تبليغاتX
فدايي سيد علي

دوكوهه السلام اي خانۀ عشق....

 

                       

          

دوكوهه در نگاه شهيد آويني

                                         

اگر بپرسي دو كوهه كجاست ، چه جوابي بدهيم ؟ بگوييم دوكوهه پادگاني است در نزديكي انديمشك كه بسيجي ها را در خود جاي مي داد و بعد  سكوت كنيم ؟ پس اي كاش نمي پرسيدي كه دو كوهه كجاست ، چرا كه جواب گفتن به اين سوال بدين سادگي ها ممكن نيست . كاش تو خود در دو كوهه زيسته بودي كه ديگر نيازي به اين سوال نبود .

گفته اند شرف المكان بالمكين – اعتبار مكان ها به انسان هايي است كه در آنها زيسته اند – و چه خوب گفته اند . دوكوهه پادگاني است در نزديكي انديمشك كه سال هاي سال با شهدا زيسته است ، با بسيجي ها، و همه سرّ مطلب همين جاست. اگر شهدا نبودند و بسيجي ها ، آنچه مي ماند پادگاني بود درندشت ، با زمين هايي آسفالته ، خشك و كم دار و درخت ، ساختمان هايي ، كوتاه و بلند و تيرك هايي كه بر آن پرچم نصب كرده اند. اما دوكوهه سال ها با شهدا زيسته است، با بسيجي ها، و از آنها روح گرفته است ؛ روحي جاودانه.

دوكوهه مغموم است، اما اشتباه نكنيد! او جنگ را دوست ندارد ، جمع با صفاي بسيجي ها را دوست دارد ، جمع شهدا را ؛ آرزومند آن عرصه اي است كه در آن كرامات باطني انسان ها بروز مي يابند.

                                             

يك بار ديگر، سلام دوكوهه.

قطارها ديگر در كنار دوكوهه نمي ايستند و بسيجي ها را از آن بيرون نمي ريزند. قطارها دوكوهه  را فراموش كرده اند و حتي براي سلامي هم نمي ايستند . بي رحمانه مي گذرند . اما شهدا انسي دارند با دوكوهه كه مپرس. باذره ذره خاكش، با زمينش، با ديوارهايش، با ساختمان هايش، با همه آنچه در چشم ما هيچ نمي آيد . مي گويي نه ؟ از حوض روبه روي حسينيه حاج همت باز پرس  كه همه شهداي دوكوهه با آب آن وضو ساخته اند. در حاشيه اطراف حوض تابلوهايي هست كه به ياد شهدا روييده اند. اما الفت شهدا با اين حوض نه فكر كني كه به سبب تابلوهاست ! من چه بگويم؟ اينها سخناني نيست كه بتوان گفت. تو خودت بايد دريابي . واگر نه، ديگر چه جاي سخن؟ 

                                                   

زمين صبحگاه نيز هنوز در جست وجوي رازداران خويش است . اگر زبان خاك را بداني ، نوحه اش را در فراق آنها خواهي شنيد، هرچند او همه لحظات آنچه را كه ديده است و شنيده، به خاطر دارد؛ صداي آسماني شهيد گلستاني را گاهِ خواندن دعاي صبحگاه – اللهم اجعل صباحنا صباح الصالحين...- نهر هاي رحمات خاص حق جاري مي شد و باغ هايي از اشجار بهشتي لا اله الا الله مي روييد و زمين صبحگاه بقعه اي مي شد از بقاع رضوان. آنان كه در دوكوهه زيسته اند طراوت اين جنات را در جان خويش آزموده اند و هنوز از سكر آن چهار نهر آب و عسل و شير و شراب سرمستند.     

                                    

جا دارد كه دوكوهه مزار عشاق باشد، زيارتگاه عشاقي كه ازقافله شهدا جا مانده اند.

اي قدمگاه بسيجي ها، اي قدمگاه عاشق ترين عاشقان ، تو خوب مي داني كه چه سايه بلندي را از كف داده اي . بوسه هاي تو بر قدم هايي مي نشسته است كه استوارتر از عزم  آنان را  زمين به ياد ندارد . يادهايت را در خود تجديد كن تا آنجا كه اگر هزارها سال از اين روزها بگذرد، تو را با اين نام بشناسد كه قدمگاه بسيجيان بوده اي. شب را به ياد بياور كه انيس عشاق است؛ آن شب را ، بعد از عمليات والفجر يك .

اي دوكوهه ، تو را با خدا چه عهدي بود كه از كرامت برخوردار شدي  و خاك زمين تو سجده گاه ياران خميني شد ؟ و حال چه مي كني ، در فراق پيشاني هايشان كه سبب متصل ارض و سما بود؟ و آن نجواهاي عاشقانه؟   

دو كوهه، مي دانم كه چقدر دلتنگي. مي دانم كه دلت مي خواهد باز هم خود را به حبل دعاي شهدا بياويزي و با نمازشان تا عرش اعلي بالا بروي. مي دانم كه چه مي كشي دوكوهه! عمر تو هزار ها سال است و شايد هم ميليون ها سال. اما از آن روز كه انسان بر اين خاك زيسته است، آيا جز اصحاب عاشورايي سيد الشهدا كسي را مي شناسي كه بهتر از شهداي ما خدا را عبادت كرده باشد؟ تو چه كرده اي كه سزاوار كرامتي اين همه گشته اي كه سجده گاه ياران خميني باشي؟ چه پيوندي بوده است ميان تو و كربلا؟ كدام رسول بر خاك تو زيسته است؟ تو كهف اعتكاف كدام عارف بوده اي؟ اشك كدام عزادار حسين بر تو چكيده است؟ چه كرده اي دوكوهه؟با من سخن بگو...

                                             

حسينيه ات نيز سكوت كرده است و دم بر نمي آورد. ما كه مي دانيم: زمان، بستر جاري عشق است تا انسان ها را در خود به خدا برساند و حقيقت تمام آنچه در زمان حدوث مي يابد باقي است. پس، از حسينيه حاج همت بخواه كه مهر سكوت از لب برگيرد و با ما سخن بگويد.

 اينجا حرم راز است و پاسداران حريم آن، شهدايند؛ شهدايي كه در آن نماز شب اقامه كرده اند و با خدا راز گفته اند؛ شهدايي كه در حسينيه ، چشم مكاشفه بر جهان غيب گشوده اند؛ شهدايي كه همسفران عرشي امام بوده اند و اكنون ميزبان او هستند.

عمق وجود من با اين سكوت راز آميز آشناست؛ سكوتي كه در باطن ، هزارها فرياد دارد.

من هرگز اجازه نمي دهم كه صداي حاج همت در درونم گم شود. اين سردار خيبر، قلعه قلب مرا نيز فتح كرده است. گوش بسپار تا ناله هاي حاج عباس كريمي را نيز در سوگ شهادت او بشنوي .

                                  

حسينيه حاج همت قلب دوكوهه بوده است. حيات دو كوهه از اينجا آغاز مي شد و به همين جا باز مي گشت .

وقتي انسان عزادار است، قلب بيش از همه در رنج است و اصلا  رنج بردن را همه وجود از قلب مي آموزند. دو كوهه قطعه اي از خاك كربلاست، اما در اين ميان، حسينيه را قدري ديگر است. كسي مي گفت كاش حسينيه را زباني بود تا با ما بگويد از آن سرّي كه ميان او و كربلاست . گفتم : حسينيه را زبان هست، كو محرم اسرار؟

هر كه مي خواهد ما را بشناسد داستان كربلا را بخواند، اگر چه خواندن داستان را سودي نيست اگر دل كربلايي نباشد. چه بگويم در جواب اين كه حسين كيست و كربلا كدام است؟  چه بگويم در جواب اين كه چرا داستان كربلا كهنه نمي شود؟ از باب استعاره نيست اگر عاشورا را قلب تاريخ گفته اند . زمان هر سال در محرم تجديد مي شود و حيات انسان هر بار در سيد الشهداء . نه اين حيات دنيايي، كه جانواران نيز از آن برخودارند؛ حياتي كه درخور انسان است، حيات طيبه، حياتي آن سان كه امام داشت، زيستني آن سان كه امام زيست .

                                    

حسينيه شهدا نيز اكنون در جست وجوي گم كرده خويش است. او امام را نديد ، اما ياران امام را ديد و از آنان بوي خميني را شنيد، از آنان كه در حقيقت خميني فاني شدند و از اين طريق، بقايشان نيز به بقاي او پيوند خورد.

                                          

دوكوهه، خاك و آب و در و ديوارهايش، همه وجودش با اين حضور آن همه انس داشته است كه اكنون ، در اين روزهاي تنهايي ، جايي مغموم تر از آن نمي يابي . دوكوهه مغموم است و در انتظار قيامت . دلش براي شهدا تنگ شده است ، براي بسيجي ها . همين جا بود، در همين ميدان روبه روي ساختمان گردان مالك. از همين جا بود كه خون حيات يك بار ديگردر رگ هاي زمين و زمان مي دويد، همين جا بود كه عاشورا تكرار مي شد. اما اين بار امام حسين غريب و تنها نبود؛ خميني بود، ياران خميني هم بودند. همين جا بود كه عاشورا تكرار مي شد، اما اين بار امام حسين به شهادت نمي رسيد؛ بسيجي ها بودند، فداييان امام، گردان گردان، لشكر لشكر. جواد صراف و اسماعيل زاده هم بودند. باقي شهدا را من نمي شناسم، تو بگو. هر جا كه هستي، هر شهيدي كه مي بيني نام ببر و به فرزندانت بگو كه چهره او را به خاطر بسپارند تا عَلم خميني بر زمين نماند.

عَلم خميني بر زمين نمي ماند؛ مگر ما مرده ايم؟

دوكوهه، خاك و آب و در و ديوارهايش با اين حضور آن همه انس داشته است كه اكنون، در اين روزهاي تنهايي، جايي مغموم تر از آن نمي يابي. دوكوهه مغموم است و درانتظار قيامت. دلش براي شهدا تنگ شده است، براي بسيجي ها.

   

امسال عيد هم عده اي از بچه ها آمده اند تا دوكوهه از غصه دق نكند. از جانب آن ها مصطفي مامور شده است كه با دوكوهه سخن بگويد. مصطفي زبان دوكوهه را خوب مي داند. مي گويد:« ...تو را دوست دارم اي دوكوهه، تو را دوست دارم كه بوي بهشت مي دهي. تو را دوست دارم كه دامنت براي يك بار هم آلوده نشد. تو را دوست دارم كه به بودنم هستي دادي. تو را دوست دارم كه زندگي را تو برايم تفسير كردي.»

اين همه مغموم نباش دوكوهه. امام رفت، اما راه او باقي است. دير نيست آن روز كه روح تو عالم را تسخير كند و نام تو و خاك تو و پرچم هايت مظهر عدالت خواهي شوند.

 دوكوهه، آيا دوست داري كه پادگان ياران امام مهدي نيز باشي؟ پس منتظر باش.

                                         

يك بار ديگر ، سلام دوكوهه .   

دوكوهه ، تويك پادگان نيستي ، توقطعه اي از خاك كربلايي ، چرا كه ياران عاشورايي سيدالشهدا را به قافله او رسانده اي . دوكوهه در باطن تو هنوز راز اين روزهاي سپري شده باقي است ، مي دانم؛ اما ديگر خاك توقدمگاه اين كربلاييان آخرالزمان نيست . بعضي ها ما را  سرزنش مي كنند كه چرا دم از كربلا مي زنيد و از عاشورا. آنها نمي دانند كه براي ما كربلا بيش از آن كه يك شهر باشد ، يك افق است ،يك منظر معنوي است كه آن را به تعداد شهدايمان فتح كرده ايم ؛ نه يك با ر و نه دو بار ، به تعداد شهدايمان . دوكوهه توخوب مي فهمي كه من چه مي گويم . تو با حاج همت ، با حاج عباس كريمي ، با چراغي ، با دستواره ، با اسكندري، عليرضا نوري ، وزوايي، وراميني ، رستگار ، موحد ، حاج مجيد رمضان ، صالحي ، حاجي پور و صدها شهيد ديگر انس داشته اي . تو كه بوسه بر پاي بسيجي ها زده اي ، تو كه با زمزمه شبانه آنها آشنا بوده اي ، تو كه نجواهاي عاشقانه آنها را شنيده اي تو كه معناي انسان را دريافته اي ، توخوب مي داني كه ما چه مي گوييم . آري تو ديگر در جست وجوي انسان نيستي ؛ تو يافتي آنچه را كه يافت نمي شود .

روز اول سال 68 ، پادگان دوكوهه كمي تسكين يافته است . عده اي از دوستانش آمده اند تا گمشده خويش را در آنجا بجويند . در و ديوار ، ساختمان ها و راهروها بر سرجاي خويش باقي است واگر كسي نداند ، مي پندارد كه دوكوهه همه چيز را از ياد برده است . درها قفل است وآنها مي كوشند تا از هر راه كه هست ، يك با ر ديگرخود را به فضاي مالوف خويش برسانند . اما گم گشته در آنجا هم نيست .

عالم محضر شهداست ، اما كو محرمي كه اين حضور را دريابد و در برابر اين خلا  ظاهري خود را نبازد ؟ زمان مي گذرد و مكان ها فرو مي شكند ، اما حقايق باقي هستند . شهيد حاجي پور زنده است ، من و تو مرده ايم . شهدا صدق و استقامت خويش را در آن عهد ازلي كه با خدا بسته بودند اثبات كردند . كاش ما در خيل منتظران شهادت باشيم . يادآوران در جست وجوي گمگشته خويش به اردوگاه كرخه مي روند . شعرشان اگر چه بس مغموم مي نمايد ، اما شعر مستي است . آنان را كه مي خواهند با نظر روانكاوانه در اين سرمستان ميكده عشق بنگرند هشدار باد كه مبادا نشاني از يأس در آنان بجويند . يأس از جنود شيطان است واينان وارسته اند از آن جهاني كه در سيطره شياطين است . كرخه خرابات است واينان خراباتيانند و گريه ، آبي است بر دل هاي سوخته شان . گريه اوج سرمستي است و اگر امروز روزگار فاش گفتن اسرار است ، بگذار اينان نيز فاش بگريند . امام كو كه به تماشاي رهروان خويش بنشيند ؟

                                     

آري ، ما از اين موهبت برخوردار بوديم كه انسان ديديم . ما يافتيم آنچه را كه ديگران نيافتند . ما همه افق هاي معنوي انسانيت را در شهدا تجربه كرديم . ما ايثار را ديديم كه چگونه تمثل مي يابد. عشق را هم، اميد را هم، زهد را هم، شجاعت را هم، كرامت را هم، عزت را هم، شوق را هم و همه آنچه را كه ديگران جز در مقام لفظ نشنيده اند، ما به چشم ديده ايم. ما ديديم كه چگونه كرامات انساني در عرصه مبارزه به فعليت مي رسند . ما معناي جهاد اصغر و اكبر را درك كرديم . آنچه را كه عرفاي دلسوخته حتي بر سردار نيافتند ، ما در شب هاي عمليات آزموديم . ما فرشتگان را ديديم كه چه سان عروج و نزول دارند . ما عرش را ديديم . ما زمزمه جويبارهاي بهشت را شنيديم . از مائده هاي بهشتي تناول كرديم و بر سرسفره حضرت ابراهيم نشستيم . ما در ركاب امام حسين ( ع ) جنگيديم . ما بي وفايي كوفيان را جبران كرديم ... و پادگان دوكوهه بر اين همه شهادت خواهد داد .

پادگان دوكوهه آخرين بار در عمليات مرصاد بود كه به پيمان خويش وفا كرد . يك با ر ديگر دوكوهه همه چهره هاي آشنا را ديد و همه عطرهاي آشنا را شنيد و با همه آنچه دوست مي داشت وداع كرد .

دوكوهه ، با تو هستم : آيا مي دانستي كه اين آخرين وداع است ؟

منافقين مي پنداشتند كه آن عهد را كه تو بر آن شاهد بوده اي فراموش كرده ايم ، اما تو مي داني كه اين چنين نبود . همه دانستند . دوكوهه ، آيا بر قدم همه عزيزانت بوسه زدي ؟

آيا سعي كردي كه همه آن لحظات را به ياد بسپاري ؟

سعيد را به خاطر داري كه چه مي خواند ؟ براي امام مي خواند ، براي آن كه عاشقانه زيستن را به ما آموخت ، براي آن كه به ما آموخت حقيقت عرفان را كه مبارزه است ، براي آن كسي كه ما همه تاريخ انبيا را در وجود او تجربه كرديم .

                                      

خداحافظ دوكوهه . ما مي دانيم كه تو از گواهان روز حشري و بر آنچه ما بوده ايم شهادت خواهي داد . تو ما را مي شناخته اي و رازدار خلوت ما بوده اي ؛ روزها و شب ها ، در حسينه ، در اتاق ها ، در راهروها و در زمين صبحگاهت .

اين همه مغموم نباش دوكوهه . امام رفت ، اما راه او باقي است . دير نيست آن روز كه روح تو عالم را تسخير كند ونام تو و خاك تو و پرچم هايت مظهر عدالت خواهي شوند .

دوكوهه ، آيا دوست داري كه پادگان ياران امام مهدي نيز باشي ؟ پس منتظر باش .

شهيد سيد مرتضي آويني

 منبع : تبيان

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 22:43 |

رییس جمهور در مراسم رژه نیروهای مسلح:

دشمنان نمي‌توانند جلوي حركت پرشتاب ملت ايران را بگيرند

 


ریيس جمهور با بيان اينكه اكنون پيشرفته‌ترين تجهيزات نظامي در اختيار نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران است ، تصریح کرد: دشمنان نمي‌توانند جلوي حركت پرشتاب ايران اسلامي را بگيرند زیرا ملت ایران همواره تهدید ها و دشواری ها را به فرصت تبدیل کرده است.
دکتر محمود احمدي‌نژاد صبح امروز شنبه در آغاز مراسم رژه نيروهاي مسلح، هفته دفاع مقدس را به ملت ايران، رزمندگان دلاور و شجاع،بسيجيان دريا دل، نيروهاي مسلح و همه آزادگان جهان تبريك گفت و با بيان اينكه اين هفته براي همه ملت هاي آزاديخواه جهان حاوي تجربيات گرانقدري است ، خاطرنشان کرد: 27 سال پيش در چنين روزي نيروهاي اهريمني به رهبري يك ديكتاتور زياده طلب به سرزمين مقدس ايران حمله كردند و لشگرهاي مجهز به صورت پي در پي به ملت تنها و دست‌خالي ايران هجوم آوردند تا جوانه‌هاي انقلاب ايران اسلامي را بخشكانند و تصور مي‌كردند اگر همه توان سياسي، اقتصادي و نظامي خود را بسيج كنند مي‌توانند ملت ايران را از انقلاب و حركت عدالتخواهانه و يكتاپرستي پشيمان كنند.
رییس جمهور با اشاره به اينكه یاد خسارت‌هاي فراوان اقتصادي و از دست دادن جمعي از بهترين‌هاي ملت در دوران دفاع مقدس همواره بر دل ملت ما خواهد ماند ، افزود: اين هفته يادآور پرافتخارترين و زيباترين روزهاست، همان روزهايي كه ملت ايران با رهبري مردي آسماني سخت‌ترين تهديدها را به فرصتي براي اعتلا تبديل كردند.
دکتر احمدي‌نژاد با اشاره به طراحي دشمنان براي حذف ايران از مناسبات جهاني و با تاکید بر اينكه ملت ايران توانست در آن شرايط دشوار، زندگي، عزت و اقتدار را به ارمغان بياورد اظهار داشت: در آن شرايط ايران توانست بيشترين تهديدات را به بهترين فرصت‌ها تبديل كند و امروز كساني كه در آن زمان تحريم‌هاي اقتصادي و سياسي را عليه ايران به كار گرفته‌اند ايران امروز را با ايران آن زمان مقایسه کنند.
ریيس جمهور با بيان اينكه ملت ايران تمدن‌سازي و خودباوري از دست رفته را در دوران دفاع مقدس بازيافت ، گفت: ایران امروز در همه صحنه‌ها با شتاب كم نظير به سمت قله‌هاي افتخار در حال حركت است و خفاشان شب پرست و بدخواهان ملت‌ها ببينند كه دانشمندان ايران هر روز قله‌هاي جديدي از علم را فتح مي‌كنند و در خدمت صلح همه ملت‌ها قرار مي‌دهند که این امر در زمینه های فرهنگي و نظامي نيز محقق است.
دکتر احمدي نژاد افزود: كساني كه تصور مي‌كردند مي‌توانند با حمله نظامي ايران را متلاشي كنند، بيايند و ببينند كه ملت ايران منسجم ،كار آزموده، مومن، خودباور، مقتدر و مجهز به تجهيزات مدرن دفاعي در وسط ميدان ايستاده و از همه آرمان‌ها و هويت ملي ايران قدرتمندانه دفاع مي‌كند.
رییس جمهور تاکید کرد: كساني كه روزي در اوج جنگ و در نهايت مظلوميت ايران،‌اين ملت را حتي از حق دستيابي به سيم خاردار محروم مي‌كردند، ببينند همه تجهيزاتي كه امروز به نمايش در مي‌آيد دستاوردهاي وزارت دفاع و قواي مسلح جمهوري اسلامي ايران است.
دکتر احمدي‌نژاد با اشاره به تبليغات رواني دشمنان عليه ايران گفت: آنها در مقابل ملت ايران بارها شكست خورده‌اند، اما باز هم تصور مي‌كنند با ابزار پوسيده جنگ رواني و تبليغات و تحريم‌هاي اقتصادي مي‌توانند جلوي حركت پرشتاب ملت ايران را بگيرند، اما اشتباه مي كنند آنها بيايند و ببينند كه پيشرفته‌ترين تجهيزات در اختيار ماست حالا اگر مي‌خواهند مي‌توانند باز هم آزموده را بيازمايند.
ریيس جمهور ملت ايران را ملتی قدرتمند و تاثيرگذار در مناسبات منطقه‌اي و جهاني عنوان كرد و با بيان اينكه اين ملت با پيروي از ولايت و به صورت متحد در وسط صحنه ايستاده و از آرمان‌هاي بلند الهي خود دفاع مي‌كند تصريح كرد: نيروهاي مسلح ايران اسلامي نيروهايي مقتدر، مومن و سرافراز هستند و دنيا بايد بداند و دانسته است كه اقتدار قواي مسلح ايران همواره در خدمت صلح و پيشرفت ‌ملت ها و دفاع از خداپرستي خواهد بود و ملت ما هيچگاه چشم طمع به منافع، سرزمين و شخصيت ديگر كشورها نداشته است اما تاريخ نشان داده كه قلدران و پرخاشگران در مقابل ملت ايران جز پشيماني، سرافكندگي و شكست حاصلي نداشته اند.
دکتر احمدي‌نژاد با تاكيد بر اين نكته كه ما مي‌خواهيم همه جهان و منطقه سرشار از صلح و امنيت باشد، اظهار داشت: ملت‌هاي منطقه مي‌توانند امنيت را برقرار كنند و نيازمند حضور بيگانگان نيستند چرا كه حضور بيگانگان ريشه انحراف‌ها و تهديدهاست و قطعاً خروج آنها به نفع صلح و امنيت پايدار است.
رییس جمهور افزود: مشكل بيگانگان، تغيير نگاه، شجاعت اقرار به شكست و تصميم درست مبني بر خروج و احترام به ملت ها به خصوص ملت عراق است و قطعاً متهم كردن ديگران دردي از آنها دوا نمي كند.
پس از سخنان دکتر احمدی نژاد یگان های نمونه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در ارتش، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مقاومت بسیج و همچنین نیروی انتظامی از مقابل كلام الله مجيد و جایگاه رژه رفتند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 18:19 |

  خاستگاه رويكردهاي يك رئيس‌جمهور تازه‌كار
پاريس؛ پايتخت ديگري براي رژيم‌صهيونيستي

 

 

«بسیاری از فرانسوی‌ها مرا سارکوزی آمریکایی خطاب می‌کنند،این مساله باعث غرور من است، چرا که من مرد عمل هستم و آنچه را که می‌گویم عملی می‌کنم. من سعی دارم عمل گرا باشم، آری من بسیاری از ارزش‌های آمریکایی را می‌پذیرم»

 

این قسمتی از سخنان نیکولاس سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه است که در آوریل 2004 اظهار داشت.

 

رئیس جمهور جدید فرانسه كه در اولین ساعت پس از اعلام پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نيز اعلام کرده بود: "ما به دوستی با آمریکا ادامه می دهیم و مقامهای کاخ سفید می توانند روی دوستی ما حساب کنند" متولد ۲۸ ژانویه ۱۹۵۵ در پاریس است. پدربزرگ وی یک اشراف زاده ی یهودی سرگردان و بی چیز بود که به پاریس مهاجرت کرد. خیابان خواب بود و با این حال بعد از 2 سال موفق شد یک شرکت تبلیغاتی تأسیس کند. پدرش یک ناشر مجارستانی و مادرش یک وکیل فرانسوی یهودی است.

 

اما سارکوزی كه اينك دارای فوق لیسانس حقوق خصوصی و دانشنامه علوم سیاسی از موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی پاریس است، موفقیت خود را نه به دليل عضويت در كانون وكلاي پاریس بلکه مديون همراهی با شیراک مي داند. ژاک شیراک، آن زمان شهردار پاریس بود.

 

ساركوزي با وانمود کردن دلباختگی نسبت به دختر شیراک، از او خواستگاری کرد اما همین که پدرزن آینده و پدرخوانده ی سیاسی اش پست شهرداری نوئی را به او واگذار کرد، نامزدی اش با دختر شیراک را به هم زد!

 

نوئی محله اعیان نشین پاریس است و شهرداري اين محله، سرآغاز آشنایی او با صاحبان صنایع، هنرپیشه های سرشناس و اشخاص متنفذ شد. اگرچه ساركوزي به بي اخلاقي نيز مشهور است. همچنانكه وقتی در عمارت شهرداری نوئی خطبه عقد یکی از همین سرشناسان را خواند، همان هنگام به زن او، سیسیلیا دل باخت و بعدها راز این رابطه مخفيانه برملا شد. سیسیلیا که 2 دختر داشت از شوهرش جدا شد و سارکوزی که دو پسر داشت از همسرش.

 

وی فعالیت‌های سیاسی خود را از سال ۱۹۷۷ با تصدی پست مشاور شهردار شهر نویی‌سورنس فرانسه آغاز کرد و از آن پس به سرعت پله های ترقی را با پست‌هایی چون:شهردار، نمایندگی مجلس و وزارت طی نمود.

 

وزارت بودجه و دارایی اولین پست وی در کابینه فرانسه بود (۱۹۹۵-۱۹۹۳). وزارت ارتباطات، سخنگویی دولت و وزارت اقتصاد، دارایی و صنایع نیز از دیگر پست هاي اجرايي او در کابینه فرانسه به شمار می آیند. سرانجام نمايش اقتدار وی در وزارت کشور و مهار اغتشاشات معروف پاریس آخرین پله ورود او به الیزه به عنوان رئیس جمهور بود.

 

اما بسیاری از صاحب نظران یکی از دلایل عمده و پنهان پیروزی سارکوزی در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه را حمایت لابی صهیونیسم از او می دانند چرا که همانگونه که الجزیره نیز تأكيد كرد مادر،همسر و پدربزرگ وی همگی یهودی هستند.

 

ریچارد پرل نولیبرال با نفوذ یهودی می گوید: یک روز پس از انتخابات فرانسه در سالن صبحانه هتلی، تنی چند از صهیونیست های آمریکایی کنار من جای گرفتند. رئیس آن ها که ژاکت ورزشی پوشیده بود و کفش ورزشی به پا داشت، سرحال، تقریباً پیروزمندانه و با حالت شادمانی به شخص کناری اش گفت: «در فرانسه، یک یهودی!».

 

واقعا هم جالب توجه است که کشوری که سال ١٩٧٧ در یک همه پرسی تنها ٦5٪ ساکنان اش این گزاره را به زحمت قبول داشتند که یک فرانسوی یهودی تبار، فرانسوی ای، مانند هر فرانسوی دیگر است، حالا قرار است تحت رهبری فرزند یک یهودی سفاردیمی تسالونیکی قرار گیرد. از دیدگاه آنان اینک فرانسه تحت رهبری یک یهودی با پاسپورت فرانسوی قرار دارد. تحت رهبری مردی که حتی نباید به او (مانند آنجلا مرکل) یاد داد که پیش از این که به نام ملت فرانسه تصمیمی اتخاذ کند، اول نگاهی به اسرائیل و سپس به واشنگتن بیاندازد.

 

رابطه او با یهودیان آنقدر خوب هست که برخی از یهودیان، فرانسه را برای زندگی به سرزمينهاي اشغالي ترجیح می دهند.

 

روزنامه‌ی اسراییلی "یدیعوت‌آحرونوت" در این باره می نویسد: شمار مهاجران یهودی از فرانسه به اسراییل در سال جاری کمتر از میزان پیش بینی شده است. به گفته یک مسوول در آژانس بین‌المللی یهود، هیات پیگیری مهاجران یهودی در اسراییل بر این باور است که روابط خوبی که "نیکولا سارکوزی" رییس جمهوری فرانسه با یهودیان فرانسه در پیش گرفته،عامل این کاهش مهاجرت است.

 

مساله حمايت وي از يهوديان به قدري جدي است كه حتي برخي از رقيبان ساركوزي صريحا وي را "صهيونيست " توصيف كردند.

 

"ژان ماري لوپن "رهبر جبهه ملي فرانسه كه رقيب ساركوزي درانتخابات اخير رياست جمهوري بود، ماه قبل به هنگام ارزيابي عملكرد يكصد روزه ساركوزي در مصاحبه اي او را يك صهيونيست طرفدار آمريكا خواند.

 

گفتنی است اگرچه در حال حاضر 700 هزار یهودی در فرانسه وجود دارد و نسبت آنها به مسلمانان که جمعیتی 6 میلیون نفری را تشکیل می دهند به مراتب کمتر است اما لابی صهیونیستی آنها بیشترین نفوذ را در فرانسه دارد و فراموش نکنیم که 700 هزار یهودی در یک کشور یعنی تسلط پیدا و پنهان بر مهمترین مجاری اقتصادی، فرهنگی و سیاسی آن کشور.

 

یهودیان فرانسه نسبت به سایر اقلیت ها از مؤسسات بیشتری برخوردارند و زمینه فعالیت این موسسات، از فرهنگ گرفته تا سیاست، اقتصاد، دین، حقوق و حتی فعالیت های دانشجویی را دربر می گیرد. آمار بدست آمده نشان می دهد که در شهر پاریس به تنهایی صد مؤسسه یهودی و صهیونیستی بزرگ وجود دارد که مهمترین آنها، "جنبش صهیونیستی در فرانسه" و "شورای فرهنگیان مدافع اسرائیل" می باشند.

 

نفوذ یهودیان فرانسه بر هیات حاکمه این کشور به حدی است که اپوزيسيون هاي حكومت ايران نیز به آن اذعان دارند. ابراهیم یزدی، در این باره می گوید: این دولت فرانسه بود که روژه گارودی را به دلیل چاپ کتابی که در آن آمار کشتار یهودیان را زیر سؤال برده بود محاکمه کرد... با این همه درباره دولت سارکوزی نباید فراموش کرد که یهودیان فرانسه نفوذ بسیاری بر دولت او دارند... بسیاری از موضع‌گیری‌های سارکوزی را باید ناشی از نفوذ این بخش از جامعه فرانسه در دولت جدید این کشور دانست.

 

ساركوزي اما در وزارت كشور فرانسه رويكرد چكشي را به خوبي آموخته است. وي كه حتي حمايتش از يهوديان (و متقابلاً حمايت يهوديان از وي) در محافل رسانه اي غرب نيز آشكار است در اولين سخنراني خود درباره سياست خارجي فرانسه گفته بود: ما اشتباه مي كنيم اگر امكان جنگ بين اسلام و غرب را دست كم بگيريم.

 

روزنامه تايمز چاپ لندن با اشاره به همين مطلب و در تحليلي باعنوان "چرا فرانسه به جنگ با اسلام پرداخته است"، نوشت: بر خلاف شيراك كه داراي انديشه جهان چند قطبي بود، ساركوزي اعتقاد دارد كه در زمان حاضر بزرگترين تهديد براي جهان، جنگ بين اسلام و غرب است. رييس جمهوري فرانسه كه هوادار يهوديان است، فرانسه را نسبت به ديگر روساي جمهوري فرانسه در چند دهه گذشته به آمريكا نزديكتر كرده و داراي رابطه گرم شخصي با رهبران يهوديان آمريكا و فرانسه است.

 

در ادامه اين نوشته با اشاره به اولين سخنراني ساركوزي درباره سياست خارجي فرانسه آمده است: ساركوزي نگراني خود را درباره جنگ اسلام و غرب در مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك در روز دوشنبه هفته آينده بيان مي كند. ساركوزي ضمن حمايت از اسراييل، در برابر حماس از دولت انتصابي فلسطين نيز پشتيباني مي كند.

 

ساركوزي در تازه ترين بخش از ادعاهاي خود به مانندم مقامات و رسانه هاي رژيم صهيونيستي كه هيچگاه توجهي به گزارش هاي رسمي نهادهاي بين المللي نظير آژانس انرژي اتمي درخصوص فعاليت هاي هسته اي ايران نداشته و همواره از اين فعاليت ها به تلاش براي دستيابي به بمب هسته اي و تهديدي براي اين رژيم ياد مي كنند، همين جملات را تكرار كرد.

 

وي شب گذشته در يك مصاحبه تلويزيوني، در حاليكه هنوز غبار واكنش هاي منفي به سخنان كوشنر وزير خارجه اش، فروكش نكرده بود، مدعي شد ايران به دنبال دستيابي به سلاح هسته اي است تا با اين ادعاي غيرمستند، كلكسيون همراهي با صهيونيستها را تكميل تر سازد.

 

اگرچه کارشناسان معتقدند علیرغم نفوذ شدید یهودیان در فرانسه، بازهم این نفوذ قابل مقایسه با تاثیر یهودیان در آمریکا نیست، اما در نظر داشتن تاثير و نفوذ موثر این اقلیت قدرتمند و سازمان یافته در لایه های زیرین تصمیم سازی دولت فرانسه نیز امری است که غالبا مورد غفلت قرار گرفته است.

منبع: رجانيوز
+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 17:7 |

توقف اقدام دولت درباره دانشگاه آزاد

 

 

سخنگوی دولت امروز در حالی به طبقه هفتم ساختمان کوثر برای مصاحبه هفتگی با خبرنگاران قدم گذاشت که خبرنگاران سوالات متنوع و سیاسی تری را برای وی تدارک دیده بودند. سفر حسن روحانی به اروپا، اظهارات وزیر امور خارجه فرانسه، احتمال صدور قطعنامه سوم علیه ایران، ویزای سفر هیئت همراه رئیس جمهور به نیویورک، اصلاح ساختار سازمان فرهنگ و ارتباطات، ادامه جریان سازی علیه سخنان رئیس جمهور درباره احزاب و بازار مسکن محور پرسش های مطرح شده از غلامحسین الهام بود.

 

با این حال، وی در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران درباره شهریه های دانشگاه آزاد در آستانه سال تحصیلی جدید برای نخستین بار از موضع دولت، رسماً اعلام کرد که اقدام دولت درباره دانشگاه آزاد متوقف شده است.

 

به گزارش رجانیوز، الهام در پاسخ به سوال این خبرنگار که از اقدام انقلابی دولت درباره دانشگاه آزاد جویا شده بود، با لحنی حاکی از نوعی بن بست در پیگیری این ماجرا تأکید کرد: اقدام انقلابی یا غیرانقلابی دولت درخصوص دانشگاه آزاد بنا بر مصالح و دلایلی که احتمالاً می دانید، متوقف شده و دولت در این زمینه مداخله ای ندارد.

 

وی مسئولین و هیأت امنای این دانشگاه را مسئول سیاست های اعمال شده دانست و در پاسخ به اصرار این خبرنگار درخصوص دلایل این توقف و محرمانه بودن آن، با خنده ای تلخ ادامه داد: موضوع آنقدر آشکار است که به توضیح نیاز ندارد.

 

بن بست دولت در قضیه دانشگاه آزاد به پاییز سال گذشته باز می گردد، زمانی که رئیس جمهور در آستانه سال تحصیلی جدید در یک سفر استانی، دانشگاه آزاد را ملزم به عدم افزایش شهریه دانست. در نتیجه ورود رئیس جمهور به این پرونده و آشکار شدن پشت پرده های آن، مشخص شد، هیئت موسس این دانشگاه مرکب از آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی، میرحسین موسوی و عبدالله جاسبی طی سالهای اخیر جلسه ای برگزار نکرده و اعضاء این هیئت بنا به گفته رئیس دانشگاه، اختیارات خود را به رئیس هیئت موسس یعنی هاشمی رفسنجانی واگذار کرده اند. با این حساب این هاشمی و جاسبی بودند که از جمع هیئت موسس سابق همچنان، در اداره این دانشگاه نقش محوری ایفا می کردند.

 

با این حال، آنچه سخنگوی دولت از آن به عنوان "مصالح" و "دلایلی که احتمالاً می دانید" یاد می کند، برگ جداشده ای از روند اقدام انقلابی مورد نظر رئیس جمهور است که ناگهان در فضای بهت خبری متوقف شد و در جلسه 2 بهمن 85 شورای عالی انقلاب فرهنگی که رئیس جمهور به علت حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری در آن حاضر نشد، اساسنامه و هیئت موسس جدید دانشگاه معرفی شد.

 

برگ جداشده ای که جدا شدن آن به پیش از انتخابات خبرگان و تهدید مسبوق به سابقه یک مقام ذی نفوذ این دانشگاه در جلسه ای غیررسمی باز می گردد تا نشان دهد اگرچه دولت نهم در زمینه اصلاحات ساختاری در حوزه های اقتصادی و سیاسی موفق عمل کرد و "نکرده"های تلنبار شده سالیان موسوم به اصلاحات و سازندگی را در قالب چندین پروژه همزمان که هر یک به تنهایی پتانسیل زمین گیر کردن یک دولت را دارند، به پیش برد اما این مقوله "تافته جدا بافته" و "ملک طلق"ای است که اگرچه ذهن چندین میلیون دانشجوی ایرانی و خانواده هایشان را درگیر حواشی خود ساخته است اما بدون اذن مالکان انگشت شمارش حتی دولت منتخب ملت نیز حق وارسی و کنجکاوی را در این حوالی ندارد.

 

انتصاب هیئت موسس و هیئت امنای جدید و به تبع آن انجام اصلاحاتی در اساسنامه دانشگاه، اگرچه گامی به جلو و مطلوب تر از بی عملی در مقابل خواست میلیون ها ایرانی است اما تلخی توقف اصلاحات ساختاری را جبران نخواهد ساخت.

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 17:8 |

روز شمار آغاز تهاجم زمینی عراق به ایران

تهاجم اولیه لشكر 5 مكانیزه عراق در شرق بصره ( منطقه عملیاتی اهواز و خرمشهر ) از اول مهر ماه 1359 به طور جدی آغاز شد و تیپیهای 15 و 20 مكانیزه از تنومه به سمت شمال شرقی و به مقصد وصول به هدفهای سوسنگرد و اهواز پیشروی كردند . تیپ 26 زرهی آن لشكر برای اشغال خرمشهر تلاش نمود و با توجه به اطلاعاتی كه ارتش عراق از وضعیت و استعداد و گسترش لشكر 92 زرهی داشت احتمالا چنین برآورد شده بود كه همین 2 لشكر مكانیزه یعنی لشكر یك در جبهه غرب دزفول و شوش و لشكر 5 در جبهه اهواز و خرمشهر برای انهدام لشكر 92 زرهی و وصول به هدفهای استراتژیك خرمشهر ، اهواز و سوسنگرد و دزفول كافی خواهد بود و در صورت نیاز ، لشكر 9 زرهی سپاه 3 نیز كه احتیاط آنها را تشكیل می داد خواهد توانست با یك راهپیمائی حدود 150 كیلومتری به منطقه عملیاتی فكه برسد و یا با عبور از رودخانه دجله در بصره یا نشوه در منطقه عملیات اهواز – خرمشهر وارد عمل گردد .

