمني خود با اسلام و انقلاب اعتراف كنند و ملت را سركار نگذارند و با الفاظ بازي نكنند.

هدفم از مطرح كردن اين مسئله نه دادن جوابي به ايشان، كه اول اعتراضي به مسئولان اين سايت بود، كه نسبت به اين وبلاگها كه تمام فعاليت آنها در جهت حمله به اسلام و انقلاب اسلامي است، بي تفاوت هستند و دوم اعتراض به جريان ضد اصولگرا اعم از ماستي هاي منتصب به قدرت هاي سابق و اصلاح طلبان آمريكايي است كه با ايجاد فضايي غيرشفاف و القاي وجود بحران در جامعه فرصت انديشيدن را از مردم مي گيرند، تا عده اي چنين بيشرمانه وارد ميدان شوند و دنبال سهمي از قدرت باشند!

اميدوارم كساني كه قصد و نيت بدي ندارند راه خود را از اين جريانات ضد اصولگرا كه در جهت منافع غرب فعاليت مي كنند جدا كنند.

اللهم ارزقني توفيق الشهادة في سبيلك

يا علي........

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 19:39 |

 

 

ما آمادگي داريم به همه مسئولين هم گفتيم، الان هم اگه بگن بريد با اسرائيل بجنگيد آماده ايم، يه سفر هم براي شناسايي رفته ايم، تمام مرزها و جبهه ها شون رو بلديم.

                  

ان‌شاءالله اين آرزوي ديرينه مون كه جنگ با كفار اسرائيلي است برآورده شود و خدا قسمتمون كنه تا بتوانيم طبق وعده اي كه در قرآن داده شده نابودشان كنيم..........

كجايي حاجي؟...... دعا كن ما پيرو راهتون باشيم.... اين آرزو به دل بسيجيان خميني (س) موند، دعا كنيد اين نابودي به دست بسيجيان خامنه اي(حفظه الله) حادث شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت 15:45 |

دكتر محمود احمدي نژاد با ابراز رضايت از گزارش مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي

تبليغات دروغين آمريكا دستاوردي نداشته است

 

دکتر احمدی نژاد گزارش محمد البرادعي مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي در زمينه برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران را نسبتاً واقعي و تا حدود زيادي فارغ از فشارهاي برخي قدرت هاي بزرگ دانست.
رييس جمهور با تاكيد بر اينكه پس از مقاومت الهي ملت ايران و ايستادگي مثال زدني رهبري و همه ايرانيان مسير تغيير كرد و امروز شاهديم كه آژانس نقش خود را پيدا كرده و در جايگاه خود بررسي و نظر كارشناسي را اعلام مي كند.
دكتر احمدي نژاد افزود: برخي دولت هاي غربي به خصوص آمريكا از چند سال قبل با فشار بر آژانس تلاش كرد كه از فعاليت هاي قانوني و صلح آميز هسته¬اي ملت ايران بهانه اي براي ادامه جنجال ها و تنش آفريني ها درمنطقه درست كند.
رييس جمهور با اشاره به اينكه برخي گزارش البرادعي در زمينه برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران نسبتاً واقعي و تا حدود زيادي فارغ از فشارهاي برخي قدرت هاي بزرگ است، خاطر نشان كرد: از روز اول اعلام كرديم كه فعاليت هاي ايران قانونمند و در چارچوب حقوق قانوني خودش است اما شبكه تبليغي و فشارهاي سياسي آنان اجازه نداد حرف ملت ايران مستند شود و در مجامع جهاني به ثبت برسد.
وي افزود: گزارش اخير آژانس همه آن ادعاهايي كه در گذشته عليه ملت ايران مطرح مي كردند و برخي منافع خبري آمريكايي و بعضي منابع خبري دشمنان ملت ايران كه در خيابان هاي شهرهاي ما مردم را با اسلحه هدف قرار مي دادند خبرهاي دروغي را داده بودند و آمريكايي ها هم از اين خبرهاي دروغ استقبال و بلكه از جعل اين خبرها پشتيباني كردند و امروز همه دنيا متوجه شد كه اين خبرها واقعيتي ندارد و فعاليت هاي ايران پاك و صلح آميز است و همه سوال هاي اصلي و اساسي مطرح شده از سوي آژانس پاسخ مناسب خود را دريافت كرده و مورد تاييد آژانس قرار گرفته است.
دكتر احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه عكس العمل آمريكا و يكي دو كشور اروپايي در مقابل گزارش آژانس عكس العملي مناسبي نيست تصريح كرد: برداشت من اين است كه اينها فرار به جلو و پيش دستي مي كنند تا از يك جهت مانع از تجلي حقانيت ملت ايران شوند و از آن طرف هم فشار بياورند تا در اواخر كار حداقل يك امتياز كوچكي از ملت ايران بگيرند كه بعداً مدعي شوند بالاخره درست مي گفتند و هم آن را براي دريافت امتيازات بعدي پايه قرار دهند. رييس جمهور تاكيد كرد: شيوه دشمنان اين است كه تا لحظه آخر تا جايي كه بايد موضوع را تمام شده نمي دانند و تا زماني كه فرصتي در آن عرصه برايشان باقي است نااميد نمي شوند و به همين جهت دوباره بيانيه دادند و سر و صدا كردند و حرف هاي غيرقابل قبول و نادرستي زدند.
وي به كشورهايي كه هنوز حاضر نيستند حقانيت ايران را قبول كنند توصيه كرد، دست از دشمني خود بردارند چرا كه تنها مانده و منزوي شده اند و حرف هاي غيرقانوني آنها ديگر اثر و نتيجه اي ندارد.
رييس جمهور يادآور شد: شما با استناد اطلاعات غلط و به استناد گزارش ناصحيحي كه بر پايه همان اطلاعات غلط تهيه شده بود دو قطعنامه صادر كرديد ولي حالا كه فهميده ايد اطلاعات غلط بوده است بايد شجاعت به خرج دهيد و بگوييد اشتباه كرده و از ملت ايران عذرخواهي كنيد.
دكتر احمدي نژاد تصريح كرد: تكرار حرف ها و ادعاهاي گذشته چيزي را حل نمي كند و با تكرار اشتباهات در شرايط حاضر چيزي نصيب شما نمي شود.
وي افزود: بعضي از كشورها كه با تبليغات دروغني آمريكا برايشان ابهاماتي ايجاد شده بود با گزارش آژانس فهميدند كه حق با ملت ايران است و موضعشان را عوض كردند. ما فكر مي كنيم وقت آن رسيده است كه دولت آمريكا هم رفتار خود را اصلاح كند البته انتظار نداريم بيايند عذرخواهي كنند ، بلكه رفتارشان را تغيير بدهند، كافي است.
دكتر احمدي نژاد گفت: مي خواستند كاري كنند كه دنيا نفهمد حق با ملت ايران بود اما دنيا فهميد و ديگر به حرف هاي آنها گوش نمي دهد؛ و هر چه بگويند دنيا عكس آن را برداشت مي كند و توصيه مي كنم تا موضع گيري ها و رفتار خود را اصلاح كنند.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 23:5 |

                                                 

اكنون به شما توصیه میكنم كه برادران عزیزم نكند در رختخواب ذلت بمیرید، كه حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد مبادا در غفلت بمیرید كه على (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا در بى تفاوتى بمیرید كه على‌اكبر حسین در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد.

 .......

پدر و مادر و همسر عزیزم، مراقبت كنید آنان كه پیرو خط سرخ امام خمینى نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارند بر من نگریند و بر جنازه من حاضر نشوند. در زنده بودنمان كه نتوانستیم درشان اثرى بگذاریم، شاید در مرگمان فرجى باشد و بر وجدان بى انصافشان اثر گذارد. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 18:16 |

کدام ابر سياه هاشمی را نگران کرد؟

«اینها باز هم اشتباهات گذشته را تکرار می کنند، مگر کارهایی که طی 20 سال علیه انقلاب کردند کدام موفق بوده که این کار را می کنند؛ مگر در جریان سلمان رشدی نبود که سفیران خود را فراخواندند و بعد عذرخواهی کردند و با خضوع برگشتند، امروز با 8 سال پیش که داستان سلمان رشدی اتفاق افتاد و سفیران اروپایی رفتند خیلی تفاوت دارد. آن روز خزانه و انبارهای ما خالی بود و مشکلات فراوانی داشتیم اما امروز اینطور نیست، اصلا کسی احساس نمی کند که اینها هستند یا نیستند»

 

این اولین خطبه نمازجمعه هاشمی رفسنجانی در سال 1376بود، سال خداحافظی او از ریاست جمهوری.

 

سخنان هاشمی در شرایطی بیان می گردید که پس از حکم دادگاه میکونوس در زمستان 1375، سفیران اروپایی در پی فشارهای لابی های آمریکایی و صهیونیستی تهران را ترک کرده بودند و غرب در برابر ایران متحد تر از همیشه ایستاده بود. اما هاشمی فراخوانده شدن همه سفیران اتحادیه اروپا از ایران را به رفتار گنجشککی تشبیه کرد که هنگام برخاستن از روی درخت تنومند و ریشه داری ، درخت را تهدید می کند که  مراقب خود باشد.

 

این در حالی بود که پیش از این سخنان رفسنجانی، دولت جمهوری اسلامی هم سفرای خود را از برخی از این کشورها فراخوانده بود.

 

آن اقدام و این تشبیه که از جایگاه خطبه های نمازجمعه و با اقتدار بیان می شد، موجب خرسندی نمازگزاران جمعه تهران شد و فردای آن روز مورد استقبال رسانه های اصولگرای وقت قرار گرفت و سرانجام همان شد از عزت و اقتدار اسلامی که انتظار می رفت.

 

کشورهای اروپایی اما  پس از چندی تمایل خود به بازگرداندن سفرا را اعلام کردند.

 

اما رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این ابراز تمایل اروپاییها در سخنانی در جمع معلمان در تاریخ دهم اردیبهشت سال 1376 فرمودند:

 

دستگاه دولتى ما در مرحله اوّل، سفير آلمان را فعلاً تا مدّتى نبايد راه بدهد كه به ايران بيايد. بقيه هم كه مى‏خواهند به عنوان يك حركت به اصطلاح آشتى‏جويانه برگردند، مانعى ندارد. خودشان رفته‏اند، خودشان هم برمى‏گردند. ديدند كه رفتنشان هيچ اهميتى ندارد. اينها مى‏خواهند برگردند، مانعى ندارد؛ اما در رفتن سفراى ايران به كشورهاى آنها، هيچ عجله‏اى نبايد بشود. بايد سرِ صبر و فرصت ببينند چه چيزى مصلحت است؛ هر چه كه عزّت اسلامى اقتضا مى‏كند - همان طور كه هميشه گفته‏ايم - همان گونه عمل كنند.

 

اين نكته را، هم اروپاييها و هم ديگران بدانند. اروپا خيال نكند كه ما به او احتياج داريم؛ ابداً. ما به اروپا هيچ احتياجى نداريم.ما كشور خودمان را مى‏توانيم بدون اروپا هم اداره كنيم. ... چه نيازى به اين چند دولت كشور اروپايى است كه خيال مى‏كنند صاحب دنيا هستند؟!

 

سفیران اروپایی پس از عذر خواهی، یک به یک به ایران بازگشتند و مطابق دستور رهبر انقلاب سفیر آلمان هم مجبور شد با ذلت تمام همراه با سفیر فرانسه به عنوان آخرین نمایندگان سیاسی پشیمان اروپایی به کشورمان بازگردند.

 

در آن زمان سخنان رفسنجانی چندان عجیب نبود ، اما مساله حیرت انگیز در این میان،مقایسه رفتار آنروز هاشمی در برابر غرب با سخنان امروز وی است.

 

نگاهی به شرایط آن روز کشور شاید رمز معمایی باشد بر این تناقض آشکار.

 

در آن زمان، در بعد خارجی و در حوزه همسایگان ایران، دولت اربکان نخست وزیر اسلام گرای ترکیه که از معدود متحدان خارجی ایران بود سقوط کرد و دولتی به شدت غرب گرا بر سر کار آمد.

 

در افغانستان دولت اسلامی سقوط کرده و طالبان با حمایت مستقیم آمریکا بر آن سایه افکنده بود.

 

روسیه پس از سالها کشمکش با غرب به توافق سیاسی رسیده و با 16 کشور عضو ناتو پیمان همکاری بسته بود.

 

در پاکستان جوی به شدت ضد ایرانی حاکم گردیده بود تا جایی که متحجرین خانه فرهنگی ایران را در لاهور به آتش کشیده بودند و ...

 

بدین ترتیب آمریکا دور تا دور ایران را با آتش جنگ و تهدید واقعی محاصره کرده و اروپا با او به طرز بیسابقه ای علیه ایران هم پیمان گردیده بود.

 

این در شرایطی بود که در بعد داخلی نیز شرایط ایران چندان مطلوب هاشمی نمی نمود.

 

در پایان نیمه دوم سال 1375 بدهی خارجی ایران مبلغ 20 میلیارد و 396 میلیون دلار اعلام گردیده و بنا بر گزارش های رسمی منتشر شده، مردم ایران در آن زمان طعم تلخ  تورم بی سابقۀ 50 درصدی سال را هنوز به کام داشت.

 

نفت ایران را در بهترین شرایط در حدود 20 دلار معامله می نمودند و کشور به لحاظ اقتصادی و اجتماعی به شدت بحران زده بود، تا آنجا که کمتر از 2 ماه پس از آن سخنان کوبنده رفسنجانی، ناطق نوری متحد آنروز وی مغلوب انتخاباتی رقیب شد و تحلیلگران دو جناح و از جمله شخص وی یکی از علل عمده شکست وی را شعار ناطق مبنی بر «تداوم راه هاشمی» عنوان می کردند.


از سوی دیگر 8 کشور عرب (موسوم به 6+2) در زمستان 1375 به پشتیبانی آمریکا در بیانیه ای ایران را به بهانه واهی مالکیت امارات بر جزایر سه گانه تهدید به اقدام نظامی کرده و آمریکا با اتهاماتی همچون مشارکت ایران در انفجار ظهران، برای کشور ما پرونده سازی می کردند.

 

هاشمی در چنین شرایطی بود که با اقتدار از احتیاج اروپا و آمریکا به ایران حرف زد و گفت:  «هرکس در خلیج فارس منافع دارد اگر با ایران روابط حسنه نداشته باشد منافعش همیشه آسیب پذیر است و در دریای خزر هم کسی بدون ایران نمی تواند زندگی کند. این از اشتباهات تاریخی اروپا بود»

 

اما هاشمی امروز سخنان دیگری بر زبان آورده است؛ او از لشکرکشی آمریکا به منطقه می گوید که همه جا مستقر شده است و معتقد است « ما در خطر تهدیدات خارجی هستیم ». او این روزها بارها بر جدی بودن خطر تکیه می کند.

 

این در حالیست که حجت الاسلام و المسلمین رفسنجانی، در جریان اتهامات میکونوس، تهدید اروپا مبنی بر فراخوان دسته جمعی سفرا را با همین رویداد درسال 1368  (و خروج سفرای اروپایی از ایران به دلیل صدور حکم ارتداد سلمان رشدی) مقایسه کرد و نتیجه گرفت که اینبار به دلیل «پر بودن خزینه های دولت وقت»، خطری وجود ندارد؛

 

حال اما  در سال 1386 شرایط چگونه است؟

 

دولت آمریکا امروز به اذعان همگان (از جمله شخص رفسنجانی) در باتلاق عراق و افغانستان حیران است. این امر تا بدانجا بر کاخ سفید گران آمده است که برای رهایی از بار آن در برابر آنچه تا کنون محور شرارت می نامید (جمهوری اسلامی ایران) سه بار رسماً تقاضای مذاکره و کمک نموده است.

 

وقتی وزیر خارجه فرانسه سخن گزافی درباره ایران می گوید فشار افکار عمومی جهان او را بدانجا می کشاند که ناگزیر اعلام می نماید حاضر است برای جبران به تهران سفر نماید. تمامی سفیران کشورهای اروپایی در تهران حاضرند و سولانا به نمایندگی از اروپا رسما خواستار تعمیق روابط گردیده است.

 

در ترکیه دولت اسلامگرایان بار دیگر قدرت گرفته است و رسما در برابر خبرنگاران به دفاع از موضع ایران در برابر میهمان اسرایلیش بر می خیزد. روسیه و چین به وضوح در برابر فشار آمریکا برای افزایش تحریمها مقاومت می کنند و رییس جمهور روسیه برای اثبات میزان همراهیش با ایران به رغم فشار لابیهای آمریکایی و صهیونیستی و گسترش شایعه ترور وی،برای اولین بار پس از انقلاب به تهران سفر می نماید.

 

محبوبیت رییس جمهور ایران در جهان عرب به شدت افزایش یافته است و برخلاف غرشهای سالیان نه چندان دور رژیم صهیونیستی که پس از جنگ های شش روزه و بمباران نيروگاه اتمي اوسيراک عراق در 1361 حاصل شده بود، اسرائیل همچنان با پیامدهای  شکستش در جنگ33 روزه با حزب الله لبنان دست به گریبان است.

 

اوضاع داخلی ایران نیز قابل مقایسه با ده سال پیش نیست. رییس جمهور محبوبیتی غیر قابل قیاس با آن دوران در میان مردم دارد  که در سفرهای استانی به خوبی مشهود است.

 

صندوق ذخیره ارزی که امروز امید بخش بحران های پیش بینی نشده است در آن زمان وجود نداشت و بر اساس اعلام صندوق بین المللی پول ذخیره آن، امروز به بیش از 76 ميليادر دلار می رسد، یعنی اندکی کمتر از 4 برابر بدهی های آن زمان ایران.

 

نفت امروز به رقم  رویایی صد دلار نزدیک می گردد که به اذعان رسانه های معتبر جهان تضمینی برای عدم ایجاد بحرانی جدید در این زمینه است . چراکه در این شرایط هرگونه بی عقلی کاخ سفید  بی شک به فروپاشی کاخ سفید خواهد انجامید.

 

حال چرا هاشمی در چنین شرایطی از ابرهای سیاه تهدید سخن می گوید و پی در پی هشدار می دهد؟

 

وقتی ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، در اول اسفندماه 75 خبر از قوت احتمال حمله نظامي امريکا به جمهوري اسلامي ايران و از لزوم آمادگي همه جانبه در مقابل تهديدهاي نظامي آمريکا و چگونگي مقابله با تحرکات خصمانه واشنگتن سخن راند، هاشمی اندکی بعد در جمع فرماندهان ارتشی سخن از اقتدار کم نظیر ایران گفت و با بیان اینکه آمریکا در پی شکست سه مرحله از توطئه هایش با شکست در جنگ تحمیلی فهمید توان مقابله نظامی با ایران را ندارد.

 

حال چه شده است که هاشمی پس از آنکه یکبار طعم پیروزی در شرایط به مراتب سخت تر را به واسطه قدرت ایمان و اتحاد ملی چشیده است، اینک چنین نگران گردیده است؟ آیا سخنان او بیشتر به منظور مصارف داخلی است و یا رموز موفقیت دیروز به فراموشی سپرده شده است؟

 منبع:رجانیوز

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت 16:37 |

دسته گل ديگر دولت سابق و عدم برخورد مقتضي در دولت نهم

 

 

نیروگاه  دوم شهید عباسپور به ظرفیت 1000 مگاوات از شبکه سراسری برق کشور خارج شده است.

 

به گزارش رجانيوز، نیرو گاه دوم شهید عباسپور به ظرفیت 1000 مگاوات که در دولت قبل با بودجه ای چند صد میلیارد تو ماني در سد شهید عباسپور در خوزستان به بهره بر داری رسید، طي هفته هاي اخیر به دلیل بروز مشکلات متعدد فنی از مدار تولید برق کشور خارج شده است.

 

مجری این پروژه كه با رشته غیر مرتبط نیروگاهی  و بدون سابقه کاری براي اجراي این طرح ملی انتخاب شده بود، در زمان اجرای طرح و از محل بودجه عمرانی، با صرف میلیونها تومان مدارک فوق لیسانس و دکترا دریافت نمود و در حین اجرای طرح نيز به دنبال ادامه تحصیل و سفر های خارجی بوده است. با اين حال وي، 2 بار از دست محمد خاتمی، رئيس جمهور وقت  مدال سازندگی در یافت کرد.

 

به عقیده کارشناسان از دلایل عمده مشکلات پديد آمده در اين طرح، روابط مافیایی مجری طرح، اطلاعات فني ناقص و نصب تجهیزات به صورت غیر فنی و شتابزده بوده است.

 

همچنين در حاليكه پیمانکاران بابت اجرای این طرح، مبلغ 20 میلیارد تومان طلبکار می باشند، مجریان طرح از محل بودجه طرح های عمرانی با صرف دهها میلیارد تومان و تحت عنوان ساختمانهای جنبی نیرو گاه،جزیره ای تفریحی احداث كردند. (عكس زير)

 

 

این جزیره که صرفاً کاربری خاص تفریحی دارد در دولت قبل به محل میتینگ مدیران عالیرتبه دولتی، برخي نهاد های نظارتی و نمایندگان با نفوذ مجلس و خانواده های آنها تبدیل شده بود ودر شرایط فعلی نیز بدون استفاده مانده است.

 

همچنين از محل اعتبار این نیروگاه، تعدادي از مدیران عالیرتبه دولت هشتم و نمایندگان مجلس ششم با عناوين آموزشی به سفرهای متعدد خارجی  رفته اند.

 

از سوي ديگر اعمال فشار مافیای قدرت در صنعت آب و برق کشور مانع از اطلاع رسانی صحیح از عملكرد اين بخش اخلالگر شده است.

 

در دولت قبل، مدیریت منابع آب ایران و شرکت های زیر مجموعه نظیر آب نیرو و فرآب و سایر شرکت های تابعه به دفتر اقتصادی حزب مشارکت تبدیل شده و عملاً رده های مختلف حزبی، مدیریت این شرکت ها را به عهده گر فته بودند.

 

گفتني است علیرغم اطلاعات ارائه شده توسط نیرو های متعهد به معاونت آب وزارت نیرو، تغيير خاصي صورت نگرفته و نیرو گاههای برق آبی کشور که شاهرگ حیاتی برق کشور محسوب می شوند در اختيار این باند قرار دارد که این امر باعث دل سردی نیروهای ارزشی در وزارت نیرو شده است.

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 20:41 |

  موسویان در جوار رفسنجانی، هشدار دانشجویان به احمدی‌نژاد

 

 

در حاليكه روز گذشته نماينده تشكلهاي دانشجويي دانشگاه علم و صنعت هشدار داد كه زمزمه هايي درباره برخي اعمال نفوذها براي تطهير پرونده جاسوس هسته اي به گوش مي رسد، همزمان با اين برنامه، حسين موسويان در جوار هاشمي رفسنجاني در همايشي با عنوان "اتحاد ملي" حضور يافت.

 

به گزارش رجانيوز، اين مراسم در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت برگزار شد كه موسويان پيش از بازداشت به اتهام امنيتي، معاونت پژوهشهاي بين الملل آن را برعهده داشت. موسويان كه در 10 ارديبهشت سال جاري بازداشت شده بود، پس از بازداشتي 9 روزه با قرار وثيقه 200 ميليون توماني آزاد شد و مركز تحقيقات استرات‍ژيك در بيانيه اي با تصوير چهره اي قهرمان از وي، رسانه هايي را كه پيگير اين پرونده امنيتي بودند، به جوسازي متهم كرد.

 

همچنین موسویان پس از آزادی بار دیگر در محل کار خود در مرکز تحقیقات استراتژیک حاضر شد و نامه ها را نیز با همان عنوان قبلی امضا می کرد. وزیر اطلاعات در جلسه کمیسیون امنیت ملی مجلس ضمن تأکید بر اینکه جرم سخنگوی سابق تیم هسته ای از نظر این وزارتخانه محرز است، افزوده بود این فرد از حضور در مرکز تحقیقات مجمع منع شده است.

 

از سوي ديگر طي ماههاي اخير هاشمي رفسنجاني و حسن روحاني كه جداگانه درباره موسويان مورد سوال خبرنگاران قرار گرفتند، از اظهارنظر صريح خودداري كرده و روشن شدن نتيجه را به آينده موكول كردند.

 

اين در حاليست كه در آزادي همراه با قرار وثيقه موسويان برخي منابع از اعمال نفوذ نزديكان وي خبر داده بودند.

 

حسین موسویان در حالی برای اولین بار پس از بازداشت به فاصله 2 صندلی از رفسنجانی در مقابل دوربین ها و در یک همایش علنی قرار گرفت که پرونده اتهام امنیتی وی همچنان مفتوح است و رأی قطعی در این خصوص صادر نشده است.

 

روز گذشته نماینده یکی از تشکلهای دانشجویی دانشگاه علم و صنعت در دیدار با رئیس جمهور، ضمن تقدیر از ورود شجاعانه وزارت اطلاعات به پرونده جاسوس هسته ای، از برخی زمزمه ها برای تطهیر و تبرئه متهم این پرونده ابراز نگرانی کرد و به رئیس جمهور هشدار داد که حق ندارید در مقابل خائنین به ملت عقب نشینی کنید.

 

رئیس جمهور در پاسخ به این سوال خاطرنشان کرد: «در قضیه هسته ای آنجا که با آن گرفتاری در حال عبور از موانع بودیم، بخش عمده ای از موانع، همین موانع داخلی بودند. حالا ان شاءالله این ماهها بگذرد و در یک جمع دانشجویی، این مقطع تاریخی را که حساسترین مقطع تاریخی ماست، بیان کنیم. حوادثی گذشت که برای آینده عبرت است. از مسیرهای گوناگون طراحی کردند که ما را به سازش بکشانند. دستشان در دست بیگانه بود.»

 

وی در بخش دیگری از اظهارات خود افزود: «تا جایی جلو رفتند که اطلاعات درون سیستم را به طور منظم به بیگانه در ملاقاتهای هفتگی می دادند. اینکه چه خبر است و تعابیری با این مضمون که چرا کوتاه می آیید و غلظت قطعنامه هایتان کم است. پیاز داغش را زیاد کنید تا عقب نشینی کنند. برای همین فرد پرونده درست می شود، قاضی پرونده را تحت فشار سنگین قرار داده اند که تبرئه کند. البته ملت ایران اجازه نخواهند داد که با نفوذ سیاسی واقتصادی که دارند آنها را به عقب نشینی وادار کنند.
با مردم و خدا عهدی بستیم و نمی نشینیم نگاه کنیم اگر دست از فشارها بر ندارند و کسی هوس کند که کوتاه بیاید به ملت ایران  معرفی خواهد شد. در قضیه هسته ای ما بخاطر حساسیتهای آن مراقبت کردیم و فعلاً چیزی نگفته ایم.»

 

به نظر می رسد قرار گرفتن موسویان در کنار رفسنجانی نوعی اعمال فشار غیرمستقیم پیش از صدور رأی دادگاه صالحه باشد.

 

جاسوسي موسويان محرز است/ افراد منتفذ پشت سر وي قرار دارند

 

 

وزير اطلاعات درجمع خبرنگاران پارلماني درباره‌ي پرونده‌ي حسين موسويان گفت: «ايشان مسايلي را برخلاف مصالح و امنيت كشور در اختيار افراد بيگانه و از جمله سفارت انگلستان قرار داده است.»

 

به گزارش ايسنا، غلامحسين محسني‌اژه‌اي گفت:«از ابتدا تا كنون گفته‌ام كه آقاي موسويان مطالبي را برخلاف مصالح، در كشور بيگانه مطرح كرده و اين از نظر اطلاعاتي محرز است، ولي تشخيص نهايي بر عهده‌ي دستگاه قضايي است.»

