|
به قلم مدیر مسوول
پرونده مصاحبه عماد افروغ، نماينده مجلس با خبرگزاري فارس و واكاوي زواياي اين اظهارات ناصواب، نخستين بار توسط "رجانيوز" گشوده شد و مداقه در بخشهايي از اين مصاحبه چنان گران آمد كه درنگ درخصوص اعلام موضع و تبري از آن، جايز نبود.
پس از انتشار خبر "عمق عقايد يك اصولگراي منتقد!" بر روي خروجي سايت، حجم گسترده اي از نظرات كاربران كه مشابه آن در طول حيات قريب به يك ساله "رجانيوز" كمتر رخ داده بود، گسيل گرديد. اظهار نارضايتي و ابراز نگراني از مشي جناب افروغ عموماً و سخنان اخير وي در مصاحبه با خبرگزاري فارس خصوصاً، وجه غالب و محتواي قريب به اتفاق اين نظرات را تشكيل مي داد و ازحساسيت مقدسي نشان داشت كه در مقابل گستاخي نسبت به مباني و اصول اعتقادي مردم زبانه مي كشيد.
اگرچه سزاوار اين بود كه جناب افروغ در صورت پايبندي به روش مورد ادعاي خود در حوزه نقد، با گذشت 6 روز از انجام آن مصاحبه و برانگيختگي پرسشي و احساسي نسبت به آن اظهارات، مهر سكوت را شكسته و لااقل نسبت به آنچه كه در خوشبينانه ترين حالت ممكن، مديرمسئول روزنامه كيهان از آن به سهواللسان ياد مي كند، بي تفاوت نباشد اماسخنان پراكنده وي در مصاحبه با آفتاب و شب شيشه اي و برخي ابهاماتي كه از سوي هواداران معدود و چشم و گوش بسته وي مطرح شده، نگاه عميق تر به ماجرا و بيان گفتني هاي ناگفته را ضروري نموده است:
1- همانگونه كه در اولين خبر ارسالي در سايت به آن اشاره گرديد و در دو پاراگراف ابتدايي اين نوشتار نيز آمد، عماد افروغ در توضيح شاخصه هاي مصلحت گرايي و حقيقت گرايي، ابتدا، چنان تصوير قبيحي از مصلحت گرايي مي سازد كه امام راحل (ره) را حقيقت گرايي همچون مولايش اميرالمومنين (ع) معرفي كرده و حضرت امير (ع) را حقيقت گرايي مي داند كه حاضر به تن دادن به مصلحت گرايي و به تبع آن، بكاربستن نيرنگ در مقابل معاويه نشد. اين بحث در بخشي از اين مصاحبه دچار "سكت" مي شود و سپس در بخش ديگري از آن، با ارجاع به قرينه معنوي فوق، مقايسه اي در زمينه مصلحت گرايي و حقيقت گرايي ميان امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري انجام گرفته و ادعا مي شود:« به نظر من مقام معظم رهبري مصلحت گراتر از امام راحل هستند و امام حقيقتگراتر بود و كمتر تعارف و رعايت مصلحت ميكردند.»
اين قرينه سازي چنان گويا و در عين حال نابخردانه است كه در مقام توجيه، تنها بايد به سيره قوم بني اسرائيل و بهانه هاي آنان متوسل شد!
هنر يك رسانه تحليلي در قبال چنين رويدادهايي، استخراج قرينه هاي لفظي و معنوي موجود در يك كلام يا نوشته، استخراج جان كلام يا بن مايه نقد و متمركز نمودن پيكان نقد بر آنها به دور از حاشيه هاي ديگر است اگرچه "رجانيوز"، لينك خبر مصاحبه دكتر افروغ با خبرگزاري فارس را به جهت حفظ صداقت اطلاع رساني و خبري، در متن خبر ارسالي قرار داد، بطوريكه كاربران محترم مي توانند با پذیرش زحمت يك كليك، به بيانات مشعشع مذكور! دسترسي پيدا كنند.