با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تأثیر آن بر ارتش جمهوری اسلامی ایران ، عراقیها برآورد می كردند كه چنین ارتشی قدرت مقاومت یك روزه هم نخواهد داشت و سربازان عراقی موفق خواهند شد حداكثر در مدت 3 روز به هدفهای اولیه خود در ایران برسند و با بهره گیری از این موفقیت نظامی خواهند توانست حكومت ایران را وادار به قبول شرایط آتش بس و متاركه جنگ و بالاخره انعقاد معاهده صلح تحمیلی بر اساس خواسته های خود نمایند اما مقاومت سرسختانه ارتش و ملت ایران در همان روزهای نخست جنگ باطل بودن این گونه برآوردها را ثابت كرد تا جایی كه عراقیها وادار شدند نیروهای بیشتری از جمله لشكرهای 3 و 10 زرهی را وارد صحنه كارزار خوزستان نمایند .

حوادث روز اول مهر ماه
از آغاز روشنایی روز اول مهر ماه جنگ همه جانبه زمینی آغاز گردید . نیروهای متجاوز عراق با اجرای آتش سنگین توپخانه و سایر جنگ افزارها پاسگاههای مرزی طلایه و كوشك را زیر آتش گرفتند و عناصر مانوری دشمن شامل یگانهای مكانیزه و زرهی وارد خاك ایران شدند و به سمت هدفهای پیش بینی شده پیشروی كردند . با توجه به این كه طول جبهه نبرد نسبت به نیروهای موجود بسیار وسیع بود ، تیپ یك لشكر 92 زرهی با 3 گردان رزمی خود قادر نبود كه در سرتاسر منطقه مأموریت خود به دفاع پردازد ، بنابراین قسمتی از جبهه دفاعی این تیپ باز و بدون نیروهای مدافع مانده بود و دشمن می توانست از آن مناطق پیشروی نماید و مواضع نیروهای ایرانی را دور بزند ، و به همین دلیل نیز گسترش و استقرار یگانهای توپخانه با مشكل مواجه شد چرا كه آتشبارهای مربوط بایستی به نحوی مستقر می شدند كه بتوانند در تمام عرض جبهه اجرای آتش كنند . این امر سبب تجزیه یگانهای توپخانه و از بین رفتن اثرات تمركز آتش و وحدت فرماندهی آنها گردید . چون تیپ یك زرهی قادر نبود در تمام منطقه گسترش یابد بعضی از یگانهای توپخانه در نقاطی مستقر شدند كه نیروی كافی برای دفاع از آن محل وجود نداشت به همین علت پس از آن كه افراد پاسگاه شهابی به علت فشار زیاد دشمن مجبور به عقب نشینی شدند ، آتشبار كاتیوشا مستقر در این منطقه در مقابل نیروهای دشمن قرار گرفت كه بنا به دستور لشكر تغییر موضع داد.
روز اول مهر ماه حملات هوایی عراق استمرار یافت . در سال 0645 فرودگاه اهواز بمباران گردید و متعاقب آن مواضع نیروهای ایرانی از جمله موضع آتشبار كاتیوشا در شرق پاسگاه شهابی بمباران شد و 3 نفر افسر و 4 نفر درجه دار و 9 نفر سرباز شهید و مجروح شدند و آشپزخانه صحرایی و 4 دستگاه خودرو این آتشبار منهدم گردید . با تخلیه پاسگاههای مرزی ، یگانهای توپخانه مورد تهدید جدی قرار گرفتند . گردان 372 كاتیوشا كه در شرق طلایه مستقر بود در خطر محاصره قرار گرفت . لشكر به گردان 221 سوار زرهعی دستور داد به كمك آن گردان بشتابد و در صورت لزوم با اجرای پاتك ، گردان توپخانه را از محاصره برهاند .
با توجه به شرایط نامساعد زمین برای پدافند ، عناصر رزمی پیاده و تانك نمی توانستند دفاع مؤثری در مقابل تهاجم دشمن نمایند و بعلت كمبود و نبود وسایل مهندسی سنگین در مقابل آتش پر حجم توپخانه دشمن حفاظی نداشتند . در این وضعیت تنها آتش توپخانه خودی و عملیات نیروی هوایی ایران بود كه
می توانست حركات نیروهای دشمن را مختل و پیشروی آنها را كند نماید .
در روز اول جنگ ، تیپ یك زرهی در مقابل تهاجم گسترده دشمن سرسختانه مقاومت نمود ولی بعلت فشار شدید نیروهای متجاوز ، با انجام عملیات حركات به عقب ، به مواضع عقبتر تغییر مكان داد .
بر اساس تدبیر شهید سرلشكر فلاحی كه در آن زمان جانشین ستاد مشترك ارتش بود ، خوزستان به سه منطقه عملیاتی تقسیم گردید . منطقه عملیاتی خرمشهر ، آبادان ، منطقه عملیاتی اهواز – سوسنگرد ، منطقه عملیاتی دزفول – شوش . ستاد عملیات نامنظم شهید چمران و ستاد مركزی سپاه پاسداران خوزستان نیز در اهواز مستقر بود . قرارگاه هدایت كننده عملیات در منطقه اهواز عملا تركیبی از فرمانده لشكر 92 زرهی ، شهید چمران ، شهید سرلشكر فلاحی ، استاندار خوزستان و فرمانده سپاه پاسداران بود و این وضع تا زمان شهادت دكتر چمران در خرداد ماه 1360 یعنی به مدت حدود 9 ماه در منطقه عملیاتی اهواز كم و بیش ادامه داشت .


حوادث روز دوم مهر ماه
روز دوم مهرماه نیروی هوایی عراق شهر اهواز و كارخانه نورد را بمباران كرد . نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران متقابلا مواضع عراقیها را بمباران نمود و به آنان تلفات و خساراتی وارد كرد . مقاومت نیروهای ایرانی در روز اول مهر ماه برای فرماندهی ارتش عراق غیرمنتظره بود لذا نیروهای بیشتری به منطقه جنوب غربی اهواز اعزام نمود .
بمباران اهواز در روز دوم مهرماه چند بار تكرار شد و یك فروند هواپیمای دشمن در اهواز سرنگون گردید . بر اثر عكس العمل شدید نیروی هوایی و توپخانه ایران در روز دوم مهرماه از سرعت پیشروی نیروهای متجاوز عراق به صورت چشمگیری كاسته شد و نیروهای دشمن تلاش كردند با آتش سنگین توپخانه و بمباران هوایی بمباران هوایی نیروهای جمهوری اسلامی را از مواضع نزدیك مرز به عقب برانند اما موفقیت چندانی بدست نیاوردند . بیشتر حملات هوایی عراق متوجه مواضع یگانهای توپخانه بود تا بدین وسیله از حجم آتش توپخانه ایران بر روی نیروهای خود كم نماید . در روزهای اولیه جنگ كمبود توپخانه برد بلند و توپهای پدافند هوایی كاملا محسوس بود .
در روز دوم مهر ماه تلاش نیروهای مانوری دشمن در منطقه كوشك و طلایه كاهش یافت . لشكر 92 زرهی به تیپ یك زرهی دستور داد با استفاده از گردان 231 تانك مواضع خط مقدم را اشغال كند و خط پدافندی را ترمیم نماید .
از ساعت 0930 گردانهای 264 و 231 تانك و توپخانه كه شب قبل با كسب دستور به مواضع عقب تغییر موضع داده بودند خیز به خیز به سمت غرب پیشروی كردند و از محور بین كوشك و طلایه به دشمن حمله نمودند اما با مقاومت شدید دشمن مواجه شدند و به گردان 264 تانك تلفاتی وارد گردید و دشمن نیروهای خود را عقب كشید .
روز دوم مهر ماه با نبردهای خونینی كه در جبهه های جنگ از جمله جبهه جنوب غربی اهواز جریان داشت به پایان رسید . مقاومت دلیرانه رزمندگان ایران در دو روز اول نبرد و عدم موفقیت نیروهای متجاوز عراق در عقب راندن نیروهای ایرانی سبب گردید تا ارتش متجاوز عراق سربازان بیشتری را وارد میدان نبرد كند .
در این زمان لشكر 5 مكانیزه و یك تیپ از عناصر لشكر 9 زرهی شامل تیپهای 15 و 20 مكانیزه و تیپ 26 زرهی و لشكر 5 زرهی و تیپ 43 لشكر 9 زرهی در این منطقه عملیاتی گسترش داشتند و در مقابل این نیروی بزرگ ، تیپ یك زرهی لشكر 92 زرهی قرار گرفته بود كه فقط 2 گردان تانك و یك گردان مكانیزه داشت و در دو روز نبرد ، قسمت مهمی از توان رزمی خود را از دست داده بود.

حوادث روز سوم مهر ماه

در روز سوم مهر ماه فشار دشمن ساعت به ساعت شدیدتر می شد و واحدهای زرهی و مكانیزه دشمن تلاش می كردند واحدهای تیپ یك را محاصره و نابود سازند . قرارگاه تیپ در خطر محاصره شدن قرار داشت و سوخت خودروها و مهمات جنگ افزارها رو به اتمام بود . در این روز گردان 221 سوار زرهی نیز زیر فشار مداوم دشمن ضمن ایجاد تأخیر در پیشروی دشمن ، عملیات عقب روی اجرا كرد .
در پایان روز سوم مهر ماه عناصری از تیپ یك زرهی تا پادگان حمید عقب آمدند . در محور طلایه – هویزه – سوسنگرد فقط یك گروهان از گردان 221 سوار زرهی و پاسگاههای ژاندارمری و عناصری از سپاه پاسداران باقی مانده بودند.
در آن روز نیروی هوایی از پایگاه سوم ، 20 سورتی پرواز شناسایی و پشتیبانی انجام داد . تا پایان روز نیروهای دشمن در محور كوشك ، جفیر ، پادگان حمید اهواز موفق شدند نیروهای مدافع را تا جاده اصلی اهواز – خرمشهر و حوالی پادگان حمید در 40 كیلومتری جنوب اهواز عقب برانند.
در روز سوم مهر ماه یك گروه رزمی شامل گردان 148 پیاده و یك گروهان تانك از مشهد به اهواز وارد شد كه زیر امر تیپ یكم قرار گرفت . این یگان اولین واحد تقویتی بود كه به منطقه اهواز – سوسنگرد اعزام شد . در این روز هواپیماهای دشمن انبار مهمات لشكر 92 زرهی و شهر اهواز را بمباران كردند ولی خسارت مهمی به انبارهای مهمات وارد نشد .

حوادث روز چهارم مهر ماه

فشار شدید دشمن در جنوب غربی اهواز برای منهدم كردن مدافعان جمهوری اسلامی و وصول سریع به شهر اهواز كه از آغاز روز سوم مهر شروع شده بود در روز چهارم مهر ماه شدیدتر شد . نیروهای دشمن در طول شب پادگان حمید و نقاطی را كه احتمال وجود عناصری از نیروهای ایرانی در آنها بود زیر آتش شدید توپخانه قرار دادند .
ژاندارمری كشور در ساعت 35 دقیقه بامداد 4 مهر ماه اطلاع داد باقیمانده تیپ یك مستقر در پادگان حمید و افراد پاسگاه ژاندارمری در حال حركت به عقب می باشند . در این روز سربازان دشمن به جاده اصلی اهواز – خرمشهر نزدیك شدند و در ساعت 0930 آتش توپخانه دشمن ایستگاهای راه آهن و پادگان حمید را زیر آتش گرفتند .
روز چهارم مهر ماه كه یكی از خونین ترین روزهای نبرد بود در شرایطی به پایان رسید كه نیروهای مدافع جمهوری اسلامی زیر فشار دشمن تا 15 كیلومتری جنوب غربی اهواز به عقب آمدند و متجاوزان عراقی تا حوالی آب تیمور پیشروی كردند . حضور فعال نیروهای مردمی ، وارد شدن نیروهای تازه نفس نیروی زمینی به منطقه نبرد ، فعالیت مؤثر هلی كوپترهای هوانیروز و پشتیبانی نیروی هوایی و شرایط به نسبت مناسبتر زمین منطقه عملیات به علت وجود آبادیها ، درختزارها و جنگل مصنوعی كمبویه در جنوب جاده اهواز – سوسنگرد ، وجود رودخانه كارون در جناح شرقی و كرخه كور در جناح غربی و تأسیسات كارخانه نورد و ساختمانهای شهری از مهمترین عواملی بودند كه سبب شدند تا دشمن در جنوب غربی اهواز زمینگیر شود و خط پدافندی نیروهای ایرانی قویتر گردد.

حوادث روز پنجم مهرماه

در روز پنجم مهرماه ، نبرد در جنوب غربی اهواز در حالی ادامه یافت كه دشمن با توپخانه خود شهر اهواز را زیر آتش گرفته بود . عراق به منظور ایجاد رعب و هراس در بین مردم اهواز این شهر را با توپخانه زیر آتش گرفت و همزمان هواپیماهای آن كشور اقدام به بمباران مناطق مسكونی نمودند.
بر اساس گزارش ناحیه ژاندارمری خوزستان كلیه پاسگاههای ژاندارمری منطقه اهواز ، خرمشهر و هویزه باستثنای پاسگاههای برزگر و كیان دشت و هخامنش و دوربند در محور طلایه هویزه به عقب تخلیه شدند.
دشمن تلاش زیادی به كار برد تا باقی مانده عناصر تیپ یك زرهی را از جنوب اهواز تا حاشیه شهر عقب براند ولی موفقیتی به دست نیاورد این عدم موفقیت دشمن اولین بارقه امید را در دل رزمندگان ایران ایجاد كرد. همچنین یك گردان تانك دشمن تلاش نمود تا با پشتیبانی توپخانه و خمپاره اندازها از سمت غرب جاده اهواز به مواضع نیروهای ایرانی حمله كند . این واحد تا آبادی دب حردان واقع در 15 كیلومتری جنوب غربی اهواز پیشروی نمود ولی با آتش شدید توپخانه و تانك نیروهای ایرانی مواجه و در همان محل متوقف شد و از آن به بعد منطقه عملیات جنوب غربی اهواز به نام منطقه عملیاتی دب حردان مشهور گردید.

حوادث روز ششم مهر ماه

با فداكاری ، ایثار و تلاش همه رزمندگان مدافع اسلام ، از روز ششم مهر وضعیت میدان نبرد تغییر نمود و ماشین جنگی عراق در 15 كیلومتری جنوب غربی اهواز متوقف گردید.
لشكر 92 زرهی قسمتی از گروه رزمی 148 پیاده اعزامی از لشكر مشهد را در تپه های جنوبی جاده اهواز حمیدیه كه جنگل مصنوعی در آن ایجاد شده بود مستقر كرد . این تپه ها اولین زمین مرتفع در جنوب غربی اهواز است و اگر نیروهای عراقی به آن دسترسی پیدا می كردند می توانستند به سادگی به تپه های فولی آباد در شمال جاده سوسنگرد نیز دسترسی یابند و تمام منطقه غرب اهواز از جمله حمیدیه و سوسنگرد را تصرف نمایند . در این روز اولین درگیری با نیروهای دشمن كه تلاش كردند تا تپه های مذكور را اشغال كنند پیش آمد. در این درگیری تلفات و خسارات قابل ملاحظه ای به دشمن وارد شد و سربازان مهاجم به عقب رانده شدند . این موفقیت سرآغاز موفقیتهای بعدی گردید .
عراقیها كه متوجه شدند در 15 كیلومتری جنوب غربی اهواز بین رودخانه كارون و جنگل كمبویه و كرخه كور یك خط پدافندی نسبتا قوی با حضور نیروهای مسلح ایران و رزمندگان مردمی ایجاد شده است تصمیم گرفتند از منطقه حمیدیه واقع در 27 كیلومتری غرب اهواز ، در این خط دفاعی رخنه ایجاد كنند و خود را از محور دب حردان ، كرانه شرقی شاخه شمالی – جنوبی كرخه كور به حمیدیه برسانند و با عبور از جاده حمیدیه اهواز به سمت شمال و شرق پیشروی نمایند و به تپه های شمال جاده اهواز حمیدیه دسترسی پیدا كنند . چنانچه دشمن موفق به این اقدام می شد می توانست ، محور اهواز – حمیدیه – سوسنگرد – بستان را در شرق حمیدیه قطع كند و تمام منطقه دشت آزادگان از حمیدیه تا خط مرز را تحت كنترل خویش در آورد و شهر اهواز را علاوه بر سمت جنوب ، از سمت غرب و شمال نیز تهدید كند . به همین علت یكی از خونین ترین نبردها در مرحله اول جنگ در این منطقه رخ داد . در این روز بمباران نقاط مسكونی و شهرها توسط نیروی هوایی عراق ادامه یافت .
در روز ششم مهر ماه صدام حسین رئیس جمهور عراق پیشنهاد آتش بس به ایران داد و اعلام كرد نظر به اینكه نیروهای عراق به هدفهای تعیین شده خود دست یافته اند عراق آماده است در صورتی كه دولت ایران شرایط اعلام شده از سوی عراق را بپذیرد ترك مخاصمه كند و با مذاكرات مستقیم یا میانجیگری طرف سوم ، اختلافات خود را با ایران حل نماید. مسلما در مطرح شدن این پیشنهاد ، مقاومت و پایداری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نقش اساسی و تعیین كننده ای داشت ، اما دولت ایران در پاسخ به پیشنهاد صدام حسین اعلام كرد : تا هنگامی كه یك سرباز عراقی در قلمرو سرزمین ایران وجود داشته باشد ایران حاضر به مذاكره نخواهد شد و تنها شرط قبول آتش بس از نظر ایران این است كه دولت عراق نیروهای خود را از خاك ایران بیرون ببرد .
با عدم پذیرش آتش بس غیرمعقول صدام حسین از طرف ایران ، آتش جنگ شعله ورتر شد و در مناطق عملیاتی اهواز و سوسنگرد و خرمشهر جنگ با شدت ادامه یافت . در حالی كه در جبهه های دیگر یعنی غرب دزفول و شوش و ایلام و كرمانشاه عملیات طرفین به مدت نسبتا طولانی به حالت ركود درآمد .
در روز ششم مهر ماه سه گردان از دانشجویان دانشكده افسری از تهران و یك گردان پیاده از مشهد وارد اهواز شدند. نیروهای متجاوز عراق كه از جنوب غربی به سمت اهواز پیشروی می كردند پس از برخورد به مقاومت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، در 10 كیلومتری جنوب غربی اهواز ، مجبور به توقف شدند و برای وصول به شهر اهواز و محاصره منطقه دشت آزادگان تصمیم گرفتند از منطقه بین اهواز – حمیدیه به سمت شمال پیشروی كنند و خود را به ارتفاعات شمالی محور اهواز – حمیدیه برسانند تا هم شهر اهواز را از سمت غرب تهدید كنند و هم محور ارتباطی اهواز – حمیدیه – سوسنگرد – بستان را قطع نمایند و برای نیل به این هدف در اواخر روز ششم ستونی از نیروهای دشمن از دب حردان به سمت شمال غربی و حمیدیه پیشروی كردند اما نیروهای ایرانی موفق شدند جلوی پیشروی دشمن را در این محور سد كرده و تعدادی از افراد دشمن را به اسارت در آورند .
گروه رزمی 37 تانك كه با برداشت از یگانهای تیپ 37 زرهی شیراز تشكیل گردیده بود به اهواز وارد شد و به عنوان احتیاط لشكر 92 زرهی به كار رفت و گردان 148 پیاده كه با یك گروهان تانك تقویت شده بود در جنگل كمبویه در جنوب جاده اهواز – حمیدیه مستقر گردید تا جناح غربی تیپ یك زرهی از تپه های رملی جنوب جاده تا حمیدیه را تأمین نماید .

حوادث روز هفتم مهر ماه

در آغاز روز هفتم نیروهای دشمن كه نتوانستند به حمیدیه نزدیك شوند ، آتش شدید خود را روی حمیدیه و انبارهای مهمات تپه های فولی آباد همچنان ادامه دادند وتلاش دشمن در جنوب شرقی حمیدیه زیادتر شد . برای مقابله با نیروهای دشمن ، هلی كوپترهای رزمی جمهوری اسلامی وارد صحنه شدند و به تانكها و نفربرهای عراقی یورش بردند و خساراتی به آنها وارد كردند و توپخانه ایران نیز نیروهای دشمن را زیر آتش سنگین خود قرار داد . دشمن برای ایجاد وحشت و اضطراب در میان نیروهای مدافع شهر اهواز این شهر را به شدت گلوله باران كرد . در این روز تیپهای لشكر 92 زرهی به علت كمبود توان رزمی و همچنین گستردگی منطقه واگذاری تقاضای اعزام نیروهای تقویتی كردند. لشكر در پاسخ به درخواست تیپها مبنی بر اعزام نیروهای كمكی اعلام كرد : « در این شرایط بحرانی كشور و ملت و انقلاب اسلامی ایران نیاز به فداركاری و جانبازی بیشتری دارد و لازم است عناصر لشكر به همراه سایر رزمندگان غیرارتشی تا رسیدن نیروهای تقویتی مقاومت كنند .»
در این روز همچنین چند فروند از هواپیماهای دشمن سرنگون گردیدند كه خلبان یكی از هواپیماها اسیر شد.

حوادث روز هشتم مهر ماه و یك تهدید جدی برای اهواز و سوسنگرد

در روز هشتم مهر ماه نیروهای دشمن در منطقه حمیدیه و كرانه جنوبی رودخانه كرخه كور حركاتی را آغاز نمودند . فعالیت دشمن در منطقه جنوب غربی اهواز نشان می داد كه دشمن آماده می شود تا در دو محور به سمت شمال تك كند . یك ستون از منطقه بین رودخانه كارون و جاده اهواز خرمشهر برای تصرف كارخانه نورد و عقب راندن نیروهای ایرانی به سمت اهواز و ستون دیگر در حوالی حمیدیه واقع در 27 كیلومتری غرب اهواز برای قطع محور اهواز سوسنگرد و تهدید حمیدیه و اهواز و سوسنگرد و پادگان دشت آزادگان .
در این روز هلی كوپترهای هوانیروز در حین گشت زنی در منطقه متوجه شدند كه نیروهای دشمن بین حمیدیه و سوسنگرد به شمال كرخه كور نفوذ كرده و به سمت حمیدیه و جاده سوسنگرد در حال پیشروی هستند و یك ستون دیگر دشمن نیز در جنوب اهواز و منطقه دب حردان به سمت حمیدیه در حال حركت است . گزارشات دریافتی از سایر یگانها نیز حاكی بود كه حدود یك گردان تانك دشمن به حوالی حمیدیه رسیده و قریبا جاده اهواز – حمیدیه را قطع خواهد كرد .
هلی كوپترهای رزمی هوانیروز با حداكثر توان خود به تانكهای دشمن حمله كردند و افراد سپاه پاسداران و ژاندارمری و گروه جنگهای نامنظم شهید چمران و دانشجویان دانشكده افسری در حوالی حمیدیه با تشكیل گروههای ضد تانك به نیروهای دشمن یورش بردند و تعداد قابل ملاحظه ای از ادوات زرهی دشمن را منهدم نمودند . دشمن با دادن تلفات و خسارات زیادی مجبور به عقب نشینی به جنوب رودخانه كرخه كور و منطقه دب حردان گردید و خطر بسیار جدی كه تمام منطقه اهواز و سوسنگرد را تهدید می كند از بین رفت.
در این عملیات برای اولین بار با آب انداختن به زمینهای منطقه مانع بزرگی در حركت آزاد تانكها و نفربرهای زرهی دشمن در باتلاق ایجاد شده از حركت بازماندند و توسط آرپی جی زنهای شجاع و دلاور شكار شدند .
بدین ترتیب روز هشتم مهر ماه در حالی به پایان رسید كه یك تهدید جدی از سوی نیروهای متجاوز عراق در محور اهواز – حمیدیه – سوسنگرد خنثی شد و دهها دستگاه خودرو زرهی و چرخدار دشمن نابود گردید و دشمن مجبور به عقب نشینی به جنوب جاده و كرانه كرخه كور شد .

حوادث روز نهم مهر ماه

پس از یورش یگانهای متجاوز عراق به محور حمیدیه – سوسنگرد و عدم موقعیت آنها برای كنترل این محور عناصری از نیروهای دشمن در جنوب حمیدیه باقی مانده بودند . در آغاز روز نهم حدود 30 نفر از افراد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نیروهای باقی مانده دشمن یورش بردند . در این عملیات حدود 22 تانك و نفربر دشمن منهدم شد و از نیروهای سپاه 4 نفر شهید گردیدند كه برادر مراد اسكندری فرمانده سپاه پاسداران حمیدیه جزء شهداء بود . با شكست ارتش عراق در تهاجم خود به جنوب حمیدیه و محور سوسنگرد – اهواز ، حكومت عراق برای بار دوم و به فاصله 2 روز پس از اولین پیشنهاد ، در نهم مهرماه مجددا به ایران پیشنهاد آتش بس داد و تقاضا نمود كه از 13 تا 16 شهریور ماه ( 5 تا 8 اكتبر ) آتش بس برقرار شود كه با توجه به غیراصولی بودن آن ، از سوی جمهوری اسلامی ایران رد شد . در این روز هلی كوپتر سرهنگ وطن پور مورد اصابت گلوله های دشمن قرار گرفت و این سرباز دلاور اسلام به شهادت رسید . در این نبردها تلفات و ضایعات ارتش عراق نسبتا زیاد بود چنانكه در اطلاعیه شماره 55 ارتش عراق تلفات نیروهای عراقی 165 نفر كشته ، 24 نفر زخمی و 3 نفر مفقود اعلام گردید . در همین اطلاعیه اشاره شده بود كه 7 دستگاه تانك ، 4 دستگاه نفربر و 12 دستگاه خودرو چرخدار عراقی نیز منهدم شده است .

حوادث روز دهم و یازدهم مهرماه

با توجه به شرایطی كه در منطقه جنوب غربی اهواز به وجود آمد از روز یازدهم مهر ماه جبهه نبرد دشمن در حدود 20 كیلومتری جنوب غربی اهواز و در خط شمال غربی – جنوب شرقی آبادی دب حردان تثبیت گردید و نیروهای خودی نیز به فاصله حدود 5 كیلومتری شمال مواضع نیروهای عراق و در خط كارخانه نورد ، حاشیه جنوبی جنگل كمبویه و كرانه شاخه شمالی جنوبی كرخه كور مواضع پدافندی خود را مستحكم كردند . در جنوب حمیدیه نیز نیروهای ایرانی موفق شدند در كرانه شمالی شاخه شرقی – غربی كرخه كور از آبادی كوهه تا هویزه كنترل اطراف كرخه را در دست بگیرند .

حوادث روز دوازدهم مهرماه

در روز 12 مهرماه گلوله باران شهر اهواز كه به وسیله توپخانه عراق از ساعت 800 تا 1100 ادامه داشت ، سبب شد تا تعدادی از مردم غیرنظامی به شهادت برسند . هواپیماهای دشمن نیز شهرهای آغاجاری و امیدیه و تأسیسات نفتی در نقاط مختلف خوزستان را بمباران كردند . در این روز هلی كوپترهای هوانیروز متناوبا مواضع دشمن را با موشك مورد حمله قرار دادند . این یورش سبب ایجاد هراس و وحشت در نیروهای متجاوز شد . نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی نیز همانند روزهای گذشته در دفاع از خوزستان در حد توان خود كوشید .
از اوایل دهه دوم مهرماه كمكها و پشتیبانی های مردمی به طور فزاینده و چشمگیری به مناطق عملیاتی سرازیر گردید . اعزام بلدوزر و لودر توسط نهادها و شركتها به میدانهای نبرد اثرات فوق العاده مثبتی در آمادگی دفاعی و در روحیه نیروهای مدافع گذاشت . با استفاده از این وسایل مردمی ، لشكر 92 زرهی موفق شد برای واحدهای در خط ، خاكریز و جان پناه و سنگر تهیه كند و خطوط پدافندی را تحكیم نماید .
در حالی كه تا آن زمان نیروهای ایرانی عموما در زمین باز و بدون حفاظ در مقابل نیروهای دشمن قرار داشتند .
در 16 مهرماه لشكر 92 زرهی با استفاده از عناصر تیپ یك زرهی و گروه رزمی 37 زرهی تك محدودی را در منطقه دب حردان به سمت آب تیمور اجرا نمود . این عملیات به نام عملیات قائم در ساعت 0500 روز 16 مهرماه آغاز گردید و در ساعت 1100 همان روز به پایان رسید . این عملیات محدود هر چند برای نیروهای ما تلفات و خساراتی را در بر داشت اما نتایج مثبت آن نیز ارزنده بود . زیرا جمله اینكه این عملیات در ادامه عملیاتهای محدود غرب دزفول نشانه آغاز روحیه آفندی در نیروهای مدافع جمهوری اسلامی بود . از نتایج دیگر این عملیات توسعه كنترل نیروهای ایرانی بر تمامی جنگل كمبویه و شمال دب حردان بود به طوری كه منطقه دب حردان زیر دید و تیر نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت و نیروهای دشمن از دب حردان عقب نشینی كردند و مواضع خود را حدود 10 كیلومتر به سمت جنوب غربی عقب كشیدند . در نتیجه این عملیات آبادی بیوض از اشغال دشمن آزاد شد و نیروهای دشمن نیز در خطی ازكرانه غربی كارون به دب سلیمان ، بنی تمیم و كوهه مستقر شدند .
بعد از عملیات 16 مهرماه ، منطقه عملیاتی اهواز دچار ركود گردید و عملیات مهمی توسط نیروهای ایرانی و عراقی اجرا نشد ولی مبادله آتش بین نیروهای طرفین ادامه داشت . این وضعیت به مدت 3 ماه یعنی تا 16 دی ماه 1359 كه عملیات كرخه كور در منطقه اهواز سوسنگرد اجرا شد ادامه داشت . نیروهای عراقی یك خط پدافندی مستحكم در 25 كیلومتری جنوب غربی اهواز و در حوالی امامزاده سید طاهر در امتداد شمال غربی و جنوب شرقی احداث كردند ، و به مدت 20 ماه در همین خط باقی ماندند تا این كه در عملیات بین المقدس مجبور به ترك آن شدند .

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 14:17 |

 

          
    




























 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 14:14 |
 

با اين تصاوير از بزرگ جانباز انقلاب اسلامي ايران و علمدار ولايت امام خامنه اي(حفظه الله تعالي) به استقبال هفته دفاع مقدس مي رويم.......

بازم هستا!

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 0:46 |

"منطق ما منطق امام حسين عليه السلام است و اگر دشمن اين حقيقت را دريابد در انتظار خستگي ما نخواهد بود"

 

اين كلام سيد شهيدان اهل قلم سيد مرتضي آويني بود...... اميدوارم اين گروه هاي دوم خردادي يا اصلاح طلبان آمريكايي ، چپي ها و ماستي ها (منظور راسته! – البته به بچه حزب اللهي ها كه به اونها هم اشتباهاًً راستي اطلاق مي شه بر نخوره منظور نظر همون هايي هستند كه مي شناسيد! و الا ما يه راه درست در انقلاب داريم و اون هم راه امام و رهبر فرزانه انقلاب است.) اين حقيقت را دريابند. انگار اين جماعت هنوز متوجه نشدند 28 سال پيش ما انقلاب كرديم و نظام اسلامي با منطق مذكور برپا شده. اون مظهر فساد و ظلم و تباهي، محمدرضا پهلوي صداي انقلاب ما رو شنيد! اما انگار اين جماعت هنوز صداي انقلاب را نشنيده اند! هر روز در حال ارسال سيگنال به دشمن هستند كه شما فشار بياوريد مردم تسليم مي شوند! تريبون نماز جمعه تبديل شده به سنگر تهاجم به آرمانهاي امام(س) و دلسرد كردن مردم از راهي كه در پيش گرفته اند.

شيطان بزرگ آمريكاي جنايتكار در برابر ايستادگي و عزم و اراده رهبر انقلاب و ملت و رئيس جمهور انقلابي ايران به زانو در آمده سفيرانشان را براي احياي شيطان به سويشان روانه مي كنند! جماعت رسوا و حقير! تا به كي نوكري بيگانه؟ از راهي كه انتخاب كرديد توبه كنيد و به آغوش اسلام و ملت برگرديد...

 

اگر ما را تحريم اقتصادي كنند ما فرزند رمضانيم و مولايمان اميرالمؤمنين علي عليه السلام ... و اگر ما را تحريم نظامي كنند ما فرزند محرميم و مولايمان امام حسين عليه السلام.....

كاش مي فهيمديد : منطق ما منطق امام حسين عليه السلام است....

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 12:2 |
بعد از شنيدن نظرات و افكار آقاي هاشمي و خاتمي و تحريف كلام و راه امام در جهت اهداف پليدشان (درباره امريكا و رژيم وحشي و غاصب صهيونيستي كه به كرات در اين وبلاگ از اين دروغ آشكار خاتمي ياد كردم ) دنبال به دست آوردن كلام گوهربار امام خميني (س) بودم كه موفق شدم اين چندتا رو داشته باشيد.....

ماهيت دولت آمريكا

ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.

سلطه آمريكا تمام بدبختيهاى ملل مستضعف را به دنبال دارد.

آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است.

آمريكا مى‏گويد كه ما در منطقه منافع داريم، چرا بايد او در منطقه ما منافع‏داشته باشد چرا بايد منافع مسلمين منافع آمريكا باشد

ملل اسلام، از اجانب عموما و از آمريكا خصوصا متنفر است.

دنيا بداند كه هر گرفتاريى كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند، از اجانب‏است، از آمريكاست.

مهمترين و دردآورترين مساله‏اى كه ملتهاى اسلامى و غيراسلامى كشورهاى حت‏سلطه‏با آن مواجه است، موضوع آمريكاست.

همه گرفتارى‏هايى كه ما داريم از دست آمريكا داريم.

همه مصيبت ما زير سر آمريكاست.

آمريكا شماها را براى نفتتان مى‏خواهد، آمريكا شما را براى اين مى‏خواهد كه‏بازار درست كند، كه نفتتان را ببرد و بنجلها را بياورد به شما بفروشد.

دشمن اصلى اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم‏الشان - صلى الله عليه و آله وسلم - ابرقدرتها، خصوصا آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است.

آمريكا اين تروريست بالذات دولتى است كه سرتاسر جهان را به آتش كشيده،و همپيمان او صهيونيسم صهيونيست جهانى است كه براى رسيدن به مطامع خود، جناياتى مرتكب مى‏شود كه قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند.

تمام گرفتارى ما از اين آمريكاست، تمام گرفتارى ما از اين اسرائيل است.

رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست‏پيش ملت ما.

احساسات ايرانيان عليه ملت آمريكا نبوده، بلكه عليه دولت‏آمريكاست.

مبارزه با آمريكا

هر چه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد.

همه ملت ما دشمن شماره اول خودش را امروز آمريكا مى‏داند.

اسلحه‏هاى سرد و گرم، يعنى قلم و بيان و مسلسل را از نشانه‏گيرى به روى يكديگرمنحرف، و به سوى دشمنهاى انسانيت كه در راس آنها آن آمريكاست نشانه‏برويد.

ما اعتقادمان اين است كه بايدمسلمين با هم متحد بشوند و تودهنى بزنند به‏آمريكا ; و بدانند كه مى‏توانند!

ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براى ما كار بكند، ما آمريكا را زير پامى‏گذاريم.

اگر معناى ضديت با آمريكا اين است كه ما نمى‏خواهيم وابسته به آمريكاباشيم، آرى ما ضد آمريكايى هستيم و اگر ترس آمريكا از اين است، آرى بايدبترسند.

دشمن مشترك ما كه امروز اسرائيل و آمريكا و امثال اينهاست، كه مى‏خواهندحيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت‏ستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن‏مشترك را دفع بكنيد.

آن داغى كه به دل آمريكا وارد شده است به واسطه اين نهضت، به دل هيچ كس‏وارد نشده است.

ما جرممان اين است كه با آمريكا مخالف هستيم.

اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اين كه ذليل باشيم زير دست صهيونيسم،و زير دست آمريكا.

اى مظلومان جهان! از هر قشر و از هر كشورى هستيد بخود آييد، و از هياهوهاو عربده آمريكا و ساير زورمندان نهراسيد، و جهان را بر آنان تنگ كنيد.

آمريكا در مقابل مسلمين نمى‏تواند خودنمايى كند.

آمريكا هيچ غلطى نمى‏تواند بكند.

اين نزاعى كه، مبارزه‏اى كه الان بين كفر و اسلام است، اين منازعه بين ما وآمريكا نيست، بين اسلام است و كفر.

الآن در راس همه مسائل اسلامى ما قضيه مواجهه با آمريكاست. امروز اگر قواى‏ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكاست، و الآن دشمن آمريكاست و بايد تمام‏تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.

خوشوقتى كامل ما آن روزى است كه سلطه همه استعمارگران شرق و غرب، وبخصوص آمريكاى جهانخوار از سر مسلمانان قطع شود.

آمريكا ممكن است ما را شكست دهد ولى نه انقلاب ما را ; و به همين دليل‏است كه من به پيروزى خودمان اطمينان دارم ; دولت آمريكا مفهوم شهادت رانمى‏فهمد.

ما يقين داريم اگر دقيقا به وظيفه‏مان كه مبارزه با آمريكاى جنايتكار است‏ادامه دهيم، فرزندانمان شهد پيروزى را خواهند چشيد.

رابطه با آمريكا

روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با يك ظالم است، روابط يك غارت‏شده‏با يك غارتگر است.

ما نه تحت‏حمايت آمريكا و نه تحت‏حمايت‏شوروى و نه تحت‏حمايت هيچ قدرتى‏نيستيم.

آنهايى كه خواب آمريكا را مى‏بينند خدا بيدارشان كند.

آن روزى كه آمريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت.

ما نمى‏خواهيم آمريكا سرپرست ما باشد، ما نمى‏خواهيم همه منافع ملت راآمريكا ببرد.

مملكت اسلامى عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا، كه شما نان ما رابدهيد.

با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست‏بردارد.

آمريكا و شوروى اگر دخالت در امور داخلى ما نكنند و با ما روابط حسنه داشته‏باشند، با آنها روابط برقرار خواهيم كرد.

قدس و فلسطين

بيت‏المقدس مال مسلمين و قبله اول مسلمين است.

همه بايد بدانند كه هدف دولتهاى بزرگ از ايجاد اسرائيل، تنها با اشغال‏فلسطين پايان نمى‏پذيرد، آنها در اين نقشه‏اند كه - پناه بر خدا - تمامى‏كشورهاى عربى را به همان سرنوشت فلسطين دچار كنند.

آيا سران قوم نمى‏دانند و نديده‏اند كه مذاكرات سياسى با سياستمداران قدرتمندو جنايتكاران تاريخ،قدس و فلسطين و لبنان را نجات نخواهد داد، و هر روزبر جنايات و ستمگريها افزوده خواهد شد.

ما طرفدار مظلوم هستيم، هر كسى در هر قطبى مظلوم باشد ما طرفدار آنهاهستيم، و فلسطينيها مظلوم هستند و اسرائيليها به آنها ظلم كرده‏اند، از اين‏جهت ما طرفدار آنها هستيم.

ما از مبارزات برادران فسطينى و مردم جنوب لبنان در مقابل اسرائيل غاصب‏كاملا پشتيبانى مى‏نماييم.

ملت مسلمان ايران و هيچ مسلمانى و اصولا هيچ آزاده‏اى اسرائيل را به رسميت‏نمى‏شناسد ; و ما همواره حامى برادران فلسطينى و عرب خود خواهيم بود.

بايد همه بپاخيزيم و اسرائيل را نابود كنيم، و ملت قهرمان فلسطين راجايگزين آن گردانيم.