 

وي در پاسخ به اين سوال كه اگر شما قاضي باشيد، نظرتان چه خواهد بود؟ گفت:« امروز كه قاضي نيستم. من امروز از نظر وزارت اطلاعات مي‌گويم كه قضيه براي ما محرز و قابل اثبات است.»

 

محسني اژه‌اي در پاسخ به اين سوال كه گفته مي‌شود فشارهايي براي مجرم شناخته شدن موسويان وجود دارد؟ اظهار كرد:« ‌اميدوارم اعمال نفوذي درباره‌ي پرونده‌ي موسويان نشود. البته اعمال نفوذ معمولا براي تبرئه است و نه اعلام مجرميت.»

 

وي تصريح كرد:« كسي علاقه ندارد و نمي‌تواند به يك قاضي فشار بياورد كه شخصي را مجرم معرفي كند. البته پشت سر موسويان جريانات و افراد متنفذي وجود دارند كه مايلند او را از اتهامات وارده تبرئه كنند.»

 

وزير اطلاعات در پاسخ به اين سوال كه اگر موسويان تبرئه شود نشان‌دهنده‌ي اعمال نفوذ است؟ گفت:« نه، زيرا بسياري از اوقات دادستان كيفرخواست مي‌زند، ولي دادگاه نمي‌پذيرد و حتي دادگاه بدوي، كسي را محكوم مي‌كند ولي تجديدنظر خلاف آن حكم را مي‌دهد.»

 

وي ادامه داد: «شما مي‌گوييد كه اگر قاضي تبرئه كرد، موسويان مجرم نيست ولي من مي‌ گويم از نظر وزارت اطلاعات ايشان مجرم است. البته ممكن است قاضي نپذيرد؛ كما اين‌كه بسياري اوقات حرف دادستان را هم قاضي نمي‌پذيرد و اگر قاضي مجرم را تبرئه كرد، الزاما ممكن است به معناي اعمال نفوذ نباشد ولي احتمال اعمال نفوذ هم هست.»

 

وي اظهار اميدواري كرد كه افراد متنفذ و جريانات سياسي در پرونده اعمال نفوذ نكنند.

 

وزير اطلاعات در پاسخ به اين سوال كه مگر قاضي خبره‌اي براي موسويان در نظر گرفته نشده؟ گفت:« مگر من گفتم قاضي خبره نيست؟ فقط اظهار اميدواري كردم اعمال نفوذ نشود.»

 

وي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اين‌كه آيا در پرونده‌ي موسويان عنوان جاسوسي هست؟ گفت:« در تفهيم اتهامي كه به آقاي موسويان شده، اين است كه مطالبي را برخلاف مصالح امنيت كشور به بيگانگان و خصوصا سفارت انگليس داده است.»

 

محسني اژه‌اي در پاسخ به اين سوال كه «شما مي‌گوييد افراد متنفذ و جريانات سياسي پشت سر موسويان قرار دارند و از سوي ديگر هم وزارت اطلاعات و رييس‌جمهور مقابل آن افراد هستند، نتيجه‌ي اين مساله چه مي‌شود؟» گفت: «حتي يك بار هم رييس‌جمهور با اين قاضي تماس نگرفته ولي افرادي كه به دنبال رفع اتهام ايشان هستند چندين مرتبه قاضي را خواسته‌اند و ما ادعا مي‌كنيم هر فرد برخلاف منافع ملي اقدام كند پي‌گيري مي‌كنيم و سر حرف خودمان ايستاده‌ايم.»

 

وي درباره‌ي انتخابات رايانه‌اي نيز پاسخ داد:« اگر مقدمات اين كار فراهم شود و راي‌گيري رايانه‌اي شود، كار مثبتي خواهد بود.»

 

وزير اطلاعات درباره‌ي راي پليس بين‌الملل (اينترپل) درباره‌ي چند تن از شخصيت‌هاي كشورمان نيز گفت: « اقدام پليس بين‌الملل كاملا سياسي است و اصل قضيه نيز مربوط به چندين سال قبل است.»

 

وي افزود:« آن شاهد اصلي قضيه كه اين حرف‌ها را سال‌هاي قبل گفته بود، رسما اعلام كرده كه اين حرف‌ها را تحت فشار موساد گفته و اين مسائل را به او ديكته كردند.»

 

محسني اژه‌اي گفت: «اين تصميم و تصميمات قبلي بسيار نابه‌جا و از نظر سياسي غيرموجه است.»

 

وي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اين‌كه آيا نظرسنجي در مورد انتخابات مجلس هشتم صورت گرفته است؟ گفت:« پيش‌بيني ما اين است كه مردم به صورت گسترده در انتخابات شركت كنند و از هم‌اكنون هم شور و شوق خاصي در بين مردم و احزاب وجود دارد ولي نظرسنجي كه الان اعلام كنيم نداريم.»

 

وزير اطلاعات در پاسخ به اين سوال كه وضعيت سه دانشجوي بازداشت شده دانشگاه اميركبير چه مي‌شود؟ گفت:« بسياري از مردم از وزارت اطلاعات بررسي اتفاق بدي كه در دانشگاه رخ داده و حريم دانشگاه و دانشجو را خدشه‌دار كرده خواستار شده‌اند.»

 

وي گفت:« بسياري از مراكز و حوزويان نيز خواستار پي‌گيري اين مساله شدند و سربازان گمنام امام زمان(عج) نيز تلاش فراواني براي پي‌گيري مساله كردند و افرادي كه تحت عنوان دانشجو و دانشگاه اين عمل زشت را انجام داده بودند خودشان اذعان كردند و اين پرونده تكميل شده است.»

 

وزير اطلاعات در پايان در پاسخ به اين سوال كه شما از افراد متنفذ و يا جرياناتي براي رفع محكوميت موسويان و يا دانشجويان ياد مي‌كنيد، اين افراد چه كساني هستند؟ گفت:« هر شخصي كه منافعي در جهت فردي خود داشته باشد در اين راستا تلاش مي‌كند.»

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 19:24 |

  ماجراي جاسوسان هسته‌اي را براي ثبت در تاريخ ايران خواهم گفت

 

 

رجانيوز: رأس ساعت 9 صبح رئیس جمهور در حالی از جلسه شورای دانشگاه علم و صنعت با حضور اعضای هیئت علمی به سالن شهید ملک لو آمد که دربهای سالن از دقایقی قبل به دلیل ازدحام جمعیت بسته شده بود. اگرچه در ادامه برنامه مجریان برگزاری دربهای سالن را گشودند. بیش از 1700 نفر از دانشجویان از ساعت 7 صبح به بعد به تدریج سالن را پر کردند.

 

احمدی نژاد در حالی به جمع دانشجویان علم و صنعت آمد که خود یک علم و صنعتی تمام عیار است و بیش از 30 سال در این دانشگاه، تطور دانشجویی تا عضویت در هیئت علمی را پشت سر گذاشته است شاید همین نکته هم باعث شد که دانشجویان این دانشگاه به گرمی از او استقبال کنند و تعداد معدودی که برای هوچی گری به سبک دانشگاه امیرکبیر در این جلسه حضور یافته بودند، در این فضای صمیمانه کاملاً هضم شد.

 

در این جلسه که حدود 3 ساعت به طول انجامید هفت نفر از دانشجویان، به نمایندگی از تشکلهای دانشجویی پیش از سخنرانی رئیس جمهور به بین دیدگاه های خود پرداختند. مسائل فرهنگی دانشگاه ها، انفعال وزارت خارجه در مقابل سیاست خارجی تهاجمی و فعال رئیس جمهور، سرانجام اقدام انقلابی درباره دانشگاه آزاد و برخی تحرکات مشکوک برای تطهیر و تبرئه پرونده یک جاسوس هسته ای، اهم مطالبی بود که از سوی دانشجویان  ایراد شد. مشروح سخنان رئیس جمهور در ادامه آمده است:

ادامه اش را در ادامه مطلب بخوانيد اما قبل از اون...

  دستپاچگی بی.بی.سی از افشاگری مکرر درباره جاسوس هسته‌ای

بعد از سخنان مهم رئیس جمهور در جمع دانشجویان دانشگاه علم وصنعت که در آن به برخی فشارها برای تبرئه جاسوس هسته ای اشاره کرده بود، رادیو بی.بی.سی در تحلیلها و مصاحبه های پی در پی نسبت به افشاگری رئیس جمهور واکنش نشان داد و اظهارات احمدی نژاد را تاکتیکی سیاسی با مصرف داخلی خواند.

 

به گزارش رجانیوز، تحليلگر راديو بي بي سي در پاسخ به خبرنگار این رادیو گفت: کشورهای غربی دوست دارند از رييس جمهوري ايران سخنان آشتي جويانه تر و ملايمتري بشنوند بنابراين بيشتر طرف موردخطاب رييس جمهوري ايران كساني هستند كه در درون كشور بسر مي برند.

 

وی در پاسخ به این سوال خبرنگار که منظور رئیس جمهور ایران از عوامل داخلی چه کسانی است؟ گفت: اين هم ازآن نكات خيلي حساس است. او تهديد مي كند كه گويا عده اي دارند در داخل كشور جاسوسي مي كنند(!) خوب اگر واقعا چنين كساني وجود دارند و جاسوسي مي كنند پس چرا اينها را محاكمه نمي كنند.

 

تحلیلگر بی بی سی ادامه داد: بنابراين تهديد رييس جمهور معني ندارد. بويژه اينكه سوابق سخنان وي نشان از اين دارد كه اين اولين باري نيست كه احمدي نژاد اين حرف را مي زند. چند ماه پيش هم درست همين مطالب را عنوان كرد و گفت در پرونده هسته اي ايران عده اي با غرب همكاري كرده و جاسوسي كرده اند.

 

گفتنی است دستپاچگی رسانه وابسته به دستگاه سلطنتی انگلیس از افشاگریهای مکرر  رئیس جمهور درباره جاسوس هسته ای در شرایطی صورت می گیرد که بنابر اخبار منتشر شده در سایتها و روزنامه ها، متهم اصلی این پرونده جاسوسی، بخشی از این خیانت به منافع ملی را اتفاقاً برای مقامات انگلیسی و دستگاه جاسوسی این دولت متخاصم خارجی انجام می داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 و ساعت 17:6 |

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية و النصر واجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

بهداد:جوسازی از طریق تحریف سخنان احمدی نژاد

 

 

معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور گفت: عده اي سخنان رئيس جمهور را تحريف و بعد بر اساس جمله تحريف شده، شروع به جوسازي و شارلاتانيسم مطبوعاتي كردند. 


   
 
محمد جعفر بهداد معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور در گفتگو با  فارس درباره سخنان اخير رئيس جمهور در بيرجند كه مورد تحريف برخي رسانه ها قرار گرفته، گفت: دكتر احمدي نژاد در جمع صميمي خانواده‌هاي شهدا و ايثارگران استان خراسان جنوبي طي سخناني آنجايي كه به بحث مهدويت و ظهور موعود در سطح جهان و در اعتقادات همه جهانيان مي‌پرداخت، گفته است كه "آرزوي شهيدان شما به سرعت در حال تحقق است و جهان و بشريت راهي جز اين ندارد. اصلا خلقت بدون اين، بي‌هدف و باطل است. همه بساط عالم بر پا شده تا آن روز نوراني اتفاق بيافتد؛ روزي كه همه پيامبران، شهدا و صلحا خواهند آمد و ياري خواهند كرد. بعضي‌ها اين حرفها را تمسخر مي‌كنند؛ براي اينكه اينها دلشان از ايمان خالي است. اينها بت پرستها و شيطان پرستهاي مدرن هستند. قيافه روشنفكري مي‌گيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند."


بهداد افزود: در اينجا خانواده‌هاي شهدا، جانبازان و آزادگان با سر دادن تكبير، اين بخش از صحبت‌هاي ايشان را تاييد كردند.


وي ادامه داد: بهره گيري از قواعد تشبيه و تمثيل از جمله قواعد قرآني است كه در كلام الهي نيز عبارت "اولئك كالانعام بل هم اضل" را هم مي‌بينيد.


محمد جعفر بهداد تاكيد كرد: دكتر احمدي نژاد در بخشي از سخنان خود در جمع ايثارگران خراسان جنوبي، مخالفان فرهنگ انتظار را مورد خطاب و نقد قرار داد و تعجب آور است كه چرا بعضي‌ها اينقدر اصرار دارند خودشان را جزو مخاطبان اين سخن رئيس جمهور بدانند.


معاون ارتباطات و اطلاع رساني دفتر رئيس جمهور اظهار داشت: به نظر مي‌رسد اگر چه برخي عناصر تلاش كردند ابتدا سخنان رئيس جمهور را تحريف كنند و سپس به جوسازي عليه ايشان بپردازند اما ظاهرا آنها خودشان را مخاطبان اصلي اين سخنان دكتر احمدي نژاد دانسته‌اند و ظاهرا از آن دسته‌اي هستند كه با نهادينه شدن و فراگير شدن موضوع مهدويت و فرهنگ انتظار مخالف هستند.


بهداد تصريح كرد: اصولا نظام سلطه جهاني هم با گسترش اين انديشه و فرهنگ بشدت مخالف است و با راهكارهاي نرم و سخت درصدد مهار فراگير شدن و يا مهار تثبيت اين فرهنگ در ميان ملتهاي دنياست. حال آنكه هم اكنون مهدويت و موضوع موعود جهاني در قالب فرهنگ انتظار مورد پذيرش بسياري از جهانيان است.


وي خاطرنشان كرد: دكتر احمدي نژاد در اين بخش از سخنان خود، مخالفان فرهنگ انتظار را مورد خطاب و مورد نقد قرار داد و تعجب آور است كه چرا بعضي‌ها اينقدر اصرار دارند خودشان را جزو مخاطبان اين سخن رئيس جمهور بدانند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 0:30 |

واکنش حسینی به توهین نشریه کویتی

 

 


سخنگوی وزارت امور خارجه با محكوم كردن اقدامات اهانت آمیز برخی روزنامه های كویتی به رهبر معظم انقلاب گفت: این گونه اقدامات تاثیرات منفی بر روابط دو كشور خواهد گذاشت.


محمد علی حسینی در نشست هفتگی با خبرنگاران افزود: متاسفانه برخی روزنامه های كویتی و نیز چند كشور دیگر در منطقه قدم هایی را بر می دارند و قلم هایی می زنند كه تناسبی با روابط مسالمت آمیز ایران با این كشورها ندارد.

 

وی گفت: ما با هرگونه اقدام اهانت آمیز آنها برخورد می كنیم و در ادامه نیز از طریق نمایندگان جمهوری سلامی ایران در این كشورها به طور رسمی این برخوردها را ادامه خواهیم داد.

 

سخنگوی وزارت امور خارجه افزود: اعتقاد داریم اگر این روند ادامه داشته باشد ممكن است زمینه های همكاری را تحت تاثیر منفی قرار دهد.

 

حسینی با بیان اینكه رسانه های كشور ما نیز برای انجام اقدامات انتقام جویانه وزارت امور خارجه را تحت فشار قرار داده اند، افزود: تاكنون به رسانه های داخلی برای فعالیت های مقابله جویانه اجازه نداده ایم اما اگر فعالیت های اهانت آمیز آنها ادامه داشته باشد ما نیز از طریق رسانه های خود اقدام مقابله به مثل خواهیم كرد.

 

بازتاب توهین نشریه کویتی به رهبر انقلاب

 

در پی اقدامات اخیر مطبوعات كویتی در به راه انداختن موج ضد ایرانی و موضع گیری برخی مسئولان كشورمان، مقامات كویتی به شدت نگران شده و در پی چاره بر آمده اند.


به گزارش شبكه خبر ، این نگرانی مقامات كویتی زمانی افزایش یافت كه رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌ های دفاع مقدس، درباره افشای نقش كویت در جنگ تحمیلی فراخوان مقاله و ارائه سند داد.

 

پس از این فراخوان ، مقامات كویتی به شدت نگران شده و تلاش خود را برای یافتن علت این موضع گیری ایران آغاز كرده اند.

 

دو تن از مقامات ارشد كویتی وابسته به خاندان الصباح امیر كویت، با ابراز نگرانی از وضع به وجود آمده، آن را پیامد مقاله توهین آمیز "احمد جارالله" روزنامه نگار كویتی در روزنامه السیاسة دانستند و به شدت به وی در این زمینه هشدار دادند.

 

كارشناسان آگاه در كویت اعلام كردند: اقدامات اخیر مطبوعات كویت در راه اندازی موج ضد ایرانی، به فعالیت برخی شاخه‌های وابسته سلفی‌ها در این امیرنشین كوچك خلیج فارس برمی‌گردد و یك نفر از مقامات ارشد دستگاه امنیتی كویت با خط دهی به نشریات این كشور، این موج ضد ایرانی را هدایت می‌كند.

 

این مقام امنیتی كه در گذشته چند بار در برخی‌ وزارتخانه‌ها حضور داشته است، مشهور به فساد مالی بسیاری در كویت است و تنها به علت وابستگی او به خاندان الصباح از برخورد و مجازات‌های جدی به دور مانده است.

 

از سوی دیگر برخی از شهروندان كویت اعلام كرده اند در صورتی كه "احمد جارالله" به فضاسازی به نفع سیاست های آمریكا در منطقه ادامه دهد ، اسناد ارتباط او با رژیم صدام را افشا خواهند كرد.

 

این در حالی است كه مقامات ایرانی با محكوم كردن اهانت های برخی روزنامه های كویتی به رهبر معظم انقلاب آن را عامل ایجاد تاثیرات منفی بر روابط دو كشور دانسته اند.

 

این واقعیت كه كمك های تسلیحاتی و اطلاعاتی كشورهای عربی به عراق در جریان جنگ تحمیلی علیه ایران، اگر از كمك های نظامی كشورهای غربی و اروپایی بیشتر نبوده كمتر هم نبوده است، بر هیچ كس پوشیده نیست.

 

كشورهای عربی به ویژه كویت و عربستان با ارسال كمك‌های مالی و نظامی به عراق، بخشی از هزینه‌های این كشور را در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران ، تقبل می كردند.

 

برابر گزارش محرمانه‌ای كه در آن مقطع زمانی منتشر شد، دو كشور یاد شده در مجموع ‌25 تا 50 میلیارد دلار به صورت قرض یا وام بلاعوض در اختیار عراق قرار دادند.

 

بعدها كویتی‌ها اذعان داشتند، افزون بر كمك های مالی، پایگاه نیروهای هوایی در اختیار عراق قرار دادند كه همین امر به عراقی‌ها برای حمله به جزیره خارك، پایانه‌های نفتی ایران و نفت‌كش‌ها كمك شایانی كرده بود.

 

نگاهی به وام ها و كمك های اقتصادی خارجی دولت كویت به عراق در سال های جنگ نشان می‌دهد كه كویت یكی از عمده‌ترین وام‌دهندگان به رژیم صدام بوده است.

 

شمه ای از كمك های كویت و عربستان به عراق در جنگ تحمیلی  به این شرح است:

 

‌1ـ در اوایل سال ‌1360 مطبوعات كویت گزارش دادند كه كویت و عربستان قرار است یك وام شش میلیارد دلاری در اختیار عراق قرار دهند. سهم كویت از این مبلغ، دو و سهم عربستان چهار میلیارد دلار تعیین شده بود.

 

2ـ هفت ماه پس از اعطای وام نخست كویت به عراق، در تاریخ 19/08/1360 گزارشی مبنی بر واگذاری یك اعتبار ‌7/4 میلیون دلاری از سوی كویت به دولت عراق منتشر شد.

 

3ـ در تاریخ 9/01/1365 نیز دولت كویت در ادامه حمایت مالی‌اش از عراق، وامی به مبلغ هشت میلیون و 900 هزار دینار كویتی به عراق پرداخت كرد.

 

4ـ كویت و عربستان توافق كردند از سال 1982 عایدات صدور نفت از منطقه‌ بی طرف (روزانه ‌300 تا 350 هزار بشكه) به حساب عراق ریخته شود. این توافقنامه تا سال 1986 اعتبار داشت و عراق درصدد تمدید آن برای یك سال دیگر بود.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 0:6 |

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه هجدهم آبان 1386 و ساعت 12:5 |


 


يا أبا عبدالله يا جعفر بن محمد أيها الصادق يا ابن رسول الله يا حجة الله على خلقه يا سيدنا ومولانا إنا تـوجهنا واستشفعنا وتوسـلنا بك إلى الله وقدمنـاك بين يدي حاجاتنا ، يـا وجيها عند الله اشـفع لنا عند الله


 


خلاصه حالات هشتمين معصوم ، ششمين اختر امامت
آن حضرت هنگام طلوع سپيده صبح ، روز جمعه يا دوشنبه ، هفدهم ربيع الا وّل يا اوّل رجب ، سال 80 يا 83 هجرى قمرى در مدينه منوّره ديده به جهان گشود.
نام : جعفر صلوات اللّه و سلامه عليه .
كنيه : ابو عبداللّه ، ابو اسماعيل ، ابو موسى ، ابو اسحاق .
لقب : صادق ، صابر، فاضل ، طاهر، شيخ ، صادق آل محمّد، باقى ، منجى ، كامل ، كافل ، عالم و ... .
پدر: امام محمّد باقر، باقر علم الا وّلين والا خرين عليه السلام .
مادر: فاطمه ، معروف به امّ فروه ، دختر قاسم بن محمّد بن ابى بكر مى باشد.
نقش انگشتر: حضرت داراى چهار انگشتر بود، كه نقش هر كدام به ترتيب عبارتند از:
((اللّهُ وَليّي وَ عِصْمَتى مِنْ خَلْقِهِ)) ، ((اللّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْى ءٍ)) ، ((اءنْتَ ثِقَتى فَاعْصِمْنى مِنْ خَلْقِكَ)) ، ((ما شاءَاللّهُ لا قُوَّةَ إ لاّ باللّهِ)).

دربان : مفضّل بن عمر است ، و نيز بعضى محمّد بن سنان را گفته اند.
مدّت امامت : حضرت در سنين 34 سالگى ، روز دوشنبه ، هفتم ذى الحجّه يا ربيع الا وّل ، در سال 114 هجرى ، پس از شهادت پدر بزرگوارش به منصب امامت و خلافت رسيد و حدود 34 سال امامت و هدايت جامعه اسلامى را بر عهده داشت .
هنگامى كه امام جعفر صادق عليه السلام به منصب امامت نايل آمد، در موقعيّت حسّاسى قرار گرفته بود، چون دولت بنى العبّاس تازه روى كار آمده بود و تنها تلاش آن ها استحكام و ثبات پايه هاى حكومت خود بود؛ و ناچار بودند كه افكار عموم ، مخصوصا سادات بنى الزّهراء را به خود جلب و جذب نمايند.
بر همين اساس امام عليه السلام از موقعيّت موجود زمان ، به نحو اءحسن استفاده نموده و با تشكيل جلسات مختلف در رشته هاى گوناگون علوم و فنون ، ابعاد مختلف اسلام و معارف الهى را تبيين و تشريح نمود.
طبق گفته مورّخين و محدّثين : بيش از دوازده هزار شاگرد از اقشار مختلف در جلسات درس و محاضرات آن حضرت شركت نموده و در علوم و فنون مختلف از درياى بى كران علوم حضرتش بهره مى گرفتند.
و چهارصد جلد كتاب از جواب ها و مطالب آن حضرت نوشته شده است ، كه به عنوان اصول ((اءربعمائة )) معروف مى باشد.
و بر همين اساس ، شيعه به عنوان مذهب جعفرى معروف گرديد.
رهبران و پيشوايان مذاهب چهارگانه اهل سنّت از شاگردان امام جعفر صادق عليه السلام بوده اند.
آن حضرت مدّت 15 سال و اندى ، هم زمان با جدّ بزرگوارش ، امام زين العابدين عليه السلام ؛ و مدّت 19 سال پس از آن ، با پدر عظيم القرش ‍ حضرت باقرالعلوم عليه السلام ؛ و سپس مدّت 34 سال امامت و زعامت جامعه اسلامى را بر عهده داشت ، كه روى هم عمر پربركت آن حضرت را 68 سال گفته اند.
شهادت : بنابر مشهور، آن حضرت ، روز دوشنبه 25 شوّال ، سال 148 هجرى قمرى ، در شهر مدينه منوّره ديده از جهان فرو بست ؛ و به لقاء اللّه ملحق گرديد.
محلّ دفن : پيكر مقدّس آن حضرت ، در مدينه منوّره ، در قبرستان بقيع ، در جوار مرقد شريف و مطهّر عمو و جدّ و پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.
تعداد فرزندان : تعداد شش فرزند پسر و چهار دختر براى آن حضرت گفته اند.
خلفاء و سلاطين هم عصر امامت آن حضرت : پنج نفر از طايفه بنى اميّه به نام هاى : هشام بن عبدالملك ، وليد بن يزيد بن عبدالملك ، يزيد بن وليد بن عبدالملك ، ابراهيم بن وليد، مروان حمار مى باشند؛ و هچنين دو نفر از بنى العبّاس به نام : سفّاح و منصور دوانيقى عبّاسى بوده اند.
نماز آن حضرت : چهار ركعت است ، كه در هر ركعت پس از قرائت سوره حمد، صد مرتبه
((سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إ له إ لاّ اللّه و اللّه اءكبر)) خوانده مى شود.
و بعد از آن كه سلام نماز پايان يافت ، تسبيحات حضرت فاطمه زهراء عليها السلام گفته مى شود؛ و سپس حوايج مشروعه خويش را از خداوند متعال درخواست مى نمائيم ، كه ان شاءاللّه برآورده خواهد شد.


ميهمان خراسانى و تنور آتش
ماءمون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:
در منزل آن حضرت بودم ، كه شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! شما بيش از حدّ عطوفت و مهربانى داريد، شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است كه قيام نمى كنيد و حقّ خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمى گيريد، با اين كه بيش از يك صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداكارى در ركاب شما هستند؟!
امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش ، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به يكى از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن .
همين كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراسانى خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشين .
سهل خراسانى گفت : اى سرور و مولايم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان ، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده ، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد.
در همين لحظات شخص ديگرى به نام هارون مكّى - در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام كرد.
حضرت امام صادق سلام اللّه عليه ، پس از جواب سلام ، به او فرمود: اى هارون ! كفش هايت را زمين بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشين .
هارون مكّى كفش هاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى ، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاى آتش نشست .
آن گاه امام عليه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاكره و صحبت شد و پيرامون وضعيّت فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى و ديگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن كه مدّت ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است .
پس از گذشت ساعتى ، حضرت فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است .
همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتش ها نشسته است ، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.
بعد از آن ، حضرت خطاب به سهل خراسانى كرد و اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص - هارون كه مطيع ما مى باشد - پيدا مى شود؟
سهل پاسخ داد: هيچ ، نه به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد.
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم .


