تبليغاتX
فدايي سيد علي
                 « فراماسونری: دجال آخرالزمان »

پرسش های آغازین بحث:

 

1 – وقایع جهان امروز را به چه صورت می توان توجیه کرد؟

2 – چرا امروزه مسجدالاقصی کانون توجه ادیان الهی است؟

3 – تلاش های اخیر برای تخریب مسجدالاقصی به چه دلیلی صورت گرفته است؟

4 – با وجود کشورهای پیشرفته ی اقتصادی درجهان (همانند چین  و  روسیه)،  چرا ایران به عنوان دشمن اصلی کشورهای غربی مطرح می شود؟

5 – چرا  کشورهایی  همچون   آمریکا  و  اسرائیل  که  داعیه های  مذهبی   دارند، بیشترین جنایات را در حق بشر مرتکب می گردند، اما کشور  کمونیستی  مانند چین، کمتر از کشورهای مزبور دست به سرکوب می زند؟

6 – چرا امروزه غرب، مسلمانان را بزرگترین تهدید می شمارد؟

7 – هدف غرب و بخصوص آمریکا، از حضور در خاورمیانه چیست؟

8 – چرا با وجود کشورهای نفت خیزی چون عراق و عربستان، اسرائیل در فلسطین اشغالی لانه گزیده است؟

9 – چرا عراق اشغال شده است؟

10 – چرا بهاییان مقبره ی بهاء الله در اسرائیل را مقدس ترین مکان می دانند؟

11 – چرا مبارزه با اسرائیل وظیفه ی تمامی مسلمین جهان است؟

12 – آرماگدون چیست و چرا امروزه مورد توجه قرار گرفته است؟

13 – چرا جرج بوش  مأموریت  خود  را  در  جنگ  علیه  تروریسم ؟!  مأموریتی الهی می داند؟

14 – چرا آمریکا از اسرائیل حمایت کامل می کند؟

15 – آیا آمریکا بازیچه ی اسرائیل است یا اسرائیل بازیچه ی آمریکا؟

16 – علت دشمنی غرب و اسرائیل با ایران و حزب الله چیست؟

17 – چرا اخیراً ساعت آخرالزمان 2 دقیقه به جلو کشیده شده و فقط 5 دقیقه به پایان مانده است؟

 

ان شاء الله تلاش داریم تا بتوانیم در این بحث  به  پرسش های  مطرح  شده  پاسخ دهیم. البته پاسخ ما به این سوالات، مستقیم نخواهد بود؛  بلکه  تلاش  می نماییم  تا شما خوانندگان عزیز، خود بتوانید با استفاده از اطلاعات این مقاله به پاسخ صحیح برسید............

 

دوستان عزيز براي بهره بردن از اين مقاله به وبلاگ اسلام حقيقي مراجعه بفرماييد.  

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 21:56 |

  گزارش اختصاصی رجانیوز
گام دیگر در فعال سازی دیپلماسی خارجی


 

رجانیوز: بالاخره پس از چندین بار استعفا، این بار درخواست علی لاریجانی از سوی رئیس جمهور مورد موافقت قرار گرفت؛ مردی که تمثیل توافقات تیم سابق هسته ای به " مبادله در غلتان با آبنبات " زمینه ساز شهرت هسته ای اش شد.

 

لاریجانی زمانی سکانداری پرونده هسته ای را بر عهده گرفت که حجم عظیم تعهدات تیم سابق هسته ای، تعلیق تمام فعالیت های هسته ای حتی در محدوده آزمایشگاهی، پذيرش اجراي پروتکل الحاقی بدون تصويب مجلس و... چشم انداز نامطلوبی از فرجام پرونده هسته ای کشورمان ترسیم کرده بود.

 

لاریجانی اما در ماههاي اول مسئولیت جدیدش، تهديدهاي غرب براي فرستادن پرونده هسته اي ايران از آژانس به شوراي امنيت را به مضحکه گرفت و تصریح کرد: غربي ها خيال نکنند با نشان دادن لولوي شوراي امنيت ايران رو به قبله دراز مي کشد!

 

وي در مدت 26 ماه مسئولیت خود در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی توانست با برنامه ریزی مناسب، ضمن حفظ قاطعیت، تهدیدهای پیش رو را نیز پشت سر گذارد. شاید بتوان رفع تعلیق از تأسیسات هسته ای کشور، راه اندازی آبشارهای سانتریفیوژ و وصول به حد صنعتی غنی سازی اتمی را مهمترین دستاوردهای وی در اين دوره دانست.

 

اما بی تردید مهمترین مسئولیت لاریجانی جبران عقب افتادگی های سابق در روند مذاکرات بوده است. تیم جدید، جایگزین گروهي می شد که برخي اعضاء آن، اسناد سری و به کلی محرمانه کشور را از طریق سفارت انگلستان به خارج منتقل کرده و حتی از افشای جزئیات گفت و گو های مقامات داخلی درباره استراتژی های آینده نظام نیز دریغ نکرده بودند. به این دليل می توان لاریجانی را مرد دوران گذار نامید؛ مردی که در دوران 26 ماهه تصدی بر دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به خوبی از عهده وظایف خود برآمد.

 

اما این، همه خواسته های احمدی نژاد در زمینه دیپلماسی خارجی نبود؛ او خلاصه دیدگاه سیاست خارجی اش را در در اولين کنفرانس خبري اعلام كرده بود: غرب بايد از برج عاج پايين بيايد و به ملت ايران احترام بگذارد.

 

رئيس جمهور در طول این دو سال و اندی، با پافشاري بر موضع قبلي خود، از خارج شدن دیپلماسی خارجی ایران از انفعال خبر داد و در تابستان گذشته از آغاز دوران جدید در مسیر فعال سازی دستگاه دیپلماسی.

 

سعید جلیلی، مرد باسابقه سیاست خارجی احمدی نژاد، اکنون عهده دار فاز بعدی فعال سازی دیپلماسی کشور شده است. وی که تحصیلات خود را تا مقطع دکتری علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق (ع) به پایان رسانده، سابقه ای 18 ساله در وزارت خارجه دارد.

 

جلیلی در دورانی که برخي افراد تحصيل در دانشگاه را، بر جنگ مقدم مي دانستند، با جمع میان این دو مقوله، در راه آرمان های خود حتی پای راستش را در عمليات کربلای 5 تقدیم انقلاب کرد.

 

وی در بازگشت، رساله دکترای خود را با عنوان "اندیشه سیاسی در قرآن" به رشته تحریر درآورد؛ رساله ای که پروفسور حميد مولانا، در مقدمه ای که بر آن نوشت، به تجلیل از شخصیت اين دانش آموخته اقدام كرد.

 

سعيد جليلي، در سال 68 به وزارت امور خارجه رفت و بعد از یک دوره 2 ساله، ریاست اداره بازرسی وزارت خارجه را بر عهده گرفت. در طول 6 سال تصدی این مسئولیت، با ریز فعالیت و عملکرد صدها دیپلمات کشور و رویه های دستگاه دیپلماسی آشنايي كامل يافت.

 

پس از دوم خرداد 76 و تغيير اتوبوسي مديران، وي به اداره آمریکای وزارت خارجه منتقل شد و معاونت این اداره را بر عهده گرفت. در سال 80 نیز به دفتر مقام معظم رهبری رفت و در سمت مدیریت بررسی های جاری دفتر رهبر انقلاب به ادامه خدمت مشعول شد.

 

جلیلی که پس از انتخابات سوم تیر به عنوان گزینه مطرح و مورد نظر رئیس جمهور برای تصدی وزارت امور خارجه مطرح بود، بنا به پاره ای مصالح عهده دار مهمترین معاونت وزارت خارجه، معاونت اروپا و  آمریکا شد. ضمن آنکه در طول این دوره، ارتباط علمی خود با نهاد دانشگاه را قطع نکرد و به تدریس در دانشگاه ادامه داد.

 

در ابتدای نیمه دوم فعالیت دولت نهم و زمانی که نظام از مستحکم ترین وضعیت در طول تاریخ انقلاب برخوردار است، فاز بعدی فعال سازی دستگاه دیپلماسی کشور کلید خورده است. در این بين، به نظر مي رسد، برخي تحلیل ها حتي از سوي سياسيون با سابقه كشور درخصوص اين جابجایی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ناشي از نوعي شتابزدگي مي باشد و ارائه تحلیلی جامع از رویکردهای دبیر جدید نیازمند گذر زمان است.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:47 |

  بازتاب تغيير دبير شورايعالي امنيت ملي در رسانه‌هاي دنيا:
لاريجاني؛ چهره‌اي سرسخت در برابر غرب/ حمايت کامل رهبر انقلاب از احمدي‌نژاد

 

 

رجانیوز: استعفای علی لاریجانی از دبیری شورای عالی امنیت ملی که با انتصاب سعید جلیلی همراه شد، واکنشهای گسترده ای را در سطح رسانه های دنیا برانگیخته است.

 

اغلب این رسانه ها از لاریجانی به عنوان چهره ای سرسخت در برابر غربیها یاد کرده اند. بر مبنای این تحلیل، جابجایی لاریجانی پس از آن صدور می گیرد که مسئله هسته ای ایران از حالت یک تهدید به فرصتی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده و جمهوری اسلامی، بازیگران صحنه دیپلماتیک خود را بر این مبنا تغییر داده است.

 

خبرنگار بی.بی.سی در تحلیل خود از این جابجایی اظهار داشت: آنچه من از اين تغير و تحول درک مي کنم اين است که آيت الله خامنه اي رهبر ايران بار ديگر بطور جدي و کامل به حمايت از احمدي نژاد برخاسته است.

 

خبرگزاري فرانسه در گزارشي با عنوان "لاريجاني مدافع سرسخت برنامه هسته اي ايران"، نوشت: علي لاريجاني که شنبه از سمت خود به عنوان مسئول اصلي پرونده هسته اي ايران کناره گيري کرد، از خود چهره مذاکره کننده اي انعطاف ناپذير و سرسخت در برابر غربيها به جا گذاشته است.

 

لاريجاني که در انتخابات رياست جمهوري ژوئن 2005 از محمود احمدي نژاد شکست خورد، ماه اوت همان سال به سمت دبير شوراي عالي امنيت ملي منصوب و عهده دار پرونده هسته اي ايران شد.

 

علي لاريجاني 49 ساله با انتقاد شديد از سياست گروه قبلي مذاکره کننده هسته اي ايران که آن را سازشکارانه مي خواند، مشهور شد. وي با تشبيه غني سازي ايران به "درّ غلتان"، گفته بود نبايد آن را با "آب نبات" پيشنهادي اروپاييها، يعني همکاري هسته اي، بازرگاني و سياسي معاوضه کرد.

 

در حالي که سلف لاريجاني، حسن روحاني عملگرا، بيش از 2 سال گفتگو با غربيها را ادامه داد، لاريجاني سياست وي را به کلي کنار گذاشت.

 

لاريجاني کوچکترين امتياز دهي درباره فن آوري هسته اي ايران را بالاترين "خيانت" توصيف و از آغاز مجدد فعاليتهاي فرآوری در اوت 2005 که مقارن با آخرين روزهاي دولت محمد خاتمي رئيس جمهور اصلاح طلب بود، حمايت کرد. وي پس از آن از تسريع فعاليتهاي هسته اي بويژه از آغاز فعاليتهاي غني سازي اورانيوم که از نظر اروپاييها خط قرمز غير قابل عبور تلقي مي شود، حمايت کرد.

 

در اين چارچوب، لاريجاني بر هشدارها و سخنان خود خطاب به غربيها به ويژه بر ضد تصويب هرگونه مجازات افزود، اما بي نتيجه بود.

 

در اين فاصله مدافع هسته اي ايران با انجام یکسری گفتگوها با خاوير سولانا مسئول ارشد سياست خارجي اتحاديه اروپا به "مذاکره کننده" تبديل شد.

 

سولانا در ژوئن 2006 به نمايندگي از قدرتهاي بزرگ، بسته مشوقهایی را در ازاي تعليق غني سازي اورانيوم به ايران پيشنهاد کرد. با اين حال ديدارهاي بي شمار وي به هيچ نتيجه ملموسي منجر نشد زيرا لاريجاني از گفتمان رسمي ايران دال بر خودداري از تعليق غني سازي پيروي مي کرد.

 

معروف است افزون بر مسئله هسته اي، لاريجاني، اين شخصيت بلند قامت با اندامي نحيف، صورتي رنگ پريده و داراي محاسن که از شخصيتهاي نزديک به آيت الله علي خامنه اي رهبر معظم انقلاب تلقي مي شود، هيچگاه مزه سازش را نچشيده است.

 

وی اگر چه در فاصله سالهاي 1994 تا 2004 که لاريجاني رياست سازمان پرقدرت صداوسیما را برعهده داشت، اجازه پخش فيلمهاي خارجي، حتي امريکايي را داد اما در سانسور کردن اين فيلمها درنگ نکرد.

 

لاريجاني پسر آيت الله حاج ميرزا هاشم آملي از شخصيتهاي عالیرتبه مذهبي و متولد شهر مقدس نجف در عراق است. وي همچنين برادر صادق لاريجاني است که او هم روحاني و عضو شوراي نگهبان است.

 

لاريجاني برنامه هاي تلويزيون را "اسلامي" کرد.

 

علي لاريجاني با دختر آيت الله مرتضي مطهري، از رهبران انقلاب ايران ازدواج کرد که وی در سوء قصد شهید شد. لاريجاني پس از اخذ مدرک رياضيات و انفورماتيک از دانشگاه تهران در سن 22 سالگي کارش را در تلويزيون آغاز کرد.

 

وي سپس به سپاه پاسداران پيوست و در آن زمان که وزارت سپاه وجود داشت معاون اين وزارتخانه و رئيس ستاد مشترک سپاه شد. لاريجاني، 2 سال سمت وزارت فرهنگ دولت اکبر هاشمي رفسنجاني را برعهده داشت.

 

از سوی دیگر بی.بی.سی در گزارش خبرنگار خود از تهران، کوشید از جابجایی لاریجانی به تندتر شدن دیپلماسی ایران یاد کند.

 

جان لاين خبرنگار بي بي سي در تهران کناره گيري لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي را رويدادي شگفت آور و کاملا غير منتظره توصيف کرد.

 

وی افزود: مقام هاي دولتي مي گويند با کناره گيري لاريجاني هيچ گونه تغيري در سياستهاي دولت ايران ايجاد نخواهد شد. با وجود اين، همه مي دانند که بين لاريجاني و مقام هاي ديگر در باره مسائل مربوط به برنامه هسته اي، ايران اختلاف نظر هائي وجود داشت البته نه بر سر مسائل اصولي بلکه در باره چگونگي مذاکره در باره اين برنامه.

 

احمدي نژاد همواره گفته است ايران آماده است در باره برنامه هسته اي خود مذاکره کند اما حاضر نيست برنامه غني سازي اورانيوم را به حال تعليق در آورد. اگچه رسماً و علناً نکته اي در اين باره گفته نشده است اما از قرار معلوم، لاريجاني بيش از ديگران به مذاکره در باره برنامه هسته اي علاقه مند است.

 

سعيد جليلي معاون وزير امور خارجه ايران به جاي لاريجاني منصوب شده است. وي فردي بسيار نزديک به احمدي نژاد است و هنگامي که رئيس جمهوري ايران در نيويورک بود، با جليلي که بي وقفه احمدي نژاد را همراهي مي کرد، صحبت مي کرد. به اعتقاد من تند روها از اين پس کنترل بيشتري بر سياست هاي مرتبط با برنامه هسته اي ايران خواهند داشت.

 

قرار است جليلي روز سه شنبه هفته جاري با سولانا ملاقات کند و احتمالاً در جريان اين ديدار است که غرب پيام هاي کاملا متفاوتي در باره برنامه هسته اي ايران دريافت خواهد کرد.

 

جان لاين گفت: آنچه من از اين تغير و تحول درک مي کنم اين است که آيت الله خامنه اي رهبر ايران بار ديگر بطور جدي و کامل به حمايت از احمدي نژاد برخاسته است.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:43 |

  خبر اختصاصی رجانیوز
جابجایی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی

 

 

خبرنگار رجانیوز گزارش داد سعید جلیلی معاون اروپا و امریکای وزارت امورخارجه به جای علی لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب خواهد شد.

 

«آقاي لاريجاني مشكلاتي شخصي داشت كه مايل بود در حوزه‌هاي ديگري فعاليت‌هاي سياسي و مديريتي داشته باشد و چند بار هم از رئيس جمهور خواسته اند كه از اين سمت كناره‌گيري كنند. اكنون استعفاي آقاي لاريجاني پذيرفته شده و سعيد جليلي جايگزين وي خواهد شد.»

 

این قسمتی از سخنان الهام بود که طی آن این خبر را رسانه ای نمود. این خبر، پس از آن منتشر می شود که لاریجانی پیش از این نیز، 2 بار استعفای خود را تقدیم رئیس جمهور کرده بود اما این درخواست مورد موافقت قرار نگرفته بود.

 

این جابجایی درست در زمانی صورت می گیرد که اصولگرایان برای انتخابات مجلس هشتم درپی تدوین لیستی مرکب از چهره های خوشنام و کارآمد اصولگرا می باشند و  این مساله را به عنوان استراتژی انتخاباتی اعلام کرده اند.

 

پیش از این قرار بود، سه شنبه هفته جاری علی لاریجانی خاویر سولانا در پایتخت ایتالیا در خصوص مسئله هسته ای ایران مذاکره کنند که با این جابجایی، احتمالاً سعید جلیلی در این مذاکره حاضر خواهد شد.

 

لاریجانی بیست و چهارم مردادماه سال 84، 12 روز پس از تنفیذ حکم رئیس جمهور توسط رهبر انقلاب، از سوی احمدی نژاد به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شده بود. در این حکم رئیس جمهور با اشاره به مراتب تعهد، تدين، سوابق علمي و تجربيات ارزشمند اجرايي و سالهاي طولاني عضويت در شوراي عالي امنيت ملي، وی را به این سمت منصوب و تأکید کرد:

«انتظار دارد آن طور كه شان ملت عزيز و مقتدر ايران اقتضاء مي‌كند با برنامه‌ريزي، ابتكار و بكارگيري، نيروهاي مومن، متعهد، خلاق و كارآمد دبيرخانه را بيش از گذشته فعال كنيد و لوازم اخذ تصميمات صحيح را كه ضامن عزت و مصلحت مردم و تامين منافع ملي و پاسداري از انقلاب اسلامي و دفاع از امنيت و تماميت ارضي كشور باشد فراهم آوريد.»

 

 

با انتصاب سعید جلیلی به جای علی لاریجانی، مسئولیت 26 ماهه وی در دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی پایان خواهد یافت. این در حالیست که حسن روحانی، بیش از 16 سال مسئولیت دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی را برعهده داشت.

 

علی لاریجانی که در دولت قبل نیز به عنوان نماینده رهبری در دبیرخانه این شورا حضور داشت، به ابراز دیدگاه انتقادی نسبت به مذاکرات تیم وقت مذاکره کننده هسته ای با کشورهای اروپایی شهره بود و در چندین نوبت نیز ترجیح داد، انتقادات خود را رسانه ای سازد. تعبیر معروف "دادن در غلتان و گرفتن آب نبات" درخصوص توافقنامه پاریس، یکی از جدی ترین انتقادات علنی وی به تیم وقت مذاکره کننده بود.

 

با این حال، استقرار لاریجانی در دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی، حدود 10 روز پس از آغاز بکار مجتمع UCF اصفهان صورت گرفت و 3 کشور اروپایی به همین بهانه از ادامه مذاکرات با ایران خودداری کردند. اگرچه پس از آن لاریجانی و سولانا به نمایندگی از اتحادیه اروپا، چندین دور در وین، مونیخ، لیسبون با یکدیگر مذاکره کردند.

 

تعلیق کوتاه مدت غنی سازی طبق توافق لاریجانی- سولانا شایعه ای بود که به مذاکرات تابستان سال گذشته این دو دیپلمات نسبت داده شد اما هیچگاه از سوی مقامات رسمی جمهوری اسلامی تأیید نشد.

 

سعید جلیلی در حالی به جای لاریجانی به دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی می رود که وی از دیپلماتهای باسابقه وزارت امورخارجه است و از روابط نزدیکی با رئیس جمهورنیز برخوردار می باشد.

 

 الهام: لاريجاني در خدمت كشور و انقلاب خواهد بود

 

 

سخنگوي دولت درباره استعفاي لاريجاني گفت: ايشان مدتهاست كه بنا به دلايل شخصي درخواست استعفا مي كردند اما در هرحال دكتر لاريجاني در خدمت نظام، كشور و انقلاب خواهند بود.

 

غلامحسين الهام سخنگوي دولت در گفتگو با فارس درباره تغيير دبير شوراي عالي امنيت ملي، گفت: چه آقاي لاريجاني و چه آقاي جليلي مواضع جمهوري اسلامي در موضوع هسته اي را پيگيري كرده و مي كنند.

 

سخنگوي دولت با اشاره به تغيير دبير شوراي عالي امنيت ملي گفت: در سياست هسته اي ايران هيچ تغييري به وجود نخواهد آمد.

 

وي افزود: مواضع ايران در موضوع هسته اي محكم و روبه جلو است و ايران بسيار جلوتر از مسائلي كه درباره موضوع هسته اي مطرح مي شود قرار دارد، پس نبايد از آينه عقب به اين موضوع نگاه كرد. نگاهها بايد رو به جلو باشد.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 13:42 |

خداوند سبحان درباره امام حسين عليه السلام فرموده است:

مبارك باد بر مولودي كه صلوات و رحمت من بر اوست.

به درستي كه خداوند، بر جانب راست عرش نوشته است:

 

اِنَّ الْحُسَينَ مِصْباحُ الهُدي وَ سَفينةُ النَّجاة.

 

حسين چراغ هدايت و كشتي نجات است.

رسول اكرم نيز در مورد آن حضرت فرمودند:

مرحبا بر تو اي زينت آسمان و زمين.

در قرآن نيز مدح آن حضرت به چند صفت شده است از جمله: حضرت حسين بن علي نفس مطمئنه است؛ زيرا در روز عاشورا نداي يا يَأَيَّتُهَاالنَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ  ارْجِعِي إِلَي رَبِّكِ خطاب به آن حضرت اختصاص پيدا كرد: «اي نفس قدسي و مطمئن به سوي پروردگارت برگرد» هم چنين به علت بندگي ويژه، به آن حضرت خطاب شد: فَادْخُلِي فِي عِبَدِي  وَ ادْخُلِي جَنَّتِي يعني: «در ميان بندگانم در آي و در بهشتم وارد شو». رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً  «كه تو خشنود (به نعمت‌هاي ابدي او) و او راضي از توست».

در تأويل آن حضرت نيز «مَنْ قُتِلَ مَظْلوماً» در كتاب آسماني قرآن كريم چنين نقل شده است:

«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً»

«كسي كه به ستم كشته شود براي خون خواهش، فرمانروايي قرار داديم».

هم چنين ذبح عظيم و كهيعص در شأن حادثۀ كربلاست.

جناب طبرسي در كتاب احتجاج از سعد بن عبدالله روايت مي‌كند كه گفت: من از حضرت امام عصر (عج الله تعالي فرجه الشريف) در حالي كه دوران كودكي را پشت سر مي‌گذاشت راجع به تفسير كهيعص پرسش نمودم؛ حضرت فرمودند: اين حروف از اخبار پنهاني است كه خداوند به حضرت زكريا (س) خبر داده است و بعد از آن بزرگوار به حضرت پيامبر اعلام فرموده است.

مرويست: علت اين اعلام براي اين بود كه حضرت زكريا از خداي سبحان تقاضا كرد تا نام هاي مقدس آل عبا عليهم السلام را به او تعليم دهد تا در موقع شدائد و گرفتاري ها به آن بزرگواران پناه ببرد؛ لذا حضرت جبرئيل آمد و نام هاي ايشان را به آن حضرت ياد داد موقعي كه حضرت زكريا نام مقدس محمد، علي، فاطمه و حسن را يادآور مي‌شد غم و اندوه آن پيامبر خدا بر طرف شده و خوشحال مي‌گرديد ولي هر وقت نام مبارك امام حسين را بر زبان جاري مي‌كرد به نحوي محزون و گريان مي‌شد كه نمي توانست خود را نگه دارد؛ به همين دليل يك روز با خداي خود مناجات كرد و گفت: بارخدايا! چرا نام آن چهار نفر را كه به زبان مي‌رانم خوشحال مي‌شوم و غم و اندوهم برطرف مي‌گردد، ولي موقعي كه نام حسين را مي‌برم غم هايم زياد شده و از شدت گريه امان نمي يابم؟

خداي سبحان، جريان شهادت و مظلوميت آقا اباعبدالله الحسين عليه السلام را براي زكريا شرح داد و در مورد كهيعص فرمود: (بحار الانوار، ج44، ص233)

كاف: اشاره به نام كربلاست.

ها: اشاره به هلاكت عترت طاهره است.

يا:‌اشاره به يزيد ملعون است كه قاتل ايشان خواهد بود.

عين: اشاره به تشنگي و عطش آل محمد است.

صاد: اشاره به صبري است كه ايشان در مقابل آن مصايب دارند.

همين كه حضرت زكريا اين خبر را شنيد به مدت سه روز در مكان خود ماند و كسي را نزد خود راه نداد و مشغول گريه و زاري و مرثيه خواني بر حضرت امام حسين عليه السلام شد و آنگاه اين چنين دعا كرد:

پروردگارا! در اين موقع پيري فرزندي به من عطا كن كه چشم من به او روشن گردد، وقتي فرزند به من دادي مرا فريفتۀ محبت او گردان، سپس دل مرا آن چنان در مصيبت او بسوزان كه دل حبيب تو در مصيبت فرزندش حسين خواهد سوخت.

لذا خداوند سبحان حضرت يحيي (س) را به حضرت زكريا عطا كرد و حضرت يحيي مانند حضرت حسين بن علي به فيض شهادت نايل گشت.

هم چنين از علامه مجلسي روايت است: موقعي كه حضرت نوح (ع) سوار بر كشتي شد و به نقاط مختلف رفت، زماني كه به سرزمين كربلا رسيد، كشتي او با يك جاذبۀ خاصي متوقف شد و حضرت نوح از خطر غرق شدن ترسان گشت و عرض كرد: پروردگارا! من جميع دنيا را گردش كردم و در هيچ موضعي نظير اين مكان نترسيدم.

در اين موقع بود كه حضرت جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اي نوح! اين جا مكاني است كه سبط خاتم الانبيا كشته خواهد شد.

حضرت نوح پرسيد: قاتل او كيست؟

حضرت جبرئيل عرض كرد: قاتل او كسي است كه اهل آسمان و زمين او را لعنت مي‌كنند؛ حضرت نوح چهار بار قاتل آن حضرت را لعن كرد و كشتي از گرداب بيرون آمد تا به كوه جودي رسيد و استقرار يافت. (بحار الانوار، ج44، ص243)

نقل شده است: همين كه گذر حضرت ابراهيم (ع) به كربلا افتاد و به قتلگاه حضرت حسين بن علي عليه السلام رسيد، اسبش به رو در افتاد و آن حضرت از بالاي اسب به زمين سقوط كرد، سرش شكست و خون جاري شد، گويند: آن حضرت زبان به استغفار گشود و گفت: پروردگارا! آيا از من گناهي صادر شده است؟!

حضرت جبرئيل نازل شد و عرض كرد: گناهي از تو سر نزده است، بلكه سبط خاتم پيامبران در اين مكان شهيد خواهد شد و خون تو به موافقت خون او جاري گرديد.

حضرت ابراهيم فرمود: قاتل او چه كسي خواهد بود؟

حضرت عرض كرد: آن كسي كه اهل آسمان ها و زمين او را لعنت خواهند كرد.

علامۀ مجلسي روايت مي‌كند:

موقعي كه حضرت موسي با يوشع بن نون به زمين كربلا عبور كردند، بند نعلين حضرت موسي پاره شد و خاري به پاي آن بزرگوار خليد و خون جاري گشت.

آن حضرت عرض كرد: پروردگارا! مگر چه گناهي از من صادر شد كه بدين كيفر گرفتار شدم؟

خطاب رسيد: خون حضرت حسين در اين موضع ريخته خواهد شد، خون تو نيز براي اين كه با خون آن حضرت موافقت نمايد جاري گرديد.

حضرت موسي گفت: حسين كيست؟

خطاب رسيد: حسين سبط محمد مصطفي و فرزند علي مرتضي است.

حضرت موسي عرض كرد: كشندۀ آن حضرت كيست؟

وحي شد: كشندۀ آن حضرت، كسي است كه ماهيان دريا، وحوش صحرا، پرندگان هوا او را لعنت خواهند كرد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و هفتم مهر 1386 و ساعت 12:45 |

شب جمعه كه مي شه دل منو تنها ميذاره           به گمونم كه ميره كربلا سوغات بياره............

مطلب عالم ذر!روز ازل! صبح آفرينش! را قبلاً نوشته بودم كه ناقص موند دلم نيامد رهاش كنم اينهم ادامه اش.....

تولد مولود

مرويست: بدين ترتيب دومين گل از گلستان خاندان رسول اكرم شكفته شد و جهان هستي را با وجود مقدسش معطر كرد و مردم مدينه از خبر مسرت بخش ميلاد خجستۀ آن مشعل هدايت و آن يگانۀ الماس عرش خدا كه خورشيد را بي‌فروغ مي‌نمود غرق در سرور و شادي شدند، غافل از اين كه خاندان عصمت و طهارت را هاله‌اي از غم در بر گرفته است؛ زيرا پيك وحي پيش از ولادت آن مولود، خبر غم انگيز و حوادث ناگوار عاشوراي حسيني را گزارش داده بود، وقتي مژدۀ ولادت مولود منتشر شد حضرت رسول اكرم بي‌درنگ خود را به خانۀ حضرت علي و حضرت فاطمه عليهما السلام رساند و از اسماء خواست تا آن مولود را بياورد كه آن حضرت ديدن فرمايند.

اسماء مي‌گويد: من آن مولود عزيز را در جامه‌اي سپيد نهادم و به دست مبارك رسول خدا سپردم و آن حضرت نوزاد را به آغوش گرفته و در دامن خود نهادند و در گوش راست آن حضرت اذان و در گوش چپش اقامه گفتند، سپس مولود را بوسيده و با اندوه فراوان فرمودند: تو را مصيبت بزرگي خواهد بود؛ خدا قاتل تو را لعنت كند، سپس خطاب به بنده فرمودند: اين خبر را براي دخترم فاطمه نقل مكن.

اسماء مي‌گويد: روز هفتم كه فرا رسيد؛ رسول خدا تشريف آورده و فرمودند: فرزندم را بياور، همين كه آن حضرت را به حضور رسول اكرم بردم، دستور دادند گوسفند ابلقي را براي نوزاد عقيقه كرده و سپس يك ران آن را به قابله عطا كردند، هم چنين آن حضرت پس از عقيقه دستور دادند تا سر مبارك مولود را تراشيده و به وزن موي سرش، نقره صدقه داده و سپس آن مولود را در دامن خود گرفته و فرمودند: يا اباعبدالله! كشته شدن تو بر من خيلي ناگوار است، آن حضرت اين كلام را فرموده، آنگاه به شدت گريان شدند.

نقل شده است، اسماء به رسول خدا عرض كرد:

پدر و مادرم به فدايت اين چه خبري است كه روز اول (ولادت مولود) آن را فرمودي و امروز كه (روز هفتم ولادت اوست) اين موضوع را خبر مي‌دهي و در عوض شادي گريه مي‌كني؟

پيامبر اكرم (ص)در اين باره فرمودند:

به اين دليل بر فرزند دلبندم مي‌گريم كه گروهي از ستم كاران بني اميه او را شهيد مي‌كنند؛ همانا كه در دين من رخنه خواهند كرد و به خداي عظيم كافر خواهند شد؛ خداوند شفاعت مرا به ايشان نصيب نگرداند و خداوند دوست بدارد كساني را كه فرزندانم را دوست داشته باشند و لعنت كند دشمنان ايشان را يك نوع لعنتي كه آسمان و زمين را پر كند.

روايت است در هفتمين روز ولادت آن مولود، حضرت جبرئيل نزد رسول خدا مشرف شده و عرض كرد:

«خداوند تبارك و تعالي بر تو سلام مي‌رسانند و مي‌فرمايد: همانا علي براي تو همانند هارون براي موسي بن عمران است، بنابراين نام فرزندت را نام فرزند هارون قرار بده.

حضرت فرمود: اسمش چه بود؟

جبرئيل عرض كرد: شبير.

رسول الله فرمود: زبان من عربي است.

جبرئيل عرض كرد: شبير به عربي حسين خوانده مي‌شود، پس پيامبر نام مولود را حسين گذارد.

در اين باره شيخ صدوق در اكمال الدين از حضرت صادق عليه السلام روايت مي‌كند كه فرمود:

وقتي آن سرور آزادگان، چشم به دنيا گشود خداوند به فرشتگان وحي فرمود كه شماها صف در صف بايستيد و تسبيح، تحميد، تمجيد و تكبير را براي بزرگداشت اين مولود مسعود كه براي حضرت محمد در دنيا متولد شده به جا آوريد، هم چنين خداوند حضرت جبرئيل را امر نمود كه با هزار قبيل(تعداد يك ميليون) از ملائكه بر اسب‌هاي ابلق سوار شده كه بر هر يك از آنها قبه‌هايي از دُرّ و ياقوت نهاده شده بود و ديگر جماعتي از ملايكه كه اسم آنان روحانيون مي‌باشد و در دستهايشان حربه‌ها از نور است، همگي بر زمين نازل شوند و حضرت پيامبر را براي ولادت آن مولود تبريك گويند.

مرويست: زماني كه حضرت جبرئيل در حال نزول بود به جزيره‌اي از جزاير دريا برخورد و با ملكي مصادف شده كه او را "فُطرس" مي‌گفتند كه يكي از حاملان عرش خدا به شمار مي‌رود.