2- جناب افروغ دقيقاً يك روز پس از بيانات حكيمانه رهبر انقلاب در ديدار با نمايندگان مجلس هفتم و تأكيد ايشان بر "ضرورت حمايت از دولت اصولگراي معتقد به مباني و پرهيز از تضعيف آن و انتقاد از برخي افراد كه فقط نقاط ضعف را ديده و با دست خود شائبه ملاحظات شخصي و جناحي را تقويت مي كنند"، به مصاحبه با سايت آفتاب وابسته به مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت –كه در ضديت و سياه نمايي عليه دولت، شهره خاص و عام است- شتافت و گفت: «ما نقدهایمان را دنبال میکنیم، به آنها اعتقاد داریم و بر آنها اصرار میورزیم، نقد ما نقد شبانه و نقد یکی – دو روزه نبود، نقد ما مبنایی است. ما معتقدیم نباید تعامل مجلس با دولت یکسویه باشد. نباید شاهد "دولتگرایی پارلمانی" باشیم و باید در راستای اصل تفکیک قوا وظایفمان را دنبال کنیم». تيتر انتخاب شده براي اين خبر نيز عيناً عبارتست از: "افروغ: به دولت بیشتر تذکر میدهیم!"
حتي چنانچه بنا را بر حسن ظن نهاده و نيت خير عماد افروغ را، مصدر صدور اين رفتار و گفتار بدانيم (كه البته چنين برداشتي با توجه به پيشينه موجود به ساده انديشي و خوش خيالي شبيه تر و نزديك تر است)، چنين اصراري بر چنگ در چنگ انداختن با دولت، آنهم دقيقاً ساعاتي پس از بيانات رهبري، ناخودآگاه چه مفهومي را در ذهن مخاطب تداعي مي كند؟
3- روز پنج شنبه (17/3/86) مديرمسئول روزنامه كيهان در پايان يادداشتي كه به انتقاد از اظهارات افروغ اختصاص داشت و اين سخنان را ناهمخوان با بديهيات اسلامي و جامعه شناختي ارزيابي كرده بود، تأكيد نمود اين نماينده مجلس، در گفتگو با وي اظهار داشته، منظورم با آنچه انعكاس يافته متفاوت بوده است.
اين خبر تا لحظه نگارش اين نوشته هنوز از سوي مشاراليه مورد تأييد قرار نگرفته و حتي وي روز پنچ شنبه (17/3/85) در مصاحبه ديگري با آفتاب كه اولين موضع گيري رسانه اي وي در اين ماجرا نيز محسوب مي شد به دفاع از مصاحبه خود با فارس پرداخت و سعي كرد با برخي فرافكني ها كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد، جريان پيش آمده عليه خود را مغلوبه سازد.
با اين حال، قاطبه متدينين و مؤمنين به مباني انقلاب، دلشاد خواهند شد كه اقرار به سهواللسان و عذرخواهي از پيشگاه ملت را از لسان مرجع اصلي و مصاحبه شونده خبرگزاري فارس، بدون واسطه شنيده و وي را در زمره نافرمانان و خروج كنندگان نسبت به مباني انقلاب اسلامي نيابند.
4- دكتر عماد افروغ، پنج شنبه شب (17/3/86) در مقابل تعدادي از پرسشهاي مجري برنامه شب شيشه اي كه مقتبس از خبر "رجانيوز" بود، قرار گرفت. پاسخ هاي ارائه شده اما نه تنها چنگي به دل نزند و كليدي براي گشودن اين ماهيت معمايي نبود بلكه قفلي بر قفلهاي متعدد قبلي نيز افزود.