مناظره ابوحنيفه و امام صادق عليه السلام
روزى ابو حنيفه - يكى از پيشوايان و رهبران اهل سنّت - به همراه عدّه اى از دوستانش به مجلس امام جعفر صادق عليه السلام وارد شد و اظهار داشت :
يابن رسول اللّه ! فرزندت ، موسى كاظم عليه السلام را ديدم كه مشغول نماز بود و مردم از جلوى او رفت و آمد مى كردند؛ و او آن ها را نهى نمى كرد، با اين كه رفت و آمدها مانع معنويّت مى باشد؟!
امام صادق عليه السلام فرزند خود موسى كاظم عليه السلام را احضار نمود و فرمود: ابو حنيفه چنين مى گويد كه در حال نماز بودى و مردم از جلوى تو رفت و آمد مى كرده اند و مانع آن ها نمى شدى ؟
پاسخ داد: بلى ، صحيح است ، چون آن كسى كه در مقابلش ايستاده بودم و نماز مى خواندم ، او را از هر كسى نزديك تر به خود مى دانستم ، بنابر اين افراد را مانع و مزاحم عبادت و ستايش خود در مقابل پروردگار متعال نمى دانستم .
سپس امام جعفر صادق عليه السلام فرزند خود را در آغوش گرفت و فرمود: پدر و مادرم فداى تو باد، كه نگه دارنده علوم و اسرار الهى و امامت هستى .
بعد از آن خطاب به ابو حنيفه كرد و فرمود: حكم قتل ، شديدتر و مهمّتر است ، يا حكم زنا؟
ابو حنيفه گفت : قتل شديدتر است .
امام عليه السلام فرمود: اگر چنين است ، پس چرا خداوند شهادت بر اثبات قتل را دو نفر لازم دانسته ؛ ولى شهادت بر اثبات زنا را چهار نفر قرار داده است ؟!
سپس حضرت به دنباله اين پرسش فرمود: بنابر اين بايد توجّه داشت كه نمى توان احكام دين را با قياس استنباط كرد.
و سپس افزود: اى ابوحنيفه ! ترك نماز مهمّتر است ، يا ترك روزه ؟
ابو حنيفه گفت : ترك نماز مهمّتر است .
حضرت فرمود: اگر چنين است ، پس چرا زنان نمازهاى دوران حيض و نفاس را نبايد قضا كنند؛ ولى روزه ها را بايد قضا نمايند، پس احكام دين قابل قياس نيست .
بعد از آن ، فرمود: آيا نسبت به حقوق و معاملات ، زن ضعيف تر است ، يا مرد؟
ابوحنيفه در پاسخ گفت : زنان ضعيف و ناتوان هستند.
حضرت فرمود: اگر چنين است ، پس چرا خداوند متعال سهم مردان را دو برابر سهم زنان قرار داده است ، با اين كه قياس برخلاف آن مى باشد؟!
سپس حضرت افزود: اگر به احكام دين آشنا هستى ، آيا غائط و مدفوع انسان كثيف تر است ، يا منى ؟
ابو حنيفه گفت : غائط كثيف تر از منى مى باشد.
حضرت فرمود: اگر چنين است ، پس چرا غائط با قدرى آب يا سنگ و كلوخ پاك مى گردد؛ ولى منى بدون آب و غسل ، تطهير نمى شود، آيا اين حكم با قياس سازش دارد؟!
پس از آن ابوحنيفه تقاضا كرد: ياابن رسول اللّه ! فدايت گردم ، حديثى براى ما بيان فرما، كه مورد استفاده قرار دهيم ؟
امام صادق عليه السلام فرمود: پدرم از پدرانش ، و ايشان از حضرت اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام روايت كرده اند، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند متعال ميثاق و طينت اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه عليهم را از اءعلى علّيين آفريده است .
و طينت و سرشت شيعيان و دوستان ما را از خمير مايه و طينت ما خلق نمود و چنانچه تمام خلايق جمع شوند، كه تغييرى در آن به وجود آورند هرگز نخواهند توانست .
بعد از آن كه امام صادق عليه السلام چنين سخنى را بيان فرمود ابو حنيفه گريان شد؛ و با دوستانش كه همراه وى بودند برخاستند و از مجلس خارج گشتند.


دفن پدر و خبر از مرگ برادر
يكى از راويان حديث - و از اصحاب امام موسى كاظم صلوات اللّه و سلامه عليه - حكايت كند:
از آن حضرت شنيدم كه فرمود: هنگامى كه نشانه هاى مرگ بر پدرم امام جعفر صادق عليه السلام آشكار گرديد، خطاب به من اظهار داشت :
اى پسرم ! كسى غير از تو مرا غسل نمى دهد، همان طور كه من خودم پدرم امام محمّد باقر عليه السلام را غسل دادم ؛ و او نيز پدرش امام سجّاد زين العابدين عليه السلام را غسل داد، چون كه حجّت خدا را فقط حجّت او بايد غسل دهد؛ و من خود، چشمان پدرم را بر هم نهادم و او را كفن كردم .
سپس پدرم ، امام جعفر صادق عليه السلام افزود: اى فرزندم ! پس از فوت من ، برادرت عبداللّه . ادّعاى امامت و خلافت مرا خواهد كرد، او را به حال خود واگذار؛ زيرا او اوّل كسى است كه به من ملحق خواهد شد.
و هنگامى كه امام صادق عليه السلام به شهادت رسيد، فرزندش حضرت موسى كاظم عليه السلام او را غسل داده و كفن نمود.
ابوبصير گويد: به حضرتش عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! امسال شما و برادرت ، عبداللّه مناسك حجّ را انجام داديد؛ وليكن عبداللّه يك شتر قربانى و نَحر كرد؟
حضرت فرمود: همين كه حضرت نوح عليه السلام سوار كشتى شد، از هر موجودى يك جفت نر و مادّه داخل آن قرار داد؛ مگر زنازاده را كه سوار كشتى ننمود.
ابوبصير گويد: با شنيدن اين سخن ، گمان بردم كه امام عليه السلام خبر از مرگ خود مى دهد؛ ولى بر خلاف فكر و تصوّر من حضرت موسى كاظم عليه السلام اظهار نمود: برادرم عبداللّه ، بيش از يك سال زنده نمى ماند.
اصحاب ، تاريخ آن روز را يادداشت كردند؛ و عبداللّه فرزند امام جعفر صادق عليه السلام بيش از يك سال ادامه زندگى نداد؛ و بلكه كمتر از آن قبل از پايان يك سال از دنيا رفت .


مهمّترين سفارش در آخرين لحظات
مرحوم شيخ صدوق رضوان اللّه تعالى عليه و ديگر بزرگان آورده اند:
يكى از راويان حديث و از اصحاب و دوستان امام جعفر صادق عليه السلام به نام ابوبصير ليث مرادى حكايت كند:
پس از آن كه امام جعفر صادق عليه السلام به شهادت رسيد، روزى جهت اظهار هم دردى و عرض تسليت به اهل منزل حضرت ، رهسپار منزل آن امام مظلوم عليه السلام گرديدم .
همين كه وارد منزل حضرت شدم ، همسرش حميده را گريان ديدم ؛ و من نيز در غم و مصيبت از دست دادن آن امام همام عليه السلام بسيار گريستم .
و چون لحظاتى به اين منوال گذشت ، افراد آرامش خود را باز يافتند. آن گاه همسر آن حضرت به من خطاب كرد و اظهار داشت :
اى ابوبصير! چنانچه در آخرين لحظات عمر امام جعفر صادق عليه السلام در جمع ما و ديگر اعضاء خانواده مى بودى ، از كلامى بسيار مهمّ استفاده مى بردى .
ابوبصير گويد: از آن بانوى كريمه توضيح خواستم ؟
پاسخ داد: در آن هنگام ، كه ضعف شديدى بر امام عليه السلام وارد شده بود فرمود: تمام اعضاء خانواده و آشنايان و نزديكان را بگوئيد كه در كنار من حاضر و جمع شوند.
وقتى تمامى افراد حضور يافتند، حضرت به يكايك آنان نگاهى عميق انداخت و سپس خطاب به جمع حاضر فرمود:
كسانى كه نسبت به نماز بى اعتنا باشند، شفاعت ما اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام شامل حالشان نمى گردد.
قابل دقّت است كه حضرت نفرمود: شفاعت ما شامل افراد بى نماز نمى شود؛ بلكه فرمود: شفاعت ما شامل حال افراد بى اعتناء به نماز، نمى شود.


كينه توزانِ نيرنگ باز
بسيارى از محدّثين و مورّخين آورده اند، كه ربيع بن يونس از طرف منصور عبّاسى استاندار شهر مدينه بود؛ پسر ربيع كه فضل نام دارد حكايت كند:
منصور خليفه عبّاسى - در سال 147 - پس از مراسم حجّ وارد مدينه منوّره شد و به پدرم ، ربيع گفت : هر چه زودتر جعفر بن محمّد عليه السلام را با حالتى توهين آميز احضار كن ، مى خواهم او را به قتل برسانم .
پدرم ربيع گويد: خود را به حال فراموشى زدم ؛ ولى منصور دومرتبه پيام شديدى بر احضار آن حضرت برايم فرستاد و من نيز اهمال كردم و خود را به فراموشى زدم تا شايد پشيمان گردد.
وليكن منصور در مرتبه سوّم رسما نامه اى را برايم فرستاد، با تهديد بر اين كه اگر چنان كارى را انجام ندهم ، مورد تهديد و خطر قرار خواهم گرفت .
به همين جهت ناچار شدم و حضرت را نزد خود آوردم ؛ و اظهار داشتم : منصور چنين تصميم شومى را در حقّ شما دارد، از خداوند طلب كن كه از شرّ او در اءمان باشى .
امام صادق عليه السلام با شنيدن چنين مطلبى ، لب به سخن گشود و اظهار نمود: للّه للّه ((لاحُوْلَ وَلاقُوّةَ إ لاّ بِاللّه )) .
و هنگامى كه حضرت بر منصور وارد شد، منصور با حالت تندى و درشتى با وى سخن گفت ؛ و سپس حضرت را مورد خطاب و سرزنش قرار داد و اظهار داشت : دشمنان و مخالفين ما در عراق تو را به عنوان امام و رهبر خود برگزيده اند، خدا مرا هلاك كند اگر تو را نكشم و از بين نبرم .
حضرت صادق عليه السلام اظهار داشت : آنچه برايت گفته اند دروغ است ، مگر نمى دانى كه حضرت سليمان مورد لطف قرار گرفت شكر و سپاس ‍ انجام داد و حضرت ايّوب مبتلى گرديد و صبر و شكيبائى نشان داد، حضرت يوسف مورد ظلم قرار گرفت و عفو و بخشش كرد.
چون منصور چنين كلماتى را شنيد، غضب خود را فرو نشاند؛ و آن گاه امام عليه السلام را نزد خود دعوت كرد و ضمن عذرخواهى و پوزش ، گفت : ساحت شما از آنچه گفته اند پاك است ؛ ولى فلانى گزارشاتى را براى ما مطرح كرده است ، كه خواستم شكّ و شبهه برطرف شود.
حضرت فرمود: او را احضار نما تا ثابت شود.
هنگامى كه آن شخص وارد مجلس شد، منصور دوانيقى به او گفت : مگر تو اين مطالب و گزارشات را بر عليه جعفر بن محمّد حكايت نكرده اى ؟
آن شخص اعتراف كرد و گفت : بلى ، من گفته ام .
امام عليه السلام فرمود: او را بر آنچه مى گويد، قسم دهيد.
همين كه طبق روش خاصّى قسم خورد، ناگهان به دَرَك ، واصل شد و پس از آن منصور، حضرت صادق عليه السلام را مورد احترام و تكريم قرار داد؛ و روانه منزلش نمود.
و از آنجا كه دشمنان و منافقان كينه توز نمى توانند لحظه اى آرام بنشينند، در نهايت منصور دوانيقى ، حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه و سلامه عليه را به وسيله انگور زهرآلود مسموم كرده و به شهادت رسانيد.
و يكى دو روز پس از مسموم شدن حضرت ، هنگامى كه بعضى از اصحاب به ملاقات آمدند، ديدند كه آن امام مظلوم در بستر قرار گرفته ؛ و رنگ چهره مباركش زرد و بيش از حدّ، لاغر و ضعيف گرديده است ، به همين جهت بسيار گريستند.
و همچنين مرحوم كلينى رحمة اللّه عليه امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است :
چون پدرم به شهادت نائل آمد او را پس از غسل ، با دو لباس و پارچه اى كه در ايّام حجّ با آن ها احرام مى بست ، كفن كردم .
و نيز عمامه اى را كه از جدّش ، امام سجّاد عليه السلام به ارث برده بود بر سرش بستم ؛ و سپس جسد مطهّرش را در پارچه اى بُرد يمانى پوشاندم .
و بعد از آن ، بدن مقدّس و مطهّر حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم را پس از وداع با قبر جدّ بزرگوارش ، رسول خدا صلى الله عليه و آله ، در قبرستان بقيع - كنار مرقد شريف پدر و جدّ و عمويش - دفن كردند.


قالَ الا مامُ جَعْفَرُ بنُ محمّد الصّادقُ عليه السلام : قالَ عليه السلام : مَنْ حَفِظَ مِنْ شيعَتِنا اءرْبَعينَ حَديثا بَعَثَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقيامَةِ عالِما فَقيها وَلَمْ يُعَذِّبْهُ.
ترجمه :

فرمود: هركس از شيعيان ما چهل حديث را حفظ كند و به آن ها عمل نمايد ، خداوند او را دانشمندى فقيه در قيامت محشور مى گرداند و عذاب نمى شود.


قالَ عليه السلام : قَضاءُ حاجَةِالْمُؤْمِنِ اءفْضَلُ مِنْ اءلْفِ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلةٍ بِمَناسِكِها، وَ عِتْقِ اءلْفِ رَقَبَةٍ لِوَجْهِ اللّهِ، وَ حِمْلانِ اءلْفِ فَرَسٍ فى سَبيلِ اللّهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.
ترجمه :

فرمود: برآوردن حوائج و نيازمندى هاى مؤ من از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است .


 


قالَ عليه السلام : اءَوَّلُ ما يُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُالصَّلاةُ، فَإ نْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إ ذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَيْهِ سائِرُ عَمَلِهِ.
ترجمه :

فرمود: اوّلين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند پيرامون نماز است ، پس اگر نمازش ‍ قبول شود بقيه عبادات و اعمالش نيز پذيرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.


قالَ عليه السلام : مَنْ تَوَضَّاءَ وَ تَمَنْدَلَ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ مَنْ تَوَضَّاءَ وَلَمْ يَتَمَنْدَلْ حَتّى يَجُفَّ وُضُوئُهُ، كُتِبَ لَهُ ثَلاثُونَ حَسَنَةً.
ترجمه :

فرمود: هركس وضو بگيرد و با حوله خشك نمايد يك حسنه دارد و چنانچه خشك نكند سى حسنه خواهد داشت .


قالَ عليه السلام : إ ذا فَشَتْ اءرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ اءرْبَعَةٌ: إ ذا فَشا الزِّنا كَثُرَتِ الزَّلازِلُ، وَ إ ذا اُمْسِكَتِ الزَّكاةُ هَلَكَتِ الْماشِيَةُ، وَ إ ذا جارَ الْحُكّامُ فِى الْقَضاءِ اُمْسِكَ الْمَطَرُ مِنَ السَّماءِ، وَ إ ذا ظَفَرَتِ الذِّمَةُ نُصِرُ الْمُشْرِكُونَ عَلَى الْمُسْلِمينَ.
ترجمه :

فرمود: هنگامى كه چهار چيز در جامعه شايع و رايج گردد چهار نوع بلا و گرفتارى پديد آيد:
چنانچه زنا رايج گردد زلزله و مرگ ناگهانى فراوان شود.
چنانچه زكات و خمسِ اموال پرداخت نشود حيوانات اهلى نابود شود.
اگر حاكمان جامعه و قُضات ستم و بى عدالتى نمايند باران رحمت خداوند نمى بارد.
و اگر اهل ذمّه تقويت شوند مشركين بر مسلمين پيروز آيند.


قالَ عليه السلام : إ ذا اءفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْماءِ الْفاتِرِ نَقى كَبِدُهُ، وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ، وَ قَوىَّ الْبَصَرَ وَالْحَدَقَ.
ترجمه :

فرمود: چنانچه انسان روزه خود را با آب جوش افطار نمايد كبدش پاك و سالم باقى مى ماند، و قلبش از كدورت ها تميز و نور چشمش قوى و روشن مى گردد.


قالَ عليه السلام : مَنْ قَرَءَ قُلْ هُوَاللّهُ اءحَدٌ مَرَّةً واحِدَةً فَكَاءنَّما قَرَءَ ثُلْثَ الْقُرآنِ وَ ثُلْثَ التُّوراةِ وَ ثُلْثَ الاْ نْجيلِ وَ ثُلْثَ الزَّبُورِ.
ترجمه :

فرمود: هر كه يك مرتبه سوره توحيد را تلاوت نمايد، همانند كسى است كه يك سوّم قرآن و تورات و انجيل و زبور را خوانده باشد.


قالَ عليه السلام : إ نَّ الرَّجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاةَاللَّيْلِ، إ نَّ الْعَمَلَ السَّيِّى ءَ اءسْرَعُ فى صاحِبِهِ مِنَ السِّكينِ فِى اللَّحْمِ.
ترجمه :

فرمود: چه بسا شخصى به وسيله انجام گناهى از نماز شب محروم گردد، همانا تاءثير گناه در روان انسان سريع تر از تاءثير چاقو در گوشت است .


+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 17:24 |
           

                                          

صبح فردا، همزمان با سالروز شهادت مظلومانه امام جعفر صادق (ع) پيكرهاي پاك 65 تن از شهداي دفاع مقدس تشييع مي شود.

به گزارش روابط عمومي بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس، پيكرهاي پاك 65 تن از شهداي دفاع مقدس كه اخيراً به دنبال تلاش هاي گروه هاي كميته جست وجوي مفقودين در مناطق عملياتي جنوب، غرب و شمال غرب كشور بدست آمده است، با همكاري و مشاركت نيروي انتظامي، هيئت رزمندگان غرب تهران و شهرداري تهران تشييع مي شوند.
اين مراسم از ساعت 9 صبح در ميدان وليعصر (عج) همراه با عزاداري آغاز و سپس پيكرهاي مطهر به سوي معراج الشهداء تشييع خواهند شد.
اين شهيدان از يگان هاي تيپ نبي اكرم(ص)، لشكر 27 محمد رسول الله(ص)، لشكر 10 سيدالشهدا
(ع)، لشكر 31 عاشورا، تيپ 40 سراب و نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران هستند كه از مناطق عملياتي شرق بصره، شلمچه، جزاير مجنون، هورالعظيم، فكه، شرهاني، دهلران، مهران، گيلانغرب، قصرشيرين، كردستان و شاخ شمران بدست آمده اند كه مربوط به عمليات والفجر يك تا چهار مطلع الفجر، محرم، خيبر، بدر و كربلاي 5 و همچنين نبرد با عناصر ضد انقلاب در كردستان در سال هاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي هستند كه 20 تن از آنان داراي هويت و بقيه گمنام هستند.
اين بنياد از عموم شهروندان تهران بويژه جوانان پرشور دعوت كرد تا با شركت در مراسم و تجديد ميثاق با بنيانگذار مذهب جعفري و تكريم شهدا، وحدت و انسجام خود را به نمايش بگذارند.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه چهاردهم آبان 1386 و ساعت 16:33 |

 ناگفته‌هایی از تسخیر لانه جاسوسی

 

 

گروه سياسي- علي طاهري: روز 28 سپتامبر از دفتر دیوید راکفلر به وزارت خارجه آمریکا اطلاع داند که شاه به شدت بیمار است و چون امکانات معالجه او در مکزیک وجود ندارد او در نظر دارد به آمریکا مسافرت کند. برژینسکی از جمله افرادی بود که از مسافرت شاه به آمریکا حمایت کرد. وی در کتاب خود با عنوان «قدرت و اصول» دلایل این حمایت خود را چنین بیان می کند: «پذیرفتن شاه در آمریکا... جنبه تاکتیکی داشت... من می دانستم که سادات و ملک حسن و رهبران سعودی و سایر دوستان ما به دقت مراقب رفتار ما با شاه هستند و روش ما در برابر شاه در قضاوت خود آنها نسبت به ما موثر واقع خواهد شد...»

 

سرانجام شاه در 30 مهر 1358 وارد نیویورک شد. امام (ره) در ده آبان، طی پیامی به مناسبت سالروز 13 آبان خطاب به مردم، دانشجویان و طلاب فرمودند: «بر دانش آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش داده و آمریکا را مجبور به استرداد این شاه مخلوع جنایتکار نمایند.»

 

چند روز قبل ازآن در سوم آبان 1358 پیشنهاد اشغال سفارت آمریکا در شورای هماهنگی «دفتر تحکیم» که تشکیلات سراسری انجمن اسلامی دانشگاه های سراسر کشور بود، مطرح می شود و چون با مخالفت روبرو می گردد در انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران، شریف و پلی تکنیک خارج از چارچوب دفتر تحکیم وحدت مورد بحث و توافق قرار می گیرد و اين دانشجويان به خصوص بعد از پیام 10 آبان حضرت امام در تصمیم خود جدی تر شده و بالاخره در 13 آبان 58 سفارت آمریکا را تسخیر می کنند.

 

طي سالهاي گذشته، صحبت های زیادی پیرامون علل و زمینه های تسخیر لانه جاسوسی شده است. آنچه در ادامه می آید پرداختن به مسائلی است که تا کنون کمتر مطرح شده اند:

 

1.در بسیاری از کتب، جنگ عراق علیه ایران را به عنوان یکی از پیامدهای تسخیر لانه جاسوسی مطرح می کنند. به این معنی که اگر لانه جاسوسی تسخیر نمی شد، هرگز عراق به ایران حمله نمی کرد! این در حالیست که شواهد موجود نشان می دهد، حمله عراق به ایران، مدتها قبل از تسخیر سفارت آمریکا کلید خورده بود و اتفاقاً تسخیر لانه جاسوسی آن را به عقب انداخت و این فرصت را فراهم کرد تا دولت و سایر نهادهای نظام استقرار یابند. برای اثبات این فرضیه دلایل زیر قابل طرح است:

 

الف) پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران تبدیل به کشوری شد که نه تنها از نظر جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی دارای اهمیت فوق العاده بود بلکه نظریه های رایج فکری در دنیا و نظام های حکومتی سلطه گر را به چالش کشید و یک موج بیداری اسلامی را بوجود آورد. مجله لبنانی «الصیاد» در 17 خرداد 58 در مقاله ای با عنوان «گردباد اسلامی با انقلاب ایران در کشور های مسلمان وزیدن گرفت»، به تحلیل عمق نفوذ انقلاب اسلامی در کشورهای منطقه پرداخت. نکته مهم تعبیر «گردباد اسلامی» از انقلاب ایران بود که در حقیقت شتاب زیاد انقلاب اسلامی را بیان می کرد. این شتاب به حدی بود که تنها، گزینه ی نظامی را پیش روی آمریکا و متحدانش برای مبارزه با انقلاب اسلامی قرار می داد چرا که اولاً راهبرد نرم در درازمدت جواب می داد و زمانبر بود، ثانیاً شور و اشتیاق مردم در ابتدای انقلاب، آن را در مقابل انواع توطئه های تجزیه طلبی و... مقاوم می نمود. ثالثاً هنوز قدرتهای غربی شناخت درستی از انقلاب و ابعاد آن نداشتند. رابعاً می بایست از گسترش سریع موج بیداری اسلامی در ميان سایر ملتها جلوگیری می شد. لذا راهبرد نظامی تنها گزینه سریعی بود که غرب را به اهدافش می رساند. خصوصاً اینکه پس از گذشت چند ماه از انقلاب، امریکا از ایجاد انحراف در مسیر انقلاب توسط دوستداران رابطه نزدیکی با آمریکا در دولت موقت نا امید شده بود.

 

ب) طرح آمریکا برای ایجاد تغییرات در مرزهای خاورمیانه:

 

16 فروردین ماه روزنامه اطلاعات در مقاله ای تحت عنوان «هلال خضیب، خوابی که آمریکا برای خاورمیانه دیده است!» آورده: «... به اعتبار نوشته ها و گزارشهای مطلعین و سیاستمداران و گزارشگران، یک نقشه سری آماده شده است که مرزهای خاورمیانه را بکلی تغییر خواهد داد. فکر عملی شدن این نقشه در نخستین هفته های ریاست جمهوری نیکسون بوجود آمده بود...» سپس در ادامه مقاله با بررسی اوضاع و تحولات خاورمیانه و به خصوص مرگ مشکوک جمال عبد الناصر و روی کار آمدن انورسادات، چنین نتیجه می گیرد که آمریکا در حال برداشتن گام هایی به منظور عملیاتی کردن چنین نقشه ای است.

 

ج) در این میان، سخنان برخی از دولتمردان آمریکا و یا تحلیلهای برخی از افراد مرتبط با دولت آمریکا که مدت ها پیش از تسخیر لانه جاسوسی صحبت از مداخله نظامی به میان آورده بودند، حائز اهمیت است که در اینجا به چند نمونه اشاره می شود:

 

از کتاب« هدف : تهران» نوشته ی جولیتو کیه زا: «...مایلز کاپلند -مشاوره ویژه ي کرمیت روزولت در کودتای 28 مرداد- ... مسائل مختلفی را افشا می کند:

 

الف) آمریکاییها از همان اوایل سال 1979 (1357) یعنی پیش از سرنگونی رژیم شاه، مشغول بررسی امکانات شورش در ایران بودند. واشنگتن جداً از چگونگی پیشرفت و تحول اوضاع در ایران به طور مداوم در حال آماده کردن شرایط و ابزار لازم برای سرنگونی هر رژیمی که احتمالاً خوشایند آنها نباشد و منافع آمریکا را تامین نکند بوده است.

 

ب) آمریکا در تحریک و تشویق کشورهای هم مرز ایران -در وهله نخست عراق- برای یک تهاجم نظامی علیه این کشور، کوششهای فراوانی کرده است.

 

روزنامه اطلاعات 19 اردیبهشت 1358:

 

خبرگزاری فرانسه: هارولد براون، وزیر دفاع آمریکا گفت: بعید نمی دانم که آمریکا برای دفاع از منافع حیاتی خود در خاورمیانه به نیروی نظامی متوسل شود.

 

روزنامه ی اطلاعات 4 تیر ماه 1358:

 

در این هفته، استراتژی نظامی دولت جیمی کارتر در شبه جزیره عربستان و منطقه خلیج فارس مورد بحث واقع می شود و نیز در سیاست خاورمیانه ای آمریکا تجدیدنظر کلی خواهد شد... ناکامی دوساله دولت کارتر و کنگره آمریکا از توافق در زمینه سیاست انرژی، این کشور را به سوی اعتماد آشکار به مداخله نظامی مستقیم به عنوان یک ابزار سیاسی سوق داده است.

 

روزنامه ی اطلاعات 12 خرداد 1358:

 

افشاگری جان کلی، معاون وقت وزارت خارجه آمریکا:

 

«...مطلب قابل ذکر دیگر تشکیل یک گروه 40 تا 50 نفری می باشد که اخیراً تحت رهبری «دیوید دانلوپ نیوسام» در کاخ سفید برای مطالعه بر روی ایران تشکیل شده است... اگر کاخ سفید واقعاً از دخالت در امور داخلی ایران اجتناب می ورزد، پس چرا هدف از تشکیل این گروه ویژه را فاش نمی سازد؟ ...نیوسام فارغ التحصیل کالج دفاع ملی می باشد! این همان کالجی است که به انشجویانش طرق سرکوب جنبش ها و انجام کودتا را تعلیم می دهد ...نکته نگران کننده دیگر اشتغال مجدد «کرمیت روزولت» به کار می باشد. وی از مأموران سیا است که در اجرای کودتای 1953 (28 مرداد) بیشترین سهم را داشته است. ...بدون اینکه بدانیم چرا «کرمیت روزولت» مورد مشاوره قرار گرفته و مسئله ی مورد بحث چه بوده با شناختی که از این شخص داریم، می توانیم مطمئن باشیم که کاخ سفید در حال تدارک نوعی مداخله در امور ایران می باشد.