نقل شده است: خداي توانا به فطرس امري كرده، ولي او دربارۀ آن امر كندي نموده بود؛ بنا به روايتي خداي تعالي او را بين عذاب دنيا و آخرت مخير كرده و فطرس عذاب دنيا را اختيار كرد و خداي قهار او را به وسيله مژۀ چشمانش در آن جزيره آويزان كرده بود؛ هيچ حيواني از آن جزيره عبور نمي‌كرد و پيوسته دود بدبويي از آن متصاعد بود و همين كه فطرس، حضرت جبرئيل را با آن عده از ملائكه در حال نزول ديد، پرسيد قصد كجا داريد؟

حضرت جبرئيل عرض كرد:

«پسري براي احمد از دختر او فاطمه و وصي او علي متولد شده است كه امامان امت تا روز قيامت از فرزندان او خواهند بود».

اينك خداوند مرا دستور داده كه خدمت آن حضرت شرفياب شده و تبريك عرض كنم.

فطرس به حضرت جبرئيل عرض كرد: مرا به همراه خود ببريد، شايد آن حضرت در حق من دعا كند و خداي رئوف از گناهم بگذرد.

گويند: حضرت جبرئيل او را با خود به حضور پيامبر اكرم (ص)آورد و بعد از اين كه به رسول خدا تبريك گفت، شرح حال فطرس را نيز به عرض رسانيد.

پيامبر اكرم (ص)فرمود: به فطرس بگو خود را به گهوارۀ نوزاد بمالد و به مكان خود برگردد و فطرس نيز چنين كرد پر و بال او روييده شد و به طرف آسمان بالا رفت و قبل از اين كه به جانب آسمان صعود كند به رسول خدا عرض كرد:

«يا رسول الله! زود باشد كه امت تو اين مولود را شهيد كنند و حال به جهت نعمتي كه به وسيلۀ آن نوزاد به من نصيب شده حقي برگردنم دارد؛ لذا هر كس آن بزرگوار را زيارت كند من زيارت او را به حضرت حسين مي‌رسانم، كسي كه بر آن حضرت سلام كند من سلام او را به آن مولا رسانده و هر كه بر امام صلوات بفرستد، من صلوات و درود او را به آن حضرت خواهم رساند.»

مرويست: موقعي كه فطرس به جانب آسمان بالا مي‌رفت فخريه نموده و عرض كرد:

«كيست مثل من! حال آن كه آزاد شدۀ حسين بن علي و فاطمه و جدش احمد صلي الله عليهم اجمعين هستم».

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 19:2 |
انتشار بيانيه مشترك روساي جمهوري اسلامي ايران و روسيه


 

روساي جمهوري اسلامي ايران و روسيه در پایان سفر "ولادیمیر پوتین" به تهران، یک بيانيه مشترك مهم درخصوص مهمترین مسایل دوجانبه، منطقه ای و بین المللی منتشر کردند.
متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:

به دعوت جناب آقاي محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران ، جناب آقاي ولاديمير پوتين رييس جمهور فدراسيون روسيه در صدر هيات بلند پايه در تاريخ 24 مهرماه 1386 مطابق با 16 اكتبر 2007 براي انجام ديدار كاري به جمهوري اسلامي ايران سفر نمود. اين ، اولين سفر رييس كشور روسيه به ايران، در طول تاريخ روابط فيمابين مي باشد.
جناب آقاي ولاديمير پوتين رييس جمهور روسيه در طي اقامت خود در تهران، علاوه بر شركت در دومين اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر، با حضرت آيت الله سيدعلي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ايران ، ديدار و گفتگو نمودند.
در جريان مذاكرات كه در فضاي اعتماد و تفاهم صورت گرفت ، طرفين ، ابعاد كليدي مناسبات دو جانبه و همكاريها در زمينه هاي مختلف را بررسي و درباره مسائل مهم منطقه اي و بين المللي تبادل نظر نموده و در موارد ذيل، به توافق رسيدند:

1- طرفين تاييد نمودند كه همكاري متقابلاً سودمند در زمينه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و غيره و همچنين تعامل در صحنه بين المللي پاسخگوي منافع ملي هر دو كشور بوده و نقش مهمي را در حفظ صلح و ثبات در منطقه و فراسوي آن ايفا مي كند.

2- طرفين عزم خود را براي مساعدت به توسعه فزاينده روابط هه جانبه روسيه و ايران مطابق با نص و روح قرارداد اساس روابط متقابل و اصول همكاري كه در 22 اسفند ماه 1379 برابر با 12 مارس 2001 در مسكو به امضاء رسيد ، اعلام نمودند.

3- طرفين ضمن بررسي همكاري هاي تجاري و اقتصادي ايران و روسيه،خواستار افزايش تلاشها در جهت توسعه بيشتر روابط اقتصادي فيمابين بويژه در زمينه هائي مانند: صنايع نفت و گاز، انرژي اتمي، انرژي برق، صنايع تبديلي، هواپيما سازي، بانكداري و حمل و نقل شدند. دو طرف اعتقاد مشترك دارند كه كميسيون دائمي همكاري هاي تجاري اقتصادي روسيه و ايران بايد سهم قابل ملاحظه اي در اين كار داشته باشد.

4- همكاري دو كشور در زمينه استخراج و انتقال منابع انرژي مورد توجه خاص قرار گرفت. طرفين توافق نمودند ، جهت گسترش ارتباطات مستقيم بين شركتهاي نفت و گاز دو كشور كه هدف آن انعقاد قراردادهاي مشخص تجاري متقابلا سودمند بصورت كار مشترك در همه بخشهاي صنايع نفت و گاز مي باشد، اقدام نمايند.

5- طرفين نسبت به هماهنگ سازي سياستهاي بازار در زمينه صدور نفت و گاز ، مشاركت سازمانهاي روسيه در استخراج ميادين نفت و گاز ايران منجمله ميدان گازي پارس جنوبي، ايجاد توانايي هاي صنعتي در ايران براي توليد، نگهداري و صدور گاز طبيعي ابراز علاقمندي نمودند.

6- طرفين علاقمندي خود را براي ادامه همكاري در بخش انرژي منجمله، مدرنيزه كردن نيروگاههايي كه قبلاً با كمك روسيه ساخته شده اند و نيز احداث نيروگاههاي برق آبي و نيروگاههاي حرارتي جديد از جمله ساخت نيروگاه زغال سنگ طبس در ايران را مورد تاكيد قرار دادند.

7- طرفين ضمن تاكيد بر همكاري دو جانبه در عرصه انرژي اتمي صلح آميز، تاييد نمودند كه اين نوع همكاريها در آينده نيز در مطابقت كامل با تعهدات آنها نسبت به قرارداد عدم اشاعه سلاحهاي هسته اي اجرا خواهد شد. در اين راستا بر ساخت و راه اندازي نيروگاه هسته اي بوشهر طبق جدول زمان بندي مورد توافق دو طرف تاكيد كردند.

8- طرفين با رضايتمندي موضوع امضاء قرارداد تحويل پنج فروند هواپيماي توپولف «TU-204-100» به ايران را مورد اشاره قرار دادند. در اين ارتباط، نسبت به تعميق هر چه بيشتر همكاري در زمينه صنايع هواپيمايي ابراز علاقه مندي شد. طرفين ضمن حمايت از مذاكرات جاري بين سازمانهاي مربوطه دو كشور در خصوص خريد و ساخت هواپيماي توپولف 334 و 214 و نيز هلكوپترهاي غير نظامي كاموف در ايران، بر تنظيم و امضاي سريعتر قرارداد نهايي اين پروژه تاكيد نمودند .

9- در جريان ديدار روساي جمهور بر لزوم ادامه تلاش در جهت فراهم‏سازي شرايط مساعد حقوقي، اقتصادي و مالي براي سرمايه‏گذاري هاي مشترك در روسيه و ايران تاكيد گرديد. از اين رو ضرورت امضاي هر چه سريعتر سند تفاهم نامه بين دولت جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه درباره توسعه همكاري هاي بلند مدت تجاري،اقتصادي، صنعتي، علمي ، فني و همچنين موافقت نامه تشويق و حمايت متقابل از سرمايه گذاري ها مورد تاكيد طرفين قرار گرفت.

10- طرفين توافق نمودند كه تلاش براي توسعه كريدور بين المللي حمل و نقل شمال – جنوب منجمله بخشهاي جاده، راه آهن و دريا در راستاي تقويت روزافزون روابط تجاري و اقتصادي ايران و روسيه و نيز ديگر كشورهاي منطقه تداوم يابد.
طرفين به توافق رسيدند كه موضوع بازگشائي راه زميني بين ايران و روسيه از طريق خاك جمهوري داغستان تسريع شود.

11- طرفين از پيشرفت روزافزون همكاريهاي منطقه اي بين اعضاي فدراسيون روسيه و استان هاي جمهوري اسلامي ايران ابراز رضايت‏مندي نمودند. در اين راستا، خاطر نشان گرديد كه از سرگيري فعاليت سركنسولگري روسيه در رشت و گشايش سركنسولگري ايران در غازان ، به تقويت هر چه بيشتر روابط منطقه اي دو كشور كمك خواهد كرد.

12- طرفين ضمن بحث و بررسي مسائل مهم منطقه اي نسبت به گسترش همكاري هاي دو جانبه و چند جانبه در آسياي مركزي و قفقاز بمنظور تقويت امنيت و ثبات در اين منطقه منجمله از طريق همكاري نزديكتر با كشورهاي منطقه براساس علاقه و احترام متقابل، ابراز علاقمندي نمودند.

13- ايران و روسيه بر توسعه همكاري ها بر اساس حقوق برابر و سازنده بين كشورهاي عضو و كشورهاي ناظر سازمان همكاري شانگهاي در زمينه هاي مورد علاقه طرفين تاكيد كردند.

14- روساي جمهوري اسلامي ايران و فدراسيون روسيه تمايل دو كشور را براي حل همه مسائل بوجود آمده در درياي خزر صرفا از طريق مسالمت آميز درچارچوب همكاري برابر پنج كشور ساحلي خزر تاييد نمودند.آنها با اين امر موافق مي باشند كه تا انعقاد كنوانسيون در مورد رژيم حقوقي درياي خزر قوانين و مقررات مربوط به اين دريا در قراردادهاي سالهاي 1921 و 1940 بين ايران و اتحاد شوروي سابق، به قوت خود باقي است.
با توجه به آسيب پذيري محيط زيست درياي خزر، طرفين دعوت مي نمايند از اقداماتي كه مي تواند به محيط زيست آسيب برساند، اجتناب شود و توازن معقول در تلاش براي استخراج منابع انرژي و حفاظت محيط زيست طبيعي درياي خزر حفظ شود.
طرفين، ديگر كشورهاي ساحلي خزر را به آغاز هر چه زودتر مذاكرات در مورد همكاري در زمينه حفظ صلح، تقويت امنيت و ثبات در اين دريا دعوت مي نمايند. آنها خواستار رد حضور نظامي كشورهاي غيرساحلي مي باشند.
دومين اجلاس سران كشورهاي ساحلي خزر در 24 مهرماه 1386 برابر با 16 اكتبر 2007 در تهران و اعلاميه پاياني امضاء شده بعنوان اولين سند سياسي منعقده بين پنج كشور بسيار پراهميت ارزيابي گرديده و از نزديكي مواضع كشورهاي ساحلي خزر پيرامون مسائل كليدي رژيم حقوقي درياي خزر، امنيت و همكاري در دريا اظهار رضايتمندي گرديد.

15- طرفين بر وقوف خود از مسئوليت ويژه كشورهاي ساحلي در قبال تامين امنيت درياي خزر منجمله مقابله با چالش ها و تهديدات جديد تاكيد نمودند. در اين راستا طرفين معتقدند كه تحقق ايده ايجاد گروه نظامي دريائي واكنش سريع كاسفور در درياس خزر مي تواند به جلوگيري از تهديدات تروريسم و اشاعه سلاحهاي كشتار جمعي مبارزه با قاچاق اسلحه و مواد مخدر ، قاچاق انسان ، دفاع از منافع اقتصادي كشورهاي ساحلي، تقويت امنيت و ثبات منطقه توسعه همكاري و تعامل در حل مسائل عمومي كمك كند. طرفين همچنين همه كشورهاي ساحلي را به پيوستن فعالانه به اين طرح و شروع هر چه سريعتر مذاكرات درباره معيارهاي همكاري در اين راستا فرا مي خوانند.

16- روساي جمهور روسيه و ايران نزديكي مواضع دو كشور درخصوص حل مسائل كليدي سياست جهاني را مورد اشاره قرار داده و براي گسترش همكاري بمنظور ايجاد نظام جهاني عادلانه تر و دموكراتيك تر كه تامين كننده امنيت جهاني و منطقه اي و زمينه ساز توسعه همه جانبه باشد اعلام آمادگي نمودند.
تاكيد گرديد كه چنين نظام جهاني بايد براساس اصول جمعي و برتري حقوق بين الملل و نقش هماهنگ كننده سازمان ملل متحد استوار گردد و حل و فصل هرگونه بحران ها و مناقشات بين المللي و منطقه اي بايد طبق منشور سازمان ملل و موازين حقوق بين الملل با رعايت منافع مشروع همه طرفهاي عضو انجام گيرد. طرفين برخودداري از توسل به زور و تهديد به زور براي حل همه مسائل مورد اختلاف احترام به حق حاكميت و تماميت ارضي كشورها تاكيد نمودند.

17- روساي جمهور دو كشور ضمن اعلام اينكه روسيه و ايران تروريسم را در همه اشكال و مظاهر آن شديدا محكوم مي كنند بر جلوگيري از يكسان شمردن تروريسم با مليت ها، فرهنگ ها اديان و مذاهب تاكيد ورزيدند.
طرفين خواستار تقويت نقش محوري سازمان ملل متحد در مبارزه با تروريسم بين المللي و چالش ها و تهديدات جديد شدند. طرفين در اجراي راهبردهاي جهاني سازمان ملل در مقابله با تروريسم و رعايت دقيق مقررات كنوانسيون هاي جامع ضدتروريستي همكاري تنگاتنگ انجام خواهند داد و همچنين به اتمام سريع هماهنگي كنوانسيون جامع در مورد تروريسم بين المللي كمك خواهند نمود.
ايران و روسيه ضمن ابراز نگراني از گسترش ايده هاي تروريستي ، توجه خود را بر لزوم اجراي پيگيرانه قطعنامه هاي سازمان ملل در محكوميت تروريسم مبذول و خواهان گسترش گفتمان جهاني در اين خصوص هستند.
طرفين تعامل خود را در مبارزه با تروريسم و چالش ها و تهديدات جديد در سطح منطقه اي و در وهله اول درچارچوب سازمان همكاري شانگهاي را تداوم خواهند بخشيد ضمن اينكه به مهار كردن تهديدات تروريستي و مواد مخدر ناشي از افغانستان ايجاد كمربندي هاي امنيتي و حوزه امنيت مالي اهميت خاص قائل مي باشند.
روساي جمهور ايران و روسيه، ضمن اشاره به اهميت فراوان افزايش همكاري فيمابين دو كشور در مبارزه با تروريسم بر تداوم شيوه تبادل نظر وزارتخانه هاي امورخارجه دو كشور در زمينه مقابله با چالش ها و تهديدات جديد و فعال تر نمودن تماسها بين نهادهاي ذيصلاح و كارآمد سازي اين تماسها تاكيد كردند.

18- طرفين در جريان بحث و بررسي پيرامون وضعيت افغانستان از وخامت اوضاع در اين كشور و افزايش تهديدات تروريستي از جانب طالبان و ديگر نيروهاي افراطي ابراز نگراني نمودند. از طرف روساي جمهور دو كشور تاكيد گرديد كه ايران و روسيه مصمم به ادامه مشاركت در بازسازي پس از جنگ افغانستان و علاقمند به تقويت حاكميت اين كشور و شكل گيري آن بعنوان كشوري آرام دموكراتيك،مستقل و شكوفا مي باشند.

19- طرفين از وضعيت دشوار انساني در سرزمينهاي اشغالي فلسطين به ويژه منطقه محاصره شده نوار غزه ابراز نگراني نمودند.
روسای جمهور دو کشور توافق نمودند كه تجديد وفاق و وحدت همه فلسطيني ها از طريق گفتگو زمينه لازم براي تحقيق آرمانهاي ملي مردم فلسطين را فراهم مي سازد. جمهوري اسلامي ايارن و فدراسيون روسيه برپايبندي خود براي دستيابي به حل و فصل عادلانه جامع و پايدار مناقشه خاورميانه تاكيد نمودند.

20- طرفين ضمن تاكيد بر ضرورت تحكيم حاكميت استقلال و تماميت ارضي لبنان و حفظ وحدت ملي ثبات امنيت و آرامش در كشور لبنان از هر گونه تلاش براي دستيابي به توافق درچارچوب قانون اساسي بين طرفهاي مختلف لبناني و مشاركت تمام نيروهاي سياسي بدون دخالت خارجي درفرآيند تصميم گيري هاي حياتي و سرنوشت ساز اين كشور به عنوان تنها راه بيرون رفت از بحران جاري در اين كشور، حمايت و پشتيباني مي نمايند.

21- فدراسيون روسيه و جمهوري اسلامي ايران از حفظ يكپارچگي، تماميت ارضي و حاكميت ملي عراق و پايان حضور نظامي خارجي در اين كشور مبتني بر يك جدول زمانبندي فعالانه پشتيباني مي كنند.
طرفين ضمن حمايت از دولت عراق و مجلس منتخب آن براساس قانون اساسي، ابراز اميدواري كردند كه اختلافات بوجود آمده بين جناح هاي مختلف در اين كشور كه تاثير سوء بر كار آنها دارد، هر چه سريعتر از طريق گفتگوهاي همه جانبه برطرف گردد.

22- طرفين با اذعان بر اهميت راهبردي و حساسيت منطقه خليج فارس و نيز اهميت تامين امنيت و ثبات در آن منطقه، ضرورت همكاري دسته جمعي همه كشورهاي ساحلي در تامين صلح و ثبات در آن منطقه و تهيه مشترك ابزار تامين امنيت درچارچوب حقوق بين المللي را مورد اشاره قرار داده و اهميت كاهش حضور خارجي در منطقه و انجام اقدامات عمومي اعتماد ساز بين كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي جهان براي تامين ثبات و امنيت در خليج فارس را مورد تاكيد قرار دادند.

23- روساي جمهور دو كشور لزوم حل و فصل هر چه سريعتر اوضاع پيرامون برنامه هسته اي ايران از طرق سياسي و ديپلماتيك در چارچوب مذاكره و گفتگو را مورد تاكيد قرار داده و نسبت به يافتن راه حل جامع بلند مدت ابراز اميدواري نمودند.
در پايان سفر ، جناب آقاي ولاديمير پوتين رييس جمهور فدراسيون روسيه ضمن اظهار تشكر از پذيرائي و ميهمان نوازي گرم جناب آقاي محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران ، از ايشان براي انجام سفر به فدراسيون روسيه در فرصت مناسب دعوت به عمل آورد. اين دعوت با امتنان مورد پذيرش قرار گرفت و مقرر شد از طريق مجاري ديپلماتيك پيگيري شود.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 16:35 |
مذاكرات روساي جمهور ايران و روسيه درباره مهمترين مسايل دوجانبه، منطقه اي و بين المللي


 

روساي جمهور ايران و روسيه عصر ديروز پس از پايان اجلاس سران كشورهاي حاشيه درياي خزر درباره مهم ترين مسائل دوجانبه، منطقه اي و بين المللي تبادل نظر كردند.
دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهور در اين ملاقات با خوش آمد گويي به رييس جمهور روسيه به خاطر سفر به تهران اظهار كرد: همكاري و روابط رو به پيشرفت و مثبت ايران و روسيه به نفع هر دو كشور و كل منطقه است.
رييس جمهور با يادآوري اينكه علاقمندي به توسعه روابط تهران و مسكو ناشي از احساس مشترك دو كشور است، تاكيد كرد: ما براي گسترش مناسبات مصمم هستيم.
دكتر احمدي نژاد همچنين بر همكاري ايران و روسيه در خصوص مسايل مهم جهاني به خصوص خاورميانه تاكيد كرد و گفت: بايد با همكاري هم خطراتي كه وجود دارد دفع كنيم.
در ادامه اين ديدار ولاديمير پوتين رييس جمهور روسيه با ابراز خرسندي از سفر به ايران خطاب به دكتر احمدي نژاد گفت: اين اولين سفر من به ايران است و براي من، ديدن كشور شما بسيار جالب است.
پوتين تاكيد كرد: ايران و روسيه علاقمند به توسعه و گسترش روابط دوجانبه هستند و ما صميمانه چنين هدفي را دنبال مي كنيم.
وي حجم همكاري ها و مبادلات اقتصادي و تجاري ايران و روسيه را رو به گسترش عنوان كرد و گفت: روابط دو كشور بويژه در زمينه هاي انرژي ، هوافضا و امور زيربنايي رو به گسترش است.
رييس جمهور روسيه همچنين برگزاري اجلاس كشورهاي همسايه درياي خزر در تهران را داراي نتايج مثبت و تاثير گذار دانست.
براساس اين گزارش امشب ضيافت شام رييس جمهوري اسلامي ايران به افتخار ولاديمير پوتين رييس جمهور روسيه برگزار مي شود.
همچنين در پايان سفر رييس جمهور روسيه به ايران بيانيه مشتركي صادر خواهد شد.

در دومین دور مذاکرات دکتر احمدی نژاد و پوتین تاکید شد:

عزم تهران و مسکو بر افزایش مبادلات اقتصادی تا 200 میلیارد دلار

 


 

دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران و "ولاديمير پوتين" رييس جمهوري روسيه سه‌شنبه شب در دومين دور مذاكرات خود بر افزايش مبادلات اقتصادي و تجاري تهران و مسكو تا ۲۰۰‬ ميليارد دلار ظرف ۱۰‬سال آينده تفاهم كردند.
رييس جمهوري روسيه در اين مذاكرات بر عزم مسكو براي تكميل نهايي نيروگاه اتمي بوشهر و ارايه سوخت تاكيد كرد.
دكتر محمود احمدي نژاد نيز سفر آقاي پوتين به تهران را نقطه عطفي در روابط دو كشور دانست و تصريح كرد: توسعه همكاري‌هاي دو كشور بويژه در زمينه انرژي، منافع سياسي و اقتصادي روسيه و جمهوري اسلامي ايران را تامين مي كند.
رييس جمهوري اسلامي ايران افزود: سفر پوتين سرآغاز يك جهش در همكاريها و روابط ايران و روسيه خواهد بود.
دكتر احمدي نژاد بر اراده جمهوري اسلامي ايران براي توسعه مبادلات تجاري و همكاري‌هاي اقتصادي دو كشور تا سقف ‪ ۲۰۰‬ميليارد دلار تا ‪ ۱۰‬سال آينده تاكيد كرد و افزود: اين هدف والا نيازمند برنامه جامعي است كه با توجه به زمينه‌هاي متعدد براي همكاري‌هاي دو كشور از جمله در بخش حمل و نقل ، انرژي، صنعت هوا و فضا و مشاركت در سرمايه‌گذاري هاي مشترك قابل تحقق است.
رييس جمهوري اسلامي ايران همچنين بااشاره به پروژه نيروگاه اتمي بوشهر يادآور شد: ايران آماده همكاري با روسيه براي مشاركت در فاز ‪۲ ‬و ‪۳‬ طرح توسعه اين نيروگاه است.
دكتر احمدي نژاد در ادامه برهمكاري‌هاي گسترده دو كشور اشاره و تصريح كرد: هماهنگي ايران و روسيه در موضوع انرژي، منافع دو طرف را درپي خواهد داشت.
رييس‌جمهور روسيه نيز با تاكيد بر گسترش روابط دو جانبه خاطرنشان كرد: همكاري‌هاي دو كشور در مسايل منطقه‌اي و بين‌المللي منافع زيادي براي صلح و ثبات جهاني دارد.
پوتين در ادامه خواستار هماهنگي ايران و روسيه در بازار گاز شد و گفت: مسكو آماده همكاري‌هاي مشترك با تهران براي سرمايه‌گذاري در حوزه‌هاي نفت و گاز است.
رييس جمهور روسيه با يادآوري ضرورت امضاي اسناد گسترش همكاري‌هاي علمي و فناوري ميان دو كشورافزود:مسكو مصمم به اتمام پروژه نيروگاه اتمي بوشهر وارايه سوخت است و در مذاكرات هيات‌هاي ايراني‌و روسي نيز دراين‌باره تفاهم كامل شده است.
پوتين افزود: روسيه تحت تاثير فشارهاي سياسي غربي‌ها براي تكميل نكردن نيروگاه اتمي بوشهر قرار نمي‌گيرد و ازآنها خواسته است آماده آغاز به كار اين نيروگاه باشند.
رييس جمهور روسيه درپايان برتدوين برنامه عملي مشترك براي گسترش روابط تهران مسكو در دراز مدت تاكيد كرد.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 16:29 |

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی شب گذشته در دیدار رئیس جمهور روسیه، ظرفیتهای متنوع و مختلف دو کشور را زمینه مساعدی برای گسترش روابط خواندند و با اشاره به تأکید آقای پوتین درباره عزم جدی مسکو برای گسترش نامحدود و همه جانبه روابط با تهران افزودند: ما نیز از گسترش مناسبات استقبال می کنیم و آن را به نفع دو کشور و دو ملت می دانیم.

ایشان، با ابراز نارضایتی از مناسبات اقتصادی فعلی دو کشور، گسترش این مناسبات را تأمین کننده منافع دو کشور دانستند و خاطرنشان کردند: همانگونه که وجود «ایران مستقل» به نفع روسیه است، وجود «روسیه مقتدر» هم به نفع ایران است.

حضرت آیت الله خامنه ای عظمت و قدرت درونی هر ملت را، اقتدار واقعی آن کشور خواندند و تأکید کردند: ملت ایران و جمهوری اسلامی، «منطقِ پایداری در دفاع از منافع ملی» را برگزیده است چرا که یقین دارد زیاده خواهی دشمنان این ملت، هیچ حد و پایانی ندارد و به همین علت، ملت و دولت ایران با پرهیز از ماجراجویی یا بهانه دادن به دست دشمن، همچنان براساس این منطق هوشیارانه و مقتدرانه، عمل خواهد کرد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به میهمان نوازی ملت ایران افزودند: تصویر ملت روسیه در ذهن ما، تصویر روشن و خوبی است و این به علت مقاومتها و تدابیری است که ملت روسیه در مقاطع مختلف از خود نشان داده است.

ایشان با اشاره به زیاده خواهی های بی حد و حصر و بهانه جوییهای امریکا افزودند: امریکایی ها با هر کشور و دولتی که در برابر منافع نامشروع آنها بایستد و به طور مستقل عمل کند مخالفند اما ملتها را نمی توان با این گونه زیاده خواهی شکست داد.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به استمرار تهدیدات امریکا در تمامی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تأکید کردند: امریکا از هیچکاری برای ضربه زدن به ملت ایران دریغ نکرده است اما ماجراجوییهایش نتیجه عکس داده است و این ناکامی ها در مقابل چشمان آنان قرار دارد. حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به آمادگی ایران برای اعتمادسازی کامل افزودند: همکاری ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی، کار معقول و درستی است که ادامه خواهد یافت و ما مصمم هستیم که نیاز کشور خود به انرژی هسته ای را تأمین کنیم و به همین علت مسئله غنی سازی را جدی می گیریم.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ایده تشکیل اوپک گازی و مذاکرات خوبی که رئیس جمهور روسیه در ایران داشته است ابراز امیدواری کردند: نتایج این مذاکرات در آینده ی روشنِ روابط دو کشور، مفید و مؤثرباشد.

حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان خطاب به آقای پوتین گفتند: درباره سخنان و پیشنهاد شما تأمل خواهیم کرد.

در این دیدار که آقای احمدی نژاد رئیس جمهور نیز حضور داشت آقای ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه مذاکرات همه جانبه خود با رئیس جمهور ایران را جدی و بسیار خوب ارزیابی کرد و گفت: در مذاکرات فشرده تهران درخصوص تحول در سطح روابط دوجانبه به منظور ارتقای جدی، همه جانبه و نامحدود همکاریها و گسترش آن در ابعاد مختلف به ویژه در بخشهای انرژی، حمل و نقل و هوا - فضا بحث شد و به دورنمای بسیار روشن از روابط دو کشور دست یافتیم.

رئیس جمهور روسیه تصریح کرد: منافع ملت روسیه در وجود یک ایران قوی و مؤثر در عرصه بین المللی نهفته است و مسکو درخصوص همکاریهای خود با تهران هیچ محدودیتی قائل نیست و در حال و آینده بدون هیچ تردیدی در این مسیر حرکت خواهد کرد.

وی همچنین افزود: روسیه برای موضع ایران درخصوص مسئله هسته ای احترام قائل است و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را حق ایران می داند ضمن آنکه با هرگونه تحمیل بر ضد ایران مخالف است.

آقای پوتین با استقبال از همکاریهای ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی خاطرنشان کرد: مسکو از این ابتکار عمل جمهوری اسلامی ایران حمایت می کند.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 16:21 |

دكتر احمدي نژاد در كنفرانس مطبوعاتي با سران كشورهاي ساحلي درياي خزر

 

درياي خزر همواره درياي صلح و امنيت و ثبات خواهد بود

 

دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران به همراه روساي جمهور روسيه، آذربايجان، تركمنستان و قزاقستان در مصاحبه مطبوعاتي مشترك با خبرنگاران شر كت كرد.
در اين مصاحبه مطبوعاتي كه پس از پايان مذاكرات خصوصي طرفين انجام شد دكتر احمدي نژاد در كنار ولاديمير پوتين، الهام علي اف، نورسلطان نظربايف و قربانعلي بردي محمد اف به سوالات متعدد خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي پاسخ دادند.
در ابتداي اين مراسم رييس جمهور طي سخناني ، نتايج اجلاس را موفقيت آميز و مثبت ارزيابي كرد و گفت: خوشبختانه نتايج اجلاس تهران بسيار عالي بود و در جوي بسيار دوستانه و صميمي برگزار شد و در آن سران پنج كشور به تمام اهداف پيش بيني شده خود نائل شدند.
دكتر احمدي نژاد اعلاميه نهايي اجلاس را اولين سند سياسي بين پنج كشور ساحلي درياي خزر دانست و تصريح كرد: اين اعلاميه دستاورد بزرگي براي دولت و مردم اين كشورها محسوب مي شود.
رييس جمهور تاكيد كرد: در اين اجلاس طرفين نقطه نظرات خود را در فضايي صميمي و دوستانه درباره موضوعات مختلف درياي خزر ، در جهت گسترش همسبتگي، همكاري و مشاركت مطرح كردند.
دكتر احمدي نژاد اضافه كرد: در جلسه سران موضوعات گوناگوني مورد بررسي قرار گرفت و توافقات خوبي به عمل آمده كه اين مساله نقطه عطفي در روابط كشورهاي همسايه و همكاري هاي مشترك بين آنها خواهد بود.
وي با اشاره به برخي توافقات انجام شده در اين اجلاس از تشكيل سازمان همكاري هاي خزر خبر داد و گفت: علاوه بر امضاي اعلاميه نهايي، سران كشورها توافق كردند كه براي بسط و گسترش همكاري هاي اقتصادي، سازمان همكاري هاي درياي خزر در تابستان آينده و با مديريت آقاي پوتين رييس جمهور روسيه برگزار شود.
رييس جمهور افزود: همچنين در خصوص ترتيبات امنيتي درياي خزر سران كشورهاي ساحلي توافق كردند كه وزراي خارجه و مسوولين مرزباني و انتظامي كشورهاي ساحلي با مديريت آقاي «الهام علي اف» مفاد توافقنامه اي را براي نهايي شدن در نشست بعدي سران كشورهاي ساحلي آماده كنند.
دكتر احمدي نژاد گفت: در اجلاس امروز روساي جمهور با هم توافق كردند كه وزراي خارجه هر 6 ماه يك بار و روساي جمهور سالي يك بار با يكديگر ملاقات و نشست مشترك داشته باشند.
رييس جمهور در ادامه سخنان خود درياي خزر را درياي صلح و امنيت دانست و تصريح كرد: از اين جا با صداي بلند اعلام مي كنم كه درياي خزر براي هميشه درياي صلح و دوستي و همبستگي كشورهاي ساحلي خواهد بود.
در ادامه اين نشست دكتر احمدي نژاد در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه علت مخالفت برخي كشورهاي غربي از برگزاري اين اجلاس چيست، گفت: همه كشورهاي ساحلي مصمم هستند كه درياي خزر درياي صلح و دوستي و بر گسترش همكاري ها در زمينه هاي مختلف تاكيد دارند.در كل اراده جمعي كشورهاي ساحلي بر تقويت همكاري هاي في مابين است .
رييس جمهور اضافه كرد: كساني كه صلح و امنيت را نمي پسندند و نمي خواهند ثبات بر منطقه و جهان حاكم باشد همواره دنبال فتنه انگيزي هستند كه البته اين گونه اقدامات تاثيري در روابط دوستانه و صميمي ما با هم ندارد و در آينده نخواهد داشت.
دكتر احمدي نژاد افزود: اعلاميه اجلاس هم چنان كه به خواست مردم كشورهاي ساحلي را برآورده مي كند پاسخي است به كساني كه دنبال ايجاد تنش در روابط بين كشورها و در منطقه هستند.