روز قدس كه همجوار شب قدر است، لازم است كه در بين مسلمانان احيا شود ومبدا بيدارى و هشيارى آنان باشد.

مسلمانان جهان بايد روز قدس را روز همه مسلمين، بلكه مستضعفين بدانند.

اين آواى الله‏اكبر است، اين همان فرياد ملت ماست كه در ايران، شاه راو در بيت‏المقدس، غاصبين را به نوميدى كشاند.

اصولا اين تكليف همه مسلمين است كه قدس را آزاد كنند و شر اين جرثومه فسادرا از سر بلاد اسلامى قطع كنند.

مساله قدس يك مساله شخصى نيست، و يك مساله مخصوص به يك كشور و يايك مساله مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست ; بلكه حادثه‏اى است براى‏موحدين جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آينده.

قدس متعلق به مسلمين است و بايد به آنان برگردد.

روز قدس روز اسلام است.

روز قدس روزى است كه بايد سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود.

روز قدس يك روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته‏باشد، روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است.

روز قدس روزى است كه اسلام را بايد احيا كرد.

روز قدس روز حيات اسلام است.

روز قدس كه آخرين روزهاى شهرالله اعظم است‏سزاوار آن است كه همه‏مسلمانان جهان از قيد اسارت و بردگى شياطين بزرگ و ابرقدرتها رها شده و به‏قدرت لايزال الله بپيوندند.

رژيم اشغالگر قدس اسرائيل

من طرفدارى از طرح استقلال اسرائيل و شناسايى او را، براى مسلمانان يك‏فاجعه و براى دولتهاى اسلامى يك انفجار مى‏دانم.

دولت غاصب اسرائيل با هدفهايى كه دارد، براى اسلام و ممالك مسلمين خطرعظيم دارد.

برادران و خواهران بايد بدانند كه آمريكا و اسرائيل با اساس اسلام دشمنند.

خيال ابلهانه اسرائيل بزرگ، آنان را به هر جنايتى مى‏كشاند.

ملتهاى برادر عرب، و برادران لبنان و فلسطين بدانند كه هر چه بدبختى دارنداز اسرائيل و آمريكاست.

نسبت به اسرائيل، مسلم است كه ما به يك دولت غيرقانونى و غاصب و متجاوزبه حقوق مسلمين و دشمن اسلام، هيچ‏گونه كمكى نخواهيم كرد.

اسرائيل از نظر اسلام و مسلمين و تمامى موازين بين‏المللى غاصب و متجاوزاست ; و ما كمترين اهمال و سستى را در پايان دادن به تجاوزات او جايزنمى‏دانيم.

كرارا گفته‏ام و شنيده‏ايد،اسرائيل به اين قراردادها اكتفا نمى‏كند و حكومت‏اعراب را از نيل تا فرات غصبى مى‏داند.

اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود.

بر هر مسلمانى لازم است كه خود را عليه اسرائيل مجهز كند.

كسانى كه از اسرائيل حمايت مى‏كنند بايد بدانند كه افعى گزنده را در حمايت‏خود قوى مى‏كنند.

از اسرائيل، اين دشمن اسلام و عرب جانبدارى نكنيد، كه اين افعى افسرده اگردستش برسد بر صغير و كبير شما رحم نمى‏كند.

بر همه آزاديخواهان جهان است كه با ملت اسلام هم‏صدا شده، تجاوزات غيرانسانى اسرائيل را محكوم نمايند.

ايران دشمن سرسخت اسرائيل بوده و هست.

ما اسرائيل را رد خواهيم كرد و هيچ رابطه‏اى با او نخواهيم داشت ; او دولت‏غاصب است و با ما دشمن.

من به جميع دول اسلام، و مسلمين جهان در هر جا هستند اعلام مى‏كنم كه ملت عزيزشيعه از اسرائيل و عمال اسرائيل متنفرند، و از دولتهايى كه با اسرائيل سازش‏مى‏كنند متنفر و منزجرند.

ما با اسرائيل چون غاصب است و در حال جنگ است با مسلمين، روابطى نخواهيم‏داشت.

اسرائيل حقوق مردم عرب را غصب كرده است، با او مخالفت‏خواهيم كرد.

اسرائيل در حال جنگ با مسلمين است و غاصب سرزمينهاى برادران ما مى‏باشد،ما به آن نفت نخواهيم داد.

اسرائيل مطرود ماست ;و ما براى هميشه نه نفت به او مى‏دهيم و نه آن را به‏هيچ وجه به رسميت مى‏شناسيم.

تا ملتهاى اسلامى و مستضعفان جهان بر ضد مستكبران جهانى و بچه‏هاى آنان، خصوصااسرائيل غاصب قيام نكنند،دست جنايتكار آنان از كشورهاى اسلامى كوتاه نخواهدشد.

اسرائيل غاصب است و هرچه زودتر بايد فلسطين را ترك كند. و تنها راه حل‏اين است كه برادران فلسطينى هر چه زودتر اين ماده فساد را نابود گردانند وريشه استعمار را در منطقه قطع كنند، تا آرامش به منطقه بازگردد.

وظيفه ملت غيور ايران است كه از منافع آمريكا و اسرائيل در ايران جلوگيرى‏كرده، و آن را مورد هجوم قرار دهند.

دولتهاى ممالك نفت‏خيز اسلامى لازم است از نفت و ديگر امكاناتى كه در اختياردارند، به عنوان حربه عليه اسرائيل و استعمارگران استفاده كنند.

لازم است بر دول اسلامى خصوصا بخصوص بر ساير مسلمين عموما، كه دفع اين‏ماده فساد را به هر نحو كه امكان دارد بنمايند.

اين ماده فساد كه در قلب ممالك اسلامى، با پشتيبانى دول بزرگ جايگزين شده‏است و ريشه‏هاى فسادش هر روز ممالك اسلامى را تهديد مى‏كند، بايد با همت‏ممالك اسلامى و ملل بزرگ اسلام ريشه كن شود.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 23:23 |
رمضان ماه ضيافت الله  


امام رضا عليه السلام به نقل از پدران بزرگوارش ، از امام على عليه السلام اين گونه نقل مى كند كه ايشان فرمودند:
روزى در جلسه اى حاضر بودم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله براى ما خطبه خواند و فرمود: اى مردم ! اينك ماه خدا به سوى شما روى آورده است ؛ با بركت و رحمت و آمرزش گويا روزهاى آخر ماه شعبان بوده ؛ بنابراين حضرت ماه رمضان را تشبيه مى كند به كسى كه به طرف انسان مى آيد و مثل آن كه سوغاتى بسيار جالب و نفيس همراه خود آورده است كه آن بركت و رحمت و مغفرت است ماه رمضان نزد خدا، از بهترين ماه هاى سال و روزهاى آن ، شريف ترين روزها و شبهاى آن بهترين شب ها و ساعت هاى آن ، بهترين ساعت ها است . ماه رمضان ، ماهى است كه شما را در آن ، به مهمانى خدا فرا خوانده اند، شما را گرامى و محترم شمرده اند، و مورد پذيرايى قرار داده اند، تا آنجا كه نفس زدن شما در اين ماه ثواب تسبيح گفتن و خواب شما در آن ، ثواب عبادت دارد. اعمال شما مورد پذيرش حضرت حق و دعاى شما مستجاب است بنابراين از پروردگار خود با نيت خالص و دلى پاك ، بخواهيد كه شما را بر روزه گرفتن اين ماه و تلاوت قرآن مجيد، موفق بدارد. همانا بدبخت و شقى است كسى كه در اين ماه پر بركت ، از آمرزش خدا محروم و بى بهره بماند.
ميهمانى خدا به چه معنا است  
و اما منظور از مهمانى خدا چيست ؟! پذيرايى در اين مهمانى چگونه است ؟ آيا سفره اى رنگارنگ و غذاهايى گوناگون است ! هرگز! ميزبانى خدا شكل ديگرى است ؛ مائده اش آسمانى است . او با قرآن پذيرايى مى كند، با ليلة القدر پذيرايى مى كند (شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن )  هر چه بخواهى در او هست (ليلة القدر خير من الف شهر) .

چشم دل باز كن كه جان بينى
آن چه ناديدنى است آن بينى

وقتى انسان روايات مربوط به ماه مبارك و دعاهاى وارده در آن را بررسى مى كند، مى بيند كه خداى تعالى ، بهانه اى خواسته تا در اين ماه پرفيض و بركت ، به بندگان خود لطف و رحمت كند و گرنه چرا نفس كشيدن كه امرى تكوينى و غير ارادى است ثواب گفتن سبحان الله را داشته باشد كه ثواب آن براى هر يك سبحان الله ، سبز شدن يك درخت در بهشت است  و نيز چگونه خوابيدن كه ناچار از آن هستيم ، ثواب عبادت و نماز را پيدا كرده است ؟!
عزيزان ! اين سفره و اين شما، فرصت را از دست ندهيد و غنيمت شماريد.
گر گدا كاهل بود، تقصير صاحب خانه چيست ؟

شرافت ماه رمضان  


از روايت ديگرى كه شيخ صدوق آن را نقل كرده  شرافت ماه رمضان ، پيش از آمدنش شناخته مى شود:
عن عبدالسلام بن صالح الهروى  قال دخلت على ابى الحسن على بن موسى الرضا عليه السلام فى اخر جمعه من شعبان فقال لى يا اباالصلت ان شعبان قد مضى اكثره و هذا آخر جمعة منه فتدارك فيما بقى منه تقصيرك فيما مضى منه و عليك بالاقبال على ما يعنيك و ترك ما لايعنيك و اكثر من الدعاء و الاستغفار و تلاوة القران و تب الى الله من ذنوبك ليقبل شهر الله عليك و انت مخلص لله و عزوجل و لاتدعن امانة فى عنقك الا اديتها و لا فى قلبك حقدا على مؤ من الا نزعته و لا ذنبا انت مرتكبه الا اقلعت عنه و اتق الله و توكل عليه فى سرائرك و علانيتك و من يتوك على الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لك شى ء قدرا و اكثر من ان تقول فيما بقى من هذا الشهر اللهم ان لم تكن غفرت لنا فيمامضى من شعبان فاغرلنا فيما بقى منه فان الله تبارك و تعالى يعتق فيهذا الشهر رقابا من النار لحرمة شهر رمضان .

اباصلت هراتى مى گويد: در آخرين جمعه ماه شعبان بر امام رضا عليه السلام وارد شدم حضرت فرمودند: اى اباصلت ! بيش تر روزهاى ماه شعبان گذشت و اينك آخرين جمعه آن است ؛ پس در اين چند روز باقى مانده ، كوتاهى و تقصيرت را نسبت به گذشته جبران كن ! بر تو باد كه روى آورى به آن چه براى تو فايده دارد؛ پس بايد زياد دعا كنى و طلب مغفرت نمايى و قرآن بخوانى و از گناهانت به درگاه خدا توبه كنى تا اين كه هنگام فرا رسيدن ماه مبارك ، تو خالص و پاك باشى . مبادا امانتى بر دوش تو باشد، مگر آن كه آن را مسترد نمايى و يا در دل تو كينه اى باشد نسبت به يك نفر مؤ من ، مگر آن كه برطرفش نمايى و گناهى باشد كه انجام مى دادى و هنوز دل از آن نكنده باشى ، از خدا بترس ! و در تمام كارهاى پنهان و آشكارت به خدا توكل كن ! زيرا هر كس به خداوند توكل كند، خداوند براى او كافى است .
اى ابا صلت ! اين چند روز باقى مانده از ماه شعبان زياد بگو: خدايا! اگر تا كنون گناهان مرا نبخشوده اى ، پس در باقى مانده آن مرا ببخش . به درستى كه خداى تعالى در اين ماه ، به احترام ماه رمضان ، افراد زيادى را از آتش جهنم آزاد مى كند.
همانا خداوند متعال ماه مبارك را بهانه اى قرار داده تا بندگانش را مورد لطف و رحمت و مغفرت قرار دهد.

ميهمانى زمانى و مكانى خدا 


مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى مى فرمايد : خداوند براى زندگانى بندگان خود، دو چيز را كه بيش از هر چيز مورد احتياج آنها بوده ، بيش از هر چيز ديگر خلق فرمود: يكى زمان و ديگرى در مكان ، هيچ موجودى جز ذات اقدسش بى نياز از آن دو نيست (همان گونه كه هوا و آب كه بيش تر مورد نياز است ، بيش تر از ساير موجودات خلق فرموده است ). ولى ذات مقدس بارى تعالى ، منزه از احاطه زمان و مكان است ؛ زيرا خالق اين امور نمى شود محتاج به آنها باشد؛ وگرنه آن امور بايد مقدم بر ذات او باشند و اين ، خلاف فرض است . در عين حال از تمام مكان ها مكان خاصى را به لطف خود ممتاز و آن را خانه خود ناميده است تا بندگانش متوجه آن شوند و او نيز الطاف و مواهب خود را بيش تر به آنها برساند و آن خانه ، كعبه معظم است ،. كه آن را بيت الله نام نهاده است و همچنين از تمام زمان ها زمان خاصى را به خود نسبت داده و آن را شهر الله ناميده تا لطف و كرم و مغفرت خود را در آن ماه به تمام بندگانش برساند كه آن ماه بيش از كعبه موجب رحمت خدا و آمرزش اوست ؛ چون هر سال تمام بندگان خود را به مهمانى در اين ماه فرا مى خواند. چنانچه مردم را به زيارت خانه خود دعوت فرموده است و حضرت ابراهيم خليل را وسيله دعوت براى خانه خود قرار داده و اذن فى الناس بالحج ياءتوك رجالا و على كل ضامر ياءتين من كل فج عميق  كه در خبر است : وقتى حضرت ابراهيم خانه كعبه را ساخت ، ماءمور شد كه مردم را به زيارت آن دعوت كند، در اين هنگام عرض كرد: خدايا! صداى من به تمام عالم و ذرات آن نمى رسد. خطاب رسيد: از تو صدا زدن و از ما رساندن . بنابراين صدا زد: هلموا الى الحج ! تمام مردم شنيدند؛ جبرئيل هم ندا داد: هلموا الى الحج  شيطان نيز چنين كرد: حال هر كسى كه به نداى حضرت ابراهيم لبيك گفته باشد به حج مى رود و هر كه سالم بر مى گردد ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى جبرئيل گفت ، به حج مى رود ولى يا در آنجا و يا در بين راه مى ميرد و هر كس نداى شيطان را لبيك گفته به حج مى رود و برمى گردد و از خدا روى گردان مى شود (آرى ، حاجى و رباخوارى تحاجى و احتكار، حاجى و دروغ !) بعد حاج شيخ فرمود: و وسيله دعوت به مهمانى در ماه رمضان را حبيب خود حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله قرار داده كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون  سپس مى فرمايد: اگر در ماه رمضان نتوانى از در تقوا و ايمان و صلاح و استغفار و توبه وارد اين مهمان سرا شوى ، من مهمانى ديگر سراغ دارم كه از آن مهمانى مى توان به اين مهمانى هاى الهى راه پيدا كرد و آن ، باب الرحمة الخاصة ابى عبدالله الحسين عليه السلام و ماهش محرم و مكانش كربلا است .

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 23:5 |

  علائم عصر ظهور

 

آنگاه که پیروزی دکتر احمدی نژاد را در انتخابات ریاست جمهوری نهم معجزه هزاره سوم نامیدم، برخی ساده لوحان جناح راست همپای چپ ها به آن خرده گرفتند. اینک با گذشت 2 سال که باطن این معجزه الهی بیشتر نمایان گردیده، حتی مغرضان به آن اعتراف دارند.

درگذشته اشاره داشته ام که حضور دکتر احمدی نژاد در منصب ریاست جمهوری گروهها، چهره ها حزب ها و جناح های راست و چپ را «عریان تر از شمشیر کبری» به میدان آورد. امروز بار دیگر این «عریانی باطن» ها را تکرار می کنم. در حالی که عموم جامعه آن را عینی تر نظاره گرند.

واقعیت آن است که رویدادهای 2 سال اخیر «عصر ظهور» را با علائم و مسائلش بیش از پیش مشخص می کنند. برجسته ترین نشانه ها «بدعت»ها یا «فتنه»های فرهنگی و سیاسی است که سردمداران دو جناح آن را برعهده گرفته اند. فتنه هایی که قدرت طلبی و تمامیت خواهی، مبنا، انگیزه و مقصد و مقصود آن است.

الف- کتاب «به سوی سرنوشت»، «دگرگونی سرنوشت انقلاب اسلامی» را مدنظر دارد. گرچه مسأله «حذف شعار مرگ بر آمریکا» با موافقت حضرت امام(س)، خروش ملت را در پی داشت، اما مسائل بسیار بنیادی تر این کتاب مورد غفلت قرار گرفت. شاید هم به «تشخیص مجمع مصلحت طلبان» طرح آن ضرورت مسأله مورد بحث، ادعای تصمیم به «کناره گیری کامل توسط حضرت امام(س) در سال 1363» است! این مسأله طبق روال معمول نویسنده با «رهنمود او» کأن لم یکن شده است؟!

شاید به همین جهات است که کتاب مذکور، مورد تأیید ملیجک دربار اصلاحات، کارگزار قیصر، و خیل عظیم معاندان و مخالفان اسلام و انقلاب اسلامی و حضرت امام و در رأس آنها «حسین مرعشی» رئیس حزب کارگزاران تغییر ایدئولوژی داده واقع شد!

می گویم: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. آیا حضرت امام(س) که ولایت فقیه را ولایت رسول الله(ص) می دانست و تا آخرین لحظات عمر پربرکتش هیچ نشانی از «یأس یا ناتوانی در انجام این مسئولیت الهی در او دیده نشده» چگونه در سال 1363 چنین تصمیمی گرفته بود؟

در سیره نظری و عملی حضرت خمینی (س) ولایت فقیه مبنای مشروعیت نظام اسلامی و قانون اساسی است، و «ولی فقیه» پذیرای مسئولیتی الهی در استمرار امامت است. پس چگونه با پیش آمدن یک حالت انزوا (به ادعای نویسنده) به آسانی حضرتش میل به عافیت جویی پیدا کرده و از بار آن شانه خالی می کند؟

آیا بحران های عظیم سالهای پیش و بعد از 63، تا آخرین لحظه حیات مبارک حضرت امام (س) نمونه ای از چنین ادعاهایی را در خوددارد؟ آیا این ادعا حتی بنا بر دلیل عقلی و منطقی قابل پذیرش است؟

آیا نویسنده در صدد آن است که نعوذ بالله حضرت خمینی (س) را به عنوان راهبری معرفی کند که قدرت تصمیم گیری و پایداری بر مبنای اندیشه ای اش به حمایت، پیشنهاد و رهنمود وی نیازمند بوده است؟ تبعات دیگر این ادعای غیرواقعی راه به کدام ناکجا آباد می برد؟ چه تضمینی برای بقای مبانی الهی اندیشه امام (س) و فرایند مبارک رهبری الهی او وجود دارد؟

در اينجا 2 نكته مهم قابل بحث است:

1- صدور اطلاعیه و موضع گیری نابجای مرکز نشر آثار امام نسبت به تحلیل دقیق و حقیقی اندیشه تابناک حضرت امام(س) توسط فقیه وارسته و فیلسوف عظیم الشأن حضرت آیت الله مصباح یزدی در دوره ننگین اصلاحات، در حالی انجام شد که هیچ ارتباط و صلاحیتی در آن وجود نداشت. اما امروز انتشار این مطالب غیرواقعی و البته «سرنوشت ساز» منسوب به امام(س)، مهر سکوت بر لب و عینک ندیدن بر چشم اعضای این مرکز زده است. این «تضاد» چگونه قابل هضم خواهد بود؟

2- سردمداران، چهره ها و شاخص های جناح راست در بروز این علائم ظهور چه می گویند؟ داعیه دوستداری امام(س) در این طیف چه وقت و چگونه بروز می کند؟ ادعای وفاداری به مبانی و ارکان نظام اسلامی از سوی این طیف با چه شیوه و چه زمانی قابل ملاحظه می گردد؟

ب- گرچه برخی معتقدند «محمد خاتمی» مهره سوخته و چهره افشا شده ای است، و نباید به گفته ها و اعمال او پرداخت، چرا که وی با نمایش های خود، در پی «حیات مجدد» است، اما در اشاره به «فتنه»های عصر ظهور نمیتوان «دیندار شدن» وی را در عین انجام عمل حرام اشاره نداشت. ماجرای سخنرانی «محمد خاتمی» در مراسم شب نیمه شعبان به همان اندازه خنده آور است که اصل برپایی این مراسم توسط اصلاح طلبان!!

آیا اصلاح طلبی برانداز و دین سوز واقعاً مراسم جشن انتظار برگزار کرده اند؟ انتظار برای چه و برای چه کسی؟ برای حاکمیت لیبرال دمکراسی غرب؟ برای پیروزی حقوق بشر ملحدانه بر احکام شریعت؟ برای غلبه غرب زدگی بر گفتمان مهدی(عج) گرایانه؟

در عین حال، این نمایشی که پس از ده سال فتنه اصلاح طلبی، نخستین تظاهر به دینداری این گروه است، از برکات حاکمیت گفتمان انتظارگرایانه دکتر احمدی نژاد است. بر خلاف دروغ بزرگ روزنامه «ضد اعتماد ملی» که محمد خاتمی را نخستین کسی معرفی می کند که موضوع مهدویت(عج) را در سازمان ملل مطرح کرد؟!! ملت ایران برای نخستین بار است که از اصلاح طلبان و شخص محمد خاتمی گرایشی به نام امام زمان(عج) و مسأله انتظار را مشاهده می کنند. البته چه کسی نمی داند که این تظاهر نازیبا یک راهکار سیاسی و تبلیغاتی صرف است؟! جالب است که چند روز پس از انتشار خبر این نمایش خنده آور در مطبوعات راست و چپ، یکباره خبر «حمله به محمد خاتمی» در آن مراسم منتشر می شود، که یعنی "مظلوم نمایی برای انتخابات"

اصلاح طلبان مردم فریب ابداً به «شعور ملی» اعتنایی ندارند و «مردم را جز ابزار» قدرت طلبی نمی دانند و از «دروغ گویی هرچند با تأخیر» پروا و ابایی ندارند.

جالب تر آنکه روزنامه های راست، از سخنان مذهبی یا انقلابی «محمد خاتمی» تیترهای چشم گیر همراه با عکس می سازند تا ...؟

نکته دیگر آنکه اصلاح طلبان دین سوز پیروزی اسلامی گرایان ترکیه را با بغض و خشم و نفرت پذیرا شدند. آنها بارها از به حد نصاب نرسیدن آرای «عبدالله گل» شادمانی آمریکایی- صهیونیستی کردند. بنابراین «جشن انتظار» را برای کدام انتظار برپا کرده اند؟

د- سخن دیگر باز هم در همدلی های سیاسی راست و چپ است. به هرحال در «عصر ظهور» که علائم آن یک به یک شفاف و رسا و گویا خود می نمایانند، و «بدعت»ها و «فتنه»ها به خصوص درعرصه فکری- فرهنگی از دل مافیای قدرت و ثروت جامعه را هدف قرار می دهد، و «زر و زور و تزویر» با حربه های مختلف به میدان می آیند. تنها چاره «ابوذر»ها، تبعید است و دیگر هیچ؛ اما در دنیای مدرن و ابزارهای مختلف چه از نوع اصلاح طلبی برانداز بی نقاب و چه اصولگرایی با نقاب، محکومیت «ابوذر»ها به سکوت، «اقامت در ربذه نیست» چرا که «ربذه» مدرنیته بسیار کارسازتر، پنهان تر، زیباتر و مصلحتی تر است؟!   

26/06/1386

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 22:50 |

 

 دفاع مشروع

پس از 2 سال تخريب بي امان عوامل مافيا كه به منظور "حراست از مباني، تفكر و عمل مافياگران" عليه اينجانب به اجرا درآمد، در اين نوشته مي خواهم "نحوه استدلال، منطق و عقلانيت" تخريب گران را در يكي از تهاجم هاي هولناك به اشاره پاسخ گويم. نگفتم "دينداري"، چراكه اگر از منظر دينداري به مسأله نگاه مي شد، چاره اي جز تأييد نوشته من نبود!

 

روزنامه "جمهوري" در تاريخ 14/6/86 در ستون "جهت اطلاع" كه ويژه "تخريب دولت يا حاميان دولت است" به اصطلاح در لفافه مرا بمباران كرده است. در اين نوشته من به سم پاشي عليه آقاي هاشمي با يد طولايي متهم گرديده ام!؟ منطق، استدلال و خردگرايي عوامل اين روزنامه در اثبات اين ادعا را بايد از همين خبر دريافت.

 

تهيه كننده خبر نوشته است: [رجبي] در سايت خود ضمن حملات شديد به ايشان نوشت: نمي توان از خبرگان رهبري جز اين انتظار داشت كه به انتخاب فقيه توانمندي بپردازند كه وارستگي عملي و زندگي زاهدانه اش نسبت به ديگر اعضاي خبرگان قابل ملاحظه باشد."

 

ملاحظه مي گردد از مقاله اينجانب كه "شديدترين حملات را به آقاي هاشمي داشته است"، روزنامه "جمهوري" اين فراز را نمونه آورده است! مي پرسم آيا "مديرمسئول سينه چاك روزنامه" و ديگر دست اندركاران مشابه او، غير از انتظار مرا داشته اند؟! آيا نامزد مورد انتظار و مقبول و مشروع آنها، "غيرفقيه"، "ناتوان"، "غير وارسته در عمل" و "داراي زندگي غيرزاهدانه" است؟ اگر چنين نيست، چگونه از صفات برشمرده در مقاله اينجانب، "حمله شديد به نامزد آنها" برداشت گرديده است؟ آيا با اين "انبوه منطق و عقلانيت و استدلال"، به جنگ با "دينمداري" آمده اند و هرگونه تمسك به وارستگي و زهد و فقاهت و دنياگريزي فقهاي عالي مقام را به مبارزه مي طلبند؟

 

قابل تأمل تر آنكه در همين خبر تصريح گرديده "جالب است پس از انتخاب آقاي هاشمي به رياست مجلس خبرگان، يكي از كاربران يك سايت حامي اين خانم به طعنه نوشت: الحمدلله همانطور كه خانم ... ادعا كرده اند فقيه وارسته اي رئيس خبرگان گرديد."

 

اولاً مسلماني كجاست؟ چه مقدار است و چه معنايي دارد؟ سايت حامي من به سايتهاي حامي دولت اضافه شده است تا كدام هدف ويرانگر ديگر را دنبال كند؟

 

ثانياً اگر چنين سايت يا سايتهايي وجود دارند كه اينجانب از آن بي اطلاعم، و اگر نظر كاربري، دفاع از منطق و استدلال بنده است، چرا پذيراي آن نيستند؟ آيا اسلاميت يا انسانيت حكم مي كند دهانها دوخته شوند، عقل ها هَك گردند تا خواسته اين تافتگان جدابافته به حاكميت برسد؟

 

ثالثاً منطق و خردگرايي نويسندگان روزنامه جمهوري كه "يد بيضايي" در تخريب دارند و هر مخالف و معترض و منتقدي را با سركوبگري ويژه مجبور به سكوت مي كنند و در اين مسير فقيه والامقام و فيلسوف گرانقدري چون حضرت آيت الله مصباح يزدي را نيز بارها از دم تيغ گذرانيده اند، اينگونه حكم مي كند كه نظر آن كاربر را "طعنه" بخوانند و يا بدانند؟! آيا منتخب محبوب و مقبول آنان در خبرگان از فقاهت و توانمندي و وارستگي و زندگي زاهدانه برخوردار نيست؟ اگر هست، چرا نظر اين كاربر را "طعنه" دانسته اند؟

 

خداوند به همه ما به اندازه يك "جو" دين عطا فرمايد، كه "عقلانيت سكولاريستي" برآمده از 16 سال حاكميت سازندگي و اصلاحات، چنين نتايجي خواهد داشت!

 

رابعاً اگر نبود اخطار مقام معظم رهبري به روزنامه هاي سركوبگر كه روزنامه "جمهوري" در رأس آنان است، پيرامون عدم ورود به حيطه مجلس خبرگان، كه چه نيكو نيز آن را پاس داشتند؟!، قطعاً به اين انتخاب و مسائل پيرامونيش مي پرداختم.

 

خامساً مديرمسئول روزنامه "جمهوري" در عاقبت خود تأمل نمايد و بنگرد عملكرد او با رهنمودهاي مقام معظم رهبري تا چه ميزان همخواني و يا تضاد دارد؟ كافي است وي گزارش روزنامه اش را با تيتر "استقبال از انتخاب هاشمي رفسنجاني" در 15/6/86، مروري مجدد كند. در اين مرور خواهد ديد كه استقبال كنندگان را از جبهه مشاركت –يعني مركز اصلاح طلبي برانداز- گرفته تا رويترز، آسوشيتدپرس، روزنامه هاي امريكايي، لس آنجلس تايمز، راديو آلمان، خبرگزاري فرانسه و... با ذوق زدگي پوشش داده است. از محتواي ننگين اين تحليل ها كه "قدرت طلبي محض" فصل الخطاب تمامي آنهاست و پيوند بيروني و دروني اصلاح طلبانه را همراه با برخي راست هاي ناراست مي رساند، نبايد غافل شد. در پايان به اين حاميان سر از پا نشناخته تنها مي توان گفت:

"اين تذهبون"!

18/06/1386

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 22:45 |
ممكنه اين مطلب كمي قديمي باشه اما از لحاظ اهميت موضوع خدمتتان  عرضه داشتم  از  وبلاگ 

  عقل سرخ جناب آقاي مهدي محمدي دبير سرويس سياسي روزنامه كيهان...

وقتي افراطي ها نگران مي شوند

مبارزه با افراطي گري در جبهه اصلاحات؟!

 

از مدت ها قبل از داغ شدن تنور بحث هاي مربوط به انتخابات مجلس هشتم در ميان گروه هاي سياسي و حتي پيش از آنكه احزاب و گروه ها طراحي و برنامه ريزي خود براي حضور در اين انتخابات را آغاز كنند، يكي از اشتغالات فكري مداوم تحليلگران اصولگرا اين بود كه اصلاح طلبان اين بار با كدام شعار و تابلو وارد صحنه انتخابات خواهند شد و دوباره قرار است چه نغمه اي براي جلب اعتماد از دست رفته مردم ساز شود.

 

 

اهميت اين پرسش از آنجا ناشي مي شد كه يك واقعيت بزرگ سايه سنگين خود را بر فضاي سياسي كشور گسترده است (و بود) و آن هم اين است كه اصلاح طلبان 4سال است (از 1382تا امروز، يعني از زمان برگزاري دومين دور انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا به بعد) به طور مدام در جلب راي و نظر مردم ناكام مانده و تمامي انتخابات ها را پي درپي باخته اند. اجراي موفق پروژه نوسازي سياسي و خلاص كردن خود از بار سنگين و خردكننده اين شكست هاي مستمر، مسلما كاري است كه اصلاح طلبان بايد براي انجام آن برنامه ريزي كنند، سؤال اما اين بود كه چنين كاري چگونه انجام خواهد شد و اصلاح طلبان آيا هوش و درايتي درخور از خود نشان خواهند داد؟

ديري نپاييد كه اين مشغله فكري پاسخ خود را يافت. از چند ماه قبل علائمي آشكار شده است كه اصلاح طلبان اراده كرده اند دوقطبي «تندروي- اعتدال» را اساس برنامه سياسي- تبليغاتي خود در زمستان آينده قرار دهند و گمانشان هم اين است كه اين طراحي با توجه به فضا و شرايط فعلي كشور موفق خواهد بود. دقيق اگر باشيم مدتي است در صفحات روزنامه ها و افواه برخي آقايان اصلاح طلب داستاني كوك شده تحت عنوان منازعه افراطيون و اعتداليون در انتخابات مجلس هشتم و گرفتن اين نتيجه فوري كه مردم بي گمان در اين ميان جانب اعتدال را فرو نخواهند گذاشت. اصلاح طلبان از همين حالا در تبليغات خود تلاش مي كنند اينگونه وانمود كنند كه انتخابات زمستان آينده به واقع انتخابي است ميان تندروي و اعتدال؛ اصلاح طلبان نمايندگان جريان معتدل هستند كه مشخصه آنها عقلانيت است و تدبير، و اصولگرايان تندروهايي كه هزينه رفتارهاي آنها بر دستاوردهايش مي چربد. هفته قبل وقتي منابع موثق به كيهان خبر دادند اصلاح طلبان مصرع «دريغ است ايران كه ويران شود» را به عنوان شعار انتخاباتي خود برگزيده اند، مهر تاييدي قاطع بر تمامي اين تحليل ها خورد. اگرچه اصلاح طلبان با تمامي قوا انتخاب چنين عبارتي را به عنوان شعار انتخاباتي خود تكذيب كردند و حتي يكي از آنها گفت «كيهان قصد بدنام كردن اصلاح طلبان را دارد» اما براي ما كه با اطمينان مي دانيم چنين پروژه اي طراحي شده بود آشكار است در فحواي دل خود سخت دلگير و ناخشنود بودند كه چرا شعار گرانبهايشان سوخته و بخشي مهم از سناريوي تبليغاتي به خيال خود موثري كه روي آن حساب كرده بودند، بر باد رفته است.

با چنين پروژه اي چگونه مي توان روبه رو شد؟ حقيقت اين است كه نيازي نيست خودمان را خيلي به زحمت بيندازيم. اين درست كه مردم، به خصوص طبقات محروم و نابرخوردار، همان ها كه اصلاح طلبان آنها را لشگر قابلمه به دست مي ناميدند و مي گفتند براي رسيدگي به امورات آنها از ملت راي نگرفته اند، هرگز شعار آباداني ، «نجات كشور» و ادعاي اعتدال را از كساني كه تا مرز وطن فروشي پيش رفتند و بعضي از آنها خود را به ثمن بخس به دشمن كينه توز اين كشور فروختند و به آن افتخار هم كردند، نخواهند پذيرفت؛ اما قضيه فراتر از اينهاست و اين روزها روندي آغاز شده كه اصلاح طلبان احساس مي كنند خيلي نبايد در آتش اعتدال بدمند چون خودشان اولين قرباني آن خواهند بود.

قصه از اين قرار است كه مدتي است بعضي عاقل ترها در جبهه اصلاحات هشدار مي دهند اصلاح طلبان نبايد در «دام نفي افراطي گري» بيفتند چرا كه چنين موضعي قبل از اصولگرايان به خود آنها ضربه خواهد زد. از ديد اين عده، افراطي گري به معناي تجاوز از حدود، شكستن خط قرمزها و تعرض به مقدسات جانمايه اصلاحات است و اگر قرار باشد به بهانه اعتدال گرايي چنين امكاني از اصلاح طلبان سلب شود در واقع قلب تپنده آنها از كار افتاده است. اولين هشدار را در اين باره فياض زاهد عضو شوراي سردبيري روزنامه اعتماد ملي داد. او در سرمقاله اي در روزنامه شرق نوشت: «مهمترين پاشنه آشيل حذف اصلاح طلبان به دست خويش است. رقيب در حال تحميل فرمول حذف تندروها به اصلاح طلبان است، فرمولي كه با پذيرش آن از جانب سران اصلاحات، عناصر سياسي اصلي اين جريان حذف خواهند شد». مدتي بعد محمدعلي ابطحي رئيس دفتر و معاون سيدمحمد خاتمي هم با صراحتي در همين حد و اندازه نسبت به كنار گذاشته شدن تندروها در جبهه اصلاحات هشدار داد: «اين را قبول ندارم كه همه افراطي ها را به خاطر ماندن خودمان در صحنه قرباني كنيم. اينها به اين دليل افراطي نام گرفتند كه به نسبت جريان ملايم اصلاحات حرف هاي جدي تر زدند و اگر اينگونه افراد نبودند مرز افراطي گري بالاي سر خود آقاي خاتمي مي آمد». بعد از آن كه جناب ابطحي تندروها را «اصلاح طلبان جدي» خواند، مصطفي تاج زاده هم از جانبي ديگر در رسيد و در جمع تعدادي از دانشجويان طرح مسائلي از اين قبيل را كه بعضي اصلاح طلبان افراطي هستند، ناشي از انفعال جريان اصلاحات دانست.

خلاصه اين كه چنانكه مي بينيد بعضي اصلاح طلبان تا ديدند بحث مبارزه با افراطي گري دارد جدي مي شود، ناگاه احساس خطر كرده اند و پي درپي هشدار مي دهند، اصلاح طلبان نبايد حرف هايي بزنند كه بيش از ديگران به خودشان برمي خورد. اين ابراز نگراني هاي صريح و بي پروا از اين كه بنا باشد جبهه اصلاحات به واقع از تندروها پالايش بشود، بهترين علامت است از اين كه بدانيم گويي اساساً زمان بر اصلاح طلبان نگذشته و آنها دقيقا همانهايي هستند كه بودند و دوباره اگر مجدداً مجال نشستن بر سرير قدرت را بيابند از آنها جز افراط و تندروي- همان كه امروز در دفاع از آن چنين گستاخانه سينه چاك مي كنند- نخواهيم ديد.

رذائل اخلاقي و اجتماعي چون عدم تعادل و تندروي صفاتي است كه هر انسان عاقلي طبعا بايد بي درنگ از خود سلب كند، اما به كساني كه به رذيلت افتخار مي كنند و آن را مرتبه اعلاي تكامل سياسي خود مي دانند چگونه بايد نگريست و چه معامله اي با آنها بايد كرد؟ اشكال كجاست، در عقل آقايان است يا اخلاق آنها؟ هركدام كه باشد نتيجه روشن است.

سرمقاله روزنامه كيهان در روز چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۶


من در اين يادداشت موضوع ترس اصلاح طلبان از بالا گرفتن موج مبارزه با افراطي گري را به اقوال ۳ نفر از آنها (تاج زاده، ابطحي و زاهد) مستند كردم. با مطالعه روزنامه هاي روز پنج شنبه، يك شاهد ديگر هم كه برصحت اين تحليل گواهي مي كند، يافت شد. مقاله احمد شيرزاد در روزنامه اعتماد را اينجا بخوانيد. مضمون آن با آنچه در متن مقاله از ديگر افراطي هاي اصلاح طلب نقل كرده ام تفاوتي ندارد.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 16:50 |

برق (گفت و شنود)


گفت: از كوشنر، وزير خارجه فرانسه چه خبر كه از ضرورت حمله نظامي به ايران سخن گفته بود؟!
گفتم: همه اروپايي ها و آمريكايي ها به خاطر حرف مزخرفي كه زده بود به او اعتراض كرده اند و او هم به ناچار حرفش را پس گرفته است.
گفت: اين آقاي كوشنر تا چند ماه قبل چپ افراطي بود ولي بعد از رياست جمهوري ساركوزي، تغيير موضع داد و به راست افراطي تبديل شد.
گفتم: او از طرفداران حمله نظامي آمريكا به عراق بود، اما چند روز قبل اعتراف كرد كه آمريكا در عراق شكست خورده و نبايد به اين كشور حمله مي كرد!
گفت: همين كوشنر، دو هفته پيش نوري مالكي نخست وزير عراق را فاقد صلاحيت دانسته بود و دو سه روز بعد مجبور شد از اين اظهارنظر خود رسماً عذرخواهي كند!
گفتم: بيچاره مردم فرانسه كه اداره كشورشان را به دست اين ديوانه ها داده اند.
گفت: حيوونكي وزير خارجه فرانسه يك چيزي شنيده كه بايد در جريان مسائل سياسي باشه ولي عقلش نمي رسه كه چه جوري؟
گفتم: يارو دستش را درون پريز برق سه فاز كرد و بر اثر برق گرفتگي چند متر پرتاب شده و محكم به زمين خورد. از او پرسيدند؛ اين چه كاري بود؟ جواب داد؛ مي خواستم در جريان باشم!!