 

د) اگرچه عده ای آغاز حملات عراق علیه ایران را در آذر ماه سال 1359 می دانند ولی شواهد حکایت از آن دارد که عراق بیش از یکسال پیش از آن نیز تحرکات جدی علیه ایران را آغاز کرده بود که با پیش آمدن ماجرای سفارت، اندکی کاهش پیدا کرد که در زیر به ذکر چند نمونه می پردازیم. باید دقت کرد که تاریخ این تجاوزات عراق چند ماه قبل از تسخیر لانه جاسوسی است و این خود شاهدی است بر این مدعا که حتی اگر سفارت آمریکا هم تسخیر نمی شد، بازهم عراق به ایران حمله می کرد:

 

12 خرداد 1358: خبرگزاری ها و روزنامه ها اعلام کردند دیروز در خرمشهر، هلی کوپترهای عراقی چندین پرواز شناسایی بر فراز خسرو آباد آبادان انجام دادند و پاسگاه های مرزی عراق در طول مرزهای خرمشهر و اروند رود تقویت شد.

 

روزنامه اطلاعات 16 خرداد 1358: عراق دهکده های ایران را بمباران کرد. نقیب فرماندار سردشت اعلام کرد: هواپیماهای جنگی عراق با بمب ناپالام شش روستای مرزی سردشت را بمباران کردند. (ناپالم یک نوع بمب تولید آمریکاست)

 

20 خرداد 58: هواپیماهای عراقی مجدداً به خاک ایران تجاوز کردند. ساعت دوی بامداد دیروز دو هواپیمای عراقی، تا عمق 90 کیلومتری خاک ایران تجاوز کردند.

 

26 خرداد 1358: تجاوز هواپیماهای عراقی به خاک ایران تکرار شد! بررسی هایی که از نوار مرزی شده حاکیست که در مقابل پاسگاه های واقع در نوار مرزی غرب کشور نیروهای پاسگاه های مرزی عراق در دو روز گذشته نقل و انتقالهایی داشته اند.

 

13 تیر 1358: مرزبان خرمشهر در مورد تمرکز نیروی عراق در مرز ایران گفت بعد از انقلاب ایران، عراقی ها در طول مرز دست به نقل و انتقالات نظامی زدند ولی در یکی دو هفته اخیر، بر خلاف تکذیب های مکرر عراقی ها در طول نوار مرزی از خرمشهر تا آبادان در چند نقطه دست به تمرکز قوای نظامی زده اند.

 

و البته با تورق روزنامه ها از 13 تیر 58 به بعد هم مدام شاهد اخباری در خصوص تجاوز و یا نقل و انتقالات نیروهای عراقی در مرزهای کشور هستیم.

 

از مجموع آنچه که گفته شد می توان این طور نتیجه گرفت که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، قبل از تسخیر سفارت کلید خورده بود. لذا اینکه برخي، جنگ 8 ساله را جزء پیامدهای اختصاصی تسخیر لانه جاسوسی به حساب می آورند جای تامل دارد.

 

2. بر خلاف آنچه مقامات آمریکایی یا برخی مورخین داخلی نوشته و استعفای دولت موقت را در اثر اشغال سفارت آمریکا می دانند و حتی برخی فراتر رفته و اصلاً هدف از اشغال سفارت را زمینه چینی برای سقوط دولت بازرگان عنوان می کنند، باید دقت کرد که آخرین استعفای دولت بازرگان روز قبل از تسخیر سفارت آمریکا یعنی 12 آبان و در جمع اعضای هیئت دولت به تصویب رسیده بود و به همین دلیل هم، هیئت دولت در مورد اشغال سفارت آمریکا به دست نیروهای خط امام(ره) موضعی نگرفت و در 14 آبان استعفای خود را تقدیم حضرت امام(ره) کردند و امام نیز در 15 آبان بر خلاف دفعات قبل، استعفای ایشان را پذیرفت و اداره امور کشور را تا زمان تشکیل اولین مجلس شورا، به شورای انقلاب واگذار کرد.

 

3. اگر لانه جاسوسی به دست دانشجويان مسلمان پیرو خط امام تسخیر نمی شد، به دست گروههای مارکسیستی و با هدایت و برنامه ریزی آمریکا اشغال می شد:

 

برژینسکی در کتاب «اسرار سقوط شاه و گروگانگیری» می نویسد: «...احساس می کردم که ما باید احساس ضد کمونیستی روحانیون بنیادگرای حاکم کنونی را تحریک کنیم...»

 

قبل از تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان خط امام، دو بار سفارت آمریکا به دست چریک های فدایی خلق (از گروه های مارکسیست) اشغال شده بود. یک بار در 5 دی ماه 1357 و دیگری در 25 بهمن1357 و بنابر شواهد، هر دوبار با برنامه ی خود آمریکا این کار صورت گرفت. جان کلی -معاون وقت وزارت خارجه آمریکا در این باره گفته بود: «...حمله به سفارت آمریکا در ایران (25 بهمن57 توسط چریک های فدایی خلق) توسط سیا طرح ریزی شده بود ...به دنبال محاصره سفارت آمریکا (25 بهمن57)، اتحاد شوروی ادعا کرد که محاصره سفارت به دست عوامل سیا و ساواک انجام گرفته و هدف از آن، فراهم آوردن زمینه لازم برای دخالت مستقیم نظامی در ایران بوده است ...روز بعد سناتور هوارد بیکر جونیور از دولت خواست که برای انتقام حمله به سفارت دست به اقداماتی بزند.»

 

یک ماه قبل از تسخیر لانه جاسوسی، روزنامه جمهوری اسلامی از طرح ضربتی آمریکا علیه اسلام و ایران خبر داد و چند روز بعد از آن نیز خبری دال بر حضور یک مامور کارکشته سیا در تهران را منتشر كرد.

 

ولی به راستی اگر آمریکا برنامه اي برای اشغال سفارت توسط نیروهای چپ و کمونیستی داشته از این برنامه چه اهدافی را دنبال می کرده است؟

 

در جواب به پرسش فوق باید گفت که اولاً آمریکاییها با این کار می خواستند با مطرح کردن نیروهای چپ و کمونیستها در افکار عمومی و منحصر کردن مبارزه با امپریالیسم در اردوگاه چپ، نیروهای اصولگرای اسلامی را در حاشیه قرار داده و به عنوان نیروهای دنباله رو مطرح نمایند. ضمن آنکه با بزرگنمایی گروه های چپی در مسیر انقلاب انحراف ایجاد کنند.

 

نکته دیگر اینکه، با ابتکار و پیشدستی نیروهای مذهبی در تسخیر لانه جاسوسی، موضع آنها به ماورای چپ رفت و جلوی تکرار تجربه سال 1332 را گرفت که آمریکا و انگلیس توانسته بودند، با عمده کردن خطر کمونیزم، بخشی از نیروهای انقلابی را از نهضت جدا کرده و آنان را از روی این ترس و توهم، بی تفاوت ساخته یا در برابر نهضت قرار دهند. به علاوه، اگر گروه های چپ در برابر تسخیر لانه جاسوسی سکوت می کردند به آنها گفته می شد که در ادعای خود مبنی بر مبارزه با امپریالیزم صادق نیستند و اگر هم به تأیید آن می پرداختند، از برج عاج پایین آمده و به دنباله روی از نیروهایی کشیده می شدند كه تا دیروز آنان را، مرتجع و ایادی امپریالیزم و سازشکار می خواندند.

 

نكته دیگر آنکه سفارت آمریکا، به وجود آمدن یک واکنش تند از سوی نیروهای انقلابی و حتی اشغال سفارت و گروگان گرفتن کارمندان آن را پیش بینی کرده بود( اسناد لانه جاسوسی.ج.7) بنابر این دور از ذهن نیست که برای کاهش هزینه های خود، برنامه هایی را نظیر آنچه که قبلا در 5 دی ماه و 25 بهمن 57 اجرا کرده بود، به نمایش بگذارد تا از یک طرف اهداف پیش گفته خود را دنبال کند و از سوی دیگر از آسیبها و هزینه های اشغال سفارت توسط نیروهای خط امام رهایی یابد. مسئله اي که با ابتکار و پیشدستی نیروهای مسلمان در تسخیر لانه جاسوسی بر آمریکا تحمیل شد.

 

4. از مسائل مهم مطرح در تسخیر لانه جاسوسی، تأثیری است که افشای اسناد به دست آمده از سفارت می توانست بر فضای سیاسی داخل بگذارد. معصومه ابتکار در کتاب «تسخیر» می نویسد: «یکی از این اسناد در مورد فردی بود که سازمان سیا از او با عنوان LURE/1 SD نام می برد. در دی ماه 1358، در گاو صندوق اتاق رئیس پایگاه سیا در تهران، هفت سند درباره این فرد پیدا کردیم. نخستین سند به تاریخ 27 جولای 1979 به گزارش های فردی به نام SD ROTTER که بعدها معلوم شد قشقایی است، مربوط می شد. وی مقامات سیا را به تماس با شخص دیگری با عنوان SD LURE ترغیب می کرد. در این سند شماره تلفن او ذکر شده بود. با کنترل این شماره تلفن متوجه شدیم متعلق به منزل جناب بنی صدر است! سند دیگر از او به عنوان یک منبع اطلاعاتی و بالقوه نام می برد. یکی از مأموران سیا با اسم رمز گای رادرفورد در پاریس تحت پوشش یک تاجر به او نزدیک شده بود. SD LURE موافقت کرد که دوباره در تهران با او ملاقات کند.»

 

از طرف دیگر در نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری که در سال 1358 برگزار شد، هنوز شورای نگهبان تشکیل نشده بود و به همین دلیل، احراز صلاحیت کاندیداها را خود حضرت امام (ره) به عنوان رهبر انقلاب بر عهده داشتند. امام نیز به دلایلی تعیین صلاحیت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری را به حجة الاسلام خوئینی ها سپردند. آقای خوئینی ها از میان 106 نامزد انتخابات، نه تنها صلاحیت حدود 100 نفر از آنان را رد کرد بلکه اصولاً کاندیدا شدن این عده را توطئه ای علیه انقلاب عنوان نمود و حتی برخی از آنان را تحت پیگرد قانونی قرار داد! (جالب است که همین آقای خوئینی ها و سایر دوستان دوم خردادی وي بعدها حذف نظارت استصوابی را به ترجیع بند تمام سخنرانی ها و نوشته های خود تبدیل کردند!) اما سوال این است، مگر در اسناد به دست آمده از لانه جاسوسی روابط مشکوک بنی صدر با سازمان سیا افشا نشده بود پس چطور آقای خوئینی ها که اتفاقاً از عناصر مؤثر در تسخیرلانه جاسوسی بوده و حتما از این موضوع هم باخبر بوده، بنی صدر را تایید صلاحیت کرد؟

 

5.چرا برخی از اسناد لانه جاسوسی منتشر نشد؟ این شائبه وجود دارد که اسناد لانه جاسوسی به طور گزینشی منتشر شد. مرحوم زواره ای در مصاحبه با نویسنده کتاب شنود اشباح به همین نکته اشاره کرده و می گوید: «در اسناد منتشره ی لانه جاسوسی که همه منتشر نشد، این سؤال جدی است که چرا در مورد عوامل نفوذی سفارت مثلاً در دادستانی، چیزی منتشر نشد؟ البته مقصودم در سالهای آخر فعالیت قبل از اشغل سفارت است ...چرا اسناد سیا در مورد برخی کشورهای دیگر منطقه چاپ شد ولی شبکه جاسوسی غرب در ایران به استثنای برخی عوامل واضح و روشن انتشار پیدا نکرد؟ ...سرنوشت بقیه اسناد چه شد؟»

 

6. از کتاب شنود اشباح، مصاحبه با منبع (ل):

 

کتابهای «اسناد لانه جاسوسی» اگر به آمریکا یا انگلیس یا حتی اسرائیل ولو پستی ارسال شود، جرم دارد. مصادره می شود. حالت امنیت قضائی دارد. خب به نظرت چطور نویسنده های اینها که آن رشته، رشته ها را چسباندند، سندها را منتشر کردند، مثل «محسن میردامادی» و دیگران چطور انگلستان اینها را راه می دهد هیچ، بورس تحصیلی هم می دهد؟

 

7. امام(ره) با مشخص کردن شروطی، حل مسئله گروگانها را را به مجلس واگذار کردند. مجلس نیز با تصویب 4 شرط، کار را به دولت ارجاع داد اما ماحصل تلاش نماینده دولت که منجر به بیانیه های الجزایر شد، نتوانست شروط مصوب مجلس را محقق کند و از حدود 14 میلیارد دلار اموال توقیف شده ایران، فقط از 9/7 میلیارد رفع توقیف شد که پس از کسر بدهی های ایران به آمریکا و واریز بخشی از آن به حساب بانک الجزایر برای موارد اختلاف ایران و آمریکا، 7/2 میلیارد دلار به ایران پرداخت شد و بقیه دارایی تا مبلغ 14 میلیارد دلار تا به حال برگشت داه نشده است. به علاوه، از استرداد تقریباً 10 میلیارد دلار اموال مسروقه ملت ایران (توسط شاه خائن) که از شروط اصلی مجلس هم بوده، خبری نیست!

 

روزنامه کیهان -16 خرداد سال 1380

 

سید محمود کاشانی، سرپرست هیئت داوران ایرانی در دیوان داوری لاهه بیان داشت: در سال 1359آقای بهزاد نبوی از طرف ایران بیانیه (الجزایر) را امضا نمود و «وارن کریستوفر» نماینده رئیس جمهور آمریکا نیز این بیانیه را امضا کرد. این بیانیه موقعی که امضا شد، متن انگلیسی اش دو امضا داشت، ولی متن فارسی اش یک امضا بیشتر نداشت! این از شگفتی های قرداد بین المللی است که یک نسخه آن دو امضا دارد و یک نسخه اش یک امضا که فقط ایرانی ها امضا کرده اند. شما از این، حدیث مفصل بخوانید. چند ماه بعد مسئولان وزارت خارجه آمریکا صریحاً و کتباً اعلام کردند که این بیانیه ها را ما نوشتیم و ایرانیها فقط امضای خودشان را زیر آن گذاشتند ...در سال 59 در اسفند ماه، شهید رجایی با من تماس گرفت و با توجه به اینکه هیچ کس حاضر نبود، داوری ایران را در دیوان بپذیرد، لذا از من خواهش کرد که اگر تو این مسئولیت را قبول نکنی، من در روز جزا شکایت تو را به درگاه ائمه (علیهم السلام) می کنم و من در شرایطی این مسئولیت را قبول کردم که هیچ یک از حقوقدانان ایرانی، آمادگی پذیرش این مسئولیت را نداشتند ...اما پس از گذشت چهارسال، دولت آمریکا به این نتیجه رسید که با بودن این حقوقدانان ایرانی کاری از پیش نمی تواند ببرد. بنابر این از دولت ایران خواست که من و دیگر همکارانم را از صحنه کنار بکشد ...و مسئولان دولتی ایران این درخواست را پذیرفتند!... پس از برکناری ما رقم 3 میلیارد و پانصد میلیون دلار علیه ایران حکم صادر شد و این احکام از حساب های سپرده ایران بدون درنگ برداشته شد.»

 

روزنامه جامعه -20 اردیبهشت 1377

 

سید محمود کاشانی، سرپرست سابق هیئت ایران در دیوان داوری ایران و آمریکا افزود: بر پایه ي مذاکراتی که در ماههای پایانی حضور گروگانهای آمریکایی در ایران، میان اشخاص مذاکره کننده ایرانی و نمایندگان دولت آمریکا انجام شد، ارقام سپرده های بانکی ایران در بانکهای آمریکایی و شعبه های اروپایی بانکهای آمریکایی بیش از 10 میلیارد تعیین شده است. وی با اشاره به شروط مجلس برای آزادی گروگانهای آمریکایی گفت: خواست مجلس از سوی اشخاص مذاکره کننده ایرانی به درستی به مورد اجرا گذاشته نشد ...به دیگر سخن، اشخاص مذاکره کننده ایرانی به دولت آمریکا وکالت داده اند که از محل رقم 3 میلیارد و 668 میلیون دلار مزبور، بدهی های دولت ایران را به بانکهای آمریکایی و غیر آمریکایی بازپرداخت کند. تشخیص میزان و رقم این بدهی ها و اینکه آیا اساساً جمهوری اسلامی ایران تکلیفی به باز پرداخت آنها داشته باشد یا نه، کلاً به عهده دولت آمریکا واگذار شده است، بی آنکه حق اعتراضی برای دولت ایران پیش بینی شده باشد. کاشانی اشاره کرد که این تعهد، به گونه ای آشکار بر خلاف مصوبه مجلس شورای اسلامی بوده است که از اشخاص مذاکره کننده خواسته است، تمامی سپرده های آزاد شده، در اختیار دولت ایران نهاده شود.

 

روزنامه رسالت -23 مرداد 1380

 

مدیر مسئول روزنامه رسالت در خصوص بیانیه الجزایر گفت بر اساس اصل 139 قانون اساسی در مواردی که طرف دعوا خارجی باشد و در موارد مهم داخلی باید به تصویب مجلس نیز برسد ...حضرت امام راحل حل مسئله گروگانها را به مجلس شورای اسلامی واگذار کردند و چهار شرط را برای آزادی گروگانها مطرح کردند که باز پس دادن اموال شاه، لغو ادعاهای آمریکا علیه ایران، عدم دخالت آمریکا در امور ایران و آزاد کردن تمام سرمایه های ایران شرایط امام بود که این چهار شرط را مجلس به صورت مصوبه درآورده و کمیسیون ویژه مجلس تصریح می کند که آقای بهزاد نبوی حق نداشته است تن به حکمیت بدهد. لذا اینکه نظرات حضرت امام و مصوبه مجلس در مذاکرات جناب آقای نبوی تأمین نشده است، نظر من نیست بلکه نظر کمیسیون ویژه مجلس است.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 17:10 |

آيا واقعاً آقاي هاشمي توجهي به اثرسخنان خود ندارد؟ در اين زمان كه به صورت مكرر از جانب رهبر فرزانه انقلاب بر وجود ثبات و آرامش در كشور تأكيد مي شود و در عين حال شيطان بزرگ را در انزواي حقيقي كلمه مي دانند (طبق فرمايشات معظم له در ديدار دانش آموزان با ايشان) اين سخنان چه جايي دارد؟ مگر مملكت ما تابع نظر ولي فقيه نيست؟ پس ايشان اين وسط چه كاره‌اند؟ هر بار كه دشمن از شكستن اراده قاطع ملت ما نا اميد مي‌شود، اين سخنان مانند بمب روحيه اي براي دشمن مي مانند كه آنان را به فشار بيشتر براي به زانو در آوردن ملت ما تشويق مي كند!! چنانكه سابق بر اين با روشي ديگر دشمن را تحريك به صدور قطعنامه هاي بي خاصيت عليه ملت ما مي كردند. كه كاملاً بي اثر بود. من كه حيران مونده ام اسم اين جور اظهار نظرها را كه در جهت مقابل سخنان ولي امر است را چه بگذارم؟ از اين سياه نمايي ها و بزرگ جلوه دادن دشمن چه كسي سود مي برد؟......

تضاد ميان لحن احمدي‌نژاد و رفسنجاني

 

 

اظهارات روز گذشته هاشمي رفسنجاني در کنگره سرداران و 1400 شهید ارتش استان مرکزی، در رسانه هاي خارجي بازتاب يافت و اغلب خبرگزاريها و شبكه هاي تلويزيوني با اشاره به بخشي از اظهارات رئيس مجمع تشخيص مصلحت كه به بي سابقه خواندن تهديدهاي امريكا و حساس بودن شرايط اختصاص داشت، از اين سخنان به تضاد ميان لحن وي و رئيس جمهور ايران ياد كردند.

 

به گزارش رجانيوز، شبكه تلويزيوني العربيه گزارش داد: رئيس مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت نظام در ايران از تهديد بي سابقه آمريکا عليه تهران خبر داد.

 

العربيه ادامه داد: هاشمي رفسنجاني که يکي از بانفوذترين شخصيتها در ايران است در سخنراني با حضور مقامات نظامي تاکيد کرد که دشمنان طرحهاي زيادي عليه ايران از زمان انقلاب تاکنون اجرا کرده اند اما شرايط کنوني بي سابقه است.

 

به گزارش العربيه هاشمي رفسنجاني بر لزوم آمادگي و هوشياري همه طرفها در ايران تاکيد کرد و گفت: حضور نيروهاي آمريکايي و طرفدارانش در منطقه، تحرکات آنها و فضاي تهديد و هراس حاکم در منطقه بي سابقه است.

 

العربيه ادامه داد: رفسنجاني در حالي اين سخنان را بيان کرده است که محمود احمدي نژاد رئيس جمهور تلاش گسترده اي براي دادن اطمينان درباره دست نزدن آمريکا به اقدام نظامي عليه ايران انجام مي دهد.

 

خبرگزاري فرانسه نيز در گزارشي از تهران با تأكيد بر بخش هايي از اظهارات هاشمي به نقل از خبرگزاري ايرنا، افزود: لحن محتاطانه رفسنجاني با لحن محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري تندروي ايران که احتمال حمله نظامي امريکا را به اين کشور کم اهميت خوانده و اعلام کرده است نظاميان امريکايي در باتلاق عراق گرفتار شده اند، در تضاد است.

 

احمدي نژاد ماه سپتامبر اعلام کرد مهارت هاي محاسباتي اش به عنوان يک مهندس و ايمان به خدا، به وي اطمينان مي دهد که نظاميان امريکايي به ايران حمله نمي کنند.

 

از سوي ديگر خبرگزاري آلمان هم گزارش داد: اکبر هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور سابق ايران از دولت اين کشور خواست تهديدها و تحريم هاي اخير امريکا را جدي بگيرد.

 

اين خبرگزاري همچنين افزود: هاشمي رفسنجاني که فردي ميانه رو است و در حال حاضر رياست مجلس خبرگان ايران را بر عهده دارد، مخالف شديد سياست هاي محمود احمدي نژاد رئيس جمهور اين کشور است.

 

احمدي نژاد تاکنون احتمال حمله نظامي امريکا به تاسيسات هسته اي ايران را کم اهميت جلوه داده ولي هشدار داده است اگر چنين حمله اي روي دهد نيروهاي ايراني واکنشي شديد نشان خواهند داد.

 

استقبال رسانه هاي خارجي از بحراني نماياندن اوضاع كشور و شرايط بين المللي در قبال ايران از سوي رفسنجاني در حالي صورت مي گيرد كه وي چندي پيش نيز شرايط كشور را، شرايطي "ويژه" خوانده بود. با اين حال، به نظر مي رسد رسانه هاي خارجي علاوه بر بهره برداري از اين اظهارات براي بي ثبات نشان دادن اوضاع ايران و خروج صداهاي متفاوت و انفعالي در برابر افزايش تهديدها، رقابتهاي سياسي ميان گروههاي داخلي را نيز مورد توجه قرار داده و در گزارشهاي ارسالي به آن اشاره مي كنند.

 

گفتني است هاشمي رفسنجاني، پيش از ظهر پنج شنبه در كنگره سرداران شهيد استان مركزي، در اظهاراتي تهديدهاي امريكا را كم سابقه دانست و شرايط فعلي را حساس ارزيابي كرد.

 

پاسخ ثمره‌هاشمي به هاشمي‌رفسنجاني

 

 

رجانيوز: مشاور ارشد رييس‌جمهور به اظهارات رئيس مجمع تشخيص مصلحت پاسخ گفت.

 

سيد مجتبي ثمره هاشمي با انتقاد از اين‌كه برخي با جنگ رواني دشمنان نگران مي‌شوند و اين نگراني را منتقل مي‌كنند، گفت: هوشياري هميشه بايد باشد ولي اين نگراني نبايد ما را تحت تأثير قرار دهد؛ ملتي كه خودكفا باشد، شكست ندارد.

 

مردادماه سال جاري نيز به دنبال اظهارات هاشمي که وي شرايط کشور را ويژه خوانده بود، ثمره هاشمي نخستين فردي بود که به اين ادعا پاسخ گفت و با كنايه گفت: «اگر منظورشان اين است كه كشور به سرعت در حال پيشرفت است، امنيت و صلح وجود دارد، در سياست خارجي به شدت پيشرفت مي كنيم، بحث اشتغال و مسكن در حال حل شدن است و همه مسايل كشور منسجم مي شود، اين حرف درست است.»

 

بسيج دانشجويي دانشگاههاي تهران نيز در بيانيه اي با رد ادعاي ويژه بودن شرايط کشور تأكيد كرده بود: نه تنها شرايط كشور ويژه نيست بلكه در كمال آرامش و ثبات و با رهبري داهيانه مقام فرزانه ولايت و تلاشهاي دلسوزانه و مدبرانه مسوولين نظام وحمايت و همراهي‌هاي ملت مسلمان و هوشيار ايران اسلامي با شتاب خوبي در مسير رشد و تعالي مادي و معنوي در حال حركت است و با ايمان و توكل به خدا و عزم و اراده و مجاهدت خستگي ناپذير موانع توسعه و پيشرفت را يكي پس از ديگري پشت سر خواهند گذاشت.

 

هاشمي اما بار ديگر در سخنان پنج شنبه گذشته خود که بازتاب گسترده اي نيز در رسانه هاي بيگانه پيدا کرد و اين رسانه ها از آن، به تضاد ميان لحن احمدي نژاد و رفسنجاني ياد کردند، تهديدهاي امريکا را بي سابقه خواند و گفت: من تذکر هوشياري مي دهم.

 

با اين حال پس از گذشت 3 ماه، بار ديگر، مشاور ارشد رئيس جمهور، جزء اولين نفراتي است که به اظهارات هاشمي پاسخ مي دهد.

 

ثمره هاشمي اما در مقام پاسخ به هاشمي ضمن تأکيد براينکه هوشياري هميشه لازم است، افزود: ولي اين نگراني نبايد ما را تحت تأثير قرار دهد؛ ملتي كه خودكفا باشد، شكست ندارد.

 

وي در ادامه با بيان اين‌كه البته برخي با جنگ رواني دشمنان نگران مي‌شوند و اين نگراني را منتقل مي‌كنند، افزود: در جنگ تحميلي وقتي شرق و غرب با هم بودند و ديوانه‌اي چون صدام در عراق حاكم بود و از او پشتيباني مي‌شد، هم‌چنين ملت ما دست خالي در مقابل آن‌ها قرار گرفته بود، نتوانستند ملت ايران را از پاي درآورند؛ حالا كه با اين وحدت ملي، قدرت نيروهاي مسلح و ايستادگي يكپارچه نبايد با تهديدات آن‌ها نگران شد.

بد نيست به اين آدرس ها هم سر بزنيد.