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 16:22 |

رييس جمهور در مراسم افتتاحيه اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر:

توسعه همکاری کشورهای ساحلی به نفع صلح وامنیت همه ملتهای منطقه است

 


 

رييس جمهور در مراسم افتتاحيه اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر، با بيان اينكه درياي خزر از ظرفيت هاي بالايي براي گسترش همكاري بين همسايگان خود بهره مند است، تاكيد كرد: توسعه همكاري كشورهاي ساحلي به نفع صلح و امنيت اين دريا، منطقه و در جهت منافع ملت هاي ماست.
متن كامل سخنان دكتر محمود احمدي نژاد به اين شرح است:
بسم‌الله الرّحمن الرّحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه
عاليجنابان ؛
رؤساي محترم جمهور كشورهاي ساحلي درياي خزر
تشريف فرمايي شما به جمهوري اسلامي ايران را خوش آمد گفته و حضورتان در اجلاس سران كشورهاي ساحلي خزر را گرامي مي دارم . ايران خانه دوم همه شماست و اين حضور نشاني از همبستگي ، دوستي و حسن همجواري ميان مجموعه دولتها و ملتهاي ماست . مستحضريد كه بيش از پنج سال از اولين اجلاس سران كشورهاي ساحلي در عشق‌آباد سپري شده است و در اين مدت دو تن از روساي جمهوري به ديار باقي شتافته اند. ياد اين دو همكار فقيد آقاي حيدر علي‌اف رييس‌جمهور سابق آذربايجان و آقاي صفر مراد نيازوف رييس‌جمهور سابق تركمنستان را گرامي مي داريم.
عاليجنابان
كشورهاي حاشيه خزر با اتكاء به سابقه تمدني و فرهنگي و علائق مشترك خود از طريق درياي زلال خزر كه همواره منبع و منشاء حيات در اين منطقه بوده است با هم گره خورده اند . اين همبستگي به پاكي و وسعت و عمق اين درياي بي نظير و از جلوه هاي ثبات ، صلح ، امنيت و حيات اين كشورهاست .
در فاصله بين دو اجلاس ، تفاهم و اشتراك نظر بين كشورهاي ساحلي روز به روز بيشتر شده و دولت‌ها به سمت همگرايي و تجانس در سياست‌ها پيش رفته‌اند.
در طول اين سال‌ها، ملت هاي ساحلي كه تنها صاحبان واقعي درياي خزر هستند، منتظر به ثمر نشستن گفت‌وگوهاي جاري بين دولت‌هاي خود در خصوص وضعيت حقوقي بزرگ‌ترين درياچه جهان بوده‌اند. بايد اعلام كنم كه مذاكرات در اين باره به صورت كاملاً جدي و تخصصي در حال پيگيري و جو عمومي حاكم بر آن، جو تفاهم و همكاري است. در اين مذاكرات، در بسياري موارد، توافق نهايي حاصل شده و در عين حال برخي از ابعاد مهم حقوق و تكاليف كشورهاي ساحلي در قبال درياي خزر در دست مذاكره است.
در نتيجه جديّت و عزم كشورها در حال حاضر زبان و فهم مشتركي در گفتگوها پديدار شده كه ما را به آينده و نتيجه آن بيش از پيش خوش‌بين مي‌كند.
در جريان بودن مذاكرات به معناي عدم وجود هرگونه ترتيبات حقوقي در اين دريا نيست. بعنوان مثال آزادي كشتيراني تجاري كشورهاي ساحلي ، منع تردد كشتي‌ با پرچم كشورهاي غيرساحلي و ايجاد كمربند انحصاري شيلاتي، هم‌اكنون نيز با توافق كليه كشورهاي ساحلي در حال اعمال است.
با پيشرفت مذاكرات در خصوص مسايل حقوقي، نياز به بحث پيرامون ابعاد ديگري از مسايل درياي خزر به تدريج خود را نمايان ساخته است كه به برخي از آنها اشاره مي كنم:
1- در بعد اقتصادي درياي خزر از ظرفيت‌هاي بالايي براي گسترش همكاري‌ بين همسايگان خود بهره مند است. پنج كشور ساحلي داراي حدود دويست و پنجاه ميليون نفر جمعيت و منابع متنوع و فراواني هستند كه امكان افزايش سطح همكاري بين آنان را به ميزان بسيار بيشتر از حد كنوني فراهم مي‌كند. پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران، تعريف و ايجاد يك ساختار با اهداف اقتصادي به منظور تسهيل و تقويت همكاري‌هاي تجاري ـ اقتصادي بين كشورهاي ساحلي است. قرار گرفتن درياي خزر در مسير كريدور مهم ترانزيتي شمال ـ جنوب بستر مناسبي براي گسترش همكاري‌ها است.
2- ضرورت همكاري جمعي كشورهاي ساحلي در تثبيت و حفظ امنيت و ثبات در اين دريا، اكنون كاملاً بارز است. اين همكاري كه هدف از آن جلوگيري از رقابت‌هاي نظامي در دريا و مقابله با بيگانگان و در عين حال توجه به مسائلي چون مبارزه با جرايم سازمان‌ يافته خواهد بود، نيازمند ايجاد نوعي سازمان منطقه‌اي در آيندة نزديك است. تلاش هايي در خصوص ايجاد اين ترتيبات دسته‌جمعي آغاز شده است كه اميدواريم به زودي شاهد به بار نشستن اين تلاش ها باشيم.
تمامي كشورهاي ساحلي درياي خزر بر اين نكته اساسي هم‌عقيده‌اند كه مسايل اين دريا بايد صرفاً توسط كشورهاي همسايه آن حل و فصل شود. درياي خزر يك درياي بسته و متعلق به كشورهاي ساحلي است؛ لذا فقط كشتي‌ها و نيروهاي نظامي اين كشورها بايد حق حضور داشته باشند.
3- كشورهاي ساحلي خزر مهد تمدن هاي بشري هستند . مردمان ما هزاران سال در صلح و آرامش با هم زندگي كرده و تبادلات فرهنگي داشته اند . قدمت ، تنوع و اشتراكات فرهنگي از سرمايه هاي معنوي و مهم مردم اين مناطق است . پيشنهاد مي نمايم ؛ تعاملات و تبادلات فرهنگي ، ادبي ، هنري و گردشگري بين كشورهاي ساحلي افزايش يابد . رفت و آمد هاي گسترده بين ملتها و علماء و هنرمندان اين منطقه به تقويت صلح و ثبات و دوستي كمك خواهد كرد .
4- با توجه به ذخاير گسترده انرژي و امكانات و سيع و متنوع انتقال آن در كشورهاي ساحلي ، همكاري همه جانبه در استخراج و انتقال انرژي از كوتاهترين و اقتصادي ترين و همراه ترين مسير با محيط زيست به نفع همه كشورهاي حاشيه خزر است .
5- خوشبختانه كشورهاي ساحلي درياي خزر با تصويب كنوانسيون حفاظت محيط زيست اين دريا تحت عنوان «كنوانسيون تهران» ، نشان دادند كه حفظ محيط زيست را به عنوان يك عامل مهم در فعاليت‌هاي خود در درياي خزر مدنظر دارند . اين كنوانسيون، در صورتي كه در آينده‌اي نزديك از بازوهاي اجرايي يعني پروتكل‌هاي الحاقي ، برخوردار شده و ترتيبات نهادي آن در اسرع وقت نهايي گردد، مي تواند نقش مهمي در بهبود وضعيت شكنندة محيط زيست اين دريا و محافظت از تنوع جانوري و گياهي آن داشته باشد.
حضار محترم
درياي با شكوه خزر و منافع آن همواره براي كشورهاي ساحلي مهم بوده و خواهد بود. تعداد جلسات برگزار شده در سطوح مختلف بين نمايندگان پنج كشور ظرف چند سال گذشته، مؤيد اين مدعاست. اين تعاملات، عامل مهمّي در تقويت حسن همجواري و دوستي بين كشورهاي ماست. پيشنهاد مي‌كنم اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر و نيز اجلاس وزراي امور خارجه اين كشورها از اين پس به صورت مرتب و با زمان‌بندي از پيش‌ تعيين شده برگزار شود.
توسعه همكاري كشورهاي ساحلي به نفع صلح و امنيت اين دريا و منطقه و در جهت منافع ملتهاي ماست .  بعنوان ميزبان اين اجلاس بار ديگر از حضور و همكاريهاي سازنده شما در برپايي اين نشست تشكّر مي‌كنم و اميدوارم اين نشست بتواند در دستيابي به اهداف خود كه همانا تعميق روابط دوستانه ، افزايش همه جانبه همكاريها و نزديكتر كردن مواضع و ديدگاه‌هاي دولتها و ملتهاي ما است، موفق باشد.
والسلام عليكم ورحمه الله و بركاته

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 16:11 |
متن اعلاميه اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر در تهران


 

متن اعلاميه اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر ظهر امروز درتهران منتشر شد.
پنج كشور ساحلي درياي خزر براي اولين مرتبه و در يك اعلاميه 25 بندي درباره مهم ترين مسايل منطقه اي و بين المللي تفاهم كردند. متن كامل اعلاميه پنج كشور ساحلي درياي خزر به اين شرح است:

اعلاميه جمهوري آذربايجان، جمهوري اسلامي ايران، جمهوري قزاقستان، فدراسيون روسيه و تركمنستان
روساي جمهوري كشورهاي جمهوري آذربايجان، جمهوري اسلامي ايران، جمهوري قزاقستان ، فدارسيون روسيه و تركمنستان از جانب كشورهاي خود كه از اين به بعد طرفها ناميده خواهند شد؛
ضمن حمايت از ابتكار جناب آقاي محمود احمدي نژاد ، رييس جمهوري اسلامي ايران براي برگزاري دومين نشست روساي جمهور كشورهاي ساحلي درياي خرز؛
در پي بحث و بررسي مسائل مبرم بين المللي و منطقه اي كه مورد علاقه متقابل طرفها مي باشد، وضعيت و چشم اندازهاي همكاري هاي چند جانبه و همچنين مسائل مربوط به روند تعيين رژيم حقوقي درياي خزر كه در فضايي سازنده و مبتني بر حسن تفاهم در تاريخ 24 مهر ماه 1386 هجري شمسي برابر با 16 اكتبر 2007 ميلادي در شهر تهران مورد مذاكره قرار گرفته است؛
با اعتقاد به اين امر كه توسعه همكاري هاي پنج كشور ساحلي خزر براساس دوستي و حسن همجواري، پاسخگوي منافع اساسي ملت هاي آنها بوده و عامل مهم تامين امنيت منطقه به شمار مي آيد؛
با اتكاء بر تمايل مشترك پنج كشور در راستاي تحكيم دوستي و اعتماد متقابل، حل و فصل كليه مسائل در فضاي تساوي حقوق و مشاركت متقابلاً مفيد و با درنظر گرفتن منافع آنان؛
با توجه به تغييرات بوجود آمده در منطقه درياي خزر و روند ها در سطوح ژئو پلتيك و ملي و توافقات موجود بين پنج كشور ساحلي خزر و در اين رابطه با عنايت به ضرورت تكميل رژيم حقوقي درياي خزر و تصويب هر چه سريعتر كنوانسيون رژيم حقوقي در راستاي اين اهداف؛
با تلاش جهت فراهم سازي شرايط مساعد به منظور تامين حقوق حاكمه كشورهاي ساحلي خزر در درياي خزر و همچنين حل و فصل مسايل رژيم حقوقي اين دريا و بهره برداري از منابع آن با روحيه تفاهم و همكاري؛
با توجه به آمادگي براي برقراري تماس هاي منظم بين سران كشورهاي ساحلي درياي خزر از جمله درچارچوب پنج جانبه و تبادل نظر پيرامون مهمترين مسائل دوجانبه، منطقه اي و بين المللي؛
با تاييد پايبندي خود به اهداف و اصول منشور ملل متحد، موازين شناخته شده حقوق بين الملل از جمله احترام به حاكميت، استقلال، تماميت ارضي و برابري حاكميت كشورها، عدم توسل به زور و يا تهديد به آن؛
موارد ذيل را اعلام مي دارند:
1- طرفها از هر لحاظ مساعدت مي كنند تا منطقه خزر به منطقه صلح و ثبات، توسعه و شكوفايي پايدار اقتصادي، حسن همجواري و تساوي حقوق در همكاري هاي بين المللي بين كشورهاي ساحلي مبدل شود. آنها عزم راسخ دارند تا بر پايه روابط دو جانبه و چند جانبه در زمينه هاي سياسي، ديپلماتيك، بازرگاني، اقتصادي، علمي، فني ، فرهنگي- اجتماعي و ساير زمينه ها بطور تنگاتنگ با يكديگر تشريك مساعي نمايند.
2- طرفها از برگزاري اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر به صورت منظم با توافق طرفها و درفاصله بين آنها ملاقات هاي وزراي امور خارجه و همچنين كارشناسان ذي صلاح طرفها براي بررسي تمامي مجموعه مسايل مرتبط با درياي خزر حمايت مي كنند.
3- طرفها ضمن تلاش براي استفاده موثر از ظرفيت هاي غني منطقه خزر و با در نظر داشتن چشم انداز مساعد توسعه آن، گفتگو و تشريك مساعي در عرصه اقتصادي به ويژه در زمينه هاي انرژي و حمل و نقل را گسترش خواهند داد.
4- طرفها به استفاده مطلوب از ظرفيت هاي حمل و نقل منطقه اي از جمله از طريق ايجاد و گسترش كريدورهاي حمل و نقل بين المللي مساعدت خواهند نمود.
5- طرفها اظهار مي دارند كه فقط كشورهاي ساحلي، داراي حقوق حاكمه در رابطه با درياي خزر و منابع آن مي باشند.
6- طرفها معتقدند كه رژيم حقوقي جامع درياي خزر از طريق كنوانسيون مربوط به رژيم حقوقي درياي خزر به عنوان سند پايه تعيين خواهد شد كه تصويب آن فقط براساس اتفاق آراي كشورهاي ساحلي ميسر است.
7- طرفها توافق دارند تا تعيين رژيم حقوقي جديد درياي خزر، در پهنه آن بايد رژيم هاي توافق شده كشتيراني، ماهيگيري و تردد كشتي ها صرفا تحت پرچم كشورهاي ساحلي خزر براساس تحقق حقوق حاكمه آنها اعمال گردد.
8- طرفها اعلام مي دارند كه تدوين رژيم حقوقي جامع درياي خزر و به همين منظور انعقاد هرچه سريعتر كنوانسيون رژيم حقوقي اين دريا، مهم ترين وظيفه مي باشد. اين كنوانسيون به عنوان سند پايه رژيم حقوقي درياي خزر بايد مسايل اعمال صلاحيت كشورهاي ساحلي خزر را براساس احترام به حقوق حاكمه آنها در درياي خزر تعيين نمايد و در برگيرنده اصول و موازين مربوط به حفاظت از محيط زيست و كاربرد معقولانه منابع طبيعي، از جمله بهره برداري از منابع زنده درياي خزر و منابع معدني بستر و زير بستر آن ، كشتيراني و همچنين ساير مسايل مربوط به فعاليت در درياي خزر باشد.
9- طرفها اعلام مي دارند كه توافق نهايي در مسايل مربوط به تحديد حدود بستر به منظور استفاده از منابع زير بستر توسط همه كشورهاي ساحلي درياي خزر با توجه به حقوق حاكمه آنها و احترام به حقوق و منافع قانوني يكديگر اجرا خواهد شد.
10- طرفها مقرر نمودند كه روند توافق به منظور تعيين مناطق با عرض مورد توافق و پهنه مشترك آبي درياي خزر و همچنين رژيم هاي حقوقي مطابق با آنها را ادامه دهند.
11- طرفها با درك مسووليت خويش در برابر نسل هاي امروز و فردا در قبال حفاظت از درياي خزر و تماميت سيستم زيست محيطي آن، اهميت گسترش همكاري در حل مسايل زيست محيطي، از جمله هماهنگي فعاليت هاي ملي حفاظت از محيط زيست و مساعي مشترك با سازمان هاي بين المللي حفاظت از محيط زيست، به منظور ايجاد نظام منطقه اي، حفظ و نگهداري تنوع بيولوژيكي، استفاده معقولانه و تكثير و پرورش ذخاير زنده را مورد تاكيد قرار مي دهند.
طرفها اذعان مي دارند كه وضعيت زيست محيطي درياي خزر و ذخاير ماهيان خاوياري اين دريا مستلزم كاربرد مساعي مشترك سريع جهت جلوگيري از پيامدهاي نامطلوب زيست محيطي مي باشد. در اين رابطه ، طرفها ايجاد مباني حقوقي- قراردادي اولويت دار لازم جهت همكاري هاي منطقه اي حفاظت از محيط زيست را براساس كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر ادامه خواهند داد.
طرفها ضمن ابراز خشنودي از لازم الاجرا شدن كنوانسيون حفاظت محيط زيست درياي خزر كه در نوامبر 2003 در تهران منعقد گرديد؛ بر لزوم تدوين و تصويب هر چه سريعتر پروتكل هاي الحاقي به آن تاكيد كردند.
طرفها همچنين لزوم نهايي شدن ترتيبات نهادي كنوانسيون، بويژه تعيين محل دبيرخانه دائمي كنوانسيون را در اسرع وقت خاطر نشان مي سازند.
12- طرفها اصل مسووليت كشورهاي ساحلي درياي خزر در قبال خسارات وارده به محيط زيست خزر و به يكديگر در نتيجه استفاده از درياي خزر و بهره برداري از منابع آن را تاييد مي نمايند.
13- طرفها اعلام مي دارند كه درياي خزر بايد فقط جهت اهداف صلح آميز مورد استفاده قرار گيرد و همه مسايل مربوط به درياي خزر بوسيله كشورهاي ساحلي از طرق مسالمت آميز حل و فصل خواهد شد.
طرفها براي ايجاد و تحكيم اعتماد متقابل، امنيت منطقه اي، ثبات و همچنين امتناع از بكارگيري نيروي نظامي در روابط متقابل تلاش خواهند كرد.
14- طرفها تاييد مي كنند كه نيروهاي مسلح آنان به منظور حمله به هر يك از طرفها مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
15- طرفها تاكيد مي كنند كه در هيچ صورتي به كشورهاي ديگر اجازه نخواهند داد تا از قلمرو كشورشان براي تهاجم و ساير عمليات نظامي عليه هر يك از طرفها استفاده شود.
16- طرفها از روند مذاكرات پيرامون رژيم حقوقي درياي خزر براساس احترام متقابل، حسن تفاهم، برابري حقوق و موازين پذيرفته شده حقوق بين الملل در فضاي گفتگوهاي متمدنانه ابراز رضايت كرده و ضرورت ادامه فعال اين مذاكرات را خاطر نشان نمودند.
17- طرفها با اذعان به اهميت امنيت، صلح و ثبات در منطقه درياي خزر ابراز تمايل كردند كه مذاكرات خود را براي بررسي كليه مسائل مرتبط با امنيت در درياي خزر ادامه دهند.
18- طرفها به ايجاد نظامي جهاني جديد چند قطبي، كامل تر و عادلانه بين المللي در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و حقوقي مساعدت نموده و به صورت همه جانبه نسبت به تحكيم نقش محوري سازمان ملل متحد به عنوان سازوكار همه جانبه حفظ صلح، امنيت و ثبات جهاني كمك خواهند كرد.
9- طرفها معاهده«منع اشاعه و تكثير سلاح هاي هسته اي» را به عنوان يكي از مهم ترين بنيان هاي امنيت و ثبات بين المللي دانسته و خواستار تعميم آتي اين معاهده هستند. طرفها همچنين حق مسلم كليه كشورهاي عضو معاهده «منع اشاعه و تكثير سلاح هاي هسته¬اي» جهت توسعه تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي هسته اي در مقاصد صلح آميز بدون تبعيض و در چارچوب مفاد اين معاهده و همچنين سازوكارهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي را مورد تاييد قرار مي دهند.
20- طرفها ضمن تاييد حق مسلم هر كشور براي انتخاب راه توسعه مخصوص به خود براساس احترام به حقوق بشر با توجه به ارزش هاي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي كشورهاي ساحلي درياي خزر، مخالفت خود را با دخالت در امور داخلي كشورهاي مستقل ابراز مي دارند.
21- طرفها معتقدند كه شرط لازم تامين امنيت، صلح و ثبات در منطقه، حل و فصل صلح آميز، عادلانه و پايدار مناقشات بر طبق منشور ملل متحد ، براساس احترام به حاكميت، رعايت تماميت ارضي و خدشه ناپذيري مرزهاي شناخته شده بين المللي مي باشد.
22- طرفها ترورسيم بين المللي، جدايي طلبي تجاوزكارانه و ساير مظاهر زورگويانه افراط گرايي و همچنين مبادلات غيرقانوني مواد مخدر و سلاح و اشكال ديگر بزه كاري فرا ملي سازمان يافته را به عنوان يك تهديد جهاني كه امنيت جامعه جهاني و نيز ثبات سياسي بين المللي را تهديد مي كند؛ تلقي مي نمايند.
طرفها بدون قيد و شرط كليه اقدامات، روش ها و اعمال تروريستي را صرف نظر از انگيزه ها، اشكال و مظاهر آن، در هر جايي و به وسيله هر كسي كه انجام يابند، به ويژه آن مواردي كه صلح و امنيت منطقه را در معرض تهديد قرار مي دهند؛ به عنوان اعمال جنايتكارانه محكوم مي نمايند. طرفها همچنين اعتقاد دارند كه تروريسم نمي تواند و نبايد با هيچ ديني، ملتي، تمدني و يا گروه نژادي ارتباط داده شود.
23- طرفها پايبندي خويش را به توسعه همكاري هاي وسيع دوجانبه و چند جانبه در مبارزه با تروريسم، نقل و انتقال غيرقانوني مواد مخدر و سلاح و جرايم سازمان يافته فراملي با استفاده از نقش محوري هماهنگ كننده سازمان ملل متحد براساس رعايت دقيق اصول و موازين شناخته شده حقوق بين الملل مورد تاييد قرار مي دهند.
24- طرفها با استقبال از نتايج اجلاس روساي جمهور كشورهاي ساحلي خزر در تهران، عزم راسخ خود را نسبت به مساعدت همه جانبه در توسعه همكاري بين كشورهاي ساحلي مورد تاكيد قرار مي دهند.
25- اجلاس آتي روساي جمهور كشورهاي ساحلي خزر طبق تاريخ توافق شده در اکتبر 2008در باکو مرکز جمهوری آذربایجان برگزار خواهد شد.


از طرف جمهوري آذربايجان الهام علي اف
از طرف جمهوري اسلامي ايران محمود احمدي نژاد
از طرف جمهوري قزاقستان نورسلطان نظر بايف
از طرف فدراسيون روسيه ولاديمير پوتين
از طرف تركمنستان قربانقلي بردي محمد اف

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 15:41 |

  رشد 300 درصدي قيمت مسکن در انگليس

 

 

رشد قیمت مسکن در انگلیس به حدی رسیده است که اجاره منزل مسکونی در این کشور برای مردم به صرفه تر می باشد.

 

به گزارش رجانیوز، سایت اینترنتی شبکه BBC با انتشار گزارشی از وضعیت مسکن در انگلیس، ابعاد رکود خرید و فروش در این بخش را تشریح کرد.

 

بنابراین گزارش، در گذشته همواره برای شهروندان انگلیسی خرید خانه خصوصاً با وام بانکی بسیار به صرفه تر از اجاره آن بود ولی در حال حاضر به دلیل گران بودن مسکن در این کشور، مردم ترجیح می دهند، هزینه اجاره مسکن را بپردازند.

 

دکتر استیو، سرپرست کارشناسان دانشگاه یورک که به تحقیق در این زمینه پرداخته اند، گفت: «در بسیاری از مناطق مردم توانایی خرید خانه ندارند و بازار خرید و فروش به شدت راکد است، ولی میتوانند با تلاش فراوان یک خانه مسکونی اجاره کنند.»

 

بر این اساس، تاچندی پیش قیمت مسکن بسیار پایین تر از میزان کنونی بود و خرید مسکن بسیار به صرفه تر از اجاره آن بود. اما اکنون با توجه به افزایش 3 برابری قیمت مسکن در انگلیس و رشد معمولی هزینه اجاره، مسکن استیجاری برای میلیونها انگلیسی که آرزومند خانه دار شدن هستند، بهتر است.

 

این گزارش در پايان می افزاید، با توجه به بحران موجود در بخش خرید و فروش مسکن، صاحبان خانه های خالی از سکنه نیز به جای فرش بیشتر به اجاره دادن مسکن خود متمایل شده اند تا بر بحران رکود بیشتر، افزوده شود.

رجانيوز

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 15:35 |

  بازتاب بیانات رهبر انقلاب
در رسانه های دنیا

 

سخنان رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز عید سعید فطر انعکاس گسترده ای در رسانه های جهان داشت.

 

به گزارش رجانیوز، شبکه های خبری دنیا در بين سخنان ديروز رهبر انقلاب،بیشترین واکنش را به خواسته ایران مبنی بر تحریم کنفرانس پائیزی توسط کشورهای مسلمان نشان دادند.

 

راديو رژيم صهيونيستي با اشاره به این بخش از سخنان حضرت آيت الله خامنه اي، با لحنی طلب کارانه ادامه داد: "رهبر جمهوري اسلامي ايران امروز در نماز عيد فطر مدعي  شد اسراييل سرزمين فلسطين را غصب كرده است."

 

 این رادیو در ادامه مدعی گردید که فلسطينيان در اين14  سالي كه از حكومت خودگرداني آنها مي گذرد، ميلياردها دلار كمك و هداياي  مالي بلاعوضي را كه از جهانيان گرفته اند نه تنها در راه عمران صرف  نكرده اند، بلكه از آن براي گسترش تروريسم استفاده كرده اند.

 

رادیو اسرائیل اكثريت فلسطينيان را خواهان آنچه این رادیو صلح می خواند دانست و از رجحان دادن حماس بر جنبش فتح توسط ایران گله کرد!

 

شبكه تلويزيوني العالم نیز مصاحبه ای با جمال سكيك نماینده پارلمان فلسطين داشت .

این منتخب مردم فلسطین در پارلمان فلسطین، از درخواست رهبر انقلاب براي تحريم كنفرانس بين المللي صلح استقبال كرد و گفت: ما از اين درخواست تمجيد مي كنيم و اين تاييد مي كند كه مسئله بيت المقدس  مسئله مقدسي براي جهان اسلام و جهان عربي است و فلسطين مسئله اصلي امت  اسلامي بشمار مي رود.

سکیک از ملتها و سران عرب و برادران  مسلمان خواست تا نگذارند مسئله فلسطين طبق خواسته و برنامه آمريكايي ها  و صهيونيست ها پيش رود.

 

دویچه وله آلمان نیز با اشاره به این سخنان و تقدیر ولی امر مسلمین جهان از برگزاری با شکوه راهپیمایی روز جهانی قدس، دعوت ایشان از گروه‌های متخاصم فلسطینی به اتحاد در شرایطی که دشمن در خانه‌ی آنهاست و میان آنها فتنه انگیزی می‌کند و این موضوع که فلسطین را مردم فلسطین باید نجات دهند و امت اسلامی هم باید از آنها پشتیبانی کند را مورد توجه قرار داد.

 

خبرگزاری «نووستی» روسیه نیز با اشاره به طرح بایکوت کنفرانس پائیزی که هدف اصلیش نجات رژیم صهیونیستی است ، بخشی از خبر خود را نیز به اظهارات رهبری درباره عراق اختصاص داد و با بیان اینکه رهبر انقلاب اسلامی آمریکا و متفقین آن را به بی ثبات سازی اوضاع درعراق  و ادامه خونریزی ها در این کشور متهم دانست، خاطر نشان کرد ایران اشغالگران را دلیل اصلی بی ثباتی در عراق می داند که یا در شرایطی نیستند و یا اینکه نمی خواهند که امنیت این کشور را تامین کنند.

 

اما گزارشگر بخش فارسي راديو بي بي سي بیشتر مبحث خود را به بحث رهبر حکیم انقلاب درباره عادت زشت اسراف در قالب عنوان ساختگی "هشدار رهبری درباره پيامدهاي اقتصادي تحريم هاي امريكا و شوراي امنيت سازمان ملل متحد" اختصاص داد و با بیان اینکه مقامات ايران تاكنون همواره بر اين  نكته تاكيد داشتند كه اين تحريم ها به اقتصاد اين كشور لطمه اي وارد  نكرده است، بدون توجه به پیشرفت ایران در تولید و تعمیر هواپیما، مدعی شد صنعت هواپيمايي ايران كه از بيست و هشت سال پيش از سوي امريكا  تحريم شده با مشكلات زيادي مواجه است و اين كشور تاكنون نتوانسته ناوگان  هوايي خود را بازسازي كند.

 

با این حال بی بی سی به اینکه تحريم ها تاثيري روي  زندگي روزمره مردم بر جاي نگذاشته است اذعان نمود و توصیه رهبری انقلاب در  پرهیز از مصرف زياد براي بي اثر كردن تحريم ها اعلام نمود.

 

راديو فردا وابسته به سازمان سیا نیز با اشاره به اینكه محمود عباس و ايهود المرت نخست وزير  اسراييل براي موفقيت اين كنفرانس پيشاپيش مذاكراتي را در پشت درهاي بسته  آغاز كرده اند تا بر سر مسايل اصلي به توافق برسند، به بخشی از سخنان رهبری درباره حماس اشاره نمود که فلسطيني ها، دولتي را به  قدرت رساندند كه مقاومت را شعار اصلي خود كرده است .

 

این رسانه ی وابسته به سیا  با بیان این جمله از قول رهبر انقلاب که «ملت فلسطين كنفرانس  موسوم به صلح پاييز را رد مي كند با اين وصف دولت هاي ديگر چگونه مي توانند  در كنفرانسي شركت كنند كه ملت فلسطين آن را خدعه مي داند» از حمایت برخي از كشورهاي عربي مانند عربستان سعودي یاد کرد و خاطر نشان کرد اگر عربستان سعودي در اين كنفرانس شركت كند، براي نخستين بار از زمان  تشكيل رژیم صهیونیستی تا امروز نمايندگاني از دو كشور در مذاكراتي رسمي با  هم روبه رو خواهند شد. این رادیو همچنین سعی نمود دلیل این مخالفت را عدم دعوت از ایران برای شرکت در این کنفرانس جلوه دهد.

 

رادیو فردا بخشی از گزارش خود را نیز به سخنان رهبر انقلاب درباره مخالفت با طرح تقسیم عراق و تطبیق آن با خواسته های جهان اسلام اختصاص داد.

 

نیویورک تایمز نیز با انعکاس سخنان ولی امر مسلمین جهان درباره کنفرانس پاییزی از قول خبرنگار واقع در بیت المقدس خود یادآور شد مقام رهبر در ایران از رییس جمهور به لحاظ قدرت و اعتبار عمومی بسیار بالاتر است. در عين حال به لحاظ دیدگاه درباره حق حیات نداشتن اسرائیل ، نگاهها مشترک می باشند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 23:35 |

اين خاطره جالب رو از وبلاگ قافله شهدا كپي كردم. با اجازه حاج محسن. حالشو ببريد!  گفتم تا نون داغه تنورو بچسبونم! نه! فكر كنم بالعكس بود! حالا هرچي! يه وقت دوستاي استقلالي ما دلگير نشن بعد حال ما رو بگيرند!...بي خيال! ... بخونيد!....

 

شهر فاو تازه فتح شده بود و سربازان دشمن گروه گروه تسليم مي شدند.من و دوستم علي ناهيدي از يک هفته قبل از عمليات باهم حرف نمي زديم. شايد علتش خيلي عجيب و غريب باشد. ما، سر تيم هاي فوتبال استقلال و پرسپوليس دعوايمان شده بود. من استقلالي بودم و علي پرسپوليسي. يک هفته قبل از عمليات در سنگر طبق معمول داشتيم با هم کرکري مي خوانديم و از تيم هاي مورد علاقه مان حمايت مي کرديم که بحثمان جدي شد. علي زد به پروين و يک نفس گفت:

 

 

شيش، شيش، شيش تايي هاش.

 

 

 

منظور او از حرف، يادآوري بازي اي بود که پرسپوليس شش تا گل به استقلال زده بود. من هم کم آوردم و به مربيان پرسپوليس بد و بيراه گفتم. بعد هم قهر کرديم و سر سنگين شديم .

 

حالا دلم پيش علي مانده بود. از شب قبل و پس از شروع عمليات ديگر علي را نديده بودم دلم هزار راه رفته بود. هي فکر مي کردم نکند علي شهيد يا اسير شده باشد و نکند بد جوري مجروح شده باشد. اي خدا اگر چيزيش شده باشد من جواب ننه، باباش را چي بدهم. ديگر داشتم رسماً گريه مي کردم که يک دفعه ديدم بچه ها مي خندند و هياهو مي کنند از سنگر آمدم بيرون و اشک هايم را پاک کردم. يک هو شنيدم عده اي با لهجه فارسي شعار مي دهند که:

 

پرسپوليس هورا، استقلال سوراخ!

 

 

 

سرم را چرخاندم به طرف صدا. باورم نمي شد. ده ها اسير عراقي، پابرهنه و شعار گويان به طرفمان مي آمدند. پيشاپيش آنان، علي سوار شانه هاي يک درجه دار سبيل کلفت عراقي بود و يک پرچم سرخ را تکان مي داد و عراقي ها هم با دستور او شعار مي دادند:

 

پرسپوليس هورا، استقلال سوراخ!

 

باور کنيد بار اول و آخر در عمرم بود که به اين شعار، حسابي از ته دل خنديدم و شاد شدم. دويدم به استقبال. علي با ديدن من، از قلمدوش درجه دار عراقي پريد پايين و بغلم کرد. تند تند صورتش را بوسيدم؛ علي هم صورتم را بوسيد و خنده کنان گفت: مي بيبني اکبر، حتي عراقي ها هم طرفدار پرسپوليس هستند. هر دو غش غش خنديديم. عراقي که نمي دانستند دارند چه شعاري مي دهند با ترس و لرز همچنان فرياد مي زدند:

پرسپوليس هورا، استقلال سوراخ!

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 18:26 |

  اختصاصي رجانیوز از مشروح سخنان رئیس جمهور
ناگفته‌هایي از ماجرای دانشگاه آزاد و جاسوسی هسته ای

 

 

رجانيوز: ديدار رئيس جمهور با دانشجويان امسال نيز مانند سال گذشته برگزار شد، با اين تفاوت كه امسال در آخرين روزهاي ماه مبارك رمضان. سال گذشته برنامه با افطار آغاز شده بود و تا حدود 11 شب برنامه به درازا انجاميد. شايد همين مسئله باعث شده بود كه برگزار كنندگان برنامه اقدام به برگزاري جلسه پيش از افطار كنند كه مراسم با نماز و افطار خاتمه يابد اگرچه اين تدبير چندان هم كارگر نيفتاد و عقربه هاي ساعت از 9 شب گذشته بود كه رئيس جمهور همچنان در حلقه دانشجويان بود.

 

ديدار پرحاشيه رئيس جمهور با دانشجويان از ساعت 16:30 و با قرائت قرآن آغاز شد و پس از آن 10 نفر از دانشجويان به نمايندگي از تشكلهاي خود به بيان ديدگاهها پرداختند.

