تبليغاتX
فدايي سيد علي

اي حيات ! با تو وداع مي‌كنم ... اي قلب من ! اين لحظات آخرين را تحمل كن به شما قول مي‌دهم كه پس از چند لحظه، همۀ شما در استراحت عميق و ابدي آرامش يابيد....

پيام حضرت امام ‏خميني بمناسبت شهادت دكتر مصطفي چمران

بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

انالله وانّااليه راجعون

 

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي‏عصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض مي‏كنم. تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهه‏هاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه مي‏آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملت‏ها و توده ‏هاي مستضعف مي‏كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي‏دهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروه‏هاي سياسي، و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.

هنر آن است كه بي‏هياهوهاي سياسي، و «خودنمايي»هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش بخير.

و اما ما مي‏توانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.

من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملت‏هاي مسلمان و قواي مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض مي‏كنم. و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.

اول تيرماه شصت

روح ‏الله ‏الموسوي‏ الخميني

ولي امر مسلمين جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي)

"ما اگر از چمران تجليل مي‌كنيم، در واقع از اسلام و شيوه‌هاي اسلامي تجليل مي‌كنيم."

چندتا خاطرۀ كوچولو!

يك روز هنگام غروب، وقتي كه شهر صور در آتش خشم دشمن مي‌سوخت، مصطفي كنار پنجره ايستاده بود و غروب آفتاب را تماشا مي‌كرد و آرام آرام اشك مي‌ريخت. گفتم: مصطفي! چي‌شده؟ او شروع كرد به توصيف كردن منظرۀ غروب. من خيلي عصباني شدم و به او گفتم: مصطفي! آن طرف شهر را نگاه كن، مردم بدبخت، شهرشان را رها كرده‌اند و از ترس و وحشت در پناهگاه نشسته‌اند. آن وقت تو به منظرۀ غروب نگاه مي‌كني و مي‌گويي چه قدر زيباست؟ خنديد و گفت: " شما همان طور كه جلال [خدا] را مي‌بيني،‌ سعي كن در عين جلال، جمال [خدا] را هم ببيني! اين كه مردم آواره شده‌اند و شهيد داده‌اند، اين عين رحمت خدا براي آنهاست كه قلبشان متوجه خدا بشود. اين دردهايي كه براي خداست، بسيار زيباست ".

مجموعۀ نيمه پنهان ماه (به نقل از: همسر شهيد)

ایستاده بود زیر درخت. خبرآمده بود قرار است شب حمله کنند. آمدم بپرسم چه کار کنیم . زل زده بود به یک شاخه ی خالی.گفتم « دکتر ، بچه ها می گن دشمن آماده باش داده.» حتی برنگشت . گفت «عزیز بیا ببین چه قدر زیباست. » بعد همان طور که چشمش به برگ بود ، گفت « گفتی کِی قراره حمله کنند؟».

سال دوم یک استاد داشتیم که گیرداده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان ، چمران کراوات نزد، استاد دونمره ازش کم کرد. شد هجده ، بالاترین نمره .

یک اتاق را موکت کردند. اسمش شد نمازخانه.ماه اول فقط خود مصطفی جرأت داشت آنجا نماز بخواند. همه از کمونیست ها می ترسیدند.

چپی ها می گفتند «جاسوس آمریکاست. برای ناسا کار می کند.» راستی ها می گفتند « کمونیسته. » هردو برای کشتنش جایزه گذاشته بودند. ساواک هم یک عده را فرستاده بود ترورش کنند. یک کمی آن طرف تر دنیا، استادی سرکلاس می گفت « من دانشجویی داشتم که همین اخیرا روی فیزیک پلاسما کار می کرد.»

اسم چمران معروف تر از خودش بود. وقتی عکسش رسید دست اسرائیلی ها ، با خودشان فکر کردند « این همان یارو خبر نگاره نیست که می آمد از اردوگاه ما گزارش بگیرد؟ » آن ها هم برای سرش جایزه گذاشتند.

شب دکتر آماده باش داد. حرکت کردیم سمت اهواز . چند کیلومتر قبل از شهر پیاده شدیم. خبر رسید لشکر 92 زمین گیر شده. عراقی ها دارند می رسند اهواز . دکتر رفت شناسایی. وقتی برگشت، گفت «همین جا جلوشان را می گیریم. از این دیگر نباید جلوتر بیایند. » ما ده نفر بودیم، ده تا تانک زدیم و برگشتیم . عراقی ها خیال کرده بودند از دور با خمپاره می زنندشان. تانک ها را گذاشتند و رفتند.

تانک دشمن سرش را انداخته پایین ، می آید جلو. نه آرپی جی هست، نه آرپی جی زن . یک نفر دولا دولا خودش را می رساند به تانک ، می پرد بالا ، یک نارنجک می اندازد توی تانک ، برمی گردد. دکتر خوش حال است. یادشان به خیر ؛ پنج نفر بودند. دیگر با دست خالی هم تانک می زدند.

وقتی کنسروها را پخش می کرد، گفت «دکتر گفته قوطی ها شو سالم نگه دارین. » بعد خودش پیداش شد، با کلی شمع . توی هر قوطی یک شمع گذاشتیم و محکمش کردیم که نیفتد. شب قوطی ها را فرستادیم روی اروند.عراقی ها فکر کرده بودند غواص است ، تا صبح آتش می ریختند.

بيشتر مي‌خواين؟ يه سر به سايت ساجد بزنين!.

يا علي.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 23:39 |

سال شمار زندگی شهید دکتر چمران

١٣١١ تولد در شهر (( قم ))

١٣١٢ مهاجرت به تهران

١٣١٨ شروع تحصيل در دبستان (( انتصاريه ))

١٣٢٤ ورود به دبيرستان (( دارالفنون ))

١٣٢٩ ادامه تحصيل در دبيرستان البرز

١٣٣٢ ورود به دانشگاه تهران ، دانشكده فنى ، رشته الكترومكانيك

١٣٣٦ اتمام تحصيلات

تدريس در دانشكده فنى ، دانشگاه تهران

١٣٣٧ اعزام به آمريكا با استفاده از بورس تحصيلى شاگردان ممتاز

آغاز تحصيلات فوق ليسانس ، دانشگاه تگزاس

١٣٤٠ پايان تحصيلات دوره فوق ليسانس ، آغاز تحصيلات دوره دكترا ، (( دانشگاه بركلى )) ، رشته فيزيك پلاسما

١٣٤١ قطع بورسيه تحصيلى به علت مبارزه سياسى عليه شاه

آغاز به كار دستيارى تحقيقات در دانشگاه بركلى

١٣٤٢ اخذ مدرك دكترا

١٣٤٣ آغاز به كار در مؤسسه تحقيقاتى (( بل ))

١٣٤٦ عزيمت به (( مصر ))

١٣٤٨ بازگشت دوباره به (( آمريكا ))

١٣٤٩ ورود به (( لبنان ))

١٣٥٢ تشكيل سازمان (( امل )) به فرماندهى او

١٣٥٧ پيروزى انقلاب و بازگشت به (( ايران ))

١٣٥٨ انتصاب به وزارت دفاع

١٣٥٩ انتصاب به عنوان نماينده امام خمينى در شوراى عالى دفاع ؛

انتخاب به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شوراى

اسلامى ؛ تشكيل ستاد جنگ هاى نامنظم

١٣٦٠ شهادت در دهلاويه

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 23:27 |

تفرقه افكنان از قبيل آخوندهاي جيره‌خوار و ملي‌گرايانِ بي خبر از اسلام و مصالح مسلمين را از خود برانيد كه ضرر اينان بر اسلام از ضرر جهانخواران كمتر نيست.

امام خميني (س)

 باز هم يه مقاله ديگه از خانم رجبي.

خلع لباس

نوشتن مطلب خطاب به مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت اصيل و وارسته تمام حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام، گام اول بود، و گام دوم نوشتن اين مقاله خطاب به دادگاه ويژه‌ي روحانيت است. دادگاهي كه براي رسيدگي به جرائم يا اتهامات دارندگان لباس روحاني تاسيس يافته، و دستور تاسيس اين نهاد مقدس از سوي حضرت امام سلام الله عليه صادر شده است. پيش از پرداختن به اصل مطلب، پرسش بنياديني را مطرح مي‌كنم كه: 

آيا به طور كلي و اساسي، مقصود و هدف متعالي آن مرجع و فقيه و رهبر جهان اسلام از تاسيس دادگاه ويژه، "حفظ و حراست از لباس مقدس روحانيت" نبود؟ اگر اين امر تعيين كننده مد نظر حضرتش نبود، و اگر آن امام بزرگ صرفاً محدود كردن رسيدگي به پرونده‌ي تخلفات و جرائم دارندگان لباس روحاني در "دادگاهي ويژه" در نظر داشت، مي‌توان آن حضرت را در دايره‌ي تنگ "صنف‌گرايي" ارزيابي كرد؟

اما بعد، دادگاه ويژه‌ي روحانيت در عمر خود خدمات بي‌شماري به امام صادق عليه‌السلام داشته و حوزه‌هاي جعفري عليه‌السلام را از لوث وجود بسياري از ناپاكان و ناصالحان پاك گردانيده است. اما اينك پرسش آن است كه چرا "پيرامون عمل حرام خاتمي" كه نخستين بار هم نبوده، اين چنين سكوت پيشه كرده است؟

آيا محاكمه‌ي "عبد... نوري" به جرم "ترويج حرام در اخلاق و رفتار و روزنامه‌ي تحت امر او، در راستاي حراست از "شريعت محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم" نبود؟ اين عمل مقدس و به جا، اگر ديگر دارندگان اين لباس را از تئوري‌پردازي و عمل خلاف شرع از طيف اصلاح‌طلبان به طور كامل باز نداشت، اما برگ زريني، در كارنامه دادگاه ويژه روحانيت به يادگار نهاد.

خلع لباس "يوسفي اشكوري"، كه با حضور ننگين خود در كنفرانس برلين، سبب وهن روحانيت شيعه به لحاظ تئوري و عمل گرديد، اقدام به جا و طلايي ديگري از سوي اين نهاد مقدس بود.

حال جامعه‌ي اسلامي و به خصوص مهد تشيع و سراي امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف – ايران اسلامي –  مانده است و معضل ويرانگر عمل "محمد خاتمي" در دست دادن با زنان در ايتاليا! يعني انجام يك "خلاف شرع بيّن از سوي اين دارنده لباس روحاني".

مطلب ديگر آن كه اين عمل، پس از ده سال ويرانگري تئوريك و برنامه‌سازي خانمان‌برانداز او برمبناي اصلاح‌طلبي دين‌ستيز و شريعت‌سوز، انجام گرفته است. يعني اگر همان دوران كه او فرياد زد: "اگر دين در مقابل آزادي بايستد در هم خواهد شكست" و با اين نعره دين‌ستيز، اراذل و اوباش را در 18 تير 78 براي براندازي به پرجمداري "مريم شانسي" به خيابان‌ها كشيد، دادگاه ويژه روحانيت وارد عمل مي‌شد، امروز اين فاجعه به انجام نمي‌رسيد.

آيا ترويج اخلاق‌ستيزي شريعت‌سوزانه "عبدالله نوري" در روزنامه‌اش، و حركت ننگين "يوسفي اشكوري" در حضور و سخنان بي‌مبنايش، از اعمال "محمد خاتمي" ننگين‌تر بوده است؟ بي‌گمان چنين نبوده و نيست. بالاتر آن كه اين فرد با منابع نامعلوم و البته هنگفت مالي با دوره‌گردي در جهان غرب، دستگاه معركه‌گيريش را با تفسير و تحليل اسلام امريكايي به نام "نظام اسلامي" به كار مي‌اندازد. بنابراين هم به لحاظ تئوريك كه مبنايي‌تر از فضاحت عمل حرام "محمد خاتمي" است و هم به دليل انجام اين "خلاف شرع بيّن" انتظار مي‌رود دادگاه ويژه نسبت به "خلع لباس" او وارد عمل شود. اين انتظار امت اسلام، ملت ايران و همه‌ي مدافعان روحانيت اصيل و وارسته است.

1386/03/29

 

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 17:41 |

تقويم را كه ورق مي‌زدم به اين تاريخ كه رسيدم يعني ۲۹خرداد چيز خاصي نديدم الا در گذشت دكتر شريعتي ... خدا ايشان را بيامرزد. اما من به اون اتفاق كاري ندارم! مطلبي كه من به آن مي‌خواهم اشاره كنم  شايد در تقويم وجود نداشته باشد اما در تاربخ پرشكوه انقلاب ايران ثبت شده است.

بيست و شش سال قبل در چنين روزي كه نه!! در چنين تاريخي يعني 29 /3/60 چون اون سال اين تاريخ روز جمعه بود! . نماينده امام (ره) در شوراي عالي دفاع و نماينده مردم تهران در مجلس و امام جمعه تهران يعني حضرت آيت الله خامنه‌اي در نماز جمعه ضمن سخناني چهره و ماهيت بني صدر را افشا كردند. از آن جهت كه اين سخنان سلاله پاك حسين بن علي (ع) به همراه اظهارات معظم له در مجلس زمينه ساز اقدام كينه توزانه منافقين در برابر روشنگريهاي ايشان شد. يعني سوء قصد به جان ايشان يك روز قبل از انفجار هفتم تير در حزب جمهوري اسلامي يعني ششم تير سال ۶۰، تروري كه درست است كه صدمات زيادي به ايشان وارد شد اما باعث شد ايشان روز بعد در جلسه حزب حضور نداشته باشند و در نتيجه به خيل شهداي آن جمع نپيوندند و سايه ايشان همچنان بر سر اين ملت باشد و اين تقدير الهي بود كه ايشان ذخيره‌اي براي بعد از حضرت روح الله (س) باشند. همچنين شباهت اتفاقات و نظرات سالهاي اولين انقلاب با زمان رياست جمهوري خاتمي و تخريب دولت مكتبي دكتر احمدي‌نژاد در اين دو سال من را بر آن داشت تا اين سخنان را به اطلاع شما برسانم اگر اين سخنان را شنيده‌ايد و يا خوانده‌ايد يك بار ديگر و اين بار با توجه به شباهت اتهامات سيّد ابوالحسن بني‌صدر به شهيد رجايي با اتهامات افراد نزديك به سيّد محمد خاتمي به دكتر محمود احمدي‌نژاد كه از جانب اكثر طرفداران ايشان با شهيد رجايي مقايسه مي‌شوند . چنانكه در اجتماعات با حضور بني صدر فقط بساط سوت و كف و هلهله -شيوه عمروعاص -  به راه بود و زمان خاتمي نيز. همچنين طرح افزايش اختيارات رياست جمهوري  خاتمي مانند اقدامات بني‌صدر.....  بخوانيد . و اگر قبلاً نخوانده‌ايد حتماً  متن اين سخنراني را بخوانيد. البته منظور من اين نيست كه خاتمي دقيقاً مثل بني‌صدر است و يا ......