ترس امريکا از نيروي قدس سپاه پاسداران

توپ مناظره در زمين هاشمي و خاتمي

آمادگي جامعه اسلامي دانشجويان براي برگزاري مناظره رئيس‌جمهور با خاتمي

تخلف ميلياردي در يک شرکت سرمايه گذاري ساختمان:
موسويان در ليست دريافت کنندگان تخفيف ميلياردي

طرح عربستان براي جلوگيري از هسته‌اي شدن ايران

گرايش دسته‌جمعي به اسلام در برخي قبايل امريکاي لاتين

نقد تفصيلي «به سوي سرنوشت» (خاطرات هاشمي رفسنجاني)

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 18:56 |

موضعگیری‌های‌ ‌حضرت‌ امام‌ خمینی در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی

                                        

بی‌شك‌ نقش‌ كلیدی‌ و محوری‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) در جریان‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی ‌آمریكا در تهران‌، اولین‌ مساله‌ای‌ است‌ كه‌ باید در جریان‌ بررسی‌ وضعیت‌ و مواضع ‌نیروهای‌ موجود در جریان‌ تسخیر، مورد بررسی‌ قرار گیرد. حضرت‌ امام‌ (ره‌) از آغاز نهضت‌ اسلامی‌، به‌طور علنی‌ از سال‌ 1341 ه.ش‌ كه‌ با مخالفت‌ با لایحه‌‌ انجمن‌های ‌ایالتی‌ و ولایتی‌ جلوه‌ای‌ دیگر یافت‌، همیشه‌ شاه‌ سابق‌ را به‌ عنوان‌ نوكر و دست‌ نشانده‌ ‌آمریكا و عامل‌ اجرای‌ خواسته‌های‌ آنها در كشور، مورد حمله‌ قرار می‌داد. اوج‌ این‌ مساله ‌را در جریان‌ تصویب‌ قانون‌ كاپیتولاسیون‌ شاهد بودیم‌.
بر اساس‌ این‌ قانون‌، كلیه‌‌ افراد ارتش‌ آمریكا و وابستگان‌ آنان‌ كه‌ در ایران‌ اقامت‌داشتند، در برابر قوانین‌ ایران‌ از مصونیت‌ كامل‌ دیپلماتیك‌ برخوردار بوده‌ و در صورت‌ارتكاب‌ جرم‌، از شمول‌ قوانین‌ ایران‌ معاف‌ بودند و دادگاه‌های‌ ایران‌ حق‌ بازخواست‌ آنان ‌را نداشتند.
این‌ قانون‌، واكنش‌ فوری‌ حضرت‌ امام‌ (ره‌) را در پی‌ داشت‌، ایشان‌ در سخنانی‌فرمودند:
«عظمت‌ ایران‌ از بین‌ رفت‌، استقلال‌ از دست‌ رفت‌، عزت‌ ما پایكوب‌ شد. مگر مامستعمره‌ هستیم‌؟ مگر ایران‌ در اشغال‌ آمریكاست‌؟... می‌دانید مجلس‌ به‌پیشنهاد دولت‌ سند بردگی‌ ملت‌ ایران‌ را امضا كرد؟ اقرار به‌ مستعمره‌ بودن‌ ایران‌نمود».
روند مبارزه‌‌ امام‌ با رژیم‌ شاهنشاهی‌ در سال‌های‌ بعد و تا پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌،در بهمن‌ 1357 ه.ش‌، نیز مانند گذشته‌ از این‌ خط‌ مشی‌ پیروی‌ می‌كرد. به‌ گونه‌ای‌ كه‌ایشان‌ در كنار مخالفت‌ با شاه‌ و سیاست‌های‌ عقب‌ افتاده‌ وی‌، با دولت‌ آمریكا، به‌ عنوان‌بزرگترین‌ عامل‌ خارجی‌ حمایت‌ از شاه‌ و محرك‌ وی‌، نیز به‌ شدت‌ مبارزه‌ می‌كردند.بنابراین‌، تأیید حركت‌ مردمی‌ ـ دانشجویی‌ تسخیر لانه‌ی‌ جاسوسی‌ در تهران‌ از سوی ‌امام‌ راحل‌، قابل‌ پیش‌ بینی‌ بوده‌ است‌. زیرا چنین‌ حركتی‌ موجب‌ شد تا علاوه‌ بر استبداد(شاه‌ و رژیم‌ او)، ریشه‌ی‌ استعمار (آمریكا) نیز از كشور كنده‌ شود. با توجه‌ به‌ همین‌ مساله‌، می‌توان‌ دریافت‌ كه‌ چرا امام‌ تسخیر لانه‌‌ جاسوسی‌ را انقلابی‌ بزرگتر از انقلاب‌اول‌ دانسته‌اند.
امام‌ به‌ دنبال‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و در ماه‌های‌ منتهی‌ به‌ تصرف‌ سفارت‌، همچنان‌مواضع‌ ضد آمریكایی‌ خود را حفظ‌ كرده‌ و به‌ تشریح‌ علل‌ مخالفت‌ خود با آمریكامی‌پرداختند. حجة‌الاسلام‌ محتشمی‌ پور در این‌ باره‌ می‌گوید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 18:0 |

چرا سفارت‌ آمریكا اشغال‌ شد؟

                                      

شكی‌ نیست‌ كه‌ تسخیر سفارت‌، حركتی‌ خودجوش‌، مردمی‌ و غیر دولتی‌ بود كه‌عده‌ای‌ از دانشجویان‌ مسلمان‌ دانشگاه‌ها انجام‌ دادند. آنان‌ بعدها برای‌ اثبات‌ استقلال‌خود از گروه‌های‌ سیاسی‌ و پیروی‌ بی‌چون‌ و چرا از امام‌، عنوان‌ «دانشجویان‌ مسلمان‌پیرو خط‌ امام‌» را برای‌ خود برگزیدند. انگیزه‌های‌ اصلی‌ این‌ حركت‌، مقابله‌ با احتمال‌ سلطه‌‌ دوباره‌ی‌ آمریكا برایران‌، اعتراض‌ به‌ جنایت‌های‌ 25 ساله‌ی‌ آمریكا در ایران‌ كه‌ به‌طور مشخص‌ با كودتای‌28 مرداد 32 آغاز شده‌ بود، اعتراض‌ به‌ حضور شاه‌ مخلوع‌ در آمریكا و تثبیت‌ جریان ‌ارزشی‌ و اصولگرا و همچنین‌ مقابله‌ با حركت‌های‌ كند و غیر انقلابی‌ دولت‌ موقت‌ بود كه ‌اندك‌ اندك‌ زمینه‌ی‌ دلسردی‌ مردم‌ و انقلابیون‌ واقعی‌ را از انقلاب‌ و دستاوردهای‌ آن‌،فراهم‌ می‌كرد. چنین‌ به‌ نظر می‌رسد كه‌ دانشجویان‌ پیش‌بینی‌ می‌كردند كه‌ با این‌ حركت‌،دولت‌ موقت‌ استعفا دهد.
خانم‌ مهندس‌ «فروز رجایی‌فر» كه‌ در آن‌ زمان‌ در رشته‌ی‌ مهندسی‌ شیمی‌، گرایش‌پلیمر، در دانشگاه‌ امیركبیر (پلی‌ تكنیك‌ سابق‌) تحصیل‌ می‌كرد، می‌گوید:
«شب‌ قبل‌ از 13 آبان‌، از طرف‌ انجمن‌ اسلامی‌ دانشكده‌ با ما تماس‌ گرفتند و از ماخواستند كه‌ ساعت‌ 7 صبح‌ روز 13 آبان‌، در محل‌ دانشكده‌ حضور داشته‌باشیم ‌و این‌ مساله‌، در چهار دانشگاه‌ دیگری‌ هم‌ كه‌ هماهنگ‌ شده‌ بود (دانشگاه‌های‌پلی‌ تكنیك‌، ملی‌، صنعتی‌ شریف‌ و تهران‌) صورت‌ گرفت‌...صبح‌ 13 آبان‌،جلسات‌ توجیهی‌ در هر كدام‌ از این‌ دانشگاه‌ها، برای‌ بچه‌ها برگزار شد و جریان‌تسخیر انجام‌ شد...در این‌ جلسات‌، ضرورت‌ این‌ كار بیان‌ و به‌ زمینه‌های‌ آن‌اشاره‌ شد، مثل‌ سفر شاه‌ به‌ آمریكا و فرمایش‌ حضرت‌ امام‌ كه‌ فرموده‌ بودند طلبه‌ها و دانشجویان‌ و دانش‌آموزان‌، حملات‌ خود را نسبت‌ به‌ آمریكا زیاد كنند و این‌ كشور را وادار به‌ استرداد شاه‌ كنند، یا ملاقاتی‌ كه‌ نخست‌ وزیر دولت‌موقت‌ (مهندس‌ بازرگان‌) با برژینسكی‌ در الجزایر انجام‌ داده‌ بود كه‌ آنها همه‌زمینه‌ی‌ اعتراض‌ را فراهم‌ كرده‌ بودند. در آن‌ جلسه‌، عنوان‌ شد كه‌ ما این‌ كار را به‌عنوان‌ اعتراض‌ به‌ عمل‌ آمریكا، انجام‌ خواهیم‌ داد و اگر ـ احیاناً ـ حضرت‌ امام‌ بااین‌ كار مخالف‌ باشند، چون‌ اسم‌ خودمان‌ را دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌ گذاشته‌ایم‌، قطعاً تبعیت‌ می‌كنیم‌ و جریان‌ را خاتمه‌ می‌دهیم‌ و اگر ایشان‌ تایید فرمودند كه‌ ـ طبیعتاً ـ برای‌ ما وضعیت‌ بسیار ایده‌آلی‌ پدید می‌آمد.
از مطالب‌ دیگری‌ كه‌ در آن‌ جلسه‌ مطرح‌ شد، این‌ پیش‌ بینی‌ بود كه‌ در اثر این‌تسخیر، دولت‌ موقت‌ استعفا دهد كه‌ از نظر ما، خسران‌ به‌ حساب‌ نمی‌آمد. چون ‌ما به‌ این‌ تحلیل‌ و نتیجه‌ رسیده‌ بودیم‌ كه‌ دولت‌ موقت‌، با مسیر انقلاب‌ همخوانی‌ لازم‌ را ندارد و می‌توانم‌ بگویم‌ از این‌ پیش‌بینی‌ كه‌ امكان‌ دارد دولت‌ موقت‌ استعفا دهد، خوشحال‌ و راضی‌ بودیم‌. البته‌ این‌ را باید اضافه‌ كنم‌ كه‌ اصلاً قرار بر این‌ نبود كه‌ بحث‌ تسخیر، تا این‌ مدت‌ طول‌ بكشد. برنامه‌ی‌ ما چند ساعت‌ و در نهایت‌، یكی‌ دو روز بود. هدف‌مان‌ هم‌ جمع‌آوری‌ نمایندگان ‌رسانه‌های‌ بین‌المللی‌ بود، به‌ صورتی‌ كه‌ این‌ خبر در دنیا انعكاس‌ پیدا كند و این ‌اعتراض‌ دانشجویان‌، به‌ عنوان‌ نمایندگان‌ ملت‌ ایران‌ به‌ گوش‌ جهان‌ برسد. در واقع‌، ابعاد ماجرایی‌ كه‌ انجام‌ شد به‌ هیچ‌ وجه‌ برای‌ بچه‌ها پیش‌ بینی‌ شده‌ نبود.»
دكتر محمود احمدی‌نژاد، از اعضای‌ سابق‌ دفتر تحكیم‌ وحدت‌، نیز نكاتی‌ خواندنی ‌در این‌ مورد دارد:
«حضرت‌ امام‌ (ره‌)، در یك‌ سخنرانی‌ فرمودند كه‌ من‌ دردهایی‌ دارم‌ كه‌ نمی‌توانم‌ بگویم‌. به‌طور طبیعی‌ در داخل‌ (دفتر) تحكیم‌ وحدت‌، این‌ سخنان‌ حضرت‌ امام‌(ره‌) انعكاس‌ پیدا كرد. در جلسه‌ای‌ بحث‌ كردیم‌ كه‌ باید ببینیم‌ این‌ دردها چیست‌؟ و مشكلات‌ چیست‌؟ و ما باید چكار كنیم‌؟... در نتیجه‌گیری‌، همه‌ مشترك‌ بودیم ‌كه‌ باید با یك‌ حركت‌ بزرگ‌ و تند، اقدامی‌ انجام‌ دهیم‌ و فضایی‌ در كشور ایجادكنیم‌ كه‌ زمینه‌ی‌ بیان‌ آن‌ دردها فراهم‌ شود. بحث‌های‌ مختلفی‌ شد و پیشنهادی‌ كه ‌به‌ تصویب‌ رسید، این‌ بود كه‌ بیاییم‌ حركتی‌ را برای‌ 13 آبان‌، به‌ صورت‌راهپیمایی‌، سازمان‌ بدهیم‌. در آن‌ شرایط‌، وضعیت‌ به‌ این‌ صورت‌ بود كه‌ شاه‌ از ایران‌ به‌ آمریكا رفته‌ بود و آمریكا او را تحت‌ حمایت‌ كامل‌ خودش‌ قرار داده‌ بود. امام‌ و مردم‌ اصرار داشتند كه‌ شاه‌ به‌ خاطر جنایاتش‌ به‌ ایران‌ باز گردانده‌ شود، تا محاكمه‌ گردد؛ اما حكومت‌ آمریكا از این‌ كار ممانعت‌ می‌كرد و این‌ برای‌ مردم‌خیلی‌ سنگین‌ بود. ضمن‌ اینكه‌ یك‌ سابقه‌ی‌ تاریخی‌ هم‌ این‌ اعتراض‌ را تقویت‌می‌كرد. چرا كه‌ مردم‌ ما، در طول‌ بیش‌ از 25 سال‌، از حضور آمریكایی‌ها دركشورمان‌، هیچ‌ خاطره‌ی‌ خوشی‌ نداشتند و تنها در ذهن‌ آنها خاطره‌ی‌ تحقیر و فشار، چپاول‌، ظلم‌ و فساد نقش‌ بسته‌ بود. لذا، زمینه‌ی‌ اقدام‌ علیه‌ آمریكا، به‌طور طبیعی‌، وجود داشت‌. به‌ هر حال‌، در دانشگاه‌های‌ مختلف‌، مراسم‌ مختلفی‌ پیش‌بینی‌ شد و عده‌ای‌ هم‌ قرار شد بروند مقابل‌ سفارت‌ آمریكا. در این‌ فاصله‌، بخشی‌ از بچه‌های‌ تحكیم‌، مصمم‌ شدند كه‌ وارد سفارت‌ شوند و به‌ حالت‌اعتراض‌، سه‌ روز آنجا تحصن‌ كنند.»
ابراهیم‌ اصغرزاده‌، از دیگر دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌، نیز علت‌ اشغال‌ سفارت ‌آمریكا را چنین‌ توضیح‌ می‌دهد:........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 22:23 |

تصاویر دیدنی از فتح لانه جاسوسی آمریكا

با اين تصاوير مي رويم به استقبلال

سيزدهم آبان روز ملي مبارزه با استكبار جهاني.

منبع تصاوير هم كه مشخصه.

 

   


















































































+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 13:10 |

در سالگرد آن روزها

 

گزارش مهاجرت تاریخی امام از عراق به کویت و سپس به پاریس

 

                     

 

امام خمینی در ملاقات با سعدون شاكر رئیس اطلاعات عراق فرموده بودند : « هر كجا بروم ، اگر این فرشم را پهن كنم ، همان جا منزل من است . من از آن روحانیونی نیستم كه به خاطر علاقه به زیارت دست از كار مبارزه بكشم و اگر بنا شود از مردم ایران جدا بشوم ، دقیقه‌ای این جا نخواهم ماند .» امام خمینی تصمیم گرفت به كویت برود تا در كویت بعد از رای زنی « به یكی از ممالك اسلامی بروند » . امام خمینی تصمیم خود را به حاج احمد آقا اعلام كردند . روز هشتم مهر احمد آقا روحانیون مبارز خارج از كشور را به منزل خود دعوت كرد و موضوع را با آنها در میان گذاشت . در جلسه تصمیم گرفته شد تا با آیت‌الله مهری روحانی بزرگ شیعه و نماینده‌ی امام در كویت تماس گرفته شود و آیت‌الله مهری دعوت نامه‌ای به همراه یكی از فرزندانش به نجف ارسال كند . آقای فردوسی پور این مأموریت را به عهده می‌گیرد . فردا بعد از اذان صبح با حجت‌الاسلام سیداحمد مهری تماس می‌گیرد و درخواست می‌كند دعوت نامه به نام روح الله مصطفوی فرزند مصطفی و احمد مصطفوی فرزند روح الله ارسال نمایند . سید ابتدا متوجه نمی‌شود . بعد فردوسی پور موضوع را به وی توضیح می‌دهد . فردا (10 مهر) سیداحمد مهری با برادرش به نجف رسیدند . ساعت 8 صبح موضوع به اطلاع امام خمینی رسید . آقای دعایی نیز روادید را از سفارت كویت در بغداد تهیه نمود . تصمیم گرفته شد ، آقای فردوسی پور و آقای املایی نیز امام خمینی و حاج احمد آقا را همراهی كنند . تعدادی از دوستان نزدیك امام هم قرار شد تا مرز كویت امام را بدرقه كنند . امام خمینی تصمیم گرفتند برای آخرین بار با امام علی (ع) وداع كنند . همین كه امام وارد حرم شدند فریاد شادی از همه سوی به هوا برخاست ، زنان عرب هلهله می‌كردند ، زائران ایرانی تكبیر می‌گفتند ، یكی عبای امام را می بوسید و یكی دست امام را . خوشحالی از این جهت بود كه حصر امام برداشته شده و امام آزاد شده‌اند ؛ ولی هیچ كس نمی‌دانست نجف از این به بعد شاهد حضور امام خمینی نخواهد بود . به همه تأكید شده بود ، كه ا ز حركت به سوی كویت كسی با خبر نشود . این مخفی كاری بی فایده بود ، چون امام آن قدر بزرگ بود كه حركت او نمی‌توانست از دید مقامات دولت نظامی بغداد مخفی بماند . سعدون شاكر در روز یازدهم ساعت 22 به هیأت ایرانی اعلام كرد : « یك ساعت پیش به من اطلاع رسید كه خمینی فردا از راه زمینی به وسیله‌ی اتومبیل عازم كویت می‌باشد و رفتن او قطعی و حتمی است . » موضوع با سرعت به مقامات ایرانی مخابره شد .
امام خمینی آن شب را مانند شب‌های دیگر سر ساعت خوابیدند ، یك ساعت و نیم مانده به اذان صبح برخاستند و به راز و نیاز و نماز پرداختند . آن گاه اهل بیت را جمع كردند و فرمودند : « هیچ ناراحت نباشید كه هیچ نمی‌شود . آخر نمی‌شود ساكت بود . جواب خدا و مردم را چه می‌دهیم ؟ عمده تكلیف است ، نمی‌شود از زیر بار تكلیف شانه خالی كرد . این كه هیچ ،‌اگر می‌گفتند یك روز ساكت باش و این جا زندگی كن و من می‌دانستم یك روز سكوت مضر است ، محال بود قبول كنم . »
كاروان امام بعد از نماز صبح حركت كرد ، چهار اتومبیل از یاران ، امام را بدرقه می‌كردند . دو اتومبیل رژیم عراق نیز كاروان امام را اسكورت می‌كردند . دولت ایران كه از حركت امام خمینی آشفته شده بود تماس خود را با سرویس اطلاعات عراق برقرار كرده بود و هر لحظه از كاروان امام خبر می‌گرفت : « حبیب رئیس دفتر سرویس عراق تلفنی به نمایندگی اطلاع داد كه [آیت‌الله] خمینی به وسیله‌ی اتومبیل نزدیك بصره رسیده » است « آقای غالب منشی رئیس دفتر در ساعت 35/15 به وقت تهران اظهار داشت [آْیت‌الله] خمینی از مرز
Sphan ( صفوان ) گذشته و وارد خاك كویت شده است » « آقای غالب منشی رئیس سرویس عراق در ساعت 00/19 به وقت بغداد اظهار نمود پس از خارج شدن [آیت‌الله]‌ خمینی از مرز صفوان تا كنون اطلاع جدیدی درباره او از سازمان امنیت به ما نرسیده و »
نه تنها نیروهای امنیتی رژیم لحظه به لحظه در تلاش بودند ، بلكه تمامی دیپلماسی ایران در حال فعالیت بود تا از رفتن امام خمینی به كویت ممانعت به عمل آورند . سفیر شاه دركویت از قول یك مقام كویتی اطلاع داد كه آیت‌الله خمینی ساعت 15 به وقت ایران به مرز كویت وارد ، ولی « مقامات كویتی از ورود وی جلوگیری به عمل آورده‌اند » و آیت‌الله « خمینی و همراهان ، مرز كویت را به مقصد بصره ترك نموده‌اند » و « مقامات كویتی تحت هیچ شرایطی حاضر به دادن اجازه ورود به خمینی نخواهند بود . » طبقه گزارش ارتشبد قره‌باغی وزیر كشور وقت یكی از عوامل تصمیم دولت كویت ، فشار دولت انگلیس بوده است . سفیر انگلیس در ملاقاتی به قره‌باغی گفته است كه : « به طوری كه ملاحظه كردید وقتی [آیت‌الله] خمینی خواست از عراق به كشور كویت برود ، چون كشور كویت از كشورهای دوست نزدیك انگلستان است ، برای این كه [آیت‌الله ] خمینی در همسایگی ایران نتواند علیه دولت ایران تحركات بكند از دولت دوستمان كویت خواستیم كه اجازه‌ی ورود به خمینی را ندهد . »
كاروان امام خمینی به سوی مرز كویت در حركت بود ، در نزدیكی بصره با پیشنهاد امام ، كاروان برای صبحانه متوقف شد ، پتویی در صحرای كویری پهن شد و بساط صبحانه چیده شد ، نان بود و پنیر و چند فلاسك چای . یك اتومبیل دیگری از طرف آیت‌الله مهری هم رسید و امام و احمد آقا به آن اتومبیل منتقل شدند . ظهر به مرز صفوان ( گمرك ایران ) رسیدند ، نماز جماعت به امامت امام برقرار شد و كارهای اداری خروج تمام شد ، بدرقه كنندگان با اشك و آه ، با امام خداحافظی كردند . امام خمینی آخرین نصیحت را فرمودند : « عزیزانم ، نگران نباشید ، من به خاطر انجام وظیفه از نجف می‌روم ، شما هم مشغول انجام وظیفه باشید . من از طرف دولت عراق مخیر شدم بین این كه در نجف بمانم و به درس و بحث مشغول باشم و كار سیاسی نكنم یا از نجف اشرف بروم و كار سیاسی بكنم . من شق دوم را انتخاب كردم ، از نجف می‌روم برای فعالیت سیاسی و انجام وظیفه ، برای این كه فریاد مظلومیت ملت را ، ملتی كه همه چیزش را حتی فرزندانشان را در راه اسلام داده است به دنیا برسانم ، شما هم وظیفه‌ی خودتان را انجام بدهید و نگران نباشید هر جا مستقر شدیم شما هم می‌آیید . »
بدرقه كنندگان به سوی نجف حركت كردند و امام خمینی و همراهان ، حاج احمدآقا ، فردوسی پور ، املایی ، سیداحمد مهری و یك كویتی و دكتر ابراهیم یزدی – كه برای گرفتن پیام برای دانشجویان آمریكایی آمده بود و لحظه‌ای حركت به كاروان پیوسته بود – با دو اتومبیل به سوی ( عبدلی ) گمرك كویت حركت كردند . آقای مهری گذرنامه را برد و كارهای اداری آن را تمام كرد و ظاهرا مسئولین مرزی كویتی از روی اسم و مدارك ، امام خمینی از نشناختند . امام برای تجدید وضو پیاده شد و مأموران كویتی وی را شناختند و امام و همراهان را به سالن تشریفات راهنمایی كردند . مأموران آقای مهری را خواستند و وی را توبیخ كردند كه چرا به آنها نگفته است این مسافر آیت‌الله خمینی است . در نهایت مأموران به امام گفتند : از پذیرفتن شما معذوریم . امام فرمودید : ما از همین جا به فرودگاه كویت می‌رویم و از فرودگاه می‌رویم سوریه . بعد از چندی مجددا پاسخ آوردند كه اجازه‌ی این كار را هم نداریم . كاروان مجددا به صفوان برگشت . مأموران عراق ، امام خمینی را نگه داشتند تا از قصد او مطلع شوند و امام هم یكسره پاسخ می‌دادند هنوز تصمیم نگرفته‌ام . امام خسته شدند و عبا را سركشیدند و روی نیمكتی دراز كشیدند . از خواب بلند شدند ، وقتی نگرانی را در چهره‌ی حاج احمد آقا دیدند ، فرمودند : « چرا ناراحتی ؟ چرا فكر می‌كنی ؟ ما اگر منزل خودمان بودیم الان این را نداشتیم ( با انگشت اشاره به كولر گازی كردند ) ، این خیلی از خانه‌ی ما بهتر است . نباید نگران باشی . » خورشید كم كم در كویر فرو می‌رفت و تاریكی فرا می‌رسید . امام خمینی نماز را به جای آوردند و یك چای با یك بیسكویت خوردند و با این كه ناهار نخورده بودند فرمودند این هم شام من . تا ساعت‌ها امام در صفوان معطل كردند . امام عصبانی شد و شروع به اعتراض كرد ، گفتند به زودی دستورالعمل از بغداد خواهد رسید . سرانجام ساعت 11 دو دستگاه اتومبیل آوردند و امام را دعوت كردند كه سوار شوند ، امام با عصبانیت فریاد زدند : « من به شما اعتماد ندارم ، به شما اطمینان نمی‌كنم ، چطور به ماشین شما اعتماد كنم ؟ من هرگز سوار این ماشین نمی‌شوم » مأموران عقب عقب رفتند و دور هم جمع شدند و گفتند سیدعصبانی شده ، رئیسشان گفت با مسئولیت من سوار بر اتومبیل خودشان شوند . امام سوار اتومبیل آقای مهری شدند و دو اتومبیل نیروهای امنیت آنها را اسكورت كردند و آقای دكتر یزدی را نیز تا صبح در همان صفوان نگه داشتند. كاروان به بصره بازگشت و شب به هتل شرق‌الاوسط رفتند . هنوز امام خمینی در لابی هتل بودند كه رئیس امن العالم بصره از راه رسید و عذرخواهی را شروع كرد و همه چیز را به گردن دولت كویت گذاشت . امام خمینی با عصبانیت فرمودند : « خیر ، تقصیر شما بود . تقصیر كویت نبود ، این تقصیر شماست . من 9 ساعت بدون دلیل و بدون جهت در مرز عراق معطل بودم . شما اگر می‌خواهید بر مردم حكومت كنید باید نظر مردم را جلب كنید ، باید رضایت مردم را جلب كنید و این رفتار و برخورد شما با ما دلیل بر این است كه شما نمی‌خواهید حكومت كنید ، شما علاقه ندارید به حكومت خودتان والا این رفتار یك حاكمی كه می‌خواهد به حكومت خودش ادامه بدهد نیست . چرا این جور رفتار كردید ؟ چرا ما را معطل كردید ؟ » تلاش رئیس بی فایده بود ، امام هیچ بهانه‌ای را نمی‌پذیرفتند .
همراهان از امام پرسیدند تصمیم چیست ؟ فردا كجا می‌رویم ؟ امام فرمودند : « بعدا تصمیم می‌گیرم ، من نمی‌توانم حالا تصمیم بگیرم . »
وقتی امام خمینی روی نیمكت مرز صفوان و هتل شرق الاوسط با آرامش خوابیده بودند ، وحشت تمام اركان رژیم شاه را فرا گرفته بود كه اگر فردا مردم خبر خروج امام خمینی از عراق را بشنوند چه عكس‌العملی نشان خواهند داد ؟ ساواك مركز با سرعت بخشنامه‌ای را به ساواك‌های تابعه رمز كرد :
« با توجه به عزیمت خمینی از عراق چون احتمال دارد از طرف عوامل و طرف داران نامبرده حركات و تشنجاتی در آن منطقه صورت گیرد ، دستور فرمایید ضمن مراقتب‌های همه جانبه در این مورد با همكاری مراجع انتظامی ، لیست مظنونین درجه یك و طرف داران حاد یاد شده سریعا تكمیل تا به محض دستور نسبت به دستگیری آنان اقدام » شود .
هجرت به سوی پاریس – امام خمینی و همراهان در هتل شرق‌الاوسط بصره به استراحت پرداختند . احمد آقا با امام در یك اطاق خوابیدند. صبح زود احمد آقا نزد همراهان آمد و گفت : « فردوسی ! بشارت ، امام از خواب بلند شدند و فرمودند می‌رویم پاریس . » احمد آقا نیز برای امام استدلال كرد ممكن است سوریه نیز مانند كویت عمل كند پس بهتر است جایی برویم كه احتیاج به ویزا نداشته باشد . امام خمینی تصمیم به سوی پاریس را از مسائل لطیف انقلاب می‌دانستند ؛ لذا در وصیت‌نامه ی سیاسی شان به این موضوع پرداخته و نوشته‌اند :