 

يك ربع مانده به افطار، نوبت به رئيس جمهور رسيد و تا بيش از گذشت يك ساعت از اذان مغرب، سخنراني رئيس جمهور كه طبق روال گذشته در جمع دانشجويان، چاشني افشاگري و بيان ناگفته ها نيز به خود گرفته بود، ادامه يافت.

 

احمدي نژاد پس از بيان بخش اول اظهارات خود كه به بيان سخنراني وي اختصاص داشت، به مطالب و شبهاتي كه از سوي برخي دانشجويان مطرح شده بود، پاسخ گفت. پاسخي كه گويا در پايان جلسه، آبي بر آتش اشتياق دانشجويان در مورد دانستن روي ديگر سكه برخي اقدامات دولت و مخالفان آن داشت.

 

اظهارات نماينده جنبش عدالتخواه دانشجويي كه با لحني يأس آلود همراه بود با پاسخهاي اميدبخش احمدي نژاد روبرو شد اما بخش عمده شبهاتي كه رئيس جمهور به آنها پاسخ گفت، ناظر به انتقادات نماينده اتحاديه انجمنهاي مستقل دانشجويان بود كه از آنچه وي، باج دادن دولت به روسيه و چين در مسئله هسته اي و عقب نشيني در قضيه بانك پارسيان، اعلام اسامي مفسدان اقتصادي، دانشگاه آزاد و برخورد با جاسوسان هسته اي مي خواند، گلايه كرد. گلايه اي كه احمدي نژاد با اظهار "كدام عقب نشيني؟"، به آن پاسخهايي مفصل داد و ناگفته هايي را بيان كرد.

 

رئيس جمهور البته از كنار يكي از گلايه هاي اين دانشجو در زمينه سياه نمايي خبرگزاري ايسنا درخصوص دولت و انگاره هاي دولت، بدون واكنش عبور كرد تا معلوم شود با وجود شكايت دولت از كمبود رسانه و تأكيد بر تقويت اطلاع رساني، هنوز اراده قوي براي استفاده مثبت از اين خبرگزاري دولتي وجود ندارد.

 

احمدي نژاد كه معمولاً پس از سفرهاي خارجي، تا مدتي در سخنراني ها و جلسات خود، حواشي و خاطرات اين سفرها را بازگو مي كند، اين بار به دليل گذشت وقت، در بخش اول جلسه از ذكر اين خاطرات خودداري كرد اما پس از آنكه در حلقه فشرده دانشجويان براي افطار وارد مسجد سلمان فارسي نهاد رياست جمهوري شد، دانشجويان پس از افطار، آماده، روبروي محل سخنراني نشستند تا وي را ناگزير از حضور مجدد پشت تريبون و بيان بخش جامانده سخنراني خود كنند. مشروح خاطرات رئيس جمهور از دانشگاه كلمبيا و سفر نيويورك متعاقباً از سوي رجانيوز، منتشر خواهد شد اما آنچه در پي مي آيد، مشروح اختصاصي سخنراني مهم رئيس جمهور در بخش اول جلسه است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 1:55 |

واكنش عضو فراكسيون اصولگرايان به اظهارات حسن روحاني:
به جاي سياه نمايي، كارنامه خود را به ملت ارائه كنند

 

 

يك عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در واكنش به ادعاي حسن روحاني مبني بر اينكه "كشور بيش از همه در معرض تهديد است و در شرايط بدي بسر مي برد"، از دست اندرکاران دستگاه ديپلماسي دولت قبل خواست به جاي سياه نمايي انتقادهاي بي مورد از ديپلماسي كنوني، گزارشي از دستاوردهاي خودشان را به ملت ارائه کنند.

 

مرتضي تمدن در گفتگو با رجانيوز، شرايط موجود کشور را کاملا عادي خواند و تصريح کرد: اين طبيعي است که آمريکا به خصومت با انقلاب ما بپردازد چراكه مردم ما با انقلاب خود دست او را از منابع عظيمي که سالانه ميلياردها دلار درآمد داشت، كوتاه كردند.

 

وي با بيان اينکه هيچ گاه کشور ما از تهديد بدور نبوده است، افزود: کشور ما براي رسيدن به قله هاي پيشرفت و رفاه لاجرم بايد مسيري را طي کند که در آن حيواناتي درنده و راهزناني بي دين، کمين کرده اند و نمي خواهند که ما به مقصد برسيم.

 

عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس به سياه نمايي برخي مخالفان داخلي دولت در مورد سياست خارجي اشاره کرد وادامه داد: آن دسته از افرادي که با سخناني نظير "تهديدها واقعي است"، مي خواهند مردم را دائماً مضطرب کنند، بدانند که هيچ اتفاق جديدي نيافتاده و نخواهد افتاد چرا که چنين مسائلي در دولت هاي قبلي نيز مطرح مي شد.

 

نماينده مردم شهركرد در مجلس شوراي اسلامي، با طرح اين سوال که "چرا در دولت هفتم وهشتم که مخالفان دولت نهم در خط مقدم ديپلماسي بودند، تمام فعاليتهاي هسته اي ما منفعل شده بود"، اظهار داشت: در اين دوران ما منعطف ترين مواضع را در برابر غربيها داشتيم ولي باز از تهديد هاي آن ها مصون نبوديم و فرصت هاي طلايي را از دست داديم و دور خود چرخيديم .

 

تمدن از دست اندرکاران دستگاه ديپلماسي دولت قبل خواست به جاي انتقادهاي بي مورد از ديپلماسي كنوني، گزارشي از دستاوردهاي خودشان را به ملت ارائه کنند تا ملت ما بداند که هر زمان دولت ما از موضع قدر ت به سياست خارجي پرداخته پيروز بوده و هر وقت از موضع ضعف وارد شديم، شکست خورده ايم.

 

وي به سفر اخير رئيس جمهور کشورمان به نيو يورک اشاره کرد و اظهار داشت: ارتباطات و ملاقات هاي رئيس جمهور با سران ساير كشورها، بسياري از تهديداتي را که در دولت هاي گذشته با آن ها دست و پنجه نرم مي کرديم، به سازش تبديل کرد که اين از نقاط مثبت سياست خارجي دولت دکتر احمدي نژاد است.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 1:50 |
 
 
 
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏

عيد سعيد فطر بر همه‏ى امت اسلامى و بر ملت مؤمن و عزيز ايران و بر شما حضار محترم اين مجلس كه مسئولان بلندپايه‏ى بخشهاى مختلف دولت جمهورى اسلامى هستيد و همچنين بر سفراى محترم كشورهاى اسلامى و ميهمانان عزيزمان كه در مجلس حضور دارند، مبارك باد.

با يك نگاه عيد فطر را ميشود عيد اجتماع امت اسلامى و انسجام امت اسلامى به حساب آورد. علت هم اين است كه در طول ماه رمضان دلها نورانى و رقيق شده است و عوامل شيطانى اختلاف در وجود انسانها ضعيف شده است. عيد فطر هم در واقع رجوع به فطرت است. فطرت انسان گرايش به خداى متعال و به توحيد و به مركز واحدِ متعالى‏اى است كه همه‏ى انگيزه‏هاى انسانها، همه‏ى احساسات انسانها در آنجا ميتوانند مجتمع شوند و كنار هم قرار گيرند.

نماز عيد فطر هم مظهرى از همين وحدت در هر نقطه‏اى از نقاط دنياى اسلام است. لذا در اين دعائى كه ما در قنوت ميخوانيم؛ «الّذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمّد (صلّى اللَّه عليه و اله) ذخرا و شرفا و كرامتا و مزيدا»؛ براى وجود مقدس نبى اكرم اين عيد يك ذخيره است، وسيله‏ى شرف است، وسيله‏ى كرامت و ازدياد مقام عالىِ متعالىِ آن وجود مقدس است. كِى اين خصوصيات حاصل ميشود؟ آن وقتى كه اين عيد، عيد آشتى‏كنان دلهاى مسلمانان با يكديگر باشد. هم در ابعاد ملى اين حرف صادق است، هم در ابعاد وسيع امت اسلامى اين حرف صادق است. در ابعاد ملى همچنانيكه ملت بزرگ ما در طول ساليان پس از انقلاب تا امروز تجربه كرده است، اتحاد و اتفاق كلمه، وسيله‏ى عزت اوست، وسيله‏ى قدرت اوست.

ما كشورى هستيم كه ملت بزرگ و يكپارچه‏ى ما از اقوام و مذاهب گوناگون تشكيل شده است. سعى دشمنان اين ملت هميشه اين بوده است كه انگيزه‏هاى قومى را، انگيزه‏هاى مذهبى را، انگيزه‏هاى فرقه‏اى را، و در برهه‏ى سياسى شدن ملت ايران، انگيزه‏هاى سياسى و جناحى را بر اين حس اتحاد كلمه غلبه بدهد و تا امروز نتوانسته است؛ اقوام ما در كنار يكديگرند، مذاهب گوناگون در كنار يكديگرند. آنها خيلى تلاش كرده‏اند.

قبل از آنكه انقلاب پيروز شود، وقتى پرچم پيروزى از دور جلو چشمهاى انسانهاى بصير بود و ديده ميشد، عمله‏ى طاغوت آنوقت ميگفتند كه ايران تجزيه خواهد شد. به تعبير آنها، «ايرانستان» خواهد شد. انتظار اين را داشتند.

اول انقلاب ما هم پولهاى زيادى خرج شد براى اينكه اقوام ايرانى را از هم جدا كنند، مذاهب را در مقابل هم قرار بدهند. انقلاب بر همه‏ى اينها فائق آمد. لذا امروز شما وقتى نگاه ميكنيد، در جلوه‏گاههاى حضور عظيم اين ملت بزرگ، از همه‏ى قشرها، از همه‏ى اقوام، از همه‏ى ولايات اين سرزمين بزرگ، با همه‏ى لغتها، انسانهائى را مى‏بينيد كه دارند آرمان واحدى را فرياد ميكنند.

دو برادر ميتوانند در كنار هم زندگى كنند، دست در دست هم داشته باشند، در حالى‏كه در برخى از مسائل با هم اختلاف‏نظر دارند. اين اختلاف‏نظر به دست به گريبان شدن نبايد بينجامد. انقلاب اين را به ما ياد داد. اين را ما به بركت انقلاب فرا گرفتيم و عمل كرديم؛ لذا امروز ملت ما، يك ملت يكپارچه است.

در اين سالهاى اخير از طرف دشمنان سعى بر اين است كه حالا كه اختلافات قومى به جائى نرسيد، اختلافات مذهبى به جائى نرسيد، اختلافات لغت و لهجه به جائى نرسيد، گرايشهاى سياسى را مايه‏ى اختلاف كنند. البته عده‏ى قليلى هم فريب ميخورند و اشتباه هم ميكنند، اما بدنه‏ى ملت، سواد ملت، هوشيارانه در مقابل اين توطئه ايستاده‏اند. محور وحدت در اين كشور، نظام جمهورى اسلامى و اسلام عزيز و قرآن كريم است كه همه به او معتقدند. در خطبه‏ى نماز - امروز صبح - عرض كردم كه ايام ماه رمضان، ليالى ماه رمضان، مظهر اعتقاد و ايمان دلهاى جوانان انبوه اين كشور و تضرع و تقرب و لطافت روح آنها بود. كى‏ باور ميكند؟ اما اين در كشور ما واقعيت دارد.

جوانهاى ما - امروز اكثر ملت ما جوانند؛ كمتر كشورى، كمتر ملتى اين همه جوان دارد - اينجور خالصاً، مخلصاً، با حضور قلب خدا را ياد كنند، اشك بريزند، با خدا راز و نياز كنند، دلهاشان را پيش خداى متعال ببرند، اينها از بركات اسلام عزيز ماست. اين را بايد نگه داشت. عيد فطر روزى است كه ما به خود بيائيم و اگر در دلهاى ما انگيزه‏هاى اختلاف و نقار و نفاق و دوگانگى وجود دارد، آنها را هرچه ميتوانيم ضعيف كنيم، در دل خودمان آنها را سركوب كنيم. ما راه طولانى‏اى در پيش داريم. درست است كه انقلاب، به ما و به حركت ما شتاب داد - ما پيشرفتهاى زيادى كرديم. ما از يك ملت درجه‏ى سه‏ى دنيا، به يك ملت عزيز تبديل شديم؛ ملتى كه ملتهاى مسلمان به او چشم دارند. در درون خودمان هم پيشرفتها خيلى زياد بوده است - اينها درست است، اما ما هنوز اول راهيم.

اسلام ظرفيتش خيلى زياد است. قله‏هائى كه اسلام جلو ما قرار ميدهد، خيلى برتر از اينهاست. بايد اين قله‏ها را طى كنيم؛ بايد به اين قله‏ها برسيم. اسلام توانست يك ملت را كه از تمدن بوئى نبرده بودند و با علوم و دانشهاى بشرى هيچ رابطه‏اى نداشتند، اينها را در رأس قله‏ى دانش جهانى قرار دهد كه همه‏ى دنياى بشرى از دانش اينها، از معرفت اينها، از نوشته‏هاى اينها، از تفكرات و انديشه‏هاى اينها بهره‏مند شوند. اين هنر اسلام است. ما مسلمانها بوديم كه خودمان را از اين قله پرتاب كرديم پائين؛ ما بوديم كه اشتباه كرديم، تن داديم به ضعفها و ذلتها، كه امروز دنياى اسلام عقب مانده است. ما ميتوانيم دوباره اين راه را پيش بگيريم و پيش برويم. «ذلك بأنّ اللَّه لم يك مغيّرا نعمة أنعمها على قوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم». همان اندازه كه ما در خودمان تغيير ايجاد كرديم، پيش رفتيم؛ خداى متعال ما را جلو برد. باز هم بايستى اين حركت ادامه پيدا كند. اين مربوط به مسائل داخل كشور ماست. امتحانها هم زياد است.

در آخر امسال، ما انتخابات داريم. انتخابات يك عرصه‏ى ظهور و بروز وحدت ما، عقلانيت ما، شعور ملى ما ميتواند قرار بگيرد. بعضى خيال ميكنند انتخابات، زمزمه‏هاى انتخابات، فضاى انتخاباتى، مايه‏ى اختلاف است؛ نه، ميتواند مايه‏ى اتحاد باشد؛ ميتواند تشجيع كننده‏ى به سرعت عمل و پيشرفت باشد؛ با رقابت مثبت. هر گروهى سعى كنند براى خدمتگزارى به اين ملت، سهم متناسب با خودشان را كه لايق خودشان ميدانند، به دست بياورند؛ هيچ اشكالى ندارد. اين رقابت مثبت به جامعه نشاط ميبخشد، ما را زنده‏دل ميكند، روح جوانى را بر جامعه‏ى ما حاكم ميكند. در همين انتخابات اگر بد عمل بكنيم، به هم بد بگوئيم، با هم كينه‏ورزى كنيم، به يكديگر تهمت بزنيم، برخلاف قوانين و مقررات رفتار كنيم، ميتواند وسيله‏ى سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهى است.

امروز روز عيد فطر است؛ آن هم بعد از يك ماه رمضانِ سى روزه‏ى پر بركت و سرشار از نعم الهى و بركات معنوى الهى. خوشا بحالتان. ماه رمضان خوبى را گذرانديد، امروز هم روز فطر خوبى است. اين را مبدأ يك عزيمت حقيقى به سمت تعالى انسانى قرار بدهيد؛ اين مربوط به داخل كشور.

در سطح امت اسلامى هم همينجور است. شما ببينيد زياده‏طلبان بين‏المللى درباره‏ى همه‏ى مسائل دنياى اسلام ميخواهند دخالت كنند. سناى امريكا مى‏نشينند مصوبه ميگذرانند كه عراق بايد تجزيه شود. آخر به شما چه ربطى دارد. پس ملت عراق چه‏كاره‏اند. غلط ميكند مجمع قانونگذارى يك كشورى براى يك كشور ديگرى تكليف معين كند. يك كشور مهم اسلامى را تجزيه كردن، تقسيم كردن، تبديل به سه تا كشور قابل تصرف، قابل نفوذ و بازيچه‏ى خود قرار دادن، اين بزرگترين خيانت به دنياى اسلام و به ملت عراق است. مسئولان عراقى اظهار مخالفت كردند، حق هم با آنهاست؛ ملت عراق مخالفند، حق هم با آنهاست؛ دنياى اسلام هم با اين مسئله مخالف است. اين را ببينيد، اين نوعِ دخالتهاى مستكبرانه و متكبرانه‏ى استكبار است. خوب، تا كِى اين وضع بايد ادامه پيدا كند؟

مسئله‏ى فلسطين يك نوع ديگر. چون حالا صهيونيستها از جوانان مسلمان عرب تودهنى و سيلى خوردند، حالا ميخواهند اينها را باز دوباره احياء كنند و يك جورى آن شكست صهيونيستها را جبران كنند. كنفرانس صلح تشكيل ميدهند. اين كنفرانسِ صلح است؟! صلح معنايش اين است؟! يك ملتى را از تمامى حقوق خود محروم كردن، از خانه و زندگى و خاك و وطن خود محروم كردن به نفع يك گروه اشغالگرِ فضول زيادى، بعد هم تو سر اينها زدن و مصوبه گذراندن كه حق نداريد. كنفرانس صلح براى اين است. مردم فلسطين از كنفرانسهاى گذشته چه سودى ديدند؟ بفرمائيد، امروز دولت مردمى در غزه انتخاب شده. خوب، اين دولت، مردمى است. در اين شكى هست؟ آيا مردم اين دولت را انتخاب كرده‏اند يا نه؟ خوب اگر اين يك دولتى است كه ملت فلسطين آن را انتخاب كرده، امريكا و فلان كشور دنباله‏رو امريكا چه حقى دارند كه نسبت به مسائل آن ملت دخالت كنند و تصميم ديگرى بگيرند. مال خود آن ملت است. فلسطينيها گفتند ما مخالفيم. پيداست كه اين، توطئه‏اى عليه فلسطينيهاست. بعضى از دولتهاى منطقه در سالهاى گذشته ميگفتند ما كه از فلسطينيها فلسطينى‏تر نيستيم - آنوقتى كه آن كنفرانسهاى خيانتبار را بعضيها به نام مردم فلسطين قبول كرده بودند - و فلسطينيها قبول كرده‏اند. بسيار خوب، شما از فلسطينيها فلسطينى‏تر نباشيد؛ حالا خود فلسطينيها ميگويند ما اين كنفرانس صلح را قبول نداريم. اين را خدعه و نيرنگ ميدانند. چرا بايستى برخى از كشورها نسبت به يك چنين حركتى كه على‏رغم ملت فلسطين است، على‏رغم دنياى اسلام است، على‏رغم خود دولتهاى منطقه است، با امريكا موافقت نشان بدهند؟ چرا اين دخالتها انجام ميگيرد؟ چون ما با هم متحد نيستيم، چون ما نيروهامان پشتِ هم نيست، چون دستمان در دست هم نيست. اگر كشورهاى مسلمان با هر لغتى، با هر جمعيتى، در هر نقطه‏اى از دنياى اسلام دست به دست هم بدهند و حرف واحدى را بزنند، ديگر امريكا و غير امريكا جرئت نميكنند بر خلاف حرف واحد امت اسلامى حرفى بزنند و اقدامى بكنند.

جمهورى اسلامى نميگويد دولتهاى ديگر بيايند آنچه را كه ما ميگوئيم، بگويند. بنشينند دور همديگر راجع به مسئله‏ى فلسطين، بدون در نظر گرفتن خواست فلان ابرقدرت زياده‏طلب و دخالتگر، تصميمى بگيرند، همان تصميم را اعلام كنند؛ مرجع قبول هم خود ملت فلسطين باشند. چرا بايستى از آن طرف دنيا كسانى بيايند و همه‏ى تلاششان اين باشد كه براى اسرائيل - اين زاده‏ى نامشروع استكبار و استعمار در اين منطقه - امنيت درست كنند. ولو حالا ملتها ضايع و نابود شوند؛ هرچه ميشود، بشود. اين ضعف ماست.

آبادى بتخانه ز ويرانى ماست       جمعيت كفر از پريشانى ماست ‏

ما ملتها بايد با هم باشيم؛ ما دولتها بايد با هم باشيم تا اين قدرت بتواند خودش را نشان دهد. اين، حرف جمهورى اسلامى است. ما اين حرف را ميزنيم و پايش مى‏ايستيم. خوب، استكبار هم با ما دشمنى ميكند. نمونه‏هايش را در قضيه‏ى انرژى هسته‏اى و چيزهاى ديگر داريد مشاهده ميكنيد. الحمدللَّه دشمنيهاى استكبار هم عليه اين ملت اثر نكرده است و نخواهد كرد.

خداوند دلهاى ما را هدايت كند. خداوند ما را به آنچه كه صلاح امت اسلامى است و نياز اين لحظه‏ى حساس تاريخى است، هدايت كند و ما را بر آن توفيق بدهد و كمك بكند.

پروردگارا! ارواح طيبه‏ى شهداى عزيز راه اسلام، بخصوص شهداى مظلوم جمهورى اسلامى و شهداى فلسطين و عراق و ساير ملتهاى مسلمان را مشمول رحمت خودت قرار بده و روح مطهر امام بزرگوار را با اوليائت محشور كن و قلب مقدس ولى‏عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضى و خشنود بگردان.

والسّلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته‏
 
+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 0:11 |
 
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏

الحمدللَّه الّذى خلق السّموات و الارض و جعل الظّلمات و النّور ثمّ الّذين كفروا بربّهم يعدلون. نحمده و نستعينه و نستغفره و نؤمن به و نتوكل عليه و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين سيّما بقيّة اللَّه فى الأرضين و على صحبه المنتجبين.

عيد سعيد فطر را به همه‏ى مسلمانان و مؤمنان روزه‏دار در سراسر جهان اسلام تبريك عرض ميكنيم؛ مخصوصاً به ملت مؤمن و عزيز ايران و به شما برادران و خواهران نمازگزار.

عيد رمضان در حقيقت عيد شكر است؛ شكر به خاطر توفيق گذراندن دوران يك ماهه‏ى ضيافت الهى، شكر روزه‏دارى، شكر توفيق عبادت و ذكر و خشوع و توسل به بارگاه كبريائى حضرت حق. حقيقتاً هم براى اين شكر، انسان مؤمن بايد عيد بگيرد.

كارنامه‏ى بهره‏ورى ملت عزيز ايران از اين ماه - بر طبق اطلاعات موثقى كه در اختيار بنده است - كارنامه‏اى درخشان و برجسته است. ملت ما حقيقتاً از ماه مبارك رمضان بهره بردند؛ همه‏ى قشرها، همه‏ى مجموعه‏هاى اجتماعى و سلائق مختلف و گرايشهاى گوناگون و كسانى كه در زندگى معمولى‏شان، در رفتارشان، در لباسشان، در بعضى از خلقياتشان با همديگر تفاوتهائى دارند، همه آمده بودند. خدا را بر اين نعمت بزرگ - كه نعمت ايمان و اقبال قلبى ملت مسلمان به دين و حقايق دينى و اسلامى است - بايد خيلى شكر گذاشت. اين يكى از برجستگيهاى ملت ايران است. آنچه كه در وسائل تبليغات جمعى و رسانه‏ها - مثل راديو و تلويزيون و روزنامه‏ها - از ديندارى مردم نشان داده ميشود، بدون هيچ ترديدى يك بخش از هزاران بخش توجهات و توسلات مردم است. در اين كشور بزرگ، در اين همه شهر، در اين همه روستا، در دهها هزار مسجد و حسينيه و مراكز گوناگون، اين مردم، اين جوانها، دختران و پسران در شبهاى قدر و در ايام و ليالى ديگرِ اين ماه جمع شدند، دست توسل دراز كردند، از خداى متعال خواستند، با خدا سخن گفتند و راز و نياز كردند؛ اين خيلى ارزش بالائى است.

اين ماه رمضان براى ما درسهائى دارد؛ نه از قبيل درسهائى كه انسان از زبان معلم يا از روى كتاب فرا ميگيرد، بلكه از قبيل درسهائى كه انسان در يك تمرين عملى، در يك كار دسته‏جمعى بزرگ فرا ميگيرد. اولش همين درس ارتباط با خدا و حفظ پيوند قلبى با ذات احديت و حضرت محبوب است. لذت اين درس را چشيديد، ديديد كه چگونه ميتوان آسان با خداى متعال تماس برقرار كرد. «و انّ الرّاحل اليك قريب المسافة و انّك لا تحتجب عن خلقك الّا ان يحجبهم الاعمال دونك»؛ به خدا راه نزديك است. اين را در شب قدر ديديد؛ در هنگام توسل و زيارت و دعا ديديد؛ راز و نياز كرديد؛ دل خودتان را براى خداى متعال به ارمغان برديد و محبت خودتان را با خدا محكم كرديد. اين لذت بزرگ را براى خودتان نگه داريد. اين رابطه را نگذاريد قطع شود. اين، درس اول.

يك درس ديگر گرد آمدن همه‏ى سلائق گوناگون يك ملت بر گرد محور دين و توحيد است. اينكه ميگوئيم اتحاد ملى، اينكه ميگوئيم ملت ايران يكپارچه است، اين اتحاد، اين يكپارچگى بى ريشه نيست، فقط به خاطر يك توصيه و يك دستور و فرمان نيست؛ عقبه‏ى اين اتحاد همين ايمان دينى است. دين است، اعتقاد است كه همه‏ى ما را به سمت يك مركز ميكشاند؛ آن مركز توجه به ذات اقدس بارى‏تعالى است. اين مايه‏ى اتحادملى ماست؛ دلها را به هم نزديك ميكند، نرم ميكند. در نماز جماعت، در نماز جمعه، در مراسم احياء و قرآن سر گرفتن و دعا و تضرع، بغل‏دستىِ شما هر كه ميخواهد باشد؛ از هر سليقه‏اى، از هر گروه اجتماعى‏اى، با هر ريخت و قيافه‏اى، برادر شماست؛ همراه شماست؛ همراز شماست در پيشگاه ذات مقدس پروردگار. اين ارتباط قلبى را حفظ كنيد؛ اين هم درس ديگر است.

يك درس ديگر مسئله‏ى سخت گرفتن بر خود و انفاق به ديگران است. اين گرسنگى كشيدن، تشنگى كشيدن، روزه‏ى از اذان صبح تا اذان مغرب، اين سخت گرفتن بر خود است. بسيارى از مردم ما به خودشان با روزه‏گيرى سخت گرفتند و به ديگران انواع و اقسامِ انفاق را كردند. انسان چقدر لذت ميبرد كه مى‏بيند در شب ولادت امام مجتبى (عليه الصّلاة و السّلام) در نيمه‏ى ماه رمضان، بالاى سر يك نانوائى تابلو زده‏اند كه امشب به عشق امام حسن، نان از اين نانوائى صلواتى است؛ هر كه ميخواهد بيايد نان ببرد. اين انفاقهائى كه در افطارها - افطارهاى بى‏نام و نشان، افطارهاى در مساجد - به وسيله‏ى همينگونه كارهاى ابتكارى مردم ما دادند، اين يك درس ديگر است، يك تمرين ديگر است. بر خود سخت بگيريم، به ديگران انفاق كنيم. من روى اين نكته اندكى درنگ بكنم؛ چون يكى از مسائل مهم كشور و اجتماع ما اين است.

ما مردم مسرفى هستيم؛ ما اسراف ميكنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسائل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشورى كه توليد كننده‏ى نفت است، وارد كننده‏ى فرآورده‏ى نفت - بنزين - است! اين تعجب‏آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاى ديگرى وارد كنيم براى اينكه بخشى از جمعيت و ملت ما دلشان ميخواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملى به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتى در انفاق راه خدا هم ميگويند. خداى متعال در قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط»؛ در انفاق براى خدا هم اينجورى عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه‏روى؛ ميانه‏روى در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملى در بياوريم. قرآن ميفرمايد: «و الّذين اذا انفقوا»؛ كسانى كه وقتى ميخواهند خرج كنند، «لم يسرفوا و لم يقتروا»؛ نه اسراف ميكنند - زياده‏روى ميكنند - نه تنگ ميگيرند و با فشار بر خودشان، زندگى ميكنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نميكند. اسلام نميگويد كه مردم بايستى با رياضت و زهد آنچنانى زندگى كنند؛ نه، معمولى زندگى كنند، متوسط زندگى كنند. اينكه مى‏بينيد بعضى از فضولهاى خارجى، دولتهاى خارجى، دائم و دم‏به‏ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد ميكنند كه تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم، تحريم ميكنيم - بارها هم تحريم كرده‏اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفى ماست. ما اگر آدمهاى اهل اسراف و ولنگارى در خرج باشيم، ممكن است تحريم براى آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتى كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده‏روى نميكند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتى از تحريم ضررى وارد نميشود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان‏شاءاللَّه عمل كنيم.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم.

والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصّبر.

خطبه‏ى دوم‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا أبى‏القاسم محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين سيّما علىّ أميرالمؤمنين و الصّديقة الطّاهرة و الحسن و الحسين سيّدى شباب أهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسين زين‏العابدين و محمّدبن‏علىّ باقر علم النبيّين و جعغربن‏محمد الصّادق و موسى‏بن‏جعفر الكاظم و علىّ‏بن‏موسى الرّضا و محمّدبن‏على الجواد و على‏بن‏محمّد الهادى و الحسن‏بن‏علىّ الزّكىّ العسكرىّ و الخلف القائم المهدى حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على أئمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين. أوصيكم عباداللَّه بتقوى اللَّه.

اولين مطلبى كه در خطبه‏ى دوم بايد عرض كنم، سپاس فراوان از ملت ايران به خاطر راهپيمائى روز قدس است. حقيقتاً بايد گفت: درود بر ملت ايران! عظمت ملى خود را، عظمت جايگاه اسلامى خود را، عزت خود را به دنيا نشان داديد. نقش اين راهپيمائيها بسيار زياد است. استعمارگران از وقتى فلسطين را اشغال كردند، هدفشان اين بود كه نام و ياد فلسطين را به فراموشى بسپرند؛ اصلاً مردم دنيا و نسلهاى بعدى فراموش كنند كه روزى يك سرزمينى در دنيا بوده است، يك كشورى بوده است به اسم فلسطين؛ هدفشان اين بود. بعد كه نتوانستند و اين قيام عظيم ملت فلسطين - چه در انتفاضه‏ى اول و چه در انتفاضه‏ى مسجدالأقصى - بار ديگر اين شعله را در دنيا برافروخته كرد و دلهاى ملتها و آحاد مردم و منصفان عالم را به خود متوجه كرد، راه علاج را اين دانستند كه مجموعه‏ى عرب فلسطينى را در گوشه‏اى از اين سرزمين، در واقع زندانى كنند؛ محصور كنند و كشور آبادِ پرنعمت فلسطين و منطقه‏ى حساس فلسطين را به طور خالص در اختيار صهيونيستها و با هويت صهيونيستى نگه دارند و عربها را به طرف غزه و ساحل غربى برانند.

امروز هم وقتى به رفتار صهيونيستها نگاه كنيد، مى‏بينيد هدفشان اين است كه هر چه ميتوانند، اين انگيزه‏هاى ايستادگى و استقامت را در مردم فلسطين نابود كنند؛ همه‏ى كارهاشان با اين سياست است: انگيزه‏ى مقاومت از بين برود. ولى مردم فلسطين ايستاده‏اند. اولاً مبارزه را رها نكردند، ثانياً دولتى را با آراء خودشان سر كار آوردند كه اين دولت، شعارش ايستادگى و مقاومت و مبارزه‏ى با اشغالگران است و با همه‏ى فشارهائى هم كه در اين يكى دو سال اخير بر اين دولت و مردم آن منطقه وارد كردند، اينها محكم ايستاده‏اند؛ دارند مقاومت ميكنند. ولى يك ملتِ تنها، منزوى در يك گوشه، بدون دسترسى به هيچ نقطه‏اى از نقاط عالم، غير از اميد به خدا بايد دلخوشيهائى داشته باشد. اين شعار عظيم ملتهاى مسلمان به نفع فلسطين، به آنها روحيه ميدهد؛ دلهاى آنها را براى استقامت بيشتر آماده ميكند، علاوه بر اينكه افكار عمومى دنيا را به حقانيت داعيه‏ى فلسطين آشنا ميكند.

ملت ايران، با اين راهپيمائى به جمهورى اسلامى آبرو دادند؛ به ايران و ايرانى آبرو دادند و نشان دادند كه همچنان در صف مقدم دفاع از حق بزرگ امت اسلامى نسبت به كشور فلسطين و ملت فلسطين قرار دارند. اين بسيار با ارزش بود.

در همين زمينه‏ى مسائل فلسطين، امروز تلاش ميشود كه باز به نحوى به نام صلح، تحميل ديگرى بر مردم فلسطين بكنند. تا حالا هر چه اجتماع به نام صلح تشكيل شده است، نتيجه، عليه مردم فلسطين و به ضرر آنها بوده است. باز امريكائيها يك كنفرانس ديگرى را پيشقدم شدند، ملت فلسطين رد كردند. اين كنفرانسى كه اسمش را كنفرانس پائيزى گذاشتند، فلسطينيها رد كردند. وقتى فلسطينى يك عملى را، يك حركتى را كه به نام او از سوى جمعى تشكيل ميشود - دولتهاى ديگر - رد ميكند، چگونه ميتوانند اين اجتماع و اين كنفرانس را قبول كنند. وقتى اين كنفرانس را خدعه ميدانند، ديگران هم بايد خدعه بدانند. اين تحركات در حقيقت ابتكارهاى رژيم ايالات متحده‏ى امريكا براى نجات صهيونيستهاست. صهيونيستها كه دولتشان، ارتششان، آن تودهنى محكم را سال گذشته از حزب اللَّه شجاعِ از جان گذشته‏ى لبنان خورد و اينجور در مقابل ديوار «نه»ى بلند دولت فلسطينى - دولت حماس - قرارگرفته و آنجور تضعيف و تحقير شده است، او را ميخواهند نجات بدهند. آن وقت فلسطينى را در مقابل فلسطينى قرار ميدهند. و من اگر يك پيام به برادران فلسطينى داشته باشم، آن يك كلمه، اين است كه بگويم: برادران! در مقابل هم قرار نگيريد. دشمن در خانه‏ى شماست. دشمن در ميان شما فتنه‏انگيزى ميكند. فلسطين را مردم فلسطين بايد نجات بدهند، امت اسلامى هم بايد پشتيبانى بكند. امت فلسطين، مردم فلسطين، كنار هم قرار بگيرند.