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 15:29 |

  باج خواهي به سبك برخي احزاب

 

 

مصطفي بخشي

 

سخن اخيررئيس جمهور در مورد عدم باج دهي دولت به احزاب باعث شد تا مخالفين دولت آنرا در بوق و كرنا كرده و از آن براي تخريب چهره ايشان استفاده كنند، آنچنانكه كروبي خود را پرچمدار اصلاحات مي خواند و تمايل غيرقابل وصفي به شيخوخيت اين جريان دارد، در سخناني عليرغم اذعان به وجود افراطي گري در احزاب متبوع خود، با خط ونشان كشيدن براي رئيس جمهور، تهديد كرده كه: "اگر راست مي گوئي انتخابات 88 بدون حزب بيا تا ببين مردم چه جوابي به تو مي دهند"!

 

از طرفي ديگر چهره هاي افراطي اصلاح طلب نظير احمد شيرزاد كه به قول خود كروبي در مجلس ششم، در مقام نماينده رژيم صهيونيستي پشت تريبون مجلس قرارمي گرفت ونظام را زير سوال مي برد، نيز وارد جرگه عرض اندامي شده و گفته "رئيس جمهور در قالب كدام حزب به قدرت رسيده و اگر حزبي در كار نيست بگويد كه چطور به قدرت رسيده است"!

 

باتوجه به اينكه اخيراً غلامحسين الهام سخنگوي دولت رسماً به قانوني بودن احزاب و فعاليت آنها اشاره كرد، به نظر مي رسد نظر رئيس جمهور مربوط به آن دسته از احزابي باشد كه كارنامه عملي آنها در طي دوران قدرتشان نشان از قدرت طلبي، سهم خواهي و سوء استفاده هاي آنها از نظام داشته است. البته شايد تصورشود اين قدرت طلبي احزاب طبيعي است، ولي موضوع اينست كه ملاك درباره ساختار سياسي، آن تعاريفي است كه در چارچوب اهداف نظام اسلامي آمده است، همان نظامي كه مردم براي برقراري آن انقلاب كرده و تا به حال بر سر دفاع از آن ايستاده اند.

 

در نظام اسلامي هر فعاليتي اعم از فردي يا جمعي و گروهي در جهت خدمت به مردم و دين تعريف مي شود و قدرت تنها ابزاري است براي نيل به اهداف متعالي نظام اسلامي، و با همين تعريف است كه احزاب در قانون اساسي اعتبار مي يابند؛ اين درحالي است كه تجربه نشان داده احزاب مد نظر برخي از آقايان معترض، همان گردآمدن حلقه اي از افراد داراي ثروت وقدرت است براي دفاع ازمنافع باندي وگروهي خود، كه شعار دادن آنها از واژه اي به نام "مردم" نيز تنها براي بسط دادن و رسميت بخشيدن به همين نوع قدرت است.

 

نمونه مشخص و بارز اين باج خواهي در تحركات اين گروه هاي قدرت از دست داده كاملا هويدا است، چنانچه در اين دو سالي كه از عمر دولت نهم مي گذرد مجموعه هاي فكري، مادي و رسانه اي آنها بطور مستمر در حال تخريب چهره رئيس جمهور و دستاوردهاي دولت نهم هستند. اگر اهداف اين گروه ها خيرخواهانه و كمك به مردم بود لااقل به احترام رأي مردم در ترجيح و انتخاب دكتراحمدي نژاد به رئيس جمهوري، كمي ازسهم خواهي و تخريب غيرمنصفانه دست برداشته و انتقادي دلسوزانه مي كردند.

 

درحالي كه در مقابل اين همه روحيه و عملكرد كاري و مثبت دولت و دستاوردهاي داخلي و بين المللي، كه حمايت مقام معظم رهبري و استقبال گسترده مردمي به خصوص در سفرهاي استاني از دولت را به همراه داشته است، سكوت كرده و با در پيش گرفتن سياست "ازكاه كوه ساختن" وبالعكس!، در راستاي تخريب شديد وهمه جانبه رئيس جمهور و دولت حركت مي كنند. آيا اين جز باج خواهي است؟!

 

از طرفي افرادي چون كروبي، هاشمي، خاتمي كه به رياست جمهوري و مجلس رسيدند مگر كار حزبي و ساختاري و سيستماتيك براي مردم انجام داده بودند. مگر جز اين بود كه دوم خرداد حاصل موج سواري بر فضاي رواني و اجتماعي ناشي از فشار دوران سازندگي، با دادن وعده و وعيدهاي آنچناني بود؟

 

جناب "كروبي" كه امروز با دورهم جمع كردن هياتي به نام حزب، خط و نشان مي كشد مگر با حزب توانست وارد مسئوليتهاي نظام و مجالس شوراي اسلامي شود؟

 

از سوي ديگر مگر احزابي چون "مشاركت" كه با رانت سياسي و اقتصادي دولت سابق و جمع گرايشات اپوزيسيوني و افراطي تشكيل شدند، چه دسته گلي به ارمغان آوردند؟ جز اين بود كه در آخرهم با راه انداختن تحصن به تعبير مقام معظم رهبري گردن كلفتي كرده و با فرستادن سيگنالهاي كمك به دشمنان نظام، از شوراي نگهبان باج خواهي كردند. مگر سازمان مجاهدين غير از گردآمدن چند نفر افراطي است كه يا داراي پيشينه منفي امنيتي هستند و يا همانند تاج زاده در غائله 18 تير كوي دانشگاه و غائله خرم آباد دست داشتند و قضيه فشار از پايين، چانه زني از بالا را در دانشگاه ها تئوريزه مي كردند؟

 

آيا با توجه به اين پيشينه، جز باج خواهي تعريف ديگري مي توان براي آنها داشت؟

 

اگر تعريف آقاي كروبي و اعوان و انصار اصلاح طلبان از احزاب اين است، پس بايد خدا را شاكر بود كه رئيس جمهوري با راي مردم، بر صندلي خدمت به مردم تكيه زده كه اولاً برآمده ازهيچيك از اين گروه هاي با اين سابقه تاريك نيست و دوم اينكه به علت وامدار نبودن به آنها ناچار به باج دادن به هيچكدام از اين محافل كه هدفي جز برگشتن برسر خوان گسترده بيت المال، برگشت به افراطي گري و ارتزاق خود و اطرافيانشان ندارند، نيست.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 15:25 |

                      
رييس جمهور در صحن علني مجلس :
تحقق اهداف برنامه چهارم توسعه در سال اول فعاليت دولت درخشان است

 

رييس جمهور به هنگام ارايه گزارش عملكرد سال اول برنامه چهارم توسعه به مجلس تصريح كرد: تحقق اهداف برنامه چهارم توسعه كشور در سال اول فعاليت دولت نهم درخشان بوده است.
دكتر احمدي نژاد كه صبح امروز (سه شنبه) براي ارايه گزارش نظارت و ارزيابي سال اول برنامه چهارم توسعه اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران به مجلس شوراي اسلامي رفته بود در سخناني با تبريك فرا رسيدن ماه مبارك رمضان گفت : بدون ترديد ماه رمضان از بزرگ ترين هداياي الهي به ا مت اسلامي و بشريت است و دريچه اي به سوي نور و كمال و پرواز به ملكوت و همنشيني با خدا است . در ماه رمضان باران رحمت الهي همه عالم را فرا مي گيرد و خداوند بهانه هاي گسترده اي براي آمرزش انسان ها و بازگشت به خود قرار داده است .
رييس جمهور همچنين تقارن گزارش برنامه علمكرد سال اول برنامه چهارم توسعه را با ماه مبارك رمضان موجب بركت و راهگشايي براي توسعه خدمات نظام اسلامي به ملت ايران و پيشبرد آرمان هاي انقلاب اسلامي دانست .
دكتر احمدي نژاد يادآور شد: اين دولت رسما از چهارم شهريور ماه سال 84 مسووليت اداره كشور و پيشبرد برنامه¬ها را به عهده گرفت و طبيعي است كه در ايام انتخابات و دوران انتقال ، امور كشور با وقفه و كاهش سرعت در حركت مواجه شود .
دكتر احمدي نژاد برنامه چشم انداز را شاخص و نقطه هادي براي نيل انقلاب به نقطه آرماني دانست و اظهار كرد: چشم انداز بيست ساله كشور در واقع شامل ويژگي هاي جامعه ما در افق بيست ساله و نشان دهنده جهت¬گيري¬هاي انقلاب در اين دوره و ميثاق ملي است كه همه برنامه ها بايد در جهت آن و براي نيل و تحقق اهداف آن تنظيم شود .
رييس جمهور اضافه كرد: طبيعي است كه چشم انداز به خودي خود نمي تواند عملياتي شود و موضوع عمل قرار گيرد بلكه چشم انداز افق نگاه است و رسيدن به آن نيازمند برنامه هاي عملياتي است .
وي تصريح كرد: برنامه پنج ساله در واقع اقدامات عملياتي و گام هاي عملي براي رسيدن به افق و قله است و طبيعي است كه دولت و مجلس محترم همه برنامه ها و فعاليت هاي خود را با نگاه به چشم انداز و در قالب برنامه هاي عملياتي سازماندهي مي كنند .
رييس جمهور خاطر نشان كرد : برخي در اظهار نظر درباره جهت گيري هاي دولت و مجلس، مفهوم برنامه و چشم¬انداز را خلط مي كنند كه بايد تاكيد كرد، چشم انداز افق نگاه و برنامه توسعه، گام هاي عملي براي رسيدن به افق است .
دكتر احمدي نژاد تاكيدكرد: هم به لحاظ اعتقادي و هم به لحاظ قانوني همه موظفيم كه نگاه مان به چشم انداز باشد و بر اساس قوانين مصوب حركت كنيم . به همين دليل دولت نهم در تمام تصميمات - چه آنها كه نيازمند قانونگذاري است و چه تصميماتي كه صرفاً با مصوبه دولت عملياتي مي شود - نگاهش به قله چشم انداز است و همه تلاشش اين است كه در چارچوب قانون برنامه توسعه، حركت كند.
دكتر احمدي نژاد وظايف و ماموريت هاي تعريف شده در قانون برنامه چهارم توسعه كشور را بسيار فراتر و گسترده تر از توان مالي و منابع موجود در اختيار دولت و مجلس دانست و گفت: اگر بخواهيم همه احكام جاري در قانون برنامه چهارم را عملياتي كنيم، متوسط سقف بودجه در هر سال بايد حداقل 25 هزار ميليارد تومان افزايش يابد؛ بنابراين تحقق همه احكام قانون برنامه با منابعي كه در اختيار است ، امكان پذير نيست .
رييس جمهور تاكيد كرد: تلاش دولت و مجلس اين است كه با منابع قابل استحصال به گونه اي برنامه ريزي شود كه حداكثر نتيجه درجهت اهداف برنامه و نيل به چشم انداز و حداكثر پوشش، بر احكام و ماموريت هاي برنامه به دست آيد.
دكتر احمدي نژاد نتايجي كه در گزارش عملكرد سال اول برنامه چهارم توسعه آمده را حاصل تعامل مثبت مجلس و دولت عنوان كرد و گفت : تمام اين فعاليت ها در يك فضاي صميمي و با عزم راسخ براي پيشبرد كشور صورت گرفته و همانطور كه مي بينيد در سال اول فعاليت دولت، تحقق اهداف برنامه بسيار درخشان بوده است .
رييس جمهور در عين حال با بيان اينكه ما امروز نيز نيازمند تعامل دولت و مجلس هستيم، خاطر نشان كرد: روزي كه بودجه سال 87 به مجلس ارايه شود - كه اميدوارم زودتر از زمان موعد باشد - عملكرد سال 85 برنامه توسعه را نيز تقديم مي¬كنيم و همگان خواهند ديد كه تحقق برنامه ها در اين سال نيز بالاست .
دكتر احمدي نژاد خطاب به نمايندگان خاطر نشان كرد: مهمترين موضوعاتي كه بايدهمواره مد نظر قرار گيرد، اعتماد به توانمندي ملت ايران و تقويت همبستگي ملي است و همه بايد براي رشد فرهنگي و توسعه كشور تلاش كنند .
رييس جمهور همچنين شناخت منابع و اقتدار ملي را امري ضروري دانست و تاكيد كرد: براي صيانت از منافع ملي و پيشبرد اهدافمان در سياست خارجي به شناخت منافع اقتدار ملي نيازمنديم. اتكا به اقتدار ملي عرصه را براي ما در دنيا باز مي كند و فرصت هاي نامحدودي را براي اثر گذاري در اختيارمان قرار مي دهد .
دكتر احمدي نژاد در ادامه با تاكيد بر اين كه بايد فضاي آرماني و انقلابي در كشور حفظ شود؛ خاطر نشان كرد: فضاي آرماني بهترين بستر براي پيشبرد امور كشور است و بايد از نوآوري هاي علمي استقبال كنيم ؛ سياست دولت و مجلس ساختن كشور بر پايه علم است تا بتوانيم دريچه هاي علمي را بر روي جوانان و متخصصان مان باز كنيم.
رييس جمهور ادامه داد: بايد ساز و كار مناسب براي استفاده درست از منابع در اقتصاد خود پيدا كنيم ؛ چون بدون توجه به اين مساله نمي توان در زمينه توسعه، اقدامات مناسب را انجام داد.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به اهميت توجه به عدالت در كشور تاكيد كرد : بدون عدالت امكان شكوفايي استعدادها، ايجاد امنيت در كشور و پيشرفت متوازن وجود ندارد و تمام برنامه كشور بايد بر پايه عدالت تنظيم و اجرا شود .
وي با اشاره به اينكه حمايت از برنامه هاي مردمي و غير دولتي بايد محور برنامه ها قرار گيرد، خاطر نشان كرد: تقويت خودباوري در جوانان متخصص و مديران بايد در برنامه هاي اقتصادي مد نظر باشد و در اين زمينه من از حمايت هاي قبلي مجلس در برنامه هاي تحول زا تشكر مي كنم .
رييس جمهور در پايان خاطر نشان كرد : ممكن است اين سوال پيش بيايد كه فعاليت هاي فراواني در اين دو سال از سوي دولت صورت گرفته است پس چرا در اين گزارش نيامده است . پاسخ اينكه چون اين گزارش عملكرد سال 84 برنامه توسعه بوده است و براي سال 85 نيز گزارش هايي كه در خصوص فعاليت هاي دولت تنظيم مي شود ، ارايه خواهيم كرد.

 

  متن گزارش رييس جمهور به مجلس

  -

 -

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 22:52 |
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت درگذشت علامه عسگری
 
بسم الله الرحمن الرحیم

درگذشت محقق و نویسنده عالیقدر مرحوم آیت الله آقای حاج سید مرتضی عسکری رحمه الله علیه را به علما اعلام و حوزه های علمیه و شاگردان و ارادتمندان و به طور ویژه به خاندان مکرم و فرزندان محترم ایشان تسلیت میگویم.

این عالم بزرگوار و سخنکوش دهها سال از عمر با برکت خود را در راه پژوهش در کلام و تاریخ و حدیث صرف کرد و محصول مبارک آن تالیفات و مقالاتی است که در گستره جهان اسلام با استقبال و تحسین روبرو شد و در ترویج مکتب اهل بیت علیهم السلام موفقیت های ارزشمندی به دست آورده است.

رحمت خدا بر آن دانشمند بلند همت و پر تلاش و خستگی ناپذیر.

والسلام علیه و رحمه الله
سید علی خامنه ای
27 شهریور ماه
+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 14:13 |

 

پيام تسليت رييس جمهور به مناسب درگذشت علامه سيد مرتضي عسگري

 


دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهور در پيامي رحلت عالم فرزانه و علامه مجاهد مرحوم آيت الله سيد مرتضي عسگري را به رهبر معظم انقلاب، حوزه هاي علميه، محافل دانشگاهي و خانواده ايشان تسليت گفت.
متن كامل پيام تسليت دكتر محمود احمدي نژاد به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انا الله وانا اليه راجعون
رحلت عالم فرزانه وعلامه مجاهد مرحوم آيت الله سيد مرتضي عسگري، ثلمه اي عظيم بر عالم اسلام بالاخص حوزه هاي علميه و محافل دانشگاهي است.
اين علامه بزرگوار سرمنشأ خدمات علمي ارزشمندي در جهت روشنگري و ترويج معارف قرآن كريم و اهل بيت عصمت و طهارت (ع) بودند و در اين راه متحمل رنج ها و مصائب زيادي شدند.
اينجانب ضمن عرض تسليت اين ضايعه به محضر مقدس حضرت بقيه الله (عج) ، رهبر معظم انقلاب اسلامي، عموم مسلمانان و خانواده محترم ايشان، علو درجات را براي روح پرفتوح آن عالم فقيد از درگاه خداوند متعال مسالت دارم.
محمود احمدي نژاد

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 5:22 |

علامه عسگری به عالم باقی شتافت

 

علامه سيد مرتضي عسگري، محقق تاريخ اسلام دار فاني را وداع گفت.

 

به گزارش ايسنا، علامه عسگري شب گذشته در پي ايست قلبي، دعوت حق را لبيك گفت. وي كه نود و چهارمين سال عمرش را مي‌گذراند، دچار بيماري كليوي و چندي پيش در بيمارستان بستري بود.

 

علامه عسگري در آخرين اظهارنظر انتشار يافته در رسانه‌ها با تقبيح فتواي تكفيري وهابيون اظهار داشته بود: بنده يك مجموعه كتاب با عنوان «بر گستره كتاب و سنت» تاليف كرده‌ام كه در آن مبناي وهابيون را مورد نقد و بررسي قرار داده‌ام.

 

علامه عسگري از زبان يكي از شاگردان


استاد فلسفه دانشگاه قم گفت: ابتكار مرحوم علامه عسگري اين بود كه براي اولين بار اسامي 150 نفر از صحابه ساختگي پيامبر اسلام(ص) را فاش كرد و گفت اين افراد اصلا وجود خارجي ندارند و هر چه از ايشان نقل شده دروغ است.

 

احمد عابدي، پژوهشگر علوم اسلامي و استاد فلسفه دانشگاه قم و يكي از شاگردان علامه عسگري، در گفت‌وگو با فارس، درباره زندگي مرحوم علامه عسگري گفت: علامه عسگري در سال 1284 در ساوه متولد شد. وي تحصيلات مقدماتي حوزوي خود را را تا شرح لمعه در حوزه علميه قم خدمت استاداني چون امام‌خميني(ره) خواند و سپس از قم به نجف ‌رفت و در نجف در درس‌هاي آيت‌الله حكيم شركت كرد.


نويسنده كتاب «حاشيه الهيات تجريدي» افزود: علامه عسگري در فعاليت‌هاي سياسي آن زمان عراق شركت كرد و همزمان چند دانشكده و بيمارستان و مؤسسه خيريه در عراق تاسيس ‌كرد. ايشان همچنين در تبادل استاد ميان اين دانشكده‌ها و الازهر مصر نقش مهمي را ايفا مي‌كرد. اكثر افرادي كه اكنون مسئولان عراق هستند، شاگردان مرحوم علامه عسگري و فارغ‌التحصيل دانشكده اصول دين عراق هستند كه ايشان بنا نهاده‌اند.


عابدي ادامه داد: علامه عسگري تا زمان حكومت صدام در عراق بود و وقتي صدام مي‌خواست ايشان را دستگير كند از عراق فرار ‌كرد و به ايران ‌آمد. در ايران هم سه دانشكده اصول دين در تهران، قم و دزفول را بنيان نهاد.


نويسنده كتاب «دفتر عقل و قلب» گفت: علامه عسگري طي عمر خود كارهاي فرهنگي بسياري انجام داد و بيش از پنجاه كتاب نوشت. اين كتاب‌ها تاثير بسيار زيادي بر مسلمانان گذاشت و بعضي از كتاب‌هاي ايشان در شيعه شدن بسياري نقش مهمي را ايفا كرد. به طوري كه در طول تاريخ هيچ كس مثل علامه عسگري نتوانست بسياري از غير شيعه‌ها را شيعه كند. در اين زمينه حتي از علامه اميني و سيد شرف‌الدين هم ايشان موفق‌تر بوده است.


عابدي گفت: علامه عسگري همچنين مناظرات بسياري در كشورهاي مختلف داشت و معمولا در تمامي مناظرات موفق بود و توانست طرف خود را قانع كند. مناظرات علامه عسگري با علماي يهود بسيار معروف است.


وي درباره ويژگي آثار مرحوم علامه عسگر گفت: مهمترين ويژگي آثار ايشان اين است كه اولا همه آثارشان را از منابع اهل سنت نوشته است و از كتاب‌هاي اهل سنت استفاده كرده است و ابتكار ايشان هم اين است كه براي اولين بار برخي از صحابه ساختگي را مطرح كرد يعني افرادي كه اصلا وجود خارجي ندارند و شخصيت‌هاي ساختگي‌اند. ايشان ثابت كرد كه اين افراد به اسم صحابه پيامبر مطرح شده‌اند و حرف‌هايي كه از زبان ايشان نقل شده است دروغ است. اين مهمترين كار ايشان است. علامه عسگري 150 نفراز صحابه ساختگي پيامبر را معرفي كرد.


عابدي گفت: آثار قرآني ايشان نيز بسيار زياد است. كتاب «القرآن الكريم و روايات المدرستين» از جمله اين آثار است. مقصود ايشان از نوشتن اين كتاب اين است كه قرآن در مكتب اهل بيت و در مكتب اهل سنت چگونه معرفي مي‌شود و قرآن را از اين دو ديدگاه بررسي مي‌كند و تفاوت‌هايش را بيان كرده است. اين كتاب سه جلد است و فقط در سودان خيلي‌ها را شيعه كرده است.


وي درباره خصوصيات اخلاقي علامه عسگري گفت: از خصوصيات اخلاقي ايشان اين است كه بسيار متواضع بودند و هرگز به نام و نشان و مال و ثروت وابستگي نداشت، به طوري كه شايد هيچكس مثل او پيدا نشود كه اعلام كند از هيچ كتابم حق‌التاليف نمي‌گيرم. علامه عسگري براي هيچ كدام از كتاب‌هايش حق‌التاليف نگرفت و مي‌گفت هر كسي كه دوست دارد مي‌تواند كتاب‌هايم را منتشر كند و از حقوق مادي آن استفاده كند.


نويسنده كتاب «شرح اشارات» در پايان گفت: مرحوم آيت‌الله العظمي گلپايگاني به علامه عسگري نامه‌اي نوشتند و در آن نامه ذكر كردند كه من از شما خواهش مي‌كنم كه اسم من را در دانشكده خودتان بنويسيد تا روز قيامت جزو خدمت‌گزاران دانشكده اصول دين محشور شوم.
علامه عسگري ديشب در سن نود و هشت سالگي در بيمارستان ميلاد تهران جان به جان آفرين تسليم كرد

 امروز؛ وداع با علامه عسگري از دانشگاه تهران

 

 

پيكر مطهر علامه سيدمرتضي عسگري محقق و نويسنده برجسته اسلامي، ساعت 9 صبح امروز سه‌شنبه ازمقابل دانشگاه تهران تشييع مي‌شود.

 

به گزارش فارس، پيكر مطهر علامه سيدمرتضي عسگري، محقق و نويسنده برجسته اسلامي، ساعت 9 صبح روز سه‌شنبه مطابق با ششم ماه مبارك رمضان از مقابل دانشگاه تهران تشييع و پس از آن براي خاكسپاري به حرم مطهر حضرت معصومه (س) منتقل خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 5:18 |

اعتراض شديد بسيج دانشجويي به اظهارات افراطي تاج زاده:
سرسپردگان به اجانب به انتقام از مرجعيت روي آورده اند

 

 

بسيج دانشجويي دانشگاههاي سراسر كشور در بيانيه اي ضمن اعتراض شديد به هتاكي مصطفي تاج زاده عضو مشترك حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب به مرجعيت، رئيس جمهور و باورهاي ديني مردم تأكيد كرد: اهانت كنندگان به ساحت مرجعيت انقلابي و ساحت دين و مقدسات مذهبي كه با تقليد كوركورانه نعل بالنعل از اربابان غربي خويش در جريان پروتستان لوتري صورت بگيرد هيچ جاي پايي ندارند.

 

متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:

 

به شهادت تاريخ پر افتخار ايران اسلامي، مرجعيت انقلابي شيعه همواره ملجا ستمديدگان و در مقابله با ايادي استكبار و استبداد بوده است و همواره به عنوان مانعي اساسي در برابر خوي زياده خواهي نظام سلطه عمل نموده است.

 

از اين رو سرسپردگان اجانب از هيچ فرصتي براي عقده گشايي و انتقام از ساحت اين شجره طيبه كوتاهي نكرده اند.

 

اخيراً نيز مطالبي منتسب به يكي از عناصر اصلي سازماني كه مشروعيت آن در قضيه مواضع يكي از اعضاي اين سازمان در سال 81 توسط جامعه مدرسين حوزه علميه قم و با امضاي استاد فقيد اخلاق حضرت آيت الله مشكيني (ره) زير سئوال رفت؛ منتشر شد كه انتظار مي‌رفت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حتي جبهه مشاركت از اين مطالب موهن، سخيف و كينه توزانه آن عضو شوراي مركزي خويش تبري بجويند كه اين حركت صورت نگرفته است.

 

توهين به شخصيت مرجع انقلابي، آگاه به زمان و شجاع جهان تشيع حضرت آيت الله مكارم شيرازي به جرم حمايت جانانه ايشان از انقلاب اسلامي موجي از نفرت را در مين عاشقان اهل بيت و شيعيان جهان برانگيخته است. اين اقدام نسنجيده در حالي صورت مي‌پذيرد كه ايشان اين روزها در مقابل اهانت‌هاي وهابيون –خوارج ديني معاصر- به ساحت تشيع و حريم قدسي ائمه هدي (ع) ايستادگي شجاعانه اي را داشتند و اينك نيز آماج اهانت‌هاي خوارج سياسي معاصر و افراطيون ورشكسته سياسي واقع مي‌شوند.

 

اين عمل كه با استفاده از مغلطه اي آشكار صورت مي‌گيرد؛ عمق كينه تاريخي استكبار جهاني را از بيداري مراجع هميشه در صحنه انقلابي تشيع نمايان مي‌سازد و در صورت پيروي آگاهانه، خباثت دروني هتاكان مزدور را بيش از پيش آشكار مي‌كند.

 

انجام اين اقدامات از سوي دشمن طبيعي است اما انجام اينگونه رفتارها از سوي اعضاي اصلي حزب و سازماني كه خود را مدعي پيروي از خط امام (ره) مي دانند پذيرفتني نيست.

 

به راستي اين عده كه در تحليل‌هاي درون گروهي خود يكي از علل ورشكسته شدن سياسي خود و احزابشان از حاكميت، توسط مردم را رويگرداني از باورهاي ديني مردم و بي توجهي و اهانت به مقدسات مذهبي، دانسته اند؛ از چه روي، به چنين بلاهت و سفاهت سياسي دست زده اند؟

 

چگونه در آستانه ماه مبارك رمضان و رويكرد گسترده دل‌ها به معنويت و اخلاق و رشد فضائل ديني در دامان مكتب اهل بيت (ع) دست به چنين حماقتي زده اند؟ آيا اين جز يك انتحار سياسي چيز ديگري مي‌تواند باشد؟ تا بدين وسيله بهانه اي براي رد صلاحيت خويش دست و پا كنند و براي سومين بار دست رد مردم را بر سينه خود حس نكنند؟

 

حضور عبرت انگيز مردم در انتخابات مجلس هفتم، بدون توجه به ياوه سرائي‌هاي همپالكي‌هاي اجانب و همچنين تحريم علني افسادگران افراطي را كه به توصيه اربابان غربي خويش از هر گونه حربه اي نظير تحصن هم بهره بردند براي هر آنكس كه شمه سياسي دارد درس عبرتي فراموش نشدني بود اما دريغ از عبرت گيرنده «مااكثر العبر و اقل الاعتبار!»

 

يقيناً در كشور عزيز ما ايران –ام القراي جهان اسلام– اهانت كنندگان به ساحت مرجعيت انقلابي و ساحت دين و مقدسات مذهبي كه با تقليد كوركورانه نعل بالنعل از اربابان غربي خويش در جريان پروتستان لوتري صورت بگيرد، هيچ جاي پايي ندارند.

 

به راستي گسترش مسجد مقدس جمكران و بسط معارف حركت آفرين نهضت انتظار مصلح چه ضربه اي به آنان زده است كه چنين در مقابل آن برمي‌آشوبند؟

 

نامشروعيت سازمان متبوعشان را از آن مي‌بينند يا شكست‌هاي مفتضحانه هم پيمان‌هايشان در انتخابات را؟

 

اين اقدام زشت با هر نيتي كه صورت گرفته باشد جامعه ديني ايران را سكولاريزه نخواهد كرد و اهداف مكتوم در نوع طرح مقوله انتخابات اخير تركيه توسط آن فرد و ترويج لائيسم دولتي را محقق نخواهد نمود.

 

جناب تاج زاده بايد بخود آيد و دليل اسلام گرائي مردم مسلمان تركيه را نه در ماهواره‌هاي آنچناني و سايت‌هاي اينترنتي معلوم الحال و مطبوعات باصطلاح آزاد! بلكه در تداوم روند بيداري اسلامي بجويد چه اگر غير اين بود، با وجود رشد روز افزون اسلام خواهي در غرب، اگر سكولاريست و لائيك بودن دولت‌هاي غربي زمينه ساز گرايش دولت ها به اسلام مي‌شدند، مي‌بايست امروزه در كل اروپا و‌ آمريكا دولت‌هاي اسلام گرا روي كار مي‌آمدند!!

 

صداقت انساني حكم مي‌كند كه هر فردي گرايشات قلبي خودش را –حتي نسبت به سكولاريسم– صادقانه بگويد نه منافقانه و با رطب و يابس بافتن و زمين به آسمان دوختن!

 

«بيداري اسلامي» كه در منطقه خاورميانه نمود بيشتري يافته است، در تركيه نتيجه انقلاب اسلامي و ثمره ملت ايران و ماحصل قهري سياست‌هاي منطقه اي خاورميانه اي آمريكا و تحقير ملت‌هاي منطقه توسط آنان، تحقير دين توسط سكولارها در طي ساليان اخير، تأثير توفيقات مبارزان مقابله كننده با روند زياده خواهي مستكبران و اشغالگران عالم و به ويژه پيروزي تاريخي حزب الله لبنان بر اسرائيلي است كه روزگاري يك وزير اسبق كشور كه معاونش همين آقاي تاجزاده بود، مبارزه با آن رژيم نامشروع را غير ممكن مي‌دانست و در جسارتي فراموش ناشدني سخن از صلح با اسرائيل مي‌زد. نهال اسلام گرايي در تركيه بيش از اين هم بارورتر خواهد شد.

 

اين افراطيون كه ديروز در مقابل دين و مظاهر اجتماعي آن ايستاده بودند، امروز در مقابل خواست و راي مردم ايستاده اند و ياللعجب كه تحت نام مردم به تخريب رئيس جمهور محبوب و منتخب همين ملت مي‌پردازند.

 

وا اسفا بر شرافت و غيرت ايراني كه فرزند منتخب ملتش را عنصري خود باخته با رئيس جمهور سابق فرانسه مقايسه مي‌كند و عمق كينه و نفرت غير عقلائي اش را از فرزند ايراني به رخ مي‌كشد و دم از تاريخ ايران هم مي‌زند!!

 

بگذريم از اينكه اقدام دولت قبلي در سفر به فرانسه و ايتاليا عليرغم علم به بي پاسخ گذاردن آن از سوي آن دولت‌ها (كه يك عرف ديپلماتيك پذيرفته شده است) و رفتار توهين آميز آنان، خود با «عزت ملي» ايران منافات دارد.

 

كل نظام هستي، خدايي بيش ندارد و مشكل كشور ما نه خدايان! كه خودخداانگاراني است كه عقل ناقص خود را (آنهم نه با اجتهاد عقلاني كه با تقليد كوركورانه از لوتريانيسم غربي) بجاي خدا گذاشته و شطحات نفساني خويش را «بسط تجربه نبوي» و وحي مي‌انگارند.

 

پرورش يافتگان مكتب پوپر، دلباختگان مكتب امانيسم غربي اند كه اسلام انقلابي حاضر در اجتماع را مشكل اصلي خويش مي‌پندارند.

 

غائله آفرينان 18 تير 78 –كه پاسخي سنگين از مردم در 23 تير دريافت كردند- كه آن را براي تخريب نهادهاي انقلابي طراحي نموده بودند؛ اينك به شكل عريان تر براي تكميل خواسته شوم خود به بزرگ ميراث غيرت و صلابت ملت –بسيج و سپاه– توهين و جسارت مي‌كنند. زهي خيال باطل!

 

اين نيروي عظيم مردمي، بقية السلف و يادگار شهيدان سرافراز ميهن عزيزمان رسالتي جز دفاع از انقلاب به خود نمي‌شناسند و در اين راه از مكر خناسان دنيا پرست هيچ تزلزلي به اراده اش راه نمي‌دهد.

 

همزماني اين تخريب‌ها توسط اذناب داخلي نظام سلطه با تروريست خواندن اين «نماد مقاومت انقلابي و شجاعانه» همنوائي دگرباره ارباب و مزدورانش را براي چندمين بار به منصه ظهور مي‌رساند.

 

سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشاركت كه خود در زمره محكوم كنندگان جسارت آمريكا به سپاه بوده اند بايستي اين تناقض را رفع نمايند و از موضع دشمن شادكن منتسبين خود تبري بجويند.

 

هم آوائي واژگان اخير تاجزاده با مشي 5 سال پيش ديگر عضو سازمان نامشروع متبوعش در همدان شائبه «خط سازماني و تشكيلاتي بودن» اين هجمه‌ها را متبادر مي سازد.

 

اما دانشجويان بسيجي، مرد ميدان سخت اند و در عرصه مبارزه با نفاق سنتي و مدرن تجربه اي بس گرانسنگ دارد و به وعده حتميه خداوند بر نصرت ياري گران دينش يقين مضاعف!

 

آقاي تاج زاده بداند كه خواب بازگشت آمريكا به اين كشور، تفسير ناشدني است و آنان كه سوداي رابطه با طالبان را رسما اعلام كردند حق دارند كه احمدي نژاد را در قامت و برابر غربيان ندانند.

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 5:12 |

  ديپلماسي موازي؛ چالش سازی براي ديپلماسي رسمي

 

 

«مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با تاکید بر ادامه تلاش ها برای حل موضوع هسته ای جمهوری اسلامی ایران، از دیدار قریب الوقوع با حسن روحانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی کشورمان در بروکسل خبر داد.

سولانا خاطر نشان کرد که دیدارش با حسن روحانی مسئول سابق پرونده هسته ای ایران پیش از برگزاری اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، در زمان مهمی برگزار می شود.»

 

اين خبر كوتاهي بود كه روز گذشته يك خبرگزاري داخلي به نقل از روزنامه عربستاني عكاظ منتشر كرد. با اين حال، سخنگوي وزارت امور خارجه كه مطابق برنامه هفتگي خود به پرسشهاي خبرنگاران پاسخ مي گفت، با اعلام اينكه "خبر رسمي در اين زمينه دريافت نكرده است"، احتمال ترتيب داده شدن اين ديدار از مجاري رسمي دستگاه سياست خارجي جمهوري اسلامي را منتفي كرد.

 

بي.بي.سي فارسي نيز بلافاصله پس از انتشار اين خبر، با ذوق زدگي آن را به عنوان خبر اول (top news) قرار داد.

 

انتشار اين خبر اما واكنش دفتر رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت را برانگيخت و بعدازظهر روز گذشته، اين خبر با جزئيات ديگري تكميل شد:« حسن روحانی به دعوت بنیاد کوربر روز چهارشنبه هفته جاری در حضور نمایندگان پارلمان آلمان و عده ای از مقامات دولتی و نخبگان این کشور سخنرانی خواهد کرد.»

 

دفتر حسن روحاني اما برخلاف سولانا كه تنها ترجيح داد مذاكراتش با وي را با اهميت بخواند، به محورهاي كلي موضوعات مورد مذاكره اشاره كرده است: «يك مقام مسئول در دفتر روحاني (كه از وي نامي برده نشد)، موضوع مذاکرات  دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و مسئول سابق  مذاکرات هسته ای ایران را روابط دو جانبه ، مسائل ایران و اروپا ، مسائل منطقه ای و بین المللی خواند و محور سخنرانی های وی را در برلین و بروکسل مسائل و چالش های  منطقه ای عنوان کرد. سازماندهی ملاقاتها و سخنرانی ها نیز با بنیاد کوربر است.»

 

تأكيد دفتر حسن روحاني بر عناوين سابق وي نظير دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي و مسئول سابق مذاكرات هسته اي ايران نيز از نكات قابل توجه خبر ارسالي فوق است.

 

سفر سال گذشته روحاني به همراه موسويان به بنياد كوربر

 

بنياد كوربر كه در معرفي آن به "بنيادي غير دولتي در آلمان كه در خصوص موضوعات مختلف به برگزاری سخنرانی و ملاقات های بین المللی اقدام می کند"، اكتفا شده است، 20 ژوئن 2006 (30 خرداد 85) نيز ميزبان حسن روحاني به همراه عليرضا معيري و حسين موسويان بود.

 

اگرچه از محتواي اين مذاكرات خبري بيرون نيآمد اما سفر 10 مرداد يوشكا فيشر وزير امور خارجه سابق آلمان به تهران به دعوت مركز تحقيقات استراتژيك مجمع و سخنراني محرمانه وي در اوج جنگ لبنان با رژيم صهيونيستي، كه از آن به عنوان سفري براي ميانجي گري ياد شد، بر ابهامات فعاليت موازي در ديپلماسي جمهوري اسلامي از سوي افراد و نهادهاي غيرمسئول افزود.

 

صداي واحد سياست خارجي مقهور رقابتهاي داخلي

 

كمتر از 3 ماه پيش در مراسم توديع جواد ظريف، هنري كيسينجر، وزير امور خارجه سابق امريكا، در حاليكه حدود 2 سال از استقرار دولت جديد مي گذشت، ادعا كرد ما هنوز نمي دانيم در ايران با چه گروهي بايد گفتگو كنيم و كدام طيف قدرتمند طرف حساب ماست؟

 

رفت و آمدهاي مشكوك و تماس هاي محرمانه، اگرچه به تنهايي زمينه ساز ايجاد اين ذهنيت در ميان سياستمداران غربي نيست و بخشي از آن به مسائل تاريخي باز مي گردد، اما يقيناً اصلي ترين بخش اين ماجراست. اين نكته همچنين اولين بار نيست كه از سوي كيسينجر ابراز مي شود و حتي در دوران تيم سابق هسته اي نيز، انجام عمليات موازي و ارسال پالسهايي متفاوت با سياستهاي اعلامي، از سوي بخش هاي ديگري از دولت وقت، مسبوق به سابقه است.

 

اختلاف نظرها در سياست داخلي اگرچه قابل خرده گرفتن نبوده و حتي چنانچه خاستگاه اين اعتراضها رقابت هاي سياسي و تخريب جايگاه رقيب باشد، نمي توان آن را محدود كرد اما در حوزه سياست خارجي به ويژه انجام فعاليتهايي كه طرف مقابل از آن بوي اختلاف در حاكميت استشمام كند، نوعي خنجر از پشت به مسئولين رسمي اين سياستهاست.

 

فشل سازي ديپلماسي رسمي

 

«فیشر از سوی دوست خود، دانیل کوهن بندیت که سال هاست همكار او و عضو پارلمان اتحادیه اروپای است، به عنوان میانجی ویژه در بحران لبنان پیشنهاد شده بود. از اطرافیان وی شنیده شده که هر چند فیشر از این بابت احساس غرور می کرد اما در برابر یک چنین مأموریتی مردد بود. در این زمینه درخواست های رسمی هم ارائه نشده بود. اما در واقعیت امر فیشر مورد پذیرش هر دو طرف درگیری است.»