« از قرار مذكور بعضی‌ها ادعا كرده‌اند كه رفتن من به پاریس به وسیله‌ی آنان بوده . این دروغ است . من پس از برگرداندنم از كویت ، با مشورت احمد ، پاریس را انتخاب نمودم ، زیرا در كشورهای اسلامی احتمال راه ندادن بود ، آنان تحت نفوذ شاه بودند ، ولی پاریس این احتمال نبود . »
امام خمینی به همراهان فرمودند : عازم بغداد می‌شویم . موضوع به مأموران مراقب امام خمینی اعلام شد . مأموران پس از اطلاع به بغداد و موافقت مركز درخواست بهای پنج بلیط هواپیما كردند . ساعت 5/1 بعدازظهر مأموران عراقی كاروان پنج نفره ، امام خمینی ، سیداحمد ، فردوسی پور ، املایی و یزدی – كه ساعت 10 صبح آزاد و به آنها پیوسته بود – را به یك فرودگاه نظامی بردند و آنها را با یك هواپیمای نظامی كوچك روانه‌ی بغداد كردند . در فرودگاه بغداد چند نفر از دوستان كه با خبر شده بودند از كاروان استقبال كردند . همراهان امام بلیط پرواز هواپیمای عراقی كه فردا ( 14/ 7 / 1357 ) عازم پاریس بود خریداری كردند و به بغداد برای استراحت آمدند و امام خمینی فرمودند : « من امشب باید بروم زیارت كاظمین » گر چه مأمورین عراقی سخت ناراحت شدند ؛ ولی در مقابل تصمیم امام تسلیم شدند . امام وقتی وارد صحن شدند و عراقی‌ها و زایران ایرانی او را شناختند و امام را چون نگین در میان گرفتند . صبح روز 14/7/1357 امام خمینی با چها رنفر از همراهان خود سوار بر هواپیمای غول پیكر جمبوجت عراقی شد . سر میهماندار ، امام خمينی و همراهانش را به طبقه‌ی دوم هواپیما راهنمایی كرد . بلافاصله سه نفر نیروی امنیتی نیز به آنان پیوستند . هواپیما از روی زمین برخاست ، در آن زمان هیچ كس به جز این مسافر كهنسال نمی‌دانست این پرواز آغاز شمارش معكوس سقوط كهنسال‌ترین رژیم شاهنشاهی است .
بعد از چهار ساعت پرواز ، هواپیما در فرودگاه ژنف برای پیاده كردن چند مسافر فرود آمد . باید موضوع سفر امام خمینی را به پاریس به اطلاع هواداران ایشان می‌رساندند . مأموران امنیتی عراقی مانع پیاده شدن بودند. آقای املایی مأمور جلو پله‌ها را بغل كرد و دكتر یزدی با سرعت از پله‌ها پایین رفت و همراه با مسافرین خود را به یك تلفن رساند و خبر ورود امام خمینی به پاریس را به آقای دكتر حسن حبیبی داد و به هواپیما بازگشت . هواپیما بعد از نیم ساعت مجددا به سوی پاریس پرواز كرد . نزدیك ظهر شد سرو غذا شروع شد . غذای امام كه ظرف كوچك آبگوشتی بود و از بغداد در یخچال هواپیما نگه‌داری می‌شد ، مهماندار آن را گرم كرد و نزد امام گذاشت . پذیرایی تمام شد . نگرانی بر همراهان امام مستولی شد . موضوع نگرانی را با امام در میان گذاشتند . آقای فردوسی پور عرض كرد : « آقا اگر پاریس نگذاشتند پیاده شویم و نگذاشتند آن جا بمانیم تكلیف چیست ؟ تبسم شیرینی بر لب‌های امام نقش بست و فرمودند : شماها از سفر خسته شده‌اید ؟ شماها كه جوانید نباید خسته شوید ، من كه خسته نشده‌ام . جای دیگر می‌رویم . فكر كنید كجا برویم بهتر است ؟ جای دیگری از الان در نظر بگیرید كه اگر پاریس راه ندادند آن جا برویم . »
یاران امام خمینی در ایران بعد از برگرداندن امام از مرز خبری نداشتند ، همه نگران ، مردم مضطرب ، آیت‌الله بهشتی به عنوان رهبر جامعه روحانیت بیش از دیگران تحت فشار بود ، دائم با نجف ، با شهرهای مرزی و با خارج از كشور در تماس بود تا خبری از امام بگیرد « در اثنای پرواز بود كه خبر رسید مقصد امام پاریس است . »
به گزارش خبرگزاری فرانسه ، هواپیمای حامل امام خمینی ساعت 14/20 به وقت محلی ( 50/16 روز جمعه 14/7/1357 به وقت ایران ) در فرودگاه اورلی پاریس به زمین نشست . چند نفر از دانشجویان و هواداران از امام خمینی استقبال كردند و ایشان را به آپارتمانی كه آماده شده بود راهنمایی كردند . دانشجویان بعد از زیارت رهبرشان رفتند . چیزی از شب نگذشته بود كه نماینده‌ی كاخ الیزه زنگ آپارتمان را به صدا در آورد و خود را معرفی كرد . وی نزد امام آمد و پیام رئیس جمهور را ابلاغ كرد: « حق ندارید كوچك‌ترین كاری انجام دهید . » این سخن برای حاضرین كه می‌پنداشتند فرانسه مهد آزادی است بسیار تعجب برانگیز بود . امام خمینی پاسخ دادند :
« ما فكر می‌كردیم این جا مثل عراق نیست . من هر جا بروم حرفم را می‌زنم . من از فرودگاهی به فرودگاه دیگر و از شهری به شهر دیگر سفر می كنم تا به دنیا اعلام كنم كه تمام ظالمان دنیا دستشان را در دست یكدیگر گذاشته‌اند تا مردم جهان صدای ما مظلومان را نشنوند ؛ ولی من صدای مردم دلیر ایران را به دنیا خواهم رساند . من به دنیا خواهم گفت كه در ایران چه می‌گذرد . »
با انتشار خبر ورود امام خمینی به پاریس از صبح زود دانشجویان و ایرانیان مقیم پاریس به سوی محل سكونت امام خمینی سرازیر شدند . به گزارش خبرنگار اطلاعات : « امروز 15 مهر ماه جنب و جوش زیادی در محله كشان جنوب پاریس دیده می‌شد . حدود 500 دختر و پسر ایرانی كه دختران موهای خود را با روسری پوشانده و با حجاب اسلامی بودند به دنبال آگاهی از ورود حضرت آیت‌الله العظمی خمینی به پاریس در حول و حوش محل اقامت ایشان ، ساختمان شماره 24 خیابان پون رویال گرد آمده تا از نزدیك ایشان را ببینند . گروهی از آنان موفق شدند در اجتماعی كه در آپارتمان بسیار كوچكشان تشكیل گردید ، مدتی بیانات ایشان را استماع كنند . اكثر جوانان كه ا زمحصلین ایرانی بودند از صبح زود به اشتیاق دیدار آیت‌الله خمینی در محله كشان اجتماع كرده بودند . »
همان روز ( 15 مهر ماه ) پیام امام خمینی خطاب به ملت ایران در پاریس منتشر شد .
این پیام را امام خمینی در آخرین ساعات در بغداد در شرح مهاجرت خود نوشته بودند . امام خمینی در این پیام توضیح دادند كه « اكنون كه من به ناچار باید ترك جوار مولا امیرالمؤمنین علیه السلام را نمایم و در كشورهای اسلامی ، دست خود را برای خدمت به شما ملت محروم – كه مورد هجوم همه‌ی اجانب و وابستگان به آنان هستید – باز نمی‌بینم و از ورود به كویت با داشتن اجازه ممانعت نمودند ، به سوی فرانسه پرواز می‌كنم . پیش من مكان معینی مطرح نیست ، عمل به تكلیف الهی مطرح است ، مصالح عالیه‌ی اسلام و مسلمین مطرح است. ما و شما امروز كه نهضت اسلامی بر مرتبه‌ی بسیار حساس رسیده است مسئول هستیم . اسلام از ما انتظار دارد ..... شما مردان و زنان تاریخ باید پایداری در راه كوبیدن ستمكاران و دفاع از حق را به جهانیان و نسل‌های آینده ثابت كنید . » امام خمینی در این پیام با اشاره به درگیری‌های خونین در كرمانشاه و شهرهای كردستان ضمن اظهار تأسف ، اظهار امیدواری كردند كه ملت در راه اسلام و مستضعفین قیام كرده است . امام خمینی در پایان افزودند كه « وقتی مطالعه‌ی روحیه‌ی مردان و زنان جوان از دست داده را می‌كنم كه شجاعاته در مقابل مصایب ایستادگی كرده و می‌كنند ، برای خود احساس شرمندگی می‌كنم .

پی نوشت:
1 . سید احمد خمینی ، پا به پای آفتاب ، تدوین امیررضا ستوده ، ج 1 ، ص 92 .
2 . صحیفه امام ، ج 3 ، ص 502 .
3 . سید احمد خمینی ، پیشین .
4 . ر . ك اسماعیل فردوسی پور ، همگام با خورشید ، مجتمع فرهنگی و اجتماعی امام خمینی ، فردوس ، 1373 ، صص 385- 380
5 . آرشیو اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی 888 ، ص 17 .
6 . سید احمد خمینی ، پیشین ، ص 92 .
7 . آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی 888 ، ص 41 .
8. همان ، ص 44 .
9 . همان ، ص 46 .
10 . همان ، ص 47 .
11. عباس قرهباغی ، اعترافات ژنرال ، ص 32.
12. اسماعیل فردوسی پور ، پیشین ، صص 399-389 .
13. آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی ، شماره بازیابی 888 ، ص 49 .
14 . اسماعیل فردوسی پور ، پیشین ، ص 23 .
15 . سیداحمد خمینی ، پیشین ، ص 94 .
16 . صحیفه امام ، ج 21 ، ص 452 .
17 . اسماعیل فردوسی پور ، پیشین ، صص 406-399 .
18 . سیداحمد خمینی ، پیشین ، ص 95 .
19 . اسماعیل فردوسی پور ، پیشین ، ص 424.
20 . واحد فرهنگی بنیاد شهید ، او به تنهایی یك امت بود ، تهران ، 1361 ، ج 1 ، ص 230.
21 . اطلاعات ، 15/7/1357 ، ص 4 .
22 . سیداحمد خمینی ، پیشین ، ص 95 .
23 . اطلاعات 16/7/1357 ، ص 4 .
24 . صحیفه امام ، ج 3 ، ص 481 .


بخشی از کتاب :یك‌سال‌ مبارزه‌ برای‌ سرنگونی‌ رژیم‌ شاه (بهمن‌ 1356 تا بهمن‌ 1357)
تالیف:حجت الاسلام حسینیان، ناشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 19:17 |

  كدام كار فراقانوني است؟

 

 

بخشهايي از اظهارات اخير هاشمي رفسنجاني كه به تازگي انتشار يافته است، با برخي اصول قانون اساسي در تضاد است.

 

به گزارش رجانيوز وي كه با با ماهنامه صنعت و توسعه سخن مي گفت در پاسخ به سؤالی در رابطه با مشکلات اجرایی پیش روی اجرای سیاست‌های کلی اصل 44 ابراز داشت: متأسفانه مجریان، مصوبات [مجلس] را خیلی جدی نگرفته‌اند و هنوز روحیه اجرایی خاصی برای اجرای این سیاست‌ها وجود ندارد! از همین رو فشار و پیگیری برای به سرانجام رسیدن کار، لازم است.

 

هاشمی رفسنجانی همچنین مدعی شد: همانگونه که شورای نگهبان حق دارد جلوی برخی مصوبات را بگیرد، مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز می‌تواند از تصویب مصوبات مغایر سیاست‌های کلی اصل 44 جلوگیری کند!

 

وی افزود: قانون خصوصی‌سازی که اخیرا براساس سیاست‌های کلی اصل 44 در مجلس به تصویب رسید، در کمیسیون نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد و چند ماده از آن مخالف سیاست‌های کلی تشخیص داده شد.

 

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان ساخت: در همین رابطه با شورای نگهبان مکاتبه شد که این قانون تا زمان ابلاغ ایرادات مجمع تشخیص مصلحت نظام نگه داشته شود و سپس مواد مغایر با سیاست‌های کلی اصل 44 برای اصلاح به مجلس ابلاغ شود!

 

اين در حالي است كه چندی پیش  كدخدايي، سخنگوي شوراي نگهبان ، نظرات مجمع تشخيص مصلحت را تنها از جایگاه اظهار نظرهای كارشناسی قابل استماع دانسته و افزوده بود : نظرات مجمع در خصوص اصل 44 الزام‌آور نيست و بنابر این تفسیر مجمع نمي‌تواند فراتر از كارشناسي در تصميمات شوراي نگهبان دخالت كند.

 

همچنين رئیس جمهور نیز در نشست رسانه ای چهارشنبه خود با خبرنگاران مرجع اظهار نظر قانونی درباره لایحه اصل 44 که به تصویب نمایندگان رسیده را شورای نگهبان دانست و نظرات مجمع را تنها کارشناسی و بدون الزام قانونی دانست.

 

گفتني است طبق نص صريح و در جاي جاي قانون اساسي جمهوري اسلامي وظيفه تفسير قانون اساسي بر عهده شوراي محترم نگهبان گذاشته شده است:

 

اصل ۴

 

کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهاء شورای نگهبان است.

 

اصل ۷۲

 

مجلس شورای اسلامی نمی‌تواند قوانینی وضع کند که با اصول و احکام مذهب رسمی کشور یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد. تشخیص این امر به ترتیبی که در اصل نود و ششم آمده بر عهده شورای نگهبان است.

 

اصل 85

 

...مصوبات دولت نباید با اصول و احکام مذهب رسمی کشور و یا قانون اساسی مغایرت داشته باشد، تشخیص این امر به ترتیب مذکور در اصل نود و ششم با شورای نگهبان است.

 

اصل ۹۶


تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهده اکثریت همه اعضای شورای نگهبان است.

 

اصل ۹۸

 

تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم آنان انجام می‌شود.

 

اظهارات تازه اي از اين دست در حالي گفته مي شود كه تشكيل جلسه مجمع تشخيص مصلحت طبق اصل 112 قانون اساسي براي مشاوره به رهبري و يا مواردي مجاز شمرده شده که شوراي محترم نگهبان قانون اساسي مصوبه مجلس شوراي اسلامي را خلاف موازين شرع و يا قانون اساسي بداند و با اين حال مجلس نظر شوراي نگهبان را تامين نكند. 

 

جالب اينجاست كه هاشمي رفسنجاني در همين گفت و گو حضور گسترده مردم را منوط به برگزاری انتخابات آزاد، سالم و بدون دخالت های فراقانونی! دانسته است.

 

و اکنون این سوال بزرگ مطرح است آیا مکاتبه مجمع تشخیص مصلحت با شورای نگهبان مبنی بر نگه داشتن لایحه مصوب مجلس تا زمان ابلاغ ایرادات مجمع تشخیص مصلحت بر این لایحه فراقانونی نیست؟

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 15:41 |

راه‌اندازي سايت اطلاع رساني خدمات دولتي

 

 

اميرمنصور برقعي سرپرست معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور در بخشنامه‌اي خطاب به تمام وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها ، موسسات، شركت‌هاي دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي ضمن اعلام خبر راه ‌ندازي آزمايشي «درگاه اطلاع رساني خدمات دولتي » ، خاطرنشان كرد: براي دستيابي آسان و سريع عموم مردم به اطلاعات و خدمات دستگاه‌هاي اجرايي و راستاي سياست‌هاي چهارگانه دولت نهم، بويژه خدمت به بندگان خدا و عدالت‌گستري در زمينه دسترسي به اطلاعات دولتي و عمومي، همچنين تحقق اهداف تبصره (13) قانون بودجه مبني بر كاهش ترددهاي درون شهري ، فاز اول طرح ملي «درگاه خدمات دولتي» با عنوان «پورتال مردم» كه گامي اساسي براي تحقق دولت الكترونيك است در حد «درگاه اطلاع رساني خدمات دولتي » به مرحله راه اندازي آزمايشي رسيده است.

 

اطلاعات موجود درنشاني www.iranmardom.ir كه به عنوان نشاني اين درگاه اعلام شده، به اين شرح است: نام دستگاه ارائه دهنده خدمت، شرح وتعريف مختصر در راستاي معرفي خدمت، ارتباط دستگاه ارائه دهنده خدمت با ساير دستگاه‌ها در راستاي انجام خدمت، قوانين و مقررات مربوط به ارائه خدمت، مدت زمان لازم براي انجام خدمت توسط دستگاه، هزينه‌هاي مربوط به انجام خدمت و چگونگي پرداخت آن توسط خدمت گيرنده،‌ فرم‌هاي مورد نياز براي انجام خدمت، مدارك لازم براي دريافت خدمت و آدرس و نحوه دسترسي مردم براي دريافت خدمت.

 

سرپرست معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور در بخشنامه خود همچنين يك دستورالعمل هفت ماده‌اي را به منظور راه‌اندازي نهايي اين جايگاه اينترنتي براي مسوولان دستگاه‌هاي اجرايي صادر كرد. بر اساس اين دستورالعمل، تمام دستگاه‌هاي اجرايي مكلفند نماينده تام الاختيار خود را به معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور معرفي كنند و اين معاونت بايد كلمه كاربري و رمز عبور به سيستم را دراختيار نمايندگان دستگاه‌ها قرار دهد و نيز آموزش لازم براي ورود و ويرايش اطلاعات در سيستم را به آنان ارائه كند.

 

دستگاه‌هاي اجرايي همچنين مكلفند در هر ماه دست‌كم اطلاعات سه خدمت از خدمات خود را در جايگاه اينترنتي «پورتال مردم» قرار دهند و معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور نيز بايد هرماه گزارش پيشرفت طرح و ميزان همكاري دستگاه‌هاي اجرايي را در زمينه به روزرساني و تكميل پورتال مذكور جمع‌آوري و جمع‌بندي كند و به صورت سه ماهه به شوراي عالي اداري و شخص رييس‌جمهور ارائه نمايد.

 

طبق مصوبه شوراي عالي اداري ، مسووليت پورتال استاني در استان‌ها با استاندار و وظيفه ورود اطلاعات و به روزرساني آن برعهده دستگاه‌هاي استاني است.

 

دستگاه‌هاي اجرايي پس از اعلام معاونت توسعه مديريت و سرمايه انساني رييس‌جمهور، نسبت به تشويق افرادي كه در زمينه تكميل و به روزرساني پورتال مردم همكاري مناسب داشته‌اند و نيز مسوولان و كاركنان و دست اندركاران روان‌سازي خدمات دستگاه‌هاي دولتي به مردم و فراهم ساختن بستر ارائه خدمات غيرحضوري به آنان، در قالب دستورالعمل‌هاي مربوط اقدام خواهند كرد.

100درصد مصوبات خراسان جنوبي اجرايي شد

 

اعلام آمادگي رييس‌جمهور براي مناظره با هاشمي و خاتمي

 

گفتگو با يك عضوكميسيون امنيت ملي درباره رفتار هتاكانه اعلمي:غيرقابل كنترل!

 

نتيجه جلسه شب گذشته آقاي پورمحمدي و قاليباف:

 آرم‌هاي طرح ترافيک سال 85، تنها تا 15 آبان ماه اعتبار داشته و پس از اين، خودروها تنها با آرم جديد طرح ترافيک، حق ورود به محدوده طرح را داشته باشند، لذا با متخلفان به شدت برخورد خواهد شد. نرخ آرم‌هاي طرح ترافيک 86 – 87 هم تغييراتي داشته.

احضاریه قوه قضائیه برای رئیس تحقیق و تفحص از این قوه!

علي عسگري نماينده مردم مشهد و نائب رئيس كميسيون اصل 90 مجلس با انتقاد از قرائت نشدن گزارش تحقق و تفحص از قوه قضائيه گفت: قوه قضائيه براي حسن كامران رئيس اين هيئت احضاريه فرستاده است.

اعتراض‌هاي داخلي در عربستان به دست‌دادن ملك عبدالله بن عبدالعزيز، پادشاه سعودي با اليزابت دوم، ملكه انگليس، بالا گرفته است

                  

ملكه انگليس با تقدير از نقش عربستان سعودي در برقراري صلح بين اسرائيل با كشورهاي عربي، حضور ملك عبدالله در لندن را مغتنم دانسته است پيش از اين برخي اسلام‌گرايان منطقه، با طرح موضوع اعطاي نشان شواليه به سلمان رشدي، نويسنده مرتد انگليسي از سوي اليزابت دوم، خواستار لغو ديدار ملك عبدالله با وي شده بودند.

انتشار يك فصلنامه تخصصي در افشاي بهاييت

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 14:59 |

ميرزايي: موسوي‌خوئيني‌ها پاسخگوي تأييد صلاحيت مشكوك بني‌صدر باشد

 

نمايندگان تشكل‌هاي دانشجويي به مناسبت بزرگداشت 13 آبان، با حضور در نشست خبري، ديدگاه‌ها و مواضع خود را تبيين كردند.

 

به گزارش فارس، در نشست خبري تشكل‌هاي دانشجويي به مناسبت 13 آبان كه در محل «شبكه خبر دانشجو» برگزار شد، نمايندگان تشكل‌هاي دانشجويي مختلف به بيان ديدگاه‌هاي خود پرداختند.

 

نماينده بسيج دانشجويي در اين نشست تأكيد كرد: اسناد به دست آمده از سفارت آمريكا به طور گزينشي افشا شده است

 

مهدي ميرزايي، نماينده بسيج دانشجويي، اظهار داشت: يكي از نگراني‌هاي عمده آْمريكائيها در اين جريان اين بود كه يك سري از طرح‌هاي استراتژيك اين كشور در جريان 13 آبان برملا شد كه اين علاوه بر مشخص شدن چهره‌هاي همكاري كننده با اين كشور در درون ايران بود.

 

وي با بيان اينكه متاسفانه براي برخي از حاضران در جريان 13 آبان، يك رانت اطلاعاتي به وجود آمد، اظهار داشت: آقاي موسوي خوئيني‌ها* در ماجراي 13 آبان تقريباً نقش رهبري دانشجويان را بر عهده داشتند و ايشان در انتخابات دور اول رياست جمهوري كه از طرف امام خميني(ره) نماينده ايشان در نظارت بر انتخابات شدند، بني‌صدر را با وجود اسناد مشكوكي كه در اين واقعه به دست آمده بود، تائيد صلاحيت كردند و ما از آقاي موسوي خوئيني‌ها درخواست داريم كه در خصوص اين موضوع پاسخگو باشند.

 

ميرزايي افزود: بحث ما اين است كه متاسفانه اسناد به دست آمده از از لانه جاسوسي آمريكا، به صورت گزينشي افشا شده است.

 

وي در ادامه با اشاره به اينكه امام در آن روزها با شرط برآورده شدن خواسته‌هاي ايران، خواستار اتمام هرچه زودتر اين ماجرا بودند، ابراز داشت: مجلس شوراي اسلامي كه در آن زمان، بهزاد نبوي يكي از سردمداران آن بود تعلل كرد و موجب شد اين ماجرا 2 ماه بيشتر به طول بينجامد و ما از ايشان نيز خواستاريم كه پاسخگوي اين حركت باشند.

 

ميرزايي در ادامه سخنان خود 13 آبان را بزرگترين اقدام جنبش دانشجويي در تاريخ ايران دانست و اظهار داشت: نقطه قوت اين ماجرا، فتح سفارتخانه يك ابرقدرت جهاني نبود بلكه نقطه قوت آن هوشمندي جنبش دانشجويي بود.

 

نماينده بسيج دانشجويي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص راهكارهاي مبارزه جنبش دانشجويي با استكبار جهاني و ايستادگي در مساله هسته‌اي در دوران حاضر، گفت: بازگشت به ادبيات امام خميني(ره) يكي از راه‌كارهاي جنبش دانشجويي در زمينه مبارزه با استكبار در دوران حاضر است.

 

اين فعال دانشجويي در پايان گفت: با وجود تعدد تشكل‌هاي دانشجويي در دانشگاه‌هاي ايران اما در حال حاضر شبكه دانشجويي در ايران در اختيار نداريم و ما همچنين به ايجاد يك شبكه در ميان تشكل‌هاي دانشجويي در جهان اسلام محتاج هستيم.

*آقاي موسوي خوئيني ها مدير مسئول روزنامۀ سلام بود كه آن نامۀ كذايي را جهت فشار به مجلس پنجم براي عدم تصويب قانون مطبوعات منتشر كرد و زمينه ساز وقايع 18 تير سال 78 شد. گفتم كه گفته باشم! نگيد نگفتي!