"فرد در اين ميان هيچكاره است. ما با جريان مواجه هستيم نه با فرد. گناه فرد بخاطر اين بزرگ مي‌شود كه نمايندۀ جريان مي‌شود. همانطور كه امام فرمودند يك چنين جريان شكست خورد، نه يك فرد. مسألۀ آقاي بني‌صدر براي ملت ما يك مسألۀ ساده و روشن است. جريان انقلاب اسلامي بر مبناي اسلام شروع شد و همۀ شهادتها و احترامها به اشخاص به خاطر اسلام بود. و اين جريان نمي‌توانست تحمل كند كه براي قرآن و اسلام خون داده شود، تا كساني روي كار باشند كه نمي‌خواهند اسلام و قرآن در جامعه پياده شود. عيب نظام طاغوتي گذشته از لحاظ داخلي، تمركز همۀ قدرتها در شاه بود. شاه هم قوّه مقننه و هم قوّه مجريّه و هم نيروي نظامي را در اختيار داشت و اين به آن فساد بزرگ منجر شد كه ديديد بعد از پيروزي انقلاب و تدوين قانون طبق اسلام دستگاه قانون گذاري و قضايي و اجرايي با اختيارات قانوني تشكيل شد. و آقاي بني‌صدر بعد از انتخاب به رياست جمهوري رئيس قوّه مجريه و رئيس شوراي انقلاب يعني رئيس قوه مقننه موقت كشور هم شد. فرمانده نيروهاي مسلّح جمهوري اسلامي هم شد يعني سه جريان عظيم كه اداره كنندۀ امور كشورند در قبضه اقتدار بي‌قيد و شرط ايشان در آمد و پس از استقرار نهادهاي قانوني ايشان حاضر به سپردن هر نيرو بدست صاحبش نمي‌شد.آقاي بني‌صدر مي‌خواست مجلس و دولت در دست او باشد چون اين كار خلاف قانون اساسي بود و دولت و مجس حاضر به چنين كاري نشدند شروع به حمله به آنها و كوبيدنشان كرد و در مورد دستگاه قضايي هم چون، آقاي بني صدر نمي‌توانست ادعا كند كه بايد در اختيار وي باشد حملات و اتهامات خود را بر اين دستگاه از همه بيشتر كرد. فرستادن تلگراف به يك محكوم قضايي و يا شايع كردن مسألۀ شكنجه براي ضربه زدن به دستگاه قضايي بود. آقاي بني‌صدر مايل بود كشور ايران با انقلابي كه كرده است با شهدايي كه داده است به دوران سلطنت برگردد. آن روز شاه در رأس همۀ قوّه‌ها بود امروز ايشان باشد.ايشان با استفاده از قدرتهاي قانوني خود در شوراي انقلاب اختيارات بي‌شمار هم براي خودش درست كرده بود. اينها مطالبي است كه با سند و مدرك در اختيار مردم قرار خواهد گرفت تا مردم بدانند كه ايشان جامعه ما را به طرف ديكتاتوري مطلق مي‌برده است. علت مخالفت ايشان با اين خط و علت تهمت زدن ايشان به دولت و مجلس و دستگاه قضائي در همين يك نكته نهفته بود كه دولت و مجلس و دستگاه قضائي در اختيارشان باشد.جايز نيست كه اين نيروها در اختيار ايشان به اين شكل قرار بگيرد. زيرا در اين صورت دخالت مردم و شوراها چه حالتي خواهند داشت.و چون دستگاه قضائي و دولت و مجلس زير بار ايشان نمي‌رفت ايشان هر چه مي‌توانست مي‌گفت ايشان بارها براي اين كه اعتراض خودش را نسبت به دولت ابراز دارند، تكيه بر نابساماني وضع كشور مي‌كرد. برقطع اقتصادي و كاهش ذخيره‌هاي ارزي، بر اختيار واردات، بر تك عامل بودن صادرات كشور و اين فورمولهاي شناخته شده كه هر كس مي‌تواند بگويد. من يك سؤال دارم و آن اين كه مسؤول فلج اقتصادي اگر هست و آنچه كه آقاي بني‌صدر مي‌گفت، كيست؟ آقاي رجائي دولت خود را تقريباً 17 روز قبل از شروع جنگ تشكيل داد، در اين صورت هر چه آقاي بني صدر در مورد اقتصاد و غيره ايراد مي‌گرفتند مسؤولش خودشان بودند. به شما مي‌گويم و ملت ايران بدانند كه قبل از تشكيل دولت جديد مسؤول تمام امور كشور آقاي بني‌صدر و نزديكان ايشان بوده‌اند.وزارت اقتصاد و دارائي نزديك به يك سال در دست آقاي بني‌صدر بود. اگر وضع اقتصاد خراب است بايد آقاي بني‌صدر را مقصر دانست.نزديك به يك سال شما وزير اقتصاد كشور بوديد، چرا بايد اين چنين باشد؟ نزديك به يك سال دوست و دستيار نزديك شما رئيس كل بانك مركزي بود. چرا بايد وضع پول اين چنين باشد؟ و ذخيره‌هاي ارزي كم شود؟ نزديك به هفت ماه قبل از جنگ شما فرماندۀ كل قوا بوديد. چرا نيروهاي نظامي ما هنگام شروع جنگ نتوانست مقاومت كند؟ امام شما را در اول اسفند 1358 به فرماندهي كل قوا برگزيدند. در اول مهرماه 1359 يعني هفت ماه تمام بعد از فرماندهي كل قواي شما،‌ جنگ شروع شد. در اين هفت ماه شما چه مي‌كرديد؟ چرا ارتش را مرمت نكرديد؟ چرا نظامي‌ها را آموزش نداديد. آيا اينها را چه كسي مي‌بايست انجام مي‌داد به غير از آقاي بني‌صدر؟ چرا شما وقتي جنگ شروع مي‌شود و خرابي كار شما در هفت ماه گذشته آشكار مي‌شود، تقصيرها را به گردن اين و آن مي‌اندازيد؟ وقتي از ايشان مي‌پرسند چرا ارتش را سر و سامان نداده‌ايد مي‌گويد چون كسان ديگري در ارتش دخالت كرده‌اند. منظور ايشان دادگاههاي انقلاب در ارتش مي‌باشد.چون افراد متهّم به كودتا را دستگير كرده بودند، آقاي بني‌صدر توقع داشتند در ارتش عليه جمهوري اسلامي كودتا بشود و كودتاچيان آزاد گردند و دستگير نشوند؟ پس اين دادگاهها براي چه هستند؟ اگر اين دادگاه، دست توطئه گرها را باز بگذارد، آيندگان تُف به روي اين دست اندركاران نخواهند انداخت كه شما توطئه را كشف كرديد و عناصر را شناختيد اما محاكمه نكرديد؟نظاميان با شرف و افسران شجاع كه در حال دفاع از كشور خود هستند آيا زبان به اعتراض نخواهند گشود؟ آيا بين آن ارتشي كه صميمانه در جبهه فداكاري مي‌كند با آن كسي كه بر عليه اين جمهوري توطئه مي‌كند فرقي نيست؟آقاي بني‌صدر توقع داشتند كه در ارتش انسانهاي خوب و بد با هم برابر باشند. اين گناه بزرگي است. من سؤال مي‌كنم آقاي بني‌صدر، شما كه در اسفند 1358 فرماندۀ كل قوا شديد مگر چه كرده بوديد و چه كرديد؟ شما چگونه بوديد كه در پانزدهم اسفند طرح توطئه كودتا شروع شد؟ چرا قبل از آن نبود و چرا به مجرد اين كه پا در ارتش گذاشتيد، طرح كودتا ريخته شد پس مسؤول شما هستيد.اگر وضع اقتصاد خراب است مسؤولش آقاي بني‌صدر هستند كه وزير اقتصاد بودند. اگر وضع مملكت نا بسامان است مقصر آقاي بني‌صدر است كه رئيس شوراي انقلاب و رئيس هيئت وزيران بود. و اگر وضع بانكي و پول خراب است تقصير آقاي بني‌صدر است كه وابستگان ايشان در رأس بودند. اگر ارتش خراب است تقصيير آقاي بني‌صدر است با اينكه همه چيز در اختيارشان بود.و اگر عقب گردي در ميان است تقصير آقاي بني‌صدر است. آيا اين ناجوانمردانه نيست كه ايشان مصيبت براي كشور ببار بياورد و مسؤول فلج اقتصادي و نظامي كشور باشد و بجاي آنكه درصدد جبران و علاج بر بيايد چند نفر معيّن را زير سؤال قرار دهد و آنها را متهم كند و در اجتماعات بزرگ چهارده اسفند و هفده شهريور و در روزنامۀ انقلاب اسلامي سيل اين تهمتها را روا داشتند بي انصافي نبود؟ ما مي‌دانستيم اما زبانمان بسته بود.نكتۀ ديگر اين است كه امام به آن تكيه كرده‌اند، امام عقيده‌شان اين است كه يك جرياني كه به اسلام و پياده كردن قوانين اسلامي باور ندارد در كار مبارزه با خطّ اصلي انقلاب است. تمام افرادي كه اين خصوصيت را دارند زير پرچم آقاي بني‌صدر جمع شده‌اند و شما ببينيد مجاهدين طرفداران سياست شوروي در ايران كه به قول خودشان مسلمان افراطي كه به آمريكا مي‌گويند، هرگز آشتي نخواهيم كرد، و جبهۀ ملّي كه سرانش تا روزهاي آخر پيش از انقلاب طبق مدارك قطعي كه وجود داشته با واسطه‌هاي مطمئني مثل علي اميني در ارتباط بودند كه وابستگي آنها به آمريكا مشهور و مسلّم است زير چتر آقاي بني‌صدر در كنار هم قرار گرفتند. حزب رنجبران  كه معتقد به ايدئولوژي ماركسيستي و تفكر چيني و مائوئيستي است در كنار كساني قرار مي‌گيرد كه به عنوان سازمان طبقۀ كارگر در محور آقاي بني‌صدر قرار گرفته‌اند. چرا اين طور است و چه وجه مشتركي بين اين گروهها است؟ اين يك جرياني است كه مي‌خواهد با تمام قوا با حاكميّت اسلام مقابله كند و خود آقاي بني‌صدر  به خط اصلي انقلاب تمايلي ندارند و لذا دور او جمع مي‌شوند. آقاي بني‌صدر آماده بود كه آبروي جمهوري اسلامي را در دنيا ببرد و مصاحبه‌هاي ايشان اين را نشان مي‌دهد.ايشان با يك لحن فضاحت باري گفتند كه ديگر مردم ايران در صحنه نيستند، كه من از گفتن آن شرم دارم. و در مجلس خواهم گفت. آقاي بني‌صدر امام و اسلام را نشناخته‌اند و هيچ تعهدي احساس نمي‌كنند و به اين دليل شايعۀ شكنجه در تمام دنيا به زبان بني‌صدر منتشر شد، در حالي كه صليب سرخ جهاني اين مطلب را تكذيب كرد. آقاي بني‌صدر آيا شما به اسلام علاقه‌مند هستيد؟ در حالي كه آبروي اسلام را برديد؟ والله قسم كه اگر بگوييد انقلاب را دوست دارم دروغ مي‌گوييد.شما بارها نام اسلام را مي‌آوريد اما اين اسلام را بايد جست و جو كرد كه كدام اسلام است و آيا اسلام مستضعفين است يا اسلامي است كه در مقابل شرق و غرب رنگ باخته است و از فرهنگ غربي مايه گرفته؟ايشان با وجود اين همه خلافكاري – كه تا اين ساعت خلافكاريهايشان به مردم گفته نشده، هر وقت چيزي نوشته‌اند از مظلومّيت و حق بجانبي زائد خود دم زده. در نامه‌اي كه اخيراً منتشر كرده‌اند خود را به حسين بن علي u تشبيه كرده‌اند. من به ايشان مي‌گويم اين تشبيه غلطي است. امام حسين در مقابل يزيد ايستاد اما شما در مقابل اسلام ايستاديد شما در مقابل تنها انقلاب اصيلي كه نتيجۀ خون هزاران شهيد است ايستاده‌ايد. شما اگر مي‌خواهيد تشبيه كنيد، خود را با عبيدالله بن زياد مقايسه كنيد، وقتي كه نيروهاي مختار و نيروي مردم او را محاصره كردند.همچنين در مجلس به مورخه 30/3/60 فرمودند: اعلام مي‌كنم كه اين جانب آقاي بني‌صدر رئيس جمهور را داراي كفايت سياسي براي اشغال پست خطير رياست جمهوري نمي‌دانم... در اظهارات مخالفان طرح اصرار عجيبي شد كه اثبات عدم كفايت آقاي بني‌صدر را به يك دشمني شخصي با بني‌صدر يا به يك بحران حزبي وسياسي برگردانند و اين برخلاف واقع است. اين يك خصومت شخصي و يا جريان حزبي نيست؛ يك تكليف شرعي و مسؤوليت الهي است و پاسخ به يك خواست مردمي و عمومي است.اگر نگراني حفظ انقلاب و اسلام و لزوم اداءِ مسؤوليت نبود ما حاضر مي‌شديم آقاي بني‌صدر را با همۀ عيوب و اشكالات تحمل كنيم و اگر از مسؤوليت الهي نمي‌انديشيديم يقيناً نه آقاي بني‌صدر و شايد نه همين برادران، ما را به انحصار طلبي و قدرت گرائي و امثال اين تهمتهاي مبتذل و تكراري متهم نمي‌كردند... هيچ حمايتي از بني‌صدر ارزش واقعي و عملي حمايت امام از او را نداشت اما ديديد كه امام هنگامي كه پس از يك سال صبر و سكوت دردآلود، مشاهده كردند كه خط نفاق و ارتداد و كفر و استكبار سنگر محكمي در وجود آقاي بني‌صدر يافته است حمايت خود را از او سلب كردند و اين را براي خود تكليف دانستند... بخشي از نقشه‌هاي آنان اين بوده است كه پس از روي كار آمدن دولتي كه مجلس به آن متمايل است اما آقاي بني‌صدر او را نمي‌پسندد، با كارشكني و مخالفت خواني جلوي موفقّيت او را بگيرد تا بي‌آبرو و ساقط شود....آقاي بني‌صدر در مقام رياست جمهوري، سياست بازي را جانشين حقيقت گرائي كرد ... آقا سپس به مصاحبۀ بني‌صدر با مجلۀ لوماتن اشاره كرده و فرمودند كه بني‌صدر در آن مي‌گويد امام با واقعيت تماس مستقيم ندارد و در مصاحبه با ميدل ايست مي‌گويد قبلاً (يعني در دوران شاه) حداقل دورنمايي وجود داشت، دورنماي تمدن بزرگ، امروز حتي اين هم وجود ندارد.... ديگر از دلايل عدم كفايت سياسي بني‌صدر اخلال و شورش گري بني‌صدر و دعوت مكرر مردم به مقاومت در برابر نظم موجود، دارا بودن خصلتهاي منفي شخصيّتي از قبيل غرور و خود بزرگ بيني مقام پرستي و القاء آن به مردم است."منبع: كتاب غائله چهاردهم اسفند 1359 ، ظهور و سقوط ضد انقلاب - دادگستري جمهوري اسلامي ايران - چاپ 1364حالا شما بگوييد چه وجه مشتركي بين دوم خرداد و مشاركت و مجاهدين (انقلاب اسلامي - كه از آقاي هاشم آغاجري - توهين كننده به شيعه و تقليد از مراجع - حمايت كردند و از جانب مراجع و علما پسوند اسلامي آن حذف شد و بالتبع انقلاب آن هم بي معني خواهد بود.) و جبهه ملي و نهضت آزادي وجود دارد؟ عناصري كه تا ديروز در تمام پست ها حضور داشته و به چپاول اموال ملت مشغول بودند بعد از قطع شدن دستانشان به وسيله شاگرد ممتاز مكتب حضرت روح الله (س) با تمام توان همانند تواني كه قبل از انتخاب ايشان به رياست جمهوري براي رأي نياوردن ايشان خرج كرده بودند ، سعي در كتمان پيشرفت‌هاي فوق العاده، حاصل تلاش شبانه‌روزي و خستگي ناپذير رئيس جمهور انقلابي و هيئت دولت ايشان و تمام خدمتگزاران ايران اسلامي ظرف كمتر از دو سال دولت عدالت محور احمدي‌نژاد، كرده  و تمام خرابكاري هاي خودشان را به اين دولت نسبت مي‌دهند. نامه كاملاً سياسي ۵۷ نفر اقتصاددان! به رئيس جمهور را خوانديد. البته اين جماعت با گزارش  اقتصاددانان صندوق بين المللي پول و اشاره به 15 پيشرفت اقتصادي دولت ظرف كمتر از دو سال – نه شانزده سال گذشته آقايان – بدجور رسوا شدند.يادتان هست در ابتداي انتخاب آقاي خاتمي در يك جمعي كه جوانان مؤمن و انقلابي هم حضور داشتند كه تا آخر عمر دولت ايشان اگر نگوئيم اصلاً اما كاملاً بصورت كمرنگ و بالاجبار مانند راهپيمايي‌هاي روز 22 بهمن كه مجبور به تحمل ايشان بوديم ... بگذريم در آن جمع ايشان به كساني كه شعار مرگ بر آمريكا مي‌دادند گفتند نگوييد مرگ بر آمريكا ما براي كسي مرگ نمي‌خواهيم ( همون آمريكاي ملوس و ماماني! ، همون كه سالها با ما رفاقت كامل داره و بهترين دوست ماست! همون آمريكايي كه اومده بود طبس ببينه هوا چطوريه؟! همون كه هواپيماي مارو در 12 تير در آبهاي سرزميني خودمان با 290 مسافر نابود كرد. همان امريكاي حامي سر سخت اسرائيل . همان قاتلين مردم بي دفاع عراق و افغانستان. حالا واقعاً چرا بايد گفت مرگ بر آمريكا؟! خاتمي راست گفته شما هم نگيد يه وقتا!!!!! آفرين به شما!) .... چند وقت قبل هم كه شاهد ادعاي ايشان يعني در واقع شاهد تحريف كلام ماندگار امام كه فرمود: " اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود" بوديم.... خاتمي گفت ما خواهان نابودي كسي نيستيم.... البته از شما كه پنهاني در جهت خلع سلاح فرزندان انقلاب يعني حزب الله لبنان تلاش مي‌كرديد، بعيد نيست (نامه افشا شده از جانب خاتمي به بوش كه داوطلبانه حاضر به تعليق تمام فعاليتهاي هسته‌اي شده بود همچنين اعلام آمادگي براي قطع حمايت از مقاومت فلسطين ولبنان در برابر رژيم وحشي و تروريست صهيونيستي كرده بود) آرزوي صبر جزيل و جميل! براي بازماندگان كشته شدگان هلوكاست! اين افسانۀ ساخته ذهن صهيونيستها............ بگذريم بي‌خيال....

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 14:57 |

 

متن سخنراني رئيس جمهور مردمي و مكتبي‌امان را از سايت رجانيوز خواندم من كه خيلي كيف كردم دليل توفيق روز افزون ايشان بغير از پيمودن اين راهي كه ايشان در سخنانشان اشاره دارند نيست. شما هم اگر قبلاً اين سخنان را نشنيده‌ايد و يا نخوانده‌ايد حتماً بخوانيد.

مشروح سخنان رئيس‌جمهور در مؤسسه امام‌خميني 

همه‌ي مأموريت ما: دعوت به امام‌حق

اشاره: ساعت 9:10 صبح روز جمعه 25/3/86، رئيس جمهور دوشادوش آيت الله مصباح يزدي، وارد سالن همايشهاي مؤسسه آموزشي- پژوهشي امام خميني (ره) گرديد. مؤسسه اي كه سابقه آن به گفته حجت الاسلام دكتر سقاي بي ريا (دبير انجمن فارغ التحصيلان مؤسسه و مشاور رئيس جمهور در امور روحانيت)، به قبل از انقلاب با مؤسسه در راه حق و پس از آن مؤسسه باقرالعلوم باز مي گردد. حمايتهاي امام راحل (ره) از مؤسسه و امر ايشان به آيت الله مصباح براي توسعه مؤسسه در كنار پشتيباني مقام معظم رهبري پس از رحلت ملكوتي امام (ره)، شكل دهنده چنين بناي عظيم فكري و انساني بوده است.

رئيس جمهور در حالي پس از يك ساعت جلسه با آيت الله مصباح، براي سخنراني در چهاردهمين نشست انجمن فارغ التحصيلان مؤسسه، حاضر شد كه مجري برنامه چندين بار مجبور شد، زمان آغاز سخنراني احمدي نژاد را به دليل اطاله جلسه در طبقه فوقاني تمديد كند. با اين حال رئيس جمهور سرانجام در معيت آيت الله مصباح پا به سالن گذاشت و در كنار استاندار قم، استاندار لرستان، ميرمحمدي و آشتياني نمايندگان قم و آيت الله علم الهدي (ديگر سخنران مدعو همايش)، به يكي از صندلي هاي رديف اول تكيه زد.

مجري برنامه با ذكر يكي از سخنان رهبري در شكرگزاري از خدا به جهت استقرار دولت كار و خدمت به استقبال سخنان رئيس جمهور رفت و دانش آموختگان حاضر با شعارهايي نظير: منادي عدل علي، حمايتت مي كنيم/ احمدي دلاور، پيرو امر رهبر/ قهرمان هسته اي حمايتت مي كنيم و...

 

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية و النصر واجعلنا من خير اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

 

خدای بزرگ را سپاسگزار و با همه وجو شاکرم که امروز در خدمت شما عزیزان مي باشم. خدا را به واسطه وجود شما و این مؤسسه و برکاتش سپاس می گویم. به حمد و فضل الهی و برکت وجود آيت الله مصباح و یارانشان، امروز اين مؤسسه از بابرکت ترین و مؤثرترین مؤسساتی است که در جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی برپا شده است. نوع نگاه و عمق نگاه به مسائل و دقت در اولویت بندی رسیدگی به مسائل از ویژگیهای ممتاز کاري است که اینجا انجام می شود.

 

فارغ التحصیلان عالم، متعهد، آشنا به مسائل روز ایران و جهان حاصل کار این مدرسه است و از این بابت خدا را سپاسگزارم و می خواهم این توفیق را عنايت فرمايد که از این ظرفیت و توانمندی و فرصت حداکثر بهره را ببریم.

 

شما از من به نكاتي كه عرض خواهم كرد، آشناتر هستید. اما 2، 3 نکته از بابت درس پس دادن به عنوان کسی که پای درس منابر نشسته می خواهم عرض کنم تا ببینیم یک نفر که پای منبر نشسته چقدر درست و چقدر نادرست مطالب را فرا می گیرد؟!

 

قبل از آن لازم است اشاره ای به حادثه سامرا در ایام فاطمیه و هجوم مجدد داشته باشیم. در نگاه اینها اولاً به دنبال ایجاد فتنه و اختلاف در جامعه اسلامی هستند تصور می کنند با این اقدامات، کینه ها و درگیریها را تشدید کرده مسلمانان را به جان هم می اندزند و فرصتی برای سیطره خود می یابند آنها از اینکه دوباره سیطره گذشته را به مسلمانان پیدا کنند تقریباً مأیوسند و در اعماق وجودشان یأس رخنه کرده است.

 

در حال حاضر، بیشتر دنبال نجات خود هستند. دعوا بیاندازند از این مهلکه فرار کنند. ظاهر قضیه این است که دماغ پرباد و امپراتوری را دارند اما اینها بازي بازيگران قهار است. حتی دوره می بینند که چگونه بازی کنند. آنجا که به شدت ترسیدند، چهره شجاع و مسلط به خود بگیرند. این از ویژگی های بازیگریشان است. ولی آن قدر که ما اطلاع داریم، ترسیده اند.

 

پشت پرده موضوع دیگری هم هست و آنچه درونشان است بیرون میریزند. اين عده با تمام وجود با اصل خدا پرستی و عدالت و ارزش های متعالی و حقیقت و پرچمدار حقیقت در عصر ما دشمن اند. با او دشمن اند، و الا دلیلی ندارد، سامرا زائر چندانی به دلیل ناامنی ندارد خصوصاً بعد از تخریب سال گذشته زائری ندارد اما دلهای بشر آنجا می رود و پرواز می کند. آنها به دنبال انتقام کشیدن از کسی هستند که شریعت به او نوید می دهد. دستشان به فضل خدا به او نمی رسد. ناراحتیم با چشمان اشکبار كه عده ای این قدر سقوط کنند که سایه حقیقت را با خمپاره بزنند از آن طرف هم بشارت به ما می رسد که مستأصلند و به آخر خط رسیده اند و نوید می دهد که اینگونه نمی تواند ادامه پیدا کند بالاخره باید گوشمالی شوند و انشاءالله خواهند شد.

 

اما عرضی که من خدمتتان دارم در قالب 2 سؤال است. سئوال اول این است: این خلقت برای چه برپا شده است؟ آسمانها و زمین و کرات و خلق انسانها و ارسال رسل و... برای چیست؟ آیا همه برای این است که همینطور که امروز زندگی می کنیم زندگی کنیم؟ یا همین سرنوشتی که بشر تا امروز داشته قدری بالاتر و پایین تر ادامه دهد؟ آیا فقط همین است؟ این که نه مایه افتخار است، نه مایه سعادت است، نه کمال محسوب می شود. البته انسانهایی به کمال رسیده و می رسند. افرادی قله هاي کمال را عبور کرده اند اما جامعه بشری و انسانی تا بحال چه دیده است؟ هنوز اتفاقی نیفتاده، چه کسی دراین دنیا طعم شیرین حیات طیبه و زندگی سعادتمند را چشیده است؟ عده قلیلي چشیدند اما خدا عالم را فقط برای عده قلیل خلق کرده است؟ پیامبران آمدند چند صباحی شیریني را به کام عده ای بچشانند و تمام شود؟ اگر اینطور باشد عبث است.

 

هنوز اتفاقی در عالم رخ نداده است اینکه فرموند سخر لکم ما فی السموات و ما فی الارض؟ کجا الآن آسمان و زمین و آنچه در اوست در تسخیر انسان است؟ هنوز بشر به معنای عموم بشر، نچشیده است. در تمام زمینه ها چه کسی در تمام دنیا طعم اخلاق کامل و فاضله را چشیده است؟ حتی در مدینه النبي(ص) هم عده قلیلي چشیدند. در همان جنگ خندق عده ای در مدینه علیه پیامبر بودند.

 

به لحاظ علمی هم همینطور است. با همه تعاریف و ادعاها چه می فهمیم در آسمانها و در همین زمین چه می گذرد؟ بشر از استعدادهای خود استفاده چندانی نکرده است. باید اتفاق مهمی در عالم بیفتد. اگر نیفتد این همه تلاشها فایده ای ندارد. آن اتفاق آنقدر مهم است که همه بساط را خداوند برای آن خلق کرده و فرمود: اگر از عمر دنیا یک روز بیشتر نمانده باشد باید آنقدر طولانی شود که آن اتفاق بیفتد و الا بي حاصل است.

 

مگر نه اینکه امام واسطه فیض الهی است؟ خود این عالم فیض هست یا نه؟ این عالم بر وجود امام قائم است. باید آن اتفاق بیفتد و آنقدر هم مهم و زیباست که همه پیامبران و ائمه (ع) به آن بشارت دادند و تلاش کردند بشر را به سمت آن جلو ببرند. تمام آفرینش و قوانین حاکم بر عالم برای این است که بشر را به آن نقطه سوق دهد و معلوم شود که خدا چه خلقي کرد و به آن مباهات کرد؟

 

آنجا استعدادها شکوفا می شود. فرمودند آن روز عقلها کامل می شوند. عقل كه کامل شود و زندگی چقدر شیرین است؟ گمانم این است کل بشر حتی از 10درصد نعمت عقل استفاده نکرده است. عقلها کامل و سپس جاری می شوند. چشم ها باز و بینا می شود. چه خبر است در عالم و چه می گذرد؟ ممکن است عده قلیلی بدانند و پرده هایی کنار رفته باشد اما عموم بشر چه می دانند؟ امام (ره) فرمودند: عالم پر از هیاهوست. پرده ها کنار می رود. می بینی همه چیز در حال گفتن لا اله الا الله و سبحان الله است. ما هنوز ابتدای کاریم که باید استدلال کنیم عدالت به نفع و مایه سعادت جامعه است. گوشها برای دریافت حقایق باز می شود و زمین ذخایرش را به بشر عرضه می کند چه خبر است الآن؟ تا 2 تا آدم زیاد می شود، بر خلاف آموزه های دینی، ای وای فقر می آید و... برای اینکه ذخایر زمین عرضه نشده است. اینهمه معادن و نفت و... هنوز ...