مسئله‏ى فلسطين يك مسئله است. مسئله عراق، مسئله‏ى ديگر دنياى اسلام است. دل ما براى عراق خون است. اين تروريسم كورِ در واقع حمايت شده و تأييد شده‏ى از سوى دشمنان ملت عراق، روزِ ملت عراق را سياه كرده. اينجا هم تقصير اول به عهده‏ى اشغالگران است. خودشان امنيت را برقرار نميكنند؛ يا نميتوانند، يا نميخواهند. به دولت مردمى هم اين امكان را نميدهند كه ابتكارات امنيتى را خود او به دست بگيرد و خود او كار كند. آنها مقصرند. امروز هر فاجعه‏اى در عراق اتفاق بيفتد - فاجعه‏ى انسانى، فاجعه‏ى عمرانى، فاجعه‏ى سياسى - مقصر اول و مسئول اول، اشغالگرانند؛ يعنى در درجه‏ى اول امريكا و بعد هم بقيه‏ى همپيمانانى كه در عراق مشغول اشغال نظامى هستند، مسؤولند.

پروردگارا! امت اسلامى را از شر دشمنانش نجات بده. پروردگارا! ملتها و دولتهاى اسلامى را بيدار كن؛ به آنها قدرت ببخش. پروردگارا! ما را به آنچه كه رضاى تو در آن است، هدايت و راهنمائى بفرما؛ ما را بر انجام دادن آن، توفيق عنايت كن. پروردگارا! ارواح مطهره‏ى شهداى اسلام و شهداى عزيز جمهورى اسلامى و جنگ تحميلى و روح مطهر امام را با اوليائت محشور كن. پروردگارا! دعاى حضرت بقية اللَّه (ارواحنا فداه) را در حق ما مستجاب كن و سلام ما را در اين روز عيد به حضور آن بزرگوار برسان.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‏

انّا أعطيناك الكوثر. فصلّ لربّك وانحر. انّ شانئك هو الأبتر.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 و ساعت 0:4 |

صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت......

عيد سعيد فطر

را به ساحت مقدس بقية الله الاعظم روحي و ارواحنا له فداه

و نايب بر حقش امام خامنه اي

و روزه داران و ميهمانان ميهماني خدا

تبريك عرض مي نمايم.

 

- عید فطر یکی از عظیمترین مناسبتهای اسلامی است. دنیای اسلام روز عید فطر را به معنای حقیقی عید می گیرند و این چیزی است که اسلام برای امت اسلامی خواسته است. «جعله الله لکم عیدا و جعلکم له اهلا» خداوند متعال امروز را برای امت اسلامی عید قرار داد و آنها را شایسته این عید دانست. ... ما باید از این هدیه‌ی الهی استفاده کنیم، هم استفاده شخصی به معنای راه دادن نور معرفت و توبه و انابه به دلهای خودتان که اگر از عالم معرفت و محبّت الهی دریچه یی بر روی دلهای خودمان باز و اندرون خود را نورانی کنیم، بسیاری از تاریکی ها و گرفتاریهای دنیای بیرون هم حل خواهد شد، چون دل انسان‌هاست که سرچشمه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هاست.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران 25/9/80

 

عید فطر روز پاداش گرفتن و رویت رحمت الهی بعد از ماه رمضان
-
عید فطر روز پاداش گرفتن و رؤیت رحمت الهی بعد از ماه رمضان است، بحمدالله ماه رمضان را که ماه صبر صلات بود، با عافیت گذراندید و خدای متعال، با دعا و ذکر و مناجات شما را به ادای فریضه روزه و توسل و خشوع در مقابل حضرت حق موفق کرد. امروز روزی است که انشاءالله خدای متعال پاداش شما را عنایت خواهد کرد. شاید یکی از بزرگترین پاداشهای الهی این باشد که خدا همه ما را موفق کند تا بتوانیم وسیله رحمت الهی را تا ماه رمضان آینده برای خودمان باقی بداریم.... درس ماه رمضان را برای دوره سال فرابگیریم، این می‌شود یکی از بزرگترین پاداشهای خداوند که توفیق این چنینی را به ما بدهد. رحمت و رضا و قبول و عفو و عافیت را از خدای متعال طلب کنیم این در حقیقت عید واقعی خواهد شد.

از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با کارگزاران 25/9/80

 

عید سعید فطر، مراسمی معنوی و بین المللی
-
عید سعید فطر شاید برجسته‌ترین خصوصیتش این است که مراسمی معنوی و بین‌المللی است. این رسم بین‌المللی جنبه معنوی بارز و نمایانی دارد. در دعای قنوت عید فطر می خوانیم، [اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمداً صلی الله علیه و آله ذخراً و شرفاً و کرامه و مزیدا] عید همه مسلمانان و مایه شرف اسلام و پیامبر اسلام و عزّت اسلام و ذخیره‌یی تمام نشدنی در طول تاریخ است. با این چشم به عید سعید فطر نگاه کنیم. امروز ملّت اسلامی بزرگ ما به این ذخیره نیازمندیم. از این ذخیره، دو چیز باید مورد استفاده مسلمانها قرار گیرد، اول، وحدت و نزدیکی مسلمین است و دوم توجه به معنویت در دنیای اسلام است. در دنیای اسلام هر دو عامل تکامل بخش و پیشبرنده مورد خدشه قرار گرفته است.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان 7/10/79

 

- کسانی که ماه رمضان را به عبادت و به اغتنام فرصت معنوی پرداخته اند، امروز، روزی است که پاداش خود را از خداوند متعال می گیرند. پاداش روزه با اخلاص، تلاوت قرآن، قیام نیمه شب، تضرع و دعا و صدقات و احسان، همه آنچه که به شما جوانان عزیز شما مردم مؤمن و آشنای با حقایق اسلامی در ماه مبارک رمضان انجام داده‌اید. امروز در عالم معنا به شما تقدیم می شود.

 

روز عید فطر، روز عبادت و تقرب به خداوند
-
خداوند در پایان این ماه که ماه رمضان و ماه عبادت است – روزی را قرار داده است که روز عید باشد، روز اجتماع باشد، روز بزرگی باشد. برادران مسلمان به هم تهنیت بگویند، موفقیت‌های ماه رمضان را قدر بدانند میان خود و خدا محاسبه کنند آنچه را که در این ماه شریف ذخیره آنها شده است برای خودشان حفظ کنند. آن روز روز عید فطر است.
روز عید فطر هم اگرچه عید است اما روز عبادت و توسل و تذکر و تقرب به خداست با نماز شروع می شود و با دعا و توسل و ذکر پایان می پذیرد. این روز را قدر بدانید ذخیره تقوا را مغتنم بشمارید و عید فطر را بزرگ بدانید.

عید واقعی
- ...
حدیثی از امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام برای شما عزیزان بخوانم. نقل شده است از ایشان (انّما هو عید) امروز عید واقعی است؛ (لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه) برای آن کسی که خدا روزه و نماز و عبادت او را در ماه رمضان قبول کرده باشد (و کل یوم لا یعصی الله فیه فهو عید) هر روز خدا که در آن معصیت نشود آن روز عید است. عزیزان من با مرتکب نشدن معصیت الهی و اجتناب از محارم الهی، امروز را عید کنید، فردا را عید کنید، همه دوره سال را برای خود عید کنید.

 

نماز بافضیلت عید فطر
-
نماز بسیار بافضیلتی است. در این نماز، دعا، تضرع، گریه و توجه به خداست. نماز عید فطر، خوب نمازی است.... تمام عبادات برای این است که تربیت بشویم و پیش برویم.

از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مردم 6/2/69

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 18:37 |

اين يكي را هم طبيعتاً بايد در وبلاگم قرار مي دادم . بالاخره من از مقالات ايشان استفاده كردم و دفاعيه ايشان را هم بايد قرار مي دادم.


با منطق ديني يا "با هنر سياسي"؟


 


"خانم رجبي تريبون اصول‌گرايان محسوب نمي‌شود، و اصول‌گرا نيست. اين تحليل‌هاي افراطي راه به جايي نمي‌برد. توصيه مي‌كنيم دو جناح افراد افراطي خود را كنار بگذارند، و ميدان را به عقلاي جمع واگذار كنند."


سخنان آقاي باهنر در گفت‌وگو با خبرنگاران!


 


خداي را سپاس مي‌گويم كه "بركت و مباركي ماه رمضان" را با اين "اعلان وضعيت" به بنده عطا فرمود، و خداي رحمان و رحيم را سپاس دوچندان مي‌گويم كه از اين بلندگوي پر صداي جناح راست و اصول‌گرايان حزبي اين مطلب را به ملت ايران، و تاريخ آينده نيز كه خوانندگان مطالب من خواهند بود، اعلان داشت، و زحمت مرا كاهش داد:


 


فاطمه رجبي هرگز "عضو حزب‌هاي راست" نبوده است. عضويت در احزاب چپ هم به دليل آشكار بودن "انحرافات مبنايي در عقيده آن‌ها"‌ بديهي‌تر از اين، منتفي است. فاطمه رجبي داراي "اصول" و "مباني ديني اصولي" است كه 28 سال است بر اساس آن حركت كرده است. اين اصول با حاكميت "چپ" به "لانه" نمي‌خزد و با قدرت‌گرفتن "راست" به "مقام" نمي‌رسد. فاطمه رجبي، انديشه‌اي ديني بر مبناي تعاليم مرجعيت و روحانيت شيعه و در راس آنان حضرت امام خميني سلام الله عليه را دارد، و تكليف‌گرايي را از متن آموزه‌هاي زلال و غير حزبي اسلام ناب شيعي آموخته و بدان عمل مي‌كند. البته فاطمه رجبي در تاريخ پربار اسلام و تشيع علوي "سميه‌"ها و "سوده‌"ها، "حجر"ها و "ابوذر"ها را در رهروي تشيع علوي عليه‌السلام بسيار كم اما پرجاذبه ديده و مي‌شناسد، و قدرتمندان و حزب‌گرايان را بسيار اما پر دافعه يافته است.


 


درباره مطلب آقاي باهنر چند سؤال مطرح است:


1. از چه زماني و چه گروه‌هايي از مردم وي را "معيارالحق"، و "ميزان‌الحق" ديده و شناخته‌اند؟ او با كدام "حق" و از كدام "جايگاه انديشه‌گري سياسي" مرا "اصول‌گرا" نمي‌داند؟ اصول شخص وي چيست؟‌ مافياي قدرت و ثروت، دين‌ستيزي در دولت‌هاي گذشته، عمل حرام خاتمي در ايتاليا، تسليم و ذلت سياسي در برابر امريكا تا مرز جاسوسي توسط وابستگان به دولت‌ها و چهره‌هاي حاكم پيشين، تعليق كامل فعاليت‌ها هسته‌اي، لگدمال كردن اصول و ارزش‌هاي مقدس اسلامي و انقلابي توسط اصلاح‌طلبان، بريدگي حاكمان قدرتمدار از مردم در 16 سال گذشته، خويشاوند‌سالاري و به يغما رفتن بيت‌المال در اختصاصي‌سازي‌ها و رانت‌خواري‌ها، "اشرافيت و آقازاده‌پروري قاجاري در گذشته" و ... در اصول آقاي باهنر چه جايگاهي دارند؟


 


2. آقاي "باهنر" با هنر سياسي تحليل كرده‌اند؛ "تحليل‌هاي افراطي راه به جايي نمي‌برد." او مي‌پندارد فاطمه رجبي به "كجا مي‌خواهد برود"، به مجلس؟ يا دولت؟ اين راه به كجا بايد برود؟ آگاهي مردم و اطمينان آنان نسبت به وجود انديشه ديني در تحليل مسايل سياسي، "برگ برنده‌اي" است كه به كمك خداي بزرگ تحليل‌هاي مرا پذير كرده است. همين امر كفايت مي‌كند، و مرا به هدف مي‌رساند و لاغير! خدا نكند روزي بيش از اين انگيزه و هدف، مرا وادار به نوشتن نمايد.


 


3. توصيه كرده است: "دو جناح از افراطي‌ها پرهيز كنند" و "ميدان را به عقلا" واگذارند. سپاس بي‌كران خداوند رمضان را كه "اشتراك منافع حزبي"،‌ "دو جناح" را به هم رسانيده است. توصيه به دو جناح، يعني "تقسيم كرسي‌هاي مجلس ميان راست و چپ بر سر يك توافق نانوشته"، "عقلا" در اعتقاد حزب‌گرايان، جانشين "دينمداران" و "دينداران" هستند و حال چه جاي تاسف يا تعجب است كه اين اصول‌گرايان حزبي مرا به جرم مخالفت مبنايي با "حزب‌گرايي" تخريب كنند؟ ديگر اين كه وقتي "عقلا"ي دو جناح جمع شوند، چه تفاوتي ميان اين اصول‌گرايي با اصلاح‌طلبي وجود دارد؟


مردم مسلمان و آزادانديش خواهند فهميد كه "هنر سياسي" بر "منطق ديني" يا حتي همان "عقلانيت" مورد نظر آقايان راست، مانند چپ‌گرايان، چيره شده است.


اما من برآنم از آقاي باهنر سؤال كنم:


- در سال‌هاي آغازين انقلاب و درگيري‌هاي تئوريك و فيزيكي ملحدين، منافقين و همين اصلاح‌طلبان امروز و همكارانتان در قدرت، شما كجا بوديد؟


- در مساله انقلاب فرهنگي و جنگ مسلحانه روشنفكري در خيابان‌هاي اطراف دانشگاه تهران در كدام نقطه ايستاده بوديد؟


- تا پيش از انفجار رياست‌جمهوري و شهادت شهيدان رجايي و باهنر، شما در كدام عرصه‌هاي انقلابي حضور داشتيد و "اصول‌گرايي" خود را چگونه عرضه مي‌كرديد؟ بسياري از مردم ما، مانند من، جناب‌عالي را پس از آن فاجعه منافقانه، "بر كرسي مجلس" ديده‌اند!!


- اين راهكارهاي "دوستي، همدلي، همگرايي و ..." شما با جناح‌هاي ديگر راه به كجا مي‌برد؟ و تا چه زماني نظام اسلامي و ملت مسلمان ايران بايد با آن دست و پنجه نرم كنند؟


- اصول‌گرايان حزبي به كدام اصول پاي‌بندند، دين، فرهنگ ديني و گفتمان ديني در كجاي تفكر و مشي سياسي آنان قرار دارد؟‌ عصبانيت شما از فرهنگ‌سازي رمضاني با كاهش ساعات كاري ادارات چه ميزان دغدغه‌ ديني شما را در عرصه سياسي اثبات مي‌كند؟


 


اما براي آن كه آقاي باهنر لحظه‌اي با "منطق ديني" و نه "با هنر سياسي" بينديشد، و اين انديشه را به مجموعه اصول‌گرايان حزبي منتقل كند، مي‌گويم:


- دانشگاه تهران با كلاس‌هاي درس و اساتيد غربزده و وابسته‌اي كه يكي از آن‌ها، اخيرا اخراج گرديد، شاهد "اصول‌گرايي اعتقادي" بنده بوده است.


- انجمن اسلامي وابسته به تحكيم وحدت مرا به دليل پاي‌بندي سرسخت به "ولايت فقيه" بارها و بارها مورد حمله قرار داده است. گواه اين مدعا سال‌هاي 59 به بعد مي‌باشد.


- اعضاي وابسته به "باند مهدي هاشمي معدوم" در دانشكده حقوق و انجمن اسلامي دانشگاه تهران "اصول‌گرايي" مرا با تهاجم و تخريب خاص اين طيف" در سال‌هاي 64 و 65 ملاحظه و تجربه كرده‌اند.


- منافقان، ملحدان و مليون و مدافعان "بني‌صدر" در 14 اسفند 59، 25 و 30 خرداد 60 و مقاطع ديگر، فاطمه رجبي را در دفاع از "اصول‌گرايي مورد اعتقادش" هميشه "در ميدان حاضر" ديده‌اند. از همين روي "عقلا"ي جناح چپ يا اصلاح‌طلبان با "نام و نشان" حاضر به تقابل با "انديشه فاطمه رجبي" نمي‌باشند.


- 8 سال "سازندگي و توسعه"، و 8 سال استمرار آن در "اصلاح‌طلبي" بسياري از مردم آگاه "اصول‌گرايي فاطمه رجبي" در فريادگري مكتوب و شفاهي عليه دين‌سوزي، و فرهنگ‌ستيزي را دنبال كرده‌اند. حضور مستقيم در دانشگاه‌ها،‌ مساجد، حسينيه‌ها، و هر جمعي از توده‌هاي مردم شاهداني بسيار دارد.


- خوانندگان كتاب‌هاي "اصلاح‌طلبي"، "امريكا شيطان بزرگ"، "روحانيت‌ستيزي"‌، "ليبراليزم"،‌ "مولا در كلام زهرا"، "زن در حماسه كربلا" همه بر يك نقطه مشترك صحه مي‌گذارند، كه "اصول‌گرايي فاطمه رجبي نه در سياست‌هاي ماكياولي، بلكه در نگرش و باور ديني مبنا و ريشه دارد." همين و بس! به همين جهت "احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم" براي اين افراد نه تنها شگفت‌آور نبود، بلكه انتظاري به حق محسوب مي‌شد.


حال مي‌پرسم شما و ديگر بلندگوهاي پرصدا و بي‌شنونده حزب اصول‌گرايان و نه انديشه اصول‌گرايي، جز در "انتخابات" و با هدف رسيدن به كرسي‌هاي مجلس يا پست‌هاي دولتي، كدام "اصولي" را براي مردم و نظام اسلامي دنبال كرده و مي‌كنيد؟


- وحشت شما از چيست؟ از آگاهي مردم؟ يا از ترويج سياست‌ غير حزبي؟ آيا فاطمه رجبي با "رانت خويشاوندي" پا در عرصه انديشه‌گري و سياست گذارده، يا با "حزب‌گرايي" اين ميدان را طي كرده است؟


- شما كه "بيان آزاد" را براي منافقان و كفار و اصلاح‌طلبان آزاد مي‌دانيد، و "آزادي عمل" را تا دفاع از سفر محمد خاتمي به امريكا و دفاع از او با "تخريب من" دنبال كرده و مي‌كنيد، چرا تحمل گفته‌ها و نوشته‌هاي مرا نداريد. اصولا شما با كدام حق براي مردم در تحليل نوشته‌ها و گفته‌هاي فاطمه رجبي تعيين تكليف مي‌كنيد؟ آيا رسوايي سال گذشته سفر خاتمي و تكرار آن در سفر ايتالياي او كافي نيست تا لحظه‌اي به "سياستمداري خود و حزبتان" بيانديشيد؟ آيا "عقلاي جمع" شما هنوز به اين عقلانيت نرسيده‌اند؟!


- واقعا شما سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب و حزب مشاركت را با كدام منطق ديني يا اصول‌گرايي، جناحي "فقط در رقابت‌هاي سياسي با خود" مي‌بينيد؟


- آقاي باهنر به ياد داريد هنگامي كه تصادفي نشاني خانه مرا – خانه دكتر الهام – را دانستيد، ناباورانه پرسيده بوديد: "واقعا منزل دكتر الهام اينجاست!؟" آن خانه گوشه‌اي از "اصول‌گرايي" من است.


 


حال مي‌گويم ماه مبارك رمضان، ماه باران رحمت الهي "جوانمردي جناح‌‌گرايانه" را در اظهارات آقاي باهنر، ترسيم كرد. خداي رمضان را شكرگذارم كه فاطمه رجبي را آن اندازه "ظرفيت ديني" عطا فرمود تا با نفي درخواست گفت‌وگوي رسانه‌هاي مختلف، همچون آقاي باهنر، اصول‌گرايي را با "تصاوير مدرن" در صفحات نخست روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب تعريف نكند.


و اينك در اين نوشته اعلان مي‌كنم اينجانب در آينده تخريب يا تبيين "اصول" و تعيين "وضعيت" قيم‌مآبانه اين اصول‌گرايان و اصلاح‌طلبان را بدون پاسخ خواهم گذارد. آنانكه "صراط مستقيم" را با نگاه‌هاي راست‌گرايانه و چپ‌گرايانه، هرگز نديده‌اند، و "ورود ممنوع" به آن را براي ديگران اخطار مي‌دهند. باشد كه در انتخابات آينده ملت دينمدار ايران، بار ديگر فارغ از قيموميت حزبي و جناحي، اصلاح‌طلبان برانداز را از عرصه حاكميت اخراج نموده، و به "اصول‌گرايي حقيقي" راي اعتماد دهند، ان‌شاء الله.

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 17:45 |

من نمي تونم از مقاله هاي خانم فاطمه رجبي در وبلاگم استفاده نكنم. اكثر سؤالاتي كه در ذهنم به وجود مي آمد و مي آيد به نحوي هم خود سؤال هم جوابش در اين مقالات هست. اين مطلب در مورد نماز جمعه هفته قبل است........

خطبه‌هاي نمازجمعه هاشمي و چند پرسش

 

با اجازه تخريب‌گران مافيايي، برآنم تا مانند بسياري از مردم، درباره خطبه‌هاي جمعه، چند پرسش را با "هاشمي رفسجاني" مطرح كنم. اما پيش از آن اشاره مي‌كنم كه همه مسلمانان بر اين نكته اتفاق‌نظر دارند كه نمازجمعه "مجمعي عبادي‌سياسي" است، و خطبه‌هاي آن "بيدارگري اسلامي پيرامون مسايل سياسي مهم و حساس براي كشورها و جوامع اسلامي است". تاريخچه نمازجمعه در ايران اسلامي نيز جز اين مهم را ثبت نكرده است.

اما خطبه‌هاي اين هفته "هاشمي رفسنجاني"، به نوعي مهم‌ترين مساله سياسي ايران و جهان اسلام را در بر نداشت. ناديده گرفتن سفر پربركت رئيس‌جمهور به امريكا، و بازتاب و پيامدهاي پربارش براي ايران و جهان اسلام به طور كامل از خطبه‌ها حذف شده بود. از آنجا كه اين خطبه‌ها در نخستين جمعه پس از ورود رئيس‌جمهور ايراد مي‌شد، و اگر خطيبي ديگر آن را ايراد مي‌كرد، قطعا به رويدادهاي پس از سفر مي‌پرداخت. حذف آن در خطبه‌هاي ديروز يك پرسش  اساسي را مطرح كرد كه "چرا؟!"

نكته‌اي ديگري كه سبب طرح اين پرسش بنيادين شد، آن است كه روال كار "هاشمي" در ايراد خطبه‌ها، و سخناني كه در محافل ديگر مطرح مي‌كند آن است كه با بهانه‌هاي مختلف به "مطالب مورد نظر خود مي‌پردازد، حال آن كه به تاريخ مصرف توجه نمي‌كند. بنابراين چرا و به چه علت از اين مساله مهم به آساني چشم پوشيد؟ مساله قابل توجه آن كه بر خلاف راهكار مضحك سايت "آفتاب" وابسته به مجمع تشخيص مصلحت كه از چند روز پيش "اقامه نماز توسط دكتر احمدي‌نژاد را به امامت هاشمي فرياد كرده بود"، و در اين فرياد نوعي "نياز به اين امر را" اعلان مي‌داشت‌!؟

طرح سؤال دليلي بر "نياز به اظهارنظر هاشمي در اين مورد" نيست. بلكه ضرورت خطبه‌هاي جمعه در پرداختن به مهم‌ترين مساله سياسي ايران و جهان اسلام است، كه براي امام جمعه الزام‌آور مي‌باشد.

 

پرسش اول:

آيا سفر رئيس‌جمهور به امريكا كه علاوه بر درخشيدن او در سازمان ملل كه مورد اعتراف رسانه‌هاي امريكايي نيز قرار گرفت، از مسايل سياسي و ديني مهم كشور نبود؟ آيا دستاوردها و بازتاب‌ها و پيامدهاي آن براي ملت ايران سرنوشت‌ساز و براي جهان اسلام تعيين‌كننده به شمار نرفت؟ آيا نظام سلطه به سركردگي امريكاي جنايتكار و صهيونيسم ددمنش از پرتو آن در افكار عمومي ذليلانه مورد سؤال واقع نشدند؟

حال مي‌پرسم آيا هاشمي رفسنجاني، حال و هواي تك تك ايرانيان مسلمان و وطن‌دوست در داخل و خارج كشور را در بالندگي به اين امر اطلاع ندارد؟‌ اگر مطلع است چگونه او نيز همراه با آنان و به عنوان امام جمعه كه موظف به بيدارگري است، حاضر به سخن گفتن پيرامون آن نشد؟

 

پرسش دوم:

ماه رمضان ماه پاكي‌ها، سلامت و خودسازي است. بديهي است آگاهي و هوشمندي برآمده از "پرهيزكاري اين ماه"‌ نيز با مواقع ديگر متفاوت است و البته بر آن برتري دارد. از اين روي انتظار مي‌رفت روز قدس كه روز قيام جهان اسلام به رهبري ايران اسلامي است، به پيامدهاي افتخارآميز و كاربردي سخنان رئيس‌جمهور درباره "هولوكاست"، و "نامشروع‌بودن رژيم صهيونيستي" پرداخته شود. از اين مهم غفلت شده، يا نسبت آن تغافل صورت گرفت. چرا؟

آيا انكار هولوكاست كه هر روز انديشمند جديدي به عرصه آن مي‌پيوندد و غرب و امريكا توسط انديشمندان و پژوهشگران غربي به چالش و محاصره منطقي و مستدل در مي‌آيند، امري نبود كه آن روز به آن اشاره شود؟ خطبه‌هاي جمعه روز قدس در اين سال ظرفيت آن را داشت تا ديپلماسي جهان سلطه را بر اساس فريبكاري و دروغ‌سازي تاريخي به منظور "استمرار و بقا و تقويت رژيم صهيونيستي در ساختن هولوكاست" حداقل مورد سؤال قرار دهد.

آيا چون دكتر احمدي‌نژاد مبدا يگانه‌ اين نداي رهايي‌بخش در عرصه ديپلماسي جهان بود، خطيب جمعه بايد آن را ناديده بگيرد؟ خطيبي كه بي‌دليل بارها و بارها در مسايل سياسي، غيرمسؤولانه وارد مي‌شود؟

 

پرسش سوم:

مساله انرژي هسته‌اي، مساله‌اي ملي است، علاوه بر آن كه براي نظام اسلامي و ملت مسلمان ايران در احقاق سياسي، فرهنگي و اقتصادي يك امر سرنوشت‌ساز به شمار مي‌رود. به دليل قلدرمآبي نظام سلطه در زمينه انرژي هسته‌اي ايران، ابتكارات شجاعانه و دينمدارانه رئيس‌جمهور اين مساله را فراملي كرده، و ملت‌هاي جهان و دولت‌هاي غيروابسته را به دايره آن وارد كرده است. تمهيدات شفاف، مقتدرانه و براساس تدبير و خردمندي رئيس‌جمهور، عقب‌نشيني و شكست سلطه‌گران را ثمر داده است. رئيس‌جمهور تنها چند دقيقه پيش از هاشمي رفسنجاني، از پايان يافتن آن به نفع ايران سخن راند. او مسؤول اصلي و قانوني ماجراست. اما هاشمي بار ديگر با ابهام‌آفريني "عقب‌گرد" را القا نمود. كلمات و جملاتي چون "يك‌سال ضايع شدن وقت"، "ارعاب‌آفريني"‌ و "نياز به مذاكره"‌ راهكار ديپلماتيك هاشمي در خطبه‌هاي جمعه بود. گرچه شايد ملت با دريافت "كنه ماجرا" در اين مسايل توجه كافي نكند، اما مي‌پرسم چرا؟ واقعا چرا هاشمي نمي‌خواهد بپذيرد مساله هسته‌اي، نه با سياست‌ها و راهكارهاي ذليلانه گذشته كه به "تعطيل كامل" انجاميد و پرونده‌اي از جاسوسي در آن برجاي گذاشت، بلكه با ديپلماسي احمدي‌نژاد رو به پيشرفت است؟ آيا او به عزت اسلامي، اقتدار نظام اسلامي و بالندگي ملت ايران نمي‌انديشد، و در اين زمينه دغدغه‌اي ندارد؟ آيا وي هم‌چنان به شيوه "تعطيل كامل براي اعتمادسازي" معتقد است؟ اگر هم چنين است، اكنون رئيس‌جمهور "طرحي نو در انداخته" و ثمرات آن شامل ايران و افتخارات اسلامي و ملي آن مي‌شود.

 

در پايان مي‌گويم ماه رمضان ماه امساك و دنياگريزي است. اين ماه مي‌آموزد كه "دنيا آنقدر كوچك است كه اگر هر فرد فقط پاهايش را دراز كند، به آخر دنيايش خواهد رسيد"! بنابراين ارزش‌هاي اساسي بالاتر از نگاه صرف به دنيايي است كه اين اندازه كوچك است و بيشتر از آن گذرا! والعاقبة للمتقين.

 

اميدوارم "هاشمي رفسنجاني" كه سال‌هاست شعار "هاشمي پاينده باد" را از سوي "گروهي"‌ استقبال مي‌كند، و حتي يك‌بار به اين كه "پايندگي فقط از آن خداست" اشاره ننموده و "اين گروه" را از ادامه كار باز نداشته، سايت‌ها و ابزارهاي تخريب‌گر حامي خود را از تهاجم بيشتر به پرسش‌كننده باز دارد.

1386.07.13  

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 17:37 |

خبرگزاري رسا در يادداشتي به بررسي اين مسئله كه اعلام اول ماه از شئون حاكم شرع است، پرداخت:

 

در سال‌هاي گذشته، اختلاف در روز اول ماه شوال ـ‌ عيد فطر ـ جنجال‌هاي داخلي و خارجي بسياري را به دنبال داشته است. دو دستگي مردم در اين موضوع، گاه شيريني عيد فطر را به تلخي كشانده و دل بسياري از متديّنان و عالمان را به درد آورده است. در اين ميان، رسانه‌هاي خارجي وابسته به صهيونيسم با وسيع نشان دادن اين اختلافات، آن را نوعي محاربه با نظام جمهوري اسلامي و نيز جلوه‌اي از اختلافات مراجع معظم تقليد با رهبر معظم انقلاب قلمداد كرده‌اند و به شايعه پراكني پرداخته‌اند. نيز آنان اين اختلاف را بهترين دليل ناتواني روحانيت شيعه براي رفع مشكلات و معضلات اجتماعي و اداره كشور دانسته‌اند و اين شايعه را دامن زده‌اند كه روحانيتي كه توان حلّ اختلاف در مبحث رؤيت هلال را ندارد، چگونه مي‌تواند معضلات جامعه و جهان را حل كند؟!

 

گاه اين اختلافات، به مخالفان روحانيت فرصت داده كه عالمان فداكار شيعه را به رياست‌طلبي و مريدپروري و حبّ نفس متهم كنند. در اين ميان برخي نيز ناآگاهانه به اين اختلافات دامن مي‌زنند و آن را به بحران تبديل مي‌كنند. سكوت برخي از اعضاي دفاتر مراجع عظام در برابر افراد مشكوكي كه در حوالي دفاتر، به خرما پخش كردن و تكبير گفتن و اعلان عيد مي‌پردازند، از عوامل اين بحران‌سازي است؛ بحراني كه گاه باعث شكسته شدن حرمت برخي از علمايي كه آن روز را روز سي‌ام رمضان دانسته‌اند مي‌شود. آري، آنچه گفتيم بخشي از عواقب عدم درايت در ماجراي رؤيت هلال است و پرسش مهم اين است كه در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي، آيا براي اين مسأله تدبيري انديشيده شده است؟ در پاسخ به اين پرسش تأمل در نكات زير ضروري است:

 

1. در رساله‌هاي عمليه چند راه براي اثبات اول ماه ذكر شده است: «اول آن‌كه خود انسان ماه را ببيند. دوم آن‌كه عده‌اي كه از گفته آنان يقين پيدا مي‌شود بگويند ماه را ديده‌ايم و همچنين است هرچيزي كه به واسطه آن يقين پيدا شود. سوم آن‌كه دو مرد عادل بگويند كه در شب، ماه را ديده‌ايم، ولي اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند يا شهادتشان خلاف واقع باشد، مثل اين‌كه بگويند داخل طرف ماه طرف افق بود، اول ماه ثابت نمي‌شود. اما اگر در تشخيص بعض خصوصيات اختلاف داشته باشند، مثل آن‌كه يكي بگويد ماه بلند بود و ديگري بگويد نبود، به گفته آنان اول ماه ثابت مي‌شود. چهارم آن‌كه سي روز از اول ماه شعبان بگذرد كه به واسطه آن، اول ماه رمضان ثابت مي‌شود و سي روز از اول رمضان بگذرد كه به واسطه آن، اول ماه شوال ثابت مي‌شود. پنجم آن‌كه حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است. اگر حاكم شرع حكم كند كه اول ماه است، كسي هم كه تقليد او را نمي‌كند، بايد به حكم او عمل نمايد». نيز در رساله‌ها آمده است: «اول ماه با پيش‌گويي منجّمين ثابت نمي‌شود، ولي اگر انسان از گفته آنان يقين پيدا كند، بايد به آن عمل نمايد».

 

2. راه دوم و سوم به راه‌هاي بيّنه مشهور است؛ اما بايد به نكات زير توجه داشت: بسياري از روايات، حجّت بودن بيّنه (دو شاهد عادل) را به قيد صاف نبودن آسمان مقيّد كرده‌اند و بسياري ديگر در صورت صاف بودن آسمان، شياع و حداقل شهادت پنجاه نفر را لازم مي‌دانند. به اتفاق همه فقيهان، حجّت بودن بيّنه، مشروط به عدم علم يا اطمينان به خطاي شاهدان و در نظر برخي مشروط به عدم گمان به خطاي آنان است. بسياري از فقيهان در صورت صاف بودن هوا، اساساً بيّنه را در رؤيت هلال معتبر نمي‌دانند، بلكه شياع و حداقل شهادت پنجاه نفر را شرط مي‌دانند. بسياري از فقيهان، در صورتي كه بيّنه متّهم به خطا و اشتباه يا در معرض توهّم و تخيّل باشد، آن را معتبر نمي‌دانند.