 

روزنامه آلماني دي ولت در حالي سال گذشته اين خبر را منتشر كرد كه وزارت امورخارجه ايران نيز اعلام كرد براي اين سفر هماهنگي ويژه اي صورت نگرفته و ديدار احتمالي فيشر با متكي نيز تكذيب شد.

 

دي ولت موضوع مذاكرات محرمانه وزير امورخارجه سابق لبنان را علاوه بر ميانجي گري در قضيه لبنان با مسائل هسته اي نيز مرتبط دانست تا پازل ديپلماسي موازي از سوي نهاد غيرمسئول مركز تحقيقات استراتژيك مجمع را تكميل سازد: «فیشر به این امر امید بسته است که از نیروهایی در ایران حمایت کند که همان اندازه از به راه افتادن یک آتش سراسری وحشت دارند که غرب هراس آن را دارد. در حال حاضر، ایرانیان عضو جناح مخالف دولت ایران خود را گروگان های بحران لبنان احساس می کنند.»

 

تأكيدات رئيس جمهور در چند سخنراني اخير خود مبني بر همراهي برخي عناصر داخلي با دشمن در مسئله هسته اي و اينكه اين عناصر از داخل براي غرب سيگنالهايي درباره زمان مناسب براي فشار آوردن به ايران مي آوردند، در تأييد نوشته سال گذشته روزنامه لبناني است. ماجرايي كه سرانجام به دستگيري حسين موسويان عضو ارشد تيم هسته اي در دولت سابق و معاون حسن روحاني در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع انجاميد.

 

دستگيري موسويان؛ ديپلماسي موازي پايان نيافت

 

دستگيري حسين موسويان كه بنا به اعلام وزير اطلاعات به جرم جاسوسي صورت گرفت متأثر از همين روابط موازي و غير رسمي بود. با اين حال، گويا محفلي كه موسويان به آن تعلق داشت و دلخوشي از پيشرفتهاي هسته اي ندارد، حتي به دنبال دستگيري وي، حاضر نيست، به اين ديپلماسي غير رسمي و مشكوك پايان دهد.

 

بنياد كوربر

 

جالب اينجاست كه پاي بنياد كوربر را نيز تيم سابق هسته اي به ايران باز كرد و در اكتبر 2003 همايشي با عنوان "خاورميانه و ارزشهاي غربي- ديالوگي با ايران" در اصفهان برگزار گرديد. عليرضا معيري از نزديكان حسن روحاني كه سال گذشته نيز وي را در سفر به آلمان همراهي مي كرد، برگزار كننده اصلي اين همايش بود.

 

اين بنياد در سال 2005 نيز نشستي درباره امنيت خليج فارس در دوبي برگزار كرد كه حسين موسويان يكي از سخنرانان اين نشست بود.

 

اين بنياد كه برنامه براندازي نرم را نيز در برخي كشورها دنبال مي كند، سال گذشته در واشنگتن نشستي با عنوان "نقش امريكا و اروپا در اصلاحات خاورميانه" برگزار كرد كه الهه كولايي در كنار هاله اسفندياري از سخنرانان اين نشست بودند.

 

اهميت زماني ديدار سولانا- روحاني

 

ديدار روحاني با سولانا در مقطعي قرار است انجام بگيرد كه ايران در زمينه مداليته اي براي حل مسائل باقيمانده با آژانس بين المللي انرژي اتمي به توافق رسيده و بنابراين نقش واسطه هاي اروپا بسيار كمرنگ شده است. در اين وضعيت، تيم هسته اي سابق كه در اقدامي غيرمنطقي، ميدان مناقشه را از ايران- آژانس به ايران- اروپا در سال 2003 تغيير داده بود، در اين مقطع زماني بار ديگر در اقدامي سؤال برانگيز براي احياء اين فرآيند شكست خورده دست بكار شده است.

 

در حاليكه بي.بي.سي در خبري كه روز گذشته درخصوص سفر روحاني به آلمان و ديدار با سولانا منتشر كرد، كوشيد با نام بردن مكرر از وي به عنوان "نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی ایران"، به اين ديدار مشروعيت ببخشد اما خبرهاي تكميلي حاكي از واقعياتي در مقابل اين ادعا بوده و وي احتمالاً حامل پيام يك مقام غيرمسئول در پرونده هسته اي مي باشد.

 

رئيس جمهور در سخنراني اخير خود با اشاره به روابط مشكوك برخي عناصر داخلي با طرفهاي غربي مقابل ايران تأكيد كرده بود: « برخي كشورهاي زورگو به بهانه اعتمادسازي، سياست ها برنامه هايي از جمله پروتكل الحاقي را به ملت ايران تحميل كردند و متاسفانه برخي عناصر داخلي نيز آنها را به افزايش فشار به ملت بزرگ ايران تشويق كردند. برخي عناصر داخلي بطور سازمان يافته و در اوج چنگ و دندان نشان دادن هاي دشمن، تلاش كردند پشت ملت ايران را در مساله هسته اي خالي كنند. علي رغم همه فشارها، آنها با يك ملت ايستاده و رهبري شجاع مواجه بودند كه به پيروزي دست يافته است.»

 

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 4:58 |

پشت پرده انتشار خاطرات جنجالي هاشمي رفسنجاني

 

 

انگيزه اصلي سايت وابسته به دبير مجمع تشخيص مصلحت از انتشار 2 بخش جنجالي خاطرات هاشمي رفسنجاني، پاسخي به برخي از خاطرات وي مي باشد که در آنها محسن رضايي به بي تدبيري، عدم ثبات و اهمال متهم شده است.

 

به گزارش رجانيوز، انتشار 2 قسمت از خاطرات هاشمي رفسنجاني که به ادعاي تمايل امام (ره) به کناره گيري از رهبري و موافقت ايشان با حذف شعار مرگ بر امريکا در سال 63 مربوط مي شد، واکنشهاي متفاوتي را در ميان گروههاي سياسي و رسانه ها برانگيخت اما با اين حال، تاکنون بحث پيرامون انگيزه سايتي که براي اولين بار نسبت به درج اين خاطرات اقدام کرد، صورت نگرفته است.

 

اين سايت که وابسته به دبير مجمع تشخيص مصلحت مي باشد، از ميان بيش از 600 صفحه از خاطرات هاشمي اقدام به انتشار 2 پاراگراف کرد که به دليل مغاير بودن ادعاهاي مطرح شده در آن با مشي و صريح نظرات علني امام (ره)، بروز واکنشهاي منفي عليه هاشمي کاملاً قابل پيش بيني بود.

 

با اين حال، سايت مذکور که خود جرقه اين آتش را زده بود، پس از بالا گرفتن انتقادات از هاشمي، در چرخشي 180 درجه اي، در خبري عنوان کرد اين مطالب در خاطرات سال 62 هاشمي نيز ذکر شده بوده و انتقادات اخير از هاشمي به دليل در پيش بودن انتخاب رئيس مجلس خبرگان است!

 

اين در حاليست که خبرنگار رجانيوز کسب اطلاع کرد، برخي خاطرات هاشمي رفسنجاني که در انتقاد از محسن رضايي بوده و وي متهم به بي تدبيري، عدم ثبات و اهمال در فرماندهي سپاه شده است، دليل اصلي انتشار 2 بخش جنجالي از خاطرات سال 63 هاشمي بوده است.

 

هاشمي رفسنجاني در صفحه 210 خاطرات خود مي نويسد: ساعت چهار بعد از ظهر، جلسه ای با فرماندهان ارتشی و سپاهی تشکیل شد. آقای خامنه ای هم [به جلسه] رسیدند؛ به روال دیروز بحث ها ادامه یافت. مسئولان جهاد سازندگی، توضیحات خوبی درباره تهیه امکانات برای عبور از آب دادند. ابتکارات جالبی در تعمیر پل های پی.ام.پی و ساحل سازی واستفاده از طراده ها و کانال کشی دادند. [با ارائه این ابتکارات] بخشی از اشکالات مهم جلسه دیروز را رفع کردند. بعد از رفتن آنها، باز مخالفان طرح، از افسران ارتش و فرماندهان سپاه، مشکلات جدیدی را مطرح کردند. عجیب این بود که آقای [محسن] رضایی و آقای موسوی قویدل که خودشان طرح را تهیه و امضا کرده بودند، به شدت با طرح مخالفت کردند.

 

همچنين در صفحه 213 آمده است: عصر، با حضور آقای خامنه ای، جلسه ای با آقایان صیاد و محسن رضایی داشتیم. صیاد از طرح اروند (والفجر7) دفاع کرد ولی آقای رضایی مخالف بود. پس از مقداری بحث، معلوم شد که ایشان به طور کلی با عملیات در جنوب مخالف است و از اول هم مخالف بوده اند. به ایشان اعتراض شد که چرا چند ماه وقت مملکت و این همه نیروها را تلف کرده و با صراحت برخورد نکرده اند؛ جواب درستی نداشت و طرح درستی برای عملیات، در جای دیگر هم نداشت.

 

در صفحه 222 کتاب به سوي سرنوشت، آمده است: بعد از نماز صبح و احساس سلامتی نسبت به وضع دیروز، مشغول مطالعه شدم. ساعت نه صبح، احمد آقا آمد. گفت [محسن رضایی] فرمانده سپاه به امام نامه نوشت و وضع جبهه ها و عملیات را توضیح داده است. و از فشاری که برای انجام عملیات وارد می آید، گله کرده و گفته به ما اگر مهلت بدهید، دو ساله جنگ را با پیروزی تمام می کنیم.

 

رفسنجاني در صفحه 248 کتاب خاطرات سال 63 مي افزايد: آقای [محمد مهدی] ربانی املشی هم، تلفنی اجازه رفتن به مکه را می خواست، که موافقت نکردم. حاج احمد آقا آمد و اطلاع داد که امام نظر خاصی در مورد وزیر دفاع ندارد. [چون در این مورد، از امام] سئوال کرده بودیم. گفت [آقای محسن رضایی] فرمانده سپاه، مرتباً به امام نامه می نویسد که فشار و عجله در انجام عملیات نشود. سوءظن دیگری برای بعضی پیش آمده که فرماندهان سپاه از طریق تأخیر عملیات، درصدد کسب امتیازات بیشترند.

 

همچنين در پاورقي صفحه 293 به نقل از رحيم صفوي درخصوص محسن رضايي آمده است: در خصوص فشار مسئولان بر سپاه برای تحرک در جبهه های جنگ، سردار رحیم صفوی می گوید: «رفتیم پیش آقای هاشمی، ایشان گفت شما ترسیده اید. شما به تردید افتاده اید. یک کاری بکنید. مگر حواس شما نیست که متکی به مردم هستید. مردم اگر ببینند بازار جنگ داغ و گرم نیست، رها می کنند و پشتیبانی نمی کنند. یک کاری بکنید. ما نمی دانستیم برادر محسن به آقای هاشمی چه قولهایی می دهد، اما می آید فشارهایی به ما می آورد. این فشارها برای ما اثری ندارد، زیرا با امکاناتی که در دستمان هست، می دانیم نمی شود عملیات بزرگ انجام داد، ولی به هرحال فشارهای شدید ادامه دارد. این را یک جا نوشتم که ما حتی یک بار لبخند از فرمانده مان ندیده ایم، چهار سال از جنگ می گذرد، یک تبسمی هم ندیدیم، ایشان داشته باشد.»

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 21:48 |

  ارگان حزب كارگزاران ابراز كرد
نگراني از سفر احمدي نژاد به نيويورک

 

 

روزنامه «كارگزاران» ارگان حزب كارگزاران سازندگي طي گزارشي در شماره ديروز خود شركت رئيس جمهور در مجمع عمومي سازمان ملل متحد را در دو سال گذشته بي فايده خواند و نوشت: «استفاده از ادبيات عاميانه در سخنراني ها، حاضر شدن در مجامع عمومي بدون لباس رسمي به خوبي تمايل رئيس دولت نهم را براي بي اعتنايي به هر آنچه در عالم سياست به عنوان سنت پذيرفته شده است نشان مي دهد».

 

كارگزاران در اين گزارش خود با اشاره به اولين سفر رئيس جمهور به سازمان ملل متحد خاطرنشان كرد: وي با يقه اي باز پشت تريبون مجمع عمومي قرار گرفته بود و سخناني بر زبان آورد كه بيشتر از مقام مذهبي انتظار مي رفته است.

 

این روزنامه در حالی چنین تعابیری را به رشته تحریر در آورده است که رسانه های غربی تحلیلهای واقع بینانه تری در این خصوص داشته اند.

 

به عنوان نمونه بی.بی.سی سال گذشته به بررسی رویکرد رسانه ها به احمدی نژاد پرداخته و نوشته بود: صرف نظر از موضع ضد آمریکایی هوگو چاوز و حمله تند او به جورج بوش، مناقشه هسته ای ایران با جهان غرب مهمترین موضوعی بود که توجه دیپلمات ها و خبرنگاران را معطوف اجلاس نیویورک کرد. به همین علت بعضی کارشناسان از محمود احمدی نژاد به عنوان ستاره امسال جامعه بین المللی در نیویورک نام می برند.

 

در این مدت رسانه های آمریکایی با بررسی دقیق همه سخنان رییس جمهور ایران، حتی با تحلیل رنگ آمیزی لباس او در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سعی کرده اند تا رویکرد او را نسبت به مسائل بین المللی مورد ارزیابی قرار دهند.

 

جرالد پست، تحلیلگر و روانشناس ارشد سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا، در مصاحبه با سی.ان.ان، رنگ روشن لباس رییس جمهور ایران هنگام سخنرانی در تالار مجمع عمومی را بیانگر اعتماد به نفس بالا و بی توجهی او به عرف دیپلماتیک در پوشیدن لباس های تیره دانست.

 

بی بی سی در ادامه افزود: در حالیکه آقای احمدی نژاد در بسیاری از سفرهای داخلی خود لباس هایی با رنگ روشن به تن دارد، تمرکز بیش از حد رسانه های آمریکا به حضور او در نیویورک، به ارائه چنین تحلیل هایی منجر شده است.

 

اين رسانه انگليسي همچنین در خصوص عدم استفاده احمدی نژاد از کروات (که روزنامه حزب ليبرال دموکرات! کارگزاران به تلویح از آن یاد کرده) آنرا سیاست دائمی ایران در این خصوص دانست و علت آنرا غرب ستیزی جمهوري اسلامي و فرض کروات به عنوان نمادی از غرب دانست.

 

به هر ترتيب، اظهار نگراني از حضور رئيس جمهور در سازمان ملل در شرایطی انجام می گردد که حضور وي در اجلاسهای 2 سال گذشته، تاثیر به سزایی در انتقال دیدگاههای ایران به جهان با سانسور کمتر داشته است.

 

به عنوان نمونه سخنان رییس جمهور در خصوص هولوکاست که توسط رسانه های غربی مورد تحریف واقع شده بود و جوی کاذب علیه ایران پدید آورده بود، با مصاحبه مستقیم او با رسانه ها و پاسخ به ابهامات پدید آمده، رژيم صهيونيستي را در موضع انفعال قرار داد.

 

همچنین حضور احمدی نژاد در شصتمين سالگرد تاسيس سازمان ملل و طرح مباحث مهمي از جمله اصلاحات ساختاري اين سازمان و بررسي روند پيشرفت سند 2000 براي كاستن از فقر در جهان سبب شد، اخبار وی در اجلاسی که 177 رييس جمهوري و رييس دولت و تعداد گسترده ای دیگر از مقامات ارشد کشورهای جهان حضور داشتند، بیشترین انعکاس را در رسانه های دنیا درپي داشته باشد.

 

حزب کارگزاران در حالی نگران حضور فعال رییس جمهور در عرصه های جهانی است که اين جريان در دوران رئيس جمهور سابق، سفرهای وي به ساير کشورها را نمادی از تلاش برای گفتگو با جهان و نتیجه دیپلماسی فعال معرفی می نمود.

 

اگرچه مخالفت با سفرهای رییس جمهور امر تازه ای نیست اما نوع انتقادها به این امر متفاوت بوده است. به عنوان نمونه اندکی پیش از سفر احمدی نژاد در سال 84 به سازمان ملل، هاشمی رفسنجانی در خطبه های نمازجمعه تهران گفت: "برخي روساي جمهور يا به دليل تحقيرهايي كه مي‌شوند، در اين كنفرانس شركت نمي‌كنند و يا با نگراني در آن‌جا حاضر مي‌شوند اما در هر صورت ما در اين زمينه خوب عمل نكرديم. در دو دوره رياست جمهوري بنده زمينه‌ي لازم براي شركت در اين كنفرانس برايم مساعد بود، اما نرفتم. اصلا درست نيست كه آن‌ها بخواهند اين‌طور ما را تحقير كنند... البته مقاومت براي گرفتن حق مساله‌ي مهمي است."

 

اما در پی موفقیت این سفر، انعکاس جهانی پیشنهاد احمدی نژاد در این اجلاس، گشودن باب تازه ای در مذاکرات هسته ای ایران که به خاطر شرایط خاص آن مورد توجه بیشتر رسانه ها بود و موجب خلع سلاح غرب در برابر ایران شد، هاشمی رفسنجانی در خطبه بعدی خود، تلویحاً از چنین سفرهایی استقبال کرد و با اشاره به حق مسلم ايران براي استفاده از انرژي هسته‌اي، ناديده گرفتن اين حق را به مثابه تن دادن به قراردادهاي ننگين تركمنچاي و كاپيتالاسيون دانست و گفت: بايد با مذاكره به هدف خود برسيم و و با بهره‌گيري از ديپلماسي و استفاده از همه اهرم‌‌ها به دنيا بقبولانيم كه قصد استفاده صلح‌آميز از منافع سرشار تكنولوژي هسته‌اي داريم.

 

شايد مسئولان حزب کارگزاران که خود را فرزندان سیاسی هاشمی رفسنجانی می دانند، لازم مي بود تا با مطالعه بیشتر در خصوص مسائلی از این دست به اظهار نظر بپردازند، هرچند اگر شنیده های موجود در خصوص اختلافات اداره کنندگان روزنامه این حزب با برخی دیگر از مسئولان آن و اعتصابات کارکنان آن صحت داشته باشد انتشار مطالب پرمايه! از این دست، چندان هم دور از انتظار نیست.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 21:46 |

قائم مقام حزب موتلفه در گفتگو با رجانيوز:
موج جديد هتاکي‌ها ناشي از عصبانيت و عدم تعادل است

 

 

قائم مقام دبيرکل حزب موتلفه در واکنش به اظهارات اخير مصطفي تاج زاده عضو افراطي حزب مشارکت و سازمان مجاهدين، موج جديد هتاکي ها را ناشي از عصبانيت و عدم تعادل دانست.

 

اسدالله بادامچيان در گفتگو با رجانيوز، با اشاره به اظهارات هتاکانه تاج زاده درخصوص آيت الله مکارم شيرازي تأکيد کرد: مرجعیت دارای مقام دینی ارزشمند است و نباید اشخاصی نظیر آیت الله مکارم شیرازی که از مراجع بزرگ کشور هستند، دستمایه یکسری سیاست بازی های افراطيون قرار گيرند. کاربردن الفاظی نظیر مرجع تقلید اقتدارگرها و امثالهم آسیب هایی را به همراه خواهد داشت.

 

وی در ادامه اظهارات اخیر تاج زاده را ناشی از عصبانیت و عدم اعتدال و میانه روی دانست و افزود: جبهه اصلاحات به دلیل رسیدن به بن بست و اجرای سیاست های اشتباه، اظهارات تند، نامربوط و سرشار از توهین ايراد مي کنند و در رسانه های خود، فقط به تخريب مشغول هستند.

 

عضو شوراي مرکزي مؤتلفه همچنين درخصوص ادعاي سايت جبهه مشارکت درباره تقابل موتلفه با رئيس جمهور گفت: رفاقت و دوستی حزب مؤتلفه اسلامی با ریاست جمهوری دولت نهم بر کسی پوشیده نیست و نیازی به شبهه افکنی در آن نیز وجود ندارد.

 

بادامچیان همکاری و همفکری با دولت ها را از سیاست های مؤتلفه خواند و تصریح کرد: چون همکاری یک امر دو جانبه است، باید دولت خواهان همکاری باشد تا مؤتلفه با آن همکاری کند و این تنها مختص دولت دکتر احمدی نژاد نیست بلکه برای تمام دولت ها صدق می کند.

 

وی با بیان این مطلب که تذکر و انتقاد دلسوزانه در سه بخش خصوصی، غیر سری و رسمی و علنی صورت می گیرد افزود: سیاست مؤتلفه برای تمام دولت ها روشن بوده است و نیازی نیست تا رسانه های تخريبگر آن را تحریف کنند.

 

بادامچیان با تأکيد بر بي توجهي دولت سابق با موتلفه اظهار داشت: ما همیاری با دولت را وظیفه خود می دانیم چرا که او منتخب مردم و مورد تأييد رهبری است. در دوران اصلاحات، دولت وقت تمام نیروهای مؤتلفه را از دستگاه خود خارج کرده بود و حتی اجازه اداره یک مدرسه راهنمایی را از دبیر استان ما در قزوین سلب کرد.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 21:45 |

عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران در گفتگو با رجانيوز:
دولت نهم 7 شاخص مثبت مورد اشاره رهبري را دارد

 

 

در حاليکه محمد هاشمي رفسنجاني دبير کميته سياسي حزب کارگزاران، در اظهاراتي غيرمنصفانه در گفتگو با خبرگزاري فارس، دولت نهم را واجد هيچ شاخص مثبتي ندانسته بود، يک عضو ديگر شوراي مرکزي اين حزب، شاخصه هاي مثبت مورد اشاره رهبر انقلاب در ديدار با هيئت دولت درخصوص دولت نهم را مورد تأکيد قرار داد.

 

اسحاق جهانگیری در گفتگو با رجانیوز، تصریح کرد: همان طور که مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با اعضای دولت عنوان کردند دولت آقای احمدی نژاد هر 7ویژگی مذکور يعني عدالت، خدمت، تلاش، شجاعت، قاطعيت، تحول و اصلاح حقيقي را به همراه دارد.

 

وی مهمترین و بهترین معیار ارزیابی هر دولت را برنامه آن دولت خواند و در ادامه اظهار داشت: هرگز نمی توان بدون داشتن معیار به ارزیابی پرداخت و دولت را بدون ویژگی و شاخصه مثبت یا دارای شاخصه مثبت خواند.

 

جهانگیری به ارائه گزارش عملکرد دکتر احمدی نژاد در روز سه شنبه به مجلس اشاره کرد و افزود: رئيس جمهور با پیش دستي کردن و ارائه گزارش عملکرد سالیانه خود، بسیاری از ابهامات را پاسخ داده و به کارشناسان مجال ارزيابي مي دهد.

 

وی تأخير در ارائه گزارش نظارتی را از نقاط ضعف این دولت دانست و گفت: این کم کاری دولت منجر مي شود تا عده اي القا کنند که دولت تاکنون هیچ کاري انجام نداده است.

 

وزیر صنایع و معادن دولت هشتم اظهار داشت: دولت نهم برای بالابردن شاخصه های مثبت خود باید نقدها را بشنود و در صدا و سیما با منتقدان به مناظره بنشیند تا از جنبه های منفی آگاهي يافته و جنبه های مثبت را هم تقويت کند.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 21:43 |

  از بالماسکه تحصن تا دانشگاه آزاد و پرونده هسته ای

 

 

علي طاهري

 

اشاره: سیاست خارجی هر کشوری بازتاب و ترجمان سیاست داخلی آن کشور است. به عبارت دیگر قدرت چانه زنی مسئولان یک کشور بستگی به مولفه های مختلفی دارد که یکی از آنها موضع گیری احزاب و گروههای داخلی در قبال مسائل خارجی است به طوری که در اغلب کشورها علیرغم وجود اختلاف نظر بین گروهها و دولت حاکمه، تلاش می کنند آنجا که پای منافع ملی به میان می رسد چنان رفتار کنند که موضع کشورشان تقویت شود. یکی از این دست مسائل پرونده ی هسته ای ایران بود که اکنون به پایان راه رسیده است و به جاست به منظور آشنایی بیشتر با چهره ی واقعی برخی از باندهای قدرت و ثروت مروری کوتاه بر باج خواهی  آنان داشته باشیم.

 

باج گیری حزبی بر بستر چالش هسته ای:

 

پس از انتخابات مجلس ششم، مواضع و اقدامات برخی از احزاب و گروههای سیاسی راه یافته به مجلس، عملا از حالت «رقابت در نظام» به سطح « رقابت با نظام» تغییر یافت. آنچه که خود را به صورت تصویب قوانین ساختارشکن (که زمینه را برای حمله کردن به نهادها و سازمانهای حقوقی فراهم می نمود)، نمایان ساخت. محمد نعیمی پور رئیس فراکسیون مشارکت مجلس ششم گفته بود: «ما برخی طرح ها را عامدانه و با علم به اینکه از سوی شورای نگهبان رد می شود در صحن علنی مجلس مطرح و تصویب می کنیم.»(1) ما حصل این کارها چیزی جز القای «بی ثباتی سیاسی» و در نتیجه به وجود آمدن فضای ابهام و یأس در داخل و گسترش بی اعتمادی در بین کشورهای خارجی نبود.

 

با فرا رسیدن انتخابات مجلس هفتم، آنان خود بیش از هر کس دیگری می دانستند، اگر قرار به اعمال دقیق قانون و تطبیق کامل شرایط مصرح در قانون انتخابات با مواضع و عملکرد ایشان باشد، هرگز صلاحیتشان مورد تایید قرار نمی گیرد از سوی دیگر برای غربی ها اصلا خوشایند نبود که در پی برگزاری انتخابات، مجلسی در ایران شکل بگیرد که تنش ها و کشمکش های سیاسی داخلی را که موجب «درونی شدن انقلاب» و سرگرم شدن ایران به امور داخلی می شد فرو بکاهد، لذا در آستانه انتخابات فشار خود را به خصوص در پرونده هسته ای افزایش داد. علاوه بر آن، عناصر جریان رادیکال پس از به دست گرفتن مناصب اجرایی و تقنینی بر مناصب و منابع و گلوگاه های اقتصادی مهم نیز استیلا یافته بودند و چرب و شیرین رانت های اقتصادی، چنان بر آنان تاثیر گذاشته بود که به راحتی حاضر به دست کشیدن از این رانت نبودند، بویژه آنکه بخش اعظم هزینه های کلان ماشین تبلیغاتی این طیف نیز، از طریق رانت های اقتصادی دولتی تامین می شد و چشم پوششی از این منبع نوعی انتحار سیاسی برای آنان به حساب می آمد. لذا تحلیل سردمداران جریان رادیکال از روند انتخابات مجلس هفتم این بود که با توجه به فشارهای خارجی ناشی از چالش هسته ای و تاکید مقامات عالیرتبه نظام بر ضرورت حضور گسترده مردم در انتخابات، شورای نگهبان حتی اگر در مراحل اولیه، صلاحیت برخی عناصر جریان رادیکال ساختارشکن را رد کند، در نهایت برای جلوگیری از بروز تنش و شکل گیری چالش داخلی به موازات چالش هسته ای از اعمال کامل قانون انتخابات و تاکید بر اصل احراز عدول نموده و صلاحیت عناصر وابسته به جریان رادیکال را ولو در دقیقه نود تایید خواهد کرد.

 

بنابراین فرمانداران سراسر كشور و در حقیقت مسئولان وزارت کشور با به رخ کشیدن تهدیدات و فشارهای خارجی، شورای نگهبان را تحت فشار قرار دادند تا از نظارت قانونی خود که از دید آنها عامل کاهش مشارکت و حضور مردم قلمداد می شد، کوتاه بیاید. این درخواست در حالی بود که اتفاقا یکی از بزرگترین معضلات جمهوری اسلامی ایران در چالش هسته ای در آن مقطع موضعگیری های جریان رادیکال در مجلس ششم بود.

 

دقیقاً نظیر اتهاماتی که رسانه های غربی علیه فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران مطرح می کردند، بر زبان برخی از نمایندگان مجلس ششم و از تریبون نهاد قانون گذاری نظام جاری شد. صریح ترین موضع در این باره مربوط به احمد شیرزاد نماینده اصفهان و عضو فراکسیون مشارکت بود که در نطق پیش از دستور خود مدعی شد: «جمهوری اسلامی ایران 19 سال به دنیا دروغ گفت»!

 

این ادعا چنان سنگین بود که حتی پاسخگویی حجة الاسلام کروبی، رئیس وقت مجلس به چنین اتهامی در مورد فعالیت هسته ای کشور نیز فایده ای نکرد و رسانه های غربی تمام تلاش خود را برای سوء استفاده از آن و افزایش فشارها به عمل آوردند.

 

همچنین در حالی که یکی از شبه استدلال های غرب برای مخالفت با فعالیت هسته ای ایران، بهره مندی از منابع نفت و گاز بود، بهزاد نبوی نایب رئیس وقت مجلس شورای اسلامی، طی مصاحبه ای ضمن تایید تلویحی این ادعا، گفت:« هزینه ی استخراج انرژی هسته ای بسیار سنگین است و برای ایران ، استخراج انرژی از نفت و گاز ارزانتر است لذا پافشاری بر دست یابی به انرژی هسته ای با منافع ایران هم خوانی چندانی ندارد»! و همین مواضع ناهم خوان برخی نمایندگان مجلس ششم کافی بود تا به طور اساسی موضع سیاست خارجی کشور را به شدت ضعیف و منفعل نماید.

 

پس از اعلام نتایج بررسی صلاحیت کاندیداهای انتخابات مجلس هفتم توسط هیات های نظارت در حالی که مرحله رسیدگی به اعتراض ها و بررسی مجدد پیش رو بود و نظر هیات های نظارت نظر نهایی محسوب نمی شد، جریان رادیکال در حرکتی عجیب و تبلیغاتی علیرغم مخالفت  اشخاصی نظیر آقای خاتمی و کروبی، نمایش تحصن را به روی پرده برد.

 

آنها منتظر بودند که پس از شروع تحصن حداقل 3 میلیون نفر از مردم به خیابان های اطراف مجلس شورای اسلامی ریخته و به نشانه ی حمایت از نمایندگان اقدام به تحصن کنند.(2)

 

گرچه پس از گذشت حدود 20 روز، بالماسکه ی تحصن با بی اعتنایی کامل مردم و حتی متعصب ترین هواداران سابق آن ها مواجه شد اما تاثیر خود را در عرصه ی خارجی گذاشت. به عنوان نمونه:

 

دومینیک دوویلپن، وزیر امور خارجه فرانسه، در پایان ملاقات خود با حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران که محور آن مباحث مربوط به فعالیت های هسته ای ایران بود خطاب به حسن روحانی گفت: «فرانسه به طور جدی انتخابات فوریه 2002 مجلس ایران را دنبال می کند»(3) (دقت کنید که این حرف را در جلسه ی مربوط به انرژی هسته ای عنوان کرده است.)

 

دخالت در امور داخلی ایران به جایی رسید که سفیر آلمان در تهران، طی مدت تحصن نمایندگان، در جمع آنان حضور یافت و مراتب حمایت دولت و مجلس آلمان را از متحصنین اعلام کرد!

 

به هر حال اگرچه این قضیه نشان داد که هیات های نظارت در رد صلاحیت برخی عناصر وابسته به جریان رادیکال تا چه اندازه درست و قانونی عمل کرده است ولی الگویی را برای وارد آوردن فشار بر مسئولان و متعاقب آن تلاش برای باج گیری حزبی، معرفی و آموزش داد. الگویی که چند سال بعد، توسط دانشگاه آزاد و هیات حاکمه ی آن دنبال شد با این تفاوت که فشارهای وارده غیرمستقیم و بیشتر در پشت پرده بود یعنی از یک سو با فضاسازی و شانتاژ رسانه ای تلاش شد تا مسئله از مسیر حقوقی خارج شده و یک کشمکش سیاسی جلوه کند و از سوی دیگر با نزدیک شدن به برخی از بزرگان، از وجهه ی آنها سوء استفاده کرده و ایشان را به موضع گیری بکشانند. آنچنان که در مقابل تصمیم رئیس جمهور مبنی بر لزوم تغییر در ترکیب هیات موسس چنین گفتند: «برخی از موذی گری ها که نسبت به دانشگاه آزاد آغاز شده است، شکست خواهد خورد...امیدواریم بتوانیم با تلاش و کوشش خود شرارت هایی که به دنبال تضعیف دانشگاه آزاد است را دفع کنیم.»

 

به هر حال دانشگاه آزاد یک کارت زرد دریافت کرده است و با پایان یافتن چالش هسته ای انتظار می رود کارت زرد دوم را که منجر به تغییرات اساسی در جهت بهبود اوضاع شود، دریافت کند. باندهای قدرتی هم که در این راه مقاوت می کنند باید این پیام را به خوبی درک کنند که:
«مردم به خوبی قدرت تمییز منافع خویش را از هوچی گریهای دنیاطلبان دارند و آنان که مقابل منافع ملی ایستاده اند جز بر طیل رسوایی خویش نمی کوبند، مردم خادمان خود را می بینند و به مجاهدت عدالتخواهانه آنان امید بسته اند، فراتر از این همه، خداوند ناظر است و اوست که به عهد خویش وفا می کند اگر به عهد خود وفا کنیم و این عهد خداوند است که: والعاقبه للمتقین »

 

پی نوشت:

 

1.روزنامه انتخاب
2.سعید حجاریان
3.روزنامه شرق

 

منابع:

 

1. انتخابات مجلس هفتم-مرکز اسناد انقلاب اسلامی
2.منابع اینترنتی از جمله سایت انصار نیوز

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 13:11 |

  فحشا با فحاشی توجیه شد!

 

 

محمد مهدي تهراني

 

دیرگاهی است پروژه تخریب از جانب برخی سیاسیون در جهت نیل به اهداف خاصی مدنظر قرار گرفته و می گیرد. پروژه ای که با دادن نسبت عالیجناب سرخپوش! به هاشمی رفسنجانی در آستانه انتخابات مجلس ششم کلید خورد و تا امروز از جانب تندروهای اصلاح طلب بارها و بارها در دستور کار قرار داده شده است. شاید  بتوان انتخابات ریاست جمهوری نهم را یکی از بارزترین مصداق ها در این حوزه قلمداد کرد. انتخاباتی که در آن سطح تخریب به مناظره های تلویزیونی انتخاباتی ارتقا یافته بود! آنچنان که حتی هاشمی هم از پذیرفتن مسئولیت آن شانه خالی کرد که اینها نماینده من نبودند!

 

اکنون نیز در آستانه انتخابات مجلس هشتم، شواهد و قرائن از آغاز به کار بیش از پیش کمیته ای در همین راستا حکایت دارد. جراید اصلاحاتیان از یک سو با کذب نویسی های مکرر در عرصه های مختلف می کوشند تا دولت نهم و مجموعه اصولگرایان را ناکارآمد نشان بدهند و از سوی دیگر اظهار نظرهای برخی چهره های این جریان، بر آن است تا با همان ادبیات همیشگی تحقیر و تمسخر، وجهه مردمی دولت را خدشه دار کند.

 

اما آنچه جریان اخیر را نسبت به گذشته متمایز می سازد، شکسته شدن بیش از پیش خطوط قرمز از سوی بانیان تخریب است؛ چنانکه حتی جایگاه مرجعیت شیعی هم مورد تعرض قرار می گیرد. سخنان سال گذشته آیت الله مکارم شیرازی در جمع اعضای شورای شهر تهران بهانه ای بود که اصلاحاتیان این بار از آن بهره جستند. تاج زاده که این روزها مدام از تجربه ترکیه یاد می کند، در جلسه ماهیانه اصلاح طلبان در قزوین، آیت الله مکارم را اقتدارگرا نامید و اضافه کرد: «مكارم شيرازي گفته است كه اينترنت، ماهواره و مطبوعات آزاد مخالف دين است»، وی با این بهانه که در بهترین حالت می توان از آن با عنوان برداشت اشتباه ایشان از سخنان آیت الله مکارم یاد کرد، در سایه یک مقایسه ساختگی، به نوعی اتوپیای مطلوب خویش را در حوزه فرهنگی کشور ترسیم می کند: «اگر اينها ابزارهاي ضد ديني هستند، چرا با وجود ماهواره هاي بسيار، سايتهاي متعدد اينترنت و مطبوعات صد در صد آزاد در كشور تركيه شاهد رشد اسلام گرايي هستيم؟ ... آيا امروز علي رغم ابزارهاي به اصطلاح ضد ديني مساجد تركيه نسبت به گذشته پر رونق تر نشده است و آيا دختران به حجاب گرايش بيشتري پيدا نكرده اند.» در واقع از نگاه ایشان چون در ترکیه آزادی فحشا منجر به رویکرد مردم به حوزه دین شده است، نه تنها نیازی به مقابله در این زمینه وجود ندارد بلکه باید متصدیان فرهنگی کشور آزادی کامل را در این خصوص تامین کنند!

 

تاج زاده به خوبی می داند که امروز اغلب مطبوعات ترکیه برای جلب مخاطب عکس های خوانندگان و فاحشه های زن را در کنار اخبار خویش چاپ می کنند، شبکه های تلویزیونی مبتذل ترین صحنه ها را نشان می دهند و... ظاهرا از نظر وي باید شرایط در ایران نیز اینگونه می بود تا رویکرد به دین ایجاد شود!!! کاش ایشان که از ابراز دغدغه یک مرجع عالی قدر این چنین احساس نگرانی می کنند، دلیل واکنش خویش را بیشتر شرح می دادند. به راستی آیا در اسلام اشاعه فحشا، تظاهر به حرام، تظاهر به روزه خواری و... مباح شمرده شده است؟ آیا ما ملزمیم که واژگان دینی و فرهنگی خویش را نیز به سان واژگان سیاسی اصلاحاتیان از غرب یا کشورهای لائیک عاریه بگیریم؟

 

آقای تاج زاده قطعاً با اظهارات امثال آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا بیگانه نیستند: «بزرگ‏ترین جنگی كه در پیش داریم جنگی است برای تسخیر اذهان انسان‏ها» بالواقع در نگاه وي، تهاجم یا به بیان رساتر شبیخون فرهنگی به چه معناست؟ در برهه ای که رهبری بارها در این خصوص هشدار داده اند، رویکرد ایشان در این زمینه چگونه است؟ ابزارهای تهاجم فرهنگی از نگاه ایشان کدامند؟

 

در ترکیه ای که ایشان مدام سوداي آن را در سر مي پرورانند، مطابق اصول کمالیسم، نه تنها دین حق هیچگونه دخالتی در عرصه حکومتی ندارد بلکه باید تحت کنترل حکومت قرار بگیرد. در همین راستاست که تمام محافل دینی باید ذیل سازمان دیانت که وابسته به نخست وزیری است، شکل بگیرد و تحت نظارت تام حکومت باشد. کسانی حق دارند از دیانت برای مردم بگویند که تائید شده سیستم بسته حکومتی ترکیه باشند. حکومتی که اقتضای آن پذیرش اصول لایتغیر لائیسیته است. و امروز امثال اردوغان به خاطر پیش رو داشتن تجربه امثال مدرس که روزی به دار آویخته شد، نجم الدین اربکان که با کودتای نظامی برکنار شد و... ناچارند در چارچوب بسته حکومتی عمل کنند.

 

اعمال نفوذ لایه های لائیک ترکیه، از دین وجهه ای درباری ساخته و شاید به همین دلیل است که این کشور با جمعیت بیش از 98 درصد مسلمان، تحت نفوذ تام لائیک ها قرار دارد! لائیک هایی که حتی حضور یک زن محجبه را در مجلس برنمی تابند! اگر آقای تاج زاده الگوی دینداریشان این جامعه است كه سَلّمنا!