 

همه علومی که انسان قبل از آن اتفاق بزرگ فرا می گیرد فقط یک جزيي ازعلوم است. یعنی همه راهی که آمدیم و تا آن روز می رويم تازه پله اولیم. همه عالم در مسیر تحقق آن اتفاق بزرگ است و هرکسی در مسیر تحقق آن حرکت کند ماندگار است و در مسیر صراط مستقیم است اما هرکسی خارج از این مسیر باشد، هرجا می خواهد باشد، اصلاً مهم نیست کجاست؟ کسی که روز عاشورا دعوت امام حسین(ع) را می شنود و اجابت نمی کند اصلاً مهم نیست کجاست؟ مشغول نماز شب و روزه است يا فسق و فجور؟ در مسیر نیستی و انحطاط قرار گرفته است.

 

همه تلاشها باید در مسیر تحقق آن آرمان بلند باشد و مجاهدت های ماندگار آن است که در این مسیر باشد. درس خواندن، جنگیدن، کار اقتصادی و ... اگر متصل به این صراط باشد می ماند و الا ارزشی ندارد. هزارسال نماز شب خواندن خیلی برکت دارد به شرط اینکه در مسیر باشد وگرنه هرچه گاز بدهد دورتر می شود.

 

سئوال دوم این است که در این دوران وظیفه ما چیست؟ وظیفه یک عالم حقیقت بین چیست؟ اگر همه رسالت عالِم را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن چیست؟ اخلاق مردم را درست کنیم؟ مردم را متشرع کنیم؟ جامعه را اصلاح کنیم؟ همه  اينها درست است اما آیا همه مطلب این است؟ اینها را برای چه درست کنیم؟ همه مسئولیت ما در یک کلمه خلاصه می شود؟ دعوت مردم به امام حقدعوت مردم به آن حقیقت. هرکاری انجام می دهیم موقعی ارزش و تأثیري در حرکت عمومی بشر دارد که متصل به آن باشد. غیر از اين چیزی وجود ندارد. آیا کسی مدعی است از خودش چیزی و حقیقتی دارد؟ کسانی که این ادعا را دارند همین ادعایشان نشان می دهد بهره ای از حقیقت نبرده اند.

 

کيست که با امام آشنا شود و غیر امام را انتخاب کند؟ عده قلیلی هستند که بر دلهایشان مُهر خورده و سیاه شده اما عموم بشریت اینگونه نیست. در دنیا راه بیافتیم در بودایی ها، حتی همان بی دینها، اگر تصویر روشنی از امام ارائه دهیم منقلب می شوند. مگر می شود کسی با آن حقیقت آشنا شود و به دیگري دل ببندد؟ اگر همه ما در طول این 1200 سال (پس از غيبت)، پر از این «حس» بودیم و هر کسی هرجا صحبت می کرد، در عمل واندیشه و تصمیم گیری و کلامش مردم را به امام دعوت می کرد چه اتفاقی می افتاد؟

 

بعضی از شما بیرون کشور می روید و می بینيد، داخل کشور هم همینطور است خواسته ی مردم گاهی بدون اینکه خودشان بدانند، امام است. چون کانون خوبیها و زیبائیهاست. گمشده بشریت است. اگرچنین فضایی درست کنیم ديگر نمی گوييم که چرا فلان مشکل حل نشد؟ امروز می خواهیم اقتصاد کشور را درست کنیم، جز برای گل رخسار آن عزیز؟ براي اینکه ما را یک قدم به او نزدیک کند، اقتصادی که مورد رضایت او باشد، فرهنگی که مورد رضایت او باشد، آنچه را او می خواهد بیاورد. اصلاً اگر انجا را هدفگیری نکنیم راه گم می شود. می شناسیم آدمهایی که 60، 70، 100 سال زحمت کشیدند، صدها کتاب همه شاید تألیف کرده باشند اما سرانجام در شنزار رفته اند.

 

قدری معمولی تر از جنس کارهای خودمان با شما صحبت کنم. چقدر برخی دغدغه دارند در تهاجم فرهنگی دشمن یک سری از جوانان ما دارند می ریزند؟ چگونه و با چه ابزاری می خواهید جلوگیری کنید؟ با سخنرانی؟ بله لازم است. نصیحت؟ بله لازم است. ارشاد؟ بله لازم است. ولی همه اینها چه وقتی اثردارد؟ وقتی در آن راستا باشد. مگر می شود جوانی با امام آشنا شود و چیزی که مورد رضایت آن امام نیست را بپسندد؟ تقریباً محال است نمی گویم محال است، بهرحال انسان در معرض است.

 

اگر بخواهیم همه مأموریت خود را در یک کلمه خلاصه کنیم دعوت به امام است. هرکاری کردیم اگر در متن کارش دعوت به امام بود، کار درست است و می ماند اگر دعوت به امام نبود نمی دانم چه در آن هست؟ نمی گویم معارفي منتقل نمی شود، باید بشود و می شود اما اگر روح معارف دعوت به امام نباشد، مثل چیزهای دیگر فرق نمی کند فرقی نمی کند طرف چه بخواند؟

 

می خواهم بشارتی هم به شما بدهم. به فضل الهی دنیا در آستانه تحولی عظیم است. آنقدر نشانه هایش آشکار است که کسی نخواهد ببنید باید چشمها را ببندد و یک چیزی هم روی آن ببندد!

 

به سرعت مردم دارند از چهره عالم بیزار می شوند. حتی از رئیس جبهه استکبار هم اوضاع را بپرسی، راضی نیست. هیچ کسی راضی نیست. چه باید بشود که درست شود؟ پاکی، خداپرستی، محبت و عدالت باید حاکم شود. انسانهای صالح زمام امور جوامع را بدست بگیرند. اینها همین حرفهای ماست. مطالبه ای در عالم دارد شکل می گیرد که باید به آن پاسخ درست بدهیم. پاسخ درستش همان دعوت به امام است والا راه را گم می کنند. دوباره شیاطین و شیادان می آیند ملتها و جوامع را منحرف می کنند.

 

یکی از رؤسای جمهوری آمریکای لاتین می گفت: ما 10 شبکه تلویزیونی داریم که 9 تا از آنها دست رؤسای رسانه ای استکبار است و یکی دست ماست. بیاید از این يك شبکه اندیشه هایی که در اسلام و کشور شما جاری است به مردم معرفی کنید. گوينده اين سخن يك رئیس جمهور است. با علمای سودان هم جلسه داشتیم. آنجا جامعه و دانشگاه دارند. من راجع به وجود مقدس پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) سخنرانی کردم و یک نگاهی به مسائل امروز دنیا داشتم. صحبت من تمام شد. سرپرست آن گروه بخشي از صحبت های ما را گويي یادداشت کرده بود. شروع به خواندن كرد، وقتي تمام شد از آنها پرسید آیا اسلام جز این حرفهاست؟ معلوم بود در خودشان قبلاً بحث هایی داشتند. گفتند: لا والله.

 

باید این مطالبه را پاسخ دهیم و پاسخش همین جا باید تنظیم شود. کسانی باید پاسخ دهند که از سرچشمه اهل بیت(ع) پاسخ بگیرند. تحولات خیلی سریعتر از تصور ما در حال اتفاق است. گاهی انسان یک حرفهایی می زند عده ای تمسخر می کنند چون اعتقادی ندارند. كاملاً واضح و روشن است که یک دستی، عالم را مدیریت می کند و جلو می برد. حوادث عالم شتاب گرفته است. خیلی تندتر از آن چیزی که فکرش را کنیم. با آقایی صحبت می کردیم گفت نمی دانیم! شاید تا 500سال، 1000 سال دیگر ظهور اتفاق بيفتد. گفتم: از کجا می گویی؟ اگر دلهای مردم متحول شد و همین امروز خواستند، آیا خدا دریغ می کند. امروز بشریت واقعاً بخواهد عوض شود. مگر عوض شدن دلها مقدمه عوض شدن شرایط بیرونی نیست؟

 

اتفاقاتی دارد در عالم می افتد و بنده به عنوان دیده بانی که می بینم خدمت شما فرماندهان و اهل اندیشه و دلسوزان عرض می کنم. سرعت خیلی زیاد است. باید پاسخ دهیم. باید از نعمت وجود امثال آیت الله مصباح تا جاييكه ممكن است، استفاده کنیم. ما هم به عنوان دولت در خدمتیم و تلاش می کنیم.

 

در این دعوت نقطه ای که باید مورد خطاب ما باشد دلهای مردم است. اگر استدلال می کنیم باید با اين هدف باشد که دلها تکان بخورد اگر اینگونه نشد، خوب است افرادی قانع می شوند و ممکن است حرفهای ما را هم تکرار کنند اما در بیرون اتفاقي نمی افتد. نه اینکه حوادث رخ نمي دهد، چنگیز می رود و جایش اسکندر می آید و... اما اینها، آن اتفاق بزرگ نیستند. اتفاق بزرگ موقعی است که همه در صراط بیایند. صراطی که به آن نقطه نورانی منتهی شود و این وقتی است که دلها حرکت کند و موقعی دل تأثیر می پذیرد که از دل برخیزد. پشتوانه ای در درون انسان و اتصالی به آسمان داشته باشد والا چقدر آدم داشتیم؟ مثالی است که روی منبرها مي گويند، کسی منع سیگار كند که خودش سیگاری قهار باشد تقریباً اثر ندارد. اگر از جنس درست باشد با یک جمله انقلاب ایجاد می کند.

 

الگوی ما کیست؟ وجود نازنین پیامبر گرامی اسلام(ص)، ائمه طاهرین (ع). اینها  مي خواستند، کسی را به مسیر هدایت کنند، با یک جمله، یک نگاه یک تلنگر، فطرتش بیدار می شد. مخاطب باید دل باشد گرچه همه تجهیزات لازم است و از نظر استدلال و علم و معرفت بايد در حد اعلا باشد اما روح بايد تکان بخورد.

 

خدا را سپاسگزارم که همگی اهل این مباحث هستید و به این عشق می سوزید و کار می کنید. روح حرکت این مؤسسه و برکات مترتب بر آن به دنبال حاکمیت امام معصوم و انسان کامل و خورشید عالم تاب است.

 

به سهم خودم از همه زحمتهایی که در این مسیر و بخصوص در این کانون، انجام می شود، تشکر می کنم و از خداوند می خواهم آن روز را هرچه زودتر جلو بیاندازد. دلها را متوجه امام کند و دعای امام را در حق عالم مستجاب کند که در صدر دعایشان همان اتفاق بزرگ است و خودشان مشکلات بشریت را چاره کنند.  چاره بشریت همان اتفاق بزرگ است.

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 12:58 |
آجرك الله بقيةالله

گر روزي گيرند نوار قلب مــرا ، ضربان قلب من گويد يـــــــــا زهــــــــرا

شهادت بانوي دوعالم دخت نبوت همسر ولايت و مادر امامت عصمة الله الاعظم، صديقه طاهره فاطمة الزهرا را به ولي عصر (عج) و نايب برحقش امام خامنه‌اي و شيعيان و رهروان راه ولايت تسليت عرض مي‌كنم.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 3:49 |

اينجا ايران است .......

سرزمين لاله‌هاي خونين.

اينجا تهران است......... شهر شور و شعور.

اينجا تهرانسر است، شهرك پاسداران. مسجد النبي (ص)

اين تصاوير مربوط به شهداي گمنامي است كه قرار است در پارك گلريز به خاك سپرده شوند. فردا ۹ صبح از مسجد جامع تهرانسر به سمت پارك گلريز تشييع مي‌شوند پنج شهيد بزرگوار گمنام كه زائرشان زهراي مرضيه است... شهرك ما فقط اين شهيدان را كم داشت، شهركي كه پر است از خانواده‌هاي معظم شهدا چه شهدايي كه جانشان را در جنگ فدا كردند چه شهدايي كه در دفاع از مردم در برابر اشرار و سوداگران مرگ در خون خود غلطيدند.

بگذريم كه بعد از كلي مخالفت و كارشكني. توانستند موافقت براي تدفين  اين شهيدان عزيز در اين مكان بگيرند.

اين عكسها را هم دوست بسيار خوبم آقارضاي گل  گرفتند. در مورد كيفيت عكسها هم بايد ببخشيد  غير از اين كه عكسها با موبايل گرفته شده من به علت داشتن محدوديت حجم فايل براي آپلودمجبور به كاهش حجم عكس ها و در نتيجه كيفيت آن شدم.

 

اين سردار عزيز را كه مي‌شناسيد، سردار مير فيصل باقرزاده. اين آقايي هم كه دارد با ايشان بحث مي‌كند مخالف سر سخت خاكسپاري اين شهيدان در اين مكان است. بقيه اين افراد هم حاميان سردار و خواهان دفن شهدا در اين مكان هستند.

براي شادي ارواح طيبه شهدا خصوصاً اين پنج شهيد گمنام صلوات بفرستيد.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 1:19 |

دفعه قبل يك مقاله از خانم رجبي اينجا قرار دادم و گفتم جانا سخن از زبان ما مي‌گويي. بعد از اون هم در وبلاگ يك دوست خوب و همراه هميشگي وبلاگم "مسيح المسايح "يكيادداشت گذاشتم درباره موضع گيري روزنامه كيهان كه يك خط قرمزي براي خود ساخته اند و از آن عبور نمي‌كنند كه اين خط قرمز روحانيت است. حتي اگر آن روحاني، روحاني‌نمايي مثل خاتمي باشد. و به آن اعتراض كرده بودم. حالا مقاله‌اي از خانم رجبي بخوانيد كه باز هم حرف دل مرا زده است.

سرداران بنويسيد ! 1386/03/26  

الف - نوشته‌ام را آغاز مي‌كنم با اين افتخار كه بر خاك پاك همه‌ي سرداران اسلام، از حمزه سيدالشهدا عليه‌السلام تا حضرت ابالفضل العباس سلام الله عليه، و از باكري‌ها و زين‌الدين‌ها تا فضلي‌ها و كوثري‌ها و همه‌ي نام‌آوران گمنام و شهداي زنده‌ي انقلاب شكوهمند اسلامي سر تعظيم فرود آورده و آن را مايه‌ي بصيرت چشمانم مي‌دانم. چه سرداراني از روحانيت وارسته باشند يا ارتش غيور و قهرمان، چه از جرگه‌ي سپاهيان حميني سلام الله عليه باشند و يا بسيج، اين لشكر مخلص الهي !  

ب - دست‌اندركاران محترم كيهان، خود مي‌دانند چرا براي نوشته‌اي كه خطاب به آن‌هاست عنوان سرداران بنويسيد را برگزيده‌ام. 

اما سخن اصلي: 

1. صاحبان قلم! يك ملت منتظر آن است كه "بنويسيد"!  بنويسيد، شفاف و صريح و رسا و گويا، بدون توجيه و تفسير. بنويسيد از عمل حرام خاتمي، اين دارنده‌ي لباس روحانيت در ايتاليا. 

2. مؤمنان در انتظارند كه شما بنويسيد. اين بار صريح و قاطع! اين بار كه مسأله‌ به اصول‌گرايان مجلس با عملكرد حزب‌گرايانه، بيعت‌ها و دست‌بوسي‌ها مكرر با هاشمي، و هماهنگي و همدلي اقليت و اكثريت در كارشناسي‌هاي پي در پي، با تاييد و ذوق و اشتياق اصلاح‌طلبي برانداز، مربوط نيست. 

3. مردم به ستوه آمده‌ از "رذيلت‌سالاري گذشته" انتظار دارند كه بنويسيد، بدون خط‌ كشي و مرزبندي‌هايي از نوع آنچه براي "هاشمي و خاندانش"، "هاشمي و مديرانش"، "هاشمي و حزب كارگزارانش"، "هاشمي و مريدانش" داريد، بنويسيد! 

4. آگاهان دردمند به اين اميدند كه شما بنويسيد. بنويسيد اما نه با چشم‌پوشي‌هايي از جنس مصلحت‌گرايي، نسبت به تحريف‌گري‌ها و بدعتگزاري‌هاي هاشمي در مورد قرآن كريم يا ابراز عقيده‌ي فاجعه‌بارش نسبت به اميرمؤمنان عليه‌السلام! 

5. خواص منتظرند تا شما بنويسيد! اما نه با غمض عيني كه نسبت به نظاميان مستعفي داريد. مثلاً ضرغامي در مديريت خودكامه‌اش بر صداوسيماي ملي تا مرز بروز بيماري آقاي دوربيني در او، و ميدان‌دهي به اپوزيسيون با عبور از زنده‌كردن چهره‌هاي محكوم و منفور چون جلايي‌پور و ... و سانسور بيانات مقام معظم ولايت، و تبليغات سياسي براي هم‌قطارانش، و تضعيف و تخريب اقدامات و اعتقادات دولت، و بسترسازي عملي در ابتذال‌گرايي بي‌سابقه كه اشاراتي ضعيف در "حرف‌هاي مردم" شما هم دارد. و قالي‌باف در شهرداري الگوگرفته‌ي نعل به نعل از "كرباسچي" و تفكر و رفتار اصلاح‌طلبي ديكتاتورمنش، خانواده‌سالاري از نوع هاشمي، حيف و ميل بيت‌المال براي تبليغات سياسي از نوع خاتمي، و جمع شدن در حلقه‌ي كارگزاران و مشاركت از نوع اصول‌گرايي اصلاح‌طلب! و "طلايي" كه ابتكار طلايي‌اش را در نخستين گام با يك مصاحبه‌ي مشترك با معصومه ابتكار برداشت.

6. انبوه جوانان از نسل سوم در انتظارند تا تا شما بنويسيد، نه مطلبي را كه به همدلي و همگرايي عسگراولادي و سازمان نامشروع مجاهدين مربوط نيست، و به تجمع احزاب راست و چپ در تقابل با گفتمان مهدوي عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف ارتباط ندارد، و از روشنفكري بي‌حدو حصر جناح راست، به ويژه در "فمينيسم خبر نمي‌دهد كه حلقه‌زدن آن‌ها را بر گرد هاشمي موجب آن شده است. 

7. آگاهان سياسي، به ويژه خوانندگان هميشگي كيهان منتظرند كه اگر به مصلحت‌ نيست تا به سنجش ميان رفتارهاي احمدي‌نژاد با خاتمي و هاشمي در رياست‌جمهوري بپردازيد، و اگر منطقي و مستدل نيست تا سفر به سمنان هاشمي و احمدي‌نژاد را در مقايسه ارزيابي كنيد، حداقل چند سطر از مطالب سرمقاله‌ي آن روز كيهان با مديريت مهدي نصيري را پيرامون سفر هاشمي به سمنان چاپ مكرر نماييد. فقط سطرهايي كه از تزئين پرهزينه‌ي شهر سمنان خبر مي‌داد، بردن چمن‌هاي آماده از تهران و كاشتن آن در ميادين آن شهر، ...  براي ورود سردار خودساخته‌ي سازندگي! 

8. بالاخره انتظار و توقع به حق مردم، با هر عقيده و ديدگاه و سليقه آن است كه شما، اين بار از شريعت‌سوزي خاتمي، بدون مرزبندي موهوم و مصلحت‌انديشي‌هاي غيرمنطقي بنويسيد. نه آنگونه كه "خاتمي را در دست‌دادن با زنان ايتاليا، نسبت به اطرافيانش هشدار دهيد؟!" و نه با تفسير و كنايه به اطلاعيه‌ي دفتر گفت‌وگوي تمدن‌هاي او كه راهي جز طي طريق مهاجراني ندارد. و نه به صورتي كه گويا "دست‌هاي صادق خرازي از آستين خاتمي بيرون آمده و آن عمل حرام را انجام داده است." بنويسيد كه: 

جان ملت از اعمال اين تعداد دارندگان لباس روحاني انديشه‌سوز و شريعت‌ستيز، سال‌هاست به لب آمده، بنويسيد كه: هزينه‌ي سرسام‌آور سفرهاي زنجيره‌اي اين دارندگان لباس به غرب بدون در نظر گرفتن اين اعمال پرداخته نمي‌شود. هزينه‌اي كه منابع هنگفت آن كماكان نامعلوم است. بنويسيد كه ساحت مقدس روحانيت با تئوري و عمل فردي و خانوادگي اين افراد سال‌هاست مورد هجمه و خدشه واقع گرديده است. 

بنويسيد تا مردم بدانند اگر نه به فرموده‌ي شهيد مدرس "سياستمان عين ديانتمان" نيست، اما مانند مسيح آن كارگزار قيصر هم، "ديانتمان عين سياستمان" نمي‌باشد. بنويسيد تا مردم بدانند "حداقلي از ترجيح ديانت بر مصلحت و سياست" در قلم‌هاي متعهد طراوش دارد. 