 

اما در صورت اتفاق‌نظر منجّمان بر عدم امكان رؤيت هلال در يك شب (به عنوان دست كم قرينه قطعي) و عدم رؤيت هلال از سوي دست كم 100 گروه متخصّصِ مسلّح به دوربين‌هاي دقيق و نيز عدم رؤيت هلال در هواپيما و كشتي و ... آيا باز هم مي‌توان به قول دو شاهد عادل عمل كرد؟ آيا قطع به اشتباه آن دو پيدا نمي‌شود؟

 

امروزه مدرن‌ترين و تخصصي‌ترين دستگاه‌ها و امكانات و نيز آموزش‌ديده‌ترين افراد در گروه‌هاي رؤيت هلال دفتر مقام معظم رهبري وجود دارند كه در سراسر كشور مستقر شده‌اند و در زمين و هوا به دنبال رؤيت ماه هستند. مسلّم است آنجا هلال با تلسكوپ و هواپيما و كشتي و با چشم هزار متخصص اين فن ديده نشود، رؤيت آن توسط چند نفر انسان معمولي افسانه‌اي بيش نخواهد بود! بيافزاييم كه گاه برخي افراد كه مدّعي رؤيت هلال شده‌اند حتي مكان رؤيت هلال را هم نمي‌دانسته‌اند و آن را در بالايِ سرِ خود ديده‌اند!

 

3. پيش‌تر نيز گفته شد كه اول ماه با پيش‌گويي منجّمان ثابت نمي‌شود، چون رؤيت هلال به عوامل جوّي نيز بستگي دارد و از اين رو تقويم‌ها گاه اشتباه مي‌كنند؛ اما اگر منجمان بگويند تا فلان وقت، حتي امكانِ رؤيت هلال در فلان بخش‌هاي زمين نيست، سخن آنها كاملاً دقيق است؛ چه اين‌كه آنان مي‌دانند تا آن وقت، هلال از تحت الشعاع خارج نشده است كه امكان ديدن آن باشد! اين دقيقاً مانند محاسبات نجومي درباره خسوف و كسوف است كه طبق آن، زمان دقيق كسوف و خسوف تعيين مي‌شود. پس _ همان‌گونه كه در رساله‌ها نيز آمده است - اگر انسان از گفته آن منجمان، به قطع و يقين برسد، بايد به آن عمل كند، چه اين‌كه قطع حجّيت ذاتي دارد و در اين مورد (عدم امكان رؤيت هلال در فلان شب توسط محاسبات منجمان) به دليل يقيني بودن و كارشناسي بودن محاسبات انسان به يقين مي‌رسد.

 

4. دليلي بر وجوب شرعي يا عقلي رؤيت هلال وجود ندارد؛ از اين رو بايد همانند فقيهان بزرگ شيعه، آن را مستحب بدانيم؛ نيز در اين حكم هيچ فرقي بين مقلِّد و مرجع تقليد نيست و اين حكم، بر هر دوي آنها مستحب است. پس بر مرجع واجب نيست كه در اين‌باره پاسخ‌گوي مقلّدان خود باشد؛ چه اين‌كه هلال و رؤيت آن، از موضوعات خارجي است و تشخيصِ موضوعات به فقيه بماهو فقيه ربطي ندارد؛ شأن فقيه تعيين حكم است نه موضوع؛ يعني فقيه حكم مي‌كند كه اگر شيء نجس شده به آب كُر برسد، با فرض ازاله نجاست، پاك مي‌شود و آب نيز با برخورد به آن نجس نمي‌شود؛ اما تعيين اين‌كه آب حوضِ منزل ما، كُر است يا نه، برعهده او نيست.

 

از اين‌رو اگر مقلّد، بي‌واسطه از زبان مرجع تقليد خود بشنود كه امروز، روز عيد است، از چند حال خارج نخواهد بود: يا خود مرجع، هلال را رؤيت كرده است و از آن خبر مي‌دهد. در اين صورت حكم شاهد واحد را دارد و فرد بايد به دنبال شاهد دوم بگردد تا بتواند روزه خود را افطار كند. يا اين‌كه دو شاهد نزد مرجع تقليد وي شهادت بر رؤيت هلال داده‌اند كه به آن «شهادت بر شهادت» گفته مي‌شود كه در ثبوت هلال به وسيله آن دو قول است: برخي از فقها آن را كافي مي‌دانند و برخي آن را كافي نمي‌دانند. نيز ممكن است مرجع تقليد از طريق شياع (سخن گروهي از مردم) از ثبوت هلال خبر مي‌دهد (ولي حكم نمي‌كند) كه طبق نظر برخي از فقها در اينجا حكم شاهد واحد بر شياع را دارد و كافي نيست. صورت چهارم آن است كه مرجع تقليد، حكم به ثبوت هلال كند كه مقلّد بايد قبول كند، ولي اين از باب تقليد نيست و اگر مرجع ديگري هم حكم كرده بود، فردِ مقلّد مرجع قبلي بايد تبعيّت مي‌كرد. پس رؤيت هلال، چنانچه ملاحظه شد، تقليدي نيست و نياز نيست مقلّد در اين مسأله، به مرجع تقليد خود مراجعه كند.

 

5. حاكم شرع كيست؟ گفتيم كه از راه‌هاي ثبوت اول ماه، حكم حاكم شرع است كه همه بايد به آن ملتزم باشند. اما حاكم شرع كيست؟ آيا هركس از هر طريقي كه قدرت را به دست گرفت حاكم است؟ يا آن‌كه اين حاكم بايد فقيه عادل باشد؟ بايد پذيرفت كه در عصر غيبت امام زمان(عج)، حاكم بايد فردي باشد كه صفات فقاهت، عدالت، شجاعت، مديريت و ... را در خود بيابد تا بتواند سرپرست امور مسلمانان باشد؛ چنانچه نظريه ولايت فقيه را پذيرفتيم، حاكم شرع همان ولي فقيه است. چه اين‌كه اگر ما صد فقيه عادل و شجاع و ... داشته باشيم، امكان ندارد همه آن‌ها حاكم شرع باشند! عقل و نيز بناي عقلا چنين حكم مي‌كند كه آن صد فقيه يك نفر را از بين خود برگزينند و زمام امور را به دست او بدهند تا كشور اسلامي دچار تفرقه و چندگانگي در تصميم نشود، چنان‌كه اين گزاره عقلي در سخن امام رضا(ع) نيز آمده است: «اگر گوينده‌اي بپرسد كه چرا جايز نيست كه در زمان واحد روي زمين دو امام باشند، در پاسخ گفته خواهد شد: علت‌هاي زيادي در اين مسأله نقش دارند؛ از جمله اين‌كه امام واحد، كار و تدبيرش يكي است و اختلافي در كار نيست، ولي اگر دو امام باشند، هيچ‌وقت پيش نمي‌آيد كه كار و تدبيرشان با هم يكي باشد؛ زيرا مي‌بينيم كه دو نفر در عزم، تصميم و اراده با هم مختلف‌اند، در اين صورت اگر هر دو واجب‌الطّاعه باشند و هيچ كدام بر ديگري ترجيح نداشته و اولويتي در كار نباشد، مردم دچار اختلاف و دو دستگي _ كه باعث درگيري و فساد است _ خواهند شد. هيچ‌كس مطيع امامي نخواهد بود مگر اين‌كه نسبت به امام ديگر سركش و عاصي باشد. در نتيجه گناه همگاني و معصيت اهل زمين را فرا مي‌گيرد و هيچ‌كس راهي براي ايمان به خدا و اطاعت از او و فرار از معصيت نخواهد داشت. همه اين‌ها از ناحيه خدا نگريسته مي‌شود؛ زيرا او بود كه اطاعت از دو امام _ با همه اختلافشان _ را در زمان واحد بر مردم واجب كرده بود ....»(1)

 

از اين‌رو، حاكم شرع در هر دوره‌اي يك نفر است و آن همان مقام ولايت فقيه است و فقهاي ديگر، چنانچه بپذيريم كه حاكم شرع باشند، حاكميت بالقوّه دارند نه بالفعل! به‌ويژه در اين امور كه با نظم امور جامعه ارتباط تنگاتنگ دارد. بر آنچه گفتيم ادلّه عقلي و نقلي فراوان دلالت مي‌كند كه ذكر آن‌ها در اين مجال نمي‌گنجد.

 

6. اعلام ثبوت هلال از جانب رهبري، بدين معنا نيست كه اگر كسي هلال را پيش‌تر مشاهده كرد يا بر او رؤيت هلال ثابت شد، به آن عمل نكند؛ بلكه بدين معناست كه اگر فرد صاحب نفوذي است، در ميان مردم يك شهر يا جامعه محبوبيت بالايي دارد، پيش از اعلام ولي فقيه،‌ از اعلام نظر بپرهيزد تا وحدت جامعه اسلامي بر هم نخورد و زمينه سوء استفاده دشمنان فراهم نيايد.

 

7. ممكن است برخي از مراجع معظم تقليد در يك باب فقهي، نظري متضاد با ديدگاه حكومت اسلامي داشته باشند، اما در اين موارد نبايد حكم حكومت اسلامي بر زمين نهاده شود؛ چنان‌كه در بسياري از مباحث و مسائل حكومتي مسأله چنين بوده و هست. مسأله رؤيت هلال و اعلام عيد فطر و برپايي نماز عيد هم‌اكنون چنين حالتي پيدا كرده و در زمره مباحث حكومتي قرار گرفته و اعلام آن برعهده ولي امر مسلمين و حاكم شرع بالفعل جامعه اسلامي نهاده شده است.

 

8. «راوي مي‌گويد در يوم الشك، خدمت امام صادق(ع) بودم. ايشان به غلام خود فرمودند: برو ببين آيا حاكم روزه است يا نه؟ غلام برگشت و گفت: نه حاكم روزه نيست. امام دستور داد صبحانه آوردند و همه با امام صبحانه خورديم»(2) طبق اين روايت، حتي حاكم جور هم، براي رؤيت يا عدم رؤيت هلال معتبر است!

 

برخي روايت فوق را حمل بر تقيه كرده‌اند؛ اما در اين جريان، دليل بر تقيه امام نيست؛ چه اين‌كه امام مي‌توانست در منزل بماند و غلام خود را نفرستد و براي تقيه، روزه خود را ادامه دهد و چنانچه حاكم اعتراض كرد، بفرمايد كه اطلاع نداشتم. به فرض كه روايت دلالت بر تقيه كند، بايد گفت حاكم جور چنين شأني ندارد و امام شيعه چنين جايگاهي را دارد. پس باز مدّعاي ما اثبات مي‌شود كه اعلام عيد از شئون امام(ع) است و در عصر غيبت امام از شئون نايب امام كه همان مقام ولايت فقيه است. چه اين‌كه ولايت فقيه در ديدگاه امام خميني(ره) و بسياري ديگر از فقيهان در ادامه سلسله انبيا و امامان شيعه است.

 

9. به راستي اگر اعلام روز اول ماه ذي حجّه بر عهده فقهاي شيعه بود، هزاران زائر بيت الله الحرام چه تكليفي داشتند؟ آيا با اختلاف ديدگاه‌هاي فعلي مي‌توانستيم روز عرفه و عيد قربان را به زائران و حجّاج اعلام كنيم؟ آيا اين مسأله به تشتّت و تفرقه در مهم‌ترين و عظيم‌ترين كنگره امت اسلام نمي‌انجاميد؟

 

10. سخن آخر اين‌كه با اختلاف در اعلام عيد، نبايد به كمك رسانه‌هاي صهيونيستي براي ايجاد اختلاف و تفرقه در امت اسلام كمك كرد. سفارش ما بازگشت به روايات و نيز ديدگاه‌هاي مشهور فقهاي شيعه است كه همانا اعلام روز اول ماه، برگزاري نماز عيد و ... را از شئون حاكم شرع و ولي امر مسلمانان مي‌دانند. نام‌گذاري امسال به نام «اتحاد ملي ـ انسجام اسلامي» مي‌تواند آغاز خوبي براي پايان دادن به تشتت و اختلاف در اين عرصه باشد.

 

پي‌افزود:

 

1. عيون اخبارالرضا(ع)، شيخ صدوق، ج2، صص 99_100.

 

2. وسايل الشيعه، ج7، ص94.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 16:27 |
يه كم دموكراسي انگليسي و رعايت حقوق مردم و ........

  فاجعه در بیمارستان های ‬انگليس

 

 گزارشي كه روز پنجشنبه در انگليس منتشر شد، فاش كرده كه ‪ ۹۰‬نفر پس از بستري شدن در بيمارستانهاي اين كشور، بر اثر ابتلا به عفونت جان خود را از دست داده‌اند.

 

به گزارش ایرنا "كميسيون مراقبت بهداشتي" شيوع اين عفونت را كه گزارش مي‌شود گريبان بيماران ترخيص شده از چند مركز درماني بخش بهداشت دولتي را گرفته، "فجيع" ناميده است.

 

"آلن جانسون" وزير بهداشت انگليس نيز از اين واقعه به عنوان "رسوايي" ياد كرده و از خانواده قربانيان پوزش خواسته است.

 

احتمال اينكه موارد ديگري از اين مرگ و مير در آينده اعلام شود، رد نشده است.

 

گزارش كميسيون مراقبت بهداشتي حاكي است، پرستاران به ضد عفوني دستهاي خود توجه نداشته و در مواردي بسياري به نظافت بيماران نيز توجه نشده است.

 

همچنين گزارش شده، علت اين مرگها عفونت ناشي از "كلوستريديوم ديفيسيل" بوده كه امكان ضد عفوني آن با آب و صابون وجود داشته اما به پرستاران توصيه شده كه دستان خود را با الكل بشويند.

 

كمبود پرستار نيز يكي از علتهاي كاهش رسيدگي به وضعيت بيماران اعلام شده است

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 16:5 |

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

از دوستانى كه اينجا مطالبى بيان كردند، صميمانه و از ته دل تشكر ميكنم؛ چه دوستانى كه از سوى تشكلها حرف زدند، چه دوستانى كه نظرات خودشان را بيان كردند، مطالب مفيدى را به گوش ما رساندند، كه برخى از اين مطالب، براى من مطالبِ جالب توجهى بود و شايد ان‏شاءاللَّه يك اقدامى، يك حركتى را ايجاب كند؛ ليكن از اين جالبتر، اين است كه جوانهاى ما، دانشجويان ما در زمينه‏ى مسائل گوناگون - چه مسائل دانشگاهى، چه مسائل سياسى، چه مسائل اجتماعى - نظراتى دارند، مطالباتى دارند، مدعا دارند؛ اين براى من جالب است. من بارها گفته‏ام؛ از آن روزى بايد ترسيد كه جوان ما، دانشجوى ما در دانشگاه انگيزه‏ى طرح مسئله، طرح سؤال، طرح درخواست نداشته باشد. همه‏ى همت ما بايد اين باشد كه اين روحيه‏ى مطالبه، خواستن و مدعا داشتن در زمينه‏هاى گوناگون را در نسل جوان كشورمان - بخصوص جوان علمى - گسترش بدهيم. اگر اين شد، ممكن است به همه‏ى آن مطالبات نتوان پاسخ داد - كما اينكه در كوتاه‏مدت همينجور هم هست؛ به همه‏ى مطالبات در كوتاه‏مدت يقيناً نميشود پاسخ داد؛ ظرفيتها محدود است - ليكن يقيناً آينده‏ى خوب و يك افق روشن با چنين مطالباتى جلوى چشم است.

جوان بايد مطالبه كند، بايد احساس كند كه اين مطالبه سودمند است، ثمربخش است؛ و تشويق بشود بر اين مطالبه و بايد احساس كند كه او فقط مسئوليتش طرح سؤال و پرتاب كردن يك شعار نيست، كه بگويد خوب، ما كار خودمان را كرديم؛ نه، پيگيرى كردن، مطالعه كردن، درباره‏ى مسئله انديشيدن، آن را پخته كردن، راهِ كارِ اجرائى را براى آن جستجو كردن، براى طرحش با مراكز دست‏اندركار و مجرى تلاش كردن و فعاليت كردن و بالاخره خود وارد ميدان كار شدن، اينها جزء وظايف و تكاليف جوان ماست كه اين را هم بايستى جوان ما درك كند؛ در كنار آن مطالبه و طلبگارى و مدعا داشتن كه عرض كرديم.

مطلب كليدى‏اى كه لازم است اول عرض كنم - كه يكى از عزيزان، اينجا مطرح كردند - راجع به گزاره‏هائى است كه درباره ارتباط رهبرى و مردم در اينجا و آنجا گفته ميشود. اين چيزى كه در جلسه گفته شد، ملاك نيست؛ يا تأويل يا توجيه يا تفسيرهاى مِن عندى؛ هيچ كدامِ اينها درست نيست. من حرفم همانى است كه دارم ميگويم. آنچه را كه بر طبق مصلحت كشور و مصلحت نظام نبايد گفت، نميگوئيم؛ نه اينكه خلافِ آن را بگوئيم، بعد بخواهيم در يك جلسه‏ى خصوصى، مثلاً فرض كنيد آن خلاف‏گفته را تصحيح كنيم؛ نخير، اينجور نيست. بله، بسيارى از مسائل هست كه گفتنِ آن بر مسئولان كشور حرام است؛ نبايد بگويند. ما اگر همه‏ى آن چيزهائى را كه ميدانيم، بگوئيم، فقط شما كه نميشنويد، آنهائى كه دشمن شما هستند، آنها هم ميشنوند. قطعاً اين چيزى كه در جلسه گفته شد، نيست؛ و بلاشك نبايد برخى از مطالب را گفت. اما آنچه را كه نبايد گفت، نبايد گفت؛ نه اينكه بايد خلاف آن را گفت و در اذهان شوب ايجاد كرد؛ شائبه‏اى به وجود آورد. قبلاً اين روشن باشد، معلوم باشد؛ حرف ما همانى است كه از ما ميشنويد؛ چه در نماز جمعه، چه در ديدارهاى عمومى، چه در ديدارهاى دانشجوئى و ديدارهاى گوناگونِ اختصاصىِ ديگر.

يك درخواست ديگر هم بكنم. دانشجويانى كه به عنوان نخبگان علمى آمدند اينجا صحبت كردند، مطالب خوبى را گفتند؛ البته تندتند صحبت ميكردند، من همه‏ى جزئيات را هم نشنيدم. يادداشت كردم اين را بگويم به دوستان؛ خواهش ميكنم آن چيزهائى كه مورد نظرتان هست، با پيشنهادهاى مشخصتان روى كاغذ بياوريد؛ هم در ذهن خودتان شكل‏يابىِ بيشترى پيدا ميكند، هم آن را به ما بدهيد كه ما بتوانيم اگر بناست دنبال شود، ان‏شاءاللَّه دنبال كنيم.

توصيه‏ى من به فضاى دانشجوئى و محيط دانشجوئى، همين مطلبى است كه عرض كردم؛ يعنى خواستن، مطالبه كردن، داعيه داشتن؛ هم در زمينه‏ى مسائل سياسى و اجتماعى، هم در زمينه‏ى مسائل علمى، هم در زمينه‏ى مسائل خاص دانشگاهى؛ همراه با عقلانيت. من از اول انقلاب تا حالا، حتى در آن روزهائى هم كه روزهاى بعضى از تحركات نامتناسب بود و من به دانشگاه تهران مى‏آمدم و با جوانها صحبت ميكردم، عقيده و سليقه‏ام همين بود كه دانشجو بايد از افراط و تفريط پرهيز كند؛ من با افراطكارى و زياده‏رويهاى گوناگون در هر جهتى، موافق نيستم. با اعتدال، با روش منطقى و صحيح مسائل را دنبال كنيد و بدانيد كه خواست و پيگيرى شما اثر دارد. اين تصور غلط نبادا به ذهن بيايد كه چه فايده دارد؛ نخير، كاملاً فايده دارد. اگر مثلاً شعار عدالتخواهى كه حالا يك مسئولى اين را بر زبان آورده، گفته ميشد، بعد هم تمام ميشد، كسى در جامعه پرچم عدالتخواهى را به دست نميگرفت. مطمئن باشيد يك دولت عدالتخواه و يك گفتمان عدالتخواهى مثل امروز به وجود نمى‏آمد. شماها كرديد؛ كار شما جوانها بود؛ به عنوان جنبش عدالتخواهى، به عنوان طرح مسئله‏ى عدالتخواهى - نميخواهم حالا به يك تشكيلات خاص اشاره كنم - اين را در دانشگاهها جوانهاى مؤمن، جوانهاى متعهد، جوانهاى بامسئوليت مطرح كردند، گفتند؛ وقتى تكرار شد، به شكل يك گفتمان عمومى درمى‏آيد و نتيجه‏اش را در گزينشهاى مردم، در جهتگيريهاى مردم، در شعارهاى مردم، در انتخابات مردم، نشان ميدهد. بنابراين شما يك گام جلو آمديد. من مى‏بينم بعضى از دوستان دانشجو - حالا چه در اين جلسه، چه شايد بيش از اين؛ در ارتباطات ديگرى كه با من گرفته ميشود - نسبت به برخى از مسائل مربوط به عدالت و رفع تبعيض و مبارزه‏ى با فساد، در ذهنشان سؤالاتى مطرح ميشود كه خوب حالا چى كه دائم گفتيم. بله، گفتيد و شد؛ منتها اين انتظار كه همه‏ى آنچه را كه ما خواستيم، در كوتاه‏مدت تحقق پيدا كند، عملى نيست؛ در هيچ شرائطى در كوتاه‏مدت، آرمانهاى بزرگ تحقق پيدا نميكند. آرمانهاى بزرگ احتياج به استمرار عمل دارد. كار را بايستى به صورت پيگير دنبال كرد و از آن مأيوس نشد تا به نتيجه برسد.

البته محيط دانشجوئى، محيط سيالى است؛ يعنى شما امروز دانشجوئيد، پنج سال ديگر اغلبتان دانشجو نيستيد؛ يك گروه ديگرى به جاى شما دانشجويند. خوب، اينجا دو تا محيط براى استمرار هست: يكى خودِ شما هستيد. شما بمجرد اينكه از محيط دانشجوئى دانشگاه خارج شديد، يادتان نرود كه در تشكل دانشجوئى، در محيط دانشجوئى، در كلاس درس، در يك چنين جلساتى چه ميگفتيد، چه ميخواستيد و به عنوان آرمان چه چيزهائى را مشخص ميكرديد؛ اينها را فراموش نكنيد؛ اينها را نگه داريد. اين يك مطلب است. ما يكى از آفتهامان همين است؛ آدمها چند صباحى در محيطى قرار ميگيرند، رنگى به خودشان ميگيرند، از آن محيط كه دور شدند، مثل آهنى ميشوند كه از كوره بيرون بياورى؛ تا توى كوره است، رنگش سرخ است، وقتى بيرون آورديد، تدريجاً رنگش به سياهى ميگرايد؛ اينجورى نشوند. از درون بجوشيد. اين فكرها را در دلتان ريشه‏دار كنيد.

البته - در پرانتز عرض كنيم - راهش هم همين است كه اين را به ايمان دينى و به عقايد دينى وصل كنيد. آنجاست كه تكليف الهى، انسان را هيچ وقت فارغ نميگذارد. آنهائى كه توانستند مبارزه كنند، آنهائى كه توانستند طاقت بياورند، آنهائى كه توانستند در مقابل مشكلات سينه سپر كنند، آنها از اين دستورالعمل، از اين نسخه بهره گرفتند؛ والّا امروز شما دانشجوئيد و محيط دانشگاه هست و محيط جوانى است و گرم و گيرا و عدالت و آرمانخواهى و اينها، بعد پس‏فردا از محيط دانشجوئى كه خارج شديد، همه چيز يا دفعتاً فراموش بشود يا بتدريج فراموش بشود، اين درست نيست. اين يك مركز براى استمرار است.

مركز دوم، خودِ دانشگاه است. شما امروز دانشجوئيد و انگيزه‏هائى هم داريد؛ خيلى هم خوب، فردا جاى شما - پنج سال ديگر، شش سال ديگر كه شما دانشجو نيستيد - آنهائى كه مى‏آيند، وارث چه هستند؟ به تعبير ديگر، آنها چگونه اين محيط را شكل خواهند داد؟ بخشى از اين كار به عهده‏ى امروزِ شماست، كه يكى از چيزهائى كه من در اينجا يادداشت كرده‏ام كه به شما دوستان عرض كنم، اين است. ما راجع به نخبه‏پرورى علمى بحث كرديم، من حالا نخبه‏پرورى سياسى را توصيه ميكنم. من تأييد ميكنم كه در بخشهاى تبليغات و صدا و سيما، نخبه‏هاى سياسى و نخبه‏هاى اجتماعى بايد مطرح بشوند؛ يكى از دوستان اينجورى فرموديد، كه كاملاً درست است؛ مورد تأييد من است و اين كار ان‏شاءاللَّه بايد بشود؛ ليكن بخشى از نخبه‏پرورى هم مربوط به شماست؛ يعنى در محيط تشكلهاى دانشجوئى، نخبه‏هاى سياسى پرورش پيدا كنند؛ فضا را آماده كنيد. اين ديگر دست دولت و دست محيط خارج از دانشگاه نيست؛ دست خود شماست. از فكر، از ذهن استفاده كنيد، ببينيد چگونه ميتوانيد محيط بحث و استدلال و ورزيابى فكرى و تقويت روحيه و تقويت اميد و محكم كردن پايه‏هاى فكر سياسى را در اين طبقه‏ى جديدى كه بعد از شما مى‏آيند، برنامه‏ريزى كنيد كه خاطرجمع باشيم كه مجموعه‏ى دانشجوئى در دوره‏ى بعد و دورههاى بعد، همچنان در جهت همين هدفهاى بلند و آرمانهاى خوب پيش خواهد رفت. البته مراقب زاويه‏ها بايد بود؛ كج‏رويها را بايستى ديد و شناخت.

يك نكته‏ى ديگرى كه در دنباله‏ى آن مطالبه‏ى دانشجوئى عرض ميكنم، اين است كه مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اينكه ما گفتيم گاهى اوقات معارضه‏ى با مسئولان كشور نشود - كه الان هم همين را تأكيد ميكنيم؛ معارضه نبايد بشود - اين به معناى انتقاد نكردن نيست؛ به معناى مطالبه نكردن نيست؛ در باره رهبرى هم همينجور است. اين برادر عزيزمان ميگويد «ضد ولايت فقيه» را معرفى كنيد. خوب، «ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت، يعنى پنجه در افكندن، دشمنى كردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نيستم؛ ممكن است كسى معتقد به كسى نيست. البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست، آيه‏ى مُنزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفى است. اعتراض به سياستهاى اصل 44، ضديت با ولايت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضديت با رهبرى نيست. دشمنى، نبايد كرد. دو نفر طلبه كنار همديگر مى‏نشينند؛ خيلى هم با هم رفيقند، خيلى هم با هم باصفايند، همدرس هستند، مباحثه ميكنند، حرف همديگر را رد ميكنند؛ اين حرف او را رد ميكند، آن حرف اين را رد ميكند. ردكردن حرف، به معناى مخالفت كردن، به معناى ضديت كردن نيست؛ اين مفاهيم را بايد از هم جدا كرد. بنده از دولتها حمايت كرده‏ام، از اين دولت هم حمايت ميكنم؛ اين به معناى اين نيست كه همه‏ى جزئيات كارهائى كه انجام ميگيرد، مورد تأييد من است، يا حتّى من از همه‏اش اطلاع دارم؛ نه، لازم نيست. اطلاع رهبرى از آن مجموعه‏ى حوادث و رويدادهائى لازم است كه به تصميم‏گيريهاى او، به جهتگيريهاى او و به انجام تكاليف و وظائف او ارتباط پيدا ميكند، نه اينكه حالا از همه‏ى چيزهائى كه در محيط دولت و محيط كار وزارتخانه‏ها اتفاق مى‏افتد، بايد حتماً رهبرى مطلع باشد؛ نه، نه لازم است، نه ممكن است؛ موافقت با آنها هم لازم نيست. بعضى از اشخاص و بعضى از كارها ممكن است در مجموعه‏ى دولتى وجود داشته باشد كه صددرصد مورد اعتماد و مورد تأييد ماست، اما آن كار را ما تأييد نكنيم؛ چون دليل ندارد كه رهبرى وارد محيط اجرائى شود؛ به دليل اينكه مسئوليتها مشخص است و بايد مسئول، وزير، رئيس فلان مركز يا بنگاه فرهنگى يا اقتصادى، وظائف خودش را انجام بدهد. بنابراين ما به هيچ وجه انتقاد كردن را مخالفت و ضديت نميدانيم. بعضى تصور ميكنند كه ما چون از مسئولان كشور، از دولت محترم - كه واقعاً دولت خدمتگزار و باارزشى است؛ حقاً و انصافاً. كارهائى هم كه دارد انجام ميگيرد، مى‏بينيد؛ كارها جلو چشم است. بايد انسان بى‏انصاف باشد كه اهميت اين كارها را انكار كند - حمايت ميكنيم، اين حمايت و اين طرفدارى، به معناى اين است كه انتقاد نبايد كرد، يا من خودم انتقاد نداشته باشم؛ ممكن است مواردى هم انتقاد داشته باشم.

به هر حال شما آنچه كه من اميدم هست در محيط دانشجوئى، اين است. واقعاً اينجور هم خواهد شد؛ مطمئن باشيد؛ چون انسان حركت كلى را كه سنت آفرينش است، مى‏بيند؛ چرا كه هر جا ايمان بود و مجاهدت دنبالش بود، نتيجه قطعى است؛ مى‏بينم كه خواهد شد.

آن چيزى كه ما از محيط دانشجوئى‏مان انتظار داريم، پيشرفت علم، پيشرفت انديشه‏ى سياسى، عمق انديشه‏ى دينى و ايمان دينى، عمق معرفت دينى و روشن‏بينى دينى، دست يافتن به قلمروهاى جديد؛ هم در زمينه‏ى علم، هم در زمينه‏ى سياست، هم در زمينه‏ى معرفت دينى در محيط دانشجوئى است؛ البته به كمك راهنمايان هر بخشى. شما براى كار علمى بايد استاد داشته باشيد، براى كار معرفت دينى بايد استاد داشته باشيد، براى كار سياست هم همينجور است. كار را شما ميكنيد؛ او راهنمائى ميكند. دانشگاه ما و محيط دانشجوئى ما بايستى در همه‏ى اين عرصه‏ها پيشرفتهاى حقيقى و چشمگيرى كند و اين پيشرفتها را ان‏شاءاللَّه خواهد كرد.