 

تاج زاده البته این بار نیز رئیس جمهور منتخب مردم را بی نصیب نمی گذارد: «رئیس جمهور حتي حرف زدن هم بلد نيست! و چنان صحبت مي كند كه گويي از اصول اوليه اداره كشور چيزي نمي داند!» و ادامه مي دهد: «وقتي خاتمي كنار رئيس جمهور فرانسه مي ايستاد يك سر و گردن بالاتر بود و ما افتخار مي كرديم اما امروز وقتي احمدي نژاد حتي كنار رئيس جمهور افغانستان مي ايستد خجالت مي كشيم كه مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود»

 

البته كاش جناب تاج زاده كه از حواريون و نورچشمي هاي دولت سابق بوده و قاعدتاً مي بايست در جريان جزئيات محرمانه اخبار درون آن دولت باشد، اشاره اي هم به سفر اول پرزيدنت خاتمي به فرانسه و دو روزي كه پرزيدنت شيراك وي را پشت درب كاخ اليزه معطل نگه داشته و وقت ملاقات نمي داد، مي فرمودند تا بلكه يك سر و گردن بالاتر رفته و مايه فخر و مباهات جماعت ايراني به شرح بيشتري فراهم گردد.

 

معاون سياسي سابق وزارت كشور كه به مطايبه و هوايي گويي نيز شهره است، طرح تجمیع انتخابات را نيز راهکاری برای فرار اقتدارگرایان از پاسخگویی لقب می دهد: «امروز اقتدار گرايان با دو تا يكي كردن انتخابات مي خواهند كمتر در ميدان پاسخگويي به مردم باشند!!!»

 

او در ادامه می گوید: «مشكل كشور ما مشكل يك نفر نيست بلكه مشكل تفكر خاصي است كه عده اي اقليت فكر خود را بر اكثريت تحميل مي كنند.» شگفت که هنوز جناب تاج زاده حاضر نیست رویکرد مردم را در چندین برهه انتخاباتی بپذیرد! انتخابات شوراها که به بیان دوستان ایشان آزادترین انتخابات بود چرا با بی اقبالی مردم نسبت به ایشان و دوستانشان مواجه شد؟ انتخابات ریاست جمهوری اخیر چه طور که در آن حتی شخصی مانند معین با حکم حکومتی تائید صلاحیت شد (کسی که می گفت حکم حکومتی را نمی پذیرد!) اما خوش تر از پله پنجم در ميان 7 نامزد انتخاباتي، جايي براي جلوس نيافت. ظاهرا اين پريشان گويي و ضعف در تميز ميان اقلیت و اکثریت نيز از گرفتاريهاي دوران فترت و دوري از روزهاي خوش است!

 

این عضو سازمان مجاهدین بار ديگر با شيدايي در مقابل تركيه، از مقایسه اقتصاد ایران و ترکیه سخن می گوید و وضعيت اقتصادي ايران را تيره و تار جلوه مي دهد که تو گويي اقتصاد ایران دهه ها در يد مبسوط دولت نهم بوده است! انگار نه انگار که روزگاری مجلس ششم با 208 نماینده از 297 عرصه یکه تازی آقایان بوده و در آن تنها چیزی حدود 27 درصد نطق ها به اقتصاد کشور ارتباط داشته است.

 

و سرآخر اينكه افراطيون ضداصولگرا گواينكه پياده تر از آني هستند كه در افواه سياسيون از آن تعبير مي شود و اتاق فكرشان به تاريكخانه نموري پر از ايده و طرح كاري مثل زده مي شود چه آنكه آزمودن مجدد آزموده هاي شكست خورده اي نظير اظهارات ساختارشكنانه كه در اوج مستي آنان در مجلس ششم به كار نيآمد و براي تحصني با آن حجم از حمايت رسانه هاي بيگانه 100 نفر از تهران 10 ميليون نفري نيز مقابل مجلس لااقل براي دست مريزاد گرد نيآمدند، حاكي از نوعي پريشاني و انتخار سياسي است. انتحاري كه موج آن در پي توجيه فحشاري ناكارآمدي با فحاشي به نهادهاي كارآمدي ديني و اجرايي است.

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 13:4 |

كوتوله‌هاى سياسى و گردن‌فرازى در جمع سروقامتان (يادداشت)

 

 

روزنامه ايران در يادداشتي به قلم محمد جعفر بهداد با اشاره به اظهارات توهين آميز عضو مشترك مشاركت- سازمان مجاهدين، از عدم واكنش مؤثر مدعي العموم و بي تفاوتي نسبت به موج جديد هتاكي ها عليه رئيس جمهور و اركان نظام، انتقاد كرد:

 

عضو مركزيت يك سازمان سياسى در اظهاراتى توهين آميز نسبت به رئيس جمهور، عمق كينه و عصبانيت طرفداران نظريه «افيون بودن دين و اخلاق» را به نمايش گذاشت.

 

وى كه در كارنامه اجرايى خود به عنوان معاون وزير كشور وقت، سازماندهى گسترده تقلب در انتخابات را به ثبت رسانده، در سخنانى در قزوين، با انگيزه تخريب شخصيت دوم مملكت، از عباراتى بهره گرفت كه بيش و پيش از هر چيز، توفيق رئيس جمهور را در ناكام گذاشتن اين جريان واداده فكرى در نهادينه كردن انديشه هاى مسموم و ترجمه اى خود در عرصه هاى حكومتى نشان مى دهد. عضو مركزيت سازمانى كه هنگام تسلط گروه طالبان در افغانستان، با طرح پيشنهاد «ايجاد رابطه با طالبان» نبوغ ديپلماتيك خود را بر همگان به اثبات رساند، اينك با هدف تحقير رئيس جمهور مردمى و مكتبى، سعى كرده تا برترى وجاهت رئيس جمهور افغانستان را نسبت به دكتر احمدى نژاد القا كند. اتخاذ اين موضعگيرى سخيف و ضد ملى درحالى است كه سران نظام سلطه، از فراگير شدن «الگوى احمدى نژاد» در سطح ساير ملت ها و حكومت هاى جهان بيمناكند و براى جلوگيرى از تحقق اين امر، تمام قلم ها و بوق هاى خود را در جهت تحقير و تضعيف آرمان ها و برنامه هاى رئيس جمهورى اسلامى ايران به كار گرفته اند.

 

همراهى اين عنصر با جديدترين پروژه ضد ايرانى استكبار جهانى، اگرچه با توجه به مواضع و رويكردهاى قبلى سازمان متبوع وى تعجب برانگيز نيست، اما ملت ما اين حد از جسارت نسبت به رئيس جمهورى كه حمايت بى سابقه ملت و رهبرى را با خود دارد، تحمل نمى كند.

 

اين واقعيت كه احمدى نژاد با چنين تحركات جسارت آميز و ناجوانمردانه، مسير خود را تغيير نمى دهد، بر كسى پوشيده نيست، اما آيا شايسته است مدعى العموم در قبال توهين به شخص دوم مملكت و اين قانون شكنى آشكار، سكوت و مماشات كند؟ آيا اگر كوتوله هاى سياسى قصد گردن فرازى در جمع سروقامتان را داشته باشند، بايد به همين آسانى وارد عرصه توهين و تمسخر مقامات عالى رتبه كشور شوند و با كمترين مانعى مواجه نشوند؟ چرا دستگاه قضايى به وظيفه مردمى و قانونى خود در جلوگيرى از اين روند مذموم و مسموم عمل نمى كند؟

 

به نظرمى رسد كوتاهى بعضى دستگاه هاى مسئول در انجام وظايف قانونى خود يا عدم قاطعيت و ثبات آنها در اجراى قانون و مجازات قانون شكنان سبب تجرى عناصر ورشكسته سياسى شده و ايشان را به هتاكى بى سابقه نسبت به رئيس جمهور ترغيب كرده است.

 

اظهارات موهن عضو مركزيت يك سازمان سياسى عليه شخص دوم مملكت، آزمون تازه اى براى اثبات مسئوليت شناسى دستگاه هايى است كه مرجع قانونى مجازات مجرمان به شمار مى آيند.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 13:1 |

  سرايت الگوي سفرهاي استاني به غرب

 

 

خبرگزاری های دنیا در 17 شهریورماه (8 سپتامبر) خبر از تشکیل جلسه کابینه دولت فرانسه به رياست رئيس جمهور، براى نخستين بار در ۳۰ سال گذشته در خارج از كاخ اليزه دادند. این خبر که انعکاس گسترده ای در جهان داشت، از سوی رسانه های کشورمان مورد استقبال واقع نگردید.

 

به گزارش رجانیوز، شهر«استراسبورگ» که پس از سي سال میزبان اولین جلسه هیات دولت فرانسه در شهری غیر از پایتخت بود، مرکز استان «الساس» و در غرب فرانسه واقع است، شهری که بیشترین رای را در انتخابات اخیر به نیکولا سارکوزی داد، اما از سویی دیگر از جمله شهرهایی بود که در شب پيروزي نيكلاساركوزي درانتخابات رياست جمهوري فرانسه نیز شاهد شدیدترین اعتراض های خودجوش ضد ساركوزي بود.

 

رییس جمهور فرانسه پيرامون این سفر به خبرنگاران گفت: «من بايد به ملاقات مردم نقاط مختلف فرانسه بروم نه اين كه مردم به من در كاخ اليزه مراجعه كنند. نمى خواهم شاهد باشم كه مردم به من مراجعه كنند و پرونده هاى آنان در كاخ اليزه روى هم جمع شود، بلكه مى خواهم در ميان مردم حضور يابم و مشكلات آنان را رسيدگى كنم.»

 

این جلسه در حالی تشکیل شد که نیکولا سارکوزی به هیات دولت اعلام کرد باید به طور مداوم از پاریس فاصله بگیرند و از شهرهای اطراف دیدن کنند.

 

لورنت واکوئیز، سخنگوی دولت در راستای این جلسه به خبرنگاران اعلام کرد که پیام ریس جمهور این است که «کشور تنها از پاریس اداره نمی شود.»

 

وی همچنین اظهار داشت که رییس جمهور خطاب به وزای خود ،خواستار اداره کشور با توجه به واقعیت های موجود است و این پیام را به طور واضح به وزرای خود اعلام کرده است.

 

این درحالیست که رووسای جمهور پیشین فرانسه به طور سنتی از کاخ الیزه کشور فرانسه را اداره می کردند .در عین حال سارکوزی از زمان انتخاب خود در ماه می به شهرهای دیگر فرانسه سفر کرده است.

 

عدم انعکاس این موضوع خبری در ایران، درحالی بود که در همان روز رييس فراکسيون اصلاح طلبان در مجلس با شدت تمام از سفرهاي استاني دولت نهم انتقاد كرد و آنرا در زمره كارهاي متفرقه و مخالف توسعه ملي دانست و جالب اینکه  خبر سخنان این اقلیتی با استقبال رسانه های اصلاح طلبان روبرو گردید .

 

احمدی نژاد در همان آغازین روزهای تشکیل دولت نهم خبر از رویکرد جدیدش برای تشکیل جلسات دولت در خارج از تهران داد تا از نزدیک با مشکلات آنها آشنا گردد.

 

این موضوع خیلی زود مورد انتقاد نمایندگان از طیف های مختلف قرار گرفت. حتی یکی از نمایندگان تهران که در شعارهای خود از ادبیات تاریخ سیاسی فرانسه بهره برده بود در پایان سال اول دولت گفت: "دولت هر 15 روز یک بار خارج از مسایل کلان کشور به امور فردی معطوف و وقت گران بهای هیأت دولت صرف مسایل جزئی می شود. این سفرها به شدت انتظارات را بالا می برد و شکاف را بیشتر می کند و مردم همواره منتظر می مانند."

 

اما این اقدام که در میان مردم مورد استقبال واقع گردیده بود مورد دفاع عده کثیری از کارشناسان قرار گرفت؛ و دفاع برخی سیاسیون منصف را درپی داشت.

 

با این حال، این کشمکشها همچنان ادامه یافت و این رفتار رییس جمهور از سوی جریان رسانه ای مخالف وی، حرکت روي موج پوپوليستي نامگذاری شد و آنان این سیاست را یک حرکت از پیش شکست خورده نامیدند.

 

برخی دیگر هم برای آنکه  اين اقدام جديد دولت نهم  را از دید مخاطبین بیاندازند، «تدبیر نو» و «بیسابقه بودن»آن را زير سوال بردند و گفتند كه دولت كاري نمي كند جز تقسيم اعتبارات استاني كه از پيش در مجلس تصويب شده است.

 

اما سخنگوی دولت در همان زمان در خصوص اظهارات برخی افراد و نمایندگان در زمینه مصوبات استانی دولت در سفرهای هیات دولت و اینكه این مصوبات همان اعتبارات تخصیص یافته برای استان ها در بودجه سالیانه است، گفت: "نمایندگان برای اینكه سفر دولت به استان آنها هرچه زودتر انجام شود، تلاش و پیگیری می كند و گله می كنند كه چرا سفر استانی به استان آنها با تاخیر روبه رو شده و از طرف دیگر هم تهاجم می كنند كه این سفرها چیزی ندارد و یا مصوبات استانی مصوبه نیست. رفتارهای برخی نمایندگان قبل از انجام سفر و تحلیل های آنها بعد از انجام سفر متضاد و متناقض است."

 

این انتقادهاي تندو تيز و البته به گفته غلامحسين الهام، متناقض، بیش از همه از سوی برخی نمایندگان دیده می شد. شاید از همین رو بود که رهبر معظم انقلاب خطاب به نمایندگان مجلس در خرداد ماه سال جاری فرمودند:" اين را به عنوان يك نگاه مصلحت‏انديشانه‏ى اساسى من عرض مى‏كنم: با دولت بايستى همراهى بشود. دولت در اداره‏ى كشور و در مديريت كشور، جهتگيرى درستى دارد...اين (اختلاف نظرها)نبايد موجب بشود كه دولت اصولگراى معتقد به مبانى انقلاب و بشدت در حال تحرك و خدمت و زحمت‏كشى، تضعيف بشود؛ اين را توجه داشته باشيد."

 

پس از آن و در حالی که انتقاد اصلاح طلبان از این سیاستگذاری دولت نهم با شدت ادامه داشت، سید محمد خاتمی که  مردم ایران در دوران ریاست جمهوریش هم کمتر انجام چنین سفرهایی راتجربه کرده بودند، سفرهای استانیش را آغاز نمود.

 

روزنامه شرق پس از این اقدام خاتمی متعجبانه نوشت: "آيا اصلاح طلبان مي خواهند به شيوه ديگري روي بياورند؟ اين سوال هنگامي در ذهن شکل مي گيرد که سيدمحمد خاتمي در يک ماه اخير دو بار کوله بار سفر بسته و در شيراز و يزد رودررو با مردمان آن ديار سخن گفته است... به همين جهت به نظر مي رسد اصلاح طلبان دريافته اند که چنانچه بخواهند در مقابل رقيب پرتوان خود ناکام نمانند بايد به ديدار هاي رو در رو و سفرهاي استاني روي بياورند. به همين دليل است که رئيس جمهور سابق به جاي سفر هاي خارجي و گفت وگو با ديگران تصميم گرفته تا در داخل و با مردم نقاط مختلف گفت وگو کند."

 

اما این سفرها از آن جهت که تنها یک مانور انتخاباتی بود و در انجام آنها فایده ای برای مردم متصور نبود، نتوانست چندان دوام آورد و لاجرم دوباره سیاست تخریب سفرهای استانی در دستور کا رسانه ها قرار گرفت.

 

اما این بار در حدود یکماه پس از دیدار نمایندگان، بار دیگر رهبر انقلاب در ديدار رئيس‏جمهور، مسئولان و كارگزاران نظام‏ به صراحت فرمودند:" سفرهاى استانى بسيار كار خوب و برجسته و لازمى بود و من واقعاً تعجب ميكنم كه بعضيها چطور كارى را كه اين‏جور واضح است كه خوب است، انكار ميكنند و زير سئوال ميبرند. اين براى وزرا، براى رئيس‏جمهور، براى عوامل اجرائى و دولت خيلى زحمت دارد و كار بسيار طاقت‏فرسائى است؛ لكن آنچه كه محصول اين كار ميشود، عبارت است از روشن شدن فاصله‏ى بين نگاهِ از دور به حقايق يك كشور و نگاهِ از نزديك؛ اين، خيلى فرق ميكند. بنده سالها كار اجرائى كرده‏ام و آشنا هستم..."

 

حمایت صریح رهبر انقلاب در کنار توصیه های راهبردی ایشان برای به نتیجه رسیدن آن موجب سکوت عده ای از مخالفین که دربیان مخالفت خود با این سفرها، تاثیر بر مخاطب را هدفگذاری کرده بودند،شد. اما انتقاد برخی دیگر همچنان ادامه داشت. این انتقادها که اغلب فاقد استدلال بود و بیشتر دارای جنبه های احساسی بود هنوز هم متوقف نشده است.

 

«اين سفرها را از ريشه قبول ندارم» «این سفرها فقط وقت دولت را تلف می کند »،«سفرهای استانی دولت هیچ خدمتی به کشور نیست» و ... نمونه ای از اینگونه انتقادات است که این روزها بیان می شود و حتی با فرض غرض ورزانه بودن،گوينده آن مي توانست با درنظر گرفتن شرایط زمان و مكان، آن راهوشمندانه تر بیان کند.

 

اما  این انتقادها این روزها آنچنان تند و ناشیانه به عرصه رسانه و نقل قول های سیاسی پا می گذارد که ذهن مخاطب را بیشتر مشغول انگیزه های پشت پرده اینگونه اظهارنظرها می کند تا فکر کردن درباره میزان وارد بودن آن.

 

امروز شايد در ذهن يك مخاطب عام در داخل كشور  اين سوال مطرح شود كه الگو برداري فرانسه و رئيس جمهور آن و اخیرا ترکیه و رئیس جمهور جدید اسلامگرای آن، از آنچه دو سال است در داخل کشور ما مورد توجه دولتمردان قرار گرفته، آیادر میان  تئوری های بیشمار جهانی درباره مدیریت کشور و اداره امور آن،عملا شیوه جدیدی را  تئوریزه کرده است؟

 

و آیا در این صورت ، اهمیت چنین دستاوردی که نماینده ملت ایران آن را اجرا کرده است و امروز در کشورهایی که کعبه آمال روشنفکران داخلی نیز به شمار می آیند، به صورت پیاپی الگو برداری می شود، به آن میزان نبود که سردمداران جریان رسانه ای مخالف دولت،  نه از دولت و رئیس جمهور تمجید، که به احترام این واقعیت از حمله به این ابتکار مدیریتی، خودداری نمایند؟

 

و یا آنکه اگر پیش از احمدی نژاد ،میتران یا شیراک یا سایر روسای جمهور اروپایی چنین روشی را درپیش گرفته بودند و احمدی نژاد به عنوان مدلی فرانسوی یا غربی آنرا تقلید می کرد آیا باز هم چنین انتقاداتی مطرح می گردید؟

 

سوالاتی که یافتن پاسخ آن اگرچه چندان دشوار نیست، اما این روزها پرسیدن آن بسیار دشوار شده است.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 21:19 |

پروژه جديد افراطيون: تشنج آفريني در آستانه انتخابات

 

 

مصطفي تاج زاده در واکنش به انتشار اظهارات اخير خود در جمع اصلاح طلبان قزويني توضيحات در سايت حزب مشارکت (که توسط وي اداره مي شود) منتشر کرد که حاکي از عقب نشيني وي مي باشد.

 

به گزارش رجانيوز، تاج زاده در حاليکه پيش از اين از آيت الله مکارم شيرازي به عنوان مرجع تقليد اقتدارگرها نام برده بود، با تصحيح اين موضع افراطي، اين مرجع تقليد را تلويحاً اصلاح طلب خواند!: «براي مثال گفتم آيت‌الله مكارم شيرازي به آقاي هاشمي توصيه كرد نقش ميانجي بين دو جناح كشور را ايفا كند. يعني ايشان برخلاف اقتدارگراها كه در پي يكدست‌كردن حكومت و منحرف خواندن اصلاح‌طلب‌ها هستند، از آقاي هاشمي خواست بين دو جناح ميانجي‌گري كند.»

 

اين در حاليست که تاج زاده پيش از اين مدعي شده بود: «مكارم شيرازي مجتهد اقتدار گرايان است. مكارم شيرازي گفته است كه اينترنت، ماهواره و مطبوعات آزاد مخالف دين است، اگر اينها ابزارهاي ضد ديني هستند چرا با وجود ماهواره هاي بسيار، سايتهاي متعدد اينترنت و مطبوعات صد در صد آزاد در كشور تركيه شاهد رشد اسلام گرايي هستيم.»


وي همچنين بخش ديگري از سخنان خود مبني بر اينکه احمدي نژاد حتي بلد نيست حرف بزند، را پس گرفت: «اينجانب معترض نحوه سخن گفتن آقاي احمدي‌نژاد نشدم زيرا به نظر من وي خوب حرف مي‌زند اگر چه بعضاً حرفِ خوب نمي‌زند و گاهي سخنان خطرناكي مي‌گويد. در آن سخنراني نيز به محتواي برخي سخنان وي انتقاد كردم و بر اين باورم كه ايراد چنين سخناني مي‌تواند مشكلات زيادي متوجه كشور و مردم كند.»

 

تاج زاده در سخنراني خود که سايت الف آن را منتشر کرده بود، ادعا کرده بود: «روزي كه خاتمي رئيس جمهور بود كشورهاي ديگر مي گفتتند اين رئيس جمهور زيادي شما است چرا كه همه حرفهايش از آزادي، گفتمان، گفتگوي تمدنها و ... است از اين رو وقتي خاتمي كنار رئيس جمهور فرانسه مي ايستاد يك سر و گردن بالاتر بود و ما افتخار مي كرديم اما امروز وقتي احمدي نژاد حتي كنار رئيس جمهور افغانستان مي ايستد خجالت مي كشيم كه مبادا سخني بگويد و آبرويمان برود.

او حتي حرف زدن هم بلد نيست و چنان صحبت مي كند كه گويي از اصول اوليه اداره كشور چيزي نمي داند. لذا با وجود چنين افرادي نمي توانيم شاهد رشد صنعت توريسم در كشور باشيم. چرا كه ممكن است چند نفر بدحجاب وارد كشور شود و اسلام به خطر بيفتد، آن هم ديني كه مي گوييم در اعماق دل و جان مردم ريشه دارد و معلوم نيست با چند قيافه به اصطلاح اج وجق چگونه اين دين به خطر خواهد افتاد.»

 

معاون سياسي سابق وزارت کشور و رئيس سابق سازمان ميوه و تره بار در پاسخ به تماس تلفني خبرنگار رجانيوز و پرسشي مبني بر تأييد يا رد اظهارات منسوب به وي گفت: مطلبي براي سايت مشارکت نوشته ام، اگر صداقت داريد، آن را بزنيد اگر هم نزديد ديگر با من تماس نگيريد.

 

تاج زاده که به تخلف و تقلب گسترده در انتخابات مجلس ششم از جايگاه معاونت سياسي وزارت کشور متهم شد، در جوابيه خود به روزنامه هاي رسالت و ايران، اشاره اي به آن بخش از اظهارات خود که از مذاكره براي جانشيني فرد ديگري بجاي احمدي نژاد خبرداده و گفته بود: «معلوم نيست چطور اين آقا راي آورد ولي حرفهايي شنيده مي شود كه برخي از افراد به عملكرد اين آقا اعتراض دارند.»

 

شنیده ها حاکی از آن است که با نزدیک شدن به انتخابات مجلس هشتم، ورشکستگان سیاسی که حیات خود را در تشنج و التهاب می بینند پروژه جدیدی را برای دامن زدن به ناآرامی فضای سیاسی کشور تعریف کرده اند.

 

همچنین یک منبع آگاه در گفت و گو با رجانیوز، با تشریح اهداف بانیان این پروژه گفت : قرار است افرادی که رد صلاحیت آنها در انتخابات محرز است و دارای پرونده های مختلف امنیتی و قضایی بوده و به اصطلاح مهره سوخته هستند با سخنرانی ها و یادداشت های اهانت آمیز و تحریک کننده فضای کشور را به سوی تشنج سوق دهند.

 

وی ضمن تاکید بر هوشیاری اصولگرايان، افزود: باید از هر اقدامی که بانیان این پروژه را در رسیدن به اهداف خود یاری می کند اجتناب کرد.

 

گفتنی است مصطفی تاج زاده یکی از بانیان غائله خرم آباد بود که منجر به شهادت چند تن از جمله یکی از مامورین نیروی انتظامی و مجروح شدن ده ها نفر گردید و خسارات گسترده ای نیز به اموال عمومی وارد شد.

 

وی که قرار بود به عنوان سخنران در همايش اصلاح طلبان دربند، حضور یابد هنگامی که با مخالفت گسترده مردم در فرودگاه مواجه شد آنها را فاشیست نامید! همچنین تخلفات عدیده وی در دوران تصدی اش بر ستاد انتخابات کشور سبب محکومیت وی در دادگاه و انفصال از خدمات دولتی شد.

 

در انتخابات مجلس ششم، پس از روشن شدن تقلب و دستکاری گسترده در آراء ملت، رهبر انقلاب در یادداشتی به شورای نگهبان دستور به ابطال صندوق های مخدوش داده و فرمودند: دستگاه قضايي و بازرسي موظفند عاملان تخلف در صندوق هاي مخدوش را شناسايي و تحت تعقيب قانوني قرار دهند.

 

شوراي نگهبان پس از رهنمودهاي صريح مقام معظم رهبري، به دريافت و رسيدگي شكايات پرداخت كه از مجموع 1362 صندوق بازشماري شده 534 صندوق ابطال گرديد و در نتيجه از 2921113  رأي مأخوذه تهران تعداد 726266 رأي باطل گرديد و باقي آراي مأخوذه به ميزان 2204847 رأي مورد محاسبه نهايي قرار گرفت.

 

دادگاه بدوي مصطفي تاج زاده را در خصوص اتهام مداخله غير قانوني در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلام شهر به يك سال حبس و شش ماه انفصال از عضويت در هيأت هاي اجرايي و نظارت و شعب اخذ رأي و در خصوص ممانعت از اقدامات سازمان بازرسي كل كشور در رسيدگي و شناسايي عاملين جرم صندوق هاي باطل شده، به نه ماه انفصال از خدمات دولتي و در مورد اتهام سوء استفاده از موقعيت شغلي و ممانعت از اجراي قانون انتخابات و معاونت در مخدوش شدن آراي صندوق هاي داراي ايراد ماهوي، وي را به سي ماه انفصال از خدمات دولتي محكوم كرد.

 

البته اين حكم با درخواست تجديدنظر متهم به شعبه 21 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد و سرانجام به علت برخورداری متهم از حاشیه های امنیتی-سیاسی قدرتمند  اين دادگاه با برداشتن پاره اي از مجازات قبلي، وی را فقط به سي ماه انفصال از خدمات دولتي محكوم كرد. و به اين ترتيب پايان يكي از آشوبناك ترين پرونده هاي سياسي کشور رقم خورد.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 20:5 |

 

 

خطبه‏ى اول‏

 

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

الحمدللَّه ربّ العالمين نحمده و نستعينه و نؤمن به و نستغفره و نصلّى و نسلّم على حبيبه و نجيبه و خيرته فى خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشير رحمته و نذير نقمته سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين.

همه‏ى برادران و خواهران نمازگزار و عزيز را و خودم را توصيه ميكنم به رعايت تقواى الهى، كه برترين محصول و نتيجه‏ى اين ماه مبارك است. ماه مبارك رمضان با همه‏ى بركاتش و همه‏ى زيبائى‏هاى معنوى‏اش، بار ديگر فرا رسيد. از قبل از شروع ماه مبارك، پيامبر معظم اسلام مردم را آماده ميفرمود براى ورود در اين عرصه‏ى خطير و والا و پربركت؛ «قد اقبل اليكم شهر اللَّه بالبركة و الرّحمة». در خطبه‏ى روز جمعه‏ى آخر ماه شعبان، بنا به روايتى اينطور فرمود: خبر داد، توجه داد به مردم كه ماه رمضان فرا رسيد. اگر بخواهيم در يك جمله ماه رمضان را تعريف كنيم، بايد عرض كنيم ماه فرصتها. فرصتهاى فراوانى در اين ماه در برابر من و شماست. اگر از اين فرصتها بتوانيم درست استفاده كنيم، يك ذخيره‏ى عظيم و بسيار ارزشمندى در اختيار ما خواهد بود. من درباره‏ى همين مطلب اندكى توضيح عرض ميكنم و خطبه‏ى اول درباره‏ى همين مسائل مربوط به ماه رمضان و اين فرصتهاى بى‏نظير است.

در همين خطبه‏اى كه اشاره شد، رسول مكرم فرمودند كه «شهر دعيتم فيه الى ضيافة اللَّه»؛ اين يك ماهى است كه شما در اين ماه دعوت شده‏ايد به ميهمانى الهى. خود اين جمله در خور تدبر و تأمل است؛ دعوت به ميهمانى الهى. اجبار نكردند كه همه‏ى افراد از اين ميهمانى استفاده كنند؛ نه، فريضه قرار داده‏اند؛ اما تحت اختيار خود ماست كه از اين ميهمانى استفاده بكنيم يا نكنيم. بعضى هستند كه در اين ميهمانى عظيم اصلاً فرصت اين را پيدا نميكنند كه به اين دعوتنامه توجه كنند. غفلت آنها، فرورفتگى آنها در كار ماديت و دنياى مادى به قدرى است كه آمدن و رفتن ماه رمضان را نميفهمند. مثل همين كه كسى را براى يك ميهمانى بسيار با شكوه و پرخير و بركتى دعوت كنند و او فرصت نكند؛ غفلت كند از اينكه كارت دعوت را حتّى نگاه كند. اينها كه دستشان بكلى خالى ميماند. بعضى ميفهمند اين ميهمانى هست، اما به اين ميهمانى نميروند. كسانى كه خداى متعال به آنها لطف نكرده است و توفيق نداده كه با اينكه عذرى ندارند، روزه را نميگيرند يا از تلاوت قرآن يا از دعاهاى ماه رمضان محروم ميمانند، آنها همين افراد هستند. كسانى هستند كه وارد اين ميهمانى نميشوند، نمى‏آيند به اين ميهمانى؛ حساب اينها روشن است. جمع كثيرى از مردم مسلمان - امثال ما - وارد اين ميهمانى ميشويم، اما بهره‏ى ما از اين ميهمانى به يك اندازه نيست؛ بعضى‏ها بيشترين بهره را از اين فرصت ميبرند.

رياضتى كه در ميهمانى اين ماه وجود دارد - كه رياضت روزه و گرسنگى كشيدن است - شايد بزرگترين دستاورد اين ضيافت الهى است. بركاتى كه روزه براى انسان دارد، به قدرى اين بركات از لحاظ معنوى و ايجاد نورانيت در دل انسان زياد است كه شايد بشود گفت بزرگترين بركات اين ماه همين روزه است. روزه را بعضى ميگيرند؛ پس اينها وارد ضيافت شده‏اند و بهره‏ى از اين ضيافت را هم گرفته‏اند. ليكن علاوه‏ى بر روزه گرفتن - كه رياضت معنوىِ اين ماه مبارك است - اينها آموزش خود را هم از قرآن در حد اعلى‏ تأمين ميكنند؛ تلاوت قرآن با تدبر. با حالت روزه‏دارى يا حالت نورانيتِ ناشى از روزه‏دارى، در شبها و نيمه شبها تلاوت قرآن، انس با قرآن، مخاطب خدا قرار گرفتن، لذت ديگرى و معناى ديگرى دارد. چيزى كه انسان در چنين تلاوتى از قرآن فرا ميگيرد، در حال متعارف و معمول نميتواند به چنين تلاوتى دسترسى پيدا كند؛ آنها از اين هم بهره ميبرند. علاوه‏ى بر اينها، از مكالمه‏ى با خداى متعال و مخاطبه‏ى با خدا، راز و نياز كردن، دل خود را و اسرار درون خود را براى خدا به زبان آوردن هم بهره‏بردارى ميكنند؛ يعنى همين دعاها. اين دعاى ابى‏حمزه‏ى ثمالى، اين دعاهاى روزها، اين دعاهاى شبها و سحرها، اينها حرف زدن با خداست، خواستن از خداست، نزديك كردن دل به ساحت حريم عزت الهى است؛ از اين هم بهره ميبرند. بنابراين در اين ميهمانى، از همه‏ى دستاوردهاى آن بهره ميبرند.

از اينها مقدم‏تر، شايد به جهتى بالاتر از اينها، ترك گناهان است؛ در اين ماه گناه هم نميكنند. در همان روايت خطبه‏ى پيامبر اعظم، اميرالمؤمنين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) سؤال ميكند از پيغمبر كه در اين ماه كدام عمل بافضيلت‏تر است. در جواب ميفرمايند: «الورع عن محارم اللَّه». اجتناب از گناهان و از محارم الهى، بر كارهاى اثباتى و ايجابى مقدم است؛ جلوگيرى از آلودگى و زنگار روح و دل است. اين افراد از گناه هم اجتناب ميكنند. پس هم روزه‏دارى است، هم تلاوت است، هم دعا و ذكر است، هم دورى از گناهان است. اين مجموعه، انسان را از لحاظ اخلاق و رفتار هم به آن چيزى كه مورد نظر اسلام است، نزديك ميكند. وقتى اين مجموعه كار انجام گرفت، دل انسان از كينه‏ها خالى ميشود؛ روح ايثار و فداكارى در انسان زنده ميشود؛ كمك به محرومان و مستمندان براى انسان آسان ميشود؛ گذشت به نفع ديگران و به زيان خود در امور مادى براى انسان روان ميشود. لذا مى‏بينيد در ماه رمضان جرم و جنايت كم ميشود، كار خير زياد مى‏شود، محبت بين افراد جامعه بيش از اوقات ديگر ميشود؛ كه اينها به بركت همين ضيافت الهى است.

بعضى اينطور از ماه رمضان بهره‏ى كامل ميبرند، بعضى هم نه؛ از يك چيزى بهره‏مند ميشوند، از چيز ديگرى خود را محروم نگه ميدارند. بايد تلاش مسلمان در اين ماه اين باشد كه حداكثر بهره را از اين ضيافت الهى بگيرد و دست پيدا كند به رحمت و مغفرت الهى، كه من تأكيد كنم بر روى استغفار؛ استغفار از گناهان، استغفار از خطاها، استغفار از لغزشها؛ چه گناهان كوچك، چه گناهان بزرگ. اين خيلى مهم است كه در اين ماه، ما خودمان را، دلمان را از زنگارها پاك كنيم؛ خودمان را از آلودگى‏ها مصفا كنيم، شستشو بدهيم؛ و اين با استغفار امكان‏پذير است. لذا در روايات متعددى دارد كه بهترين دعاها يا در رأس دعاها، استغفار است؛ طلب مغفرت از پروردگار. براى همه هم استغفار هست. پيغمبر اكرم هم - آن انسان والا - استغفار ميكرد. حالا استغفار امثال ما از نوعى از گناهان است؛ اين گناهان متعارف و معمولى و گرايشهاى حيوانى در وجود ما و همين گناهانِ به تعبيرى ميگوئيم گناهان چاروادارى؛ گناه‏هاى آشكار و واضح. بعضى‏ها استغفارشان از چنين گناهانى نيست؛ از ترك اولى‏ است. بعضى ترك اولى‏ هم نميكنند؛ اما استغفار ميكنند، كه اين استغفار از قصور ذاتى و طبيعى انسانِ ممكن در قبال عظمت ذات مقدس پروردگار است؛ استغفار از عدم معرفت كامل، كه اين مال اولياء و مال بزرگان است.

ما بايد از گناهانمان استغفار كنيم. فايده‏ى بزرگ استغفار اين است كه ما را از غفلت نسبت به خود خارج ميكند. ما گاهى در مورد خودمان دچار اشتباه ميشويم. وقتى به فكر استغفار مى‏افتيم، گناهان، خطاها، خيره‏سرى‏ها، پيروى از هواى نفس كه كرديم، تجاوز از حدود كه انجام داديم، ظلمى كه به نفس خودمان كرديم، ظلمى كه به ديگران كرديم، جلوى چشم ما زنده ميشود و به يادمان مى‏آيد كه چه كرده‏ايم؛ آن وقت دچار غرور، دچار نخوت، دچار غفلت نسبت به خود نميشويم. اولين فايده‏ى استغفار اين است. بعد هم خداى متعال وعده فرموده است كه آن كسى كه استغفار كند، يعنى به عنوان يك دعاى حقيقى از خداى متعال حقيقتاً آمرزش بطلبد و از گناه پشيمان باشد، «لوجد اللَّه توّاباً رحيما»؛ خداى متعال توبه‏پذير است. اين استغفار، بازگشت به سوى پروردگار است؛ پشت كردن به خطاها و گناهان است و خداوند ميپذيرد؛ اگر استغفار، استغفار حقيقى باشد.

توجه كنيد كه همين‏طور آدم به زبان بگويد: استغفراللَّه، استغفراللَّه، استغفراللَّه، اما حواسش اين طرف و آن طرف باشد، اين فايده‏اى ندارد؛ اين استغفار نيست. استغفار يك دعاست، يك خواستن است؛ بايد انسان حقيقتاً از خدا بخواهد و مغفرت الهى و گذشت پروردگار را بطلبد: من اين گناه را كرده‏ام؛ پروردگارا! به من رحم كن، از اين گناه من بگذر. اينطور استغفار كردنى نسبت به هر يك از گناهان، مسلماً غفران الهى را پشت سر خواهد داشت؛ خداى متعال اين باب را باز فرموده است.

البته در دين مقدس اسلام، اقرار به گناه پيش ديگران ممنوع است. اينكه در بعضى از اديان هست كه بروند توى عبادتگاه‏ها، پيش روحانى، كشيش، بنشينند، اعتراف به گناه كنند، اين در اسلام نيست و چنين چيزى ممنوع است. پرده‏درىِ نسبت به خود و افشاى اسرار درونى خود و گناهان خود پيش ديگران، ممنوع است؛ هيچ فايده‏اى هم ندارد. اينكه حالا در آن اديان خيالى و پندارى و تحريف شده اينطور ذكر ميشود كه كشيش گناه را ميبخشد، نه؛ در اسلام بخشنده‏ى گناه، فقط خداست. حتّى پيغمبر هم نميتواند گناه را ببخشد. در آيه‏ى شريفه ميفرمايد: «ولو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفراللَّه و استغفر لهم الرّسول لوجد اللَّه توّابا رحيما»؛ وقتى گناهى انجام دادند، ظلم به نفس كردند، اگر بيايند پيش تو كه پيغمبر هستى، از خداى متعال طلب مغفرت و طلب بخشش كنند و تو هم براى آنها طلب بخشش كنى، خداوند توبه‏ى آنها را ميپذيرد. يعنى پيغمبر براى آنها طلب بخشش ميكند؛ خود پيغمبر نميتواند گناه را ببخشد؛ گناه را فقط خداى متعال بايد ببخشد. اين استغفار است، كه اين استغفار حقيقتاً جايگاه مهمى دارد. از استغفار در اين ماه غفلت نشود؛ بخصوص در سحرها، در شبها. دعاهائى كه در ماه رمضان هست، اينها را با توجه به معانى‏اش بخوانيد.

بحمداللَّه جامعه‏ى ما يك جامعه‏ى معنوى است. دعا و توجه و توسل و ابتهال الى‏اللَّه در بين مردم ما رايج است و مردم دوست ميدارند؛ جوانهاى ما دلهاى پاك و نورانى‏شان به ذكر خدا متمايل است؛ اينها همه فرصت است. ماه رمضان هم كه يك فرصت الهى است، در اختيار ما قرار داده شده؛ استفاده كنيد از اين ماه مبارك، از اين فرصت بسيار بزرگ؛ دلها را به خدا نزديك كنيد، آشنا كنيد؛ با استغفار، دلها و جانها را پاكيزه كنيد؛ خواسته‏هايتان را با خداى متعال مطرح كنيد. ارتباط معنوى ملت ما با خداى متعال كارهاى بزرگى انجام داده است، و ماه رمضان فرصت فوق‏العاده‏اى است براى اين كار؛ از اين فرصت استفاده شود.