سرداران بنويسيد و مطمئن باشيد پيام شهيد مظلوم بهشتي را مبنا و فرجامي هست كه: "بهشت را به بها مي‌دهند و نه به بهانه"!  

+ نوشته شده توسط مهدي در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 23:44 |

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مناسبت ارتحال فقیه مجاهد مرحوم مغفور حضرت آیت‌الله فاضل‌ لنكرانی

بسم‌ الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

با تأسف و تأثر فراوان از ارتحال فقیه مجاهد مرحوم مغفور حضرت آیت‌الله آقای فاضل‌لنكرانی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه اطلاع یافتم.

این ضایعه‌ئی سنگین برای حوزه‌ی علمیه‌ و ملت شریف ایران است.

حوزه‌ی علمیه یكی از اسطوانه‌های علمی و تحقیقی و یكی از استادان برجسته‌ی خود، و ملت ایران یكی از مراجع تقلید انقلابی و بیدار و پرتحرك خود را از دست داد. ایشان در سالهای طولانیِ دوران اختناق در شمار برجستگانی از حوزه‌ی علمیه‌ی قم بودند كه در میدانهای گوناگون مبارزات حضور داشته و رنج تبعید را به جان خریدند، و پس از پیروزی انقلاب از جمله‌ی روحانیون نامداری بودند كه نقشهای مهمی در همه‌ی موارد حساس ایفاء نمودند. رحمت خدا بر ایشان باد.

اینجانب این مصیبت بزرگ را به حضرت بقیه‌الله ارواحنافداه و به مراجع عظام و علمای اعلام و فضلاء و طلاب حوزه‌ی مباركه و به عموم ملت ایران تسلیت میگویم. همچنین به خانواده‌ی مكرّم و آقازادگان ارجمند و دیگر بازماندگان و منسوبان ایشان عرض تسلیت كرده، تسلّا و صبر آنان را از خداوند متعال مسألت مینمایم.

والسلام علی عبادالله الصالحین
سیّدعلی خامنه‌ای
26/
خرداد/1386

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 22:35 |

انا لله و انا اليه راجعون

 

آيت الله فاضل لنكراني به ديار حق شتافت

رسا، سرويس سياسي ـ حضرت آيت الله فاضل لنكراني از مراجع عظام تقليد قم، ساعتي پيش به ديار باقي شتافت.


 به گزارش خبرنگار  خبرگزاري رسا،حضرت آيت الله محمد فاضل لنكراني از مراجع عظام تقليد قم، ساعتي پيش دعوت حق را لبيک گفت.
بر اساس اين گزارش،حضرت آيت الله فاضل لنکراني (ره)، مدتي پيش به دليل بيماري در يكي از بيمارستان‌هاي تهران بستري بود و براي ادامه درمان به لندن اعزام شده بود و ساعتي پيش در سن 76 سالگي دار فاني را وداع گفت.

مدير حوزه علميه قم:
آيت الله فاضل لنكراني از شاگردان بزرگ حضرت امام بود

رسا، سرويس سياسي ـ مدير حوزه علميه قم درگذشت جانکاه حضرت آيت الله فاضل لنکراني (ره) را تسليت گفت و افزود: فقدان شاگرد امام راحل ضايعه اي جبران ناپذير براي جهان اسلام است.


به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حجت‌الاسلام والمسلمين حسيني بوشهري، مدير حوزه علميه قم در جمع خبرنگاران گفت: ضايعه بزرگ رحلت حضرت آيت الله فاضل لنکراني (ره) را به حضرت بقيه‌الله الاعظم، رهبر معظم انقلاب، مراجع تقليد و حوزه‌هاي علميه، همه ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت تسليت عرض مي‌كنم.
وي افزود: ضايعه درگذشت جانكاه اين مرجع عظيم جهان تشيع حضرت آيت الله فاضل لنكراني بر همه دردناك است.
مدير حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: فقدان شخصيتي مانند وي كه با عظمت و حياتشان تأثير فراواني در جامعه داشتند غم تازه‌اي براي جهان اسلام است و ضايعه درگذشت ايشان جبران‌ ناپذير مي‌باشد.
وي خاطرنشان كرد: حضرت آيت الله فاضل لنكراني از شاگردان امام خميني (ره) بود كه ساليان متمادي در اين حوزه مقدسه به تربيت شاگردان فرزانه خود پرداختند كه امروز آثار وجودي ايشان در تمام كتب گرانسنگ شان به خوبي مشاهده مي‌شود.
وي ادامه داد: ده‌ها جلد كتاب از آثار فقهي و اصولي به عنوان يك اثر ماندگار از اين مرجع تقليد به جاي مانده است.
 

من هم اين ضايعۀ بزرگ را به ساحت مقدس ولي عصر (عج) و رهبر فرزانه انقلاب و عموم مسلمين بخصوص مقلدان ايشان تسليت عرض مي‌نمايم.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 18:36 |

باز هم يه مقاله از خانم فاطمه رجبي. حتماً بخونيد.

من هم بايد بگويم جانا سخن از زبان ما مي گويي...

1386/03/23   ::

 خاتمي، خلع لباس يا تعيين تكليف

مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت وارسته و بالنده‌ي حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام!

انتشار فيلم مربوط به "محمد خاتمي" در كشور "ايتاليا"، ميزان پايبندي اين دارنده‌ي لباس روحاني را به "شريعت اسلامي" نمودار كرد. گرچه بر اساس "فيلم پيشين" موردي تقريباً مشابه از سوي فرد مذكور در "ايران" صورت گرفته، اما مسأله‌ي دست دادن با زنان در ايتاليا را نمي‌توان با هيچ عذر و مصلحت‌گرايي، دورانديشي يا نوانديشي، خردگرايي و سياست‌پيشگي ناديده گرفت و يا توجيه نمود.

از وكيلان مجلس، سران احزاب راست و چپ، جناح‌هاي سياسي، و قلم به دستاني كه تنها بر اساس مصلحت خودبينانه و نفع‌طلبي سياسي وارد عمل نمي‌شوند، انتظاري نيست كه در مقابل اين فاجعه، موضعي دينمدارانه و مسؤوليت‌پذيرانه بگيرند.

علماي رباني و پاسداران حقيقي شريعت محمد صلي‌الله عليه و آله و سلم!

آيا در تاريخ شيعه، هرگز نمونه‌ي بارزي از رفتار خلاف شرع، چون عمل "محمد خاتمي" را به خاطر داريد؟ آيا صاحبان ديدگاه‌هاي غرب‌گرايانه و غربزده، و اصلاح‌طلبان دين‌سوز، هرگز جرأت داشته‌اند در "لباس دين" به دين‌سوزي عملي بپردازند؟ آيا قداست روحانيت و طهارت لباس پيامبر صلي‌الله عليه و آله و سلم، هرگز ميدان تركتازي عملي پروتستان‌هاي شريعت‌سوز واقع شده است؟ گرچه پس از "بردار شدن شريعت" در مشروطه‌ي دين‌ستيز، برخي دارندگان لباس روحاني، ستيزه‌گري با مباني اسلام، و احكام شريعت را آشكار نمودند، اما اين افراد ناچار از "خلع لباس" داوطلبانه يا اجباري گرديدند. "كسروي"، "تقي‌زاده" و امثال آن‌ها، شاهد اين مدعا هستند.

در نتيجه، "لباس مقدس روحانيت" از "اباحه‌گران غرب‌پيشه" حداقل در تظاهر به شريعت‌ستيزي، مصون مانده است. بالاتر آنكه، انديشه‌هاي "مفسده‌انگيز" اين افراد همواره از سوي روحانيت حافظ اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم، با پاسخ‌هاي قاطع و كوبنده مواجه شده‌اند.

بنابراين چگونه امروز كه افرادي چون "محمد خاتمي" با انتصاب به نظام امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف، و با داشتن لباس روحاني، به چنين اعمال فاجعه‌باري دست مي‌زنند، مرجعيت عظيم‌الشأن و روحانيت اصيل و وارسته، سكوت پيشه كرده‌اند؟

آيا اين اركان اصلي حفاظت از شريعت، به انتظار "دادگاه ويژه‌ي روحانيت" نشسته‌اند؟ آيا دادگاه ويژه كه "طلاب عزيز امام صادق عليه‌السلام" را به جرم پرسش از رفسنجاني با دستگيري و زندان به نفي بلد و مجازات محكوم مي‌كند، در "مذهب‌ستيزي آشكار و طويل‌المدت اين افراد" چه ميزان مسؤوليتي احساس مي‌نمايد و چه زماني به ميدان مي‌آيد؟

البته انتظار مي‌رود اين نهاد يادگار امام بر اساس مبنا و علت تاسيس خود به زودي وارد عمل شود. اما اين دادگاه اصولاً صلاحيتي عالي‌تر و گسترده‌تر از مرجعيت و جامعه‌ي مدرسين را داراست؟ و نيز آيا وجود دادگاه ويژه‌ي روحانيت از مراجع عظام تقليد، جامعه‌ي محترم مدرسين و روحانيت عظيم‌الشأن در پاسداري از شريعت محمدي صلي الله عليه و آله و سلم و حفظ قداست روحانيت سلب مسؤوليت مي‌كند؟

حافظان مرزهاي دين و شريعت !

اگر روزي كه هاشمي رفسنجاني با تئوري‌پردازي در خطبه‌هاي جمعه، "حجاب قرآني" را به تعديل كشاند، و دخترش را "مجري" آن نمود، و آنگاه كه در فيلم تبليغاتي‌اش، "جلسه‌ي خلاف شرع" تشكيل داد، و امروز با كهولت سن، "فاجعه‌ي ابتذال دانشگاه آزاد"‌ را "رضايت‌بخش" مي‌خواند، و با حضور پي‌در‌پي در ميان اين ابتذال، بر آن "صحه عملي" مي‌گذارد، بزرگواران روحاني، تحمل بيش از بيش نشان نمي‌دادند، قطعاً امروز جامعه‌ي اسلامي ما شاهد "عملكرد فاجعه‌بار" محمد خاتمي نبود.

هم‌چنين اگر حوزه‌هاي علميه، جامعه‌ي محترم مدرسين كه حضرت امام خميني سلام الله عليه، مسؤوليت بزرگي در حراست از روحانيت شيعه را بر عهده آنان گذارد، تحريفات قرآني و مبنايي "هاشمي رفسنجاني" را با اغماض ننگرند، و بدعتگزاري‌هاي خطرناك و آخرالزماني او را با هدف "قدرت‌طلبي آشكار" خوش‌بينانه نپندارند، امروز سفرهاي زنجيره‌اي "خاتمي" به غرب با انگيزه و هدف و منابع مالي نامعلوم، و اعمالي كه گوشه‌اي از آن در فيلم مذكور آشكار شد، انجام نمي‌گيرد.

به راستي چه كسي و چه زماني بايد تكليف اين تعداد از دارندگان لباس روحاني را كه دين و شريعت را بازيچه قرار داده‌اند، روشن كند؟

مكرر مي‌گويم و عاجزانه اعلام مي‌كنم: ملت خداجوي، چشم اميد به حوزه‌هاي علميه و مرجعيت وارسته دارد. اگر امروز اين فجايع پي در پي، با سكوت مواجه شود، و اگر لباس مقدس روحانيت، آماج حملات تئوريك و عملي اين افراد قرار گيرد، فردا بسيار دير خواهد بود. علاوه بر آن، دنباله‌روان اين افراد هم‌چون "كديور" و "شبستري" و ديگر انديشه‌سوزان بي‌فرهنگي كه ارزش نام‌بردن ندارند، گستاخ‌تر خواهند شد.

نسل‌هاي امروز و فردا از "مهد تشيع فاطمي سلام‌الله عليها"، از حوزه‌هاي امام صادق عليه‌السلام، انتظار واكنش دينمدارانه و مسؤولانه دارد.

تعيين تكليف اين افراد، اگر به خلع لباس ختم مي‌شود، و يا راهكار ديگري دارد، امري ضروري و مورد انتظار ملت است. خداوند دين اسلام و مذهب تشيع را از شر ستيزه‌گران سياست‌پيشه و قدرت‌مدارِ در لباس روحانيت، در امان بدارد، و علماء و روحانيت اصيل را مورد عنايت ويژه‌ي حضرت صاحب‌الامر در عمل به مسؤوليت‌ها و وظايفشان قرار دهد. 

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 1:38 |

سلام بر حاج همّت خورشيد خونين رخ كربلاي خيبر  ....

سلام بر حاج حسين خرازي علمدار كربلاي جبهه‌هاي ايران ....

 سلام بر ارواح طيبه شهدا........

براي شادي ارواح طيبه شهدا، گناه نكنيم!.

براي اينكه دهانتون هم خوشبو بشه صلوات رو هم بفرستيد.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم .

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 1:25 |

و اما خاطرات:

خاطرات مولا و سرورم حضرت آيت الله خامنه‌اي (مدظله العالي) را با يك جمله از ايشان شروع مي‌كنم كه بعد از حادثه 18 تير كه براي عزيزان روشن است كه جريان از چه قرار بود – يعني ماجراي قانون مطبوعات و فشار به مجلس پنجم براي عدم تصويب آن – فرمودند. جان كلام يك عمر مجاهده و مراقبه رهبر فرزانه در اين جمله است. انشاء الله ما هم در ركاب آقا به آن برسيم.

آخرين جمله(در جريان كوي دانشگاه)

آخرين جمله را هم به امام و مقتداي خودمان ولي عصر(عج الله) عرض كنيم:

اي سيّد و مولاي ما، پيش خداي خود گواهي بده كه در راه خدا، تا آخرين نفس ايستاده‌ايم و بزرگترين آرزو و افتخار بنده اين است كه در اين راه پر افتخار، پر فيض و پر بهجت، جان خود را تقديم كنم.

دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.

به مناسبت برگزاري كنگرۀ بين المللي حضرت زهرا (س) آيت الله حسن زاده آملي صحيفۀ نور خود را تقديم رهبر انقلاب مي‌كند و در نامه‌اي به محضر مقام معظم رهبري مي‌نويسد:

بسم الله الرحمن الرحيم

اين صحيفۀ نور موسوم به " فصّ حكمة في كلمة فاطميّه " به مناسبت تأسيس نخستين كنگرۀ تجليل و تكريم از عصمة الله الكبري و ثمرة شجرة اليقين و احسن منازل القرآن و بقيّة النبوة و مشكوة الولاية و الامامة حضرت فاطمه بنت خاتم الانبياء محمد مصطفي – صلي الله عليه و آله وسلّم – كه به فرمان همايون و خجسته رهبر عظيم الشأن كشور بزرگ جمهوري اسلامي ايران جناب آيت الله خامنه‌اي كبير – متع الله الاسلام و المسلمين بطول بقائه الشريف – در ساري مازندران ايران برگزار مي‌شود. با سلام و تحّيت خالصانه و ارائه ارادت بي‌پيرايه و درود نويد جاويد، به حضور آن قائد ولّي وفّي و رائد سائس حفّي ، مصداق بارز ( نرفع درجات من نشاء )‌ تقديم مي‌گردد، و عرض مي‌شود – يا ايها العزيز جئنا ببضاعة مزجاة – دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.

حسن حسن زاده آملي 14/6/1376

آزار و اذيت هاي رژيم ستمشاهي

قبل از انقلاب روزي پيش از ظهر براي آوردن حضرت آيت الله خامنه‌اي براي اقامه نماز جماعت به مسجد كرامت، به منزلشان رفتم. فرزند آقا در حالي كه رنگ پريده بود، در را باز كرد. در اين هنگام متوجه شدم اسباب و وسايل منزل آقا به هم ريخته است. سؤال كردم: جريان چيست؟ او با همان زبان كودكانه گفت: صبح زود چندتا ژاندارم  وارد منزلمان شدند و با سر و صدا، منزل و كتابخانه آقا را به هم ريختند و با زدن قنداق تفنگ به پاهاي پدرم او را بردند.

حاج آقا فتحعليان (عضو هيئت امناي كرامت مشهد)

آشنايي با تاريخچه و رجال سياسي كشورها

در اولين ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با كوفي عنان داشتند؛ در آغاز مذاكرات دربارۀ تاريخچه كشور غنا و شخصيت هاي بزرگ آن و موقعيت سياسي و اجتماعي كشور غنا صحبت كردند. كوفي عنان بعد از ملاقات گفته بود: من با اين كه اهل غنا هستم، دربارۀ كشور خود به اندازۀ ايشان اطلاع ندارم. ايراني ها و مسلمان ها بايد افتخار كنند كه چينن رهبري دارند. اي كاش ايشان دبير كل سازمان ملل بودند. همچنين بعد از جلسه، كوفي عنان به خبرنگاران گفته بود از همان ابتداي ملاقات، حضرت آيت الله خامنه‌اي قلب مرا تسخير كردند.

حجة الاسلام و المسلمين  پاينده(از اساتيد دانشگاه)

آشنايي وسيع با فلسفه

در بحث هاي كه گاهي دربارۀ ملاصدرا و بطور كلي در زمينۀ فلسفۀ اسلامي پيش مي‌آيد، مقام عظيم الشأن ولايت به اين علوم آگاهي وسيعي دارند و به پاره‌اي از مطالب دقيق فلسفي اشاره مي‌كنند و گاهي راهنمايي هايي مي كنند. اگر كسي چنين آشنايي با اين علوم نداشته باشد، نمي تواند دربارۀ ريزه كاري هاي فلسفه اظهار نظر كند. اظهار نظرهاي پخته‌اي كه به محققان جهت مي‌دهد.

حجة الاسلام و المسلمين دكتر احمدي (تهران)

آقا دامادها و عروس خانم‌ها

پس از اجراي صيغه عقد عده‌اي از جوانان- كه فرزند بنده نيز در جمع آن ها بود- توسط مقام معظم رهبري، ايشان، عروس و دامادها را چنين نصيحت فرمودند:

" اگر شما يك جسم بي‌جاني را به منزل ببريد و بخواهيد آن را به عنوان يك كالا نگهداري كنيد، چندان به رسيدگي نياز ندارد، شايد لازم باشد هر چند ماه يك بار گردگيري شود. اما اگر يك گلدان زنده را به منزل ببريد، بايد هر روز به آن رسيدگي نماييد و از آن مراقبت كنيد. در آب، نور و هواي آن دقت لازم را به كار بريد."

مقام معظم رهبري در ادامه فرمودند: " شما هم يك گل زنده را به منزل مي‌بريد و بايد از آن به طور مرتب مراقبت كنيد تا پژمرده نشود. عروس خانم ها بايد از داماد مراقبت و پذيرايي كنند. آقا دامادها نيز بايد مراقب عروس خانم ها باشند و به آن‌ها محبت نمايند."

حجة الاسلام و المسلمين سيّد علي حسيني(تهران)

آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند

در يكي از مجامع بين المللي، نطق پرشوري عليه تسلط قدرت ها و نظام سلطه در دنيا، ايراد كردم و در حضور بيش از صد هيأت نمايندگي و رؤساي دولتها، آمريكا وشوروي را با بردن نام كوبيدم و محكوم كردم. بعد از آن نطق، عدۀ زيادي آمدند مرا تحسين و تصديق كردند و گفتند: سخن شما درست است.

يكي از سران كشورها كه يك جوان انقلابي بود – و البته بعداً هم او را كشتند- نزد من آمد و گفت: همۀ حرفهاي شما درست است، منتهي به شما بگويم، به خودتان نگاه نكنيد كه از آمريكا نمي‌ترسيد همۀ اينهايي كه در اينجا نشسته‌اند از آمريكا مي ترسند! بعد سرش را نزديك آورد و گفت: من هم از آمريكا مي‌ترسم.

رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه‌اي

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 14:0 |

گلدسته‌هاي حرم عسگريين(ع) فرو ريخت

 

شبكه خبري "العالم" اعلام كرد: دشمنان اهل بيت(ع)، بار ديگر در حمله‌اي هتك‌آميز، دو گلدسته طلايي باقي‌مانده از انفجار سال گذشته را منهدم كردند.
 

به گزارش خبرگزاري فارس، اين حمله كه ساعت 9 صبح امروز به وقت عراق رخ داد به فرو ريختن كامل اين دو گلدسته منجر شده و به محض انتشار، خشم شيعيان جهان را برانگيخته است.
اين شبكه مي‌افزايد: از گروه‌هاي تكفيري و هواداران رژيم مخلوع بعثي، به عنوان عوامل اين اقدام نام برده مي‌شود.


شبكه خبري "الفرات" نيز به نقل از يك شاهد عيني گزارش داد: گروه‌هايي از هواداران گروه تروريستي القاعده با همكاري بعثي‌هاي سامراء،‌ اقدام به اين حمله كردند.


خبرگزاري شين‌هوا نيز اعلام كرد: افراد مسلح ناشناس، ساعت 9 صبح امروز مرتكب اين عمليات، شدند.


خبرگزاري فرانسه گزارش داد: نيروهاي امنيتي و ارتش عراق در پي وقوع اين عمليات، با اجراي مقررات منع آمدوشد و محاصره مركز شهر سامراء، تمامي راه‌هاي منتهي به حرم عسكريين(ع) را بستند.


پايگاه خبري "النهرين" نيز گزارش داد: سپاه المهدي(عج) وابسته به جريان صدري، به محض انتشار اين خبر، براي جلوگيري از واكنش احتمالي قهرآميز شيعيان عليه اهل‌سنت، وارد عمل شد و آماده‌باش امنيتي اعلام كرد.