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 19:30 |

موج خون در دل لعل (يادداشت روز)

1- حكايت كرده اند كه در گرماگرم يكي از جنگ ها، سربازي با سر و روي خاك آلود و در حالي كه يك قبضه از تيربارهاي دشمن را در دست داشت خود را به فرمانده لشگر رساند و به او خبر داد كه اين «تيربار» را در جريان يك جنگ سخت و تن به تن از دشمن به غنيمت گرفته است. فرمانده لشگر كه از شجاعت و جسارت سرباز در پوست نمي گنجيد به نشانه قدرداني از اين سرباز فداكار او را سه روز به مرخصي فرستاد. يك ماه بعد، همان سرباز فداكار! با يك قبضه تيربار ديگر به فرمانده مراجعه كرد و چند روزي مرخصي تشويقي گرفت و اين ماجرا چند بار تكرار شد. سرانجام، فرمانده لشگر از سرباز شجاع خواست تاكتيك مورد استفاده خود را براي ساير نظاميان بازگو كند تا آنها نيز با استفاده از اين تاكتيك ويژه! دمار از روزگار دشمن برآورند و سرباز شجاع! در توضيح تاكتيك خود گفت «جناب فرمانده! در اردوگاه دشمن يك نظامي كودن! وجود دارد كه هر از چندگاه يك تيربار به من مي دهد» فرمانده با تعجب پرسيد؛ «در مقابل اين تيربار، از تو چه مي خواهد؟» و سرباز جواب داد «هيچي قربان! چيز قابل داري! نمي خواهد، فقط هر دفعه يكي از تانك هاي لشگر خودمان و چند ورق كاغذ را كه گمان مي كنم، نقشه عمليات جنگي خودمان است به او مي دهم»!... در ادامه اين حكايت آمده است آن سرباز شجاع! و زرنگ! كه ديگر در آن لشگر نيست، هنوز هم از تاكتيك كذايي خود با افتخار! ياد مي كند و معتقد است اگر چند سال - مثلاً 4 سال- ديگر بر سر كار بود، با تاكتيك هنرمندانه! خود دمار از روزگار دشمن برآورده و بساط جنگ را برچيده بود!... و البته، عده اي نيز به افتخار او كف مي زنند و سوت مي كشند و...
2- روز جمعه- 4 آبان ماه- حزب مشاركت دهمين كنگره خود را همزمان با دهمين سالگرد تاسيس اين حزب و با حضور آقاي سيدمحمد خاتمي و تني چند از اعضاي مركزيت احزاب و گروه هاي مدعي اصلاحات از جمله اعضاي نهضت آزادي، سازمان مجاهدين انقلاب، حزب كارگزاران و... برگزار كرد.
در اين مراسم، دبيركل حزب مشاركت طي سخناني به تشريح مواضع حزب متبوع خود پرداخت كه هرچند نكته تازه اي در آن نبود، اما سخنان ايشان و برخي ديگر از سخنرانان عليه سياست خارجي دولت نهم به تحليل هاي هميشگي پستونشينان چشم بسته شبيه بود و آنجا كه از سياست خارجي دولت آقاي خاتمي تجليل و تقدير مي كرد، ماجراي آن سرباز كذايي را به خاطر مي آورد كه خنده دار بودن تحليل ايشان، راه را بر ابراز تاسف مي بست.
دبيركل حزب مشاركت كه براي اعتراض به سياست خارجي دولت نهم هيچ دليل و سندي در چنته نداشت به اين جمله بسنده كرد كه «چه كسي مي تواند مدعي توفيق سياست خارجي دولت نهم باشد»؟! دبيركل حزب مشاركت با چشم بستن عمدي بر نمايش اقتدار ايران اسلامي در عرصه بين المللي كه جهان اسلام و ملت هاي محروم از سر شوق و دشمنان از سر ناچاري به آن اعتراف دارند، اين سؤال را بي پاسخ گذاشت كه «چه كسي مي تواند توفيق و درخشش سياست خارجي دولت نهم را انكار كند»؟ كاش مشاركتي ها و ساير احزاب و گروه هاي مدعي اصلاحات كه در مراسم آن روز حضور داشتند به جاي تاخت وتاز در ميدان بي رقيب و سخنراني هاي تكراري و يك طرفه، براي اثبات نظر خود در نفي سياست خارجي دولت نهم و تقدير از ديپلماسي خارجي دولت اصلاحات، دليل و سند و شاهد و قرينه اي ارائه مي دادند و به روش «خود گويم و خود خندم، خود مرد هنرمندم!» بسنده نمي كردند. مثلا با ذكر چند نمونه، توضيح مي دادند كه دولت اصلاحات غير از وادادگي و انفعال در برابر زورگويي ها و اقدامات خصمانه آمريكا و متحدانش چه هنر ديگري از خود نشان داده است؟!... انتظار زيادي است؟ نيست! پس چرا لب فروبسته و نمي فرمائيد كه هنرتان چه بوده و چيست؟!
3- آيا شما نبوديد كه در اوج فشار آمريكا و متحدانش براي وادار كردن ايران به پذيرش پروتكل الحاقي، طرح سه فوريتي - دوباره بخوانيد، طرح سه فوريتي!- تهيه كرده بوديد تا ايران اسلامي را ملزم به پذيرش بي قيد و شرط پروتكل الحاقي كند؟ آيا شما نبوديد كه در همان روزها از تريبون مجلس ششم با آمريكا و اسرائيل همزبان شده و در مقابل حيرت توأم با خشم مردم اعلام كرديد كه ايران در فعاليت هسته اي 19ساله خود به غرب و آژانس دروغ گفته است؟!
از طرح گفت وگوي تمدن هاي آقاي خاتمي با افتخار ياد مي كنيد و اولاً؛ توضيح نمي دهيد كه تهيه كننده اصلي اين طرح آقاي داريوش شايگان- عضو دفتر فرح پهلوي- بوده است و طرح مزبور را در دوران طاغوت و از سوي بنياد فرح پهلوي ارائه كرده بود... يادتان كه هست؟! بعيد است فراموش كرده باشيد! و ثانياً اين طرح چه خاصيتي داشت؟ البته مجمع عمومي سازمان ملل در سال 2001 به اتفاق آراء اين طرح را تصويب كرد و معلوم بود كه تصويب مي كند، زيرا هيچ كشوري حاضر نيست در ظاهر و به طور علني جنگ تمدن ها را بر گفت وگوي تمدن ها ترجيح بدهد، اما نتيجه چه بود؟ در همان سال 2001، جرج بوش ايران را يكي از سه كشور «محور شرارت»! ناميد و آقاي خاتمي در اولين مصاحبه خود با
CNNاز «شهيد آبراهام لينكلن»!! تجليل كرد. در همان سال بوش به افغانستان حمله كرد و مدعيان اصلاحات از ضرورت همكاري با طالبان سخن گفتند - همان طالبان كه آنهمه عليه آن داد سخن مي داديد- و... راستي مگر شما نبوديد كه در مطبوعات وابسته به خود با افتخار مي نوشتيد «مبارزه با اسرائيل مبناي فقهي ندارد»! و تاكيد مي كرديد كه ايران بايد از سازش ساف با اسرائيل سرمشق بگيرد! و از اسرائيل به عنوان يك كشور دموكراتيك كه حقوق همه مسلمانان در آن رعايت مي شود ياد مي كرديد! و... آيا شما نبوديد كه شهادت طلبي رزمندگان اسلام- يعني آنان كه نفس كشيدن خود را مديون آنها هستيد- را خشونت گرايي مي ناميديد؟ و مي نوشتيد «جامعه ولايي، انحصارگر و مستبد است و ارزشي براي توده ها ندارد»! و «ولايت فقيه يعني حكومت توتاليتر و ضد مردمي»! و «نظام اسلامي با اصلاحات و مدرنيته منافات دارد»! و «همجنس بازي نبايد ممنوع باشد»! و مي نوشتيد «هيئت هاي مذهبي منشأ خشونت اند و بسيجي ها اعضاي تشكيل دهنده اين هسته ها مي باشند»! و «حجاب و حياي زنان نماد عقب افتادگي است»! و «رزمندگان جبهه ها از عوامل اصلي خشونت در ايران هستند»! و... شرح مفصل اين ماجرا به درازا مي كشد و چيزي كه «عيان است» را «حاجت به بيان» نيست و نكته درخور توجه آن كه بسياري از اظهارات ياد شده از جانب كساني مطرح شده است كه روز جمعه در كنگره حزب مشاركت حضور فعال داشته اند.
4- با توجه به مواضع و عملكرد 8ساله مدعيان اصلاحات كه آنچه به آن اشاره شد فقط مشتي از خروارها و اندكي از بسيارهاست و تمامي آنها مستند و موجود است، بايد از آقايان پرسيد، مگر آمريكا و اسرائيل از طرفداران خود چه مي خواستند كه شما آنگونه نبوديد؟ و آيا دشمنان تابلودار مردم ايران از دولتمردان اصلاحات، نمايندگان مدعي اصلاحات و مطبوعات وابسته به اين مدعيان، غير از نفي حاكميت اسلام، نامشروع دانستن جمهوري اسلامي ايران، مقابله با باورهاي ديني، حمايت از اسرائيل، دفاع از آمريكا، ترويج فساد و فحشاء، تسليم در برابر نظام سلطه جهاني و... چيز ديگري مي خواستند؟ بنابراين آيا شرم آور نيست كه «باد» در گلو مي اندازيد و از سياست خارجي دولت اصلاحات و بينش و منش داخلي آن تجليل مي كنيد؟!
5- و اما در اين سو بايد پرسيد به كدام بخش از سياست خارجي دولت نهم اعتراض داريد؟ تاكيد بر ارزش هاي انقلاب! ايستادگي در برابر زورگويي آمريكا و متحدانش؟ دفاع از عزت و حرمت ملت ايران؟ اصرار بر حفظ دستاوردهاي علمي و فني فرزندان اين مرز و بوم؟ نمايش چهره اي مقتدر از ايران اسلامي؟ شكستن شاخ آمريكا و اسرائيل؟ جلوگيري از غارت منابع طبيعي و ثروت عمومي از طريق زد و بند با شركت هاي خارجي؟ حمايت از ملت هاي محروم و مظلوم جهان به جاي تلاش براي بازسازي مجسمه بودا ؟! تجليل از مبارزان آمريكاي لاتين به جاي تقدير از شهيد آبراهام لينكلن؟! و...
و بالاخره، دفاع شما از سياست خارجي دولت اصلاحات- كه هيچ دليلي براي آن ارائه نمي كنيد- و حمله شما به سياست خارجي دولت نهم- كه حمله به عزت و اقتدار مردم ايران است- يادآور اين بيت از خواجه شيراز است؛ آنجا كه مي سرايد؛
جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل
زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش
حسين شريعتمداري

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 20:27 |

رييس جمهور در نشست مشترك هيات دولت با استانداران:


وزرا در دور دوم سفرهاي استاني با اختيار كامل تصميم مي گيرند

 


دكتر محمود احمدي نژاد ، رييس جمهور عصر امروز در جلسه مشترك هيات دولت و استانداران تصريح كرد : دولت در دور دوم سفرهاي استاني به عمق استانها مي رود و وزرا هم در شهرستانها حضور مي يابند و با اختيار كامل مصوبات را پيگيري و تصميم گيري مي كنند.
رييس جمهور با اشاره به اينكه در دور دوم سفرهاي استاني، هر وزيري به هر شهرستاني كه مي رود، درجلسات تخصصي شركت كرده و با مسوولان محلي ملاقات خواهد كرد، گفت: در اين سفرها دستور وزير دستور و مصوبه دولت، شوراي عالي برنامه ريزي و مديريت اقتصادي و شخص رييس جمهور تلقي مي گردد تا همانجا كارها انجام شود. در واقع براساس اصل يكصد و بيست و هفتم قانون اساسي، نمايندگان ويژه اي از طرف رييس جمهور و با تصويب دولت جهت مأموريت خاص تعيين مي شوند و تصميم آنها هم در حكم تصميم دولت و شخص رييس جمهور و به تبع آن شوراهاي پايين دستي خواهد بود.
دكتر احمدي نژاد در ادامه با تشريح شيوه جديد تدوين لايحه بودجه سال 87 و نكات مثبت آن اظهار داشت: در شيوه جديد با عنايت به اينكه فصول و اعتبارات زير مجموعه استانداري مشخص است ، تمام موافقتنامه ها با استانداران يكجا مبادله مي شود. همچنين در لايحه بودجه سال آينده تمام تبصره ها حذف مي شود، چون حجم آنها پنج برابر بودجه بوده است. از سوي ديگر مواردي هم كه قانون ثابت دارند، مثل قبل انجام مي شود، ولي بعضي موارد هم قانونگذاري در قالب بودجه محسوب شده و خلاف صريح قانون اساسي است و از همين رو نمي شود در قالب بودجه ساليانه، قانونگذاري دراز مدت انجام داد.
رييس جمهور يادآور شد:ما اين موارد را هم جدا كرده و در قالب يك لايحه مشخص، تقديم مجلس كرده ايم تا در صورت صلاحديد و احساس نياز به استمرار اين رديف ها، آنها را به تصويب برسانند؛ بنابراين ما لايحه بودجه را بسيار شفاف به مجلس ارايه مي كنيم.
دكتر احمدي نژاد بر حق نظارت دولت به چگونگي هزينه شدن بودجه تاكيد كرد و گفت: بودجه ريزي به سبك جديد، مسووليتها را معين وشفاف كرده است، ولي مسووليت استانداران را سنگين تر مي كند.
رييس جمهور يادآور شد:استاندار مجري سياستهاي دولت در استان است و بودجه زير نظر استاندار است و ايشان است كه بايد موافقتنامه مبادله كند ولي در مقابل اين مسووليت، من از شما كار مي خواهم و وزرا هم بايد اين گونه باشند.
رييس جمهور همچنين به يكي از ناهنجاري ها اشاره كرد و گفت: بعضي افراد هستند كه پول هاي كلان از دولت مي گيرند ولي سياستهاي اعلامي و اعمالي آنها درست نقطه مقابل سياستهاي دولت و قوانين مصوب كشور قرار دارد. كدام قانون چنين حقي به آنها داده است؛ قانون اساسي و قوانين مصوب ما چنين اجازه اي نمي دهد و بحمدالله اين دولت اجازه نخواهد داد افرادي كه اختياراتي از سوي مردم وبراي خدمت به كشور به آنها تفويض شده است، در اختيار عده اي قرار دهند كه در خلاف جهت حركت دولت حركت كنند و از رييس جمهور و دولت هم طلبكار باشند. اميدوارم مجلس محترم به ابعاد تحول در بودجه نويسي كشور توجه دقيق كرده و اجازه ندهد فشار بعضي باندها اين كار بزرگ را مخدوش كند.
رييس جمهور در ادامه خطاب به استانداران گفت: مردم براي ما نامه هايي فرستاده يا درخواست هايي داده اند كه در مركز روي آنها كار شده است و آنها را براي دستگاه هاي مختلف هم فرستاده اند. حدود 5 ماه از سفر دولت به آخرين استان مي گذرد و گروه هايي براي پيگيري اين نامه ها اعزام شده اند. بعضي از دستگاه هاي استاني در ارتباط با پيگيري اين نامه ها عملكرد خوبي داشته اند و برخي دستگاه هاي ديگر نيز ضعيف يا بد عمل كرده اند. به زودي نامه اي به استانداران ارسال مي شود كه در آن اسامي تعدادي از مديران دستگاه هاي گوناگون از سطح شهرستان تا استان كه بايد مورد تشويق قرار گيرند، ذكر شده است و شما مي توانيد اسم آنها را اعلام كرده و هدايايي هم به آنها بدهيد.
وي افزود: فهرست گروهي هم كه ضعيف بوده اند، براي استانداران ارسال مي شود كه بايد تذكر داده شود. ما اسم اين افراد را اين دفعه به صورت محرمانه مي فرستيم. يك گروه محدود هم هستند كه بي تفاوت بوده اند؛ به محض اينكه اسامي اين افراد به دست شما رسيد بايد آنها را بركنار كنيد. ما اين اسامي را هم محرمانه مي فرستيم ولي استانداران بايد اقدام كنند.
رييس جمهور همچنين به ميثاق خدمت گذاري كارگزاران دولت نهم به مردم اشاره كرد و يادآور شد:چه كسي گفته كه مسوولان بي تفاوت و ناكارآمد بايد تا آخر در سمت هاي خود باقي باشند؛ اينها حقوق مردم را پايمال كرده و به آنها دهن كجي مي كنند، پس بهتر آن است كه از مسووليت كنار روند.
دكتر احمدي نژاد تاكيد كرد: تجربه نشان داده هر مديري كه براي رضاي خدا و عموم مردم كار كند و به منافع مردم توجه داشته باشد، موفق است.
رييس جمهور همچنين در ادامه از استانداران خواست استقلال كاري خود را حفظ كنند و تحت تاثير فشارها قرار نگيرند. دكتر احمدي نژاد گفت: هرچه قدر كه شما در اين دامها نيفتيد و از مردم جدا نشويد، موفق خواهيد بود و همه مردم با نشاط پشت سر شما خواهند بود و در كارها مشاركت مي كنند و با حمايت آنها استان نيز پيشرفت مي كند.
دكتر احمدي نژاد در پايان تصريح كرد: تحول در سازمان مديريت و برنامه ريزي و شوراها جزء تحولات بزرگ در كشور محسوب مي شود و در واقع اين اقدامات جراحي هايي است كه بايد در سيستم مديريت كشور اتفاق مي افتاد تا زمينه براي جهش و توسعه پايدار ايجاد شود.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 22:24 |

قبول داريد اين صدا وسيماي ما خيلي باحاله!. ديروز تو 20:30 يه خبر داشت درباره هري پاتر و خانم رولينگ. خبر اين بود كه خانم رولينگ گفته يكي از شخصيتهاي داستان‌اش مشكل جنسي داره. البته منظورش شخصيت دامبلدور و همجنسباز بودن اين شخصيت است. بعد از دادن اين خبر اظهار اميدواري كرده اين خبر دربارۀ داستانهاي هري پاتر دوست داشتني! صحت نداشته باشه!. اينا خيلي خوش خيالند! همجنسباز اعلام شدن یکی از شخصیتهای این فیلم جای تعجب داره؟

من واقعاً براي اين دانشگاه عمومي متأسفم يعني اينها از جريانات پشت پرده كه خيلي هم پنهان نيست خبر ندارند؟. در عصر حاضر كه بشر به پوچ بودن ادعاهاي غرب پي برده و از وضع حاضر به ستوه آمده و موج اسلام خواهي در اروپا و آمريكا به راه افتاده. انتشار اين كتابها و ساختن فيلمهاي آن توسط هاليوود كه كاملاً صهيونيستي است علامت سؤال جلوي افكار فعالان عرصه رسانه و خبر قرار نمي دهد؟ داستانها و فيلمهايي سراسر حاوي مطالب زيانبار براي كودكان و ترويج دهنده خرافات و سحر و جادو، كه از  نظر پروردگار و دين امري است حرام جاي شك و ترديد ندارد؟

قبلاً مجموعه‌اي توسط صدا و سيما ساخته شده بود و اين فيلم ها را بررسي و نقد مي كرد و به اين انحرافات اشاره مي كرد. قرار نيست از مجموعه هاي ساخته شده توسط صدا و سيما در ساير بخش ها هم استفاده شود؟ قبلاً به يك مورد اشاره كرده بودم كه مربوط به مسجد الاقصي و مسجد القبه بود. اين هم يه نمونه ديگه از هزاران...

بد نيست به اين قسمت از مقالۀ فراماسونري: دجال آخرالزمان توجه فرماييد:

18 – ترویج کتاب ها و فیلم هایی در مدح جادوگری و انتشار آن  در  بین  کودکان  از  جمله (Harry Potter)

 

یکی از ترفند های خطرناک دستگاه شیطانی فراماسونری برای اجرای اهدافش، تلاش برای انس دادن انسان ها (به خصوص کودکان) با سحر، جادو و تعالیم شبه کابالایی می باشد. قبل از ارایه ی توضیحات بیشتر در این زمینه، توجه شما را به بحث های مقدماتی زیر جلب می کنیم:

 

در تمام ادیان الهی، سحر و جادوگری نکوهش شده است و جزء امور ممنوعه می باشد.(255) در دین اسلام نیز احادیث و روایات بی شماری از معصومین (ع) پیرامون ممنوعیت سحر بیان شده است. برای نمونه در این زمینه می توان به حدیث زیر از امام صادق (ع) به نقل از جد بزرگوارشان حضرت علی (ع) اشاره کرد:

 

« عَنِ الْبَزَّازِ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (ع) أَنَّ عَلِيّاً (ع) قَالَ:

 

مَنْ تَعَلَّمَ شَيْئاً مِنَ السِّحْرِ قَلِيلًا أَوْ كَثِيراً فَقَدْ كَفَرَ وَ كَانَ آخِرَ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ وَ حَدُّهُ أَنْ يُقْتَلَ إِلَّا أَنْ يَتُوبَ. »(256)

 

« از بزاز از ابی البختری از جعفر (صادق (ع)) از پدرش (ع) از حضرت علی (ع) نقل شده است که فرمودند:

 

هر كس چيزي از سحر بياموزد، زياد باشد يا كم، كافر شده است و سرانجام كارش  با  خدايش  است؛  و  حدش  اين  است  كه  كشته  شود،  مگر  اينكه توبه كند. »

 

این حدیث خود به روشنی نشان می دهد که جادوگری گناه بسیار بزرگی است و حکم سنگینی دارد.

 

اما در جهان امروز که ارزش ها دگرگون شده است و همه چیز به صورت وارونه معرفی می گردد، کتاب ها و فیلم های زیادی در مدح و ستایش جادوگری نوشته  و  ساخته  می شود.  متأسفانه  مخاطب  بسیاری  از  این  کتاب ها  و فیلم ها، کودکان هستند.

 

بدین ترتیب بسیاری از کودکان از دوران خردسالی با سحر و  جادوگری  آشنا می شوند و با توجه به این که در آنان رشد شناختی کامل نیست، بسیاری از آن ها آرزو می کنند که ای کاش  به جای قهرمان  کتاب ها  و  فیلم ها  بودند  و می توانستند هر چیز که می خواستند برای خود مهیا کنند.

 

متاسفانه امروزه بازار بسیاری از این کتاب ها و فیلم ها بسیار داغ است و بعضی از آن ها در زمره ی پرفروش ترین کتاب های تاریخ قرار دارند. از جمله ی این کتاب ها و فیلم ها می توان به (علی بابا و چهل دزد بغداد)، (علاءالدین و چراغ جادو)، (Harry Potter) و (Shrek) اشاره کرد. در بین کتاب ها و فیلم های مذکور، (Harry Potter) هم از نظر میزان فروش و هم از نظر میزان تأثیر، موقعیت ویژه ای دارد.

 

 

 

 

 

 

 

داستان های (Harry Potter) در زمره ی پرفروش ترین کتاب های تاریخ قرار گرفته و از آن انیمیشن ها و فیلم های زیادی ساخته شده است؛ شهرت این مجموعه داستان ها به حدی است که کتاب ها و فیلم های (Harry Potter) از نظر  درآمدزایی  نیز  در  بین  درآمدزاترین  کتب  و  فیلم های  تاریخ،  جای گرفته اند.(257)

 

در این بین،  شواهد  مهمی  وجود  دارند  که  نشان  می دهند  داستان های (Harry Potter) واضحاً در جهت اهداف شیطانی فراماسون ها و صهیونیست ها تولید شده اند. از جمله ی این شواهد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

1 – تعالیم جادوگری (Witchcraft) که (Harry Potter) به کرات  از  آن ها  بهره می برد، قرابت بسیار زیادی با تعالیم شیطان پرستی و همین طور کابالا دارد. به طوری که علایم و وسایل و عباراتی که در (Witchcraft) به کار برده می شوند، عمدتاً همان علایمی هستند که در کابالا و شیطان پرستی به کار می روند. از جمله ی این علایم می توان به علامت های الحادی چون ستاره ی شش گوش، (Baphomet) و ... اشاره کرد که در شیطان پرستی، تعالیم کابالا (و تعالیم فراماسونری که برگرفته از تعالیم کابالا است)، و نیز تعالیم (Witchcraft) به خصوص (Black Witches = جادوگران شیطانی) مشترک  است.(258)   بدین ترتیب  می توان  چنین  دریافت  که  فیلمی  که از  جادوگری (Witchcraft)  حمایت  می کند،  از  تعالیم  مشابه  مانند شیطان پرستی و ... نیز حمایت می کند.

 

 

2 – الهه ی جادوگری (Witchcraft) و خدای جادوگران، (Baphomet) است.(259) این الهه (که حتماً در قسمت های قبلی مقاله با آن آشنا شده اید)، برای شیطان پرستان، کابالیست ها و فراماسون ها نیز مقدس بوده و نماد شیطان می باشد. بنابراین گروه های جادوگری (Witchcraft) نیز،  به مانند شیطان پرستان،   کابالیست ها   و   فراماسون ها،  شیطان   ر ا  تقدیس می کنند.(260) با این اوصاف می توان گفت که فیلم (Harry Potter) نیز که به ترویج جادوگری می پردازد، عقاید شیطان پرستی و فراماسونری را به صورت  غیر مستقیم  ترویج  می نماید؛  چرا  که  این  گروه ها  نیز  همانند گروه های جادوگری، به (Baphomet) اعتقاد دارند.

 

 

 

 

 

 

 

3 – تعالیم  جادوگری (Witchcraft)  چه  از  نوع  خوب (White)  و  چه  از نوع بد (Black)، همگی برپایه ی تفکرات الحادی و جاهلی (Paganism) شکل گرفته اند(261) و پذیرفتن این تعالیم، مستلزم نفی مذهب است. بنابراین کودکانی که در کودکی به جای آموختن کتب الهی و تعالیم مذهبی، فنون و تعالیم الحادی را در داستان ها می آموزند، زمینه ی مستعدتری برای پذیرش کفر و الحاد در دوران بزرگسالی خواهند داشت.

 

بدین ترتیب همان طور که ذکر شد، گروه های جادوگری (Witchcraft)، هم شیطان پرستی (Satanism) و هم تعالیم جاهلی و الحادی (Paganism) را ترویج می کنند.

 

4 – تعالیم  الحادی  کابالا  که  سرمنشأ  تفکر فراماسونری است،(262)  شباهت بسیار  زیادی  با  جادوگری (Witchcraft) دارد؛(263)  بنابراین  هنگامی  که  از طریق  داستان هایی  مانند (Harry Potter جادوگری (Witchcraft)  ترویج می شود، عملاً تعالیم ماسونی کابالا نیز رواج می یابد و بدین ترتیب ذهن کودکان  برای  پذیرش  تعالیم  فراماسونری  در  دوران  بزرگسالی،  آماده تر می گردد.

 

 

 

 

 

 

 

5 – در داستان های (Harry Potter)، از نماد های فراوانی استفاده شده است که بسیاری از آن ها در گروه های مخفی، ماسونی و صهیونیستی نیز استفاده می شوند. برای مثال، سنگ فیلسوفان (Philosopher's Stone) که نام یکی از داستان های (Harry Potter) است،(264)  دارای مفاهیم  کابالایی  و  ماسونی  است؛  زیرا  نماد  سنگ  فیلسوفان،  ستاره ی شش گوش (Hexagram) می باشد(265) که قبلاً پیرامون مفاهیم الحادی و ماسونی آن مفصلاً بحث کردیم. از سوی دیگر، لباس های سیاه رنگ (Harry Potter) و دوستانش نیز کاملاً مشابه لباس های افرادی است که در گروه های مخفی  و  ماسونی  مانند (Skull & Bones) و ...  فعالیت  می کنند.  این مثال ها، بخشی از حرکت های مخفیانه و شیطانی است که در جهت زیبا جلوه دادن نماد های مخفی و ماسونی در داستان های (Harry Potter) صورت می گیرد.

 

 

 

 

 

 

بدین ترتیب همان طور که ملاحظه فرمودید، گسترش کتاب ها و داستان هایی همچون  (Harry Potter)  نیز  تحت  نفوذ  تشکیلات  جهانی  فراماسونی انجام شده است و هدف از آن، تهاجم به ذهن پاک کودکان و جذب کردن آنان به سمت تعالیم الحادی، شیطانی و ماسونی در آینده می باشد؛ وگرنه یک نویسنده ی   آماتور و   یک   داستان   بی محتوا   و   ضعیف،   به   هیچ   عنوان نمی توانستند به چنین شهرت جهانی دست یابند.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 15:32 |

دخترک 8 ساله بود،  اهل کرمان. موقع بازي در کوچه بود که با اتومبيلي تصادف کرد. ضربه آنقدر شديد بود که به حالت کما و اغما رفت. حال زهرا هر روز بدتر از روز قبل مي شد. مادرش ديگر نا اميد شده بود.  دکترها هم جوابش کرده بودند.

دکتر معالجش -دکتر سعيدي، رزيدنت مغز و اعصاب-  مي گويد: زهرا وقتي به بيمارستان اعزام شد ضربه شديدي به مغزش وارد شده بود.  براي همين هم نمي توانستيم هيچگونه عملي روي او انجام دهيم. احتمال خوب شدنش خيلي ضعيف بود.

در بخش مراقبتهاي ويژه، پيرزني چند هفته اي است که بر بالين نوه اش با نوميدي دست به دعا برداشته است.

                                          

                               

  

اين ايام مصادف بود با سفر رهبر انقلاب به استان کرمان. ولي حيف که زهرا با مادربزرگش نمي توانستند به استقبال و زيارت آقا بروند. اگر اين اتفاق نمي افتاد، حتماً زهرا و مادر بزرگش هم به ديدار آقا مي رفتند، اما حيف ....

خود مادر بزرگ ماجرا را اينطور تعريف مي کند: وقتي آقا آمدند کرمان، خيلي دلم مي خواست نزد ايشان بروم و بگويم: آقاجان! يک حبه قند يا ... را بدهيد تا به دختر بيمارم بدهم، شايد نور ولايت، معجزه اي کند و فرزندم چشمانش را باز کند . 