مهمان برنامه شب شيشه اي، منكر آن بود كه انتقادات يكسره و يكسويه وي از دولت ناشي از سهم خواهي و عدم اعطاء پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است و اين شايعات را محصول بداخلاقي هاي سياسي دانست. رفع اتهام و رد اين شايعه يا همانچه وي نام "بداخلاقي سياسي" بر آن مي نهد، چندان دشوار نيست اگر به 3 پرسش زير پاسخ صريح، شفاف و دقيق داده شود:
الف: چرا در فاصله زماني 2ماهه بين پيروزي دكتر احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري 84 تا نهايي شدن و معرفي كابينه، نقد پررنگ و آسيب شناسي جدي از سوي عماد افروغ ديده نمي شود؟
ب: آقاي افروغ در حاليكه رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي است، در اغلب حوزه ها از سياست و اقتصاد گرفته تا سياست خارجي و مسائل اجتماعي اظهارنظر مي كنند. در طول 2 سال گذشته چه تعداد مصاحبه، يادداشت و نطق پيش از دستور عليه دولت اصولگرا به نقل از وي منتشر شده است؟ و در مقابل چه نقاط مثبتي از عملكرد دولت در حوزه هاي فوق مورد توجه و اشاره اين نماينده مجلس قرار گرفته است؟ آيا حتي يك مورد عملكرد مثبتي و قابل دفاع در كارنامه دولت ديده نمي شود يا اينكه نبايد ديده شود؟
ج: جناب افروغ، مدعي است كه در سالهاي پيش از ظهور دولت اصولگرا نيز دستي بر آتش نقد داشته است. اگرچه جايگاه حقوقي وي در آن ادوار با اين دوره، و طبعاً ميزان اثرگذاري و ضريب نفوذ آن نقدهاي احتمالي با موارد فعلي قابل قياس نيست اما بد نيست از همان دوره نيز آماري مستند از فراواني و محور انتقادهاي عماد افروغ نسبت به دولتهاي سابق، منتشر شود.
5- آقاي افروغ طي سالهاي 72-73، مديريت گروه اجتماعي مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري را برعهده داشت. اين مركز يكي از حلقه هاي جرياني بود كه از دل آن اصلاحات بيرون آمد. عماد افروغ، همكاري با اين مركز را، همكاري با رياست جمهوري وقت و نه يك حزب خاص دانسته و درعين حال، خروج خود از مركز را در اثر استعفا و يك درگيري لفظي، بيان مي كند. بد نيست دلايل استعفاي مزبور اعلام شود تا مشخص گردد اين استعفا كه با حالتي قهرمانانه از آن ياد مي شود جنبه شخصي داشته يا ايدئولوژيك؟
6- مقالات رئيس فعلي كميسيون فرهنگي مجلس هفتم تا سال 77 در نشريه "عصرما" ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به چاپ مي رسيد. افروغ در برنامه شب شيشه اي در توجيه اين ابهام گفت: "انظر الي ماقال و لاتنظر الي من قال... وقتي اين طرف مطالب مرا نمي زند، طرف مقابل مي زند و..." حال آنكه روي اين سخن به حدود يك دهه پيش و زماني بازمي گردد كه جناب افروغ مطالب خود را اختصاصي نشريه "عصرما" مي نوشت.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، از نظر تشكيلاتي كاملاً بسته و دگم عمل مي كند. نه خروجي دارد و نه ورودي. رؤساي سازمان قائل و علاقمند به گسترش كمي تشكيلات نيستند و به همين دليل نيز با نام "سازمان" فعاليت مي كنند و نه "حزب".
با اين وصف، چه اشتراكات ديدگاهي و سنخيتي موجب گرديد كه تا سال 77 مقالات دكتر عماد افروغ در ارگان رسمي سازمان مجاهدين انقلاب كه مختص اعلام مواضع روز آن سازمان مي باشد، انعكاس و انتشار يابد؟
7- افروغ در بخشي از سخنان پنج شنبه شب، بار ديگر بر آن جمله معروف خود كه متضمن توهين به شعور ملت ايران است، انگشت گذاشت. جمله اي كه شهريور 84 در مخالفت با وزير پيشنهادي كشور از تريبون مجلس بيان كرده بود: "ناقوس ديكتاتوري جديد به صدا درآمد!"