"صالح الحيدري" رئيس ديوان وقف شيعي عراق در گفت‌وگو با رويترز گفت: اين عمليات، اقدامي تروريستي بود كه براي دامن‌زدن به اختلافات مذهبي و طايفه‌اي در منطقه انجام شد.


پايگاه‌هاي خبري و انجمن‌هاي اينترنتي و وبلاگ‌هاي شيعيان منطقه نيز از ساعتي پيش، بسرعت وارد عمل شده و با تهيه طومارهاي اعتراض، اين مصيبت را به يكديگر تسليت مي‌گويند.

من هم هتك حرمت دوباره تروريستهاي جنايتكار و تكفيري و حاميان آمريكايي آن به حرم امامين عسگريين (ع) را  به ساحت مقدس ولي عصر (عج) و رهبر فرزانه انقلاب و شيعيان و محبين اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام تسليت عرض مي‌كنم.

دشمن در پي ايجاد تفرقه بين شيعه و سني است . جوانان عزيز و انقلابي شيعه به هوش باشيم تا عكس العملي را كه آمريكاي جنايتكار خواهان آن است مرتكب نشويم.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 و ساعت 15:6 |
باز هم خاتمی بازهم اظهار تاسف از این آدم خانم رجبی راست گفته بود باید این آدم خلع لباس شود. متاسفم برای خاتمی و بیشتر از اون برای حامیان این آدم. واقعاْ‌ با سکوت در برابر این روحانی نما که آبرو برای روحانیت نگذاشته جواب خون شهدا را چه می‌دهیم.

اصل فیلم این عکسها را هم ببینید. http://youtube.com/watch?v=CjE8RJ8g43o

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 1:54 |

خلاصه زندگينامه رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمى خامنه‌ای « دام ظله»

« يک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پيدا بکنيد که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر اين باشد که به اين ملت خدمت کند، پيدا نمى کنـيد، ايشان را من سالهاى طولانى مى شناسم،.»

امام خمينى «قدس سره»

ازميلاد تا مدرسه

رهبر عاليقدر حضرت آيت الله سيد على خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد جواد حسينى خامنه‌ای ، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمرى در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود. ايشان دومين پسر خانواده هستند. زندگى سيد جواد خامنه‌ای مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى، بسيار ساده بود. همسر و فرزندانش نيز معناى عميق قناعت و ساده زيستى را از او ياد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:
«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»
امّا خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند:
«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام ـ تا چهارـ پنج سالگى من ـ يک خانه 60 ـ 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»
رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صميمي، اينگونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر دوران تحصيل ابتدايى را در مدرسه تازه تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» گذراندند.

در حوزه علميه

ایشان پس از آشنایی با جامع‌المقدمات و صرف و نحو در دبیرستان وارد حوزه علمیه شدند و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات را خواندند.
درباره انگيزه ورود به حوزه علميه و انتخاب راه روحانيت مى گويند:
«عامل و موجب اصلى در انتخاب اين راه نورانى روحانيت پدرم بودند و مادرم نيز علاقه مند و مشوّق بودند».
ايشان کتب ادبى ار قبيل «جامع المقدمات»، «سيوطى»، «مغنى» را نزد مدرّسان مدرسه «سليمان خان» و «نوّاب» خواندند و پدرش نيز بر درس فرزندانش نظارت مى کردند. کتاب «معالم» را نيز در همان دوره خواندند. سپس «شرايع الاسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقدارى را نزد مرحوم «آقا ميرزا مدرس يزدى» و رسائل و مکاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزوينى و بقيه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواندند و دوره مقدمات و سطح را به طور کم سابقه و شگفت انگيزى در پنچ سال و نيم به اتمام رساندند. پدرشان مرحوم سيد جواد در تمام اين مراحل نقش مهّمى در پيشرفت اين فرزند برومند داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمينه منطق و فلسفه، کتاب منظومه سبزوار را ابتدا از «مرحوم آيت الله ميرزا جواد آقا تهرانى» و بعدها نزد مرحوم «شيخ رضا ايسى» خواندند.

در حوزه علميه نجف اشرف

آيت الله خامنه‌ای که از هيجده سالگى در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمى ميلانى شروع کرده بودند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهاى خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف از جمله مرحوم سيد محسن حکيم، سيد محمود شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، سيد يحيى يزدى، و ميرزا حسن بجنوردى، اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه علميه را پسنديدند و ايشان را از قصد خود آگاه ساختند. ولى پدر موافقت نکرد. پس از مدّتى ايشان به مشهد باز گشتند.

در حوزه علميه قم

آيت الله خامنه‌ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالى در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آيت الله العظمى بروجردى، امام خمينى، شيخ مرتضى حائرى يزدى وعلّامه طباطبائى استفاده کردند. در سال 1343، از مکاتباتى که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است، بسيار غمگين شدند و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزه عظيم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. آيت الله خامنه‌ای به اين نتيجـه رسيدند که به خاطر خدا از قــم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مـورد مى گويند:
«به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است که ناشى از همان بّرى «نيکى» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام داده ام». آيت الله خامنه‌ای بر سر اين دو راهى، راه درست را انتخاب کردند. بعضى از اساتيد و آشنايان افسوس مى خوردند که چرا ايشان به اين زودى حوزه علميه قم را ترک کردند، اگر مى ماندند در آينده چنين و چنان مى شدند!... امّا آينده نشان داد که انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهى براى ايشان سر نوشتى ديگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود. آيا کسى تصّور مى کرد که در آن روز جوان عالم پراستعداد 25 ساله، که براى رضاى خداوند و خدمت به پدر و مادرش از قم به مشهد مى رفت، 25 سال بعد، به مقام والاى ولايت امر مسلمين خواهد رسيد؟! ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبازره و زندان و مسافرت، به طور رسمى تحصيلات فقهى و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد به ويژه آيت الله ميلانى ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 که در مشهد ماندگار شدند در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينى به طلّاب جوان و دانشجويان نيز مى پرداختند.

مبارزات سياسى

آيت الله خامنه‌ای به گفته خويش «از شاگردان فقهى، اصولى، سياسى و انقلابى امام خمينى (ره) هستند» امـّا نخستين جرقـّه هاى سياسى و مبارزاتى و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبى نوّاب صفوى» در ذهن ايشان زده است، هنگامي که نوّاب صفوى با عدّه اى از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانى پر هيجان و بيدار کننده اى در موضوع احياى اسلام و حاکميت احکام الهى، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسى و دروغگويى آنان به ملـّت ايران، ايراد کردند. آيت الله خامنه‌ای آن روز از طـّلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان مى گويند: «همان وقت جرقه هاى انگيزش انقلاب اسلامى به وسيله نوّاب صفوى در من به وجود آمده و هيچ شکى ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد».

همراه با نهضت امام خمينى (قدس سره)

آيت الله خامنه اى از سال 1341 که در قم حضورداشتند و حرکت انقلابى واعتراض آميز امام خمينى عليه سياستهاى ضد اسلامى و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوى، آغاز شد، وارد ميدان مبارزات سياسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشيب هاى فراوان و شکنجه ها و تعبيدها و زندان ها مبارزه کردند و در اين مسير ازهيچ خطرى نترسيدند. نخستين بار در محرّم سال 1338 از سوى امام خمينى (قدس سره) مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانى و علماى خراسان در خصوص چگونگى برنامه هاى تبليغاتى روحانيون در ماه محرّم و افشاگرى عليه سياست هاى آمريکايى شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند. ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز براى تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستاى پيام امام خمينى، به تبليغ و افشاگرى عليه رژيم پهلوى و آمريکا پرداختند. بدين خاطر در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فرداى آن روز به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

دوّمين بازداشت

در بهمن 1342 - رمضان 1383- آيت الله خامنه‌ای با عدّه اى از دوستانشان براساس برنامه حساب شده اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو ـ سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و ديدار با علما و طلّاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانى ها و افشاگرى هاى پرشور ايشان به ويژه درايـّام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم قلّابى شاه ـ مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روزپانزدهم رمضان که مصادف با ميلاد امام حسن (ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ايشان در افشاگرى سياستهاى شيطانى و آمريکايى رژيم پهلوى، به اوج رسيد و ساواک شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه ـ به صورت انفرادى ـ در زندان قزل قلعه زندانى شدند و انواع اهانت ها و شکنجه ها را تحمّل کردند.

سوّمين و چهارمين بازداشت

کلاسهاى تفسير و حديث و انديشه اسلامى ايشان در مشهد و تهران با استقبال کم نظير جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همين فعاليت ها سبب عصبانيت ساواک شد و ايشان را مورد تعقيب قرار دادند. بدين خاطر در سال 1345 در تهران مخفيانه زندگى مى کردند و يک سال بعد ـ 1346ـ دستگير و محبوس شدند. همين فعاليّت هاى علمى و برگزارى جلسات و تدريس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار ديگر توسط ساواک جهنّمى پهلوى در سال 1349 نيز دستگير و زندانى گردند.

پنجمين بازداشت

حضرت آيت الله خامنه اى «مد ظله» درباره پنجمين بازداشت خويش توسط ساواک مى نويسد:
«از سال 48 زمينه حرکت مسلحانه در ايران محسوس بود. حساسيّت و شدّت عمل دستگاههاى جارى رژيم پيشين نيز نسبت به من، که به قرائن دريافته بودند چنين جريانى نمى تواند با افرادى از قبيل من در ارتباط نباشد، افزايش يافت. سال 50 مجدّداً و براى پنجمين بار به زندان افتادم. برخوردهاى خشونت آميز ساواک در زندان آشکارا نشان مى داد که دستگاه از پيوستن جريان هاى مبارزه مسلـّحانه به کانون هاى تفـّکر اسلامى به شدّت بيمناک است و نمى تواند بپذيرد که فعاليّـت هاى فکرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريان ها بيگانه و به کنار است. پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و کلاسهاى مخفى ايدئولوژى و... گسترش بيشترى پيدا کرد».

بازداشت ششم

در بين سالهاى 1350ـ1353 درسهاى تفسير و ايدئولوژى آيت الله خامنه‌ای در سه مسجد «کرامت» ، «امام حسن(ع)» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل می‌شد و هزاران نف ر ازمردم مشتاق به ويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلّاب انقلابى و معتقد را به اين سه مرکز مى کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامى آشنا مى ساخت. درس نهج البلاغـه ايشان از شور و حال ديگـرى برخوردار بود و در جزوه هاى پلى کپى شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج البلاغه» تکثير و دست به دست مى گشت. طلّاب جوان و انقلابى که درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان مى آموختند، با عزيمت به شهرهاى دور و نزديکِ ايران، افکار مردم را با آن حقايق نورانى آشنا و زمينه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى ساختند. اين فعاليـّت ها موجب شد که در دى ماه 1353 ساواک بى رحمانه به خانه آيت الله خامنه‌ای در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسيارى از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند. اين ششمين و سخت ترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانى زندان بودند. در اين مدت در سلولى با سخت ترين شرايط نگه داشته شدند. سختى هايى که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط براى آنان که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاش هاى علمى و تحقيقى و انقلابى ادامه داشت. البته ديگر امکان تشکيل کلاسهاى سابق را به ايشان ندادند.

در تبعيد

رژيم جنايتکار پهلوى در اواخر سال 1356، آيت الله خامنه‌ای را دستگير و براى مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگيرى مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابى ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شده به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى عليه رژيم سفـّاک پهلوى قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمّل آن همه سختى و تلخى، ثمره شيرين قيام و مقاومت و مبارزه؛ يعنى پيروزى انقلاب کبير اسلامى ايران و سقوط خفـّت بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوى، و برقرارى حاکميت اسلام در اين سرزمين را ديدند.

در آستانه پيروزى

درآستانه پيروزى انقلاب اسلامى، پيش از بازگشت امام خمينى(قدس سره) از پاريس به تهران،و از سوی ایشان «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصيت هاى مبارزى همچون شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، هاشمى رفسنجانى و... در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه‌ای نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد. پيام امام توسط شهيد مطهرى «ره» به ايشان ابلاغ گرديد و با دريافت پيام رهبر کبير انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

پس از پيروزى

آيت الله خامنه اى پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديکتر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر رئوس آنها مى پردازيم:
پايه گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم رزم خود: شهيد بهشتى، شهيد باهنر، هاشمى رفسنجانى و... دراسفند 1357.
● معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
● سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، 1358.
● امام جمعه تهران، 1358.
● نماينده امام خميني«قدّس سرّه» در شوراى عالى دفاع ، 1359.
● نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، 1358.
● حضور فعّال و مخلصانه در لباس رزم در جبهه هاى دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحميلى عراق عليه ايران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ايران؛ با تجهيزات و تحريکات قدرت هاى شيطانى و بزرگ ازجمله آمريکا و شوروى سابق.
● ترور نافرجام ايشان توسط منافقين در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران.
● رياست جمهورى؛ به دنبال شهادت محمد على رجايى دومين رئيس جمهور ايران، آيت الله خامنه‌ای در مهر ماه 1360 با کسب بيش از شانزده ميليون رأى مردمى و حکم تنفيذ امام خمينى (قدس سره) به مقام رياست جمهورى ايران اسلامى برگزيده شدند. همچنين از سال 1364 تا 1368 براى دومين بار به اين مقام و مسئوليت انتخاب شدند.
● رياست شوراى انقلاب فرهنگ، 1360.
● رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام، 1366.
● رياست شوراى بازنگرى قانون اساسى، 1368.
● رهبرى و ولايت امّت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبيرانقلاب امام خمينى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به اين مقام والا و مسئوليت عظيم انتخاب شدند، و چه انتخاب مبارک و درستى بود که پس از رحلت امام راحل، با شايستگى تمام توانستند امّت مسلمان ايران، بلکه مسلمانان جهان را رهبرى نمايند.

تأليف و تحقيق

1ـ طرح کلى انديشه اسلامى در قرآن.
2ـ از ژرفاى نماز
3ـ گفتارى در باب صبر
4ـ چهار کتاب اصلى علم رجال
5 ـ ولايت
6ـ گزارش از سابقه تاريخى و اوضاع کنونى حوزه علميه مشهد.
7ـ زندگينامه ائمه تشيع (چاپ نشده)
8 ـ پيشواى صادق
9ـ وحدت و تحزّب
10ـ هنر از ديدگاه آيت الله خامنه‌ای
11ـ درست فهميدن دين
12- عنصر مبارزه در زندگى ائمه «عليهم السلام»
13- روح توحيد، نفى عبوديت غير خدا
14- ضرورت بازگشت به قرآن
15- سيره امام سجاد «عليه السلام»
16- امام رضا «عليه السلام» و ولايتعهدى
17- تهاجم فرهنگى (تدوين شده از سخنان و پيامهاى معظم له)
18ـ حديث ولايت (مجموعه پيامها و سخنان ايشان که تا کنون 9 جلد آن چاپ شده است.)
و...

ترجمه

1ـ صلح امام حسن (ع) ، تأليف راضى آل ياسين.
2ـ آينده در قلمرو اسلام ، تأليف سيد قطب.
3ـ مسلمانان در نهضت آزادى هندوستان، تأليف عبدالمنعم نمرى نصرى.
4ـ ادعانامه عليه تمدّن غرب، تأليف سيد قطب.
و...

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 23:19 |

بعد از جسارت دكتر افروغ مطالب زيادي در مورد نكوهش گستاخي اين آدم منتشر شد. كه من هم يكي از آخرين اين مقالات را از رجانيوز به اطلاعتان مي‌رسانم. بحمدالله هر چه مي‌گذرد سوراخهاي غربال ريزتر مي‌شود و صره از ناصره جدا مي‌شود و مي‌شود فهميد اصولگراي واقعي كيست. فعلاً كه اين آقاي دكتر در اين سوراخ گير كرد و ضايع شد!

11 نكته درباره پرونده يك مصاحبه جنجالي

 

 

به قلم مدیر مسوول

 

پرونده مصاحبه عماد افروغ، نماينده مجلس با خبرگزاري فارس و واكاوي زواياي اين اظهارات ناصواب، نخستين بار توسط "رجانيوز" گشوده شد و مداقه در بخشهايي از اين مصاحبه چنان گران آمد كه درنگ درخصوص اعلام موضع و تبري از آن، جايز نبود.

 

پس از انتشار خبر "عمق عقايد يك اصولگراي منتقد!" بر روي خروجي سايت، حجم گسترده اي از نظرات كاربران كه مشابه آن در طول حيات قريب به يك ساله "رجانيوز" كمتر رخ داده بود، گسيل گرديد. اظهار نارضايتي و ابراز نگراني از مشي جناب افروغ عموماً و سخنان اخير وي در مصاحبه با خبرگزاري فارس خصوصاً، وجه غالب و محتواي قريب به اتفاق اين نظرات را تشكيل مي داد و ازحساسيت مقدسي نشان داشت كه در مقابل گستاخي نسبت به مباني و اصول اعتقادي مردم زبانه مي كشيد.

 

اگرچه سزاوار اين بود كه جناب افروغ در صورت پايبندي به روش مورد ادعاي خود در حوزه نقد، با گذشت 6 روز از انجام آن مصاحبه و برانگيختگي پرسشي و احساسي نسبت به آن اظهارات، مهر سكوت را شكسته و لااقل نسبت به آنچه كه در خوشبينانه ترين حالت ممكن، مديرمسئول روزنامه كيهان از آن به سهواللسان ياد مي كند، بي تفاوت نباشد اماسخنان پراكنده وي در مصاحبه با آفتاب و شب شيشه اي و برخي ابهاماتي كه از سوي هواداران معدود و چشم و گوش بسته وي مطرح شده، نگاه عميق تر به ماجرا و بيان گفتني هاي ناگفته را ضروري نموده است:

 

1- همانگونه كه در اولين خبر ارسالي در سايت به آن اشاره گرديد و در دو پاراگراف ابتدايي اين نوشتار نيز آمد، عماد افروغ در توضيح شاخصه هاي مصلحت گرايي و حقيقت گرايي، ابتدا، چنان تصوير قبيحي از مصلحت گرايي مي سازد كه امام راحل (ره) را حقيقت گرايي همچون مولايش اميرالمومنين (ع) معرفي كرده و حضرت امير (ع) را حقيقت گرايي مي داند كه حاضر به تن دادن به مصلحت گرايي و به تبع آن، بكاربستن نيرنگ در مقابل معاويه نشد. اين بحث در بخشي از اين مصاحبه دچار "سكت" مي شود و سپس در بخش ديگري از آن، با ارجاع به قرينه معنوي فوق، مقايسه اي در زمينه مصلحت گرايي و حقيقت گرايي ميان امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري انجام گرفته و ادعا مي شود:« به نظر من مقام معظم رهبري مصلحت گراتر از امام راحل هستند و امام حقيقت‌گراتر بود و كمتر تعارف و رعايت مصلحت مي‌كردند.»

 

اين قرينه سازي چنان گويا و در عين حال نابخردانه است كه در مقام توجيه، تنها بايد به سيره قوم بني اسرائيل و بهانه هاي آنان متوسل شد!

 

هنر يك رسانه تحليلي در قبال چنين رويدادهايي، استخراج قرينه هاي لفظي و معنوي موجود در يك كلام يا نوشته، استخراج جان كلام يا بن مايه نقد و متمركز نمودن پيكان نقد بر آنها به دور از حاشيه هاي ديگر است اگرچه "رجانيوز"، لينك خبر مصاحبه دكتر افروغ با خبرگزاري فارس را به جهت حفظ صداقت اطلاع رساني و خبري، در متن خبر ارسالي قرار داد، بطوريكه كاربران محترم مي توانند با پذیرش زحمت يك كليك، به بيانات مشعشع مذكور! دسترسي پيدا كنند.

 

2- جناب افروغ دقيقاً يك روز پس از بيانات حكيمانه رهبر انقلاب در ديدار با نمايندگان مجلس هفتم و تأكيد ايشان بر "ضرورت حمايت از دولت اصولگراي معتقد به مباني و پرهيز از تضعيف آن و انتقاد از برخي افراد كه فقط نقاط ضعف را ديده و با دست خود شائبه ملاحظات شخصي و جناحي را تقويت مي كنند"، به مصاحبه با سايت آفتاب وابسته به مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت –كه در ضديت و سياه نمايي عليه دولت، شهره خاص و عام است- شتافت و گفت: «ما نقدهایمان را دنبال می‌کنیم، به آنها اعتقاد داریم و بر آنها اصرار می‌ورزیم، نقد ما نقد شبانه و نقد یکی – دو روزه نبود، ‌نقد ما مبنایی است. ما معتقدیم نباید تعامل مجلس با دولت یکسویه باشد. نباید شاهد "دولت‌گرایی پارلمانی" باشیم و باید در راستای اصل تفکیک قوا وظایفمان را دنبال کنیم». تيتر انتخاب شده براي اين خبر نيز عيناً عبارتست از: "افروغ: به دولت بیشتر تذکر می‌دهیم!"

حتي چنانچه بنا را بر حسن ظن نهاده و نيت خير عماد افروغ را، مصدر صدور اين رفتار و گفتار بدانيم (كه البته چنين برداشتي با توجه به پيشينه موجود به ساده انديشي و خوش خيالي شبيه تر و نزديك تر است)، چنين اصراري بر چنگ در چنگ انداختن با دولت، آنهم دقيقاً ساعاتي پس از بيانات رهبري، ناخودآگاه چه مفهومي را در ذهن مخاطب تداعي مي كند؟

 

3- روز پنج شنبه (17/3/86) مديرمسئول روزنامه كيهان در پايان يادداشتي كه به انتقاد از اظهارات افروغ اختصاص داشت و اين سخنان را ناهمخوان با بديهيات اسلامي و جامعه شناختي ارزيابي كرده بود، تأكيد نمود اين نماينده مجلس، در گفتگو با وي اظهار داشته، منظورم با آنچه انعكاس يافته متفاوت بوده است.