پروردگارا! من اين جوانها را كه فرزندان من هستند در حقيقت، به تو ميسپارم. پروردگارا! همه‏شان را در كنف حمايت خود و هدايت خود و لطف خود نگه‏دار. پروردگارا! نسل جوان كشور ما را آينده‏سازِ آرمانى اين كشور قرار بده. پروردگارا! همه‏شان را، حركاتشان را، جهتگيريهايشان را، اقدامهايشان را مشمول رضاى خودت قرار بده. پروردگارا! جوانان ما را در توفيق علمِ همراه با عمل - علمِ جهت‏دار و ثمربخش - موفق بدار. پروردگارا! قلب مقدس ولى‏عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضى و خشنود كن؛ ارواح طيبه‏ى شهداى عزيزمان و روح مطهر امام را از ما راضى و خشنود كن؛ ايران و جمهورى اسلامى را روز به روز سربلندتر و عزيزتر بفرما.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‏
+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 14:55 |
                         

حاشيه هاي ديدار به روايت خبرنگار كيهان خدايا فرزندانم را به تو مي سپارم

افتخارش را دادند به من! قرار شد بروم و حاشيه نگاري كنم ديدار رهبر فرزانه را با نمايندگان دانشجويان و تشكل هاي دانشجويي. حاشيه اي كه دست كمي از اصل نداشت و پر بود از اشك شوق و شيطنت هاي بچه همكلاسي ها و تكه كلام هاي زيركانه و لطيف آقا كه هر از گاهي سالن حسينيه را مي برد هوا. بگذار آخرش را اول بنويسم كه اولين دعاي رهبر بعد از سخنراني شان اين بود: «پروردگارا اين دانشجوها بچه هاي من هستند، فرزندانم را به تو مي سپارم»!
رهبر در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان كه پرسيد «بعضي اوقات در محافل گفته مي شود منظور شما از فلان فرمايشتان چيزي غير از منظور عادي است كه از صحبت تان برداشت مي شود، تكليف ما چيست؟»، فرمودند سيدعلي خامنه اي منظورش از هر جمله اي كه مي گويد دقيقاً همان چيزي است كه مي گويد، آنچه نبايد گفت را نبايد گفت نه اينكه خلافش را بگوئيم و بعد بخواهيم تأويلش كنيم به تعبير ديگري.
¤ بعد از اينكه مجري برنامه از رهبر خواست تا سخنان خودشان را آغاز كنند، ايشان پرسيدند «كسي مانده كه حرفش را نزده باشد»، همه حاضران دست شان را بلند كردند، آقا بلافاصله ادامه دادند «البته به جز آقاياني كه از وسط سالن بلند مي شوند، افرادي كه قرار بوده صحبت كنند را مي گويم.»
¤ تعدادي از نمايندگان دانشجويان نيز با توجه به نزديكي وقت اذان مغرب براي شنيدن بيانات رهبري، از سخنراني خودداري مي كنند و مطالب خود را كتباً تحويل ايشان مي دهند.
¤ يكي از دانشجويان بسيج دانشجويي بعد از صحبت هايش قصد داشت براي عرض ارادت روي سكو برود كه محافظان جلوي وي را گرفتند و از او خواستند كه برگردد اما آقا، دانشجوي بسيجي را صدا زدند و در آغوش گرفتند.
¤ رهبر انقلاب در قسمتي از بياناتشان فرمودند «روي كارآمدن دولت عدالتخواه كار شما جوانها بود كه حقاً و انصافاً دولت خدمتگزاري است.»
¤ سه نفر از دانشجويان خارجي دانشگاه تهران كه براي نخستين بار به حسينيه امام خميني(ره) آمده بودند، با ديدن سادگي فضاي حسينيه به شدت متعجب شده بودند و در گفت وگو با خبرنگار كيهان مي گفتند خيلي چيزها شنيده بوديم در مورد رهبر انقلاب اسلامي اما حضور در اينجا و ديدن اين شرائط، حس ديگري به آدم مي دهد.
¤ رهبر با اشاره به صحبت هاي يكي از دانشجويان كه با شور و حرارت خاصي سخن مي گفت، فرمودند: «اين حس و حال دوران دانشجويي خيلي خوب است، روحيه پرسش و مطالبه گري يك نعمت است اما مراقبت كنيد از خودتان تا مثل آهني كه از توي كوره خارج مي شود، از گرم و داغ و قرمز بودن تبديل به سرد و سياه شدن نشويد.
¤ ازدحام و ابراز احساسات دانشجويان به حدي بود كه محافظان به سختي از پس كنترل دانشجويان برمي آمدند، و آقا براي اقامه نماز، صرف افطار و خروج از سالن هرجا كه مي رفتند، دانشجويان براي عرض ارادت به آن سمت هجوم مي آوردند.
¤ رهبر به مسئولان دولتي و تشكل ها توصيه كردند در كنار نخبه پروري علمي، موضوع نخبه پروري سياسي را هم جدي بگيرند.
¤ هنگام صرف افطار، آقا از يك دانشجوي سمج كه به حرف محافظان گوش نمي كرد و كنار ميز آقا ايستاده بود، پرسيدند مگر روزه نبودي كه افطار نمي كني؟ آن دانشجو هم گفت «گشنمه آقا اما چه كنم از ديدن شما سير نمي شوم»!
¤ در ابتداي ورود مقام معظم رهبري، دانشجويان به صورت دسته جمعي شعرزيبايي را همخواني كردند كه به هنگام ورود رهبر به استان سمنان مردم خوانده بودند.
¤ ¤ ¤
... و دست آخر اينكه رفته بودم تا در حاشيه بايستم و گزارشگري كنم اما چه كنم كه به قول سهراب نخ بادبادك دل را محكم نچسبيدم و با صدها دل جوان و پرشور ديگري كه آنجا بودند به آسمان زلال و نوراني كسي رفت كه حضورش و كلامش و نگاه پدرانه اش لاجرم بر دل مي نشست. راستي آخرين حاشيه نگاري را بي خيال شدم و در راهروي حسينيه امام (ره) چفيه متبرك آقا را از ايشان به ارمغان گرفتم و جاني تازه...
صادق غفراني

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 14:52 |

جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي از نگاه تصاوير


16 مهر 1386




در مهر ماه 1350 ايران شاهد يكي از عظيمترين و پرهزينه ترين جشنهاي تاريخ معاصر ايران و جهان بود . اين جشن كه بنا بود در سال 1340 برگزار شود بارها به علت وضعيت بغرنج اقتصادي و مضيقه مالي دولت كه قادر به پرداخت هزينه هاي سنگين پيش بيني شده جشن نبود به تعويق افتاد . ولي از آن جا كه شاه همواره در رؤياي برگزاري پرشكوه بزرگداشت 2500 سال شاهنشاهي در ايران بود مصرانه در تلاش بود كه در تخت جمشيد اين جشن را برگزار كند .
شاه از برپايي اين جشنها هدفهاي چندي را دنبال مي كرد. وي با اجراي اين مراسم سعي داشت كه بر وجود نهاد سلطنت در ايران به مدت دو هزار و پانصد سال و تداوم اين نهاد تا فرمانروايي خود تأكيد كند و به ايرانيان بفهماند كه ايران كشور بزرگي شده است ، و او به عنوان پادشاه اين كشور ، خود را " وارث و نگهبان يك تاج و تخت 2500 ساله " (1) مي داند.وي همچنان در پي كسب وجهه بين المللي براي حكومت خود و تحكيم مشروعيت سلسله پهلوي بود تا بتواند در سايه آن ، اعتماد دولتمردان بيگانه را براي سرمايه گذاري بيشتر در ايران به دست آورد.خود بزرگ بيني و برتري جويي از ديگر انگيزه هاي شاه براي برگزاري جشن 2500 ساله مي باشد . شاه ، در مقايسه با بسياري از شخصيتهاي مطرح جهان كه از وجهه مردمي برخوردار بودند ، در ميان مردم ايران جايگاهي نداشت . وي هيچ امتياز ويژه اي نداشت تا در برابر آن به خود ببالد . نه از نسب بهره اي داشت و نه از كمال . او براي جبران اين سرخوردگي و نیز كسب اعتبار كاذب امیدوار بود كه با پیوند دادن حكومت خود به كورش و 2500 سال پادشاهی و احیای باستان گرایی یا نادیده گرفتن تأثیر انكار ناپذیر اسلام در تاریخ هزار و چهارصد ساله گذشته ایران ، خود را در برابر جهانیان به عنوان پادشاهی توانا و بی همتا قلمداد كند . شاه در ضیافت نخست وزیر سوئد در استكهلم در سال 1339 چنین می گوید : " ما سابقه 25 قرن استقلال و شاهنشاهی داریم ، و این سابقه ممتد به ما نیروی ملی خاصی داده است كه شكست ناپذیر است . " (2)
پیشنهاد جشنهای 2500 ساله بدوا از طرف شجاع الدین شفا ، مشاور فرهنگی دربار در سال 1337 مطرح شد . ولی در دو سال اول مقدمات برپایی این جشن ، وظیفه دبیر كل شورای جشنها را به عهده داشت ، و طرح تشكیل كمیته های خارجی برای شركت ممالك مختلف جهان در این جشنها تحت سرپرستی عالیه رؤسای كشورها و با شركت بزرگترین شخصیتهای سیاسی و فرهنگی آنها را در همان موقع تنظیم كرد و به مورد اجرا در آورد و و اولین كمیته كه بعدا سرمشق سایر كمیته ها قرار گرفت در سال 1960 در پاریس ایجاد شد . (3)
در اوایل دهه 1340 دولت علم ضمن رایزنی با اسرائیل از آنها می خواهد كه برای توسعه جهانگردی در ایران طرحی ارائه نمایند . آنها نیز با ارائه طرحهایی توصیه كردند كه برای شناساندن تسهیلات جهانگردی در ایران ، لازم است در كشورتان رویداد مهمی برپا كنید . خانم سینتیا هلمز همسر سفیر امریكا در خاطرات خود چنین می نویسد :
" در اوایل دهه 1960 اسدالله علم نخست وزیر برای توسعه جهانگردی در ایران از دولت اسرائیل درخواست كرد تا طرحی تنظیم نماید . تدی كولك (Teddy kollek ) ، رئیس اتحادیه توریستی دولت اسرائیل و شهردار بعدی اورشلیم به ریاست میسیون برنامه ریزی برگزیده شد . كولك توصیه كرد كه ضمن تأسیس هتلها ، جاده های جدید و وسائل نقلیه مدرن در تخت جمشید ، ایران باید واقعه مهمی بر پا كند تا خارجیان را به این تسهیلات جهانگردی جدید جلب كند .
بعدها اعتراف كرد كه هرگز تصور نمی كرده اسراف كاری كه در جشنهای بیست و پنجمین قرن بنیانگذاری امپراتوری ایران پیش آمد همان است كه او توصیه كرد . (4)
همان گونه كه جشن تاجگذاری محمدرضا در سال 1346 با الگو گرفتن از تاجگذاری پادشاهان كشورهای پادشاهی مانند انگلستان ، سوئد ، هلند و غیره به انجام رسید . (5) در این جشن نیز از راهنمایی و مشورت بریتانیا بهره گرفته شد . پیتر رمسباتهم سفیر بریتانیا در نامه ای محرمانه به تاریخ 28 اوت 1971 به هرمز قریب چنین می نویسد :
" زمانی كه در 21 ژوئیه با شما ملاقات كردم غیررسمی از من درخواست نمودید تا در صورت امكان نظرات اداره تشریفات خود را در لندن درباره اولویت مهمانان و مدعوین جشنهای یادبود 2500 ساله شاهنشاهی جویا شوم . در پی مذاكرات ما ، آقای عیسی مالك لیستی از مهمانان را به من داد و من نیز آن را به اداره تشریفات فرستادم . هم اكنون اخباری از لندن به دست من رسیده است . البته ایشان از من خواسته اند این نكته را متذكر شوم [كه] هر پیشنهادی از جانب آنها باید كاملا غیررسمی تلقی شود چون مایل نیستند در مسأله ای كه فقط دولت ایران در تصمیم گیری اش ذیصلاح است هیچ گونه مسؤولیتی داشته باشند . بنابراین ایشان سعی نكرده اند كه لیست اولویتی از فهرست كامل مهمانان ارائه دهند . لیكن ، با توجه به تاریخ به سلطنت رسیدن و كسب مقام آنها ، اصول كلی و مشخص را ارائه كرده اند و امیدوارند كه در تهیه یك دستورالعمل كلی برای مشخص نمودن حق تقدم مدعوین شما را یاری نمایند . "
بالاخره محمدرضا به رؤیای خود جامه عمل پوشاند و در تخت جمشید شهرك مدرنی بنا كرد كه همه چیز آن ، از ساختمان گرفته تا مبلمان و سایر وسایل ، غیرایرانی بود . در این جشن بیست پادشاه و امیرعرب ، پنج ملكه ، بیست و یك شاهزاده ، شانزده رئیس جمهور ، سه نخست وزیر ، چهار معاون رئیس جمهور و دو وزیر خارجه از 69 كشور شركت كردند . از جمله مدعوین نیكلای پادگورنی ، صدر هیأت رئیسه شورای عالی اتحاد جماهیر شوروی ، مارشال تیتو ، از یوگسلاوی ، یحیی خان ، از پاكستان ؛ و . و . گیری ، از هندوستان ؛ ملك حسین پادشاه اردن ؛ و امپراتور هیلاسلاسی ، از اتیوپی بودند . گذشته از مقامات مزبور ، دهها تن از شخصیتهای علمی ، هنری ، فرهنگی و نمایندگان رسانه های خبری ایران و جهان در جشنی كه یك هفته طول كشید حضور یافته بودند . (6)
هنگامی سران كشورهای جهان پا به این سرزمین نهادند تا در بزرگداشت شاهنشاهی سهیم باشند كه در جای جای این سرزمین عده قابل توجهی از فقر و ناداری در آلونكهایی كه در حاشیه تهران ساخته بودند زندگی می كردند .
بهره ای كه این آلونك نشینها از این جشن داشتند خانه بدوشی مضاعف آنان بود زیرا ناچار بودند برای این كه در منظر دید میهمانان قرار نگیرند به محل دیگری نقل مكان كنند . عبدالرضا انصاری قائم مقام رئیس شورای مركزی جشن در نامه ای به نیك پی شهردار تهران در این باره چنین می نویسد :" فتوكپی نامه شماه 3509/001 مورخ 8/6/1350 كمیته تأمینی و انتظامی جشن شاهنشاهی در خصوص آلونك نشینهایی كه در مسیر جاده كن اتوبان كرج – پارك وی سكونت دارند و از نظر وضع ظاهری در منظر دید مهمانان عالیقدر بسیار نامطلوب خواهد بود . جهت استحضار و اقدام لازم به پیوست ایفاد می گردد . "
این جشن نامیمون علاوه بر این كه اعتبارات عمرانی را می بلعد ، قسمتی از بودجه دولت را به خود اختصاص می دهد ، درآمدهای ارزی را حیف و میل می كند ، مستقیما مشكلات فراوانی نیز برای اقشار مختلف جامعه به وجود می آورد . سناتور بوشهری در كمیسیون برنامه و تشریفات از وزارت آبادانی و مسكن می خواهد كه مهندسان و مقاطعه كاران را ملزم نمایند كه مقبره كورش و باغچه بندی اطراف آن را با هزینه خودشان مرمت نمایند .
عمده فعالیتهای تداركاتی این جشن به خارجیان سپرده شد . یكصد هواپیمای باربری ارتش و تعداد زیادی كامیون و تریلر در مدت 9 ماه كلیه اثاثیه اقامتگاه سران را به شیراز منتقل و از شیراز به وسیله كامیونهای ارتشی به تخت جمشید حمل كردند . لباسهای خانواده سلطنتی ، (7) مدالهای یادبود ، (8) لباسها و وسایل گاردهای مراسم و غیره همگی در فرانسه تهیه و به ایران ارسال می شدند.
رستوران ماكسیم عهده دار پذیرایی از میهمانان جشن به وسیله انواع غذاهای فرنگی و مشروبات مختلف با 131 نفر كادر مجرب بود ، (9) و شاید از غذای ایرانی كه در این جشن دیده می شد فقط بتوان از خاویار نام برد .
مؤسسه ژانسن عهده دار برپایی چادرهای سران می شود . قبل از آن كه فكر و پروژه چادرهای سران مطرح باشد همه امكانات و تلاشها مصروف آن بود تا هتل تخت جمشید آماده و بازسازی شود و به عنوان اقامتگاه سران مورد استفاده قرار گیرد ولی در نیمه اول سال 1349 طرح احداث چادرهای مخصوص سران مطرح شد . امیرهوشنگ متقی در گزارشی به علم با تلاش برای جا انداختن پروژه چادرها اعتراف می كند كه بدون احداث چادرهای سران نیز امكان برگزاری مراسم جشن وجود دارد : " نمی خواهم كه بگویم برنامه جشن در هتل تخت جمشید عملی نیست زیرا اگر تنها راه حل همین باشد مطمئن باشید تا پای جان با سایر همكارانم برنامه را به بهترین وجه انجام خواهیم داد.
برای برپایی چادرها با مؤسسه ژانسن فرانسوی قراردادی امضا می شود و این مؤسسه برپایی یك چادر مخصوص پذیرایی از میهمانان شاه با گنجایش 650 نفر به مساحت 2500 متر مربع و 50 چادر اختصاصی محل اقامت سران كشورها ، چادر خانواده سلطنتی ، چادر باشگاه ، چادر آرایشگاه ، چادر شب نشیژنی شرقی و غیره را به عهده گرفت و در حدود هفت میلیون دلار بابت مخارج نصب چادرها از ایران دریافت داشت . (10)
همسر سفیر آمریكا ، خانم هلمز ، این جشن و چادرهای سران را چنین توصیف می كند :
" در محوطه ای به مساحت یكصد و شصت آكر [هر آكر یا جریب فرنگی = بیش از 4000 متر مربع ] حدود هفتاد چادر برپا شده بود كه توسط ژانسن پاریس به گونه ای مجلل با كریستال ، چینی و پارچه های كتان فرانسوی تزئین شده بود ، و در آن چلچراغهای پر تلألؤ با ابریشم و مخمل قرمز آویزان شده بود . پانصد نفر میهمان از شصت و نه كشور ، شامل نه پادشاه ، پنج ملكه ، شانزده رئیس جمهوری ، و سه نخست وزیر در جشنهای سه روزه دربار حضور داشتند ... لانون برای خانواده ، سلطنتی یونیفورم جدیدی طراحی كرده بود كه با نخی از طلا به طول تقریبی یك مایل دوخته شده بود . آشپزهای ماكسیم شام با شكوهی تهیه كرده بودند كه شامل پاته دم خرچنگ ، طاووس بریان شده و شكم پر ، * شامپاین و شراب كهنه و گران قیمت فرانسوی بود . فقط خاویاری كه برای پر كردن تخم بلدرچین مورد استفاده قرار گرفته بود ایرانی بود . " (11)
پس از خاتمه جشن ، تأسیسات چادرهای سران به سازمان جلب سیاحان واگذار گردید تا مورد بهره برداری توریستی قرار بگیرد ولی مبالغ به دست آمده از این طریق جوابگوی هزینه های هنگفت تعمیرات و نگهداری تأسیسات چادرها نبود و در نهایت بار هزینه های نگهداری آن را می باید دولت متقبل می شد . (12)
پی نوشت :
1. برنامه كامل جشنهای دو هزار و پانصدمین سال كورش كبیر و بنیاد شاهنشاهی ایران ، نشریه دبیرخانه شورای مركزی جشنهای شاهنشاهی ایران ، اردیبهشت ماه 1340 ، ص 6 ، مصاحبه شده با نمایندگان رادیو تلویزیون فرانسه . تهران 23 بهمن 1337.
2. برنامه كامل جشنهای دو هزار و پانصدمین سال كورش كبیر و بنیاد شاهنشاهی ایران ، نشریه دبیرخانه شورای مركزی جشنهای شاهنشاهی ایران اردیبهشت ماه 1340 ص 9.
3. نامه شجاع الدین شفا به وزیر دربار.
4. سینتیا هلمز . خاطرات همسر سفیر . ترجمه اسماعیل زند . تهران ، نشر البرز ، 1370 ، ص 79.
5. مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران .
6. غلامرضا نجاتی ، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران – از كودتا تا انقلاب – تهران ، مؤسسه خدمات رسا ، 1371 ، ص 348 و 349 .
7. اسدالله علم دستور می دهد بهای لباسهایی را كه شمس پهلوی به مناسبت جشن 2500 ساله به فروشگاه لانون در پاریس سفارش داده بود از محل موجودی جشن پرداخت نمایند . و همچنین بانك مركزی موظف می شود یك نیم تاجح برلیان و یك جفت گوشواره مروارید و برلیان و یك گردبند از بودجه جشن برای منیژه جهانبانی همسر غلامرضا پهلوی و پری سیمازند همسر عبدالرضا پهلوی بسازد . ( اسناد شماره 39 ، 40 ، 41 و 42 از مجموعه اسناد ارائه شده در همین مقاله ) .
8. ساخت 20 هزار مدال یادبود به مؤسسه آرتوس براتران فرانسوی سفارش داده شد . ( سند شماره 45 از مجموعه اسناد ارائه شده در همین مقاله ) .
9. مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران .
10. سند شماره 36 از مجموعه اسناد ارائه شده در همین مقاله .
11. مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.
12. شكست شاهانه ( روانشناسی شخصیت شاه ) . همان ، ص 125 و 126 به نقل از :
Cynthia Helrus , An Ambassador"s Wife in Iran (Newyork: Dodd , Mead , 1981) P.69.
* شكم طاووس با Foisaras پر كرده كه تركیبی از دل و جگر غاز و انواع سسهای گران قیمت است.















































مركز اسناد انقلاب اسلامي

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 12:34 |

  عكس: حمايت دانشجويان از رئيس جمهور

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عكس: آشوبگري ميليشيا در دانشگاه تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رجانيوز
+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 12:16 |

رییس جمهور در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها:

مسولیت دانشگاهیان ایران در پاسخگویی به نیازهای بشریت مهم است

 


رییس جمهور علم و فرهنگ را دو ويژگي‌ ملت ايران در طول تاريخ برشمرد و تصریح کرد: امروز مسئوليت دانشگاهيان و دانشجويان ایران اسلامی براي ساختن ايران و پاسخگويي به نيازهای بشریت با تولید علم بسيار سنگين است.
دکتر محمود احمدي‌نژاد صبح امروز دوشنبه در مراسم آغاز سال تحصيلي 87-86 دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي كشور در جمع دانشجويان و اساتيد كشور در تالار علامه اميني كتابخانه مركزي دانشگاه تهران شركت كرد.
رییس جمهور ضمن تبريك آغاز سال تحصيلي جديد و با اشاره به حضور خود در دانشگاه كلمبيا آمريكا گفت: اتفاقات دانشگاه كلمبيا كاملاً برنامه‌ريزي شده بود و طراحي كرده بودند تا اتفاقاتي در آنجا بيفتد.
دکتر احمدی نژاد افزود: آنها برنامه‌هايي را طراحي كردند و از اينجانب دعوت كردند و گفتند ما كاري مي‌كنيم كه رئيس جمهور ايران در اين مراسم حاضر نشود و اگر هم حاضر شد نتواند حرف ملت ايران را بيان كند و اگر هم بيان كرد، دچار يك اعصاب خرد و آشفته باشد تا پيامش منتقل نشود.
رئيس جمهور با اشاره به اقدامات روابط عمومي دانشگاه كلمبيا تصريح كرد: آنها طوري برنامه‌ريزي كرده‌ بودند كه كارت ورود به جلسه فقط براي دوستان آنها صادر شود و بسياري از دانشجويان اعلام مي‌كردند كه نتوانستند كه كارت ورود به جلسه را بگيرند. حتي حدود 50 دانشجوي ايراني در دانشگاه كلمبيا به اينجانب مراجعه كردند و گفتند كه ما نتوانستيم كارت ورود بگيريم.
احمدي‌نژاد افزود: تلفني كه براي گرفتن كارت ورود به جلسه در دانشگاه كلمبيا اعلام شده بود، طوري طراحي شده بود كه پس از هر تماسي با يك نوار ضبط شده ارتباط برقرار مي‌كرد كه به مدت 10دقيقه عليه ملت ايران جوسازي مي‌كرد حتي در طول يك هفته سه شبكه خبري و تصويري آمريكا با كار روانشناسي و علمي دقيق عليه ملت ايران به تخريب پرداختند و تاكيد مي‌كردند كه محمود احمدي‌نژاد مي‌خواهد با بمب اتم آمريكا را نابود كند.
احمدي‌نژاد با اشاره به سخنان رئيس دانشگاه كلمبيا اظهار داشت: رئيس اين دانشگاه نمي‌دانست كه چه نقشي را بايد ايفا كند.
رئيس جمهور با اشاره به تبليغات سنگين و منفي عليه ايران تصريح كرد: جو رواني به حدي بود كه بسياري از دوستان مي‌گفتند اگر در اين دانشگاه حاضر شويم درگيري به وجود مي‌آيد اما من تاكيد داشتم كه بايد حاضر شويم تا از مواضع جمهوري اسلامي ايران و حقوق ملت ايران دفاع كنم.
احمدي‌نژاد اظهارات رئيس دانشگاه كلمبيا را يك بيانيه توصيف كرد و يادآور شد: رئيس دانشگاه كلمبيا شديداً تحت فشار بود و برنامه‌ريزان به پيروزي خود در اين قضيه يقين داشتند، به طوري كه حتي بعد از حضور ما در اين دانشگاه تا چند ساعتي همچنان همان تبليغات قبل از حضور ما را مطرح مي‌كردند، اما بعد از چند ساعت شكست خود را پذيرفتند.
احمدي‌نژاد گفت: ما قصد داشتيم در آمريكا در كنار برج دوقلو نيز حضور پيدا كنيم اما به ما اعلام كردند كه نمي‌توانند امنيت برقرار كنند سؤال ما اين است كه شما وقتي در شهر خود نمي‌توانيد امنيت برقرار كنيد چگونه مي‌توانيد در عراق و جاهاي ديگر امنيت برقرار كنيد.
احمدي نژاد با اشاره به سخنان اخير رئيس جمهور امريكا گفت: اين آقا گفته ما با كمك جامعه جهاني و با كمك سازمان ملل آنقدر فشار مي‌آوريم تا ايران كوتاه بيايد، اما بايد بدانند كه اشتباه مي‌كنند، چون اين تهديدها ديگر خاصيتي ندارد.
وي افزود: در سخنان آنها هيچ دعوتي به دوستي و قانون وجود ندارد چرا كه آنها به آخر خط رسيده‌اند.
رئيس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به وضعيت امروز جامعه بشري و با بيان اينكه زندگي بشر صحنه‌هايي از غم، درگيري، جنگ و همچنين صحنه‌هايي از عشق، محبت، دوستي و آرامش است افزود: در طول تاريخ بشر چه در عرصه سازندگي و چه در عرصه تخريب دو جريان مقابل هم وجود داشته‌اند و به يك تعبير شايد بتوان گفت تاريخ بشر تاريخ تقابل دو جريان است.
احمدي نژاد افزود: در نگاه اول به نظر مي‌رسد كه تقابل بين دو عده انسان و كارگزار مي‌باشد و رقابت سنگيني در عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و ديگر عرصه‌ها وجود دارد و اگر به پديده‌ها و حوادث اطراف خود دقت كنيم در خواهيم يافت كه تقابل و رقابت اصلي نه بين سياستمداران و تاجران، بلكه بين عالمان و معلمان است و در واقع تقابل بين دو نوع علم مي‌باشد.
وي با بيان اينكه در طول تاريخ دو نوع علم، دو نوع معلم و دو نوع عالم وجود داشته خاطرنشان كرد: هر سياستمداري دست پرورده يك معلم است و او از يك منظر علمي به جهان نگاه مي‌كند.
رئيس شوراي عالي امنيت ملي، عرصه جهان را عرصه رقابت بين عالمان و معلمان توصيف كرد و ياد آور شد: علم تنها تاثير گذار نيست بلكه علم همراه با تعلم در جامعه تاثير مي‌گذارد. علم، عالم و تعلم صحنه‌ گردان اصلي تاريخ بشر هستند.
احمدي نژاد با اشاره به جنگ‌هاي جهاني و همچنين ديگر جنگ ‌ها در جهان تصريح كرد: پشت صحنه‌ اين جنگ‌ها عناصري هستند كه اينها را ساخته‌اند. بدون علم، عالم و معلم هيچ حركتي رو به كمال و يا، رو به انحطاط اتفاق نمي‌افتد.
وي تاكيد كرد: نقش علم، عالم و معلم در جهان كليدي و بي‌بديل است و خداوند اولين عالم و معلم مي‌باشد. همچنين همه پيامبران نيز عالم و معلم بوده‌اند.
رئيس جمهور مشكل امروز بشري را ناشي از عالمان و معلمان فاسد دانست و گفت: علم، نور و روشنايي بخش است و راه را براي پيشرفت بشر باز مي‌كند، علم نوري است كه جايگاهش قلب پاك انسانها است.
احمدي نژاد با اشاره به حمله آمريكا به عراق گفت: وقتي رئيس جمهور آمريكا تصميم مي‌گيرد كه به عراق حمله كند بايد دانست كه در درجه اول معلمانان و عالماني بودند كه اين آقا را آموزش دادند. همچنين عالماني محيط را تجزيه و تحليل مي‌كنند و به يك سياستمدار رهنمود مي‌دهند. اين افراد علم جامعه شناسي، روانشناسي و ديگر علوم را در راستاي تخريب و ايجاد تفرقه بين ملت‌ها آموختند.
وي افزود: قبل از پيروزي اسلامي دنيا به ظاهر به دو بلوك تقسيم شده بود اما در واقع آنها يكي بودند چرا كه نوع برنامه ريزيشان يكي بود و انسان را مادي مي‌پنداشتند و به دنبال تسلط خود بودند، اما انقلاب اسلامي عرصه جديدي باز كرد و انسانها را از اصالت ماده بيرون آورد.
رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه دنياي مادي به آخر خط خود رسيده تصريح كرد: آنها نتوانستند معضل جهاني همچون فقر، جنگ و ديگر مسائل را حل كنند و قادر نيستند مسائل عراق، فلسطين و لبنان را حل كنند.
احمدي‌نژاد با بيان اينكه بشر امروز تشنه مكتب الهي است و مكاتب مادي پاسخگوي نياز آنها نيست، خاطرنشان كرد: دنيا دنبال راه جديدي كه متكي بر پاكي، سلامت، ايمان، يكتاپرستي است، علم حقيقي اين دستاوردها را براي بشر دارد.
رئيس جمهور در بخش ديگري از سخنان خود مسئوليت امروز دانشگاهيان و دانشجويان را يادآور شد و افزود: امروز مسئوليت دانشگاهيان و دانشجويان ما براي ساختن ايران و پاسخگويي به نياز بشر بسيار سنگين است و بايد علم مفيد و فرهنگ توليد كرد و به بشريت امروز عرضه نمود.
وي تصريح كرد: علم و فرهنگ دو ويژگي‌ ملت ايران بوده و ملت ايران در طول تاريخ هيچگاه با ابزارهاي قدرت اقتصادي و نظامي شناخته نشده است، بلكه وجه غالب ملت ايران فرهنگ و علم بود و امروز هر جا از ايران و ايراني نامي به ميان مي‌آيد، علم و فرهنگ سر زبان جاري مي‌شود.
رئيس جمهور در بخش پاياني سخنان خود خطاب به دانشجويان و دانشگاهيان تاكيد كرد: در علم آموزي حد و مرزي براي خود قائل نشويد و به افق‌هاي بلند جهاني نگاه كنيد البته دولت وظيفه دارد تا امكانات را در حد توان تامين كند كه به فضل الهي خواهد كرد.
احمدي نژاد افزود: شما دانشجويان و دانشگاهيان امروز بايد خودتان را در عرصه جهاني مسئول بدانيد چرا كه بشر امروز به دانش و علم شما نيازمند است و مسئولين و وزراء بايد درها را باز كنند تا باب تعامل باز شود.
وي تنها راه اصلاح دنيا را كار علمي و فرهنگي دانست و گفت: آنها كه فكر مي‌كنند با سلاح‌ها و زرادخانه‌ها مي‌توانند دنيا را بسازند، سخت در اشتباه هستند.
رئيس جمهور در ابتداي سخنان خود ماه مهر را ماه تلاش، شكوفايي و عشق، شور و نشاط دانست و اظهار داشت: ماه مهر براي ملت ايران يك ماه برجسته و بسيار ويژه‌ و اتفاقاتي كه در اين ماه مي‌افتد بنيادي و سرنوشت ساز است.
وي با بيان اينكه ماه مهر خون در رگ جامعه مي‌دمد، افزود: مهر، با مجاهدت و تلاش براي پيشرفت و تعالي كشور همراه است.
پيش از سخنان رئيس جمهور در مراسمي از نفرات برتر كنكور سراسري در رشته‌هاي مختلف تجليل و تقدير شد و رئيس جمهور نيز لوح يادبودي را به آنها اهدا كرد.
همچنين دانشگاه علوم پزشكي و دانشگاه تهران و بسيج اساتيد دانشگاه تهران به خاطر دفاع عزتمندانه رئيس جمهور از مواضع ملت ايران و اتخاذ مواضع شجاعانه در دانشگاه كلمبيا مدال و لوح يادبودي به احمدي نژاد اهدا كرد.
پيش از سخنان رئيس جمهور، آقایان زاهدي وزير علوم، تحقیقات و فناوری ، باقري لنكراني وزير بهداشت، درمان و اموزش پزشکی، حجت الاسلام عميد زنجاني رئيس دانشگاه تهران، لاريجاني رئيس دانشگاه علوم پزشكي تهران و افروز به نمايندگي از اساتيد دانشگاه تهران ضمن ارایه گزارشی از روند فعالیت های وزارتخانه ها و دانشگاه های مطبوع خود، از مواضع شجاعانه و مقتدرانه دکتر احمدی نژاد در سازمان ملل و بویژه دانشگاه کلمبیا قدردانی كردند.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 22:57 |

حاشیه های حضور امروز احمدی نژاد در دانشگاه تهران
ناکامی تشنج آفرینان در پی تجمع دانشجویان

 

با حضور دانشجویان، اعتراضات دانشجونماها در بیرون  سالن سخنرانی رئیس جمهور برای تشنج و درگیری در دانشگاه تهران ناکام ماند.

  

به گزارش خبرنگار  رجانیوز از دانشگاه تهران،تعدادي از  اعضاي افراطی تحكيم‌وحدت سعي در ايجاد اختلال در سخنراني امروز رئيس‌جمهور به مناسبت آغاز سال تحصيلي  داشتند.

 

اين سخنراني بنابر قرار قبلي قرار بود تا از ساعت 10 صبح در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار ‌شود، اما افراطیون از ساعتي پيش از شروع برنامه جلوي در دانشگاه ادبيات اجتماع كرده و با سوت و كف‌زدن سعي در ايجاد اغتشاش در برپايي مراسم را داشتند.

بنابراين گزارش ديروز فراخواني توسط افراطیون تهيه شده بود كه براساس آن امروز 50 نفر از اعضاي به اصطلاح مدرن از شاخه علامه تحكيم وحدت، اجتماع مذكور را تشكيل دادند. اين افراد همزمان با آغاز مراسم در داخل تالار به سمت در ورودي آن حركت كردند كه با جمعيت دانشجويان دانشگاه و تشكل‌هاي دانشجويي روبه‌رو و متوقف شدند.

 

 آنها با سردادن شعارهايي تحريك‌آميز مانند «توپ، تانك‌، بسيجي ديگر اثر ندارد»،  «بسيجي حيا كن، دانشگاه را رها كن» و ... به سمت در اصلي يورش بردند.

 

دانشجوياني كه جلوي در سالن مستقر بودند، با عباراتي مانند «الله اكبر»، «لا‌اله الا‌الله»، «ياحسين» و «ياحيدر» سعي در جلوگيري از ايجاد تشنج و درگيري را داشتند و مانع از نزديك شدن متعرضان به در تالار شدند.

 

نماينده‌هاي دانشجونماها پس از آنكه از نزديك شدن به در سالن نااميد شدند، موارد متعددي را براي تحريك اعضاي گروه خود عليه دانشجويان مطرح كردند.

ازجمله ادعا مي‌كردند تعدادي از اساتيدشان اخراج شده‌اند و خواهان آن بودند كه احمدي‌نژاد بايد يك بار ديگر خودش را در معرض راي مردم قرار دهد، چرا که وی جزو مقدسات اين ملت نيست!!

 علي‌رغم آنكه اين اشخاص سعي كردند رفت و آمد‌ها را در دانشگاه مختل كنند، دانشجويان و اعضاي تشكل‌ها تنها با حفظ آرامش عنوان مي‌كردند ما فقط اهل گفت‌وگو هستيم و نمي‌دانيم تلاش‌هاي شما براي متشنج كردن فضاي علمي دانشگاه به چه دليل است؟!

میلیشیای دفتر تحکیم، خوراک رسانه های صهیونیست را آماده کرد

 

در حالیکه رسانه های غربی و صهیونیستی پس از ماجرای دانشگاه کلمبیا دچار انفعال شدیدی شده و نیازمند مغلوبه کردن این جریان علیه رئیس جمهور ایران بودند، میلیشیای دفتر تحکیم با جنجال سازی تعدادی دانشجونما، خوراک مناسبی برای این رسانه هاآماده کرد.

 

به گزارش رجانیوز، دکتر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران در شرایطی ساعت 10 صبح امروز وارد دانشگاه تهران شد که طیف غیرقانونی تحکیم وحدت (علامه) از هفته گذشته فضاسازی گسترده ای علیه حضور وی در دانشگاه کرده بود.