مثل کسي که منتظر است دکتري از ديار ديگري بيايد و نسخه شفا بخشي بپيچد همه اش مي گفتم: خدايا! چرا اين سعادت را ندارم که از دست رهبر انقلاب، سيد بزرگوار چيزي را دريافت کنم که شفاي بيمارم را در پي داشته باشد. مادربزرگ ادامه مي دهد: آن شب ساعت11 بود. نزديک درب اورژانس که رسيدم، مامور بيمارستان گفت: رهبر تشريف آورده اند اينجا. گفتم: فکر نمي کنم، اگر خبري بود سر و صدايي، استقبالي يا عکس العملي انجام مي شد؛ اما ناگهان به دلم افتاد، نکند که راست بگويد. به طرف اورژانس دويدم، نه پرواز کردم. وقتي رسيدم، ديدم راست است. آقا اينجاست. و من در يک قدمي آقا هستم. با گريه به افرادي که اطراف آقا بودند گفتم: مي خواهم آقا را ببينم. گفتند: صبر کن، وقتي آقا از اين اتاق بيرون آمدند، مي تواني آقا را ببيني. وقتي رهبر بيرون آمدند، جلو رفتم. از هيجان مي لرزيدم. اشک جلوي ديدگانم را گرفته بود و قدرت حرف زدن نداشتم. عاقبت زبان در دهانم چرخيد و گفتم: آقا! دختر هشت ساله ام تصادف کرده و در کما است. نامش زهرا است. ترا به جان مادرت زهرا(س)  يک چيزي به عنوان تبرک بدهيد که به بچه ام بدهم تا شفا پيدا کند. آقا بدون تأمل چفيه اش را از شانه برداشت و توي دستهاي لرزان من گذاشت. داشتم بال در مي آوردم. سراسيمه برگشتم و بدون هيچ درنگ و صحبتي فوراً چفيه متبرک آقا را روي چشمان و دست و صورت زهرا ماليدم و ناگهان ديدم زهرا يکي از چشمانش را باز کرد. حال عجيبي داشتم. روحم در پرواز بود و جسمم در تلاش براي بهبودي فرزندم که تا دقايقي پيش، از سلامت وي قطع اميد کرده بوديم. ساعت 2 بعد از ظهر آن روز، زهرا هر دو چشمش را کاملاً باز کرد و روز بعد هم به بخش منتقل شد و فردايش هم مرخص گرديد.

زهراي کوچک حالا يک ياد گاري دارد که خود مي گويد: آن را با هيچ چيز عوض  نمي کنم. او مي گويد: اين چفيه مال خودم است. آقا به من داده، خودم از روي حرم حضرت علي(ع) برداشتم .

مادر بزرگ نيز مي گويد: از آن روز تاکنون فقط يک آرزو دارم. آن هم اين است که با زهرا به زيارت آقا بروم.

تخليص از نشريه داخلي لشکر 41 ثارالله

منبع :قافله شهدا

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 20:5 |

 

                  تصوير سازي رسانه ها!!

اگر اهل رسانه و ارتباطات باشيد حتما شما هم اين جملات معروف را شنيده ايد رسانه ها سازنده واقعيت ها هستند يا اينکه چهره اي که رسانه ها از شخصيت افراد مي سازند واقعي تر از چهره واقعي افراد است يعني مردم شخصيتهاي سياسي اقتصادي و اجتماعي را با چهره اي مي شناسند که رسانه ها براي انها ترسيم مي کنند .

در روزهاي گذشته رسانه ها به ويژه رسانه هاي غربي کوشيدند آقاي لاريجاني را فردي با تجربه ،ميانه رو ،خردمند ،توانمند ،اگاه به اصول ديپلماسي و فن مذاکره سياسي معرفي کنند ودر مقابل سعيد جليلي را که جانشين علي لاريجاني شده فردي جوان، بي تجربه، ناشناخته و تند رو معرفي کنند

ابتدا فقط چند نمونه از صدها نمونه اي را که رسانه ها از علي لاريجاني تعريف و تمجيد کرده اند مي اورم تا ببينيد رسانه ها چگونه يک شبه 180درجه تغيير مي کنند و از فردي که تا ديروز نفي اش مي کردند امروز چهره اي از او مي سازند که گويي فرد ديگري ظهور کرده است ...........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 16:55 |

از شایعات استعفا تا بحران نقدینگی و آب آشامیدنی!
بحران نمايي در کشور؛ گام بعدي افراطيون

 

 

اين روزها مراجعه اي به روزنامه ها و منابع خبري منتقد دولت، خبر از شروع فاز بعدي تخريب دولتمردان مي دهد.

 

به گزارش رجانيوز، حجم عظيم شايعات و دروغ پردازي هاي رسانه اي در طول يکي دو روز گذشته با خلق فضاي بي ثباتي و نا امني حتي فرصت پاسخگويي به آنها را نيز از دولتمردان سلب کرده است.

 

در اين راستا برخي از روزنامه هاي ضداصولگرا، عدم بازديد رئيس جمهور از بناي يادبود کشتار ارامنه را بهانه خوبي براي خلق سناريوي خودبافته رسانه اي يافته و با ربط بازگشت زودهنگام رئيس جمهور از ارمنستان به پرونده هسته اي سعي در القاي شرايط فوق العاده در کشور نمودند.

 

اين در حالي است که بنا بر اظهارات رئيس جمهور، اين سفر قرار بود 22 ساعت به طول بينجامد که به علت برخي ديدارها حتي 1.5 نيز بيشتر به طول انجاميد.

 

براي نمونه اعتماد ملي ترجيح داد با چسباندن مغرضانه اظهار نظرها به يکديگر و تنظيم گزارشي ضعيف، "تحولات غيرمنتظره" در کشور را دليل "تصميم غير منتظره" و" بازگشت فوري رئيس جمهور به تهران"! معرفي كند.

 

اين گزارش به نقل از "منابع خبري ارمنستان" مي نويسد: سفر رسمي محمود احمدي‌نژاد به ايروان ديروز زودتر از موعد برنامه‌ريزي‌شده به پايان رسيد.

 

اين در حاليست که يک پايگاه خبري در ترکيه (خبر آكتيف)  با تيتر "ضربه ايران به ترکيه" به پوشش وسيع خبري "بازديد رئيس جمهور ايران از بناي يادبود كشتار ارامنه" پرداخته بود و بيم آن مي رفت با حضور رئيس جمهور در اين مکان و اظهارات جانبدارانه از يکي از دو طرف منازعه قدمت دار تركها و ارامنه، مناسبات کشورمان با يکي از ايندو همسايه، دچار ناملايمات بي مورد شود.

 

با اين حال احمدي نژاد در موضعي هوشمندانه با اعلام اينکه ما "هرگونه جنايت عليه بشريت را محکوم مي کنيم" از اعلام موضع صريح در اين زمينه خودداري كرد.

 

اعتماد ملي كه روتيتر صفحه اول خود را "رئيس‌جمهور به طور ناگهاني از ارمنستان بازگشت" قرار داده در ادامه گزارش خود به نقل از منابع ديپلماتيک در ارمنستان، مي نويسد: بازگشت احمدي‌نژاد به تهران با  "اوضاع سياسي داخلي"  و مذاكرات هسته‌اي روز سه‌شنبه در رم مرتبط است.

 

گفتني است در پايان اين گزارش پارادوکسيکال آمده است: احمدي‌نژاد در سفر به ارمنستان بر گسترش و تعميق روابط در همه زمينه‌ها تاكيد كرد. طرفين در اين سفر چهار يادداشت تفاهم همكاري و يك بيانيه مشترك سفر امضا كردند. ضمن اينكه رئيس‌جمهور در اولين روز از سفرش به ارمنستان در دانشگاه دولتي ايروان سخنراني كرد و دكتراي افتخاري و مدال‌اين دانشگاه به وي اعطا شد.

 

به هر حال سوال اينجاست که دليل اين بحران نمايي در فضاي سياسي کشور به رغم امضاي 4 يادداشت تفاهم همکاري، امضاي يک بيانيه مشترک، حضور در دانشگاه دولتي ايروان، اخذ دکتري افتخاري و حضور و سخنراني در جمع ايرانيان مقيم ارمنستان در سفري يک روزه چيست؟

 

در همين راستا روزنامه همبستگي نيز با تيتر "تهران در انتظار بحران آب آشاميدني " به استقبال اظهارات معصومه ابتکار در دوازدهمين نشست کميته محيط زيست شوراي شهر تهران رفت.

 

در اين گزارش همچنين به نقل از قـائـم مـقـام سـازمـان آب و فاضلاب استان تهران آمده است : تهران در مواقع بحراني تنها براي 8 ساعت ذخيره آب دارد.

 

گزارش نويس اين روزنامه کم تيراژ با " واقعاً نگران کننده" ! خواندن وضعيت آب آشاميدني پايتخت، بي‌توجهي در تصفيه را دليل اين بحران دانست و بر ضرورت پاسخگويي مجلس و دولت تاکيد كرد.

 

اين روزنامه همچنين افزود: اگر سري به اورژانس‌ بيمارستان‌ها بـزنـيـم، خـيـل بـيـمـارانـي را مـشاهده مي‌كنيم كه ريشه بخش عـمـده‌اي از بـيـمـاري آن‌هـا را بـايـد درآلودگي هوا، آلودگي صــــوتـــي، غــيـــر بــهـــداشــتـــي بـــودن غـــذاهـــا، شــيـــريــنـــي‌جـــات، سبزي‌جات، نوشابه‌‌ها، كنسروها، تنقلات و از همه مهم‌تر آب آشاميدني دانست.

 

و به اين ترتيب مشکلاتي از قبيل آلودگي صوتي، آلودگي هوا و... يكسره ناشي از سوء مديريت مجلس و دولت اصولگرا معرفي مي شود كه به طور کاملاً اتفاقي طي يکي دو روز اخير، به خيل بيماران بيمارستان ها انجاميده است!

 

همچنين تهران امروز در گزارشي به "بحران نقدينگي در بانک ها" پرداخت. اين روزنامه که از سازمان تبليغات اسلامي خريداري شده و به يك مقام خدماتي شهر تهران منتسب است، با استناد به سخنان ايرج نديمي مي نويسد: بانك‌ها با بحران نقدينگي روبه‌رو هستند.

 

از سوي ديگر، پوشش گسترده شایعه استعفای منوچهر متکی و محمد سعیدی کیا از اقدامات دیگر توپخانه رسانه ای منتقد دولت بود که با تکذیب قاطع رئیس جمهور، مواجه شد.

 

احمدي نژاد در واكنش به شايعه استعفاي سعيدي كيا گفت: اگر شما دلتان مي‌خواهد وزيران را عوض كنيد، بگوئيد! اينها شايعات دم دستي است.

 

رئیس جمهور همچنین شایعه استعفای متکی را جنگ روانی علیه دولت دانست و افزود: آقای متکی محکم سرجای خود هستند و کارشان را خیلی هم با نشاط ادامه می دهند.

 

هرچند اقدام برخی رسانه های غربی در بحرانی جلوه دادن فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشورمان امر جدیدی نیست اما همراهی برخی روزنامه های داخلی در این زمینه و اصرار بر "غیرطبیعی" جلوه دادن مناسبات داخلی و خارجی کشور -که علاوه بر خوراک دهی تبلیغاتی به رسانه های بیگانه علیه کشورمان به بی ثبات سازی فضای کشور نیز می انجامد-،  لزوم هوشیاری بيشتر مسئولین و مراكز اطلاع رسانی دولت در برابر رویکرد تازه این جریان را ضروري مي سازد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 15:42 |
 

پیام امام خمینی به ملت ایران به مناسبت تصویب اصل ذلت بار كاپیتولاسیون 4/8/1343

 

بسم الله الرحمن الرحیم
"لن یجعل الله للكافرین علی المومنین سبیلا"

آیا ملت ایران می داند در این روزها در مجلس چه گذشت؟ می داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می داند مجلس به پیشنهاد دولت، سند بردگی ملت ایران را امضا كرد، اقرار به مستعمره بودن ایران نمود، سند وحشی بودن ملت مسلمان را به آمریكا داد، قلم سیاه كشید بر جمیع مفاخر اسلامی و ملی ما، قلم سرخ كشید بر تمام لاف و گزاف های چندین ساله سران قوم، ایران را از عقب افتاده ترین ممالك دنیا پست تر كرد، اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب منصبان و درجه داران نمود، حیثیت دادگاه های ایران را پایمال كرد، به ننگین ترین تصویب نامه دولت سابق با پیشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملت با چند ساعت صحبت های سری، رای مثبت داد، ملت ایران را در تحت اسارت آمریكائی ها قرار داد. اكنون مستشاران نظامی و غیر نظامی امریكا با جمیع خانواده و مستخدمین آنها آزادند هر جنایتی بكنند، هر خیانتی بكنند، پلیس ایران حق بازداشت آنها را ندارد. دادگاه های ایران حق رسیدگی ندارند، چرا برای آنكه آمریكا مملكت دلار است و دولت ایران محتاج به دلار.
به حسب این رای ننگین، اگر یك مستشار آمریكائی یا یك خادم مستشار آمریكائی به یكی از مراجع تقلید ایران، به یكی از افراد محترم ملت، به یكی از صاحب منصبان عالی رتبه ایران هر جسارتی بكند، هر خیانتی بنماید، پلیس حق بازداشت او را ندارد، محاكم ایران حق رسیدگی ندارد ولی اگر به یك سگ آنها تعرضی بشود، پلیس باید دخالت كند، دادگاه باید رسیدگی نماید.
امروز كه دولت های مستعمره، یكی پس از دیگری با شهامت و شجاعت خود را از تحت فشار استعمار خارج می كنند و زنجیرهای اسارت را پاره می كند، مجلس مترقی ایران با ادعای سابقه تمدن دو هزار و پانصد ساله، با لاف همردیف بودن با ممالك مترقیه، به ننگین ترین و موهن ترین تصویب نامه غلط دولت های بی حیثیت رای می دهد و ملت شریف ایران را پست ترین و عقب افتاده ترین ملل به عالم معرفی می كند و با سرافرازی هر چه تمامتر، دولت از تصویب نامه غلط دفاع می كند و مجلس رای می دهد.
از بعض منابع مطلع به من اطلاع دادند كه این طرح مفتضح را به دولت پاكستان، اندونزی، تركیه و آلمان غربی پیشنهاد كرده اند و هیچكدام زیر بار این اسارت نرفته اند، تنها دولت ایران است كه اینقدر با حیثیت ملت و اسلامیت ما بازی می كند و آن را به باد فنا می دهد.

خاموش نشستن وكلائبه علت اتكا نداشتن به ملت است:

علما و روحانیون كه می گویند باید قدرت سر نیزه در مقدرات كشور دخالت نكند، باید وكلای پارلمان مبعوث از ملت باشند، باید دولت ها ملی باشند، باید اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمان ها نظارت در آنها نكنند و آزادی را از ملت مسلمان سلب ننمایند، برای آن است كه این ننگ ها را بر ملت تحمیل نكنند و ما را مواجه با این مصیبت ها ننمایند.
چرا وكلای پارلمان با آنكه به حسب قاعده انسانیت و ملیت با همچو سند اسارتی صد در صد مخالف هستند، نفس نمی كشند و جز دو سه نفر آنها كه معلوم است با اضطراب صحبت كرده اند، خاموش نشسته اند برای آنكه اتكای به ملت ندارند، دست نشانده هستند و قدرت مخالفت ندارند، آنها را با یك اشاره بیرون می ریزند، به زندان می اندازند.

پافشاری رژیم شاه برای محو اسم قرآن :

آیا ملت ایران می داند كه افسران ارتش به جای سوگند به قرآن مجید، سوگند به كتاب آسمانی كه به آن اعتقاد دارم یاد كردند، این همان خطری است كه كرارا تذكر داده ام، خطر برای قرآن مجید، برای اسلام عزیز، خطر برای مملكت اسلام، خطر برای استقلال كشور. من نمی دانم دستگاه جبار از قرآن كریم چه بدیی دیده است، از پناه به اسلام و قرآن چه ضرری برده است كه اینقدر پافشاری برای محو اسم آن می كند. اگر پناه به قرآن و اسلام بیاورید، اجنبی به خود اجازه نمی دهد كه از شما سند بردگی بگیرد، اجازه نمی دهد كه مفاخر ملی و اسلامی شما پایمال شود. جدا بودن ملت از هیئت حاكمه، برخوردار نبودن آنها از پشتیبانی ملت، این مصیبت ها را پیش می آورد.

كاپیتولاسیون مخالف اسلام و قرآن است:

اكنون من اعلام می كنم كه این رای ننگین مجلسین، مخالف اسلام و قرآن است و قانونیت ندارد مخالف رای ملت مسلمان است. وكلای مجلسین وكیل ملت نیستند، وكلای سرنیزه هستند، رای آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هیچ ارزشی ندارد و اگر اجنبی ها بخواهند از این رای كثیف سوئ استفاده كنند، تكلیف ملت تعیین خواهد شد.
بدبختی دول اسلامی از دخالت اجانب است دنیا بداند كه هر گرفتاریی كه ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است، از آمریكاست.
ملل اسلام از اجانب عموما از آمریكا خصوصا متنفر است، بدبختی دول اسلامی، از دخالت اجانب در مقدرات آنهاست، اجانبند كه مخازن پرقیمت زیرزمینی ما را به یغما برده و می برند، انگلیس است كه سالیان دراز طلای سیاه ما را با بهای ناچیز برده و می برد، اجانبند كه كشور عزیز ما را اشغال كرده و بدون مجوز از سه طرف به آن حمله كرده و سربازان ما را از پا در آوردند.
دیروز ممالك اسلامی به چنگال انگلیس و عمال آن مبتلا بودند امروز به چنگال آمریكا و عمال آن. آمریكاست كه از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می كند، آمریكاست كه به اسرائیل قدرت می دهد كه اعراب مسلم را آواره كند، آمریكاست كه وكلا را یا بیواسطه یا باواسطه بر ملت ایران تحمیل می كند، آمریكاست كه اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضر می داند و می خواهد آنها را از جلوی خود بردارد، آمریكاست كه روحانیون را خار راه استعمار می داند و باید آنها را به حبس و زجر و اهانت بكشد، آمریكاست كه به مجلس و دولت ایران فشار می آورد كه چنین تصویب نامه مفتضحی را كه تمام مفاخر اسلامی و ملی ما را پایمال می كند تصویب و اجرا كنند، آمریكاست كه با ملت اسلام معامله وحشیگری و بدتر از آن می نماید.
بر تمام اقشار است كه با طرح ننگین احیای كاپیتولاسیون مخالفت كنند
بر ملت ایران است كه این زنجیرها را پاره كنند. بر ارتش ایران است كه اجازه ندهند چنین كارهای ننگینی در ایران واقع شود، از بالاترها به هر وسیله هست بخواهند این سند استعمار را پاره كنند، این دولت را ساقط كنند، وكلائی كه به این امر مفتضح رای دادند از مجلس بیرون كنند. بر ملت است كه از علمای خود بخواهند در این امر ساكت ننشینند. بر علمای اعلام است كه از مراجع اسلام بخواهند این امر را ندیده نگیرند. بر فضلا و مدرسین حوزه های علمیه است كه از علمای اعلام بخواهند كه سكوت را بشكنند. بر طلاب علوم است كه از مدرسین بخواهند كه غافل از این امر نباشند. بر ملت مسلمان است كه از وعاظ و خطبای بخواهند كه آنان را كه آگاه از این مصیبت بزرگ نیستند آگاه كنند. بر خطبا و وعاظ است كه با بیان محكم، بی هراس بر این امر ننگین اعتراض كنند و ملت را بیدار كند. بر اساتید دانشگاه است كه جوانان را از آنچه زیر پرده است مطلع كنند. بر جوانان دانشگاهی است كه با حرارت با این طرح مفتضح مخالفت كنند، با آرامش و با شعارهای حساس مخالفت دانشگاه را به ملت های دنیا برسانند. بر دانشجویان ممالك خارجه است كه در این امر حیاتی كه آبروی مذهب و ملت را در خطر انداخته ساكت ننشینند. بر پیشوایان دول اسلامی است كه فریاد ما را به دنیا برسانند و از مراكز پخش آزاد، ناله جانسوز این ملت بدبخت را به جهان گوشزد كنند. بر علما و خطبای ملل اسلامی است كه با سیل اعتراض، این ننگ را از جبهه ملت معظم ایران، برادران اسلامی خود بزدایند و بر جمیع طبقات ملت است كه از مناقشات جزئی موسمی خود صرفنظر كرده و در راه هدف مقدس استقلال و بیرون رفتن از قید اسارت كوشش كنند. بر رجال شریف سیاسی است كه ما را از مطالب زیر پرده كه در مجلس گفته شده، آگاه نمایند. بر احزاب سیاسی است در این امر مشترك با یكدیگر توافق كنند.

وحدت كلمه علمای اعلام در پشتیبانی از قرآن و طرفداری از مسلمین:

هدف مراجع عظام و روحانیون در هر جا باشند یكی است و آن پشتیبانی از دیانت مقدسه اسلام و قرآن مجید و طرفداری از مسلمین است، اختلافی بین علمای اعلام و نگهبانان اسلام در این هدف مقدس نیست. اگر فرضا"اختلاف اجتهاد و نظری در امری جزئی و ناچیز باشد مثل سایر اختلافات در امور فرعی، مانع از وحدت نظر در امور اصولی نیست .اگر سازمان دولتی گمان كرده اند با سمپاشی ها می توانند ما را از هدف مقدس خود منحرف كنند و به دست جهال متعصب به قصد شوم خود برسند، خطا كرده اند .اینجانب كه یك نفر از خدمتگزاران علمای اعلام و ملت اسلام هستم، در موقع خطیر و برای مصالح بزرگ اسلامی حاضرم برای كوچكترین افراد، تواضع و كوچكی كنم، تا چه رسد به علمای اعلام و مراجع عظام - كثرالله امثالهم. لازم است جوان متعصب و طلاب تازه كار از زبان و قلم خود جلوگیری كنند و در راه اسلام و هدف مقدس قرآن از اموری كه موجب تشتت و تفرقه است، خودداری نمایند. علمای اعلام برای خاتمه دادن به هرج و مرج و بی نظمی ها در فكر اصلاح عمومی هستند، اگر دولت ها مجال فكر به ما بدهند، اگر گرفتارهائی كه از ناحیه هیئت حاكمه پیش می آید و ناراحتی روحی مجال تصفیه و اصلاح داخلی به ما بدهد.این نحو گرفتاری هاست كه ما را از مسیر خود كه مسیر تصفیه حوزه ها و اصلاح همه جانبه است باز می دارد. با احساس خطر برای اسلام و قرآن كریم برای ملت و ملیت مجال تفكر در امور دیگر باقی نمانده . اهمیت این موضوعات به قدری است كه مشاغل خاص ما را تحت الشعاع قرار داده است.

كارهای مخرب رژیم شاه:

آیا ملت مسلمان می داند كه در حال حاضر عده ای از علما و مبلغین و طلاب و بسیاری از مسلمین بیگناه در زندان ها به سر می برند و بر خلاف قوانین، آنها را بدون رسیدگی، مدت های مدیدی زندانی كرده اند و مرجعی نیست كه به این وضع هرج و مرج ارتجاعی قرون وسطائی خاتمه دهد اینها دنبال قتل عام پانزده خرداد، دوازده محرم است كه جراحت آن از قلب ملت پاك نخواهد شد. هیئت حاكمه به جای اینكه برای اقتصاد ایران، برای جلوگیری از ورشكستگی های بازرگانان محترم، برای نان و آب فقرا و مستمندان، برای زمستان سیاه بی خانمان ها، برای پیدا كردن كار برای جوانان فارغ التحصیل و سایر طبقات بیچاره فكری بكند، به كارهای مخرب مثل آنچه گفته شد و نظائر آن دست می زند، از قبیل استخدام زن برای دبیرستان های پسرانه و مرد برای دبیرستان های دخترانه كه فساد آن بر همه روشن و اصرار به آنكه زن ها در دستگاه های دولتی وارد شوند كه فساد و بیهوده بودنش بر همه واضح است. امروز اقتصاد ایران به دست آمریكا و اسرائیل است و بازار ایران از دست ایرانی و مسلم خارج شده است و غبار ورشكستگی و فقر به رخسار بازرگان و زارع نشسته است و اصلاحات آقایان، بازار سیاه برای آمریكا و اسرائیل درست كرده است و كسنی نیست كه به داد ملت فقیر برسد.

ملت باید به فكر فقرا باشد:

من از فكر زمستان امسال رنج می برم، من شدت گرسنگی و خدای نخواسته هلاكت بسیاری از فقرا و مستمندان را پیش بینی می كنم، لازم است خود ملت به فكر فقرا باشند، لازم است از حالا برای زمستان آنها تهیه ای شود كه فجایع سال سابق تكرار نشود، لازم است علمای اعلام بلاد، مردم را دعوت به این امر ضروری بفرمایند.
از خدای متعال عظمت اسلام و مسلمین و رهائی دول اسلامی را از شر اجانب خذلهم الله تعالی خواستار است.

والسلام علی من اتبع الهدی
روح الله الموسوی الخمینی

مطالب مرتبط:

‌بازخوانی‌ پرونده‌ كاپیتولاسیون‌ در ایران‌
اعطای امتیاز کاپیتولاسیون در ازای وام دویست میلیون دلاری!
ماجرای کاپیتولاسیون در ایران

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 11:39 |

روي قلب من نوشته كربلا مثل بهشته

                                                 روي قلب من نوشته كربلا فوق بهشته

حرمت، حرمت مثل بهشتـه

                                               حرمت، حرمت يه سرنوشته.........

                        

 

حسين اركان بهشت

در همين رابطه از حضرت رسول اكرم (ص) نقل شده است:

«وَ اِنَّ الْحُسَيْنَ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْجَنَّةِ، مَنْ عانَدَهُ حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِ رائِحَةَ الْجَنَّةِ». (1)

«حسين دري از درهاي بهشت است؛ هركس با او دشمني كند خداوند بوي بهشت را بر او حرام مي‌سازد».

گويند: «خداوند در بيان آن چه از احسن مخلوقات است به آن حضرت عطا نموده، به طور مثال: خداوند درختي خاص به جهت حسين بن علي مقرر فرمود(2) و قصري مخصوص (3) و از حورالعين قابله به جهت او قرار داد و همه را عزادار او كرد(4) و حوري از برايش خلق نمود(5) باب مخصوصي كه اسم آن باب الحسين است معين فرمود كه آن باب از همۀ درهاي بهشت بزرگتر است؛(6) بلكه مي‌گويند: تمام بهشت از اوست؛ زيرا كه تمام از نور آن بزرگوار خلق شده است».(7)

رسول اكرم در مورد خلقت پنج تن آل عبا فرمودند:

وقتي خداوند تصميم گرفت پنج تن آل عبا را خلق كند ابتدا به كلمه‌اي تكلم فرمود؛ پس از آن نوري آفريد، پس به كلمه‌اي ديگر تكلم نمود، پس از آن روحي آفريد؛ پس نور را با روح مخلوط نمود، سپس ما پنج نفر را از آن خلق كرد.

ما او را تسبيح و تقديس نموديم در وقتي كه تسبيح و تقديس نبود و چون اراده نمود كه خلايق را ايجاد كند نور مرا شكافت و از آن عرش را خلق كرد پس عرش از نور من است و نور من افضل از نور عرش است.

سپس نور برادرم علي را شكافت و از نور علي ملائكه را خلق كرد و علي افضل از ملائكه است.

آنگاه نور دخترم فاطمه را شكافت و آسمان و زمين را از آن خلق نمود، پس آسمان و زمين از نور دخترم فاطمه مي‌باشد و دخترم افضل از آسمان و زمين است.

سپس نور فرزندم حسن را شكافت و شمس و قمر را از آن خلق كرد، پس حسن افضل از شمس و قمر است.

آنگاه نور فرزندم حسين را شكافت و از آن بهشت و حورالعين را خلق نمود، پس حسين افضل از بهشت و حورالعين است». (8)

1-     مقتل خوارزمي،ج1،ص145

2-     بحارالانوار، ج43، ص315

3-     مناقب، ج3، ص229

4-     ناسخ التواريخ، ج4، ص26

5-     مناقب، ج3، ص 229

6-     بحارالانوار، ج25، ص16