 

اين خبر تا لحظه نگارش اين نوشته هنوز از سوي مشاراليه مورد تأييد قرار نگرفته و حتي وي روز پنچ شنبه (17/3/85) در مصاحبه ديگري با آفتاب كه اولين موضع گيري رسانه اي وي در اين ماجرا نيز محسوب مي شد به دفاع از مصاحبه خود با فارس پرداخت و سعي كرد با برخي فرافكني ها كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد، جريان پيش آمده عليه خود را مغلوبه سازد.

 

با اين حال، قاطبه متدينين و مؤمنين به مباني انقلاب، دلشاد خواهند شد كه اقرار به سهواللسان و عذرخواهي از پيشگاه ملت را از لسان مرجع اصلي و مصاحبه شونده خبرگزاري فارس، بدون واسطه شنيده و وي را در زمره نافرمانان و خروج كنندگان نسبت به مباني انقلاب اسلامي نيابند.

 

4- دكتر عماد افروغ، پنج شنبه شب (17/3/86) در مقابل تعدادي از پرسشهاي مجري برنامه شب شيشه اي كه مقتبس از خبر "رجانيوز" بود، قرار گرفت. پاسخ هاي ارائه شده اما نه تنها چنگي به دل نزند و كليدي براي گشودن اين ماهيت معمايي نبود بلكه قفلي بر قفلهاي متعدد قبلي نيز افزود.

 

مهمان برنامه شب شيشه اي، منكر آن بود كه انتقادات يكسره و يكسويه وي از دولت ناشي از سهم خواهي و عدم اعطاء پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است و اين شايعات را محصول بداخلاقي هاي سياسي دانست. رفع اتهام و رد اين شايعه يا همانچه وي نام "بداخلاقي سياسي" بر آن مي نهد، چندان دشوار نيست اگر به 3 پرسش زير پاسخ صريح، شفاف و دقيق داده شود:

 

الف: چرا در فاصله زماني 2ماهه بين پيروزي دكتر احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري 84 تا نهايي شدن و معرفي كابينه، نقد پررنگ و آسيب شناسي جدي از سوي عماد افروغ ديده نمي شود؟

 

ب: آقاي افروغ در حاليكه رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي است، در اغلب حوزه ها از سياست و اقتصاد گرفته تا سياست خارجي و مسائل اجتماعي اظهارنظر مي كنند. در طول 2 سال گذشته چه تعداد مصاحبه، يادداشت و نطق پيش از دستور عليه دولت اصولگرا به نقل از وي منتشر شده است؟ و در مقابل چه نقاط مثبتي از عملكرد دولت در حوزه هاي فوق مورد توجه و اشاره اين نماينده مجلس قرار گرفته است؟ آيا حتي يك مورد عملكرد مثبتي و قابل دفاع در كارنامه دولت ديده نمي شود يا اينكه نبايد ديده شود؟

 

ج: جناب افروغ، مدعي است كه در سالهاي پيش از ظهور دولت اصولگرا نيز دستي بر آتش نقد داشته است. اگرچه جايگاه حقوقي وي در آن ادوار با اين دوره، و طبعاً ميزان اثرگذاري و ضريب نفوذ آن نقدهاي احتمالي با موارد فعلي قابل قياس نيست اما بد نيست از همان دوره نيز آماري مستند از فراواني و محور انتقادهاي عماد افروغ نسبت به دولتهاي سابق، منتشر شود.

 

5- آقاي افروغ طي سالهاي 72-73، مديريت گروه اجتماعي مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري را برعهده داشت. اين مركز يكي از حلقه هاي جرياني بود كه از دل آن اصلاحات بيرون آمد. عماد افروغ، همكاري با اين مركز را، همكاري با رياست جمهوري وقت و نه يك حزب خاص دانسته و درعين حال، خروج خود از مركز را در اثر استعفا و يك درگيري لفظي، بيان مي كند. بد نيست دلايل استعفاي مزبور اعلام شود تا مشخص گردد اين استعفا كه با حالتي قهرمانانه از آن ياد مي شود جنبه شخصي داشته يا ايدئولوژيك؟

 

6- مقالات رئيس فعلي كميسيون فرهنگي مجلس هفتم تا سال 77 در نشريه "عصرما" ارگان سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به چاپ مي رسيد. افروغ در برنامه شب شيشه اي در توجيه اين ابهام گفت: "انظر الي ماقال و لاتنظر الي من قال... وقتي اين طرف مطالب مرا نمي زند، طرف مقابل مي زند و..." حال آنكه روي اين سخن به حدود يك دهه پيش و زماني بازمي گردد كه جناب افروغ مطالب خود را اختصاصي نشريه "عصرما" مي نوشت.

 

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، از نظر تشكيلاتي كاملاً بسته و دگم عمل مي كند. نه خروجي دارد و نه ورودي. رؤساي سازمان قائل و علاقمند به گسترش كمي تشكيلات نيستند و به همين دليل نيز با نام "سازمان" فعاليت مي كنند و نه "حزب".

 

با اين وصف، چه اشتراكات ديدگاهي و سنخيتي موجب گرديد كه تا سال 77 مقالات دكتر عماد افروغ در ارگان رسمي سازمان مجاهدين انقلاب كه مختص اعلام مواضع روز آن سازمان مي باشد، انعكاس و انتشار يابد؟

 

7- افروغ در بخشي از سخنان پنج شنبه شب، بار ديگر بر آن جمله معروف خود كه متضمن توهين به شعور ملت ايران است، انگشت گذاشت. جمله اي كه شهريور 84 در مخالفت با وزير پيشنهادي كشور از تريبون مجلس بيان كرده بود: "ناقوس ديكتاتوري جديد به صدا درآمد!"

 

به راستي آيا جاي افتخار دارد كه به دليل ملاحظاتي –كه جناب افروغ آنها را نه شخصي و ناشي از سهم خواهي بلكه نشأت گرفته از روش انتقادي خود مي داند- دولت منتخب ملت و مورد تأييد رهبري به ديكتاتوري رضاخاني متهم شود؟! اين ادبيات كينه توزانه با كدامين مبناي اسلامي و اخلاقي منطبق است كه جناب افروغ مخالفان خود را به چوب بداخلاقي سياسي مي راند؟

 

8- اين نماينده مجلس همچنين رئيس جمهور را چنين توصيف مي كند: "اصولگرايي كه كمتر به مشورت با نخبگان تن مي دهد و اي كاش كمتر از رسانه ها براي هژموني خود استفاده مي كرد"

 

پاسخگويي به اين داوري برعهده شخص مورد داوري قرار گرفته است و رئيس جمهور مي تواند درباره چگونگي تعامل با نخبگان و استفاده از ابزار رسانه، توضيح دهد. اگرچه وي پيش از اين، در سخناني كه مهرماه سال گذشته در جمع تعدادي از فعالين تشكلهاي دانشجويي ايراد كرد، به اين نكته اشاره ويژه نموده بود: «عده اي توقع دارند كه رئيس جمهور صبح به صبح برنامه روزانه خود را با آنها چك كند و اگر چنين نكرد متهم به عدم مشورت با نخبگان است. نخبگان كيستند؟ همين 100نفر، 200نفر؟ ما با جمع زيادي از نخبگان و توده هاي مردم ديدار داريم و نظرات آنان را از نزديك جويا مي شنويم. مطالبي را هم كه اين دوستان در رسانه ها مي گويند و مي نويسند اگر قابل استفاده باشد براي ما مي آورند. اما عده اي هنري جز سياه نمايي ندارند.»

 

9- عماد افروغ در مصاحبه پنج شنبه (17/3/86) با سايت وابسته به مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، بدون هيچگونه توضيحي درباره اظهارات اخير خود، به نوعي فرافكني دست زد.

 

رییس کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان این مطلب که «پیش از انتشار پاسخش در روزنامه کیهان در مورد این مسئله صحبت نخواهد کرد»، از برخی برخوردها گلایه کرد و گفت: «طی این دو روز من نزدیک به 60 تا 70 sms توهین آمیز دریافت کرده‌ام که واقعا جای تاسف دارد، مگر من چه گفتم که چنین رفتاری صورت می گیرد؟». نماینده تهران در پایان وعده داد که به زودی متن smsهای توهین آمیزی را که دریافت کرده است در اختیار مطبوعات و رسانه‌ها قرار خواهد داد.

 

انتشار متن smsها كه معلوم نيست مستند به چه و ساخته و پرداخته كجا و چه كساني است، دردي را دوا نكرده و توجيه گر اظهارات گستاخانه اي كه مستند به مصاحبه با خبرگزاري رسمي فارس است، نخواهد بود. اينكه عماد افروغ با لحني مظلومانه مي گويد "مگر من چه گفتم كه چنين رفتاري صورت مي گيرد؟" عذر بدتر از گناه و مثال فردي است كه خود را به خواب زده و تلاش ديگران براي بيدار كردن وي كارگر نمي افتد.

 

10- در كنار جمع كثيري از برخي فعالين سياسي اصولگرا و مخاطبان سايت كه از اقدام "رجانيوز" در پر رنگ كردن خط قرمزها و جلوگيري از فتح باب براي مهمل بافي در حوزه هاي خاص، تقدير كردند، تعدادي از دوستان نيز نسبت به استفاده از لفظ "نفاق" در خبر مربوط، اظهار گلايه كردند اما اغلب پس از شنيدن استدلال نهفته در پس آن، قانع شدند. بنابراين خالي ازلطف نيست كه آن استدلالها به صورت مكتوب نيز ارائه شوند:

نفاق، يك كلي مشكك و منبعث از شرك است. همانگونه كه شرك داراي مراتبي است و گاه آنچنان خفي است كه بنا به فرمايش پيامبر اعظم (ص) از مورچه اي كه در دل شب بر صخره سنگ سياهي گذر مي كند، ناپيداتر است، نفاق نيز چنين خصوصيتي دارد و بايد همواره از شر اين آفت اعتقادي- اخلاقي به پيشگاه خداوند متعال استعاذه جست.

 

ابتلا به ضعف ايمان موجب خواهد شد كه انسان، جز "الله"، ديگري را در عالم مؤثر بداند و لذا براي خوشايند يا جلب نظر آن موجود، دست به كاري بزند يا از انجام كاري صرف نظر كند و در تمامي اين حالات در عرض خداوند، دل در گرو رضايت ديگري غير از خداوند است و اين دقيقاً همان نقطه آسيب پذير و نفاق پرور است.

 

از ادامه بحث اخلاقي درباره نفاق –كه در شأن علماي اخلاق بوده نه نگارنده مبتلاي اين سطور- با ذكر اين نكته عبور مي كنيم كه نفاق گاه يك حالت دروني است كه بروز بيروني آن جمع محدودي را متأثر مي سازد اما گاهي جنبه اجتماعي مي يابد. آنچه از آن با نام "عوامفريبي" نظامها و شخصيت هاي سياسي ياد مي شود، ذيل همين عنوان قابل جمع است.

 

با اين مقدمه به سراغ موضوع مورد توجه اين نوشتار مي رويم. آقاي افروغ تا پيش از ورود به مجلس هفتم به هيچ وجه چهره مطرح و شناخته شده اي در سطح جامعه نبود و چنانچه به صورت مستقل در انتخابات شركت مي كرد، هرگز به مجلس راه نمي يافت. نام عماد افروغ در كنار 29 نام ديگر در ليست آبادگران تهران قرار گرفت و بسياري از مردمي كه به اين لست رأي دادند براي بار اول بود كه نام و چهره اغلب كانديداهاي موجود در ليست را مي ديدند اما به دليل اعتماد به مشي اصولگرايانه، آنان را به نمايندگي از خود به مجلس فرستادند.

 

اين يك واقعيت است كه اگر چنانچه همين امروز انتخابات مجلس هفتم تكرار شود و همان ليست ارائه شود، در اثر برآورده نشدن برخي انتظارات، تعدادي از همان افراد از ورود به مجلس باز ميمانند اما ماجراي نوع نگاه و ديدگاهها خصوصاً آنجا كه با مباني انقلاب و جايگاه رفيع و منيع ولي فقيه گره مي خورد، بسيار متفاوت از مقوله "انتظارات برآورده نشده" خواهد بود. به يقين، چنانچه جناب افروغ، 3 سال و 4ماه پيش مواضع اخير خود را اعلام مي كرد، قاطبه متدينين و مؤمنين از رأي دادن به نفع وي خودداري مي كردند. اگر اين ديدگاهها و مواضع در طول اين 3سال و 4ماه در دل اين نماينده مجلس بوده اما در ظاهر نمود ديگري داشته و يكباره در اثر سهو يا عمد، سر باز كرده است، چه تعبيري نسبت به اين حالت نفساني رواست؟

 

11- "رجانيوز" تا به حال در قبال جبهه هاي فراواني كه از سياه نمايي در مقابل دولت گشوده شده، مماشات فراواني به خرج داده است. اين ادعا البته در مقايسه با حجم گسترده تخريبها و كاستي نمايي هاست. به عنوان نمونه در مورد جناب افروغ چنانچه در بخش "جستجو" ي سايت، نام وي مورد جستجو قرار گيرد، رويكرد سايت در برابر انتقادات فراوان و يكجانبه نگري هاي متعدد اين نماينده، به سادگی می تواند در معرض قضاوت قرار بگیرد.

 

و سرآخر اينكه،فارغ از مورد اخیر و بدون توجه به عنوان و جایگاه اشخاص، چنانچه فردي از هر حزب و جناح و گروه سياسي، به خصوص با ژست و ادعاي اصولگرايي و پله ساختن اين عناوين براي شهرت و چهره شدن، جرأت كوچكترين تعرضي به جايگاه رفيع امامت جامعه و ولي فقيه را به خود دهد، و یا آنکه بخواهد پاسخ شبهات احتمالی خود را از طریق رسانه ای کردن آنها بیابد، پس از اين نيز با ضرب شست سنگين مردم انقلابي و رسانه هاي حقيقتاً پايبند به آرمانهاي انقلاب –و نه فريب خوردگان و نه باج گيران رسانه اي- روبرو خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مهدي در شنبه نوزدهم خرداد 1386 و ساعت 23:0 |

بعد از مقدمه!

شجره نامه حضرت آيت الله خامنه‌اي را  كه در كتاب سلالة الابرار (ع) – زندگينامۀ رهبر معظم انقلاب اسلامي  به قلم بهاء الدين قهرماني‌نژاد شائق - صفحه 18 ديدم. عيناً در ذيل درج مي كنم. تا بعد به خاطراتي از ايشان بپردازم. لطفاً نظر بدهيد.

در پايان قرن چهاردهم، امام روح الله الموسوي الخميني، كه از نسل پاك موسي بن جعفر (ع)علم مبارزه بر دوش كشيدند و سپس آن را به علمدار صادق و پاك سيرتي از نسل حسين بن علي (ع) سپردند. اجداد پاك آن سيّد پاك سرشت با 35 واسطه به حضرت سجاد(ع)، متصل مي‌شود. اين شجره نامه نوراني، بنابر نقل نسابه خلخالي، صاحب كتاب الشجرة الطيبه به اين شرح است:

سيّد علي بن سيّد جواد بن  سيّد حسين المشتهر بالتبريزي  بن  سيّد محمد بن  سيّد محمدتقي  بن  سيّد علي اكبر  بن  سيّد فخرالدين  بن  سيّد ظهير الدين  بن  سيّد قطب الدين  بن  مير سيّد روح الله  بن  مير سيّدرضا  بن  مير سيّد جلال  بن  سيّد بايزيد  بن  مير سيّد بابا هاشم محمد بن  سيّد حسن  بن  سيّد حسين  بن   سيّد محمود  بن  سيّد نجم الدين  بن  سيّد مجدالدين  بن  سيّد فتح الله  بن  سيّد روح الله  بن  سيّد نيك الدين  بن  مير سيّد عبدالله  بن  سيّد صمد  بن  سيّد عبدالمجيد  بن  مير سيّد شريف الدين  بن  مير سيّد عبدالفتاح  بن  سيّد مير علي  بن  سيّد علي  بن  مير سيّد علي (الاول) بن  سلطان العلما سيّد احمد بن  مير سيّد محمد مدائني  بن  الحسن  بن  الحسين  بن  الحسن الافطس  بن  علي الاصغر  بن الامام الهمام زين العابدين  بن  الامام الحسين الشهيد بكربلا المقدسه  بن  الامام علي بن ابي طالب (ع) .

نسابه خلخالي ،الشجرة الطيبه، ج2، صص 91- 90

لازم به ذكر است كه مادر بزرگوار رهبر فرزانه انقلاب صبيۀ مرحوم آيت الله سيد هاشم ميردامادي نجفي از مدرسين مشهور مشهد بوده‌اند كه نسبت ايشان از طريق محمد ديباج، به امام صادق (ع) مي‌رسد.

+ نوشته شده توسط مهدي در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 22:22 |

بعد از آشنايي با رهبر انقلاب از كلام امام و علما و مراجع بزرگ تقليد بهتر است كمي هم با زندگي خصوصي ايشان كه در زمينه‌هاي مختلف براي ما الگويي بسيار شايسته است، بيشتر آشنا شويم به جاي مقدمه سخن ناشر را در كتاب آب آيينه آفتاب كه مجموعه‌اي از خاطرات معظم له مي‌باشد مي‌نويسم. و از زير فكر كردن براي نوشتن در مي‌روم! كما اينكه بيشتر اوقات همين كار را مي‌كنم!!

پس بفرماييد بخونيد!!.

سخن ناشر

او را مي شناسيم. او كه وجود گرانقدرش را در فراز و فرود دلواپسي‌هايمان، احساس كرده ايم. او كه عطر كلام مقدسش، بارها و بارها در آسمان اشتياق ما جاري و ساري گشته است و او كه از تبار اعتبار است و امين ملك دلها.

...آري سخن از آقاست؛ تنديس طراوت و آيت بهار، آينه صداقت و ساغر انتظار.

همو كه عارفان ملكوتي همچون آيت الله بهاء الديني و آيت الله حسن زاده آملي، خورشيدش لقب داده‌اند و او را با واژه سرور و سالار ستوده‌اند.

براستي سكوت و فقط سكوت، شايسته ترين واژه ايست كه سزاواريم آن، مقتداي خويش را بخوانيم.

ليكن؛ بر سر بازار عشق با اندك بهانه‌اي اگر چه كلافي بي مقدار باشد، كافي است كه بر اين يوسف خراساني ابراز ارادت و مودت كنيم.

عاشقانه از تكلم شاهدان، آلاله‌هايي را گرد آورده‌ايم براي گفتن و نرگس‌هايي در خور ديدن. از يادگار سپيده صادق ايمان سخن رانده‌ايم و از غريو ماندگار روزگاران غيبت، گفته‌ايم.

از زلالي آب، صفاي آينه و از فروغ خورشيد، ماندگار كتيبه‌اي كه به زبان سوسن صحبت كند و سبد سبد شكوفه مريم را هديه دهد.

او همچنان مي‌طراود و بر آسمان دلدادگي‌مان، چون مهري با شكوه مي تابد. اوست مصداق المؤمن ينظر بنور الله. همان كه هر آنچه به سختي در آينه مي توان ديد، به راحتي تفسير مي‌كند. همان كه در عصر جاهليت ثاني و در اين گرداب حيرت، نماينده مهر است و ناخدايي مطمئن.

تابش خورشيد بر پيشاني ماه گونه‌اش هويداست كه فرمود، به بندگان با تقوايم فرقان (قدرت تشخيص حق از باطل) عطا مي‌كنم.

.... و اما حرف ما اين است؛

روزگاري، پاره‌هاي قرآن را بر نيزه تزوير نشاندند و بر چهره حقيقت، شبه‌وار، پرده مستوري كشيدند و ادامه آن، تن خورشيد را نيز پايمال سم ستوران آمال و آرزوهاي خود كردند. كيست كه نداند خورشيد عدالت را ابر جهالت و ناسپاسي، خانه‌نشين كرده بود.

آري ... اكنون كه تاريخ اين تجربه عظيم را پيش چشمانمان گسترانيده است؛ فرض من و توست كه گوشه‌اي از كرامات ولي را بر لوح ماندگار دلها و خاطره ها حك كنيم. حق يك جوان و نوجوان و آحاد مردم يك جامعه اسلامي است كه رهبري را كه امام عصر(عج)، براي زعامت امت در دوران غيبت برگزيده، تا حد امكان بشناسد.

... و اين مجموعه، گلچين بيش از هزار خاطره است. سعي كرده‌ايم صادقانه در حد وسع خود، دسته گلي را تقديمتان كنيم پر از طراوت و شادابي؛ تا بتوان در آينه خاطرات، زواياي شخصيت نوراني مقام عظماي ولابت را به تصوير كشيم.

......

اميد كه اين مجموعه مقبول درگاه ذات اقدس اله افتد و گل لبخندي بر لب هاي چشم نواز مهدي زيباي فاطمه بنشاند. ان شاءالله

مركز انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني.

+ نوشته شده توسط مهدي در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 11:15 |
اين عكس را در وبلاگ هواداران دكتر محموداحمدي نژاد ديدم گفتم من هم نمايشش بدهم.