 

بنابراین گزارش، پس از آغاز مراسم در تالار علامه امینی، تعدادی از دانشجویان که موفق به حضور در مراسم سخنرانی نشده بودند، ضمن اعلام حمایت از مواضع انقلابی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا، شعارهایی در حمایت از وی سر دادند اما در این بین، تعداد معدودی از وابستگان دفتر تحکیم، اقدام به سر دادن شعارهای تحریک آمیز کردند و به سمت درب ورودی سالن محل برگزاری مراسم هجوم بردند که با هوشیاری و خونسردی دانشجویان انقلابی در بیرون از سالن، این حرکت ناکام ماند.

 

دانشجونماها پس از ناکامی در حمله به سالن مراسم و سایر دانشجویان، با تجمع در وسط محوطه دانشگاه و سر دادن شعارها و ایراد اظهارات موهن، تلاش کردند از طریق درگیری با دانشجویان، فضای دانشگاه را ملتهب کنند. در همین زمان نیز این جمع با تهدید و هجوم به دستگاه اس ان جی شبکه خبر، مانع از پخش مستقیم این برنامه شدند.

 

"توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد"؛ "محمود احمدی نژاد عامل تبعیض و فساد"؛ " بسیجی حیا کن دانشگاه رو رها کن" و "مرگ بر دیکتاتور" از جمله شعارهایی بود که متعرضین  برای ملتهب کردن فضا، مدام تکرار می کردند.

 

در حالی که دانشجویان بر لزوم گفتگو و حفظ آرامش در فضای منطقی دانشگاه تاکید داشتند، سخنگویان میلیشیای تحکیم پس از ناکامی در اهداف خود طی سخنانی، ادعا می کردند که آزادی ندارند و احمدی نژاد باید خود را به رفراندوم بگذارد!

 

 در همین حال یکی از عوامل انتشار نشریات موهن دانشگاه امیر کبیر نیز که در این جمع حضور داشت، برای تحریک هرچه بیشتر افراطیون، خطاب به آنان گفت: متاسفم که در این دانشگاه برای اعتراض، بوق خربزه فروشی در دست گرفته اید! البته این سخنان وی باعث ایجاد تنش های داخلی و اعتراضات پی در پی میان این جمع شد.

 

از سوی دیگر، دانشجویان هم که تا این لحظات مشغول تبادل نظر و بیان دیدگاه های خود درباره سفر رئیس جمهور به نیویورک و بازتابهای آن بوده و سعی داشتند به فحاشی ها پاسخی منطقی بدهند، همزمان با اذان ظهر، به اقامه نماز جماعت در صحن دانشگاه پرداختند.

 


در همین حال میلیشیای تحکیم به سمت درب غربی دانشگاه تهران حرکت کرده و تلاش کردند با تحریک نیروی انتظامی و جلب توجه مردم، خوراک رسانه های صهیونیستی را در حد توان پربارتر کنند.

 

این عده پس از ناکامی از جلب توجه مردم و تحریک نیروی انتظامی و سایر دانشجویان، به سمت درب اصلی داشگاه در خیابان انقلاب حرکت کردند و این بار شعارهای اهانت آمیزتری سر دادند که شعارهای آنان در میان موج استقبال دانشجویان از احمدی نژاد و شعارهایی از قبیل "احمدی احمدی حمایتت می کنیم" و "صل علی محمد یاور رهبر آمد" دانشگاه را به مقصد میدان پاستور گم شد. 

 

میلیشیای دفتر تحکیم که علی رغم آماده باش یکهفته ای، در دستیابی به همه اهداف خود- به جز پربارتر کردن خوراک رسانه های صهوینیستی – ناکام مانده بودند، در پایان، با ضرب و شتم و فحاشی رکیک به تعدادی از دانشجویان و خبرنگاران، اقدام به عقده گشایی کردند.


 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 22:49 |

 

 

 

طومار ده ها هزار نفر از شركت كنندگان در راهپيمايي روز قدس:در تحريم كالاهاي اسرائيلي ما را ياري كنيد



شركت كنندگان در راهپيمايي روز قدس طي طوماري كه به امضاء ده ها هزار نفر رسيد و به دفتر رياست جمهوري تحويل داده شد خواهان قطع رابطه با شركت هاي حامي اسرائيل شدند.
امضاء كنندگان اين طومار با اشاره به كلام ماندگار امام خميني(ره) مبني بر اين كه «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود» خواستار عمل به فتواي رهبر معظم انقلاب و اجراي كامل قانون حمايت از انقلاب اسلامي فلسطين در جهت قطع رابطه با شركت هاي حامي اسرائيل شدند.
اين امضاء كنندگان با بيان اينكه در رمي جمرات كالاهاي اسرائيلي ما را ياري كنيد و با استناد به مفاد ماده 8 قانون حمايت از انقلاب اسلامي فلسطين (مصوب 69.2.19 مجلس شوراي اسلامي) و بند 6 ماده 6 منشور كنفرانس اسلامي (مصوب 1972) مبني بر شناسايي و قطع رابطه با شركت هاي حامي اسرائيل خواستار قطع توليد محصولات شركت هاي
كوكاكولا، شركت خوشگوار مشهد، پپسي كولا، شركت ساسان، نستله ايران، گوشي تلفن GLX و دو شركت بدنام «آي بي ام» و «ماكروسافت» در ايران شدند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 و ساعت 22:36 |

  مأموريت دشوار رسانه هاي وابسته به شهرداري:
توجيه دعوت از يك صهيونيست به تهران، به هر قيمتي!

 

 

سايت وابسته به عضو حامي شهرداري شوراي شهر تهران، مأمور توجيه دعوت از يك صهيونيست ميليارد از سوي شهرداري تهران به ايران شد.

 

با آنكه از افشاگري رجانيوز از دعوت شهرداري تهران براي حضور لوسيانو بنتون، صهيونيست صاحب نام ايتاليايي در ايران و تأسيس فروشگاههاي زنجيره اي مد و لباس چند روز مي گذرد و در اين فاصله نمايندگان مجلس نيز در اين خصوص تذكر دادند، يك سايت وابسته به يكي از اعضاء شوراي شهر تهران كه روابط مستحكمي با شهردار تهران دارد، به همراه روزنامه همشهري، مسووليت دشوار! توجيه گري  اين اشتباه را برعهده گرفته اند.

 

دست اندركاران اين سايت كه گويا ابتدا بدون هماهنگي با مسئولين خود، اقدام به درج خبر حضور بنتون در تهران كرده بودند و وي را در همان خبر صهيونيست ناميده بودند، پس از انتشار خبر رجانيوز و روشن شدن زواياي پنهاني اين دعوت از سوي شهرداري تهران با دستپاچگي و در اقدامي غيرحرفه اي، در همان آدرس قبلی خبر، متن خبر قبلي را حذف كرده و متن جديدي را که بنتون و شهرداری را تبرئه می نمود، جايگرين آن كردند.

 

جالب آنکه در این میان پیامهای مخاطبین این سایت که در خبر قبلی درج شده و طی آن خواستار مشخص شدن صحت یا سقم این خبر شده بودند نیز ذیل متن جدید همچنان باقیست.

 

گردانندگان اين سايت با آگاهي از احساسات ضدصهيونيستي مردم ايران و اثرات فوق العاده منفي انتشار این خبر ، طي يك هفته اخير به جاي بازخواست از مسئولين شهرداري و به عذرخواهي واداشتن آنان، اقدام به حمله به نمايندگان ملت و رئيس مجلس كرد كه در مقابل اين اقدام شهرداري موضع گرفته بودند.

 

گفتنی است سايت اينترنتي "فردا" كه سال گذشته توسط برخي اعضاء سرويس سياسي روزنامه جام جم اداره مي شد، به دنبال درج برخي اخبار كذب و شكايت نهادها از مسئولين آن، از ادامه فعاليت خودداري كرد اما با گذشت چند ماه، يكی از اعضاء راهيافته به شوراي شهر كه سابقه همكاري با شهردار تهران در نيروي انتظامي را نيز داشت، اقدام به خريد امتياز اين سايت كرد.

 

سايت مذكور در حال حاضر وظيفه توجيه تمامي اقدامات شهرداري تهران و حمله به منتقدان اين نهاد را برعهده دارد كه به علت ناپختگي و مبتدي بودن دست اندركاران آن در حوزه فعاليت خبري، اين رويه، حالتي زننده پيدا كرده است.

 

با اين حال، انتشار گزارش تفصيلي روز گذشته روزنامه ايران كه در آن، مديركل دفتر شهردار تهران در اظهاراتي عجيب گفته بود: "كار آقاى بنتون لباس است، ما كارى به انديشه هاى ايشان نداريم فقط مى خواهيم از تخصصشان براى ايرانيان استفاده كنيم؛ از چاقو هم مى توان براى آدم كشى استفاده كرد و هم مى توان با آن جراحى كرد."، موجب قرار گرفتن تيم رسانه اي توجيه كننده اقدامات شهرداري تهران در تنگناي جديدي شده است.

 

از سوي ديگر روزنامه همشهري كه صاحب امتيازي آن را شهرداري تهران برعهده دارد، در بخش ديگري از اين پروژه توجيه گرانه، در اقدامي غيرحرفه اي، همزمان با چاپ گزارش مزبور در روزنامه ايران، افشاگري درباره حضور يك صهيونيست و تحقيق درباره اهداف پشت پرده اين سفر را كه جزء وظايف ذاتي رسانه هاست، اقدامي خلاف اتحاد ملي در سال موسوم به اين نام دانست!

 

"انگ ضد اتحادملي" در حالي از سوي روزنامه همشهري به ديگران زده مي شود كه حسن بيادي يكي از اعضاء شوراي شهر تهران در آخرين جلسه اين شورا در هفته گذشته، از اين روزنامه به دليل عدم انعكاس اخبار شورا و اخراج گسترده نيروهاي متعهد و جايگزين كردن تيم جديد، انتقاد كرده بود: « اگر بررسى هايى بر روى اخبار منتشر شده درباره شوراى شهر در يكى از روزنامه ها كه متعلق به شهردارى است صورت گيرد، مشخص مى شود كه اخبار و فعاليت هاى شورا از طريق اين روزنامه به خوبى و درستى منعكس نشده است. اسناد و مداركى در اختيار دارم كه نشان مى دهد برخى از نيروهاى متعهد از اين روزنامه اخراج و نيروهاى جديد جايگزين آنها شده اند.»

 

از سوي ديگر، مديركل دفتر شهردار تهران، نیز در توجيه همكاري با اين صهيونيست به روابط ايران با كشورهاي انگليس و آلمان كه در طول جنگ تحميلي سلاح شيميايي در اختيار صدام قرار مي دادند، اشاره کرد و آن را بدتر از ارتباط با امثال بنتون دانست. 

 

مشاور محمدباقر قاليباف در عين حال با تأكيد بر اين كه از انديشه هاى رئيس شركت بنتون دفاع نمى كند، مى گويد: «كاش ما آنقدر سواد داشتيم كه از مراجعه به خارجى ها براى تأمين لباس هاى زنان، دختران و مردان ايرانى بى نياز بوديم ولى حالا كه اين امكان فراهم نيست بايد از علم روز استفاده كنيم.»

 

روزنامه ايران در بخش ديگري از اين گزارش نوشت: در حالى كه شهردارى تهران عنوان مى كند قصد حمايت از سرمايه گذاران داخلى در بخش پوشاك را دارد، فرحناز قندفروش، مشاور امور بانوان استاندار تهران كه ۲ دوره جشنواره «زنان سرزمين من» را كه به پوشاك و مد لباس زنان ايرانى مربوط بوده در تهران برپا كرده، مى گويد: «شهردارى با وجود مكاتبات فراوان و گذشت يك سال، از در اختيار قرار دادن فروشگاه هاى خود براى عرضه مدهاى جديد ايرانى خوددارى مى كند.»

 

وى مى افزايد: «استاندارى تهران درخواست در اختيار قرار دادن ۲ فروشگاه براى عرضه ۱۳۰ مدل لباس ايرانى را به شهردارى ارسال كرده است ولى شهردارى با وجود گذشت يك سال هنوز به اين درخواست ها پاسخ نداده است.»

 

قندفروش مى گويد:« هم اكنون ۶۰ چادر ملى و ۳۰ نوع مانتوى مدل و طرح جديد به دليل در اختيار نداشتن فضاى عرضه، در دست توليدكنندگان و طراحان مانده است.»

 

از آنجا که دعوت از بنتون از سوی شهرداری تهران در ابتدا یک اشتباه به نظر می رسید و انتظار می رفت تا شهردار تهران در برابر این اشتباه، برخوردهای قاطع مقتضی را انجام دهد، اما اینگونه برخوردهای رسانه ای اطرافیان وی این شائبه را در اذهان تقویت می کند که آیا می توان باور کرد که قالیباف و تیم همکارش پیش از این از سوابق لوسیا بنتون خبر نداشته اند؟

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 23:18 |

نگاه ماکياولي به عرصه نقدفرهنگي در ماجراي بنتون

 

 

سفیر ایران در ایتالیا در واکنش به انتقادهای اخیر از فعالیت فروشگاههای فروش لباس لوسیا بنتون در تهران مطلبی منتشر کرد که اصل آن را می توانید از اینجا بخوانید:

 

فارغ از قسمتی از این نوشته که به مقصر بودن یا نبودن شهرداری تهران در ماجرای سرمایه گذاری (بخوانید تأسیس فروشگاه و فروش البسه) مربوط می شود، برخی اظهارنظرهای دیگر سفیر ایران نیز قابل تأمل است.

 

سفیر ایران در بخشی از نوشته خود، به آماده ساختن طرح های مختلف سرمایه گذاری در ایران از سوی سفارت و جلسه مشترک خود با سرمایه گذاران ایتالیایی اشاره می کند و حضور این سرمایه گذار ایتالیایی در ایران را نتیجه آن اقدام می داند.

 

در اینکه یکی از وظایف مسلم و قطعی سفارتخانه های کشور، رصد و معرفی کردن فرصتهای سرمایه گذاری در داخل کشور و جذب سرمایه های خارجی به داخل از این طریق است،نه تنها تردیدی وجود ندارد ؛ بلکه باید از جناب سفیر به دلیل این تحرک قدرددانی شود اما نکته مهم آن است که اجازه انجام چنین سرمایه گذاریهایی در داخل، خصوصاً هنگامی که در عرصه فرهنگ انجام شود، می بایست بسیار بیش از آنچه وی به آن اشاره كرده و از كنار آن به راحتي عبور نموده است، مورد توجه قرار گیرد.

 

بنتون در فروشگاه های خود نه تنها قرار نیست به صنعت نساجی کشور خدمت کند، بلکه قرار است با عرضه انواع مد لباس اروپایی و غربی که حتی با نام لاتین هم تبلیغ می شود، عرصه را بر عرضه محصولات داخلی تنگ تر نماید. این مسأله خصوصاً هنگامی تأمل برانگیز است که این سرمایه گذار ایتالیایی در مجموعه خود به منظور تبلیغ محصولاتش، به ارائه مد غربی و شبیه سازی تصاویر دختران نیمه برهنه به جاي تصوير معروف از حواريون مسيح(ع) بپردازد و با افتخار، آن را در پایگاه اینترنتی مجموعه فروشگاه های خود نیز قرار دهد. امری که حتی موجب اعتراض گسترده مسیحیان کاتولیک ایتالیا هم شد و چندسال قبل گروهی از مسیحیان به تظاهرات علیه این اقدام وی پرداختند.

 

اعتراض مسیحیان کاتولیک به این اقدام مجموعه تحت مدیریت بنتون البته،شاید دلایل دیگری هم داشت که از آن جمله اند برگزاری کنسرتهای موسیقی برای حمایت از صهیونیستها و... .

 

ادعای دیگری که در نوشته ابوالفضل ظهره وند موجب تعجب مخاطب می گردد استناد به مسیحی، کاتولیک و متدین(!!) بودن لوسیانو بنتون،و زیر سوال بردن گرایشات صهیونیستی وي از اين منظر است .

 

این استدلال در حالی بیان می شود که از قضا، خاستگاه اصلی حامیان صهیونیستها در دنيا در سالهای اخیر، مسیحیان متعصب کاتولیک هستند و حمایت کامل این دسته، از منافع صهیونیستها امر منحصر به فرد و یا کم سابقه ای نيست که اگر یکی از مصادیق آن، یک مسیحی کاتولیک ایتالیایی معرفی شود، تعجب نماینده سیاسی جمهوری اسلامی را برانگیزد. خصوصاً اگر وی، سفیر ایران در کشوری باشد که آنیلی های مسیحی اما حامی منافع صهیونیست ها ، غولهای اقتصادی آن باشند.

 

این در حالیست که هم اکنون فضای سیاسی غالب در کشورهای حامی رژیم صهیونیستی، اتفاقا از آن نومحافظه کاران مسیحی و کاتولیکی  که از لحاظ مذهبی جزء سیاستمداران متعصب شناخته می شوند و از عوامل اصلی حمایت از صهیونیستها محسوب می گردند، است.

 

به هرحال، با توجه به سوابق مستند این سرمایه گذار ایتالیایی، حضور وی به عنوان یک سرمایه گذار در عرصه فرهنگی و نزدیک شدن او به مرکز فرماندهی فرهنگی کشور (عرصه فرهنگ ساز عرضه مد و لباس) اشتباه جبران ناپذیری است که نمی توان با ساده سازي و تشبیه آن به «چاقو» و يا بیان این نکته که «از چاقو هم می توان برای قتل استفاده کرد و هم برای جراحی» از بار مسئولیتهای بلندمدت و جبران ناپذیر آن شانه خالی کرد.

 

مسئول این اشتباه یا خدای ناکرده تعمد، هر که باشد لازم است و می بایست هم از افکار عمومی عذرخواهی کند و هم از نفوذ فرهنگی حافظان منافع صهیونیستها جلوگیری کند.

 

فارغ از اینکه چه نهاد یا دستگاه هایی در این اهمال نقش داشته اند، به نظر می رسد جلوگيری از پیشامدهای مشابه، همچنین نیازمند تکلیف قانونی مجلس و هماهنگی بیشتر متولیان فرهنگ و سیاست کشور در این زمینه نیز باشد.

 

از سوی دیگر، فارغ از نگاه فرهنگی رجانیوز به این ماجرا، برخی رسانه های نزدیک به یک جریان سیاسی خاص، از ابتدا کوشیدند، با سیاسی کردن این مسئله، حاشیه های جنجالی آن را پررنگ تر از اصل فرهنگی آن سازند.

 

در این میان علاوه بر روزنامه های همشهری، تهران امروز و سایت فردا که بالاتفاق توسط محافل تبلیغاتی نزدیک به شهرداری تهران اداره می شوند، سایت متعلق به احمد توکلی نیز که ظرف 10 روز اخیر صرفاً تماشاچی اظهارنظرهای متنوعی بود که حول این ماجرا شکل گرفت، در نوشته ای با عنوان "درباره ماجرای بنتون..."، با جلوس در مصدر قضاوت، از طرفداران احمدی نژاد و قالیباف انتقاد تندی کرده است.

 

سكوت رسانه اي اين گروه در باره اين تهديد فرهنگي درحالیست که سایت مذکور نسبت به ساير موضوعات كه اغلب اقتصادي هم هستند، (فارغ از صحيح يا ناصحيح بودن) واکنش های تندی حواله مسوولين می ساخت و حتی یک بار آنان را تهدید به نواختن سیلی کرده بود!

 

اگرچه دلیل آن سکوت سوال برانگیز و این واکنش پرخاشگرایانه سايت وابسته به احمد توکلی که خود را پرچمدار نقد تکلیف گرایانه می داند، روشن نیست اما تأکید دوباره بر این نکته حائز اهمیت است که متولی دعوت از صهیونیستها به تهران هر نهاد و گروهی که باشد، این نوع رویکرد رسانه ای، تداعی گر نگاه ماکیاولی به عرصه فرهنگ و نقادی و موجب انحراف در فضاي رسانه اي كشور است.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 23:17 |

دکتر احمدي‌نژاد در جمع نمازگزاران روز قدس:

صهيونيسم، دولتها و ملتهاي غربي را به ‌اسارت در آورده ‌است

 


رييس جمهوري اسلامي ايران در جمع نمازگزاران روز قدس گفت: در مورد صهيونيسم عده‌اي معتقدند كه حزبي است كه دولتها و ملتهاي غربي را به اسارت خودش درآورده است و بطور مشخص حاكمان غربي تحت سلطه رژيم صهيونيستي هستند.
دکتر محمود احمدي نژاد پس از شرکت در راهپیمایی روز قدس و در سخنان قبل از خطبه نماز جمعه تهران خاطرنشان كرد: نظريه ديگر و گروه دومي نيز هستند كه معتقدند قدرتهاي غربي و حاكمان كشورهاي غربي اساسا خودشان پايه گذار صهيونيسم هستند و خودشان بازي گردانان نمايشنامه صهيونيسم مي‌باشند و هركدام، نقشي ايفا مي‌كنند.
رييس جمهوري گفت: اين عده معتقدند كه حزب صهيونيسم يعني همين سران قدرتهاي غربي و خود اينها پشت صحنه هستند اما چيزي به نام صهيونيسم و مظلوميت يهودي‌ها درست كرده‌اند و خودشان مقدمات آن را فراهم كرده اند و خودشان صحنه گردان هستند.
احمدي نژاد در ادامه خطاب به قدرتهاي غربي گفت: از شما سوال مي‌كنيم كه واقعا صهيونيست كداميك از اينها است، شما اسير هستيد يا اينكه دروغ مي‌گوييد و خود شما محور صهيونيست هستيد؟ انتخاب با شما.
وي افزود: اين سوال جدي است، اگر صهيونيسم بر شما مسلط شده است ما و ملتهاي آزاد ، آمادگي داريم به شما كمك كنيم تا شما از اسارت اين حزب جنايتكار رهايي پيدا كنيد و ملتهاي خود را از اسارت اين جنايتكاران نجات دهيد .
رييس جمهوري خطاب به غربي‌ها گفت: اما اگر خودتان پشت صحنه هستيد اعلام كنيد. من به صراحت مي‌خواهم كه دولتهاي طرفدار صهيونيست، موضع خود را در برابر اين سوال مشخص كنند. البته بدانند كه در هر دو صورت مسوول هستند و در جنايات رژيم اشغالگر شريك هستند و بايد پاسخ دهند.
احمدي نژاد افزود: بدانند كه اگر حالت سومي وجود دارد يا آنها اسير صهيونيست‌ها هستند و خط خود را جدا نكنند بزودي در دادگاهاي عدالت به پاي ميز محاكمه كشيده خواهند شد و بدست قدرتمند ملتها محاكمه و مجازات خواهند شد.
رييس جمهوري گفت: البته ما فرض را بر اين مي‌گذاريم كه آنها اسير چنگال صهيونيسم هستند و مي‌خواهيم به آنان كمك كنيم.
احمدي نژاد در ادامه به وقوع جنگ جهاني دوم و كشته شدن بيش از ‪۶۰‬ ميليون انسان اشاره كرد و گفت: ملت ايران اساسا با كشتار انسانها مخالف است و معتقد است كه تك تك آحاد بشري محترم هستند و انسان كرامت دارد و كشتار انسانهاي بي‌گناه اعم از يهودي ، مسيحي و مسلمان از ناحيه هر كس را محكوم مي‌كند.
رييس جمهوري در عين حال تاكيد كرد كه ملت ايران، بهانه تراشي، صحنه سازي ، داستان پردازي و مقدمه‌سازي براي نسل كشي ملت فلسطين را نيز محكوم مي كند.
احمدي نژاد ادامه داد: ما مي‌خواهيم به آنان كمك كنيم، آنها آمدند بعد از جنگ دوم جهاني به ماجرايي پرداختند و به نام نسل كشي يهوديان ، در سرتاسر اروپا و كشورهاي تحت سلطه قدرت‌هاي غربي يك نهضت ضد يهود برپا كردند و فضاي تبليغاتي و رواني ايجاد كردند.
وي افزود: از طرف ديگر نيز با موضوعي به نام كوره‌هاي آدم سوزي يك مظلوميت و يك محروميت براي يهوديان اروپا دست و پا كردند و به بهانه اين مظلوميت و آسيب ديدن برخي يهوديان در جنگ دوم جهاني و با موج يهود ستيزي، مقدمات تاسيس رژيم صهيونيستي را برپا كردند.
رييس جمهوري تصريح كرد: البته بعدها موضوع كشتار يهوديان را كه بعد از جنگ دوم جهاني مطرح كردند، به‌نام هولوكاست نامگذاري كردند و اين موضوع را آنقدر مقدس كردند كه از همه مقدسات عالم بالاتر ديدند.
احمدي نژاد، افزود: البته شما مي‌بينيد كه در نظامات غربي ، دولتها اصولا هيچ مرز قدسي را رعايت نمي‌كنند.
رييس جمهوري اسلامي ايران در ادامه سخنان خود با اشاره به جنايات رژيم صهيونيستي عليه ملت مظلوم فلسطين، خطاب ‌به حاميان صهيونيست‌ها، گفت: چرا اجازه نمي‌دهيد كه از جعبه سياه صهيونيست‌ها رمز گشايي شود.
احمدي نژاد خاطرنشان كرد: بايد به ملت‌ها اجازه داده شود كه درخصوص جنايات رژيم صهيونيستي تحقيق كنند و از جعبه سياه جنايات اين رژيم رمز گشايي كنند.
رييس جمهوري با اشاره به اينكه امروز رژيم صهيونيستي به منزله ناموس برخي قدرتهاي جنايتكار غربي است، افزود: بيش از ‪ ۶۰‬سال است كه جوانان و مردم مظلوم فلسطين از همه حقوق انساني محروم هستند، امروز مساله قدس نه يك مساله فلسطيني و خاورميانه‌اي بلكه يك مساله جهان بشريت است.
احمدي نژاد تاسيس رژيم صهيونيستي، ادامه حيات آن، عملكرد و نوع حمايت هاي بي‌حد و مرز از اين رژيم را توهين به كرامت بشري و تخريب آن دانست و افزود: موضوع اشغال فلسطين فقط به يك سرزمين محدود نمي‌شود ، بلكه مساله صهيونيست و رژيم صهيونيستي امروز به يك مساله جهاني تبديل شده است.
رييس جمهوري خاطرنشان كرد: دفاع از منافع ننگين اين رژيم براي برخي قدرت‌ها از واجبات است و دولت‌هاي غربي كه پرچمدار سكولاريسم و بي‌ديني هستند، دفاع از رژيم صهيونيستي را به عنوان مقدس‌ترين امر عالم دنبال مي‌كنند.
احمدي نژاد خاطرنشان كرد: اين موضوع به‌قدري براي آنان مهم است كه حتي اجازه سوال درباره مقدمات و تاسيس رژيم صهيونيستي را نمي‌دهند.
رييس جمهوري اسلامي ايران در ادامه سخنان خود در جمع راهپيمايان و نمازگزاران در دانشگاه تهران که در روز قدس انجام شد، تاكيد كرد: ملت ايران اهل مذاكره و گفت و گو است اما در مورد حقوق مسلم و قانوني خود مذاكره نخواهد كرد.
احمدي نژاد تصريح كرد: ملت ايران صلح جو و بدنبال آرامش و صلح جهاني است و درمورد همكاري‌هاي سازنده، صلح و امنيت جهاني و همكاري‌هاي اقتصادي گفت و گو و مذاكره خواهد كرد.
رييس جمهوري خاطرنشان كرد: ما امروز نيازي به قدرتها نداريم ايران امروز داراي فناوري توليد سوخت هسته‌اي است و آمادگي داريم كه اين فناوري را با نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در اختيار ملت‌هاي ديگر قرار دهيم.
احمدي نژاد در ادامه با تاكيد براينكه فتنه‌هاي دشمنان عليه ملت ايران تمام نشده است، افزود: امروز يك يا دو قدرت هستند كه با وجود شكست در موضوع هسته‌اي هنوز مايوس نشده‌اند و به‌دنبال فتنه عليه ملت ايران مي‌باشند.
رييس جمهوري بااشاره به اينكه ملت ايران بايد قدر خود و پيروزيهاي خويش را بشناسند خاطرنشان كرد: رمز پيروزي ملت ايران همبستگي، ايمان به خدا و پيروي از ولي امر بود و اين رمز دژ مستحكم و خلل ناپذير است و ملت بايد هوشياري خود را با وجود پيروزي درخصوص ساير فتنه‌هاي دشمنان حفظ كنند.
رييس جمهور خطاب به ملت ايران افزود: ملت بايد هوشيار باشند تا قدرتهاي زورگو دوباره بازي جديدي براي آنان درست نكنند.
احمدي نژاد افزود: اين قدرتها پس از ‪ ۲۸‬سال ايستادگي در مقابل ملت ايران تلاش داشتند تا اين ملت را محو كنند اما امروز ملت ايران به جايي رسيده است كه آنان اعتراف مي‌كنند كه اين ملت يك قدرت منطقه‌اي است در حالي كه ملت ايران يك قدرت جهاني مي‌باشد.
رييس جمهور تصريح كرد: قدرت ملت ايران ناشي از سلاح، سلطه اقتصادي، فريب و دروغ نيست بلكه ناشي از فرهنگ، تمدن و روح خداپرستي و ايمان زلال است كه ساير ملتها را شيفته ملت ايران كرده است و اين امر نشانگر آن است كه ملت ايران امروز يك قدرت جهاني است.
احمدي نژادخطاب به قدرت‌هاي زورگو گفت: به نفع شما است كه دوست ملت ايران و در كنار اين ملت باشيد و براي ملت ايران بازي جديدي در خصوص موضوع هسته‌اي درست نكنيد كه اين بازي ثمري نخواهد داشت.
رييس جمهور تاكيد كرد: دنيا بداند ما اهل مذاكره، منطق و گفتگو هستيم و آنان مي‌توانند درخصوص مسائلي چون همكاريهاي سازنده و امنيت جهاني با ما گفتگو كنند.
وي افزود:البته دنيا اين را نيز بايد بداند كه ملت ايران حاضر نيست راجع‌به حقوق قانوني خود سرسوزني عقب نشيني يا با كسي مذاكره كند.
رييس جمهور همچنين با اشاره به‌اينكه امروز به لطف خداموضوع فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران به آژانس برگشته است و اين آژانس‌نقش نظارتي و حمايت قانوني از اعضاي خود را دارد گفت: از نظر ما ماجراي هسته‌اي ايران خاتمه پيداكرده است و ما حاضر نيستيم در عرصه سياسي درباره حقوق ملت ايران با برخي قدرتها صحبت يا مذاكره كنيم.
احمدي‌نژاد افزود:البته ما در برابر آژانس تكاليفي داريم كه آنها را انجام داده‌ايم ولي از حقوق خود در اين آژانس به طور كامل استفاده نكرديم و اعضاي آن به ما كمك ندادند و بايد ما مورد حمايت قرار مي‌گرفتيم كه اين حمايت از ما صورت نگرفت.
وي با اشاره به اينكه برخي موضوع سوالات‌آژانس از ايران را مطرح مي‌كنند تصريح كرد: آژانس تنها از ما سوال ندارد بلكه برخي قدرتها بايد بيش از اينها به سوالات آژانس درخصوص فعاليتهاي خود پاسخگو باشند.
احمدي‌نژاد عربده كشي برخي قدرتهاي زورگو را درخصوص موضوع‌هسته‌اي ايران نشانه تمام شدن كار در اين رابطه دانست و افزود: پيروزي بزرگي نصيب ملت ايران شده است. بعضي از قدرتها هنوز در خواب هستند و خيال مي‌كنند با يك فشار جنگ رواني و يا تهديد مي‌توانند ماجرا را به عقب برگردانند ولي بايد بدانند كه چنين اتفاقي نخواهد افتاد.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 22:26 |

سلام

طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق ان شاءالله. اميدوارم در ليالي قدر بهره كافي برده باشيد و اين حقير را هم از دعاي خيرتان بي نصيب نگذاشته باشيد. ما كه دعاگو بوديم....

علت نداشتن مطلب تو اين چند روز مشكلات سخت افزاري و نرم افزاري بود كه خوشبختانه رفع و شد و فقط مبلغي! خرج رو دست من گذاشت!.

بگذريم ... غير از ليالي قدر و شهادت مولاي متقيان اميرالمؤمنين علي عليه السلام مناسبت مهم در هفته گذشته روز قدس بود و راهپيمايي روز قدس، كه برگذار شد و پرشكوه هم  برگذار شد. دست و پاهاي! همتون درد نكنه بابت اين حضور. روز قدس و راهپيمايي آن گذشت اما اصل مطلب تا نابودي رژيم غاصب و وحشي صهيونيستي باقي است. مطلبي كه به نظر من با اهميت اومد مسئله خود مسجد القصي است ....

اين مطلبي كه در ذيل مي بينيد از طريق گروه اينترنتي حزب الله به دست من هم رسيده است. شايد خود شما هم عضو گروه باشيد شايد هم فرستنده اين مطلب... من به دليل اهميت موضوع اين مطلب را منعكس كردم. در روزهاي گذشته در يكي از بخش هاي خبري گزارشي درباره اين موضوع پخش شد. اما جالب اينكه در تمامي شبكه هاي سيما بازهم از همان تصوير مسجد القبه به جاي تصوير مسجد الاقصي استفاده مي كردند و مي كنند! عجب سازمان هماهنگ و جالبي!......

از شما دوستان عزيز صاحب سايت و وبلاگ هم تقاضا دارم در اين مورد اطلاع رساني بفرماييد.

يا علي...

 

مسجد الاقصي را درست بشناسيم!


بيت‏المقدس، خانه پاک، محترم و مقدسى است که در قرآن از آن با عنوان «ارض المقدسه» ياد شده استاين مجموعه بزرگ عبادى نزد مسلمانان موسوم به «حرم‏الشريف» است که دو جايگاه و مسجد مقدس اسلامى يعنى «مسجد الاقصى» و «مسجد القبّه» يا «قبةالصخره» را در خود جاى داده است.
حرم الشريف تقريباً به شکل يک سکو است که غالباً دو مسجد معروف آن با يکديگر اشتباه گرفته مى‏شود. غير مسلمانان و به‏خصوص يهوديان و مسيحيان به آن«تمپل مونت» (2) مى‏گويند. کوه يا تپه‏اى که به ادعاى آنان زمانى معبد سليمان بر آن قرار داشته است.

 

                 

 


مسجدالاقصى همان است که خداوند در اولين آيات سوره مبارک بنى‏اسراييل (اسراء) به آن اشاره کرده است.(3)