ان‏شاءاللَّه خداوند متعال به همه‏ى ما كمك كند تا بتوانيم در اين ماه رمضان جنبه‏ى فرشته‏گون وجود خود را بر جنبه‏ى حيوانى خود غلبه دهيم. ما يك جنبه‏ى ملكى و فرشته‏اى داريم، يك جنبه‏ى مادى و حيوانى داريم. هوى‏هاى نفسانى، جنبه‏ى مادى را بر آن جنبه‏ى ملكى و فرشته‏اى غلبه ميدهد. ان‏شاءاللَّه در اين ماه رمضان بتوانيم آن روحانيت را، آن نورانيت را بر جنبه‏ى مادى غلبه بدهيم و اين را به عنوان ذخيره‏اى نگه داريم و از ماه رمضان به عنوان تمرينى كه در طول سال اين تمرين به كار ما خواهد آمد، ان‏شاءاللَّه استفاده كنيم.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

والعصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذين امنوا و عملوا الصّالحات‏ و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.

خطبه‏ى دوم‏

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

الحمدللَّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و سيّدة نساء العالمين و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‏بن‏الحسين و محمّدبن‏علىّ و جعفربن‏محمّد و موسى‏بن‏جعفر و علىّ‏بن‏موسى و محمّدبن‏علىّ و علىّ‏بن‏محمّد و الحسن‏بن‏علىّ و الخلف القائم المهدىّ حججك على عبادك و امنائك فى بلادك و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين‏ و استغفر اللَّه لى و لكم‏

در اين خطبه اولين مطلبى كه عرض ميكنيم، ياد نيك مرحوم آيةاللَّه طالقانى (رضوان‏اللَّه‏تعالى‏عليه) است كه نماز جمعه‏ى باشكوه تهران اول بار به امر امام بزرگوارمان به امامت ايشان برگزار شد. اين مرحوم يك عالم مجاهدِ بااستقامتِ پارسا و پاكيزه‏اى بود؛ امتحان خوبى هم داد. هم در دوران مبارزه، هم پس از پيروزى انقلاب و در اين معادلات پيچيده و بسيار دشوارى كه در زمينه‏هاى سياسى و امنيتى بعد از انقلاب پيش آمد، مرحوم آيةاللَّه طالقانى امتحان خوبى داد. نماز جمعه هم نهاد بابركتى شد؛ چه در تهران، چه در ساير شهرهاى اين كشور. بتدريج نماز جمعه در شهرهاى كوچك و كوچكتر هم در سرتاسر كشور اسلامى در هر نقطه‏اى تبديل شد به كانونِ هم معنويت و هم مقاومت. نماز عبادى - سياسى كه تعبيرى بود كه آن روز ظاهراً از زبان امام بزرگوارمان صادر شد، به اين معناست؛ هم مركز عبادت است، هم مركز آگاهى معنوى و سياسى است؛ كه اين آگاهى موجب نلغزيدن، راه كج نكردن و به زانو در نيامدن يك ملت است. اغلب اين شكستهائى كه شما در صحنه‏ى سياسى در دنيا براى ملتها مشاهده ميكنيد، منشأش ناآگاهى‏هائى است كه ضربه‏هاى خود را در جاهاى گوناگونى زده است. آگاهى، يك ملت را ضد ضربه ميكند؛ او را آماده ميكند براى مقاومت. بنابراين اينجا، هم پايگاه معنويت است، هم پايگاه مقاومت. قدر اين نماز را، هم آحاد مردم بدانند، هم بخصوص جوانهاى عزيزمان بدانند، و هم آقايان ائمه‏ى جمعه‏ى محترم در سراسر كشور بدانند؛ آنها هم قدر اين نماز را بدانند؛ اين يك منبرى است كه نظير آن ديگر وجود ندارد. كارى كنند كه جاذبه‏ى نماز جمعه، جوانها و دلهاى پاكيزه و مشتاق را به اين سمت بكشاند و اين كانون روزبه‏روز گرمتر شود.

يك مطلب ديگر كه عرض ميكنم و آن را مقدمه قرار ميدهم براى مطلب اصلى‏اى كه عرض خواهم كرد، مسأله‏ى هفته‏ى دفاع مقدس است كه در پيش است. جنگى كه در سال 1359 عليه جمهورى اسلامى شروع شد، اگرچه از طرف صدام بدبخت و روسياه بود، اما پشت سر اين قضيه يك پروژه‏ى بين‏المللىِ استكبارى بود براى زمين زدن نهضت اسلامى و انقلاب اسلامى. تحليلگران غربى تحليل كردند و فهميدند و درست هم فهميدند كه اين انقلاب فقط اين نيست كه يك رژيم دست‏نشانده را در ايران از بين برده است و اين كشور عظيم و پربركت را از سيطره‏ى استكبار خارج كرده؛ بلكه اين حركت الهام‏بخش خواهد شد، دنياى اسلام را تكان خواهد داد، ملتها را به فكر خواهد انداخت. همين هم شد: فلسطين به فكر افتاد، كشورهاى شمال آفريقا به فكر افتادند، در تمام دنياى اسلام حركت و جنب و جوش هويت‏يابىِ اسلامى شروع شد كه تا امروز هم همچنان روبه توسعه و گسترش است. چون فهميدند كه اينجا كانون الهام‏بخش دنياى اسلام خواهد شد، گفتند جمهورى اسلامى را بايد ما به هر كيفيتى هست، از بين ببريم. لذا با اينكه منطقه، منطقه‏ى خطيرى است، منطقه‏ى نفت است و غربى‏ها خيلى به مسأله‏ى نفت و خليج فارس اهميت ميدهند و امنيتِ اينجا برايشان حياتى است، ليكن درعين‏حال وارد ميدان شدند، صدام را تقويت كردند، بلكه او را تشجيع كردند كه اين جنگ را شروع كند؛ او هم چون آدم نادانِ كله‏شقِ قدرت‏طلبِ خامى بود، خيال ميكرد كه حالا مى‏آيد دو سه روزه يا چند هفته‏اى مسأله را تمام ميكند و باقدرت برمى‏گردد سر جاى خود. لذا وارد اين جنگ شدند و هشت سال تمام ايران اسلامى فشارهاى همه‏جانبه‏اى را كه از سوى همه‏ى قدرتهاى بزرگ دنيا بر ايران از كانال جنگ وارد شد، تحمل كرد؛ اين خيلى مهم است. شوروىِ سابق از اين كانال به ايران فشار آورد، امريكا فشار آورد، پيمان ناتو - اروپائى‏ها - فشار آوردند، مرتجعين منطقه با انواع و اقسام طرق از اين كانال عليه جمهورى اسلامى فشار آوردند. يكى از اين فشارها هر انقلابى را، هر دولتى را به زانو درمى‏آورد و از پا مى‏انداخت؛ اما مجموع اين فشارها نه فقط جمهورى اسلامى را از پا درنياورد، بلكه ملت ايران را قوى‏تر و آگاه‏تر، و عزم و اراده‏ى آنها را راسخ‏تر كرد و جمهورى اسلامى را روزبه‏روز به سمت قوت اسلامى و الهى پيشتر برد. ايستادگى در ميدان دفاع، چنين اثرى را به وجود آورد.

ضربات فراوانى هم به جبهه‏ى مقابل زده شد. يعنى صدام و رژيم بعثى ضربه‏ى اصلى را اينجا خوردند. امريكا به فكر افتاد كه ميتواند دست و پاى آنها را جمع كند. يعنى ديدند رژيمى است توخالى كه متكى به مردمش نيست؛ اين را فهميدند. در واقع ضربه‏ى اصلى را ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى به اين متجاوز زد، كه آخرش به اين‏جاها منتهى شد كه ملاحظه ميكنيد. اما جمهورى اسلامى روزبه‏روز قوى‏تر شد. حالا ميشنويد ميگويند تحريم و محاصره و از اين حرفها. از اين محاصره‏ها و تحريمها بمراتب بدتر در دوره‏ى جنگ بود. ما در ميان همان تحريمها بوده است كه نيروهاى نظامىِ دست خالى خودمان را امروز به اينجا رسانديم و از لحاظ توانائى‏هاى نظامى، جمهورى اسلامى در خط مقدم توانائى نظامى در اين منطقه است. امكاناتى كه جمهورى اسلامى توانسته است با قدرت، با ابتكار، با استفاده از خلاقيت خود و با جوشش درونى به وجود بياورد، چشمها را خيره كرده است. در زمينه‏هاى گوناگون علمى و فناورى و پيشرفتهاى گوناگون هم كه جاى خود دارد و روشن است، كه يك نمونه‏اش اين مسأله‏ى انرژى هسته‏اى است. اينها همه در دوران تحريم و در دوران فشار، به دست ملت ايران آمد. يعنى تحريمها نه فقط اثرى نكرد، بلكه اثر عكس كرد؛ نيروهاى درونى را به فكر واداشت و به حركت وادار كرد.

حالا حرف اصلى‏اى كه من ميخواهم در جملات كوتاهى امروز عرض كنم، اين است كه سركوب انقلاب و شكست انقلاب - كه يك پروژه‏ى استكبارى بود - در اين منطقه شكست خورده است و بعكس، مهاجمين به انقلاب، حتّى در حجم دولت حجيم و قدرتمندى مثل امريكا، روزبه‏روز به شكست و انهزام نزديكتر ميشوند. امروز ما نشانه‏ها و علائم واضح شكست را در سياستهاى امريكائى در منطقه مشاهده ميكنيم. اينها براى ملت ما و براى جوانان ما و براى تحليلگران ما سرفصل‏هاى مهمى است كه بايد روى آن واقعاً تدبر كنند. يعنى بحث عظيم مواجهه‏ى نيروهاى مردمىِ متكى به معنويت با نيروهاى مادىِ متكى به زور و تهديد، يك بحث بسيار مهم و جديدى است كه بايد در مباحث علوم اجتماعى و روان‏شناسى ملتها و روان‏شناسى اجتماعى مورد توجه قرار بگيرد؛ اين كاملاً مغفولٌ‏عنه است. ملتى مثل ملت ما كه نه بمب اتم دارد، نه از لحاظ علمى به او فرصت داده شده در طول صد سال كه همپاى پيشروان قافله‏ى علمى حركت كند و مواقع زيادى عقب مانده، هم از لحاظ ثروتها به پاى آن كشورهاى ثروتمند نمى‏رسد، اما در عين حال اين كشور و اين ملت توانسته است توطئه‏هاى مجموعه‏ى كشورهاى قدرتمندِ برخوردار از سلاح و تكنولوژى و ثروت مادى و رسانه‏اى را در مهمترين ميدانها به عقب‏نشينى وادار كند و شكست بدهد. اين علتش چيست؟ اين در خور تأمل و تدقيق است. اين را بايد دانشمندان علوم سياسى و علوم اجتماعى تحليل كنند؛ ببينند نقش اين معنويتها چگونه خود را نشان ميدهد، كه امروز در ايران نشان داده. لذا نگاه به اين صحنه، نگاه عبرت‏آموز و درس‏آموزى است. صحنه، صحنه‏ى شكست قدرت استكبارى امريكاست. نميخواهيم ادعاى واهى بكنيم؛ نه، اينها چيزهاى واضحى است و خودشان هم ميگويند.

امريكائى‏ها قضيه‏ى 20 شهريور، يعنى همان 11 سپتامبرِ چهار پنج سال قبل را بهانه‏اى قرار دادند براى اينكه مطامع خودشان را در خاورميانه پيش ببرند. هدف اصلى آنها هم اين بود كه بتوانند خاورميانه‏اى درست كنند بر محور منافع اسرائيل؛ به تعبيرى كه آن روز ما ميكرديم، خاورميانه‏اى با پايتختى اسرائيل؛ اينطور چيزى مورد نظرشان بود. اشغال عراق و حمله‏ى به عراق، جزئى از نقشه‏هاى اين پروژه بود. عراق يكى از ثروتمندترين كشورهاى اين منطقه و كشورهاى عربى است؛ كشورى كه امروز متأسفانه مردمش اينطور در فقر و حالت دردآورى زندگى ميكنند. امريكائى‏ها ميخواستند اين كشور را در مشت بگيرند - صدام كافى نبود، غير قابل محاسبه بود - دولتى را در آنجا سر كار بياورند كه هم ظاهر مردمى داشته باشد، هم توى مشت آنها باشد. اين يكى از قدمهاى مهم ايجاد خاورميانه‏ى جديد بود كه بايد بر محور منافع اسرائيل به وجود بيايد. آن وقت چنين خاورميانه‏اى ميتواند ايران اسلامى را در محاصره قرار بدهد؛ هدفشان اين بود. شما حالا جزء جزء اين نقشه را مورد ملاحظه قرار بدهيد. در فلسطين اين نقشه شكست خورد. فلسطين كه يك نقطه‏ى اصلى و محورى بود، اين نقشه در آنجا شكست خورد. چرا؟ به‏خاطر اينكه در فلسطين گروه حماس كه بزرگترين و اصلى‏ترين هسته‏ى مقاومت در مقابل اسرائيل است، با آراء مردم دولت تشكيل داد و سر كار آمد. تودهنى به امريكا و اسرائيل از اين بالاتر؟ از آن روزى هم كه اين دولت به وجود آمده است، مرتب دارند كارشكنى ميكنند كه از ميدان خارجش كنند؛ اما تا امروز نتوانسته‏اند. متأسفانه از خود بعضى از فلسطينى‏ها هم كمك گرفتند براى به زانو در آوردن دولت مردمىِ فلسطين؛ اما تا امروز بحمداللَّه نتوانسته‏اند، اميدواريم بعد از اين هم نتوانند. اين مربوط به فلسطين.

خود رژيم صهيونيستى هم - كه هدف، تقويت اين رژيم بود - ضربه خورد و امريكائى‏ها هم تودهنى خوردند. چگونه تودهنى خوردند؟ تابستان سال گذشته، اين نيروى نظامىِ پرهياهوى پرمدعا - ارتش اسرائيل كه ادعا ميشد قوى‏ترين ارتش اين منطقه است - با ساز و برگِ مفصل وارد جنگ با لبنان شد؛ آن هم نه با يك كشور، نه با يك دولت؛ با يك نيروى منظم، با چند هزار نيروهاى حزب‏اللَّه و مقاومت اسلامى. سى‏وسه روز اين جنگ طول كشيد، كه در اين منطقه سابقه ندارد. چندين جنگى كه اسرائيل با اعراب داشته است، از چند روز - حداكثر يكى دو هفته - تجاوز نكرده است. اين جنگ، سى‏وسه روز طول كشيد و با شكست كامل و مفتضحانه‏ى ارتش اسرائيل تمام شد. كى‏ تصور ميكرد؟ امريكائى‏ها اصلاً فكرش را نميكردند، اما اتفاق افتاد. اين هم يك تودهنى. آنها قصد داشتند در لبنان حزب‏اللَّه را خلع سلاح كنند؛ اما حزب‏اللَّه نه فقط خلع سلاح نشد، بلكه آنچنان قوى و مقتدر شد كه توانست ارتش اسرائيل را كه به صورت افسانه‏اى شكست‏ناپذير ميدانستند، شكست بدهد.

پس در مورد دولت فلسطين شكست خوردند، در مورد دولت جعلى صهيونيستى شكست خوردند، در مورد قطع كردن دست جوانان رشيد لبنانى از كمك به فلسطين شكست خوردند، در مورد عراق هم شكست خوردند. عراق را آمدند اول با فتح نظامى اشغال كردند. اين، قدم اول بود و بخش آسان مسئله بود. امروز بيش از چهار سال از اشغال عراق به وسيله‏ى امريكائى‏ها و همپيمانانشان مى‏گذرد. همه در دنيا قضاوتشان اين است كه امريكا در عراق شكست خورده. همه‏ى تحليلگران دنيا مى‏دانند كه امريكا امروز با سراسيمگى دنبال راهى ميگردد كه آبرومندانه از عراق خارج شود. همه مى‏دانند كه امريكا در عراق به بن‏بست رسيده. هدف امريكائى‏ها اين بود كه يك دولت دست‏نشانده به وجود بياورند. دولتى كه مردم عراق روى كار آورده‏اند، دولتى است كه با هدفهاى امريكائى خيلى فاصله دارد؛ در مقابل امريكائى‏ها مى‏ايستد؛ دست‏نشانده‏ى آنها و تسليم آنها نيست. امريكائى‏ها خيلى به اين در و آن در زدند، بلكه بتوانند دولت مردمى را ساقط كنند و دولت خودشان را سر كار بياورند، اما نتوانستند؛ تا امروز هم نتوانسته‏اند. اگر ملت عراق ان‏شاءاللَّه هوشيارى‏شان را حفظ كنند، بعد از اين هم نخواهند توانست.

در مورد تضعيف جمهورى اسلامى و محاصره‏ى جمهورى اسلامى هم قضيه بعكس شده. به همت مردم ايران، به توفيق الهى، به حول و قوه‏ى پروردگار، اين ملت نردبان اعتلاء و ترقى را همين‏طور پى‏درپى، پله بعد از پله پيموده و بالا رفته است. امروز ما از لحاظ موقعيت سياسى از چهار سال قبل و پنج سال قبل كه امريكائى‏ها آن هدف را شروع كردند، بالاتريم. امروز ما از لحاظ تمكن علمى بالاتريم؛ از لحاظ منابع مالى جلوتريم. امروز ملت ما از لحاظ نشاط و آمادگى روحى جلوترند. امروز ملت ما از لحاظ حاكميت ارزشهاى انقلابى و مبانى امام بزرگوار، جلوتر از گذشته است. در طول اين چهار پنج سال هرچه تلاش كردند، بعكس، ملت ايران زنده‏تر، هوشيارتر، بانشاطتر و در صحنه‏ترند و در هيچ مسأله‏اى نيست كه انسان ببيند ملت ايران از خودشان بى‏تفاوتى نشان ميدهند، در حالى كه جاى حضور آنهاست. محصول امريكا اين است: شكست كامل در قضيه‏ى اهداف خود. علاوه بر اين، امريكائى‏ها امروز از طرف امت اسلامى مورد سؤالند و استيضاح ميشوند. امروز امريكا در افكار عمومى ملت اسلام و امت اسلامى محكوم است. مى‏شنويد اين نظرخواهى‏ها و نظرسنجى‏هاى گوناگون را در اطراف دنياى اسلام؛ همه حكايت ميكند از منفوريت امريكا و محكوميت امريكا؛ اينها مورد سؤالند.

من اعتقاد راسخ دارم كه روزى خواهد آمد كه همين رئيس جمهور كنونى امريكا و مسئولين امريكائى در يك دادگاه عادلانه‏ى بين‏المللى به خاطر فجايعى كه در عراق به وجود آورده‏اند، گريبانشان گرفته شود و محاكمه شوند. امريكائى‏ها بايد جواب بدهند چرا از اشغال عراق دست برنمى‏دارند؛ بايد جواب بدهند كه چرا عراق را اينطور امواج ناامنى و طوفانهاى ناامنى و تروريستى فراگرفته. تروريسم را امريكائى‏ها آوردند به عراق تحميل كردند. بايد جواب بدهند كه در اين كشور ثروتمند چرا پنجاه درصد مردم امروز بيكارند؛ چرا از خدمات عمومى در اين كشور اثرى نيست. مردم مشكل برق دارند، مشكل سوخت دارند، مشكل آب سالم و آب آشاميدنى دارند، مدارسشان ويران شده، دانشگاه‏هايشان ويران شده، مدرسه‏اى ساخته نشده، بيمارستانهايشان از حيّز انتفاع خارج شده. مردم نيازمند به بيمارستانند؛ كدام بيمارستان را امريكائى‏ها ساختند؟ كدام بيمارستان را تجهيز كردند؟ كدام دانشگاه را ساختند يا تعمير كردند؟ كدام جاده را درست كردند؟ كدام خط لوله را كشيدند؟ كدام آب آشاميدنى را وصل كردند؟ اينها جواب لازم دارد؛ اينها را بايستى امريكائى‏ها جواب بدهند؛ نميتوانند شانه خالى كنند. حالا امروز يك چهار صباح با بى‏اعتنائى با اين قضايا برخورد كنند، اما هميشه اينطور نخواهد ماند؛ گريبان اينها را ميگيرند؛ مثل اينكه گريبان خيلى‏ها گرفته شد. قدرتمندانى كه گريبانشان گرفته شد، كم نيستند. گريبان هيتلر يك روز گرفته شد، گريبان صدام يك روز گرفته شد، گريبان بعضى از رؤساى اروپائى گرفته شد. ملتها با اين روش مخالفند، ملت امريكا هم مخالفند. ملت انگليس هم از بودن انگليسى‏ها در عراق ناراحت بودند و بدشان مى‏آمد، كه مجبور شدند انگليسى‏ها بگذارند از بصره خارج شوند. مردم اسپانيا و ايتاليا هم كه دولتهايشان كمك امريكا در جنگ به عراق بودند، آن دولتها را ساقط كردند؛ دولتهاى ديگرى در هر دو كشور سر كار آمدند. مردم دنيا از اين وضع ناراحتند. آنچه پيش مى‏رود، خواست ملتهاست؛ خواست آحاد مردم است. قدرت‏نمائى قدرتمندان ديرى نميپايد. امريكا شكست خورد. در اين حركتى كه از چند سال پيش در اين منطقه راه انداختند، كه هدفش خاورميانه بود و به نظر ما هدف نهائى و غائى‏اش جمهورى اسلامى بود، نه خاورميانه را توانستند به دست بياورند، نه جمهورى اسلامى را توانستند تضعيف كنند؛ عراق هم كه وضعشان اينطورى است.

امريكائى‏ها دچار مشكلند. حالا فرافكنى و طلبگار شدن رسانه‏اى كه اهميتى ندارد. حالا ايران يا كشور ديگرى را متهم بكنند، كه مايه‏اى ندارد. اما در خود اين گزارشهايشان، ضعف و فروماندگى و پاى در گلى كاملاً آشكار است. همين نمايندگان سياسى و نظامى امريكا در عراق كه رفتند به كنگره‏ى امريكا گزارش جنگ عراق را بدهند، چيزى كه توانستند به عنوان دستاورد ذكر بكنند، اين بود كه گفتند عراق به بازار تسليحاتى امريكا ملحق شد. خاك بر سرتان! يك كشور را گرفتند، اينطور مردم را لگدمال كردند، اينطور منافع ملت را از بين بردند، آن‏طور به ملت خودشان دروغ گفتند كه ما به اين نيت داريم ميرويم، اين كارها را مى‏خواهيم بكنيم، حالا نتيجه اين است كه تسليحات امريكا در عراق قابل فروش رفتن است! اين، نشان‏دهنده‏ى نهايت ضعف و عقب‏ماندگى است؛ نشان‏دهنده‏ى اين است كه حقيقتاً ناكامند.

برادران و خوهران عزيز! ملت بزرگ ايران! قدر خودتان را بدانيد؛ قدر اين راه را بدانيد؛ قدر اين صراط مستقيمى كه شما را قدرتمند و عزيز كرد و دشمن شما را در مقابل شما كوچك و حقير كرد، بدانيد. اين راه، راه خداست؛ دعوت پيامبران خداست؛ راه حاكميت اسلام است.

ما مسائل فراوانى در زمينه‏ى امور داخلى كشورمان داريم كه ميتوانيم درباره‏ى آنها بحث كنيم؛ اما مجال نيست. من تنها چيزى كه عرض ميكنم، اين است كه ملت ما هوشيار باشند، بيدار باشند. شما به بركت اين بيدارى و هوشيارى كارهاى زيادى كرده‏ايد، عرصه‏هاى زيادى پيش رفته‏ايد و تصرف كرده‏ايد، موفقيتهاى بزرگى به دست آورده‏ايد؛ باز هم در سايه‏ى همين بيدارى و هوشيارى است كه خواهيد توانست قله‏ها را فتح كنيد، خواهيد توانست خود را از آسيب‏پذيرى بيرون بياوريد. كارى كنيد كه ديگر كسى جرأت نكند ملت ايران را تهديد هم بكند.

جمعه‏ى آخر ماه، روز قدس را داريم كه حالا احتمال دارد در ماه رمضانِ امسال يك جمعه جلوتر بيفتد، براى اينكه همه‏ى كشورهاى اسلامى بتوانند شركت كنند. حالا اين مسئوليتش با مسئولينى است كه اين كارها را تدبير ميكنند. جمعه‏ى قدس را به ياد داشته باشيد و فراموش نكنيد. ان‏شاءاللَّه همه‏ى ما بتوانيم از فرصتهاى اين ماه حداكثر استفاده را بكنيم.

بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

اذا جاء نصراللَّه والفتح. و رأيت النّاس يدخلون فى دين‏اللَّه افواجا.

فسبّح بحمد ربّك واستغفره انّه كان توّابا.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 14:6 |

گفتند كه عاشقي و ديوانه‌نه‌اي

                                       در باب خيال و خم ابروي كه‌اي

گفتند بگو؛ به قصد قربت گفتم

                                      سيد علي الحسيني الخامنه‌اي

 

 

 

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 15:38 |

نيمه شبه و خلوته تموم شهر كربلا                         بعد يه روز با شكوه خوابند همه مسافرا

اما دل خراب من بازم شده غرق جنون                     يكي تو گوش من مي گه امشب رو تو قدر بدون

رو شاهپر فرشته ها پا مي زارم با يا حسين             قدم زنون گريه كنان مي يام تو بين‌الحرمين

 

خيابوني كه اول و آخر اون خداييه                          ان شاءالله قسمتت بشه چه جاي با صفايي

خيابوني كه پل زده بين زمين و آسمون                  ملائكه بهش مي گن خيابون عشق و جنون

دور تا دورش نخلاي سبز جلوه نمايي ميكنن            هميشه تو قنوتنو دارن گدايي مي كنن

دو تا حريم با صفا كه از همه دل مي بره                 تو دنيا تنها جاييه كه ناز ما رو مي خره

قبله نماي دل من حيرون قبله مي مونه                  رو به كجا سجده كنه نمي دونه نمي دونه

نگين شهر كربلا اگر حسين فاطمه است                نقش نگينش به خدا اسم امير علقمه است

يه خيابون بهشتي اسمش بين الحرمينه              هر كجاش كه پا مي زاري جا قدم هاي حسينه

دوتا گنبد طلايي رفته تا به عرش اعلا                  اين حريم شاه بي سر اون يكي حريم سقا

 

اين دل غم ديدۀ من در انتظار حرم ياره                مي‌خواد شيش گوشه ببينه جز غم و زاري كاري نداره

آخرش از عشق تو مولا مي ميرم به خدا                كربلاي با صفاتو مي بينم مي بينم به خدا

از هجر كربلات آقا                                  موهام داره سفيد ميشه

دلم داره از اومدن                                    خسته و نااميد ميشه

 بگو به من تا كي آقا                                در انتظارش بشينم

تا كي دلم رو خوش كنم                           عكس حرم رو ببينم

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 23:14 |

جايگاه نماز جمعه

 

فاطمه رجبي21/06/1386  

مهمترين فلسفه برپايي نمازجمعه آن است كه جماعت مسلمين با حضور "امام جمعه مسلح" و خطبه هاي ديني- سياسي آن، صلابت، اقتدار، عظمت و بالندگي مسلمانان را متبلور نمايند. اين امر اساسي در فرهنگ شيعي تعيين كننده تر است.

به همين جهت نماز جمعه پس از انقلاب اسلامي، سنگر بزرگي بوده كه تنگناها و توطئه هاي بي شمار دشمنان را با پيروزي كامل در هم شكسته است.

متأسفانه در 2 سال گذشته، تعدادي اندك از ائمه جمعه، اين جايگاه رفيع و تعيين كننده را ميدان رقابتهاي سياسي و يا اهداف سياسي نموده اند كه ضربه بزرگي براي كنگره عظيم جمعه مي باشد. در جمعه گذشته امام جمعه تهران، طبق روال پيش از مسأله هسته اي يك "پروژه مبهم و ارعاب آفرين ساخت و پيرامون آن مطالبي را اظهار داشت."

در اين اظهارات، "امريكا ببر زخمي" خوانده شد كه بايد از او "ترسيد" همچنين "توصيه به تعقل و توجه به امنيت ملي" براي ديپلماسي. پرسش آن است كه در شرايطي كه بنا بر ديپلماسي دقيق و پيروزمند رئيس جمهور، جهانيان شاهد خاتمه يافتن سلطه گري هاي امريكا و اروپا در مسئله هسته اي ايران هستند و "البرادعي" نيز بر آن صحه نهاده و امريكا را تلويحاً مداخله گر و زورگوي هيچ كاره مي خواند، خطيب جمعه با كدام منطق، به ارعاب ملت پرداخته و بي جهت مسأله پايان يافته را به عقب باز مي گرداند؟

همچنين امريكا در منظر عموم ملت ها، امروز بيش از هميشه "يك سگ ولگرد اما بزدل و ذليل" است كه توان ايستادگي ندارد اما چرا توسط امام جمعه تهران از آن به ببر تعبير مي كند؟

آيا اگر يك امام جمعه كه خود را كارشناس و مدير و مدبر مي داند، امريكا را "ببر" و "مايه وحشت" و "ارعاب ساز" مي داند، حق دارد ملت بپاخاسته و شجاعي كه سياستهاي رئيس جمهور را در "احقاق ملي" حمايت مي كنند، به وحشت افكنده، آنان را مرعوب كند؟!

"تعقل" در نگاه اين امام جمعه چه معنايي دارد؟ آيا عقب نشيني، تسليم و پذيرش زورگويي هاي امريكاي جنايتكار "تعقل" است، آنچنانكه ديپلماسي گذشته بر محور آن حركت كرد و "تعطيلي كامل تأسيسات هسته اي" را مدبرانه و عاقلانه به ارمغان آورد؟!

"مذاكره" در مسئله تمام شده با چه هدفي مطرح مي شود؟ جهت دهي طرف مقابل به "شروع دوباره بهانه گيري ها و دشمني ها" چه مفهومي دارد؟ خداكند خطيب جمعه تهران سخنان روز بعد "البرادعي" را شنيده باشد و نسبت به آن تأمل نمايد و آن را با اظهارات خود مقايسه كند.

سخن آخر:

1- بهتر است براي پاسداشت صلابت و اقتدار و عظمت اسلام و مسلمين و كشور امام عصر (عج) در نماز جمعه تدبير ديگري اتخاذ شود و اگر قرار باشد خطيب جمعه، ارعاب، وحشت آفريني و رهنمود گردش به عقب را پي بگيرد، آنگاه گروههاي دينمدار، آگاه و عزت خواه نسبت به نماز جمعه برداشتي ديگر خواهند داشت.

2- از مديرمسئول روزنامه كيهان كه در مسأله هسته اي، همواره بر عدم پذيرش "ذلت" تأكيد داشته و با ارزيابي موشكافانه آن، تهديد و فرصت ها را تشريح مي كند، و نسبت به "مرعوب شدن" و "تسليم ذلت بار" و " در دام افتادن دولتمردان" هشدار مي دهد، انتظار است كه از اين امام جمعه بخواهد، "كارشناسي هاي خود را در امور سياسي و به ويژه مسأله هسته اي" كه پيوسته با مرعوب سازي و گردش به عقب همراه است، از تريبوني غير از نماز جمعه مطرح كند، تا مخاطبان واقعي را كه قطعاً جداي از مردم انقلابي و حماسه ساز مي باشند، بيابد.

 

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 17:32 |

رييس جمهور در مصاحبه با 2 شبكه تلويزيوني انگليس:
مردم اروپا صهيونيست ها را محكوم مي دانند


دكتر احمدي نژاد با ارايه پيشنهادي در خصوص برگزاري رفراندوم در زمينه مساله فلسطين در اروپا تاكيد كرد : مردم اروپا با نظر ملت ايران در خصوص مساله فلسطين و محكوم بودن اقدامات صهيونيست ها موافق هستند.
رييس جمهور اسلامي ايران چهارشنبه شب در دو مصاحبه جداگانه با شبكه هاي 3 و 4 تلويزيون انگليس كه به طور زنده پخش شد، همچنين تبليغات آمريكا و انگليس مبني بر دخالت ايران در عراق را ادعايي بي اساس دانست و تصريح كرد: لندن و واشنگتن به تجاوز عليه ملت عراق متهم هستند و اگر بخواهند شكست هاي خود در عراق را به حساب ديگران بگذارند، باز هم شكست مي خورند .
دكتر احمدي نژاد افزود: خوشبختانه امروز دولت انگليس شرايط را زودتر درك كرده و خارج شدن از بصره اقدامي مثبت از سوي دولت انگليس تلقي مي شود .
رييس جمهور با بيان اينكه دو ملت ايران و عراق داراي سابقه تمدني و فرهنگ مشترك و دوستي ، مودت و حتي خويشاوندي هستند ، گفت: ملت و دولت ايران بيشترين صدمات را از ناامني در عراق متحمل مي شوند و به همين دليل همواره خواهان امنيت در عراق هستيم .
دكتر احمدي نژاد تاكيد كرد : مردم عراق ملتي بزرگ ، متمدن، شجاع ، منسجم و ضد اشغالگر هستند و براي دفاع از خود به ايران نياز ندارند .
رييس جمهور با اشاره به روابط بسيار خوب ايران با همه گروه ها و اقشار عراقي از جمله كردها، سني ها و شيعيان گفت: مشكل آمريكا و انگليس در عراق نداشتن رابطه خوب با گروه هاي عراقي است، زيرا مهمان ناخوانده هستند.
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران همواره آماده كمك به حل مشكلات عراق است، تاكيد كرد: بهترين راه حل براي خروج اشغالگران از بن بست در عراق، خروج از اين كشور است .
رييس جمهور افزود: ايران در صورت درخواست عراق آماده مذاكره در خصوص مسايل اين كشور با آمريكا است .
دكتر احمدي نژاد در ادامه اين گفت و گو در پاسخ به سوالي درباره پرونده هسته اي ايران تصريح كرد : موضوع هسته اي ايران بسيار روشن است و ما به عنوان عضو، طبق مقررات آژانس بين المللي انرژي اتمي عمل كرده ايم اما از حقوق خود در قالب آژانس بهره مند نبوده ايم .
رييس شوراي عالي امنيت ملي گفت : علت سياسي شدن مساله هسته اي ايران دشمني دولت آمريكا با ملت ايران است .
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران از نظر مباني اعتقادي با بمب اتمي مخالف است ، خاطر نشان كرد: ما معتقديم امروز بمب هسته اي و سلاح هاي كشتار جمعي از نظر سياسي كاربردي ندارد.
رييس جمهور در پاسخ به سوالي گفت: همه فعاليت هاي ايران در زمينه دستيابي به فناوري صلح آميز هسته اي زير نظر آژانس است اما كدام كشور همه اين اقدامات را كرده است .
دكتر احمدي نژاد در ادامه با بيان اينكه جمهوري اسلامي ايران، رژيم صهيونيستي را اشغالگر و نامشروع مي داند، تصريح كرد: ما براي رژيم صهيونيستي راه حل انساني داريم و آن برگزاري رفراندوم همگاني براي همه فلسطينيان است .
رييس جمهور با بيان اينكه اتحاد جماهير شوروي نيز محو شد اما اين امر بدون جنگ بود ، يادآور شد: رژيم صهيونيستي به عنوان رژيمي كه فلسفه وجودي ندارد، اشغالگر است . اين رژيم ظلم و كشتار مي كند، داراي فرهنگ و تمدن نيست و فقط به قدرت نظامي متكي است و بر اين اساس ادامه حيات نخواهد داد.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به سوال هاي مطرح شده از سوي وي به عنوان يك استاد دانشگاه در زمينه هولوكاست ، گفت: به جاي آنكه به سوالات مطرح شده، پاسخ داده شود، عليه جمهوري اسلامي ايران تبليغ كردند اما اگر هولوكاست واقعيت تاريخي است، بايد اجازه داد كه درباره آن تحقيق شود .
وي با بيان اينكه ممكن است با انجام تحقيقات، مسايل جديدي در زمينه هولوكاست روشن شود ، تاكيد كرد: اجازه ندادن براي تحقيق در زمينه هولوكاست، مشكوك است.
رييس جمهور همچنين محل اتفاق هولوكاست را دومين سوال در اين زمينه برشمرد و خاطر نشان كرد : اگر هولوكاست در مكاني غير از سرزمين فلسطين اتفاق افتاده ، مردم فلسطين كه گناهي ندارند؛ پس چرا بايد آواره و كشته شده و چرا بايد سرزمين آنها اشغال شود؟
دكتر احمدي نژاد تصريح كرد : در صورتي كه درباره مساله فلسطين در اروپا رفراندوم شود، مشخص خواهد شد كه مردم اروپا با نظر ملت ايران در اين خصوص موافق هستند .
رييس جمهور افزود : جمهوري اسلامي ايران آمادگي دارد با همكاري سازمان هاي بين المللي اين رفراندوم را برگزار كند .
دكتر احمدي نژاد با بيان اينكه برخي سياستمداران آمريكايي در هر جا كه با عقل محكوم مي شوند ، جنگ طلبي مي كنند، تصريح كرد: با اين منطق نمي توان دنيا را اداره كرد، زيرا منطقي شكست خورده است و به همين دليل امكان حمله به ايران منتفي است .
رييس جمهور در پاسخ به پرسشي تصريح كرد: پس از پيروزي انقلاب اسلامي اعلام كرديم كه گذشته را فراموش كرده و آماده برقراري رابطه دوستانه با همه كشورها از جمله اروپايي ها هستيم اما تحميل را نمي پذيريم.
دكتر احمدي نژاد با اشاره به اينكه ما همانگونه كه از كشته شدن عراقي ها ناراحت مي شويم، از كشته شدن سربازان انگليسي در عراق هم متاثر مي گرديم، تاكيد كرد : معتقديم مي تواند اشغالگري و كشتار نباشد و به جای آن دوستي و صلح برقرار باشد.

         

         

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 14:26 |

شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن 

بسم الله الرحمن الرحيم
به اطلاع عموم برادران و خواهران ايماني و ملت شريف ايران مي رساند كه بنا به گزارشات موثق از گروههاي راصد، حلول ماه مبارك رمضان براي رهبر معظّم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي «مدظله‌العالي» به اثبات رسيد و امروز پنجشنبه 22 شهريور 86 اول ماه رمضان مي باشد.

دفتر مقام معظّم رهبري
22/6/86

از همه عزيزان التماس دعا دارم.......

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 13:36 |

  اندر کرامات شیخ و ندیمانش!

 

 

محمدمهدي تهراني

 

گویند ابوسلمه بن عبدالرحمن در مسجد بصره حدیثی نقل می کرد از قول ابوهریره؛ که پیامبراکرم گفت:« شمس و قمر دو گاوند که در روز قیامت در آتش دوزخ می افکنندشان.» حسن بصری حاضر بود؛ پرسید: گناهشان چیست؟ ابوسلمه برفور گفت: من از رسول خدا حدیث می کنم!» حسن ساکت شد.

 

پیر دير لاجرم از میانه رخت بربست. پیر چشم و چراغ همه بود؛ هنوز هم هست. آنانی که موزه ها را برایش جارو می کردند خود به موزه تاریخ پیوستند. شهر بعد او رنگ به رخساره نداشت. پیر آینده نگر بود و جهاندیده. فکر فردا بود. روزهایی را می دید که به او نسبت هایی می دهند؛ حال آنکه با صریح کلامش در تضاد خواهد بود. قلم در دست وصیت نامه می نوشت:
«... آنچه به من نسبت داده و يا مي شود مورد تصديق نيست، مگر آن كه صداي من يا خط من و امضاي من باشد، با تصديق كارشناسان، يا در سيماي جمهوري اسلامي چيزي گفته باشم.»

 

این روزها دفترچه خاطرات هاشمي رفسنجاني بحثی در انداخته که می شد روز اول و پایانش را یکی کرد. کمی تدبیر لازم بود که البته نبود. یقینا هاشمی جدای از انتقاداتی که این سال ها به او وارد است، جزو مبارزین دیرین انقلاب و یاران قدیم امام است. کسی که در صحنه های بسیار با امام و همراه او بوده. تمثیل چون او به ابوهریره ها اگر چه از این روی بی معناست؛ اما ادله مدافعانش کم از کلام ابوسلمه ها نیست.