 بدون شرح!

 نه بدون شرح نمي‌شه!

درسمت چپ نهايت تكبر نخوت غرور و خوي كاخ نشيني. يادآورشعار، ما شيفتگان قدرتيم نه تشنگان خدمت!! 

سمت راست نهايت سادگي و بي‌آلايشي. و شعار ما تشنگان خدمتيم نه شيفتگان قدرت.

اين لينك را هم ببينيد كمي قديمي است با عنوان خاتمي ودختر ولي به هر حال .http://youtube.com/watch?v=BGrtJ5bvv98

البته عكس بالا متعلق به وبلاگ سيطره است كه من آن را اول در وبلاگي كه گفتم ديدم اما عكس پايين را از همان سيطره كپي كردم.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 3:25 |

تاكتيك مؤثر احمدي نژاد و ناخشنودي عوامل تفرقه

   

اظهارات ضدصهيونيستي احمدي نژاد پس از انجام مذاكرات ميان ايران و امريكا درباره امنيت عراق، تاكتيك مؤثري براي خنثي سازي احساس ضعف در ميان ملت هاي مسلمان بوده است.

 

يك كارشناس مسائل بين الملل در گفتگو با رجانيوز، ضمن اشاره به مطلب فوق افزود: گفتگوهاي ايران و امريكا درباره عراق اگرچه با حضور نمايندگان بلندپايه دولت عراق، صورت زدوبند ميان دو كشور خارجي بر سر يك كشور ثالث را در ميان افكار عمومي جهان اسلام به خود نگرفت و با ارائه پيشنهاد دور دوم گفتگوها از سوي ايران، تفسير تلاش ايران براي حل مشكلات عراق تداعي شد اما ابتكار رئيس جمهور مبني بر تأكيد مجدد بر شعارهاي ضدصهيونيستي و پافشاري بر حقوق ملي، هرگونه شائبه كوتاه آمدن در مقابل استكبار جهاني را خنثي ساخته است.

 

وي با تأكيد براينكه، اطلاعات ماهواره اي و ميداني نشاندهنده دگرگوني آرايش مرزي رژيم صهيونيستي با لبنان به حالت جنگي است، افزود: رژيم صهيونيستي طي هفته هاي اخير بر حجم نيروهاي مرزي خود افزوده و تجهيزات زرهي سنگين را به مرز جنوب لبنان انتقال داده است و اين دقيقاً همان رفتاريست كه اين رژيم از حدود 2 ماه پيش از جنگ تابستان گذشته با لبنان به شكل تدريجي آغاز كرده بود.

 

اين كارشناس مسائل بين الملل، ابتكار رئيس جمهور در افشاي اين نقشه ماجراجويانه را قابل تحسين دانست و اظهار داشت: احمدي نژاد با سخنان اخير خود، علاوه بر آنكه نقشه استكباري در زمينه القاء ضعف از برقراي مذاكره را ناكارآمد ساخت، يك فتنه سياسي- نظامي عليه ملت لبنان را كه با ظهور گروههايي نظير فتح الاسلام و رأي شوراي امنيت درباره بررسي پرونده قتل حريري در دادگاه بين المللي به دنبال خلع سلاح سياسي حزب الله لبنان، درگيري داخلي ميان طوايف و ارتش با حزب الله و سپس ورود نظامي رژيم صهيونيستي و يكسره كردن ماجرا بود، سوزاند.

 

وي در ادامه افزود: سال گذشته رژيم صهيونيستي با يك مقاومت ناباورانه روبرو شد و كميته تحقيق درباره جنگ 33 روزه رسماً شكست را پذيرفت و 3 تن از مقامات بلندپايه اين رژيم يعني رئيس ستاد ارتش، وزير جنگ و نخست وزير را مسئول اين شكست معرفي كرد كه بحرانهاي سياسي فراواني را نيز در داخل اين رژيم دامن زد به نحويكه همچنان نيز ادامه دارد. بنابراين رژيم صهيونيستي درپي آنست كه اين بار با يك "حزب الله ضعيف شده" وارد جنگ شود و اقدامات سياسي و درگيريهاي داخلي را نيز به همين جهت با واسطه هاي غيرمستقيم دامن زده است.

 

با وجود آنكه اظهارات اخير رئيس جمهور مورد استقبال فراوان توده هاي مسلمان قرار گرفته و حتي در روز جاري نيز، خبرنگاران خارجي حاضر در كنفرانس مطبوعاتي رئيس جمهور بارها خارج از عرف كنفرانس هاي خبري كه رويكردي چالشي دارند، ناخودآگاه به تشويق احمدي نژاد پرداختند، يك محفل رسانه اي تفرقه افكن كه طي ماههاي اخير تمام تلاش خود را براي ايجاد تفرقه ميان مسئولان ارشد نظام به كار بسته است، به انعكاس اظهارات سران گروه 14 مارس و روزنامه هاي آنان پرداخت و از اين مسئله به عنوان "سوءاستفاده جريانات مخالف حزب‌الله لبنان از اظهارات احمدی نژاد" ياد كرد.

 

اين سايت وابسته به دبير مجمع تشخيص مصلحت كه گويا اساساً با اظهارات ضدصهيونيستي ميانه مثبتي ندارد و ايفاگر نقش وكيل مدافع وطني صهيونيستها در قبال زير سؤال رفتن ماهيت نامشروع اين رژيم است، سال گذشته نيز پس از پرسشگري رئيس جمهور درباره هولوكاست و برگزاري همايشي در اين خصوص، اين اقدام را ماجراجويي خوانده بود.

 

اين سايت، در خبر ديگري كه در روز جاري و به فاصله كمتر از 4 ساعت پيش از خبر فوق بر روي خروجي قرار داد، اظهارات ضدصهيونيستي رئيس جمهور را تحريك آميز و موجب شكل‌گيري دوباره اجماع عليه ايران دانست.

 

سايت مزبور كه يك جناح شكست خورده و متوهم سياسي را نمايندگي مي كند، در طول ماههاي اخير با نزديك نشان دادن خود به دبير شوراي عالي امنيت ملي و منطقي نشان دادن مواضع و اقدامات وي در ازاي متهم كردن رئيس جمهور به ماجراجويي و اعلام مواضع تحريك آميز و نسنجيده، به دنبال ايجاد تفرقه و رودرو قرار دادن مسئولين مي باشد.

+ نوشته شده توسط مهدي در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 1:53 |

ويژگيهاي مقام معظم رهبري و انتخاب شايسته‌ي خبرگان رهبري در كلام آيات عظام و حجج اسلام

‌آيت الله العظمي اراكي(رحمةالله عليه) :

" انتخاب شايسته‌ي حضرت عالي به مقام رهبري جمهوري اسلامي ايران، مايه‌ي دلگرمي و اميدواري ملّت قهرمان ايران است"

روزنامه جمهوري اسلامي 22/3/1368

آيت الله العظمي بهاءالديني(رضوان الله عليه) :

 " ... از همان زمان رهبري را در آقاي خامنه‌اي مي‌ديدم، چرا كه ايشان ذخيره الهي براي بعد از امام بوده است. بايد او را در اهدافش ياري كنيم. بايد توجه داشته باشيم كه مخالفت با ولايت فقيه كار ساده‌اي نيست. هنگامي كه ميرزاي شيرازي بزرگ، مبارزه با دولت انگليس را از طريق تحريم تنباكو آغاز كرد، يك روحاني با او مخالفت كرد و ميرزا با شنيدن مخالفت او، وي را نفرين كرد. همان نفرين باعث شد كه نسل او از سلك روحانيت محروم شوند. پسر جوانش جوانمرگ شد و حسرت داشتن فرزند عالم به دل او ماند."

كتاب آيت بصيرت.

آيت الله مهدوي كني،‌درباره انتخاب خبرگان رهبري گفته‌اند:

 " اين الهامي بود از الهامات الهي و هدايتي بود از هدايت معنوي روح حضرت امام (رضوان الله عليه) كه هنوز اين ملت را رها نكرده و اين رحمتي بود از طرف خداوند كه در كوران اين مصيبت جانكاه، با تعيين آيت الله خامنه‌اي كه از ياران صديق امام و از ياران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران، آرامشي توأم با اعتماد و اطمينان بر كشور و امت فداكار حاكم گرديد."

روزنامه رسالت 23/3/1368

آيت الله خزعلي عضو فقهاي شوراي نگهبان:

" انتخاب آيت الله خامنه‌اي به رهبري جمهوري اسلامي، كه فردي پخته و عالم و با سياست و مدبر مي‌باشد، در خارج دشمنان را در سكوت و ابهام فرو برد و در داخل، آرامش را فراهم ساخت."

روزنامه رسالت 23/3/1368

آيت الله مشكيني، رياست مجلس خبرگان رهبري:

"... حضرت مستطاب آيت الله حاج سيد علي خامنه‌اي مدظله العالي واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احكام شرعيه كه تصدي مقام معظم رهبري بدان نيازمند است مي‌باشد؛ چنانچه معظم له حايز ساير شرايط ولايت است."

دررالفوائد في اجوبة القائد آيت الله العظمي خامنه‌اي ص10

آيت الله فاضل لنكراني، مرجع تقليد:

" بنده به عنوان كسي كه هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم اينكه آشنايي با آيت الله خامنه‌اي دارم؛ عرض مي‌كنم كه ايشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند. بيست سال پيش وقتي در مشهد در مسجد گوهرشاد با ايشان برخورد كردم؛ آن موقع ايشان از مدرسين محترم مشهد بودند؛ پرسيدم چه چيزي تدريس مي‌كنيد، فرمودند: مكاسب. مكاسب از مهمترين و مشكلترين كتب علمي ماست. به نظر من ايشان يك فقيه و يك مجتهد است. كسي كه در سالهاي طولاني در جهان سياست استادي چون امام امت داشته است و خودش نيز داراي استعداد سرشار است؛ چنين فردي داراي مقامات بلندي از درك سياسي است. دوران هشت ساله رياست جمهوري ايشان يك شاهد قوي براي مطلب است. سفرهايي كه ايشان به كشورهاي خارج داشته‌اند، به عنوان يك سياستمدار در صحنه‌هاي سياسي جهان درخشيده است."

روزنامه رسالت 22/3/1368

آيت الله جوادي آملي، مدرس حوزه علميه قم:

" اجتهاد و عدالت حضرت آيت الله جناب آقاي حاج سيد علي خامنه‌اي دامت بركاته، مورد تأييد مي‌باشد. لازم است امت اسلامي – ايدهم الله – در تقويت رهبري معظم له در بذل نفس نفيس در هيچ گونه نثار و ايثار دريغ نفرمايند."

دررالفوائد في‌اجوبة القائد ص19

آيت الله ابراهيم اميني، مدرس و عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم:

" حضرت آيت الله خامنه‌اي – دامت بركاته – در فقاهت و اجتهاد به مرتبه‌اي است كه براي تصدي مقام ولايت و رهبري صلاحيت كامل دارد." دررالفوائد في‌اجوبة القائد ص21

آيت الله مؤمن، عضو مجلس خبرگان رهبري و مدير حوزه علميه قم:

" هنگام رأي گيري در مجلس خبرگان براي رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي (دامت بركاته) اجتهاد معظّم له با قيام هيأت شرعيه نزد اينجانب ثابت بود، ولي بعداً به واسطه حضور در جلسات مباحثۀ فقهي، شخصاً به اجتهاد ايشان پي بردم و اكنون شهادت مي‌دهم كه معظم له مجتهدي عادل و جامع الشرايط مي‌باشد."  

دررالفوائد في‌اجوبة القائد ص23

آيت الله امامي كاشاني، عضو فقهاي شوراي نگهبان:

" آيت الله خامنه‌اي به تمام رموز سياست و حكومت آگاه بوده و شخصي با ورع، با تقوا، محبوب، مخلص، عالم و داراي بنيۀ فقهي هستند."

نسل كوثر ص88 مصاحبه با مركز تحقيقات اسلامي سپاه 6/11/72

آيت الله يزدي، رئيس قوۀ قضاييه :

"حضرت آيت الله حاج سيد علي خامنه‌اي رهبر انقلاب جمهوري اسلامي ايران (دام ظله الشريف) فقيهي والا مقام و مجتهدي عالي مقام هستند كه بر علوم مؤثر در استنباط تسلّطي بسيار بالا دارند. زايد بر لغت و ادبيات و اصول و حديث و تفسير حتي در رجال و درايه كه در استحكام فتوي نقشي بسزا دارد، خود استاد و عالمي هستند."

دررالفوائد في‌اجوبة القائد ص 15

آيت الله مصباح يزدي، مدرس حوزه علميۀ قم:

" من اگر بخواهم دربارۀ شخص ايشان و ويژگيهايي كه خداي متعال به ايشان عطا فرموده و امتيازاتي كه به ايشان لطف كرده صحبت كنم، حقّش را نمي‌توانم ادا كنم؛ ولي در چند جمله كوتاه عرض بكنم كه: ايشان فقاهت را توأم با تقوا؛ تيزهوشي و فراست را توأم با بردباري و سعه صدر؛ مديريت را همراه با تعبّد و پاي بندي به اصول و مبادي اسلامي؛ حزم و احتياط را توأم با شجاعت و شهامت؛ بهره‌مندي از علوم مختلف اسلامي را همراه با ذوق و گرايشهاي هنري اصيل؛ اعتماد به نفس را همراه با توكل بر خداي متعال؛ تلاش و جديّت و نظم و برنامه ريزي را توأم با توسّل به ولي عصر عجّل الله تعالي فرجه الشريف و ائمه اطهار؛ و در يك كلمه همه شرايط و مزاياي مديريت را با روح عبادت و بندگي و اخلاص جمع مي‌كند."

نسل كوثر ص87

آيت الله حائري شيرازي، عضو فقهاي شوراي نگهبان و امام جمعه شيراز:

"آيت الله خامنه‌اي صالح ترين فرد براي رهبري هستند."

" آيت الله خامنه‌اي علاوه بر تمام ويژگيها، يك عالم آگاه به مسائل اسلامي است و از سياست و درايت خاصّي برخوردار است."

روزنامه رسالت 30/3/68

آيت الله يوسف صانعي، مرجع تقليد:

"آيت الله خامنه‌اي نه تنها مجتهد مسلّم مي‌باشد،‌بلكه فقيه جامع الشرايط واجب الاتباع مي‌باشد."

دررالفوائد في‌اجوبة القائد ص17

حجة السلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام:

"انتخاب آيت الله خامنه‌اي به رهبري جمهوري اسلامي،‌دست آوردي عظيم و نشأت گرفته از رهنمودهاي حضرت امام است... ايشان با اكثريت خيلي بالايي در جلسه خبرگان رأي آوردند. انصافاً رأي بجايي هم بود و نقطۀ مهمي كه فكر مي‌كنم براي ما اهميت دارد، آشنايي ايشان با مسائل كشور است. از همۀ صلاحيت‌ها، نظير مبارز بودن و عالم بودن و داشتن عدالت و غيره كه بگذريم، يك كسي كه ده سال – دوازده سال – در كوران مسائل كشور بوده و الآن ايشان جزييات امور مملكت را مي‌داند. براي ايشان الآن همه چيز نقد است. معناي رهبري هم همين است كه بتواند با اطلاعات قبلي خودش نظر بدهد و سياستي را كه بخواهد، تعيين كند. من كاملاً راضي هستم، يعني وقتي به وجدانم مراجعه مي‌كنم، مي‌بينم ما هيچ راهي بهتر از آنچه انجام شد، نداشتيم هر فرض ديگري، يعني اگر شورا داشتيم،‌ يكسري مشكلات بوجود مي‌آمد. اگر فرد ديگري هم به غير از آيت الله خامنه‌اي مي‌آمد، دچار مشكل مي‌شديم ... خداوند ما را هدايت كرد."

روزنامه اطلاعات 20/3/68

و در جاي ديگر اشاره دارند كه:

" راه امام، با انتخاب آيت الله خامنه‌اي به رهبري جمهوري اسلامي، بيمه و تضمين گرديد."

روزنامه اطلاعات 23/3/68

حجة السلام و المسلمين حاج سيد احمد خميني:

" حضرت امام بارها از جناب عالي به عنوان مجتهدي مسلّم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند."

"انتخاب شايسته و بسيار خداپسندانۀ حضرت عالي، باعث شادي تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامي در جهان گرديد. حضرت عالي از چهره‌هاي درخشان انقلاب اسلامي ايران بوده و همواره مورد تأييد و تكريم امام عزيزمان بوده‌ايد." 

روزنامه رسالت 16/3/68

حجة السلام و المسلمين واعظ زاده خراساني، دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي:

" با توجه به معلومات فقهي و اصولي و ذوق و سليقه وي در استنباط احكام الهي و بخصوص در مورد حوادث مستحدثه و مسائل مبتلا به عصر حاضر، ايشان فقيه برجسته‌اي است و بر بسياري از معاصران خود برتري دارد."

"وي با روش نويسندگي و تحقيق و نگارش روز، كاملاً آشنا و داراي مطالعات فراواني است، و بسيار شيوا و سنجيده سخن مي‌گويد و مي‌نويسد و در اين دو فن از هرگونه  اغراض و غموض و شذوذ و انحراف مبرّاست. تاكنون مقالات و كتبي چند و سخنرانيهاي فراوان داشته‌اند. طرحهاي مختلف تحقيقاتي از قبيل دائرة المعارف فقهي، مركز تحقيقات فقهي – كلامي، مجمع جهاني تقريب، كميتۀ فقهي مسائل مستحدثه، مؤسسه كامپيوتر و ساير طرحها و مؤسسات تحقيقات را تأسيس و هدايت كرده‌اند، اين همه براي اثبات روش و گرايش وي كافي است."

نسل كوثر ص 88

" وي برخلاف برخي از روشنفكران، در عين علاقه به وحدت اسلامي و توجّه به جهان اسلام و دلسوزي براي عامّه مسلمانان – كه تشكيل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي شاهد آن است – ذاتاً به اهل بيت عصمت و طهارت و توسل به آنان و زيارت قبور و نشر معارف و علوم ايشان،‌علاقمند و براي اشاعۀ ولايت و محبت اهل بيت (عليهم السلام) در بين مسلمين جهان بسيار اصرار دارند."

نسل كوثر ص 94

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 23:32 |

سيد علي، وارث پير خمين تويي

                                سيد علي، رهروي راه حسين تويي

سيد علي، بهر همه نور عين تويي.

خميني كبير رفت و داغي سنگين بر دلهاي مؤمنين گذاشت كه هر گز التيام نمي‌يابد. اما با انتخاب شايسته امام خامنه‌اي از جانب خبرگان رهبري به ولايت امر مسلمين جهان غم از دست دادن امام اندكي تسكين يافت . رهبري كه از نظر امام خميني شايستگي رهبري را داشت و بارها نزديكان امام از زبان ايشان اين شايستگي را شنيده بودند و از عمق علاقه امام نسبت به حضرت آيت الله خامنه‌اي اطلاع داشتند هر بار ايشان به سفري مي‌رفتند امام به ايشان مي‌فرمودند" هر موقعي كه تو به سفر مي‌روي، من مضطرب هستم تا برگردي؛خيلي سفر نرو" اين چند جمله هم از زبان امام راحل در وصف امام خامنه‌اي بيان شده كه در ذيل مي‌بينيد:

مقام معظم رهبري در آيينه كلام رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني(ره)

"اينجانب كه از سالهاي قبل از انقلاب با جنابعالي ارتباط نزديك داشته‌ام و همان ارتباط بحمدالله تا كنون باقي است، جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي‌دانم و شما را چون برادري كه آشناي به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و ااز مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جداً جانبداري مي‌كنيد مي‌دانم و در بين در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي‌دهيد."

"اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا يك نفر مثل آقاي خامنه‌اي پيدا كنيد كه متعهد به اسلام باشد و بناي قلبي‌اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند پيدا نمي‌كنيد."

" من به شما خامنه‌اي عزيز، تبريك مي‌گويم كه در جبهه‌هاي نبرد، با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي سلامت شما را براي ادامه‌ي خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم."

"ايشان را من سالهاي طولاني مي‌شناسم و در آن زماني كه اول نهضت بود ايشان وارد بود و ... بعد هم كه اين انقلاب به اوج خودش رسيد، ايشان حاضر واقعه بود. همه جا تا آخر؛ ‌و حالا هم هست، يك نعمت خدا به ما اين است كه داده"

" اينان[منافقين] آن قدر از بينش سياسي بي‌نصيب‌اند كه بي درنگ، پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت، به اين جنايت دست زدند و به كسي سوء قصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است."

" ايشان ... به حكم قرآن كريم، اشداء علي الكفار و رحماء بينهم بوده‌اند"

"خداوند بر ما منت نهاد كه افكار عمومي را براي انتخاب رئيس جمهوري متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين و سياست هدايت فرمود."

+ نوشته شده توسط مهدي در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 11:39 |

اول خواستم خودم از مشاهداتم و شنيده‌هام از آقا بگم اما ديدم بهتره از خود سايت آقا خبر امروز را منتقل كنم.