به راستي آيا جاي افتخار دارد كه به دليل ملاحظاتي –كه جناب افروغ آنها را نه شخصي و ناشي از سهم خواهي بلكه نشأت گرفته از روش انتقادي خود مي داند- دولت منتخب ملت و مورد تأييد رهبري به ديكتاتوري رضاخاني متهم شود؟! اين ادبيات كينه توزانه با كدامين مبناي اسلامي و اخلاقي منطبق است كه جناب افروغ مخالفان خود را به چوب بداخلاقي سياسي مي راند؟
8- اين نماينده مجلس همچنين رئيس جمهور را چنين توصيف مي كند: "اصولگرايي كه كمتر به مشورت با نخبگان تن مي دهد و اي كاش كمتر از رسانه ها براي هژموني خود استفاده مي كرد"
پاسخگويي به اين داوري برعهده شخص مورد داوري قرار گرفته است و رئيس جمهور مي تواند درباره چگونگي تعامل با نخبگان و استفاده از ابزار رسانه، توضيح دهد. اگرچه وي پيش از اين، در سخناني كه مهرماه سال گذشته در جمع تعدادي از فعالين تشكلهاي دانشجويي ايراد كرد، به اين نكته اشاره ويژه نموده بود: «عده اي توقع دارند كه رئيس جمهور صبح به صبح برنامه روزانه خود را با آنها چك كند و اگر چنين نكرد متهم به عدم مشورت با نخبگان است. نخبگان كيستند؟ همين 100نفر، 200نفر؟ ما با جمع زيادي از نخبگان و توده هاي مردم ديدار داريم و نظرات آنان را از نزديك جويا مي شنويم. مطالبي را هم كه اين دوستان در رسانه ها مي گويند و مي نويسند اگر قابل استفاده باشد براي ما مي آورند. اما عده اي هنري جز سياه نمايي ندارند.»
9- عماد افروغ در مصاحبه پنج شنبه (17/3/86) با سايت وابسته به مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، بدون هيچگونه توضيحي درباره اظهارات اخير خود، به نوعي فرافكني دست زد.
رییس کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان این مطلب که «پیش از انتشار پاسخش در روزنامه کیهان در مورد این مسئله صحبت نخواهد کرد»، از برخی برخوردها گلایه کرد و گفت: «طی این دو روز من نزدیک به 60 تا 70 sms توهین آمیز دریافت کردهام که واقعا جای تاسف دارد، مگر من چه گفتم که چنین رفتاری صورت می گیرد؟». نماینده تهران در پایان وعده داد که به زودی متن smsهای توهین آمیزی را که دریافت کرده است در اختیار مطبوعات و رسانهها قرار خواهد داد.
انتشار متن smsها كه معلوم نيست مستند به چه و ساخته و پرداخته كجا و چه كساني است، دردي را دوا نكرده و توجيه گر اظهارات گستاخانه اي كه مستند به مصاحبه با خبرگزاري رسمي فارس است، نخواهد بود. اينكه عماد افروغ با لحني مظلومانه مي گويد "مگر من چه گفتم كه چنين رفتاري صورت مي گيرد؟" عذر بدتر از گناه و مثال فردي است كه خود را به خواب زده و تلاش ديگران براي بيدار كردن وي كارگر نمي افتد.
10- در كنار جمع كثيري از برخي فعالين سياسي اصولگرا و مخاطبان سايت كه از اقدام "رجانيوز" در پر رنگ كردن خط قرمزها و جلوگيري از فتح باب براي مهمل بافي در حوزه هاي خاص، تقدير كردند، تعدادي از دوستان نيز نسبت به استفاده از لفظ "نفاق" در خبر مربوط، اظهار گلايه كردند اما اغلب پس از شنيدن استدلال نهفته در پس آن، قانع شدند. بنابراين خالي ازلطف نيست كه آن استدلالها به صورت مكتوب نيز ارائه شوند:
نفاق، يك كلي مشكك و منبعث از شرك است. همانگونه كه شرك داراي مراتبي است و گاه آنچنان خفي است كه بنا به فرمايش پيامبر اعظم (ص) از مورچه اي كه در دل شب بر صخره سنگ سياهي گذر مي كند، ناپيداتر است، نفاق نيز چنين خصوصيتي دارد و بايد همواره از شر اين آفت اعتقادي- اخلاقي به پيشگاه خداوند متعال استعاذه جست.