 

برهان و استدلال از سوی منتقدین بسیار بوده و هست. اما آنچه ابوسلمه های دربار گفتند، نه پاسخی شفاف به ادله منتقدین که بیانی آمیخته با مغالطه یا کلامی از سر تعصب بود. ندیمان شیخ باز هم در برابر نقد بی تاب شدند و بی آنکه بر صحت کلام طرف بنگرند، جامه چاک کردند که من از رسول خدا حدیث می کنم!!! و البته این منتقدان خیرخواه بودند که چکمه پوشان دفاع از شیخ بی نصیبشان نگذاشت؛ با همان نسبت های همیشگی که پیشتر سزاوار خودشان بود!

 

جمعی بر آن شدند تا با ترسیم جایگاه شیخ در بدو انقلاب و نسبتش با امام از پاسخ به انتقادات شانه خالی کنند. اینان بدون آنکه اشاره ای به تناقضات موجود داشته باشند، با صغری و کبری های مفصل، وجهه ای خطاناپذیر و معصوم برای هاشمی ساختند و مخاطبانش را به باد تهمت و افترا گرفتند. در کلام اینان با علی در بدر بودن گواه صحت همه اعمال و افکار و بیانات است. و هر که بر بدریان بشورد مصداق آیات عذاب قرآن!!!

 

جمع دیگر طریق مغالطه در پیش گرفتند و به جای نقد کلام نقد ناطق را برگزیدند. اینان نیز نظیر گروه نخست به جای اینکه پاسخی بر تناقضات عریض و طویل موجود بیابند، ناطقان را به باد نقد گرفتند که شما که هستید و نسبتتان با امام و انقلاب چگونه است و کجا متولد شدید و چند سال دارید و شماره شناسنامه و...!!! شگفت از این همه براهین که در دفاع شیخ عرضه می شود و ما انگشت در دهان که پاسخ چه باشد!

 

البته بودند گروه دیگری که باز با همان نقطه مشترک با این پندار که به «اساسی ترین ركن نظام جمهوری اسلامی» لطمه وارد شده است شیون و فریاد بلند کردند. همانانی که آبروی نظام را آبروی خویش و حزب و باند خویش می پندارند و مملکت را ملک طلق بزرگانشان.

 

شاید روزی بزمی بر پا شد و مجالی بود تا طلخک دست افشانی کند. آن روز او را خواهم گفت تا از دفاعیات ندیمان شیخ نیک بهره گیرد که مجلسیان از خنده تا سحر پیرهن پاره پاره کنند!

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 23:59 |

  پرونده ايران مختومه است، ماجراجويي نكنند

 

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي در مورد اظهار نظر دكتر احمدی نژاد رئیس جمهوري اسلامي ايران که گفته بود پرونده هسته ای از نظر ایران مختومه است، گفت: مختومه از این نظر که ایران در جایگاهی قرار گرفته است که نمی توان آن را نادیده گرفت، درست است. اگر آنها بخواهند در این مورد ماجراجویی کنند پیامدش را خواهند دید.

 

به گزارش فارس، علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي كه بعدازظهر چهارشنبه در نشست خبري با خبرنگاران داخلي و خارجي سخن مي‌گفت، در باره گزارش كروكر سفير آمريكا در بغداد پيرامون عراق اظهار داشت: اين گزارش يك بازيگران مهمي داشت، بايد توجه داشت كه بعد از اندكي، سر و صداها كنار مي‌رود و مطالب اصلي مشخص مي‌شود دراين گزارش تناقض‌هايي است كه من فكر مي‌كنم تيزهوشان عرصه سياست آن را در خواهند آورد.

 

لاريجاني با اشاره به اين كه در بخشي از گزارش، ثبات و امنيت، مديون 20هزار نيروي آمريكايي كه در عراق افزايش يافته عنوان شده است، گفت: ضمناً اعلام كردند كه خطر هنوز وجود دارد و نتيجه گرفتند كه اين 20 هزار نفر به مرور زمان خارج شوند، آيا اين منطقي است؟

 

به گفته‌ي لاريجاني امنيت كنوني در صحنه عراق نه ناشي از نظامي گري است بلكه معلول اراده‌هاي مختلفي است كه وجود داشته، مراجع به خصوص آيت‌الله سيستاني، احزاب سياسي، همسايگان، فهم و درك احزاب اصيل نقش مهمي در اين امنيت داشتند.

 

لاريجاني بيان داشت: اگر كسي فكر مي‌كند مسئله امنيت در عراق با نظامي‌گري رخ داده، اكنون در عراق يك تفاهم سياسي شكل گرفته و اين تفاهم به پاي امريكا و نظاميانش نيست.

 

وي مجدداً تأكيد كرد؛ اگر فكر مي‌كنند كه با نظاميان اين امنيت آمده اشتباه است.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي افزود: در بصره بعد از اينكه انگليس آنجا را ترك كرد، اكنون آمار مشكلات به شدت كم شده است، پس يك نظام سياسي و عقلانيت اين نتيجه را داده است.

 

وي با تأكيد بر اين كه امريكايي‌ها بايد تناقضات را رفع مي‌كردند، افزود: امنيت حاضر در عراق به بلوغ دولت، مردم، احزاب و مراجع برمي‌گردد.

 

لاريجاني افرود: امنيت موجود در عراق كار اشغالگران نبوده، ايران از ابتدا به امنيت و ثبات و روند سياسي عراق و پروسه امنيت اين كشور حمايت كرده است.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي كشورمان با اشاره به اين كه در گزارش كروكر نقش مراجع، دولت، احزاب ناديده گرفته‌ شده است، گفت: ولي به هر حال سيمايي كه در عراق وجود دارد، تا حدي نسبت به اين گزارش متفاوت است، دراين گزارش مطالبي هست كه مايه وهن مي‌باشد، آنها در ان گزارش گفته‌اند كه الان عراقي به وجود آورديم كه بازاري براي اسلحه است.

 

وي افزود: شما بايد امروز به مردم عراق بگوييد كه چند بيمارستان و مدرسه ساخته‌ايد ولي متاسفانه شما اكثر بيمارستان‌ها را بستيد و الان در بغداد يك بيمارستان نيست و حتي در روز مردم عراق 2 ساعت برق بيشتر ندارند.

 

لاريجاني اظهار داشت: تنها كشوري كه به مردم عراق سوخت و برق مي‌دهد ايران است و در سامراء بزرگترين توهين به مقدسات شد ولي شما در رفع خشونت كاري نكرديد، شما به اسم شيعه، سني مي‌كشيد و به اسم سني، شيعه مي‌كشيد.

 

وي افزود: يك نكته هم براي آنهايي كه علاقه‌مند هستند قانون لحاظ شود،مي‌گويم كه در اين گزارش نقض قانون را سود مي‌دانند و اذعان شده است كه قانون را در عمل نقض مي‌كنند و بي‌قانوني را در عراق رواج مي‌دهند، فكر مي‌كنم اين گزارش سيماي دراماتيك بود، نه سيماي واقعي عراق ما فكر مي‌كنيم واقعيت چيز ديگر بود.

 

* ايران روش‌هاي دقيقي را براي مبارزه با تروريسم به آمريكايي‌ها توصيه كرد

 

خبرنگار رويتر با اشاره به درخواست روز گذشته اتحاديه اروپا از ايران براي تعليق غني‌سازي خواستار پاسخ ايران به اين درخواست شد كه لاريجاني با بيان اينكه «اين خانم هميشه متولي مسئله تعليق در عالم اسلام است»‌، افزود: درخواست‌هاي اتحاديه اروپا را مطالعه كردم. البته تروئيكاي اتحاديه اروپا امروز بيانيه‌اي داشت و مقداري مسائل را روشن‌تر و منطقي‌تر مطرح كرد.

 

وي اضافه كرد: برداشت من اين است كه اجلاس اين بار شوراي حكام از وزانتي برخوردار بود كه نقش شخص البرادعي در اداره آن خيلي مؤثر است.

 

لاريجاني ادامه داد: براي ما تعجب آور بود، دورخيز برخي از كشورها براي اين اجلاس اين بود كه كار ابتكاري صورت گرفته با آژانس پس از توافق با آقاي سولانا، مورد پسند آنها نبود.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي با بيان اينكه در شوراي حكام تقريباً اكثريت قابل توجه از اين كار استقبال كردند و شرايط حمايت از نقش آژانس را بر دوش خودشان استوار كردند، در خصوص بيانيه اتحاديه اروپا، اظهار داشت: از مدت‌ها پيش ما نظرمان را در اين قضيه داديم، امروز هم لازم است از ابتكارات نوين استفاده شود و يكي از همين ابتكارات كاري بود كه با آژانس آغاز شد.

 

وي گفت: اين بستر خيلي خوبي براي حل مسئله است و بايد در زمان زيست نه در گذشته.

 

خبرنگار شبكه خبر نيز با اشاره به گزارش اخير كروكر پيرامون عراق در خصوص ادامه همكاري جمهوري اسلامي براي حل مشكلات عراق و گفتگو با آمريكا پيرامون عراق سؤال كرد كه لاريجاني در پاسخ گفت: در چند دور مذاكره‌اي كه انجام داديم يك صورت روشني از حل مسئله عراق را توضيح داديم.

 

وي با بيان اينكه عراق امروز از دو چيز در بعد امنيت يعني اشغال و تروريست‌ها رنج مي‌برد، افزود: در اين گزارش عمدي بود كه به مسئله اشغال توجه نشود و به نوعي توجيه كنند كه بايد در درازمدت در عراق بمانند كه اين راه اشتباهي است.

 

به گفته دبير شوراي عالي امنيت ملي هر چه بيشتر در عراق بمانند مشكلات را در عراق و براي خودشان بيشتر خواهند كرد.

 

وي افزود: من يك سؤال از شما مي‌كنم تروريست‌ها كه در اين گزارش آورده شده قبل از اشغال در عراق بودند يا بعد از اشغال در آن جا به وجود آمد‌ند؟ اگر آنها همين يك سؤال را جواب بدهند مي‌فهمند آيا اشغال را بايد ادامه دهند يا خير.

 

لاريجاني خاطرنشان كرد: اگر سرزمين عراق را امروز به دولت عراق بسپرند، نگران خلاء آن نباشند. دولت عراق و مردم عراق آن قدر رشيد هستند كه خودشان اين كشور را اداره كنند و احتياجي نيست كه كسي خلاء را پر كند. آمريكايي‌ها نگران اين خلاء باشند.

 

وي ملت عراق را ملت رشيدي دانست و دولت اين كشور را توانمند برشمرد و خطاب به آمريكايي‌ها افزود: شما فقط بگذاريد آنها كارشان را بكنند. من فكر مي‌كنم مقدار زيادي از اين ناامني‌ها از بين خواهد رفت.

 

لاريجاني با بيان اينكه ما روش‌هاي دقيقي را براي مبارزه با تروريسم و همچنين ايجاد آرامش در عراق توصيه كرديم، اظهار داشت: ما كاري به كارهاي رسانه‌اي نداريم. اين گزارش بيش از آن كه بخواهد يك نگاه واقع بينانه و يك فكر عملياتي را توضيح بدهد مي‌خواست صحنه عراق را «وجه المصالحه» رقابت‌هاي حزبي كند. مي‌خواستند از اين استفاده كنند تا توجيه كنند كه كارهايشان در گذشته درست بوده است.

 

وي اين‌ها را حرف و سخن دانست و افزود: در ميدان عمل بايد روي زمين حرف زد كه چگونه شرايط تغيير مي‌كند.

 

لاريجاني خاطرنشان كرد: اگر مسير عاقلانه‌اي را دنبال كنند ما براي كمك به دولت عراق هميشه آماده‌ايم. كما اينكه در شرايط فعلي كمك‌هاي ايران شرايط عراق را به اين روز رساند و صحنه را براي ايجاد فضاي امن‌تر و اقتصادي‌تر آماده كرد.

 

خبرنگار شبكه الجزيره با اشاره به اظهارات امروز البرادعي و خوشبيني آن نسبت به مسئله‌ هسته‌اي ايران از لاريجاني پرسيد ديدگاه شما در رابطه با آينده حل مسئله هسته‌اي چگونه است و آيا خوشبين هستيد؟ و اگر قرار باشد راه‌حل اين پرونده مبتني بر اين باشد كه شما با آمريكا در يك گفتگوي مستقيم در رابطه با عراق قرار گيريد آيا چنين كاري را انجام خواهيد داد؟ كه لاريجاني در پاسخ به اين سؤال گفت:‌ اين ما هستيم كه مي‌توانيم يك موضوعي را به سمت مثبت يا منفي حركت دهيم.

 

وي خاطرنشان كرد: ايران گام بسيار مهم، مثبت، تعيين كننده و ابتكاري براي حل مسئله برداشت. البته بعضي‌ها ماجراجويانه نسبت به اين موضوع برخورد كردند ولي صورت مسئله اين بود كه ما با آقاي سولانا صحبت و تفاهم كرديم كه ظرف دو ماه مداليته حل مسائل باقيمانده با آژانس را مدون كنيم.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي ادامه داد: همان طور كه آقاي البرادعي گفتند اين اولين باري بود كه همه مسائل ادعايي آنها را در گزارشمان مدون و ساختار حل آن را مشخص كرديم و كار مهمي صورت گرفت.

 

وي افزود:‌ در همين فاصله بعضي از مسائلي كه باز مانده بود و مي‌شد حل كنيم، حل كرديم مثل مسئله پلوتونيوم كه خيلي راجع به آن بحث مي‌كردند، گزارش البرادعي نشان داد مسئله پلوتونيوم حل شده و اطلاعات ايران با داده‌هاي آنها يكي بود.

 

لاريجاني گفت:‌ راجع به آلودگي در كرج ادعا مي‌كردند كه در گزارش البرادعي آمده كه حل شده است. علاوه بر اين مي‌خواستند از اراك و نطنز بازرسي كنند كه برايشان فراهم شد.

 

وي با بيان اينكه ايران يك گام مثبت و با حسن نيت برداشت، يادآور شد: البته اگر طرف مقابل يا احساس زرنگي به آن دست بدهد يا دنبال ماجراجويي باشد مي‌تواند اين را خراب كند. بايد هميشه احساس كند طرف مقابل آدم عاقلي است و مسائل را متوجه مي‌شود.

 

لاريجاني اظهار داشت: زمينه‌هايي براي راه‌حل وجود دارد ولي من مثل البرادعي نمي‌گويم حتمي است. بستگي به اراده طرفين دارد. ما نشان داديم اراده مثبتي در اين زمينه داريم. برويم جلو ببينيم چه مي‌شود. يك مقدار زمان نياز داريم.

 

* آمريكايي‌ها در منطقه نمانند چرا كه در تيررس قرار مي‌گيرند

 

لاريجاني در پاسخ به سؤال ديگري در مبني بر اينكه نظر شما درباره اين اظهارات رئيس جمهور كه گفته است ايران حاضر است خلاء قدرت را در منطقه پر كند، چيست؟ گفت: مطلبي كه از آقاي احمدي نژاد مطرح كرديد اين بود كه عراق نياز به قيم ندارد، آنجا دولت و مردمي رشيد دارد، ايران هم سياستش حمايت از دولت عراق است.

 

وي افزود: ما از قبل هم گفته بوديم كه اشغال عراق نتايج منفي براي آنها دارد و حالا مي‌خواهند بر ناتواني خود سرپوش بگذارند و اين امري طبيعي است و مي‌توان آنها را درك كرد، ولي بهتر است كه افرادي را در عراق بفرستند كه مطالب را درست بررسي كنند، چرا كه توفيقات به حساب 20 هزار سرباز اشغالگر نيست.

 

وي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اين كه آمريكا مي‌خواهد پايگاه نظامي در نزديك مرز ايران احداث كند، اظهار داشت: ملت عراق به امريكا اجازه نمي‌دهند كه آنها در عراق پايگاه بزنند، آنچه مهم است موضع دولت عراق است و به صراحت گفته‌‌اند كه اجازه احداث پايگاه را نخواهند داد و نظر ما هم اين است كه در منطقه نمانند چرا كه در تيررس قرار مي‌گيرند.

 

وي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه با توجه به توافقات شما با سولانا، از طرف مقابل خود چه انتظاري داريد؟ گفت: در بحث هسته‌اي آنچه كه خيلي آنها روي آن گزارش مي دادند، اين بود كه ايران با آژانس همكاري نمي‌كند، ولي ما اين نگراني را رفع كرديم و الان مهمترين مسئله رخ داده است.

 

برخي مسائل هم بايد در در دل مذاكرات حل شود، ولي منتها آنها از مذاكرات فرار مي‌كردند ولي الان معقولتر شده‌اند.

 

لاريجاني در مورد مذاكرات ايران و امريكا در زمينه‌ي عراق نيز بيان داشت: اگر هدف اين باشد كه دولت عراق توانمند شود قطعاً ما از آن استقبال مي‌كنيم و ادامه مي‌دهيم ولي اگر هدف سرگرمي و تفنن باشد بايد گفت كه سن و سال ما از اين مسائل گذشته است، مايه‌ي است كه امريكايي‌ها بيش از 700 هزار نفر را كشته و زخمي كردند، ولي برايشان مهم نيست.

 

وي خطاب به اشغالگران تأكيد كرد: مطمئن باشيد كه شما هر چقدر بيشتر بمانيد به نفع ما است، چرا كه نگاه مردم عراق به شما خوب نيست و 3 درصد مردم عراق اعتقاد دارند كه شما براي آزادي آمده‌ايد، ايران هيچ نگاهي به كشور عراق ندارد، ما يك عراق با ثبات مي‌خواهيم و از روند دموكراسي دفاع مي‌كنيم، اگر دموكراسي به معناي آراء مردم باشد، ما از آن دفاع مي‌كنيم، ما در لبنان نيز به يك دموكراسي معتقديم، نه دموكراسي قبيله‌اي كه شما دنبال آن هستيد.

 

لاريجاني افزود: اگر شما معتقديد دموكراسي ليبرال تمريني براي مردم است پس به آن معتقد باشيد، در صحنه عراق هم اگر اين دموكراسي روشن‌مند و با منطق باشد، ما قبول داريم.

 

* تروريست‌هاي كشور عراق فرستادگان دوستان آمريكا در منطقه هستند

 

وي در پاسخ به اين سؤال كه منظورتان از اين‌كه «دخالت شوراي امنيت در پرونده هسته‌اي همكاري‌هاي ايران با آژانس را با خطر مواجه مي‌كند» چيست؟ خاطرنشان كرد: معني آن واضح است. يعني اين‌كه، اين همكاري‌ها در صورت ورود شوراي امنيت به مسئله كاسته خواهد شد.

 

لاريجاني در پاسخ به اين سؤال كه موضع ايران در قبال خواسته غرب مبني بر اين كه ليستي از دانشمندان هسته‌اي خود را ارائه دهد چيست؟ اظهار داشت: اين‌كه مشخص است كه كسي حق ندارد چنين درخواستي از هيچ كشوري از جمله ايران كند.

 

وي در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اين‌كه آمريكايي‌ها اعلام كرده‌اند كه افرادي كه در ناآرامي‌هاي اخير عراق دست داشته‌اند از نيروهاي ايران و سوريه بوده‌اند، گفت: اين همان ترفندي است كه برخي از مسئولين آمريكايي به كار گرفته‌اند تا مشكلات خود را در عراق حل كنند. همان زماني كه اعلام كردند‌ 50 نفر از سپاه پاسداران را در عراق دستگير كرده‌اند چند بار به آن‌ها گفتيم كه حداقل نام 5 نفر از اين افراد را اعلام كنيد.

 

لاريجاني افزود: دروغ بودن چنين ادعاهايي به راحتي توسط مردم عراق، مردم آمريكا و احزاب آمريكايي به سهولت روشن است و مي‌فهمند چنين ادعاهايي بيشتر فرافكني است. آن‌ها بايد مشكلات خود را بپذيرند و بفهمندكه ماندنشان در عراق غلط است.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به اين سؤال كه اظهارات شما مبني بر اين‌كه آمريكا به دنبال ديالوگ‌ها كرها هستند به چه معني است و آيا آن‌ها در جريان گفت‌وگو با ايران در مورد عراق هم از اين ديالوگ استفاده مي‌كنند؟ گفت: معني آن اين است كه مقدار زيادي بحث راجع به يك موضوع با آمريكا صورت مي‌گيرد اما انگار آمريكايي‌ها نمي‌شنوند. اگر در مذاكرات عراق هم بخواهند دنبال روش‌هاي كهنه و تكرار مواضع خود باشند و نخواهد حقايق را بشنوند، به راه حل نمي‌رسند.

 

ي خطاب به دولتمردان آمريكايي افزود: انگليسي‌ها در بصره روش‌ جالبي پيش گرفتند و از نيروهاي مقاومت خواستند آن‌ها را از محاصره بصره خارج كنند؛ اين يك تجربه خوب بود، شما هم مي‌توانيد از اين تجربه استفاده كنيد.

 

لاريجاني در پاسخ به اين سؤال پاسخ شما به ادعاي آمريكا مبني تلاش ايران براي تضعيف دولت عراق چيست؟ گفت: آن‌ها مي‌خواهند دروغ‌ بزرگي بگويند كه به خاطر بزرگ بودن آن، مردم آن را باور كنند. از ابتدايي كه آمريكا عراق را اشغال كرد، ما از روند دموكراسي در اين كشور حمايت كرديم. سوال ما اين است كه كداميك از كشورهاي منطقه كه اسمشان در گزارش آقاي كروكر آمده از دموكراسي در عراق حمايت كردند؟ فقط ايران بود. ايران بود كه از مجلس و دولت مردمي عراق حمايت كرد.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي يادآور شد: همه شما مي‌دانيد كه تروريست‌هاي آمريكايي از كجا مي‌آيند جنسشان ‌از كجاست. همه از كشورهايي بودند كه دوست آمريكا در منطقه‌اند اما تروريست‌هايشان را به عراق فرستادند.

 

به گفته وي، همه گروه‌هاي عراق از جمله دولت عراق دوستان ايران هستند چرا كه موقع حضور صدام، ايران از آن‌ها حمايت مي‌كرد.

 

لاريجاني خطاب به دولتمردان آمريكايي افزود: ‌البته ما از شيطنت‌هاي آن‌ها اطلاع داريم از سيا و پنتاگون خط فكري مي‌گيرند. ما از جلسه سفير آمريكا در عراق با گروه‌هاي تروريستي اطلاع داريم كه در اين جلسه چه توصيه‌هايي به گروه‌هاي تروريستي عراق انجام داد. ما همچنين از حمايت آمريكا از گروه پژاك خبر داريم.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي خاطرنشان كرد: ما از جلسه شما با عزت‌الدولي معاون صدام خبر داريم. براي پيدا شدن همين آدم 10ميليون دلار جايزه گذاشتيد اما قضيه ملاقاتتان با اين فرد لو رفت.

 

وي با بيان اينكه آمريكا در خصوص عراق دوگانه عمل مي‌كند، اظهار داشت: بگذاريد دولت عراق كه برخاسته از دموكراسي است كار خود را بكند. ما هميشه از دولت عراق حمايت كرديم و فقط ما بوديم كه به اين كشور سوخت داديم و بيمارستان و مدرسه ساختيم.

 

لاريجاني با اشاره به ادعاي آمريكا مبني بر موفقيت نيروهاي آمريكا در عراق تصريح كرد: آمريكا حق ندارد دستاوردهاي مرجعيت عراق را به پاي خود و سربازانش بنويسد.

 

* مذاكرات مي‌تواند در مورد عدم انحراف ادامه يابد

 

وي در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبني بر اين كه با توجه به همكاري‌هاي ايران و آژانس آيا آژانس تعهدي براي بسته شدن پرونده ايران داده است؟ گفت: در همان متني كه با آژانس توافق شد، آمده كه هر قدمي كه ما بر مي‌داريم، آنها چه قدمي بر مي‌دارند و نقش هر كدام كاملاً مشخص شد. البته اين توافق باعث ناراحتي غرب شد كه چرا چنين توافقي كرده‌اند، ولي البرادعي گفته كه چنين توافقي شده است.

 

وي در پاسخ به اين سؤال كه اگر پرونده ايران به آژانس بر گردد ايران چه خواهد كرد؟ گفت: همه اينها به گفتگو نياز دارد، يك گام ما بر مي داريم و يك گام آنها.

 

وي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد واكنش امريكا و انگليس درباره موضوع هسته‌اي ايران، بيان داشت: صورت مسئله هسته‌اي ايران بايد مشخص شود، گذشته يا حال و يا آينده است، ما در مورد گذشته و حال به آژانس گفته‌ايم و در مورد آينده نيز به آنها نوشته‌ايم و گفته‌ايم.

 

وي با بيان اينكه نبايد كشوري را كه شايد در آينده كاري كند الان محاكمه كرد،گفت: شما خودتان بمب هسته‌اي داريد، پس هولوكاست هسته‌اي برازنده خود شماست.

 

وي ادامه داد: مذاكرات مي‌تواند در مورد عدم انحراف وجود داشته باشد.

 

لاريجاني در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اين كه آيا ايران حاضر است پروتكل الحاقي را قبول كند؟ بيان داشت: پروتكل الحاقي را ايران زماني داوطلبانه انجام مي‌داد، اكنون اگر به منفعت ايران باشد،آن را اجرا مي‌كند، ولي الان ما از سوي مجلس ممنوعيت داريم و نمي‌توانيم اجرا كنيم.

 

وي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد اينكه با توجه به روند موجود در آژانس برخي‌ها معتقدند كه اين اقدامات آخرين رايزني‌ها براي حل مسالمت آميز پرونده ايران است و آيا از اين امر نگراني نداريد كه آخرين راهكارهاي مسالمت آميز در حال اجرا است، گفت: من خيلي اعتقاد به اينكه آخرين راه مي‌باشد ندارم چون عقل بشر محدود نيست و در شرايط مختلف مي‌توان ابتكارات ديگري داشت.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي تاكيد كرد: روند موجود يك آزمون براي ما نيز به شمار مي‌رود، چرا كه اگر با رفتار غير معقول مواجه شويم، ما نيز رفتار خود را تغيير خواهيم داد.

 

لاريجاني ادامه داد: ما براساس ضوابط و چارچوب جلو مي‌رويم و گفتگو مي‌كنيم، اينطوري بهتر است.

 

وي درباره انفجارهاي لوله‌هاي نفت و گاز در غرب كشور گفت: اين اقدامات خيلي كوچك است، ما به امور تسلط داريم و كساني كه اين افراد را به اين امور تحريك مي‌كنند، اشتباه مي‌كنند و ضرر خواهند كرد.

 

لاريجاني با اشاره به ديدار مسئولان پنتاگون و منافقين بيان داشت: آنها از اين بيچاره‌ها كه يك گروه كوچك هستند طرح خواسته بودند و سطح فكر اين آدم‌هايي را كه مي‌خواهند دنيا را اداره كنند، ببينند كه از منافقين طرح چند هفته‌اي مي‌خواهند.

 

وي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد مذاكرات ايران با سولانا و بيانيه اتحاديه اروپا در مورد پرونده هسته‌اي ايران اظهار داشت: نبايد هيچ وقت مطلق به قضايا نگاه كرد، مذاكره با سولانا يك توافقات و نتايج خوبي داشت كه منجر به مسائلي شد كه اكنون آن را مي‌بينيم.

 

لاريجاني ادامه داد: روشن است كه نمي‌توان هيچ تفاهمي را صد در صد دانست، ولي مواضع اروپا نسبتاً عاقلانه و منطقي بود و از روند كار البرادعي نيز حمايت كردند.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد اينكه تكميل نيروگاه بوشهر چه زماني به پايان خواهد رسيد و چرا بين گفته‌هاي مسئولان روسيه و ايران تناقض وجود دارد، اظهار داشت: ما به روس‌ها يك جدول زمان بندي شده داشته و داريم و براساس آن كارها انجام مي‌شود.

 

وي با اشاره به برخي مشكلاتي كه طرف روسي در اين قضيه به وجود آورده است، افزود: در حال حاضر يك گروه كارشناسي در حال بررسي مشكلات است و اميدواريم پيشرفت هاي خوبي حاصل شود و به نتيجه قطعي برسيم.

 

* روابط تهران و رياض يك رابطه خوب است

 

لاريجاني در ادامه در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص اينكه چه ناگفتني‌هاي بين شما و سولانا و البرادعي بوده كه دبيركل آژانس حاضر شد جلسه با اتحاديه اروپا را ترك كند، بيان داشت: كشور و نظام از بيت المال خود پول مي‌دهد كه پلوتيك خوبي داشته باشد، اصلاً كار سياستمداران اين است كه كار رايزني و پلوتيك انجام دهند و به آنها پول نمي‌دهند كه نافله بخوانند.

 

وي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد برخي تندروي‌ها در عربستان عليه زائران ايراني نيز اظهار داشت: ايران و عربستان دو كشور بزرگ هستند و ما مراودات‌ بسيار خوبي داريم، البته ممكن است مشكلات و اتفاقاتي وجود داشته باشد، ولي روابط تهران و رياض يك رابطه خوب است و خيلي جاها ما با يكديگر اتفاق نظر داريم.

 

لاريجاني در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص زمان سفر آقاي احمدي نژاد به نيويورك بيان داشت: با توجه به اينكه اجلاس ساليانه سازمان ملل اوائل مهر انجام مي‌شود، فكر مي‌كنم كه ايشان اوائل مهر به نيويورك سفر كند.

 

وي همچنين در پاسخ به خبرنگاري كه نظر لاريجاني را در مورد گزارش البرادعي پرسيد، گفت: در اين گزارش چند نكته محوري از جمله اينكه هيچ انحرافي در مسئله هسته‌اي ايران وجود ندارد، ايران با آژانس همكاري مي‌نمايد، مسئله پلوتونيم مختومه شده است و مسئله آلودگي در كرج حل شده به چشم مي‌خورد كه بسيار خوب مي‌باشد.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي تاكيد كرد: ما اميدواريم كه اين مسئله و گزارش به نتايج خوبي برسد.

 

وي در پاسخ به سؤال ديگري در مورد اينكه مسئولان ايراني گفته‌اند تنها راه حل مسئله پرونده هسته‌اي ايران بازگشت پرونده به آژانس مي‌باشد و آيا اينكه به نظر شما كشوري كه حق وتو دارد حاضر خواهد شد اين پرونده از شوراي امنيت به آژانس برگرداند؟ گفت: ارسال پرونده ايران به شوراي امنيت يك پروسه منطقي را طي ننمود بلكه براساس يك تصميم سياسي صورت گرفت.

 

لاريجاني بيان داشت: چيزي كه با يك تصميم سياسي صورت گرفت مي‌تواند با يك تصميم سياسي ديگر برگردد.

 

* حمله آمريكا به ايران با پاسخ دردآور مواجه مي‌شود

 

دبير شوراي‌عالي امنيت ملي غرش‌هاي سهمگين آمريكا را به شيپور فرار شبيه دانست و تصريح كرد: آمريكا در صورت حمله به ايران با پاسخ دردآور مواجه مي‌شود.

 

علي لاريجاني در ادامه نشست خبري خود با خبرنگاران در پاسخ به پرسشي در خصوص تجاوز اسرائيل به قلمرو هوايي سوريه و اينكه آيا اسرائيل درصدد آغاز جنگ جديدي است؟ اظهار داشت: بعد از جنگ 33 روزه ارتش اسرائيل دچار يك به هم ريختگي شد كه اين افتضاح براي اسرائيل خيلي سنگين بود و به همين دليل براي بازسازي روحيه احتياج به مانورهايي دارد.

 

وي افزود: اين اقدامات بيش از آنكه قدرت نظامي را براي اسرائيل تثبيت كند براي ترميم قصورات و مشكلات روحي و رواني ارتش آن كشور است كه در جنگ 33 روزه شكست سختي خورد.

 

دبير شوراي‌عالي امنيت ملي با يادآوري اينكه البته هميشه بايد مراقب اسرائيل بود، اسرائيل را متجاوز خواند و خاطرنشان كرد: در 50 تا 60 سال گذشته كه اسرائيل حيات پيدا كرده است هميشه براي منطقه دردسر ساز بوده و بايد مراقب آن بود.

 

وي گفت: من در اين جهت محتاطانه نظر مي‌دهم كه بايد رفتار آنها را مورد رصد قرار داد.

 

لاريجاني با اشاره به اقدام رژيم صهيونيستي افزود: حق با سوري‌‌هاست كه خيلي به آنها اعتنايي نكردند. چه جواب بدهند چه ندهند، اصل ماجرا تجاوزي بود كه اسرائيلي‌ها انجام دادند كه براي آنها در آينده هزينه خواهد داشت چون حدش از نظر يك قدرت نظامي بسيار پايين است.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي اضافه كرد: نفس اينكه كشوري كار متجاوزانه‌اي انجام دهد و هيچ توجيهي نداشته باشد براي اسرائيل چيز بدي خواهد بود كه براي آن مي‌ماند، ولي در عين حال بايد رصد كرد و موضوع بايد مورد توجه قرار گيرد.

 

خبرنگار عرب نيوز با اشاره به اظهارات احمدي‌نژاد مبني بر بسته شدن پرونده هسته‌اي ايران از لاريجاني پرسيد آيا مشكلات ايران و غرب پايان يافته و واقعاً پرونده هسته‌اي ايران بسته شده و آيا احتمال اعمال مجازات‌هاي بيشتري عليه ايران وجود دارد؟

 

لاريجاني گفت: مختومه از این نظر که ایران در جایگاهی قرار گرفته است که نمی توان آن را نادیده گرفت درست است. اگر آنها بخواهند در این مورد ماجراجویی کنند پیامدش را خواهند دید.

 

آن خبرنگار همچنين به سناريوي درگيري نظامي كه در سطح رسانه‌ها مطرح است نيز اشاره كرد و از لاريجاني پرسيد شما اوضاع را چگونه ارزيابي مي‌كنيد كه وي در پاسخ به اين سؤالات گفت: از نظر احتمالات عقلي بايد همه احتمالاتي كه شما برشمرديد را مطرح كرد ولي اينكه چقدر جنبه وقوعي دارد جاي بحث است.

 

وي افزود: به عنوان مثال اين احتمال وجود دارد كه شما در عبور از خيابان ولي عصر با ماشين تصادف كرده و فوت كنيد يا فلج شويد و ...، احتمال عقلي وجود دارد ولي بايد احتمال وقوعي آن را مدنظر قرار داد و اينكه طرفين چه نفعي مي‌برند.

 

لاريجاني با بيان اينكه اگر آمريكايي‌ها چنين اشتباهي را مرتكب شوند چه چيزي گيرشان مي‌آيد، اظهار داشت: اگر آمريكايي‌ها چنين اشتباهي را مرتكب شوند آخرين ميخ را به تابوت محافظه‌كاران و نومحافظه‌كاران زده‌اند. اگر خوب است انجام دهند.

 

به گفته دبير شوراي عالي امنيت ملي اين جا منطقه‌اي نيست كه از آن برداشت‌هاي خيلي جالبي كنند و اگر مي‌خواهند خودشان را مجازات كنند، بكنند.

 

وي اضافه كرد: يكي از وزراي خارجه كشورهاي اتحاديه اروپا در گفتگو با من گفت شما چرا توافق برلين را ملاك قرار نمي‌دهيد؟ كه من در پاسخ گفتم شما زير توافق برلين زديد ما كه مشكلي نداشتيم و چرا شما امروز به اين فكر افتاديد؟ كه وي در پاسخ گفت حقيقت اين است كه بعضي از ما فكر مي‌كردند اگر يكي دو قطعنامه براي شما صادر كنند شما عقب‌نشيني مي‌كنيد.

 

لاريجاني خطاب به صادركنندگان قطعنامه عليه ايران، گفت: اين را آزموديد، دو قطعنامه صادر كرديد و ما نيز عقب‌نشيني نكرديم. باز نبايد در اين سوراخ برويد.

 

وي افزود: ممكن است مجدداً اشتباهي كنند كه اگر كنند خسارت بيشتري مي‌بينند زيرا مسير ايران تغيير مي‌كند.

 

لاريجاني با بيان اينكه براي آنها بهتر است در يك مسير تفاهم با ايران كار كنند، اظهار داشت: ما حداقل دنبال اين هستيم كه در يك مسير تفاهم با ديگران به نتيجه برسيم به همين دليل از مذاكره و كار با آژانس حمايت مي‌كنيم.

 

وي خطاب به طرف‌هاي هسته‌اي ايران، گفت:‌ شما چرا بخواهيد ماجراجويي بكنيد؟ شما بايد از مسير و كسي كه دنبال يك روش معقول است و از مذاكره و حركت با آژانس حمايت مي‌كند، حمايت كنيد.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي با بيان اينكه ممكن است كسي عقلش مشكل پيدا كند و كار ناجوري انجام دهد، افزود: اگر چنين كردند جوابش را به موقع خواهيم داد يعني اين مسير تغيير مي‌يابد.

 

وي ادامه داد: ايران در مستوايي قرار گرفته كه نمي‌شود ناديده گرفت.

 

لاريجاني با ارائه مثالي گفت: مثل اين است كه يك نفر استاد دانشگاه شود بگويند ما مي‌خواهيم مصوبه‌اي در شوراي امنيت بگذرانيم كه شما كلاس اول هستيد. نمي‌شود چنين كاري كرد زيرا اين كار انجام شده است.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد:‌ شما نمي‌توانيد به ملت ايران كه به دانش هسته‌اي رسيده بگوييد ما دو بار مصوب مي‌كنيم كه شما چيزهايي كه بلد بوديد يادتان برود.

 

خبرنگاري به تلاش‌هاي انجام شده براي كم رنگ نشان دادن مذاكرات و تفاهمات بين ايران و آژانس اشاره كرد كه لاريجاني در پاسخ با بيان اينكه هميشه كساني بودند كه با حل مسئله از طريق مذاكرات موافق نبوده و مخالف بودند، اظهار داشت: قاعدتا آنها از اين مسيري كه با ابتكار جديدي باز شده نبايد راضي باشند.

 

وي با ذكر اين نكته كه اگر مسئله هسته‌اي ايران بخواهد در مسير معقولي حل شود الان همه بسترهاي آن فراهم است، افزود: اگر از اين ساعت به بعد بخواهيد تعلل كنيد، تعلل ما نيست، تعلل خودتان است. نگوييد ايران زمان مي‌گيرد شما زمان مي‌گيريد.

 

دبير شوراي عالي امنيت ملي تصريح كرد: ما از امروز آماده تفاهم صد در صد در همه امور هستيم چه در زمينه آژانس و چه در سطوح ديگر و زمان هم نياز نداريم چون براي ما تفاوت ندارد 500 سانتريفيوژ اضافه شود يا هزار تا كم شود. كسي كه به جايي در دانش هسته‌اي مي‌رسد همه مي‌دانند كه اين قدر بالا يا پايين تاثير ندارد.

 

وي با تاكيد بر اينكه ما احتياج به زمان نداريم، اظهار داشت: شما اگر تاخير داريد خودتان مي‌دانيد، بعد نگوييد ايران زمان گرفت ما از امروز آماده‌ايم به نتيجه‌اي برسيم.

 

خبرنگار تلويزيون دبي از لاريجاني در خصوص به واقعيت تبديل شدن تهديدات نظامي آمريكا عليه ايران سؤال كرد كه وي در پاسخ با بيان اينكه اين چيز خيلي جديدي نيست و در چند سال اخير فراز و فرود داشته است، ‌اظهار داشت: شرايط عراق در كنار وضعيت افغانستان و جاهاي ديگر طوري وضعيت را براي آمريكا ترسيم كرده كه بايد براي حفظ آبرو اين حرف‌ها را بزند.

 

وي غرش‌هاي سهمگين آمريكايي‌ها را به «شيپور فرار» شبيه دانست تا غرش سهمگين و افزود: ما نمي‌توانيم جلوي دهن كسي را بگيريم، آنها بايد حرفشان را بزنند ما هم