 

مراسم سالگرد ارتحال بنيانگذار انقلاب(ره) با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی

ملت وفادار ایران درهجدهمین سالگرد رحلت خمینی روح خدا با امام بزرگوار خود تجدید پیمان کرد. در اوج این قدرشناسی ملی، صدها هزار نفر از قشرهای مختلف ملت در حرم مطهر امام خمینی (رض)، راه خمینی کبیر را تنها راه تحقق اهداف و آرمانهای اسلامی و ملی اعلام کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دراین اجتماع عظیم و بسیار پرشور تأکید کردند: آینده ملت ایران در پرتو اتکاء به هویت حقیقی حرکت امام راحل عظیم الشأن یعنی اسلامی بودن، مردمی بودن، و نوآوریهای متکی بر اسلام بسیار درخشانتر از گذشته است.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه امام خمینی (ره) و فکر و راه ایشان کلمه طیبه ای است که به ملت اسلامی عظمت بخشید، تصریح کردند: نام امام بزرگوار، اندیشه نیکو و عمل صالح ایشان در ایران بزرگ و در فضای امت اسلامی و جامعه بشری روز به روز زنده تر و تابناک تر خواهد شد.

حضرت آیت الله خامنه ای، علت اقتدار و ماندگاری مردان الهی را ارتباط با خدا و کار برای خدا دانستند و افزودند: راز قدرت معنوی و رمز «عظمت و نفوذ» رو به افزایش امام خمینی (ره) این است که آن شخصیت بزرگ در همه کارها فقط خدا را دید و در راه او مجاهدت کرد و خدا نیز همانگونه که در قرآن وعده داده است همیشه با او بود.

ایشان افزودند: علت آرامش خاطر و تزلزل ناپذیری امام در همه لحظات به ویژه مقاطع سخت و حساس کشور و حتی در لحظه عروج به سوی پروردگار همین ارتباط و اتصال با خدا بود.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حرکت در مسیر حق، ایستادگی در مقابل زورگویان و دستیابی به پیشرفت و استقلال، مستلزم پرداخت هزینه است خاطرنشان کردند: امام (ره) اعتماد عمومی مردم را به عنوان هزینه این راه پرداخت و خداوند نیز این هزینه را به صورت مضاعف به او بازگرداند به گونه ای که جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع ایشان به مراتب از استقبال کنندگان از آن رهبر بزرگ بیشتر بود.

ایشان تنها راه دستیابی یک ملت را به اهداف و حقوق خود، بصیرت و ایستادگی آگاهانه برشمردند و خاطرنشان کردند: حقوق یک ملت، با التماس به سلطه گران و عقب نشینی و نرمش در برابر آنان محقق نخواهد شد چرا که حق را باید با تلاش و ایستادگی به دست آورد.

رهبر انقلاب اسلامی پایداری و مجاهدت ملت ایران را مهمترین عامل ثبات و استحکام نظام و تحقق «استقلال و عزت ملی» دانستند و افزودند: بر اثر ایستادگی و بصیرت ملت ایران، زورگویان جهان به این نتیجه رسیده اند که «ایرانی» هر جا پای دفاع از حق و حقوقش به میان آید هرگز از میدان خطر عقب نشینی نمی کند.

حضرت آیت الله خامنه ای تداوم ایستادگی ملی را زمینه ساز احقاق حقوق مردم ایران در همه زمینه ها از جمله انرژی هسته ای دانستند و افزودند: رویه ملت آزاد و مستقل ایران این نیست که برای دستیابی به انرژی هسته ای و دیگر حقوقش از قدرتهای سلطه گر التماس و خواهش کند چرا که این ملت بزرگ و جوانان برومندش خود را باور کرده اند و با تکیه بر تجربه های 28 سال اخیر می دانند که با ایستادگی بصیرانه می توانند همه حقوق خود را به دست آورند.

رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد هویتی جدید یعنی «جمهوری اسلامی» را در منطقه حساس خاورمیانه از مهمترین اقدامات امام راحل برشمردند و با تشریح و تحلیل روند تحکیم سلطه استکبار بر خاورمیانه پس از جنگ دوم جهانی افزودند: ایران نیز در آن دوران سیاه، صد درصد تحت نفوذ و سلطه عمیق استکبار آمریکا بود و به همین علت معجزه انقلاب اسلامی که به رهبری بی نظیر امام و همت ملت به وقوع پیوست همه سلطه گران را غافلگیر کرد اما افراد با بصیرت همان موقع دریافتند که مسیر منطقه، با برافراشته شدن پرچم اسلام در ایران عوض شده است.

ایشان به تلاشهای ناکام دشمنان برای از بین بردن جمهوری اسلامی اشاره کردند و افزودند: با وجود همه طرحها و توطئه ها، هویت جدیدی که امام ایجاد کرد امروز با ثبات ترین نظام منطقه است و ملت ایران پرشورترین، مصمم ترین و با آبروترین ملتها به شمار می آید و چهره درخشان جمهوری اسلامی و امام بزرگوار، روز به روز در میان توده های ملتهای مسلمان و «جوانان و روشنفکران جهان اسلام» مقبول تر می شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای استمرار این روند و تداوم پیشرفت کشور را به ادامه وفاداری ملت و نخبگان به خطوط اصلی حرکت امام منوط دانستند و تأکید کردند: اسلامی بودند، مردمی بودن و برخورداری از ابتکار و نوآوری اسلامی، سه نقطه اصلی حرکت مبارک امام است که نباید هیچگاه فراموش شود.

ایشان اسلامی بودن نظام را شاخصه ای فراتر از تعلق جمهوری اسلامی به یک مذهب دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی از دل معارف شیعی به وجود آمده است اما اسلامی بودن نظام به معنای اسلام فرامذهب و هویتی فرامذهبی است و نظام اسلامی هرگز شناسنامه تک مذهبی برای خود قائل نبوده است و به همین علت است که امروز جوان سنی فلسطینی همچون جوان شیعه لبنانی به جمهوری اسلامی چشم امید دوخته است و نظام اسلامی به همه اجزاء پیکره عظیم امت اسلامی، احساس افتخار و عزت می بخشد.

حضرت آیت الله خامنه ای، تکیه و تعبد به شرع مقدس را بعد دیگری از هویت اسلامی نظام خواندند و خاطرنشان کردند ما علاوه بر ارزشهای اخلاقی، قواعد و همه نظامهای اجتماعی و سیاسی خود را از کتاب و سنت می گیریم و به آن افتخار می کنیم چرا که معتقدیم فهم درست «کتاب و سنت» و نگاه باز و مجتهدانه به این دو مقوله می تواند راههای بسیاری را برای تأمین نیازهای فردی و اجتماعی ملتها ارائه کند.

ایشان، شاخصه دوم جمهوری اسلامی را مردمی بودن آن بیان کردند و افزودند: در نظام اسلامی، رأی، اراده و خواست مردم، به معنی واقعی کلمه، تعیین کننده است و تأمین نیازهای آنان هدف اساسی مسئولان به شمار می رود.

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نگاه جامع نظام جمهوری اسلامی به نیازهای مادی، معنوی و اخلاقی مردم، خاطرنشان کردند: در نظام اسلامی علاوه بر توجه جدی به نیازهای اقتصادی و امنیت عمومی مردم، امنیت اخلاقی و حفظ نظام خانواده نیز مورد توجه ویژه است.

رهبر انقلاب اسلامی اراده مردم را در چارچوب دین خدا، تعیین کننده مطلق دانستند و افزودند: مردم سالاری دینی چارچوب اصلی نظام جمهوری اسلامی و در بردارنده کرامت حقیقی انسان و تأمین کننده نیازهای عمومی مردم است.

ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: نظام اسلامی، دموکراسی مبتنی بر مبانی غلط و شکست خورده لیبرال دموکراسی غرب را رد می کند زیرا در ساختار استبدادی و دیکتاتوری نظامهای غربی مردم هیچ نقشی ندارند و همه کاره واقعی، صاحبان سرمایه و زرسالاران هستند.

رهبر انقلاب اسلامی شاخصه سوم نظام جمهوری اسلامی را نوآوری متکی بر مبانی اسلام برشمردند و تأکید کردند: نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور، اسلام ناب را آنچنان که از کتاب و سنت درک می شود برای ذهنهای مشتاق داخل و خارج از کشور بازگو کنند.

ایشان، ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی را دارای جذابیت فراوان خواندند و با اشاره به برکات فراوان نوآوریهای اسلامی برای نظام افزودند: نباید برخی افراد به علت احساس حقارت یا شیفتگی در مقابل غرب، احکام و مبانی اسلام را با دیدگاههای غربی منطبق کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش امپراطوری خبری و رسانه ای استکبار برای ارائه تصویری مخدوش و غلط از ملت ایران و نظام اسلامی افزودند: ایستادگی و پیروزی ملت ایران در برابر تهدیدها و چالشها، حفظ اصول و جهت گیریهای اصلی، پیشرفت های شگفت آور علمی و فناوری، پیشرفت در عرصه های مدیریت اجتماعی و سیاسی، افزوده شدن عزت بین المللی و الگو شدن برای ملتهای مسلمان، تصویر واقعی ملت ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی، هویت برجسته جمهوری اسلامی را نتیجه پایمردی و رهبری امام خمینی (ره) و همت ملت ایران دانستند و با اشاره به وظایف سنگین دولتمردان و مردم برای ادامه این مسیر پرافتخار افزودند: همانگونه که در ابتدای سال بیان شد، تلاش در جهت پیشرفت اقتصادی و علمی و همچنین مقابله با جنگ روانی دشمن برای ایجاد خلل در اتحاد ملی، سه محور اصلی است که باید مورد توجه جدی مردم و مسئولان باشد.

ایشان با تأکید بر اینکه توجه به عدالت و تأمین آن مهمترین خواسته مردم از دولتمردان است افزودند: فعالان اقتصادی در بخش های مختلف از جمله سرمایه گذاری، نوآوری صنعتی و رشد بخش کشاورزی تلاش همه جانبه ای داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی، لزوم هوشیاری مردم در مقابل تلاش دشمن برای ایجاد اختلاف و دو دستگی را یادآور شدند و با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم در اواخر سال جاری، خاطرنشان کردند: دشمن تلاش دارد با ایجاد چالشهای انتخاباتی میان مردم تفرقه بیاندازند اما ملت ایران با کمک خداوند، این انتخابات را وسیله دیگری برای رشد و عزت خود قرار خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توطئه بزرگ دشمنان برای به راه انداختن جنگ شیعه و سنی، انسجام اسلامی را ضرورتی واقعی برشمردند و افزودند: دشمنان امت اسلامی یک گروه متعصب، متحجر و بی خبر از حقایق عالم و معنویت را شکل داده اند تا میان مسلمانان، اختلاف و جنگ و خونریزی به راه بیافتد اما براساس نظر علمای حقیقی اسلام، کسانی که دست خود را به خون مسلمانان آلوده می کنند مرتکب گناهنابخشودنی می شوند و این کار در واقع خروج از اسلام است.

ایشان با تأکید بر اینکه برادری ملت ایران با ملتهای مسلمان یک برادری واقعی است تأکید کردند: با وجود اختلافهای فکری و مذهبی میان مسلمانان، آنان باید در زیر پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله، دست در دست یکدیگر در مقابله با دشمنان اسلام و امت اسلامی ایستادگی کنند.

رهبر انقلاب اسلامی آینده ملت ایران را بسیار درخشانتر از گذشته دانستند و خاطرنشان کردند: تا تحقق اهداف و آرمانها، راهی طولانی در پیش داریم اما ملت بزرگ ایران، به برکت ایستادگی، روشن بینی و آگاهی ملی، این راه را با موفقیتهای بیشتر طی خواهد کرد و با تداوم راه پرافتخار امام، آینده روشن خود را محقق خواهد ساخت.

+ نوشته شده توسط مهدي در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 و ساعت 21:23 |

يه خبر بد: آزادي جاسوس معترف به جرم .

يه خبر بدتر: برگشتن جاسوس به محلي كه از آن اطلاعات را در اختيار دشمنان انقلاب و حاميان دوم خرداد قرار داد. (بي خود منو متهم به شايعه پراكني و از اين حرفها نكنيد مكالمه اين جاسوس و در خواست كمك، از طرف حسابش در رابطه با حمايت آنان (بيگانگان) براي انتخابات جزء اسناد بدست آمده از ارتباطات اين جاسوس است خبرش هم در روزنامه‌ها چاپ شده بود.) يعني مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام همان جا كه سايت رسمي آن كانون توطئه مركز  شايعه پراكني عليه دولت احمدي نژاد است. Do you understand???!!!  از اين فاجعه بارتر هم مي‌شود اين را هم بگذاريد كنار شاهكار ديگۀ قوه قضائيه يعني شهرام جزايري . البته اونجا با اقدام قاطع آيت الله شاهرودي و وزارت اطلاعات دولت دكتر احمدي نژد متهم فراري – نه بخوانيد متهم فراري داده شده – دستگير و به ايران بازگردانده شد. اين جا هم منتظر برخورد قاطع هستيم . خسته شديم از بس شاهد بوديم عده‌اي فاسد و مجرم منتسب به بعضي‌ها دستگير مي‌شوند، اما با الطاف بي‌كران بعضي از قضات فاسد آزاد مي‌شوند. ياد حرفهاي سردار احمدي مقدم افتادم در مورد علي ميكروب، با آن همه جرم بعد از يك مجازات كملاً بي‌ربط با جرم آزاد شد به همين راحتي...

 

اعتراض نمايندگان مجلس و فعالين سياسي به روند رسيدگي به پرونده موسويان

خبر دستگيري حسين موسويان، (معاون حسن روحاني در مرکز بررسي‌ها‌ي مجمع تشخيص مصلحت نظام و سخنگوي تيم مذاکره کننده ي هسته اي به رياست حسن روحاني در زمان رياست جمهوري خاتمي)، به اتهام جاسوسي، بيش و پيش از آنکه واکنش نهادهاي نظارتي و نيز اقشار مختلف جامعه را به همراه داشته باشد، باعث تحرک و فعاليت دوستان و حمايت کنندگان وي در جهت کند کردن روند بررسي پرونده شد تا آنها در ادامه با جوسازي و ايجاد هياهوهاي کاذب، اذهان و افکار جامعه را منحرف کرده، و قضيه را به شکل مطلوب فيصله دهند؛

نکته ي تأمل برانگيز ديگر در اين رابطه بازگشت موسويان متهم به جاسوسي، به محل کار خود در مجمع تشخيص مصلحت نظام بود که تاکنون در هيچ جاي دنيا در موارد مشابه خود، سابقه نداشت. همين اقدامات مشکوک و تأمل برانگيز باعث گرديد 27 تن از وکلاي ملت در مجلس شوراي اسلامي نامه ي سرگشاده ي اعتراض آميزي را براي وزير اطلاعات بفرستند و دغدغه‌ها‌ و خواسته‌ها‌ي خود را به عنوان نمايندگان ملت، در خصوص روند رسيدگي به پرونده ي موسويان، اعلام کنند.

 

در رابطه با اين پرونده، آزادي سؤال برانگيز موسويان و بازگشت دوباره وي به محل كار خود در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت، خبرنگار سايت سپهر، نظرات تعدادي از نمايندگان مجلس و فعالين سياسي را جويا شده است:

مهدي کوچک زاده، طراح اين نامه ي اعتراض آميز گفت: وقتي کسي را به هر اتهامي دستگير مي‏کنند قاعدتاً نوع برخورد با متهم بايد متناسب با اتهام وي باشد و در واقع نوع اتهام است که نوع برخورد با متهم را تعريف مي‏کند.

 

کوچک زاده افزود: نوع و شکل برخورد و رفتار با موسويان هر چند که جزء اختيارات قاضي پرونده مي‏باشد، اما اصلاً با موارد مشابه گذشته متناقض است و همين موارد باعث مي‏شود که مواردي به ذهن خطور کند که مهمترين آن، اعمال نفوذهاي سياسي در پرونده ي متهم است.

 

نماينده ي مردم تهران تصريح کرد: کسانيکه اعمال نفوذ مي‏کنند، برخلاف خواست ملت اقدام مي‏کنند و همه نگراني من از اين موضوع است.

 

فاطمه ي رهبر ديگر نماينده ي تهران که جزء امضاء کنندگان اين نامه بود، با اعتراض نسبت به نحوه ي برخورد و رفتار با موسويان اظهار داشت: متأسفانه اقدامات مقتضي در جهت تنوير افکار عمومي در اين خصوص صورت نگرفت و مردم به درستي نمي‏دانند که اصل اتهامات و روند رسيدگي به پرونده ي متهم به چه شکل مي‏باشد، ضمن اينکه به اعتقاد من شفاف سازي در اين مورد از واجبات اوليه است و اين درخواست جزء قوانين مجلس و اختيارات نمايندگان است.

رهبر خاطرنشان کرد: در صورت اثبات اتهامات موسويان بايد گفت که مطمئناً يک شبکه ي عظيم در اين خصوص در پشت پرده وجود دارد که حتماً بايد با آنها برخورد جدي شود.

غلامرضا کرمي نماينده ي مردم کرمان نيز در اين باره گفت: اصلاً چه توجيهي براي آزادي موسويان وجود دارد، کسي که به اتهام جاسوسي و اقدام عليه امنيت ملي دستگير شده است چرا بايد با قرار وثيقه ي 200 ميليون توماني آزاد شود؟

 

وي تصريح کرد: واقعاً نحوه ي برخورد با موسويان اصلاً متناسب با جرم وي نيست و اين جاي سؤال دارد که چرا کسي که اتهام وي دادن اطلاعات فوق سري نظام به بيگانه است به راحتي از زندان آزاد شود.

 

در اين رابطه تعدادي از فعالان سياسي نيز اظهار نظر کرده اند.

حبيب الله بور بور، دبير کل جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي گفت: اين نوع برخوردها که در اثر دخالت صريح برخي از جريانها مي‏باشد، مردم را نسبت به اين مسائل جري تر مي‏کند.

 

بوربور تصريح کرد: اين نوع دخالت‌ها‌ مردم را بسيار نگران و ناراحت مي‏کند؛ بايد واقعيت‌ها‌ براي مردم روشن شود زيرا اين حق مردم است.

 

دبيرکل جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي تأکيد کرد: ما معتقديم بايد بسيار جدي به اين مسائل پرداخته شود حتي نسبت به ساير موارد قضايي بايد در اينگونه موارد شدت برخورد بيشتري صورت بگيرد.

 

مجتبي شاکري، مسئول کميته ي سياسي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي نيز در خصوص اين اقدام نمايندگان مجلس گفت: جايگاه نظارتي نمايندگان باعث شده تا آنها دست به اين اقدام بزنند و بايد آنها کاملاً در اين خصوص يعني نظارت، تمام تلاش خود را بکنند که مکافات متهم به تناسب اتهام و جرم وي باشد.

 

شاکري افزود: مردم وقتي نوع برخورد با اين متهم را مي‏بينند، نوعي احساس برخورد دوگانه و تبعيض و اعمال نفوذ در اين مسئله براي آنها به وجود مي‏آيد که اين موضوع کاملاً مخرب است.

 

وي تصريح کرد: آيا اگر افراد ضعيف جامعه در اين خصوص مورد اتهام قرار مي‏گرفتند، همين برخورد در مورد آنها اعمال مي‏شد؟ مطمئناً هر برخوردي با اينگونه افراد را مي‏توان محتمل دانست.

 

ابوالقاسم رئوفيان، عضو جبهه ي پيروان خط امام و رهبري نيز در رابطه با نحوه ي برخورد با موسويان گفت: معتقدم در اين نوع موارد نبايد هيچگونه تعارفي داشت و بايد با دقت و سرعت اين مسئله را پيگيري کرد و به جمع بندي نهايي رسيد.

 

وي افزود: متأسفانه در اين مورد بعد از مدتي، نهادهاي مسؤل دچار کند روي شدند و گذشته نشان داده در اينگونه موارد، سرانجام مشخص نمي‏شود، قضيه چه سرانجامي داشته است.

رئوفيان تصريح کرد: ما از مسئولان ذيربط مي‏خواهيم با استناد به شواهد متقن، سريعاً به اين موضوع و به تناسب جرمي که از ايشان سر زده برخورد شود تا شاهد تبعات منفي آن در جامعه نباشيم.

 

سؤالي که در اينجا به ذهن خطور مي‏کند اين است که چرا شخصي که به خاطر جاسوسي و انتقال اسرار سري و فوق سري نظام به بيگانگان مورد اتهام قرار گرفته، دوباره به محل کار سابق خود که يک از منابع مهم و اساسي همين اسرار و موارد سري نظام است بازگشته و مشغول به کار شده است. قاعدتاً شخصي که به چنين اتهامي، متهم است نبايد به جائيکه سرشار از اسرار نظام است باز گردد، چه بسا که مجدداً مبادرت به انجام اقدامات گذشته خود کند.

مهدي کوچک زاده در اين ارتباط گفت: کسي که متهم به همکاري با بيگانگان مي‏شود، چطور هنوز در سمت معاونت مرکز بررسي‌ها‌ي استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام مانده است.

 

وي افزود: حداقل انتظاري که ما از مسئولين مجمع تشخيص مصلحت داريم اين است که تا اعلام وضعيت اتهام که بر اساس منابع موثق وي به آنها اعتراف کرده، وي را از دسترسي به اطلاعات جائيکه به اطلاعات نظام دسترسي دارد، منع کرده و از ورود متهم به اين مجمع جلوگيري کنند.

 

کوچک زاده تصريح کرد: در روزهاي اخير يکسري نامه نگاريها ميان مجلس و مجمع تشخيص صورت گرفت که در کمال تأسف در ذيل نامه‌ها‌ي مربوط متهم يعني موسويان مشاهده شده است و آنچه در اين خصوص به ذهن خطور مي‏کند اين است