ابتلا به ضعف ايمان موجب خواهد شد كه انسان، جز "الله"، ديگري را در عالم مؤثر بداند و لذا براي خوشايند يا جلب نظر آن موجود، دست به كاري بزند يا از انجام كاري صرف نظر كند و در تمامي اين حالات در عرض خداوند، دل در گرو رضايت ديگري غير از خداوند است و اين دقيقاً همان نقطه آسيب پذير و نفاق پرور است.
از ادامه بحث اخلاقي درباره نفاق –كه در شأن علماي اخلاق بوده نه نگارنده مبتلاي اين سطور- با ذكر اين نكته عبور مي كنيم كه نفاق گاه يك حالت دروني است كه بروز بيروني آن جمع محدودي را متأثر مي سازد اما گاهي جنبه اجتماعي مي يابد. آنچه از آن با نام "عوامفريبي" نظامها و شخصيت هاي سياسي ياد مي شود، ذيل همين عنوان قابل جمع است.
با اين مقدمه به سراغ موضوع مورد توجه اين نوشتار مي رويم. آقاي افروغ تا پيش از ورود به مجلس هفتم به هيچ وجه چهره مطرح و شناخته شده اي در سطح جامعه نبود و چنانچه به صورت مستقل در انتخابات شركت مي كرد، هرگز به مجلس راه نمي يافت. نام عماد افروغ در كنار 29 نام ديگر در ليست آبادگران تهران قرار گرفت و بسياري از مردمي كه به اين لست رأي دادند براي بار اول بود كه نام و چهره اغلب كانديداهاي موجود در ليست را مي ديدند اما به دليل اعتماد به مشي اصولگرايانه، آنان را به نمايندگي از خود به مجلس فرستادند.
اين يك واقعيت است كه اگر چنانچه همين امروز انتخابات مجلس هفتم تكرار شود و همان ليست ارائه شود، در اثر برآورده نشدن برخي انتظارات، تعدادي از همان افراد از ورود به مجلس باز ميمانند اما ماجراي نوع نگاه و ديدگاهها خصوصاً آنجا كه با مباني انقلاب و جايگاه رفيع و منيع ولي فقيه گره مي خورد، بسيار متفاوت از مقوله "انتظارات برآورده نشده" خواهد بود. به يقين، چنانچه جناب افروغ، 3 سال و 4ماه پيش مواضع اخير خود را اعلام مي كرد، قاطبه متدينين و مؤمنين از رأي دادن به نفع وي خودداري مي كردند. اگر اين ديدگاهها و مواضع در طول اين 3سال و 4ماه در دل اين نماينده مجلس بوده اما در ظاهر نمود ديگري داشته و يكباره در اثر سهو يا عمد، سر باز كرده است، چه تعبيري نسبت به اين حالت نفساني رواست؟
11- "رجانيوز" تا به حال در قبال جبهه هاي فراواني كه از سياه نمايي در مقابل دولت گشوده شده، مماشات فراواني به خرج داده است. اين ادعا البته در مقايسه با حجم گسترده تخريبها و كاستي نمايي هاست. به عنوان نمونه در مورد جناب افروغ چنانچه در بخش "جستجو" ي سايت، نام وي مورد جستجو قرار گيرد، رويكرد سايت در برابر انتقادات فراوان و يكجانبه نگري هاي متعدد اين نماينده، به سادگی می تواند در معرض قضاوت قرار بگیرد.
و سرآخر اينكه،فارغ از مورد اخیر و بدون توجه به عنوان و جایگاه اشخاص، چنانچه فردي از هر حزب و جناح و گروه سياسي، به خصوص با ژست و ادعاي اصولگرايي و پله ساختن اين عناوين براي شهرت و چهره شدن، جرأت كوچكترين تعرضي به جايگاه رفيع امامت جامعه و ولي فقيه را به خود دهد، و یا آنکه بخواهد پاسخ شبهات احتمالی خود را از طریق رسانه ای کردن آنها بیابد، پس از اين نيز با ضرب شست سنگين مردم انقلابي و رسانه هاي حقيقتاً پايبند به آرمانهاي انقلاب –و نه فريب خوردگان و نه باج گيران رسانه اي- روبرو خواهد شد. |